برچسب: تجارت

  • خشم تجار از قطعی اینترنت

    خشم تجار از قطعی اینترنت

    به گزارش اقتصادران، اختلال و فیلترینگ اینترنت در هفته‌های اخیر، علاوه بر زندگی روزمره شهروندان، فعالیت‌های اقتصادی و تجاری کشور را نیز با چالش‌های جدی مواجه کرده است. در شرایطی که مسئولان از تداوم ارائه خدمات سخن می‌گویند، فعالان اقتصادی روایت دیگری دارند و از توقف مبادلات، اختلال در خدمات بانکی و قطع ارتباطات بین‌المللی خبر می‌دهند. در همین زمینه، جلیل جلالی‌فر، عضو اتاق بازرگانی مشترک ایران و روسیه، به اقتصاد۲۴ از پیامد‌های این وضعیت گفت.

    او با انتقاد از تبعات قطع اینترنت برای فعالان اقتصادی گفت: این اختلال‌ها عملاً تجارت خارجی را متوقف کرده است؛ به‌طوری‌که کنسولگری روسیه در شمال کشور به دلیل قطع اینترنت از کار افتاده و حتی اتاق بازرگانی هم که قرار بود خدمات اینترنت ارائه دهد، در روز‌های تعطیل پاسخگو نیست. به گفته او، اختلال در اینترنت‌بانک‌ها باعث شده ارسال و دریافت حواله‌های مالی تجار انجام نشود.

    نمایندگی‌های خارجی از جمله کنسولگری روسیه در شمال کشور از کار افتاده

    جلیل جلالی‌فر، عضو اتاق بازرگانی مشترک ایران و روسیه در گفت‌و‌گو با اقتصاد۲۴ با انتقاد از تبعات فیلترینگ و قطع اینترنت برای فعالان اقتصادی گفت: قطع اینترنت زیان بسیار سنگینی به تجار وارد کرده است. در حالی که سخنگوی شورای عالی فضای مجازی کشور در رسانه ملی با لبخند و رضایت از شرایط سخن می‌گوید، بخشی از این اظهارات با واقعیت فاصله دارد و حتی می‌توان گفت دروغ است؛ چراکه تاکنون هیچ‌گونه خدمات مشخصی به بازرگانان ارائه نشده است.

    وی افزود: پس از این اظهارات، اتاق بازرگانی اعلام کرد فعالان اقتصادی می‌توانند برای استفاده از اینترنت به دفتر اتاق مراجعه کنند، اما سوال اینجاست وقتی اتاق بازرگانی در روز‌های ۳ و ۴ بهمن تعطیل بوده، فعال اقتصادی چگونه باید امور خود را انجام دهد؟ اصلاً چرا منِ تاجر که دفتر دارم، مالیات می‌دهم، پرسنل و بیمه دارم، نباید در دفتر کار یا حتی روی گوشی تلفن همراهم اینترنت داشته باشم تا تماس‌های کاری‌ام را پاسخ دهم؟

    جلالی‌فر با اشاره به مشکلات تجارت خارجی به دلیل قطعی اینترنت بین الملل ادامه داد: در حال حاضر کالا داریم، اما امکان تبادل اسناد وجود ندارد. حتی نمایندگی‌های خارجی از جمله کنسولگری روسیه در شمال کشور که خدمات ویزا و تأیید اسناد به تجار ارائه می‌دهند، به دلیل قطع اینترنت عملاً از کار افتاده‌اند. اگر مسئولان می‌گویند اینترنت وجود دارد، شاید اینترنت هم مانند ارز فقط برای عده‌ای خاص در دسترس است.

    فعالان اقتصادی از این وضعیت به‌شدت عصبانی هستند

    عضو اتاق بازرگانی مشترک ایران و روسیه با تأکید بر وضعیت نامناسب شهرستان‌ها گفت: شرایط در شهرستان‌ها به‌مراتب بدتر است؛ به‌ویژه در شمال کشور که محور تجارت با روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و ازبکستان است. این مناطق عملاً اینترنت ندارند. چه مسئولان باور کنند یا نه، نه‌تنها مال و زندگی‌مان در خطر افتاده، بلکه فعالان اقتصادی از این وضعیت به‌شدت عصبانی هستند. باید هرچه سریع‌تر راهکاری پیدا شود تا تجار بتوانند ارتباطات خارجی خود را حفظ کنند؛ در حالی که حتی اتاق بازرگانی هم در روز‌های تعطیل پاسخگو نیست.

    وی با انتقاد از اختلال در خدمات بانکی افزود: طی این مدت حتی با اینترنت‌بانک هم نتوانستیم حواله‌ای ارسال یا دریافت کنیم. این چه شکلی از تجارت است؟ هنوز هم حواله‌ها به‌درستی انجام نمی‌شود و سیستم عملاً قفل است.

    یک میلیون دانشجوی ایرانی در روسیه امکان دریافت پول ندارند

    جلالی‌فر در ادامه به مشکلات دانشجویان ایرانی خارج از کشور اشاره کرد و گفت: در حال حاضر بین ۸۰۰ هزار تا یک میلیون دانشجوی ایرانی در روسیه حضور دارند که خانواده‌هایشان نمی‌توانند برای آنها پول ارسال کنند. این دانشجویان باید شهریه دانشگاه و کرایه خانه پرداخت کنند، اما به دلیل اختلال در حواله‌ها با مشکلات جدی مواجه شده‌اند. آیا دولت حتی به ساختار‌های خودش هم اعتماد ندارد که دست‌کم دسترسی پایدار اینترنت را برای بانک‌ها فراهم کند؟

    عضو اتاق بازرگانی مشترک ایران و روسیه در پایان تأکید کرد: امروز ما در یک جنگ اقتصادی و در اوج تحریم‌ها قرار داریم. در چنین شرایطی، تجار باید ابزار لازم برای فعالیت و مقابله با فشار‌های خارجی را داشته باشند. بدون اینترنت، تجارت الکترونیک و بهبود معیشت مردم عملاً غیرممکن است.

    به گزارش اقتصاد۲۴ ، اختلال و فیلترینگ اینترنت مانعی جدی در مسیر تجارت خارجی، تبادلات مالی و حتی امور روزمره شهروندان خارج از کشور تبدیل شده است. توقف خدمات کنسولی، قفل شدن حواله‌های بانکی و بلاتکلیفی دانشجویان ایرانی در خارج از کشور، تنها بخشی از پیامد‌های این وضعیت است؛ وضعیتی که به گفته تجار، در شرایط تحریم و فشار اقتصادی، هزینه‌های آن مستقیماً به اقتصاد و معیشت مردم منتقل می‌شود.

  • شوک قطعی اینترنت به تجارت / قیافه: ارتباط فعالان اقتصادی با شرکای خارجی قطع شده است

    شوک قطعی اینترنت به تجارت / قیافه: ارتباط فعالان اقتصادی با شرکای خارجی قطع شده است

    به گزارش اقتصادران، پنج روز از خاموشی اینترنت در ایران می‌گذرد؛ خاموشی که منجر به نگرانی فعالان اقتصادی شده است؛ فعالانی از حوزه اقتصاد دیجیتال تا حوزه تولید و تجارت. همه نگران ادامه این قطعی‌ها و ادامه فعالیت‌های‌شان هستند. برخی از آنها از ریزش کاربران حوزه اقتصاد دیجیتال می‌گویند و برخی از ریزش تجارت خارجی ایران. «اعتماد» با فعالان این دو گروه گفت‌وگو کرده است.

     

    همه راه‌های ارتباطی تجار مسدود شد

    قدیر قیافه، عضو هیات‌رییسه اتاق بازرگانی ایران در مورد اثر قطعی ممتد اینترنت در کشور بر تجارت کشور می‌گوید: واقعیت این است که قطعی اینترنت امروز به ‌شدت به اقتصاد کشور لطمه وارد کرده است. تمامی ارتباطات فعالان اقتصادی با شرکای خارجی و شرکت‌های تامین‌کننده کالا با مشکل مواجه و قطع شده است. در صورتی که این سیاست (قطعی اینترنت) ادامه‌دار باشد قطعا در آینده‌ای نزدیک شاهد اتفاقات وخیم‌تری خواهیم بود. او می‌افزاید: ادامه‌دار شدن این شرایط و مسدود شدن راه‌های ارتباطی تجار می‌تواند در عرصه تولید و تامین نیازهای مردم در داخل کشور بحران‌ساز شود، این روزها بسیاری از کسب و کارها در کشور در بستر اینترنت فعالیت می‌کنند و در حقیقت بدون اینترنت امکان ادامه حیات ندارند و حتی فعالیت در کسب و کارهایی که در بخش اسنپ یا نرم‌افزارهای شبیه آن فعال هستند بسیار دشوار شده است. به گفته قیافه، ضمن آنکه قطعی اینترنت در کشور باعث سلسله اتفاقات مختلفی در اقتصاد ایران می‌شود که پشت هم رخ خواهد داد و لطمه‌های شدیدی بر اقتصاد کشور وارد خواهد کرد.  متاسفانه در حال حاضر بسیاری از ارتباطات تجار با خارج از کشور که در بستر اینترنت بوده قطع شده و وضعیت به گونه‌ای است که حتی برای گرفتن بلیت برای سفر به خارج از کشور با محدودیت روبه‌رو شده‌ایم و در بخش رد و بدل کردن پیام‌ها نیز با بن‌بست روبه‌رو هستیم.
    او می‌افزاید: همچنین در بازار مبادله کالا و ارز نیز صادرکنندگان نمی‌توانند از بستر اینترنت استفاده کنند و دچار مشکل شده‌اند و هرگونه توافق با واردکنندگان برای فروش ارز با نرخ‌هایی که در مرکز مبادله کالا و ارز اعلام شده با چالش همراه شده است و در کنار آن تجار قادر نیستند با مراکز تامین‌کننده کالا در خارج از کشور هم ارتباط برقرار کنند.

    از نگاه او با توجه به اینکه هیچ راهکاری برای تجار برای ارتباط با خارج از کشور از قبل در‌نظر گرفته نشده و ارتباطات بین‌المللی هم مسدود شده است. تمامی این موارد در کوتاه‌مدت روی تامین و عرضه کالا اثرگذار خواهد بود و در آینده نیز شاهد کمبودهای دیگری خواهیم بود. در این شرایط هرگونه محدودیت یا فقدان در واردات تجهیزات و مواد اولیه مهم کارخانجات باعث تعطیلی‌های طولانی‌مدت کارخانجات خواهد شد و حتی ممکن است تا دو ماه کارخانه‌ای به دلیل نبود تجهیزات این واحدهای تولیدی نتواند فعالیتی داشته باشد. قیافه ادامه می‌دهد: زمانی که اوضاع کشور رو به وخامت می‌رود و دسترسی‌ها به اینترنت بین‌المللی و داخلی محدود یا مسدود می‌شود مطمئنا سرمایه‌گذاران نیز دیگر قادر به فعالیت نخواهند بود و تمایلی برای ادامه سرمایه‌گذاری در ایران نخواهند داشت.  او می‌افزاید: افت سرمایه‌گذاری در سال‌های اخیر با رشدهای مثبت اما شکننده اقتصادی همراه بود؛ سرمایه‌گذاری، به تعبیری موتور محرک رشد بلندمدت است و برای افزایش تولید کالا و خدمات، تنها اتکا به نیروی کار یا بهره‌وری کوتاه‌مدت کافی نیست و نیازمند امنیت و امکانات اولیه هستیم. بررسی روند سرمایه‌گذاری طی ۱۵ سال اخیر نشان می‌دهد که اقتصاد ایران طی این دوره با نوسان‌های شدید، شوک‌های تحریمی، تورم بالا، بی‌ثباتی‌های کلان و کمبود منابع مالی مواجه بوده و این عوامل به ‌صورت همزمان موتور سرمایه‌گذاری را تضعیف کرده‌اند.

