برچسب: بوم گردی

  • شرایط بغرنج بوم‌گردی‌ها / چه کسی پاسخگو است؟

    شرایط بغرنج بوم‌گردی‌ها / چه کسی پاسخگو است؟

    به گزارش اقصادران، بهمن فصل داغ سفر به جنوب است. با این حال این روز‌ها فضای گردشگری شمال خلیج فارس در سردترین وضعیت خود به سر می‌برد. در دو هفته اخیر نه تنها آژانس‌های گردشگری تور‌های خود را لغو کرده‌اند، بلکه این موضوع به سفر‌های خانوادگی و دوستانه هم سرایت کرده است.

    شایان بهرامی، فعال حوزه بوم‌گردی در بوشهر، با تاکید بر دشواری‌های پیش روی کسب و کار‌های گردشگری می‌گوید: در هر کسب و کاری مشکلاتی وجود دارد، اما گردشگری در ایران، به‌ویژه بوم‌گردی، چالش دائمی شده است. در این حوزه تنها در برخی ایام سال فعالیت اقتصادی شکل می‌گیرد و بقیه سال عملا گردشگری رونق ندارد.

    او می‌افزاید: فصل گردشگری جنوب در واقع از آبان ماه شروع می‌شود و اوج آن دی و بهمن است. اما امسال، به دلیل شرایط پیش آمده، نسبت به سال‌های قبل افت چشمگیری داشتیم. در واقع، میزان تقاضا کمتر از انتظار بود و این موضوع مشکلات زیادی برای ما و همکاران ایجاد کرد.

    بهرامی توضیح می‌دهد: اتفاقات اخیر باعث شد تا تمام رزرو‌های مجموعه ما و سایر همکارانم در دی و بهمن لغو شود. این موضوع تنها به آژانس‌ها و تور‌هایی که رزروهایشان را دو تا سه ماه قبل ثبت کرده بودند، خلاصه نمی‌شود، بلکه رزرو‌های خانوادگی و انفرادی را هم دربرمی‌گیرد که فشار مالی سنگینی را برایمان ایجاد کرده است. او می‌افزاید: بر اساس پیش‌پرداخت‌هایی که از مشتریان دریافت کرده بودیم، اقدام به توسعه و به‌روزرسانی امکانات کرده بودیم، از جمله خرید تجهیزات جدید و ارتقای اقامتگاه. این هزینه‌ها بخش مهمی از سرمایه‌گذاری ما برای آماده‌سازی فصل اوج گردشگری بود، اما پس از لغو رزرو‌ها ناچار شدیم تمام وجوه را به آژانس‌ها و گردشگران خانوادگی بازگردانیم. این وضعیت موجب ایجاد معضل مالی بزرگی شد و حتی پرداخت اقساط و هزینه‌های بالاسری برای بسیاری از همکاران تقریبا غیرممکن شده است.

    او با تاکید بر اینکه در گردشگری، درآمد فصل اوج باید هزینه‌های کمتر گردشگرپذیر سال را جبران کند، گفت: با شرایط فعلی، حتی هزینه‌های همان فصل اوج هم تامین نمی‌شود. می‌توان گفت که وضعیت امسال از دوران کرونا نیز بدتر است. در دی و بهمن ۱۳۹۹، حتی با وجود کرونا، چنین مشکلاتی را تجربه نکرده بودیم، آن زمان شرایط اقتصادی هم بهتر بود و خانواده‌ها اقامتگاه‌ها را به صورت اختصاصی رزرو می‌کردند. به گفته بهرامی، ماهیت خدمات گردشگری باعث می‌شود این صنعت تاثیر بیشتری نسبت به سایر بخش‌های اقتصاد از وقایع بگیرد.

