برچسب: بنگاه اقتصادی

  • «حمایت» یا نمایش «حمایت»!! / بسته ای که بوی سود بانکی می‌دهد!

    «حمایت» یا نمایش «حمایت»!! / بسته ای که بوی سود بانکی می‌دهد!

    به گزارش اقتصادران، حال اقتصاد ایران این روز‌ها بدتر از همیشه است و زیر سایه جنگ، فشار سنگین تورم، کوهی از معضلات اقتصادی چیزی از این پیکر نحیف باقی نمانده است. رونمایی از بسته‌های حمایتی دولت در این شرایط می‌تواند موجی از امیدواری میان فعالان اقتصادی راه اندازد، اما جدیدترین نسخه از این حمایت‌ها که در قالب تسهیلات ۴۴ میلیون تومانی برای هر شاغل ارائه شده، نه تنها آبی بر آتش مشکلات نمی‌ریزد، بلکه با موجی از انتقادات صریح و تند را از سوی پارلمان بخش خصوصی و کارشناسان اقتصادی همراه شده است. آنچه در وهله اول یک اقدام مثبت به نظر می‌رسد، با نگاهی عمیق‌تر به جزئیات اجرایی و مبالغ در نظر گرفته شده، شباهت عجیبی به یک مسکن بی‌اثر پیدا کرده است که گویی بدون در نظر گرفتن ساختار واقعی کسب‌وکار‌های ایرانی تدوین شده است.

    دیوار بلند بروکراسی و حذف کارگران غیررسمی

    نخستین نقطه تاریک در این طرح، شرط سفت و سخت برخورداری از لیست بیمه برای دریافت تسهیلات است. اگرچه در نگاه مدیریتی، بیمه بودن کارگر یک شاخص قانونی و الزامی است، اما واقعیت کف بازار و کارگاه‌های کوچک با آنچه در بخشنامه‌ها می‌گذرد فرسنگ‌ها فاصله دارد. در شرایط فعلی که هزینه‌های تولید به شدت افزایش یافته، بسیاری از کارگاه‌های خرد و زیرپله‌ای برای بقای خود ناچار به توافقات غیررسمی با نیروی کار شده‌اند و عملاً بخش بزرگی از شاغلان این صنف‌ها در هیچ لیست بیمه‌ای ثبت نشده‌اند؛ لذا قرار دادن شرط بیمه برای این تسهیلات، به معنای حذف آگاهانه یا ناآگاهانه بخش وسیعی از جامعه هدف است.

    کارگاهی که به دلیل مشکلات مالی نتوانسته حق بیمه کارگرانش را پرداخت کند، اکنون به دلیل همین ناتوانی، از دریافت وام حمایتی هم محروم می‌شود؛ این یعنی یک چرخه باطل که در آن آسیب‌پذیرترین بنگاه‌ها، کمترین سهم را از حمایت‌های دولتی می‌برند. در واقع دولت با این پیش‌شرط، تنها به بنگاه‌هایی وام می‌دهد که وضعیت نسبتاً باثباتی دارند و دست آنهایی را که در آستانه فروپاشی هستند، کاملاً خالی گذاشته است.

    عددی که با واقعیت‌های بازار نمی‌خواند

    نقد جدی دیگری که این روز‌ها در راهرو‌های اتاق بازرگانی و صفحات رسانه‌های اقتصادی به کرات شنیده می‌شود، ناچیز بودن رقم این تسهیلات است. اختصاص ۴۴ میلیون تومان برای هر کارگر، با توجه به هزینه‌های سرسام‌آور اجاره‌بها، قبوض خدماتی و قیمت مواد اولیه، بیشتر به یک شوخی تلخ می‌ماند. اگر یک کارگاه کوچک با ۵ نفر پرسنل را در نظر بگیریم، مجموع دریافتی آن حدود ۲۲۰ میلیون تومان خواهد بود. در اقتصادی که قیمت ساده‌ترین ماشین‌آلات تولیدی یا یک بخش کوچک مواد اولیه به میلیارد‌ها تومان می‌رسد، مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان عملاً هیچ گرهی از مشکلات زیربنایی یک واحد تولیدی باز نمی‌کند.

    این مبلغ نه‌تنها دردی دوا نمی‌کند، بلکه به دلیل نرخ سود ۱۸ تا ۲۳ درصدی و بازپرداخت کوتاه مدت ۶ ماهه، خود به یک بدهی سمی تبدیل می‌شود. فعالان بخش خصوصی معتقدند که این رقم حتی کفاف جبران خسارت‌های ناشی از قطعی اینترنت یا نوسانات برق را هم نمی‌دهد، چه رسد به اینکه بخواهد به عنوان محرک تولید عمل کند.

    نایب‌رئیس کمیسیون صنعت اتاق ایران به درستی اشاره می‌کند که این بسته بدون مشورت با ذینفعان اصلی تدوین شده است؛ چرا که اگر دولتمردان تنها یک بار ترازنامه مالی یک واحد تولیدی کوچک را در سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ بررسی می‌کردند، متوجه می‌شدند که ۴۴ میلیون تومان حتی هزینه‌های استهلاک یک ماهه برخی دستگاه‌ها را هم پوشش نمی‌دهد.

    نرخ سود سنگین؛ حمایتی که بوی سود بانکی می‌دهد

    وقتی صحبت از «بسته حمایتی» می‌شود، ذهن به سمت وام‌های قرض‌الحسنه، دوره‌های تنفس طولانی و نرخ‌های سود تک‌رقمی می‌رود. اما در این طرح، دولت تسهیلاتی را ارائه کرده که تفاوت چندانی با وام‌های عادی و تجاری بانک‌ها ندارد. بازپرداخت ۶ ماهه برای بنگاهی که درگیر رکود است و تقاضایی برای کالاهایش در بازار وجود ندارد، یک فشار مضاعف است. بنگاهی که تولیدش نیمه‌فعال است، چگونه می‌تواند در کمتر از نیم سال، اصل و سود سنگین این مبلغ را بازگرداند؟

    بخش خصوصی بر این باور است که اگر هدف دولت واقعاً حمایت از اشتغال است، باید به جای انداختن بار مسئولیت به دوش بانک‌ها با سود‌های بالا، راهکار‌های جایگزینی مثل تخفیف‌های مالیاتی، بخشودگی جرایم بیمه‌ای و یا تامین مستقیم ارز برای مواد اولیه را در دستور کار قرار می‌داد. تسهیلات فعلی بیشتر شبیه به یک مسکن کوتاه‌مدت است که اثر آن به سرعت از بین می‌رود و تنها چیزی که برای تولیدکننده باقی می‌ماند، پرونده‌های باز در سیستم بانکی و خطر مصادره اموال است. در بسیاری از موارد، برای یک مدیر واحد تولیدی، استفاده از بیمه بیکاری برای کارگرانش بسیار منطقی‌تر و کم‌هزینه‌تر از دریافت وامی است که بازپرداخت آن از توان بنگاه خارج است.

