برچسب: بانکداری

  • پشت پرده انزوای بانکی ایران / چگونه فساد ساختاری، ایران را از شبکه مالی دنیا حذف کرد؟

    پشت پرده انزوای بانکی ایران / چگونه فساد ساختاری، ایران را از شبکه مالی دنیا حذف کرد؟

    به گزارش اقتصادران، در حالی که سال‌هاست تحریم‌ها به عنوان سد اصلی ارتباط بانکی ایران با جهان معرفی می‌شود، سخنان امروز فعالان اقتصادی و دولتی در اتاق تهران تصویر متفاوتی ارایه داد: بانک‌های دنیا نه از تحریم، بلکه از ریسک‌های پولشویی، نبود شفافیت و پیچیدگی قوانین ایران می‌ترسند. از فساد ساختاری و تورم مزمن گرفته تا مداخلات گسترده دولت و بی‌ثباتی مقررات؛ مجموعه‌ای از عوامل که نه‌تنها اعتماد مالی جهان را سلب کرده، بلکه امکان همکاری سالم و پایدار را نیز از نظام بانکی کشور گرفته است.

    از FATF تا تورم و قانون نویسی افراطی 

    در آغاز مراسم، حسن فروزان‌فرد، رییس کمیسیون حکمرانی سازمانی اتاق تهران، با اشاره به جهانی بودن پدیده فساد گفت: «اتاق تهران تلاش می‌کند متناسب با شرایط بین‌المللی از ظرفیت نهادهای خارجی و سازمان‌های بین‌المللی برای ترویج شفافیت و سلامت اقتصادی استفاده کند.» او وزارت دادگستری را مرجع ملی اجرای کنوانسیون مبارزه با فساد دانست و خواستار ارایه گزارش سالانه از اقدامات این وزارتخانه شد. فروزان‌فرد با بیان اینکه جریان جهانی مبارزه با فساد به سمت پیشگیری و اصلاح ساختارها رفته است، افزود: «استانداردسازی در حوزه حکمرانی می‌تواند با ایجاد رویه‌های دقیق و ساختارهای صحیح، زمینه پیشگیری از فساد را تقویت کند.»

    در ادامه شهاب جوانمردی، نایب‌رییس اتاق تهران، با طرح پرسش از وجود «توافق بر سر تعریف فساد» گفت: حتی بهترین افراد نیز ممکن است به دلیل نبود شفافیت دچار خطا شوند. او سه معیار «شفافیت در تصمیم‌گیری، پاسخگویی واقعی و بی‌طرفی در اجرا» را مبنای حکمرانی خوب دانست و تاکید کرد که «در نبود داده و شفافیت، فساد اجتناب‌ناپذیر است».

    او اجرای کامل قانون مبارزه با پولشویی و تطبیق با استانداردهای جهانی نظیر FATF را لازمه مبارزه موثر دانست و گفت: بسیاری تصور می‌کنند مشکل مراودات بانکی ایران، ناشی از تحریم‌های امریکاست، در حالی که بخش مهمی از عدم همکاری بانک‌های دنیا با ایران به‌دلیل نگرانی از ریسک‌های پولشویی و نبود شفافیت مالی است.

    اوافزود: «نبود شفافیت مالی موجب شده نظام بانکی ایران از تعاملات جهانی بازبماند.» خانی با انتقاد از تمرکز نهادهای نظارتی بر بازداشت‌ها و پرونده‌سازی‌ها تاکید کرد: «در جهان، موفقیت در مبارزه با فساد با کاهش پول‌های بی‌منشا و افزایش شفافیت سنجیده می‌شود.» او افزود: «پرسش ساده از کجا آورده‌ای؟ می‌تواند بدون نیاز به برخوردهای پرهزینه، بسیاری از فسادها را مهار کند.»

    راهکار مجلس برای مبارزه با فساد

    در ادامه، سید کریم معصومی، عضو هیات‌رییسه کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس، بر نقش قانونگذاری برای سلب انگیزه فساد تاکید کرد و گفت: «در شرایط تورم بالا و بیکاری گسترده، فرصت برای تخلفات مالی افزایش می‌یابد.» وی نبود شفافیت، تبعیض در دسترسی به فرصت‌ها و بی‌ثباتی مقررات را از موانع حکمرانی خوب دانست و از اصلاح قوانین مرتبط با قاچاق کالا و ارز و تعزیرات خبر داد.

    وی با این توضیح که فرصت ارتکاب به فساد را باید کمرنگ کرد، افزود: در جامعه‌ای که نرخ تورم بالا، آزاردهنده شده و بیکاری مسیر باز و بی‌انتها را پیدا کرده، فرصت برای ارتکاب به راه‌های خلاف مقررات و قوانین نیز باز خواهد بود. رییس فراکسیون کارآفرینی، اشتغال و رفع موانع تولید مجلس شورای اسلامی، عدم شفافیت را از جمله خلأهای دستیابی به حکمرانی خوب عنوان کرد و در این راستا، یادآور شد که خلأهای دیگر مانند عدم پاسخگویی، عدم پیش‌بینی‌پذیری مقررات، تبعیض در دسترسی به فرصت‌ها و بی‌ثباتی در قوانین و مقررات مسیر دست یافتن به حکمرانی مطلوب را ناهموار می‌کند.

    او همچنین به ضرورت مشارکت بخش‌خصوصی در تصمیم‌سازی‌ها اشاره کرد و با بیان اینکه در فراکسیون کارآفرینی مجلس، با عضویت بیش از ۳۰ نماینده، تلاش‌هایی برای ارتباط موثر با بخش‌خصوصی و جلب نظرات و راهکارهای فعالان اقتصادی در پیش گرفته شده است، افزود: از سوی دیگر، برخی قوانین از جمله قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز و قانون تعزیرات در مجلس شورای اسلامی در دست بررسی و اصلاح است.

    در بخش دیگری، بهمن عشقی، مشاور عالی رییس اتاق تهران، فساد را پدیده‌ای دارای دو رکن «انگیزه مالی» و «امکان اجرایی» دانست و گفت: «ریشه امکان اجرایی فساد در مداخله بیش از حد دولت و پیچیدگی قوانین است.» او تاکید کرد: «هیچ کشوری حتی فنلاند و نروژ نتوانسته فساد را به صفر برساند، اما می‌توان آن را مدیریت کرد.» عشقی افزود: «رفع مداخله دولت به معنای قانون‌گریزی نیست، بلکه بازگرداندن دولت به جایگاه رگولاتوری است؛ در این صورت بهره‌وری، رشد اقتصادی و اعتماد عمومی بازخواهد گشت.»

    مشاور عالی رییس اتاق تهران با اشاره به دیدگاه هانا آرنت گفت تا زمانی که تورم مزمن ادامه دارد و ارزش دارایی مردم کاهش می‌یابد، سخن گفتن از مبارزه با فساد بی‌ثمر است. او تاکید کرد: فساد زمانی اجراپذیر می‌شود که ابزار مداخله در اختیار دولت قرار گیرد و قوانین بد‌نگاشته، اجرای آنها را به تصمیم مدیران و کارشناسان واگذار کند. عشقی افزود: درک درست از پدیده فساد زمانی حاصل می‌شود که از انتها به ابتدا مورد مطالعه قرار گیرد و هدف، نه صفرسازی، بلکه مدیریت و کاهش آن باشد. وی افزود: توزیع لایه‌لایه اختیار مداخله در ساختار دولت، خود منشا فساد است و کمیته‌های متعدد، جامعه را از مسائل اصلی دور می‌کنند. عشقی تاکید کرد: حتی در کشورهای پیشرفته نیز فساد به‌طور کامل حذف نشده و باید آن را مانند سایر ریسک‌های اجتماعی مدیریت کرد. او با انتقاد از ساختار امتیازدهی و نابرابری دسترسی در اقتصاد ایران گفت: باید از ریشه، خلق امتیاز را متوقف کرد. او تعدد نهادهای نظارتی و قانون‌زایی افراطی را عامل نابودی بهره‌وری دانست و تصریح کرد که تحقق اهداف برنامه هفتم توسعه در گرو کاهش مداخلات دولت است.

    در پایان، عشقی کنترل تورم و بازگرداندن دولت به جایگاه واقعی خود یعنی تنظیم‌گری و نظارت را دو رکن اصلی مدیریت فساد دانست و گفت: اتاق بازرگانی باید گفتمان رفع مداخله را محور خود قرار دهد تا زمینه سرمایه‌گذاری و اعتماد عمومی فراهم شود.

    در پایان صالح امیری، سرپرست دبیرخانه مرجع ملی کنوانسیون مبارزه با فساد وزارت دادگستری، از تدوین «پیش‌نویس سند ملی مبارزه با فساد» خبر داد و از اتاق بازرگانی خواست پیشنهادات خود را برای تکمیل این سند ارایه کند. او گفت: آیین‌نامه استرداد اموال ناشی از فساد نیز در دستور تصویب قرار دارد.

  • در هیچ کجای جهان، شرکت‌های بزرگ صنعتی برای خودشان بانک سرمایه‌گذاری یا تامین سرمایه نمی‌زنند

    در هیچ کجای جهان، شرکت‌های بزرگ صنعتی برای خودشان بانک سرمایه‌گذاری یا تامین سرمایه نمی‌زنند

    به گزارش اقتصادران، حسین عبده تبریزی اقتصاددان در روزنامه دنیای اقتصاد نوشت:

    در نیمه‌‌‌‌‌ دوم دهه‌هشتاد موج عجیبی بر اقتصاد ایران گذشت؛ موجی که در آن هر گروه صنعتی، معدنی، ساختمانی یا خدماتی تصور می‌کرد اگر بانکی به‌نام خود بزند، مشکلات مالی‌‌‌‌‌اش حل می‌شود. بانک داشتن، به معنای داشتن «قلک» بود؛ قلکی که می‌توانست منابع گروه را تجهیز کند، ریسک‌ها را پنهان کند و بازی‌های مالی داخلی را تسهیل کند. امروز آن موج فروکش‌کرده و تجربه‌‌‌‌‌های تلخ آن باقی‌مانده‌است و اکنون همان روح قدیمی، در لباسی تازه بازگشته است: این‌بار همه می‌خواهند تامین سرمایه بزنند.

     از کنار هر شرکت که رد می‌‌‌‌‌شوید، مدیران به‌‌‌‌‌گونه‌‌‌‌‌ای صحبت می‌کنند که گویی «داشتن نهاد مالی» بخشی از دارایی‌های ثابت شرکت است؛ همان‌طور که کارخانه یا ماشین‌آلات بخشی از دارایی‌هاست.تصور رایج این است که با داشتن تامین سرمایه، یا برخی از نهادهای مالی دیگر، کسب‌وکار تولیدی می‌تواند برای خودش اوراق منتشر کند، برای خودش گزارش ارزش‌گذاری بنویسد، برای شرکت‌های خودش پذیرش بگیرد و برای آنها تامین مالی کند؛ در واقع توهم «بانک‌‌‌‌‌داری خانوادگی» امروز در قالب «تامین سرمایه‌‌‌‌‌ خانوادگی» بازتولیدشده است.

