برچسب: بنگاه داری بانک ها

  • بنگاهداری بانک‌های دولتی، زندگی کارگران را به باد داد / تبدیل شرکت‌ها به حیاط خلوت مدیران سیاسی!

    بنگاهداری بانک‌های دولتی، زندگی کارگران را به باد داد / تبدیل شرکت‌ها به حیاط خلوت مدیران سیاسی!

    به گزارش اقتصادران، بنگاه‌داری و شرکت‌داری بانک‌های دولتی در کشور، از عمده‌ترین ایرادات مطرح شده به نظام بانکی در سال‌های اخیر  است؛ اما با این وجود به نظر می‌رسد افزایش بدهی شرکت‌های خصوصی و دولتی و خصولتی به بانک‌ها به صورت طبیعی، شرکت‌داری و خلع ید مالکان به نفع بانک‌ها را افزایش دهد. این روند درحالی ادامه دارد که برخی از مدیران بانکی (از جمله مدیرعامل بانک ملی ایران) به دلیل مشکلات مدیریتی در شرکت‌های سرمایه‌گذاری خود مانند شرکت سرمایه‌گذاری توسعه ملی ایران در ماه‌های گذشته به مجلس احضار شده اند.

    از طرفی بانک‌ها از فروش شرکت‌های مسئله دار خود مثل گروه ملی فولاد ایران و ایران پوپلین و کشت و صنعت پارس باوجود مشکلاتی مانند تامین مواد اولیه و جابه‌جایی دائم هیات مدیره اجتناب کرده و کارگران خود را گرفتار می‌کنند و از طرف دیگر، دولت در این پرونده‌ها به نفع کارگران نسبت به  واگذاری عمل نمی‌کند.

    فشاری که دولت طبق برنامه هفتم توسعه روی واگذاری شرکت‌های تابعه صندوق‌های بازنشستگی گذاشته، روی بانک‌ها حس نمی‌شود و برخی افزایش بدهی دولت به بانک‌ها (به دلیل تعدد وام‌ها و تسهیلات تکلیفی) را دلیل این‌ عدم فشار  ارزیابی می‌کنند. تداوم این روند اما با افزایش فشار مزدی بر روی کارگران شرکت‌های تابعه بانک‌ها قابل تحمل نیست و به نظر می‌رسد باید برای این شرکت‌ها نیز مانند شرکت‌های تابعه صندوق‌ها تصمیمی جدی‌تر اتخاذ شود.

    علیرضا حیدری (نایب رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری و کارشناس اقتصادی) در این رابطه توضیح داد: تمام بانک‌های دولتی مانند بانک ملی وقتی به موعد دریافت مطالبات خود از وام‌گیرنده‌ای -که نمی‌تواند اقساط خود را پرداخت کند- می‌رسند، تملک قهری دارایی انجام می‌دهند. بعد از ملی شدن، بانک‌ها مشاهده کردند که شرکت‌های وام‌گیرنده زیادی را پیش روی خود دارند که نمی‌توانند اقساط وام خود را بپردازند. در این شرایط بخش‌های حقوقی بانک‌ها فعال شده و کارخانجات و شرکت‌هایی که تمکن مالی پرداخت اقساط را ندارند،  خلع مالکیت می‌کردند.

    وی افزود: بانک ملی و دو سه بانک دولتی دیگر در راس این بانک‌ها بودند که ناگزیر شرکت‌های زیادی را تصاحب کردند. در بعضی موارد بانک‌ها با مشارکت‌های خاص ناشی از مجوزها، کار حقوقی کردند، اما ترجیح بانک‌ها مشارکت حقوقی است. گاهی دولت به بانک‌ها تکلیف می‌کند که سرمایه بانک در پروژه‌های خاص زیرساختی هزینه شود، وگرنه معمولاً بانک‌ها از دریافت شرکت‌ها طفره می‌روند.

    این کارشناس اقتصادی تاکید کرد: معمولاً بانک‌ها  برای بنگاه‌داری تشکیل نشده اند و نمی توانند از عهده بربیایند. در واقع خطر مدیریت ناکارآمد بر شرکت‌های خلع ید شده از سوی بانک‌ها احساس شده بود اما در ابتدا از سر ناچاری شرکت‌ها را دریافت می‌کردند. این دقیقاً شبیه آن چیزی است که بر سر صندوق‌های بازنشستگی و سازمان تامین اجتماعی آمد و در ادامه شرکت‌داری به مذاق مدیران آن‌ها نیز خوش آمد. یعنی همانطور که در شستا نیز صندلی‌های مدیریتی هیات مدیره‌ها مکان مستقر کردن نزدیکان مدیران دولتی  شده و باعث توزیع پست مدیریتی می‌شد، در بانک‌ها نیز دارایی‌ها و شرکت‌های تملیک شده باعث شد بانک‌ها بتوانند افرادی را در هیات‌مدیره‌های مختلف شرکت‌ها منصوب کنند و این ویژگی جذابی برای مدیران بانکی  بود تا نزدیکان خود را در هیات مدیره‌ها با حقوق بالا نگه دارند.

    نایب رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری تصریح کرد: در شرایط بحرانی اقتصادی مثل ماه‌های اخیر، این شرکت‌های تملیک شده توسط بانک‌ها به دلیل‌ عدم برخورداری از هیات مدیره و مدیران عامل مجرب، دچار مشکلات متعدد در تامین مواد اولیه تا فروش می‌شوند و نمی‌توانند اوضاع را جمع کنند. قاعدتاً متعاقب این ناکارآمدی در مدیریت شرکت‌های صنعتی پیچیده که مدیرانی مجرب می‌خواهد، عدم فروش، زیان انباشته، حقوق معوق کارگر و بحران مالی و بدهی نیز خواهد آمد. معمولاً این بانک‌ها وارد فعالیت‌های مالی غیرعملیاتی نیز می‌شوند و تاوان ریسک‌های خودشان را نیز می‌دهند. دولت و مجلس نیز تنها زمانی که بحران این شرکت‌ها به سطحی می‌رسد که پرسنل و کارگر مجموعه سر به شکایت می‌گذارند، به یاد وضعیت این شرکت‌های تملیک شده می‌افتند.

    حیدری خاطرنشان کرد: خود مدیران مجموعه‌های سرمایه‌گذاری در بانک‌ها نیز این وضعیت را می‌دانند. اما متاسفانه به دلیل‌ عدم وجود فشار از بالا به اندازه کافی، مدیران در شرایط عادی یا در شرایط رونق اقدام به فروش و واگذاری این شرکت‌ها و ترک بانکداری نمی کنند و حالا نیز به دلیل آنکه خریدار سهام بلوکی ندارند و در شرایط فقدان خریدار به قیمت مناسب و منطقی قرار دارند، از واگذاری شرکت‌ها اجتناب می‌کنند. در نتیجه شخصیت حقوقی بانک‌ها که توسط دولت مشخص می‌شود، مانع از برخورد دولت با چنین ناکارآمدی‌هایی شده و باعث شده تا دولت اقدامی جهت آوردن مدیران وزارتخانه‌های مربوطه مانند وزارت صمت -که احتمالاً بهتر می‌توانند این شرکت‌ها را مدیریت کنند- انجام ندهد.

    اعطای مدیریت به جای اعطای مالکیت؛ راهکار گریز از بنگاه‌داری!

    این فعال کارگری با بیان اینکه «در شرایطی که سود سوداگری طلا و ارز گاهی بدون هزینه مالیات و دارایی و بیمه و کارگر به هفتاد درصد می‌رسد، کسی چندان تمایلی به تولید ندارد» گفت: یکی از چاره‌هایی که در این زمینه اخیراً برای واگذاری شرکت‌های تابعه صندوق‌های بازنشستگی مطرح شده، انتقال «پیمان مدیریتی» به جای فروش سهام و دارایی است. برای حفظ مالکیت و آوردن بخش خصوصی به  میدان و در عین حال ضرر نکردن  به دلیل فروش ارزان شرکت و دارایی، این پیشنهاد اولین بار در وزارت کار به صورت جدی مطرح شد.

    وی بیان کرد: برخی تصور می‌کردند که پیمان مدیریتی دادن به شرکت‌ها غیر ممکن است. این درحالی است که در اسناد اصلاح ساختار بنگاهداری کل کشور، یکی از محورها و ستون‌های بحث، موضوع واگذاری «پیمان مدیریتی» به بخش خصوصی است. در پیمان‌سپاری مدیریتی، اختیارات بسیار گسترده‌ای به مدیر بخش خصوصی پیمانکار به عنوان مدیر کل شرکت داده می‌شود و تنها از او سهمی از سود شرکت به عنوان سهامدار خواسته می‌شود. از آنجا که دخل و تصرف مالکیتی صورت نمی‌گیرد، مدیر بخش خصوصی می‌تواند ادعا کند که اعضای هیات مدیره و مدیران میانی را نیز خود تعیین می‌کند. این شاید به مذاق برخی مدیران دولتی خوش نیاید و مقاومت شرکت‌ها، بانک‌ها و مدیران دولتی مقابل این نوع واگذاری به همین دلیل است. علت این است که با این کار شرکت‌ها از حیاط خلوت مدیران سیاسی خارج خواهد شد.