    بحران تقاضا و جای خالی استراتژی هوشمند

    مشکل اصلی اقتصاد امروز ایران، تنها کمبود نقدینگی نیست؛ بلکه بحران تقاضا و افزایش هزینه‌های عملیاتی است که به واسطه تورم و محدودیت‌های بین‌المللی ایجاد شده است. گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد که بسیاری از انبار‌ها مملو از کالا‌هایی است که خریداری ندارند. در چنین شرایطی، تزریق قطره‌چکانی نقدینگی تحت عنوان وام دستمزد، آدرس غلط دادن به مشکلات است. آنچه تولیدکننده نیاز دارد، تسهیل صادرات، کاهش هزینه‌های مبادله و تحریک تقاضا از طریق طرح‌های عمرانی بزرگ است.

    از سوی دیگر، زیان‌های ناشی از محدودیت‌های اینترنتی که روزانه ده‌ها میلیون دلار به بدنه اقتصاد ضربه می‌زند، با این مبالغ ناچیز قابل جبران نیست. فعالان اقتصادی معتقدند اگر دولت به جای پرداخت این وام‌های پردردسر، تنها موانع کسب‌وکار‌های آنلاین را برمی‌داشت و ثبات را به بازار ارز بازمی‌گرداند، خودِ بخش خصوصی قادر بود هزینه‌هایش را مدیریت کند.

    این بسته حمایتی بیش از آنکه یک استراتژی اقتصادی باشد، یک اقدام نمایشی به نظر می‌رسد که در آن هزینه‌ها و ریسک‌ها همچنان بر دوش کارفرما باقی مانده و دولت تنها در نقش یک واسطه برای بانک‌ها عمل کرده است. برای خروج از این بن‌بست، نیاز به بازنگری کلی در رقم تسهیلات، حذف شروط دست‌وپاگیر و افزایش دوره تنفس است؛ در غیر این صورت، این طرح نیز به جرگه طرح‌های شکست‌خورده‌ای خواهد پیوست که تنها بر آمار و ارقام روی کاغذ افزوده‌اند، بدون آنکه چرخ تولیدی را به حرکت درآورند.

  • تلاش بنگاه‌های اقتصادی برای بقا / کارگران در میانه فقر و بحران

    تلاش بنگاه‌های اقتصادی برای بقا / کارگران در میانه فقر و بحران

    به گزارش اقتصادران، در سال‌های اخیر، اقتصاد ایران با ترکیبی همزمان از تورم بالا و رکود عمیق مواجه بوده؛ وضعیتی که پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم آن بیش از همه بر دوش طبقه مزدبگیر و کارگران سنگینی کرده است. ناپایداری شاخص‌های کلان، کاهش توان تولید، افت اشتغال و افزایش هزینه‌های اساسی مانند مسکن و درمان، زیست معیشتی خانوارهای کارگری را به نقطه‌ای بحرانی رسانده است. رشد اقتصادی نزدیک به صفر، ضعف سرمایه‌گذاری مولد و مشکلات ساختاری در نظام تأمین اجتماعی نیز بر این فشارها افزوده و باعث شده فاصله میان درآمد و هزینه‌ها با سرعتی بی‌سابقه افزایش یابد.

    علیرضا حیدری، نایب رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری و کارشناس بازار کار، در گفتگویی به تشریح وضعیت اقتصادی کشور و تاثیرات آن بر زندگی کارگران پرداخت. وی با اشاره به پدیده «رکود تورمی» که بیش از پنج سال است اقتصاد ایران را در بر گرفته، وضعیت را برای طبقه مزدبگیر، شامل کارگران، بازنشستگان و کارمندان، «سم مهلک» توصیف کرد.

    رکود تورمی و پیامد‌های آن بر خانوار و تولید

    علیرضا حیدری، نایب رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری و کارشناس بازار کار به کاهش تعداد پرداخت‌کنندگان حق بیمه در سال ۱۴۰۴ طبق آمار‌های سازمان تامین اجتماعی اشاره کرد و گفت: «این امر موجب شد تا منابع تامین اجتماعی نیز کاهش یابد. مشکلات اقتصادی و تورم، توانایی واحد‌های تولیدی برای پرداخت حق بیمه کارگران را کاهش داده و منجر به کسری بودجه تامین اجتماعی شده است.»

    وی افزود: «مشکلات جنگ و حاشیه‌های دیگر که منجر به تورم شد، موجب شده است واحد‌های تولیدی چندان توان پرداخت حق بیمه کارگرانشان را نداشته باشند. همین امر سبب شد تا تامین اجتماعی با کسری و بدهی به سال بعد منتقل شود. این برای سازمانی که حدود ۵ میلیون خانوار مستمری بگیر دارد که باید ماه به ماه حقوق آنان را پرداخت کند، اهمیت ویژه‌ای دارد. بیش از ۱۲۰ تا ۱۳۰ همت هزینه ماهانه سازمان تامین اجتماعی است، درحالیکه در بهترین شرایط نمی‌تواند بیش از ۹۰ همت درآمد کسب کند. اگر همین شرایط استمرار یابد، باید انتظار داشت که بر شدت این بحران افزوده شود.»

