برچسب: بازنشستگی

  • مرثیه بازنشستگی در ایران

    مرثیه بازنشستگی در ایران

    به گزارش اقتصادران، گرچه فصل بهار آغاز شده اما زمستان سخت معیشتی در کشور همچنان پابرجاست و سرمای استخوان‌سوز آن هرروز عمیق‌تر می‌شود. در این سرمای طاقت‌فرسا، اقشار مختلف جامعه برای گذران زندگی تقلا می‌کنند، یکی از این گروه‌ها پیشکسوتانی هستند که دهه‌ها برای این سرزمین کوشیده‌اند. زحمتکشانی که سال‌ها با تلاش و کوشش خدمت کرده‌اند و اکنون در دوران پیری با هزاران دغدغه به خانه بازگشته‌اند. دوران کهنسالی که باید نمادی از آرامش و آسودگی باشد، در ایران برخلاف بسیاری از نقاط جهان، نه آغاز دوران خوش که سرآغاز مشکلات جدید است. تاخیر در واریز مستمری، عدم همخوانی حقوق با هزینه‌های فزاینده، امروز و فردا کردن افزایش‌ها و هزاران مصیبت دیگر، جامعه مستمری‌بگیران را در کام سختی فرو برده است. این عوامل باعث شده‌ بسیاری پس از بیش از ۳۰‌سال خدمت، دوباره به چرخه کار بازگردند. رانندگی تاکسی‌های اینترنتی و نشستن پشت فرمان، این روزها شغل رایج بخش قابل‌توجهی از قشر بازنشسته شده است. از سوی دیگر عده‌ای که توان کار کردن ندارند، ناچارند بار هزینه‌های زندگی را بر دوش فرزندان خود بگذارند. این وضعیت، میراث سیاستگذاری‌های اقتصادی است که بر کهنسالان تحمیل شده؛ کسانی که جوانی خود را وقف خدمت و تلاش کردند و امروز چیزی جز مشقت و انتظار، نصیبشان نشده است.

    حکایت پیری؛ اندوه و تنگدستی

    برخی در مواجهه با این وضعیت می‌گویند: بازنشستگان به‌دلیل برخورداری از امتیازات متعدد، چندان تحت فشار نیستند اما این نگاه درست نیست؛ همه افراد بازنشسته از یک میزان امکانات بهره‌مند نیستند. تفاوت و تبعیض اصلی، میان صندوق‌هاست؛ بازنشستگان لشکری و کشوری با مستمری‌بگیران تامین اجتماعی یکسان دیده نمی‌شوند. اگر به اخبار نگاه کنید، معمولا افزایش حقوق‌‌ها ابتدا برای گروه‌هایی از کارکنان دولت واریز می‌شود و مدت‌ها بعد نوبت مستمری‌بگیران تامین اجتماعی می‌رسد. با این حال مشکل فقط به تبعیض محدود نمی‌شود. رشد شتابان تورم باعث شده بخش قابل‌توجهی از حقوق ماهانه، با هزینه‌های روزمره همخوانی نداشته باشد. نتیجه آن بازگشت برخی پیشکسوتان به بازار کار غیررسمی است حتی اگر سن و شرایط جسمی اجازه ندهد. انتظار برای دریافت وام، هزینه‌های اجاره‌بها، خرج خوراک و پوشاک و نیز گرانی دارو و درمان، این روزها بسیاری از خانواده‌های این قشر را کلافه و سردرگم کرده است. در همین حال، اگر از نزدیک به صندوق‌ها سر بزنید، می‌بینید گروهی فقط برای «دریافت حقوق» تجمع می‌کنند.

    «حکایت دوران پیری، چیزی جز اندوه و تنگدستی نیست» این جمله را یکی از مستمری‌بگیران در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» بیان می‌کند. وی درباره مشکلاتش می‌گوید: حدودا چهار سال است بازنشسته شده‌ام. در این دوران که باید افراد سن‌وسال‌دار راحت و آسوده باشند، متاسفانه با مشقت‌های جدید به خانه برمی‌گردند. من یک دختر و یک پسر دم‌بخت دارم که هردو به ‌زودی تشکیل خانواده‌ می‌دهند. تهیه جهاز برای دخترم و کمک به پسرم برای برگزاری مراسم عروسی، مهم‌ترین دغدغه‌های فکری من است. برای حل این موضوع مدت‌هاست در انتظار دریافت وام هستم اما تاکنون اتفاق مثبتی رخ نداده. ناچارم برای اینکه فشار اقتصادی به فرزندانم نیاید، در تاکسی اینترنتی مشغول به کار شوم. بعد از سال‌ها خدمت پشت میز، حالا پشت فرمان تلاش می‌کنم.

    این مستمری‌بگیر به برداشت رایج درباره «امتیاز داشتن» هم پاسخ می‌دهد: بعضی‌ها فکر می‌کنند ما چون خرید اعتباری و… داریم زندگی نسبتا خوبی داریم اما هر خرید اعتباری با سود بالا از حقوق‌مان کسر می‌شود، حقوق‌ها هم با تاخیر واریز می‌شود. اگر بیماری پیش بیاید، باید با سختی از بیمه استفاده کنیم و بخش عمده‌ای از هزینه درمان را هم خودمان می‌دهیم. در بسیاری از کشورها، دوران سالمندی آغاز سفرها، استراحت و لذت بردن از باقیمانده عمر است اما در ایران شروع سختی، تنگدستی و دغدغه‌های نو است.

    مرثیه کهنسالان

    اکنون که تنها با «بخشی از مشکلات» این قشر آشنا شده‌ایم؛ پرسش مطرح می‌شود که وضعیت این گروه در کشور چگونه است و این شرایط به چه صورت بر کرامت آنها تاثیر می‌گذارد. مصطفی آب‌روشن، جامعه‌شناس در این باره به «جهان‌صنعت» می‌گوید: وضعیت معیشتی بازنشستگان در ایران عموما تحت فشار فزاینده است، چون درآمد عمدتا ثابت آنان با شوک‌های تورمی و رشد قیمت‌ها همزمان نمی‌شود و هزینه‌های سبد زندگی سریع‌تر افزایش می‌یابد. مهم‌ترین عوامل فشار اقتصادی عبارتند از: تورم مزمن و افزایش قیمت کالاهای اساسی و خدمات شهری، هزینه بالای مسکن و انرژی، نوسان نرخ ارز که از کانال واردات و قیمت‌گذاری بر معیشت اثر می‌گذارد و گاهی همزمانی نامناسب تعدیل‌های مستمری با نرخ واقعی افزایش هزینه‌ها. علاوه بر این، کاهش قدرت خرید، نااطمینانی در هزینه‌های درمانی و شکاف‌های ساختاری بین نظام‌های مختلف بازنشستگی(تفاوت سطح پوشش، فرمول محاسبه مستمری و کیفیت خدمات) باعث می‌شود فشار در میان گروه‌ها یکنواخت نباشد. در نتیجه، بسیاری از بازنشستگان مجبور به کوچک‌سازی سبد مصرفی، کاهش کیفیت تغذیه و تعویق نیازهای درمانی می‌شوند.

    میراث تلخ سال‌ها خدمت

    آب‌روشن افزود: به‌طور کلی، در شرایط تورمی مستمری‌ها غالبا کفاف نیازهای اولیه را نمی‌دهند زیرا رشد هزینه‌ها به‌ویژه خوراک، حمل‌ونقل، بهداشت و درمان و اجاره از رشد اسمی مستمری پیشی می‌گیرد. شکاف را نمی‌توان با یک عدد واحد برای همه بازنشستگان تسری داد چون به منبع مستمری(کشوری/ لشکری/ تامین‌اجتماعی)، وضعیت تاهل، هزینه‌های مسکن و سهم یارانه‌ها بستگی دارد. اما الگوی رایج این است که شکاف در حد کاهش محسوس توان خرید است. در واقع برای اقشار آسیب‌پذیر، فاصله میان درآمد مستمری و هزینه حداقلی زندگی می‌تواند به عقب‌افتادگی در پرداخت قبوض، کاهش مصرف پروتئین و داروهای مصرفی و اتکای بیشتر به کمک فرزندان یا منابع غیررسمی منجر شود. بازنشستگان معمولا این شکاف را با چند مسیر پر می‌کنند، اتکای بیشتر به یارانه و کمک‌های حمایتی، اشتغال یا فعالیت اقتصادی مکمل، صرفه‌جویی‌های گسترده و در مواردی دریافت وام یا کمک خانوادگی.

    این جامعه‌شناس ادامه می‌دهد: تفاوت فشار معیشتی بین گروه‌های مختلف بازنشستگان عمدتا از سطح مستمری  و کیفیت خدمات مکمل ناشی می‌شود. بازنشستگان تامین اجتماعی در بسیاری موارد ترکیبی از مستمری و مزایای جانبی (بسته به سابقه و سطح حقوق بیمه‌شده) دارند در حالی‌ که بازنشستگان کشوری و لشکری ممکن است با نظام‌های متفاوت محاسبه و پرداخت مستمری مواجه باشند. همچنین در عمل، اختلاف در میزان برخورداری از خدمات درمانی، پوشش بیمه تکمیلی و دسترسی به امکانات حمایتی  فشار را تشدید یا تخفیف می‌دهد. علاوه بر این، ترکیب سبد هزینه‌ای نیز اثرگذار است، برخی گروه‌ها به دلیل محل سکونت (شهرهای بزرگ‌تر با اجاره بالاتر) یا وضعیت سلامت (بیماری‌های مزمن و نیازهای درمانی) هزینه‌های بیشتری دارند. در نتیجه حتی اگر میانگین مستمری‌ها تفاوت معناداری نداشته باشد، فشار واقعی ممکن است به شکل چشمگیری درون‌گروهی و بین‌گروهی متفاوت شود.

