برچسب: تخت جمشید

  • میراث بی پناه / زخم یادگارنویسی بر تن تخت‌جمشید

    میراث بی پناه / زخم یادگارنویسی بر تن تخت‌جمشید

    به گزارش اقتصادران، انتشار خبر یادگارنویسی بر دیواره‌ دروازه ملل تخت‌جمشید باری دیگر زنگ خطر برای میراث فرهنگی کشور را به صدا در آورد. اخیرا بر جرز شمالی درگاه شرقی دروازه مللِ تخت‌جمشید، عبارتی با تاریخ «۱۹/‏۱۱/‏۱۴۰۴» با خراشی روی سنگ نگاره‌های باستانی حک شده است؛ زخمی بر پیکره اثری که قرن‌ها از تندباد تاریخ جان سالم به در برده است. پایگاه میراث جهانی تخت‌جمشید با تایید این خبر، ضمن عذرخواهی از قصور رخداده اعلام کرد که خطوط ایجادشده بلافاصله توسط کارشناسان مرمت زدوده و پیگیری قضایی برای شناسایی و مجازات فرد خاطی آغاز شده است.

    دیوار نویسی بر دروازه ملل تخت‌جمشید اما نگرانی عمیق کنشگران و متخصصان میراث فرهنگی کشور را به دنبال داشته است. اینکه مجموعه‌ای که سال‌هاست در فهرست میراث جهانی ثبت شده و از نمادهای هویت تاریخی ایران به شمار می‌رود، بار دیگر هدف یادگارنویسی قرار گرفته، پدیده‌ای نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. دروازه ملل و کاخ تچر در سال‌های گذشته نیز آماج چنین رفتارهایی بوده‌اند. پرسش اساسی اینجاست که چگونه در محوطه‌ای با دوربین‌های نظارتی متعدد، نیروهای حفاظت و حساسیت جهانی، چنین اتفاقی رخ می‌دهد.

    داریوش اسدی، رییس اداره حقوقی و املاک اداره‌کل میراث فرهنگی فارس، از مستندسازی دقیق ابعاد تخلف و گردآوری شواهد برای شناسایی فرد یا افراد خاطی خبر داده و تاکید کرده است که پرونده پس از تکمیل فرآیند حقوقی به مراجع قضایی ارسال خواهد شد. این واکنش حقوقی، اگرچه ضروری اما برطرف‌کننده نگرانی‌های موجود نیست. به هر روی این پرسش و ابهام مطرح است که وقتی تخت‌جمشید با این درجه از اهمیت قربانی وندالیسم و تخریب گرایی می‌شود، وضعیت سایر محوطه‌های تاریخی کشور به چه شکل است. این رخداد بار دیگر نشان داد که ضعف ساختاری در نظام نظارت و کمبود نیروی انسانی یگان حفاظت میراث فرهنگی وجود دارد و این چالش‌های عمیق نیازمند رسیدگی هستند.

    دکتر عبدالرضا مهاجری‌نژاد، باستان‌شناس و عضو هیات علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی، ریشه مساله را فراتر از یک خطای فردی می‌بیند. به گفته او، بخشی از مشکل به نظارت ناکافی و در اولویت نبودن حفاظت میراث فرهنگی بازمی‌گردد. او همچنین به تناقضی اشاره می‌کند که در رفتار برخی مسوولان دیده می‌شود؛ جایی که میراث فرهنگی گاه در بزنگاه‌های سیاسی همچون جنگ ۱۲ روزه برجسته می‌شود، اما در زمان‌های دیگر در عمل از توجه و حمایت مستمر محروم می‌ماند.

    سیاوش آریا، کنشگر میراث فرهنگی نیز هشدار می‌دهد که اگر در محوطه‌ای با این سطح از حفاظت چنین رخدادی ممکن است، باید برای صدها اثر تاریخیِ بی‌نگهبان در گوشه‌وکنار کشور نگران‌تر بود. به باور او، نظارت زنده بر تصاویر دوربین‌ها و تامین نیروی کافی، ضرورتی فوری است؛ ضرورتی که اگر جدی گرفته نشود، خراش‌های کوچک امروز می‌تواند به آسیب‌های جبران‌ناپذیر فردا بدل شود.

