برچسب: بازار کار

  • تناقض بزرگ در «بازار کار»؛ جامعه جوان، اقتصاد ناتوان!

    تناقض بزرگ در «بازار کار»؛ جامعه جوان، اقتصاد ناتوان!

    به گزارش اقتصادران، بازار کار ایران سال‌هاست درگیر یک تناقض بزرگ است: از یک ‌سو جامعه‌ای جوان و تحصیلکرده دارد و از سوی دیگر، اقتصادی که توان جذب این نیروی انسانی را ندارد. این بحران اگرچه تازه نیست، اما هر بار در موج‌های بحران پررنگ‌تر می‌شود:

    بخش قابل توجهی از بیکاران کشور را فارغ‌‌التحصیلان دانشگاهی تشکیل می‌دهند و بیکاری جوانان نیز در سطحی بالا و نگران‌کننده باقی مانده است. این یعنی ما صرفا با «کمبود شغل» مواجه نیستیم، با «نامتناسب بودن شغل‌ها با نیازها و مهارت‌ها» هم رو‌به‌رو هستیم. اما باید دید این بحران از کجا شروع شده است؟

    پاسخ را باید در ترکیبی از سیاستگذاری‌های نیمه ‌تمام، ساختار اقتصادی کم ‌رمق و غفلت از موج تحولات فناوری جست‌وجو کرد. سال‌هاست در برنامه‌ها و اسناد رسمی، از توسعه دولت الکترونیک، گسترش زیرساخت‌های فناوری اطلاعات، اقتصاد دیجیتال و رسمیت ‌بخشی به مشاغل نو صحبت می‌شود. اما فاصله میان «اعلام سیاست» و «اجرای سیاست» در ایران، همان شکافی است که بازار کار را هر روز فرسوده‌‌تر کرده است.

    جهان به سمت اقتصاد دیجیتال حرکت کرده و در کشورهای توسعه ‌یافته سهم قابل توجهی از تولید ناخالص داخلی به این حوزه گره خورده؛ اما در ایران، توسعه مشاغل مبتنی بر پلتفرم، زیرساخت‌های اینترنتی و زیست‌ بوم نوآوری، نه با سرعت لازم پیش رفته و نه حمایت پایدار و قابل اتکا دریافت کرده است. نتیجه روشن است و آن اینکه وقتی اقتصاد نتواند به‌روز شود، بهره‌‌وری هم ارتقا نمی‌یابد. بهره‌‌وری پایین، یعنی تولید کمتر و رشد کمتر و رشد کمتر یعنی فرصت شغلی کمتر. این چرخه معیوب در نهایت به خروج سرمایه انسانی منتهی می‌شود.

    بخشی از جوانان و فارغ‌التحصیلان که شغل متناسب نمی‌یابند، مهاجرت می‌کنند؛ بخشی دیگر دلسرد می‌شوند و از بازار کار کنار می‌کشند یا وارد مشاغل غیررسمی و بی‌ثبات می‌شوند. هزینه این روند فقط هزینه فردی نیست؛ ضربه‌ای است به آینده اقتصادی کشور، به توان نوآوری و به ظرفیت رقابت‌پذیری. اما حتی اگر همه این مشکلات ساختاری را کنار بگذاریم، اقتصاد ایران در سال‌های اخیر با یک عامل سنگین و تعیین‌کننده‌‌تر هم مواجه بوده است؛ تورم مزمن و فزاینده. وقتی گفته می‌شود ۷ تا ۸ سال تورم بالای ۴۰ درصد تجربه شده، باید پیامدهای آن را برای بازار کار دقیق دید. تورم بالا فقط گران شدن کالاها نیست؛ تخریب تصمیم‌گیری اقتصادی است.

    در فضای تورمی بنگاه نمی‌تواند هزینه‌های آینده را پیش‌‌بینی کند، سرمایه‌گذاری به تعویق می‌افتد، تولید کوچک می‌شود و رکود شکل می‌گیرد. رکود هم یعنی توقف توسعه ظرفیت‌ها در صنعت، خدمات و کشاورزی و توقف توسعه ظرفیت‌ها، به زبان ساده یعنی «کار جدید تولید نمی‌شود». به این شرایط باید شوک‌های امنیتی و جنگی یک‌سال گذشته را هم اضافه کرد؛ شوکی که به گفته حاج‌اسماعیلی، علاوه بر رکود، به تعطیلی بازار کار و آسیب به بخش‌هایی از فعالیت‌های اقتصادی انجامیده است. وقتی ریسک امنیتی بالا می‌رود، کسب‌وکارها یا فعالیتشان را محدود می‌کنند یا اساسا تعطیل می‌شوند.

    برخی کارگاه‌ها آسیب می‌بینند، بخش خدمات که مستقیما به قدرت خرید مردم وابسته است کوچک‌تر می‌شود و نااطمینانی بالا می‌رود. نااطمینانی همان عامل نامرئی، اما بسیار موثر است که حتی اگر «آتش‌بس» برقرار شود، به سرعت از بین نمی‌رود، چون تصمیم بنگاه برای استخدام و سرمایه‌گذاری، به ثبات و پیش‌بینی‌پذیری وابسته است نه صرفا به یک خبر سیاسی. در چنین فضایی، دولت از بسته‌های حمایتی و تسهیلات صحبت می‌کند تا بنگاه‌ها بتوانند شغل‌های موجود را حفظ کنند و کارگران را تعدیل نکنند. اصل حمایت، در دوره بحران قابل دفاع است؛ اما مساله اینجاست که این بسته‌ها اگر دقیق طراحی نشوند یا به مرحله اجرا نرسند، تبدیل به خبرهای کوتاه‌ عمر می‌شوند.

    از طرفی حتی اگر اجرا شوند، بیشتر نقش «حفظ وضع موجود» دارند نه «ساختن آینده». وقتی صحبت از، از دست رفتن چند میلیون شغل به میان می‌آید، روشن است که بازگشت به نقطه قبل، به تنهایی کافی نیست، چون نقطه قبل هم مطلوب نبود. امروز بازار کار ایران زیر فشار همزمان سه عامل است: ۱) تورم، ۲) نااطمینانی ناشی از شرایط امنیتی و۳) عقب‌ماندگی در نوسازی ساختار اشتغال. پیامد این ترکیب، چیزی جز کاهش اشتغال پایدار، رشد مشاغل ناپایدار، کاهش قدرت خرید مزدبگیران و فرسایش انگیزه نیروی انسانی نیست. کارگر و کارمند در تورمِ بالا مدام عقب می‌افتند، کارفرما با هزینه‌های غیرقابل پیش‌بینی مواجه است و جوان تحصیلکرده بین «بیکاری»، «کار نامرتبط» یا «مهاجرت» دست به انتخاب می‌زند. اما پرسش کلیدی در این میان، راه برون‌رفت از این بحران است بخشی از پاسخ به سیاست خارجی و کاهش تنش و تثبیت شرایط برمی‌گردد، چراکه بدون ثبات، سرمایه‌گذاری جان نمی‌گیرد.