    از نگاه قیافه، زمانی که سرمایه‌گذاران خارجی در ایران و به خصوص چینی‌ها که در ایران حضور دارند قادر نباشند با خانواده یا همکارانش در خارج از کشور ارتباطی بگیرند، ناامید می‌شوند و از اینکه نمی‌توانند از بستر اینترنت برای ارتباط با کشورشان استفاده کنند متعجب و دلزده می‌شوند. این وضعیت منجر به کاهش سرمایه‌گذاری جدید و عدم تمایل ورود سرمایه‌های خارجی به کشور شده است. بنگاه‌های کوچک و متوسط نیز به دلیل ضعف سرمایه در گردش، بدهی بانکی، مالیات معوق و فشارهای بیمه‌ای، در برابر شوک‌های شدید اقتصادی دوره تنش‌های جنگی و… آسیب‌پذیرتر شده‌اند. قاعدتا در این حوزه نیز ما یک‌ بار دیگر اعتماد و اطمینان سرمایه‌گذاران را به امکانات فناوری در ایران از دست می‌دهیم. او در ادامه می‌گوید: باید پذیرفت که کشور این روزها درگیر بخشی از اعتراضات معیشتی است و اینکه بخشی از مردم به کوچک‌تر شدن سفره‌های‌شان معترض بوده و گلایه‌مند هستند، اما در کنار آن متاسفانه شاهد آنیم که برخی اغتشاشگر هم با سوءاستفاده از این شرایط بحرانی و احساسات مردم به دنبال دستیابی منافع سیاسی خودشان هستند و همه این عوامل باعث دامن زدن به شلوغی‌های اخیر شده و فضای اقتصادی را هم تحت تاثیر قرار داده است، اما اگر به دنبال حل این مسائل هستیم باید از سیاستگذاران پرسید که چرا تنها راه‌حل برای خاتمه یافتن بحران‌ها همواره قطع کردن اینترنت است و آیا راه‌حل دیگری در این زمینه وجود ندارد؟

     

    شوکی دیگر به اقتصاد ایران

    علی مسعودی، رییس کمیسیون فاوای اتاق بازرگانی ایران در واکنش به قطعی‌های روزهای اخیر می‌گوید: همه می‌دانیم که اینترنت با سرعت پایدار نیازی مهم برای همه کسب و کارها و مردم محسوب می‌شود و این موضوع تنها مربوط به کسب و کارهای آنلاین و اقتصاد دیجیتال نیست هر چند این دست از کسب و کارها به صورت مستقیم در این بخش فعالیت دارند اما در بخش کسب و کارهای دیگر اقتصادی مباحث مربوط به ثبت سفارش و ارتباطات بین‌المللی نیز مطرح است، به‌خصوص در شرایط کنونی که موضوع مربوط به تک‌نرخی شدن ارز عنوان شده این مساله خود نکته مهمی است که ارتباطات ما در این حوزه نباید قطع شود و نیازمند این هستیم تا تصمیمی صحیح گرفته شود. ازسوی دیگر کسب و کارهای اقتصاد دیجیتال هم لازمه فعالیت‌شان اینترنت است و تنها براساس همین ارتباطات و فناوری قادرند تا فعالیت‌های خود را پیش ببرند. این درحالی است که با قطعی‌های مکرر اینترنت به دلایل مختلف با چالش مواجه می‌شوند.

    او می‌افزاید: هر چند برخی از کسب و کارها ممکن است برقرار باشند اما مطمئنا تا زمانی که اینترنت به صورت یکنواخت و سراسری برای همه مردم برقرار نباشد، نمی‌توانند فعالیت یا اقدامی داشته باشند و اگر قرار بر این باشد که به صورت جسته و گریخته اینترنت وصل باشد هم باز این محدودیت وجود دارد. مسعودی تاکید می‌کند: حتی فردی که در اسنپ مشغول فعالیت است هم باید اینترنت داشته باشد تا بتواند سرویسی را ارائه بدهد. بنابراین می‌بینیم که موضوع قطعی اینترنت مهم است که بر زندگی همه مردم هم اثرگذار بوده و کاملا بود و نبود آن در زندگی مردم محسوس است. او ادامه می‌دهد: فقدان اینترنت بر آموزش، دسترسی آزاد اطلاعات و رسانه نیز اثری مستقیم دارد. هر زمان که مدارس به دلیل آلودگی هوا تعطیل می‌شوند تدریس را در فضای مجازی انجام می‌دهند اما این‌ بار با تعطیلی مدارس حتی دسترسی به محیط آنلاین برای تدریس هم وجود ندارد و دانش‌آموزان و دانشجویان هم با چالش بی‌برنامگی روبه‌‌رو شده‌اند و نکته بعدی اینکه در چند روز‌گذشته پلتفرم‌های ویدیو و آنلاین تا حدودی برقرار بودند و در این حوزه موضوعات به درستی پیش می‌رود و نباید تنها برای برخی از حوزه این دسترسی وجود داشته باشد و ما نیازمند وجود اینترنت در همه ارکان عمومی هستیم.

    نکته اینجاست وقتی که موضوعات اینچنینی رخ می‌دهد، لازم است تمهیدات دیگری اندیشیده شود تا به همه حوزه‌های اقتصادی ضربه وارد نشود و اینکه به یک‌باره و بدون اطلاع قبلی اینترنت کل مردم را قطع می‌کنند کلید و راه‌حل مناسبی در این وضعیت نیست.
    مسعودی می‌گوید: اینکه کاهش سرعت یا قطعی اینترنت در شرایط گوناگون کشور به جای سیاست موقتی به یک سیاست دائمی تبدیل شده را باید از حوزه‌هایی که در این خصوص تصمیم‌گیر هستند جویا شد و سوال اینجاست که چرا با قطعی اینترنت در این شرایط ارتباطات تلفنی به خارج از کشور را هم قطع می‌کنند تا دیگر هیچ‌کس نتواند از خارج از کشور با ایران یا از ایران با خارج از کشور تماس بگیرد؟ وضعیت به گونه‌ای شده که نمی‌توان با شرکت‌ها و دفاترمان در خارج از کشور در تماس باشیم و این موضوع را اگر به همه کسب و کارها و مردم بسط بدهیم، می‌بینیم که شرایط بسیار پیچیده شده، چراکه تاثیر بسیار بدی بر زندگی مردم گذاشته و اینها نکاتی است که اهمیت دارند و حتما نیازمند یک مدل سیاستی است تا در این حوزه به صورت منطقی گام ‌برداریم.
    از نگاه رییس کمیسیون فاوای اتاق بازرگانی ایران با توجه به وضعیت کنونی هم به نظر می‌رسد نمی‌توان زمان دقیقی برای وصل شدن اینترنت متصور بود که آیا یک روز دیگر این قطعی‌ها ادامه دارد یا زمان بیشتری باید در انتظار وصل شدن اینترنت بود، به هر حال این موارد باید از‌سوی نهادهای امنیتی تشخیص داده شود اما زمانی که همه موارد را در‌نظر بگیریم در این گونه موارد هم بهتر می‌توانیم تصمیم بگیریم.

    جنگ ۱۲ روزه به ما نشان داد که قطعی اینترنت و پیام‌رسان‌ها چندان در وضعیت جنگی اثرگذار نبود و اینکه امروز اگر پیام‌رسان‌ها قطع باشند حتی رسانه‌ها هم دیگر نمی‌توانند فعالیت کنند، امروز دچار این مساله هستیم که نمی‌توانیم نه‌تنها با کشورهای دیگر بلکه با داخل کشور ارتباط بگیریم و مطمئنا برای این وضعیت نیازمند تمهیدات دیگری هستیم و امیدواریم که این محدودیت‌ها و قطعی‌ها به صورت موقتی باشد و هر چه زودتر برطرف شود.

    در قطعی اینترنت در زمان جنگ ۱۲روزه هم به واحدهای مختلف اقتصادی ضرر و زیان زیادی وارد شد اما هنوز رقم دقیقی از این زیان مشخص نشده و اینکه اگر این روزها هم کسب و کارها باز هستند و مشغول فعالیت باید بررسی کرد که آیا کاری از پیش می‌برند یا اینکه بسته و باز بودن آنها با یکدیگر چندان فرقی ندارد و به دلیل اینکه اقتصاد دیجیتال در کشور به صورت کامل رصد نمی‌شود اصلا نمی‌توان به صورت دقیق گفت چه مبلغ یا خسارتی درخصوص قطعی اینترنت در آن مقطع وارد شده است و اگر رقمی هم اعلام می‌شود به صورت حدس و گمان است. آنچه مسلم است متاسفانه دچار شرایط خاصی در اقتصاد کشور هستیم که باید به گونه‌ای دیگر سیاستگذاری می‌شد تا کسب و کارها گرفتار موضوعات مختلف نشوند.

  • خشکسالی؛ زنگ خطر تجارت و اقتصاد ایران را به صدا درآورد / وقتی به جای توسعه، اولویت‌ها جای دیگری است!

    خشکسالی؛ زنگ خطر تجارت و اقتصاد ایران را به صدا درآورد / وقتی به جای توسعه، اولویت‌ها جای دیگری است!

    به گزارش اقتصادران، خشکسالی فقط بارش کم و به‌دنبال آن آلودگی هوا و مشکلات محیط زیستی نیست. فقط هشتگ شدن اصطلاحاتی مثل ورشکستگی آب در میان پیام کاربران شبکه‌های اجتماعی و صرفاً ایجاد موج نگرانی نیست. خشکسالی می‌تواند تدریجی و خاموش پا به حیات اجتماعی و اقتصادی کشور بگذارد و آنها را ویران کند.

    سوسن نوری نوشت: حالا با خشکسالی امسال، یکی از این عرصه‌های اصلی کشور که می‌تواند صدمه جدی ببیند ساختار بازرگانی ایران در سال ۱۴۰۵ است. کاهش بارندگی و افت سطح زیر کشت محصولات اصلی، تنها به بخش کشاورزی محدود نمی‌ماند و می‌تواند زنجیره‌ای از بازارهای اقتصادی را تحت تاثیر قرار دهد؛ به‌ویژه اگر مدیریت مؤثر و هماهنگ وجود نداشته باشد.

    در چنین شرایطی، ترکیب صادرات و واردات تغییر خواهد کرد. تولید محصولات پرآب‌بر کاهش می‌یابد، صادرات محدود می‌شود و نیاز کشور به واردات کالاهای اساسی بیشتر خواهد شد؛ امری که فشار بر منابع ارزی و هزینه تجارت خارجی را افزایش می‌دهد. در واکنش به این وضعیت، بخشی از فعالان اقتصادی به سمت کالاها یا خدمات کم‌آب‌بر و زنجیره‌های تامین کوتاه‌تر حرکت خواهند کرد.

    از آنجا که بارش سالانه ما نسبتاً پایین‌تر از متوسط است و به‌تدریج نیز در طول سال‌های گذشته ذخایر آبی ما کاهش یافته است، به هر صورت با مشکل بزرگی مواجه شده‌ایم؛ تا جایی که چند روز پیش وزیر نیرو مطرح کرد که قصد دارد آب وارد کند! این نشان می‌دهد که با یک بحران جدی روبه‌رو هستیم.

    بدون توجه به این کمبود آب، نظام کشاورزی ما امکانات و تمهیدات لازم را فراهم نکرده است؛ چه در نوع کشت، چه در تنوع کشت، چه در تکنولوژی‌های کشت و چه در زمینه‌سازی برای مدیریت مصرف.

