برچسب: تالاب میانکاله

  • میانکاله قربانی لابی قدرت / هجوم دوباره پتروشیمی میانکاله به طبیعت با ۴۰ تریلی تجهیزات!

    میانکاله قربانی لابی قدرت / هجوم دوباره پتروشیمی میانکاله به طبیعت با ۴۰ تریلی تجهیزات!

    به گزارش اقتصادران، در انتهای جنوب شرقی دریای خزر جا خوش کرده است؛ یک نوار خشکی که خلیج گرگان را تشکیل داده، اما خود به تنهایی، تاریخی ۵۰ ساله در سینه دارد. این زیست‌بومِ منحصر‌به‌فرد، که روزی میزبان پرنده‌هایی از سیبری تا آفریقا بود، امروز صحنه نمایش فاجعه‌ای زیست‌محیطی است؛ جایی که دودکش‌های پتروشیمی، سایه مرگ را بر سر فلامینگو‌های مهاجر می‌اندازند. اخبار غیررسمی فریاد می‌زنند: ۵۱.۳ درصد از پهنه آبی میانکاله خشکیده و بقیه در آستانه نابودی است؛ اما این تنها روایت خشکسالی نیست؛ این تراژدی، محصول مدیریت ناکارآمد، سکوت مرگبار مسئولان، و توسعه‌ای است که پشت نقاب اقتصاد، جان طبیعت را می‌گیرد.

    در نگاه تاریخ

    طرح احداث پتروشیمی در محدوده تالاب میانکاله، پیش از انقلاب مطرح بود، اما پس از مشخص شدن مخاطراتش به دست فراموشی سپرده شد. پس از انقلاب طرح دوباره پروژه در دوره ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد و در زمان مدیریت فاطمه واعظ جوادی و محمدجواد محمدی‌زاده بر سازمان حفاظت محیط زیست مطرح شد. این دو مقام ارشد، همراه با فرود شریفی، رئیس وقت سازمان جنگل‌ها و مراتع، با هرگونه واگذاری زمین یا ساخت صنایع در این منطقه حساس مخالفت کردند. بااین‌حال، در سال ۱۴۰۰ و همزمان با آغاز فعالیت دولت سیزدهم به ریاست ابراهیم رئیسی، تصمیم به واگذاری ۹۰ هکتار از اراضی به شرکت گهر مازندران (پتروشیمی میانکاله) گرفته شد.

    در این فرآیند، ارزش واقعی زمین‌ها به‌صورت نادرست اعلام شد. محمد داس‌مه، وکیل و کنشگر محیط زیست، با انتشار اسناد در شبکه ایکس نشان داد این زمین‌ها پیشتر توسط اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری مازندران به عنوان «مرتع خوب» طبقه‌بندی شده و به بنیاد مسکن گزارش شده بود. بر پایه قانون، مراتع تنها از طریق قرارداد اجاره به اشخاص یا نهاد‌ها سپرده می‌شوند.

    اما در مورد میانکاله، تصمیم‌گیری نهایی درباره سرنوشت این زمین‌ها ــ که اکنون به عنوان مرتع شناخته می‌شوند ــ به وزارت جهاد کشاورزی و کمیسیون ماده ۳۳ واگذار شد. مسعود منصور، رئیس وقت سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری، نیز با ارجاع پرونده به این کمیسیون مخالفت خود را ثبت کرد. کمیسیون ماده ۳۳، بر اساس قانون اصلاح‌شده حفاظت و بهره‌برداری از جنگل‌ها و مراتع، مسئولیت بررسی واگذاری زمین‌ها به طرح‌های کشاورزی و غیرکشاورزی را برعهده دارد. اسناد نشان می‌دهد تصمیم نهایی در این کمیسیون، علیرغم هشدار‌های حقوقی و زیست‌محیطی، به نفع توسعه صنعتی رقم خورد.