    او می‌گوید: فروش کالا را می‌توان به آینده موکول و با افزایش قیمت به‌روزرسانی کرد، اما خدمات گردشگری ذخیره نمی‌شوند. اگر امروز فروخته نشوند، ارزش آنها از بین می‌رود و دیگر امکان فروش مجدد وجود ندارد. مردم خدماتی مانند تعمیرات یا درمان را، حتی در شرایط بد اقتصادی و… تعطیل نمی‌کنند، اما گردشگری اولویت نیست و در مرتبه بعد از نیاز‌های اولیه زندگی قرار می‌گیرد.

    او ادامه می‌دهد: حتی زمانی که گردشگری دوباره رونق می‌گیرد، مردم انتظار دارند قیمت‌ها کاهش یابد یا حداقل بالا نرود. این توقع‌ها، همراه با فشار اقتصادی موجود، به شدت به فعالان بوم‌گردی آسیب می‌زند و نشان می‌دهد که این بخش نیازمند حمایت بسیار جدی است. این فعال حوزه بوم‌گردی می‌افزاید: اگر این حمایت صورت نگیرد کارآفرینانی که سال‌ها چالش‌های مختلف را پشت سر گذاشته‌اند، ممکن است ضربه شدیدی بخورند و نتوانند خود را بازیابی کنند.

    نیلوفر حسینی، کارشناس بوم‌گردی، می‌گوید: بوم‌گردی‌هایی که من با آنها در ارتباط هستم و پیش‌تر همکاری‌هایی با هم داشتیم، اغلب می‌گویند که مدت‌هاست واحد‌های خود را برای فروش گذاشته‌اند، زیرا دیگر درآمدزایی برایشان ندارد و سودشان تقریبا به صفر رسیده است. به گفته این فعال حوزه بوم‌گردی مشکل اصلی این بود که این مجموعه‌ها در زمان آغاز به کارشان روی جذب گردشگران خارجی تمرکز کرده بودند، اما حالا بخش عمده‌ای از گردشگری خارجی که زمانی برایشان منبع درآمد بود، از دست رفته است.

    او می‌افزاید: این مجموعه‌ها دیگر امیدی به درآمد از گردشگران خارجی ندارند؛ بنابراین تنها دل‌خوشی‌شان گردشگری داخلی است که آن هم مشکلات فراوان دارد. در این شرایط معدودی از صاحبان اقامتگاه که تمام سرمایه‌شان را روی بوم‌گردی گذاشته‌اند و این تنها منبع درآمد خانوادگی‌شان است، با سختی و حتی وام، کسب و کار را اداره می‌کنند.

    او با اشاره به اینکه بسیاری از صاحبان بوم‌گردی‌ها مجموعه‌های خود را برای فروش گذاشته‌اند، اضافه می‌کند: متاسفانه حتی خریداری برای آنها پیدا نمی‌شود، زیرا کسی حاضر نیست در تاسیسات گردشگری سرمایه‌گذاری کند. به گفته حسینی بوم‌گردی‌ها در سال‌های اخیر تلاش می‌کردند تا با تعداد کم گردشگر داخلی به حیات‌شان ادامه دهند. اما اتفاقاتی که مدام می‌افتد آنها را در شرایط بغرنجی قرار داده است. او می‌گوید: شرایط فعلی بسیار بغرنج شده است. لغو سفر‌ها و خالی بودن اقامتگاه‌ها در این زمان طلایی سال، همان امید کم به بهبود را نیز از بین برده است. به نظر من، این یکی از بزرگ‌ترین ضرر‌هایی است که به کسب و کار‌های این حوزه وارد می‌شود.