    این کارشناس اقتصادی تاکید کرد: مدیریت در قالب پیمان‌سپاری مدیریتی یا «پیمان مدیریتی» الزاماتی دارد؛ مهمترین الزام این است که دیگر مدیران دخالتی در نحوه مدیریت مجموعه‌ها جز برخی خطوط قرمز قانونی نداشته باشند. از سوی دیگر، دولت نمی‌تواند این شرکت‌ها را به صندوق‌هایی که به آن‌ها بدهکار است بدهد. مگر اینکه بانک‌ها به دولت بدهکار باشند که در بسیاری از موارد چنین نیست.

    او در پایان خاطرنشان کرد: بانک فاقد منابع دولتی برای تملک شرکت‌های بدهکار است و آن را با پول سپرده‌های مردم به تملک درآورده است؛ لذا مطالبه واگذاری برخی از شرکت‌های تابعه بانک‌های دولتی به صندوق‌های بازنشستگی در ازای بدهی دولت نیز وجهه قانونی نداشته و امکان‌پذیر نیست. در چنین شرایطی با وضعیت خرابی که بازار بورس و سرمایه دارد، «پیمان مدیریتی» با مدیران مجرب و دارای اهلیت بخش خصوصی، گزینه بهتری در مقابل دولت و بانک‌ها برای تعیین تکلیف شرکت‌های تابعه بانکهاست که بلاتکلیف مانده اند و کارگران آنها معوقات مزدی دارند.

  • بنگاه‌داری بانک‌ها به اسم خصوصی‌سازی! / یک اقتصاددان: دیر نیست که سپرده‌گذاران اعتماد خود را به سلامت بانک‌ها از دست دهند

    بنگاه‌داری بانک‌ها به اسم خصوصی‌سازی! / یک اقتصاددان: دیر نیست که سپرده‌گذاران اعتماد خود را به سلامت بانک‌ها از دست دهند

    به گزارش اقتصادران، در سال‌های اخیر، عملکرد نظام بانکی ایران به یکی از چالش‌برانگیزترین موضوعات اقتصاد کشور تبدیل شده است. زیان انباشته بانک‌ها، افزایش مطالبات غیرجاری، بنگاه‌داری گسترده و عدم شفافیت در ساختار مالکیت، باعث شده کارشناسان اقتصادی بارها درباره تبعات سنگین ادامه این روند هشدار دهند. در این میان، نقش بانک‌های خصوصی که در ظاهر با هدف افزایش بهره‌وری از زیر سایه دولت خارج شده‌اند بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. اما آیا خصوصی‌سازی بانک‌ها در ایران به معنای واقعی خود محقق شده؟ یا شاهد نوعی واگذاری ناقص و پرهزینه بوده‌ایم که نه‌تنها منجر به ارتقا عملکرد نشده، بلکه بحران‌های جدیدی را نیز رقم زده است؟

    در همین راستا، مهدی منصوری بیدکانی، اقتصاددان و استاد دانشگاه،  به بررسی دقیق وضعیت بانک‌های خصوصی، ایرادات ساختاری در نظام نظارتی، آثار تورمی سیاست‌های بانکی و همچنین درس‌هایی که می‌توان از بحران‌های بین‌المللی مانند ورشکستگی بانک سیلیکون‌ولی گرفت، پرداخته است.

    تعریف درست خصوصی‌سازی بانک‌ها چیست؟

    منصوری بیدکانی در ابتدای این گفتگو تأکید کرد: قبل از آنکه بخواهیم درباره خصوصی‌سازی صحبت کنیم، بهتر است تعریف خصوصی‌سازی بانک‌ها را با هم مرور کنیم.

    وی در ادامه گفت: خصوصی‌سازی بانک‌ها به معنای انتقال مالکیت و مدیریت بانک‌ها از دولت به بخش خصوصی است. در این فرآیند، دولت سهام خود را به سرمایه‌گذاران خصوصی (افراد، شرکت‌ها یا نهادهای غیردولتی) می‌فروشد تا تصمیم‌گیری‌های مالی و عملیاتی بر اساس منافع بازار و کارایی اقتصادی انجام شود، نه سیاست‌های دولتی.

    هدف از خصوصی‌سازی بانک‌ها؛ کاهش بار بودجه‌ای دولت

    وی افزود: هدف از این تصمیم آن است که در ضمن افزایش رقابت و بهبود کارایی، دولت مجبور نباشد برای جبران زیان‌های بانک‌های دولتی از بودجه عمومی استفاده کند. به‌عنوان مثال، طبق گزارش دیوان محاسبات، تا پیش از خصوصی‌سازی، زیان بانک‌های دولتی سالانه به ۱۰ درصد بودجه کشور می‌رسید.

    تفاوت خصوصی‌سازی و بنگاه‌داری در بانک‌ها

    منصوری بیدکانی اظهار داشت: خصوصی‌سازی و بنگاه‌داری دو مقوله متفاوت‌اند که متأسفانه گاهی عمداً و گاهی سهواً در اقتصاد ایران خلط می‌شوند. بنگاه‌داری بانک‌ها به معنای ورود بانک‌ها به فعالیت‌های غیرمالی است؛ مانند سرمایه‌گذاری در املاک، خودروسازی یا پروژه‌های تجاری. این امر به‌ویژه در بانک‌هایی که در مالکیت نهادهای شبه‌دولتی‌اند، بسیار گسترده است. مثلاً فلان بانک زیرمجموعه بنیاد ایکس، نه تنها در اعطای تسهیلات، بلکه در پروژه‌های ساختمانی و صنعتی نیز سرمایه‌گذاری می‌کند.

    تمرکز بر دارایی‌های غیرمولد؛ ضربه به تولید ملی

    او افزود: اگرچه ظاهر فعالیت‌های غیربانکی ممکن است در ابتدا مطلوب به نظر برسد، اما در عمل باعث تمرکز منابع مالی بر فعالیت‌های غیرمولد، تشکیل حباب دارایی‌ها و کاهش نقدینگی در بخش تولید می‌شود. این یعنی حرکت بر خلاف شعار تولید ملی و درست نقطه مقابل این شعار.

    یادآوری یک هشدار مهم؛ انتقاد رهبری از بنگاه‌داری بانک‌ها

    وی خاطرنشان کرد: اینکه مقام معظم رهبری با صراحت فرمودند «بانک‌ها غلط می‌کنند که بنگاه‌داری می‌کنند»، اشاره‌ای جدی به ریشه یکی از اصلی‌ترین بحران‌های بانکی کشور دارد. اصلاح نظام بانکی و جلوگیری از تبدیل بانک‌ها به ابزار انباشت ثروت برای نهادهای خاص -که با خصوصی‌سازی واقعی در تضاد است-، مستلزم اصلاح انقلابی در ساختار مالکیت و حکمرانی است.

    شروط خصوصی‌سازی موفق در نظام بانکی

    این استاد اقتصاد دانشگاه تصریح کرد: خصوصی‌سازی موفق دو شرط اساسی دارد: اول، انتقال واقعی مالکیت به بخش خصوصی مستقل از دولت و در نتیجه مالکیت واقعی بخش خصوصی. دوم، نظارت مستقل و اجرای سخت‌گیرانه قوانین برای جلوگیری از انحراف منابع و فعالیت‌های پرریسک و محدود کردن فعالیت‌های غیرمرتبط.

    خلق نقدینگی و تورم از دل عملکرد بانکی

    منصوری بیدکانی در ادامه در خصوص تورم ناشی از عملکرد بانک‌ها گفت: اعطای تسهیلات به دارایی‌های غیرمولد، نقدینگی جدیدی خلق می‌کند که اگر بازگشت سرمایه نداشته باشد، به رشد پایه پولی و افزایش حجم نقدینگی منجر می‌شود و نهایتاً به تورم دامن می‌زند.

    او توضیح داد: زمانی که نرخ سود سپرده‌ها بالاتر از رشد واقعی اقتصاد باشد، پولِ در گردش سریع‌تر از تولید کالا و خدمات رشد کرده و تورم تقاضا ایجاد می‌شود.

    استقراض از بانک مرکزی؛ منشأ تشدید نقدینگی

    وی افزود: بارها هشدار داده‌ام که زیان انباشته و کسری نقدینگی در بانک‌های خصوصی، آن‌ها را به سمت استقراض از بانک مرکزی سوق می‌دهد. این اقدام، پایه پولی و رشد نقدینگی را افزایش می‌دهد و مستقیماً فشار تورمی ایجاد می‌کند.