    جوانان تازه مالی‌‌‌‌‌خوانده یا جدا افتاده از نهادهای مالی قبلی هم هوس تامین مالی ساده برای کسب‌وکارها را به دل آنها می‌‌‌‌‌اندازند، درحالی‌که اساسا ماهیت تامین سرمایه یا بانک خدمت‌‌‌‌‌رسانی به دیگران است؛ نهادی حرفه‌‌‌‌‌ای، تخصصی و عمومی که بناست برای «کل بازار» کار کند و منابع گردآوری کند الا برای مالک و شرکت‌های زیرمجموعه‌‌‌‌‌های آن. اشکالی ندارد اگر شرکت غیر‌مالی بخواهد نهاد مالی راه‌بیندازد، اگر بداند که دارد وارد کسب‌وکار جدیدی می‌شود. بله شرکت ساختمانی می‌تواند صندوق، کار‌‌گزاری، سبدگردانی، مشاور یا همه‌‌‌‌‌ آنها را راه‌اندازی کند، مشروط به آنکه بداند وارد کسب‌وکار جدیدی می‌شود؛ کسب‌وکاری که باید به دیگران و به عامه خدمات ارائه کند و نه به خودش.

    فرض کنید همه‌‌‌‌‌ ملت ایران تصمیم بگیرند که بانکدار شوند یا شرکت مالی بزنند(مثل اواخر دهه‌۸۰ که همه با آن نرخ‌های بهره‌‌‌‌‌ واقعی بسیار بالا، ترجیح می‌دادند سپرده‌‌‌‌‌گذار باقی‌بمانند)، در این‌صورت بخش واقعی اقتصاد چه می‌شود؟ آیا نباید تولیدی در کار باشد تا کاغذهایی که ما در بازار سرمایه و پول می‌‌‌‌‌فروشیم، معنا داشته‌باشد؟

    در هیچ نقطه‌‌‌‌‌ای از جهان، شرکت‌های بزرگ صنعتی، از نفت و گاز تا هواپیماسازی و خودرو، برای خودشان بانک سرمایه‌گذاری یا تامین سرمایه نمی‌زنند. توتال، شل، بی‌‌‌‌‌پی، زیمنس، بوئینگ، تویوتا و ده‌‌‌‌‌ها نمونه دیگر، خدمات تامین مالی را از نهادهای مالی بیرونی دریافت می‌کنند. تنها چیزی که می‌‌‌‌‌سازند، دپارتمان مالی داخلی است: واحد خزانه‌‌‌‌‌داری، مدیریت ریسک، روابط بانکی و تامین مالی پروژه.

    این واحدها قرار نیست نهاد مالی عمومی باشند؛ نقش آنها مدیریت منابع و مصارف شرکت است و بس. حتی شرکت‌های بزرگ مسکن در دنیا که صندوق‌های REIT تاسیس می‌کنند، این کار را نه برای خود، بلکه به‌عنوان نهادی عمومی و شناور در بازار انجام می‌دهند، یا خودروسازانی که لیزینگ دارند، لیزینگ صرفا بخشی از مدل فروش آنهاست نه نهاد مالی خدمت‌‌‌‌‌دهنده به کل بازار، اما در ایران، برداشت دیگری شکل‌گرفته‌است. گروه‌های صنعتی و کسب‌وکارهای غیرمالی فکر می‌کنند «اگر نهاد مالی بزنیم، منابع گروه هم از مسیر خودمان تامین می‌شود.» این توهم خطرناک است چون با مقررات تضاد دارد، با طبیعت بازار ناسازگار است و در عمل امکان‌پذیر نیست.

    نهادهای مالی، به‌ویژه تامین سرمایه‌ها، طبق قواعد جهانی و مقررات داخلی:

    · نمی‌توانند برای خودشان اوراق منتشر کنند؛

    · نمی‌توانند برای شرکت مادر ارزش‌گذاری بنویسند؛

    · نمی‌توانند شرکت‌های وابسته را پذیرش کنند؛

    · نمی‌توانند در پروژه‌های گروه، نقش تضمین‌‌‌‌‌کننده یا متعهد خرید داشته‌ باشند.

    مقررات‌‌‌‌‌گذاران ایرانی باید کاملا آگاه باشند که اگر این مسیر باز شود، فجایع سیستم بانکی تکرار می‌شود: بازی‌های موازی، تضاد منافع، وثیقه‌‌‌‌‌گذاری دارایی‌های دیگران، ارزش‌گذاری‌‌‌‌‌های سفارشی و خلق منابع موهوم. نکته‌‌‌‌‌ مهم دیگر این است که بسیاری از متقاضیان نهادهای مالی این محدودیت‌ها را نمی‌دانند. هیچ‌‌‌‌‌کس برایشان توضیح نداده که «تامین سرمایه، ابزار داخلی گروه نیست.» بدتر آنکه فعالان بخش واقعی اقتصاد تشویق شده‌اند چنین نهادهایی ایجاد کنند، بی‌‌‌‌‌آنکه بدانند این ساختار نمی‌تواند و نباید ابزار تامین مالی خودشان بشود. مشکل دیگر این است که بسیاری از شرکت‌ها نمی‌دانند تامین سرمایه یک کسب‌وکار کاملا مستقل است؛ نیازمند شبکه مشتری، تیم متخصص، اعتبار حرفه‌‌‌‌‌ای، فناوری، مدیریت ریسک، روابط نهادی و مدل درآمدی مشخص است. اگر تامین سرمایه‌برای مالک صنعتی، «کسب‌وکار اصلی» نباشد، معمولا به‌جایی هم نمی‌رسد.

    همان‌طور که اگر بانکی بخواهد کارخانه‌‌‌‌‌ فولاد راه‌بیندازد به موفقیت نمی‌رسد، گروه صنعتی نیز معمولا نمی‌تواند نهاد مالی حرفه‌‌‌‌‌ای موفقی خلق کند.در دنیا رابطه روشن است: گروه صنعتی تولید می‌کند؛ نهاد مالی تامین مالی می‌کند و تنظیم‌‌‌‌‌گر مانع تداخل منافع می‌شود. آن گروه صنعتی که بخواهد نهاد مالی هم داشته‌باشد و آن نهاد مالی در خدمت گروه صنعتی باشد به ناکارآمدی‌‌‌‌‌های جدیدی در بازار دامن می‌زند. تا زمانی‌که به متقاضیان مجوز توضیح داده نشود که:

    · تامین سرمایه «برای مالکش کار نمی‌کند»؛

    · نهاد مالی «ابزار خدمت‌‌‌‌‌دهی» است، نه «قلک گروهی»؛

    · خط قرمزهای نظارتی مانع از خود تعهدی و خودپذیری است؛

    · کسب‌وکار مالی کاملا مستقل از کسب‌وکار صنعتی است.

    این بیماری مزمن ادامه خواهد یافت.اکنون زمان آن رسیده‌است تا دیر نشده‌است سازمان بورس و اوراق‌بهادار و شورای بورس و نهادهای صادرکننده‌‌‌‌‌ مجوز نقش روشنگرانه‌‌‌‌‌ای ایفا کنند. این وضعیت نیازمند شفاف‌سازی جدی برای متقاضیان، بازنگری فرآیند صدور مجوز، تفکیک روشن نهاد مالی از ناشران فعال در بخش واقعی اقتصاد، جلوگیری از گسترش بی‌‌‌‌‌منطق نهادهای مالی و تدوین مقررات لازم و رعایت اصول احتیاطی برای پیشگیری از تضاد منافع است.

    به هر شرکت غیرمالی حائز شرایط که علاقه‌‌‌‌‌مند به ورود به عرصه‌‌‌‌‌ مالی است باید مجوز داده شود و کسی به‌دنبال محدودیت منجر به انحصار در این زمینه نیست، اما باید بداند که وارد صنعت جدیدی می‌شود و قرار است که به عامه خدمات دهد و نه به خودش. اگر این مسیر اصلاح نشود، دوباره به سمت همان چرخه‌‌‌‌‌ای برمی‌گردیم که در نظام بانکی تجربه شد: وابستگی گروه‌ها، تضاد منافع، موازی‌‌‌‌‌کاری، معاملات ضربدری و تبدیل نهادهای مالی به بازوی داخلی گروه‌ها. درست است که بازار سرمایه ایران نیاز به گسترش دارد، اما گسترش باید سالم، تخصصی، مستقل و مبتنی بر تجارب دنیا باشد، نه گسترش کمّی بدون پشتوانه علمی و تخصصی.

     

  • انحراف بانکداری ایرانی از بانکداری روز دنیا

    انحراف بانکداری ایرانی از بانکداری روز دنیا

    به گزارش اقتصادران، اقتصاد ایران در نیمه اول دهه۵۰ با شتاب به‌سوی گسترش بخش‌خصوصی در بانکداری پیش می‌رفت و بانک‌های خصوصی قابل‌اعتنایی فعالیت می‌کردند. علاوه‌بر این بانک‌های ایرانی- خارجی نیز در ایران فعال بودند. پس از پیروزی انقلاب بهمن۱۳۵۷ و تبلیغات گسترده چپ‌های ارتدوکس مارکسیست و چپ‌های مذهبی، شورای انقلاب وقت دستور ملی کردن بانک‌ها صادر شد. بررسی رسانه‌های تیرماه۱۳۵۸ نشان می‌دهد هیچ حرف و نشانی از مخالفت شخصیت‌ها و گروه‌های سیاسی اعم از چپ، ملی و مذهبی با این راهبرد نیست.

    بانک‌های ایرانی همه ملی و پس از آن ادغام و دولتی شدند. این تصمیم تاریخی نادرست راه را برای انحراف بانکداری ایرانی از بانکداری روز دنیا باز کرد و هر سال که سپری می‌شود بانکداری ایران بیشتر و بیشتر از بانکداری مدرن دنیا پیش می‌رود در‌حالی‌که رقابت عنصر درجه‌ اول در فعالیت بانک‌های جهانی است در ایران بانک‌ها را جزیی از اموال دولت کرده و هر دولتی بر دست و پای بانکداری ایران گرهی تازه زده است. از سوی دیگر پس از تحریم ایران از سوی آمریکا در سه مرحله دوره اوباما، دولت اول ترامپ و نیز چند ماه گذشته بانک‌های ایران از بانکداری دنیا دور و دورتر شده‌اند. اکنون و در حالی که ایران و آمریکا مجادله‌ای سخت برای صیانت و حذف تحریم‌ها دارند بانک‌های ایران نیز شاید بتوانند از دام تحریم‌های خارجی و نیز از دستورهای طاقت‌فرسای دولتی رها شوند.

