برچسب: بنگاه‌هاي اقتصادي

  • بنگاه‌های کوچک؛ ضربه‌های بزرگ

    بنگاه‌های کوچک؛ ضربه‌های بزرگ

    به گزارش اقتصادران، پس از عبور از دوره‌ای پرتنش که با جنگ، شوک‌های اقتصادی و ناپایداری‌های پیاپی همراه بود، اکنون اقتصاد در مرحله‌ای قرار گرفته که بیش از هر زمان دیگری نیازمند ترمیم، بازسازی و سیاست‌گذاری دقیق است. در این میان، بنگاه‌های اقتصادی کوچک و متوسط که ستون فقرات اشتغال کشور به شمار می‌روند، در شرایطی شکننده و ناپایدار قرار دارند. اظهارات اخیر معاون اشتغال وزارت کار درباره «کمبود منابع» و در عین حال ارائه تسهیلات محدود برای این بنگاه‌ها، تصویری دوگانه از تلاش و ناتوانی سیاست‌گذار را به نمایش می‌گذارد؛ تلاشی برای رفع مشکلات این بنگاه‌ها، اما با ابزارهایی که به‌نظر می‌رسد برای این سطح از بحران کافی نیست.

    بنگاه‌های کوچک؛ قربانیان خاموش بحران

    بنگاه‌های کوچک، به‌ویژه آن‌هایی که بین ۲ تا ۵۰ نفر نیروی کار دارند، به دلیل انعطاف‌پذیری بالا و سرمایه محدود، در شرایط عادی می‌توانند موتور محرک تولید و اشتغال باشند. اما در شرایط بحران، همین ویژگی‌ها به نقطه ضعف آن‌ها تبدیل می‌شود. این بنگاه‌ها معمولاً ذخایر مالی قابل‌توجهی ندارند، دسترسی‌شان به منابع بانکی محدود است و در برابر شوک‌های بیرونی، تاب‌آوری کمتری از خود نشان می‌دهند.

    در دوران جنگ، بسیاری از این بنگاه‌ها با کاهش تقاضا، اختلال در زنجیره تأمین، افزایش هزینه‌های تولید و حتی تخریب فیزیکی مواجه شدند. اکنون در دوره پساجنگ، اگرچه شدت بحران کاهش یافته، اما پیامدهای آن همچنان پابرجاست؛ از بدهی‌های انباشته گرفته تا کاهش قدرت خرید مصرف‌کنندگان.

    وقتی یک بنگاه کوچک چندین ماه با کاهش یا توقف فعالیت مواجه بوده، پرداخت معادل دو ماه حداقل دستمزد، آن هم به‌صورت وام، نمی‌تواند نقش نجات‌بخش ایفا کند / بنگاه‌ها نیاز به تنفس دارند، نه صرفاً تزریق نقدینگی کوتاه‌مدت

    بر اساس اعلام معاون اشتغال وزارت کار، دولت برای بنگاه‌های کوچک تسهیلاتی در نظر گرفته که به ازای هر نیروی کار، معادل حداقل دستمزد برای دو ماه پرداخت می‌شود. این تسهیلات با نرخ سود ۹ درصد و دوره بازپرداخت شش‌ماهه ارائه می‌شود. اگرچه این اقدام در ظاهر حمایتی است، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند که این میزان حمایت، در برابر عمق بحران، بسیار محدود است.

    فرزین کوشا، کارشناس اقتصاد در این باره  می‌گوید: وقتی یک بنگاه کوچک چندین ماه با کاهش یا توقف فعالیت مواجه بوده، پرداخت معادل دو ماه حداقل دستمزد، آن هم به‌صورت وام، نمی‌تواند نقش نجات‌بخش ایفا کند. این سیاست بیشتر شبیه به یک مُسکن موقت است تا یک درمان ساختاری. بنگاه‌ها نیاز به تنفس دارند، نه صرفاً تزریق نقدینگی کوتاه‌مدت.

    اولین اقدام دولت باید تعویق یا بخشودگی بدهی‌های بانکی و مالیاتی این بنگاه‌ها باشد / اگر دولت واقعاً قصد حمایت دارد، باید به‌جای ارائه وام جدید، فشارهای مالی موجود را کاهش دهد

    او با اشاره به وضعیت شکننده بنگاه‌های کوچک در دوره پساجنگ، تأکید می‌کند: ما با یک اقتصاد آسیب‌دیده مواجه هستیم که نیازمند سیاست‌های بازسازی است، نه صرفاً مدیریت بحران. بنگاه‌های کوچک در این میان، به دلیل نقش کلیدی در اشتغال، باید در اولویت سیاست‌گذاری قرار گیرند.

    این کارشناس اقتصاد ادامه می‌دهد: اولین اقدام دولت باید تعویق یا بخشودگی بدهی‌های بانکی و مالیاتی این بنگاه‌ها باشد. بسیاری از این واحدها در شرایطی قرار دارند که حتی پرداخت هزینه‌های جاری برایشان دشوار است، چه برسد به بازپرداخت وام. اگر دولت واقعاً قصد حمایت دارد، باید به‌جای ارائه وام جدید، فشارهای مالی موجود را کاهش دهد.

    دسترسی به منابع مالی باید تسهیل شود / دولت می‌تواند با ایجاد صندوق‌های ضمانت یا ارائه یارانه سود، شرایط را برای دریافت تسهیلات واقعی‌تر فراهم کند

    کوشا همچنین به ضرورت اصلاح نظام تأمین مالی اشاره می‌کند و می‌افزاید: دسترسی به منابع مالی باید تسهیل شود، اما نه با نرخ‌های سود بالا. در شرایطی که تورم بالاست و بازار در رکود به‌سر می‌برد، نرخ سود ۱۸ درصد عملاً به معنای افزایش بدهی بنگاه‌هاست. دولت می‌تواند با ایجاد صندوق‌های ضمانت یا ارائه یارانه سود، شرایط را برای دریافت تسهیلات واقعی‌تر فراهم کند.

    اگر این بنگاه‌ها یکی پس از دیگری تعطیل شوند، بازسازی آن‌ها در آینده بسیار پرهزینه‌تر خواهد بود

    این کارشناس در ادامه به نقش تقاضا در احیای بنگاه‌ها اشاره کرده و می‌گوید: بدون تحریک تقاضا، هیچ بنگاهی نمی‌تواند به فعالیت پایدار بازگردد. سیاست‌های حمایتی باید به‌گونه‌ای طراحی شوند که قدرت خرید مردم افزایش یابد. این می‌تواند از طریق افزایش دستمزدها، ارائه کارت‌های اعتباری یا حتی خرید تضمینی محصولات داخلی انجام شود.

    فرزین کوشا در پایان تاکید می‌کند: اگر این بنگاه‌ها یکی پس از دیگری تعطیل شوند، بازسازی آن‌ها در آینده بسیار پرهزینه‌تر خواهد بود. ما باید امروز سرمایه‌گذاری کنیم تا فردا هزینه‌های اجتماعی و اقتصادی کمتری بپردازیم.