    حیدری خاطرنشان کرد: «بدعت‌های موجود در قانون کار، مانند عدم وجود قرارداد‌های کاری و سنوات پایان خدمت، حقوق کارگران را پایمال می‌کند.» وی توضیح داد که «نااطمینانی اقتصادی، ریسک کارفرمایان را افزایش داده و این ریسک به کارگران منتقل می‌شود. برخی کارفرمایان نسبت به تعهدات قانونی خود تعلل می‌کنند که این امر منجر به تعدیل نیرو و کاهش حقوق کارگران در سال ۱۴۰۴ شده است.»

    پیامد‌های رکود تورمی بر کارگران و بازنشستگان

    این کارشناس بازار کار تاکید کرد: «در شرایط رکود تورمی بیشتر این نوع اتفاقات در بازار کار مشاهده شود. در این شرایط نهاد‌های متولی نظارت بر حسن اجرای حقوق کار باید بازرسی‌هایشان را در این شرایط جدی‌تر کنند.»

    وی با اشاره به تاثیر شاخص‌های کلان اقتصادی بر زندگی کارگران، از نااطمینانی و عدم تعادل در اقتصاد کشور طی سال گذشته خبر داد. به گفته وی، «این شاخص‌ها در سال ۱۴۰۴ روندی نامساعد را طی کرده‌اند و این وضعیت در سال‌های گذشته نیز وجود داشته، اما شدت آن متغیر بوده است. حرکت اقتصاد کلان به سمت نامساعد بودن، بر اقتصاد خانوار و بنگاه‌های اقتصادی تاثیر می‌گذارد.»

    حیدری توضیح داد که «طی چند سال گذشته، پدیده‌ای به نام رکود تورمی در اقتصاد شکل گرفته است. در این شرایط، تورم وجود دارد، اما سطح مصرف، تولید و رشد اقتصادی کاهش نمی‌یابد. گاهی تورم به عنوان عاملی مثبت ظاهر می‌شود، زیرا سرمایه‌گذاری‌های حجیم زیرساختی، قدرت خرید ایجاد کرده و در نهایت به تعادل اقتصادی منجر می‌شود. در چنین حالتی، تورم گذراست و با رسیدن سرمایه‌گذاری به مرحله تولید، اثر تورم خنثی می‌شود. کم کم با تولید کالا تناسبی میان کالا و خدمات تولید شده و حجم نقدینگی در دست مردم ایجاد می‌کند که منجر می‌شود، مجدداً اقتصاد به تعادل برسد. در این شرایط تورم گذرا است و به محض اینکه سرمایه گذاری‌های ناشی از انباشت سرمایه به تولید می‌رسد خود به خود اثر تورم را خنثی می‌کند. ایرادی ندارد که همزمان با رشد اقتصادی معنی دار، تروم هم داشته باشیم.»

    این کارشناس بازار کار در ادامه به شرایط متفاوتی اشاره کرد که در آن، تورم همراه با رکود اقتصادی وجود دارد. وی گفت: «در کشور ما رشد اقتصادی نه تنها مثبت نیست بلکه نزدیک به صفر است. در اینجا معادله‌ای در کشور ایجاد می‌شود که حل کردن دیگر به سادگی نخواهد بود و زمانی بیشتر سخت می‌شود که تکرار این پدیده طی سال‌ها اتفاق بیفتد.»

    نایب رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری افزود: «بیش از پنج سال است که شاهد پدیده رکود تورمی در ایران هستیم و هر ساله نیز شدت رکود و تورم افزایش می‌یابد.»

    این پدیده به گفته حیدری، «آسیب و سم مهلکی» برای طبقه مزدبگیر، کارگران، بازنشستگان و کارمندان محسوب می‌شود. آثار آن شامل افزایش نرخ بیکاری، تقویت بخش غیررسمی اقتصاد، کاهش چشمگیر قدرت خرید و تغییر در ترکیب تقاضای خانوار است. تمرکز تقاضا بر کالا‌های ضروری مانند مواد غذایی و دارو، منجر به افزایش قیمت در این بخش‌ها شده و بخش تولید را نیز تحت تاثیر قرار داده است. این امر باعث بیکاری کارگران، کاهش تولید و خروج برخی واحد‌ها از چرخه فعالیت می‌شود.»

    تشدید فقر و بحران درمان در میان کارگران

    حیدری در ادامه بیان کرد: «بخش زیرساختی کشور، شامل عمرانی و توسعه‌ای، نیز از این شرایط متاثر شده و فعالیت‌های تولیدی مانند راه‌آهن تحت تاثیر قرار می‌گیرند که این خود به افزایش بیکاری کارگران و تشدید بحران دامن می‌زند.»

    وی افزود: «متاسفانه شرایط برای بنگاه‌های اقتصادی به مساله بقا رسیده است، نه رفاه و طبیعی است که در چنین شرایطی ریسک‌ها به سرعت به کارگران منتقل شود.»

    به گفته وی،« شرایط موجود برای نیروی کار نیز مضر است و نااطمینانی ایجاد می‌کند. در کنار آن، ضخامت لایه فقر به دلیل کاهش معنادار قدرت خرید و بحران در درمان کارگران افزایش می‌یابد. برخی بیماری‌ها به دلیل ناتوانی در پرداخت هزینه‌ها، از چرخه درمان خارج می‌شوند.»

    حیدری وضعیت بخش مسکن را که پیشران اقتصادی محسوب می‌شود، «رکود مهلک» توصیف کرد. وی توضیح داد: «تقاضا از خرید به سمت اجاره حرکت کرده، زیرا مردم توانایی خرید خانه را از دست داده‌اند. این امر باعث افزایش غیرمتعارف اجاره‌بها می‌شود. در چنین شرایطی، نظارت بر قیمت‌ها کمتر می‌شود، زیرا اعمال فشار کنترلی بر کالا‌ها و خدمات به دلیل مشکلات تولید، شدت افزایش قیمت‌ها را بیشتر می‌کند. وی تاکید کرد که در شرایط رکود تورمی، جامعه کارگری، شامل کارگران و بازنشستگان، فشار زیادی را متحمل شده و این روند در سال ۱۴۰۴ نیز ادامه یافته است.»