    مرکز پژوهش‌های اتاق ایران گزارشی از بانکداری ایران در وضعیت فعلی در مقایسه با بانکداری جهانی تهیه کرده است که در ادامه می‌خوانید.

    تصمیم‌های سیاسی

    در حال حاضر ۲۷بانک در ایران فعالیت می‌کنند که از لحاظ مالکیت سهام به سه گروه خصوصی، خصولتی، دولتی (۳۰ درصد از ۲۷ بانک) و از لحاظ نوع فعالیت به‌طور عمده در سه گروه تجاری، تخصصی/ توسعه‌ای- تجاری و قرض‌الحسنه تقسیم‌بندی می‌شوند. اکثریت بانک‌‌های ایرانی از مجوز فعالیت درون و برون‌مرزی برخوردارند و برخی در سایر کشورها نظیر آلمان، هند، چین و… دارای شعبه یا دفتر نمایندگی بوده و طبیعتا مشمول پرداخت هزینه‌های نگهداری شعب یا دفاتر ذی‌ربط در خارج از کشور هستند. در حال حاضر بانک‌های ایرانی با بسیاری از استانداردها و مقررات بین‌المللی فاصله دارند. ضعف در انطباق با برخی مقررات که بعضا از ساختار یا تصمیمات سیاسی نشات می‌گیرد و همچنین مسائل تحریم مانع تعامل موثر بانک‌های ایرانی با نهادهای مالی/ پولی بین‌المللی و متعاقب آن نقش‌پذیری هدفمند در جهت تامین نیازهای توسعه تجارت و رونق اقتصادی و جذب سرمایه‌گذار (خارجی یا داخلی) شده است.

    گزارش‌دهی مضاعف تراکنش‌های مالی کشور

    تحریم‌های سازمان اوفک و الزام سازمان FINCEN آمریکا برای دریافت گزارش تراکنش‌های ایران از بانک‌های کارگزار و همچنین معرفی ایران به‌عنوان منطقه پرریسک پولشویی و حضور در لیست سیاه FATF الزام کشورهای عضو برای انجام اقدام متقابل و گزارش ریز کلیه تراکنش‌ها به FATF و نهادهای ناظر کشوری نظیر بانک‌های مرکزی (به‌طور مثال Baffin – آلمان) یا شورای‌عالی مبارزه با پولشویی را به همراه دارد. همچنین عدم همکاری در مبحث FATCA  که به‌دلیل قطع رابطه میان دو کشور، به وجود آمده سبب می‌شود ماموران مالیاتی و اطلاعاتی ایالات‌متحده، اطلاعات حساب‌های ایرانی را از کارگزاران (بانک‌های خارجی نگهدارنده حساب بانک‌های ایرانی) استعلام و موانعی را در نحوه استفاده از منابع کشور ایجاد کنند؛ همانطورکه پیشتر مشکلاتی در بهره‌برداری از منابع وون کره‌ و اکنون ریال قطر ایجاد کرده‌اند.

    اگرچه طی سال‌های تحریم اقدامات متعددی، از انجام مذاکرات سیاسی و دریافت رای مثبت لاهه به‌نفع جمهوری اسلامی تا گسترش همکاری‌های درون‌منطقه‌ای و بین‌المللی از سوی مقامات جمهوری اسلامی صورت پذیرفته و به موفقیت‌هایی نیز انجامیده اما محدودیت فعالیت بانک‌ها به‌دلیل موانع و مشکلاتی که در بخش پیشین گفته شد و ناتوانی موسسات مالی و بانکی کشور برای انتفاع از پتانسیل‌ها (تسهیلات و سندیکاهای مالی و بانکی اعطای وام برای کمک به بهبود زیرساخت‌ها)، ابزار (اعتبار اسنادی CDC، ابزار مشتقه، معاملات فارکس بین بانکی) و بازارهای پولی و مالی (از اروپا تا چین و ژاپن)، عضویت در هریک از نهادهای بانفوذ یا انعقاد توافقنامه‌های دوجانبه با کشورهای مختلف، جز پرداخت هزینه‌های عضویت، دستاورد مورد انتظار را برای بخش‌های اقتصادی و توسعه‌ای کشور به‌همراه نخواهد داشت.

    توافق و اثر لغو تحریم‌ها

    با توجه به جریان مذاکرات میان دو کشور، لغو تحریم‌ها به‌عنوان یکی از دستاوردهای توافق احتمالی میان ایالات‌متحده و جمهوری اسلامی مورد انتظار است. به همین منظور ضمن طرح سناریوهای قابل‌پیش‌بینی، الزامات و نیاز بانک‌های کشور (در حوزه بانکداری بین‌المللی) برای بهره‌برداری از شرایط رفع تحریم‌ها نیز بیان خواهد شد.

    تحریم‌های هسته‌ای

    در توافق برجام، با تعلیق تحریم‌های هسته‌ای بسیاری از تحریم‌ها در حوزه‌های مختلف بانکی، مالی و حتی صنعتی، کشتیرانی و… برچیده شد زیرا ماهیت و برچسب تحریم‌‌ها عمدتا با موضوع برنامه هسته‌ای ایران مرتبط بود. در دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ تنها قانون CAATSA (حقوق‌بشری) به لیست قانون تحریم‌های ایران افزوده شد اما به استناد قوانین تحریم که پیشتر در حوزه‌‌های مختلف موشکی، حقوق بشری، پولشویی و تامین مالی تروریستی در کنگره آمریکا علیه ایران مصوب شده بود و همچنین با بررسی ساختار سهامداران نهادهای مالی و بانکی ایرانی، به برچسب تحریم هسته‌ای بسیاری از نهادهای تحریمی، برچسب موشکی یا تروریستی تحریم نیز افزوده شد. بر این مبنا در دور جدید مذاکرات، ممکن است با وجود لغو تحریم‌های هسته‌ای کماکان موسسات بسیاری به موجب تحریم‌های موشکی یا تروریستی در لیست تحریم‌ها باقی بمانند. از این رو بهتر است پیشبرد مذاکرات در جهت توافقی جامع برای لغو کلیه تحریم‌ها یا لغو تحریم‌ها به‌صورت موضوعی یا بخشی (Sectoral) صورت پذیرد. به‌طور مثال تحریم‌های حوزه بانکی، تحریم‌های نفت و پتروشیمی، کشتیرانی، هواپیمایی و… لغو شوند.

    تحریم‌های اولیه و قانون U-Turn

    در توافق برجام، به‌دلیل برقراری تحریم‌های اولیه ایالات‌متحده و منع آمریکایی‌ها از فعالیت با ایران، بسیاری از بانک‌های بزرگ و تراز اول دنیا به‌خاطر وجود سهامداران آمریکایی در ساختار خود و نگرانی از قرار گرفتن در معرض تحریم‌های آمریکا و پرداخت جریمه‌های سنگین به خزانه‌داری آمریکا ریسک ورود به بازار ایران را با وجود جذابیت آن، نپذیرفتند و از برقراری ارتباط و ارائه خدمات به بانک‌های ایرانی اجتناب کردند. بنابراین توافق در بخش لغو تحریم‌ها، زمانی از جامعیت لازم در جهت منافع موسسات ایرانی برخوردار خواهد بود که علاوه‌بر تحریم‌های ثانویه، لغو تحریم‌های اولیه نیز مورد توافق قرار گیرد. پابرجایی تحریم‌های اولیه در کنار قانون U-Turn، می‌تواند به‌عنوان عامل بازدارنده‌ای مانع ورود جمهوری اسلامی به بازارهای مالی و پولی و حتی فارکس معاملاتی درون‌بانکی شود زیرا اولا ارز دلار کماکان هژمونی در بازارهای پولی و مالی را حفظ کرده و بنابراین هر معامله‌ای که یک‌سر آن دلار باشد براساس قانون U-Turn  و مکانیسم‌های گزارش‌دهی سامانه‌های مخابراتی و گزارش‌گیری به سیستم‌های پولی بانک مرکزی ایالات‌متحده ورود خواهد کرد و ممکن است منابع مرتبط با منشا ایران به‌محض ورود به سامانه‌های فوق بلوکه شوند. دوما به‌دلیل هژمونی دلار در بازارهای دنیا، پایه پول ملی بسیاری از کشورها به دلار مرتبط است و هرگونه تراکنش مالی با موسسات مالی این کشورها منابع مالی موسسات ایرانی را به چرخه فوق و ریسک‌های آن مرتبط می‌کند.

    بدون تردید در صورت لغو تحریم‌های ثانویه، دامنه فعالیت بانک‌ها و موسسات اقتصادی/ مالی جمهوری اسلامی بسیار بیشتر خواهد شد اما وجود محدودیت‌های تحریمی اولیه، کماکان مسیر ارتباط نهادهای مالی ایران با دیگر موسسات مالی دنیا و همچنین بازارهای مالی و پولی دنیا را با دشواری‌هایی همراه خواهد کرد و ارتباط بانک‌ها و نهادهای ایرانی با نهادها و بانک‌های بین‌المللی و حتی منطقه‌ای، نظیر بریکس، بیشتر به‌صورت دوجانبه و در قالب محدودیت‌های مشخصی همراه خواهد بود که فرصت بهره‌برداری موسسات ایرانی را در سطح پایین‌تری فراهم خواهد آورد. به‌علاوه، بیشتر شرکت‌های بزرگ و فعال در زمینه‌های اطلاعات و عملیات بانکی، پولی و مالی شرکت‌های بزرگ چندملیتی هستند که مجموعه‌ای از سهامداران اروپایی و آمریکایی را دربر می‌گیرد و تحریم‌های اولیه مانع همکاری نهادهای ایرانی با نهادهای فوق خواهد بود. از میان موسسات مهم می‌توان به شرکت‌های Mastercard و Visacard مرتبط با کارت‌های اعتباری، شرکت‌های فناوری و تکنولوژی که این روزها در زمینه بلاک‌چین و فین‌تک‌ها و تحول دیجیتال هرروز به نوآوری جدیدی دست می‌یابند، موسسات رتبه‌بندی فیچ، مودیز و اس‌اندپی که اساس تصمیم‌گیری بسیاری از سرمایه‌گذاران را تشکیل می‌دهند، رویترز که معتبرترین پایانه ارتباطی و اطلاعات معامله‌گران بانک‌ها و موسسات مالی را تشکیل می‌دهد، بنکر که دایره‌المعارف معتبر بانکی دنیا محسوب می‌شود، سوییفت که معتبرترین و رایج‌ترین بستر مخابره پیام‌های بانکی بوده و ‌هزاران موسسه معتبر بین‌المللی نام برد که عدم دسترسی نهادهای کشور به داده‌ها و ابزار معاملاتی آنها عملا تعاملات این کشور با پیشران‌های اقتصادی جهان را مختل کرده است.