    بیمه بیکاری باید به‌عنوان یک حق در نظر گرفته شود، نه یک امتیاز محدود

    در کنار چالش‌های بنگاه‌ها، وضعیت کارگران نیز به‌شدت نگران‌کننده است. بسیاری از کارگران شاغل در این واحدها، با قراردادهای موقت و بدون امنیت شغلی فعالیت می‌کنند. در دوران جنگ، تعدیل نیرو، کاهش ساعات کاری و حتی عدم پرداخت حقوق، به امری رایج تبدیل شد.

    علیرضا اشراق، فعال کارگری نیز با اشاره به وضعیت نگران کننده کارگران می‌گوید: کارگران در بنگاه‌های کوچک، اولین قربانیان بحران هستند. وقتی درآمد بنگاه کاهش می‌یابد، اولین تصمیمی که گرفته می‌شود، کاهش هزینه نیروی کار است. این یعنی اخراج، تعویق حقوق یا کاهش مزایا.

    او می‌افزاید: در دوره پساجنگ، انتظار می‌رفت که شرایط بهبود یابد، اما واقعیت این است که بسیاری از کارگران هنوز به شغل خود بازنگشته‌اند. برخی از بنگاه‌ها تعطیل شده‌اند و برخی دیگر با حداقل ظرفیت فعالیت می‌کنند. در چنین شرایطی، بیمه بیکاری می‌تواند نقش مهمی ایفا کند، اما همان‌طور که مسئولان گفته‌اند، منابع کافی برای پوشش همه وجود ندارد.

    این فعال کارگری با انتقاد از ناکافی بودن حمایت‌ها اظهار می‌دارد: بیمه بیکاری باید به‌عنوان یک حق در نظر گرفته شود، نه یک امتیاز محدود. کارگری که سال‌ها حق بیمه پرداخت کرده، نباید در زمان بیکاری با بروکراسی پیچیده و محدودیت منابع مواجه شود.

    اقتصاد پساجنگ نیازمند یک برنامه جامع بازسازی است / بنگاه‌های کوچک به‌عنوان محور اصلی اشتغال باید در این برنامه مرکز توجه قرار گیرند

    این فعال کارگری تاکید می‌کند: با توجه به شرایط موجود، آینده بنگاه‌های کوچک و کارگران آن‌ها در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. اگرچه اقدامات محدودی از سوی دولت انجام شده، اما به‌نظر می‌رسد که این اقدامات برای عبور از بحران کافی نیست.

    اشراق خاطرنشان می‌کند: اقتصاد پساجنگ نیازمند یک برنامه جامع بازسازی است؛ برنامه‌ای که در آن، بنگاه‌های کوچک به‌عنوان محور اصلی اشتغال، در مرکز توجه قرار گیرند. این برنامه باید شامل حمایت‌های مالی واقعی، اصلاحات ساختاری، تقویت تقاضا و ایجاد شبکه‌های حمایتی برای کارگران باشد. در غیر این صورت، خطر تعطیلی گسترده بنگاه‌ها و افزایش بیکاری، می‌تواند به یک بحران اجتماعی تبدیل شود؛ بحرانی که تبعات آن، فراتر از اقتصاد، به حوزه‌های اجتماعی و حتی سیاسی نیز کشیده خواهد شد.

  • سایه سنگین جنگ بر سر بنگاه‌های اقتصادی کوچک

    سایه سنگین جنگ بر سر بنگاه‌های اقتصادی کوچک

    به گزارش اقتصادران، پس از عبور از دوره‌ای پرتنش که با جنگ، شوک‌های اقتصادی و ناپایداری‌های پیاپی همراه بود، اکنون اقتصاد در مرحله‌ای قرار گرفته که بیش از هر زمان دیگری نیازمند ترمیم، بازسازی و سیاست‌گذاری دقیق است. در این میان، بنگاه‌های اقتصادی کوچک و متوسط که ستون فقرات اشتغال کشور به شمار می‌روند، در شرایطی شکننده و ناپایدار قرار دارند. اظهارات اخیر معاون اشتغال وزارت کار درباره «کمبود منابع» و در عین حال ارایه تسهیلات محدود برای این بنگاه‌ها، تصویری دوگانه از تلاش و ناتوانی سیاست‌گذار را به نمایش می‌گذارد؛ تلاشی برای جلوگیری از فروپاشی، اما با ابزارهایی که به‌نظر می‌رسد برای این سطح از بحران کافی نیست.

    بنگاه‌های کوچک؛ قربانیان خاموش بحران

    بنگاه‌های کوچک، به‌ویژه آنهایی که بین ۲ تا ۵۰ نفر نیروی کار دارند، به دلیل انعطاف‌پذیری بالا و سرمایه محدود، در شرایط عادی می‌توانند موتور محرک تولید و اشتغال باشند. اما در شرایط بحران، همین ویژگی‌ها به نقطه ضعف آنها تبدیل می‌شود. این بنگاه‌ها معمولاً ذخایر مالی قابل‌توجهی ندارند، دسترسی‌شان به منابع بانکی محدود است و در برابر شوک‌های بیرونی، تاب‌آوری کمتری از خود نشان می‌دهند. در دوران جنگ، بسیاری از این بنگاه‌ها با کاهش تقاضا، اختلال در زنجیره تأمین، افزایش هزینه‌های تولید و حتی تخریب فیزیکی مواجه شدند. اکنون در دوره پساجنگ، اگرچه شدت بحران کاهش یافته، اما پیامدهای آن همچنان پابرجاست؛ از بدهی‌های انباشته گرفته تا کاهش قدرت خرید مصرف‌کنندگان.

    تسهیلات دولتی؛ مُسکن یا درمان؟

    براساس اعلام معاون اشتغال وزارت کار، دولت برای بنگاه‌های کوچک تسهیلاتی در نظر گرفته که به ازای هر نیروی کار، معادل حداقل دستمزد برای دو ماه پرداخت می‌شود. این تسهیلات با نرخ سود ۹ درصد و دوره بازپرداخت شش‌ماهه ارایه می‌شود. اگرچه این اقدام در ظاهر حمایتی است، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند که این میزان حمایت، در برابر عمق بحران، بسیار محدود است. فرزین کوشا، کارشناس اقتصاد در این باره به «تعادل» می‌گوید: وقتی یک بنگاه کوچک چندین ماه با کاهش یا توقف فعالیت مواجه بوده، پرداخت معادل دو ماه حداقل دستمزد، آن‌هم به‌صورت وام، نمی‌تواند نقش نجات‌بخش ایفا کند.