    سیاوش آریا، کنشگر حوزه میراث فرهنگی، در خصوص خاطره‌نویسی اخیر که در دروازه ملل باعث بروز نگرانی‌هایی شده است، به «جهان‌صنعت» گفت: «در روزهای گذشته شاهد انتشار عکس‌هایی از یادگارنویسی انجام‌شده در دروازه ملل تخت‌جمشید بودیم. تخت‌جمشید یک محوطه تاریخی ساده نیست، بلکه محوطه‌ای ثبت جهانی‌شده است که در جای‌جای آن دوربین‌های نظارتی وجود داشته و نگهبان و نیروی حراست نیز دارد. وقتی در تخت‌جمشید با این درجه از حفاظت و اهمیت، چنین رخدادی بروز می‌کند، باید برای آثار تاریخی سراسر کشور که بدون نگهبان و در خارج از شهرها هستند، دوچندان نگران باشیم.»

    وی افزود: «این رخداد نشان از دو نکته دارد. نکته نخست آنکه کمبود نیرو به‌شدت در زمینه یگان حفاظت میراث فرهنگی و نگهبان در محوطه‌های تاریخی احساس می‌شود و ضرورت دارد که وزیر میراث فرهنگی و مسوولان رده‌بالای کشوری، بحث تامین نیروی انسانی کافی برای حفاظت از آثار تاریخی را در اولویت قرار دهند. دومین موضوع این است که اتفاقی که در دروازه ملل تخت‌جمشید افتاده حکم یک فاجعه را دارد و باید توجه داشت که در یک محوطه ثبت جهانی نباید چنین اتفاقی بیفتد. مشخص نیست که چرا تصاویر دوربین‌های نظارتی به‌صورت مستقیم و زنده تحت نظارت وپایش قرار نمی‌گیرد و این صرفا بعد از وقوع حادثه است که به سراغ آنها رفته و فیلم‌ها را مشاهده می‌کنند.

    شاید اگر این رخداد رسانه‌ای نمی‌شد، باز هم تصاویر دوربین‌ها دیده نشده و موضوع پیگیری نمی‌شد. خوشبختانه آسیب اخیر به دروازه ملل جزئی بوده و با یک مرمت سطحی نیز برطرف شد، اما اگر حادثه‌ای جدی‌تر اتفاق می‌افتاد، آن زمان چه کسی پاسخگو بود؟ به نظرم یادگارنویسی اخیر و تخریب حادث‌شده، نشان‌دهنده ضعف ساختاری در حفاظت از میراث فرهنگی است. محوطه پارسه یا تخت‌جمشید گل‌سرسبد آثار تاریخی ایران‌زمین است و جهان به آن افتخار می‌کند و شایسته است که نظارت دقیق و مطلوبی برای آن وجود داشته باشد.»

    این کنشگر میراث فرهنگی خاطرنشان کرد: «به نظرم اگر میراث فرهنگی و تمدنی ایران در اولویت مسوولان قرار می‌گرفت و دولت‌ها به شکل جدی به آن ورود می‌کردند و چالش کمبود بودجه و نیرو را برطرف می‌کردند، شاهد پیش آمدن چنین رخدادهای نگران‌کننده‌ای نبودیم.»

    ضعف نظارت؛ حلقه مفقوده حفاظت از میراث فرهنگی

    دکتر عبدالرضا مهاجری‌نژاد، باستان‌شناس و عضو هیأت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی، در پاسخ به این پرسش که چرا بحث وندالیسم و یادگارنویسی بر آثار تاریخی این‌قدر مساله‌ساز شده است، گفت: «در خصوص بحث وندالیسم و یادگارنویسی‌هایی باید توجه داشت که بخشی از مساله مربوط به بحث نظارتی در حوزه میراث فرهنگی است.

    معاونت میراث فرهنگی و نیروی حفاظت باید به شکل مطلوبی بر حفاظت از آثار تاریخی نظارت داشته و از آنها پاسداری کنند. متاسفانه اما این بحث حفاظتی میراث فرهنگی آن‌طور که باید و شاید در اولویت دولت قرار ندارد.»