    سایر الزامات

    وضعیت جمهوری اسلامی در FATF: در صورت برقراری توافق میان ایالات‌متحده و جمهوری اسلامی و لغو تحریم‌ها به‌صورت جامع با موضوع محور، بخشی از محدودیت‌های تعاملاتی و نقل‌وانتقالات مالی مرتبط با دلار مرتفع خواهد شد اما برای رفع کامل موانع مرتبط با معاملات به سایر ارزها، نظیر یورو، خروج از لیست‌سیاه (هشدار خاکستری) FATF و شرایط اقدام متقابل، مورد نیاز است. این شرایط حتی برای انتفاع از حضور در نهادهای منطقه‌ای نظیر اتحادیه پایاپای آسیایی، بریکس، سازمان همکاری شانگهای و… بهره‌برداری از امکانات بانک مشترک و واحد پول مشترک در نهادهای فوق (در صورت تحقق) نیز صدق می‌کند زیرا مادام که جمهوری اسلامی در لیست مناطق پرریسک FATF قرار دارد، سرمایه‌گذار خارجی و همچنین موسسات و نهادهای مالی از تعامل و معامله با نهادهای مالی کشور اجتناب می‌کنند زیرا در منشور همکاری نهادهای فوق، درخصوص اجرای دستورالعمل‌های FATF میان اعضا اجماع وجود دارد.

    ریسک سیاسی/ اعتباری کشور: به همین ترتیب، برای ورود به بازارهای مالی و پولی دنیا یا جذب سرمایه‌گذار خارجی، ارتقای رتبه اعتباری، شفافیت، کسب‌وکار و کاهش ریسک سیاسی نقش قابل‌توجهی ایفا می‌کند که با رفع تحریم‌ها و الحاق به FATF، انتظار می‌رود ریسک کشوری جمهوری اسلامی و به موازات آن ریسک اعتباری و عملیاتی موسسات مالی کشور کاهش یابد.

    ضمانت اجرایی توافقات: با توجه به رویکرد یک‌جانبه‌نگر رییس‌جمهور فعلی ایالات‌متحده به همکاری‌های سیاسی و اقتصادی جهانی و تجربه خروجی یک‌جانبه آمریکا از توافق قبلی که شرایط و خسارات ناخواسته‌ای را به فعالان تجاری و اقتصادی داخلی و خارجی تحمیل کرد که به استناد توافق سیاسی میان طرفین به بازار ایران ورود پیدا کرده بودند، در صورت توافق احتمالی، این‌بار ممکن است نهادهای کمتری برای همکاری و ورود به این بازار، حداقل تا تثبیت نسبی شرایط، گام بردارند. مگر آنکه ضمانت اجرایی مطمئنی، به‌طور مثال لغو توامان تحریم‌های اولیه و ثانویه حتی به‌صورت Sectoral، برای اجرای توافق وجود داشته باشد. به‌علاوه، با توجه به تداوم روند مذاکرات کنونی میان دو کشور آمریکا و ایران، حتی در صورت توافق میان دو کشور قبل از پایان دوره برجام (اکتبر۲۰۲۵)، امکان فعال‌سازی Snapback از سوی تروئیکای اروپایی و ایجاد چالش‌های جدید از قبیل بازگشت تحریم‌های اتحادیه اروپایی وجود دارد. بنابراین عملکرد جمهوری اسلامی در نحوه حفظ توافق برجام تا پایان دوره و دریافت مطالبات مرتبط با پای‌بندی جمهوری اسلامی به برجام در تاریخ اختتام و نحوه ورود به توافق جدید با ایالات‌متحده بسیار حساس خواهد بود.

    همگام‌شدن با آخرین تحولات و رویدادهای بین‌الملل: یکی از پیامدهای برجام برای بانک‌های ایرانی این بود که پس از یک دهه نسبتا طولانی قطع ارتباط نهادهای مالی/ بانکی با نظام‌های مالی بین‌المللی، به یک‌باره در مواجهه با استانداردها و مقررات جدید بین‌المللی قرار گرفتند که ناشی از ابراز نگرانی جامعه جهانی درخصوص جرائم مالی سازمان‌یافته و گسترش دستورالعمل‌های FATF در مدیریت تطبیق و ریسک، مبارزه با پولشویی/ تامین مالی تروریسم/ فساد و رشوه و… بود. تطابق با استانداردهای جدید الزام برقراری روابط با بانک‌های دنیا بود و به همین دلیل، نیروی کار و زمان قابل‌توجهی برای تطابق با مقررات و استانداردهای بین‌المللی، تنظیم سیاست‌های متناظر و پاسخگویی مستند به پرسشنامه‌های پولشویی و… از نهادهای ایرانی، به‌ویژه بدنه بانکی کشور، مطالبه کرد. در دوره جدید نیز رشد فناوری‌های دیجیتال، به‌خصوص در زمینه بلاک‌چین، ارز دیجیتال، گسترش خدمات بانکی و تجاری با استفاده از فین‌تک‌ها و بسته‌های نرم‌افزاری برنامه‌ریزی‌شده، بسیار سریع‌تر و گسترده‌تر از آنچه در نهادهای ایران دنبال می‌شود گسترش یافته و در صورت توافق و لغو تحریم‌ها، سرعت گذار از بانکداری سنتی به‌سوی بانکداری دیجیتال چند برابر خواهد شد. افزون‌بر این، با توجه به گسترش مباحث حکمرانی اقتصادی جهانی و توسعه پایدار هم‌راستا با  تحولات دنیای دیجیتال و نفوذ بیشتر ارزهای دیجیتال و رمزارزها به مبادلات و معاملات تجاری کشورها، نقش و مسوولیت نظارتی بانک‌ها درخصوص تراکنش‌های مالی افزایش یافته و موظف به شناسایی مضاعف مشتریان و تراکنش‌ها هستند. در حال حاضر موسساتی چون Dow Jones اطلاعات کامل و دقیقی را درخصوص ساختار سهامداری، اخبار مرتبط و شهرت سازمان، وابستگان حقیقی و حقوقی سازمان، اشخاص سیاسی و وابستگان ایشان ارائه می‌دهند و با توجه به عدم امکان دریافت خدمات از موسسه آمریکایی مزبور، معرفی نهاد یا سازوکار جایگزین برای اطمینان‌سازی عملیات بانک‌های ایرانی در چارچوب مقررات پولشویی و احزار هویت مشتریان ضروری است. برای فعالیت در نظام کنونی بین‌الملل، توجه به مباحث کفایت سرمایه و گزارش‌دهی شفاف صورت‌های مالی، پیش‌بینی برنامه مالی سازمان در دوره‌های سه تا پنج ساله، تنظیم و به‌روزرسانی سیاست‌های مدیریت ریسک و تطبیق، سیاست‌های مبارزه با پولشویی/ تامین مالی تروریسم، فساد و رشوه، سیاست‌های مسوولیت اجتماعی در حوزه‌های مختلف نظیر توانمندسازی بانوان یا پایداری زیست‌محیط در تعاملات بین‌المللی حائز اهمیت است، به‌ویژه که طی سال‌های اخیر با هدف مدیریت ریسک ارتباط با بانک‌های ضعیف‌تر و ورود ناخواسته به جرائم مالی سازمان‌یافته، روابط کارگزاری بین‌بانکی به سمت و سوی کوچک‌سازی و محدودیت به بانک‌های کمتر اما قوی‌تر و مطمئن‌تر حرکت کرده و انتخاب کارگزار یا دریافت خدمات از بانک‌های خارجی دشوارتر شده است.

     

  • پشت پرده‌ زیان صدهاهزار میلیاردی ۵ بانک‌ خصوصی / وقتی گاودار برای ساخت پتروشیمی وام می‌گیرد!

    پشت پرده‌ زیان صدهاهزار میلیاردی ۵ بانک‌ خصوصی / وقتی گاودار برای ساخت پتروشیمی وام می‌گیرد!

    به گزارش اقتصادران، همانطور که در گفتگوی «ورشکستگی بانک‌های خصوصی با اسم ناترازی» مطرح شد، نظام بانکی کشور با چالشی جدی «انحراف از بانکداری» مواجه است؛ چالشی که به جای تقویت بخش خصوصی واقعی و تسهیل تأمین مالی سالم، زمینه‌ساز بروز ناترازی‌ها و زیان‌های انباشته در بانک‌های خصوصی شده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که ۵ بانک و مؤسسه مالی خصوصی طی ۹ ماه منتهی به آذر ۱۴۰۳، در صورت‌های مالی خود زیانی بالغ بر ۶۲۴ هزار میلیارد تومان را شناسایی کرده‌اند؛ وضعیتی که زنگ خطر لزوم اصلاحات ساختاری را به صدا درآورده است. کارشناسان اقتصادی معتقدند بانک‌ها به جای ایفای نقش اصلی خود در تجهیز و تخصیص بهینه منابع، به بنگاه‌داری روی آورده و با ورود به پروژه‌های غیرسودآور، نه تنها بهره‌وری نظام بانکی را کاهش داده‌اند، بلکه موجب اختلال در تخصیص منابع و تقویت تورم و رانت شده‌اند.

    در ادامه گفتگو با فرشاد پرویزیان، اقتصاددان، نایب‌رئیس انجمن اقتصاد ایران و استاد دانشگاه، به نقد ساختار فعلی بانکداری خصوصی، مداخلات سیاست‌گذارانه و پیامدهای اقتصادی آن خواهیم پرداخت و این اقتصاددان با اشاره به اینکه نظام بانکی در کشور در این سال‌ها، نه تنها به استانداردهای بین‌المللی در نظارت بر بانک‌ها بی‌توجه بوده و فساد و عدم شفافیت به عنوان سد راه توسعه مالی و اقتصادی ایران عمل کرده است، با نگاهی دقیق‌تر به ساختار معیوب نظام تأیید صلاحیت مدیران بانکی و چرخه پیچیده و ناکارآمد وام‌دهی در بانک‌ها، دلایل ریشه‌ای ضعف‌ها و عقب‌ماندگی‌های نظام بانکی کشور را روشن برای ما روشن می‌کند.

    پرویزیان در این بخش از سخنان خود با انتقاد از فرآیند بسته تأیید صلاحیت اعضای هیئت مدیره بانک‌ها، خواستار بازنگری جدی در روند استعلام‌ها و شفاف‌سازی در این حوزه شد و تأکید کرد که انتقاد او ناظر به موضوعات امنیتی نیست، بلکه از سر دلسوزی برای نظام بانکی کشور است.