    این استاد اقتصاد دانشگاه گفت: وقتی حتی هر دانشجوی اقتصاد سال دومی در مورد بدهی بانک‌ها و نقش آن بر تورم می‌داند که افزایش بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی یکی از مهم‌ترین محرک‌های رشد نقدینگی و تورم در ایران است. پرسش اینجاست، آیا سیاست‌گذاران اقتصادی نمی‌دانند؟

    منصوری بیدکانی اذعان داشت: معتقدم زیان انباشته بالا در بانک‌ها معمولاً منجر به اضافه برداشت از بانک مرکزی و خلق پول پرقدرت می‌شود. بانک‌های زیان‌ده برای جبران کسری نقدینگی، به استقراض از بانک مرکزی یا فروش دارایی‌های غیرمولد روی می‌آورند که این فرآیند عملاً پایه پولی و نقدینگی را افزایش می‌دهد و مستقیماً بر تورم اثرگذار است. این چرخه مخرب، به ویژه در شرایط فقدان نظارت مؤثر، تشدید می‌شود.

    هشدار درباره سرعت بالای تولید زیان انباشته در بانک‌ها

    او ادامه داد: شتاب گرفتن تولید زیان در این بانک‌ها، آن هم در مدت‌زمان کوتاه، یکی از خطرات مهم تورمی و بسیار نگران‌کننده است.

    منصوری بیدکانی افزود: سهم بطور متوسط ۲۷ درصدی زیان تولید شده در ۹ ماهه اول سال ۱۴۰۳ از کل زیان انباشته ۵ بانک و مؤسسه مالی و اعتباری خصوصی نشان می‌دهد که این بانک‌ها نه تنها برنامه اصلاحی مؤثری اجرا نکرده‌اند، بلکه بحران در حال عمیق‌تر شدن است و این امر می‌تواند ناشی از عواملی چون افزایش مطالبات غیرجاری، بنگاه‌داری زیان‌ده، ضعف کنترل‌های داخلی و رقابت ناسالم برای جذب منابع باشد.

    زیان انباشته بانک‌ها مصداق بحران ساختاری است

    وی گفت: وقتی در یک نمونه از صورت‌های مالی این بانک‌ها و مؤسسات مالی دیده می‌شود که در ۹ ماهه نخست سال ۱۴۰۳، زیان تولید شده، ۴۷.۷۸ درصد از کل زیان انباشته را شامل می‌شود، این یعنی تقریباً نیمی از زیان تاریخ فعالیت این بانک یا مؤسسه مالی در کمتر از یک سال اخیر رقم خورده است، این آمار نشان از بحران عمیق دارد که خود شاهدی است بر ورود به یک فاز بحرانی و شتاب‌گیری سریع مشکلات ساختاری و عملیاتی. چنین جهشی، هشدار جدی درباره ضعف مدیریت ریسک، افزایش مطالبات مشکوک‌الوصول یا حتی دستکاری ترازنامه برای پوشاندن بحران‌های پیشین است.

    او افزود: یا وقتی سه بانک خصوصی، هر سه، بین ۲۳ تا ۲۶ درصد از کل زیان انباشته‌شان را در ۹ ماهه منتهی به آذر ۱۴۰۳ تولید کرده‌اند مصداق واقعی بحران ساختاری در این بانک‌هاست. این آمار (مثلاً بانکی با تولید بیش از ۴۲۶ هزار میلیارد تومان زیان انباشته) که به راحتی در سامانه کدال و از صورت‌های مالی منتشر شده توسط خود این بانک‌ها قابل استخراج است بسیار معنادار بوده و نشان می‌دهد روند زیان‌دهی نه تنها متوقف نشده، بلکه بحران کماکان در حال تشدید است و بانک‌ها در کنترل این وضع کاملاً ناکام مانده‌اند.

    نمونه خارجی بحران بانکی؛ تجربه SVB آمریکا

    این اقتصاددان با اشاره به جریان ورشکستگی بانک سیلیکون‌ولی (SVB) که یک شرکت خدمات مالی و بانکداری در آمریکا بود و در سال ۱۹۸۲ تأسیس شده بود و در سال ۲۰۲۳ طی یک بحران مالی، ورشکستگی این بانک اتفاق افتاد و ظرف ۴۸ ساعت اعلام شد، گفت: در جریان ورشکستگی SVB که عمدتاً ناشی از ریسک نقدینگی، استراتژی نادرست سرمایه‌گذاری و هجوم سپرده‌گذاران بود، بانک مرکزی آمریکا با تأمین نقدینگی اضطراری تلاش کرد بحران را کنترل کند، اما ادامه دادن این اقدام از آنجا می‌توانست اثرات جانبی بر رشد نقدینگی و ثبات مالی داشته باشد، متوقف شد.

    وی تاکید کرد: تجربه SVB باید برای بانک‌های ما و بانک مرکزی درس عبرت باشد چرا که افزایش زیان بانک‌ها، ریسک هجوم سپرده‌گذاران و بحران نقدینگی را بالا می‌برد و مداخله بانک مرکزی برای تزریق نقدینگی، محرک ثانویه برای رشد نقدینگی و تورم است.

    ضرورت شفاف‌سازی مالکیت بانک‌ها

    او همچنین هشدار داد: عدم شفافیت در مالکیت و نبود نظارت مستقل، زمینه‌ساز فساد، تخصیص رانتی منابع و تشدید بحران‌های بانکی است. این ضعف‌ها موجب می‌شود این بانک‌ها بدون پاسخگویی، به فعالیت‌های پرریسک و غیرمولد خود ادامه دهند و زیان‌های خود را با خلق نقدینگی جبران کنند.

    منصوری بیدکانی تاکید کرد: شفاف‌سازی مالکیت بانک‌ها توأم با انتشار عمومی اسامی سهامداران در ذیل نظارت، اقتدار و استقلال بانک مرکزی جز واجبات حکمرانی بانکی محسوب می‌شود لذا به مسئولین سیاست گذاری و نظارت بانکی کشور هشدار می‌دهم که سرگذشت SVB برای سیستم بانکی ما نیز امکان پذیر است و دیر نیست که سپرده‌گذاران اعتماد خود را به سلامت بانک‌ها از دست دهند، و آنگاه سونامی برداشت سپرده‌ها رخ می‌دهد و سرنوشتی شوم حادث می‌شود.

    آستانه ورشکستگی: بی‌اعتمادی سپرده‌گذاران در سایه ناترازی بانکی

    وی ادامه داد: عامل دیگری که در نهایت فشار مضاعفی بر نقدینگی و تورم وارد می‌آورد ناترازی بانکی است. ناترازی به معنای ناهماهنگی میان دارایی‌ها و بدهی‌های بانک است. در این شرایط، بانک نمی‌تواند تعهدات خود را ایفا کند و سپرده‌گذاران دچار بی‌اعتمادی می‌شوند. نتیجه، هجوم به برداشت سپرده‌ها و تزریق اضطراری پول توسط بانک مرکزی است که به تورم بیشتر منتهی می‌شود. لذا ناترازی بانکی علاوه بر تورم، ایجاد ریسک ورشکستگی، کاهش اعتماد سپرده‌گذاران و افزایش هزینه تأمین مالی بانک‌ها را بالا می‌برد.

    این استاد اقتصاد برای توضیح این مساله گفت: بگذارید با زبان معلمی توضیح دهم. ناترازی همان آستانه ورشکستگی ترازنامه‌ای است و این یعنی وقتی که دارایی‌ها (مثل وام‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها) و بدهی‌ها (مثل سپرده‌های مردم و بدهی‌های بانک) با هم هماهنگ نباشند. این به این معنی است که بانک نتواند به اندازه کافی پول داشته باشد تا همه تعهدات خود را پرداخت کند. در این حالت مردم نگران پول خود می‌شوند و اعتماد مردم به بانک‌ها کاهش می‌یابد. در چنین شرایطی بانک‌ها ریسک ورشکستگی پیدا می‌کنند و احتمال دارد سپرده‌گذاران، سپرده‌هایشان را سریع برداشت کنند که به این حالت هجوم سپرده‌گذاران می‌گویند. در این شرایط، بانک مرکزی مجبور می‌شود برای جلوگیری از بحران، به بانک‌ها نقدینگی تزریق کند. این کار اگر زیاد و طولانی شود، باعث افزایش نقدینگی در اقتصاد و در نتیجه تورم می‌شود.

    تأکید بر نقش وام‌های معوق در بحران بانکی

    منصوری بیدکانی تأکید کرد: افزایش وام‌های معوق، توأم با تخصیص منابع و سرمایه‌گذاری در پروژه‌های غیرمولد و هزینه‌های بالای تأمین منابع مالی، ناترازی را در اقتصاد ایران تشدید کرده‌اند. حال اگر این بانک‌ها نتوانند تعهدات مالی‌شان را پرداخت کنند، عملاً ورشکسته قلمداد می‌شوند.

