برچسب: بیمارستان روزبه

  • درصد قابل توجهی از افرادی که به بیمارستان روزبه مراجعه می‌کنند، جوانانی هستند که به دلیل خودکشی وارد این مرکز می‌شوند

    درصد قابل توجهی از افرادی که به بیمارستان روزبه مراجعه می‌کنند، جوانانی هستند که به دلیل خودکشی وارد این مرکز می‌شوند

    به گزارش اقتصادران، «امیر حسین جعفری» رئیس بیمارستان روانپزشکی روزبه می‌گوید: «درصد قابل توجهی از افرادی که به بیمارستان روزبه مراجعه می‌کنند، جوانانی هستند که به دلیل خودکشی وارد این مرکز می‌شوند.» او در گفت‌وگویی با ما معتقد است: «افرادی که به بیمارستان روزبه مراجعه می‌کنند، به نوعی نمایانگر شیوع همان بیماری‌ها در سطح جامعه هستند.» بخش نخست این گفت‌وگو با عنوان «بلاتکلیفی لایحه حمایت از بیماران دارای اختلال روان بعد از یک دهه! / نصف بیمارانِ روانپزشکی به پزشک مراجعه نمی‌کنند/ طول عمرِ مردم برای سیاستگذاران بیشتر اهمیت دارد تا کیفیتِ زندگی‌شان!» در چهاردهم اردیبهشت منتشر شد و اکنون بخش دوم آن را در زیر می‌خوانید:

    عوامل فرهنگی به طور قطع در شیوع بیماری‌های روانی نقش دارند

    ایلنا: شیوع بیماری‌های روانی ژنتیکی در خانواده‌های ایرانی چه وضعی دارد؟

    بیماری‌های روان‌پزشکی کمابیش تحت تأثیر عوامل ژنتیکی قرار دارند. برای برخی بیماری‌ها این تأثیر پررنگ‌تر است، به عنوان مثال در مورد بیماری دوقطبی، در حالی که عامل ژنتیکی برای برخی دیگر از بیماری‌ها تأثیر کمتری دارد. آن دسته از افرادی که با بیماری‌هایی مواجه هستند که بار ژنتیکی در آن‌ها اهمیت و نقش پررنگ‌تری دارد، معمولاً شاهد این هستند که در خانواده یا فامیل خود نیز افراد دیگری وجود دارند که آن بیماری را دارند. اما از این نظر ما تفاوتی با آمار جهانی نداریم و شرایط ما برابر با آمار جهانی است.

    آماری دقیق در رابطه با شیوع بیماری‌های روانی ژنتیکی در کشور وجود ندارد و نمی‌توانیم به طور قطعی بگوییم که عامل جغرافیا در بیماری‌های روانی تأثیر دارد. به عنوان نمونه، نمی‌توان گفت که در مناطق گرم و خشک یا کویری، بیماری‌های روانی بیشتر بروز می‌کنند. عامل فرهنگی از اهمیت بیشتری برخوردار است، زیرا در کشور ما فرهنگ‌های مختلفی وجود دارد که در اقلیم‌های گوناگون قرار گرفته‌اند. بیشتر از آن که آب و هوای اقلیم تأثیرگذار باشد، فرهنگ آن اقلیم است که بر تاب‌آوری افراد و نحوه تعامل آنان با اطرافیان در مواجهه با استرس‌ها و تنش‌ها تأثیر می‌گذارد. عوامل فرهنگی به طور قطع نقش دارند و این تفاوت‌ها در شهرها و استان‌های مختلف قابل مشاهده است.

    ۵ درصد کل بیماران روانی به درمان پاسخ نمی‌دهند

    ایلنا: کدام بخش از بیماری‌های روانی وجود دارد که درمان نمی‌شوند و این بیماران چه می‌شوند؟

    در تمامی رشته‌های پزشکی با این پدیده مواجه هستیم که برخی از بیماران به درمان مقاوم هستند. به عنوان مثال، بیماری‌های قلبی یا کبدی وجود دارند که ممکن است به درمان پاسخ ندهند. در رشته روان‌پزشکی نیز همین‌طور است. این بدان معنا نیست که این بیماران از درمان هیچ سودی نمی‌برند. با استفاده از درمان دارویی و روش‌های نوین که در دسترس داریم، می‌توانیم به کاهش شدت علائم آن‌ها کمک کنیم

    . اما اینکه به طور کامل کنترل شود، در برخی بیماران ممکن است اتفاق نیفتد. درصد این بیماران خیلی زیاد نیست. بیماری‌های شدید روان‌پزشکی کمتر از ۵ درصد کل بیماران هستند، یعنی ۹۵ درصد از بیماران به درمان پاسخ می‌دهند. بسیاری از موارد نیز به خوبی پاسخ‌گو هستند و بعد از مدتی می‌توانیم دارو را قطع کنیم و علائم دیگر عود نمی‌کند. اما در کمتر از ۵ درصد بیماران، شدت علائم شدید بوده و ممکن است مقاومت به درمان وجود داشته باشد و در نتیجه بیماری مزمن شود.

    میانگین مدت بستری در بیمارستان حدود ۲۰ روز است

    ایلنا: چه بیمارانی می‌توانند به بخش اورژانس بیمارستان روزبه مراجعه کنند؟

    بیمارستان‌های روان‌پزشکی از جمله بیمارستا روزبه، مانند سایر بیمارستان‌ها، مراجعان را پذیرش می‌کنند و ممکن است شرایط اورژانسی در اینجا اتفاق بیفتد. در بیمارستان روزبه، افرادی مراجعه می‌کنند که علائم خلقی شدیدی را تجربه کرده‌اند؛ به عنوان مثال، افسردگی یا خشم شدید، یا احتمال این وجود دارد که به خود آسیب برسانند. اینها اورژانس‌های بیماری‌های روان‌پزشکی هستند. در این مواقع، افراد می‌توانند به بیمارستان‌های روان‌پزشکی مراجعه کنند و درمان‌های لازم برای آن‌ها انجام می‌شود.