    او در ادامه عنوان کرد: برای عضویت در هیئت‌مدیره بانک‌ها، باید استعلام‌های سه‌گانه از نهادهای مختلف اخذ شود و طبعاً هر کسی امکان ورود به این حوزه را ندارد. اما سوال اینجاست که چگونه فردی که ۵۰ سال در شبکه بانکی حضور داشته و از یک بانک به بانک دیگر منتقل شده، بدون آنکه کارنامه‌ای از عملکردش ارائه شود، باز هم به عنوان عضو هیئت‌مدیره پذیرفته می‌شود؟

    وی صراحتاً تاکید کرد: وقتی فردی یک بانک را به مرز ورشکستگی رسانده و در پایان با پاداش چند ۱۰۰ میلیونی هیئت‌مدیره آن مجموعه را ترک کرده، چرا باید مجدداً در بانک دیگری به عنوان مدیر منصوب شود؟ چرا هیچ‌کس درباره این فرآیند پرسشی مطرح نمی‌کند؟

    نظام بسته و بدون پاسخگویی تأیید صلاحیت مدیران بانکی کشور باید بازنگری شودبه گفته این اقتصاددان، علت اصلی تکرار چهره‌های محدود در هیئت‌مدیره بانک‌ها، ساختار بسته تأیید صلاحیت‌هاست که مانع از ورود چهره‌های جدید و شایسته می‌شود.

    وی گفت: نمی‌گویم فرآیند استعلام را حذف کنید؛ چرا که در همه کشورهای دنیا این بررسی‌ها انجام می‌شود. آنجا هم نهادهای امنیتی سوابق افراد را زیر و رو می‌کنند. اما آیا واقعاً در ۴۰ سال گذشته فقط همین ۴۰ یا ۵۰ نفر در کشور ما صلاحیت اداره بانک‌ها را داشته‌اند؟

    وقتی نظام تأیید صلاحیت مدیران، خاوری تولید می‌کند

    این استاد اقتصاد دانشگاه با یادآوری پرونده‌های پرحاشیه مدیران بانکی تصریح کرد: نظام تأیید صلاحیت فعلی، حتی نتوانسته از ظهور چهره‌هایی مثل خاوری جلوگیری کند. این یعنی اشکال ساختاری در فرآیندهای ما وجود دارد و باید شجاعانه آن را بپذیریم.

    او همچنین تأکید کرد: من برای اولین‌بار است که این موضوع را مطرح می‌کنم، چون تا پیش از این، خودم هم جرأت نداشتم درباره‌اش حرفی بزنم. اما امروز دیگر باید شفاف صحبت کنیم، چون اقتصاد کشور را نمی‌توان دست هر کسی سپرد.

    نظام نظارتی غایب است؛ بانک‌ها بدون چارچوب عمل می‌کنند

    پرویزیان با انتقاد از وضعیت نظارت بانکی در کشور، تأکید کرد که نبود نظارت مؤثر قانونی از سوی بانک مرکزی و عقب‌ماندگی شدید در اجرای مقررات بین‌المللی بانکی، بانک‌ها را از اصول حرفه‌ای و استانداردهای جهانی دور کرده است.

    وی تصریح کرد: در کشور نظارت مؤثر و دقیق بانکی نداریم؛ منظورم نظارتی است که به‌صورت قانونی از سوی بانک مرکزی اعمال شود تا مشخص شود بانک‌ها دقیقاً چگونه باید فعالیت کنند، از جمله نحوه وام‌دهی و اجرای روابط صحیح بانکداری و….

    هنوز بازل ۲ را نیمه‌کاره اجرا می‌کنیم؛ دنیا به استقبال بازل ۴ رفته استنایب‌رئیس انجمن اقتصاد ایران با مقایسه وضعیت ایران با نظام بانکی بین‌المللی گفت: در دنیا امروز قوانین و مقررات بانکداری وارد مرحله اجرای بازل ۴ شده‌اند. این مقررات شامل اصول و استانداردهای دقیق درباره بهداشت بانکی، شیوه‌های صحیح وام‌دهی، اداره بانک، نسبت‌های کفایت سرمایه و دیگر نسبت‌های کلیدی مالی هستند که هدف آن‌ها حفظ سلامت و پایداری بانک‌هاست.

    او افزود: اما ما در ایران هنوز بازل ۲ را هم به‌صورت کامل و دقیق اجرا نمی‌کنیم. این در حالی است که یک کمیته بین‌المللی متولی این استانداردهاست و بانک‌ها در سطح جهان با یکدیگر در ارتباطند و همگام با این استانداردها حرکت می‌کنند، اما نظام بانکی ما همچنان از این قافله عقب مانده است.

    از S&P تا نهادهای مستقل اعتبارسنجی؛ الگویی که ایران ندارد

    فرشاد پرویزیان با انتقاد شدید از نبود نظام اعتبارسنجی واقعی و استاندارد در کشور، تأکید کرد که بانک‌ها بدون ارزیابی صحیح، تسهیلات را به افراد ناتوان از اجرای طرح‌های بزرگ می‌دهند و همین رویه باعث بروز خسارت‌های جدی شده است.

    او تصریح کرد: هیچ جای دنیا بدون اعتبارسنجی واقعی به فرد، شرکت، دولت یا کشور وام نمی‌دهند. ابتدا اعتبارسنجی انجام می‌شود و بعد اعتبار یا تسهیلات اختصاص می‌یابد. اما ما در ایران سال‌هاست که اساساً مؤسسات اعتبارسنجی نداشته‌ایم. در یکی دو سال اخیر هم صرفاً یک مدل نمایشی، لوکس و پر زرق‌وبرق به راه افتاده که مثلاً بررسی کند فرد چک برگشتی یا تسهیلات معوقه داشته یا نداشته؛ در حالی‌که نظام واقعی اعتبارسنجی چیزی فراتر از این است.

    وی ادامه داد: در دنیا مؤسسات اعتبارسنجی بزرگی فعالیت می‌کنند که کاملاً مستقل و غیردولتی هستند؛ بنابراین تحت فشار هیچ‌کس برای تأیید اعتبار افراد قرار نمی‌گیرند. یکی از نمونه‌های برجسته در این زمینه، شرکت S&P (شرکت Standard & Poor’s) است که وقتی سهامش در بورس نیویورک بالا یا پایین می‌رود، کل اقتصاد آمریکا تحت تأثیر قرار می‌گیرد. این مؤسسه در سطح بین‌المللی بانک‌ها، شرکت‌ها و حتی دولت‌ها را اعتبارسنجی می‌کند. ما در ایران واقعاً چنین موسساتی داریم؟

    وقتی ماست‌بند برای ساخت پتروشیمی وام می‌گیرد!

    نظام بانکی ما گاودار را به جای پتروشیمی‌ساز اعتبارسنجی می‌کند!این استاد اقتصاد دانشگاه با لحنی انتقادی اضافه کرد: وضعیت در ایران به‌گونه‌ای است که مثلاً فردی که گاودار بوده و یک گاوداری صنعتی بزرگ داشته، صرفاً به واسطه آشنایی و سابقه دریافت و بازپرداخت وام، تسهیلاتی برای راه‌اندازی یک پتروشیمی دریافت کرده است! در حالی‌که هیچ‌کس نپرسیده شما که ماست‌بند هستی، چه نسبتی با صنعت پتروشیمی داری؟

    وی افزود: بانک‌ها در چنین مواردی تنها به سوابق بازپرداخت وام بسنده کرده‌اند، بدون آن‌که صلاحیت و اهلیت فرد برای فعالیت جدید را بررسی کنند. این یعنی نظام بانکی ما یا اصول ارزیابی را بلد نیست، یا با افراد فاسد همکاری کرده، یا تحت فشار بوده، یا با تسهیلات تکلیفی مواجه شده، یا حتی ممکن است برخی تصمیم‌گیران به خودشان وام داده‌اند با این توجیه که «خودم، پول خودمو که نمی‌خورم!»

    او همچنین به موردی عجیب‌تر اشاره کرد و گفت: من به‌طور موثق می‌دانم بانکی وجود دارد که به شرکت تابعه خودش (هلدینگ خود) وام داده و سود ۱۹ درصد از آن گرفته، در حالی‌که به شرکت‌های دیگر وام ۱۷ درصدی می‌دهد. وقتی شرکت معترض شده، بانک این استدلال را آورده که اگر دیگری می‌تواند با ۱۷ درصد سود بدهد، تو که مال خود من هستی، حتماً بیشتر سود می‌کنی، پس باید بیشتر هم بدهی!

    وی افزود: ظاهر این ماجرا اگرچه بیشتر شبیه به یک لطیفه است، اما واقعیت تلخی است که تمام رابطه مبادله، ارزیابی طرح‌ها و منطق سرمایه‌گذاری را در نظام بانکی کشور از بین برده است.

    «این به اون در» به سبک وام‌های نظام بانکی در ایران

    نایب‌رئیس انجمن اقتصاد ایران با اشاره به شکل‌گیری یک چرخه معیوب و غیرشفاف در وام‌دهی بین بانک‌ها در ایران و با بیان اینکه برخی شنیده‌ها از مناسبات غیرسالم میان بانک‌ها حکایت دارد، گفت: گاهی شنیده می‌شود بانک الف به شرکت‌های وابسته به بانک ب وام می‌دهد و بانک ب هم در مقابل، به شرکت‌های بانک الف تسهیلات ارائه می‌کند. «این به آن در!». این بده‌بستان‌ها اگرچه ممکن است میزان رواج یا صحت آن محل بحث باشد، اما نفسِ مطرح شدن چنین مسائلی نشان می‌دهد که حتماً چیزی در پشت این شنیده‌ها هست.

    ما در ساختار مالکیتی میان بانک‌ها و شرکت‌های زیرمجموعه‌شان با یک شبکه تنیده ناکارآمد و آلوده به فساد مواجهیم.پرویزیان با اشاره به پیچیدگی ساختار مالکیتی میان بانک‌ها و شرکت‌های زیرمجموعه‌شان تصریح کرد: ما با یک شبکه تنیده ناکارآمد و آلوده به فساد مواجهیم. بانک‌های که به شرکت‌هایی یکدیگر وام می‌دهند، یکی سهامدار آن یکی است و آن یکی به این یکی تسهیلات می‌دهد.

    وی افزود: در این مسیر، تنها برخی افراد خاص هستند که برای این موقعیت‌ها و هیأت مدیره این بانک‌ها تأیید صلاحیت می‌شوند؛ افرادی که یا از دانش کافی بانکی برخوردار نیستند یا سوادشان مربوط به نظام بانکداری ۵۰ سال پیش است و باید اضافه کرد که بسیاری از آن‌ها حتی جرأت تصمیم‌گیری ندارند و وقتی به آن‌ها دستور داده می‌شود که فلان وام را پرداخت کن، چاره‌ای جز اجرای دستور ندارند.