    اکوسیستمی که در سکوت می‌میرد

    میانکاله امروز به آزمایشگاهی تبدیل شده است که در آن «توسعه» و «حفاظت» در تقابل مرگباری قرار گرفته‌اند. کاهش ۴۰۰ میلیون متر مکعبی آب تالاب در یک دهه، تنها یک عددی نیست؛ این رقم، گواه نابودی ۱۵ هزار هکتار از زیستگاه پرندگان مهاجر است. این تالاب، ایستگاه زمینی بیش از ۲۸ نوع پرنده است که مسیر مهاجرت آنها از سیبری تا قطب جنوب کشیده می‌شود. سال ۱۳۹۸ در پی شروع کاهش سطح آب جزیره موجی از تلف شدن پرنده‌ها آغاز شد و بیش از ۵۰ هزار پرنده مهاجر از یک سفر سلامت محروم شدند. گونه‌هایی مثل فلامینگوها، که زمانی نماد حیات میانکاله بودند، امروز در میان نمک‌زار‌های باقی‌مانده، به دنبال جرعه‌ای آب سرگردانند.

    خشکسالی، اگرچه سهمی در این بحران دارد، اما سهم اصلی از آنِ دستانی است که رودخانه‌ها را بستند، آب را برای کشاورزی بی‌ضابطه مصادره کردند، و صدای کارشناسان را در گلو خفه کردند. نکته تلخ‌تر، افزایش شوری آب در بخش‌های باقی‌مانده تالاب است. این پدیده، حاصل کاهش ورودی آب شیرین و افزایش تبخیر، مستقیماً حیات آبزیان و گیاهان بومی را نشانه رفته است.

    زنجیره غذایی در حال فروپاشی است؛ پرندگانی که از قطب تا آفریقا پرواز می‌کردند تا در میانکاله زمستان‌گذرانی کنند، حالا یا به کام مرگ می‌روند یا زیستگاه‌های جدیدی می‌جویند که وجود ندارد. واقعیت این است که میانکاله نه قربانی تغییرات اقلیمی، که قربانی سیاست‌های توسعه‌ای کور است که بدون ارزیابی زیست‌محیطی، تنها به دنبال سود کوتاه‌مدت هستند. سدسازی‌های بی‌رویه در بالادست، مانند سد گلورد، و لایروبی ناقص کانال‌های حیاتی مانند آشوراده، به جای بهبود وضعیت، بحران را تشدید کرده‌اند. مسئولانی که سال‌ها پیش باید جلوی این روند را می‌گرفتند، امروز در برابر سوالات جامعه مدنی و رسانه‌ها، تنها به وعده‌های مبهم پناه می‌برند.

    پتروشیمی میانکاله؛ توسعه یا نابودی؟

    در میانه این آشفتگی و با وجود آخرین عکس‌های ماهواره‌ای از میانکاله که حکایت از آن دارد که فقط ۵۱.۳ درصد از این تالاب پرآب است و مابقی آن خشک‌شده است، پروژه پتروشیمی میانکاله همچون خاری در پیکره این تالاب خودنمایی می‌کند. شرکت «گهر مازندران»، با وجود دستور توقف فعالیت از سوی دادستان کل کشور در فروردین ۱۴۰۱، در تیر ۱۴۰۲ با فنس‌کشی و کاشت درختان غیربومی، عملاً پایه‌های توسعه غیرقانونی را بنا نهاد. این اقدام در شرایطی صورت می‌گیرد که حتی بر اساس قوانین داخلی، احداث صنایع آب‌بر و آلاینده در استان‌های شمالی ممنوع است. اما چرا این پروژه با وجود مخالفت‌های گسترده کارشناسی و مردمی به پیش می‌رود؟ پاسخ را باید در لابی‌های پنهان و شبکه قدرت جست.

    به گزارش اقتصاد ۲۴، وب‌سایت انتخاب در گزارشی درباره این اقدام نوشت: «اجاره زمین‌هایی که به تصرف پتروشیمی میانکاله درآمده در ۱۶ اسفندماه سال ۱۴۰۰ در دفترخانه اسناد رسمی ۱۶۱ بهشهر ثبت‌شده است. در این سند، تاریخ شروع اجاره ۱۱ مهر ۱۴۰۰ به ثبت رسیده و مدت اجاره سه سال است. بر اساس این سند مبلغ مورد اجاره ۱۲ میلیارد و ۹۶۰ میلیون تومان تعیین‌شده است و باید مستاجر سالانه مبلغ چهار میلیارد و ۳۲۰ میلیون تومان مال‌الاجاره سال اول را طی فیش به تاریخ ۱۲ اسفند ۱۴۰۰ به نام خزانه‌داری کل نزد بانک مرکزی واریز و مابقی را مطابق قبض اقساطی پرداخت کند. این قرارداد به استناد تبصره یک ماده ۳۳ قانون حفاظت و بهره‌برداری از جنگل‌ها و مراتع مصوب سال ۱۳۸۶ و اجرای ماده هشت آیین‌نامه اجرایی قانون برای اجرای طرح پتروشیمی که در تاریخ ۱۰ مهر ۱۴۰۰ مورد تصویب کمیسیون مربوطه قرارگرفته با شرایطی که در قرارداد آمده است، اجاره داده می‌شود.»