    فاصله رفاه با بازنشستگان

    این جامعه‌شناس توضیح داد: سیاست‌های کلان اقتصادی از چند مسیر مستقیم و غیرمستقیم بر معیشت بازنشستگان اثر می‌گذارد؛ نخست نرخ ارز است، با افزایش نرخ ارز قیمت کالاهای وارداتی و نهاده‌ها بالا می‌رود و این افزایش بعدا در قیمت کالاهای داخلی نیز سرریز بنابراین تورم عمومی تشدید می‌شود. دوم سیاست‌های دستمزدی و بازار کار است. اگر رشد دستمزدها و شاخص‌های رفاهی با سازوکارهای تعدیل مستمری هم‌راستا نباشد، قدرت خرید بازنشستگان نسبت به شاغلان کاهش می‌یابد و فاصله رفاهی بزرگ‌تر می‌شود. سوم سیاست یارانه‌هاست، کاهش یا هدفمندتر شدن یارانه‌ها می‌تواند هزینه سبد انرژی و کالاهای اساسی را بالا ببرد درحالی‌که افزایش یا حفظ یارانه‌ها در دوره‌های تورمی نقش سپر حفاظتی دارد. همچنین جهت‌گیری‌های بودجه‌ای دولت(مانند اولویت دادن به هزینه‌های جاری یا اصلاحات حمایتی) تعیین می‌کند که آیا نظام‌های پرداخت مستمری در عمل می‌توانند اثر تورم را خنثی کنند یا خیر.

    معیشت روی خط اعصاب و روان

    آب‌روشن بیان کرد: فشار اقتصادی معمولا اثرات تجمعی بر سلامت جسمی و روانی دارد. از نظر جسمی، کاهش کیفیت تغذیه، تعویق یا حذف برخی خدمات درمانی که غیر اورژانسی به‌نظر می‌رسد و افزایش استرس مزمن می‌تواند پیامدهایی مثل تشدید بیماری‌های قلبی-عروقی، دیابت، فشارخون و مشکلات گوارشی به همراه داشته باشد. از نظر روانی نیز ناامنی مالی با افزایش اضطراب، افسردگی، احساس بی‌ارزشی و فرسودگی روانی همراه است به‌خصوص زمانی که فرد احساس کند امید به بهبود شرایط با درآمد ثابت قابل تحقق نیست. درباره دسترسی درمانی، آنچه تعیین‌کننده است پوشش بیمه‌ای است. در بسیاری از موارد حتی اگر نظام بیمه وجود داشته باشد، هزینه‌های تکمیلی، سهم درمان‌های تخصصی و هزینه دارو و آزمایش می‌تواند مانع مراجعه منظم شود. بنابراین کافی بودن درمان فقط به وجود بیمه نیست بلکه به میزان واقعی هزینه قابل پرداخت و کیفیت پیگیری درمان هم مربوط است.

    دغدغه‌های بی‌پایان

    این جامعه‌شناس می‌گوید: در سال‌های اخیر نشانه‌های افزایش تنگدستی و خطر فقر در میان برخی گروه‌های بازنشسته دیده می‌شود به‌ویژه در میان کسانی که مستمری پایین‌تری دارند، یا هزینه‌های درمانی و مسکن بر آنها سنگین است. این وضعیت معمولا پیامدهای اجتماعی-اقتصادی جدی دارد: کاهش مشارکت اجتماعی، افزایش شکاف نسل‌ها، افت سرمایه انسانی در خانواده‌ها(به‌علت فشار مالی بر آموزش و نیازهای دیگر) و تشدید نابرابری در سلامت. علاوه بر آن، فقر سالمندی می‌تواند چرخه‌ای تولید کند که در آن فشار روانی و بیماری‌های مزمن هزینه را بیشتر می‌کند و توان کار و کسب درآمد مکمل را کاهش می‌دهد. از منظر کلان نیز افزایش تنگدستی می‌تواند تقاضای موثر را محدود کند، بار خدمات حمایتی را بالا ببرد و اعتماد اجتماعی را کاهش دهد.

    به‌طور خلاصه فقر در سالمندی فقط یک مساله فردی نیست بلکه یک مساله ساختاری با پیامدهای گسترده برای جامعه است.

    فعالیت اقتصادی پس از بازنشستگی در ایران نسبتا رایج است اما شکل آن برای بسیاری «انتخاب کاملا آزاد» نیست و غالبا به ضرورت اقتصادی تبدیل می‌شود. بخشی از بازنشستگان برای حفظ شبکه اجتماعی، احساس مفید بودن و پر کردن اوقات فراغت فعالیت می‌کنند (مثلا کارهای پاره‌وقت یا فعالیت‌های غیررسمی) اما در شرایطی که مستمری با هزینه‌های زندگی هم‌خوان نیست، انگیزه اصلی اغلب جبران کسری درآمد و مقابله با تورم است. بنابراین پدیده شغل دوم دو بعد دارد؛ از یک سو می‌تواند به پویایی و کاهش انزوای اجتماعی کمک کند، از سوی دیگر اگر ناشی از فقر نسبی و فشار معیشتی باشد، به فرسودگی جسمی و کاهش کیفیت استراحت سالمندی منجر می‌شود. نبود حمایت‌های کافی برای بازنشستگان ازجمله  بیمه تکمیلی واقعی و سیاست‌های حمایتی هدفمند، عملا این انتخاب را به ضرورتی گریزناپذیر نزدیک می‌کند. به‌نظر می‌رسد ارزیابی دقیق نیازمند تفکیک انگیزه و کیفیت فعالیت است.

    استراحت نه؛ سختی آری

    آب‌روشن در پایان گفت: برای افرادی که سال‌ها در مشاغل سخت و زیان‌آور فعالیت کرده‌اند، بازنشستگی همیشه معادل استراحت واقعی نیست. این افراد معمولا با پیامدهای تجمعی مواجهند؛ فرسودگی اسکلتی- عضلانی، آسیب‌های تنفسی و شغلی و بیماری‌های مزمن که حتی بعد از خروج از کار نیز روند بهبودشان کند است. از طرفی فشار اقتصادی می‌تواند آنان را به سمت ادامه کار یا فعالیت سبک اما مداوم سوق دهد تا درآمد کافی برای پوشش هزینه درمان و زندگی فراهم شود بنابراین سختی‌ها نه‌تنها تمام نمی‌شود بلکه گاهی به شکل جدیدی در دوران پیری ادامه پیدا می‌کند. در نتیجه بازنشستگی در بهترین حالت فرصتی برای کاهش فشار کاری است اما در عمل به‌دلیل شرایط درمانی و اقتصادی می‌تواند همراه با تداوم درد، نیازهای پزشکی و محدودیت عملکرد روزمره باشد. این مساله نشان می‌دهد که «کیفیت بازنشستگی» به دو مولفه وابسته است: حمایت درمانی موثر و تامین مالی کافی برای زندگی بدون اجبار به کار مجدد.

  • صندوق‌های بازنشستگی بر لبه پرتگاه / ۴۰۰ هزار بازنشسته جدید در یک سال

    صندوق‌های بازنشستگی بر لبه پرتگاه / ۴۰۰ هزار بازنشسته جدید در یک سال

    به گزارش اقتصادران، احمد میدری روز پنجشنبه ۱۵ آبان در دیدار با نماینده ولی فقیه در استان مرکزی اظهار کرد: کشور در حوزه انرژی و دیگر حوزه ها با مسائل جدی روبرست ولی خوشبختانه این مسائل غیرقابل حل نیستند. کمبود برق، گاز و آب بدلیل مصرف بی رویه، سیاست های نادرست و اقدامات شتابزده اتفاق افتاده است و می توان با سیاست های صحیح این مشکلات را رفع کنیم.

    وی با بیان اینکه استان مرکزی ظرفیت های انسانی و جغرافیایی، استان مرکزی را به قطب صنعت تبدیل کرده است، افزود: تمام تلاش دولت این است که بر این ناترازی ها غلبه کنیم. بیشتر این مسائلی که امروز با آنها درگیر هستیم، مسائل خاص ایران نیست. با برخی از این مشکلات، به دلیل برخی از تحولات جمعیتی، دیرتر مواجه شدیم مثل صندوق های بازنشستگی و مشکلات حوزه سازمان تامین اجتماعی که یک مرتبه با انبوهی از جمعیت بازنشسته مواجه شدیم.

    میدری تصریح کرد: امسال نزدیک به ۴۰۰ هزار نفر به جمعیت بازنشسته کشور اضافه شد که ۳۰۰ هزار نفر مرتبط با سازمان تامین اجتماعی است و مابقی در سایر صندوق هاست و مدیریت این شرایط نیازمند تدبیر است. درک این مسائل توسط مسئولان و مدیران کمک می کند که واقعیات و وجوه مشکلات در جامعه درک شود و آنها را انتقال دهیم و مردم با تحولاتی که دنبال می شود همراهی کنند. به عقیده رئیس جمهور، در موضوع سخت و زیان آور، این رویه درست نیست که افراد در سنین حدود ۵۰ سال بازنشسته شوند و به سراغ شغل دیگر می روند و فرصت های اشتغال را از جوانان سلب می کنند.

    وی با اشاره به اینکه امروز ۵۲ درصد بازنشستگان سازمان تامین اجتماعی، بازنشسته پیش از موعد هستند، افزود: اصلاحات خوبی در دولت و مجلس دنبال خواهد شد با این رویکرد که در جریان خدمت منافع بلندمدت مردم را در نظر بگیریم. در همه حوزه ها از جمله درمان اتلاف منابع گسترده ای داریم.