    موضوع مدیریت، تکنولوژی، مصرف و قیمت آب، همگی از موضوعاتی هستند که در اقتصاد و در تمام ابعاد آن نقش کلیدی داشته و خواهند داشت. آل‌اسحاق با نگاهی به عملکرد دولت‌ها در دهه‌های گذشته می‌گوید: با وجود اینکه در یک دوره، سدسازی‌ها در کشور آغاز شد، یعنی اقداماتی که در دهه ۷۰ و قبل از آن صورت گرفت، تعداد سدها افزایش یافت که اگر همان سدها هم ساخته نمی‌شد، وضعیت بسیار فاجعه‌بارتر می‌بود. گاهی نیز در حوزه آبیاری، مانند آبیاری قطره‌ای و دیگر تکنولوژی‌های روز، تغییراتی ایجاد شد، اما سرعت این تغییرات کافی نبود. این ضرورت نگاه مدیریتی به مسئله آب است.

    چالش جدی؛ کمیت، تکنولوژی، تامین و مصرف

    از طرفی، فقط ایران نیست که با کمبود آب مواجه شده است بلکه وضعیت اقلیمی و تغییرات منابع آبی، کشورهای همسایه ما را نیز درگیر کرده است. بنابراین تامین آب از کشورهای همسایه نیز با مشکلات مشابه روبه‌رو است. افزون بر این، برخی اختلافات تاریخی مانند مسئله هیرمند وجود دارد؛ ما زمانی حق‌آبه داشتیم اما اختیار لازم را از دست دادیم و همان مقدار باقی‌مانده نیز با رفتارهای طرف افغان محدود شده است. با عراق نیز اختلافاتی داشته‌ایم که ظاهراً در حال حل‌وفصل است. با ترکیه و دیگر همسایگان نیز دعاوی آبی وجود دارد و هرچه منابع کمتر شود، این اختلافات شدیدتر خواهد شد. بنابراین موضوع آب، یک چالش جدی برای کشور است؛ از نظر کمیت، تکنولوژی، تامین و مصرف.

    با وجود مشکلات متعدد در این زمینه اما، قطعاً راهکار برای حل این چالش‌ها وجود دارد. کشورهایی که کم‌آبی‌شان از ما بدتر بوده، این مسئله را حل کرده‌اند. یکی از راهکارها استفاده از آب‌شیرین‌کن‌هاست. ما در اطراف کشور آب‌های جنوب و شمال و منابع متعدد دیگری داریم که با استفاده از تکنولوژی شیرین‌سازی می‌توانیم بخش قابل‌توجهی از نیازها را تامین کنیم. این کار، شدنی است و می‌توان با تنظیم امور و انتقال آب از منابع پیرامونی، مانند رودخانه‌ها و دریاها و دریاچه‌های اطراف، بخشی از مشکل را برطرف کرد.

    پرسش دیگری که در این میان مطرح می‌شود این است که کدام گروه از محصولات کشاورزی باید فوراً در اولویت بازتنظیم بازرگانی قرار گیرند و چرا؟ رئیس اتاق بازرگانی ایران و عراق پاسخ می‌دهد: قطعاً محصولات جالیزی، به‌ویژه محصولاتی مانند هندوانه که آب‌بَر هستند، باید در اولویت قرار گیرند. این محصولات باید از نظر قیمت تمام‌شده و هزینه آب بررسی شوند تا ببینیم کالایی که تولید و صادر می‌کنیم آیا واقعاً جبران هزینه آب را می‌کند یا نه. برای نمونه، هندوانه یکی از اقلام صادراتی ماست، اما باید بررسی کنیم که چقدر آب مصرف می‌کند، قیمت آب چقدر است و در مقابل، چه چیزی را از دست می‌دهیم. اکنون، درصد بالایی از آب کشور در حوزه کشاورزی مصرف می‌شود، بنابراین نوع تکنولوژی که استفاده و نوع محصولاتی که تولید می‌کنیم متناسب با نظام مدیریت آب نیست و حتماً باید بازتنظیم شود.

    نبود تامین پایدار، برای قراردادهای بلندمدت

    در مصرف داخلی و در صادرات، حتی در محصولاتی مانند گندم، ما طرح‌های وسیعی داشتیم چون برای مثال نیاز به گندم داریم و ناچاریم بخشی را وارد کنیم. قطعاً باید تولید داخلی را توسعه دهیم و ذهنیت ما نیز این بوده که خودکفا شویم، که البته برای کالاهای استراتژیک منطقی است. اما اگر بدانیم که هزینه تمام‌شده گندم در برخی کشورها، حتی کشورهای همسایه، بسیار کمتر است و می‌توانیم گندم را با نصف قیمت تهیه کنیم، چرا نباید قراردادهای بلندمدت برای تامین پایدار داشته باشیم؟

    در مورد برنج نیز نمونه مشابهی داریم. ما در هر هکتار حدود سه تن برداشت می‌کنیم، درحالی‌که برخی کشورها هشت تن در هکتار برداشت دارند. این نیازمند تغییر در شیوه آبیاری است. آبیاری غرق‌آبی یا روش‌های سنتی که بخش زیادی از آب تبخیر می‌شود، دیگر پاسخگو نیست. تکنولوژی‌های نوین آبیاری در دنیا کاملاً متفاوت شده و امکان تغییر این روش‌ها وجود دارد. بنابراین تجدیدنظر در مدیریت آب، مدیریت مصرف، تنوع کشت و نوع محصولات قطعاً ضروری است. مطالعاتی نیز انجام شده، اما عزم لازم برای اجرای آن وجود ندارد.

    آب نقشی در رأی‌آوری ندارد؛ در حاشیه مانده است!

    به اعتقاد آل‌اسحاق، در کشور ما این مسئله ریشه سیاسی دارد. اقتصاد، که باید رکن اصلی حکمرانی باشد، سیاست‌زده شده است. یعنی خوب و بد، باید و نباید، تابع جریان‌های سیاسی است، نه واقعیت‌های اقتصادی. چون موضوعات آب و مدیریت آن نقشی در رای‌آوری، انتخابات مجلس یا ریاست‌جمهوری ندارد، به حاشیه رانده می‌شود. نتیجه همین سیاست‌زدگی اقتصاد، وضعیتی است که امروز در آن قرار داریم.

    با این همه، در شرایط محدودیت آب، از نظر آل‌اسحاق، اولین معیار برای تخصیص منابع ارزی باید تامین کالاهای اساسی مردم باشد. کالای اساسی مستقیماً با حیات و زندگی روزمره مردم، به‌ویژه طبقات متوسط به پایین، ارتباط دارد. اکنون بیش از ۶۰ میلیون نفر در کشور هستند که هزینه‌های اصلی زندگی‌شان -از گوشت و مرغ و نان گرفته تا سایر اقلام ضروری- حدود ۷۰ درصد مخارجشان را تشکیل می‌دهد.

    برای یک خانواده متوسط به پایین، پنج قلم اصلی هزینه شامل خوراک، پوشاک، بهداشت، آموزش و اجاره مسکن است، اما عمده‌ترین سهم مربوط به خوراک است. وقتی قدرت خرید مردم کاهش پیدا می‌کند و مصرف ماهانه گوشت از چند کیلو به یک کیلو هم نمی‌رسد، یا وقتی قیمت برنج از ۱۲۰ هزار تومان به ۳۰۰ هزار تومان می‌رسد، مرغ از ۶۰ هزار تومان به ۱۸۰ هزار تومان، تخم‌مرغ و سایر اقلام نیز به همین ترتیب گران می‌شوند، طبیعی است که سطح کالری مصرفی مردم پایین می‌آید. این مسئله نشان می‌دهد که کالاهای اساسی باید در اولویت تخصیص ارز قرار بگیرند؛ همان‌طور که در عمل هم بوده است.

    قبلاً حدود ۱۷ میلیارد دلار ارز برای این کالاها تخصیص داده می‌شد و اکنون این رقم به حدود ۱۳ میلیارد دلار کاهش پیدا کرده است. بخشی از وضعیت فعلی ناشی از همین مدیریت نادرست، عدم نظارت و نبود سامان‌دهی دقیق در تامین و توزیع کالاهای اساسی است که کشور را به این شرایط رسانده است.

    در تقابل صنعت و کشاورزی، بازنده کشاورزی است

    از طرفی، این سوال مطرح می‌شود که تغییر جهت بازرگانان از محصولات کشاورزی به کالاهای صنعتی یا کم‌آب‌بر، یک فرصت سیاستی است یا نشانه ضعف ساختاری؟ در پاسخ، این فعال حوزه اقتصاد می‌گوید: در تقابل بین صنعت و کشاورزی، بازنده معمولاً کشاورزی است، چون به دلیل قیمت‌گذاری، نوع محصول و مصرف‌کننده، دولت‌ها ناچارند قیمت کالاهای کشاورزی را کنترل کنند. گندم، گوشت، میوه و… باید با قدرت خرید مردم هماهنگ باشد، بنابراین آزادی عمل و سودآوری که در صنعت وجود دارد، در کشاورزی نیست.

    به همین دلایل، ما باید تغییر جهت بدهیم. اما در حوزه صنعت نیز استراتژی صنعتی حساب‌شده‌ای نداریم. اگر کشور رویکرد توسعه‌محور داشته باشد، یعنی مبنا بر توسعه و آینده‌نگری باشد، نزدیک‌ترین مسیر برای توسعه، صنعت و بازرگانی است. با توجه به اقلیم کشور و شرایط اقتصادی و مجموعه اقتضائاتی که داریم، اگر قرار است توسعه‌محور عمل کنیم و در همه امور اولویت را بر توسعه بگذاریم، باید به صنعت و بازرگانی فکر کنیم، نه اینکه صرفاً بر کشاورزی تاکید داشته باشیم.

    جایگاه مهم بخش خصوصی به‌دلیل قدرت مانور بالا

    در این میان، درباره بخش خصوصی در بازآرایی تجارت کشور هم باید گفت که این بخش به‌دنبال سودآوری بالاتر است و مزیتش این است که سریع می‌تواند خود را تطبیق دهد. علت اینکه در همه کشورهای دنیا بخش خصوصی را تقویت می‌کنند، همین قدرت مانور بالاست؛ برعکس نظام دولتی، که به دلیل محدودیت‌ها کند و توسعه‌اش زمان‌بر است. در بخش صنعت یا بازرگانی، وقتی شرایط تغییر می‌کند، بخش خصوصی بلافاصله خود را هماهنگ می‌کند و حتی در حوزه تکنولوژی روز (اگر بخواهد وارد کشاورزی شود) به‌راحتی می‌تواند آخرین فناوری‌های دنیا را بیاورد، استفاده کند و سازگار شود؛ به شرط اینکه نظام‌های سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری کشور هم با شرایط روز و تکنولوژی‌های جدید هماهنگ باشند.

    با این توضیح که اکنون ما در داخل، بین تولید و تجارت، یک تعارض ایجاد کرده‌ایم، می‌گوییم تجارت کارآمد نیست، مولد نیست و نباید به آن توجه کرد. به همین دلیل هم می‌گویند وزارت بازرگانی باید حذف شود و هر چقدر هم کارشناسان اعتراض می‌کنند، کسی توجه نمی‌کند.

    در دیپلماسی اقتصادی و حتی عرصه سیاسی، روابط تجاری در اولویت دهم است. با وجود اینکه می‌گوییم عضو بریکس یا شانگهای شده‌ایم، الزامات همکاری تجاری را رعایت نمی‌کنیم. چون تجارت اولویت نیست، هرجا لازم باشد، اولین چیزی که تعطیل می‌کنیم تجارت است. اولین ضربه هم همیشه به روابط اقتصادی و دیپلماسی اقتصادی می‌خورد، درحالی‌که اگر دیپلماسی اقتصادی فعال باشد، خود این دیپلماسی حاصل هماهنگی چندین نهاد است. باید نهادی وجود داشته باشد که بانک مرکزی، وزارت اقتصاد، وزارت صمت، وزارت کشاورزی و حتی بخش‌های امنیتی را با یک فرماندهی واحد هماهنگ کند. نمی‌شود وزارت امور خارجه برای توسعه روابط تجاری مذاکره کند، اما وزارت صمت همان لحظه همه چیز را ممنوع اعلام کند، یا وزارت راه بگوید حمل‌ونقل اولویت من نیست، یا بانک مرکزی مبادلات ارزی را قفل کند. این همان وضعیتی است که الان گرفتار آن هستیم.

