برچسب: بلک فرایدی

  • جمعه سیاه یا جمعه سیاه بازی؟!

    جمعه سیاه یا جمعه سیاه بازی؟!

    به گزارش اقتصادران، بلک فرایدی یا همان جمعه سیاه، چند سالی است که در ایران باب شده است؛ رسمی که ریشه در کشورهایی دارد که سال جدید خود را با سال نو میلادی جشن می‌گیرند. تخفیف‌های بالای ۵۰ درصد اکثر برندها، حتی برندهای لاکچری که مخاطب هدف آن‌ها کسانی هستند که توان خرید مالی کمتری در روزهای دیگر سال دارند، در این روز ارائه می‌شود تا بتوانند در سال جدید، کمد لباس‌های خود را نو کنند. اما در ایران، گویا این مناسبت تنها به سناریویی برای فروش بیشتر با تخفیف‌های غیرواقعی تبدیل شده است. حُسن این تخفیف‌ها به بالای ۵۰ درصد بودن آن‌هاست؛ تخفیف‌های ۱۰ درصدی یا ۵ درصدی با این همه هیاهو به درد چه کسی می‌خورد؟ از طرفی، چند اَبَر‌سایت خرید آنلاین که از حدود ۱۰ روز پیش تبلیغات گسترده خود را از طریق بیلبوردهای شهری، پیامک و فضای مجازی آغاز کرده بودند، گویا از فلسفه و هدف این جمعه‌های سیاه بی‌خبرند یا خود را به آن راه زده‌اند. وعده‌هایی از جنس تخفیف‌های بالای ۹۰ درصد که رویافروشی و توهین به مخاطبان است. باز هم سوال همیشگی مطرح می‌شود؛ مسئولیت نظارت بر این سایت‌ها که تقریبا تمام بازار را قبضه کردند به عهده چه کسی است؟ چرا کسی هیچوقت پاسخگو نیست و با بهانه‌های سطحی، از زیر تمام تخلفات و کوتاهی‌های خود در می‌وند؟

    کاربران از تخفیف‌های الکی خبر می‌دهند؛ تخفیف‌هایی که به هیچ وجه واقعی نیستند و می‌توان همان محصول را با قیمت‌های پایین‌تر در سایت‌های دیگر پیدا کرد. گویا رسم بلک فرایدی به وسیله‌ای برای افزایش بازدید و کلیک در این دو اَبر‌سایت خرید محصولات تبدیل شده است. تخفیف‌های ۹۰ درصدی که قرار بود مخاطبان را جذب کند و از یک هفته قبل تبلیغات گسترده برای آن آغاز شده بود، در عمل بی‌نتیجه ماند و کسی موفق به خرید نشد. سایتی که تخفیف ۹۰ درصدی ارائه داده بود، چند ثانیه قبل از شروع اعمال تخفیف با مشکل روبه‌رو شد. پس از چند دقیقه که مشکل برطرف شد و کاربران تا مرحله پرداخت نیز پیش رفتند، سایت آن‌ها را از فرایند خرید بیرون می‌انداخت. نتیجه چه بود؟ تعداد بالای بازدید و کلیک برای سئوی این سایت‌ها، بدون ذره‌ای جلب رضایت مشتری. با یک حساب‌وکتاب ساده می‌توان فهمید که این پلتفرم‌ها تنها یک بازی روانی برای جذب مخاطب راه انداخته‌اند و از اعتماد عمومی سوءاستفاده می‌کنند. شاید به همین دلیل است که بسیاری ترجیح می‌دهند هزینه بیشتری پرداخت کنند و از آنلاین‌شاپ‌ها یا حتی از کشورهای دیگر خرید کنند، اما یک خرید با تخفیف واقعی انجام دهند.

    تاریخچه بلک فرایدی

    بلک فرایدی در ابتدا ربطی به خرید نداشت. سقوط بازار طلا در ۲۴ سپتامبر سال ۱۸۶۹ در ایالات متحده موجب هرج‌ومرج گسترده برای سرمایه‌داران وال‌استریت شد. ریشه واژه «سیاه» نیز به همین رسوایی و زندگی بسیاری برمی‌گردد که در این روز ویران شد؛ روزی که بعدها از آن با عنوان «جمعه سیاه» یا «بلک فرایدی» یاد شد. اصطلاح Black Friday را پلیس فیلادلفیا در دهه ۱۹۶۰ برای توصیف هرج‌ومرج ترافیک و شلوغی عجیب خیابان‌ها پس از روز شکرگزاری به کار برد. در دهه ۸۰ میلادی، فروشگاه‌ها این روز را فرصتی بازاری برای فروش بیشتر دیدند. بعدها این مفهوم تغییر کرد و داستانی محبوب‌تر مطرح شد: بسیاری از کسب‌وکارها از ابتدای سال در «حالت قرمز» (زیان) بودند، اما با فروش‌های شدید این روز وارد «حالت سیاه» (سوددهی) می‌شدند؛ به همین دلیل آن را «جمعه سیاه» نامیدند. روز پس از شکرگزاری به طور طبیعی یکی از شلوغ‌ترین روزهای سال بود، زیرا بسیاری از مردم برای آغاز خریدهای کریسمس به فروشگاه‌ها مراجعه می‌کردند. با این حال، این ازدحام تا سال‌ها بیشتر یک مشکل شهری تلقی می‌شد تا فرصتی تجاری. در دهه ۱۹۸۰ اما روایت جدیدی درباره بلک فرایدی شکل گرفت. خرده‌فروشان تلاش کردند تصویر منفی این روز را تغییر دهند و آن را به مفهومی مثبت پیوند بزنند. آن‌ها ادعا کردند که بسیاری از کسب‌وکارها پس از یک سال دشوار، درست در همین روز از وضعیت مالی منفی یا به اصطلاح «قرمز» خارج شده و وارد وضعیت سودده «سیاه» می‌شوند. این روایت، هرچند از نظر تاریخی دقیق نبود، اما به شدت در جامعه پذیرفته شد و بلک فرایدی از آن پس به‌عنوان روزی برای رونق اقتصادی و افزایش فروش شناخته شد. در دهه‌های پایانی قرن بیستم، بلک فرایدی به‌تدریج به رویداد رسمی آغاز فصل خرید کریسمس تبدیل شد. فروشگاه‌ها با تبلیغات فراوان و تخفیف‌های ویژه تلاش می‌کردند مشتریان بیشتری را جذب کنند. مردم نیز برای خرید ارزان‌تر کالاهایی مانند لوازم الکترونیک، پوشاک و لوازم خانگی در نخستین ساعت‌های روز جمعه به فروشگاه‌ها هجوم می‌بردند. این هجوم گاهی چنان شدید بود که در برخی سال‌ها منجر به درگیری، خسارت و حتی تلفات انسانی می‌شد. صف‌های طولانی چندساعته مقابل فروشگاه‌ها نیز به بخشی از فرهنگ خرید این روز تبدیل شده بود. در اوایل دهه ۲۰۰۰، با رشد سریع اینترنت و تجارت الکترونیک، بلک فرایدی وارد مرحله‌ای تازه شد. فروشگاه‌های آنلاین مانند آمازون، والمارت و تارگت شروع به ارائه تخفیف‌های ویژه اینترنتی کردند و حجم خرید آنلاین به سرعت افزایش یافت.

    ایران از چه زمانی مشتری جمعه‌های سیاه شد؟

  • بلک فرایدی ایرانی؛ فریبکاری‌های قیمتی و سیاه بازی با اعتماد عمومی!