    تناقض آشکار در اینجاست که همان نهاد‌هایی که وظیفه حفاظت از محیط زیست را دارند، با سکوت یا اقدامات غیرشفاف، به پیشبرد این پروژه کمک می‌کنند. سازمان حفاظت محیط زیست، به جای استفاده از ابزار‌های قانونی برای توقف فعالیت‌ها، به انتشار استوری در شبکه‌های اجتماعی بسنده کرده است؛ «شینا انصاری» رییس سازمان حفاظت محیط‌زیست با انتشار یک استوری نوشت «پروژه قانونی به نام پتروشیمی میانکاله وجود ندارد»! این رفتار نه تنها مسئولیت‌پذیری را زیر سوال می‌برد، بلکه نشان می‌دهد چگونه منافع اقتصادی بر قوانین محیط زیستی ارجحیت یافته‌اند.

     

    لابی قدرت مقابل محیط زیست

    اخیرا و با بالاگرفتن نگرانی‌ها از شروع دوباره ساخت‌وساز در محدوده تصرف‌شده، «یاشار سلطانی» در نوشته‌ای در حساب شخصی خود در شبکه ایکس با تاکید بر جمله «ارتباط فرزند یکی از روسای قوا با مالک پتروشیمی میانکاله» نوشت: «چند روزی است که پروژه غیرقانونی ⁧پتروشیمی میانکاله ⁩ مجدد شروع‌ شده است و امروز (پنجشنبه ۲۱ فروردین) حدود ۴۰ تریلی تجهیزات در پروژه مستقر شده است. پشت ماجرای میانکاله، یکی از روسای قوه است که فرزندش با رییس پتروشیمی ارتباط دارد. درصورتی‌که این حمایت‌های غیرقانونی ادامه یابد، حتماً مستندات را منتشر می‌کنم. بعدا معترض نشوید که ⁧امنیت روانی جامعه ⁩ مخدوش شده است.»

    زینب رحیمی، خبرنگار حوزه محیط‌زیست نیز در این باره نوشت: «شرکت ‎پتروشیمی میانکاله ۹۰ هکتار فنس غیرقانونی در مرتع ملی کشیده، درختان غیربومی اکالیپتوس به‌طور غیرقانونی کاشته و حالا دارد مصالح و تجهیزات اینجا خالی می‌کند. همه اینها غیرقانونی است، اما کسی جلودارش نیست.»

    و در ادامه توضیح داده است: «فعالیت غیرقانونی در محل قبلی ‎پتروشیمی میانکاله ادامه دارد. بنابه گزارش مردم محلی، امروز ۲۰ فروردین، بیش از ۳۰ تریلی بار به محل منتقل شده و به نظر می‌رسد قصد دارند اینجا سوله بسازند. با سازمان منابع طبیعی، امور اراضی و محیط زیست تماس گرفتم هیچ‌کس پاسخگو نیست.»

    نقش مجلس شورای اسلامی اما، در این ماجرا به‌شدت ابهام‌آمیز است. نطق حمایت‌آمیز رئیس مجلس در سال ۱۴۰۱، که با این جمله تاریخی همراه بود: «اگر مشکلی بوده، چرا زمین را به نام سرمایه‌گذار کردید؟»، عملاً به جای ایفای نقش نظارتی، مشروعیتی غیرمستقیم به پروژه بخشید.

    این در حالی است که سرمایه‌گذار اصلی پروژه، «عبدالله عبدی»، نه‌تنها یکی از بدهکاران کلان بانکی است، بلکه ارتباطات خانوادگی او با چهره‌های ارشد حکومتی، در حاشیه این پرونده، پرده از ابعاد پنهان ماجرا برمی‌دارد. برآورد‌ها نشان می‌دهد هزینه احداث این پروژه صنعتی در سال ۱۴۰۱، معادل ۲ برابر مجموع بودجه سالانه سه نهاد کلان کشور شامل:
    – سازمان حفاظت محیط زیست (۲،۱۵۷ میلیارد تومان)
    – سازمان بهزیستی (۱۷،۰۰۰ میلیارد تومان)
    – وزارت راه و شهرسازی (۲۰،۶۰۰ میلیارد تومان) بود.