    ورشکستگی ترازنامه‌ای؛ وقتی که نقدینگی نیست!

    این استاد دانشگاه افزود: حتی اگر بانک دارایی کافی داشته باشد، اما به دلیل کمبود نقدینگی نتواند تعهدات جاری خود را پرداخت کند، عملاً درگیر ناترازی در ترازنامه‌ای شده و ورشکستگی عملی برای این بانک اتفاق افتاده است. بطور کلی در اقتصاد، ورشکستگی بانک‌ها معمولاً نتیجه ترکیبی از ریسک‌های مالی، نارسایی‌های نظارتی و شوک‌های کلان اقتصادی است.

    نقش استانداردهای بین‌المللی در کاهش ریسک

    منصوری بیدکانی در بخش پایان سخنان خود با اشاره به مقررات بازل (۱، ۲، ۳) که مجموعه‌ای از استانداردهای بین‌المللی نظارت بانکی هستند توضیح داد: این مقررات توسط کمیته بازل برای نظارت بانکی تدوین شده است و اهداف اصلی آن تقویت ثبات سیستم مالی جهانی و کاهش ریسک ورشکستگی بانک‌ها از طریق الزامات سرمایه‌ای و نظارتی است.

    وی نهایتاً گفت: اگرچه کمیته بازل فاقد هرگونه اقتدار رسمی فراملی برای نظارت بانکی است و ایران هم عضو رسمی این کمیته نیست، اما به عنوان یک معلم اقتصاد معتقدم بهتر است بانک مرکزی باید برخی از اصول و استانداردهای این کمیته را در نظام بانکی کشور جدی‌تر بگیرد تا ضمن تقویت اعتماد عمومی و محدود کردن ریسک‌ها بحران‌هایی مانند سال ۲۰۰۸ آمریکا در اقتصاد کشور ما تکرار نشود و اثر دومینویی ورشکستگی به جای نگذارد.

  • سفته بازی و بنگاه داری بانکها به تشدید تورم دامن زده است / عده‌ای با دسترسی به منابع بانکی و اعتبارات ارزان‌قیمت، سودهای غیرعادلانه کسب می‌کنند

    سفته بازی و بنگاه داری بانکها به تشدید تورم دامن زده است / عده‌ای با دسترسی به منابع بانکی و اعتبارات ارزان‌قیمت، سودهای غیرعادلانه کسب می‌کنند

    به گزارش اقتصادران، یک کارشناس بازار سرمایه با بیان اینکه نیازمند اعتمادسازی، شفافیت، ثبات اقتصادی و بهبود فضای سرمایه‌گذاری هستیم و تنها در این صورت می‌توان از استمرار چرخه معیوب اقتصادی جلوگیری و مسیر رشد و توسعه پایدار را هموار کرد، گفت: ورود مستقیم بانک مرکزی به سفته‌بازی، از طریق عرضه طلا با نرخ‌های بالا برای کسب سود و همچنین اخذ بهره از اضافه‌برداشت‌های بانکی، منجر به افزایش بی‌ثباتی در بازار و فشار بر بخش‌های مولد شده و علاوه بر آن ضعف در کنترل تعهدات ارزی صادرکنندگان و بازگشت ارز به چرخه اقتصادی کشور، کاهش ذخایر ارزی و بی‌ثباتی در بازار ارز را سبب شده است. همچنین تخصیص ارز به واردکنندگان نیز نیازمند شفافیت و نظارت بیشتر است تا از واردات کالاهای غیرضروری و سوءاستفاده از ارز توافقی جلوگیری شود.

    وی با برشمردن عوامل تشدید بحران اقتصادی و سفته‌بازی، عنوان کرد: شرایط تورمی و کاهش مستمر ارزش پول ملی، مردم را به سمت سرمایه‌گذاری در دارایی‌های با ارزش ثابت یا رو به رشد سوق داده و خریدهای مکرر و انباشت دارایی ها توسط افراد حقیقی و حقوقی، به‌ویژه در بخش مسکن، خودرو و طلا، موجب کاهش عرضه و افزایش قیمت‌ها شده است. بسیاری از املاک و خودروها به‌منظور حفظ سرمایه خریداری می‌شوند، بدون اینکه وارد بازار مصرف یا اجاره شوند و از سوی دیگر افزایش هزینه‌های تولید در بخش‌هایی مانند مسکن و خودرو نیز به رشد قیمت‌ها دامن زده است.

     

    بانکها به سمت سفته بازی در بخشهای طلا، ارز و مسکن و بنگاه داری روی آورده اند

    این کارشناس بازار سرمایه ادامه داد: با توجه به عملکرد معیوب بانک‌ها و سوءمدیریتشان، بانک‌ها با پرداخت سود یا نرخ بهره بالا، برای جبران این سودها به سمت سفته‌بازی در بخش‌هایی مانند طلا، ارز، مسکن و بنگاه‌داری روی آورده‌اند و این اقدام، خود به تشدید تورم و افزایش قیمت‌ها دامن زده و موجب شده سپرده‌گذاران بانکی از دست رفتن ارزش واقعی سپرده‌های خود را تجربه کنند. این روند نشان‌دهنده فساد و سوءمدیریت عمیق در نظام بانکی و ایجاد یک چرخه معیوب اقتصادی است که اگر اصلاح نشود، می‌تواند به بحران‌های گسترده‌تر اقتصادی منجر شود. همچنین، عده‌ای با دسترسی به منابع بانکی و اعتبارات ارزان‌قیمت، وارد بازارهای سرمایه‌ای شده و از طریق معاملات سفته‌بازانه، به تخریب بازار و کسب سودهای غیرعادلانه می‌پردازند.

     

    نقش بانک مرکزی در تشدید سفته‌بازی و بی‌ثباتی اقتصادی

    محمدی ورجوشانی نقش بانک مرکزی در تشدید سفته‌بازی و بی‌ثباتی اقتصادی، را موثر دانست و گفت: ورود مستقیم بانک مرکزی به سفته‌بازی، از طریق عرضه طلا با نرخ‌های بالا برای کسب سود و همچنین اخذ بهره از اضافه‌برداشت‌های بانکی، منجر به افزایش بی‌ثباتی در بازار و فشار بر بخش‌های مولد شده و علاوه بر آن ضعف در کنترل تعهدات ارزی صادرکنندگان و بازگشت ارز به چرخه اقتصادی کشور، کاهش ذخایر ارزی و بی‌ثباتی در بازار ارز را سبب شده است. همچنین تخصیص ارز به واردکنندگان نیز نیازمند شفافیت و نظارت بیشتر است تا از واردات کالاهای غیرضروری و سوءاستفاده از ارز توافقی جلوگیری شود.

     

    اگر شرایط تورمی نبود شرکت‌های زیان ده مشمول انحلال می‌شدند

    وی با بیان اینکه بسیاری از شرکت‌های زیان‌ده به‌جای اصلاح ساختاری، از افزایش سرمایه از محل تجدید ارزیابی دارایی‌ها برای خروج از ماده ۱۴۱ قانون تجارت استفاده می‌کنند، اظهارداشت: اگر شرایط تورمی وجود نداشت، این شرکت‌ها به دلیل زیان انباشته، مشمول انحلال و ورشکستگی می‌شدند.

     

    محمدی ورجوشانی ضمن تاکید بر ضرورت توجه به اصلاح نظام بودجه‌ریزی و بهبود بهره‌وری در مصرف منابع و افزایش شفافیت و نظارت فراگیر، یادآور شد: در این راستا نیاز به ایجاد بهره‌وری در کلیات بودجه کل کشور، به‌ویژه در بخش مصارف، امری ضروری است. تخصیص بهینه منابع و حذف هزینه‌های غیرضروری و ناکارآمد، نقش مهمی در مدیریت تورم و رشد اقتصادی دارد. همچنین افزایش شفافیت مالی در بودجه‌بندی و نظارت دقیق بر نحوه هزینه‌کرد منابع عمومی، از مهم‌ترین گام‌ها برای جلوگیری از فساد و سوءمدیریت است.

     

    ضرورت اصلاح بازار سرمایه و صندوق‌های سرمایه‌گذاری

    وی اصلاح بازار سرمایه و صندوق‌های سرمایه‌گذاری را اقدام ضروری دیگر پیش روی سیاستگذاران اقتصادی کشور برشمرد و اضافه کرد: باید بهبود عملکرد و شفافیت صندوق‌های توسعه و تثبیت بازار سرمایه در راستای حمایت از بازار سرمایه و جلوگیری از افت‌های ناگهانی، در دستور کار قرار گیرد. برای بهبود عملکرد و شفافیت این صندوق‌ها جلوگیری از سوءاستفاده از منابع این صندوق‌ها برای منافع خاص، بسیار مهم است. همچنین باید نظارت دقیق بر فعالیت صندوق‌های اهرمی و سهامی انجام شود تا از ایجاد نوسانات کاذب در بازار جلوگیری شود. شفاف‌سازی عملکرد این صندوق‌ها و افزایش شفافیت اطلاعات برای سرمایه‌گذاران نیز ضروری است.

