برچسب: بازسازی

  • بازسازی ویرانی‌های جنگ به مثابه دویدن روی تردمیل!

    بازسازی ویرانی‌های جنگ به مثابه دویدن روی تردمیل!

    به گزارش اقتصادران، در پی آغاز جنگ و حملات گسترده آمریکا و اسرائیل به ایران که از صبح روز نهم اسفند ۱۴۰۴ با عملیات‌هایی هوایی و موشکی آغاز شد، زیرساخت‌های حیاتی، پایگاه‌های نظامی و مناطق شهری متعددی در کشور و به ویژه در پایتخت، تهران، هدف قرار گرفتند.

    بر اساس آخرین گزارش‌ها و آمارهای رسمی منتشر شده تا اواخر فروردین ۱۴۰۵، دولت ایران حجم کل خسارات مستقیم و غیرمستقیم اقتصادی وارد شده به کشور را رقم سرسام‌آوری بین ۳۰۰ میلیارد تا هزار میلیارد دلار برآورد کرده است که شامل تخریب کارخانه‌های پتروشیمی، فولاد، ساختمان‌های دولتی و زیرساخت‌های شهری می‌شود.

    با این حال، پس از برقراری آتش‌بس در اواسط فروردین، تاکنون نهادهای متولی نظیر شهرداری‌ها و وزارت راه و شهرسازی هنوز آمار تفکیکی، نهایی و پلاک‌به‌پلاک از تعداد دقیق واحدهای مسکونی و تجاری تخریب شده را منتشر نکرده‌اند. اما گزارش‌های میدانی، ارزیابی‌های اولیه و اخبار منتشر شده نشان می‌دهد که در پی هدف قرار گرفتن مراکز حساس در شهر تهران، نظیر حمله به ساختمان‌های اداری در شرق تهران (مانند خیابان پیروزی) و مناطق مرکزی، موج انفجارها و اصابت ترکش‌ها بافت‌های مسکونی و تجاری مجاور را به شدت ویران کرده است.

    برآوردهای اولیه نشان می‌دهد که دست‌کم ده‌ها هزار واحد مسکونی و هزاران واحد تجاری در تهران دچار تخریب کامل (نیازمند نوسازی صفر تا صد) یا آسیب‌های سازه‌ای شدید (نیازمند مقاوم‌سازی و بازسازی اساسی) شده‌اند. برای درک ابعاد فاجعه‌بار این ویرانی‌ها از منظر اقتصادی نیازمند یک تحلیل جامع و تفصیلی هستیم تا مشخص شود هزینه بازسازی این ویرانی‌ها چقدر است. اما وجه پنهانی که کمتر مورد توجه است، هزینه فرصت این منابع عظیم مالی است که به جای توسعه پایدار کشور باید صرف آواربرداری و بازگشت به نقطه صفر شود.

    برآورد تخریب‌ها و هزینه بازگشت به صفر

    اقتصاد ایران که پیش از شروع جنگ در اسفند ۱۴۰۴ نیز دچار تورم افسارگسیخته بود، اکنون با شوک عرضه ناشی از تخریب کارخانه‌های تولید مصالح پایه مواجه است. تخریب بخش‌هایی از زیرساخت‌های تولید فولاد و محصولات پتروشیمی در حملات اخیر، باعث برهم خوردن تعادل عرضه و تقاضا در بازار مصالح ساختمانی شده است.

    بر اساس برآوردهای کارشناسی در بهار ۱۴۰۵، میانگین هزینه ساخت هر متر مربع واحد مسکونی در تهران (با احتساب هزینه‌های آواربرداری، طراحی، اخذ مجوزهای مجدد، تامین مصالح، دستمزد نیروی کار و اجرای تاسیسات استاندارد) به رقمی بالغ بر ۳۵ تا ۴۵ میلیون تومان رسیده است. این رقم برای واحدهای تجاری که نیازمند استانداردهای ایمنی بالاتر، نماهای خاص، تأسیسات برودتی و حرارتی صنعتی و ویترین‌سازی هستند، بسیار بیشتر بوده و بین ۵۵ تا ۷۰ میلیون تومان به ازای هر متر مربع برآورد می‌شود.

    فرآیند بازسازی یک واحد تخریب شده در جنگ با ساخت‌وساز در شرایط عادی تفاوت‌های بنیادینی دارد. در گام نخست، آواربرداری مناطق بمباران شده به دلیل وجود خطرات ناشی از مهمات عمل نکرده، نشت گاز، تخریب شبکه‌های فاضلاب و سستی پلاک‌های همجوار، فرآیندی بسیار زمان‌بر، پرخطر و هزینه‌بر است. پس از پاکسازی، اجرای فونداسیون و پی ریزی جدید در زمین‌هایی که بر اثر امواج شدید موشکی دچار تغییرات شده‌اند، نیازمند تحکیم بستر است که بهای تمام‌شده اسکلت‌بندی را به شدت افزایش می‌دهد.

    آمارهای رسمی حکایت از آن دارد که در سطح کشور مجموعاً بیش از ۱۳۵ هزار واحد غیرنظامی آسیب دیده‌اند که از این میان، سهم تهران به تنهایی بیش از ۴۴ هزار واحد مسکونی و تجاری است. این حجم از تخریب که شامل ۲۶۶۰ واحد با تخریب صددرصدی و غیرقابل سکونت در کل کشور و هزاران واحد با آسیب‌های سازه‌ای در تهران می‌شود، نیازمند محاسبه دقیق در هزینه‌های بازسازی و نیز تحلیل «هزینه فرصت» این منابع مالی است.

    هزینه بازگشت به نقطه صفر

    با فرض اینکه هر واحد مسکونی تخریب‌شده به‌طور متوسط ۱۰۰ متر مربع و هر واحد تجاری ۵۰ متر مربع زیربنا داشته باشد، بازسازی ۲۶۶۰ واحد مسکونی کاملاً تخریب شده در سطح کشور، به تنهایی نیازمند بودجه‌ای بالغ بر ۱۰ هزار و ۶۴۰ میلیارد تومان است، در حالی که اگر ۴۰ هزار واحد آسیب‌دیده در تهران را که شامل آسیب‌های جزئی تا متوسط (نظیر ریزش نما، شکستگی مشاعات و تخریب‌های غیرسازه‌ای) هستند در نظر بگیریم، مجموع هزینه‌های احیا و مقاوم‌سازی در پایتخت از مرز ۵۴ هزار میلیارد تومان فراتر می‌رود. رقمی که با احتساب خسارات وارده به تأسیسات زیربنایی متصل به این واحدها -زیرساخت‌های شهری نظیر کابل‌کشی‌های مخابراتی، پست‌های توزیع برق محلی، لوله‌کشی‌های آب و گاز و آسفالت معابر – به راحتی از مرز ۷۰ هزار میلیارد تومان فراتر می‌رود. این رقم تنها هزینه «بازگشت به نقطه صفر» است؛ یعنی صرفاً هزینه‌ای که پرداخت می‌شود تا وضعیتی مشابه هشتم اسفند ۱۴۰۴ ایجاد شود، بدون آنکه ارزش افزوده‌ای برای اقتصاد کشور خلق شده باشد.

