برچسب: تأمین اجتماعی

  • تأمین اجتماعی؛ ضربه‌گیر بحران یا کانون بحران؟!

    تأمین اجتماعی؛ ضربه‌گیر بحران یا کانون بحران؟!

    به گزارش اقتصادران، در روزهایی که سایه بحران بر بازار کار سنگینی می‌کند، آمارها دیگر فقط اعداد سرد و بی‌جان نیستند؛ هر رقم، روایتی است از سفره‌ای کوچک‌تر شده، کارگاهی خاموش و خانواده‌ای که نگران فرداست.

    در هفته گذشته، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی از بیکاری مستقیم یک میلیون کارگر و تأثیر غیرمستقیم این وضعیت بر دو میلیون نفر دیگر سخن گفت؛ آماری که اگرچه تکان‌دهنده است، اما به باور بسیاری از فعالان حوزه کار و داده‌های میدانی، همه واقعیت را بازتاب نمی‌دهد و ابعاد بحران در سطح جامعه چه‌بسا گسترده‌تر از ارقام رسمی باشد. برخی برآوردها از آن حکایت دارد که دامنه این بیکاری، به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم، به حدود چهار میلیون کارگر رسیده است.

    در چنین وضعیتی، مسئله صرفاً اختلاف بر سر عدد و رقم نیست؛ پرسش اصلی اینجاست که دولت و وزارت کار در برابر چنین شوکی چه مسئولیتی دارند و چه اقداماتی باید در دستور کار قرار دهند؟ آیا اولویت باید کم‌رنگ کردن ابعاد بحران در روایت‌های آماری باشد یا طراحی مداخلاتی فوری، علمی و مؤثر برای حفاظت از اشتغال، معیشت خانوارهای کارگری و پایداری نظام تأمین اجتماعی؟

    برای بررسی این مسئله، به سراغ سمیه گل‌پور، رئیس کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران کشور رفتیم تا از منظر بازار کار و استانداردهای بیمه‌ای، بحران بیکاری، معیشت کارگران و تاب‌آوری تأمین اجتماعی را واکاوی کنیم.

    شوک بیکاری، اگر مهار نشود از بحران موقت به بی‌ثباتی ساختاری می‌رسد

    معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی اعلام کرده جنگ اخیر باعث از دست رفتن بیش از یک میلیون شغل و بیکاری مستقیم و غیرمستقیم حدود دو میلیون نفر شده است. از نگاه علمی و براساس استانداردهای ILO، چنین شوکی چه ابعادی دارد؟ 

    وقتی از «یک میلیون شغل از دست‌رفته» و «دو میلیون بیکار مستقیم و غیرمستقیم» صحبت می‌کنیم، براساسِ ادبیات جهانی کار و بر مبنای استانداردهای سازمان بین‌المللی کار (ILO)، با یک شوک بزرگ در بازار کار مواجه هستیم؛ شوکی که هم اشتغال موجود را تخریب می‌کند، هم شدت ورود بیکاران جدید را افزایش می‌دهد و هم مدت زمان بیکاری را طولانی‌تر می‌سازد.

    در ایران، چنین شوکی معمولاً سه پیامد اصلی به همراه دارد. نخست، افزایش سریع بیکاری آشکار؛ یعنی افرادی که شغل خود را از دست داده‌اند و به‌صورت فعال در جست‌وجوی کار هستند. دوم، رشد بیکاری پنهان و اشتغال ناقص؛ به این معنا که بسیاری از افراد به‌سمت کارهای موقت، غیررسمی، کم‌درآمد و بدون پوشش بیمه‌ای رانده می‌شوند. سوم هم فشار بی‌سابقه بر نظام تأمین اجتماعی و سازوکارهای حمایتی است؛ چراکه هم درآمد خانوارها کاهش پیدا می‌کند و هم نیاز آن‌ها به خدمات بیمه‌ای و حمایتی افزایش می‌یابد.

    از منظر ILO، اگر دولت‌ها در برابر چنین شوکی سریع، هدفمند و مبتنی بر واقعیت عمل نکنند، بیکاری ناشی از جنگ از یک «شوک موقت» به یک «بی‌ثباتی ساختاری» تبدیل می‌شود؛ وضعیتی که می‌تواند به بیکاری بلندمدت، افت مشارکت اقتصادی، مهاجرت نیروی کار و تعمیق نابرابری‌ها منجر شود.

    بیکاری فقط حذف دستمزد نیست؛ آغاز فرسایش معیشت و امنیت خانوار است

    آثار اجتماعی و معیشتی این موج بیکاری برای خانواده‌های کارگری و بیمه‌شده‌ها چیست؟ 

    در سطح خانوار، پیامدهای این وضعیت کاملاً ملموس و عینی است. نخستین اثر، کاهش مستقیم درآمد ماهانه خانواده است. پس از آن، بدهی‌های خانوار افزایش می‌یابد؛ از قرض و وام گرفته تا چک‌های برگشتی و اجاره‌های معوق. در کنار اینها، فشار روانی شدید، ناامنی معیشتی و در مواردی سقوط به فقر چندبُعدی، از دیگر پیامدهای این بیکاری گسترده است.

    برای یک کارگر یا بیمه‌شده تأمین اجتماعی، از دست دادن شغل فقط به معنای قطع درآمد نیست. در وهله اول، منبع پرداخت حق بیمه قطع یا ضعیف می‌شود. در مرحله بعد، خانواده همزمان به پوشش بیمه‌ای و حمایت بیشتری نیاز پیدا می‌کند؛ برای درمان، بیمه بیکاری، مستمری و سایر خدمات. اگر بیمه بیکاری یا حمایت نقدی هم به‌موقع و کافی نباشد، خانواده ناچار می‌شود به سمت فروش دارایی، حذف هزینه‌های ضروری و حتی در مواردی ترک تحصیل فرزندان حرکت کند.

    در واقع، فلسفه وجودی نظام بیمه اجتماعی در چنین بحران‌هایی این است که اجازه ندهد یک حادثه شغلی یا شوک اقتصادی، یک خانواده را از طبقه متوسط به حاشیه‌نشینی و فقر پایدار پرتاب کند.