     

    دوگانگی استانداردها؛ چابهار در برابر میانکاله

    تناقض آشکار در سیاست‌گذاری محیط زیستی ایران، زمانی آشکار می‌شود که پروژه مشابه «پتروشیمی نگین مکران» در چابهار را بررسی کنیم. با وجود نگرانی‌ها درباره آلایندگی این مجتمع، هیچ‌گاه موج اعتراضی مشابه میانکاله شکل نگرفت. چرا؟ پاسخ در تفاوتِ عمدیِ طبقه‌بندی مناطق نهفته است: چابهار به‌عنوان منطقه آزاد با اکوسیستم کم‌تراکم معرفی می‌شود، حال آن که میانکاله، به‌عنوان ذخیره‌گاه زیست‌کره و عضو کنوانسیون رامسر، از حساسیتی جهانی برخوردار است.

    این دوگانگی، نشان می‌دهد که «توسعه» در ایران نه بر اساس ارزیابی علمی، بلکه بر مبنای روابط و منافع گروهی خاص پیش می‌رود. در حالی که پروژه چابهار با هدف جذب سرمایه‌گذاری خارجی تبلیغ می‌شود، میانکاله قربانی بی‌تدبیری و نفوذ گروه‌های ذی‌نفع داخلی شده است. در حالی که پتروشیمی میانکاله تهدیدی مستقیم برای تالاب به حساب می‌آید، پروژه چابهار نیز با خطر آلودگی خلیج چابهار روبروست. اما تفاوت در اینجاست که در چابهار، نهاد‌های نظارتی ترجیح می‌دهند چشم خود را بر نقض قوانین ببندند، چرا که این منطقه به‌عنوان ویترین توسعه اقتصادی دولت معرفی شده است.

    دادخواست زمین به آسمان!

    وضعیت کنونی میانکاله تنها نتیجه خشکسالی نیست؛ این بحران، محصول مستقیم سه دهه سوءمدیریت، سدسازی‌های بی‌پروا، و چپاول منابع آبی توسط کشاورزی ناپایدار است. افزون بر این، پروژه پتروشیمی میانکاله به مثابه نمادی از بی‌عدالتی زیست‌محیطی است؛ جایی که حقوق نسل‌های آینده در پای معاملات امروز قربانی می‌شود.

    میانکاله، نگین ثبت‌شده در کنوانسیون رامسر و ذخیره‌گاه زیست‌کره، امروز در آستانه فروپاشی اکولوژیک قرار دارد. احداث پتروشیمی میانکاله در مرتع حسین‌آباد با فاصله ۴.۵ تا ۲۰ کیلومتری مرز‌های تالاب همچون جرقه‌ای بر انبار باروت اکوسیستمی عمل می‌کند که پیامد‌های آن از آلودگی منابع آب زیرزمینی تا نشت پساب‌های سمی به زنجیره غذایی را دربرمی‌گیرد. خشک‌سالی‌های پی‌درپی و افزایش دما، پس‌روی دریای خزر به دلیل سدسازی در کشور‌های هم‌جوار مانند روسیه، مدیریت نادرست منابع آب در داخل کشور مانند سد گلورد، لایروبی ناقص یا غیراصولی کانال‌های حیاتی مانند آشوراده و تغییر اقلیم دست‌به‌دست هم داده تا این وضعیت را امروز شاهد باشیم.

    سکوت سازمان حفاظت محیط زیست در این پرونده نیز جای پرسش دارد. اظهارات نمادین رئیس این سازمان مبنی بر «عدم وجود پروژه قانونی به نام پتروشیمی میانکاله» در تضاد آشکار با اقدامات عملی شرکت گهر مازندران است. به نظر می‌رسد این نهاد نظارتی، ترجیح می‌دهد به جای استفاده از ابزار‌های قانونی، به «گفتاردرمانی مجازی» بسنده کند. درواقع معاون رییس جمهور تنها از غیرقانونی بودن پتروشیمی میانکاله خبر داد و نه توقف آن!