    میانگین مدت بستری در بیمارستان حدود ۲۰ روز است و پس از این دوره، ادامه درمان به صورت سرپایی و در منزل انجام می‌گیرد. ما از روش‌های خشن و خطرناک در بیمارستان استفاده نمی‌کنیم. تصوری که در جامعه وجود دارد که در بیمارستان‌ها اتفاقات نادرستی می‌افتد، نادرست است. مانند سایر بیمارستان‌ها، بیماران در اتاق‌های خود هستند، پزشک و پرستار دارند و درمان به همین شکل انجام می‌شود. پس از پایان دوره حاد، درمان در منزل ادامه خواهد یافت.

    تقاضای بسیار زیاد جامعه برای دریافت خدمات روان‌پزشکی

    ایلنا: کشور ما به لحاظ علمی، پژوهشی و تحقیقاتی در حوزه اختلالات روانی در چه سطحی قرار دارد و چه موانعی برای پیشرفت در این عرصه وجود دارد؟

    از نظر روان‌پزشکی، در سال‌های اخیر و در دوره مدرنی که خدمات روان‌پزشکی شکل گرفته-که تقریباً هشتاد سال پیش آغاز شده- پیشرفت‌های قابل توجهی رخ داده است. تا قبل از آن، شرایط درمان و نگهداری و مراقبت از بیماران روان‌پزشکی بسیار نامطلوب بود. تغییرات و پیشرفت‌هایی که ما اکنون شاهد آن هستیم، در این بازه زمانی هفتاد یا هشتاد سال انجام شده و خوشبختانه در این مسیر، موفقیت‌های خوبی به دست آمده است. بیمارستان‌های روان‌پزشکی اکنون قابلیت‌های بسیار خوبی دارند، از جمله بیمارستان روزبه که معتبرترین و با قدمت‌ترین بیمارستان روان‌پزشکی در سطح کشور است.

    این مرکز همچنین در سطح منطقه نیز حرف‌هایی برای گفتن دارد. در این مرکز، ۴۰ عضو هیئت علمی وجود دارند و فراگیران در مقاطع مختلف رشته‌های گوناگون آموزش می‌بینند. از نظر پژوهشی هم دستاوردهای قابل توجهی وجود دارد و بسیاری از خدمات درمانی در حیطه روان‌پزشکی و روانشناسی در این بیمارستان ارائه می‌شود. اما عاملی که باید به آن اشاره کنم، تقاضای بسیار زیاد جامعه برای دریافت خدمات روان‌پزشکی است که با محدودیت منابع بیمارستان‌ها برخورد می‌کند. در بیمارستان روزبه، ابعاد درمانی به گونه‌ای پیاده‌سازی شده است که می‌تواند به موانع و مشکلاتی که بر روند پیشرفت علمی خدمات روان‌پزشکی تأثیر می‌گذارد، بپردازد.

    ایلنا: با توجه به آمار خودکشی در جامعه، چه میزان از افرادی که بر اثر خودکشی به بیمارستان روزبه مراجعه می‌کنند، جوانان هستند؟

    بسیار مهم است که به موضوع خودکشی توجه ویژه‌ای داشته باشیم. در مورد افرادی که به بیمارستان روزبه مراجعه می‌کنند، درصد قابل توجهی از جوانان هستند که به دلیل خودکشی وارد این مرکز می‌شوند. افرادی که در بیمارستان روزبه مراجعه می‌کنند، به نوعی نمایانگر شیوع این بیماری‌ها در سطح جامعه هستند. یکی از مخاطبین ما در اورژانس روان‌پزشکی، افرادی هستند که افکار یا خطر آسیب به خودشان را دارند. مسئله خودکشی یکی از موضوعات مهم در تمامی جوامع، از جمله جامعه ما، است و باید به آن توجه کنیم. شیوع افکار و اقدامات خودکشی در جوانان بیشتر است، به‌خصوص مواردی که به صورت ناگهانی و تکانشی انجام می‌شود. درصد بسیار زیادی از افرادی که به خود آسیب می‌زنند، دارای بیماری روان‌پزشکی هستند و شایع‌ترین این بیماری‌ها افسردگی است.

    افسردگی، منجر به بروز افکار آسیب به خود می‌شود

    افسردگی به عنوان شایع‌ترین بیماری، منجر به بروز افکار آسیب به خود می‌شود. اما بیماری‌های دیگری نیز وجود دارند که می‌توانند عامل شروع افکار یا رفتار خودکشی باشند. این مسئله را نباید فراموش کنیم که پدیده خودکشی، به همراه عوامل اجتماعی و اقتصادی، به شدت تحت تأثیر بیماری‌های روان‌پزشکی قرار دارد. از این‌رو، اگر به هر دلیلی دچار افکار خودکشی شدیم، لازم است به پزشک مراجعه کنیم. این افکار علامتی از بیماری هستند و مانند هر بیماری دیگری که نشانه‌هایی دارد، نیاز به کمک دارند. اگر در محیط اطراف‌مان نیز با چنین موضوعاتی روبرو شدیم، لازم است به آن‌ها توجه و کمک کنیم و نبایداز این موضوع غفلت کنیم.

    اگر به این مهم توجه کنیم و درمان مناسب را انجام دهیم، اکثریت قریب به اتفاق این افراد می‌توانند این افکار و خطرات خودکشی را برطرف کنند و شرایط مناسبی را برای ادامه زندگی‌شان فراهم آورند. اما اگر از این موضوع غفلت کنیم، ممکن است عواقب وخیمی رخ دهد و بیماری زمینه‌ای ادامه یابد یا حتی شدت بیشتری پیدا کند و مشکلات جدی‌تری برای فرد، خانواده و جامعه ایجاد شود. بنابراین، تأکید می‌کنم که مسئله خودکشی یک معضل جهانی است و در جامعه ما نیز به طور طبیعی وجود دارد. همه شهروندان، سیاست‌گذاران باید به این موضوع توجه کنیم و آموزش‌های لازم را ببینیم تا در مواقعی که خود یا اطرافیان‌مان به افکار خودکشی دچار شده‌اند، اقدامات لازم را انجام دهیم.