    وی افزود: «در کشوری که برنامه‌ای تلویزیونی از شبکه نمایش خانگی پخش می‌شود و در آن اشیایی به سوی نمادهای ایران باستان پرتاب شده و به آنها بی‌احترامی می‌شود، نمی‌توان توقع داشت که مردم عادی از یادگارنویسی اجتناب کرده و پاسدار میراث تاریخی خود باشند.»

    این دانش‌آموخته دکترای باستان‌شناسی ضمن تاکید بر وندالیسم آگاهانه به‌عنوان زخمی تاریخی بر پیکره آثار فرهنگی گفت: «واقعیت این است که وندالیسم و تخریب‌گرایی آثار فرهنگی و تمدنی گذشتگان در کشور ما ریشه تاریخی دارد و بخشی از این موضوع ناآگاهانه و بخشی هم آگاهانه بوده است. آنچه فعالان میراث فرهنگی را آزار می‌دهد، اما تخریب‌گرایی آگاهانه است. در زمان قاجارها شاهد وندالیسم و تخریب‌گرایی آثار تاریخی در کشور بودیم و حتی در دوره‌های باستانی نیز شاهد بوده‌ایم که آثار سلسله‌های قبلی با تخریب‌گرایی عمدی حاکمان بعدی مواجه شده‌اند. در قرون اسلامی و با حمله اعراب این موج تخریب‌گرایی شدت گرفت و در دوران مغول نیز این وندالیسم و تخریب‌گرایی شدت فزون‌تری یافت. باید پذیرفت که در طول تاریخ بخشی از وندالیسم در کشور ما آگاهانه روی داده و بی‌تفاوتی دولت‌ها در دهه‌های اخیر در قبال آثار تاریخی و میراث فرهنگی نیز نگران‌کننده است.»

    وی افزود: «مشکل دیگری که وجود دارد این است که به نظر می‌رسد آثار تاریخی دوران پیش از اسلام برای برخی خوشایند نیستند و این آثار تاریخی تحت تاثیر این نگاه نادیده گرفته می‌شوند. تخریب بافت‌های تاریخی، تک‌بناهای واجد ارزش و مواردی از این دست، همه نشان‌هایی از تخریب‌گرایی و وندالیسم هستند که بخشی از این تخریب‌ها آگاهانه و بخشی ناآگاهانه است.»

    آموزش؛ راهکار مقابله با تخریب ناآگاهانه

    مهاجری‌نژاد در تشریح راهکار مقابله با تخریب ناآگاهانه میراث فرهنگی گفت: «در خصوص تخریب ناآگاهانه، برای حل مشکل باید بحث آموزش را جدی‌تر گرفت و در مدارس و دانشگاه‌ها به این مساله توجه داشت. به نظرم در مباحث آموزشی، آشنا کردن کودکان، نوجوانان و جوانان با میراث فرهنگی اولویت بیشتری نسبت به برخی مسائلی که در برخی دروس گنجانده شده دارد و لازم است که فرزندان ایران را با تاریخ غنی خود آشنا کنیم.»

    وی خاطرنشان کرد: «به نظرم نباید به مقوله میراث فرهنگی نگاه ابزاری داشت و زمانی که مثلا جنگ ۱۲ روزه روی می‌دهد، نمادهای تمدنی و میراث فرهنگی را برجسته کنیم، اما پیش از بروز این جنگ نگاه مناسبی به نمادهای ساسانی یا هخامنشی نداشته باشیم. تضاد و پارادوکس در نگاه و رفتار برخی مسوولان آزاردهنده است. در نهایت به نظرم بی‌تفاوتی و در اولویت نبودن میراث فرهنگی برای برخی مسوولان دولتی، مساله‌ای است که نگرانی ایجاد می‌کند.»

    ضرورت عبور از واکنش‌های مقطعی به اصلاحات بنیادین

    آنچه بیش از هر چیز در رخدادهایی نظیر آنچه اخیرا در تخت‌جمشید روی داده، خودنمایی می‌کند، نه صرفا یک حادثه ساده، بلکه تصویری از یک وضعیت مزمن است؛ وضعیتی که در آن حفاظت از میراث تاریخی همچنان در حاشیه اولویت‌ها قرار دارد. تجربه‌های تکرارشونده نشان می‌دهد مساله، صرفا کمبود ابزار یا فناوری نیست، بلکه نبود یک رویکرد منسجم و پایدار در حکمرانی فرهنگی کشور احساس می‌شود. تا زمانی که نگاه به میراث تاریخی از سطح شعار و مناسبت‌های مقطعی فراتر نرود، هر اقدام ترمیمی بیشتر شبیه درمان موقت یک بیماری عمیق خواهد بود.