     

    هشدار نسبت به ضرورت نظارت بر معاملات صندوق‌های طلا برای جلوگیری از نوسانات شدید قیمتی

    به گفته محمدی ورجوشانی، کنترل دقیق بر معاملات صندوق‌های طلا به‌منظور جلوگیری از سفته‌بازی و نوسانات شدید قیمتی اهمیت بالایی دارد تا از سوءاستفاده‌های احتمالی جلوگیری و بازدهی منطقی برای سرمایه‌گذاران تضمین شود. در این راستا، کنترل اعتبارات روزانه صنعت کارگزاری موضوعی مهم است. باید نظارت و کنترل بیشتر بر تخصیص اعتبارات روزانه کارگزاری‌ها برای جلوگیری از تخریب بازار و ایجاد نوسانات کاذب صورت گیرد و شفاف‌سازی فرآیندهای مالی و نظارتی در صنعت کارگزاری برای ارتقاء سلامت بازار در دستور کار باشد.

    این کارشناس اقتصادی با تاکید بر ضرورت استفاده از ابزارهای مالیاتی برای کنترل بازار و هدایت نقدینگی، مالیات بر دارایی‌های غیرمولد را یکی از این نکات دانست و گفت: در این راستا باید اعمال مالیات بر املاک و خودروهای بلااستفاده برای کاهش انگیزه احتکار و اخذ مالیات از خانه‌های خالی و خودروهایی که ثبت‌نام شده اما به بازار مصرف وارد نمی‌شوند مورد توجه قرار گیرد. در حوزه مالیات بر عایدی سرمایه (CGT) نیز باید « اعمال مالیات بر سود حاصل از خرید و فروش مکرر دارایی‌هایی مانند مسکن، خودرو، طلا و ارز» و «کاهش انگیزه برای نگهداری و سفته‌بازی در این بازارها» در دستور کار قرار گیرد. مالیات بر درآمدهای حاصل از سفته‌بازی با هدف اعمال مالیات‌های سنگین بر سودهای حاصل از فعالیت‌های سفته‌بازانه، به‌خصوص در بازار طلا و ارز با کنترل و نظارت آنلاین حسابهای بانکی و استفاده از درآمدهای مالیاتی برای حمایت از بخش‌های تولیدی و مولد نیز ضرورت دارد.

     

    استفاده از ابزارهای مالیاتی هدفمند، می‌تواند سفته‌بازی را کنترل کند

    وی با بیان اینکه اجرای سیاست‌های اصلاحی و نظارتی در حوزه‌های بانکی، ارزی، بودجه‌ای، مالیاتی و بازار سرمایه، می‌تواند نقش مؤثری در کاهش سفته‌بازی، کنترل تورم، و هدایت نقدینگی به بخش‌های مولد ایفا کند.، یادآورشد: ایجاد شفافیت در تخصیص ارز، نظارت بر صندوق‌های سرمایه‌گذاری و اصلاح نظام بودجه‌ریزی، از مهم‌ترین اقدامات برای بهبود شرایط اقتصادی است. استفاده از ابزارهای مالیاتی هدفمند، نیز نه‌تنها می‌تواند سفته‌بازی را کنترل کند بلکه می‌تواند به تأمین منابع مالی برای توسعه و حمایت از تولید نیز کمک کند. موفقیت این سیاست‌ها نیازمند اعتمادسازی، شفافیت، ثبات اقتصادی و بهبود فضای سرمایه‌گذاری است. تنها در این صورت می‌توان از استمرار چرخه معیوب اقتصادی جلوگیری و مسیر رشد و توسعه پایدار را هموار کرد.

  • بانک‌ها پول ملت را به ارز تبدیل می کنند و در کشورهای دیگر سرمایه گذاری می کنند!

    بانک‌ها پول ملت را به ارز تبدیل می کنند و در کشورهای دیگر سرمایه گذاری می کنند!

    به گزارش اقتصادران فاطمه مقصودی به ضرورت خروج بانک ها از بنگاه داری اشاره کرد و گفت: این موضوع که بانک‌ها به سمت بنگاه داری می روند یک واقعیت بوده و با استفاده از سپرده گذاری مردم در بانک ها برای چند برابر کردن سرمایه‌های خود به بنگاه داری روی آوردند که باید جلوی این کار گرفته می شد.

    عضو هیات رئیسه مجلس افزود: در حال حاضر بسیاری از بانک‌ها به خروج از بنگاه داری تمکین نمی‌کنند، به ویژه بانک های خصوصی به این موضوع اهمیت چندانی نمی دهند و شاهد سرمایه گذاری برخی از بانکها در سایر کشورها هستیم؛ پول ملت را به ارز تبدیل می کنند و در کشورهای دیگر مثل دبی و کشورهای حاشیه خلیج فارس سرمایه گذاری می کنند.

    سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس گفت: بسیاری از بانک ها ملک و املاک و شرکت های آنچنانی با درآمدهای هنگفت دارند؛ لذا معتقدم نهادهای نظارتی، دولت و مجلس باید ورود جدی به بنگاه داری بانک ها به ویژه بانک های خصوصی داشته باشند تا از گسترش این موضوع گرفته شود.

    این نماینده مردم در مجلس بیان کرد: بنگاه داری بانک ها باعث ایجاد تورم می شود که نارضایتی مردم را به دنبال دارد، بانک ها باید اموال مازاد خود را بفروشند و پول را به چرخه اقتصاد کشور وارد کنند؛ متاسفانه مولدسازی هم اجرایی نشده است و بانک ها این کار را انجام نداده اند.

    عضو هیات رئیسه مجلس با بیان اینکه مهم تر از وضع قانون، اجرا و نظارت بر قوانین است عنوان کرد: وقتی بانک ها ساختمان های آنچنانی دارند و با قیمت های هنگفتی به اجاره می دهند؛ تورم را رقم می زنند، به نحوی در نرخ گذاری بازار تاثیر گذاشته اند و زمینه را برای چند برابر کردن اجاره بها فراهم می کنند.

  • کار برخی از بانک‌ها از بنگاه‌داری گذشته و به دلالی رسیده است!

    کار برخی از بانک‌ها از بنگاه‌داری گذشته و به دلالی رسیده است!

    به گزارش اقتصادران، نقش کلیدی بانک‌ها در اقتصاد کشور انکار ناپذیر است و از سویی ضرورت‌های اقتصادی کشور ایجاد می‌کند بانک‌ها از بنگاه‌داری فاصله گرفته و به سمت حمایت از تولید بروند. خروج از بنگاه‌داری فرصتی برای بانک‌هاست تا با آزاد شدن منابع دارایی‌های منجمد، آن‌ها را در راستای برنامه توسعه هفتم و رونق اقتصادی و رشد تولید هدایت کرد. اما برای رسیدن به این مهم دولت و نظام بانک‌داری چه وظایفی دارند؟

    پول ارزان مانند رانت است

    حسین سلاح‌ورزی، فعال اقتصادی بیان کرد: ما در کشوری زندگی می‌کنیم که دست کم در چهار دهه اخیر نرخ بهره حقیقی در آن منفی است به عبارتی که تورم همیشه فاصله معناداری با نرخ بهره دارد، لذا اساسا هر پول ارزان به مثابه یک نوع رانت عمل می‌کند و سازوکار‌های بازپس‌گیری تسهیلات هم در این سال‌ها به شکلی بوده که متخلفین و بدحساب‌ها را به نوعی تشویق می‌کرده است. به این صورت که تسهیلات یا وام‌هایی را گروه‌ها و افرادی می‌گرفتند که نرخ بهره آن حداقل نصف میزان تورم کشور بوده و حتی با احتساب جریمه هم باز پس دادنش اقتصادی نبوده است؛ لذا ما شاهد قصور در پرداخت بدهی قابل توجه تسهیلات بانکی بودیم. وی افزود: از نقطه نظر دیگر هم بانک‌ها به خصوص بانک‌های خصوصی خودشان به مثابه بنگاه عمل می‌کنند.