    ایلنا: شایع‌ترین اختلال روانپزشکی که بیماران به بخش اورژانس بیمارستان روزبه مراجعه می‌کنند، کدام اختلال است؟

    در بیمارستان روزبه، به‌ویژه در بخش اورژانس، شایع‌ترین بیماری که جوانان به دلیل آن مراجعه می‌کنند، افسردگی است. این بیماری به ویژه در خانم‌ها، شیوع بیشتری دارد و توجه به آن ضروری است. همان مراجعین سرپایی ما هستند و نمایانگر این آمار جامع بیماران سرپایی ما هستند. با این حال، بیماران بستری که ممکن است شدت بیشتری داشته باشند، علائم‌شان کمی متفاوت است و گاهی اوقات نیاز به بستری برای درمان پیدا می‌کنند.

    مسائل معیشتی مهم‌ترین چالش پرستاران روان‌پزشکی

    ایلنا: در خصوص شرایط و تفاوت کاری پرستاران روان‌پزشکی صحبت کنید.

    پرستاری روانی نسبت به حیطه پرستاری جوان‌تر است و سابقه و قدمت کمتری دارد. با این حال، در سال‌های اخیر پیشرفت‌های بسیار خوبی داشته است. بیمارستان‌های روان‌پزشکی اقتضائاتی دارند که کار با بیماران روانی را ممکن است از جهاتی سخت‌تر کند؛ اما شیرینی‌های خاص خودش را نیز دارد. اینکه ما با فردی مواجه می‌شویم که تا دو هفته قبل یا یک ماه قبل، خشونت بسیار زیادی را نسبت به اطرافیانش داشته یا قصد خودکشی داشته است و حالا با دوره درمان بهبودی پیدا کرده، جزو شیرینی‌های حیطه روان‌پزشکی محسوب می‌شود.

    درصد بسیار زیادی از افرادی که به ما مراجعه می‌کنند، بهبودی پیدا می‌کنند. به‌ویژه در مورد افرادی که گاهی ابراز می‌کنند و ما وقتی می‌بینیم حالشان خوب شده، شرایط شان بهبود یافته و خانواده‌ها نیز ابراز رضایت می‌کنند، این‌ها جزو شیرینی‌های کار ما محسوب می‌شود. اما در کنار این شیرینی‌ها، قاعدتاً سختی‌هایی نیز وجود دارد. خانواده‌های این بیماران نیز با سختی‌ها و رنج‌هایی روبرو هستند که این بیماری بر آن‌ها تحمیل می‌کند. با این وجود، در بیمارستان روزبه شرایط مطلوبی را از نظر ارائه خدمات پرستاری برای بیماران فراهم کرده‌ایم. مهم‌ترین مسأله‌ای که پرستاران ما گاهی با آن مواجه هستند، مسائل معیشتی است و لازم است سیاستگذاران به این مسأله توجه جدی بکنند.

    هشدار نسبت به کمبود فضاهای بستری برای بیماران روانپزشکی

    ایلنا: بیمارستان روزبه در خصوص کمبود تجهیزات، امکانات و نیروی انسانی در چه شرایطی قرار دارد؟

    یکی از مهم‌ترین مسائل در بیمارستان روزبه، کمبود فضاهای بستری برای بیماران است که این مشکل نه‌تنها به شهر تهران، بلکه به کل کشور مربوط می‌شود. آمارهای مختلفی وجود دارد که از ده هزار تا چهل هزار کمبود تخت روانپزشکی در کشور داریم. در شهر تهران، شدت و حدت این مسأله بیشتر است. کمبود تخت‌های روانپزشکی باعث شده که در بیمارستان روانپزشکی فشار مضاعفی برای بستری بیماران ایجاد شود. این مهم‌ترین مسأله است و یکی از مشکلاتی که خانواده‌ها با آن مواجه می‌شوند، این است که وقتی بیماران‌شان شرایط اورژانسی دارند، ممکن است چند روز زمان ببرد تا بتوانند تخت خالی برای بستری پیدا کنند. اگر به این مسأله توجه نشود، ممکن است در آینده به یک بحران جدی تبدیل شود.

    در خصوص کمبود نیروی انسانی، در بین پرستاران باید بگویم این مسأله مشابه سایر بیمارستان‌هاست و از این جهت تفاوتی وجود ندارد. در کل نظام سلامت با مشکلات مربوط به نیروی انسانی روبرو هستیم و کمبودهای مربوط به پرستاری وجود دارد. این مسأله بسیار قابل توجه است و اگر این روند ادامه پیدا کند، مشکلات جدی‌ای خواهیم داشت. کما اینکه در برخی از بیمارستان‌ها هم مشکلات جدی به خاطر کمبود نیروی انسانی وجود دارد.

    ۱۲ نیروی مددکار اجتماعی در بیمارستان روزبه داریم

    ایلنا: شرایط برای بیمارانی که نیاز به درمان و بستری دارند، اما هزینه پرداخت ندارند، در بیمارستان روزبه چگونه است؟

    وظیفه خود می‌دانیم که بدون هیچ‌گونه تبعیضی برای همه افراد، فارغ از شرایط اجتماعی و اقتصادی، هر کاری که می‌توانیم انجام دهیم. یکی از فعالیت‌های مهمی که در بیمارستان به‌طور جدی انجام می‌شود، خدمات مددکاری اجتماعی است که در مقایسه با سایر بیمارستان‌های غیرروانپزشکی، بسیار جدی‌تر است. زیرا عوامل اجتماعی در بیماری روانپزشکی نقش بسیار پررنگی دارد. در بیمارستان حدود دوازده نیروی مددکار اجتماعی داریم که تلاش می‌کنند حمایت مالی برای بیماران نیازمند از طریق خیرین جلب کنند. واقعاً اگر خیرین در کنار ما نباشند، در بیمارستان‌های روانپزشکی با مشکلات عدیده‌ای مواجه خواهیم شد. حضور و کمک خیرین یک نقطه قوت است که بتوانیم به بیماران خدمت‌رسانی کنیم. اما طبیعتاً نظام سلامت نیز باید به این مسأله توجه داشته باشد و یک راهکار اساسی برای کمبود منابع مربوط به حیطه روانپزشکی بیاندیشد.