    تأمین اجتماعی باید ضربه‌گیر بحران باشد، نه خودش به کانون بحران تبدیل شود

    نقطه بحران در تأمین اجتماعی کجاست؟ بیکاری حاصل از جنگ چه فشاری بر ساختار تأمین اجتماعی وارد می‌کند؟ 

    در پاسخ به این سؤال، باید به یک مفهوم کلیدی توجه کرد و آن هم «تاب‌آوری نهادهای بیمه‌گر اجتماعی» است. واقعیت این است که سازمان تأمین اجتماعی حتی پیش از جنگ اخیر نیز با ناترازی تعهدی و نقدی مواجه بود. مجموعه‌ای از عوامل، از جمله طرح تحول سلامت، تحمیل بازنشستگی‌های زودرس، عدم پرداخت سهم دولت و تصمیماتی که با منطق و محاسبات بیمه‌ای سازگار نبودند، طی سال‌های گذشته ذخایر این سازمان را تضعیف کرده‌اند.

    اکنون با بروز جنگ و پیامدهای آن، این فشار به اوج خود رسیده است؛ از یک‌سو ورودی‌های سازمان کاهش یافته، چون تعداد بیمه‌پردازان کمتر شده و حق بیمه کمتری وصول می‌شود؛ از سوی دیگر، خروجی‌ها افزایش پیدا کرده، از جمله در حوزه مستمری بازنشستگی، ازکارافتادگی، بازماندگان، بیمه بیکاری و هزینه‌های درمان.

    در استانداردهای ILO و همچنین در سیاست‌های کلی تأمین اجتماعی، یک اصل مهم وجود دارد و آن این است که وقتی بحران ناشی از شرایط کلان یا تصمیمات عمومی است، جبران آن نباید از جیب بیمه‌شده و مستمری‌بگیر صورت بگیرد؛ بلکه دولت باید در جایگاه تضمین‌گر پایداری وارد عمل شود.

    اگر در چنین شرایطی از یک طرف سازمان تأمین اجتماعی را وادار کنیم منابعش را صرف طرح‌های حمایتی خارج از منطق بیمه‌ای کند و از طرف دیگر، مطالبات و کسری‌های آن از سوی دولت جبران نشود، نهادی که باید ضربه‌گیر بحران باشد، خود به کانون بحران اجتماعی تبدیل می‌شود؛ نتیجه این وضعیت هم چیزی جز تأخیر در پرداخت‌ها، افت کیفیت خدمات، نارضایتی گسترده و افزایش بی‌اعتمادی نخواهد بود.

    جنگ، هم منابع تأمین اجتماعی را کم می‌کند و هم هزینه‌های آن را بالا می‌برد

    جنگ و بحران منطقه‌ای دقیقاً چگونه بر منابع و مصارف تأمین اجتماعی اثر می‌گذارند؟ اگر ممکن است مصداقی توضیح دهید. 

    اگر بخواهیم این مسئله را به‌صورت روشن و فهرست‌وار توضیح دهیم، جنگ و بحران‌های بزرگ از چهار مسیر اصلی سازمان تأمین اجتماعی را تحت فشار قرار می‌دهند.

    نخست، کاهش ورودی‌ها و منابع. تعطیلی یا کاهش ظرفیت بنگاه‌های اقتصادی، تعلیق فعالیت کارگاه‌ها، تعدیل نیرو، کاهش شیفت و ساعات کار، همگی باعث افت پرداخت حق بیمه از سوی کارفرمایان و بیمه‌شدگان می‌شود. علاوه بر این، تأخیر یا عدم پرداخت سهم دولت و همچنین افت بازدهی سرمایه‌گذاری‌ها و کاهش ارزش دارایی‌ها و سهام سازمان نیز بر شدت این فشار می‌افزاید.

    دوم، افزایش خروجی‌ها و مصارف. در شرایط بحران، تقاضا برای مستمری بازنشستگی، به‌ویژه بازنشستگی‌های پیش از موعد، افزایش پیدا می‌کند. همچنین مستمری‌های ازکارافتادگی و بازماندگان، متقاضیان بیمه بیکاری، هزینه‌های درمان، دارو و خدمات پزشکی نیز رشد می‌یابد. در این میان، گاهی سازمان ناچار می‌شود برای بیمه‌شدگان و کارفرمایان آسیب‌دیده، تسهیلات یا امهال‌هایی نیز در نظر بگیرد.

    سوم، برهم خوردن تعادل بیمه‌ای است. وقتی تعداد بیمه‌پردازان فعال کاهش پیدا می‌کند و هم‌زمان تعداد مستمری‌بگیران بالا می‌رود، نسبت «شاغل به مستمری‌بگیر» که یکی از شاخص‌های حیاتی پایداری صندوق‌هاست، آسیب می‌بیند.

    چهارم  نیز تهدید زیرساخت‌ها و کارآمدی سازمان است؛ از آسیب به مراکز درمانی و اداری گرفته تا اختلال در زیرساخت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات، افزایش ریسک حملات سایبری و تغییر ناگزیر سبد خدمات درمانی از خدمات انتخابی به خدمات حاد، اورژانسی و جنگی.

    بنابراین اگر دولت در این شرایط نقش حمایتی و جبرانی خود را ایفا نکند، صندوق‌های بیمه‌ای به‌جای آنکه ضامن ثبات اجتماعی باشند، خود به یکی از منابع بی‌ثباتی تبدیل می‌شوند.

    پیامد اجتماعی این فشار مضاعف بر تأمین اجتماعی چیست؟ از منظر تاب‌آوری اجتماعی چه خطرهایی وجود دارد؟ 

    تاب‌آوری اجتماعی تا حد زیادی به اعتماد عمومی گره خورده است. اگر مردم مطمئن باشند که در صورت بیکاری، مقرری یا مستمری دارند، در صورت بیماری درمانشان رها نمی‌شود و در دوران بازنشستگی حداقل معیشت آن‌ها تأمین خواهد شد، حتی در زمان جنگ و بحران هم جامعه دچار فروپاشی اعتماد نمی‌شود.