    این کارشناس بازار کار معتقد است که «ترمیم زندگی کارگران به اصلاحات در سیاست کلان اقتصادی بستگی دارد و انتظار بهبود وضعیت معیشتی با ترمیم ۶۰ درصدی مزد در سال آینده، غیرواقع‌بینانه است.» وی پیش‌بینی کرد که «احتمالاً زندگی کارگران بدتر هم خواهد شد چرا که تورم با سرعت حرکت می‌کند و افزایش مزد هیچگاه به نرخ تورم نمی‌رسد و روز به روز فاصله میان آنها افزایش می‌یابد.»

  • حمایت از صنایع در شرایط جنگ / دولت با بنگاه‌ها مدارا کند

    حمایت از صنایع در شرایط جنگ / دولت با بنگاه‌ها مدارا کند

    به گزارش اقتصادران، صنایع رگ حیاتی اقتصاد هستند که تداوم فعالیت آنها اشتغال‌‌‌زایی، درآمدزایی و تامین نیازهای مردم را تضمین می‌‌‌کند. سیاست‌‌‌های صنعتی در ایران اغلب به حمایت از واحدهای بزرگ محدود بوده و دولت‌‌‌ها با یارانه‌‌‌های قیمتی از این واحدهای صنعتی حمایت کرده‌‌‌اند. واحدهای کوچک‌‌‌تر بخش خصوصی در مقابل اغلب ناگزیر بوده‌‌‌اند نهاده‌‌‌های موردنیاز خود را از بازار تامین کنند. تداوم این رویکرد در شرایط جنگی می‌‌‌تواند تاب‌‌‌آوری بنگاه‌‌‌های کوچک تر را تضعیف کند.

    صنایع رگ حیاتی اقتصاد هستند که تداوم فعالیت آنها به منزله تولید، اشتغال‌زایی، تامین نیازهای مردم، درآمدزایی خانواده‌‌‌ها و حتی جوشش امید در زندگی است. در مقابل توقف تولید یعنی کاهش امید در شرایط تنش‌زای جنگی. پس از حمله رژیم صهیونیستی به ایران، تداوم فعالیت کسب و کارها نیز در هاله‌ای از ابهام قرار گرفته است‌‌‌. با این حال مدیریت تولید هنوز برای بخش خصوصی امکان‌پذیر است، اما این مسیر نیازمند حمایت دولت و اصلاح سیاست‌‌‌های نادرست حاکم بر تولید و تجارت است. توجه به این نکته ضروری به نظر می‌رسد که در این سال‌ها با توجه به مشکلات ساختاری اقتصاد، محدودیت منابع انرژی، تحریم و چالش‌های روابط بین‌المللی و… از میزان تاب‌آوری تولید کاسته شده است. بنابراین فعالان اقتصادی از سیاستگذاران انتظار دارند تا شرایط مذکور را اصلاح کنند.

    ضرورت تامین مواد اولیه تولید

    یکی از مهم‌ترین مسائل در رابطه با ادامه روند تولید در شرایط فعلی، تامین مواد اولیه موردنیاز فعالان اقتصادی است. علیرضا کلاهی صمدی، رئیس کمیسیون صنعت اتاق بازرگانی ایران  درخصوص تاثیر حمله رژیم صهیونیستی به کشور و شرایط تداوم تولید اظهار کرد: تولید در کنار تجارت و رابطه با دنیا معنی می‌‌‌یابد‌‌‌. بخش بزرگی از واردات کشور به مواد اولیه تولید و کالاهای واسطه‌ای موردنیاز صنعت و همچنین ماشین‌‌‌آلات و تجهیزات اختصاص دارد.

    در همین حال صادرات محصولات در بسیاری از صنایع، پیش‌شرطی برای تداوم تولید، رقابت‌‌‌پذیری و همچنین ارزآوری است.او افزود: جنگ به منزله تحمیل فشار بیشتر در مسیر واردات و صادرات است. این فشار در شرایطی به صنایع و کسب و کارها تحمیل می‌شود که این تولیدکنندگان پیش از حمله رژیم صهیونیستی به کشور نیز با چالش‌‌‌های جدی در تجارت و تولید مواجه بودند و همین مشکلات روند فعالیت و سودآوری آنها را متاثر ساخته بود. البته هر واحد صنعتی و تولیدی، همواره ذخیره‌ای از مواد اولیه و واسطه‌‌‌ای برای تولید در اختیار دارد.

    مواد اولیه برخی صنایع نیز در گمرکات و در انتظار ترخیص است، بنابراین در کوتاه‌‌‌مدت تولید ادامه می‌‌‌یابد و مشکلی درخصوص تامین نیاز صنایع وجود ندارد.

    ریسک بلندمدت جنگ

    کلاهی صمدی در پاسخ به سوالی مبنی بر تاثیر تداوم شرایط جنگی بر عملکرد صنایع در بازه زمانی میان‌مدت و بلندمدت گفت: تداوم این شرایط به منزله تحمیل خسارت به تمام کسب و کارها و به‌‌‌خصوص صنایع است. به‌‌‌ویژه آنکه چنانچه خساراتی به زیرساخت‌‌‌های کشور به‌خصوص در حوزه انرژی تحمیل شود، جبران آن به شدت زمان‌بر و دشوار خواهد بود.  او افزود: البته به نظر من این شرایط جنگی برای مدت زمان بسیار طولانی ادامه نخواهد یافت. یعنی از این تنش نباید به عنوان ریسک بلندمدت نام برد. اما اگر به هرعلتی، تنش‌‌‌های کنونی ادامه یابد، به‌‌‌منزله ریسک بلندمدت و به شدت جدی برای فعالیت صنایع خواهد بود. درهمین حال چنانچه خساراتی به زیرساخت‌‌‌های انرژی کشور تحمیل شود، کار برای صنایع دشوار می‌شود. رئیس کمیسیون صنعت اتاق بازرگانی ایران در پاسخ به سوالی مبنی بر چگونگی مواجهه بخش خصوصی در حوزه صنعت در مواجهه با این شرایط فوق‌‌‌العاده گفت: عملکرد بخش خصوص در مواجهه با این بحران در سایه اتفاقات آتی روشن می‌شود. از هم‌‌‌اکنون نمی‌‌‌توان برای آینده بلندمدت برنامه‌‌‌ریزی جدی کرد. البته تولید در صنایع با اتکا به موجودی‌های قبلی ادامه دارد. اما تداوم این شرایط برای مدت زمان طولانی ممکن نیست. کلاهی صمدی گفت: هر صنعتی برای تداوم تولید نیازمند ارز است، اما چنانچه این شرایط ادامه‌‌‌دار باشد، قاعدتا تامین نیازهای ارزی دفاع از کشور اولویت خواهد داشت. بااین‌‌‌وجود هنوز امکان برنامه‌‌‌ریزی دقیقی وجود ندارد. ما هنوز دورنمای روشنی از شرایط پیش رو نداریم و همین موضوع امکان برنامه‌ریزی را از ما سلب می‌کند.