    بلک فرایدی ایرانی؛ فریبکاری‌های قیمتی و سیاه بازی با اعتماد عمومی!

    به گزارش اقتصادران، رویداد سالانه تخفیف‌ها در ایران، امسال چهره‌ای تلخ‌تر و عمیق‌تر از گذشته به خود گرفته است. تحلیل‌های تازه نشان می‌دهد خریداران ایرانی دیگر برای لذت خرید یا استفاده از تخفیف‌ها به بازار نمی‌روند، بلکه برای فرار از کاهش مداوم ارزش پول، به خرید اقساطی – even برای کالا‌های مصرفی روزمره – روی آورده‌اند.

    این تغییر پارادایم، فروشندگان را در دو راهی مرگ و زندگی قرار داده تا جایی که برخی کارشناسان، کاهش ۱۰ تا ۱۵ درصدی حاشیه سود خالص را برای حفظ گردش مالی در این دوره پیش‌بینی می‌کنند. چنین روندی، «جمعه سیاه» را از یک استراتژی فروش به ابزاری برای بقای نقدینگی در اقتصادی بی‌ثبات و نااطمینان تبدیل کرده است.

    جمعه سیاه ایرانی؛ آینه‌ای از نااطمینانی اقتصادی و تقابل فرهنگی

    پدیده «جمعه سیاه» که ابتدا به‌عنوان سنتی در فروشگاه‌های غربی مطرح بود، امروز در ایران از یک مد اینترنتی به رویدادی ثبت‌شده در تقویم اقتصادی پاییز بدل شده است. با این حال، ورود این فرهنگ وارداتی نه‌تنها ساختار سنتی کسب‌وکار‌های ایرانی را تحت فشار قرار داده، بلکه عادات خرید مردم را نیز به‌گونه‌ای تغییر داده که فراتر از تخفیف‌های ظاهری، بر ریشه‌های اقتصادی جامعه سایه افکنده است.

    تلاطم بازار و تغییر پارادایم خرید از تخفیف تا اقساط

    گزارش‌ها حاکی از آن است که در سال‌های اخیر، به‌ویژه با نزدیک شدن به سال‌های پایانی دهه، هیجان خرید در بازار ایران تحت تأثیر شرایط اقتصادی دچار دگردیسی شده است. اگرچه در گذشته‌ای نزدیک مانند سال ۱۴۰۲، داده‌های آماری نشان می‌داد که بیش از ۶۵ درصد خرید‌های آخر آبان به شکل آنلاین بوده و میانگین سبد خرید تا ۲۵ درصد افزایش می‌یافته، روایت بازار در سال‌های اخیر روایتی از احتیاط و بقا است.

    آنچه این روز را در ایران متمایز می‌کند، گذار از خرید مبتنی بر تخفیف به خرید‌های مبتنی بر توان پرداخت است. فروشندگان اذعان دارند که اولین پرسش مشتریان دیگر تخفیف نقدی نیست، بلکه تعداد ماه‌های اقساط است. این امر نشان می‌دهد که فشار هزینه بر خانوار‌ها به حدی رسیده که حتی خرید کالا‌های به‌ظاهر کوچک‌تر مانند لوازم آرایشی یا پوشاک بچگانه نیز ناچار به تقسیط شده است؛ رفتاری که تا چند سال پیش تنها برای کالا‌های گران‌قیمت مرسوم بود. این تقاضای عمومی برای خرید قسطی، خود مؤید نااطمینانی حاکم بر آینده اقتصادی و تلاش مردم برای حفظ جریان نقدینگی است.

    دوگانگی فروشندگان؛ بازیگران تحت فشار

    در تقابل با این تقاضای جدید، تولیدکنندگان و فروشندگان نیز رویکرد‌های متفاوتی اتخاذ کرده‌اند. در حالی که برخی از فعالان برای جذب نقدینگی ضروری، مجبور به ورود به بازی تخفیف و حراج شده‌اند، گروهی دیگر از تولیدکنندگان ترجیح داده‌اند با تکیه بر «کفِ قیمت» و حفظ حاشیه سود، از این دوره حراج فاصله بگیرند. این دوگانگی نشان‌دهنده فشار مضاعف بر فعالان اقتصادی است که باید بین جذب فوری مشتری و حفظ ساختار قیمتی پایدار، یکی را انتخاب کنند. این در حالی است که طبق تحلیل‌های بین‌المللی، در فروش جهانی جمعه سیاه (۲۰۲۳)، ۳۷/۲ میلیارد دلار فروش ثبت شد که بیشتر آن آنلاین بود.

    فریبکاری‌های قیمتی و سیاه بازی اعتماد عمومی

    همانند رویه جهانی، در ایران نیز تردید‌های جدی نسبت به واقعی بودن تخفیف‌ها وجود دارد؛ موضوعی که در ادبیات کاربران شبکه‌های اجتماعی به عنوان «سیاه‌بازی قیمت‌ها» شناخته می‌شود. تاکتیک افزایش مصنوعی قیمت‌ها قبل از حراج، همچنان به قوت خود باقی است تا تخفیف‌ها، صرفاً جابه‌جایی قیمت را در یک بازه زمانی کوتاه نشان دهند. تحقیقات خارجی نشان داده است که حتی ۱۴ درصد کالا‌های فروش رفته در این روز قیمت عادی دارند و ۱۷ درصد آن حتی گران‌تر از قیمت روز‌های معمولی فروخته می‌شوند. این اقدامات، مستقیماً اعتماد عمومی به نظام توزیع را هدف قرار می‌دهد.

    جمعه سیاه و چالش پهنای باند اینترنت

    از منظر فرهنگی، ورود این سنت غربی در دوره‌ای اتفاق افتاده که مناسبت بومی خاصی مانند نوروز، فرصت مناسبی برای تخفیف‌های سراسری فراهم نمی‌کند. این امر سبب انتقادات ایدئولوژیک و جامعه‌شناختی شده که این رویداد را عاملی برای رواج مصرف‌گرایی و تضعیف فرهنگ داخلی می‌دانند. همچنین، تشویق به خرید بی‌رویه، به‌ویژه در بخش پوشاک، فعالان محیط زیست را نسبت به افزایش زباله‌های مصرفی و فشار بر منابع، نگران ساخته است.

    تحلیل اقتصادی رفتار مصرف‌کننده ایرانی در جمعه سیاه

    در همین رابطه، محمد رضایی، کارشناس تجارت الکترونیک، در گفت‌وگو با اقتصاد۲۴ و در پاسخ به این پرسش که چرا با وجود افزایش نرخ تکمیل سبد خرید در کمپین‌های اخیر، بخش قابل‌ توجهی از تراکنش‌ها به سمت گزینه‌های اقساطی با دوره‌های بازپرداخت طولانی سوق پیدا می‌کند، توضیح داد: این روند قطعاً یک تغییر ساختاری است و ریشه آن به انتظارات تورمی بازمی‌گردد. در اقتصادی که با تورم بالا و نااطمینانی شدید مواجه است، نرخ تنزیل زمانی افراد به‌طور محسوسی افزایش می‌یابد؛ به بیان ساده، ارزش پول در آینده برای مردم بسیار کمتر از ارزش پول امروز است.

    رضایی افزود: وقتی خانواده‌ها ناچارند کالایی ضروری برای مثال کفش زمستانی برای فرزندشان تهیه کنند، اما جریان نقدینگی روزمره‌شان تحت فشار است، ترجیح می‌دهند با وجود افزایش مبلغ نهایی خرید به دلیل بهره ضمنی اقساط، بار نقدی امروز را کاهش دهند. این رفتار، نوعی مدیریت نقدینگی با هدف بقاست، نه یک استراتژی بهینه‌سازی مصرف.