    سازمان‌های بین‌المللی مانند کنوانسیون رامسر بار‌ها نسبت به وضعیت میانکاله هشدار داده‌اند، اما دولت نه تنها پاسخگو نیست، بلکه با اقدامات خود بحران را تشدید می‌کند. این بی‌تفاوتی، ایران را در معرض محکومیت جهانی قرار داده است. جوامع محلی حاشیه میانکاله، که معیشتشان به سلامت تالاب وابسته است، امروز به حاشیه رانده شده‌اند. اعتراضات آنها نه تنها شنیده نمی‌شود، بلکه با برچسب «اخلال در امنیت ملی» سرکوب می‌شود؛ و در پایان…

    میانکاله امروز به کاروانسرایی متروک می‌ماند که تنها ردپای پرندگان مهاجر بر ماسه‌های خشکیده‌اش باقی مانده است. سوال اینجاست: آیا این تالاب، قربانی توسعه‌ای می‌شود که حتی طبق قوانین داخلی ممنوع است؟ یا شاید باید پرسید: چرا نهاد‌های نظارتی در برابر نقض سیستماتیک قوانین توسط قدرت‌مداران سکوت اختیار کرده‌اند؟ پاسخ را شاید بتوان در سطر‌های پنهان قرارداد‌های اجاره، در سکوت رسانه‌های رسمی، و در شبکه‌های لابی پشت پرده جست. اما یک واقعیت انکارناپذیر است: اگر میانکاله بمیرد، نه‌تنها شمال ایران، که وجدان زیست‌محیطی یک ملت به تاریخ خواهد پیوست.

  • دست های پشت پرده احداث پتروشیمی میانکاله / حذف مدیرکل اداره محیط زیست مازندران چه ارتباطی با پروژه میانکاله دارد؟

    دست های پشت پرده احداث پتروشیمی میانکاله / حذف مدیرکل اداره محیط زیست مازندران چه ارتباطی با پروژه میانکاله دارد؟

    به گزارش اقتصادران، طرح احداث پتروشیمی میانکاله یا همان پتروشیمی امیرآباد، یکی از جنجالی‌ترین پروژه‌ها در استان مازندران است؛ پروژه‌ای که در صورت متوقف نشدن، منجر به نابودی بخش عظیمی از محیط زیست و حیات طبیعی مازندران می‌شود.

    این پروژه از همان ابتدا بدون طی فرآیند‌های قانونی و ارزیابی اثرات محیط‌زیستی و برخلاف منافع عمومی کلنگ خورد؛ آن هم در منطقه‌ای که به لحاظ زیست‌محیطی یکی از حساس‌ترین و باارزش‌ترین تالاب‌های جهان، یعنی تالاب بین‌المللی میانکاله را در خود جای داده است.

    تالاب میانکاله در کنوانسیون رامسر و ذخیره‌گاه زیست‌کره یونسکو ثبت شده است. حضور یک مجتمع پتروشیمی در حاشیه این تالاب می‌تواند با نشت آلاینده‌های شیمیایی، ورود پسماند‌های صنعتی و تخلیه پساب‌های خطرناک، اکوسیستم این منطقه را به کلی نابود کند.

    روزنامه شرق با انتشار گزارشی متذکر شد که از روز سه‌شنبه ۱۹ فروردین سال جاری، دامداران مرتع حسین‌آباد و لمرز واقع در بهشهر استان مازندران خبر داده‌اند که سرمایه‌گذار پتروشیمی میانکاله در حال انتقال مصالح و آهن‌آلات به این مرتع ملی است.

    چه کسانی پشت ماجرای احداث پتروشیمی میانکاله هستند؟

    بخش اصلی سهام پروژه پتروشیمی میانکاله متعلق به بخش خصولتی است که وابستگی‌های آشکار به برخی چهره‌های سیاسی و اقتصادی پرنفوذ مازندران و حتی بدنه دولت‌های دهم و یازدهم داشت.

    شرکت صنایع پتروشیمی گهر مازندران که پیش‌تر با نام صنایع پتروشیمی امیرآباد مازندران فعالیت می‌کرد، متولی اصلی احداث پتروشیمی میانکاله و عبدا… عبدی، مالک پروژه است.

    طرح این پروژه در دولت دهم تصویب و در زمستان ۱۴۰۰، یعنی در زمان دولت سیزدهم، اجرا شد.

    در زمان اجرای طرح و پیش از توقف آن، نام‌هایی از برخی نمایندگان مجلس، مسئولان محلی و استانی در حاشیه این پروژه شنیده می‌شد؛ کسانی که بدون در نظر گرفتن ضوابط محیطزیستی، مجوز‌هایی غیرقانونی صادر کردند یا تسهیل‌کننده روند زمین‌خواری صنعتی شدند.