    دولت با بنگاه‌ها مدارا کند

    رئیس کمیسیون صنعت اتاق بازرگانی ایران در پاسخ به سوالی مبنی بر نقش و وظیفه دولت در موقعیت کنونی برای حمایت از صنایع گفت: صنایع ما در دهه‌‌‌های اخیر با چالش‌‌‌های مداومی در مسیر فعالیت و تولید مواجه بوده‌اند. این مشکلات و کاستی‌‌‌ها در سال‌های اخیر شدت گرفته و لطمات جدی را به صنایع تحمیل کرده است، تاجایی که از تاب‌آوری تولید به شدت کاسته شده است. بنابراین با افزوده شدن ریسک تنش جنگی بر اقتصاد ایران، از سیاستگذار انتظار حمایت از صنایع می‌رود. البته ما هر بار سخن از حمایت کرده‌‌‌ایم، رویکرد مناسبی از سوی سیاستگذاران حاصل نشده است. به عنوان نمونه صنایع در سال‌های اخیر و به‌خصوص از سال گذشته تا به امروز خسارات جدی را در سایه محدودیت انرژی متحمل شده‌اند. در ادامه بسته‌ای با هدف جبران خسارات تحمیل شده به صنایع تدوین شد اما این بسته در کمیسیون اقتصادی تغییر یافت و غیرسودمند شد. به بیان دقیق‌تر بسته طراحی شده، کارآیی خود را برای ارتقای تابآوری تولید، از دست داد.

    وی افزود: در حال حاضر از سیاستگذاران انتظار می‌رود مدارا با بنگاه‌‌‌های بخش خصوصی را در مسائلی همچون بیمه، مالیات و… را جدی بگیرد.

    کلاهی صمدی تاکید کرد: صنایع ما در این سال‌ها همواره با بحران مواجه بوده‌اند و اکنون همین مشکلات، جدی‌تر هم شده است. چالش در تامین بازار فروش محصولات تولیدی به‌خصوص در شرایط تحریمی حاکم بر اقتصاد ما، نبود پروژه‌های عمرانی و همچنین سیاستگذاری ناکارآمد ارزی از مهم‌ترین دلایل افت عملکرد تولید است.

    وی افزود: متاسفانه بخش اصلی حمایت دولت و سیاستگذاران از صنایع به واحدهای بزرگ محدود است. دولت نهاده‌های موردنیاز برای صنایع بزرگ را قیمت‌گذاری می‌کند، اما صنایع بخش خصوصی نهاده موردنیاز برای تولید را از بازار و بر اساس روند عرضه و تقاضا خریداری می‌کند. بخش خصوصی در این سال‌ها بیشترین آسیب را از پیمان سپاری ارزی و الزام به ارزان فروشی دلار صادراتی دیده است. این مقررات سودآوری صادرات را مختل کرده و روزنه امید تولید را هم تنگ‌تر کرده است.

    کلاهی در ادامه گفت: محدودیت‌های انرژی نیز روند فعالیت صنایع را بیش از پیش دشوار کرده است. در این سال‌ها عملکرد صنعت ما به شدت آسیب‌‌‌پذیر و شکننده شده است. حال از سیاستگذاران انتظار می‌رود از صنایع برای عبور از شرایط دشوار حمایت کنند.

    رئیس کمیسیون صنعت اتاق بازرگانی ایران در انتها گفت: در این موقعیت اگر دولت صادرات به طور کلی و به طور خاص به کشورهای همسایه را تسهیل نکند، بسیاری از صنایع امکان ادامه کار را نخواهند داشت. ما از تحریم متضرر هستیم. این شرایط کار ما را به شدت دشوار می‌کند. این مشکلات درحالی عملکرد صنایع را متاثر کرده که این واحدها نقش بسزایی در تولید ناخالص داخلی، اشتغال‌زایی و صادرات دارند. بنابراین حمایت از این صنایع آسیب‌دیده به منزله حمایت از تولید و در نگاه کلان‌تر اقتصاد کشور است.

  • تعديل نيروی گسترده در بنگاه‌ها برای جبران هزينه

    تعديل نيروی گسترده در بنگاه‌ها برای جبران هزينه

    به گزارش اقتصادران، اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران نتايج نظرسنجي شاخص مديران خريد موسوم به «شامخ» در ماه دي 1402 را منتشر كرده كه بيانگر اين نكته اساسي است كه وضعيت فعاليت‌هاي اقتصادي در نخستين ماه زمستان تا حدودي مشابه ماه قبل بوده و در بخش صنعت از ركود ماه قبل كاسته شده‌ است. يافته‌هاي اين گزارش حاكي از آن است نوسان نرخ ارز باتوجه به اينكه شركت‌ها با كمبود شديد نقدينگي و سرمايه در گردش مواجه هستند، بروز مشكلات در تامين مواد اوليه را به دنبال داشته و به نظر مي‌رسد به دليل ناپايداري و افزايش نرخ ارز شوك جديدي به بخش توليد وارد شود.

    ازطرفي، تداوم سياست‌هاي نادرست و وضع قوانين غيركارشناسانه نيز ادامه كاهش صادرات را به دنبال داشته است. در چند ماه گذشته بخش قابل‌توجهي از شركت‌ها با ظرفيت پايين‌تر از توان خود توليد كرده‌اند، بنابراين براي جبران فشار هزينه‌ها و با توجه به كمبود مواد اوليه و مشكلات تامين مالي، نيروي انساني خود را كاهش داده‌اند.