    او با بیان اینکه تبعات این وضعیت به‌ویژه برای کسب و کار‌های خانوادگی در روستا‌ها و شهر‌های کوچک جدی است، می‌افزاید: این اقامتگاه‌ها می‌توانستند نقش کلیدی در رونق گردشگری و حتی فروش صنایع دستی و اقتصاد محلی داشته باشند، اما این فرصت را از دست داده‌اند. حسینی می‌افزاید: این وضعیت به معنای آن است که بسیاری از کسب و کار‌های بوم‌گردی عملا نفس‌های آخر خود را می‌کشند. اما مساله تنها به خود اقامتگاه‌ها محدود نمی‌شود؛ این واحد‌ها نقش واسطه در فروش صنایع دستی زنان روستا‌ها را نیز داشتند. حالا با تعطیلی یا فروش این اقامتگاه‌ها، زنجیره فروش صنایع دستی هم دچار آسیب می‌شود و اثرات ثانویه گسترده‌ای به اقتصاد محلی وارد می‌شود.

  • نبض سفر خانوارها کند شد

    نبض سفر خانوارها کند شد

    به گزارش اقتصادران،  «سفر» از سبد هزینه جمع قابل توجهی از خانوارها حذف شده است. نتایج نظرسنجی در شبکه‌های اجتماعی درباره «تعداد مسافرت‌ها» و همچنین «محل اقامت مسافران» نشان می‌دهد، فقط ۱۵درصد از نظردهنده‌ها در یک‌سال اخیر، بیش از ۲بار سفر رفته‌اند. بوم‌گردی، کمترین و خانه اجاره‌ای بیشترین سهم از محل اقامت را دارد. آمار رسمی کشوری نیز می‌گوید، هزینه سفر و تفریح خانوارها نسبت به نیمه دهه۹۰ نصف شده است. معاون سابق گردشگری پیامدهای اقتصادی و اجتماعی فقر سفر را تشریح کرد.

    نبض سفر خانوارها در کشور بر اساس یک جامعه آماری از شرکت‌کنندگان در نظرسنجی ها بیانگر «خروج بزرگ» از بازار تفریح و گردشگری است. نتایج این نظر‌سنجی حاکی از آن است که نزدیک به نیمی از نظردهنده‌‌ها یعنی 44‌درصد در سال‌جاری حتی یک بار هم سفر نرفته‌‌اند. علاوه بر این از جمع 56 درصدی کسانی که سفر کرده‌‌اند 15‌درصد اقامت‌‌شان در «چادر» بوده و 22‌درصد برای کاهش هزینه و پرداخت اشتراکی اقامت در خانه‌‌های اجاره‌‌ای ساکن شده‌‌اند.

    شش‌درصد از این میزان هم اقامتگاه‌‌های بوم‌‌گردی را انتخاب کرده‌‌اند که نشان از بازار متزلزل این حوزه دارد. اگر جامعه آماری نظرسنجی مقیاسی از وضع موجود کل بازار سفر باشد در این صورت می‌توان گفت، بخش قابل‌توجهی از خانوارها توان مسافرت رفتن ندارند.  روزنامه «دنیای‌اقتصاد» در هفته اخیر یک نظرسنجی در شبکه‌‌های اجتماعی خود در تلگرام و اینستاگرام با دو پرسش را مطرح کرد: «شما به همراه خانواده‌‌تان از ابتدای 1402 تاکنون چند بار سفر کرده‌‌اید» و «محل اقامت شما در سفر کجا بوده است». نتایج این نظرسنجی نشان می‌دهد که 44‌درصد یعنی نزدیک به نیمی از پاسخ‌‌دهندگان حتی یک سفر هم نداشته‌‌اند. در مقابل 15‌درصد بیش از دو بار سفر کرده و نبض گردش و تفریح مطابق استانداردهای جهانی در زندگی‌‌‌شان تپیده است. (بر اساس پژوهش‌‌های منتشر شده در استاندارد جهانی برای خانوارها حداقل سه سفر در یک سال است.)