    وی با بیان اینکه استان مرکزی به لحاظ نیروی انسانی، ویژه است و می تواند پیشگام باشد، به آغاز عملیات اجرایی اولین پروژه مسکن کارگری با مشارکت بخش خصوصی در مامونیه شهرستان زرندیه استان مرکزی، اشاره کرد و افزود: هر کارفرمایی که در ساخت مسکن کارگری مشارکت داشته و ۲۰ درصد هزینه ها را متقبل شود از زمین منتفع می شود و در استان مرکزی بخش خصوصی در این حوزه پیشگام کشور است.

    میدری در پایان گفت: در حوزه نیروگاه خورشیدی برنامه ریزی استان مرکزی به مانند دیگر استان ها نیست بلکه روندی ویژه را دنبال می کند و حتما در دیگر حوزه ها نیز پیشرو خواهد بود و قطعا با هم افزایی می توان مشکلاتی که مردم دارند را کنار بزنیم تا وضعیت معیشتی بهبود یابد.

  • خطر ورشکستگی بیخ گوش تامین اجتماعی / صادقی: انگیزه کار از بین رفته و همه دنبال بازنشستگی هستند

    خطر ورشکستگی بیخ گوش تامین اجتماعی / صادقی: انگیزه کار از بین رفته و همه دنبال بازنشستگی هستند

    به گزارش اقتصادران،  محمود تولایی، رئیس کمیسیون مالیات و تأمین اجتماعی اتاق بازرگانی، اعلام کرده است که ۵۲ درصد از شاغلان در ایران در مشاغل سخت و زیان‌آور فعالیت می‌کنند. وی معتقد است که این آمار بالا نشان‌دهنده وجود یک مشکل اساسی در سیستم است که باعث فشارهای مالی و اداری بر کارفرمایان شده و ممکن است به تعطیلی برخی از بنگاه‌ها منجر شود. وی همچنین به ادعایی اشاره کرده که در برخی شعب تأمین اجتماعی، نزدیک به ۱۰۰ درصد از کارکنان بازنشسته به عنوان سخت و زیان‌آور ثبت شده‌اند.

    این در شرایطی است که صندوق‌های بازنشستگی و به طور خاص صندوق تامین اجتماعی حال و روز خوبی ندارند و مدتهاست کارشناسان نسبت به تراز منفی این صندوق‌ها و احتمال ورشکسته شدن آنها هشدار می‌دهند. بحران در این بخش آن قدر بزرگ است که برخی پیش‌بینی کرده‌اند تا چند سال دیگر اگر همچنان در بر پاشنه فعلی بچرخد، دولت باید تمام بودجه خود را به تامین اجتماعی بدهد تا بتوانند از پس هزینه‌های روزمره بر آیند.

    در این رابطه حسن صادقی، معاون دبیر کل خانه کارگر، با اشاره به قانون مشاغل سخت و زیان آور  گفت: «در کشور ما، در حین تصویب قوانین به گونه‌ای عمل می‌شود که راه فرار و سواستفاده باز می‌ماند. این مشکل را نه تنها در این قانون که در قوانین مالیاتی، گمرکی و حتی تجاری نیز می‌توانیم مشاهده کنیم.»

    او با یادآوری زمان تصویب این قانون در سال ۸۰ گفت: «یکسری مشاغل همواره سخت خواهند بود مانند کار در معدن که تا با ربات جایگزین نشود، کاری دشوار و سخت خواهد بود. مشاغلی دیگری مانند رانندگی یا عکاسی این طور نیستند و می‌توان با اصلاحات از زیان آوری آنها کاست. ما باید در یک پروسه پنج ساله وقت می‌دادیم که بخشی از این مشاغل، مشکل زیان آوری خود را حل کنند اما مجلس به چنین اقدامی تن نداد.»

    رییس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری افزود:‌ «امروز ما شاهد انواع سواستفاده‌ها از این قانون هستیم طوری که بخش مهمی از نیروی کار کشور در سنین ۳۹ تا ۴۵ سالگی بازنشسته می‌شوند. حتی گفته می‌شود ۵۲ درصد بازنشستگان در سال گذشته در چارچوب این قانون، بازنشسته شده‌اند. یعنی کاری کرده‌ایم که همه تمام تلاش‌ خودشان را می‌کنند که از این ماده قانونی بهره‌مند شوند. از منشی مدیرعامل تا عکاس یا نگهبان یک واحد صنعتی هم به استناد همین قانون بازنشسته شده‌اند.»

    معاون دبیر کل خانه کارگر ضمن یادآوری مشکلات مالی سازمان تامین اجتماعی توضیح داد: «باید با یک اجماع فوری جلوی سواستفاده گرفته شود. ما به دست خود و با قوانینی که به تصویب رساندیم کاری کردیم که وضعیت فعلی به وجود بیاید. باید از کسانی که به مشاغل خاص که سخت و زیان آور هستند مانند معدن حمایتهای کافی صورت بگیرد ولی به این بهانه نباید زمینه انواع سورفتار فراهم شود. به طور خاص باید بند دو قانون مشاغل سخت و زیان آور اجرا شود و کارفرمایان از سطح زیان آوری مشاغل کم کنند.»

    به باور صادقی بخش مهمی از ۵۲ درصد بازنشسته‌ای که در سال گذشته در چارچوب قانون مشاغل سخت و زیان آور بازنشسته شده‌اند، سقف حقوق ها که معادل ۷۲ میلیون تومان را می‌گیرند و در طرف دیگر اکثریت قاطع ۴۸ درصدی که به شکل عادی بازنشسته شده‌اند حداقل مستمری را دریافت می‌کنند.

    وی با انتقاد از رویه حاکم بر فضای کار کشور گفت: «همه یاد گرفتند در دو سال آخر حقوق‌های خود را بالا می‌برند تا در زمان بازنشستگی بیشترین دریافتی را داشته باشند. درواقع نه تنها قانون مشاغل سخت و زیان آور که حتی ماده ۷۶ قانون تامین اجتماعی هم به سخره گرفته شده است. همان موقعی که قانون نوشته شد این اشتباه را مرتکب شدند و زمینه این سو استفاده را فراهم کردند.»

    صادقی با تاکید بر اینکه هرکس امکان توافق با کارفرما را ندارد، گفت: «آن ۵۲ درصد مورد بحث، بیشترین دریافتی را دارند و آن ۴۸ درصد دیگر از محروم‌ترین بازنشستگان کشورمان هستند. با این روند هم نابرابری‌ها تشدید می‌شوند و هم منابع و مصارف صندوق تامین اجتماعی ناترازتر می‌شود. این رویه‌ای نیست که قابل استمرار باشد و باید هر چه زودتر اصلاح شود. منظورم به طور خاص اصلاحاتی است که نسبت پشتیبانی را افزایش دهد و از میزان خروجی بکاهد، به نحوی که هم محیط کسب و کار بهبود یابد و هم سلامت و بهداشت همگانی ارتقا یابد.»

    رییس اتحادیه پیشکسوتان کارگری درباره راهکارهای اصلاحی توضیح داد: «یاید به سمت سالم‌سازی محیط کار رفت، امکان اصلاحات سنجه‌ای را فراهم کنیم، در فرایند تایید مشاغل سخت و زیان آور تغییراتی به وجود آورد و همزمان این مشاغل را درجه بندی کرد. یک طرف کارگران معدن هستند که به واقع شرایط دشواری دارند و سوی دیگر نگهبان یک بنگاه تولیدی یا یک راننده. این‌ها را لااقل باید درجه‌بندی کرد و به آن دسته که سخت‌ترین و زیان‌آورترین شغلها را دارند، امکانات و حمایتهای کافی را اختصاص داد. همچنین ما باید به سمتی برویم که به جای کمیته محور بودن، سامانه محور شویم تا زد و بند دشوارتر شود.»

    معاون خانه کارگر با اشاره به کشورهای اروپایی و نظام تامین اجتماعی در این کشورها گفت: «آنها الگوی جالبی دارند که زمینه رفاه عمومی و البته افزایش انگیزه‌ها برای دیر بازنشسته شدن را فراهم می‌کند. مشوق‌هایی ترتیب دادند که فرد هر سال که دیرتر بازنشسته شود، مستمری بهتری می‌گیرد و همین سبب شده تا افراد بر عکس کشور ما به سمت کار کردن طولانی‌تر بروند.»

  • بازنشستگی در ایران مردانه است / نابرابر جنسیتی آشکار در جمعیت بازنشسته صندوق بازنشستگی کشوری

    بازنشستگی در ایران مردانه است / نابرابر جنسیتی آشکار در جمعیت بازنشسته صندوق بازنشستگی کشوری

    به گزارش اقتصادران، طبق اطلاعاتی که مرکز پژوهش‌های مجلس منتشر کرده صندوق بازنشستگی کشوری به عنوان یکی از پنج صندوق بازنشستگی بزرگ ایران، در کنار سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح، بخش قابل توجهی از جمعیت بیمه‌شدگان و مستمری‌بگیران کشور را تحت پوشش دارد. این صندوق در حال حاضر حدود ۹/۲ میلیون نفر بیمه‌شده و ۵/۲ میلیون نفر مستمری‌بگیر اصلی دارد و مانند بسیاری از صندوق‌های بازنشستگی کشور، به شدت به کمک‌ها و اعتبارات مستقیم دولت از بودجه عمومی وابسته است.