    باید متذکر شد اگر اولویت کشور توسعه اقتصادی و توسعه روابط تجاری باشد، حتی امنیت ما هم سامان پیدا می‌کند. امروز نظام اداره جهان بر پایه مهندسی اقتصادی بنا شده است. درگیری‌ها هم عمدتاً اقتصادی است. جنگ آمریکا و چین، به‌جز تعرفه‌هایی که ترامپ اعمال می‌کند، ابزار اقتصادی و تجاری دارد. آیا تحریم‌ها و تهدیدها جنگ اقتصادی نیست؟ آیا روابط ما با کشورهای همسایه بیشترین تاثیر را در حوزه تجارت ندارد؟

    وقتی اولویت‌ها جای دیگری است!

    ۱۵ کشور همسایه ما حدود ۱۲۰۰ میلیارد دلار مبادله سالانه دارند. ما حداقل می‌توانیم ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیارد دلار سهم داشته باشیم، اما الان چقدر داریم؟ حدود ۳۰ تا ۴۰ میلیارد. دلیلش این است که موضوع واقعی ما توسعه اقتصادی و تجارت نیست؛ اولویت‌ها جای دیگری است.

    با وجود این چالش‌ها، آیا خشکسالی می‌تواند نقطه شروع بازنگری اصولی در الگوی تجارت خارجی و سیاست‌های حمایت از تولید داخلی باشد؟ پرسشی که آل‌اسحاق قاطعانه به آن پاسخ مثبت می‌دهد: بخش زیادی از روابط ما با همسایگان‌مان وابسته به آب، تولید کشاورزی و حتی تولید صنعتی است، چون تولید صنعتی نیز به آب و انرژی وابسته است. اگر آب نداشته باشیم، تولید شکل نمی‌گیرد؛ وقتی تولید برق هم با مشکل مواجه شود، محصول صنعتی نیز دچار ناترازی می‌شود. ناترازی انرژی که امروز با آن روبه‌رو هستیم عمدتاً مربوط به برق است و این خودش به مسئله آب برمی‌گردد. بنابراین حتماً باید یک تجدیدنظر جدی انجام شود و این موضوع در سطح امنیت ملی مورد بررسی قرار گیرد.

    او برای جمع‌بندی دیدگاه‌های خود می‌گوید: اگر می‌خواهیم واقع‌بین باشیم، باید موضوع اقتصاد، چه در حوزه داخلی، چه منطقه‌ای و چه در سطح جهانی، در ردیف مسائل اصلی امنیت ملی قرار گیرد. به‌ویژه در حوزه آب، باید نگاه ویژه و عملیاتی داشت؛ کم‌آبی، کم‌برقی، ناترازی انرژی و مجموعه این چالش‌ها. اما باید ببینیم تا چه حد این مباحث را به‌صورت عملیاتی پیش برده‌ایم. تا زمانی که با واقعیت‌های اقتصادی خودمان واقع‌گرایانه برخورد نکنیم و با اقتصاد برخورد سیاسی داشته باشیم، نتیجه همین وضعیتی خواهد بود که اکنون گرفتار آن هستیم.

  • ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تجارت ایران را زمین بزنند!

    ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تجارت ایران را زمین بزنند!

    به گزارش اقتصادران، ورود انسان به عصر مدرن، نتیجه علل و تحولات گوناگونی بود؛ از پیشرفت در حوزه‌های علوم تجربی گرفته تا روی کار آمدن حکومت‌های دموکراتیک، همگی باعث تشکیل پلی شدند که بشر را وارد عصر مدرن کرد. در این میان یک عامل کلیدی و مهم است که معمولا دست‌کم گرفته می‌شود و آن توسعه تجارت بود. با بهبود مسیر‌ها و توسعه حمل‌و‌نقل، فرصت تجارت با مازاد تولید به وجود آمد و جهش بزرگی در زندگی جوامع رخ داد؛ پر بی راه نیست که بگوییم تجارت تبدیل به برگ برنده جوامع برای دستیابی به توسعه شد. چند قرن از آن دوران می‌گذرد و به نظر می‌رسد هنوز بسیاری از کشور‌ها از درک اهمیت مبحث تجارت و نقش کلیدی آن در توسعه‌یافتگی غافل هستند.

    طبق آخرین اعلام رسمی توسط گمرک، تراز تجاری کشور در هفت ماه گذشته از سال منفی ۲/۲میلیارد دلار بوده است؛ در این مدت میزان صادرات غیر‌نفتی در حدود ۹/۹۱ میلیون تن و به ارزش ۳۲‌میلیارد دلار بوده که در مقایسه با مدت مشابه سال قبل افزایشی ۲۰/۳‌درصدی در وزن و کاهش ۸۸/۱‌درصدی در ارزش دلاری داشته است. همچنین میزان واردات کشور در این مدت با افزایشی ۶۰/۱‌درصدی در وزن و کاهش ۰۷/۱۶درصدی در ارزش دلاری در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته به ارقام ۳/۲۲‌میلیون تن و ۲/۳۴میلیارد دلار رسیده است. این آمار نشان‌دهنده یک بحث مهم است؛ حال تجارت کشور خوب نیست و با توجه به شرایط فعلی امیدی نیست که به این زودی‌ها بهبود یابد.

    چالش‌های خارجی و داخلی دست در دست یکدیگر!

    اگر از دور نگاهی به وضعیت تجار داشته باشیم اینگونه به نظر می‌رسد که تمام عوامل خارجی و داخلی دست به دست هم داده‌اند تا تجارت کشور را به طور کامل نابود کنند. عمر تحریم‌ها دارد به یک دهه می‌رسد؛ تحریم‌ها نیز طی این مدت زخم بی‌بازگشتگی بر پیکره اقتصادی کشور گذاشته‌اند.

    یکی از مهم‌ترین مباحث در توسعه تجارت، بحث الزام توسعه مقاصد صادراتی است. این قضیه باعث می‌شود که حتی اگر به دلایل سیاسی و ژئواکونومیک برخی بازار‌های صادراتی از دست رفت، ضربه سنگینی به کل نظام تجاری کشور وارد نشود. این درحالی است که ۸۲ درصد گردش تجاری ایران با هفت‌کشور اتفاق می‌افتد! بر طبق آمار سال گذشته چین با ۷/۱۵‌میلیارددلار، امارات با ۴/۱۳‌میلیارد دلار و ترکیه با ۵/۷‌میلیارد دلار سه‌شریک عمده تجاری ایران بوده‌اند.

    کابوس سیاستگذاری‌های اشتباه

    در سمت دیگر داستان، موانع داخلی قرار دارد؛ جایی‌که سیاستگذاران و تصمیمات اشتباه‌شان در ردیف اول اتهام قرار دارند. بحث تخصیص ارز امروزه تبدیل به کابوس تقریبا تمام تجار کشور شده و کسب‌و‌کار‌های بسیاری را در معرض نابودی قرار داده است. قوانین متعدد و بعضا ضدونقیض‌، عدم هماهنگی دستگاه‌ها‌، نبود زبان مشترک‌، دپوی طولانی‌مدت کالاها، عدم فرهنگ تولید و از همه مهم‌تر نگاه نادرست به فعالان اقتصادی کارآفرینان کشور از مهم‌ترین دلایلی است که چرخ تجارت کشور را از کار انداخته است.

    در سال‌های گذشته به دلیل نبود هماهنگی و همکاری موثر از سوی دولت، بخش‌خصوصی نتوانسته نقش واقعی ایفا کند. هرچند دولت ظاهرا همکاری خودش را اعلام می‌کند اما جایگاه قانونی و موثر بخش‌خصوصی در تصمیم‌گیری‌ها هنوز به رسمیت شناخته نشده است. برای اصلاح این وضع، لازم است در قوانین به‌صورت صریح نقش اتاق‌های بازرگانی، تعاونی‌ها، سندیکاها و اتحادیه‌ها تعریف شود. همچنین این نهادها باید در مجامع دولتی حق رای داشته باشند، نه اینکه صرفا به جلسه‌ها دعوت شوند و نظراتشان را بیان کنند، بدون آنکه اثرگذاری واقعی بر تصمیم‌ها داشته باشند.

    ریشه‌شناسی بحران

    دانستن تمام این اطلاعات یک سوال را در ذهن ایجاد می‌کند، چه باید کرد؟ ریشه بحران در چیست؟ علیرضا یاوری، نایب‌رییس کنفدراسیون اتاق‌های بازرگانی آسیا و اقیانوسیه و حقوقدان کمیسیون تجارت بین‌الملل سازمان ملل در این‌باره به «جهان‌صنعت» گفت: منفی شدن تراز تجاری امر جدید یا عجیبی نیست؛ در گذشته نیز بارها این وضعیت را تجربه کرده‌ایم اما اینکه چگونه می‌توان تراز تجاری را مثبت کرد، مستلزم توجه به چند نکته مهم است؛ نخست اینکه هر زمان در گذشته تراز تجاری ما مثبت شده، این موضوع عمدتا ناشی از خام‌فروشی منابع کشور بوده است. حتی امروز هم اگر اراده کنیم، می‌توانیم تراز تجاری را مثبت کنیم اما چگونه؟ با «به تاراج گذاشتن» منابع ملی یعنی محصولی که ۱۰ دلار ارزش دارد، به شکل خام و مثلا یک دلاری بفروشیم؛ ده برابر کمتر. این شیوه مثبت‌سازی تراز تجاری در واقع از دست دادن سرمایه ملی است. وی ادامه داد: وقتی در تابستان حتی توان تولید برق کافی برای مردم خود را نداریم، اصلا موضوع «مثبت‌کردن تراز تجاری» چه معنایی دارد؟ زمانی‌که هنوز یکی از نیازهای اولیه و حقوق بنیادین یک جامعه یعنی تامین پایدار آب و برق را برآورده نکرده‌ایم، اینها امتیاز نیستند، حق مردم هستند. در جوامع توسعه‌یافته و حتی در حال‌توسعه، تامین برق یک استاندارد بدیهی است. وقتی همین را هم نمی‌توانیم تضمین کنیم، بحث مثبت‌کردن تراز تجاری کاملا بی‌معناست.

    عقب‌ماندگی در حوزه صنعت و تکنولوژی

    نایب‌رییس «کاسی» گفت: از سوی دیگر دلایل منفی بودن تراز تجاری متعدد است؛ از جمله تحریم‌ها و اینکه کشور ما فاقد صنعت و تکنولوژی واقعی و قابل رقابت است. منظورم از تکنولوژی، آن چیزی نیست که برخی آقایان در صحبت‌ها مطرح می‌کنند که بیشتر به «معادلات توهمی» شبیه است. سوال اینجاست: کدام محصول صنعتی یا تکنولوژیک ایرانی وجود دارد که دنیا واقعا به آن نیاز داشته باشد؟ آیا خودروی ایرانی در جهان تقاضا دارد؟ آیا تکنولوژی ایرانی؟ هواپیمای ایرانی؟ چه کالای صنعتی ایرانی در بازار جهانی مزیت رقابتی دارد؟ بله، ممکن است خودرویی مثل تیبا به عراق یا ونزوئلا صادر شود اما آیا می‌توان همان خودرو را به امارات، اروپا یا کشورهای آسیایی صادر کرد؟ پاسخ روشن است: خیر زیرا ما صنعت و تکنولوژی مبتنی‌بر استانداردهای جهانی نداریم.