    اين درحالي است كه بسياري از شركت‌ها نيز در ماه‌هاي اخير به دليل شرايط اقتصادي كشور با كمبود نيروي كار ماهر و عدم تمايل نيروي انساني به اشتغال روبه‌رو هستند. اين گزارش اضافه مي‌كند كه نارضايتي نيروي كار از حقوق و دستمزد و عدم تمايل به اشتغال با توجه به فشار هزينه‌هاي زندگي، باعث كاهش اشتغال شده ‌است. با كاهش تقاضا و فعاليت‌ها، شاخص ميزان استخدام و به‌كارگيري نيروي انساني (49.12) به ‌كمترين ميزان 4 ماهه اخير رسيده‌ است.

    براساس نظرات فعالان اقتصادي تداوم در كمبود مواد اوليه، ضعف تقاضا و هزينه‌هاي بالا و غيرقابل پيش‌بيني بودن كسب ‌و كارها، عدم تمايل به افزايش تعداد نيروي كار و حتي كاهش نيروي كار را به دنبال داشته و از سوي ديگر، نيروي كار نيز به دليل فشارهاي تورمي هزينه‌هاي زندگي و شرايط اقتصادي كشور با درنظر گرفتن دستمزد فعلي، دچار كاهش انگيزه براي ادامه فعاليت شده است. شاخص ميزان استخدام نيروي كار (46.89) در مقايسه با ماه گذشته با شدت بيشتري كاهش يافته و بيشترين نرخ كاهش 22 ماه گذشته از فروردين 1401 را به ثبت رسانده ‌است.

    در شرايطي كه شركت‌ها به دليل تداوم ركود تقاضا، كمبود نقدينگي و مواد اوليه در ظرفيت‌هاي پايين‌تر از حداكثر توان خود توليد مي‌كنند، برخي براي كنترل هزينه‌هاي توليد، ميزان اشتغال خود را كاهش داده‌اند و برخي ديگر نيز به دليل عدم تمايل به اشتغال نيروي كار در سطوح كنوني دستمزد و شرايط اقتصادي كشور با كمبود نيروي ماهر روبه‌رو هستند كه برآيند اين دو باعث كاهش سريع‌تر در شاخص ميزان استخدام شده‌ است.

    شاخص مديران خريد اقتصاد ايران

    شاخص مديران خريد براي كل اقتصاد ايران در دي ماه مقدار 50.84 محاسبه شده‌ و نسبت به ماه قبل افزايش داشته و شاخص در محدوده مرزي 50 قرار گرفته است و اكثر كسب‎ و كارها شرايط را مانند ماه قبل گزارش كرده‌اند. اين شاخص طي 5 ماهه اخير دومين وكمترين مقدار خود را به ثبت رسانده و در دي ماه در ميان مولفه‌هاي اصلي به غير از ميزان سفارش‌های جديد مشتريان و سرعت انجام و تحويل سفارش، ساير مولفه‌هاي اصلي كمتر از 50 ثبت شده‌اند.

    شاخص ميزان فعاليت‌هاي كسب ‌و كار در دي ماه (49.50) همچنان براي دومين ماه پياپي كاهشي است، البته شدت كاهش به دليل نزديك شدن به پايان سال در مقايسه با ماه قبل اندكي كمتر بوده‌ است.

    ركود در فعاليت‌هاي كسب ‌و كارها به دليل نشانه‌هاي مستمر از ضعف گسترده در تقاضا ناشي از فشارهاي تورمي و همچنين كمبود شديد نقدينگي و مشكل كمبود سرمايه در گردش براي تامين مواد اوليه و لوازم موردنياز در بسياري از فعاليت‌ها همچنان ادامه دارد. در دي‌ماه بخش‌هاي خدمات و كشاورزي و ساختمان شاهد كاهش بيشتري در فعاليت‌ها بوده‌اند.

    افزايش نرخ ارز و كمبود شديد نقدينگي كسب‌ و كارها باعث شده تا شاخص موجودي مواد اوليه يا لوازم خريداري شده در دي‌ماه (49.85) براي دومين ماه متوالي كاهشي باشد و همچنان شركت‌ها در تامين نهاده‌هاي مورد نياز خود با چالش روبه‌رو هستند. نوسان نرخ ارز و عدم تخصيص ارز و تسهيلات بانكي، با توجه به منابع مالي محدود شركت‌ها باعث شده تا در تامين مالي براي تهيه مواد اوليه مورد نياز دچار مشكل باشند.

    افت صادرات براي هفتمين ماه متوالي

    شاخص ميزان صادرات كالا و خدمات در دي ماه (47.77) براي هفتمين ماه متوالي از تيرماه، كاهش در صادرات را نشان مي‌دهد، هرچند نسبت به ماه گذشته از شدت كاهش آن كاسته شده است؛ اما همچنان مانند ماه‌هاي اخير اعمال سياست‌هاي داخلي و قوانين غيركارشناسانه ناشي از تعهد ارزي، نوسان نرخ ارزي، عدم تخصيص ارز و به تبع آن افزايش هزينه توليد، باعث شده تا توان صادراتي شركت‌ها پايين آمده و شاخص در هر سه بخش اقتصادي كاهش داشته ‌باشد.

    سقوط فروش بنگاه‌ها براي سومين ماه متوالی

    شاخص ميزان فروش كالاها يا خدمات براي سومين ماه پياپي كاهش داشته (48.23) و كمترين مقدار شش ماهه اخير از مردادماه را به ثبت رسانده ‌است. فشارهاي تورمي پي ‌در پي و ضعف گسترده تقاضا از يك سو و موانع صادراتي ناشي از اعمال سياست‌هاي نادرست از سوي ديگر كاهش فروش ماه‌هاي گذشته را به دنبال داشته‌ است.

    كمبود مواد اوليه

    در دي‌ماه توليدكنندگان‌ همچنان در تامين مواد اوليه مورد نياز خود با كمبود روبه‌رو هستند و شاخص موجودي مواد اوليه خريداري شده (47.92) براي هفتمين ماه پياپي از تيرماه كاهش داشته‌ است. علاوه بر تداوم مشكل كمبود نقدينگي ناشي از ضعف تقاضا، عدم تخصيص ارز و عدم تامين مالي از سوي بانك‌ها، نوسان نرخ ارز و شوك قيمتي در بازار نيز زنجيره تامين مواد اوليه را تحت تاثير قرار داده،‌ باعث شده تا شركت‌ها در تامين مواد اوليه مورد نياز خود به ‌شدت با مشكل مواجه باشند.