    بانک‌ها اگر قرار باشد سپرده‌های سپرده‌گذاران و منابع سهامداران را خیلی پایین‌تر از نرخ تورم کشور در قالب تسهیلات اعطا کنند، عملاً خیلی زود همه بانک‌ها تبدیل به بانک‌های ورشکسته می‌شوند؛ لذا در تمام این سال‌ها بانک‌ها سعی کردند که در کنار ارائه خدمات بانکی، مجموعه فعالیت‌های اقتصادی را انجام بدهند که از ورشکستگی فرار کنند. این از قبل هم وجود داشته و البته در بعضی موارد هم این فعالیت‌ها به سمت فعالیت‌های دلالی رفته است که اثرات مخرب هم بر جا گذاشته است به خاطر همین قانونگذار سعی کرد چنین فعالیت‌هایی را برای بانک‌ها ممنوع کند.

    نرخ بهره متناسب با نرخ تورم شود / رقابت بانک‌ها با بخش خصوصی خطرناک است

    رئیس سازمان ملی کارآفرینی ادامه داد: اگر بانک‌ها بخواهند منابعی که در اختیارشان است را صرف فعالیت‌های شرکت‌های خودشان کنند، ولو اینکه در جهت تولید یا هر چیز دیگری باشد، این اسمش رقابت با بخش خصوصی است و خطرناک است. یعنی منابع در جهت پروژه‌ها و شرکت‌های خودشان می‌رود و از سمت دیگر تامین مالی پروژه‌های بخش خصوصی با مشکل مواجه می‌شود. این هم از تبعات قیمت‌گذاری دستوری است. مادامی که به بانک‌ها تکلیف شود منابع را با نرخ ۳۰ درصد تجهیز کند و بعد اجبارش کنند که آن منابع را با نرخ ۲۳ درصد یا حتی پایین‌تر پرداخت کند، بانک اجبارا زیانی را تقبل می‌کند و برای جبران زیان مجبور است که یا بنگاه‌داری کند یا کار تجاری کند؛ لذا دولت و سیاست‌گذار باید اولا تمام توان خود را مصروف و معطوف این کند که تورم را در کشور کنترل کند، بعد همزمان با کنترل تورم اجازه دهد که نرخ بهره متناسب با نرخ تورم باشد.

    در این شرایط به نظر می‌رسد بانک‌ها هم انگیزه‌ای برای بنگاه‌داری نخواهند داشت و بیشتر دنبال خدمات بانکداری بروند. سلاح‌ورزی در مورد دیدگاه‌های وزیر اقتصاد در خصوص اینکه بانک‌ها به جای بنگاه‌داری بنگاه‌سازی کنند، هم تاکید کرد: نظر درستی است. وظیفه اصلی بانک‌ها بنگاه داری نیست بلکه بانکداری، خدمات بانکی و کمک به ایجاد، تاسیس و توسعه بنگاه‌هاست یا همان فرمایش آقای همتی مبنی بر بنگاه‌سازی بانک‌ها. منتها باید از نظر مداخله و نرخ دستوری پول به شکلی نباشد که فاصله قابل توجهی بین قیمت تمام شده پول در بانک و نرخ تجهیز یا در واقع سود تسهیلاتی که اعطا می‌کنند، باشد. الان یکی از اصلی‌ترین مشکلات کشور در سیستم بانکی تسهیلات تکلیفی است که بانک منابع خود را با ۳۰ درصد تجهیز می‌کند و به شکل دستوری به آن گفته می‌شود این تسهیلات را در قالب وام ازدواج یا فرزندآوری با نرخ ۱۵ درصد پرداخت کند اینها عملاً باعث می‌شود که بانک از نظر درآمد هزینه‌ای و از نظر ورودی دچار اختلال و مشکل شود و لذا اساساً فلسفه وجودی و موجودیت بانک زیر سوال می‌رود.

  • بی مسئولیتی بانک‌ها در پرداخت تسهیلات / بانک‌ها به مردم وام مسکن نمی دهند اما ارزش دارایی های ملکی خودشان ۵۰۰ هزار میلیارد تومان است

    بی مسئولیتی بانک‌ها در پرداخت تسهیلات / بانک‌ها به مردم وام مسکن نمی دهند اما ارزش دارایی های ملکی خودشان ۵۰۰ هزار میلیارد تومان است

    به گزارش اقتصادران، مسکن از اسفندماه سال گذشته با افزایش قیمت رو به رو شده است و تداوم این روند تا به امروز موجب دلسرد شدن بسیاری از مستأجران شد و با رشد مجدد قیمت مسکن در ابتدای امسال همراه با نزدیک شدن به فصل جا به جایی آنها موجب تشدید کابوس کرایه نشین‌ها شد؛ زیرا با تداوم افزایش قیمت مسکن نرخ‌های پیشنهادی اجاره بها با میزان قدرت پرداختی مردم، فاصله گرفت.

    بر همین اساس تداوم گرانی موجب به حاشیه رانده‌شدن مستأجران و کوچ آنها به شهرهای کوچک کلان‌شهرها و مراکز استان‌ها شده و از سوی دیگر به‌علت هزینه‌های سنگین اجاره‌بها، فرصت پس‌انداز برای خرید مسکن را از کرایه نشین‌ها گرفته است. البته از سوی دیگر رشد مداوم و پی‌درپی رهن سالیانه، مستأجران را در باتلاق وام، قسط و بدهی غرق کرده است.

    گفتنی است که تداوم گرانی مسکن و عدم تناسب تورم مسکن با درآمد خانوار موجب شده، مدت انتظار برای خانه‌دار شدن به‌شدت افزایش یابد.

    مدت زمان انتظار برای خرید مسکن تهران به بیش از یک قرن رسید

    در همین راستا، عبدالجلال ایری سخنگوی کمیسیون عمران مجلس با اشاره به چالش‌های مستأجران تهرانی در برابر گرانی مسکن گفت: مدت زمان انتظار برای خرید مسکن تهران به بیش از یک قرن رسیده است و با توجه به گزارش مرکز آمار خانواده‌های شهری به صورت میانگین بیش از ۴۰ درصد درآمد خودشان را صرف هزینه‌های تأمین مسکن می‌کنند که این آمار در کلانشهرها به ویژه تهران به مراتب بسیار بالاتر است.

    او می‌گوید: بی مسئولیتی بانک‌ها در پرداخت تسهیلات و نبود اهتمام کافی در دستگاه‌های متولی برای به حرکت در آوردن بانک‌ها و تکمیل پروژه‌ها در کنار تورم فزاینده وضعیت نامناسبی را ایجاد کرده و به نظر می‌رسد یکی از راه حل‌ها برون رفت از چنین شرایطی رونق عمودی سازی و واگذاری زمین به مردم باشد.

    بنگاه‌داری بانک‌ها به جای پرداخت تسهیلات

    کم‌کاری عملکرد بانک‌ها در زمینه عدم اعطای انواع تسهیلات، به‌ویژه مسکن مشهود است، زیرا بانک‌ها به‌جای انجام وظیفه خود به بنگاه‌داری مشغول هستند. حضور پررنگ بانک‌ها در بنگاه‌داری و الخصوص در بخش زمین و مسکن از دهه‌های اخیر شکل گرفته و همچنان نیز ادامه دارد، به طوری که از سال‌های گذشته بر خروج از بنگاه‌داری بانک‌ها تأکیدات ویژه‌ای شده است.

    همچنین، خروج بانک‌ها از بنگاه‌داری یکی از مطالبات مهم مقام معظم رهبری است که ایشان در ادوار مختلف به آن تأکید کرده است، البته دولتمردان هم بر منطقی بودن این مطالبه اذعان داشته و دارند. گفتنی است که تا کنون این مطالبه محقق نشده است.

    لازم به ذکر است که رهبر معظم انقلاب اسلامی در سال ۱۳۷۶ فرمودند؛ «برای ربا دادن بانک‌ها کلاه شرعی درست نکنید»، همچنین ایشان در سال ۱۳۹۷ هم در این زمینه فرمودند که «جلوی بنگاه‌داری بانک‌ها را بگیرید.»

    بنگاه‌داری بانک‌ها سال‌ها است که مورد انتقاد بخش‌های مختلف قرار دارد و عده زیادی از کارشناسان اقتصادی معتقدند که باید فعالیت‌های بانک‌ها از شرکت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی جدا شود، زیرا بانک‌ها باید به بانک‌داری و تأمین منابع فعالان اقتصادی مشغول باشند نه اینکه مستقیماً به مسئله بنگاه‌های اقتصادی ورود کنند.

    بانک‌ها رغبتی به پرداخت وام مسکن ندارند

    سید منصور غیبی کارشناس بازار مسکن  با بیان اینکه نظام بانکی کشور در حال‌حاضر با ناترازی بسیار بالایی مواجه است، بر همین اساس نسبت به اعطای تسهیلات برای ساخت مسکن امتناع می‌کنند، گفت: دولت باید ملک‌هایی که در اختیار نهادهای دولتی به‌ویژه بانک‌ها است را به بازار مسکن تزریق کند، تا میزان زمین – مسکن و عرضه و تقاضا تعادل داشته باشد. البته بانک‌ها در حوزه مسکن وام نمی‌دهند، زیرا با توجه به کاهش نرخ سود وام مسکن از ۲۳ درصد به ۱۸ درصد رغبت بانک‌ها را برای سرمایه گذاری در حوزه ملک و آپارتمان را کاهش داده است.