    از سوی دیگر، برخورد صرفا قضایی با متخلفان، هرچند لازم بوده، اما کافی نیست. تجربه‌های جهانی نشان داده‌اند که پیشگیری موثر، در گرو آموزش مستمر، فرهنگ‌سازی عمیق و مشارکت فعال جامعه محلی است. وقتی شهروندان خود را شریک در نگهداری میراث بدانند، نظارت اجتماعی به‌مراتب کارآمدتر از هر سامانه کنترلی خواهد بود. این مشارکت، نیازمند اعتمادسازی و شفافیت در عملکرد نهادهای مسوول است.

    در نهایت، مساله اصلی در مسیر حفاظت از میراث فرهنگی به اراده دولت بازمی‌گردد؛ اراده‌ای برای تبدیل حفاظت از میراث فرهنگی به یک تعهد واقعی، نه صرفا یک وظیفه اداری. چنانچه سیاستگذاری کلان، بودجه‌ریزی هدفمند، آموزش نظام‌مند و نظارت حرفه‌ای در کنار هم قرار نگیرند، چرخه تکرار آسیب‌ها ادامه خواهد یافت. میراث تاریخی، آزمونی برای سنجش میزان بلوغ مدیریتی و فرهنگی یک جامعه است؛ آزمونی که نتیجه آن در حافظه تاریخ ثبت خواهد شد.

     

  • تخت جمشید از فهرست میراث جهانی خارج می شود؟ / سکوت معنادار میراث فرهنگی و مدیریت جدید تخت جمشید

    تخت جمشید از فهرست میراث جهانی خارج می شود؟ / سکوت معنادار میراث فرهنگی و مدیریت جدید تخت جمشید

    به گزارش اقتصادران، نماینده مرودشت در مجلس شورای اسلامی به تازگی در گفت‌و‌گو با رسانه‌ها ادعا کرده که حدود ۹۶۱ هکتار به محدوده شهر مرودشت اضافه شده است. این طرح سال‌ها پیش مطرح شده بود، اما به دلیل وجود تخت جمشید و ضوابط سختگیرانه حریم‌های مصوب آن، تاکنون اجرایی نشده بود. حالا، اما با ادعای نماینده مرودشت ظاهرا قرار است اجرایی شود. نکته مهم، اما این است که طبق بررسی‌های باستان‌شناسی، حدود ۴۶۰ هکتار از این محدوده جدید در حریم درجه دو تخت جمشید قرار دارد که با ضوابط میراث فرهنگی مغایرت دارد. این ۴۶۰ هکتار شامل اراضی بکری از منطقه باستانی فیروزی و بخشی از شهر باستانی پارسه هخامنشی، است که از نظر باستان‌شناسی اهمیت بالایی دارد. نکته مهم‌تر آن‌که این منطقه هنوز کاوش نشده و تپه‌های باستانی آن بدون مطالعه باقی مانده‌اند. الحاق این بخش به شهر مرودشت می‌تواند آثار ناشناخته‌ای از تاریخ هخامنشی را از بین ببرد.

    در سال ۱۳۹۰، با همکاری کارشناسان حقوقی وزارت میراث فرهنگی، ضوابطی تنظیم شد که تغییر کاربری اراضی کشاورزی در حریم درجه دو تخت جمشید را ممنوع می‌کرد، مگر در محدوده‌های خاصی مانند روستا‌ها که آن هم باید با رعایت ضوابط میراث فرهنگی انجام شود. این تصمیم برای جلوگیری از توسعه شهر مرودشت به سمت تخت جمشید و حفاظت از منظر فرهنگی این مجموعه گرفته شده بود. با این حال، اقداماتی مانند ساخت شهرک مهدیه در مسیر جاده منتهی به تخت جمشید پس از انقلاب، نگرانی‌ها درباره توسعه شهری مرودشت را افزایش داده بود.