    تأمین چنین بودجه‌ای در شرایطی که دولت با کسری تراز عملیاتی شدید مواجه است و درآمدهای نفتی نیز به دلیل ناامنی در خلیج فارس و نزاع بر سر بستن تنگه هرمز، تخریب اسکله‌ها و بنادر جنوب و همچنین تخریب تأسیسات پتروشیمی به حداقل رسیده، عملاً به معنای چاپ پول بدون پشتوانه، استقراض از بانک مرکزی و تحمیل یک ابرتورم جدید به سفره خانوارها خواهد بود. با این وجود، فاجعه اصلی در اقتصاد، پولی نیست که خرج می‌شود، بلکه ثروتی است که خلق نمی‌شود. اینجا است که مفهوم بنیادین «هزینه فرصت» در ادبیات اقتصادی معنا پیدا می‌کند.

    هزینه فرصت و دویدن روی تردمیل

    هزینه فرصت، ارزشی است که از بهترین جایگزین ممکن در هنگام انتخاب یک گزینه صرف‌نظر می‌شود. در زمینه تخریب‌های جنگ اخیر، هزینه فرصت به این معناست که آن ده‌ها هزار میلیارد تومان و آن میلیاردها دلاری که اکنون باید با مشقت فراوان تامین شده و صرف بازسازی همان ساختمان‌هایی شود که تا اسفند ماه پابرجا بودند، در صورت عدم وقوع جنگ می‌توانست در چه مسیرهایی سرمایه‌گذاری شود و چه جهشی در توسعه یافتگی، رفاه اجتماعی و رشد تولید ناخالص داخلی کشور ایجاد کند.

    هنگامی که یک کشور مجبور می‌شود سرمایه‌های ملی خود را معطوف به بازسازی ویرانی‌ها کند، در واقع در حال دویدن روی تردمیل است؛ انرژی و منابع عظیمی مصرف می‌شود اما کشور در مسیر توسعه رو به جلو حرکت نمی‌کند، بلکه تنها تلاش می‌کند به نقطه صفر، یعنی وضعیت پیش از جنگ بازگردد.

    هزینه فرصت تخریب تهران

    اگر جنگ نهم اسفند رخ نمی‌داد و این خسارات ۳۰۰ میلیارد تا هزار میلیارد دلاری به اقتصاد ایران و زیرساخت‌های آن، از جمله شهر تهران، تحمیل نمی‌شد، این منابع عظیم می‌توانست چه تحولات شگرفی در زیرساخت‌های اقتصادی و عمرانی کشور ایجاد نماید.

    به عبارت دقیق‌تر می‌توان با ۷۰ هزار میلیارد تومان، مجموعه عظیمی از پروژه‌های زیرساختی را به اجرا درآورد که به طور مستقیم بر تولید ناخالص داخلی اثرگذار باشند؛ برای مثال، با این بودجه امکان احداث و بهره‌برداری کامل از ۱۰ مجتمع پتروپالایشگاهی مقیاس متوسط با هزینه هر واحد ۷ هزار میلیارد تومان وجود داشت که می‌توانست سالانه میلیاردها دلار ارزآوری از طریق صادرات فرآورده‌های با ارزش افزوده بالا ایجاد کند.

    همچنین در بخش حمل‌ونقل، این رقم معادل هزینه ساخت و تجهیز حدود ۷۰۰ کیلومتر خط‌آهن دوخطه و برقی مدرن (با هزینه میانگین هر کیلومتر ۱۰۰ میلیارد تومان) است که می‌توانست کریدور ریلی شمال-جنوب را به طور کامل نوسازی کرده و ظرفیت ترانزیتی ایران را به دو برابر سطح فعلی برساند.

    ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک استثنایی خود در چهارراه ترانزیتی شرق به غرب و شمال به جنوب، همواره پتانسیل تبدیل شدن به هاب لجستیک منطقه را داشته است. با هزینه‌ای که اکنون باید صرف آواربرداری و احداث مجدد چند ده هزار خانه و مغازه در تهران و بازسازی کارخانه‌های بمباران شده شود، کشور می‌توانست شبکه راه‌آهن پرسرعت خود را تکمیل کند.

    کریدورهای ریلی چابهار به زاهدان و سرخس، و همچنین اتصال کامل ریلی به بنادر خلیج فارس و دریای خزر، با کسری از این هزینه‌ها قابل بهره‌برداری بود. توسعه بنادر اقیانوسی و خرید ده‌ها فروند هواپیمای مسافربری و باری جدید برای نوسازی ناوگان فرسوده هوایی، می‌توانست درآمدهای پایدار ارزی برای دهه‌های متمادی ایجاد کند. در حالی که امروز، فرودگاه‌ها و بنادر آسیب‌دیده خود به مصرف‌کننده بودجه‌های بازسازی تبدیل شده‌اند.

    در حوزه آموزش، فناوری و اقتصاد دیجیتال، تبعات این هزینه فرصت بسیار عمیق‌تر و بلندمدت‌تر است. تخریب مدارس، نظیر آنچه در اخبار تکان‌دهنده مربوط به مدارس میناب گزارش شد، و آسیب به دانشگاه‌ها، نیازمند بودجه‌های کلان برای بازسازی کالبدی است. اما اگر این بودجه‌ها در مسیر توسعه قرار می‌گرفت، می‌توانست صرف تجهیز مدارس سراسر کشور به آزمایشگاه‌های پیشرفته هوش مصنوعی، رباتیک و کامپیوتر شود. در عصر انقلاب صنعتی چهارم، کشورهایی که در اقتصاد دیجیتال و زیرساخت‌های اینترنت پرسرعت سرمایه‌گذاری نکنند، از عرصه رقابت جهانی حذف خواهند شد. منابعی که امروز به ناچار به خرید تیرآهن و سیمان برای بازسازی خانه‌های فروریخته تخصیص می‌یابد، می‌توانست شبکه فیبر نوری کشور را تکمیل کرده، دیتاسنترهای عظیم ملی برای توسعه هوش مصنوعی ایجاد کند و از استارتاپ‌های دانش‌بنیان حمایت مالی ملموسی به عمل آورد.