    اما بخش بزرگ‌تر، به سیاستگذاری داخلی گره خورده است: کنترل تورم، بهبود محیط کسب‌وکار و ایجاد مشوق‌های واقعی برای سرمایه‌گذاری مولد. مهم‌تر از همه، توسعه بازار کار باید متناسب با نیازهای امروز تعریف شود؛ یعنی به رسمیت شناختن و حمایت عملی از اقتصاد دیجیتال، آموزش مهارت‌های کاربردی، پیوند دانشگاه با صنعت و تقویت بخش خصوصی و کارآفرینی. بازار کار را نمی‌توان با شعار یا بسته‌های کوتاه‌مدت ترمیم کرد. اگر سیاستگذار همچنان از «دولت الکترونیک» و «اقتصاد دیجیتال» بگوید، اما زیرساخت، قانونگذاری، امنیت سرمایه‌گذاری و حمایت واقعی فراهم نکند، نتیجه همان می‌شود که تا امروز دیده‌ایم: فرصت‌های شغلی جدید شکل نمی‌گیرد، بهره‌وری بالا نمی‌رود و بهترین سرمایه کشور، یعنی نیروی انسانی‌اش یا سرخورده می‌شود یا از دست می‌رود. اصلاح بازار کار، در نهایت اصلاح نگاه به توسعه است: توسعه‌ای که بدون ثبات، بدون مهارت، بدون فناوری و بدون بخش خصوصی پویا، صرفا در حد وعده باقی می‌ماند.

  • بلایی که جنگ و قطعی اینترنت بر سر بازار کار آورد

    بلایی که جنگ و قطعی اینترنت بر سر بازار کار آورد

    به گزارش اقتصادران، در سال گذشته وقایع مختلفی از جنس نااطمینانی فضای اقتصادی و سیاسی کشور را غبارآلود کرد. این نااطمینانی تصمیمات و ترجیحات افراد را در اقتصاد تحت تاثیر قرار داد و بنگاه‌های اقتصادی را با انتخاب‌های دشواری مواجه کرد. فضایی که تعادل در بازار کار را به سمت تعدیل‌های گسترده و افزایش بیکاران کشاند. در این فضا بنگاه‌های دولتی با تغییر خاصی در تعداد نیروها مواجه نشدند اما بخش خصوصی اقتصاد به شدت آسیب دید؛ آسیبی که بخشی به دلیل قطعی اینترنت و بخش دیگر به دلیل شوک‌های اقتصادی به وقوع پیوست.

    بازی در فضای نااطمینانی سهم حضور زنان و مردان در بخش خصوصی و دولتی را تحت تاثیر قرار داد؛ اتفاقی که در زمستان ۱۴۰۴ به وضوح سهم حضور این دو گروه را در بخش خصوصی کاهش داد.

    وضعیت بازار کار در بخش خصوصی و دولتی

    آمارها نشان می‌دهد جنگ و قطعی اینترنت در بهار و زمستان سال گذشته وضعیت بازار کار را به سمت خروج شاغلان بخش خصوصی و کاهش سهم این بخش پیش برده است. بر اساس این آمارها در بهار سال گذشته سهم شاغلان بخش خصوصی ۹۳.۹ درصد و بخش دولتی ۶.۱ درصد بوده است. پس از اتمام جنگ، این سهم‌ها در تابستان و پاییز تغییر کرد و بخش خصوصی ۹۴.۲ درصد شاغلان را در خود جای داد. اما با آغاز زمستان افزایش نااطمینانی‌ها، بار دیگر سهم بخش خصوصی کاهش یافت و به ۹۳.۴ درصد رسید. در این فصل سهم بخش دولتی به ۶.۶ درصد افزایش پیدا کرد.

    باید دقت داشت که افزایش یا کاهش سهم بخش دولتی لزوما به معنای افزایش یا کاهش تعداد شاغلان در این بخش نبوده است. این بخش از ثبات خوبی برای شاغلان خود برخوردار بوده و تغییرات در سهم بخش خصوصی باعث افزایش یا کاهش سهم بخش عمومی در اقتصاد ایران شده است.

    آسیب جدی به حضور زنان در بخش خصوصی

    از آنجایی که زنان از حیث تعداد نسبت به مردان، حضور کمرنگ‌تری در بازار کار داشته‌اند، تعدیلات و ناملایمات بازار کار نیز بر آن‌ها اثرگذاری بیشتری نشان داده است.

    در سال گذشته سهم حضور زنان در بخش خصوصی در فصول بهار و پاییز بهتر بوده است. در بهار ۹۲.۶ درصد و در پاییز ۹۳ درصد از زنان شاغل در بخش خصوصی مشغول به کار بودند. اما این نرخ در تابستان به ۹۲ درصد و در زمستان به ۹۰.۳ درصد کاهش پیدا کرده است. افت شدید سهم بخش خصوصی در زمستان نشان می‌دهد وضعیت بازار کار برای زنان در این فصل تنش‌زا بوده و تعداد شاغلین این بخش به شدت تحت تاثیر شوک‌ها قرار گرفته است.

    آسیب‌های جنگ سهم اشتغال مردان در بخش خصوصی را به زیر ۹۴ درصد کشاند

    وضعیت مردان نیز در این دوران مناسب نبوده است. طبق داده‌های مرکز آمار ایران، در بهار ۱۴۰۴، سهم بخش خصوصی معادل ۹۴.۲ درصد و سهم بخش دولتی معادل ۵.۸ درصد بوده است. این آمار پس از جنگ در تابستان و پاییز بهبود پیدا کرده به طوریکه سهم اشتغال مردان در بخش خصوصی به ترتیب به ۹۴.۶ درصد و ۹۴.۴ درصد رسید هاست. سهم اشتغال این بخش در زمستان افت معنی‌داری نسبت به جمعیت مردان شاغل داشته است، به طوریکه به زیر ۹۴ درصد ریزش کرده و در ۹۳.۹ درصد ایستاده است.