    وی در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه آیا در چنین شرایطی تأثیرپذیری از حباب‌های قیمتی و افزایش مصنوعی قیمت‌ها پیش از حراج اهمیت کمتری پیدا می‌کند، چون مصرف‌کنندگان دیگر به دنبال بهترین قیمت مطلق نیستند، بلکه بهترین ساختار پرداخت را جست‌و‌جو می‌کنند؟ توضیح داد: تئوری‌های کلاسیک فرض می‌کنند مصرف‌کننده منطقی به دنبال بیشینه‌سازی مطلوبیت در چارچوب یک بودجه ثابت است؛ اما در وضعیت فعلی، بودجه ثابت نیست؛ توان پرداخت جاری، معیار اصلی تصمیم‌گیری شده است. این شرایط، زنگ خطری برای بروز اثر ثروت منفی است؛ یعنی خانوار‌هایی که بخش بیشتری از درآمد خود را به خدمات مالی و هزینه‌های اعتباری اختصاص می‌دهند، در بلندمدت فقیرتر می‌شوند، زیرا قدرت خرید واقعی‌شان به‌تدریج کاهش می‌یابد.

    این کارشناس تجارت الکترونیک، افزود: جمعه سیاه خواسته یا ناخواسته این روند را تسریع کرده و موجب شده فشار هزینه‌ای ناشی از اقساط بلندمدت، به‌مرور وضعیت مالی خانوار‌ها را فرسایش دهد.

    رضایی با تشریح این موضوع که از منظر کسب‌وکار، آیا این مدل پایدار است؟ یعنی آیا فروشندگان می‌توانند با اتکا به اقساط، پایداری حاشیه سود خود را تضمین کنند؟ اظهار کرد: اگر سازوکار تأمین مالی برای فروشنده فراهم باشد، بله، فعلاً یک راهکار موقتی است؛ اما مشکل اینجاست که این مدل، تقاضای واقعی ایجاد نمی‌کند، بلکه صرفاً زمان‌بندی تقاضای سرکوب‌شده را جلو می‌اندازد. این سیستم در نهایت به کاهش کیفیت مواد مصرفی و افزایش ریسک نکول برای کل سیستم ختم خواهد شد. این پدیده، آینه‌ای تمام‌نما از بی‌ثباتی کلان اقتصادی است.

    جمعه سیاه در بازار ایران، دیگر تنها یک تخفیف نیست؛ بلکه یک شاخص مهم از وضعیت اقتصادی است که در آن، مردم به خرید اقساطی روی آورده‌اند، فروشندگان با حاشیه سود فشرده دست و پنجه نرم می‌کنند و اعتماد عمومی در معرض آزمون است. این تقلید از یک سنت خارجی، در بستر چالش‌های اقتصادی داخلی، کارکرد اصلی خود را از «جشن خرید» به «ابزاری برای مدیریت فشار نقدینگی» برای مصرف‌کننده و فروشنده تبدیل کرده است.

  • فریب مردم به اسم «بلک فرایدی» / زیر پوست جمعه سیاه چه می گذرد؟

    فریب مردم به اسم «بلک فرایدی» / زیر پوست جمعه سیاه چه می گذرد؟

    به گزارش اقتصادران، «بلک فرایدی» یا همان «جمعه سیاه» سال‌هاست که به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین رویداد‌های خرید در جهان شناخته می‌شود. در بسیاری از کشورها، این روز فرصتی واقعی برای مصرف‌کنندگان است تا کالا‌های مورد نیاز خود را با تخفیف‌های چشمگیر تهیه کنند و فروشندگان نیز با افزایش حجم فروش، سود بیشتری کسب کنند، اما در ایران، این رویداد به شکلی متفاوت و اغلب بحث‌برانگیز اجرا می‌شود؛ شکلی که بیش از آنکه به معنای واقعی کلمه «فرصت خرید» باشد، به یک نمایش تبلیغاتی و تقلید کورکورانه تبدیل شده است.پلتفرم‌های فروش آنلاین و برخی فروشگاه‌های بزرگ در ایران طی سال‌های اخیر تلاش کرده‌اند با برگزاری کمپین‌های بلک فرایدی، خود را هم‌سو با جریان جهانی نشان دهند، اما تجربه مصرف‌کنندگان و بررسی‌ها نشان می‌دهد که بسیاری از این تخفیف‌ها صوری هستند؛ یعنی قیمت کالا‌ها پیش از اعلام تخفیف افزایش یافته یا تخفیف اعلام‌شده در عمل هیچ مزیتی برای خریدار ندارد. در مواردی حتی دیده شده که قیمت نهایی کالا پس از تخفیف، از قیمت همان کالا در فروشگاه‌های دیگر بالاتر است. از این رو این تناقض آشکار، بلک فرایدی ایرانی را به یک بازی روانی با مصرف‌کنندگان بدل کرده است.

    فرهنگ مصرف در ایران نیز به‌گونه‌ای شکل گرفته که بسیاری از مردم به‌دنبال «تخفیف» هستند، حتی اگر این تخفیف واقعی نباشد. تبلیغات گسترده پلتفرم‌ها با درصد تخفیف‌های عجیب، باعث می‌شود مصرف‌کنندگان احساس کنند اگر در این رویداد خرید نکنند، فرصت بزرگی را از دست داده‌اند. این فشار روانی یکی از ابزار‌های اصلی بازاریابی در بلک فرایدی ایرانی است؛ ابزاری که بیشتر بر هیجان و ترس از دست دادن (FOMO) تکیه دارد تا بر ارائه ارزش واقعی.

    افزون بر این، بازار ایران به دلیل تورم بالا دائما دچار تغییر قیمت است؛ بنابراین ایجاد تخفیف واقعی نه‌تنها سخت، بلکه در بسیاری از موارد غیراقتصادی و غیرمنطقی است. در مقابل فروشندگان هم می‌توانند هر کالایی را با هر قیمتی عرضه کنند و باز هم نام تخفیف بر آن بگذارند. از این رو از تخفیف‌ها به عنوان ابزار بازاریابی استفاده می‌شود در حالی که گاهی واقعیت ندارد و تنها برای تحریک خرید طراحی شده است.

    تناقض بزرگ‌تر وقتی آشکار می‌شود که نسخه ایرانی بلک فرایدی را کنار مهم‌ترین مناسبت خرید مردم کشور یعنی نوروز بگذاریم. در حالی که فلسفه وجودی بلک فرایدی این است که اقشار مختلف جامعه بتوانند خرید‌های سال نو خود را با قیمت پایین تهیه کنند، در ایران نزدیک نوروز درست عکس این اتفاق می‌افتد؛ قیمت پوشاک، آجیل، شیرینی و لوازم خانگی افزایش می‌یابد و خانواده‌ها با فشار مالی مضاعفی روبه‌رو می‌شوند. بسیاری از مردم که درگیر مخارج سفر، عیدی، تغییر دکوراسیون یا خرید لباس عید هستند، نه‌تنها هیچ تخفیفی دریافت نمی‌کنند، بلکه باید هزینه‌هایی به‌مراتب بالاتر از روز‌های معمول سال بپردازند. اینجا دقیقا همان نقطه‌ای است که بلک فرایدی ایرانی ماهیت خود را از دست می‌دهد و تبدیل می‌شود به یک تقلید کم‌عمق از یک سنت بزرگ.