    شاخص موجودي محصول نهايي در انبار (53.67) در مقايسه با آذر ماه افزايش داشته ‌است. در دي ماه افزايش در ميزان سفارش‌های جديد مشتريان و ميزان فروش كمتر از ميزان افزايش در توليد نسبت به ماه گذشته بوده، به اين معني كه شركت‌ها براي حفظ سطوح عملياتي و جبران كاهش در ظرفيت توليدي ماه‌هاي قبل اندكي افزايش در توليد داشتند، اما بخشي از توليد خود را انبار كرده‌اند. شاخص ميزان صادرات كالا (47.28) همچنان براي هفتمين ماه متوالي روندي كاهشي داشته ‌است.

    همانند ماه‌هاي گذشته بخشي از كاهش صادرات به دليل الزام به رفع تعهد ارزي بانك مركزي به ويژه با توجه به آنكه در اغلب موارد ارز حاصل از صادرات براي خريدهاي آتي كالا و تجهيزات توسط شخص صادركننده ذخيره مي‌شود، منجر به محدوديت فعاليت‌هاي تجاري صادركننده در بازه زماني تعيين تكليف ارز حاصل از صادرات خواهد شد. اين سياست‌هاي نادرست و هزينه تمام شده بالاي توليد باعث شده تا توان صادراتي پايين بیاید و در بسياري از فعاليت‌ها صادرات به‌صرفه نباشد و به دليل سياست‌هايي كه منجر به عدم حمايت از صادرات شده، تجارت با كشورهاي همسايه نيز محدودتر شده ‌است.

    شاخص قيمت خريد مواد اوليه (70.01) بيشترين مقدار 7 ماهه از تير ماه را به ثبت رسانده‌ است. به دنبال نوسان نرخ ارز، افزايش هزينه‌ نهاده‌هاي كارخانه‌ها بيشترين نرخ در7 ماهه گذشته را داشته ‌است. بار ديگر فشارهاي تورمي و افزايش قيمت نهاده‌ها، فشار هزينه را در سمت عرضه تحميل كرده‌ است. در چنين شرايطي به‌رغم تقاضاي ضعيف شركت‌ها كه طي ماه‌هاي گذشته براي تقويت تقاضا قيمت‌هاي خود را كاهش داده‌ بودند براي جبران هزينه‌هاي توليد، قيمت فروش محصولات (52.76) را اندكي افزايش دادند به‌ طوري‌كه بيشترين مقدار 7 ماهه اخير را به ثبت رسانده ‌است.

    در دي ماه شاخص ميزان فروش محصولات (51.55) شركت‌هاي توليدي در مقايسه با ماه قبل كه به ‌شدت در ركود و كاهشي بوده اندكي افزايش و بهبود داشته و بعد از 7 ماهه متوالي روند كاهشي، براي اولين ‌بار بالاتر از محدوده مرزي 50 ثبت شده‌ است. البته همچنان برخي فعاليت‌هاي صنعتي همچنان با كاهش در فروش روبه‌رو هستند. اين افزايش ناشي از افزايش جزیي در سفارش‌های داخلي بوده و سفارش‌های خارجي همچنان با كاهش در فروش صادراتي مواجه هستند.

    مشكلات اصلي از نگاه فعالان اقتصادي در دي‌ماه 1402

    – ترخيص مواد اوليه در گمرك بسيار زمان‌بر و با موانع زيادي روبه‌روست و عدم ترخيص مواد اوليه و قطعات از سوي گمرك، كمبود شديد مواد اوليه را به وجود آورده ‌است از طرفي تخصيص ارز نيز براي واردات مواد اوليه به كندي صورت مي‌گيرد. به عنوان نمونه مواد اوليه براي توليد از چين وارد شده و در گمرك ترخيص نمي‌شود. اين مشكل در صنايع شيميايي، فلزي بيشتر ديده شده است.

    – تداوم فرآيند طولاني تخصيص ارز و ترخيص از گمرك باعث كمبود مواد اوليه و به تبع آن توليد در ظرفيت‌هاي پايين‌تر از توان توليدي و در نتيجه تعديل نيروي كار شده‌ است.

    – به‌ طور كلي كمبود نقدينگي و مشكل در تامين مواد اوليه و همچنين كاهش شديد قدرت خريد و كمبود تقاضاي مشتريان، منجر به تعديل نيرو در شركت‌ها شده ‌است.

    – به دليل نوسان نرخ ارز، شرايط اقتصادي جامعه، پيش‌بيني انتظارات براي ماه آينده بسيار دشوار و حتي به‌رغم نزديك شدن به پايان سال، تا حدي بدبينانه است و كسب‌ و كارها پيش‌بيني مي‌كنند دوباره با چالش‌هاي افزايش نرخ ارز و تامين مواد اوليه و… روبه‌رو شوند.

    – نوسان نرخ ارز باعث مشكل در زنجيره تامين مواد اوليه شده و عرضه مواد اوليه توسط عرضه‌كنندگان انجام نمي‌شود.

    – صادرات به برخي از كشورهاي همسايه محدود شده و بسياري از محصولاتي كه در گذشته صادر مي‌شده، در حال حاضر امكان صادرات ندارند.

    – در صنايع پوشاك و چرم، صنعت چوب، كاغذ و مبلمان تداوم كاهش قدرت خريد و تقاضاي مشتريان در بازار، باعث ادامه ركود در بسياري از رشته فعاليت‌ها شده‌ است.

    – مانع‌تراشي براي بخش خصوصي از اعطاي مجوزها تا ايجاد مشكل در تامين مواد اوليه به يكي از رويه‌هاي دائمي و چالش‌هاي هميشگي در بسياري از كسب ‌و كارها تبديل شده ‌است.