    علاوه بر کالبد فیزیکی، از دست رفتن سرمایه‌های انسانی در قالب جان‌باختگان و همچنین موج جدید مهاجرت نخبگان و متخصصان ناشی از ناامنی و ناامیدی پس از جنگ، یک هزینه فرصت غیرقابل قیمت‌گذاری است. هیچ پولی نمی‌تواند ذهن خلاق یک مهندس، یک پزشک یا یک کارآفرین را که به دلیل جنگ از چرخه اقتصاد کشور خارج شده، جایگزین کند.

    در حوزه مدیریت منابع آب که حیاتی‌ترین چالش سرزمینی ایران است، با همین بودجه بازسازی، امکان احداث ۷ ابرپروژه آب‌شیرین‌کن در سواحل مکران و بوشهر با ظرفیت هر کدام ۲۰۰ هزار متر مکعب در شبانه‌روز فراهم بود که هر یک هزینه‌ای بالغ بر ۱۰ هزار میلیارد تومان می‌طلبد و می‌توانست مشکل میان‌مدت آب شرب و صنعت چندین استان کویری را به طور کامل مرتفع سازد. علاوه بر این، در بخش بهداشت و درمان، این ۷۰ هزار میلیارد تومان معادل هزینه ساخت، تجهیز و راه‌اندازی ۳۵ بیمارستان فوق‌تخصصی ۱۰۰۰ تخت‌خوابی (با هزینه هر تخت ۲ میلیارد تومان) در مناطق محروم کشور است که عدالت در سلامت را به سطحی بی‌سابقه ارتقا می‌داد.

    حتی در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر، دولت می‌توانست با این اعتبار، حدود ۷ هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی (با هزینه نصب هر مگاوات ۱۰ میلیارد تومان) احداث کند که نه تنها ناترازی برق کشور در پیک تابستان را به طور کامل از بین می‌برد، بلکه سالانه از مصرف میلیاردها متر مکعب گاز در نیروگاه‌های حرارتی جلوگیری می‌کرد.

    این اعداد و ارقام نشان می‌دهد که تخریب هر واحد مسکونی یا تجاری، صرفاً از دست رفتن یک بنا نیست، بلکه به معنای قربانی شدن یک نیروگاه، یک بیمارستان یا کیلومترها خط‌آهن است که می‌توانستند هزاران شغل پایدار ایجاد کرده و رفاه ملی را به طور جهشی افزایش دهند.

    بنابراین، هزینه واقعی این جنگ نه در آمارهای بازسازی، بلکه در فرصت‌های سوخته‌ای نهفته است که می‌توانست ایران را در ابعاد مختلف توسعه دهد اما اکنون به ناچار صرف ترمیم زخم‌هایی می‌شود که بر کالبد شهرها نشسته است.

    شیشه‌های خرد شده و مغالطه پنجره شکسته

    از منظر اقتصاد کلان، هزینه فرصت این تخریب‌ها به معنای از دست رفتن چندین سال رشد اقتصادی و عقب‌ماندگی در برنامه توسعه ملی است. بازسازی مناطق تخریب شده، اگرچه در کوتاه‌مدت ممکن است به دلیل تحریک تقاضا در بخش مسکن و مصالح ساختمانی، به صورت کاذب باعث ایجاد اشتغال موقت در مشاغل مرتبط شود، اما این یک رشد پویا و مبتنی بر نوآوری نیست.

    اقتصاددانان این پدیده را با «مغالطه پنجره شکسته» توضیح می‌دهند؛ شکستن شیشه یک مغازه شاید برای شیشه‌بر محله درآمد ایجاد کند، اما ثروت کلی جامعه را کاهش می‌دهد، زیرا صاحب مغازه پولی را که می‌توانست صرف خرید لباس، سرمایه‌گذاری در کسب‌وکار یا استخدام یک شاگرد جدید کند، مجبور است برای بازگرداندن شیشه به حالت اول هزینه کند.

    اقتصاد ایران اکنون با میلیون‌ها «پنجره شکسته» واقعی و استعاری مواجه است. منابع بانکی و اعتبارات دولتی به جای اینکه به عنوان تسهیلات به کارآفرینان برای خلق محصولات جدید و ورود به بازارهای صادراتی پرداخت شود، باید در قالب وام‌های بازسازی با بهره‌های یارانه‌ای به آسیب‌دیدگان جنگ پرداخت شود که این امر خود موجب تشدید ناترازی شبکه بانکی خواهد شد.

    در نهایت، باید به این واقعیت تلخ اعتراف کرد که هزینه‌های بازسازی مسکونی و تجاری شهر تهران و سایر شهرهای آسیب‌دیده، تنها نوک کوه یخ از تبعات ویرانگر جنگ نهم اسفند ۱۴۰۴ است. هزینه ساخت هر متر مربع بنای جدید با تورم ناشی از جنگ، فشاری مضاعف بر شانه شهروندانی است که سرمایه یک عمر تلاش خود را در عرض چند ثانیه بمباران از دست داده‌اند. اما آنچه برای دهه‌ها گریبان‌گیر نسل‌های آینده خواهد بود، همان هزینه فرصت‌های از دست رفته است.

    پروژه‌های عمرانی که هرگز کلنگ نخوردند، کارخانه‌های فناوری‌پایه‌ای که هرگز ساخته نشدند، خطوط ریلی که هرگز به هم متصل نگشتند و رفاه اجتماعی که فدای آواربرداری و احیای مجدد شد. بازگشت به نقطه صفر، نیازمند سال‌ها ریاضت اقتصادی، مدیریت هوشمندانه منابع، دیپلماسی فعال برای رفع تنش‌های ساختاری و همبستگی ملی است.

    فرآیند التیام این زخم‌های عمیق اقتصادی، مستلزم گذار از سیاست‌های روزمره و اتخاذ تصمیمات استراتژیک برای بازسازی هدفمند است؛ فرایندی از بازسازی‌ که صرفا به معنای روی هم گذاشتن آجرها نباشد، بلکه فرصتی برای بازطراحی زیرساخت‌ها بر مبنای تکنولوژی‌های نوین و تاب‌آوری بیشتر در برابر بحران‌های آینده فراهم آورد تا شاید بخشی از آن هزینه‌های فرصت عظیم و جبران‌ناپذیر، در بلندمدت تلطیف گردد.

  • کاسبان جنگ و بازسازی!!!

    کاسبان جنگ و بازسازی!!!