    او تاکید کرد: با این وضعیت نمی‌توان انتظار داشت که نتیجه‌ای سالم و کارآمد از دل چنین مناسباتی بیرون بیاید.

    ساختار غلط، بانک سالم تولید نمی‌کند

    این اقتصاددان در ادامه انتقادات خود به ساختارهای ناکارآمد در نظام بانکی کشور، با طعنه گفت: گاهی انتظار داریم خروجی یک سیستم، عالی و بی‌نقص باشد، در حالی‌که به شرایط شکل‌گیری آن توجهی نمی‌کنیم.

    وی با طرح یک مثال کنایه‌آمیز ادامه داد: تصور کنید تصمیم‌گیری در شرایطی صورت می‌گیرد که نه آرامش وجود دارد، نه اختیار، نه ابزار مناسب، و نه حتی افراد شایسته در جای درست قرار دارند. در چنین فضایی، نتیجه کار – هر چقدر هم تلاش کنید – احتمالاً چیزی نخواهد بود که بتوان به آن افتخار کرد.

    پرویزیان تأکید کرد: نظام بانکی ما در بسیاری موارد دقیقاً در چنین شرایطی کار می‌کند. فشارهای بیرونی، روابط ناسالم، فقدان شفافیت، نبود استقلال حرفه‌ای و حتی کمبود دانش روز، همه و همه باعث می‌شود خروجی تصمیم‌گیری‌ها، ناتوان از پاسخگویی به نیاز واقعی اقتصاد کشور باشد.

    او همچنین گفت: تا زمانی‌که این شرایط اصلاح نشود، نباید انتظار داشت نظام بانکی کشور بتواند محصولی متفاوت، سالم و کارآمدتر از وضعیت فعلی تولید کند.

    همه مشکلات از فساد نیست؛ نظام بانکی قربانی بحران‌های کلان اقتصادی است

    این استاد اقتصاد دانشگاه در ادامه سخنان خود با تأکید بر اینکه مسأله ناکارآمدی بانک‌ها صرفاً ریشه در ساختارهای داخلی ندارد، گفت: نکاتی که پیش از این بیان کردم مربوط به اشکالات ساختاری نظام بانکی در ۴ تا ۵ دهه گذشته بود، اما ماجرا تنها به این مسائل محدود نمی‌شود.

     

    وی ادامه داد: وقتی کشوری تحت تحریم‌های گسترده قرار دارد، ارتباطات بانکی آن با شبکه مالی بین‌المللی قطع شده و نرخ رشد اقتصادی در یک بازه ۱۰ ساله، به‌طور میانگین در سطح صفر یا یک درصد باقی مانده، بدیهی است که حتی اگر تجهیز منابع در بانک‌ها صورت بگیرد و تخصیص‌هایی انجام شود، عملاً به تولید واقعی منجر نخواهد شد و این رشد خود تصدیقی بر این مدعا است.

    پرویزیان خاطرنشان کرد: حتی اگر فرض کنیم تمام بانک‌ها و مدیرانشان سالم و بدون ایراد بوده‌اند و تمام استدلال‌های من نادرست، اما واقعیت غیرقابل انکار این است که در این شرایط اقتصادی، پول‌هایی که تخصیص داده شده‌اند، با توجه به رشد کمتر از یک درصدی اقتصاد عملاً می‌توان گفت که بازگشتی نداشته‌اند.

    او با اشاره به موانع بیرونی و ریسک‌های اقتصاد کلان افزود: تحریم‌ها، نرخ بالای هزینه مبادله، عدم دسترسی به بازارهای جهانی، اجبار به استفاده از نظام صرافی و مبادلات غیررسمی، همگی عواملی هستند که اجازه نمی‌دهند بانک‌ها به‌صورت کارآمد فعالیت کنند.

    همه چیز فساد نیست؛ گاهی فقط مدیریت بحران است

    این صاحب‌نظر حوزه اقتصاد تأکید کرد: همه مشکلات ما ناشی از فساد نیست. بخش مهمی از آن مربوط به شرایط بحرانی کشور و تلاش برای اداره اقتصاد در وضعیت غیرعادی است. ما با نوعی مدیریت بحران در سطوح بالای کشور مواجهیم که هدف آن صرفاً چرخاندن چرخ اقتصاد، به هر نحوی است.

    پرویزیان در ادامه گفت: در چنین فضایی، حتی عملکردهای به ظاهر ناپایدار و ناکارآمد بانک‌ها نیز گاهی ناشی از اجبار و تنگنای شرایط است، نه صرفاً ضعف مدیریتی یا فساد سیستماتیک. مثل همان داستانی که در بخش قبل گفتم؛ وقتی شرایط پیچیده، غیرقابل پیش‌بینی و پرمخاطره است، نباید انتظار بهترین نتیجه را داشت.

    بانک خصوصی، شرکت خصوصی است؛ نباید نماد حاکمیت باشد

    نایب‌رئیس انجمن اقتصاد ایران در ادامه اظهارات خود درباره ریشه‌های ناکارآمدی نظام بانکی کشور گفت: در همه دنیا بانک خصوصی مثل هر شرکت خصوصی دیگر تلقی می‌شود. هر شرکت یا بنگاه اقتصادی که دچار زیان شود و به ورشکستگی برسد، فرآیند قانونی مشخصی دارد؛ تسویه، انحلال، شناسایی دارایی‌ها، تعیین بدهکار و طلبکار و در نهایت اعمال قانون.

    وی افزود: در قانون تجارت ایران نیز این فرآیند به‌صراحت پیش‌بینی شده است. اگر کسی مقصر باشد، مجازات مواجه می‌شود و اگر هم نباشد، دارایی‌ها براساس قانون تسویه می‌شود و پرونده بسته خواهد شد. در اصطلاح فقهی، «المفلس فی أمان‌الله».

    بانک‌ها، ورشکسته‌های عزیزتر از جان برای دولت

    پرویزیان با انتقاد از نگاه متفاوت به بانک‌ها نسبت به سایر بنگاه‌های اقتصادی گفت: ما در ایران، بانک را به نماد حاکمیت تبدیل کرده‌ایم. در حالی که بانک، در اصل یک بنگاه مالی است، نه بازوی حکومتی.

    او با اشاره به حساسیت عمومی در خصوص سپرده‌های بانکی تصریح کرد: در واقع باید یک رئیس‌جمهور شجاع بیاید و صراحتاً اعلام کند که بانک، نماد حاکمیت نیست و مردم بدانند که سپرده‌گذاری در بانک، ضمانت دولتی ندارد. البته این موضوع پیش از این توسط یکی از رؤسای کل بانک مرکزی نیز مطرح شد، اما واکنش‌ها به‌حدی تند بود که گویی سخنی نابخشودنی بیان شده است.

    البته با گفتن اینکه بانکی پشتوانه مالی دولت را ندارد تراز اقتصاد به‌هم می‌ریزداین اقتصاددان ادامه داد: البته واقعیت این است که اگر روزی یک رئیس‌جمهور رسماً اعلام کند که تنها یک بانک مشخص پشتوانه دولتی دارد و سایر بانک‌ها چنین ضمانتی ندارند، در همان لحظه تراز اقتصاد کشور به‌هم می‌ریزد.

    وی هشدار داد: در چنین وضعیتی، هجوم گسترده مردم برای برداشت سپرده‌ها از سایر بانک‌ها آغاز می‌شود و حتی بانکی که به‌صورت طبیعی نیمه‌سالم بوده، به‌دلیل ناتوانی در بازپرداخت فوری منابع، ورشکسته خواهد شد. این همان مرز باریکی است که نظام اقتصادی کشور را میان اعتماد عمومی و واقعیت‌های قانونی بلاتکلیف نگه داشته است.

    ادغام کور بانک‌های ورشکسته، نسخه نجات نیست

    پرویزیان در ادامه تحلیل خود از وضعیت نظام بانکی کشور تأکید کرد که مسیر اصلاح، نه رویکردهای کمونیستی و تک بانکی است و نه سیاست‌های کور ادغام. وی گفت: راهکار خروج از بحران بانکی، برخورد ریشه‌ای با بسترهای فساد و نظارت مؤثر است، نه اینکه تمام بانک‌های دچار مشکل را یک‌جا ادغام کنیم.‌

    ادغام معیوب، بحران را تشدید می‌کند. در واقع شما اگر ده بانک مسئله‌دار را یکی کنید، حاصل آن، یک بانک با بحران ده‌برابری خواهد بوداو تصریح کرد: این تصور اشتباه است که می‌توان چند بانک ورشکسته را با یکدیگر ادغام کرد و انتظار داشت یک بانک سالم حاصل شود. چنین رویکردی تنها منجر به ایجاد بانکی خواهد شد که در مقیاسی بزرگ‌تر، دچار ورشکستگی است. در واقع شما اگر ده بانک مسئله‌دار را یکی کنید، حاصل آن، یک بانک با بحران ده‌برابری خواهد بود.

    وی با اشاره به برخی مصادیق در کشور افزود: این همان سیاست اشتباهی بود که منجر به تأسیس بانکی شد که اساساً سرمایه اولیه‌اش را نه از آورده سهام‌داران، بلکه از محل وام‌های کلان دریافتی از سایر بانک‌ها تأمین کرده بود.

    تأسیس بانک آن هم با وام بانکی؛ بانکی برای خودم، از جیب مردم!

    این استاد اقتصاد دانشگاه اظهار داشت: وقتی کسی با وام‌های بین‌بانکی، بانک تأسیس می‌کند و سپس چند مؤسسه ورشکسته یا ناتراز دیگر را نیز با آن ادغام می‌کنند و از طریق آن بانکی بوجود می‌آید که خلق نقدینگی کرده و به خودش وام می‌دهد، این دقیقاً نقطه‌ای است که زنگ خطر به صدا درمی‌آید.

    پرویزیان خاطرنشان کرد: در بسیاری از کشورها، چنین رفتاری مصداق صریح فساد مالی و سوءاستفاده از نظام بانکی است و افراد دخیل در چنین سازوکارهایی با مجازات‌های بسیار سنگینی از جمله حبس ابد و اعمال شاقه مواجه می‌شوند.

    وی نتیجه‌گیری کرد: این نمونه‌ها نشان می‌دهد که یکی از مهم‌ترین مشکلات ما همین فقدان نظام نظارتی کارآمد است. اینکه چگونه ممکن است فردی بتواند از چند بانک مختلف وام کلان بگیرد، بانک تأسیس کند و سپس با همان بانک به خود وام بدهد، سؤالی است که پاسخش تنها در نبود نظارت دقیق قابل جست‌وجوست.

    نظارت بر نظام بانکی جایگزین مداخله دولت شود

    نایب‌رئیس انجمن اقتصاد ایران در ادامه توضیحات خود درباره مشکلات نظام بانکی کشور گفت که ریشه مشکلات فعلی در ساختار تاریخی این سیستم نهفته است و مردم به اشتباه بانک‌ها را نماد حاکمیت و دولت می‌دانند.