    خرید گران در نسخه ایرانی بلک فرایدی

    کافی است دقیق‌تر به کالا‌هایی که با برچسب تخفیف ویژه عرضه می‌شوند نگاه کنیم؛ بسیاری از این تخفیف‌ها بیشتر شبیه یک بازی تبلیغاتی هستند تا کاهش واقعی قیمت. برای نمونه، سایت تکنولایف قیمت آیفون ۱۷ پرومکس با ظرفیت ۲۵۶ گیگ و رنگ آبی تیره را پیش از تخفیف ۲۴۴ میلیون تومان اعلام کرده و حالا با درج تخفیف ۳ درصدی آن را ۲۳۸ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان می‌فروشد. اما اگر همان کالا را در پلتفرم دیگری جست‌و‌جو کنید؛ بدون هیچ تخفیفی با قیمت ۲۳۸ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان عرضه شده است؛ یعنی تخفیف اعلام‌شده عملا هیچ مزیتی برای خریدار ندارد و تنها ظاهر ماجرا تغییر کرده است.

    قیمت آیفون بدون تخفیف

    قیمت ایفون

    فروشگاه اسنپ نیز اسپرسوساز دلونگی مدل EC۶۸۵ را قبل از تخفیف ۱۳ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان اعلام کرده، اما در جمعه سیاه با تخفیف ۱۱ درصدی به قیمت ۱۲ میلیون و ۳۷۵ هزار تومان به دست خریدار می‌رساند در حالی که قیمت اصلی این کالا در فروشگاه‌های آنلاین دیگر ۱۱ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان است.

    قیمت اسپرسوساز با تخفیف

     

    نمونه دیگر تخلفات فروشگاه‌های آنلاین را می‌توان در فروش یخچال ۳۶ فوت دوو مشاهده کرد. سایت تکنولایف این کالا را برای چند ساعت با برچسب تخفیف ویژه عرضه کرد؛ قیمت اولیه ۱۸۰ میلیون تومان اعلام شد و با درج تخفیف ۲۶ درصدی، رقم فروش به ۱۳۴ میلیون و ۳۵۰ هزار تومان رسید. اما مقایسه ساده نشان می‌دهد همین محصول در یک پلتفرم دیگر بدون هیچ تخفیفی با قیمت ۱۳۵ میلیون تومان عرضه شده بود. نکته جالب‌تر آنکه پس از پایان چند ساعت تخفیف محدود، تکنولایف همان یخچال را بدون تخفیف با قیمت ۱۳۲ میلیون تومان در سایت خود قرار داد؛ یعنی حتی کمتر از قیمت زمان تخفیف.

    قیمت یخچال با تخفیف

    قیمت یخچال بدون تخفیف

    قیمت یخچال دوو

     

    جاروبرقی فیلیپس مدل XB۷۱۵۱ در دیجی‌کالا با برچسب تخفیف ۱۵ درصدی عرضه شده بود؛ قیمت اولیه حدود ۴۶ میلیون تومان اعلام شده و پس از تخفیف پایین‌تر آمده است. اما مقایسه ساده با دیگر پلتفرم‌ها نشان می‌دهد که قیمت واقعی همین کالا در بازار حدود ۳۶ میلیون تومان است؛ یعنی حتی از رقم تخفیف‌خورده دیجی‌کالا هم کمتر است.

     

    قیمت جاروبرقی فیلیپس

    قیمت جاروبرقی بدون تخفیف

    نمونه‌هایی که ذکر شد تنها بخشی از واقعیت بازار در روز‌های بلک فرایدی ایرانی است. کافی است کمی جست‌و‌جو کنیم تا ده‌ها مورد مشابه از همین دست تخفیف‌های صوری پیدا شود؛ کالا‌هایی که با درصد‌های چشمگیر تخفیف تبلیغ می‌شوند، اما در مقایسه با قیمت واقعی در پلتفرم‌های دیگر، نه‌تنها ارزان‌تر نیستند بلکه گاهی حتی گران‌تر هم عرضه می‌شوند.

  • توهم تخفیف با بلک فرایدی ایرانی!

    توهم تخفیف با بلک فرایدی ایرانی!

    به گزارش اقتصادران، هر سال با فرا رسیدن آخرین جمعه ماه نوامبر، جهان شاهد رویدادی است که میلیون‌ها نفر را در سراسر کشور‌ها به خیابان‌ها، فروشگاه‌ها و پلتفرم‌های آنلاین می‌کشاند.

    بلک فرایدی، سنتی آمریکایی که ریشه در دهه شصت میلادی دارد، یکی از مهم‌ترین مناسبت‌های خرید در جهان است؛ روزی که از نیمه‌شب آغاز می‌شود و مردم ساعت‌ها در صف‌هایی طولانی ایستاده و منتظر باز شدن در‌های فروشگاه‌ها می‌مانند. این روز نه یک جشن ساده خرید، بلکه آغاز فصل خرید کریسمس است. زمانی که فروشگاه‌ها برای آنکه همه اقشار جامعه امکان خرید هدایا و مایحتاج سال نو را داشته باشند، تخفیف‌هایی واقعی و قابل‌توجه ارائه می‌کنند.

    بلک فرایدی در آمریکا نه‌تنها بخشی از اقتصاد، بلکه بخشی از فرهنگ است؛ فرهنگی که در آن تخفیف‌های بزرگ نقشی اجتماعی دارند و موجب می‌شوند هیچ‌کس در آستانه سال نو از خرید‌های اساسی محروم نماند.

    دلیل نام‌گذاری جمعه سیاه چیست؟

    روایت‌های متفاوتی درباره دلیل نام‌گذاری این روز وجود دارد؛ برخی می‌گویند ترافیک عجیب و ازدحام شدید شهر‌ها در این روز موجب شد پلیس فیلادلفیا این نام را روی آن بگذارد. روایت مرسوم‌تر، اما این است که فروشگاه‌ها که معمولا بخش زیادی از سال «در وضعیت قرمز» یا به بیانی دیگر، زیان‌ده بودند، در این روز با حجم عظیم فروش «وارد وضعیت سیاه» یا همان سوددهی می‌شدند.

    به هر حال، بلک فرایدی در آمریکا یک کارکرد مشخص دارد و آن ایجاد فرصت خرید سال نو برای طبقات مختلف با تخفیف‌های واقعی و سنگین است. در این روز نه‌فقط کالا‌های لوکس، بلکه مایحتاج ضروری نیز ارزان می‌شود تا هیچ‌کس از امکان خرید کریسمس جا نماند.

    تاریخ بلک فرایدی ۱۴۰۴ در ایران

    بلک‌ فرایدی در تقویم میلادی آخرین جمعه ماه نوامبر است؛ یعنی فردای جشن شکرگزاری در آمریکا. این تاریخ هر سال بین ۲۳ تا ۲۹ نوامبر جابه‌جا می‌شود. در تقویم شمسی نیز این روز معمولاً در بازه ۲ تا ۹ آذر قرار می‌گیرد. به همین دلیل است که موج تبلیغات «جمعه سیاه» در ایران معمولا از اوایل آذر ماه اوج می‌گیرد.