    این سیاست بیشتر شبیه به یک مُسکن موقت است تا یک درمان ساختاری. بنگاه‌ها نیاز به تنفس دارند، نه صرفاً تزریق نقدینگی کوتاه‌مدت. او با اشاره به وضعیت شکننده بنگاه‌های کوچک در دوره پساجنگ، تأکید می‌کند: ما با یک اقتصاد آسیب‌دیده مواجه هستیم که نیازمند سیاست‌های بازسازی است، نه صرفاً مدیریت بحران. بنگاه‌های کوچک در این میان، به دلیل نقش کلیدی در اشتغال، باید در اولویت سیاست‌گذاری قرار گیرند. این کارشناس اقتصاد ادامه می‌دهد: اولین اقدام دولت باید تعویق یا بخشودگی بدهی‌های بانکی و مالیاتی این بنگاه‌ها باشد. بسیاری از این واحدها در شرایطی قرار دارند که حتی پرداخت هزینه‌های جاری برایشان دشوار است، چه برسد به بازپرداخت وام. اگر دولت واقعاً قصد حمایت دارد، باید به‌جای ارایه وام جدید، فشارهای مالی موجود را کاهش دهد.

    کوشا همچنین به ضرورت اصلاح نظام تأمین مالی اشاره می‌کند و می‌افزاید: دسترسی به منابع مالی باید تسهیل شود، اما نه با نرخ‌های سود بالا. در شرایطی که تورم بالاست و بازار در رکود به‌سر می‌برد، نرخ سود ۱۸درصد عملاً به معنای افزایش بدهی بنگاه‌هاست. دولت می‌تواند با ایجاد صندوق‌های ضمانت یا ارایه یارانه سود، شرایط را برای دریافت تسهیلات واقعی‌تر فراهم کند.این کارشناس در ادامه به نقش تقاضا در احیای بنگاه‌ها اشاره کرده و می‌گوید: بدون تحریک تقاضا، هیچ بنگاهی نمی‌تواند به فعالیت پایدار بازگردد. سیاست‌های حمایتی باید به‌گونه‌ای طراحی شوند که قدرت خرید مردم افزایش یابد. این می‌تواند از طریق افزایش دستمزدها، ارایه کارت‌های اعتباری یا حتی خرید تضمینی محصولات داخلی انجام شود. فرزین کوشا در پایان تاکید می‌کند: اگر این بنگاه‌ها یکی پس از دیگری تعطیل شوند، بازسازی آنها در آینده بسیار پرهزینه‌تر خواهد بود. ما باید امروز سرمایه‌گذاری کنیم تا فردا هزینه‌های اجتماعی و اقتصادی کمتری بپردازیم.

    کارگران در حاشیه؛ اشتغال در وضعیت تعلیق

    در کنار چالش‌های بنگاه‌ها، وضعیت کارگران نیز به‌شدت نگران‌کننده است. بسیاری از کارگران شاغل در این واحدها، با قراردادهای موقت و بدون امنیت شغلی فعالیت می‌کنند. در دوران جنگ، تعدیل نیرو، کاهش ساعات کاری و حتی عدم پرداخت حقوق، به امری رایج تبدیل شد. علیرضا اشراق، فعال کارگری نیز با اشاره به وضعیت نگران کننده کارگران به «تعادل» می‌گوید: کارگران در بنگاه‌های کوچک، اولین قربانیان بحران هستند. وقتی درآمد بنگاه کاهش می‌یابد، اولین تصمیمی که گرفته می‌شود، کاهش هزینه نیروی کار است. این یعنی اخراج، تعویق حقوق یا کاهش مزایا. در دوره پساجنگ، انتظار می‌رفت که شرایط بهبود یابد، اما واقعیت این است که بسیاری از کارگران هنوز به شغل خود بازنگشته‌اند.
    برخی از بنگاه‌ها تعطیل شده‌اند و برخی دیگر با حداقل ظرفیت فعالیت می‌کنند. در چنین شرایطی، بیمه بیکاری می‌تواند نقش مهمی ایفا کند، اما همانطور که مسوولان گفته‌اند، منابع کافی برای پوشش همه وجود ندارد. او با انتقاد از ناکافی بودن حمایت‌ها می‌افزاید: بیمه بیکاری باید به عنوان یک حق درنظر گرفته شود، نه یک امتیاز محدود. کارگری که سال‌ها حق بیمه پرداخت کرده، نباید در زمان بیکاری با بروکراسی پیچیده و محدودیت منابع مواجه شود.

    آینده مبهم؛ ضرورت تصمیمات فوری

    این فعال کارگری تاکید می‌کند: با توجه به شرایط موجود، آینده بنگاه‌های کوچک و کارگران آنها در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. اگرچه اقدامات محدودی ازسوی دولت انجام شده، اما به‌نظر می‌رسد که این اقدامات برای عبور از بحران کافی نیست. اشراق خاطرنشان می‌کند: اقتصاد پساجنگ نیازمند یک برنامه جامع بازسازی است؛ برنامه‌ای که در آن، بنگاه‌های کوچک به عنوان محور اصلی اشتغال، در مرکز توجه قرار گیرند. این برنامه باید شامل حمایت‌های مالی واقعی، اصلاحات ساختاری، تقویت تقاضا و ایجاد شبکه‌های حمایتی برای کارگران باشد. در غیر این صورت، خطر تعطیلی گسترده بنگاه‌ها و افزایش بیکاری، می‌تواند به یک بحران اجتماعی تبدیل شود؛ بحرانی که تبعات آن، فراتر از اقتصاد، به حوزه‌های اجتماعی و حتی سیاسی نیز کشیده خواهد شد.

    پرداخت وام به بنگاه‌ها با نرخ سود ۹ درصد

    ازسوی دیگر معاون اشتغال وزیر کار گفت: برای بنگاه‌هایی با ۲ تا ۵۰ نفر نیروی کار که بیمه پرداخت کرده‌اند، تسهیلاتی درنظر گرفته شده است که به ازای هر نفر، مبلغی معادل حداقل دستمزد (حدود ۲۲ میلیون تومان) برای دو ماه پرداخت می‌شود، با دوره بازپرداخت شش‌ماهه و نرخ سود ۹درصد (سالانه ۱۸درصد). مالک حسینی افزود: یکی از مظلوم‌ترین اقشار، مدیران دولتی هستند که تمایل دارند کاری انجام دهند اما خب ما با مشکلات عدیده‌ای مواجه هستیم. همان‌گونه که شما در بخش تولید آسیب دیده‌اید و سختی کشیده‌اید، ما نیز از سال گذشته، اگر بخواهیم مقایسه کنیم، با محدودیت‌ها و چالش‌هایی مواجه بوده‌ایم. ابتدای سال گذشته با یک جنگ مواجه شدیم، مقداری تلاش کردیم شرایط را ترمیم کنیم، اما مجدداً مسائلی پیش آمد. در دی‌ماه حوادث تلخی را تجربه کردیم که امیدواریم هرگز تکرار نشود و پس از فاصله‌ای کوتاه، دوباره جنگ را تجربه کردیم.