  • «بازار کار» زیر آوار جنگ

    «بازار کار» زیر آوار جنگ

    به گزارش اقتصادران، لیلا ۵۸ ساله است و هیچ‌وقت فکر نمی‌کرد روزی برای تامین هزینه‌های زندگی، در خانه‌های مردم نظافت کند. سال‌ها خانه‌دار بود و بعد از فوت همسرش، با حقوق بازنشستگی او زندگی را می‌گذراند اما از زمانی که آتش‌بس موقت اعلام شده و فشار اقتصادی هم افزایش پیدا کرده، همان حقوق ثابت دیگر جوابگوی زندگی‌اش نیست. نه فقط برای خودش، بلکه برای خانواده‌ای که حالا بخشی از بارشان هم روی دوش او افتاده است. فرزندانش بیکار شده‌اند، رفت‌وآمد نوه‌ها بیشتر شده و او به ناچار در پی راهی برای جبران این کمبود می‌گردد. حالا نزدیک یک هفته است که لیلا به نظافت خانه‌ها روی آورده. کاری که به گفته خودش «درآمد بدی ندارد» اما هر بار از خانه‌ای بیرون می‌آید، این فکر را با خودش مرور می‌کند که قرار نبود در آستانه ۶۰ سالگی، زندگی‌اش به این نقطه گره بخورد.

    شاید روایت لیلا، تصمیمی فردی باشد برای افزایش درآمد اما در واقع بخشی از یک روند فراگیرتر است. روندی که در آن فشار اقتصادی، جنگ و قطعی اینترنت، گروه‌های مختلف جامعه را به سمت بازار مشاغل خدماتی سوق داده است. همزمان احمد میدری، وزیر تعاون هم از ثبت‌نام حدود ۲۵۰ هزار نفر برای بیمه بیکاری طی دو ماه گذشته خبر داده. عددی که حاکی از گسترش بیکاری در سطحی وسیع‌تر است.

    در چنین شرایطی، داده‌های پلتفرم‌های ارائه خدمات نیز تصویری روشن‌تر از این جابه‌جایی نمایش می‌دهند؛ از ابتدای اردیبهشت تاکنون، ثبت‌نام برای کار در این پلتفرم‌ها نسبت به مدت مشابه سال قبل ۳۰ درصد رشد داشته و تنها در شش روز ابتدایی همین ماه، تعداد متخصصان ثبت‌نامی ۱۷ درصد افزایش یافته اما آنچه این آمار را معنادار می‌کند، نوع مشاغلی است که بیشترین تقاضا را به خود اختصاص داده‌اند.

    در میان همه خدمات، مشاغل گروه «نظافت و پذیرایی» بیش از هر گروه دیگری رشد داشته‌اند. چراکه برای ورود به این حوزه نیازی به ارائه مدرک دانشگاهی، جواز کسب یا مهارت تخصصی نیست. همین ویژگی موجب شده در شرایط ویژه کنونی که افراد به دنبال کسب درآمد فوری هستند، این دسته از مشاغل به اولین انتخابشان بدل شود. آمارها نشان داده در ۱۱ روز ابتدایی اردیبهشت، تعداد متقاضیان این بخش‌ها ۲۳۹ درصد افزایش یافته و در مجموع، درخواست برای این گروه شغلی تقریبا سه برابر شده. این در حالیست که رشد همین بخش در فروردین تنها ۷ درصد بوده و مجموع افزایش در این دو بازه به ۴۶ درصد رسیده است.

    البته این تغییر فقط به افزایش تعداد متقاضیان محدود نشده، بلکه ترکیب نیروی کار هم دگرگون شده است. سهم مردان از ثبت‌نام‌کنندگان از ۶۵ درصد به ۷۶ درصد رسیده و در عین حال، حضور افراد مسن‌تر هم بیشتر شده است. به طوری که سهم افراد بالای ۵۰ سال که سال گذشته حدود ۶ درصد بود، امسال در برخی بازه‌ها به ۱۱ درصد رسیده است.

    علاوه بر این، مشاغل برق‌کاری با ۲۲۰ درصد، لوله‌کشی با ۱۷۶ درصد، خدمات سرمایش و گرمایش با ۱۵۰ درصد و تعمیرات ساختمان با ۱۴۰ درصد افزایش ثبت‌نام مواجه بوده‌اند اما همچنان درخواست برای مشاغل کم‌مهارت و خدماتی در صدر تغییرات بازار کار باقی مانده‌اند. مشاغلی که امکان ورود سریع‌تر و آسان‌تری دارند.

    یکی دیگر از مواردی که گزارش پلتفرم‌های کاریابی نشان داده، افزایش درخواست‌ها برای شغل دوم است. این درخواست‌ها در حالی ثبت شده‌اند که با توجه به تعدیل‌های اخیر، بخش قابل توجهی از افراد برای ادامه شغل اصلی (شغل اول) خود به این پلتفرم‌ها پیوسته‌اند تا در سایه از میان رفتن بازار کار سنتی، بقای خود را حفظ کنند.

    یک اتفاق دیگر هم در بازار کار به چشم می‌آید؛ پلتفرم‌های کاریابی از تغییر مکان جغرافیایی متخصصان خود خبر داده‌اند. به نحوی که برخی از نیروهای کار، به دلیل هزینه‌های بالای زندگی در تهران به شهرهای دیگر یا شهر خود بازگشته‌اند اما در آنجا با کاهش تقاضا روبه‌رو شده‌اند. بدین ترتیب، حتی این تغییر مکان هم لزوما به بهبود شرایطشان منجر نشده است.

    مشاغلی که با قطع اینترنت از بین رفتند

    جنگ مشاغل بسیاری را از بین برد. چه آن‌هایی که تاب شرایط اقتصادی را نیاوردند و چه آن‌هایی که بدون اینترنت عملاً وجود ندارند. حالا هر کدام از این افراد مجبورند گروه شغلی‌شان را تغییر دهند، به ویژه آن‌هایی که شغلشان کاملا وابسته به اینترنت بود. این افراد نه به دلیل نداشتن مهارت، بلکه به خاطر از بین رفتن بستر فعالیتشان بیکار شده‌اند. مثل سمیرا، گرافیست و موشن‌گرافیستی که بعد از بازگشت ناموفق از مهاجرت، توانسته بود شغلی پیدا کند که هم به آن علاقه داشت و هم در آن احساس رضایت می‌کرد. قطعی اینترنت پس از ناآرامی‌های دی‌ماه اما ضربه مستقیمی به درآمد محل کارش وارد کرد: «از هفت پروژه شرکت، پنج پروژه لغو شد و دو پروژه باقی‌مانده هم نتوانست هزینه‌ها را تامین کند. در نهایت، کل اعضای تیم تعدیل شدند.»