    ظاهراً تصمیمات جدید نماینده مرودشت پس از تغییراتی در مدیریت پایگاه میراث جهانی تخت جمشید مطرح شده است. برخی تلاش دارند با تغییر ضوابط، امکان توسعه شهری را فراهم کنند. نقشه‌ای هم تهیه شده که این محدوده را به شهر مرودشت متصل نشان می‌دهد، اما این نقشه به شدت مورد مناقشه است.

    با مقایسه نقشه ۹۶۱ هکتاری محدوده اضافه‌شده با نقشه‌ای که توسط باستان‌شناسانی مانند ویلیام سامنر پیش از انقلاب تهیه شده، مشخص می‌شود که بخشی از این توسعه با محدوده شهر هخامنشی پارسه هم‌پوشانی دارد.

    این نقشه دو بخش اصلی را نشان می‌دهد: شهر باختری پارسه (شهر شاهی پارسی) و بخش جنوبی پارسه که شامل محوطه‌های شماره‌گذاری‌شده‌ای مانند ۱، ۲ و ۳ است. محوطه شماره ۵، شامل تل آجری و محوطه‌های ۲ و ۳، در این محدوده قرار دارد. لکه قرمز رنگ در نقشه جدید، که مساحتی حدود ۴۶۰ هکتار را نشان می‌دهد، به طور مستقیم با حریم حفاظتی تخت جمشید (مشخص‌شده با رنگ سبز) تعارض دارد. این تعارض نه تنها منظر فرهنگی را تهدید می‌کند، بلکه آثار باستانی مدفون را در معرض خطر قرار می‌دهد.

    این موضوع از حدود شش ماه پیش به طور جدی مطرح شده و باستان‌شناسان و کارشناسان با مکاتباتی موفق به توقف اجرای این طرح شده‌اند. با این حال، وجود حدود ۵۰۰ میله بتنی که در سال ۱۳۹۰ برای نشانه‌گذاری حریم نصب شده‌اند، نشان‌دهنده حساسیت این منطقه است. نادیده گرفتن یا تخریب این میله‌ها برای اجرای توسعه شهری عملاً غیرممکن است و نشان می‌دهد که این طرح به حریم حفاظتی تخت جمشید تجاوز کرده و آثار هخامنشی کاوش‌نشده را در معرض خطر جدی قرار می‌دهد.

    گزارش دوره‌ای ایران به یونسکو در سال ۲۰۲۳ به صراحت به خطر توسعه شهر مرودشت به سمت حریم تخت جمشید اشاره کرده و آن را تهدیدی بالقوه برای اصالت و یکپارچگی این میراث جهانی دانسته است. در این گزارش، رشد شهر مرودشت، توسعه روستا‌های جدید و ورود صنایع آلاینده به عنوان تهدیدات اصلی ذکر شده‌اند. یونسکو از ایران خواسته است این تهدیدات را به طور جدی مدیریت کند تا حریم حفاظتی حفظ شود. در صورت مخدوش شدن منظر فرهنگی و تاریخی تخت جمشید، یونسکو می‌تواند این اثر را در فهرست میراث در خطر قرار دهد و در صورت عدم پاسخگویی کافی یا عدم توقف اقدامات تهدیدآمیز، حتی ممکن است آن را از فهرست میراث جهانی حذف کند. از زمان ثبت جهانی تخت جمشید تا کنون هرگز این اثر با تهدید از سوی یونسکو مواجه نبوده و برای اولین‌بار است که در دولت مسعود پزشکیان، خطر خروج این اثر از فهرست میراث جهانی وجود دارد.

    نکته عجیب این است که مدیریت جدید پایگاه میراث جهانی تخت جمشید تاکنون هیچ واکنشی به ادعای نماینده مرودشت درباره الحاق ۹۶۱ هکتار به شهر نشان نداده است. این سکوت باعث گمانه‌زنی‌هایی شده که شاید تغییرات مدیریتی اخیر با هدف تسهیل چنین طرح‌هایی انجام شده باشد. نه تنها پایگاه میراث جهانی تخت جمشید که میراث فرهنگی استان فارس هم در برابر تعرض به حریم درجه دو و آثار باستانی مدفون سکوت کرده‌اند.