    او با تأکید بر این موضوع که هیچ دولتی نباید از ابتدا مسئولیت کامل پشتوانه مالی بانک‌ها را قبول کند، افزود: «مگر کسی که مغازه‌دار است ورشکست می‌شود، دولت مسئول است؟ در بانک هم اگر پولت را گذاشتی، به دولت ارتباطی ندارد».

    پرویزیان در عین حال تأکید کرد که این نگاه به معنای بی‌مسئولیتی دولت و بانک مرکزی نیست.

    وی گفت: دولت و بانک مرکزی باید به مردم اعلام کنند که اگر بانکی تخلف کرد، گزارش دهند تا با متخلفان برخورد شود و پوست آن‌ها کنده شود.

    این اقتصاددان در ادامه به اهمیت ارزیابی و آگاهی مردم اشاره کرد و گفت: در عین حال مردم خودشان باید قبل از سپردن پول به بانک، تحقیق و ارزیابی کنند که پول‌شان را کجا سپرده می‌گذارند.

    پرویزیان با اشاره به ساختار نادرست تأمین مالی در کشور گفت: اقتصاد ما به صورت قیف وارونه عمل می‌کند، به این معنا که برخلاف تمام جهان، بخش عمده تأمین مالی اقتصاد ایران از طریق بانک‌ها انجام می‌شود، در حالی که در دنیا عمده تأمین مالی توسط بازار سرمایه صورت می‌گیرد.

    وی توضیح داد که در کشورهای پیشرفته، حدود ۸۰ درصد تأمین مالی اقتصاد از طریق بورس انجام می‌شود و تنها ۲۰ درصد آن توسط بانک‌ها به ویژه برای شرکت‌های کوچک و متوسط (SME) یا مشاغل خانگی و شرکت‌های کوچک و متوسط خانوادگی صورت می‌گیرد. در آن کشورها، بانک‌ها معمولاً به سپرده‌گذاران سود چندانی نمی‌دهند و حتی برخی بانک‌ها بابت نگهداری پول، از مشتریانشان هزینه دریافت می‌کنند.

    این کارشناس اقتصادی افزود: نرخ بهره وام‌ها در آن کشورها معمولاً در حد ۳ تا ۷ درصد است و در شرایط عادی، نرخ بهره کمتر از ۴ درصد می‌باشد.

    اما به گفته او، در ایران شرایط کاملاً برعکس است و حدود ۸۰ درصد تأمین مالی اقتصاد کشور توسط بانک‌ها صورت می‌گیرد و سهم بورس تنها ۲۰ درصد است. ما در واقع قیف تأمین مالی را وارونه کرده‌ایم.

    وی همچنین به مشکلات ساختاری بازار سرمایه اشاره کرد و گفت: بازار سرمایه ما به درستی مدیریت نشده و اعتماد لازم در بین مردم ایجاد نشده است، به همین دلیل تولیدکنندگان و شرکت‌ها ترجیح می‌دهند تأمین مالی خود را از طریق بانک‌ها انجام دهند.

    او در پایان تأکید کرد که در کشورهای موفق، تمام بخش‌های اقتصاد اعم از دولت و حتی شهرداری‌ها برای تأمین مالی، به بازار سرمایه مراجعه می‌کنند و با فروش سهام یا اوراق قرضه، منابع مالی مورد نیاز خود را جذب می‌کنند.

  • وقتی بانک‌ها خوابند

    وقتی بانک‌ها خوابند

    به گزارش اقتصادران، حسین طالبی نوشت:

    عصر دیجیتال با شتابی بی‌سابقه در حال بازنویسی قوانین بازی در حوزه‌های مختلف است. از تجارت الکترونیک گرفته تا ارتباطات و حالا، عرصه حیاتی بانکداری نیز در آستانه تحولی بنیادین قرارگرفته است. هوش مصنوعی و بلاکچین، دو فناوری نوظهور با پتانسیل‌های بی‌نظیر خود در حال شکل‌دهی مجدد به آینده بانکداری در سراسر جهان هستند، اما این تحولات در ایران با چالش‌های خود مواجه است. همه‌گیری اخیر، سرعت تحولات دیجیتال را چندین برابر کرد و نشان داد که بانکداری سنتی با ساختارهای پیچیده و روش‌های قدیمی نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای عصر حاضر باشد. در این میان، هوش مصنوعی با قابلیت‌های تحلیل داده، اتوماسیون فرآیندها و شخصی‌سازی خدمات و بلاکچین با قابلیت‌های امنیتی و شفافیت، به عنوان دو نیروی محرک اصلی این تحول نوین شناخته می‌شوند. بانک‌های مدرن، هم در سطح بین‌المللی و هم در ایران، با سرمایه‌گذاری در این دو فناوری، به‌ دنبال ایجاد سیستم‌های بانکداری هوشمند، ایمن‌تر و کارآمدتر هستند. اما ایران با چالش‌های خاص خود در حوزه فناوری اطلاعات و محدودیت‌های تحریم، در این مسیر با موانع و فرصت‌های متفاوتی مواجه است. این گزارش، به بررسی تاثیر هوش مصنوعی و بلاکچین بر بانکداری در جهان و به ‌خصوص در ایران می‌پردازد و به چالش‌ها، فرصت‌ها و آینده احتمالی این تحول در کشور می‌نگرد. آیا بانک‌های ایرانی می‌توانند با این دو فناوری نوین از رقابت جهانی عقب نمانند؟ چه استراتژی‌هایی برای ادغام این فناوری‌ها در سیستم بانکی ایران مورد نیاز است؟ و موانع و فرصت‌های بالقوه در این زمینه چیست؟

    بازارهای جدید

    در دوره کنونی، نهادهای مالی دیگر صرفا محل نگهداری پول نیستند؛ بلکه با بهره‌گیری از فناوری‌های پیشرفته، نقش مهمی در مدیریت مالی، امنیت و ارایه خدمات به مشتریان دارند. هوش مصنوعی و فناوری بلاکچین، ابزارهای مهمی برای تغییر روند ارایه خدمات، کاهش هزینه‌ها، افزایش امنیت و بهبود تجربه کاربران محسوب می‌شوند. هوش مصنوعی با تحلیل داده‌های بزرگ، امکان ارایه خدمات شخصی‌سازی ‌شده، پیش‌بینی نیازهای مشتریان، کشف تقلب و کاهش خطاهای انسانی را فراهم می‌کند. بانک‌های جهانی از روبات‌های چت، سیستم‌های تحلیل ریسک و الگوریتم‌های پیشرفته برای بهبود بهره‌وری و ارایه خدمات سریع‌تر بهره می‌برند. فناوری بلاکچین، ساختاری توزیع ‌شده و بدون نیاز به واسطه، امنیت و شفافیت در معاملات را تضمین می‌کند. کاربرد آن در حوزه‌هایی مانند پرداخت‌های بین‌المللی، توکن‌سازی دارایی‌ها و توسعه ارزهای دیجیتال بانکی در حال گسترش است. موسسات مالی بزرگ در سراسر جهان، در حال ادغام این فناوری در سیستم‌های خود برای بهره‌مندی از مزایای آن هستند.

    تحول در بانکداری ایران

    بانکداری در ایران با مشکلات جدی روبه‌رو است که مسیر تحول را با موانع زیادی مواجه کرده است. محدودیت‌های تحمیلی، ضعف در زیرساخت‌های فناوری، کمبود نیروی متخصص و نگرانی‌های امنیتی از جمله چالش‌های اصلی محسوب می‌شوند.

    برخی از مهم‌ترین مشکلات عبارتند از:

    محدودیت‌های ناشی از تحریم و دسترسی محدود به فناوری‌های روز دنیا که استفاده موثر از هوش مصنوعی و فناوری بلاکچین را دشوار می‌کند.

    ضعف در سیستم‌های دیجیتال و نگهداری سیستم‌های قدیمی که مانع اجرای فناوری‌های نوین می‌شود.

    عدم برنامه‌ریزی منسجم و راهبرد ملی مشخص در حوزه فناوری‌های مالی که سرمایه‌گذاری و توسعه فناوری را با مشکل مواجه می‌سازد.

    نگرانی‌های امنیتی و حفظ اطلاعات که نیازمند راهکارهای فنی و قانونی است تا اعتماد مشتریان حفظ و از حملات سایبری جلوگیری شود.

    مبارزه با فساد، رانت و سوءاستفاده‌های اقتصادی که برای اصلاح نظام بانکی نیازمند سیاست‌های شفاف و نظارت قوی است.

    مقایسه مختصر وضعیت ایران و کشورهای پیشرفته در حوزه بانکداری نوین و فناوری‌های مرتبط نشان می‌دهد:

    در حوزه بهره‌برداری از هوش مصنوعی: کشورهای توسعه‌یافته در حال حاضر حدود ۸۰-۹۰ درصد بانک‌های بزرگ دنیا از AI بهره می‌برند و در حال توسعه فناوری‌های پیشرفته مانند تحلیل داده‌های بزرگ و یادگیری ماشین هستند.

    در استفاده از بلاکچین: بازار جهانی در حال رشد است و پیش‌بینی می‌شود که در ۴ سال آینده، ارزش بازار بلاکچین به ۳۰۰ میلیارد دلار برسد، در حالی که ایران هنوز در مرحله آزمایش و پروژه‌های محدود است.

    در زیرساخت فناوری: کشورهای پیشرفته، سیستم‌های بانکی خود را به سیستم‌های ابری و مدرن مجهز کرده‌اند، در حالی که بسیاری از بانک‌های ایرانی هنوز در حال به‌روزرسانی سیستم‌های قدیمی هستند.

    امنیت سایبری: با افزایش حملات سایبری، سرمایه‌گذاری در امنیت بانکی اهمیت ویژه‌ای یافته است و کشورهای توسعه‌یافته استانداردهای جهانی را رعایت می‌کنند، در حالی که ایران نیازمند توسعه و تقویت زیرساخت‌های امنیت سایبری است. این جدول نشان می‌دهد که فاصله ایران با روندهای جهانی در حوزه فناوری‌های نوین بانکی چقدر است و ضرورت اقدام سریع و استراتژیک برای کاهش این فاصله و بهره‌برداری موثر از فرصت‌ها را برجسته می‌کند.

    نگاهی به آینده ایران

    در چشم‌انداز آینده، کشور باید به صورت هدفمند و استراتژیک برای همگام‌سازی با روندهای جهانی فناوری‌های مالی اقدام کند. عدم توجه به این مسیر ممکن است منجر به عقب‌ماندگی‌های اقتصادی و امنیتی شود، در حالی که فاصله کنونی با کشورهای پیشرفته قابل جبران است و فرصت مناسبی برای فعالیت در سطح منطقه و جهان فراهم می‌آورد.