    سمیرا و همسرش حالا بیکارند و زندگی‌شان به حمایت خانواده و سود بانکی اندکی وابسته است که هر روز ارزشش کمتر می‌شود. سمیرا به فرارو می‌گوید «اگر این حمایت نبود، نمی‌داند چه شرایطی داشت. مهاجرت که زمانی هدف اصلی زندگی‌ام بود، حالا جای خودش را به انتظار برای گذشتن از شرایطی که پیش‌بینی آینده را تقریبا ناممکن کرده، داده است. او ادامه می‌دهد: «در حال هر دو نفرمان بیکاریم و فعلا امکان مهاجرت نداریم. اوضاع عجیبی است و نمی‌توان آینده را پیش‌بینی کرد. همسرم از زمانی که در لاهیجان زندگی می‌کنیم، شغل موقتی دارد. از آنجا که او فنی است و سر از تعمیر آبگرمکن و کولر در می‌آورد و مدرک فنی‌وحرفه‌ای هم دارد، فعلا از این مسیر درآمد اندکی داریم. هرچند او برنامه‌نویس است امکا فعلا کاری برای او وجود ندارد. شهر هم کوچک است و آنچنان کار وجود ندارد ولی درآمدمان برای بازگشت به تهران هم ناچیز است. فکر نمی‌کنم به این زودی‌ها برگردیم.»

    پرهام ۲۸ ساله هم تجربه مشابهی دارد. او که به‌عنوان فیلمبردار و تدوینگر پروژه‌های تبلیغاتی فعالیت می‌کرد، از زمان قطعی اینترنت در دی‌ماه عملا بیکار شده است. تمام بازار کارش در اینستاگرام تعریف شده بود و با محدود شدن دسترسی به این پلتفرم، پروژه‌هایش یکی پس از دیگری متوقف شدند. او در این مدت بارها رزومه فرستاده اما برای بازاری که هم فرصت‌های شغلی در آن کمتر شده و هم تعداد متقاضیان چند برابر. پیش از این هم یکی از پلتفرم‌های کاریابی اعلام کرد فقط در عرض یک روز، ۳۱۸ هزار درخواست کار در این پلتفرم ثبت شده. آماری که نشان‌دهنده افزایش تقاضای کار همزمان با کاهش فرصت‌های شغلی رخ داده است.

    هزینه‌های زندگی در تهران، پرهام را وادار به ترک شهر کرده و حالا در شهرستان زندگی می‌کند. خرج‌هایش کمتر شده اما کار هم پیدا نمی‌شود. او تصمیم گرفته مسیر شغلی‌اش را تغییر دهد و به باریستایی روی بیاورد، حتی اگر این مسیر نیازمند زمان و صرف هزینه باشد. او به فرارو می‌گوید: «همین مشکل را در سال ۱۴۰۱ هم داشتم و حدود ۶ ماه درآمدم به طور کامل قطع شده بود. آن زمان اینستاگرام فیلتر شده بود. پس به مشتری‌ها و پروژه‌هایم دسترسی نداشتم و از شهریور آن سال تا فروردین ۱۴۰۲ شرایط کاری‌ام اصلا مناسب نبود. این مسئله دوباره از دی‌ماه پارسال شروع شده و چشم‌انداز مشخصی برای آینده وجود دارد. ممکن است اینترنت وصل و دوباره با بحرانی جدید قطع شود. پس حداقل باید یک مهارت دیگر هم یاد بگیرم و روی مهارت‌های قبلی‌ام حساب باز نکنم.»

    مشاغل غیراینترنتی که آسیب دیدند

    در کنار این گروه، افرادی هستند که حتی در مشاغل حضوری و سنتی هم امنیت شغلی‌ خود را از دست داده‌اند. محمد، سالن‌کاری که در یک کافه کار می‌کرد با خسارت ناشی از موج انفجار، هم محل کارش را از دست داده و هم دیگر جایی برای زندگی ندارد. کافه‌ای که در آن کار و زندگی می‌کرد، از بین رفته و او حالا ناچار به‌عنوان کارگر روزمزد در میادین بایستد.

    محمد پیش از آن هم به دلیل تعطیلی کافه، ناچار شده بود موقتا در خانه یکی از دوستانش زندگی کند اما با از دست رفتن همان امکان، اکنون شب‌ها را روی نیمکت پارک‌ها می‌گذراند. محدودیت‌های قانونی برای کار نیز شرایطش را سخت‌تر کرده و او را به پذیرش دستمزدهای پایین‌تر واداشته است. او در ایران به دنیا آمده ولی همچنان در گروه اتباع سرشماری می‌شود و نه شناسنامه دارد و نه اجازه کار؛ اما مجبور است کار کند و درآمد داشته باشد.

    در چنین شرایطی، افزایش ثبت‌نام در مشاغل خدماتی را نمی‌شود نشانه‌ای از رونق این بازار کار قلمداد کرد. بلکه این آمارها بازتاب فشاری است که از لایه‌های مختلف جامعه عبور کرده؛ از لیلا که در آستانه سالمندی وارد بازار کار شده تا سمیرا و پرهام که از مشاغل تخصصی کنار گذاشته شده‌اند و محمد که حتی حداقل‌های زندگی‌‌اش را از دست داده، همه در یک نقطه مشترکند: تلاش برای یافتن جایگاه در بازاری کاری که هر روز بی‌ثبات‌تر می‌شود. بازاری که هم‌زمان در حال گسترش و محدود شدن است؛ گسترش از نظر تعداد جویندگان کار و محدودیت از نظر فرصت‌های واقعی.

    به نظر می‌رسد حالا حرکت به سمت مشاغل ساده‌تر و در دسترس‌تر دیگر انتخاب نیست، بلکه پاسخی اجباری به شرایط است.

  • زخم کاری جنگ بر تن بازار کار / یک میلیون شغل از دست رفت

    زخم کاری جنگ بر تن بازار کار / یک میلیون شغل از دست رفت

    به گزارش اقتصادران، بازار کار، پیش از آن‌که در آمارها فرو بریزد، در ذهن‌ها متوقف می‌شود. جنگ، تنها زیرساخت‌ها و کسب‌وکارها را هدف نمی‌گیرد؛ بلکه افق پیش‌بینی‌پذیری را از بین می‌برد و تصمیم‌گیری اقتصادی را به تعویق می‌اندازد.

    بر اساس گزارش‌های International Labour Organization، تنش‌های ژئوپلیتیک و بحران‌های منطقه‌ای می‌تواند به کاهش قابل‌توجه در ایجاد فرصت‌های شغلی منجر شود؛ به‌طوری‌که پیش‌بینی شده حدود ۷ میلیون شغل کمتر از برآوردهای قبلی در سطح جهان ایجاد شود.

    جنگ فقط مشاغل را نابود نمی کند، «امید به شغل» را از بین می برد

    این یعنی، در زبان ساده‌تر، جنگ فقط شغل‌ها را نابود نمی‌کند؛ «امید به شغل» را نیز از بین می‌برد. از اوکراین تا خاورمیانه، بازار کار در وضعیت انتظار قرار گرفته است؛ شرکت‌ها استخدام را به تعویق می‌اندازند، سرمایه‌گذاری‌ها متوقف می‌شود و نیروی کار، میان ماندن و رفتن معلق می‌ماند.