    دولت نیز باید بودجه‌ای را در نظر بگیرد که به بیمارستان‌های روانپزشکی اختصاص داده شود. به دلیل ناکافی بودن بودجه دولتی، به همین جهت است که وجود خیرین ضروری است و این نکته‌ای که عرض می‌کنم، کمی مورد غفلت واقع شده است. در بخش‌های مختلف می‌توانیم این موضوع را مشاهده کنیم. از جمله اینکه متاسفانه در سال جاری، در بازنگری که در تعرفه‌های پزشکی انجام شد، در تعرفه‌های ارزش نسبی برخی از خدمات روانپزشکی، کاهش اتفاق افتاد و این موضوع قطعاً مشکلات بیمارستان‌ها را شدیدتر خواهد کرد.

    بسیاری از بیماری‌های روانی از ۱۴ سالگی ظاهر می‌شود

    ایلنا: چه میزان از کودکان در کشور دچار بیماری‌های اعصاب و روان هستند و میزان شیوع آن چقدر است؟

    به‌طور کلی، همان‌طور که بزرگسالان ممکن است با شرایط حادی در روانپزشکی مواجه شوند، کودکان و نوجوانان نیز به همین نحو این مشکلات را تجربه می‌کنند. همچنین بخش سالمندان داریم که مختص به آن شرایط است. برخی از بیماری‌هایی که در مورد آن صحبت کردیم، شروع‌شان از دوره نوجوانی است. یعنی علائم بیماری می‌تواند از سنین نوجوانی شروع شود و گاهی اوقات این علائم شدید هستند و همان‌طور که اشاره کردم، ممکن است به خود یا دیگران آسیب برسانند؛ لذا نیاز به بستری شدن پیدا می‌کنند.

    بسیاری از بیماری‌هایی که به آن‌ها اشاره کردم، می‌تواند در افرادی با سنین چهارده یا پانزده سال نیز بروز کند. برای اینکه شرایط مناسبی برای این افراد فراهم کنیم، آن‌ها را در بخش‌های مستقلی بستری می‌کنیم تا از بیماران بزرگسال جدا باشند. در مورد بیش فعالی، لازم می‌دانم که تأکید کنم این بیماری به‌عنوان «اختلال نقص توجه و بیش فعالی» شناخته می‌شود. به‌دلیل آگاهی جامعه، اکنون بیشتر درباره این موضوع می‌شنویم، در حالی که این بیماران قبلاً نیز وجود داشتند اما کمتر به آن‌ها توجه می‌شد. نقص توجه که مشخصه اصلی این اختلال است، باعث می‌شود که فرد نتواند بر روی کارهای خود تمرکز کند و در کلاس درس حواسش پرت شود. این مسئله بر عملکرد او تأثیر منفی می‌گذارد و تشخیص آن باید توسط روانپزشک انجام شود، زیرا افراد دیگر نمی‌توانند بر اساس رفتارهای ظاهری فرد این تشخیص را دهند.

    بیماری کودکانِ بستری بیشتر جنبه ژنتیکی دارد

    روانپزشک بررسی می‌کند که آیا رفتارها، احساسات و افکار فرد در محدوده نرمال قرار دارد یا خیر. اگر مشخص شود که بیماری وجود دارد، سوال بعدی این است که نوع بیماری چیست و سپس باید درمان مناسبی برای آن تعیین گردد. این آگاهی در جامعه به‌ویژه در مورد بیش فعالی و نقص توجه افزایش یافته و منجر به شناسایی بیشتر این اختلالات شده است. در حالی که تا بزرگسالی نیز علائم این بیماری ممکن است باقی بماند و تابلوی بیماری ممکن است تغییر کند، اما اساساً این بیماری ادامه پیدا می‌کند. در کسی که‌ عدم تمرکز داشته باشد، ممکن است به سرعت به فکر این بیماری بیفتد، اما تمامی افرادی که درباره خودشان چنین تصوری دارند، وقتی به ما مراجعه می‌کنند، تشخیص ما این است که نه، شما به اختلال نقص توجه و بیش فعالی (ADHD) مبتلا نیستید. اگر ما به قطعیت برسیم که آن فرد به ADHD مبتلا است، درمان را شروع می‌کنیم. در مورد کودکانی که در اینجا بستری هستند، باید گفت که مشکل آن‌ها بیشتر جنبه ژنتیکی دارد. نقش ژنتیک در کسانی که بیماری‌شان از سنین پایین شروع می‌شود، پررنگ‌تر از بزرگسالان است.

    مهم‌ترین چالش بیمارستان روزبه، نگرش منفی مردم است

    ایلنا: مهمترین چالش بیمارستان روزبه در ارتباط با بیماران اعصاب و روان چیست؟

    چالش‌ها کم نیستند و بسیار متنوع‌اند. می‌توانم در مورد چالش‌های مالی و اقتصادی صحبت کنم. همچنین می‌توان به چالش‌هایی اشاره کرد که مربوط به فرآیند نظام سلامت هستند. اما به نظر می‌رسد که از این‌ها مهم‌تر، نگاهی فرهنگی است که جامعه نسبت به بیمارستان روزبه و بیماران آن دارد. این نگرش فرهنگی، عمدتاً منفی است و به عنوان مهم‌ترین چالش برای ما مطرح است.

    سختی‌های بیماری‌های روانپزشکی بیشتر از بیماری‌های دیگر است

    ایلنا: بیماری‌های جسمی مانند سرطان سخت‌تر است یا بیماری‌های حاد روان؟

    هر بیماری سختی‌های خاص و منحصر به‌فرد خود را دارد. اما بیماری‌های روانپزشکی دارای چالش‌هایی هستند که بیماری‌های جسمی آنها را ندارند. یکی از این چالش‌ها این است که بیماری روانپزشکی، اغلب دردی فیزیکی ندارد. به‌عنوان مثال، فردی که دندان درد دارد، ناچار می‌شود به پزشک مراجعه کند، اما بیمار روانپزشکی ممکن است سال‌ها با بیماری خود ادامه دهد و به پزشک مراجعه نکند، که این موضوع موجب طولانی شدن دوره بیماری می‌شود.این وضعیت واقعاً با دیگر بیماری‌ها متفاوت است.