    به گزارش اقتصادران، جنگ در شرایطی به پایان رسید که در هفته آخر آن حملات طرفین به زیرساخت‌ها شدت گرفت. از یک طرف اسراییل با توجیهاتی غیرواقعی حملات شدیدی به سه صنعت فولاد، پتروشیمی و سیمان یورش آوردند و بخشی از این صنایع هم خسارت‌های جدی دیدند. نیروهای مسلح ایران هم همان‌طور که هشدار داده بودند ، در عملی متقابل به چندین پالایشگاه، نیروگاه و بخش‌های صنعتی در کشورهای مختلف از جمله اسراییل حمله کردند و در یک اقدام پالایشگاه حیفا را هم بمباران کردند.

    آتش بس موقت پایانی بود بر ۴۰ روز جنگی که از روز ۹ اسفند به ایران تحمیل شد. حالا مذاکرات دو طرفه با وجود اختلافات جدی در مسائلی چون آتش بس لبنان از روز شنبه در اسلام آباد آغاز شد. چنانچه این مذاکرات به صلحی پایدار منجر شود، در ایران عصر بازسازی آغاز خواهد شد.

    مجید رضا حریری، رییس اتاق ایران و چین، درباره اتفاقات جنگ ۴۰ روزه که آن را «جنگ هرمز» نامید گفت: مردم و مسئولان در کنار هم موفق شدند این جنگ ظالمانه را به نحوی موفق مدیریت کنند، تا در نهایت ایران سربلند از آن حملات نظامی خارج شود. هر چند آتش بس فعلی موقت است اما مشخص شده که ایالات متحده با این وضعیت به اهداف خود دست نخواهد یافت و اگر جنگ باز هم ادامه پیدا کند، موفقیتی نصیب آن‌ها نخواهد شد.

    او ادامه داد: در این دوره مردم رفتاری قابل کنترل و مدیریت در خرید کالاهای اساسی و اقلام مورد نیاز داشتند. یعنی کشور با تقاضای هیجانی و رفتارهای التهاب آوری از مردم دیده نشد و این فرصت مدیریت بهینه را برای بخش‌های مختلف کشور فراهم آورد. ما در این دوره جنگ نه تنها با افزایش چشمگیر تقاضا مواجه نشدیم که نسبت به ماه‌های رمضان گذشته و نوروزهای گذشته هم تقاضای کمتری را شاهد بودیم.

    وی در مورد چرایی کاهش تقاضا با وجود همزمانی جنگ با ماه رمضان و نوروز گفت: پیش از جنگ هم وضعیت اقتصادی خوبی نداشتیم، به‌ویژه در حوزه رفاه اجتماعی وضعیت دشواری داشتیم. نرخ فقر بالا رفته بود و قدرت خرید خانوار هم به شدت تضعیف شده بود و این‌ها در کاهش تقاضای موثر خانوار و جلوگیری از رفتارهای هیجانی مردم اثر داشت. درنتیجه تشکیل نشدن صف‌های طولانی، هم به برنامه‌ریزی دولتی مربوط است، هم به صبوری مردم و هم تضعیف قدرت خرید این فرصت را تا حد امکان کم کرد.

    رییس اتاق مشترک ایران و چین ادامه داد: در مورد کالاهای اساسی، مهم‌ترین مساله کالا برگ بود؛ با توجه به تمهیداتی که در ماجرای کالابرگ دیده شد، تا حد زیادی تقاضای کل قابل برنامه‌ریزی شد. به این ترتیب در این بخش کالاها، که از اهمیت بیشتری هم برخوردارند، همه تمهیدات فراهم بود و خوشبختانه با وجود گرانی برخی کالاها، اما صف‌های دراز و کمبود خاصی دیده نشد.

    عضو اتاق بازرگانی در ادامه گفت: موفقیت در این بخش، بیش از همه مرهون زحمات و کوشش‌های جدی معاون اول رییس جمهوری، آقای دکتر عارف بوده است. ایشان با برگزاری جلسات متعدد و پیگیری‌های مداوم خود زمینه‌ای فراهم آوردند که مشکلات دیگری بر مشکلات اجتناب ناپذیر جنگ اضافه نشود و مردم در وضعیتی بهتر آن دوره  را طی کنند.  آقای عارف به عنوان معاون اول، مدیریت اجرایی امور داخلی را به خوبی برعهده گرفتند و وزارت جهاد کشاورزی دیگر نهادها زیر مجموعه ایشان به فعالیت ادامه دادند.

    از نظر این فعال اقتصادی مهم‌ترین نقطه اتکای کشور، شبکه توزیع منظم بود که به مدیریت بهینه کمبودها کمک کرد.

    حریری گفت: از همان میانه جنگ، مسئولان اداره کشور، خود را برای هر دو سناریوی ادامه جنگ و توقف حملات و آغاز بازسازی آماده کرده بودند. به همین دلیل با آرامش جنگ ادامه یافت و تا زمانی‌که واشنگتن خواسته‌های ایران را پذیرفت، آتش بس موقت به اجرا در نیامد. بنابراین به نظر می‌رسد مسئولان امر حواس‌شان کاملا جمع است و با توجه به تحولات صحنه و میدان پیش می‌روند.

    او در مورد میزان آسیبی که اقتصاد ایران از این جنگ دیده توضیح داد: یکسری‌ از صنایع شدیدا بمباران شدند، طوری که به نظر می‌رسد در کوتاه مدت نتوانیم خط تولید آن‌ها را راه‌اندازی کنیم. از سوی‌دیگر برخی صنایع ما، به‌ویژه در بخش‌های بالادستی آسیب‌های کمتری دیدند و با یکسری اقدامات ممکن است بتوانند به سرعت تولید آن‌ها آغاز شود. مثلا کارخانه‌ای داریم که برقش قطع شده یا دیگ بخار آن از بین رفته که با تامین این کمبودها به سرعت می‌توانند شروع به کار کنند.

    از نظر این تحلیل‌گر مسئولان باید براساس اولویت‌های اساسی کشور مانند تقویت صنایع زیرساختی و حفظ اشتغال به جبران خسارات دست بزنند.

    عضو اتاق بازرگانی افزود: یکسری قطعات را می‌توانیم در داخل تولید کنیم و برخی دیگر از مسائل را می‌توانیم با کمک واردات مرتفع کنیم. به طور مثال یکی از پتروشیمی‌ها آسیبی دیده که با خرید یک ژنراتور با هزینه‌ای اندک رقع می‌شود و به نظر می‌رسد برنامه‌ریزی برای واردات و راه اندازی آن‌ها در آغاز شده است. کشور اکنون نیازمند یک برنامه‌ریزی اصولی است برای حرکت به سمت بازسازی.