    دخل و خرج صندوق بازنشستگی کشوری در سال ۱۴۰۴

    طبق گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، بودجه مصوب صندوق برای سال ۱۴۰۳ بالغ بر ۳۴۵ هزار میلیارد تومان بوده که با مشارکت ۲۸۰ هزار میلیارد تومانی دولت تراز شده است، به طوری که بیش از ۸۱ درصد منابع صندوق از محل اعتبارات دولتی تأمین شده و تنها ۱۲ درصد از کسور بازنشستگی و ۶ درصد از درآمدهای سرمایه‌گذاری حاصل شده است. این وابستگی نسبت به سال‌های گذشته افزایش یافته، به نحوی که سهم اعتبارات دولتی از منابع صندوق از حدود ۶۷ درصد در سال ۱۴۰۱ به ۸۱ درصد در سال ۱۴۰۳ رسیده است. همچنین روند کلی وابستگی صندوق‌های بازنشستگی به بودجه عمومی کشور طی سال‌های اخیر صعودی بوده و از ۱۱ درصد در سال ۱۳۹۶ به بیش از ۱۶ درصد در سال ۱۴۰۳ افزایش یافته است. در همین راستا، بر اساس قانون بودجه سال ۱۴۰۱، صندوق بازنشستگی کارکنان هواپیمایی ملی ایران نیز به صندوق بازنشستگی کشوری منتقل شده است.

    در لایحه بودجه سال ۱۴۰۴، اعتبار پیشنهادی برای صندوق بازنشستگی کشوری ۳۹۳/۹ هزار میلیارد تومان در نظر گرفته شده که نسبت به مجموع اعتبارات مصوب سال ۱۴۰۳، رشدی حدود ۵۴ درصدی داشته است. دلیل اصلی این افزایش چشمگیر، لحاظ شدن مبلغی برای متناسب‌سازی مستمری و حقوق بازنشستگان است که برآورد شده این رقم برای بازنشستگان کشوری، لشکری و فولاد در سال ۱۴۰۴ به حدود ۱۸۵ هزار میلیارد تومان برسد؛ این در حالی است که در سال قبل، این رقم ۵۰ هزار میلیارد تومان بود و در سال جدید رشد ۲۷۰ درصدی داشته است. منابع مورد نیاز برای این متناسب‌سازی قرار است از محل یک واحد درصد افزایش مالیات بر ارزش افزوده تأمین شود. در نتیجه، در لایحه بودجه سال ۱۴۰۴، سهم اعتبارات صندوق‌های بازنشستگی از بودجه عمومی به حدود ۱۷/۱ درصد افزایش یافته که معادل تقریبی ۷۷۷ هزار میلیارد تومان می‌شود.

    صندوق بازنشستگی کشوری به جهت شمولیت و تعداد افراد تحت پوشش یکی از مهمترین صندوق‌های کشور است و تراز بودن دخل و خرج آن نیز از همین روی اهمیت دارد.

    040207

    افراد تحت پوشش صندوق بازنشستگی کشوری

    طبق گزارشی که صندوق بازنشستگی کشوری منتشر کرده، در سطح ملی از مجموع یک‌میلیون و ۷۵۷ هزار و ۷۳۱ نفر مستمری‌بگیر، حدود ۶۲۲ هزار نفر (۳۵/۴ درصد) زن و بیش از یک‌میلیون و ۱۳۵ هزار نفر (۶۴/۶ درصد) مرد هستند. این ترکیب جنسیتی تقریباً در همه استان‌ها مشاهده می‌شود، به‌جز مواردی معدود مانند استان البرز که زنان با سهم ۴۶/۸ درصدی، به مردان نزدیک شده‌اند. استان تهران با ۳۳۹ هزار مستمری‌بگیر، بیشترین جمعیت تحت پوشش را دارد که سهم زنان در آن ۴۲/۳ درصد و سهم مردان ۵۷/۷ درصد است. پس از تهران، استان‌های اصفهان (۱۲۰ هزار نفر) و خراسان رضوی (۱۳۹ هزار نفر) بالاترین آمار را دارند، که هر دو نیز نسبت نسبتاً بالایی از زنان مستمری‌بگیر را نشان می‌دهند. کمترین میزان سهم زنان مربوط به استان کهگیلویه و بویراحمد است که فقط ۱۷/۳ درصد از کل مستمری‌بگیران آن را زنان تشکیل می‌دهند. همچنین در استان‌های ایلام، اردبیل، سیستان و بلوچستان، بوشهر و گلستان نیز سهم زنان کمتر از ۳۰ درصد است.

    این آمار نشان‌دهنده یک روند کلی در توزیع جنسیتی بازنشستگان کشوری است که احتمالاً ریشه در نرخ مشارکت پایین‌تر زنان در مشاغل دولتی طی دهه‌های گذشته دارد. تفاوت‌های منطقه‌ای نیز می‌تواند به عوامل فرهنگی، اجتماعی، سطح توسعه‌یافتگی و فرصت‌های شغلی برای زنان در گذشته بازگردد. استان‌هایی مانند البرز، تهران و اصفهان که سهم زنان در آن‌ها بالاتر از میانگین کشوری است، عمدتاً از نظر شهری‌نشینی، سطح تحصیلات و فرصت‌های شغلی برای زنان در وضعیت مطلوب‌تری قرار داشته‌اند. در مقابل، استان‌هایی با سهم پایین‌تر زنان بازنشسته، اغلب در مناطق کمتر توسعه‌یافته یا با ساختار سنتی‌تر اجتماعی قرار دارند. این الگوی نابرابر جنسیتی در جمعیت بازنشسته صندوق بازنشستگی کشوری می‌تواند در تحلیل سیاست‌های آتی متناسب‌سازی حقوق و برنامه‌ریزی‌های اجتماعی و اقتصادی، مورد توجه جدی قرار گیرد.

  • بحران سالمندان مجهول‌الهویه / طرد ۴۸۰۰ سالمند توسط فرزندان

    بحران سالمندان مجهول‌الهویه / طرد ۴۸۰۰ سالمند توسط فرزندان

    به گزارش اقتصادران، احمد دلبری، مشاور عالی سازمان بهزیستی در امور سالمندان درباره وضعیت سالمندی در کشور گفت: به هر حال، ایران در دنیا پرشتاب‌ترین کشوری است که به سمت سالمندی پیش می‌رود. بر اساس آمارهایی که وجود دارد، دو برابر شدن جمعیت سالمند از سال ۵۵ تا تقریباً ۹۵، ۴۰ سال طول کشید و دو برابر شدن بعدی تقریباً ۲۰ سال به طول خواهد انجامید. در سال ۱۴۳۰، ۳۰ درصد جمعیت یعنی از هر سه نفر، یک نفر سالمند خواهد بود.

    وی افزود: نکته‌ای که وجود دارد این است که کشور تا به امروز درگیر توسعه یافتگی بوده است، کمتر به موضوع سالمندی توجه کرده است. سالمندان معمولاً به چشم نمی‌آیند و در خانه هستند، برعکس معتادان که اگر ده نفر در بزرگراه همت باشند، به راحتی دیده می‌شوند و همه برای حل مشکل آن‌ها فکری می‌کنند اما متاسفانه سالمندی اینگونه نیست. سالمندی مانند آتش زیر خاکستر است و به هر حال سال‌هاست که زنگ خطر سالمندی در کشور به صدا درآمده است. خوشبختانه دولت چهاردهم صدای ما را شنید و بعد از مدت‌ها، برای نخستین بار در ۲۷ بهمن ماه، شورای ملی سالمندی به ریاست معاون اول رئیس‌جمهور شکل گرفت.

    دلبری با بیان اینکه مقرر شد که این شورا هر سه ماه یک بار تشکیل شود و قرار است شورای سالمندی ارتقا یابد، گفت: شورای سالمندی ذیل وزارت رفاه است و رئیس این شورا وزیر رفاه بوده و قرار است به ریاست رئیس‌جمهور یا معاون اول شکل گیرد. دنبال آن هستیم قانون حمایت از سالمندان شکل گیرد و این موضوع جزو دستور جلسه آن شورا بود. اتفاق خوبی که افتاده این است که در سازمان بهزیستی، موضوع سالمندی به یکی از اولویت‌های اصلی تبدیل شده و قرار است با همکاری سایر نهادها، ارگان‌ها و وزارتخانه‌ها، برای معضل تنهایی و انزوای سالمندان، مراکز مهر و گفتگو را با مشارکت وزارت آموزش و پرورش، مساجد، پایگاه‌های بسیج راه‌اندازی کنیم تا سالمندان اوقات فراغت خود را در این مراکز بگذرانند.

    رئیس انجمن سالمندان کشور در ادامه خاطر نشان کرد: اگر این کار انجام شود، بزرگترین تهدید سالمندی و بازنشستگی کشور، که امروزه تنهایی و انزواست، ساماندهی خواهد شد. امیدواریم که تا قبل از وقوع اتفاق ناگواری، موضوع سالمندی جزو اولویت‌های حاکمیت قرار گیرد، زیرا موضوع سالمندی تنها بحث سالمندی نیست بلکه بحث اقتصادی و بهداشتی نیز است. اگر فکری برای بحران سالمندی کشور نکنیم، قطعا به یک بحران اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی پس از سال‌های ۱۴۲۰ به یک بحران امنیتی تبدیل خواهد شد. تبعات این موضوع در مرحله اول زمانی بروز می‌کند که جمعیت سالمند ما زیاد شود؛ به معنای اینکه جمعیت جوان و افراد در سن کار کاهش پیدا می‌کند و به نحوی آورده‌ای برای کشور نخواهند داشت.