    وی ادامه داد: مساله مهم دیگر این است که اگر فردا واردات در کشور متوقف شود، حتی تولید محصول ساده‌ای مثل مایع دستشویی نیز با مشکل مواجه می‌شود بنابراین باید پرسید: «چه کالای ایرانی در جهان کیفیت بالا و جایگاه معتبر دارد؟» بله، برنج ایرانی، زعفران، پسته، فرش یا خاویار ایرانی ممتازند اما اینها محصولات طبیعت و هنر ایرانی هستند، نه صنعت و تکنولوژی. کشور ما محصول صنعتی‌ای که در بازار جهانی «مطرح» باشد، ندارد.

    موفقیت‌های ادعایی و نه حقیقی

    نایب‌رییس کنفدراسیون اتاق‌های بازرگانی آسیا و اقیانوسیه و حقوقدان کمیسیون تجارت بین‌الملل سازمان ملل افزود: علاوه بر این، کافی است به این چهار دهه نگاه کنیم و یک نمونه واقعی— نه ادعایی و نه محصولاتی که فقط در گزارش‌ها مطرح می‌شود— از فناوری یا صنعت ایرانی ارائه دهیم که جهان واقعا به آن نیاز داشته باشد. چه محصولی می‌توان نام برد؟ خودرو؟ تکنولوژی خاصی؟ هواپیما؟ تجهیزات اپتیک؟ ابزارهای تولید انرژی؟ هیچ‌کدام. ما در عمل محصولی نداریم که بتوان گفت نسخه ایرانی آن در دنیا «شماره یک» است یا کشوری برای خرید آن به سمت ایران بیاید.

    نایب رییس «کاسی» در خاتمه سخنان خود افزود: ممکن است برخی اشاره کنند که در جریان برخی جنگ‌ها یا بحران‌ها، ایران در حوزه‌هایی اقداماتی انجام داده و برخی کشورها محصولاتی از ایران دریافت کرده‌اند اما آنها نیز‌ های‌تک نیستند و صرفا معادلات توهمی است! ضمن اینکه معمولا آن کشورها خودشان از نظر تولیدات صنعتی در وضعیتی حتی نامناسب‌تر از ایران قرار دارند. بنابراین این موارد مصداق مزیت صنعتی واقعی نیستند.

  • ارز حاصل از صادرات در دست تاجران بی‌نام و نشان / دست‌های پشت پرده چگونه به اقتصاد و صادرات ایران ضربه می‌زنند؟

    ارز حاصل از صادرات در دست تاجران بی‌نام و نشان / دست‌های پشت پرده چگونه به اقتصاد و صادرات ایران ضربه می‌زنند؟

    به گزارش اقتصادران، در سال‌های اخیر بخشی از فرآیند صادرات کشور از مسیر اصلی خود منحرف شده است. ورود افراد فاقد هویت اقتصادی روشن و صادرکنندگان صوری که با کارت‌های بازرگانی یک‌بار مصرف فعالیت می‌کنند، موجب شده تا بخش مهمی از ارز حاصل از صادرات به چرخه رسمی اقتصاد بازنگردد. این پدیده نه‌تنها نظم بازار را برهم زده، بلکه زمینه‌ساز رقابت ناسالم و خروج تولیدکنندگان واقعی از بازارهای جهانی شده است.

    در حوزه فولاد نیز، واگذاری صادرات به دلالان و تاجران بی‌نام و نشان خطری جدی برای آینده این صنعت به‌شمار می‌رود. این افراد بدون آشنایی با قواعد تجارت بین‌الملل و بدون تعهد به بازگشت ارز، کالا را با قیمت‌های غیرواقعی صادر می‌کنند و به اعتبار تولیدکنندگان داخلی لطمه می‌زنند. ادامه این روند می‌تواند سهم ایران را در بازار جهانی فولاد کاهش دهد.

    چرا سهم صادرات میلگرد کاهش یافته است؟ / دست‌های پشت پرده چگونه به اقتصاد و صادرات ایران ضربه می‌زنند؟

    وحید یعقوبی، معاون اجرایی انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، به ایرنا اعلام کرد که اختلاف میان نرخ ارز مبادله‌ای و آزاد باعث شده تا افرادی خارج از حوزه تخصصی فولاد، با استفاده از کارت‌های بازرگانی یک‌بار مصرف وارد عرصه صادرات شوند؛ اقدامی که بازگشت ارز حاصل از صادرات را با مشکل روبه‌رو کرده است. در نتیجه این روند، سهم واحدهای تولیدی از صادرات میلگرد که در سال ۱۴۰۲ حدود ۶۵ درصد بود در سال ۱۴۰۳ به نزدیک ۳۵ درصد کاهش یافته است.

    در همین زمینه احمد دنیانور، عضو انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران گفت: افراد بی‌نام و نشان وارد عرصه صادرات می‌شوند و به همین دلیل بخشی از ارز حاصل از صادرات را نیز بازنمی‌گردانند. این ارز بازنگشته مربوط به همین افراد است، چراکه تولیدکنندگان واقعی تمامی ارز حاصل از صادرات خود را بازمی‌گردانند.

    چرا باید کسانی که هیچ تعهدی نسبت به قوانین ندارند، مجاز به دریافت کارت بازرگانی باشند؟ / اعلام قیمت‌های غیرواقعی و فروش ارز به‌صورت غیررسمی از سوی صادرکنندگان و تاجران صوری، بازار صادرات را دچار بی‌ثباتی کرده

    وی با انتقاد از صدور کارت بازرگانی برای این افراد تصریح کرد: سؤال تولیدکنندگان این است که چرا باید کسانی که هیچ تعهدی نسبت به قوانین ندارند، مجاز به دریافت کارت بازرگانی باشند؟ اعلام قیمت‌های غیرواقعی و فروش ارز به‌صورت غیررسمی از سوی صادرکنندگان و تاجران صوری، بازار صادرات را دچار بی‌ثباتی کرده و تولیدکنندگان واقعی را از رقابت سالم بازداشته است. ادامه این روند سهم فعالان اصلی تولید را کاهش داده و موجب خروج تدریجی آنان از عرصه صادرات رسمی کشور شده است.

    افرادی با هویت‌های صوری از خشکبار تا پتروشیمی را بدون بازگشت کامل ارز صادر می‌کنند

    تجارت سالم زمانی شکل می‌گیرد که در بستری شفاف، قانون‌مند و مبتنی بر تخصص انجام شود. در هر اقتصاد پویا، صادرات و واردات باید در اختیار فعالان واقعی و آگاه به اصول بازرگانی و تولید باشد تا بتوانند ضمن حفظ منافع ملی، به توسعه پایدار و افزایش ارزش افزوده کمک کنند. وجود سازوکارهای نظارتی و پایبندی به تعهدات ارزی از مهم‌ترین الزامات این مسیر است.

    این تخلفات تنها محدود به صنعت فولاد نیست و دامنه آن بسیاری از بخش‌های صادراتی کشور را دربر گرفته است. از محصولات کشاورزی و خشکبار گرفته تا صنایع معدنی و پتروشیمی در همه این حوزه‌ها افرادی با هویت‌های صوری و کارت‌های بازرگانی اجاره‌ای وارد عرصه صادرات شده‌اند؛ افرادی که بدون داشتن زیرساخت تولید یا تخصص تجاری، صرفا برای کسب سود کوتاه‌مدت فعالیت می‌کنند. نتیجه چنین روندی، هدررفت منابع ارزی، تضعیف جایگاه تولیدکنندگان واقعی و کاهش اعتماد به نظام صادراتی کشور بوده است.

  • ۷۲ میلیارد دلار واردات در عرض یک سال! / پس سیاست تجاری کجاست؟ / از ۲۰۰ یا ۳۰۰ میلیون دلار واردات پارچه،به بالای ۷۰۰ میلیون دلار رسیدیم

    ۷۲ میلیارد دلار واردات در عرض یک سال! / پس سیاست تجاری کجاست؟ / از ۲۰۰ یا ۳۰۰ میلیون دلار واردات پارچه،به بالای ۷۰۰ میلیون دلار رسیدیم

    به گزارش اقتصادران، دکتر حسین رجب پور، پژوهشگر توسعه اقتصادی با تاکید بر اینکه اگر در طول زمان منافع حاصل از تجارت، منصفانه توزیع نشود، کشوری که عواید کمتری می برد به تدریج ورشکسته خواهد شد و همراه با تحولاتی که در آن اقتصاد می افتد، نیروهایی که ضد توسعه هستند در آن کشور قوی خواهند شد، به بررسی شاخص واردات در ایران پرداخت و گفت: تقویت قدرت تولیدی یا بنیه تولیدی آن عامل اصلی است که نشان می دهد آیا تجارت به سود ماست یا به ضرر ما.

    رجب پور با بیان اینکه در تاریخ سه دهه اخیر این میزان واردات یا بیشترین میزان تاریخی است و یا اینکه یکی از رکوردهای تاریخی ما است، خاطرنشان کرد: ۷۲ میلیارد دلار واردات در عرض یک سال! ما با اقتصادی روبرو هستیم که نیازهای وارداتی اش به شدت در حال افزایش است، در دهه ۸۰ که واردات افزایش پیدا می‌کرد درآمد سرانه ایرانیان در حال رشد بود در حالی که در دهه ۱۴۰۰ یا چهار سال گذشته ما کاهش جدی در درآمد سرانه در سال‌های قبل از آن داشتیم و نرخ فقر که میزان قدرت خرید را نشان می‌دهد در این سال‌ها افزایشی بوده است. اتفاقی که افتاده این است که عمده کالاهایی که وارد شدند، کالاهایی بودند که اصطلاحا به آن، کالاهای غیرضروری و مصارف غیر ضروری گفته می شود که مورد تقاضای طبقاتی در ایران است که درآمدهای بالا دارند و می‌توانند در هر قیمتی کالا تقاضا کنند.

    دکتر حسین رجب پور، پژوهشگر اقتصادی که در نشست «سیاست تجاری در دوران تحریم؛ تقویت یا تضعیف اقتصاد ملی» در موسسه مطالعات دین و اقتصاد سخن می گفت، با بیان اینکه کارگران پایه اصلی تولید رفاه و ارزش در کشور هستند و محور بحث امروز درباره سیاست تجاری، کارگران نیز هستند، اظهارداشت: صحبت درباره سیاست تجاری، در واقع در قالب عام دفاع از تولید است و در اینجاست که در مقام تجلیل از تولید، کارگران و کارفرمایان در کنار هم و در مقابل واسطه‌گران و بخشهای نامولد قرار می‌گیرند.

    با روی کار آمدن ترامپ ، دوباره سیاست تجاری اهمیت پیدا کرد

    وی گفت: در دوره رقابت‌های هژمونیک که با جنگ تجاری ایالات متحده و چین شناخته می شود، بحث کردن در مورد سیاست تجاری به دلیل اینکه رقابت‌های میان ابرقدرت‌ها عریان تر است، زمینه بیشتری پیدا می‌کند. بعد از فروپاشی جنگ سرد تا حدود سال‌های ۲۰۱۶ ، بحث اقتصاد جهانی و بازارهای جهانی و پیوستن به نظم نوین بین‌الملل را داشتیم که در آنجا در واقع نقش دولت ها و مرزها کمتر می‌شد و به نوعی سیاست تجاری از حیطه بحث خارج می‌شد، اما از حدود چرخش ۲۰۱۶ به بعد، با دو واقعه مهم یعنی روی کار آمدن ترامپ و برگزیت، دوباره سیاست تجاری اهمیت پیدا کرد. موضوع سوم، دوره تحریم به عنوان دوره‌ای است که در آن مسئله سیاست تجاری اهمیت بیشتری پیدا کرد.