    این بار هم با توجه به تحرکات دوباره مالک پتروشیمی در فروردین ماه سال ۱۴۰۴ به نظر می‌رسد پای همان افراد در شروع مجدد پروژه در میان باشد.

    کلنگ‌زنی پروژه هم بدون مجوز‌های رسمی محیط زیست و در یک مراسم نمایشی، با حضور برخی از مدیران دولتی و نمایندگان مجلس برگزار شد. گویی تمام قوانین بالادستی محیط زیستی کشور به‌طور عمدی نادیده گرفته شده بودند.

    کلنگ‌زنی پتروشیمی میانکاله؛ پروژه‌ای پرحاشیه با حمایت‌های پرابهام

    اسفند سال ۱۴۰۰، احمد وحیدی، وزیر وقت کشور، در مراسمی رسمی کلنگ احداث مجتمع پتروشیمی میانکاله را به زمین زد. او مدعی شد که این پروژه مجوز‌های محیطزیستی لازم را دریافت کرده، اما دیری نگذشت که علی سلاجقه، رئیس وقت سازمان حفاظت محیط زیست کشور، این ادعا را تکذیب کرد.

    سلاجقه در همان زمان به رکنا گفت: نامه‌ای اشتباهی توسط نماینده بهشهر در مجلس به وزیر کشور نشان داده شد. این نامه هیچ‌گونه امضایی نداشت و روند پیشرفت پروژه متوقف شد.

    در نهایت، دادستان کل کشور دستور توقف پروژه را تا زمان اخذ مجوز‌های قانونی صادر کرد. اما این توقف به مذاق برخی مسئولان خوش نیامد.

    در همین زمینه محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، روز چهارشنبه هفته گذشته در صحن علنی مجلس به انتقاد از این تصمیم پرداخت.

    او بدون اشاره مستقیم به پتروشیمی میانکاله، به دفاع تمام‌قد از پروژه پرداخت و گفت: وقتی سرمایه‌گذاری طی روال قانونی جلو رفته و میلیارد‌ها تومان سرمایه‌گذاری کرده، چگونه ممکن است ناگهان جلوی آن گرفته شود؟

    محمد درویش، کنشگر محیط زیست، در مرداد سال ۱۴۰۲ درباره وضعیت میانکاله به دیدارنیوز گفت: واقعیت این است که منطقه میانکاله بهره اقتصادی عجیبی را نصیب سودجویان می‌کند و عجیب‌تر اینکه سرمایه‌گذار آن یک ابربدهکار بانکی است، اما همین فرد توسط محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، حمایت می‌شود.

    مقاومت گسترده فعالان محیط زیست و رسانه‌ها

    واکنش‌های گسترده فعالان محیط زیست و مردم محلی باعث شد این پروژه زیر ذره‌بین رسانه‌های ملی و بین‌المللی قرار بگیرد.

    پروژه پتروشیمی میانکاله یک نمونه عینی از طمع گروه‌های ذی‌نفع برای تبدیل منابع ملی به منافع شخصی بود؛ پروژه‌ای که اگر به خاطر حساسیت مردم، رسانه‌ها و نهاد‌های مستقل متوقف نمی‌شد، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به تالاب میانکاله و معیشت کشاورزان منطقه وارد می‌کرد.

    زمین‌هایی که قرار بود به پتروشیمی اختصاص پیدا کند، بهترین خاک‌های کشاورزی منطقه به شمار می‌روند. این اقدام نه‌تنها چرخه کشاورزی، دامداری و شیلات را تحت تاثیر قرار می‌داد، بلکه هزاران نفر از مردم منطقه را از کار بیکار می‌کرد.

    همچنین آن‌طور که فعالان محیط‌زیست هشدار می‌دادند، تخلیه پساب‌های صنعتی از پتروشیمی به سمت منابع آب زیرزمینی و درنهایت دریای خزر، تهدیدی جدی برای سلامت انسانی و حیات آبزیان بود.

    توقف پروژه و شروع مجدد آن

    در آبان سال ۱۴۰۲، هوشنگ فلاحتیان، معاون وقت برنامه‌ریزی وزارت نفت، با ارسال نامه‌ای خطاب به مدیرعامل شرکت صنایع پتروشیمی گهر مازندران، انقضای موافقت مقدماتی وزارت نفت با احداث پتروشیمی میانکاله را اعلام کرد.