    آمارهای مرتبط با اقامت و تفریح هم بر اساس این نظرسنجی نشان می‌دهد 22‌درصد یعنی نزدیک به یک‌چهارم از پاسخ‌‌دهندگان خانه‌‌های اجاره‌‌ای را برای اقامت برگزیده‌‌اند. این مقوله نشان می‌دهد سفرهای گروهی خانوادگی یا دوستانه مدنظر توریست‌‌ها بوده و آنها ترجیح داده‌‌اند با تقسیم کردن مبلغ اقامت به واسطه تورم در بازار سفر، ‌‌ هزینه‌‌هایشان را کاهش دهند. این نظرسنجی همچنین نشان می‌دهد 15‌درصد از چادر به عنوان محل اقامت بهره گرفته‌‌اند. انتخاب چادر به عنوان بی‌‌کیفیت‌‌ترین محل اقامت‌‌ به واسطه ارزان‌‌ترین گزینه، البته تبعاتی را هم برای آلودگی محیط‌زیست و هم برای جامعه میزبان گردشگر (به لحاظ ایجاد مشکل در تردد و منظر شهری) به دنبال دارد که در چند گزارش در ماه‌‌های اخیر به آنها پرداخته شده است.

    نتایج این نظرسنجی همچنین نشان از استقبال 6 درصدی از بوم‌‌گردی‌‌‌‌ها دارد. از آنجا که صاحبان بوم گردی‌‌ها غالبا جامعه بومی و محلی در شهرها و روستاهای کوچک هستند‌‌، نتایج این نظرسنجی زنگ هشداری برای متولی توریسم برای خروج این گروه از شاغلان از بازار گردشگری با ادامه این روند است. 12‌درصد از پاسخ‌‌دهندگان نیز گزینه ویلای شخصی را انتخاب کرده‌‌اند که احتمالا همان 15 درصدی هستند که بیش از دو بار سفر کرده‌‌اند.

    سهم تفریح و سرگرمی از کل سبد هزینه خانوار

    آمارهای مرکز آمار از حذف سفر

    مرکز آمار ایران در گزارشی که اخیرا منتشر کرد از افت چشمگیر سهم سفر در سبد هزینه سالانه خانوارها در کشور از سه‌درصد در سال 1396 (پیش از شروع عصر تورم بالا) به 1.6 در سال 1401 خبر داد. این سهم نشان می‌دهد با افزایش هزینه‌‌های زندگی به‌ویژه خوراک و مسکن به عنوان موارد غیرقابل حذف در سبد هزینه خانوار، ‌‌ سهم توریسم تقریبا به نصف کاهش یافته است. علاوه بر این گزارشی که اتاق بازرگانی تهران نیز منتشر کرد حکایت از آن داشت که هر خانوار تهرانی در طول سال تنها می‌تواند 5.5 میلیون تومان برای سفر و تفریح و رستوران هزینه کند که در خوش‌بینانه‌‌ترین حالت تنها هزینه یک سفر خواهد بود.

    روایت معاون سابق گردشگری از رکود سفر

    ولی تیموری معاون گردشگری سابق وزارت میراث فرهنگی و گردشگری بیان می‌کند: فارغ از نظرسنجی‌‌‌‌ها و پژوهش‌‌های انجام شده درباره سفر ایرانی‌‌ها، می‌توان کاهش حجم سفرها را در جامعه حس کرد که این امر تبعات اجتماعی و اقتصادی در جامعه خواهد داشت‌‌، تبعاتی که نه خوشایند مسوولان است و نه فعالان حوزه توریسم.

    تیموری با اشاره به سفر «ارزان» به عنوان یکی از برنامه‌‌های متولی گردشگری می‌‌گوید: زمانی که از سفر ارزان صحبت می‌‌کنیم به معنای کاهش کیفیت سفر نیست. سفر ارزان به این معناست که دولت مجموعه برنامه‌‌هایی را طراحی کرده و سوبسیدهایی را در نظر می‌گیرد که هم گردشگر امکان سفر باکیفیت را داشته باشد و هم فعال حوزه توریسم نیاز نباشد پایین‌‌تر از قیمت خدماتش را عرضه کند. با این حال در ایران به نظر می‌رسد چنین امکانی در حال حاضر وجود ندارد.  تبعات کاهش سفر در ایران از دیگر موضوعاتی بود که معاون سابق گردشگری وزارت میراث فرهنگی و گردشگری به آن توجه کرد. او در این زمینه بیان می‌کند: افراد با اهداف مختلفی نظیر پر کردن اوقات فراغت، رفع استرس‌‌ها‌‌، جدا شدن از زندگی روزمره و … سفر می‌کنند، بنابراین به شکل منطقی با کاهش سفر این اهداف نیز محقق نخواهد شد.