    این سنت پرهیجان، وقتی به ایران رسید، شکل دیگری به خود گرفت. بلک فرایدی در ایران از دل فروشگاه‌های آنلاین سر باز کرد. در سال‌های ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵، دو پلتفرم دیجی‌کالا و بامیلو بلک فرایدی را به مخاطبان ایرانی معرفی کردند. پلتفرم‌های ایرانی با تبلیغات فراگیر و کمپین‌های رنگارنگ، واژه «جمعه سیاه» را وارد ادبیات خرید در ایران کردند. بیلبورد‌های شهری، پیامک‌های تبلیغاتی و بنر‌های اینترنتی، برای اولین بار تجربه جمعه سیاه را برای کاربران ایرانی ساختند و به مرور نه‌تنها در فروشگاه‌های مجازی بلکه در فروشگاه‌های کوچک و بزرگ سطح شهر نیز تکثیر و تبدیل به یک مناسبت پرکلیک، پرهیاهو و البته پرابهام شد.

    با گذشت چند سال، بلک فرایدی ایرانی به پدیده‌ای تبدیل شد که ظاهرش همان است که در آمریکا دیده می‌شود، اما محتوایش از اساس متفاوت. در نسخه اصلی این سنت، تخفیف‌ها برای این است که مردم بتوانند خرید‌های سال نو خود را با هزینه کمتر انجام دهند، اما در ایران، بلک فرایدی بیشتر شبیه یک رویداد نمایشی است. بسیاری از مردم تجربه کرده‌اند که قیمت کالا‌ها چند روز قبل از جمعه سیاه افزایش می‌یابد و سپس با برچسب تخفیف، دوباره به همان قیمت همیشگی فروخته می‌شود. پدیده‌ای که به اصطلاح «تخفیف صوری» یا «تخفیف نمایشی» می‌گویند. از سوی دیگر، بسیاری از تخفیف‌ها روی کالا‌هایی ارائه می‌شود که لزوما اولویت مصرف‌کننده ایرانی نیست؛ کالا‌هایی که گاهی کیفیت متوسط و گاهی تاریخ مصرف نزدیک دارند.

    اگر از زاویه فرهنگی نیز نگاه کنیم، بلک فرایدی در ایران هیچ نسبت مشخصی با زندگی مردم ندارد. در آمریکا این روز بخشی از زنجیره‌ای است که از جشن شکرگزاری آغاز و با کریسمس پایان می‌یابد؛ یعنی اتفاقی در دل سنت‌ها و مناسک یک جامعه. اما در تقویم ایران این روز نه پشتوانه تاریخی دارد و نه نیاز اقتصادی مشخصی را پاسخ می‌دهد. مردم تنها به واسطه تبلیغات گسترده فروشگاه‌ها وارد این موج می‌شوند؛ تبلیغاتی که عملا به جای ایجاد فرصت اقتصادی، بیشتر به سود فروشندگان و پلتفرم‌ها تمام می‌شود تا مصرف‌کننده.

    تناقض بزرگ‌تر وقتی آشکار می‌شود که نسخه ایرانی بلک فرایدی را کنار مهم‌ترین مناسبت خرید مردم کشور بگذاریم: نوروز. در حالی که فلسفه وجودی بلک فرایدی این است که اقشار مختلف جامعه بتوانند خرید‌های سال نو خود را با قیمت پایین تهیه کنند، در ایران نزدیک نوروز درست عکس این اتفاق می‌افتد؛ قیمت پوشاک، آجیل، شیرینی و لوازم خانگی افزایش می‌یابد و خانواده‌ها با فشار مالی مضاعفی روبه‌رو می‌شوند. بسیاری از مردم که درگیر مخارج سفر، عیدی، تغییر دکوراسیون یا خرید لباس عید هستند، نه‌تنها هیچ تخفیفی دریافت نمی‌کنند، بلکه باید هزینه‌هایی به‌مراتب بالاتر از روز‌های معمول سال بپردازند. اینجا دقیقا همان نقطه‌ای است که بلک فرایدی ایرانی ماهیت خود را از دست می‌دهد و تبدیل می‌شود به یک تقلید کم‌عمق از یک سنت بزرگ.

    نسخه بومی بلک فرایدی باید چگونه باشد؟

    با این حال، این نقد بدین معنا نیست که مردم به دنبال تخفیف نیستند یا بلک فرایدی پتانسیل مفید بودن ندارد. برعکس، استقبال گسترده مردم از این سنت وارداتی نشان می‌دهد که جامعه نیاز واقعی به روز‌هایی برای خرید مقرون‌به‌صرفه دارد؛ نیاز به اینکه حداقل برای یک‌بار در سال، کالا‌های ضروری با قیمت مناسب‌تری عرضه شوند. جای نقد اینجاست که چرا چنین کمپینی در زمان نیاز واقعی جامعه یعنی نزدیک نوروc برگزار نمی‌شود؟ چرا در روز‌هایی که خانواده‌ها زیر بار هزینه‌های عید قرار دارند، فروشگاه‌ها حاضر نیستند همان تخفیف‌ها را ارائه کنند؟ این تناقض نشان می‌دهد بلک فرایدی در ایران بیش از آنکه ابزار عدالت اقتصادی باشد، یک مناسبت تبلیغاتی است؛ یک ویترین پر زرق‌وبرق که نه به سنت ما تعلق دارد و نه به نیاز‌های واقعی مردم پاسخ می‌دهد.

    شاید اگر قرار باشد بلک فرایدی در ایران معنا پیدا کند، باید بازتعریف شود. باید از یک تقلید صرف خارج شود و تبدیل شود به نوعی حمایت اقتصادی از مصرف‌کننده. شاید مناسب‌تر باشد که حراج بزرگ ایران نه آخرین جمعه نوامبر، بلکه در روز‌هایی نزدیک به نوروز برگزار شود؛ زمانی که خانواده‌ها واقعا به خرید نیاز دارند. تنها در این صورت است که نسخه جمعه سیاه ایرانی می‌تواند به سنتی مفید تبدیل شود، نه صرفا یک موج تبلیغاتی که هر سال می‌آید، هیجان می‌آفریند و بعد خاموش می‌شود بدون آنکه اثری ماندگار بر رفاه مردم بگذارد.

  • نمایشگاه بهانه است، «بلک فرایدی» را بچسب! / هزینه سفر تجملاتی مدیران چند شرکت بورسی به دبی از کجا تامین شد؟

    نمایشگاه بهانه است، «بلک فرایدی» را بچسب! / هزینه سفر تجملاتی مدیران چند شرکت بورسی به دبی از کجا تامین شد؟

    به گزارش اقتصادران، در شرایطی که صنایع معدنی و فولادی در بازار سهام، با بحران‌هایی مانند کمبود برق، گاز و تعطیلی‌های پی‌درپی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، طبق اخبار شنیده شده گروهی از مدیران ارشد یک شرکت صنایع معدنی و فولادی سفری پرهزینه به دبی را در برنامه کاری خود قرار داده‌اند.

    بر اساس اطلاعات موجود به تازگی تعدادی از مدیران ارشد چند شرکت بورسی، برای شرکت در نمایشگاهی در دبی چمدان خود را بستند تا سفری پرهزینه در بهترین فصل سال به کشور امارات متحده عربی را تجربه کنند.

    در این سفر پنج روزه که به بهانه شرکت در نمایشگاه صنعت ساختمان دبی (Big ۵) انجام شده، مدیران همچون الف.س، ک.م، الف.ص،ع.م و ر.ه حضور داشتند.

    این سفر به گونه‌ای بوده که برآورد‌ها نشان می‌دهد هزینه چنین سفری برای هر یک از این افراد، با لحاظ کردن هزینه روادید، بلیط هواپیما، هتل و سایر هزینه ها، حداقل ۴۰۰ میلیون تومان است. رقمی قابل توجه که به نظر می‌رسد از منابع مالی سهامداران این شرکت‌های بورسی، تامین و پرداخت شده و انتقاد سهامداران این شرکت ها را به دنبال داشته است.