    همچنین، بیماری‌های روانپزشکی به همراه خود یک بار منفی فرهنگی دارند و ممکن است با «انگ» همراه باشند. برای نمونه، فردی که بیماری قلبی دارد، معمولاً ابایی از این ندارد که به دیگران بگوید که دچار این بیماری است، اما فردی که با شرایطی چون وسواس، افسردگی یا بیماری دوقطبی مواجه است، ممکن است نگران باشد که دیگران درباره‌اش قضاوت‌های نادرست کنند و برداشت ناصحیحی از توانمندی‌هایش داشته باشند. این تحریفات فرهنگی، نشانه‌هایی هستند که در جامعه به‌طور مکرر مشاهده می‌شوند.در نهایت، انگ بیماری روانپزشکی یک بار مضاعف منفی ایجاد می‌کند و چالش‌های خاصی به وجود می‌آورد. به نظر من، سختی‌های بیماری‌های روانپزشکی بیشتر از بیماری‌های دیگر است. سازمان بهداشت جهانی بیماری‌های حاد روانی نظیر افسردگی‌های عمیق و اسکیزوفرنی را به‌عنوان چالش‌های جدی در حوزه سلامت روان شناخته است.

  • نصف بیماران روانپزشکی به پزشک مراجعه نمی‌کنند / کسی به بیماران روانی، کار نمی دهد

    نصف بیماران روانپزشکی به پزشک مراجعه نمی‌کنند / کسی به بیماران روانی، کار نمی دهد

    به گزارش اقتصادران، در کشور ما بیماران مبتلا به اختلالات روان در مقابله با دردهای خود تقریبا «تنها» هستند چون نه آدم‌های معمولی درکی از این نوع بیماری دارند و نه دولتمردان از این دسته از بیماران حمایتی می‌کنند. به رغم اینکه سازمان بهداشت جهانی اختلالات حاد روان مانندافسردگی‌های اساسی، اسکیزوفرنی، اختلال دوقطبی شدید را به عنوان «معلولیت» شناخته و برای این بیماران که به نوعی دچار «فلج روحی» هستند و قادر به انجام فعالیت‌های روزمره خود نیستند، حقوق ویژه‌ای در نظر گرفته و در کشورهای اروپایی از بیماران اعصاب و روان حمایت ویژه می‌شود. اما در کشور ما لایحه حمایت از بیماران اعصاب و روان که سال ۱۳۸۲ تدوین شد پس از گذشت بیش از ده سال هنوز به جایی نرسیده است. طی گفت‌وگویی با دکتر «امیر حسین جعفری» رئیس بیمارستان اعصاب و روان روزبه، به بررسی چالش‌های بیماران اعصاب و روان پرداختیم که بخش نخست این گفت‌وگو را در زیر می‌خوانید:

    ایلنا: با توجه به افزایش چشمگیر پرخاشگری در جامعه، آیا می‌توان گفت که این پرخاشگری در دسته اختلالات روان قرار می‌گیرد؟

    الزاماً نمی‌توان هر پرخاشگری را به معنای یک بیماری یا اختلال روانپزشکی در نظر گرفت. پدیده‌های اجتماعی مانند خشونت و پرخاشگری علل متعددی دارند و این پدیده‌ها، تحت تأثیر متغیرهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و همچنین موضوعات مربوط به سلامت روان رخ می‌دهند. به عبارت دیگر، سلامت روان بخشی از عوامل مؤثر بر وقوع پدیده‌ای همچون پرخاشگری است. بنابراین، نباید رابطه‌ای یک به یک بین پرخاشگری و بیماری روانپزشکی ایجاد کرد؛ به این معنا که هر فردی که پرخاشگری دارد، بیماری روانپزشکی دارد و همچنین هر کسی که دارای بیماری روانپزشکی است، حتما دچار پرخاشگری نیز خواهد بود.

    این گزاره به‌طور قطعی نادرست است. بیماران روانپزشکی در بسیاری از مواقع خود مورد خشونت قرار می‌گیرند و با تبعیض مواجه می‌شوند. درصد بسیار کمی از بیماران روانپزشکی هستند که ممکن است پرخاشگری یا خشونت داشته باشند و علل دیگر، از جمله علل فرهنگی و خانوادگی، تأثیر قابل توجهی بر این موضوع دارند. در نتیجه، به‌عنوان جمع‌بندی، می‌توان گفت که مسائل مربوط به سلامت روان در پدیده‌ای مانند خشونت دخیل هستند، اما سهم آن را نباید بیشتر از آنچه که واقعاً وجود دارد، در نظر گرفت.

    ایلنا: با توجه به اینکه سازمان بهداشت جهانی، بیماری حاد روان را یک معلولیت شناخته است، چرا بیماری‌های حاد اعصاب و وران در ایران به عنوان یک معلولیت شناخته نمی‌شود و حقوقی برای آن در نظر گرفته نشده است؟

    بیماری‌های دوقطبی در کشورهای اروپایی به‌عنوان معلولیت شناخته شده و حقوق خاصی برای مبتلایان به این بیماری لحاظ گردیده است. در این راستا، سوال مطرح می‌شود که چرا در ایران این بیماری به‌عنوان معلولیت شناخته نمی‌شود و آیا نظام پزشکی، روانپزشکی و روانشناسی کشور در این زمینه اقدامی انجام داده‌اند؟

    حوزه سلامت روان به‌طور قابل توجهی مغفول واقع شده است

    واقعیت این است که در نظام سلامت ایران، موضوع سلامت روان به‌طور قابل توجهی مغفول واقع شده و از سال‌ها پیش در زمینه بیماران روانپزشکی به‌خصوص از جهات مختلف به آن‌ها توجه نشده است. اگر به بیمارستان‌های روانپزشکی، مانند بیمارستان روزبه، مراجعه کنید، خواهید دید که تعداد زیادی از بیماران در انتظار دریافت خدمات مورد نیاز خود هستند. علت این موضوع غفلت سیستم سلامت از حوزه سلامت روان است که منجر به کمبودهایی نسبت به امکانات مربوط به ارتقاء سلامت روان در سراسر کشور شده است.