    این کارشناس مسکن با بیان اینکه بانک‌ها بنگاه‌داری می‌کنند، ادامه داد: طی یک دهه اخیر بانک‌ها به سپرده مشتریان خود تا متوسط ۳۰ درصد سود بانکی دادند و با سپرده‌ها حجم زیادی ملک و املاک خریداری کردند، این روند نقطه عطفی برای گرانی مسکن بود، به عبارت دیگر سیاست گران شدن ملک در پی خرید مسکن توسط بانک‌ها در کشور شکل گرفت.

    وی تاکید کرد: طبق آمار رسمی سایت کودال منتهی به سال ۱۳۹۹، در داخل ایران حدود ۳۷ میلیون متر مربع دارایی زمین و ملک آپارتمان‌های بانک‌ها است، در انتهای سال ۱۳۹۳ بر اساس ماده ۶۷ قانون رفع موانع ارتقای نظام مالی، بانک‌ها مقرر شدند تا در سه سال و طی هر سال ۳۳ درصد دارایی‌های خود را از جمله ملک، زمین و مازاد را واگذار کنند، که در زمینه هیچ اتفاقی رخ نداد.

    این کارشناس بازار مسکن ادامه داد: علاوه بر ناترازی که هم‌اکنون در بازار مسکن به چشم می‌خورد، یک ناترازی دیگر در عملکرد بانک‌ها به‌ویژه بانک مرکزی وجود دارد که اخیراً رئیس بانک مرکزی هم در راستای تسهیلات مسکن اعلام کرد که اگر تسهیلات بخش مسکن را پرداخت کنیم، تورم‌زا خواهد بود.

    غیبی یادآور شد: در حال حاضر بیشتر پاساژهای نوساز توسط بانک‌ها انجام می‌شود، در نتیجه بنگاه داری بانک‌ها موجب آسیب رسیدن به بازار مسکن خواهد شد. دولت نباید در حوزه مسکن شعاری برخورد کند و باید آنچه که با واقعیت تطابق را مورد بررسی قرار دهد، عوامل ناترازی در حوزه بازار مسکن را شناسایی کند تا این بازار به سمت رونق جهش یابد.

    ارزش دارایی‌های ملکی بانک‌ها ۵۰۰ همت است

    فرشید ایلاتی کارشناس بازار مسکن با بیان اینکه طبق آخرین آمار ارزش دارایی ملکی بانک‌ها ۵۰۰ هزار میلیارد تومان است، اظهار کرد: بنگاه‌داری بانک‌ها تنها به حوزه مسکن ختم نمی‌شود، زیرا بانک‌ها در زمینه تجارت و بازرگانی نیز بنگاه‌داری می‌کنند. البته طبق آخرین آمار به نظر می‌رسد ارزش دارایی‌های ملکی بانک‌ها بیشتر از ۵۰۰ همت باشد.

    وی با اشاره به اینکه طبق قانون بانک‌ها باید دارایی‌های ملکی خود را به فروش برسانند، افزود: در زمینه فروش ملک و املاک، برخی بانک‌ها ادعا کردند که این اموال مورد نیاز بانک است و برخی دیگر از بانک‌ها نیز ادعاهایی از جمله اینکه «مشتری در مزایده برای اموال پیدا نشد» عنوان کردند، البته تعدادی هم به مازاد بودن این املاک اشاره داشتند و اعلام کرده‌اند که این اموال به‌صورت کامل تحت مالکیت بانک‌ها قرار ندارد.

    ایلاتی تاکید کرد: حضور پررنگ بانک‌ها در بنگاه‌داری و مخصوصاً در بخش زمین و مسکن در حالی همچنان ادامه دارد که از سال‌های قبل بر خروج از بنگاه‌داری بانک‌ها تأکید زیادی شده است. نکته قابل توجه آنکه بانک‌ها در زمینه اعطای تسهیلات عملکرد قابل قبولی نداشتند، بر همین اساس برای حفظ و ارتقا ترازنامه خود و ارائه پشتوانه به بانک مرکزی مجبور به خرید ملک و املاک هستند.

    وی ادامه داد: از سویی دیگر در زمینه فروش و اموال ملکی بانک‌ها اراده‌ای وجود ندارد؛ به عنوان مثال ارزش یک ملک بانکی سال گذشته ۱۰۰ میلیارد تومان بود، اما در سال جاری بر اساس تجدید ارزیابی ارزش همان ملک ۱۵۰ میلیارد تومان برآورد می‌شود و به عبارت دیگر ۵۰ میلیارد تومان ارزش یک ملک که تحت تصرف بانک است، افزایش یافته است. همچنین از سوی دیگر بانک اگر تسهیلاتی داده باشد، اما مشکوک‌الوصول شده، بانک از سود این افزایش ملک برای جبران چالش‌های وامی خود استفاده می‌کند، در نتیجه بانک‌ها تمایلی ندارند تا ملک و املاک خود را از سبد ترازنامه و دارایی‌هایشان حذف کنند.

  • بانک‌ها باید به فکر بانکداری باشند نه بنگاه‌داری!

    بانک‌ها باید به فکر بانکداری باشند نه بنگاه‌داری!

    به گزارش اقتصادران، یک کارشناس بازار مسکن با بیان اینکه طبق آخرین آمار ارزش دارایی‌های ملکی بانک‌ها ۵۰۰ هزار میلیارد تومان برآورد شده است، گفت: بانک‌ها برای حفظ ترازنامه‌هایشان تمایلی به فروش این اموال ندارند.

    فرشید ایلاتی کارشناس بازار مسکن  با بیان اینکه طبق آخرین آمار ارزش دارایی ملکی بانک‌ها ۵۰۰ هزار میلیارد تومان است، اظهار کرد: بنگاه‌داری بانک‌ها تنها به حوزه مسکن ختم نمی‌شود، زیرا بانک‌ها در زمینه تجارت و بازرگانی نیز بنگاه‌داری می‌کنند. البته طبق آخرین آمار به نظر می‌رسد ارزش دارایی‌های ملکی بانک‌ها بیشتر از ۵۰۰ همت باشد.

    وی با اشاره به اینکه طبق قانون بانک‌ها باید دارایی‌های ملکی خود را به فروش برسانند، افزود: در زمینه فروش ملک و املاک، برخی بانک‌ها ادعا کردند که این اموال مورد نیاز بانک است و برخی دیگر از بانک‌ها نیز ادعاهایی از جمله اینکه «مشتری در مزایده برای اموال پیدا نشد» عنوان کردند، البته تعدادی هم به مازاد بودن این املاک اشاره داشتند و اعلام کرده‌اند که این اموال به‌صورت کامل تحت مالکیت بانک‌ها قرار ندارد.

    وی ادامه داد: از سویی دیگر در زمینه فروش و اموال ملکی بانک‌ها اراده‌ای وجود ندارد؛ به عنوان مثال ارزش یک ملک بانکی سال گذشته ۱۰۰ میلیارد تومان بود، اما در سال جاری بر اساس تجدید ارزیابی ارزش همان ملک ۱۵۰ میلیارد تومان برآورد می‌شود و به عبارت دیگر ۵۰ میلیارد تومان ارزش یک ملک که تحت تصرف بانک است، افزایش یافته است. همچنین از سوی دیگر بانک اگر تسهیلاتی داده باشد، اما مشکوک‌الوصول شده، بانک از سود این افزایش ملک برای جبران چالش‌های وامی خود استفاده می‌کند، در نتیجه بانک‌ها تمایلی ندارند تا ملک و املاک خود را از سبد ترازنامه و دارایی‌هایشان حذف کنند.

     خروج بانک‌ها از بنگاه‌داری یکی از مطالبات مهم مقام معظم رهبری است که ایشان در ادوار مختلف به آن تأکید کرده است، البته دولتمردان هم بر منطقی بودن این مطالبه اذعان داشته و دارند. گفتنی است که تا کنون این مطالبه محقق نشده است.

    لازم به ذکر است که رهبر معظم انقلاب اسلامی در سال ۱۳۷۶ فرمودند؛ «برای ربا دادن بانک‌ها کلاه شرعی درست نکنید»، همچنین ایشان در سال ۱۳۹۷ هم در این زمینه فرمودند که «جلوی بنگاه‌داری بانک‌ها را بگیرید.»