    اما اگر پرداخت‌ها با وقفه مواجه شود، متناسب‌سازی مستمری‌ها با تورم انجام نشود و سازمان تأمین اجتماعی مدام زیر فشار بخشش حق بیمه‌ها بدون جبران دولتی قرار بگیرد، آن‌وقت این نهاد بیمه‌ای به‌جای آنکه منبع آرامش باشد، به کانون اضطراب و نارضایتی تبدیل خواهد شد. در ادبیات بین‌المللی کار، این وضعیت یک ریسک جدی برای امنیت اجتماعی به‌شمار می‌رود.

    حمایت از بنگاه‌ها ضروری است، اما نه از جیب بیمه‌شده‌ها

    با این وضعیت، آیا درست است که برای کمک به کارفرمایان و بنگاه‌های آسیب‌دیده، از منابع تأمین اجتماعی هزینه شود؟ 

    کمک به کارفرمایان و بنگاه‌های آسیب‌دیده، بدون تردید ضروری است؛ اما مسئله اصلی این است که هزینه این حمایت باید از چه محلی تأمین شود. در استانداردهای ILO و در حقوق تأمین اجتماعی، یک خط قرمز روشن وجود دارد: منابع بیمه‌ای که با مشارکت کارگر، کارفرما و دولت برای تعهدات مشخصی مانند بازنشستگی، ازکارافتادگی، بازماندگان، درمان و بیکاری شکل گرفته‌اند، نباید به صندوق عمومی یارانه‌های اقتصادی تبدیل شوند.

    به بیان ساده‌تر، اگر قرار است به بنگاه‌ها تخفیف یا بخشش داده شود، این حمایت باید از محل منابع دولتی و در قالب تعهدات عمومی دولت انجام شود، نه از حق بیمه‌ای که متعلق به کارگر و بیمه‌شده است و باید برای تأمین آینده او هزینه شود. در غیر این صورت، حمایت امروز از بنگاه‌ها با هزینه فردای مستمری‌بگیران و بیمه‌شدگان پرداخت خواهد شد.

    برای مهار بیکاری و حفظ پایداری تأمین اجتماعی، هم نسخه فوری لازم است هم اصلاحات ساختاری

    با توجه به این وضعیت، راهکارهای فوری و میان‌مدت شما برای مهار آثار بیکاری و حفظ پایداری تأمین اجتماعی چیست؟ 

    اگر بخواهیم نسخه‌ای هم‌سو با استانداردهای جهانی و در عین حال متناسب با شرایط ایران ارائه دهیم، می‌توان سه بسته سیاستی را پیشنهاد کرد.

    در بخش اقدامات فوری، یعنی در بازه سه تا شش ماهه، نخست باید یارانه دستمزد مشروط برای بنگاه‌های آسیب‌دیده در نظر گرفته شود؛ به این معنا که بنگاه در ازای دریافت حمایت، متعهد به حفظ اشتغال باشد. در کنار آن، تعویق یا تقسیط حق بیمه کارفرمایان آسیب‌دیده هم می‌تواند مفید باشد، اما مشروط بر اینکه دولت جبران مالی آن را برای سازمان تأمین اجتماعی تضمین کند. همچنین باید بیمه بیکاری و کمک‌هزینه معیشتی برای بیکارشدگان ناشی از بحران به‌سرعت و به‌طور موقت گسترش یابد. در همین حال، حفاظت از سرمایه و ذخایر تأمین اجتماعی در برابر تصمیمات غیربیمه‌ای نیز یک ضرورت فوری است.

    در حوزه اقدامات میان‌مدت، یعنی در بازه یک تا سه ساله، اجرای واقعی سیاست‌های کلی تأمین اجتماعی و استقرار نظام چندلایه شامل سطوح امدادی، حمایتی و بیمه‌ای باید در دستور کار قرار گیرد. همچنین لازم است مطالبات واقعی سازمان تأمین اجتماعی از دولت با زمان‌بندی شفاف تسویه شود و سامانه‌های اطلاعاتی بازار کار و داده‌های بیمه‌ای برای تصمیم‌گیری مبتنی بر شواهد تقویت شوند.

    در سطح اقدامات ساختاری و بلندمدت نیز باید در قواعد بازنشستگی‌های زودرس با نگاه بیمه‌ای و نه مصلحتی بازنگری شود. تقویت سرمایه‌گذاری‌های مولد و پایدار در مجموعه شستا و سایر زیرمجموعه‌ها، همراه با کاهش ریسک‌های ناشی از بحران، از دیگر ضرورت‌هاست. همچنین ایجاد یک نهاد تنظیم‌گر مستقل در حوزه بیمه‌های اجتماعی می‌تواند به تضمین پایداری بلندمدت این نظام کمک کند.

    به‌طور خلاصه، در چنین شرایطی باید همزمان از شاغلان، بنگاه‌ها، بیمه‌شدگان و مستمری‌بگیران حمایت شود؛ و این هدف، بدون ایفای نقش فعال دولت به‌عنوان تضمین‌گر نهایی پایداری تأمین اجتماعی، دست‌یافتنی نخواهد بود.

  • تیغ جنگ زیر گلوی تأمین اجتماعی!

    تیغ جنگ زیر گلوی تأمین اجتماعی!

    به گزارش اقتصادران، در حالی‌که کشور درگیر تجاوز نیروهای متخاصم امپریالیستی و تبعات سنگین یک وضعیت جنگی است، آنچه در لایه‌های پنهان‌تر این بحران خودنمایی می‌کند، فشار فزاینده‌ای است که بی‌واسطه بر دوش کارگران و بازنشستگان تأمین اجتماعی سنگینی می‌کند؛ گروه‌هایی که همواره در خط مقدم تولید و معیشت قرار داشته‌اند اما در بزنگاه‌های بحرانی، نخستین قربانیان بی‌ثباتی‌های اقتصادی می‌شوند.

    در این میان، نشانه‌های نگران‌کننده‌ای از اختلال در مناسبات کار و تولید نیز به چشم می‌خورد؛ برخی واحدهای صنعتی و تولیدی، با تکیه بر دشواری‌های ناشی از شرایط موجود، از انجام کامل تعهدات خود شانه خالی می‌کنند و پرداخت حق بیمه کارگران را به تعویق می‌اندازند یا متوقف می‌سازند. این در حالی است که حق بیمه، نه یک هزینه قابل حذف، بلکه ستون فقرات نظام تأمین اجتماعی و تضمین‌کننده امنیت حداقلی زندگی میلیون‌ها کارگر و بازنشسته است.