    وی با اشاره بر اینکه این افراد مالیاتی پرداخت نمی‌کنند و نیروی کار مورد نیاز را نداریم، گفت: از سوی دیگر، تبعات بحران سالمندی این است که حدود ۴ هزار و ۸۰۰ سالمند مجهول‌الهویه داریم، یعنی سالمندانی که به طور میانگین در کشور ۵ فرزند داشتند. این فرزندان ۴۸۰۰ سالمند را به دلیل مشکلات اقتصادی و همچنین از آنجایی  بخش زیادی از این افراد به دلیل بیماری‌هایی مانند آلزایمر، سکته مغزی و سکته قلبی، در خانه امکان نگهداری ندارند، در مکان‌هایی آنها را رها کرده اند. این سالمندان رها شده از طریق دادستانی در مراکز سالمندان که در سطح کشور وجود دارد، توسط سازمان بهزیستی نگهداری می‌شوند، اما نگران آینده هستیم. در آینده منابع مالی برای ساماندهی این حجم از سالمندان را نخواهیم داشت.

    مشاور عالی سازمان بهزیستی در ادامه با تاکید بر اینکه صندوق‌های بازنشستگی از وضعیت بسیار ناترازی برخوردارند، خاطرنشان کرد: سال گذشته ۱۵ درصد منابع کل کشور صرف صندوق‌های بازنشستگی شد. سرانه بیمه‌ای برای یک فرد سالمند تقریباً ۶ برابریک فرد غیرسالمند است و قطعاً وقتی درصد جمعیت سالمندان بیشتر شود، این مشکلات نیز افزایش خواهد یافت و دیگر منابعی برای دیگر اقشار و رده‌های سنی دیگر باقی نمی‌ماند. موضوع سالخوردگی جمعیت از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است و باید به این موضوع فکر کنیم. دهه ۶۰ و ۷۰ را تجربه کردیم و دیدیم که آن‌ها که معمولاً در دنیا جوان و عامل توسعه هستند، نتوانستیم از این عامل توسعه استفاده کنیم و بخش زیادی از آسیب‌های اجتماعی کشور نیز از همین قشر نشأت می‌گیرد.

    دلبری در پایان گفت: به هر حال، وقتی این افراد به سالمندی برسند، گفته می‌شود مشکلات سالمندان نسبت به جوانان ۵ تا ۶ برابر است. وقتی که آن‌ها نتوانند به وظایف خود رسیدگی کنند و ما نتوانیم ساماندهی کنیم، وضعیت چطور خواهد بود؟ کشورهای توسعه‌یافته نیز با ۲۰ درصد سالمندی با مشکل مواجه‌اند و بسیاری از کشورهایی که به هر حال پیشتاز در موضوع سالمندی هستند، با ۲ میلیون نفر سالمند می‌گویند که با سالمندان خود غافلگیر شده‌اند. حال تصور کنید در سال ۱۴۳۰ چیزی حدود ۲۷ میلیون نفر سالمند داشته باشیم. این تعداد سالمند نیاز به زیرساخت دارد و زیرساخت‌های لازم را برای این موضوع سالمندی نداریم و باید حتماً برنامه‌ریزی کنیم تا بحران سالمندی مدیریت شود.

  • آمار تکان دهنده تامین اجتماعی از بازنشستگی پیش از موعد

    آمار تکان دهنده تامین اجتماعی از بازنشستگی پیش از موعد

    به گزارش اقتصادران، آمار بازنشستگان پیش از موعد از ۱۴ درصد در سال ۹۱ به ۵۲ درصد در پایان سال ۱۴۰۱ رسیده است که آماری تکان‌دهنده محسوب می‌شود.

    مدیرکل مستمری‌های سازمان تامین اجتماعی افزود: مجموع تعداد بازنشستگان کل کشور در پایان سال ۱۴۰۱ معادل ۲ میلیون ۶۲۳ هزار و ۲۸۷ نفر بود که از این تعداد ۵۵۰ هزار و ۴۵۰ نفر بازنشسته پیش از موعد در مشاغل سخت و زیان‌آور بودند و در مجموع حدود ۲۱ درصد از مجموع بازنشستگان را تشکیل می‌دهند.

    رخشانی مقدم یادآور شد: مشاغل سخت و زیان آور به کارهایی گفته می شود که در آنها عوامل فیزیکی، شیمیایی، مکانیکی و بیولوژیکی محیط کار، غیر استاندارد است و در اثر اشتغال کارگر در آن کار یا آن محل، تنشی به مراتب بالاتر از ظرفیت های طبیعی جسمی و روانی در او ایجاد می‌شود.

    وی ادامه داد: نتیجه کار کردن در چنین شرایطی ایجاد بیماری شغلی و عوارض ناشی از آن است؛ البته می‌توان با به کارگیری تمهیدات فنی، مهندسی، بهداشتی و ایمنی و … صفت سخت و زیان‌آور آن مشاغل را کاهش داده یا حذف کرد.

    مدیرکل مستمری‌های سازمان تامین اجتماعی با یادآوری اینکه به موجب آیین‌نامه اجرایی مشاغل سخت و زیان‌آور، این نوع مشاغل به دو گروه الف و ب تقسیم می‌شوند، افزود: گروه الف، شامل مشاغلی است که صفت سخت و زیان‌آوری با ماهیت شغل وابستگی دارد اما می‌توان با به کارگیری تمهیدات بهداشتی، ایمنی و تدابیر مناسب توسط کارفرما، سختی و زیان‌آوری آن‌ها را حذف کرد.

    وی ادامه داد: در گروه ب، مشاغلی قرار می گیرند که ماهیت آنها سخت و زیان‌آور است و با به کارگیری تمهیدات بهداشتی، ایمنی و تدابیر فنی اگرچه صفت سخت و زیان‌آور قابل کاهش است، ولی همچنان شرایط سخت و زیان‌آوری آن‌ها حفظ می‌شود.

    رخشانی مقدم ادامه داد: بررسی مشاغل سخت و زیان‌آور و تعیین گروه شغلی، در صلاحیت کمیته‌های بدوی و تجدیدنظر استانی مستقر در ادارات تعاون، کار و رفاه اجتماعی است و سیاست‌گذاری کشوری کارهای سخت و زیان‌آور و نظارت بر کمیته‌های مذکور نیز بر عهده شورای‌عالی حفاظت فنی است.

    رخشانی مقدم در پاسخ به اینکه گفته شده که تعداد درخواست‌ها و بازنشستگی‌های برقرار شده در مشاغل سخت و و زیان‌آور مغایر اهداف و نیات اصلی تصویب قانون است و سهمی عمده در ناترازی منابع و مصارف سازمان تامین اجتماعی دارد، تصریح کرد: اهداف قانونگذار از تصویب قانون بازنشستگی سخت و زیان‌آور، مواردی مانند حفظ حقوق کارگران، صیانت از نیروی‌کار، سالم‌سازی محیط کار، اشتغال‌زایی و رونق تولید است.

    وی ادامه داد: بر اساس قانون کارفرمایان کارگاه‌هایی که مشاغل آنها به عنوان سخت و زیان‌آور شناخته شده است، مکلفند ظرف دو سال از تاریخ ابلاغ تصمیم قطعی کمیته‌های سخت و زیان‌آور نسبت به ایمن‌سازی عوامل و شرایط محیط‌کار اقدام کنند.

    مدیرکل مستمری‌های سازمان تامین اجتماعی یادآور شد: هرچند در قانون برای کاهش و یا حذف صفت سخت و زیان‌آور و همچنین ایمن سازی و بهسازی محیط‌کار تدابیر لازم پیش بینی شده اما به دلیل نبود ضمانت اجرایی، تکالیف تعیین شده توسط مراجع ذیربط به صورت جامع و کامل محقق نشده است.

    وی افزود: از سوی دیگر وجود اشکالاتی در زمینه تایید سختی‌کار مشاغل در کمیته های استانی و همچنین مبالغ ناچیز هزینه‌های پیش‌بینی شده مقرر در قانون برای کارفرما، باعث شده است رفع صفت سخت و زیان‌آور مشاغل توسط کارفرمایان عملا مغفول واقع شود.

    رخشانی مقدم ادامه داد: علاوه بر این، دلایلی چون سنوات بیمه‌پردازی کمتر، دریافت مستمری در مدت زمان طولانی‌تر با مبالغ مستمری و مزایای بالاتر، موجب بروز چالش‌هایی در مدیریت منابع و مصارف سازمان تامین اجتماعی و به تبع آن تغییراتی در نسبت پشتیبانی این سازمان به عنوان بزرگترین سازمان بین‌النسلی بیمه‌گر کشور خواهد شد.

    مدیرکل مستمری‌های سازمان تامین اجتماعی در پاسخ به اینکه وضعیت فعلی به گونه‌ای است که سن بازنشستگی در مواردی به حدود چهل سال و کمتر رسیده و گاهی نیروی کار در اوج تجربه، مهارت و تخصص از بازار کار خارج می‌شود، گفت: سن بازنشستگی به‌عنوان یکی از شاخص‌های پارامتریک در محاسبات بیمه‌ای، در بسیاری از کشورها متناسب با سن امید زندگی افزایش یافته است.

    رخشانی مقدم ادامه داد: با این وجود، در ایران به رغم افزایش امید به زندگی، سن بازنشستگی کماکان بدون تغییر باقی مانده و حتی به دلیل تصویب قوانین بازنشستگی پیش از موعد از جمله قانون مشاغل سخت و زیان‌آور، سن بازنشستگی موثر هم کاهش یافته است.