    او ادامه داد: شاید در تاریخ ایران کمتر دوره‌ای را بتوان یافت که این حجم از حوادث فشرده در آن رخ داده باشد. به همین میزان، هر حادثه‌ای که رخ می‌دهد، ما تلاش می‌کنیم از منابع عمومی محدود موجود استفاده کنیم. مدیریت یک کارگاه به‌تنهایی کار سختی است، چه برسد به مدیریت چندین میلیون نیروی کار که بر دوش ما است و هرگونه تعدیل آنها، زندگی بسیاری را تحت تأثیر قرار می‌دهد. ما روزهای بسیار سختی را در کنار شما سپری می‌کنیم. معاون اشتغال وزیر کار افزود: یکی از نکات مثبت این است که از مجموع ۴۱ همتی که تسهیلات سال گذشته پرداخت شد، حدود ۲۳ همت آن به کسب‌وکارهای زنان اختصاص یافت. البته چند واقعیت را باید بپذیریم. هر جنگی تبعات خاص خود را دارد ازجمله کوچک شدن اقتصاد و افزایش نااطمینانی‌ها، به‌ویژه زمانی که طرف مقابل قابل پیش‌بینی نباشد. شرایط کنونی نیز چنین است.

    محدودیت منابع عامل بازدارنده

    مالک حسینی تاکید کرد: در حال حاضر، شرایط بسیار دشوار است و دولت نیز با محدودیت منابع مواجه است؛ همان‌طور که پیش از جنگ نیز با این محدودیت‌ها روبه‌رو بود. اینها واقعیت‌هایی است که باید پذیرفته شود. در عین حال، باید تأکید کنم که مردم در هر شرایطی همراه هستند و این موضوع بسیار ارزشمند است. او گفت: در این فاصله، باید از سیاست‌های فعال استفاده کنیم؛ به این معنا که از بنگاه‌های آسیب‌دیده حمایت شود، ازجمله از طریق یارانه دستمزد و بیمه، تا بتوانند نیروی کار خود را حفظ کنند. برای مثال، برای بنگاه‌هایی با ۲ تا ۵۰ نفر نیروی کار که بیمه پرداخت کرده‌اند، تسهیلاتی درنظر گرفته شده است که به ازای هر نفر، مبلغی معادل حداقل دستمزد (حدود ۲۲ میلیون تومان) برای دو ماه پرداخت می‌شود، با دوره بازپرداخت شش‌ماهه و نرخ سود ۹درصد (سالانه ۱۸درصد) .

    حسینی خاطرنشان کرد: این برنامه برای حدود ۱.۸ میلیون نفر طراحی شده است. این افراد عمدتاً کسانی هستند که به دلیل مشکلاتی مانند تأمین مواد اولیه یا اختلال در چرخه تولید، دچار آسیب شده‌اند. ثبت‌نام از طریق سامانه وزارت اقتصاد انجام می‌شود و تلاش شده فرآیند بررسی و پرداخت با سرعت انجام گیرد. معاون اشتغال وزیر کار گفت: تا الان حدود ۱۴۷هزار نفر بیمه بیکاری ثبت نام کردندو ممکن است این عدد بیشتر شود. اما اگر بتوانیم مواد اولیه را به موقع وارد کنیم در دو زنجیره فولاد و پتروشیمی شروع خوبی می‌شود. بنابراین متغیرها بسیار است.

  • خطر تعطیلی بیخ گوش بنگاه‌های اقتصادی

    خطر تعطیلی بیخ گوش بنگاه‌های اقتصادی

    به گزارش اقتصادران، در شرایطی که اقتصاد کشور با پیامدهای جنگ و شوک‌های اقتصادی مواجه شده است، مسئله تاب‌آوری بنگاه‌های اقتصادی به یکی از دغدغه‌های اصلی فعالان اقتصادی تبدیل شده است.

    در همین زمینه، حسین محمودی اصل، تحلیلگر و کارشناس مسائل اقتصادی درباره وضعیت بنگاه‌ها، چالش‌های پیش‌رو و راهکارهای افزایش تاب‌آوری آن‌ها توضیحاتی ارائه کرد.

    او می گوید؛ «اگر فشارهای تورمی ادامه پیدا کند و تقاضا کاهش یابد، هزینه تولید افزایش خواهد یافت و برخی بنگاه‌ها ممکن است با خطر تعطیلی مواجه شوند. در چنین شرایطی بازار کار نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد و کاهش اشتغال افزایش می‌یابد.»

    این تحلیلگر اقتصادی راهکارهایی را برای حمایت دولت از بنگاه ها ارائه می دهد و معتقد است؛« افزایش دستمزد در این شرایط نوعی تیغ دولبه است. »

    مشروح گفتگو با این تحلیلگر اقتصادی را بخوانید؛

    ****

    *آقای‌محمودی اصل؛ با توجه به شرایط جنگی و فشارهای اقتصادی، وضعیت بنگاه‌های اقتصادی و به‌ویژه کسب‌وکارهای کوچک و متوسط را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    واقعیت این است که بسیاری از بنگاه‌های اقتصادی پیش از بروز بحران اخیر نیز در شرایط مناسبی قرار نداشتند. اقتصاد کشور در وضعیت رکودی قرار داشت و حاشیه سود شرکت‌ها بسیار پایین بود. در چنین شرایطی، طبیعی است که بنگاه‌ها توان مالی و عملیاتی محدودی داشته باشند.

    سیاست های حمایتی دولت به کمک بنگاه ها نیامد

    از سوی دیگر، سیاست‌های حمایتی دولت نیز نتوانست به شکل مؤثر به کمک بنگاه‌ها بیاید. بنابراین بنگاه‌ها در آغاز این بحران از سطح تاب‌آوری بالایی برخوردار نبودند و همین موضوع موجب شده که اکنون فشارهای بیشتری را تجربه کنند.

    *محدودیت‌های اینترنتی چه تأثیری بر فعالیت کسب‌وکارها گذاشته است؟

    بخش مهمی از مراودات اقتصادی در دنیای امروز از طریق بسترهای دیجیتال و اپلیکیشن‌های بین‌المللی انجام می‌شود. محدودیت‌های اینترنتی به‌ویژه در حوزه بازاریابی، فروش و ارتباط با مشتریان خارجی مشکلات جدی ایجاد کرده است. بسیاری از کسب‌وکارها برای ارتباط با بازارهای خارجی، انجام مذاکرات و حتی مدیریت زنجیره تأمین به اینترنت پایدار نیاز دارند. بنابراین این محدودیت‌ها عملاً فعالیت اقتصادی را دشوارتر کرده است.

    اختلال در مسیر مبادلات تجاری ایران با امارات، ترکیه و ….

    *جنگ چه اثری بر تجارت خارجی و مسیرهای صادراتی کشور داشته است؟

    پیش از این بخش قابل توجهی از تجارت خارجی کشور از طریق برخی کشورهای منطقه انجام می‌شد. برای مثال، دبی حدود ۲۹ میلیارد دلار از صادرات کشور را پوشش می‌داد. هرچند تمرکز تجارت در یک مسیر خاص از نظر اقتصادی منطقی نیست، اما واقعیت این است که بخش مهمی از صادرات از این مسیر انجام می‌شد.