    تخت جمشید، که در سال ۱۳۵۸ به عنوان یکی از نخستین آثار ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد، توسط هخامنشیان حدود ۲۵۰۰ سال پیش ساخته شده است. این مجموعه دارای عرصه‌ای بزرگ و حرایم سه‌گانه است که حریم‌های درجه یک و دو آن ضوابط سختگیرانه‌ای دارند. حفاری‌های انجام‌شده در تل آجری نشان داده که آثار ارزشمندی از دوره هخامنشی در حریم درجه دو همچنان وجود دارد و کاوش‌های بیشتر می‌تواند تاریخ این دوره را متحول کند. حفاظت از این حرایم برای حفظ منظر فرهنگی و تاریخی این اثر حیاتی است.
  • یادگاری تلخ مسافران نوروزی برای تخت‌جمشید + فیلم

    یادگاری تلخ مسافران نوروزی برای تخت‌جمشید + فیلم

    به گزارش اقتصادران، در این ویدئو گزارشی تصویری از یادگاری‌هایی را مشاهده می‌کنید که روی دیوار‌های تخت‌جمشید حک شده‌اند.

  • خواهش می کنیم اگر بودجه‌ اضافه آمد به تخت‌جمشید بودجه بدهند!

    خواهش می کنیم اگر بودجه‌ اضافه آمد به تخت‌جمشید بودجه بدهند!

    به گزارش اقتصادران، در این شرایط انتظار می‌رود که کاندیدا‌های انتخابات ریاست‌جمهوری صحبتی درخصوص برنامه‌های‌شان برای تامین بودجه و حفاظت از آثار تاریخی ایران داشته باشند که البته تاکنون در این خصوص برنامه مشخصی مطرح و ارائه نشده است. قطع بودجه اعتباری تخت‌جمشید در حالی اتفاق افتاده که این مجموعه ۱۲۵‌هزار متر‌مربعی با چالش‌های بسیاری از جمله با هجوم گل‌سنگ‌ها و نیز با تهدید فرونشست زمین در دشت مرودشت رو به‌رو است. با این شرایط چنانچه بودجه کافی برای حفاظت و مرمت از مجموعه باستانی تخت‌جمشید فراهم نشود، شاید فردا خیلی دیر باشد و در آینده به جز آه‌وافسوس نتوان اقدامی موثر برای این میراث جاویدان ایرانیان انجام داد.

    محمدهادی ایمانیه استاندار فارس با آنکه چندی پیش حذف یا کاهش بودجه مجموعه جهانی تخت‌جمشید از ذیل سازمان برنامه‌وبودجه را تکذیب کرده و گفته بود که «از سفر دوم رییس‌جمهور به استان فارس بیش از هزارمیلیارد تومان برای حوزه گردشگری فارس و مجموعه تخت‌جمشید تصویب شده و این اعتبارات به مرور هزینه می‌شود و از محل مسوولیت‌های اجتماعی صنایع نیز اعتباراتی را به مجموعه‌های تاریخی و گردشگری استان اختصاص داده شده است و می‌شود»، اما مدیر پایگاه تخت‌جمشید همچنان وضعیت بودجه این میراث جهانی را اضطراری می‌داند.

    علیرضا عسگری‌چاوردی مدیر پایگاه تخت‌جمشید و نقش رستم ضمن اشاره به اینکه از دوسال قبل بودجه تخت‌جمشید قطع شده است، گفت: سازمان برنامه‌وبودجه، ردیف اعتباری تخت‌جمشید را دوسال است قطع کرده، درحالی که باید این بودجه دست‌کم از محل فروش بلیت به تخت‌جمشید برگردد. حالا ما باید از محل اعتبار استانی خواهش کنیم که اگر بودجه‌شان اضافه آمد به تخت‌جمشید بودجه بدهند. او تاکید کرد: باید برنامه‌وبودجه مصوب برای تخت‌جمشید و نقش رستم داشته باشیم، اگر این اتفاق رخ دهد، بهتر می‌توان در این محوطه‌ها کار کرد.

    بحران فرونشست در مرودشت

    آنگونه که محمد درویش پژوهشگر و کنشگر محیط‌زیست پیش از این گفته، بخش بزرگی از دشت مرودشت که شامل قلمرو بزرگ پاسارگاد، تخت‌جمشید و نقش رستم می‌شود با فرونشست بیش از ۱۵ الی ۲۰سانتی متری مواجه است.