    وی اظهار داشت: میانگین سن بازنشستگان مشاغل سخت و زیان‌آور در پایان سال ۱۴۰۱، معادل ۴۹.۷ سال بود که متاسفانه درصدی از این آمار متعلق به افراد ۳۵ تا ۳۹ سال نیز است؛ بنابراین محاسبه نشدن سن مقرر برای اجرای این قانون، منجر به بازنشستگی برخی متقاضیان در سنین پایین و به دنبال آن اشتغال مجدد آنها بعد از بازنشستگی به طور غیر رسمی می‌شود که این امر کاهش فرصت اشتغال برای جوانان را نیز در پی دارد.

    رخشانی مقدم با ارایه راهکارهایی برای کاهش تبعات ناشی از اشتغال در مشاغل سخت و زیان‌آور چیست گفت: ارتقای سطح سلامتی بیمه‌شدگان با توجه به نقش موثر آنها در توسعه اقتصادی و افزایش بهره‌وری از درجه اهمیت بالایی در سازمان تامین اجتماعی برخوردار است و باید از همه ظرفیت‌های قانونی موجود در این زمینه استفاده کرد.

    مدیرکل مستمری‌های سازمان تامین اجتماعی ادامه داد: فراهم نکردن تمهیدات ایمنی و بهداشتی جهت سالم‌سازی محیط کار و اعطای سنوات ارفاقی بدون اعمال حداقل شرط سنی، در بلندمدت علاوه بر فرسودگی جسمی و روحی کارگر، کارفرما را نیز با مشکلات عدیده‌ای از جمله خروج زودهنگام نیروی‌کار مجرب از چرخه تولید مواجه می کند و بنابراین انجام اصلاحات پارامتریک در قانون و آیین‌نامه اجرایی برای رسیدن به اهداف قانون‌گذار ضروری است.

    چندی پیش میرهاشم موسوی مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی با انتقاد از تعداد درخواست‌ها و بازنشستگی‌های برقرار شده در مشاغل سخت و زیان‌آور، گفته بود که این امر سهم عمده‌ای در ناترازی منابع و مصارف سازمان تامین‌اجتماعی به‌عنوان یک سازمان بیمه‌ای بین نسلی دارد و وضعیت فعلی به گونه‌ای است که سن بازنشستگی در مواردی به حدود چهل سال و کمتر رسیده و گاهی نیروی کار در اوج تجربه، مهارت و تخصص از بازار کار خارج می‌شود و هزینه حمایت از این افراد به سایر بیمه‌شدگان ذی‌نفع سازمان تأمین‌اجتماعی تحمیل می‌شود.

    موسوی تاکید کرده بود که این افراد که با استفاده از قانون مشاغل سخت و زیان‌آور و ظاهراً به سبب فرسودگی جسمی و روحی ناشی از این مشاغل از فهرست بیمه‌پردازان خارج می‌شوند در عمل از بازار کار خارج نمی‌شوند که جا برای نیروهای جدید باز شود بلکه جذب بخش‌های غیررسمی بازار می‌شوند.

     

  • ایران کشور خوبی برای سالمندان نیست

    ایران کشور خوبی برای سالمندان نیست

    به گزارش اقتصادران، بررسي «اعتماد» بر نتايج مطالعات جهاني درباره ارايه خدمات سلامت براي گروه سني بالاي 60 سال نشان داد كه «ايران» بهترين كشور براي سالمندان نيست.  موسسه خدمات سلامت LOTTIE در گزارشي كه ژانويه 2024 منتشر كرده، با نگاهي به جدول رتبه‌بندي خدمات سلامت به تفكيك كشورها و مناطق جهان، كشورهاي نروژ، سوئد، سوييس، آلمان و كانادا را به عنوان كشورهاي برتر در ارايه خدمات به سالمندان معرفي كرده است.

    اين رتبه‌بندي بر مبناي ميزان پوشش مستمري بازنشستگي، نظام مراقبت‌هاي بهداشتي، خدمات مراقبتي (واگذاري خانه مسكوني يا تعداد آسايشگاه و مراكز نگهداري سالمندان) حمايت اجتماعي و كمك‌هاي مالي از سوي دولت‌هاي 94 كشور جهان انجام شده و LOTTIE در توضيح علت اعطاي رتبه‌هاي برتر به 5 كشور جهان اعلام مي‌كند: «در كشور نروژ، هم ميزان حمايت‌هاي اجتماعي قابل توجه است و هم پرداخت مستمري به افراد سالمند، پوشش صد درصدي دارد علاوه بر اينكه سالمندان در نروژ در مقايسه با ساير كشورها از بالاترين نرخ اشتغال و درآمد برخوردارند. در كشور سوئد، هزينه خدمات مراقبت از سالمندان توسط شهرداري‌ها و از طريق كمك‌هاي مالي دولت پرداخت مي‌شود و …

    بررسي «اعتماد» بر نتايج مطالعات جهاني درباره ارايه خدمات سلامت براي گروه سني بالاي 60 سال نشان داد كه «ايران» بهترين كشور براي سالمندان نيست.

    موسسه خدمات سلامت LOTTIE در گزارشي كه ژانويه 2024 منتشر كرده، با نگاهي به جدول رتبه‌بندي خدمات سلامت به تفكيك كشورها و مناطق جهان، كشورهاي نروژ، سوئد، سوييس، آلمان و كانادا را به عنوان كشورهاي برتر در ارايه خدمات به سالمندان معرفي كرده است.

    اين رتبه‌بندي برمبناي ميزان پوشش مستمري بازنشستگي، نظام مراقبت‌هاي بهداشتي، خدمات مراقبتي (واگذاري خانه مسكوني يا تعداد آسايشگاه و مراكز نگهداري سالمندان) حمايت اجتماعي و كمك‌هاي مالي ازسوي دولت‌هاي 94 كشور جهان انجام شده و LOTTIE در توضيح علت اعطاي رتبه‌هاي برتر به 5 كشور جهان اعلام مي‌كند: «در كشور نروژ، هم ميزان حمايت‌هاي اجتماعي قابل توجه است و هم پرداخت مستمري به افراد سالمند، پوشش صد‌درصدي دارد علاوه بر اينكه سالمندان در نروژ در مقايسه با ساير كشورها از بالاترين نرخ اشتغال و درآمد برخوردارند. در كشور سوئد، هزينه خدمات مراقبت از سالمندان توسط شهرداري‌ها و از طريق كمك‌هاي مالي دولت پرداخت مي‌شود و ميزان رضايت سالمندان سوئدي از آزادي‌هاي مدني، امنيت، خدمات ارايه شده در آسايشگاه‌ها و سيستم حمل و نقل عمومي هم در بالاترين حد نسبت به ساير كشورهاست.

    در كشور سوييس، خدمات و مراقبت‌هاي بهداشتي براي تمام گروه‌هاي سني از سطح و كيفيت بالايي برخوردار است كه سالمندان هم خدماتي مشابه ساير شهروندان اين كشور دريافت مي‌كنند. با وجود آنكه تعداد زيادي از سالمندان در اين كشور در خانه خود به‌سر مي‌برند و زندگي آسايشگاهي ندارند، اما اميد به زندگي در كشور سوييس بيش از 85 سال ارزيابي شده و ميزان رضايتمندي از آزادي‌هاي مدني و ارتباطات اجتماعي سالمندان در سوييس از ميانگين منطقه‌اي هم بالاتر است. كشور آلمان در اين رتبه‌بندي جايگاه چهارم را دارد كه علت آن هم كامل نبودن پوشش مستمري بازنشستگي است، اما در عوض، پيشرفت صنعت در آلمان به كمك نظام سلامت آمده چنانكه خدمات مراقبت و بهداشتي براي سالمندان با كمك فناوري پيشرفته، توانمندي سالمندان را افزايش داده به گونه‌اي كه سالمندان در اين كشور، بابت ارتباطات اجتماعي گسترده و استقلال مدني، رضايت بالايي دارند.

    پنجمين رده جدول LOTTIE متعلق به كاناداست؛ كشوري كه بالاترين نرخ اميد به زندگي جهان را به خود اختصاص داده، چون مراقبت‌هاي بهداشتي با بالاترين سطح به شهروندان خود ارايه مي‌دهد. ارايه خدمات مراقبت از سالمندان، پرداخت مستمري بازنشستگي مكفي و ايجاد امنيت اقتصادي براي فرد سالمند و همچنين توسعه حمايت‌هاي اجتماعي عامل مهمي بوده كه كانادا از كشورهاي برتر جهان بابت ارايه خدمات مراقبتي و سلامت براي سالمندان باشد.»

    بخش ديگري از گزارش LOTTIE به رتبه‌بندي ارايه خدمات بهداشتي بر‌مبناي كيفيت اين خدمات در 6 منطقه جهان و كشور شاخص در هر منطقه اختصاص دارد كه طبق اين تفكيك، كشور تايوان در منطقه آسيا با 85.9 امتياز در رديف اول اين رتبه‌بندي است و سپس، فرانسه در اروپا با 79.4 امتياز، استراليا در اقيانوسيه با 75.3 امتياز، مكزيك در امريكاي شمالي و مركزي با 72.5 امتياز، اكوادور در امريكاي جنوبي با 69.5 امتياز و آفريقاي جنوبي در آفريقا با 63.7 امتياز در رديف‌هاي بعد هستند. طبق اين رتبه‌بندي، در سال 2023 كشورهاي تايوان، كره‌جنوبي، ژاپن، فرانسه، دانمارك، اسپانيا، تايلند، اتريش، هلند و فنلاند با امتياز 85.9 (تايوان) تا 77.1 (فنلاند) به ترتيب 10 كشور داراي بالاترين سطح ارايه خدمات بهداشتي بوده‌اند و جايگاه ايران در اين رتبه‌بندي و در ميان 94 كشور جهان، رديف 82 جدول با امتياز 52.3 است. در اين رتبه‌بندي، ونزوئلا با امتياز 39.3 در آخرين رديف جدول و در جايگاه 94 است و كيفيت و سطح ارايه خدمات مراقبت بهداشتي در كشورهاي صربستان، ايرلند، آلباني، نيجريه، مصر، بلاروس، آذربايجان، مراكش، مالت، عراق و بنگلادش هم بدتر از ايران ارزيابي شده درحالي كه كشورهاي روماني، پرو، جمهوري دومينيكن، مقدونيه شمالي، اوكراين، بوسني و هرزگوين، گرجستان، قبرس، مجارستان، الجزيره و‌ترينيداد و توباگو در رديف‌هاي 71 تا 81 جدول، شرايطي بهتر از ايران دارند.