    با تشدید تنش‌ها و محدودیت‌ها، این مسیرها با ریسک بیشتری مواجه شده‌اند. در حوزه واردات نیز بسیاری از مبادلات مالی از طریق کشورهای حوزه خلیج فارس، ترکیه و عراق انجام می‌شد که اکنون با چالش‌هایی روبه‌رو شده است. به همین دلیل حتی پس از پایان جنگ نیز احتمالاً اقتصاد کشور مدتی با آثار این اختلالات مواجه خواهد بود.

    * رو به آینده اگر نگاه کنیم، وضعیت تورم و قدرت خرید مردم چه تأثیری بر فعالیت بنگاه‌ها در سال پیش رو خواهد داشت؟

    افزایش نرخ ارز و برخی اصلاحات اقتصادی اخیر موجب ایجاد شوک قیمتی در اقتصاد شده است. برآوردها نشان می‌دهد که نرخ تورم ممکن است به سطوح بسیار بالایی برسد. در مقابل، قدرت خرید مردم افزایش قابل توجهی نداشته است. همین موضوع باعث کاهش تقاضا برای کالاها و خدمات خواهد شد. وقتی تقاضا کاهش پیدا کند، فروش بنگاه‌ها نیز کاهش می‌یابد و این مسئله فشار بیشتری بر تولیدکنندگان وارد می‌کند.

    در حال حاضر میانگین ظرفیت تولید بسیاری از واحدهای صنعتی کشور حدود ۵۰ درصد ظرفیت اسمی است. با توجه به کاهش تقاضا و محدودیت‌های صادراتی، ممکن است این رقم در برخی مقاطع حتی به حدود ۳۰ درصد نیز برسد که موضوعی نگران‌کننده است.

    خسارت های مستقیم و غیرمستقیم جنگ به بنگاه های اقتصادی

    * آیا برآوردی از خسارت‌های جنگ به بنگاه‌های اقتصادی وجود دارد؟

    در حال حاضر برآورد دقیق و جامعی از خسارت‌های مستقیم و غیرمستقیم منتشر نشده است، اما می‌توان گفت که خسارت‌های غیرمستقیم احتمالاً بسیار بیشتر از خسارت‌های مستقیم خواهد بود. برخی واحدهای صنعتی از جمله تعدادی از شرکت‌های داروسازی و همچنین برخی تأسیسات صنعتی آسیب دیده‌اند، اما مسئله اصلی اختلال در زنجیره تأمین، کاهش صادرات، افزایش هزینه‌ها و کاهش تقاضا در بازار داخلی است که فشار بیشتری بر بنگاه‌ها وارد می‌کند.

    پیش فروش محصولات به تأمین نقدینگی بنگاه ها کمک می کند

    *آقای محمودی اصل! این بنگاه‌های اقتصادی برای افزایش تاب‌آوری خود چه اقداماتی می‌توانند انجام دهند؟

    بنگاه‌ها باید برنامه‌ریزی دقیق‌تری داشته باشند و سناریوهای مختلف را برای ادامه فعالیت خود در نظر بگیرند. داشتن سناریوهای جایگزین برای تأمین مواد اولیه، مدیریت بهتر منابع مالی و برنامه‌ریزی برای شرایط بحرانی از جمله اقداماتی است که می‌تواند به افزایش تاب‌آوری کمک کند. همچنین استفاده از روش‌هایی مانند پیش‌فروش محصولات می‌تواند به تأمین نقدینگی بنگاه‌ها کمک کند.

    * دولت چه نقشی در حمایت از بنگاه‌ها در این شرایط دارد؟

    دولت می‌تواند از طریق ارائه تسهیلات مالی، ایجاد مشوق‌های صادراتی، و اعمال برخی بخشودگی‌های مالیاتی به بنگاه‌ها کمک کند. همچنین فراهم کردن زیرساخت‌های مناسب برای تجارت و کاهش برخی محدودیت‌ها می‌تواند به ادامه فعالیت بنگاه‌ها کمک کند.

    خطر تعطیلی بنگاه های اقتصادی

    * اگر این شرایط ادامه پیدا کند، آینده بنگاه‌‌ها و نیروی کار چگونه خواهد شد؟

    اگر فشارهای تورمی ادامه پیدا کند و تقاضا کاهش یابد، هزینه تولید افزایش خواهد یافت و برخی بنگاه‌ها ممکن است با خطر تعطیلی مواجه شوند. در چنین شرایطی بازار کار نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد و کاهش اشتغال افزایش می‌یابد.

    در حال حاضر ظرفیت واقعی تولید در بسیاری از صنایع حدود ۵۰ درصد است و در صورت تشدید شرایط ممکن است حتی به حدود ۲۰ درصد نیز کاهش یابد. محدودیت‌های صادراتی و کاهش قدرت خرید از جمله عواملی هستند که می‌توانند این روند را تشدید کنند.

    افزایش دستمزدها تیغ دولبه است زیرا…

    * افزایش دستمزدها در چنین شرایطی چه تأثیری بر بنگاه‌ها دارد؟

    افزایش دستمزد در این شرایط نوعی تیغ دولبه است. از یک سو می‌تواند بخشی از فشار معیشتی بر نیروی کار را کاهش دهد، اما از سوی دیگر ممکن است هزینه‌های بنگاه‌ها را افزایش دهد و فشار بیشتری بر آن‌ها وارد کند. به همین دلیل لازم است در کنار افزایش دستمزد، سیاست‌های حمایتی مانند بخشودگی‌های مالیاتی و ارائه مشوق‌ها برای بنگاه‌ها در نظر گرفته شود.

     

  • پیشنهاد جالب “راغفر” برای جبران آسیب‌های تورمی / دولت به کارفرمایان «یارانه دستمزد» بدهد!

    پیشنهاد جالب “راغفر” برای جبران آسیب‌های تورمی / دولت به کارفرمایان «یارانه دستمزد» بدهد!

    به گزارش اقتصادران، حسین راغفر از ایده‌های جایگزینی که به جای بهانه‌های دولت و کارفرمایان در شورای عالی کار برای حمایت از بنگاه‌های کوچک مطرح می‌شود، سخن گفت.

    موضوع افزایش حداقل دستمزد کارگران همواره در پایان سال و در جلسات حساس شورای عالی کار، زیر سایه چندین تهدید قرار داشته است. به عبارت بهتر، همه‌ساله کارفرمایان و دولت بهانه‌های مشترکی را بر سر امکان افزایش حداقل دستمزد مطابق ماده ۴۱ قانون کار مطرح کرده‌اند.

    یکسال این بهانه بر سر مزد و مشکل دولت در افزایش حقوق کارکنان خود و افزایش اندک افزایش حقوق کارکنان در بودجه و امکان اعتراض کارگران و کارکنان دولت به دلیل تصویب مقدار افزایش بیشتر کارگران بوده است. یکسال دیگر هم بهانه دولت و کارفرمایان، بحران واحدهای کوچک مقیاس و خرد در پرداخت دستمزد و عدم امکان افزایش مزد برای بنگاه‎‌های زیر ده نفره که ۸۵ درصد کل واحدهای کشور را تشکیل می‌‎دهند، بوده است.