    پیامد چنین روندی، چیزی جز تضعیف هرچه بیشتر بنیه مالی سازمان تأمین اجتماعی نیست؛ سازمانی که پیش‌تر نیز با ناترازی‌های ساختاری دست‌به‌گریبان بوده و اکنون، در سایه کاهش ورودی منابع، با خطر جدی در ایفای تعهدات خود، از جمله پرداخت مستمری‌ها و ارائه خدمات درمانی، مواجه شده است.

    در چنین شرایطی، دیگر نمی‌توان نقش دولت را به نظاره‌گری منفعل تقلیل داد؛ دولت، به‌عنوان بازیگر اصلی سیاست‌گذاری و تنظیم‌گری، مسئولیتی مضاعف در قبال صیانت از حقوق کارگران و بازنشستگان و همچنین پایداری منابع تأمین اجتماعی بر عهده دارد. بی‌توجهی به این مسئولیت، می‌تواند به تعمیق شکاف‌های اجتماعی و تشدید ناامنی معیشتی در یکی از حساس‌ترین مقاطع کشور منجر شود.

    بر همین اساس و برای واکاوی دقیق‌تر این وضعیت و بررسی راهکارهای پیش‌رو، با اکبر شوکت، دبیر اجرایی خانه کارگر استان قم، گفت‌وگو کرده‌ایم.

    تأمین اجتماعی در تنگنای بحران؛ ضرورت مداخله فوری دولت 

    اکبر شوکت در این‌باره گفت: «در شرایط فعلی که کشور با وضعیت جنگی مواجه است، بخش قابل توجهی از کارگاه‌ها و واحدهای تولیدی دچار اختلال در فعالیت شده‌اند و همین مسئله باعث شده پرداخت دستمزد و به‌ویژه حق بیمه کارگران با مشکل جدی روبه‌رو شود؛ موضوعی که مستقیماً منابع سازمان تأمین اجتماعی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.»

    وی ادامه داد: «سازمان تأمین اجتماعی پیش از این هم با ناترازی‌هایی مواجه بوده، اما در شرایط کنونی، کاهش ورودی حق بیمه‌ها در کنار افزایش تعهدات، از جمله پرداخت مستمری و بیمه بیکاری، فشار مضاعفی بر این سازمان وارد کرده است؛ به‌طوری که اگر حمایت فوری صورت نگیرد، در انجام تعهدات خود با چالش‌های جدی‌تری مواجه خواهد شد.»

    او با تأکید بر ضرورت ورود جدی دولت اظهار کرد: «پرداخت حقوق بازنشستگان و ارائه خدمات درمانی، یک تعهد قطعی و غیرقابل تعویق است و باید در اولویت‌های اصلی دولت قرار گیرد؛ حتی بالاتر از برخی حمایت‌های معیشتی مقطعی. چراکه این حقوق، حاصل سی سال کار و پرداخت حق بیمه است و به‌نوعی حق مکتسبه افراد محسوب می‌شود.»

    شوکت افزود: «در حال حاضر، علاوه بر کاهش پرداخت حق بیمه از سوی کارفرمایان، با موجی از تقاضا برای بیمه بیکاری نیز مواجه هستیم که این خود بار مالی جدیدی بر دوش تأمین اجتماعی گذاشته است؛ بنابراین دولت باید بدون هیچ تردیدی، حمایت از این سازمان را در دستور کار قرار دهد.»

    وی با انتقاد از برخی شیوه‌های حمایتی گفت: «اینکه دولت بخواهد به ازای هر کارگر، تسهیلاتی را به‌صورت مستقیم به کارفرما پرداخت کند، لزوماً راهکار مؤثری نیست. پیشنهاد مشخص ما این است که همین منابع، به‌صورت هدفمند و در قالب پرداخت حق بیمه کارگران، مستقیماً به سازمان تأمین اجتماعی اختصاص داده شود.»

    او توضیح داد: «به‌عنوان نمونه، اگر دولت حداقل برای سه ماه، پرداخت حق بیمه کارگران واحدهایی را که دچار مشکل شده‌اند بر عهده بگیرد، هم کارفرما از فشار خارج می‌شود و هم تأمین اجتماعی می‌تواند تعهدات خود را انجام دهد. پس از بازگشت شرایط به حالت عادی نیز می‌توان این مبالغ را به‌صورت اقساطی از کارفرمایان دریافت کرد.»

    دبیر اجرایی خانه کارگر قم با اشاره به تفاوت وضعیت بنگاه‌ها تصریح کرد: «باید میان واحدهایی که همچنان با ظرفیت بالا در حال فعالیت هستند و آن‌هایی که به‌دلیل مشکلاتی مانند کمبود مواد اولیه، اختلال در صادرات یا آسیب‌های ناشی از شرایط جنگی دچار رکود شده‌اند، تفکیک قائل شد. حمایت‌ها باید معطوف به واحدهای آسیب‌دیده باشد، نه به‌صورت یکسان برای همه.»

    وی همچنین خاطرنشان کرد: «دولت علاوه بر این، باید بخشی از بدهی‌های خود به سازمان تأمین اجتماعی را به‌صورت نقدی تسویه کند؛ این اقدام می‌تواند به‌طور مستقیم به پایداری منابع این سازمان و استمرار پرداخت‌ها کمک کند.»

    شوکت در ادامه با تبیین اولویت‌های دولت در شرایط فعلی گفت: «در وضعیت کنونی، اولویت‌های دولت باید به‌روشنی تعریف شود؛ در وهله نخست مسائل دفاعی و امنیتی، در گام بعد پرداخت حقوق کارکنان و نظامیان، سپس پرداخت مستمری بازنشستگان و در ادامه حمایت‌های معیشتی از مردم. سایر برنامه‌ها، از جمله پروژه‌های عمرانی یا طرح‌های توسعه‌ای جدید، طبیعتاً در شرایط جنگی در اولویت‌های بعدی قرار می‌گیرند.»