    موسسه LOTTIE يك رده‌بندي ديگر هم دارد؛ بهترين كشورها براي زندگي سالمندان. اين رتبه‌بندي بين 90 كشور جهان و براساس شاخص اميد به زندگي، مراقبت‌هاي بهداشتي، گزارش سالانه شادي و امنيت تنظيم شده است. طبق اين رتبه‌بندي كشورهاي سوييس، فنلاند، دانمارك، هلند، تايوان، ژاپن، اتريش، ايسلند، نروژ و اسراييل به عنوان 10 كشور برتر معرفي شده‌اند و ايران با نرخ اميد به زندگي 77.3 سال، شاخص 52.3 بابت مراقبت‌هاي بهداشتي، شاخص 4.721 در گزارش سالانه شادي و شاخص 50.1 بابت امنيت، در رديف 80 جدول قرار دارد درحالي كه كشورهاي جمهوري دومينيكن، بلاروس، اوكراين، آفريقاي‌جنوبي، كنيا، عراق، مصر، بنگلادش، ونزوئلا و نيجريه شرايطي بدتر از ايران دارند و در رديف‌هاي پاياني اين رتبه‌بندي قرار گرفته‌اند.

     

    سال‌هاي  قبل  هم  وضعيت  بهتري  نداشتيم

    در ارزيابي ژانويه 2020 موسسه Ageco كشورهاي فنلاند، دانمارك، هلند، سوييس، استراليا، اتريش، كانادا، نروژ، نيوزيلند و اسپانيا به عنوان 10 كشور برتر براي زندگي سالمندان معرفي شدند. در اين رتبه‌بندي كه بين 105 كشور جهان انجام شد، شاخص اميد به زندگي بالاتر، كيفيت مراقبت‌هاي بهداشتي بالاتر، امنيت و شادي و رضايتمندي بالاتر، هزينه زندگي پايين‌تر، توانمندي اقتصادي بالاتر و سن بازنشستگي بالاتر، معيار رتبه‌بندي كشورها بود كه برمبناي اين شاخص‌ها، ايران با نرخ اميد به زندگي 76.7 سال، شاخص 51.86 خدمات مراقبت بهداشتي، شاخص 2.88 امنيت، شاخص 4.55 در گزارش سالانه شادي، شاخص 41.4 هزينه زندگي، شاخص 0.2 توانمندي اقتصادي و ميانگين سني 58 سالگي در زمان بازنشستگي، بين 105 كشور جهان در رديف 99 جدول قرار داشت و كشورهاي نيجريه، كامبوج، ونزوئلا، اوكراين و كنيا وضعيتي بدتر از ايران داشتند و عراق هم در آخرين رديف رتبه‌بندي بود.

    شبكه خبري CBS در گزارشي كه سپتامبر 2015 منتشر كرد، نوشت: «با افزايش اميد به زندگي، انتظار مي‌رود تعداد سالمندان در تمام مناطق جهان افزايش يابد. براساس داده‌هاي اخير، تقريبا 901 ميليون نفر جمعيت بالاتر از 60 سال در سراسر جهان وجود دارد كه تا سال 2050، اين تعداد به 2.1 ميليارد نفر معادل 21.5درصد از جمعيت جهان خواهد رسيد. طبق نتايج ارزيابي بهترين مكان براي زندگي سالمندان از بين 96 كشور كه بيش از 90درصد جمعيت بالاتر از 60 سال را دارند، برمبناي امتياز هر كشور بابت وضعيت سلامت سالمندان، امنيت درآمد، توانايي (بابت شغل و سطح تحصيلات) امكاناتي براي مشاركت و توانمندي اجتماعي (حمل‌ونقل عمومي، امنيت، ارتباطات اجتماعي) و آزادي مدني، سوييس، نروژ، سوئد، آلمان، كانادا، هلند، ايسلند، ژاپن، ايالات‌متحده امريكا و انگليس بهترين كشورها براي زندگي سالمندان هستند.»

    توضيح CBS درباره دليل انتخاب 10 كشور برتر جهان به عنوان بهترين كشورها براي زندگي سالمندان اين بود: «سوييس (به دليل سياست‌ها و برنامه‌هايي براي ارتقاي سلامت افراد مسن و نرخ بالاتر از ميانگين منطقه‌اي بابت ارتباط اجتماعي و رضايت از آزادي‌هاي مدني در ميان افراد مسن و پوشش صددرصدي مستمري براي افراد بالاي  65 سال)، نروژ (به دليل بالاترين ميزان باسوادي سالمندان، نرخ اشتغال 71.1درصدي سالمندان كه حدود 15درصد بيشتر از ميانگين منطقه‌اي است، نرخ 1.8درصدي فقر در جمعيت سالمند كه پايين‌ترين نرخ در منطقه است، پوشش صددرصدي مستمري براي افراد بالاي 65 سال)، سوئد (به دليل نرخ بالاي اشتغال و تحصيلات، رضايت بالا از امنيت، آزادي مدني و رضايت از وضعيت حمل و نقل عمومي)، آلمان (به دليل نرخ بالاي توانمندي سالمندان، رتبه دوم منطقه بابت ميزان تحصيلات سالمندان، نرخ بالاي ارتباط اجتماعي و آزادي مدني)، كانادا (به دليل امتياز بالا در حوزه سلامت، نرخ بالاي اميد به زندگي، نرخ 97.7درصدي پوشش مستمري بازنشستگي و نرخ 6.8درصدي فقر در جمعيت سالمند كه از ميانگين منطقه كمتر است)، هلند (به دليل نرخ 3درصدي فقر در جمعيت سالمند، پوشش صددرصدي مستمري بازنشستگي براي افراد بالاي 65 سال، رضايت بالاي سالمندان از ارتباط اجتماعي و آزادي‌هاي مدني)، ايسلند (به دليل نرخ 1.6درصدي فقر در جمعيت سالمند كه كمترين نرخ فقر در منطقه است، رضايت از ارتباط اجتماعي، امنيت، وضعيت حمل و نقل عمومي و آزادي مدني، نرخ 81.1درصدي اشتغال سالمندان)، ژاپن (به دليل رضايت بالاي سالمندان از ارتباط اجتماعي، امنيت و آزادي مدني)، ايالات‌متحده امريكا (به دليل نرخ بالاي تحصيلات در جمعيت سالمند، رضايت بالا از امنيت و ارتباط اجتماعي) و انگلستان (به دليل رضايت بالا از ارتباط اجتماعي، آزادي مدني، ايمني و حمل و نقل عمومي، پوشش صددرصدي مستمري براي افراد بالاي 65 سال و نرخ فقر 9.3درصدي در جمعيت سالمند).»

    علاوه بر اين مطالعات، در دهه‌اي كه گذشت برخي ارزيابي‌ها هم بدون بررسي وضعيت سالمندان ايران انجام شد كه به نظر مي‌رسد دليل اين اتفاق و حذف ايران از مطالعات جهاني، ضعف و ايراد داده‌هاي ثبت شده در پايگاه‌هاي جهاني بوده است.

    يكي از نمونه‌هاي حذف ايران از مطالعات جهاني، ارزيابي سال 2015 بود كه در 96 كشور جهان انجام شد ولي در اين مطالعه، نامي از ايران نيست. اين مطالعه براساس ميزان امنيت اقتصادي سالمندان، وضعيت سلامتي، توانمندي سالمندان با درنظر گرفتن دو معيار تحصيلات و اشتغال، ميزان دسترسي سالمندان به امكانات و خدمات عمومي، امنيت و آزادي‌هاي اجتماعي انجام شد كه طبق نتايج آن، كشورهاي سوييس، نروژ، سوئد، آلمان، كانادا، هلند، ايسلند، ژاپن، امريكا و انگليس به ترتيب 10 كشور برتر بابت ارايه بهترين خدمات به سالمندان و جمعيت بالاي  60 سال بودند و كشورهاي نيجريه، عراق، اوگاندا، رواندا، زامبيا، تانزانيا، پاكستان، نوار غزه، موزامبيك، مالاوي و افغانستان در آخرين رديف‌هاي اين رتبه‌بندي قرار داشتند.

    مطالعه مشترك سال 2013 درباره بهترين و بدترين كشورها براي سالمندان، نمونه ديگري بود كه ايران را از دايره ارزيابي حذف كرد. روزنامه واشنگتن‌پست، اكتبر 2013 با اشاره به نتايج اين مطالعه نوشت: «براساس يك مطالعه جديد كه به رفاه افراد بالاي 65 سال مي‌پردازد، ايالات‌متحده از نظر رفاه سالمندان در رتبه هشتم جهان، سوئد در رتبه اول و نروژ و آلمان در رتبه‌هاي دوم و سوم هستند و پاكستان، تانزانيا و افغانستان در انتهاي اين فهرست قرار دارند. اين گزارش برمبناي چند معيار شامل سلامت، امنيت اقتصادي، فرصت‌هاي شغلي و تحصيلي و همچنين محيط مناسب براي حضور اجتماعي سالمندان ازجمله امنيت جسمي، سهولت دسترسي به وسايل حمل ‌و نقل عمومي، سهولت حفظ ارتباطات اجتماعي، سلامت روان و شادي تهيه شده است.»