    کشوری که در تجارت عواید کمتری می برد، به تدریج ورشکسته خواهد شد

    رجب پور در ادامه به بیان نظریه‌های اقتصادی که به نقش سیاست تجاری توجه دارند پرداخت و اضافه کرد: رویکرد اول همزمان با تولد علم اقتصاد شکل گرفت که مروجش آدام اسمیت بود، او معتقد بود شکل گیری و گسترش بازارها از طریق تعمیق تقسیم کار و تخصصی شدن به بهره‌وری بیشتر منجر می شود و بهره‌وری بیشتر پایه تولید رفاه بیشتر را می‌سازد. اما پارادایم دیگری در مقابل این رویکرد مطرح شد که مساله را از سمت توزیع منافع و نگاه پویا در تجارت مطرح می‌کرد، در یک نگاه پویا اگر در طول زمان منافع حاصل از تجارت، منصفانه توزیع نشود، کشوری که عواید کمتری می برد به تدریج ورشکسته خواهد شد و همراه با تحولاتی که در آن اقتصاد می افتد، نیروهایی که ضد توسعه هستند در آن کشور قوی خواهند شد و در واقع آن فرایند یادگیری که در کانون افزایش بهره‌وری هست شکل نخواهد گرفت و نتیجه این نوع تجارت عقب ماندگی خواهد بود.

     آنچه که برای اقتصاد ملی عامل توسعه است، توان تولیدی است، نه بازکردن بازارها

    این پژوهشگر اقتصادی با تاکید بر اینکه تقویت قدرت تولیدی یا بنیه تولیدی آن عامل اصلی است که نشان می دهد آیا تجارت به سود ماست یا به ضرر ما، توضیح داد: آن چه که برای یک اقتصاد ملی عامل توسعه بعدی خواهد بود، توان تولیدی است و نه باز کردن بازارها و نوع کالاهایی که در حال حاضر تجارت می کند. این نظریه در طول زمان شکل های مختلفی به خود گرفت و مثلا امروز در رویکرد پیچیدگی، توان یک کشور را در تولید کالاها از نظر سطح پیچیدگی کالاهایی که تولید می کند به عنوان مبنای تشخیص اینکه کشور در آینده می تواند توسعه پیدا کند یا خیر شناسایی می کنند.

    کشوری مثل ایران که صادرات نفتی دارد، ظرفیت های توسعه چندانی در نظریه پیچیدگی نخواهد داشت

    رجب پور گفت: به طور مثال در اقتصادی مثل ایران که اقتصاد تک محصولی و نفتی دارد، باید گفت این کشور در تجارت می تواند سال های متمادی، منابع زیادی به دست آورد، اما از آنجا که نفت یک کالای معدنی است که پیچیدگی خاصی ندارد و هر کشوری می تواند آن را به دست آورد، بنابراین کشوری مثل ایران که صادرات نفتی دارد، ظرفیت های توسعه چندانی در نظریه پیچیدگی نخواهد داشت. بنابراین ما این دو رویکرد را در اقتصاد داریم؛ رویکردی که به صرفه های گسترش بازار نگاه می کند و در مقابل رویکردی که اهمیت تقویت تولید را می بیند. رویکرد اول از تقاضا به عنوان عامل توسعه یاد می کند و رویکرد دوم روی قدرت عرضه سرمایه گذاری می کند.

    وی با اشاره به اهمیت مطالعه رویکردهای تاریخی برای بررسی کارآمدی این دو رویکرد، عنوان کرد: «فردریک لیست» در کتاب نظام ملی اقتصاد سیاسی، به توافقنامه تجاری میان پرتغال و انگلستان اشاره می کند و می گوید پیش از ۱۷۰۰ پرتقال وزیری داشت روی تولیدات نساجی سرمایه گذاری کرده بود. انقلاب صنعتی هم با تحول در صنعت نساجی اتفاق افتاد. وزیر بازرگانی انگلستان قراردادی را با پرتغالی ها منعقد کرد که در آن انگلیسی ها می پذیرند که شراب پرتقال با دو، سوم تعرفه قبل به انگلستان صادر شود. یعنی خودشان تعرفه را پایین می آورند و در مقابل انگلستان با تعرفه ۲۳ درصدی کالا به پرتقال صادر کند، ظاهر قضیه این است که انگلستان با کاهش تعرفه ها، بازارش را در اختیار پرتقال می گذارده اما در باطن قضیه چیز دیگری است. تا پیش از مرگ وزیر سابق پرتغال، این کشور ورود منسوجات انگلیسی را ممنوع کرده بود اما بلافاصله بعد از مرگ این وزیر، انگلیسی ها از طریق این قرارداد که ظاهرش به نفع پرتقال است، ‌توانستند به بازار پرتقال ورود پیدا کنند ، دولت پرتغال با تصور اینکه این صادرات می تواند درآمدهای گمرکی زیادی برای پرتغال داشته باشد با آن موافقت می کنند. اما در عمل بازار پرتقال مملو از منسوجات انگلیسی شد و صنایع نساجی پرتقال ورشکست شدند.

    رجب پور خاطرنشان کرد: این موضوع باعث کسری تراز تجاری شدید پرتقال با انگلستان شد و نکته جالب‌تر این است که انگلیسی ها، طلا و نقره ای که پرتغالی ها در قالب این رابطه تجاری نابرابر از دست دادند را به هند و چین بردند و از آن برای آوردن کالا استفاده کردند. یعنی ترکیبی از شراب پرتقالی و منسوجات انگلیسی و کالاهای هند و چین باعث شد قدرت تولیدی یا ثروت انگلیسی ها مدام افزایش پیدا کند. بخشی از طلا و نقره که پرتقالی ها به انگلیسی ها دادند ناشی از مستعمراتی بود که آنها در آمریکای جنوبی داشتند و به این ترتیب از طریق یک قرارداد تجاری، انگلیسی ها به طلا و نقره آمریکای جنوبی دست پیدا کردند و در یک مثلث تجاری آن را در جای دیگر سرمایه گذاری کردند و دینامیسم رشد به وجود آوردند.

    هیچ کشوری هوس نکرد در اروپا با مدل صادرات کالاهای کشاورزی در مقابل واردات محصولات ساخته شده، قرارداد ببندد

    این کارشناس اقتصادی با بیان اینکه فردریک لیست می گوید مسئله آنقدر برای انگلیسی ها سودمند بود که دیگر هیچ کشوری هوس نکرد در اروپا با این مدل که صادرات کالاهای کشاورزی در مقابل واردات محصولات ساخته شده است، قرارداد ببندد، اظهارداشت: این ترکیب در طول زمان به نفع کشوری تمام می شد که کالای ساخته شده و بنیه تولیدی قوی تر داشت و میتونست کالای پیچیده تری تولید کند.

    وی با بیان اینکه در آنچه که به عنوان زنجیره ارزش جهانی مطرح می شود، منحنی معروف به منحنی لبخند وجود دارد که در آن در مرحله طراحی تولید، ارزش افزوده بالاست، در مرحله بازاریابی و فروش هم بالاست اما مرحله مونتاژ تولید ارزش افزوده پایینی وجود دارد، تصریح کرد: آنها در تحلیل این زنجیره ارزش به این جمع بندی رسیده بودند که اگر مراحل مونتاژ و تولید کارخانه ای رو را به کشورهای در حال توسعه بسپاریم و طراحی و تولید و بازاریابی فروش را در اختیار بگیریم، میتوانیم سود اصلی را عاید خودمان کنیم. شرکت های چند ملیتی روی این ایده سوار هستند.

    با ترکمنچای یک سیاست تجاری کاملا ضد منافع ملی بسته شد / صنایع نساجی از بین رفت و تنها صنعتی که در ایران باقی ماند فرش دستباف بود

    رجب پور به تاریخچه سیاست تجاری در ایران اشاره کرد و گفت: تا پیش از قرن نوزدهم یا جنگ های ایران و روس، نحوه رابطه فرادستان این گونه بود که وقتی امپراتوری‌ها منطقه‌ای را تصرف می‌کردند، مردمش را مجبور به پرداخت مالیات می کردند و اینگونه منافعشان بیشینه می شد. اما در قرارداد ترکمانچای که بعد از شکست میان ایران و روسیه منعقد شد، در شرایطی که ارتش روسیه در نزدیکی‌های زنجان بود در روستای ترکمانچای این بسته شد و با تدابیری که به نحوی قائم مقام فراهانی اندیشید، ما خاک را پس گرفتیم و ارتش روسیه حاضر شد تا پشت رود ارس برگردد اما به ازای آن در این قرارداد بندی آمد که تجار روسی و کالاهای روسی در تمام ممالک محروسه ایران از دادن تعرفه‌های گمرکی یا عوارض ورودی به شهرها معاف شوند. شکست نظامی باعث شد یک سیاست تجاری کاملا ضد منافع ملی بسته شود. حتی در طول قرن ۱۹ بعضی از تجار ما تابعیت روسی به دست آوردند و ما با این قرارداد عملا بازارمان را در اختیار روس‌ها قرار دادیم. شاهد تضعیف مداوم پول ملی ایران در قرن ۱۹ و صنعت زدایی بودیم و صنایع نساجی یا تولیدات کارگاهی نساجی در ایران از بین رفت. تنها صنعتی که در ایران باقی ماند فرش دستباف بود، کشف آن هم هنر ما نبود، تاجران انگلیسی که در ایران می‌گشتند دیدند این کالا قابلیت صادرات به اروپا و بازارهای جهانی را دارد و خودشان روی آن سرمایه‌گذاری کردند.

    پیوند ما با اقتصاد جهانی از ابتدا با مراودات نابرابر آغاز شد

    این پژوهشگر اقتصادی با تاکید بر اینکه پیوند ما با اقتصاد جهانی از ابتدا با مراودات نابرابر آغاز شد، یادآورشد: در عصر پهلوی، وقتی قیمت نفت کاهش شدید داشت و بازارهای مالی فرو ریختند، دولت به‌خاطر اینکه مسئله ارزی داشت بازرگانی خارجی را ملی کرد و بعد برای اینکه مانع خروج ارز شود قراردادی با آلمان بست تا ماشین آلات وارد شوند. در واقع سیاست تجاری از طریق ملی کردن بازرگانی خارجی اینجا کمک کرد که تلاشی بود تا تولید و قدرت تولیدی در داخل شکل گیرد. اما در این دهه به دلیل اینکه عمده موانع برای ورود کالای نهایی گذاشته شده بود و کالاهای واسطه و سرمایه از این نظام تعرفه‌ای تا حد زیادی مستثنا می‌شدند تولید به معنی قدرت ساخت تا حد زیادی در کشور شکل نمی‌گرفت. مثلا در صنعت خودروسازی، تا انتهای سال ۵۶ میزان داخلی سازی حدود ۳۰ درصد یا کمتر است. یعنی با اینکه این صنعت مثلاً ۱۰ ساله از عمرش به نوعی می‌گذرد، داخلی سازی موتور و اجزای اصلی که می تواند پایه قدرت تولیدی را بسازد، شکل نگرفته است.

    پس از جنگ، تقویت بنیه تولیدی جای خود را به رویکرد پیوستن به بازارها داد

    رجب پور افزود: در دوره ‌پس از جنگ بعد هم به دلیل اینکه ما دچار نوعی تغییر پارادایم شدیم و مسئله تقویت بنیه تولیدی جای خود را به رویکردی که پیوستن به بازارها را مبنای توسعه قرار داد، این جنس تلاش‌ها تضعیف شد. مثلا در سال‌های بعد از دهه ۷۰ ما کاهش نظام تعرفه‌ای را در کنار ایجاد مناطق آزاد تجاری دنبال کردیم تا از صرفه‌های بازار جهانی استفاده کنیم. در برنامه سوم تلاش شد موانع غیرتعرفه‌ای کاهش پیدا کند، البته این کاهش موانع همراه با یک سیاست صنعتی مشخصی که اولویت هایی داشته باشد و سرمایه گذاری ها را هدایت کند، نیست و می توان گفت که فرصت ها در حال از دست رفتن است.