    به گفته تیموری علاوه بر تبعات روانی و اجتماعی پایین آمدن نرخ سفر‌‌، خدمات گردشگری نیز از این موضوع تاثیر می‌‌پذیرد. او می‌گوید: بخشی از زیرساخت‌‌های حوزه توریسم توسط بخش خصوصی تامین می‌شود. با کاهش سفرها بخش خصوصی انگیزه خود برای سرمایه‌گذاری در این بخش را از دست می‌دهد و علاوه بر آن زیرساخت‌‌های موجود نیز دچار فرسودگی شده و تجهیزات‌‌شان به‌روز‌رسانی نمی‌شود.

    او می‌‌افزاید: با کاهش درآمدها میزان ماندگاری گردشگر در یک مقصد نیز کم می‌شود. به عنوان مثال اگر پیش‌تر توریست سه یا چهار شب در یک مقصد اقامت داشت، این عدد به یک تا دو شب می‌‌رسد. علاوه بر این انتخاب محل اقامت نیز دچار تغییر شده و از هتل سه ستاره به هتل دو یا یک ستاره یا اقامتگاه گردشگری می‌رود، ‌‌ هر چند که شاهدیم خانه‌‌ اقوام و خانه‌‌های اجاره‌‌ای جایگزین این موارد شده‌‌اند. استفاده از وسیله نقلیه شخصی به جای حمل‌ونقل عمومی، افزایش چادرخوابی و پارک‌‌خوابی و… از دیگر تبعات افت گردشگری داخلی به گفته تیموری است. او می‌افزاید: با ادامه این روند شاهد تعدیل نیروی انسانی فعال در بخش خدمات گردشگری و پایین آمدن کیفیت در این حوزه خواهیم بود که در نهایت کیفیت توریسم در ایران را تحت‌‌الشعاع خود قرار می‌دهد. او می‌‌گوید: متولی گردشگری باید به شکل اورژانسی به فکر راهکاری برای توسعه گردشگری داخلی باشد. آغاز سال نو شمسی و نوروز در پیش است، در این بازه زمانی ما اوج سفرها را خواهیم داشت و از همین الان باید فکری کرد که بخش بزرگی از شهروندان ایرانی بتوانند سفر کنند و از مزایای آن بهره ببرند.

    پیامدهای اجتماعی کاهش سفر از زبان ایمانی جاجرمی

    حسین ایمانی‌جاجرمی دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به اینکه در زندگی اقتصادی و اجتماعی شهری امروز بخش خدمات یکی از بخش‌‌های مهم به حساب می‌‌آید، می‌‌گوید: ما در عصر پسافوردیسم هستیم. در این عصر عمرکارخانه‌‌‌‌ها و اداره‌‌های بزرگ دولتی تمام شده و سهم عمده‌‌ای از بار اشتغال روی دوش بخش خدمات نظیر کافه‌‌ها، رستوران‌‌ها، ‌‌ هتل‌‌ها و… قرار دارد. او با بیان اینکه اگر به دنبال توسعه اقتصادی در سطح شهری و کشوری هستیم باید بخش خدمات آن را جدی بگیریم‌‌، می‌‌افزاید: چنانچه برنامه‌ای برای این بخش نداشته باشیم شکوفایی شهر و زیرساخت‌‌های مرتبط با آن اتفاق نمی‌‌افتد، از این روست که باید در سیاست‌‌های کلان، این بخش را جدی گرفت و به آن توجه کرد.