    این کمبودها به‌طور مشخص در خدمات سرپایی و درمانگاه‌ها به شکل خاصی و در مورد بیماران بستری به شکل دیگری خود را نشان می‌دهند. این وضعیت نه تنها در بخش‌های درمانی، بلکه در بخش‌های توانبخشی نیز قابل مشاهده است. خدمات بهداشتی نیز با کمبودهای اساسی در ارتقاء سلامت روانی مواجه هستند. این کمبودها و غفلت‌ها تأثیرات و عوارض خود را در جامعه، خانواده و محل کار افراد نشان می‌دهند و می‌توانند ناتوانی‌های جدی برای خود فرد ایجاد کنند.

    به هر حال باید تأکید کرد که هرچند بیماری‌های روانپزشکی درصد محدودی از جمعیت را شامل می‌شوند، اما تأثیرات آن‌ها بر زندگی فردی، اجتماعی و خانوادگی انکارناپذیر است و نیازمند توجه و اقدام جدی از سوی نهادهای مربوطه هستند.

    بی‌نتیجه ماندن لایحه حمایت از بیماران دارای اختلال روان بعد از یک دهه!

    بیماران ممکن است ناتوانی‌هایی در عملکرد شخصی، خانوادگی و شغلی خود پیدا کنند و به این معنا نوعی از ناتوانی یا معلولیت را تجربه کنند. در این راستا، قاعدتا باید خدمات توانبخشی را ارتقا دهیم تا بتوانیم این افراد را به جامعه باز گردانیم. یکی از موانع موجود این است که لایحه حمایت از بیماران مبتلا به اختلالات روان سال‌هاست که به نتیجه نرسیده و پیگیری این لایحه که حقوق این بیماران را تضمین می‌کند و می‌تواند از آن‌ها حمایت کند، بالغ بر ده سال یا بیشتر که کار آن آغاز شده، اما هنوز به نتیجه مطلوب نرسیده است، در حالی که حتما باید به نتیجه مطلوب برسد.

    ایلنا: آیا آمار مشخصی وجود دارد که نشان دهد چند نفر مبتلا به اختلالات روان در کشور هستند که به روانپزشک مراجعه نمی‌کنند؟

    پیمایش‌هایی که در سطح کشور در سال‌های گذشته انجام شده، نشان می‌دهد که حدود ۲۱ تا ۲۶ درصد افراد جامعه ممکن است یک نوع بیماری روانپزشکی داشته باشند. وقتی می‌گوییم بیماری روانپزشکی، منظور ما شامل عموم بیماری‌ها است که شامل افسردگی، بیماری‌های اضطرابی، وسواس، بیش فعالی و همچنین بیماری‌های دیگر مانند اختلالات جنسی، بیماری‌های شدید روانپزشکی، دوقطبی، اسکیزوفرنی و موارد مشابه می‌شود.

    نصف بیماران روانپزشکی به پزشک مراجعه نمی‌کنند

    تقریباً می‌توان گفت که از هر چهار نفر، یک نفر مبتلا به یکی از این بیماری‌ها است و پیمایش‌ها نشان داده‌اند که تقریباً نیمی از افرادی که دچار بیماری روانپزشکی هستند، هیچ مراجعه‌ای به پزشک نداشته‌اند. همان نکته‌ای که اشاره کردم، بیماری‌هایشان مزمن شده و بر خانواده‌شان تأثیر گذاشته، اما درمان را پیگیری نکرده‌اند. تقریباً نصف بیماران روانپزشکی ما به پزشک مراجعه نکرده‌اند.

    طول عمر مردم برای سیاستگذاران بیشتر اهمیت دارد تا کیفیت زندگی‌شان!

    ایلنا: چرا اهمیت موضوع سلامت روان در جامعه و زندگی روزمره مردم مطرح نیست؟

    به نظر من، مهم‌ترین مسئله آموزش است. ما باید افراد جامعه را آگاه کنیم که به جز متغیری به نام طول زندگی، عرض زندگی و کیفیت زندگی نیز یک فاکتور مهم در زندگی ماست. اغلب کم توجهیم؛ وقتی که اشاره می‌شود، از زندگی فردی خود، اطرافیان و جامعه‌مان غفلت می‌کنیم و حتی این نکته را می‌توان در مورد سیاستگذاران نظام سلامت نیز مطرح کرد که آن چیزی که بیشتر اهمیت دارد، طول عمر است. هزینه و سرمایه‌گذاری که در نظام سلامت انجام شده، به‌مراتب بیشتر از آن چیزی است که در مورد کیفیت زندگی وجود دارد. غیر از نظام سلامت، این سیاست را در جاهای دیگر نیز می‌بینیم. برای مثال، پوشش بیمه‌ای خدمات سلامت روان، دارای محدودیت‌هایی است و همه این‌ها باعث شده که دریافت خدمات مربوط به بهداشت روانی برای افراد جامعه سخت شود.

    عامل اصلی در واقع رویکرد و نگرش افراد نسبت به این موضوع است؛ که اگر فردی به بیماری جسمی مبتلا شود، حتی اگر این بیماری کوچک و محدود باشد، به آن توجه می‌کنند که این هم امر خوبی است. اما همانی که ما می‌بینیم، فردی که به بیماری شدید روان‌پزشکی به صورت مزمن و طولانی مبتلا بوده، اما به آن توجه نکرده است. این موضوع نیاز به آموزش و فرهنگ‌سازی را نشان می‌دهد.

    ایلنا: اکنون می‌دانیم که با توجه به شرایط اقتصادی جامعه، اضطراب و افسردگی در جامعه افزایش یافته است. این شرایط باید به چه میزان برسد که فرد به عنوان بیمار روانی تلقی شود و در موردش اقدام کند؟

    همه انسان‌ها هیجاناتی دارند که نرمال است. همه ما غم، اضطراب، ترس و خشم را تجربه می‌کنیم و همه افراد در موقعیت‌های مناسب نیازمند این هیجانات هستند. وقتی این هیجانات غیرطبیعی می‌شود که باعث اختلال در عملکرد ما شود؛ یعنی وقتی ما آن‌قدر غم و اضطراب شدیدی داشته باشیم که نتوانیم کار خود را انجام دهیم یا با خانواده‌ ارتباط صحیحی برقرار کنیم یا نتوانیم درس بخوانیم. علاوه بر این، اگر این هیجانات در شرایط نامناسب بروز یابند یا با روش نامناسبی ابراز شوند، مانند خشم غیرمتناسب که بیش از حد ابراز شده باشد، این عوامل نشان می‌دهند که آیا این هیجانات در محدوده نرمال هستند یا غیرنرمال. اگر کسی دچار این مسائل باشد، طبیعتاً باید به متخصص این حوزه، روانپزشک مراجعه کند و بر اساس تشخیص روانپزشک، مشخص می‌شود که آیا بیماری روانپزشکی وجود دارد یا خیر.