    هرگز هیچ سالی تصویب مزد بدون این دو بهانه به نحوی نشده که طبق قانون مزد به سبد حداقل معیشت مورد محاسبه خود دولت برسد. حتی فراتر از این، در بسیاری از سال‌ها مزد به میزان نرخ تورم نیز افزایش نیافته و بهانه دولت و کارفرمایان، بحث بنگاه‌های کوچک و ناتوانی آنان در پرداخت مزد قانونی یا کارکنان دولت بوده است.

    در این میان بهانه ناتوانی بنگاه‌های کوچک بیش از سایر بهانه‌ها توانسته تاکنون دولت و کارفرمایان را در بهانه‌تراشی در شورای عالی کار موفق کرده و اجازه اجرای ماده ۴۱ قانون کار را ندهد. اما برخی کارشناسان؛ کوچک مقیاس باقی ماندن تولید و عدم بهره‌وری و رقابت ناپذیری شرکت‌ها و بنگاه‌های بسیار کوچک تولیدی کشور را ناشی از همین دسته از رانت‌ها و امتیازاتی می‌دانند که در قالب مزد، وام، یارانه و. . دولت به تولیدکنندگان کشور ارزانی می‌دارد!

    «یارانه مزد»؛ راهکار تجربه شده جهانی برای تقویت بنگاه‌های کوچک

    در این ارتباط حسین راغفر (اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشگاه الزهراء تهران) با اشاره به چالش‌های تعیین دستمزد و مشکلات بنگاه‌های کوچک اظهار کرد: همه‌ساله موضوع بنگاه‌های کوچک و ناتوانی آن‌ها از پرداخت دستمزد بهانه‌عدم افزایش مکفی مزد کارگران در شورای عالی کار توسط برخی جریان‌ها می‌شود. واقعیت این است که هم کارفرمایان واقعی و هم نیروی کار، هردو قربانی سیاست‌های اقتصادی پس از جنگ تحمیلی هستند. در طی دو دهه اخیر بطور جدی‌تر دستمزد سرکوب شده است.

    وی افزود: کارفرمای بنگاه‌های کوچک باید خودش عنایت داشته باشد که افزایش حداقل دستمزد نیروی کارشان در این شرایط به بهره‌وری و حفظ نیروهای کار کمک می‌کند. این به بهبود درآمد کارفرما نیز منجر خواهد شد. واقعیت این است که هم کارفرما و هم کارگر، از سیاست‌های تورم‌زای دولت آسیب می‌بینند و برای جبران این آسیب‌های تورمی و هزینه‌های افزایش دستمزد نیروی کار، دولت باید به کارفرمایان واحدهای کوچک که از ناحیه افزایش دستمزد آسیب می‌بینند، «یارانه دستمزد» بدهد!

    راغفر ادامه داد: این مسئله تنها در ایران پیشنهاد نشده و موضوع عجیبی نیست. در کشوری صنعتی مانند آلمان و چندین کشور دیگر مثل ترکیه سابقه داشته است. آلمان برای حفظ صنایع خود در صحنه رقابت جهانی، سالانه مبالغ هنگفتی یارانه برای جبران هزینه افزایش دستمزد شرکت‌های آسیب‌پذیر هزینه می‌کند تا آنان بتوانند دستمزد را افزایش دهند. این درباره ایران نیز قابل اجراست.

    این کارشناس اقتصاد اشتغال و رفاه تاکید کرد: به جای آنکه یارانه را به طبقات بالای اجتماعی بدهیم یا یارانه نقدی قبلی یا یارانه سوخت را به همه (از جمله ثروتمندان و طبقات متوسط رو به بالا) بدهیم، می‌توانیم با حذف بخشی از سوبسیدهای ناعادلانه دریافتی مرفهین، به کارفرمایان شرکت‌های کوچک و خرد یارانه دستمزد بدهیم تا در برابر افزایش حداقل دستمزد مطابق قانون کار، تاب آوری داشته باشند. این می‌تواند تا حد زیادی از مشکلات کنونی بکاهد.

    عضو هیات علمی دانشگاه الزهراء تهران تصریح کرد: دولت می‌تواند در اقدام دیگری، خدمات بهداشت و درمان رایگان را برای کارگران کم درآمد صنایع کوچک اجباری کند و این بخش از هزینه‌های آنان را متقبل شود. کمک هزینه یا کارت ویژه برای حمل و نقل رایگان نیز از امکاناتی است که بجای مزد می‌توانیم به کارگران واحدهای کوچک بدهیم. انواع حمایت‌ها از کارگاه‌ها، کارفرمایان و کارگران بنگاه‌های کوچک می‌تواند به مرور باعث بزرگ مقیاس شدن بنگاه‌ها در آینده نه چندان دور شود. این موضوع باری از روی دوش کارفرمای بنگاه کوچک هم برمی‌دارد.

    وی در پاسخ به سوالی درباره اینکه چگونه بهره‌وری بنگاه‌های کوچک در شرایط غیر رقابتی یاد شده با رانت و سوبسید دولت چطور حفظ می‌شود، گفت: این فقط بنگاه‌های کوچک مقیاس نیستند که به‌صورت غیررقابتی کار می‌کنند. بسیاری از بنگاه‌های بزرگ مقیاس ما به مراتب غیررقابتی‌تر و رانتی‌تر مدیریت می‌شوند. صنایع فولاد، سیمان، خودروسازی‌ها و صنایع بالادستی پتروشیمی ما رقابتی نیستند. رانت‌ها و وام‌های با سود بسیار پایین که در قالب تسهیلات تکلیفی دولت به این شرکت‌ها می‌دهد، اصلاً قابل قیاس با حمایتی که از صنایع کوچک می‌شود، نبوده و نخواهد بود.

    راغفر خاطرنشان کرد: شرکت‌های بزرگ و نزدیک به دولت اگر از حمایت دولتی برخوردار نباشند و همه امکانات از وام تا مواد اولیه و نقدینگی و سایر امتیازات را نداشتند، نه یک لیتر محصولات پتروشیمی و نه یک کیلو فولاد می‌توانند صادر کنند. این شرکت‌ها اصلاً قادر به رقابت در صحنه جهانی با شرکت‌های رقیب بین المللی نیستند. لذا اگر قرار است یارانه‌ای پرداخت شود، بنگاه‌های کوچک در اولویت بیشتری قرار دارند.

    این کارشناس اقتصادی اضافه کرد: هزینه سرمایه‌گذاری در کشور بسیار بالاست. دسترسی بنگاه‌های کوچک هم به تسهیلات بانکی بسیار ناچیز است. در واقع اکثر منابع بانکی به عنوان وام جهت تامین مالی و نقدینگی بنگاه‌های خاص مصرف می‌شوند. از قضا بخش قابل توجهی از این منابع باید برای تامین بنگاه‌های کوچک دارای مشکل بگارگیری شود.