    به گفته این استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی تفکر مقامات و مسوولان در ایران همچنان بر پایه مدل‌‌های کلاسیک اقتصاد است. او می‌گوید: بر اساس این دیدگاه کارخانه‌‌های بزرگ و نهادهای دولتی و شبه دولتی که توان استخدام گسترده داشته باشند اهمیت دارند. این در حالی است که در شرایط کنونی نه توجیهی برای آنها وجود دارد و نه ما دارای منابع اقتصادی برای تشکیل‌‌شان هستیم. در مقابل بخش خدمات شهری باید جدی گرفته شود. او یکی از مولفه‌‌های تمایزگذاری میان زندگی مدرن نسبت به زندگی سنتی را به مقوله «فراغت» و «تفریح» مرتبط می‌‌داند و اضافه می‌کند: در زندگی مدرن گرچه فرد از رفاه بیشتری برخوردار است اما در کنار آن تنش‌ها و پیچیدگی‌‌های بیشتر را هم در سبک زندگی‌اش تجربه می‌کند. برای جبران این تنش‌‌ها انسان مدرن نیاز به فراغت دارد و یکی از فعالیت‌‌هایی که در دوران فراغت انجام می‌شود سفر است.

    ایمانی‌جاجرمی ادامه می‌دهد: سفر اگر در قالب دوستانه و خانوادگی باشد می‌تواند مشکل انزوا و تنهایی را حل کند. با ابزارهای ارتباطی مدرن شهروندان در غار تنهایی خود هستند و فرصت‌‌هایشان برای بودن در کنار هم محدود شده است. رابرت پاتنام جامعه‌‌شناس ایتالیایی در یکی از آثار خود به نقش تلویزیون در کاهش نقش سینما و تئاتر و سایر برنامه‌‌های جمعی اشاره کرده بود، او امروز اذعان می‌کند با ورود تلفن‌‌های همراه جمع شدن خانواده در کنار هم به واسطه دیدن یک برنامه تلویزیونی خود بدل به یک آرزو شده است.

    این استاد دانشگاه معتقد است سفر را نباید تنها در چارچوب یک فعالیت تفریحی دید، بلکه توریسم می‌تواند راه‌حلی برای مسائل مردم باشد. ایمانی جاجرمی توضیح می‌دهد: متاسفانه در ایران سرمایه‌گذاری چندانی برای هتل‌‌داری، غذاخوری‌‌ها یا رستوران‌‌های غذای ارزان یا تفریحات عام نکرده‌‌ایم و همین موضوع فرصت‌‌های گردشگری را محدود کرده است. از سوی دیگر فرهنگی در جامعه و در کلان‌شهر تهران حاکم شده که سفر را به شمال و چند مقصد محدود می‌‌دانند، این در حالی است که در کشوری هستیم که تنوع جغرافیایی قابل‌توجهی دارند هر چند زیرساخت‌‌ها برای رسیدن به آنها محدود است.

    او از قطار به عنوان یکی از این زیرساخت‌‌ها نام می‌‌برد و می‌افزاید: توسعه شبکه حمل‌ونقل ریلی در ایران محدود است و همین باعث شده دسترسی به برخی مناطق چندان آسان نباشد. به گفته ایمانی‌جاجرمی در کشورمان طبقه مرفه مشکلی در سفر داخلی و خارجی ندارد، ‌‌ او می‌‌گوید: با این حال کسانی که در این طبقه قرار دارند معدود هستند. در مقابل اکثریت جامعه درآمد متناسب ندارند و امکان گردش ارزان و باکیفیت نیز برایشان مهیا نیست. همین موضوع سبب می‌شود تجدید قوا و روحیه برای زندگی و شاداب بودن برای جمع بزرگی از ایرانی‌‌ها فراهم نباشد و آنها فرصت آشنایی با فرهنگ‌‌های مختلف در کشورمان را از دست بدهند.