    خواب آوربودن همه داروهای روانپزشکی، تصور غلطی است

    موضوع دیگری که بسیاری از مردم از آن واهمه دارند و به همین دلیل سراغ درمان نمی‌روند، ترس از مصرف داروهای اعصاب است. این نگرش ناشی از یک تصور غلط است؛ به‌ویژه این که همه داروهای روانپزشکی خواب‌آور هستند، در حالی که این‌طور نیست. درصد کمی از داروهای روانپزشکی خواب‌آورند و بسیاری از آن‌ها به تنظیم نشاط، خلق و خو و خواب افراد کمک می‌کنند و دارای تأثیرات مثبت بر کیفیت زندگی بیماران هستند.

    بسیاری از افراد نگرانی دارند که داروهای روان‌پزشکی تأثیرات خواب‌آوری دارند یا ممکن است باعث وابستگی شوند. این نگرانی‌ها به نوعی نادرست است. درصد بسیار کمی از داروهای روان‌پزشکی، شاید کمتر از ده درصد، باعث وابستگی می‌شوند، آن هم اگر تحت نظر پزشک استفاده نشود. اگر پزشک آن را تجویز کرده باشد، با ملاحظات لازم این کار انجام می‌شود تا وابستگی ایجاد نشود. به طور کلی، واقعاً کمتر از ۱۰ درصد داروها موجب وابستگی می‌شوند. نگرانی دیگری که وجود دارد این است که مصرف داروها ممکن است بر عملکرد روزمره فرد تأثیر منفی بگذارد. به علاوه، نگرش فرهنگی موجود باعث می‌شود که افراد از اعلام مصرف داروهای روان‌پزشکی هراس داشته باشند. اینگونه تصورات غلط موجب ایجاد دید منفی نسبت به داروهای روان‌پزشکی شده است. لازم به ذکر است که درمان روان‌پزشکی الزاماً به معنای مصرف دارو نیست. در واقع، درمان روان‌پزشکی ممکن است شامل روش‌های غیردارویی همچون روان‌درمانی، نیز باشد که این درمان فارغ از داروها انجام می‌گیرد.

    ایلنا: وضعیت اقتصادی نامناسب کشور چه تأثیری بر تشدید بیماری‌های روانی دارد و تا چه حد بر این موضوع تأثیرگذار بوده است؟

    بیماری‌های روان‌پزشکی با عوامل اجتماعی و اقتصادی در ارتباط هستند. به طور دقیق‌تر، زمانی که فردی تحت استرس و تنش شدید قرار می‌گیرد، احتمال بروز یا تشدید بیماری‌های روان‌پزشکی افزایش می‌یابد. با این حال، مشکل مالی به تنهایی عامل اصلی بروز این بیماری‌ها نیست. زمینه‌سازی در فرد، یعنی وجود آسیب‌پذیری در سیستم روانی، نیز نقش بسزایی دارد. به عبارت دیگر، استرس و تنش اجتماعی-اقتصادی ممکن است منجر به بروز بیماری‌های روان‌پزشکی در فردی شود که از قبل آسیب‌پذیری داشته است. به عنوان مثال، ممکن است با فردی مواجه شویم که فشار و استرس زیادی را تحمل کرده اما بیماری‌ای پیدا نکرده باشد. این موارد نشان‌دهنده این است که فرد باید دارای آسیب‌پذیری روانی باشد و سپس بروز تنش‌های شدید، آن آسیب‌پذیری را فعال کرده و موجب بروز بیماری می‌شود.

    حال این که فرد چگونه باید تشخیص دهد که سطح اضطراب یا استرس و افسردگی‌اش بالا رفته و نیاز به مصرف دارو دارد، باید گفت که افراد نمی‌توانند به تنهایی در این زمینه تشخیص دهند و باید به متخصص روان‌پزشک مراجعه کنند. اما این که آیا نیاز به مراجعه به روان‌پزشک هست یا خیر، سؤالی است که نیاز به پاسخ دارد. بسیاری از احساسات ما ممکن است از محدوده نرمال خارج شوند و غیرطبیعی گردند، برای مثال وقتی در شرایطی قرار می‌گیریم که احساس غم و اندوه شدیدی را تجربه می‌کنیم، یا اضطراب و نگرانی شدیدی را حس می‌کنیم که بر عملکرد شخصی، خانوادگی، اجتماعی و شغلی ما تأثیر منفی می‌گذارد. اینها نشانه‌هایی هستند که می‌توانند نشان دهند نیاز به مشاوره و درمان وجود دارد. اگر چنین شرایطی وجود داشته باشد و علائم خطر نیز نمایان گردد، طبیعتاً باید به روان‌پزشک مراجعه کنیم و بر اساس تشخیص ایشان، اگر نیاز باشد از دارودرمانی یا روان‌درمانی استفاده شود.