    با این حال، پیمانکار پروژه پتروشیمی میانکاله، بار دیگر در هفته گذشته، تحرکاتی را در زمینه احداث این پتروشیمی انجام داد که این موضوع توسط دامداران مرتع حسین‌آباد و لمرز واقع در بهشهر استان مازندران آشکار شد.

    آن‌طور که شرق گزارش داده، در خرداد و تیر سال ۱۴۰۲ این شرکت به‌طور غیرقانونی اقدام به فنس‌کشی در ۹۰ هکتار از مرتع ملی بهشهر کرد و در روز سه‌شنبه ۱۹ فروردین سال جاری نیز ۴۰ تا ۶۰ تریلی آهن‌آلات به محدوده ۹۰ هکتاری داخل فنس منتقل شد.

    برکناری مدیرکل اداره محیط زیست مازندران چه ارتباطی با پروژه میانکاله دارد؟

    شینا انصاری، رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست، روز ۲۰ فروردین ماه، حسینعلی ابراهیمی‌کارنامی را از سمت مدیرکلی اداره محیط زیست مازندران برکنار و محمدرضا کنعانی را جایگزین او کرد.

    این برکناری زنگ خطر احیای دوباره پروژه پتروشیمی میانکاله را به صدا درآورد. چراکه ابراهیمی‌کارنامی که خود در دی ۱۴۰۳ به سمت مدیرکلی اداره محیط‌زیست مازندران منصوب شد از منتقدان پروژه پتروشیمی میانکاله بود.

    آن‌طور که تسنیم گزارش داده، علت این جابه‌جایی زودهنگام مربوط به تحرک روز‌های گذشته پیمانکار پتروشیمی میانکاله است.

    در سال ۱۴۰۱، بعد از مشکلات ایجادشده در جریان راه‌اندازی پتروشیمی میانکاله، ابراهیمی‌کارنامی از ریاست محیط‌زیست استان مازندران برکنار شد.

    او در مرداد سال ۱۴۰۳ به روزنامه پیام ما گفت: درباره میانکاله باید دانست که استان، قدرت و اختیاری نداشت و من به‌عنوان یک فرد در سلسله‌مراتب اداری، امکان و اجازه اظهارنظر نداشتم. باید در تهران اظهارنظر می‌شد. این صنعت ابعاد مختلفی داشت و بررسی آن نیازمند اشراف به علوم جامع بود. این مجوز‌ها از بالادست گرفته می‌شد.

    واگذاری زمین به سرمایه‌گذار پروژه میانکاله متوقف نشد!

    حمید ظهرابی، معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست، ۲۱ فروردین ماه سال جاری به تسنیم گفت: با استناد به آخرین تصمیمات مراجع قضایی و موضع رسمی سازمان حفاظت محیط زیست، هیچ پروژه قانونی تحت عنوان «پتروشیمی میانکاله» وجود ندارد.

    با این حال باید به موضوع مهمی در مورد لغو واگذاری اراضی اشاره کرد. محمدجعفر منتظری، دادستان وقت کشور، در مرداد ۱۴۰۱ با ارسال نامه‌ای به جواد ساداتی‌نژاد، وزیر وقت جهاد کشاورزی، لغو قرارداد واگذاری ۹۰ هکتار زمین به پروژه پتروشیمی میانکاله را ضروری دانست.

    اما با توجه به تحرکات اخیر در اراضی ۹۰ هکتاری، مشخص است که پس از سه سال واگذاری لغو نشده است.

    این موضوع بدان معناست که هیچ مجوز و دستوری نمی‌تواند جلودار منافع سیاسی و اقتصادی برخی از مسئولان در پروژه میانکاله باشد.

    احداث یک پتروشیمی با آلایندگی بسیار بالا در منطقه میانکاله، مشکلات جدی زیست‌محیطی ایجاد می‌کند، همان‌طور که پیش‌تر احداث برخی پتروشیمی‌ها در استان فارس، بحران آب را در آن منطقه تشدید کرد. البته این موضوع، تنها نمونه کوچکی از نابودی معیشت مردم به نام توسعه است.

    حال این پرسش مطرح می‌شود که چه اهدافی پشت پرده احداث این پتروشیمی وجود دارد که اینگونه معیشت مردم در برابر آن به خطر می‌افتد؟