    زیرساخت‌های فناوری اطلاعات

    از مهم‌ترین گام‌ها، سرمایه‌گذاری در توسعه سیستم‌های فناوری است. بانک‌ها و نهادهای مالی باید سیستم‌های قدیمی را با فناوری‌های نوین جایگزین کنند، شامل به‌روزرسانی سرورها، شبکه‌های امن، زیرساخت‌های ابری و مدیریت داده‌های بزرگ. تقویت امنیت سایبری با رعایت استانداردهای بین‌المللی، اهمیت بالایی دارد؛ چراکه تضمین امنیت اطلاعات و مقابله با حملات سایبری، پایه اعتماد عمومی و توسعه فعالیت‌های دیجیتال است. دولت و سازمان‌های نظارتی باید بودجه و سیاست‌های لازم را برای ایجاد بستر مناسب در این حوزه اختصاص دهند.

    سیاستگذاری جامع

    برای موفقیت در بهره‌گیری از فناوری‌های جدید، تدوین نقشه راه ملی ضروری است. این برنامه باید شامل قوانین حمایتی باشد که توسعه و کاربرد فناوری‌هایی مانند بلاکچین و هوش مصنوعی را تسهیل و در عین حال، امنیت و اعتماد عمومی را تضمین کند. ایجاد نهادهای نظارتی مستقل و کارآمد، نقش مهمی در مقابله با فساد و سوءاستفاده‌های مالی ایفا می‌کند. همچنین مقررات همکاری با شرکت‌های فناوری خارجی باید در چارچوب ملاحظات امنیتی و اقتصادی تنظیم شود تا فرآیند انتقال فناوری تسهیل شود.

    نیروی انسانی متخصص

    سرمایه‌گذاری در آموزش نیروهای فنی و توسعه مهارت‌های مرتبط با هوش مصنوعی، بلاکچین، امنیت سایبری و تحلیل داده‌ها اهمیت دارد. برگزاری دوره‌های تخصصی در دانشگاه‌ها و مراکز فنی باید در اولویت قرار گیرد. جذب کارشناسان خارجی و همکاری‌های بین‌المللی می‌تواند روند انتقال فناوری را سرعت بخشد و دانش فنی داخلی را ارتقا دهد. راه‌اندازی مراکز نوآوری و فین‌تک‌های داخلی می‌تواند در توسعه محصولات و خدمات نوین نقش موثری ایفا کند.

    انتقال فناوری

    ایران بایداز فرصت‌های همکاری با بانک‌ها و شرکت‌های فناوری خارجی بهره‌مند شود. این همکاری‌ها می‌تواند شامل پروژه‌های مشترک، انتقال دانش، آموزش نیروهای داخلی و توسعه نرم‌افزارهای تخصصی باشد. در این مسیر، رعایت ملاحظات امنیتی و تحریم‌ها ضروری است. امضای تفاهمنامه‌های بین‌المللی و عضویت در شبکه‌های منطقه‌ای و جهانی، راهی برای انتقال فناوری، تجربیات موفق و دانش روز است.

    تمرکز بر امنیت

    در کنار پیشرفت فناوری باید بر تامین امنیت و جلب اعتماد مشتریان تمرکز کرد. پیاده‌سازی استانداردهای بین‌المللی، آموزش کاربران در حوزه امنیت سایبری و توسعه سامانه‌های مقابله با حملات، از اولویت‌هاست. مبارزه با فساد، رانت و سوءاستفاده‌های مالی باید به صورت جدی دنبال شود. شفاف‌سازی فرآیندهای مالی، نظارت هوشمند بر تراکنش‌ها و ایجاد سازوکارهای گزارش‌دهی، اعتماد عمومی را تقویت و از بروز بحران‌های مالی جلوگیری می‌کند.

    آزمایش‌های عملیاتی

    پیشرفت در فناوری‌های نوین نباید در قالب پروژه‌های بزرگ و بدون ارزیابی اجرا شود. بهتر است ابتدا پروژه‌های آزمایشی کوچک و کنترل ‌شده انجام بگیرد تا نتایج ارزیابی و اصلاح شوند. این رویکرد، ریسک‌ها را کاهش می‌دهد، نواقص را برطرف و زمینه را برای توسعه گسترده‌تر فراهم می‌سازد. استفاده از آزمایش‌های عملیاتی، اعتماد عمومی را تقویت کرده و فرآیند پیاده‌سازی را بهبود می‌بخشد.

    جمع‌بندی و راهکار نهایی

    آینده بانکداری در ایران وابسته به رویکردهای استراتژیک و بلندمدت مبتنی ‌بر فناوری است. کشور باید از فرصت‌های داخلی و خارجی بهره‌مند شود، زیرساخت‌های فناوری را توسعه دهد، قوانین مناسب وضع کند، نیروی انسانی ماهر تربیت کند و امنیت سایبری را تضمین کند. تنها با این اقدامات، می‌توان از عقب‌ماندگی فاصله گرفت، در منطقه و جهان رقابت و اعتماد عمومی را تقویت کرد. مسیر پیش‌رو چالش‌هایی دارد، اما با اراده ملی، برنامه‌ریزی و همکاری، ایران می‌تواند در عرصه بانکداری دیجیتال و فناوری‌های مالی نقش مهمی ایفا کند. فرصت‌های فناوری نیازمند اقدام سریع و هوشمندانه است؛ در غیر این صورت، کشور در معرض از دست دادن فرصت‌ها و بی‌ثباتی اقتصادی قرار خواهد گرفت. در دنیای امروز، فناوری‌هایی مانند هوش مصنوعی و بلاکچین، موتورهای تحول در بانکداری هستند. ایران باید با برنامه‌ریزی بلندمدت، سرمایه‌گذاری و اصلاح ساختارهای قانونی و امنیتی، مسیر توسعه را هموار کند. بهره‌گیری از تجربیات جهانی و رویکرد استراتژیک، مانع عقب‌ماندگی و زمینه‌ساز حضور فعال در بازارهای منطقه‌ای و جهانی است. در صورت غفلت، خطر کاهش اعتماد، از دست رفتن فرصت‌ها و انزوای مالی کشور وجود دارد. آینده بانکداری در ایران نیازمند تصمیم‌های هوشمندانه، همت ملی و همکاری‌های بین‌دولتی است تا کشور به سمت توسعه پایدار و امنیت مالی حرکت کند.

  • در بانکداری عقب‌ماندگی‌های بزرگی داریم / ۸۰ درصد تسهیلات بانکی فقط به ۱۰ درصد از مشتریان داده می شود

    در بانکداری عقب‌ماندگی‌های بزرگی داریم / ۸۰ درصد تسهیلات بانکی فقط به ۱۰ درصد از مشتریان داده می شود

    به گزارش اقتصادران، عضو هیات علمی بادانشگاه امام صادق در جمع نمایندگان رسانه‌های گروهی با اشاره به موقعیت نظام بانکی و بیمه‌ای در ایران گفت: ما عقب‌ماندگی‌های قابل ملاحظه‌ای در حوزه بانکداری و بیمه داریم و قیاس ما با کشورهای همسایه نیز نشان از این دارد که در این بخش لازم است فعالیتی جدی تر داشته باشیم .

    وی با اشاره به اینکه قیاس وضعیت کنونی در دو بخش امکان پذیر است، تاکید کرد: از یک سو می‌توانیم موقعیت خودمان را با گذشته‌ی خودمان قیاس کنیم که در این صورت می‌بینیم در حوزه‌ی بانکداری الکترونیکی پیشرفت کرده‌ایم اما وقتی خودمان را با کشورهایی مثل ترکیه، امارات و حتی عربستان قیاس می‌کنیم شاهد عقب‌ماندگی‌های بزرگ هستیم .

    وی گفت: این عقب ماندگی در شرایطی حاصل شده است که پیش از این ما در موقعیت بهتری از این کشورها قرار داشتیم .

    وی دلیل این عقب ماندگی را رشد این کشورها در حوزه‌ی فناوری های نوین دانست و گفت: ما در زمینه زیر ساخت‌ها، کندی سرعت اینترنت و البته قطعی مکرر اینترنت با مشکل روبه‌رو هستیم. برای برون رفت از این وضعیت نیز به سرمایه‌گذاری‌های بزرگی نیاز دار یم اما معلوم نیست بدون ارتباط با خارج، چگونه قادر به این سرمایه‌گذاری هستیم.

    وی در توضیح این مطلب اضافه کرد: در ارتباطات بین‌المللی بسیار ضعیف هستیم و از این جهت با کشورهای دیگر فاصله‌ی قابل ملاحظه داریم. عمدتا ارتباطات مالی ما و نقل و انتقال پول از طریق صرافی‌ها و به شکل غیررسمی است. در زمینه استانداردهای جهانی بانکداری نیز ا شفافیت تا نظارت مقامات ناظر بسیار عقب هستیم و تا زمانی که استاندارد جهانی در کشور ما رعایت نشود قطعا همکاری بین‌المللی با بانک‌های خارجی نخواهیم داشت .

    او رتبه ایران را در بانکداری دیجیتال قابل قبول دانست اما گفت: با تئوجه به ظهور هوش مصنوعی و … باید بگویم رتبه‌ای که ما در این بخش داریم شایسته‌ی اقتصاد کشور ما نیست .

    او که نشست خبری رویدار بانک و بیمه فینشورتک که هفتم تا نهم اسفند برگزار می‌شود، سخن می‌گفت، ادامه داد: استفاده از فناوری‌های جدید یک ضرورت است اما باید به این نکته توجه کنیم تا زمانی که نتیجه‌ی این فناوری‌ها در رفاه مردم قابل مشاهده نباشد، فایده‌ای ندارد .

    وی گفت: ایجاد احساس رضایت در مردم بسیار مهم است در حالی که در شرایط کنونی هزینه پوشش بیمه‌ای بسیار بالاست و واقعا نود درصد از هزینه دارو و درمان نیز تحت پوشش بیمه نیست از سوی دیگر در بانک‌ها نیز هشتاد درصد تسهیلات را ده درصد مشتریان بانکی می‌گیرند پس با این ترتیب می‌بینیم فناوری نوین باید با کاهش هزینه و بهبود وضعیت، به رفاه جامعه منجر شود .

    او گفت: در اقتصاد ایران روز به روز شاهد افزایش قدرت انحصاری بانک‌ها، بیمه‌ها و سایر صنایع هستیم و طبیعتا پیشرفت‌ها نیز با هزینه گزاف ناشی از همین انحصار اتفاق می‌افتد. به این ترتیب اگر خدماتی با هزینه تناسب نداشته باشد، به دست اوردن آن نیز افتخاری ندارد و باید متناسب با هزینه‌ها به مردم خدمات داده شود تا احساس رضایت در جامعه افزایش یابد.