    آمار دقیقی از شیوع بیماری‌های روانی ژنتیکی در کشور وجود ندارد

    ایلنا: شیوع بیماری‌های روانی ژنتیکی در خانواده‌ها در ایران به چه شکل است؟

    بیماری‌های روان‌پزشکی کمابیش تحت تأثیر عوامل ژنتیکی قرار دارند. برای برخی بیماری‌ها این تأثیر پررنگ‌تر است، به عنوان مثال در مورد بیماری دوقطبی، در حالی که برای برخی دیگر از بیماری‌ها تأثیر کمتری دارد. آن دسته از افرادی که با بیماری‌هایی مواجه هستند که بار ژنتیکی در آن‌ها اهمیت و نقش پررنگ‌تری دارد، معمولاً شاهد این هستند که در خانواده یا فامیل خود نیز افراد دیگری وجود دارند که آن بیماری را دارند. اما از این نظر ما تفاوتی با آمار جهانی نداریم و شرایط ما برابر با آمار جهانی است. آماری دقیق در رابطه با شیوع بیماری‌های روانی ژنتیکی در کشور وجود ندارد و نمی‌توانیم به طور قطعی بگوییم که عامل جغرافیا در بیماری‌های روانی تأثیر دارد. به عنوان نمونه، نمی‌توان گفت که در مناطق گرم و خشک یا کویری، بیماری‌های روانی بیشتر بروز می‌کنند. عامل فرهنگی از اهمیت بیشتری برخوردار است، زیرا در کشور ما فرهنگ‌های مختلفی وجود دارد که در اقلیم‌های گوناگون قرار گرفته‌اند. بیشتر از آن که آب و هوای اقلیم تأثیرگذار باشد، فرهنگ آن اقلیم است که بر تاب‌آوری افراد و نحوه تعامل آنان با اطرافیان در مواجهه با استرس‌ها و تنش‌ها تأثیر می‌گذارد. عوامل فرهنگی به طور قطع نقش دارند و این تفاوت‌ها در شهرها و استان‌های مختلف قابل مشاهده است.

    ایلنا: کدام بخش از بیماری‌های روانی وجود دارد که درمان نمی‌شوند و این بیماران چه می‌شوند؟

    در تمامی رشته‌های پزشکی با این پدیده مواجه هستیم که برخی از بیماران به درمان مقاوم هستند. به عنوان مثال، بیماری‌های قلبی یا کبدی وجود دارند که ممکن است به درمان پاسخ ندهند. در رشته روان‌پزشکی نیز همین‌طور است. این بدان معنا نیست که این بیماران از درمان هیچ سودی نمی‌برند. با استفاده از درمان دارویی و روش‌های نوین که در دسترس داریم، می‌توانیم به کاهش شدت علائم آن‌ها کمک کنیم. اما اینکه به طور کامل کنترل شود، در برخی بیماران ممکن است اتفاق نیفتد. درصد این بیماران خیلی زیاد نیست. بیماری‌های شدید روان‌پزشکی کمتر از ۵ درصد کل بیماران هستند، یعنی ۹۵ درصد از بیماران به درمان پاسخ می‌دهند. بسیاری از موارد نیز به خوبی پاسخ‌گو هستند و بعد از مدتی می‌توانیم دارو را قطع کنیم و علائم دیگر عود نمی‌کند. اما در کمتر از ۵ درصد بیماران، شدت علائم شدید بوده و ممکن است مقاومت به درمان وجود داشته باشد و در نتیجه بیماری مزمن شود.

    کسی به بیمارِ روانی، کار نمی دهد

    ایلنا: بیماران حاد اعصاب و روان در زمینه اشتغال با چه مشکلاتی مواجه هستند؟

    یکی از مشکلاتی که بیماران دارند و در حیطه‌های مختلف خود را نشان می‌دهد، نگاه فرهنگی جامعه نسبت به بیماران روانپزشکی است. با این مسئله بسیار مواجه می‌شویم، افرادی که می‌توانند شغلی را به کسی واگذار کنند، وقتی متوجه می‌شوند آن فرد بیماری روانپزشکی دارد، این کار را نمی‌کنند. زیرا این تصور وجود دارد که کسی که بیماری روانپزشکی دارد، ناتوان است و نمی‌تواند مستقل باشد، خطرناک است و ممکن است به خود یا دیگران آسیب برساند. آسیبی که بیماران روانی برای خود یا دیگران ایجاد می‌کنند، معمولاً جدی نیست، اما در صورتی که به شرایط بسیار شدید برسند، احتمال آسیب به خود یا دیگران وجود خواهد داشت.

    بسیاری از بیماران دارای اختلال روان بیکارند

    ایلنا: شیوع بیماری‌های روانی در کارگران چه‌قدر است؟ با توجه به اینکه بسیاری از آن‌ها اساسا به دنبال درمان نمی‌روند، چون درگیر معیشت هستند…

    با توجه به متراکم‌سازی که ما داریم، تقریباً از هر چهار نفری که با آن‌ها مواجه می‌شویم، یک نفر به بیماری روانپزشکی مبتلاست. این قاعدتاً در تمامی اصناف وجود دارد و در این صنف نیز به همین ترتیب صادق است. البته باید به این نکته هم توجه کرد، افرادی که به بیماری روانپزشکی مبتلا هستند، احتمال اینکه شغل مناسبی پیدا کنند و سر کار بروند، کمتر است و در نتیجه بسیاری از آن‌ها بیکار هستند. اگر ما به دنبال بیماری‌های روانپزشکی باشیم، بهتر است ابتدا سراغ افرادی برویم که شغل مناسبی نتوانسته‌اند پیدا کنند و بیکار هستند، زیرا احتمال اینکه آن‌ها به بیماری روانپزشکی مبتلا باشند، بیشتر است. نکته مهمی که می‌خواهم تأکید کنم، این است که ما جدای از اینکه چه بیماری جسمی داریم یا نداریم و طول عمرمان چقدر است، از آن مهم‌تر کیفیت زندگیمان نیز بسیار اهمیت دارد. باید به این موضوع توجه شود. هر کسی باید در مورد خود و اطرافیانش به این نکته توجه کند.

    متأسفانه این غفلت اتفاق افتاده است. سیاستگذاران نظام سلامت نیز باید به عقب‌ماندگی‌هایی که در این سال‌ها در مورد نظام خدمات روان‌پزشکی ایجاد شده، توجه کرده و آن‌ها را اصلاح کنند، زیرا بیماری‌های روان‌پزشکی تأثیر و تاثر زیادی بر متغیرهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارند. این یک تأثیر دو سویه است بین بیماری‌های روان‌پزشکی و این عوامل و اگر به آن توجه نکنیم و از آن غفلت داشته باشیم، قطعاً بر جنبه‌های مختلف زندگی ما تأثیر خواهد گذاشت.