    این اقتصاددان حوزه رفاه تصریح کرد: بسیاری از بنگاه‌های غیر مولد بزرگ نیز درحالی که رقابتی نیستند، از حداکثر منابع دولتی و بانکی بهره‌مند هستند. هواپیمایی ایران و صداوسیما با اینکه اصلا رقابتی نیستند، از منابع بهره‌مند هستند. به نظر می‌رسد این بیشتر یک توجیه است که به تولید بی‌توجهی صورت گیرد. تولید قلب اقتصاد کشور است اما از صنایع خرد برای بزرگتر شدن و افزایش مقیاس حمایت نمی‌شود. اگر این حمایت صورت گیرد، بنگاه‌های کوچک از شمول بنگاه‌های خرد خارج شده و می‌توانند روی پای خود بدون حمایت بایستند. اما این امر درباره بنگاه‌های بزرگ صادق نیست و در شرایط فعلی برای حمایت همزمان از نیروی کار و این شرکت‌های کوچک، می‌توان در قالب یارانه مزد اولین حمایت‌ها را برای بزرگ مقایس‌تر کردن و به صرفه‌کردن تولید در کشور استفاده کرد. این بهتر است تا اینکه انبوهی بنگاه کوچک ورشکست شده و دوباره رکود و بیکاری بر اقتصاد کشور مسلط شود. به‌نظر می‌رسد استدلالاتی که در حمایت از بنگاه‌های خرد به منظور سرکوب مزدی مطرح می‌شود، بهانه‌ای برای سرکوب مزد است تا حمایت از بنگاه‌های کوچک، وگرنه دولت خود از این بنگاه‌ها از محل مدیریت یارانه‌ها حمایت می‌کرد.

  • یقه اقتصاد ایران در دستان رکود!

    یقه اقتصاد ایران در دستان رکود!

    به گزارش اقتصادران، گزارش شامخ ارديبهشت ماه كه با قدري تاخير توسط اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران منتشر شده از باقي ماندن وضعيت بنگاه‌هاي اقتصادي در شرايط مشابه فروردين ماه حكايت دارد. در واقع در يك ماهه ارديبهشت امسال، مسائل تخصيص ارز، ثبت سفارش و دسترسي به موارد اوليه همچنان جزو دغدغه‌هاي بزرگ بنگاه‌ها بوده و حل نشده باقي مانده است.

    گزارش تازه‌اي كه توسط اتاق ايران با مكانيزم نظرسنجي ارايه شده نشان مي‌دهد كه باوجود اتمام تعطيلات در شركت‌ها، فعاليت اكثر آنها مشابه فروردين ماه بوده است. ضمن اينكه نوسانات شديد نرخ ارز و كمبود نقدينگي باعث شده تا با وجود اتمام تعطيلات فروردين تقاضاي مشتريان تغييري نداشته باشد. از طرف ديگر در ارديبهشت ماه با توجه به سياست جديد وزارت صمت در خصوص ثبت سفارشات مواد اوليه، اين مشكل براي توليدكنندگان دوچندان شده است و پيش‌بيني كمبود بيشتر در تأمين مواد را طي ماه‌هاي آينده دارند. نكته نگران كننده‌تر شاخص ميزان صادرات كالا است. اين شاخص در ارديبهشت، پس از حذف اثر فصلي، معادل 48.8 برآورد شده است كه بيانگر ادامه روند كاهشي صادرات كالا است. نوسانات ارز و چند نرخي بودن آن باعث شده تا توان صادراتي شركت‌ها به‌خصوص قيمت‌گذاري محصولات با مشكل روبرو شود و قيمت تمام‌شده و نرخ صادرات متغير باشد.

    شامخ چيست؟

    يكي از ابزارهاي پركاربرد كه كارشناسان اقتصادي براي درك و تحليل وضعيت حاكم بر اقتصاد از آن استفاده مي‌كنند، شاخص مديران خريد نام دارد. شاخص مديران خريد كه بيشتر با نام شامخ يا PMI شناخته مي‌شود، مورد پذيرش اكثر كشورهاي توسعه‌يافته است و نقش تعيين‌كننده‌اي در تخمين وضعيت اقتصادي كشورهاي جهان دارد. براي به دست آوردن اين شاخص، از پاسخ‌دهندگان خواسته مي‌شود به ۱۲پرسش پاسخ دهند. مقدار توليد محصولات، ميزان سفارشات جديد، سرعت انجام و تحويل سفارش، موجودي مواد اوليه، ميزان استخدام و به‌ كارگيري نيروي انساني، قيمت خريد مواد اوليه، موجودي محصول نهايي در انبار، ميزان صادرات كالا، قيمت محصولات توليد شده، مصرف حامل‌هاي انرژي، ميزان فروش محصولات و همچنين انتظارات توليد در ماه آينده محورهاي سوالات ۱۲گانه است.

    هر سوال در اين نظرسنجي جواب سه‌ گزينه‌اي بسيار ساده‌اي دارد: نسبت به ماه قبل «بهتر شده است» يعني عدد ۱۰۰؛ نسبت به ماه قبل «تغيير نكرده است» عدد ۵۰؛ نسبت به ماه قبل «كاهش يافته است» عدد صفر. بنابراين، شامخ بالاي ۵۰ يا زير آن مي‌گويد كه به‌طور متوسط اوضاع بهتر يا بدتر شده است، اما اينكه چقدر بهتر يا بدتر شده را نمي‌توان فهميد. به عبارت ديگر، عدد شامخ «ميزان بهبود» را نشان نمي‌دهد و فقط و فقط روند بهبود يا تضعيف را نشان مي‌دهد.

    كاهش فروش و صادرات

    داده‌هاي نظرسنجي شاخص توليد كل اقتصاد در ارديبهشت ماه نشان مي‌دهد كه شامخ كل اقتصاد به 55.9 رسيده و پس از حذف اثر فصلي (تعديل فصلي) معادل 50.7 برآورد شده است كه بيانگر شرايط تقريبا مشابه فروردين‌ماه در اقتصاد كشور است.

    شاخص «ميزان توليد محصول يا ارايه خدمات» در ماه ارديبهشت معادل 57.7 محاسبه شده كه با حذف اثر فصلي (تعديل فصلي)، معادل 50.4 برآورد شده است. اين شاخص نشان مي‌دهد كه ميزان توليد كالاها و خدمات در اين ماه، نسبت به فروردين، با حذف اثر فصلي، به ميزان قابل‌توجهي كمتر از عدد تعديل نشده است و باوجود اتمام تعطيلات در شركت‌ها، فعاليت‌ها اكثر آنها مشابه ماه قبل بوده است.

    شاخص «ميزان سفارشات جديد مشتريان» در ارديبهشت، پس از حذف اثر فصلي (تعديل فصلي)، معادل 46.8 برآورد شده است كه مويد كاهش تقاضا نسبت به فروردين است. به عقيده فعالان اقتصادي تقاضاي داخلي و خارجي به دليل نوسانات قيمتي بازار و بي‌ثباتي نرخ ارز و در تقاضاي داخلي نيز به دليل كمبود نقدينگي تحت تأثير قرار گرفته است. شاخص «موجودي مواد اوليه يا لوازم خريداري شده» در ارديبهشت‌ماه، پس از حذف اثر فصلي (تعديل فصلي)، معادل 47.5 برآورد شده است كه مويد كاهش موجودي مواد اوليه نسبت به فروردين است. به نظر مي‌رسد نوسانات نرخ ارز، عدم تخصيص ارز در برخي موارد و قوانين جديد وزارت صمت در خصوص ثبت سفارشات مواد اوليه، بر مشكل تأمين مواد اوليه طي ماه‌هاي آتي خواهد افزود.