    هدف از سفر تمام‌عیار به دبی چه بود؟

    این تصمیم در حالی گرفته شده که فعالیت شرکت‌های تابعه این شرکت صنایع معدنی و فولادی هیچ ارتباط مستقیمی با صنعت ساختمان ندارند. برای مثال، این شرکت در حوزه تولید کنسانتره و گندله فعال است و دیگر زیر مجموعه آن نیز به تولید شمش فولادی مشغول است. تنها فعالیت ساختمانی این شرکت نیز محدود به یک پروژه متوقف در شمال کشور است. این در حالی است که همزمان دو نمایشگاه مهم و مرتبط با حوزه فعالیت این شرکت‌ها، یعنی نمایشگاه متافو و کانمین، در داخل کشور برگزار شده بود و مدیران مذکور می‌توانستند در این رویداد‌ها حضور یابند. بنابراین هدف از این سفر تمام‌عیار چه بوده است؟ بهره مندی از نمایشگاهی بی ربط با حوزه فعالیت یا سفری برای چند روز سیاحت و گردش؟

    سفری پرهزینه برای خرید؟

    برخی ناظران معتقدند که این سفر پرهزینه نه به دلیل حضور در نمایشگاه، بلکه به بهانه بهره مندی از خرید‌های بلک فرایدی بوده تا سوغاتی‌های جذابی همراه با تخفیف برای بازگشت به خانه فراهم شود. چراکه ایام استفاده از تخفیف‌های گسترده حراج معروف «بلک فرایدی» هم زمان با سفر این مدیران بود؛ بنابراین مراکز خرید دبی که در چنین روز‌هایی با ارائه تخفیف‌های چشمگیر، به یکی از مقاصد جذاب برای خرید تبدیل می‌شوند، احتمالا اولویت نخست مدیران بورسی برای پرواز به دبی با تامین مالی از محلی پرابهام بوده است.

    دستگاه‌های نظارتی چه خواهند کرد؟

    ابهامات پیرامون استفاده از منابع سهامداران برای تامین مالی چنین سفرهایی، سؤالات جدی درباره اولویت‌بندی‌های مدیریتی و شفافیت مالی چنین شرکت‌های بورسی به دنبال دارد و انتظار می‌رود دستگاه‌های نظارتی از جمله سازمان بازرسی کشور، وزارت صمت و حراست ایمیدرو، به این موضوع ورود کرده و توضیحات مدیران مربوطه درباره ضرورت این سفر و ارتباط آن با مأموریت شرکت‌ها را دریافت کنند.

    این حواشی در حالی است که بازار سرمایه کشورمان نیازمند اعتمادسازی و شفافیت است. اما چنین اقداماتی می‌تواند آسیب جدی به اعتماد سهامداران وارد می‌کند و نیازمند برخورد قاطع و شفاف‌سازی از سوی مراجع مسئول است.

  • جمعه سیاه در روزگار سیاه! / مردم در حد بخور و نمیر هم نه پولی دارند و نه امکانات، بلک فرایدی به چه دردشان می خورد؟

    جمعه سیاه در روزگار سیاه! / مردم در حد بخور و نمیر هم نه پولی دارند و نه امکانات، بلک فرایدی به چه دردشان می خورد؟

    به گزارش اقتصادران، طی سال‌های اخیر ایران شاهد فعالیت برخی سایت‌های فروش و حتی فروشگاه‌ها به تقلید از کشور‌های غربی است که در این اقدام دست به تبلیغ فروش با تخفیف اجناس خود تحت عنوان بلک فرایدی یا جمعه سیاه می‌زنند.

    اما به نظر می‌رسد آنچه ما از جمعه سیاه در ایران شاهد هستیم اجرایی ناقص از یک برداشت اشتباه از آن چیزی است که در واقعیت رخ می‌دهد.

    معیشت زیر تیغ تورم و یک دنیا حسرت برای خانوارها 

    این در حالی است که معیشت مردم این روز‌ها با نوسان‌های شدیدی روبروست تا حدی که در خیلی از مواقع شاهد کاهش و یا حذف اقلام زیادی از سبد خانوار‌ها هستیم.

    از مواد خوراکی و ضروری تا کالا‌های مصرفی مورد نیاز خانوار‌ها یکی پس از دیگری کنار گذاشته می‌شود و این موضوع ربطی به زمان و یا برگزاری مراسم خاص ندارد.

    حالا که موضوع جمعه سیاه و حراج‌های به ظاهر شیک مطرح شده است، نبود امکانات رفاهی در حد متوسط و لازم برای اقشار مردم، به عنوان محور اصلی مطرح می‌شود.

    امروز مردم برای گذراندن زندگی معمولی و در حد بخور و نمیر خود نه پولی دارند و نه امکانات؛ این در حالی است که درکل فضای مجازی حال و هوای تبلیغ حراج‌های جمعه سیاه دلتنگی بیشتری را برای مردم به همراه دارد. هرچند این حراج‌ها واقعی نیست، اما واقعیت‌ها پشت این بزرگنمایی‌ها پنهان شده و با روح و روان مردم به ویژه اقشار متوسط و کم درآمد بازی می‌کند.

    ۳۰ درصد مردم زیرخط فقرند؛ حراج به چه دردی می‌خورد؟!

    پیش‌تر علیرضا حیدری عضو هیئت مدیره کانون بازنشستگان کارگری تهران در خصوص اظهار نظر وزیر کار مبنی بر اینکه ۳۰ درصد از مردم در فقرمطلق هستند، گفته بود: این موضوع مسئولیت و بار حاکمیتی را برای بهبود وضعیت و کاهش تعداد فقرا به خصوص از بین اقشار کارگری بیشتر می‌کند.

    به اعتقاد عضو هیئت مدیره کانون بازنشستگان کارگری تهران، نبود زیرساخت‌های لازم برای بهبود وضعیت اقشار آسیب پذیر و رها کردن روند افزایشی نرخ تورم همه دلیلی بر شکاف بیش از انتظار طبقاتی در کشور شده است؛ به طوری که عده‌ای به راحتی به دنبال خرج کردن پول‌هایی هستند که بی حسب و کتاب وارد زندگی‌شان می‌شود و عده زیادی هم به دلیل فقر فقط تماشاگر خوشی ۱۰- ۲۰ درصد از کل مردم هستند.

    حیدری می‌گوید: زمانی که خانواده‌ای برای تامین نیاز سفره مصرفی، درمان بیماری و حتی تحصیل فرزندان خود دچار مشکل است چطور می‌توانند به راحتی فضا را برای عده‌ای مهیا کنند تا با رقابت با سایر کشور‌های غربی حرف از مد بزنند.

    در این روز‌ها و با توجه به تورم بیش از ۷۰ درصدی، انتظار برای رونق بخشی به بازار جمعه سیاه خیلی طبیعی نیست. بیشتر جمعیت کشور زیر خط فقر و یا نهایت متوسط با گرایش ضعیف قرار دارند؛ یا کارگرند و یا حقوق‌بگیر سطح پایین؛ پس هیچ انتظاری برای حضور و مشارکت این قشر عظیم در بازار جمعه سیاه نیست.

    نکته قابل تامل اینجاست که متولیان امر هم در این روز‌ها فضا را فراهم کرده و بدون لحاظ قانون و استاندار‌دهای حراجی، سعی در رونق بخشیدن به این بازار غیر ایرانی دارند.