    وی به شرایط دوره ۱۳۹۰ اشاره کرد که در آن پرونده هسته ای ایران و تحریم های شورای امنیت، مانع شدند که ایران بتواند از فرصت بازار جهانی استفاده کند و گفت: در این شرایط نحوه اتخاذ سیاست تجاری بسیار اهمیت پیدا می کند. در دور اول تحریم‌ها، نرخ ارز جهش پیدا کرد و باعث شد کالاهای وارداتی گران شوند. کالاهای داخلی نسبت به کالاهای خارجی ارزان‌تر شدند؛ در نتیجه این وضعیت جامعه را سوق می‌داد به اینکه احتمالا کالای داخلی را بیشتر استفاده کند. بنابراین جهش‌های ارزی نوعی جایگزینی واردات ناخواسته برای کشور ایجاد می‌کند.

    رشد فزاینده واردات در شرایط کاهش درآمدهای ارزی!؟

    وی با بیان اینکه ما با دو دوره تحریم مواجه بوده ایم، دور اول فاصله ۹۰ تا ۹۲ و دوره دوم از زمان خروج ترامپ از برجام از سال ۹۷ تا اکنون که یک بازه حدودا ۷ ساله است ، اظهارداشت: با وجود  تداوم تحریم بعد از خروج ترامپ از هیئت حاکمه آمریکا، دوره دوم با دوره اول دچار تفاوت جدی است. در دوره دوم، سیاست بایدن برای مذاکره با ایران بعد جنگ اوکراین، کرونا و مسائل دیگر از جمله جنگ غزه باعث شد تولید نفت ایران و عواید ارزی افزایش پیدا کند و ما دوره رونق نفتی داشتیم. در دور دوم آن درآمدهای ارزی را نداشتیم. اما اگر شاخص واردات را مدنظر قرار دهیم، که میزان واردات به نوعی نشان‌دهنده میزان ارز در دسترس برای تخصیص به واردات است، نشان می دهد در سال ۱۳۹۹ حدود ۳۹ میلیارد دلار واردات داشتیم. سال ۱۴۰۰ این رقم به حدود ۵۰ میلیارد دلار رسید. سال ۱۴۰۱ به ۵۶ میلیارد دلار و سال ۱۴۰۲ حدود ۶۷ میلیارد دلار شد. اکنون که در ۱۴۰۴ هستیم و آخرین آمارهای گمرک نشان می دهد در سال۱۴۰۳ در حالی که ترامپ به قدرت برگشته، میزان کلی واردات ۷۲ میلیارد دلار شده است.

     ۷۲ میلیارد دلار واردات در عرض یک سال!

    وی یادآورشد: در تاریخ سه دهه اخیر این میزان واردات یا بیشترین میزان تاریخی است و یا اینکه یکی از رکوردهای تاریخی ما است. ۷۲ میلیارد دلار واردات در عرض یک سال! ما با اقتصادی روبرو هستیم که نیازهای وارداتی اش به شدت در حال افزایش است، در دهه ۸۰ که واردات افزایش پیدا می‌کرد درآمد سرانه ایرانیان در حال رشد بود در حالی که در دهه ۱۴۰۰ یا چهار سال گذشته ما کاهش جدی در درآمد سرانه در سال‌های قبل از آن داشتیم و نرخ فقر که میزان قدرت خرید را نشان می‌دهد در این سال‌ها افزایشی بوده است. اتفاقی که افتاده این است که عمده کالاهایی که وارد شدند، کالاهایی بودند که اصطلاحا به آن، کالاهای غیرضروری و مصارف غیر ضروری گفته می شود که مورد تقاضای طبقاتی در ایران است که درآمدهای بالا دارند و می‌توانند در هر قیمتی کالا تقاضا کنند.

    پس سیاست تجاری اینجا چه نقشی دارد!؟

    این پژوهشگر اقتصادی با اشاره به کالاهای لوکسی که در سالهای گذشته وارد کشور شده و به ازای آنها، ارز از کشور خارج می شود، گفت: باید پرسید پس سیاست تجاری اینجا چه نقشی دارد!؟ باید برای این نوع کالاها تعرفه گذاری صورت گرفته باشد. واردات سه تاثیر روی اقتصاد ملی دارد، تاثیر اول این است که باعث خروج ارز و افزایش تقاضای و افزایش نرخ ارز می شود. از آنجا که نرخ ارز هزینه تولید را در اقتصاد بالا می برد، می تواند دینامیزم تورم را به دنبال بیاورد. بنابراین در شرایطی که شما محدودیت منابع ارزی دارید واردات می‌تواند عامل تورم باشد. دوم اینکه افزایش واردات در آن حوزه‌هایی که می‌تواند با تولید داخل هم صورت گیرد، تولید داخلی را از بین می برد و هم تورم و هم بیکاری با افزایش واردات متاثر می شوند. سوم اینکه افزایش واردات و از بین رفتن تولید داخل، ما را به وابستگی وارداتی دچار می‌کند و تاثیرات بلند مدتی بر آن اقتصاد خواهد داشت.

    رجب پور به برخی دیدگاه ها مبنی بر اینکه وقتی جلوی واردات را می‌گیرید دارید به زیان مصرف کننده اقدام می‌کنید و مصرف کننده ناچار است کالای داخلی را با قیمت بالاتر خریداری کند، اشاره کرد و گفت: در دینامیزمی که در دوره تحریم وجود دارد، وقتی افزایش واردات منجر به افزایش نرخ ارز می شود و این افزایش نرخ خود را به صورت کاهش واردات جلوه‌گر نمی‌کند، در واقع شما رفاه مصرف کننده را از طریق افزایش نرخ ارز کاهش می‌دهید. بنابراین آن استدلال که جلوگیری از واردات، باعث کاهش رفاه مصرف کننده می شود، در اینجا توضیح دهندگی ندارد.

    وی نابرابری در اقتصاد ایران را کلید اصلی عنوان کرد و افزود: در دهک‌بندی توزیع درآمد، کالاهای وارداتی عمدتاً فقط در سبد طبقات بالا قرار می‌گیرند، یعنی دهک دهم. دهک دهم یا دهک های بالایی هستند که میل به وارداتشان زیاد است. وقتی شما سیاست تجاری مناسب نداشته باشید روی سایر وجوهتان  تأثیر می‌گذارد. برای نمونه؛ بر اساس آمارهای گمرک، از سال ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۳ در حوزه نساجی و پوشاک، از حدود ۲۰۰ یا ۳۰۰ میلیون دلار واردات پارچه، ما یک باره به بالای ۷۰۰ میلیون دلار رسیده ایم. در هیچ سالی در کل ۲۵ ساله پیش از آن، از سال ۷۹ ، میزان واردات پارچه ما بیش از ۳۰۰ میلیون دلار نبوده است. البته در این ارقام بیش اظهاری و تلاش برای استفاده از ارز دو نرخی و تغییر الگوی مصرف دوجود دارد. ولی در مجموع بالاخره سیاستگذار باید روی این حساس باشد که ارزی که تخصیص می داده، به یکباره تغییر جدی کرده است. مثلا در ماجرای چای دبش، میزان واردات چای به طور متوسط حدود ۴۰۰ میلیون دلار بوده است اما با چای دبش این رقم تا ۳٫۵ میلیارد دلار افزایش یافت بنابراین اگر کنترلگرهایی داشتیم که تغییرات مقداری حوزه ها را به ما هشدار می دادند، می‌توانستیم جلوی این اتفاقات را بگیریم. بنابراین با جهش شدید در واردات برخی کالاها باید نسبت به تکرار پرونده دبش حساس بود.

    واردات خودرو در طول ۴ سال ، ۴ برابر شده است

    این پژوهشگر توسعه ادامه داد: در مورد خودرو و قطعاتش نیز ارقام متفاوتی وجود دارد. تا ۱۳۹۹ زیر ۲ میلیارد دلار واردات داشتیم، اما به یک روایتی ۸.۸ میلیارد دلار و به روایتی دیگر ۹٫۲ میلیارد دلار در سال گذشته ارز به واردات خودرو تخصیص داده شده که این میزان شامل قطعات و کشنده و خودروسواری و قطعات منفصله و واردات خودرو می شود. این مقدار قله تاریخی ۲۵ سال گذشته است و در هیچ دوره تاریخی در ایران میزان واردات خودرو این مقدار نبوده است.

    ۴ برابر شدن واردات گوشی همراه در ۴ سال!

    رجب پور به ارقام واردات گوشی تلفن همراه اشاره کرد و گفت: واردات گوشی تلفن همراه در سال‌های ۹۶ و ۹۷ حدود یک میلیارد دلار بوده است اما این میزان یک باره تا ۱۴۰۰ به ۴ میلیارد دلار افزایش پیدا کرده است که سوال برانگیز است. البته بخش از آن مربو به رجیستری است اما عوامل دیگری را هم می توان در آن دید.

    وی تاکید کرد: در واقع کار سیاست تجاری این است که نحوه ارتباط ما را با دنیای خارج تعیین می کند که به نحوی باشد در تولید داخل و اشتغال داخلی ضربه نخورد و تورم برای شهروندان کشور از محل واردات صورت نگیرد و موضوعات دیگری هم به تبع آن رخ ندهد، اما اتفاقاتی که در چند سال گذشته در ایران افتاده ضد اینها بوده است. گویی نظام تصمیم گیری و سیاست گذاری کشور به مسئله واردات و سیاست تجاری آن حساسیت لازم را ندارد و چه ۲۰ میلیارد دلار ارز داشته باشیم و چه ۷۰ میلیارد دلار و ۱۰۰ میلیارد دلار تفاوتی در نحوه تصمیم گیری هایش نمی کند.

    اگر سیاست تجاری مشخصی نداشته باشیم، این رونق روابط خارجی به ضرر تولید داخلی تمام می شود

    این پزوهشگر توسعه اضافه کرد: اگر در ماه های آینده از تحریم ها خارج شویم و اقتصاد ایران دوباره نوعی آرامش و ثبات را تجربه کند، مسئله‌ای که وجود دارد این است که در این آرامش و ثبات، احتمالا ورود ارز به کشور تسهیل می‌شود و اگر ما سیاست تجاری مشخصی در داخل نداشته باشیم، این رونق ممکن است علیرغم اینکه برای کلیت اقتصاد کشور مثبت باشد، به ضرر تولید داخلی تمام شود. اگر قرار است ما از فواید تعامل با دنیا بهره‌مند شویم باید پیش از هر چیز توجه کنیم که نحوه مراودات ما چگونه است. اگر قرار است از صرفه های تعامل با دنیا بهره‌مند شویم، بیش از هر چیز باید سیاست تجاری و صنعتی مان و به صورت کلی، نظام تدبیرمان رویکردهای اندیشیده شده برای مواجهه با جهان خارج از منظر اقتصادی داشته باشد.

  • مثنوی هفتاد من تجارت ایران! / همچنان گران وارد می کنیم، ارزان صادر می کنیم

    مثنوی هفتاد من تجارت ایران! / همچنان گران وارد می کنیم، ارزان صادر می کنیم

    به گزارش اقتصادران، مرکز آمار ایران به تازگی در جدیدترین آمار خود تورم کالاهای تجاری (به قیمت دلاری) در تابستان سال ۱۴۰۳ اعلام کرده است. بر اساس این آمارها تورم کالاهای وارداتی در هر سه تورم فصلی، نقطه به نقطه و سالانه بیشتر از تورم کالاهای صادراتی بوده است. به بیان ساده‌تر افزایش قیمت در کالاهای بین‌المللی که به کشور وارد شده بیشتر از کالاهای داخلی صادر شده به بازارهای جهانی بوده است.