  • برخی ذینفعان برای کسب سود بیشتر به دنبال بالابردن نرخ تورم هستند

    برخی ذینفعان برای کسب سود بیشتر به دنبال بالابردن نرخ تورم هستند

    به گزارش اقتصادران، پیمان مولوی طی یادداشتی در روزنامه تعادل نوشت:

    پشت پرده فروش اوراق مشاركت ۳۰درصدي در برخي بانك‌ها چيست؟ اين پرسش يكي از مهم‌ترين ابهامات اقتصادي مردم ايران در اين روزهاست. بسياري از شهروندان زماني كه با كارشناسان اقتصادي، اهالي رسانه و تحليلگران مواجه مي‌شوند، از آنها درباره پشت پرده اين سود ۳۰درصدي مي‌پرسند. انگار نگرانند كه سرمايه آنها بازيچه برخي تصميم‌سازي‌هاي غير مولد قرار گيرد. بايد توجه داشت، از سال ۹۷ به بعد يكي از راه‌هاي اصلي كنترل تورم در ايران، اتخاذ سياست‌هاي مرتبط با نرخ بهره حقيقي مثبت در ايران بوده است.

    البته ايجاد نرخ بهره حقيقي مثبت هم به غير از يك سياست انقباضي در افزايش نرخ بهره نبوده است. در ايران حتي اگر از زاويه ديد ذي‌نفعان هم كه به قضيه نگاه شود، روشن است كه در ايران گروهي از افراد و جريانات، همچنين بنگاه‌ها، كسب و كارها و فعالان اقتصادي وجود دارند كه با نرخ بهره حقيقي مثبت نمي‌توانند كار كنند. يعني اين بنگاه‌ها با تورم پايين نمي‌توانند ارزش افزوده مورد نظر خود را خلق كنند، بنابراين به دنبال راهكارهايي هستند كه نرخ تورم در جامعه را بالا برده و زمينه كسب سود بيشتر را براي خود و اطرافيان‌شان فراهم كنند.

    بنابراين بايد توجه داشت كه بسياري از اين تصميم‌سازي‌ها مرتبط با مشكلات امروز كشور نيست و ريشه در مشكلاتي دارد كه طي دهه‌هاي متمادي دوام داشته است. در ۴۰سال گذشته، حدود ۳۰سال نرخ بهره حقيقي در كشورمان منفي بوده است. اينكه بانك مركزي ناگهان در اين بازه زماني اقدام به افزايش نرخ بهره آن هم به صورت مقطعي در يك دوره كوتاه مي‌كند، ناشي از تكانه‌هايي است كه اقتصاد در بازارهاي مختلف به صورت ناگهاني با آنها روبه رو شده است.

    اين تصميمات هم تبعاتي خواهد داشت و بازارهاي ديگر را با تكانه همراه مي‌كند. مثلا در صندوق‌هاي درآمد بورسي نوسانات بسياري را ايجاد مي‌كند و منجر به تغيیر جهت نقدينگي مي‌شود. منظورم از اين صحبت‌ها آن است كه اين اقتصاد ذي‌نفعانه ايران است كه كار را به اينجا رسانده است. براي درك چرايي تصميمات اخير بايد بررسي كرد كه چه اتفاقي رخ داده كه اقتصاد ايران پس از سال ۹۷ سياست نرخ بهره حقيقي مثبت را كنار گذاشت. چرا در ۴سال نخست دولت روحاني يعني از سال ۹۲ تا ۹۶، نرخ بهره حقيقي در كشورمان مثبت بود اما ناگهان اين سياست از سال ۹۷ كنار گذاشته مي‌شود؟

    جالب اينجاست بسياري از بنگاه‌هاي اقتصادي و كسب و كارها در ايران طي سال‌هاي ۹۲ تا ۹۶ دچار مشكل شده بودند. دليل اين مشكل چه بود؟ بنگاه‌هاي اقتصادي نمي‌توانستند در يك فضاي سالم اقتصادي و اتمسفر بدون رانت طي سال‌هاي ۹۲ تا ۹۶ كار كنند. بنگاه‌هاي اقتصادي در ايران عموما عادت كرده‌اند وامي از دولت بگيرند، اين وام را با عنوان سرمايه در گردش در حوزه‌هاي سوداگرانه سرمايه‌گذاري كنند و سودهاي بالايي ببرند. بسياري از بنگاه‌ها در اين فضا تنفس مي‌كردند. فرقي ندارد كه اين بنگاه‌هاي خصولتي باشند يا خصوصي.

    اين ذي‌نفعان پس از سال ۹۶، زير ميز بازي اقتصاد زدند و از آن زمان نرخ بهره حقيقي در كشورمان دوباره منفي شد. خلاصه تمام اين تحليل‌ها در اين راستا است كه در ايران هر بار كه دولت‌ها عزم جدي براي مهار نرخ تورم پيدا مي‌كنند، دوام پيدا نمي‌كند و فشارهاي خارج از برنامه آغاز مي‌شود. در چندين دولت اين فشارها سابقه دارد. در دولت هاشمي‌رفسنجاني، سيد محمد خاتمي، محمود احمدي‌نژاد و حسن روحاني اين تلاش‌ها وجود دارد كه به نتيجه نرسيده است. در دولت سازندگي ۲سال، در دولت خاتمي، ۲سال، در دولت احمدي‌نژاد ۲سال و در دولت روحاني ۴سال نرخ بهره حقيقي در ايران مثبت بوده و در ساير موارد نرخ بهره حقيقي در ايران منفي بوده است.

    در واقع فشارها دولت‌ها را ناچار به تغيير روش مي‌داد. در اقتصادي با چهارچوب‌هاي ذي‌نفعانه مانند ايران، بانك مركزي هم ابزاري است براي اجراي منويات اقتصاد گلخانه‌اي با نرخ بهره حقيقي منفي. امروز هم اگر دولت به اين سمت رفته، به نظرم در كوتاه‌مدت براي كنترل بازار دولت است و در ادامه به سمت تعيين نرخ بهره حقيقي منفي سوق پيدا مي‌كند. البته نرخ دلار در ايران به‌طور متوسط ۵۰ تا ۵۵هزار تومان بوده است. اگر قيمت دلار بالا رفته ناشي از اشتباه و سكون بانك مركزي بوده است.