    شاخص «ميزان صادرات كالاها يا خدمات» در ارديبهشت‌ماه، پس از حذف اثر فصلي (تعديل فصلي)، 49.4 برآورد شده است كه در مقايسه با فروردين با مقدار 52.4 كاهش داشته است. به عقيده فعالان اقتصادي نوسانات نرخ ارز، تقاضاي بازار صادراتي را به دليل بي‌ثباتي نرخ ارز و در نتيجه تأثير آن در قيمت‌گذاري تحت تأثير قرار داده است. شاخص«ميزان فروش كالاها يا خدمات» در اين ماه، پس از حذف اثر فصلي (تعديل فصلي)، معادل 48.9 برآورد شده است كه بيانگر كاهش قابل‌توجه فروش نسبت به فروردين‌ماه با مقدار 53.6 است. در اين ميان علاوه بر كاهش سطح تقاضاي داخلي، تقاضاي صادراتي نيز متأثر از نوسانات قيمتي تحت تأثير قرار گرفته است.

    ركود در بخش تقاضا

    بر اساس داده‌هاي به دست آمده از بنگاه‌هاي بخش صنعت، شاخص مديران خريد بخش صنعت در ارديبهشت 1403، معادل64.7 محاسبه شده است. بعد از حذف اثر تعطيلات نوروزي (تعديل فصلي)، اين شاخص براي ماه ارديبهشت معادل 52.2 برآورد شده است كه بيانگر بهبود جزیي وضعيت كلي بخش صنعت نسبت به ماه فروردين است. اگرچه شاخص تعديل شده در برخي از رشته فعاليت‌هاي صنعت با كاهش نيز روبرو بوده است. شاخص«ميزان سفارشات جديد مشتريان» در ماه ارديبهشت معادل 66.2 محاسبه شده است كه پس از تعديل فصلي، معادل 50.2 برآورد شده است. بر اين اساس تقاضاي مشتريان در اين ماه تقريبا مشابه فروردين‌ماه بوده است. نوسانات شديد نرخ ارز و كمبود نقدينگي باعث شده تا علي‌رغم اتمام تعطيلات فروردين تقاضاي مشتريان تغييري نداشته باشد.

    كمبود مواد اوليه

    شاخص «موجودي مواد اوليه» در ارديبهشت‌ماه، پس از تعديل فصلي، معادل 46.46 برآورد شده است و براي سومين ماه پياپي كاهشي بوده و با شدت بيشتري نسبت به فروردين كاهش داشته است. طي ماه‌هاي گذشته عدم تخصيص ارز به واردات مواد اوليه بسياري از توليدكنندگان را در تأمين مواد اوليه با مشكل روبرو كرده است و در اين ماه با توجه به سياست جديد وزارت صمت در خصوص ثبت سفارشات مواد اوليه، اين مشكل براي توليدكنندگان دوچندان شده است و پيش‌بيني كمبود بيشتر در تأمين مواد را طي ماه‌هاي آينده دارند.

    شاخص «موجودي محصول نهايي در انبار» در ارديبهشت‌ماه، پس از تعديل فصلي، معادل 53.2 برآورد شده است كه بيانگر افزايش در موجودي انبار نسبت به فروردين‌ماه است. به نظر مي‌رسد با توجه به اينكه ميزان توليد در اين ماه از ميزان سفارشات مشتريان پيشي گرفته است، بر موجودي انبار شركت‌ها افزوده شده است.

    اختلال در توان صادراتي شركت‌ها

    شاخص «ميزان صادرات كالا» در ارديبهشت، پس از حذف اثر فصلي، معادل 48.8 برآورد شده است كه بيانگر ادامه روند كاهشي صادرات كالا است. نوسانات ارز و چند نرخي بودن آن باعث شده تا توان صادراتي شركت‌ها به‌خصوص قيمت‌گذاري محصولات با مشكل روبرو شود. بررسي اين شاخص در زيربخش‌هاي مختلف بخش صنعت نشان مي‌دهد كه از بين 12 رشته فعاليت صنعتي، شاخص مذكور براي 8 رشته فعاليت كمتر از 50 بوده است. نوسانات شديد نرخ ارز باعث شده تا قيمت تمام‌شده و نرخ صادرات متغير باشد و قيمت‌گذاري براي صادرات به كشورهاي همسايه نيز دچار مشكل شود.

    انتظار كاهش توليد در خرداد

    شاخص «ميزان فروش محصولات» پس از حذف اثر فصلي با مقدار 49.5، براي سومين ماه متوالي كمتر از محدوده مرزي 50 قرار گرفته است. كاهش تقاضاي صادراتي و شرايط راكد در سفارشات مشتريان باعث شده تا فروش همچنان در رونق نباشد و در ارديبهشت‌ماه اكثر رشته ‌فعاليت‌هاي صنعتي با كاهش در فروش روبرو باشند.

    شاخص «انتظارات توليد در ماه آينده» پس از حذف اثر فصلي 61.9 برآورد شده است كه با شدت كمتري در مقايسه با ماه قبل (65.6) افزايش داشته است. با توجه به تعطيلات خردادماه انتظارات بسياري از شركت‌ها، كاهش فعاليت‌ها در خرداد است.

    مشكلات اصلي از ديد برخي فعالان اقتصادي

    به گفته اتاق ايران و گزارش تازه شامخ ارديبهشت ماه امسال نوسانات نرخ ارز در برخي از صنايع مانند نفت و گاز، شركت‌ها را با مشكلاتي روبرو كرده است و در برخي از شركت‌ها، بي‌ثباتي نرخ ارز امكان برنامه‌ريزي را مشكل كرده است. نوسانات ارز و چند نرخي بودن آن باعث شده تا قيمت تمام‌شده محصولات و نرخ صادرات متغير باشد و قيمت‌گذاري براي صادرات نيز دچار مشكل شود. در برخي از كشورهاي همسايه با توجه به چند نرخي بودن قيمت‌ محصولات، طرف تقاضاي خارجي كاهش داشته و در انتظار تثبيت قيمت‌ها هستند.

    فروش در برخي صنايع راكد و نقدينگي در بازار كم است

    پيش‌بيني شرايط براي ماه آينده براي فعالان اقتصادي مبهم است و در خوش‌بينانه‌ترين حالت مانند ارديبهشت است. از طرفي برخي از شركت‌ها به دليل تعطيلات در خردادماه، وضعيت تيرماه را بدتر پيش‌بيني مي‌كنند.

    قوانين جديد در ثبت سفارشات باعث شده تا تأمين مواد اوليه براي توليدكنندگان با مشكل روبرو شود.