    وی با بیان اینکه دشت مرودشت استان فارس بحرانی‌ترین منطقه از منظر زمین‌شناسی بعد از دشت مهیار در اصفهان است، گفت: متاسفانه وضعیت این بخش در استان فارس فوق‌العاده نگران‌کننده است و بخش بزرگ این دشت با فرونشست بیش از دوسانتیمتر مواجه است که این رقم ۵برابر نرم طبیعی و حدمجاز تحمل فرونشست است.

    درویش همچنین هشدار داده زمانی که فرونشست زمین از ۴میلیمتر عبور می‌کند، باید در اسرع وقت ستاد بحران تشکیل شود.

    عسگری‌چاوردی مدیر پایگاه تخت‌جمشید و نقش رستم درباره بحران فرونشست در تخت‌جمشید و نقش رستم گفت: مساله فرونشست در هر اقلیمی ممکن است اتفاق بیفتد. تخت‌جمشید و نقش رستم از یکدیگر فاصله دارند، اما مطالعات باستان‌شناسی نشان داده است در تمام این پهنه، پارسه‌ای وجود داشته که تخت‌جمشید بخشی از ارگ آن بوده و آرامگاه‌های پادشاهان هخامنشی در آن گوشه قرار داشته و یک چشم‌انداز شهری در دوران هخامنشی به نام «پارسه» وجود داشته است. از این منطقه بسیاری از فرهنگ‌ها شکل گرفته حتی خط و کتابت و معماری و تقویم و نجوم و علم و دانش در اینجا شکل گرفته و بخش اعظم اتکای تاریخ ایران به پارسه است. به همین دلیل وقتی مساله‌ای رخ می‌دهد جامعه حساس می‌شود که البته این نشان‌دهنده فرهنگ بالای جامعه ایران است که به حساسیت‌های آن آگاهی دارد.

    مدیر پایگاه میراث جهانی تخت‌جمشید ادامه داد: نقش رستم یک پروژه ملی و بین‌المللی است و نمی‌توان به آن به عنوان پروژه محلی نگاه کرد. بحران در نقش ستم جدی است؛ چه مرمت‌ها، چه هدایت آب و بارندگی و چه فرونشست زمین باشد، به هر حال الان تاثیرش را به صورت مستقیم روی آثار تاریخی می‌بینیم. به همین دلیل مقیاس این پروژه باید ملی و بین‌المللی باشد؛ یعنی از نظر اعتبار و بودجه باید ملی باشد. ما در حد توان خودمان برنامه‌های اکتشافی را آغاز کرده‌ایم.

    عسگری‌چاوردی با بیان اینکه به دنبال گسترش شکاف‌ها در نقش رستم، اسکن زمین در این محوطه تاریخی انجام شده است، گفت: کاوش‌های باستان‌شناسی برای شناسایی عمق آن‌ها و گمانه‌زنی شکاف‌ها و اینکه محوطه بالا را چطور شیب‌بندی کنیم نیز انجام شده است. بخشی از گسل‌ها به دوران قبل و دوران هخامنشی برمی‌گردد، بخشی هم به یکصدسال گذشته و بخشی نیز به کاوش‌ها و مسائلی که در ۱۰۰سال پیش رخ داده است.

    کشف گونه جدید گلسنگ‌ها در تخت‌جمشید

    در سال‌های اخیر همواره بحث گلسنگ‌ها و خطراتی که این گونه‌ها برای مجموعه تخت‌جمشید دارند، مطرح شده است. در یک ماه گذشته، اما با انتشار خبری درخصوص انتشار نوعی جدید از گل‌سنگ در تخت‌جمشید، حساسیت‌ها در این باره افزایش یافته است.

    محمد سهرابی (رییس موزه گلسنگ‌های ایران و متخصص گلسنگ‌شناس) در رابطه با کشف گونه جدید گلسنگ که به طرز چشمگیری در نقوش تخت‌جمشید پراکنده است، گفت: کشف این گونه بر پایه یافته‌های DNA استوار بوده و پراکنش این گونه با نام علمی «سیرسیناریا پرسپولینتا» نشان می‌دهد که این گونه جدید در واقع یک گونه بومی ایران است که در تمام محوطه باستانی تخت‌جمشید گسترده شده، اما تاکنون خارج از ایران دیده نشده است.