    وی در پایان تأکید کرد: «مجموعه اقداماتی مانند پرداخت بخشی از دیون دولت به تأمین اجتماعی و تقبل موقت حق بیمه کارگران، می‌تواند به‌صورت هم‌زمان به کاهش فشار بر کارفرمایان، تقویت منابع تأمین اجتماعی و حفظ امنیت معیشتی کارگران و بازنشستگان منجر شود و از تعمیق بحران جلوگیری کند.»

  • تأمین اجتماعی از جان کارگران مشاغل سخت چه می خواهد؟

    تأمین اجتماعی از جان کارگران مشاغل سخت چه می خواهد؟

    به گزارش اقتصادران، طبق قانون جدید بازنشستگی تأمین اجتماعی، سن بازنشستگی مردان از ۶۰ به ۶۲ سال افزایش یافته و حداقل سابقه مورد نیاز برای بازنشستگی از ۳۰ به ۳۵ سال تغییر کرده است. افزایش سابقه بازنشستگی البته برای آن‌ها که سابقه‌ی بالای ۲۸سال دارند، اعمال نمی‌شود. همچنین کارگران مشاغل سخت و زیان‌آور نیز از این موضوع مستثنی هستند. برنامه هفتم توسعه برای این کارگران تغییراتی در نظر نگرفته است.

    با این حال محسن باقری، عضو هیئت رئیسه شورای اسلامی کار استان تهران، از دردسر تازه تأمین اجتماعی برای برخی از کارگران مشاغل سخت و زیان‌آور خبر می‌دهد و می‌گوید: تأمین اجتماعی دوباره تفسیر به رأی کرده و حق برخی از کارگران مشاغل سخت و زیان‌آور را ضایع می‌کند. الزام افزایش سن و سابقه بازنشستگی مربوط به برنامه هفتم توسعه و مختص مشاغل عادی است و به هیچ وجه مشاغل سخت و زیان‌آور را دربر نمی‌گیرد.

    باقری گفت: ما دو نوع سابقه‌ی سخت و زیان‌آور داریم؛ یک مورد مربوط به کارگرانی است که ۲۰ سال توالی کار در مشاغل سخت و زیان‌آور دارند و دیگری مربوط به کارگران این مشاغل است که توالی اشتغال در مشاغل سخت ندارند و مجموع سابقه‌ی آن‌ها در مشاغل سخت و عادی با هم درنظر گرفته می‌شود. در این مورد طبق استفساریه مجلس باید یک سال سابقه کار سخت، یک و نیم برابر محاسبه شود.

    این فعال کارگری گفت: تأمین اجتماعی در این مورد می‌گوید چون توالی به هم خورده در نتیجه فرد از قانون مشاغل سخت و زیان‌آور خارج می‌شود و باید ۳۲ سال سابقه کار داشته باشد و با سی سال سابقه نمی‌تواند بازنشست شود. در واقع تأمین اجتماعی در این مورد تفسیر می‌کند و این خلاف قانون است.

    عضو هیئت رئیسه شورای اسلامی کار استان تهران گفت: در حالی که طبق برنامه توسعه هفتم، سابقه خام اگر ۲۸ سال شود فرد مشمول افزایش سن و سابقه بازنشستگی نخواهد شد اما تأمین اجتماعی این ارفاق را هم محاسبه نمی‌کند.

    این فعال کارگری گفت: تأمین اجتماعی در اجرای ماده ۲۹ ماده هفتم توسعه تفسیر اشتباه انجام می‌دهد مانند همان‌کاری که در بخشنامه ۱۷۷۷ انجام داده است. در این مورد سازمان به سوابق سخت و زیان‌آور آن‌ها توجه نمی‌کند. وقتی کارگر برای بررسی سوابق سخت و زیان‌آوری خود مراجعه می‌کند، از او می‌خواهند تا امضا کند و تعهد بدهد که سی سال سابقه کار دارد و دو روز کمتر برای او مستمری درنظر گرفته می‌شود. در حال حاضر این یکی از مشکلات کارگران مشاغل سخت و زیان‌آور است و ما به این رفتار سازمان تأمین اجتماعی معترض هستیم.

  • سنگ اندازی تأمین اجتماعی بر سر راه بازنشستگی کارگران معدن طرزه

    سنگ اندازی تأمین اجتماعی بر سر راه بازنشستگی کارگران معدن طرزه

    به گزارش اقتصادران، جمعی از کارگران معدن طزره به  مشکلاتی که تأمین اجتماعی برای بازنشستگیِ آنها ایجاد کرده، اعتراض کردند.

    این بازنشستگان که با در نظر گرفتنِ سوابقِ ارفاقیِ مشاغل سخت و زیان‌آور، سابقه‌ی متوسط ۳۳ و ۳۵ سال دارند، می‌گویند: سوابق ما پُر شده است و انتظار داشتیم تأمین اجتماعی به سرعت به بررسی پرونده‌های بپردازد، اما از ابتدای سال جاری، هیچ یک از درخواست‌ها به نتیجه نرسیده و هنوز هیچ فیشی صادر نشده و هیچ کارگری بازنشست نشده است.

    این کارگران می‌گویند: این تأخیر، کارگران را نگران کرده است. شغل ما سخت و زیان‌آور است و هیچ کارگری حتی تحمل یک ساعت کارِ اضافه در معدن را ندارد. اگر اتفاقی برای کارگران در این مدت بیفتد چه کسی پاسخگو است؟ آیا همه‌ی این ۴۰ پرونده ناقص بوده‌ که تأمین اجتماعی در صدور فیش تعلل می‌کند؟

    این کارگران می‌گویند: از ۴۰ نفر درخواست‌کننده، بسیاری بیش از ۳۵ سال سابقه کار دارند و انتظار می‌رود که به درخواست آنها به فوریت رسیدگی شود. متأسفانه، با وجود شکایات متعدد و گفت‌وگو با مسئولان تأمین اجتماعی، هنوز هیچ اقدامی صورت نگرفته است. این ظلم در حق ماست و صدایمان به جایی نمی‌رسد.