    سال 2013 (1392) 8درصد جمعيت ايران بالاتر از 60 سال سن داشتند و ايران بابت اين تعداد جمعيت بالاتر از 60 ساله، در رتبه‌بندي سازمان ملل و بين 201 كشور جهان، رديف 107 جدول بود اما در اين مطالعه، هيچ نامي از ايران نيست با وجود آنكه وضعيت كشورهاي همسايه ايران از نظر كيفيت زندگي سالمندان بررسي و رتبه‌بندي شده است. داده‌هاي موردنياز براي انجام اين مطالعه مشترك، توسط بانك جهاني، موسسه نظرسنجي گالوپ، دفاتر مختلف وابسته به سازمان ملل همچون سازمان بهداشت جهاني و يونسكو و سازمان بين‌المللي كار ILO گردآوري شده بود.

  • هزینه افزایش سن بازنشستگی از جیب مردم!

    هزینه افزایش سن بازنشستگی از جیب مردم!

    به گزارش اقتصادران ، حواشی مصوبه پرسروصدای «افزایش سن بازنشستگی» که حالا دیگر مجلس مسئولیت آن را نمی‌پذیرد و آن را از چشم دولت می‌بیند همچنان باقی است. هرچند برخی به دلیل افزایش سن امید به زندگی آن را ضروری می‌دانند و حتی معتقدند باید زودتر از این‌ها به اجرا درمی‌آمد، اما در مقابل گروهی بر این باورند که هزینه آن قرار است از جیب مردم پرداخت شود.

    حالا در این گفتگو از حمید حاج‌اسماعیلی، کارشناس حوزه کار و کارگری درباره آثار این تصمیم و مقدمات قبل از اجرای آن پرسیده‌ایم که در ادامه می‌خوانید

    افزایش سن بازنشستگی؛ راه ساده دولت و مجلس

    حاج‌اسماعیلی با اشاره به اینکه مصوبه مجلس و لایحه برنامه هفتم توسعه درباره سن بازنشستگی دارای ابهامات فراوانی است،گفت: برنامه هفتم شتاب زده و بدون کار کارشناسی و مشارکت دیگر بخش‌های حاکمیت، دولت و نخبگان دانشگاهی و حضور سازمان‌ها و ارگان‌های تخصصی نوشته شد و به مجلس رفت. برخلاف آنچه تصور می‌شد که کمیسیون‌های مختلف مجلس از افراد صاحب نظر برای مشارکت دعوت کنند، اما این اتفاق نیفتاد و همان روندی که دولت برای تنظیم لایحه ترتیت داده بود، مجلس هم بر همان روال حرکت کرد. یکی از بخش‌های مهم برنامه هفتم مربوط به کارگران و بازنشستگان است که هیچ اعتنایی به مشارکت نمایندگان آنان نشد و حالا باید منتظر باشیم و ببینیم شورای نگهبان چقدر بر آن صحه می‌گذارد.

    وی با بیان اینکه در واقع، افزایش سن بازنشستگی ساده‌ترین راه پیش روی دولت و مجلس در جهت رفع دغدغه‌ها و ناترازی صندوق‌های بازنشستگی بود، افزود: علت این امر هم این است که آن‌ها نخواستند کار‌های واقعی و اصلاحات را از بدنه دولت و مجموعه حاکمیت آغاز کنند و مثل خیلی از مصوبات و تصمیمات دیگر هزینه این کار به گروه‌های کارگری و مردم منتقل می‌شود.

    مدیریت هزینه؛ اولین اقدام ضروری

    این کارشناس حوزه کار و کارگری با اشاره به اینکه از گذشته اعتقاد بر این بود که برای اصلاح ناترازی صندوق‌های بازنشستگی به یک فرآیند جامع و منظم نیاز است تا وضعیت بهبود یابد، اظهار کرد: اولین اقدام مدیریت هزینه است که هیچ وقت دولتی حاضر نشد این کار را انجام دهد. یکی از مشکلاتی که در صندوق‌های بازنشستگی وجود دارد، بروکراسی پیچیده و ساختار بزرگ و فربه‌ای است که هزینه‌های زیادی را به آن‌ها تحمیل کرده است. در ضمن، حضور افراد غیرمرتبط به‌عنوان مدیر یا هیات مدیره در مجموعه این صندوق‌ها از جمله مشکلات مربوط به مدیریت هزینه است.

    حاج‌اسماعیلی ادامه داد: همچنین جو سیاسی حاکم در این صندوق‌ها یا استفاده نکردن از فناوری‌های نوین برای وصول مالیات و نبود ارتباط با بیمه‌شدگان برای خدمات‌رسانی از دیگر موضوعاتی هستند که در این صندوق‌ها نادیده گرفته شده‌اند.

    اصلاحات ساختاری اولویت دوم است

    وی با بیان اینکه بعد از مدیریت هزینه، اولویت دوم اصلاحات ساختاری است که خیلی واجب‌تر و مقدمه اصلاحات بعدی و پارامتریک است، تصریح کرد: در اصلاحات ساختاری، نکته این است که چرا دولت باید به صندوق‌های بیمه‌ای بدهی داشته باشد. این یک ضعف بزرگ است که در کشور وجود دارد و هیچ دولتی هم حاضر نشده بدهی خود را به سرعت به صندوق‌های بیمه‌ای به‌ویژه تامین اجتماعی تسویه کند.

    این ارقام در زمان خودش از ارزش خاصی برخوردار است که با تورم کاسته می‌شود. وقتی دولت این بدهی‌ها را در زمان مقتضی پرداخت نمی‌کند مشمول مرور زمان می‌شوند، بدون اینکه جبران یا سودی وجود داشته باشد و باقی ماجرا، که به تقویت و بهبود امور صندوق‌ها کمکی نمی‌کند

    چرا مدیریت صندوق‌ها سیاسی است؟

    این کارشناس مسائل اقتصادی همچنین گفت: موضوع بعدی این است که چرا مدیریت در صندوق‌هایی که تخصصی و فنی هستند، سیاسی است و تا این اندازه دولت در آن نقش دارد تا بتواند افرادی منسوب به خود را در آن‌ها بگمارد.

    در کنار فقدان بهره‌وری دارایی و اموال که در این صندوق‌ها وجود دارد، متاسفانه شرکت‌هایی مثل شستا بهره‌وری لازم را ندارند و این اموال مثل یخ ذوب می‌شوند.

    به گفته وی، موضوع بعدی تعهداتی است که دولت و مجلس به صندوق‌های بیمه‌ای تحمیل می‌کنند بدون اینکه مسائل فنی و تخصصی آن‌ها را در نظر بگیرند.

    خلا قانونی باید برطرف شود

    حاج‌اسماعیلی تاکید کرد: در مجموع باید خلا قانونی برطرف شود. پیشتر احیای شورای عالی تامین اجتماعی مطرح شده بود، اما در نهایت هیات امنا تشکیل شد که افراد سیاسی در آن حضور دارند، بدون آنکه از تخصص لازم و کافی برخوردار باشند.

    وی با اشاره به اینکه قبل از افزایش سن بازنشستگی، دولت باید به این موارد می‌پرداخت، اما از تمام این‌ها عبور کرد، اظهار کرد: دولت باید از خودش شروع کند، حتی اعتقاد ما بر این است که دولت باید در صندوق‌ها سرمایه‌گذاری کند. ما باید از طریق بودجه سنواتی سرمایه‌گذاری دولت را در این صندوق‌ها شاهد باشیم تا به صورت پایدار فعالیت کنند.

    افزایش سن بازنشستگی پرابهام است

    حاج‌اسماعیلی با تاکید بر اینکه متاسفانه سن بازنشستگی هم پرابهام است، گفت: اکثر کارگران از سن ۲۰ سالگی وارد بازار کار می‌شوند، وقتی این سن را برای مردان ۶۲ سال و برای زنان ۵۵ سال در نظر گرفته‌اند، یعنی فرد باید ۴۲ سال کار کند، اما مشخص نشده که اگر سابقه فرد ۳۰ سال باشد می‌تواند بازنشسته شود یا خیر.

    علاوه بر این، بسیاری از کارگران به دلیل شرایط سخت اقتصادی و اجتماعی برنامه‌ریزی کرده‌اند، اما بخش زیادی از کارگرانی که سابقه شغلی دارند مشمول این افزایش سن می‌شوند و این رفتار در چنین مقطعی برای آن‌ها ناعادلانه است.

    وی ادامه داد: مشکل بزرگتر هم این است که امید را در بیمه‌شدگان از بین می‌برد، چون وقتی شخصی عقد قرارداد را برای واریز بیمه انجام می‌دهد به دنبال این است که خدمات دریافت کند، اما وقتی چنین دورنمای پرابهام و مکدری برای بازنشستگی تعریف شده و انتهای آن مشخص نیست در واقع امید از بین می‌رود و صندوق‌ها از این محل بیشتر آسیب می‌بینند، چون افراد تمایل خود را برای رفتن به سمت صندوق‌ها از دست می‌دهند.

    این کارشناس حوزه کار در پایان گفت: این تصمیم ساده‌انگارانه است و هزینه‌اش از جیب کارگران تامین می‌شود و در واقع ظلمی است در حق بیمه‌شدگان و کارگران کشور.