    او می‌گوید: این اسید به لحاظ قدرت اسیدی، بسیار قوی‌تر از اسید استیک است. اسید اگزالیک در فرآیند فرسودگی زیستی نقش خورندگی بیشتری دارد. این درحالی است که زیر همین گونه جدید کشف شده که فقط روی سطح بستر‌های سنگی رویش دارد ریز زیستگاهی وجود دارد که فرسودگی زیستی مانند سیانوباکتری را نیز فراهم کرده و این سیانوباکتری‌ها از تاثیرات تابش نور خورشید فرار و در زیر این گلسنگ به داخل سنگ نفوذ می‌کنند.

    این متخصص گلسنگ‌شناس با تاکید بر اینکه اگر رفتار گونه‌های گلسنگی بر آثار سنگی تاریخی با دقت ارزیابی نشود بیشترین آسیب متوجه آثار سنگی تاریخی خواهد شد، ادامه داد: کارشناسان میراث‌فرهنگی اگر رفتار گونه جدید گلسنگ تخت‌جمشید را نشناسند و بدون استناد به مطالعات علمی و راهکار‌های درست شروع به از بین بردن آن کنند باعث می‌شوند زیستگاهی که زیر این گونه مخرب گلسنگ به‌وجود آمده عواملی مانند سیانوباکتری‌ها و باکتری‌ها عمیق‌تر به سطح سنگ فرو رود و این یعنی یک گام حرکت به سمت فاجعه و تخریب بیشتر.

    شایان ذکر است پیش از این شهرام رهبر، مسوول گروه حفاظت و مرمت تخت‌جمشید، در پاسخ به این پرسش «جهان‌صنعت» که «آیا شرایط کنونی تخت‌جمشید را پایدار و مناسب ارزیابی می‌کند یا خیر؟»، ابراز داشت: «نمی‌توان گفت شرایط تخت‌جمشید stable (پایدار) است، اما در بسیاری از مناطق مجموعه تلاش کرده‌ایم شرایط پایدار به‌وجود آوریم.» مسوول گروه حفاظت و مرمت تخت‌جمشید خاطرنشان کرد: «جالب است بدانید که در بسیاری از موارد نمی‌توان با کمک مواد (شیمیایی) عملیات پاکسازی را انجام داد و در این موارد از طریق شوک حرارتی پاکسازی گلسنگ‌ها انجام می‌شود. البته شوک حرارتی نیز در تمام موارد جوابگو نیست و در برخی موارد ناچار هستیم از آفت‌کش‌هایی که آزمایش و میزان مواد قلیایی و اسیدی آن‌ها بررسی شده و برای سنگ مضر نیستند، استفاده کنیم.»

    باید اذعان داشت هرچند از سال‌های گذشته اقداماتی برای جلوگیری از گسترش گلسنگ در تخت‌جمشید انجام شده است، اما هنوز برای مقابله با این پدیده طبیعی نیاز به صرف نیرو، زمان و بودجه بیشتری وجود دارد و کمبود اعتبارات و توقف یا کند شدن عملیات گلسنگ‌زدایی، می‌تواند خطری جدی برای مجموعه تخت‌جمشید محسوب شود.

    از سوی دیگر مقابله با پدیده فرونشست خصوصا در اطراف محوطه‌های با اهمیت باستانی نظیر تخت‌جمشید، دارای اهمیت شایانی است و لازم است برای حفاظت و پاسداشت این اثر بودجه لازم در نظر گرفته شود.

    در شرایط کنونی، اما باتوجه به این نکته که ردیف اعتباری این اثر جهانی از دوسال پیش قطع شده است، آینده تخت‌جمشید با اماواگر‌ها پیوند خورده است و باید امیدوار به اتخاذ تصمیمات بهتر در این خصوص در دولت آتی بود.

  • تخت‌جمشید در محاصره قارچ ها!

    تخت‌جمشید در محاصره قارچ ها!

    به گزارش اقتصادران، وضعیت آثار تاریخی ایران در حوزه فرسودگی زیستی بسیار ناپایدار است. خطرناک‌ترین و شدیدترین فرسودگی زیستی ناشی از رشد گلسنگ‌ها در محوطه باستانی بیستون و پس از آن در تخت‌جمشید و پاسارگاد، میراث جهانی محور ساسانی است.