    در ایران نیز، این وضعیت با شدت بیشتری خود را نشان داده است؛ جایی که جنگ، در کنار قطعی طولانی‌مدت اینترنت، نه‌تنها فرصت‌های شغلی را محدود کرده، بلکه بخش‌هایی از اقتصاد، به‌ویژه اقتصاد دیجیتال، را عملاً فلج کرده است.

    از ریزش شغل تا انفجار تقاضا؛ ۳۱۸ هزار رزومه در یک روز

    در چنین بستری، داده‌های پلتفرم جاب‌ویژن، تصویری دقیق از عمق بحران ارائه می‌دهد: ثبت ۳۱۸ هزار درخواست کار در یک روز، رکوردی که نسبت به سقف قبلی ۲۱۲ هزار رزومه، رشدی ۵۰ درصدی را نشان می‌دهد. این عدد، تنها یک رکورد نیست؛ بلکه نشانه‌ای از ریزش گسترده مشاغل و افزایش اضطراب معیشتی است.

    به گزارش جاب ویژن در مقابل، آمار آگهی‌های استخدامی کاهش یافته است؛ یعنی همزمان با افزایش شدید تقاضا، عرضه فرصت‌های شغلی کوچک‌تر شده است. این همان نقطه‌ای است که بازار کار وارد فاز «عدم تعادل حاد» می‌شود؛ جایی که رقابت افزایش می‌یابد اما امکان جذب کاهش پیدا می‌کند.

    یک میلیون شغل از دست رفت؛ اقتصاد پساجنگ در شوک اشتغال

    آنچه امروز در رفتار کارجویان دیده می‌شود، پیش‌تر در سطح سیاست‌گذاری هشدار داده شده بود. برآوردهای رسمی از حذف بیش از یک میلیون شغل و بیکاری مستقیم و غیرمستقیم دو میلیون نفر در اثر جنگ خبر می‌دهد؛ روندی که با داده‌های جدید، نشانه‌ای از تداوم آن دیده می‌شود.

    در این میان، کسب‌وکارها برای بقا، به کوچک‌سازی روی آورده‌اند. گزارش‌ها نشان می‌دهد برخی شرکت‌های فعال در حوزه اینترنت، بین ۳۰ تا ۵۰ درصد نیروی انسانی خود را تعدیل کرده‌اند. این الگو در بسیاری از استارتاپ‌ها و شرکت‌های وابسته به اینترنت نیز قابل مشاهده است.

    بازاری با تقاضای نجومی و فرصت‌های رو به زوال

    داده‌های جاب‌ویژن نشان می‌دهد که شکاف میان عرضه و تقاضای نیروی کار، که پیش‌تر نیز وجود داشت، در ماه‌های اخیر به‌شدت عمیق‌تر شده است. رشد انفجاری ارسال رزومه‌ها در کنار کاهش فرصت‌های شغلی، تصویری از بازاری ارائه می‌دهد که در آن، تقاضا به اوج رسیده اما ظرفیت جذب کاهش یافته است.

    رقابتی که هر روز سخت‌تر می‌شود

    بر اساس گزارش‌های بازار کار در کشورهایی مانند ایالات متحده، هر موقعیت شغلی به‌طور متوسط با صدها رزومه مواجه می‌شود و در برخی برآوردها این عدد به حدود ۲۵۰ درخواست برای هر موقعیت می‌رسد؛ در حالی که تنها حدود ۳ درصد از متقاضیان به مرحله مصاحبه راه پیدا می‌کنند. این داده‌ها نشان می‌دهد مسئله امروز بازار کار، صرفاً بیکاری نیست، بلکه تراکم رقابت است.

    در چنین شرایطی، حتی افراد شاغل نیز به‌طور همزمان در حال جست‌وجوی فرصت‌های جدید هستند؛ پدیده‌ای که می‌توان آن را نوعی ناامنی شغلی مزمن دانست. از این منظر، عدد ۳۱۸ هزار درخواست کار در یک روز، نه‌فقط نشانه افزایش بیکاری، بلکه نشانه انفجار رقابت برای دستیابی به فرصت‌های محدود است.

    زنان؛ قربانیان خاموش بازار کار جدید

    در دل این تحولات، زنان بیش از سایر گروه‌ها آسیب دیده‌اند. داده‌های داخلی نشان می‌دهد، جمعیت زنان شاغل حدود ۲۳۳ هزار نفر کاهش یافته، در حالی که اشتغال مردان افزایش داشته است. نرخ بیکاری زنان نیز از ۱۴.۲ به ۱۵ درصد رسیده، در حالی که برای مردان کاهش یافته است. همزمان، نرخ مشارکت اقتصادی زنان نیز افت کرده و به ۱۲.۲ درصد رسیده است.

    این روند، با داده‌های جهانی نیز همخوانی دارد. بر اساس گزارش‌های International Labour Organization و مطالعات منتشرشده در رسانه‌هایی مانند Euronews، حدود ۴۱ درصد از مشاغلی که زنان در آن‌ها حضور دارند، در معرض تغییر یا حذف ناشی از فناوری‌های جدید مانند هوش مصنوعی قرار دارند. همچنین گزارش‌های Deloitte نشان می‌دهد با وجود سهم تقریباً برابر زنان در جمعیت، تنها حدود ۴۰ درصد نیروی کار جهان را زنان تشکیل می‌دهند و در عین حال، فقط ۵ درصد آن‌ها تمایل دارند بیش از پنج سال در شغل فعلی خود باقی بمانند.

    این اعداد، روایتی روشن دارند: ناامنی شغلی، فرسودگی و خروج تدریجی زنان از بازار کار. بازاری که به‌نظر می‌رسد بیش از گذشته زنانه شده، اما همزمان، ناپایدارتر و بی‌ثبات‌تر نیز هست.

    چه شغل‌هایی بیشتر حذف شدند؟

    الگوی تعدیل‌ها نشان می‌دهد مشاغلی که وابستگی بالایی به اینترنت، تقاضای بازار و یا ساختارهای تکراری دارند، بیش از سایر حوزه‌ها آسیب دیده‌اند. در ایران، این وضعیت در حوزه‌هایی مانند:

    • استارتاپ‌ها و اقتصاد دیجیتال
    • تولید محتوا و بازاریابی آنلاین
    • پشتیبانی مشتری و خدمات دیجیتال
    • و برخی مشاغل اداری

    بیشتر دیده می‌شود؛ جایی که قطعی اینترنت و افت تقاضا، به‌طور مستقیم به کاهش فرصت‌های شغلی منجر شده است.