    کاهش قیمت کالاهای صادراتی در تابستان ۱۴۰۳

    بررسی‌های آماری نشان می‌دهد تورم فصلی کالاهای صادراتی (به قیمت‌های دلاری) در تابستان ۱۴۰۳ معادل منفی ۰.۳ درصد بوده است. به بیان دیگر قیمت کالاهای داخلی که در تابستان امسال به کشورهای دیگر صادر شده ۰.۳ درصد کاهش قیمت دلاری داشته است.

    در سوی دیگر تورم فصلی کالاهای وارداتی کشور در تابستان امسال معادل ۴.۵ درصد بوده است. به عبارتی می‌توان گفت قیمت کالاهای بین‌المللی که به کشور وارد شده ۴.۵ درصد افزایش قیمت دلاری داشته است.

    تورم نقطه‌ای کالاهای وارداتی به ۱۰ درصد نزدیک شد

    بر اساس این آمارها تورم نقطه به نقطه کالاهای صادراتی در تابستان سال ۱۴۰۳ معادل ۵.۱ درصد بوده است. به عبارتی قیمت کالاهای داخلی که به بازارهای جهانی صادر شده است در تابستان امسال نسبت به تابستان سال ۱۴۰۲ حدود ۵.۱ درصد افزایش قیمت دلاری داشته است.

    در سمت دیگر تورم نقطه‌ای کالاهای وارداتی قرار گرفته که در تابستان ۱۴۰۳ رقمی معادل ۹.۸ درصد را به ثبت رسانده است. بر این اساس قیمت کالاهای بین‌المللی که به کشور وارد شده است در تابستان امسال نسبت به تابستان ۱۴۰۲ در حدود ۹.۸ درصد افزایش قیمت دلاری را تجربه کرده است.

    رشد ۶ درصدی قیمت کالاهای وارداتی در سال جاری

    بررسی‌ها حاکی‌ از آن است تورم سالانه کالاهای صادراتی (به قیمت‌های دلاری) در تابستان امسال معادل ۳.۳ درصد بوده است. یعنی می‌توان گفت کالاهای صادراتی ایران در یک سال منتهی به تابستان ۱۴۰۳ نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۳.۳ درصد افزایش قیمت داشته است. اما در سمت دیگر قیمت دلاری کالاهای وارداتی با افزایش ۵.۹ درصدی در همین مدت مواجه شده است.

    با این تفاسیر می‌توان گفت عرصه تجارت در یک سال منتهی به تابستان ۱۴۰۳ برای ایران همراه با ضرر و محدود شدن کالاهای وارداتی بوده است چرا که در تجارت وزن یکسان از کالاها در این سال، دلار بیشتری از کشور خارج شده و عایدی کمتری نیز حاصل شده است. لذا می‌توان گفت به نوعی تجارت در تابستان سال ۱۴۰۳ با ضرر دهی همراه بوده است.

  •  اقتصاد ایران رفاقتی غارتی شده است!

     اقتصاد ایران رفاقتی غارتی شده است!

    به گزارش اقتصادران، دکتر حسین راغفر  با بیان اینکه متاسفانه اکنون شاهد اقتصاد رفاقتی غارتی هستیم، مگر اینکه جهت‌گیری‌های اساسی تغییر کند، تاکیدکرد: بارها گفته‌ایم نظام مالیات ستانی باید اصلاح شود. امسال مثلا اصلاح کرده‌اند، اما پدر مردم و تولید را درآورده‌اند! در حالی که اصلی‌ترین محلی که باید از آن مالیات گرفته شود، برندگان اقتصاد مالی شده بعد از جنگ هستند؛ از آنها که دارایی‌های کلان دارند. با این اقدام آثار تورمی به شدت کاهش می‌یابد. اما متاسفانه آنچه که در دستور کار گذاشتند، انتقال مالیات به مصرف کننده است که آسیب‌های بسیار جدی برای تولید و مردم دارد.

    پس از جنگ، نابرابری ها از کجا آغاز شد؟

    به گزارش جماران، دکتر حسین راغفر، استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا(س) که در نشست بررسی روند 65 ساله اشتغال در ایران، در فرهنگستان علوم سخن می‌گفت، خاطرنشان کرد: ساختار کج اقتصاد ایران خصوصا بعد از جنگ تحمیلی به گونه‌ای سرمایه‌گذاری را در فعالیت‌های مالی رشد داد که موجب نابرابری‌های گسترده شد و اکنون وضعیت را به جایی رسانده که نرخ بازدهی سرمایه، بیشتر از نرخ بازدهی نیروی کار و تولید واقعی شده است.

     اعتبارات بخش تجارت از تسهیلات بانکی به شدت افزایش پیدا کرد

    وی با بیان اینکه این مسئله در کشورهای صنعتی نیز رخ داده است و سال به سال کسانی که صاحبان سرمایه بودند، سهم بیشتری از بزرگ شدن کیک اقتصاد دریافت کردند، افزود: در چنین شرایطی، نابرابری به طور طبیعی رقم خورد. در کنار آن، مسئله مالی شدن اقتصاد در کشور ما، عمدتا بعد از جنگ تحمیلی با برنامه‌هایی که مطرح کردند به ویژه از سال ۱۳۷۸ که قانون تاسیس بانک‌های خصوصی مصوب شد، اتفاق افتاد. از ۱۳۷۹ به بعد، این جریان با تشکیل سه بانک خصوصی آغاز شد تا جایی که در دولت نهم چندین بانک در یک روز تاسیس شد! تسهیلات نیز به نحوی خاص توزیع شد و عمدتا آنها را به بخش‌های نامولد و بخش تجارت تخصیص دادند. در این شرایط، اعتبارات بخش تجارت از تسهیلات بانکی به شدت افزایش پیدا کرد.

    یکسان شدن نرخ تسهیلات صنعت، تجارت و کشاورزی، عملا به نفع تجارت بود /سهم تجارت از ۱۶ درصد تسهیلات بانکی به ۳۸ درصد رسید!

    به گفته این استاد دانشگاه؛ از آن مهمتر این بود که نرخ تسهیلات بانکی را هم یکسان کردند. اعتباراتی که به طور طبیعی به بخش‌هایی مانند کشاورزی که با ریسک‌های ذاتی روبرو هستند و عملا به دلیل اهمیت آن برای تولید غذا تخصیص داده می شد و نرخ‌های بهره ترجیحی داشتند، همه یکسان شدند. وقتی نرخ تسهیلات صنعت، تجارت و کشاورزی یکسان شد عملا به نفع تجارت بود. به همین دلیل سهم تجارت از ۱۶ درصد تسهیلات بانکی به ۳۸ درصد رسید! این‌ها اتفاقی نبود بلکه منافع یک گروه خاص ایجاب می‌کرد این شیوه تصمیم گیری اتفاق بیفتد.

    تفکر بازار آزاد در اقتصاد، یکی از دلایل رشد شدید نابرابری

    راغفر با بیان اینکه منافع گروه‌هایی که در قدرت هستند عملا چنین شرایطی ایجاد کرد و آنها آگاهانه و عمدا به اسم اقتصاد بازار آزاد، این وضعیت را پیش آوردند، به تشریح سیاستهایی که کشورهای دنیا برای مهار پیامدهای تفکر بازار آزاد اعمال کردند پرداخت و توضیح داد: از ۱۸۰۰ تا ۱۹۱۴ ، تفکر بازار آزاد در اقتصاد جهانی حاکم بود که یکی از دلایل رشد شدید نابرابری است. از ۱۹۱۴ تا ۱۹۸۰ روند اجتماعی شدن اقتصاد مطرح شد و مالیات‌های بزرگ و تصاعدی از صاحبان ثروت و دارایی در دستور کار قرار گرفت تا بتوانند هزینه بحران‌ها را تامین کنند به نحوی که در برخی از دوره‌ها تا ۹۰ درصد درآمد یک درصد بالای صاحبان ثروت و درآمد، صرف مالیات می‌شد که به آن کف مالیات مصادره‌ای گفته می‌شد و مانند این بود که اموال آنها را مصادره کرده‌اند، اما متاسفانه در کشور ما چنین عزمی وجود ندارد.

    با این شیوه اصلاح در مالیات ستانی، پدر مردم و تولید را درآوردند / برندگان اقتصادِ مالی شده ی بعد از جنگ، هدف اصلی مالیات دهی باشند / انتقال مالیات به مصرف کننده آسیب‌های بسیار جدی برای تولید و مردم دارد

    این اقتصاددان تاکیدکرد: بارها گفته‌ایم نظام مالیات ستانی باید اصلاح شود. امسال مثلا اصلاح کرده‌اند، اما پدر مردم و تولید را درآورده‌اند! در حالی که اصلی‌ترین محلی که باید از آن مالیات گرفته شود، برندگان اقتصاد مالی شده بعد از جنگ هستند؛ از آنها که دارایی‌های کلان دارند. با این اقدام آثار تورمی به شدت کاهش می‌یابد. اما متاسفانه آنچه که در دستور کار گذاشتند، انتقال مالیات به مصرف کننده است که آسیب‌های بسیار جدی برای تولید و مردم دارد.

    در اقتصاد مالی شده، کسی که پول دستش نیست هیچ چیز ندارد

    راغفر ادامه داد: از ۱۹۸۰ تا ۲۰۲۰ هم روند نابرابری‌ها افزایش یافته و به همین دلیل اقتصاد جهانی آسیب‌ هایی خورده است؛ اما با این تفاوت که در غرب و کشورهای صنعتی سازوکاری وجود دارد که حاکمان را وامی دارد که اصلاحاتی انجام دهند از جمله آنها ساز و کار انتخابات است. ضمن اینکه اکنون شاهد اعتراضاتی در کشورهای غربی هستیم. آنچه که ضمن اعتراض به جنایت‌های بی‌سابقه اسرائیل بیان می شود،  اعتراض قربانیان نظام سرمایه‌داری در غرب در ۴۰ سال گذشته است که نابرابری‌ها به شدت افزایش پیدا کرده و بخش‌های قابل توجهی از جمعیت، خصوصا جمعیت تحصیل کرده را از اقتصاد حذف کرده است. در این اقتصاد مالی شده کسی که پول دستش نیست هیچ چیز ندارد.

    بخش قابل توجهی از جمعیت کشور از زندگی عادی محروم شده‌اند / شاهد اقتصاد رفاقتیِ غارتیِ هستیم، مگر اینکه جهت‌گیری‌های اساسی تغییر کند

    این اقتصاددان بخشی از ناآرامی هایی که در ۱۴۰۱ رخ داد را واکنشی به نابرابری‌های ساخته شده در کشور دانست و گفت: بخش قابل توجهی از جمعیت کشور از زندگی عادی محروم شده‌اند. کسی که حتی اگر در این شهر به دنیا آمده باشد و اجدادش هم در آن بوده باشند، نمی‌تواند در آن خانه بخرد! شاهد نابرابری‌هایی هستیم که سیستم به اسم بازار آزاد ساخته است. برندگان چپاول اقتصاد کشور و منابع انرژی آن، تصمیماتی می‌گیرند اما هر روز به اسم بازار و بازار آزاد سیاست‌ها را پیش می‌برند. در حالی به آنچه ادعا می کنند قیمت گذاری دستوری است، اعتراض می‌کنند که «قیمت گذاری دستوری»، تنها یک شعار است. کدام قیمت گذاری دستوری!؟ مردم هر روز چپاول می‌شوند، هیچکس نیست که بگوید چرا روزانه شاهد افزایش قیمت‌ها هستیم! آن هم در کالاهایی که یارانه ارزی دریافت می کنند! این‌ها به اعتراضات در کشور دامن می‌زند. متاسفانه ما اکنون شاهد اقتصادِ رفاقتیِ غارتی هستیم، مگر اینکه جهت‌گیری‌های اساسی تغییر کند.