    او هشدار داد: ضمن این‌که باید دستگاه‌های نظارتی هم عملکرد خود را بالا ببرند. ما در کشوری زندگی می‌کنیم که کاسب تحریم و کاسب جنگ داشته و دارد و به نظر می‌رسد اگر به درستی مراقبت نکنیم، ممکن است با کاسب بازسازی هم رو به‌رو شویم.  درنتیجه باید حواس‌ها جمع باشد تا از این مرحله بگذریم. در حال حاضر باید از مردمی که به این شکل پای دفاع از کشور در دو جنگ ایستادند حمایت شود و نباید آن‌ها را با ویرانی‌های این جنگ تنها گذاشت.

    برخی معتقدند ایران در ساخت‌وسازها با توجه به آسیب‌هایی که زیرساخت‌هایی چون صنایع فولاد و سیمان دیده‌اند، به دوره‌ای طولانی و سخت‌تر تبدیل شود.

    در این باره حریری نظری دیگر دارد و معتقد است: هنگامی که در عرض ۴۸ ساعت می‌توانیم یک پل بمباران شده را دوباره راه‌اندازی کنیم، به نحوی که می‌تواند قطاری از روی آن رد شود، حتما در دیگر بخش‌ها بازسازی هم می‌توانیم موفق عمل کنیم. کشور ما در حوزه مهندسی عمران کشوری توانمند است و امیدوارم در حوزه بازسازی موفق عمل کنند. البته مملکت ما آسیب‌های بزرگی دیده و باید آن را جبران کنیم.

  • وعده‌های شهرداری به جنگ‌زدگان / جبران خسارت‌های جزئی ظرف ۱۵ دقیقه!

    وعده‌های شهرداری به جنگ‌زدگان / جبران خسارت‌های جزئی ظرف ۱۵ دقیقه!

    به گزارش اقتصادران، جنگ در آستانه یک‌ماهگی است؛ جنگی که نه‌تنها در میدان‌های نظامی، بلکه در متن زندگی روزمره شهروندان نیز ردپایی عمیق و ماندگار برجای گذاشته است. اگرچه در روزهای ابتدایی، ابعاد خسارات با احتیاط و در چارچوب مقایسه با جنگ ۱۲ روزه تحلیل می‌شد، اما اکنون با گذشت زمان، تصویر روشن‌تری از گستره و عمق ویرانی‌ها نمایان شده است؛ تصویری که از تخریب خانه‌ها، اختلال در خدمات شهری و شکل‌گیری یک بحران فرسایشی برای ساکنان مناطق آسیب‌دیده حکایت دارد.

    احسان، یکی از شهروندانی که خانه‌اش در جنگ به صورت جزئی آسیب دید به خبرنگار ما گفت: در روز هشتم جنگ شیشه پنجره‌ها و درب منزل ما به صورت کامل شکست، خانه ما در غرب تهران است. فردای آن روز به شهرداری منطقه مراجعه کردم اما آن‌ها تنها برای اندازه‌گیری پنجره‌ها آمدند و وعده دادند که به زودی برای نصب شیشه‌های جدید به منزل ما می‌آیند اما تا کنون این اتفاق رخ نداده است. نمی‌دانم با این اوضاع خودم دست به کار شوم بهتر است یا منتظر ماموران شهرداری بمانم؟

    شهرداری تهران و چالش اسکان و بازسازی

    مهدی پیرهادی، رئیس کمیسیون سلامت، محیط‌زیست و خدمات شهری شورای اسلامی شهر تهران با اشاره به اقدامات انجام‌شده در شرایط اخیر گفت: «تمامی مناطق شهرداری تهران در حالت آماده‌باش قرار دارند و فرآیند خدمات‌رسانی به شهروندان بدون وقفه در حال انجام است.»

    وی افزود: «در حال حاضر حدود ۱۶۰۰ خانوار، معادل نزدیک به ۶۲۰۰ نفر، در ۲۳ هتل اسکان موقت یافته‌اند و ظرفیت لازم برای پذیرش افراد بیشتر نیز وجود دارد.»

    پیرهادی با تأکید بر نبود محدودیت در تأمین محل اسکان اظهار کرد: «در حال حاضر مشکلی از نظر ظرفیت نداریم، اما اگر در آینده با محدودیت مواجه شویم، سازوکارهای لازم پیش‌بینی شده و شهروندان می‌توانند از طریق سامانه ۱۳۷ یا مراجعه به مدیریت بحران موضوع را پیگیری کنند.»

    رئیس کمیسیون سلامت شورای شهر تهران درباره نحوه رسیدگی به خسارات منازل گفت: «شهروندانی که دچار آسیب‌های جزئی مانند شکستگی درب یا پنجره شده‌اند، می‌توانند به شهرداری منطقه خود مراجعه کنند؛ تیم‌های شهرداری در کمتر از ۱۵ دقیقه در محل حاضر شده، خسارت را برآورد و در صورت فراهم بودن شرایط، تعمیرات لازم را در همان محل انجام می‌دهند.»

    وی افزود: «برای واحدهایی که دچار خسارت جدی یا تخریب کامل شده‌اند، مدل بازسازی مشارکتی با پیمانکاران در نظر گرفته شده است؛ به‌طوری‌که در صورت ناتوانی مالی مالک، امکان ساخت یک طبقه اضافی برای تأمین هزینه‌ها و ایجاد انگیزه برای پیمانکار فراهم می‌شود.»

    پیرهادی در پایان تأکید کرد: «شهرداری تهران هزینه اسکان موقت شهروندان را تا زمان تکمیل بازسازی یا ساخت واحدهای مسکونی بر عهده خواهد داشت و افراد آسیب‌دیده تا پایان این فرآیند در هتل‌ها اسکان داده می‌شوند.»

  • جبران خسارت‌های جنگ در هاله ابهام؛ از تراکم‌فروشی شهرداری تا سکوت مجلس و بی‌عملی دولت

    جبران خسارت‌های جنگ در هاله ابهام؛ از تراکم‌فروشی شهرداری تا سکوت مجلس و بی‌عملی دولت

    به گزارش اقتصادران، با گذشت چند هفته از پایان تجاوز ۱۲روزه رژیم صهیونیستی به ایران، هنوز هیچ اقدام مؤثری از سوی دولت و مجلس برای جبران خسارت‌های وارده به شهروندان انجام نشده؛ در حالی که قانون مسیر روشن و وظایف مشخصی برای این شرایط در نظر گرفته است.

    دولت موظف است لایحه بدهد، نه شهرداری وام!

    براساس اصل ۵۲ قانون اساسی، تنظیم بودجه سالانه بر عهده دولت است و باید به تصویب مجلس برسد. اما بودجه سال ۱۴۰۴، پیش از وقوع جنگ تصویب شده و طبعاً محلی برای اختصاص منابع به بازسازی ندارد.