    روایت‌هایی از یک بازار بی‌قرار

    در میان این اعداد، تجربه‌های انسانی، عمق بحران را ملموس‌تر می‌کند. یک کارشناس تولید محتوا می‌گوید: «پروژه هست، اما کوتاه‌مدت و بدون قرارداد. درآمدها هم نسبت به قبل به‌شدت پایین‌تر آمده است.»

    یک برنامه‌نویس که به‌تازگی تعدیل شده، می‌گوید: «بیش از ۴۰ رزومه فرستادم، اما یا پاسخی نگرفتم یا پیشنهادها بسیار پایین‌تر از حد انتظار بود.»

    در حوزه فروش نیز شرایط مشابه است: «شرکت‌ها بیشتر دنبال کار پورسانتی هستند. حقوق ثابت یا حذف شده یا بسیار ناچیز است.»

    این روایت‌ها نشان می‌دهد مسئله فقط نبود شغل نیست؛ بلکه از بین رفتن کیفیت، ثبات و امنیت شغلی است.

    کاهش نرخ مشارکت اقتصادی از ۴۰.۱ به ۳۹.۷ درصد، نشانه‌ای دیگر از این وضعیت است؛ یعنی بخشی از جمعیت در سن کار، حتی از ورود به بازار کار نیز منصرف شده‌اند. این اتفاق معمولاً زمانی رخ می‌دهد که امید به یافتن شغل کاهش پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، افزایش فقر و فشار معیشتی نیز به این چرخه دامن می‌زند؛ به‌طوری که حتی شاغلان نیز به دنبال شغل دوم یا تغییر شغل هستند.

    پایان باز؛ آینده‌ای در ابهام

    بازار کار ایران اکنون در نقطه‌ای ایستاده که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً با شاخص‌های سنتی بیکاری توضیح داد. افزایش تقاضا، کاهش فرصت‌ها، رشد رقابت و افت کیفیت شغل‌ها، همگی نشانه‌هایی از تغییر عمیق در ماهیت کار هستند. ۳۱۸ هزار درخواست کار در یک روز، تنها یک رکورد نیست؛ روایتی است از بازاری که در آن، شغل کمتر شده، رقابت بیشتر شده و آینده، بیش از هر زمان دیگری در ابهام قرار گرفته است.

  • طوفانی بیکاری در راه بازار کار ایران

    طوفانی بیکاری در راه بازار کار ایران

    به گزارش اقتصادران، در روز‌هایی که نفس اقتصاد ایران زیر سایه تبعات جنگ ۴۰ روزه و اختلالات گسترده اینترنت به شماره افتاده، یک عدد بیشتر از هر تحلیل دیگری جلب توجه می‌کند: ۳۱۸ هزار رزومه در یک روز. این رکوردی است که پلتفرم جاب‌ویژن از آن خبر داده؛ عددی که به‌روشنی از یک عدم تعادل جدی در بازار کار حکایت دارد. این یعنی افزایش تقاضا در برابر کاهش محسوس فرصت‌های شغلی و نشانه‌ای از یک روند نگران‌کننده است که هفته‌های اخیر مشاهده می‌شود. موج تعدیل نیرو و بیکاری، توقف جذب و افزایش نااطمینانی در بازار کار زندگی مردم را تحت تاثیر قرار داده است.

    صف‌های طولانی‌تر، فرصت‌های کمتر

    افزایش ۵۰ درصدی ارسال رزومه نسبت به رکورد قبلی، معنایی جز این ندارد که یا افراد بیشتری شغل خود را از دست داده‌اند، یا شاغلان از ترس آینده به‌دنبال گزینه‌های جایگزین هستند. هر دو سناریو، تصویر نگران‌کننده‌ای از وضعیت اشتغال ارائه می‌دهد.

    در هفته‌های اخیر، گزارش‌های مختلف از فضای کسب‌وکار به‌ویژه در حوزه استارتاپ‌ها، فناوری و حتی برخی صنایع خدماتی نشان می‌دهد که بسیاری از شرکت‌ها یا روند جذب را متوقف کرده‌اند یا به‌سمت کوچک‌سازی رفته‌اند. در چنین شرایطی، طبیعی است که پلتفرم‌های کاریابی با «هجوم رزومه‌ها» مواجه شوند.

    اینترنت رفت، شغل هم رفت

    یکی از متغیر‌های کلیدی که در این دوره کمتر از آن نمی‌توان چشم‌پوشی کرد، قطعی طولانی‌مدت اینترنت است. برای بخشی از اقتصاد ایران از فریلنسر‌ها و کسب‌وکار‌های آنلاین گرفته تا استارتاپ‌ها، این قطعی فقط یک اختلال فنی نبود؛ بلکه به معنای از دست رفتن مشتری، پروژه و در نهایت درآمد بود.

    در همین مدت کوتاه، بسیاری از فعالان این حوزه یا عملاً بیکار شده‌اند یا با کاهش شدید درآمد مواجه‌اند. همین گروه، حالا به جمع متقاضیان کار اضافه شده‌اند؛ افرادی که پیش‌تر حتی در آمار رسمی بیکاری هم دیده نمی‌شدند.

    اثر جنگ بر بازار کار؛ شوک کوتاه یا بحران بلند؟

    جنگ ۴۰ روزه، علاوه بر هزینه‌های مستقیم، یک اثر روانی و اقتصادی مهم هم بر بازار کار گذاشت؛ افزایش نااطمینانی. کسب‌وکار‌ها در شرایطی که آینده قابل پیش‌بینی نیست، معمولاً اولین تصمیمی که می‌گیرند، کاهش هزینه‌هاست و این یعنی توقف استخدام یا تعدیل نیرو.

    به گفته کارشناسان و تحلیلگران حتی با فروکش کردن درگیری‌ها، اثر این نااطمینانی به این زودی‌ها از بین نمی‌رود. به بیان ساده، بازار کار معمولاً با تأخیر به شوک‌ها واکنش نشان می‌دهد و آنچه امروز در قالب «رکورد رزومه» دیده می‌شود، می‌تواند تازه آغاز ماجرا باشد.

    مهاجرت پنهان در بازار کار

    یک نکته مهم دیگر، تغییر رفتار نیروی کار است. افزایش شدید ارسال رزومه لزوماً فقط به معنای بیکاری نیست؛ بلکه می‌تواند نشانه‌ای از بی‌ثباتی شغلی و کاهش رضایت از وضعیت موجود باشد. بسیاری از شاغلان، حتی بدون از دست دادن کار خود، به‌دنبال گزینه‌های امن‌تر یا پردرآمدتر هستند. به خصوص که شاهد عدم افزایش حقوق سالانه در بسیاری از بنگاه‌های اقتصادی هستیم و این سبب افزایش نارضایتی شغلی کارگران و کارمندان شده است. بدیهی است که اگر این وضعیت ادامه‌دار شود، می‌تواند به نوعی «مهاجرت پنهان» در بازار کار ختم خواهد شد. به این معنی که شاهد جابه‌جایی گسترده نیروی انسانی میان مشاغل، بدون آنکه لزوماً شغل جدیدی خلق شده باشد، خواهیم بود.