    بنگاه‌داری بانک‌ها سال‌ها است که مورد انتقاد بخش‌های مختلف قرار دارد و عده زیادی از کارشناسان اقتصادی معتقدند که باید فعالیت‌های بانک‌ها از شرکت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی جدا شود، زیرا بانک‌ها باید به بانک‌داری و تأمین منابع فعالان اقتصادی مشغول باشند نه اینکه مستقیماً به مسئله بنگاه‌های اقتصادی ورود کنند.

    ایلاتی تاکید کرد: حضور پررنگ بانک‌ها در بنگاه‌داری و مخصوصاً در بخش زمین و مسکن در حالی همچنان ادامه دارد که از سال‌های قبل بر خروج از بنگاه‌داری بانک‌ها تأکید زیادی شده است. نکته قابل توجه آنکه بانک‌ها در زمینه اعطای تسهیلات عملکرد قابل قبولی نداشتند، بر همین اساس برای حفظ و ارتقا ترازنامه خود و ارائه پشتوانه به بانک مرکزی مجبور به خرید ملک و املاک هستند.

  • بنگاه‌داري بانك‌ها، کار دستشان داد!

    بنگاه‌داري بانك‌ها، کار دستشان داد!

    به گزارش اقتصادران، ولي‌الله سيف، رييس اسبق بانك مركزي به بررسي بنگاه‌داري بانك‌ها و عنوان كرد كه ناترازي بانك‌ها، عاملي است كه به بنگاه‌داري بانك‌ها ختم مي‌شود. سيف با حضور در برنامه تلويزيوني «پايش» درباره تاثير ناترازي بانك‌ها بر ايجاد تورم توضيح داد: «ناترازي بانك‌ها آثار قابل‌توجهي در ساير بخش‌هاي اقتصاد دارد كه يكي از مهم‌ترين آنها تورم‌هاي بلندمدت است. كنترل نقدينگي، اقدامي اساسي براي مهار تورم است. در سال‌هاي 1395 و 1396، زماني كه تورم براي دو سال متوالي تك‌رقمي شد، كنترل نقدينگي نقش كليدي در اين موفقيت داشت. كاهش تورم همچنين به ساماندهي موسسات مالي غيرمجاز و نظارت بر بانك‌هاي خصوصي به دست آمد.» رييس اسبق بانك مركزي در ادامه دلايل ناترازي بانك‌ها را برشمرد و گفت: «يكي از دلايل ناترازي بانك‌ها، مدل درآمد و هزنيه بانك‌هاست كه زيان‌آور است. بانك مركزي، نرخ مجاز تسهيلات بانكي را محدود كرده است، از طرف ديگر نرخ سود به سپرده‌گذار را بيشتر كرده است؛ يعني معدل قيمت تمام‌شده جهيزشده منابع بالاتر از متوسط بازدهي تسهيلات اهدايي است. اين به معناي زيان است. بنابراين بانك‌ها نمي‌توانند سود عملياتي بدهند؛ ولي ترازنامه‌ها نشان از سود عملياتي دارند. اين سودها واقعي نيستند كه يا از فعاليت‌هاي غيرعملياتي حاصل شده‌اند يا از ارزشيابي مجدد دارايي‌ها به وجود آمده‌اند. به هر طريق، نتيجه اين سودها، نقدينگي است.»

    اين استاد دانشگاه زيان‌دهي بانك‌ها را از دلايل ناترازي آنها دانست و بيان كرد: «ناترازي بانك‌ها نتيجه انباشت بدهي‌هاست. در حال حاضر، بدهي‌هاي نظام بانكي از دارايي‌ها پيشي گرفته است. علاوه بر اين، نقدينگي خروجي از بانك‌ها بيشتر از نقدينگي ورودي است كه اين مساله، وابستگي آنها به منابع بانك مركزي را افزايش داده است. اين وابستگي در نهايت به رشد نقدينگي و تورم دامن مي‌زند. بنابراين، رفع ناترازي بايد در صدر اصلاحات اقتصادي قرار گيرد و اين امر مستلزم يك برنامه منسجم و دقيق است.»

    ناترازي، ريشه اصلي مشكلات بانك‌ها

    سيف همچنين گفت: «ريشه اصلي مشكلات بانك‌ها، ناترازي است و براي حل آن بايد مدل كسب‌وكار بانك‌ها اصلاح شود تا آنها براي جبران كسري‌هاي خود به فعاليت‌هاي غيرمرتبط مانند بنگاه‌داري روي نياورند. اگرچه بانك‌ها تحت حسابرسي قرار مي‌گيرند، اما اين حسابرسي‌ها به اندازه كافي دقيق نيستند. استفاده از روش‌هاي پيشرفته‌تر مانند حسابرسي AQR مي‌تواند تصوير دقيقي از وضعيت بانك‌ها ارايه دهد و راه‌حل‌هاي مناسبي براي تثبيت وضعيت آنها پيشنهاد كند. بنابراين بانك مركزي بايد ابزارهاي نظارتي دقيق‌تري را به كار بگيرد.» رييس اسبق بانك مركزي درباره دلايل بنگاه‌داري بانك‌ها توضيح داد: «بانك‌ها به دلايل مختلفي به سراغ بنگاه‌داري رفته‌اند كه برخي از اين دلايل به انتخاب خودشان هم نبوده است. اخيرا وزير محترم اقتصاد در مصاحبه‌اي بيان كرد كه 53درصد از خصوصي‌سازي‌ها، تسويه ديون است. عمده اين ديون نظام بانكي به‌خاطر واگذاري‌هاي شركت‌هاي دولتي ايجاد شده است. يعني بانك‌ها به‌علت تسويه بدهي دولت مجبور به بنگاه‌داري شده‌اند و خود دولت اين مسير را براي آنها مشخص كرده است.» او در ادامه ذكر دلايل بنگاه‌داري بانك‌ها افزود: «بين ويژگي‌هاي منابع نظام بانكي و بازار پول و منابعي كه در بازار سرمايه وجود دارد، تفاوت وجود دارد. ماهيت منابع بانكي، كوتاه‌مدت بودن است. اين منابع كوتاه‌مدت نمي‌تواند در مصارف بلندمدت بنگاه‌داري استفاده شود. بنابراين هر ميزان از منابع نظام بانكي كه درگير بنگاه‌داري است، بايد آزاد شود. بانك‌ها هم مكلف هستند طبق گفته وزير اقتصاد تا آخر امسال بنگاه‌داري را جمع كنند. از طرف ديگر بايد از آنها هم حمايت شود. هرچقدر اين فرايند شفافيت بيشتري داشته باشد، آثار مثبت بيشتري دارد.»

    رابطه مستقيم ناترازي و بنگاه‌داري

    اين استاد دانشگاه در پاسخ به اين پرسش كه آيا ميان ناترازي بانك‌ها و بنگاه‌داري آنها، رابطه‌اي وجود دارد، گفت: «يك رابطه مستقيم ميان بنگاه‌داري بانك‌ها و ناترازي آنها وجود دارد. بخشي از اين ناترازي مربوط به نقدينگي و نقدينه‌خواهي و صرف منابع بانكي در مصارف بلندمدت است. هرچقدر منابع در مصارف بلندمدت‌تر به‌كار گرفته شود، نقدينه‌خواهي بانك‌ها از بانك مركزي افزايش مي‌يابد و لذا نقدينگي هم رشد مي‌كند و نمي‌توان جلوي رشدش را گرفت. بانك مركزي هم تلاش‌هاي لازم را انجام مي‌دهد؛ اما نياز به حمايت دارد.» او در توضيح مسير حل ناترازي بانك‌ها تصريح كرد: «در درجه اول بانك مركزي بايد مسير درست حركت را به بانك‌ها ابلاغ كند و اين مسير را شفاف كند تا بانك‌ها بتوانند با فعاليت‌هايشان به سودآوري برسند. اين مسير بايد براي بانك دولتي و خصوصي باشد. زماني كه بانك‌ها سودآوري داشته باشند، متعاقبا بايد جلوي تمام راه‌هاي انحرافي گرفته شود. بانك مركزي هم به‌هيچ‌وجه نبايد اجازه دهد بانك‌ها از منابعش استفاده كنند؛ چراكه منابع پرقدرت بانك مركزي به بدهي بانك‌ها تبديل مي‌شود. براي همين نقدينگي كنترل نمي‌شود.» رييس اسبق بانك مركزي در پايان گفت: «دو عامل كليدي براي كنترل نقدينگي وجود دارد كه مقام معظم رهبري نيز بر آن تأكيد دارند. نخست، رفع ناترازي نظام بانكي و دوم، ايجاد تعادل در بودجه دولت است. در حال ‌حاضر، حجم تسهيلات تكليفي بانك‌ها به قدري زياد است كه رشد سپرده‌هاي آنها صرفا كفاف وصول مطالبات را مي‌دهد. اين مساله بانك‌ها را ناچار به استفاده از منابع بانك مركزي مي‌كند.»