    سیدمحمود کاشانی، استاد حقوق دانشگاه شهید بهشتی، ضمن اشاره به این نکته می‌گوید: «در چنین شرایطی ماده ۷۸ قانون محاسبات عمومی کشور راه‌حل مشخصی دارد. طبق این ماده، دولت می‌تواند با کسب مجوز از رهبر انقلاب، قواعد بودجه را کنار گذاشته و اقدامات ضروری برای جبران خسارات انجام دهد.»

    با وجود این ظرفیت قانونی، دولت هنوز نه لایحه‌ای برای جبران خسارات به مجلس ارائه کرده، نه مجوزی برای عبور از قواعد بودجه گرفته است.

    سکوت دولت، تماشای مجلس

    کاشانی با انتقاد از بی‌تحرکی مسئولان می‌گوید: «دولت آقای پزشکیان تاکنون نه اقدامی برای دریافت مجوز رهبری کرده، نه لایحه‌ای به مجلس برده، نه حتی برآوردی از خسارات ارائه داده است. مجلس نیز که باید ناظر اجرای قانون باشد، در سکوت کامل به تماشا نشسته است.»

    او با یادآوری سوگند قانونی رئیس‌جمهور و نمایندگان مجلس، تأکید می‌کند: «اصول ۵۲، ۵۳ و ۵۴ قانون اساسی و ماده ۷۸ قانون محاسبات عمومی، لازم‌الاجرا هستند و چشم‌پوشی از آنها به‌صراحت قانون‌شکنی است.»

    بهانه همیشگی: کسری بودجه

    کاشانی یکی از موانع اجرای وظایف قانونی را «کسری بودجه مزمن» دولت می‌داند؛ اما این را بهانه‌ای برای فرار از مسئولیت تلقی می‌کند. او می‌گوید: «هزینه‌هایی مثل یارانه‌های غیرهدفمند و فروش ارزان بنزین، منابع کشور را هدر داده و زمینه قاچاق را فراهم کرده است.»

    به باور او، حتی با افزایش اندک قیمت سوخت یا استفاده از منابع قانونی دیگر، می‌توان بازسازی را آغاز کرد، بدون آنکه فشاری غیرقابل‌تحمل به مردم وارد شود.

    وقتی رئیس‌جمهور قانون را به شهرداری حواله می‌دهد!

    طبق گزارش خبرگزاری تسنیم، پس از جلسه‌ای با رئیس‌جمهور، شهرداری تهران مسئول بازسازی مناطق آسیب‌دیده شده و وامی ۲۵۰ میلیون تومانی برای خانواده‌ها در نظر گرفته است.

    کاشانی این اقدام را فاقد وجاهت قانونی می‌داند و می‌گوید: «ماده ۵۵ قانون شهرداری‌ها، چنین وظیفه‌ای را برعهده شهرداری نگذاشته و این تصمیم تخلف محسوب می‌شود.»

    او همچنین استفاده از تراکم‌فروشی برای تأمین منابع مالی را خلاف قوانین طرح تفصیلی و جامع شهر تهران می‌داند.

    قانون‌شکنی شهرداری؛ بحران‌های شهری در کمین

    کاشانی با یادآوری تجربه‌های پیشین، هشدار می‌دهد که چنین اقداماتی بار دیگر تهران را درگیر مشکلات جدی خواهد کرد: «تراکم‌فروشی باعث رشد نامتوازن شهری، افزایش ترافیک، بحران آب، آلودگی و گسترش بزهکاری شده و حالا هم شهرداری بدون اختیار قانونی، همان مسیر را تکرار می‌کند.»

    او این روند را ریشه فساد ساختاری و مشمول ماده ۳ قانون مجازات مرتکبین ارتشا می‌داند که پیگرد قضایی در پی دارد.

    قانون هست، اراده‌ای برای اجرا نیست

    در شرایطی که کشور با پیامد‌های یک جنگ تمام‌عیار روبه‌روست، از دولت تا مجلس و شهرداری، هیچ‌یک مسئولیت قانونی خود را به‌درستی ایفا نکرده‌اند. اقدامات نمایشی و غیرقانونی نمی‌تواند جایگزین اجرای قانون باشد.

    در این میان، شهروندان آسیب‌دیده همچنان چشم‌انتظار بازگشت زندگی‌شان به حالت عادی‌اند؛ انتظاری که هر روز طولانی‌تر می‌شود.

  • اختلاف هزار میلیاردی دولت و شهرداری در بازسازی خانه‌های جنگ‌زده / پول بازسازی را دولت می‌دهد یا شهرداری؟

    اختلاف هزار میلیاردی دولت و شهرداری در بازسازی خانه‌های جنگ‌زده / پول بازسازی را دولت می‌دهد یا شهرداری؟

    به گزارش اقتصادران، در پی جنگ دوازده روزه و اصابت موشک‌های اسرائیل به بخش‌هایی از شهر تهران و تخریب منازل برخی از شهروندان؛ سازوکار اسکان اضطراری و موقت، همچنین نحوه تأمین هزینه بازسازی واحد‌های مسکونی به موضوعی مهم بدل شده و مورد توجه و پرسش رسانه‌ها و افکار عمومی قرار گرفته است. علی نصیری، رئیس سازمان مدیریت بحران تهران،  به تشریح دقیق فرآیندها، جزئیات مالی و سازوکار‌های قانونی و اجرایی این موضوع پرداخته است.

    او از دسته‌بندی خسارات وارده به واحد‌های مسکونی و روند جبران آنها خبر داد و با تفکیک انواع خسارت به چهار گروه اصلی، گفت که فرآیند بازسازی و تعمیرات در برخی موارد تا پایان تیر ماه به اتمام می‌رسد. آنچه عجیب است میزان بودجه‌ای ایست که دولت برای بازسازی خانه‌های تخریب شده در نظر گرفته است. هفته گذشته سخنگوی دولت در شبکه اجتماعی ایکس خبر داد که هزار میلیارد تومان برای اسکان موقت و بازسازی واحدهای مسکونی آسیب‌دیده از حملات رژیم صهیونیستی به تصویب دولت رسیده است. این در حالی است که رئیس سازمان مدیریت بحران تهران گفته در مرحله نخست شهرداری تهران ۲ هزار میلیارد تومان بودجه برای اسکان موقت خانواده‌هایی که خانه‌هایشان در جنگ تخریب شده اختصاص داده است.

    خسارت‌های جزئی به ساختمان‌ها تا آخر هفته آینده پرداخت می‌شود

    علی نصیری، رئیس سازمان مدیریت بحران تهران به چهار نوع خسارت در تهران اشاره کرده است؛ اولین نوع، خسارت‌های جزئی هستند؛ شامل شیشه و پنجره. حدود ۴۷۰۰ واحد فقط همین مشکل را دارند. یعنی تنها مسأله‌شان شیشه و پنجره است و هیچ مسئله دیگری ندارند. این واحد‌ها با هزینه شهرداری منطقه تعمیر می‌شوند.