    با نرخ تورم فعلی و گرانی روزافزون، روزگار مردم هر روز سیاه تر از قبل است و دیگر نیازی به برگزاری جمعه سیاه نیست؛ مردم امروز توان تامین هزینه‌های ابتدایی زندگی خود و خانواده‌شان را ندارند، پس بهتر است جمعه سیاه را فراموش کنند و در نهایت فکری برای عید نوروزشان داشته باشند.

    فاصله طبقاتی چنان افزایش یافته که این نوع رویداد‌ها به شدت روح و روان اکثر مردم را آزار می‌دهد و این به معنی بی توجهی دولتمردان به وضعیت معیشتی مردم است و این نه تنها از اعتبار دولتمردان می‌کاهد بلکه وضعیت معیشت مردم را از شرایط فعلی هم بدتر می‌کند.

  • کدام بلک فرایدی؟ جیب مردم خالی است! / قالب کردن اجناس بی‌کیفیت بادکرده در انبار‌های فروشگاه‌ها به اسم تخفیف بزرگ!

    کدام بلک فرایدی؟ جیب مردم خالی است! / قالب کردن اجناس بی‌کیفیت بادکرده در انبار‌های فروشگاه‌ها به اسم تخفیف بزرگ!

    به گزارش اقتصادران،  ورود پرقدرت مناسبت‌های اغلب شادمانه غربی‌ها به ایران، حدود دو دهه پیش پررنگ‌تر شد؛ هر چند پیش از این نیز کریسمس و سال نوی میلادی به عنوان روز‌های مهم در ایران شناخته می‌شدند و مردم به آنها توجه ویژه‌ای داشتند، اما طی این سال‌ها روز‌های تقویمی مهم غربی، در ایران بازار اقتصادی و مهم خود را پیدا کرد؛ از ولنتاین و هالووین گرفته تا بلک فرایدی یا همان جمعه سیاه.

    وعده‌های نجومی برای بلک فرایدی

    تخفیف‌های سنگین و پیشنهادات خیره‌کننده‌ای که برای خریداران در تبلیغات بلک فرایدی بیان شده از یک سو و تجربه‌های مختلفی که برای کاربران در این روز‌ها رقم می‌خورد از سویی دیگر قابل توجه است. یکی از پلتفرم‌های فروش آنلاین، در تبلیغات شهری خود تخفیف ۹۶ درصدی را به عنوان ارزش پیشنهادی و رقابتی خود نسبت به سایرین مطرح کرده بود. یک پلتفرم دیگر وعده تخفیف بیش از ۴۰ درصد به طور حتمی برای تمامی اقلام را قول داده و برند‌های کالایی متعدد هم به طور مستقل هر کدام استراتژی‌های مختلفی را بر جذب افراد و افزایش میزان درآمد خود در این روز‌ها به کار گرفته‌اند.

    اما نکته مهم آن است که مگر میزان سود هر یک کالایی که به فروش می‌رسد چقدر است که یک برند یا پلتفرم تصمیم می‌گیرد آن را با ارزشی نصف قیمت عنوان شده به افراد بفروشد؟ به عنوان مثال اگر حوالی میدان مادر و خیابان میرداماد گذرتان بیفتد، بیلبورد بزرگی را با مضمون تخفیف ۶۰ درصدی پوشاک و فروخته شدن یک کاپشن مردانه با قیمت ۴۰۰ هزار تومان خواهید دید. ۴۰۰ هزار تومان هزینه پارچه مصرفی کاپشن تبلیغ شده نیست و به نظر هم نمی‌رسد در زمانی که اوج خرید و فروش لباس زمستانی باشد، هیچ تولیدی یا برندی خواهان فروش کالای خود با این قیمت باشد.

    همه چیز از قبل گران شده

    به منظور بررسی دلیل و یا حتی صحت تبلیغات عنوان شده تحت عناوینی همچون حراجمعه و یا تخفیفات مربوط به بلک فرایدی، سری به پلتفرم‌های آنلاین و شرایط فروش آنها زدیم. در ابتدا به نظر می‌رسید پلتفرم‌ها به وعده تخفیفاتی خود عمل کرده و از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را با تخفیف می‌فروشند، اما با کمی نگاه ریزتر متوجه ایرادات مهم و اساسی آنها شدیم؛ اغلب کالا‌ها به‌ویژه آن دسته اقلامی که نیاز به درج قیمت از درب کارخانه نداشتند، افزایش قیمت محسوسی را طی دو الی سه هفته گذشته تجربه کردند.

    حال میزان تخفیفات اعمال و ادعا شده، یا قیمت‌ها را به نرخ دو هفته گذشته تبدیل کرده و یا حتی با احتساب این پیشنهادات هم همچنان کالا‌ها نسبت به قبل گران‌ترند. آن دسته از کالا‌هایی که با ادعای نود و چند درصد تخفیف گذاشته شده بود هم یا در سایت‌ها پیدا نمی‌شود و یا در صورت وجود، تگ اتمام موجودی دارند. به عبارتی دیگر به نظر نمی‌رسد بلک فرایدی، واقعا برای تولیدکنندگان و سایر فعالان این زنجیره، واقعا روز سیاهی باشد.

     

    مردم به شانس خود می‌بازند

    به گفته افراد، پوشاکی اغلب تخفیف‌های سنگین دارند که یا برای فصل نیستند و یا کیفیت چندان بالایی ندارند. با کمی اغماض می‌توان از آنها برای مدت زمان کوتاهی استفاده کرد. برای دیگر کالا‌ها هم نمی‌توان گفت همه بی‌کیفیتند، اما سخت می‌توان کالای مورد قبولی در بین اقلام پیشنهادی و تخفیف‌دار پیدا کرد؛ انگار که بلک‌ فرایدی دست‌مایه جذابی برای فروش اجناس بی‌خود تولیدکنندگان است. با این حال باز هم مردم هر ساله در روند تبلیغات مربوط به بلک‌ فرایدی، ترجیح می‌دهند تا شانس استفاده خود از این تخفیفات را استفاده کنند و فروشندگان هم از این روند خوشحالند.

    استفاده روانی از تورم در بلک فرایدی

    دلیل اصلی جان گرفتن بلک فرایدی و ناامید نشدن کسب‌وکار‌ها از یک هفته منتهی به آن، تاثیرات روانی عنوان تخفیف بر کالا‌ها و رفتارشناسی مردم است.

    در کشوری که هر کالایی امروز از روز دیگر خود گران‌تر است، قانع شدن درباره اینکه می‌توانی کالایی را نصف قیمت واقعی‌اش خریداری کنی سخت و دور از انتظار است. استفاده از شرایط اقتصادی جامعه و مردمی که هر روز با گرانی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، همزمان یک نبوغ و یک نامردیست. قالب کردن اجناس بی‌کیفیت باد کرده در انبار‌های فروشگاه‌ها تحت عنوان لطف به خریداران در ایام مربوط به بلک‌ فرایدی، یک نوع رفتار سخیف جهت تشدید مشکلات اقتصادی و همزمان تحقیر کردن مردم است.

  • کلاه گشادی به اسم «جمعه سیاه» / جولان اجناس دست دوم در بلک فرایدی!

    کلاه گشادی به اسم «جمعه سیاه» / جولان اجناس دست دوم در بلک فرایدی!