    آنها می‌گویند: زمانی که به عنوان کارگر پیمانکاری کارمی‌کردیم، عناوین شغلیِ ما کارگر ساده رد می‌شد که با توافقی که شرکت با اداره کار کل سمنان انجام داده بود، قرار شد عنوان کارگر ساده برای ما سخت و زیان‌آور رد شود. امسال اما ظاهرا مشکلی پیش آمده، برخی می‌گویند سخت و زیان‌آوری این عناوین تائید و برخی می‌گویند تائید نمی‌شود.

  • سن و سابقه بازنشستگی را بالا می‌برید تا پول تأمین اجتماعی را خرجِ بازیکنانِ فوتبال کنید؟!

    سن و سابقه بازنشستگی را بالا می‌برید تا پول تأمین اجتماعی را خرجِ بازیکنانِ فوتبال کنید؟!

    به گزارش اقتصادران، حسن صادقی، رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری،  از تصمیم دولت برای واگذاریِ سهام دو باشگاه پرسپولیس و استقلال به صندوق‌های بازنشستگی انتقاد کرد و گفت: تنها دو هفته به پایان سال مانده، اما هنوز دولت ۷۰هزار میلیارد تومانی که در بودجه سال ۱۴۰۲ به عنوان بدهی به سازمان تأمین اجتماعی در نظر گرفته شده، را پرداخت نکرده است. مقصرِ اصلیِ این ماجرا سازمان تأمین اجتماعی است که اصلا به سراغِ مطالباتِ این سازمان نمی‌رود. رویکردِ مدیریتِ سازمان آینده فروشیِ اموال سازمان تأمین اجتماعی است تا به سراغِ مطالباتِ خود از دولت نرود.

    صادقی گفت: مجلس تصویب و دولت را مکلف کرده است که در بودجه سال جاری، ۷۰هزار میلیارد تومان به صورتِ رد دیون در قالبِ سه – دوازدهم به سازمان پرداخت کند، اما هنوز هیچ مبلغی پرداخت نشده است. در مقابل می‌خواهند باشگاه پرسپولیس را به سازمان واگذار کنند و پول آن را هم بگیرند و در جیبِ خود بگذارند! می‌خواهند باشگاه ورشکسته‌ای را که جز هزینه چیزی برای ما ندارد، به تأمین اجتماعی تحمیل کنند.

    وی گفت: در دولتِ قبل، بودجه‌ی مصوب پرداخت شد و بعد هپکو نیز به صورتِ جداگانه به سازمان واگذار شد. هپکو، کارگری بود و ما هم می‌خواستیم مشکلاتِ کارگران هپکو حل شود، اما واگذاری پرسپولیس اینگونه نیست. مگر ما مسئولِ حل مشکلِ فوتبالیست‌ها هستیم؟! مگر تأمین اجتماعی و طبقه کارگر که به شامِ شب خود محتاج است، مسئول وضعیتِ باشگاه پرسپولیس است؟

    رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری گفت: سازمانِ تأمین اجتماعی هیچ مدافعی ندارد و حتی مدیرعاملِ این سازمان هم به دلیلِ آنکه چند صباحی بر مسندِ مدیریتِ بماند، از آن دفاع نمی‌کند. تشکل‌های کارگری هم پوشالی هستند و توانِ حمایت از این سازمان را ندارند. این اتفاق اگر در کشوری مثل ترکیه می‌افتاد، کارگران اعتراض می‌کردند، اما ما نشسته‌ایم و فقط نگاه می‌کنیم!

    صادقی گفت: اگر طلبِ ۷۰هزار میلیارد تومانی را پرداخت می‌کردید و بعد این باشگاه را روی آن می‌گذاشتید، این اقدام توجیه‌پذیر بود، اما واگذاریِ صرفِ این باشگاه را نمی‌پذیریم. این باشگاه هیچ درآمدی برای سازمان ندارد که هیچ، بلکه با واگذاریِ آن هزینه‌های سنگینِ فوتبالیست‌ها از جیبِ فقیرترین اقشار این جامعه پرداخت می‌شود.

    صادقی تأکید کرد: این تصمیمات، نشأت گرفته از نبودِ یک نگاه حمایتی از جانب دولت، نبودِ یک نگاه پاسخگو از ناحیه وزارت کار و مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی است. مشکل ما مدیرعاملی است که بیش از آنکه خود را متعهد به سازمان و حفظ اموال کارگران و بازنشستگان بداند، متعهد به دولت می‌داند.

    وی گفت: کارگران و بازنشستگان در صورتی می‌توانند به این تصمیم راضی باشند که دولت، همراه با واگذاریِ این باشگاه، تمامیِ بدهی خود را به سازمان پرداخت کند. دولت باید ۷۰هزار میلیارد تومان بدهی را پرداخت می‌کرد تا تامین اجتماعی بتواند از عواید آن در سال جاری بهره ببرد.

    صادقی گفت: من به عنوان رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری و به نمایندگی از کارگران و بازنشستگان به این اقدام اعتراض می‌کنم و از دولت می‌خواهم ۷۰هزار میلیارد تومان بدهی را بپردازد.

    وی خطاب به مسئولان گفت: سن و سابقه بازنشستگی را بالا می‌برید تا پول تأمین اجتماعی را خرجِ بازیکنانِ فوتبال کنید؟! این چه تصمیمی است؟! شما در مقابل متناسب‌سازیِ حقوق بازنشستگان کم می‌آورید، بعد به دنبالِ پرداختِ هزینه‌های بازیکنان پرسپولیس هستید؟ وظیفه‌ی وزارت کار تأمین رفاه کارگران و اقشار ضعیف جامعه است، نه تأمین هزینه‌های تیم‌های فوتبال حرفه‌ای که باید توسط بخش خصوصی اداره شود.

    صادقی گفت: دولت و وزیر کار به تأمین هزینه‌ی تیم‌های فوتبال افتخار می‌کنند، اما به وظیفه و تکلیفِ قانونیِ خود در بودجه ۱۴۰۲ عمل نمی‌کنند. واگذاریِ باشگاه پرسپولیس، افتخاری برای دولت و وزیر کار و رئیس سازمان تأمین اجتماعی ندارد. شما حق ندارید با منابعِ ما افتخار و پولِ این باشگاه‌ها را پرداخت کنید.