    به گفته او، شهرداری یا پیمانکار آورده و کار را انجام می‌دهد یا اینکه خودِ مردم کار را انجام می‌دهند و فاکتور را برای شهرداری آورده و هزینه‌ای که انجام شده به آنها پرداخت می‌شود. در هر دو حالت، کار انجام شده یا در حال اتمام است.

    نصیری معتقد است تا آخر تیر ماه یا حتی آخر هفته آینده، این بخش باید تمام شود.

    رئیس سازمان مدیریت بحران تهران درباره وضعیت بازسازی گروه دوم از واحد‌های خسارت دیده، گفت: دسته دوم، خسارت‌های متوسط هستند. یعنی سازه آسیبی ندیده، اما فراتر از شیشه و پنجره آسیب دیده است. مثلا ممکن است یک تیغه ریخته باشد، یک اتاق آسیب دیده باشد، آشپزخانه یا سرویس بهداشتی صدمه دیده باشند ولی اسکلت ساختمان سالم است.

    نصیری تعداد واحد‌های با خسارت جزئی اما قابل توجه را چیزی حدود ۲۶۰۰ واحد تخمین زده است.

    وی افزود: ما این واحد‌ها را به دو دسته تقسیم کرده‌ایم:  واحد‌هایی که با هزینه کمتر از ۳۰۰ میلیون تومان قابل تعمیر هستند: این گروه حدود دو سوم این دسته را شامل می‌شوند. ما به این افراد مستقیم پول پرداخت می‌کنیم تا خودشان پیمانکار بگیرند و تعمیرات را انجام دهند. اگر کسی پیمانکار نداشت، شهرداری به او معرفی می‌کند. گروه دوم واحد‌هایی است که بالای ۳۰۰ میلیون تومان خسارت دیده‌اند.در این موارد، شهرداری پیمانکار می‌گیرد، اما به پیمانکار پول نقد نمی‌دهیم. به جای آن از روش‌هایی مثل غیرنقدی حساب کردن، اعطای تراکم تشویقی، واگذاری زمین یا بخشش عوارض استفاده می‌کنیم تا با پیمانکار به توافق برسیم.

    شهرداری دقیقا چقدر پول می‌دهد و کی می‌دهد؟

    او گفته ظرف چند روز آینده نظام مهندسی ارزیابی ریالی را به ما اعلام می‌کند و به همان میزان، پرداخت دوم صورت می‌گیرد.

    ۵۰۰ تا ۶۰۰ واحد نیاز به بازسازی و مقام سازی دارند  / پیشنهاد شهرداری: به جای مقاوم سازی، از نو بسازید

    نصیری در ادامه به گروه سوم از واحد‌های خسارت دیده اشاره کرد و گفت: گروه سوم واحد‌هایی هستند که نیاز به مقاوم‌سازی دارند.

    او تعداد این واحد‌ها را ۵۰۰ تا ۶۰۰ واحد تخمین زده و می‌گوید: منظورم از «واحد» خانوار است، نه ساختمان. چون در یک ساختمان ممکن است ۱۰ یا ۱۵ یا حتی ۲۰ خانوار زندگی کنند. ما این آمار را بر اساس واحد مسکونی یعنی خانواده حساب می‌کنیم، نه خودِ بنا. این مسئولیت به سازمان نوسازی شهر تهران واگذار شده است. این سازمان دارای پیمانکاران تخصصی و دارای گرید مقاوم‌سازی است که کار را انجام می‌دهند. پیمانکار‌ها از تجربه و تخصص لازم برخوردارند و کار به‌زودی آغاز می‌شود. معمولاً فرآیند مقاوم‌سازی حدود یک سال زمان می‌برد. دلیلش هم این است که کار مقاوم‌سازی به مراتب پیچیده‌تر از تعمیرات ساده است و اغلب نیاز به تخلیه کامل ساختمان دارد.

    وی تصریح کرد: اگر مالکان توافق داشته باشند، می‌توانند به‌جای مقاوم‌سازی، نوسازی انجام دهند. در این صورت، از مشوق‌های شهرسازی نیز برخوردار می‌شوند. البته اگر ترجیح دهند مقاوم‌سازی انجام دهند نیز ما کار را طبق همان روال تحویل می‌دهیم. تعداد این واحد‌ها فعلاً بین ۵۰۰ تا ۶۰۰ واحد تخمین زده شده، اما آمار دقیق‌تر در حال نهایی شدن است. ارزیابی‌ها در حال انجام است و به‌زودی جزئیات کامل اعلام خواهد شد.

    اسکان موقت رایگان ؛ از هتل تا واحدهای متراژ بالا /  به خانواده‌ها۳۰ میلیون تومان اجاره می‌دهیم

    نصیری در توضیح برنامه‌های شهرداری برای اسکان موقت و حمایت از افراد درگیر بازسازی نیز گفت: در مواردی که تعمیرات کمتر از سه ماه زمان می‌برد (خصوصاً در دسته خسارت‌های زیر ۳۰۰ میلیون تومان)، خود مردم معمولاً کار را انجام می‌دهند و ظرف یکی دو هفته به پایان می‌رسانند. اما اگر مدت تعمیر بیش از سه ماه شد، تا سه ماه اول افراد می‌توانند در هتل‌ها ساکن شوند و پس از آن، در صورت لزوم، وارد طرح اسکان موقت یا مستأجری می‌شوند.

    وی در پاسخ به اینکه میزان هزینه اسکان موقت برای هر خانواده چقدر در نظر گرفته شده است؟ گفت: برای اسکان موقت، میانگین اجاره ماهانه ۳۰ میلیون تومان پیش‌بینی شده است. البته این عدد با مثبت و منفی ۲۰ درصد نوسان دارد، چون بیشتر آسیب‌ها در شمال تهران بوده که هم میانگین اجاره در آن مناطق بالاتر است و خانه‌ها متراژ بالایی دارند. شهردار‌های مناطق نیز مجاز هستند که بر اساس کارشناسی منطقه، تا مثبت و منفی ۲۰ درصد این مبلغ را کم یا زیاد کنند.