    آیا سیاست‌گذار صدای بازار را می‌شنود؟

    عدد ۳۱۸ هزار رزومه، بیش از آنکه یک رکورد باشد، یک هشدار است؛ بازاری که در آن تقاضا با این شدت بالا می‌رود، اما عرضه شغل همزمان کوچک می‌شود، دیر یا زود با بحران‌های عمیق‌تری از کاهش دستمزد‌ها گرفته تا افزایش اشتغال غیررسمی و بی‌ثباتی مواجه خواهد شد.

    وضعیت امروز در واقع نشانه‌ای از یک تغییر جدی است که تحت تاثیر عواملی همچون جنگ، اختلال اینترنت، نااطمینانی اقتصادی و فشار بر کسب‌وکار‌ها بروز کرده است. اگر این روند ادامه پیدا کند، مسئله فقط بیکاری نخواهد بود و بلکه کیفیت اشتغال، امنیت شغلی و حتی ساختار بازار کار نیز دستخوش تغییر خواهد شد. سوال اصلی اینجاست: آیا سیاست‌گذار پیش از عمیق‌تر شدن بحران، واکنشی نشان خواهد داد یا باید منتظر وخیم‌تر شدن اوضاع و بحرانی‌تر شدن شرایط باشیم؟

  • اقتصاد ایران در لبه پرتگاه / یزدانی: تحت هر سناریویی، رشد اقتصادی و رشد اشتغال قطعاً منفی خواهد بود

    اقتصاد ایران در لبه پرتگاه / یزدانی: تحت هر سناریویی، رشد اقتصادی و رشد اشتغال قطعاً منفی خواهد بود

    به گزارش اقتصادران، حمله آمریکا و اسرائیل علیه ایران و ریسک‌های ناشی از آن، تشدید تحریم‌ها و قطعی طولانی مدت و پیاپی اینترنت بین‌الملل، اقتصاد ایران را در موقعیتی کم‌سابقه از نااطمینانی قرار داده است؛ شرایطی که نه‌تنها چشم‌انداز رشد را تیره کرده، بلکه بقای بسیاری از کسب‌وکارها و پایداری اشتغال را نیز با ابهام‌های جدی مواجه ساخته است.

    در چنین فضایی، نشانه‌های رکود عمیق در کنار تورم فزاینده، کاهش تقاضای مصرفی، فشار بر بنگاه‌های کوچک و تضعیف اقتصاد دیجیتال، بیش از پیش نمایان شده و نگرانی‌ها درباره آینده بازار کار، سطح دستمزدها و مهاجرت نیروی انسانی را تشدید کرده است.

    در این میان، پرسش اصلی این است که اقتصاد ایران در صورت تداوم این وضعیت، به چه سمتی حرکت خواهد کرد و آیا کسب‌وکارها و نیروی کار توان عبور از این شرایط را خواهند داشت یا خیر.

    در گفت‌وگو با فردین یزدانی، تحلیلگر اقتصادی، به بررسی ابعاد مختلف این تحولات و سناریوهای پیش‌ روی اشتغال و فعالیت‌های اقتصادی در سال‌های آینده پرداخته ایم.

    آنچه در ادامه می‌خوانید، متن کامل این گفت‌وگو است.

    ****

    *آقای یزدانی، با در نظر گرفتن ریسک‌های ناشی از وقوع جنگ، تشدید تحریم‌ها و همچنین اختلالات و قطعی‌های اخیر در شبکه اینترنت، مسیر کلی اقتصاد ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ به نظر شما این شرایط چه تأثیری بر بقای کسب‌وکارها و پایداری اشتغال در کشور خواهد داشت؟

    در یک ارزیابی کلی باید اذعان کرد که وضعیت بسیار نامناسب است و اقتصاد ایران با یک رکود عمیق مواجه است. آثار مخرب همین یک ماه جنگ، به‌تدریج پس از سپری شدن این ایام و هم‌زمان با بازگشایی‌ها، نمایان خواهد شد. در این میان، بسیاری از کسب‌وکارهای دیجیتال عملاً به مرز تعطیلی رسیده‌اند؛ چرا که این فعالیت‌ها از دی‌ماه سال گذشته بدین سو، با بی‌ثباتی مستمر مواجه بوده‌اند. از این رو، وضعیت این صنف در مقایسه با سایر کسب‌وکارها، به شدت بحرانی‌تر گزارش می‌شود.

    علاوه بر این، به دلیل شرایط بحرانی حاکم، میل به خرید در خانوارها برای کالاهای غیرخوراکی و اساسی نظیر پوشاک و سایر اقلام مشابه، کاهش یافته و این روند در آینده نیز تداوم خواهد داشت. با توجه به عدم رشد درآمدها در ماه‌های آتی، این وضعیت نامناسب‌تر نیز خواهد شد. در مورد کسب‌وکارهای بزرگ و صنایع درگیر در جنگ نیز تکلیف روشن است؛ در نتیجه، هرچند زنجیره تأمین کماکان و دست‌کم در بخش کالاهای اساسی به فعالیت خود ادامه داده است، اما کل اقتصاد احتمالاً یک بحران بسیار عمیق شامل رکود همراه با تورم را تجربه خواهد کرد.

    حجم قابل‌توجهی از نیروی کار بیکار خواهند شد

    *در فضای فعلی که همراه با عدم قطعیت و نااطمینانی است، ساختار بازار کار ایران به چه سمتی حرکت خواهد کرد؟ آیا باید منتظر گسترش بیش از پیش اشتغال غیررسمی در کشور باشیم؟

    در وهله اول باید به این نکته اشاره کرد که بسیاری از شرکت‌های کوچک که پیش از این نیز با سختی تمام به فعالیت خود ادامه می‌دادند، تحت تأثیر شرایط فعلی و بحران جنگ، تعطیل شده یا در حال تعطیلی هستند. بنابراین، حجم قابل‌توجهی از نیروی کار بیکار خواهد شد که اگرچه در حال حاضر قابل برآورد دقیق نیست، اما قطعاً شاهد گسترش بیکاری خواهیم بود. از سوی دیگر، جمعیت بیکار شده برای تأمین رزق و معاش خود ناگزیر به انجام فعالیت‌های جایگزین خواهند بود؛ از این رو، هم‌زمان با افزایش نرخ بیکاری، کسب‌وکارهای غیررسمی نیز رشد بیشتری را تجربه خواهند کرد.