    به گزارش اقتصادران، چند روز دیگر (۹ آذر) جمعه سیاه یا بلک فرایدی است و فروشگاه‌های آنلاین و مغازه دار‌ها با قیمت‌های غیرواقعی روی کالا‌ها از ۳۰ و گا‌ها تا ۹۰ درصد تخفیف گذاشته و کلاه گشادی بر سر خریداران می‌گذارند. چراکه بررسی های مصداقی نشان می دهد، این فروشندگان قبل از بلک فرایدی قیمت کالا‌های خود را افزایش داده و با نزدیک شدن به این روز به ظاهر قیمت‌ها را کاهش می‌دهند. این درحالی است که نظارتی هم در بازار آنلاین شاپ‌ها نیست و آنها دراین آب گل آلود حسابی ماهی صید می‌کنند.

     چندسالی است که بلک فرایدی هم در ایران رایج شده است و بسیاری از فروشگاه‌ها با کلاهبرداری و تبلیغات گمراه‌کننده سعی دارند تا مشتریان را قربانی سودجویی های خود کرده و با افزایش چندبرابری قیمت کالاها و اعمال تخفیف روی آن سعی دارند تا به خریداران القا کنند که قرار است کالا را با قیمت منصفانه خریداری کرده و سود زیادی نصیب شان شود .

    در بلک فرایدی به جای ارزان تر، گران تر خرید کنید

    برای مثال برخی سایت های فروش اینترنتی، درحالی اقدام به فروش کالاهای خود تحت عنوان بلک فرایدی کرده اند که قیمت ماشین اصلاح موی سر کیمی مدل KM-۵۰۲۹ را که قیمت آن قبل از تخفیف ۷۳۹ هزار تومان بوده است را در قسمت تخفیف‌های ویژه جمعه سیاه با قیمت ۲ میلیون و ۷۰۰ هزار تومانی عرضه کرده که با تخفیف اعمال شده به قیمت ۱ میلیون و ۲۹۰ هزار تومان به مشتری عرضه کرده است تا مصرف کننده به تصور اینکه تخفیف زیادی روی کالا است ترغیب به خرید شود، درحالیکه قیمت واقعی و قبل از تخفیف این کالا ۷۳۹ هزار تومان بوده است.

    کلاه گشادی به اسم «بلک فرایدی»/ سوء استفاده آنلاین شاپ‌ها از مردم به اسم «جمعه سیاه»

    کلاه گشادی به اسم «بلک فرایدی»/ سوء استفاده آنلاین شاپ‌ها از مردم به اسم «جمعه سیاه»

    «اسنپ شات» هم به جمع متقلبین پیوست

    نمونه دیگری از تخلف فروشگاه های آنلاین در ارائه تخفیف های ظاهری اما در واقع گران فروشی به مردم را می توان با مقایسه قیمتی دو کالا در اسنپ شات و دیجی کالا دید. برای مثال کنسول بازی PS5 در فروشگاه اسنپ شات با تخفیف یک درصدی ۳۴ میلیون و ۵۹۲ هزار تومان قیمت گذاری شده است، درحالی که قیمت این کالا در دیجی کالا قبل از تخفیف ۳۴ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان درج شده است و با تخفیف ۶ درصدی بلک فرایدی قیمت آن ۳۲ میلیون و ۴۹۹ هزار تومان شده است. به عبارت دیگر اسنپ شات این دستگاه را ۲ میلیون تومان گران تر آن هم در تخفیف جمعه سیاه به مردم می‌فروشد.

     

     کلاه گشادی به اسم «بلک فرایدی»/ سوء استفاده آنلاین شاپ‌ها از مردم به اسم «جمعه سیاه»

                                         کلاه گشادی به اسم «بلک فرایدی»/ سوء استفاده آنلاین شاپ‌ها از مردم به اسم «جمعه سیاه»

    جولان اجناس دست دوم در بلک فرایدی

    در این میان برخی از فروشگاه‌ها نیز پا را فراتر گذاشته و اقدام به فروش کالا‌های بی‌کیفیت یا تاریخ مصرف گذشته به اسم تخفیف ویژه بلک فرایدی می‌کنند و مشتریان نیز به دلیل جذابیت تخفیف‌های اعلام‌شده، این کالا‌ها را خریداری، اما بعد‌ها متوجه کیفیت پایین یا تاریخ مصرف گذشته آنها می‌شوند.

    به نظر می‌رسد با تبلیغات گسترده و روش‌های بازاریابی جدید مغازه داران یا دارندگان فروشگاه‌های آنلاین صرفا قصد بالا بردن تب خرید و فروش را دارند و این نوع تخفیف‌ها بیشتر به جای اینکه به نفع مشتریان باشد به نوعی بازی با اعداد و ارقام است.

    کلاهی که «دیجی کالا» سر مردم گذاشت؟

    دیجی کالا یکی از سایت های فروش آنلاین رسمی در کشور، درحالی به استقبال «بلک فرایدی» می‌رود که اکثر محصولات خود را به فهرست کالاهای «جمعه سیاه» افزوده است که شامل فروش لوازم خانگی، لوازم دیجیتال، کیف و کفش، ساعت و زیورآلات، پوشاک، لوازم ورزشی و سفری و لوازم آرایشی و بهداشتی و … می شود.

    شاید در نگاه نخست محصولاتی که با عنوان حراج در جمعه سیاه دیجی کالا به فروش می رسد دارای تخفیف های قابل توجهی باشد، اما به گفته سود زیادی از تخفیف‌های ارائه شده نصیب خریدار خواهد شد درحالیکه بررسی قیمت کالا‌ها نشان می‌دهد که درمواردی کالا‌ها حتی از قیمت‌های قبل از جمعه سیاه گران‌تر و یا هم قیمت قبل از اعمال تخفیف است بنابراین قرار نیست سودی به جیب مصرف کننده برود و درواقع شگرد‌های تبلیغاتی است که متقاضیان را وسوسه به خرید می‌کند. 

    کلاه گشادی به اسم بلک فرایدی/ سوء استفاده آنلاین شاپ‌ها از مردم به اسم جمعه سیاه

    سودجویی «جاجیگا» از بلک فرایدی

    سوء استفاده کسب و کار‌های اینترنتی تا جایی پیش رفته است که محدود به مشاغل مرتبط با فروش کالا نمی‌شود و هر صنفی برای سود جستن از این رویداد دست به کار شده و دست به تخفیف شده اند؛ برای مثال سایت فروش اینترنتی جاجیگا که مرتبط با فروش تور‌های گردشگری است برای فروختن تور‌های خود یا حتی اجاره ویلا به متقاضیان از بلک فرایدی استفاده کرده تا مشتریان را ترغیب به خرید کند. این در حالی است که این رویداد در کشور‌های غربی صرفا برای فروش کالا است نه موارد دیگر.

    کلاه گشادی به اسم بلک فرایدی/ سوء استفاده آنلاین شاپ‌ها از مردم به اسم جمعه سیاه

     جمعه سیاه از کجا آمده است؟

    این رویداد ریشه‌ای آمریکایی دارد و به جمعه بعد از جشن شکرگذاری در آمریکا که روز ویژه خرید برای خانواده‌های آمریکایی پیش از جشن‌های کریسمس و سال نوی میلادی است گفته می‌شود. در این روز تقریبا همگی اجناس در فروشگاه‌های آنلاین و حضوری در اکثر کشور‌ها با تخفیف‌های ویژه‌ و واقعی به مشتریان عرضه می‌شوند.

    در روز جمعه سیاه در بسیاری از کشور‌های دنیا با تخفیف‌های چشمگیر در فروشگاه‌ها و وب‌سایت‌های آنلاین همراه است وبه‌عنوان یک فرصت برای خریداران و فروشندگان شناخته می‌شود.