  • قانون بیمه بیکاری اصلاح می شود

    قانون بیمه بیکاری اصلاح می شود

    به گزارش اقتصادران، چند روز گذشته بود که میرهاشم موسوی, مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی به پرداخت بیمه بیکاری اشاره کرد و گفت: امروز بالغ بر 170 هزار نفر بیمه بیکاری پرداخت می‌کنیم و به طور متوسط سالانه 15 هزار میلیارد تومان بیمه بیکاری پرداخت می‌شود.

    بیمه بیکاری به عنوان یکی از حمایت‌های تأمین اجتماعی است و این سازمان مکلف است با دریافت حق بیمه مقرر، به‌ بیمه‌شدگانی که طبق مقررات این قانون به بیمه شده‌ای که بدون میل و اراده بیکار شده و آماده کار است پرداخت شود. مدت زمان دریافت بیمه بیکاری، از 36ماه برای افراد مجرد و 50ماه برای بیمه‌شده‌های متأهل و متکفل بیشتر نیست.

    برای دریافت مقرری بیمه بیکاری باید حداکثر تا 30روز از تاریخ بیکار شدن‌تان‌ دست به کار شوید و موضوع را به واحدهای تعاون، کار و رفاه اجتماعی مربوطه اطلاع دهید و آمادگی خود را برای اشتغال مجدد اعلام کنید.

    اگر بیشتر از یک ماه از بیکاری شما گذشته باشد، باید با شرح دلایل قانع‌کننده و نامه کارفرما به شعبه تامین اجتماعی که کد کارگاه کارفرما در آنجا قرار دارد، مراجعه کنید. قابل توجه است که مبلغ بیمه بیکاری اشخاص واجد شرایط از روز اول شروع بیکاری آنان محاسبه و پرداخت می‌شود.

    علی حسین رعیتی فرد, معاون روابط کار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی از اصلاح قانون بیمه بیکاری خبر داد و گفت: یکی از اهداف مهم حوزه روابط کار، اجرای صحیح قوانین و مقررات کار و حل و فصل اختلافات کارگری از طریق ماده 157قانون کار به منظور کاهش دادخواست‌های واصله به مراجع حل اختلاف است.

    رعیتی‌فرد تصریح کرد: در حال اصلاح موادی از قانون بیمه بیکاری با حضور شرکای اجتماعی هستیم که اصلاحات آن در هیئت دولت مطرح و لوایح آن آماده و در حال انجام است تا بتوان اصلاح موادی از قانون کار و موادی از بیمه بیکاری را به‌عنوان لایحه دولت به مجلس شورای اسلامی ارسال کرد.

    وی ادامه داد: ما باید با توجه به کمبود نیروی کار، ایجاد انگیزه کنیم که نیروی کار بعد از پایان مقرری بیمه بیکاری، مجدد به واحد کاری بازگردد.

    معاون روابط کار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با اشاره به طرح طبقه‌بندی مشاغل گفت: برای برقراری عدالت مزدی باید به‌سمت اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل برویم و در حال حاضر این طرح در بسیاری از واحدها اجرا می‌شود.

    وی در رابطه با چالش‌های مشاغل سخت و زیان‌آور افزود: یکی از اقدامات ارزشمند صورت‌گرفته در این وزارتخانه، بررسی دقیق و دسته‌بندی مسائل و چالش‌های اجرای طرح مشاغل سخت و زیان‌آور و اصلاح قوانین و مقررات آن است.در کنار موضوع افزایش حقوق کارگران، تلاش جدی دولت و ارکان نظام، مهار تورّم است.

    به گزارش اقتصادران، رعیتی فرد چند ماه قبل در توضیح پیشنهاد اصلاح قانون بیمه بیکاری گفته بود: قانون بیمه بیکاری هم نیاز به اصلاحاتی دارد. هدف ما گسترش دامنه پوشش بیمه بیکاری است. در پیشنهاد جدید دامنه پوشش را گسترش دادیم و کاهش طول مدت ماندگاری مقرری بگیران را نیز مد نظر قرار دادیم. پیشنهاد ما تغییر جدول پرداخت مقرری بیمه بیکاری است. بر این اساس پیشنهاد دادیم مقرری مجردینی که بالای 240ماه بیمه‌پردازی دارند، حداکثر 24ماه و مقرری متاهلین حداکثر 30ماه تعلق بگیرد. این عدد قبلا 36ماه برای مجردین و 50ماه برای متاهلین بود که شاید با این کار، افراد انگیزه‌ای برای بازگشت به کار نداشتند. با اصلاح قانون بیمه بیکاری کمک بیشتری به پایداری صندوق و ثبات بازار کار می‌شود.

  • جامعه‌ی هدفِ سازمان تأمین اجتماعی، امروز جزو فقیرترین افراد جامعه اند

    جامعه‌ی هدفِ سازمان تأمین اجتماعی، امروز جزو فقیرترین افراد جامعه اند

    به گزارش اقتصادران، اواسط هفته گذشته سازمان برنامه و بودجه در اطلاعیه‌ای به مصوبات کمیسیون تلفیق انتقاد کرد و نوشت: «به آگاهی مردم ایران می‌رساند نمایندگان عضو کمیسیون تلفیق بودجه احکام الحاقی متعددی را که بار مالی آن‌ها تأمین و پیش‌بینی نشده است، به‌رغم مخالفت نمایندگان دولت به تصویب رساندند. با توجه به پوشش خبری گسترده این مصوبات و ایجاد انتظارات احتمالی در برخی هموطنان، لازم به تأکید است که این مصوبات در مرحله تصویب نهایی در صحن مجلس و یا در مرحله تأیید توسط شورای محترم نگهبان ممکن است با چالش مغایرت با اصل ۷۵ قانون اساسی مواجه شده و از تصویب نهایی باز بماند.»

    یکی از مصوباتِ کمیسیون تلفیق؛ تخصیص ۱۷۰هزار میلیارد تومان بابتِ رد دیون به سازمان تأمین اجتماعی است و به نظر می‌رسد یکی از انتقادات سازمان برنامه و بودجه به همین موضوع برمی‌گردد.