    این مقام شهرداری گفت: اگر فردی تا پیش از وقوع حادثه در خانه‌ای ۵۰ یا ۷۰ متری سکونت داشته، حالا نیز برای اسکان موقت، متراژ مورد نظر او حفظ می‌شود. در صورتی که فرد تمایل داشته باشد، شهرداری واحدی را برای او اجاره می‌کند. در این حالت، مستقیماً شهرداری با مالک ملک طرف حساب خواهد بود و مبلغ اجاره ماهانه توسط شهرداری پرداخت می‌شود. اما اگر فرد ترجیح دهد خود نسبت به اجاره ملک اقدام کند، می‌تواند ودیعه اجاره را از شهرداری دریافت کند، مبلغی را نیز خودش اضافه کند و هر جا که خواست، منزل اجاره کند. در چنین حالتی، شهرداری مبلغ رهن را به صورت یکجا پرداخت می‌کند و در ازای آن چک ضمانتی از فرد دریافت می‌شود و سپس ماهانه مبلغ اجاره به حساب او واریز خواهد شد.

    وی همچنین گفت: اسکان اضطراری نیز در حال حاضر در هتل انجام می‌شود و ما ۱۱ هتل داریم که امروز در خدمت مردم هستند. دو تا از این هتل‌ها متعلق به شهرداری بوده و بقیه را اجاره کرده‌ایم. این هتل‌ها مخصوص کسانی هستند که متقاضی استفاده از این خدمات هستند، اما برخی ترجیح می‌دهند که نزد خانواده خود باشند و از این خدمت استفاده نمی‌کنند. تا امروز، ۱۱۷۵ نفر و ۴۲ خانوار در این ۱۱ هتل ساکن شده‌اند.

    پول بازسازی را دولت می‌دهد یا شهرداری؟

    این مقام شهرداری در پاسخ به اینکه در مواردی که پول پرداخت می‌شود، منبع تأمین مالی کجاست؟ گفت: شهرداری این پول را از محل عوارض تأمین نمی‌کند. دولت در این مسئله به ما کمک خواهد کرد. باید تأکید کنم که جزئیات کامل منابع تأمین هزینه‌ها در مرحله اعلام رسمی قرار دارد، اما بخشی از آن از محل بودجه‌های شهرداری، کمک‌های اضطراری و منابع حمایتی ملی و استانی تأمین می‌شود. با این حال، سازوکار دقیق مالی در حال نهایی شدن است و به‌زودی در اختیار رسانه‌ها قرار خواهد گرفت.

    وی افزود این طرح منابع مالی متنوعی دارد؛ بخشی از آن به صورت نقدی و بخشی نیز غیرنقدی تأمین می‌شود. این اقدامات با مصوبه دولت و شخص رئیس‌جمهور انجام گرفته است. تصمیم‌گیری در این باره در سطحی بالاتر از شهر تهران و توسط هیئت دولت انجام شده است. جلساتی با حضور رئیس‌جمهور و وزرا به‌صورت ویژه برای این موضوع تشکیل شده و نتیجه آن، واگذاری مسئولیت اجرای طرح به شهرداری تهران بوده است.

    نصیری گفت: برخی موارد پیش از ورود دولت، توسط شورای شهر مصوب شده و شورا در اجرای طرح کمک کرده است، اما بخشی دیگر مستقیماً با تصمیم دولت انجام شده و نیاز به مصوبه شورا نداشته است. در مواردی که شورا مصوبه ندارد، تصمیمات بالادستی در دولت گرفته شده است.

    رئیس سازمان مدیریت بحران تهران گفت: در حال حاضر ممکن است پرداخت‌ها توسط شهرداری انجام شود، اما این به آن معنا نیست که شهرداری به تنهایی تمام هزینه‌ها را بر عهده دارد. شهرداری و دولت دارای حساب‌های مالی متقابل هستند؛ گاهی دولت به شهرداری بدهکار است و گاهی برعکس. در نهایت، این موارد در قالب حساب‌وکتاب بین طرفین تسویه می‌شود.

    ۲ هزار میلیارد تومان، هزینه اسکان موقت خانواده‌هایی که خانه‌های آنها دیگر قابل استفاده نیست

    به گفته او سازمان برنامه و بودجه در حال تأمین هزینه اسکان موقت برای شهرداری تهران است که برآورد می‌شود مجموع آن حدود ۲ هزار میلیارد تومان باشد. از این میزان، حدود یک و نیم هزار میلیارد تومان به صورت ودیعه است که در پایان دوره اجاره بازمی‌گردد و مابقی مربوط به اجاره‌بهای ماهانه خواهد بود. البته این ارقام هنوز نهایی نشده‌اند و در مرحله کارشناسی قرار دارند، به همین دلیل توصیه می‌شود به‌صورت عددی در گزارش منتشر نشوند.

    شهرداری تهران، به عنوان یک نهاد بزرگ، منابع درآمدی قابل‌توجهی دارد. هرچند اکنون در شرایط مالی خوبی به سر نمی‌برد، اما با استفاده از منابع موجود و مجوز‌های اخذ شده، اقدام به تأمین نقدینگی کرده است.

    ۳ مسیر برای تأمین منابع مالی غیرنقدی

    وی در توضیح منابع مالی غیرنقدی شهردای نیز گفت: در مواردی که امکان اضافه کردن طبقه به همان ملک وجود داشته باشد، شهرداری طبقه تشویقی اختصاص می‌دهد، در مواردی که به دلیل ضوابطی مانند عرض کوچه یا خط آسمان، این امکان وجود نداشته باشد نیز شهرداری با پیمانکار توافق می‌کند که معادل تراکم مورد نیاز را در جای دیگری به او بدهد که به آن “تراکم شناور” گفته می‌شود. ضمن اینکه سازمان ملی زمین و مسکن در تهران دارای زمین‌هایی است که می‌توان در چارچوب تفاهمات مالی، معادل آنها را به شهرداری واگذار کرد. تأمین مالی از طریق وام یا کمک‌های نقدی دولت نیز منبع دیگر است. دولت می‌تواند بخشی از هزینه‌ها را به صورت نقدی یا از طریق تسهیلات به شهرداری ارائه دهد.

    شائبه سود بردن شهرداری از بازسازی

    وی در پاسخ به اینکه آیا شهرداری از ساخت‌وساز‌ها سهمی می‌برد یا شراکتی در پروژه‌ها دارد؟ گفت: برخی می‌گویند که شهرداری در پروژه‌هایی مانند بازسازی ساختمان‌های آسیب‌دیده، یک طبقه به بنا اضافه می‌کند و آن را برای خود برمی‌دارد. این موضوع صحت ندارد. شهرداری هیچ سهمی از پروژه نمی‌برد و هدف صرفاً تأمین هزینه‌های پیمانکار است. پیمانکار به ازای هزینه ساخت واحدها، مشوق‌هایی مانند طبقه اضافه دریافت می‌کند، تا پروژه به‌گونه‌ای اجرا شود که برای مردم رایگان تمام شود و نیازی نباشد از جیب خود هزینه کنند.