    حسن صادقی (رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری) در این خصوص گفت: ببینید قبل از تصویبِ موضوعی در مجلس، ابعاد مختلف آن در مرکز پژوهش‌های مجلس مورد بررسی قرار می‌گیرد؛ مثلا اینکه این مصوبه چه تأثیری روی افزایش نرخ تورم می‌گذارد. پس آنچه که کمیسیون تلفیق تصویب کرده قبلا در مرکز پژوهش‌ها مورد بررسی قرار گرفته و هشدار سازمان برنامه و بودجه نمی‌تواند اعتبار داشته باشد.

    وی گفت: فکر نمی‌کنم سیاه‌نمایی سازمان برنامه، تأثیری روی مجلس بگذارد و باعث عقب‌نشینی نمایندگان شود. چون همانطور که گفتم مجلس بی‌حساب و کتاب این مسائل را مصوب نکرده است. دولت، خود باید از همان ابتدا بودجه را به شکلی تنظیم می‌کرد که نیازی به واکاوی مجلس نباشد. به هر حال مجلس به درستی رقمی را برای بدهی سازمان تأمین اجتماعی تعیین کرد و امیدواریم از این مصوبه‌ی خود کوتاه نیاید.

    صادقی بیان کرد: اتفاقا آنچه کمیسیون تلفیق تصویب کرده است نه تنها اثر تورمی ندارد، بلکه می‌تواند رضایتمندی را بالا ببرد. طبق تبصره ماده ۲۸ قانون تأمین اجتماعی، دولت باید هرساله سهم سازمان را در بودجه جاری ببیند و به صورتِ نقد و یا در قالبِ تهاتر املاک و مستقلات پرداخت کند. خب دولت، وظیفه‌ی قانونی خود را انجام نداده و مجلس آن را در بودجه گنجانده است.

    رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری افزود: دولت باید بداند سهم سازمان تأمین اجتماعی از محل سه درصد و تعهداتی که به سازمان در قالبِ بیمه‌ی برخی از گروه‌های اجتماعی تحمیل کرده است، برای سال آتی ۲۲۰هزار میلیارد تومان است.

    صادقی بیان کرد: ۱۷۰هزار میلیاردی که مجلس در بودجه برای بدهی دولت به سازمان تأمین اجتماعی تعیین کرده، ۵۰هزار میلیارد تومان هم از بدهیِ واقعی کمتر است و حالا سازمان برنامه و بودجه همین را هم مغایر با اصل ۷۵ قانون اساسی می‌داند؟

    وی افزود: البته سازمان تأمین اجتماعی در بودجه سال آتیِ خود ۳۰۰ هزار میلیارد تومان به عنوان تعهدات دولت آورده و این کسری بودجه سازمان تأمین اجتماعی است. سازمان تأمین اجتماعی با محاسبات به این رقم رسیده است و اشتباه نمی‌کند. نظر من این است که سازمان برنامه و بودجه می‌خواهد از زیر بارِ این تعهد شانه خالی کند. نمایندگان مجلس نباید این را بپذیرند که با این ارقام‌سازی سهم سازمان تأمین اجتماعی از محل بدهی دولت کاهش پیدا می‌کند و این به ضرر سازمان است.

    رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری گفت: بودجه‌ای که دولت می‌بندد باید بتواند کشور را اداره کند و موجب رضایت افراد جامعه شود. اینکه دولت بخواهد رضایت خانواده خود را رقم بزند و حاضر نباشد از آنچه از جیب مردم، چه در قالب مالیات و چه تورم ستانده، خرج بدهی خود به این صندوق عمومی کند، درست نیست.

    صادقی در ادامه در مورد همسان‌سازی حقوق بازنشستگان در برنامه هفتم توسعه گفت: در برنامه هفتم دولت مکلف شده که هرساله ۱۰درصد از کل بدهی که تا امروز به‌روز شده را بپردازد. این رقم چیزی حدود ۷۰۰ تا ۸۵۰هزار میلیارد تومان است. من معتقدم تا پایان سال کل این بدهیِ بروز شده به ۸۵۰هزار میلیارد تومان می‌رسد. با استناد به این موضوع گفته‌اند دولت مکلف است هرساله ۱۰ درصد از این مبلغ را در قالب رد دیون به سازمان تأمین اجتماعی پرداخت کند و سازمان هم در طول ۳ سال، متناسب‌‎سازی را اجرا کند. که طبق جدول ارائه شده در سال اول ۴۰ درصد، سال دوم ۳۰درصد و سال سوم ۳۰درصد متناسب‌سازی کند؛ یعنی صد درصد.

    رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری ادامه داد: برای متناسب‌سازی بازنشستگان تأمین اجتماعی اشاره نشده که باید حقوق به ۹۰ درصد شاغلین برسد. چون سیستم حقوقی سازمان تأمین اجتماعی با سایر صندوق‌ها فرق دارد. سقف حقوق ما ۳۵ سی‌ام است؛ یعنی اگر کسی ۳۵ سال کار کرده، حقوق ۳۵ روز را می‌گیرد، پس مستمری برخی از افراد از ۱۰۰درصد حقوق شاغلین هم بیشتر می‌شود، با این اوصاف، متناسب‌سازی‌ای که برای بازنشستگان سایر صندوق‌ها تعیین کرده‌اند با متناسب‌سازی صندوق تأمین اجتماعی فرق دارد.

    صادقی بیان کرد: در برنامه صراحتا آمده که دولت باید بدهی خود را به سازمان در طول برنامه هفتم صفر کند. آنچه در مجلس تصویب شده صرفا بدهی نیست؛ بخشی رد دیون است و بخشی هم تعهدات جاری و موضوع ماده ۲۸ قانون تأمین اجتماعی است. ۱۰درصد کلی بدهی دولت به سازمان، که طبق برنامه هفتم باید در طول ۵ سال به طور کامل پرداخت شود، همان ۱۷۰هزار میلیارد تومان می‌شود.

    رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری گفت: تاکنون و در دولتهای مختلف این بدهی پرداخت نشده و همین باعث شده جامعه‌ی هدفِ سازمان تأمین اجتماعی، امروز جزو فقیرترین افراد جامعه شوند. بی‌تعهدی نسبت به قانون، وضع را به اینجا رسانده است. در طول سالها، همواره بخشی از این تعهد اجرا شده و قانون به طور کامل اجرا نشده است.