    احتمال افت دستمزد واقعی وجود دارد

    *آیا در این شرایط احتمال افت دستمزدها نیز وجود دارد؟

    بله، احتمال افت دستمزد واقعی وجود دارد؛ اما نکته مهم اینجاست که حتی اگر دستمزدها کاهش نیابند، با توجه به تورم نقطه‌ای اسفندماه که بالای ۶۰ درصد و در محدوده ۷۰ درصد بوده است، درآمدها دیگر کفاف حداقل مخارج زندگی را نخواهد داد. با این حال، به نظر می‌رسد احتمال کاهش نسبی دستمزدها نیز متصور است و در نتیجه، وضعیت رفاهی نیروی کار با بحران‌های جدی روبه‌رو خواهد بود.

    در حال حاضر امکان خروج برای عموم نیروی کار از کشور فراهم نیست

    *همان‌طور که اشاره کردید، قطع اینترنت تأثیر مخربی بر اقتصاد دیجیتال و استارتاپ‌ها داشته است. آیا امکان حذف کامل این بخش از اقتصاد وجود دارد؟ همچنین در خصوص خروج نیروی انسانی متخصص و افزایش مهاجرت، آیا اقتصاد ایران با خطر تشدید خروج سرمایه‌های انسانی و مالی مواجه است؟

    به‌طور کلی، هر کشوری که درگیر چنین جنگی شود، پدیده خروج سرمایه را تجربه خواهد کرد. کما اینکه شواهد و اخبار حاکی از آن است که حتی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس مانند امارات نیز که به نوعی درگیر این شرایط شده‌اند، با خروج شدید سرمایه مواجه هستند و ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. در این میان، یک عامل تعیین‌کننده این است که در صورت عدم تداوم طولانی‌مدت جنگ، خروج از بحران و رسیدن به آتش‌بس تحت چه شرایطی صورت خواهد گرفت. اگر اتمام جنگ به گونه‌ای باشد که محیطی امن ایجاد کند، آثار مخرب کمتری را شاهد خواهیم بود؛ در غیر این صورت، خروج سرمایه و نیروی کار شدت می‌یابد.

    در مورد نیروی کار متخصص، فرآیند خروج از حدود یک تا دو سال پیش آغاز شده و بخش بزرگی از نیروهای ماهر از کشور رفته‌اند. در شرایط فعلی جنگ، عملاً امکان خروج برای بسیاری وجود ندارد و شاید تنها برای عده‌ای از افراد بسیار رده‌بالا این امکان فراهم باشد؛ لذا در حال حاضر چنین امکانی برای عموم نیروی کار متصور نیست.

    تحت هر سناریویی، رشد اقتصادی و رشد اشتغال قطعاً منفی خواهد بود

    *با توجه به وضعیت فعلی، سناریوهای خوش‌بینانه و بدبینانه شما برای آینده اشتغال و کسب‌وکارها در بازه زمانی دو تا سه سال آینده چیست؟

    اگر شرایط جنگی تداوم یابد، اوضاع وخیم خواهد بود. حتی در سناریوهای خوش‌بینانه نیز، مگر اینکه جنگ به شکلی مطلوب و با کیفیتی مناسب به اتمام برسد، نمی‌توان آینده جالبی را برای بازار اشتغال و نیروی کار متصور شد. در حقیقت، تحت هر سناریویی، رشد اقتصادی و رشد اشتغال قطعاً منفی خواهد بود و وضعیت فقر که از پیش نیز نامناسب بوده، وخیم‌تر خواهد شد، بنابراین چشم‌انداز چندان روشنی وجود ندارد.

    استراتژی حاکم بر کسب‌وکارها، «استراتژی بقا» است

    *اخیراً آقای قالیباف، رئیس مجلس، در توئیتی فعالان اقتصادی را «ستون فقرات جنگ اقتصادی» نامیده‌اند و بر نقش پررنگ‌تر آن‌ها تأکید کرده‌اند. این رویکرد چه انتظاراتی را برای بخش خصوصی ایجاد می‌کند؟ آیا در شرایط فعلی، چنین انتظاراتی با واقعیت‌های محیط کسب‌وکار همخوانی دارد؟

    واقعیت این است که در شرایط فعلی، استراتژی حاکم بر کسب‌وکارها، «استراتژی بقا» است. استراتژی بقا به معنای آن است که بنگاه‌ها صرفاً تلاش می‌کنند با جمع‌وجور کردن فعالیت‌های خود، حداکثر طول عمرشان را افزایش داده و حیات‌شان را حفظ کنند. اینکه انتظار داشته باشیم کسب‌وکارها در این شرایط فعالیت خاص و ویژه‌ای انجام دهند، چندان محتمل نیست.

    در خوش‌بینانه‌ترین حالت، بنگاه‌ها تنها می‌توانند به حیات خود ادامه دهند. البته در شرایط جنگی، برخی بنگاه‌های بزرگ ممکن است اقداماتی را برای تأمین نیروی کار یا تسهیل شرایط پرداخت در زنجیره تأمین انجام دهند، اما به نظر می‌رسد حتی همان بنگاه‌های بزرگ نیز در حال حاضر وضعیت مساعدی ندارند. در نتیجه، حداکثر کاری که می‌توان انتظار داشت، ادامه حداقلی فعالیت‌ها است و فراتر از آن، گمان نمی‌کنم کار خاصی از عهده آن‌ها برآید.

  • سکته بازار کار!!!

    سکته بازار کار!!!

    به گزارش اقتصادران، سپیده صابری، در ویژه نامه نوروزی هفته نامه تجارت فردا نوشت:

    سال ۱۴۰۴ دوره پرتلاطمی برای بازار کار نابسامان ایران بود. دو جنگ و قطعی‌های اینترنت متوالی به مشاغل بسیاری، به‌ویژه کسب‌وکارهای کوچک آسیب شدیدی وارد کرد. بازار کاری که پیش از آن با مشکلاتی مانند نااطمینانی، تحریم، محدودیت تجارت و تورم تولیدکننده بالا دست‌وپنجه نرم می‌کرد. بسیاری از کسب‌وکارها سوددهی کافی ندارند و برای پرداخت دستمزد و هزینه‌های جاری خود به تسهیلات بانکی وابسته هستند. مشکلی که می‌تواند به افزایش نرخ نقدینگی، چاپ پول و تورم دامن بزند. حال، بیش از پیش به تعداد افرادی که از پیدا کردن شغل و دستمزد ناامید شده‌اند اضافه می‌شود. همه اینها در حالی است که هزینه‌های معیشت به‌طور روزمره در حال افزایش هستند و اشتغال پایدار و دستمزد کافی نیاز اصلی هر خانوار است. عدم دسترسی به چنین حداقل‌هایی در جامعه، به چرخه معیوب آسیب‌پذیری اقتصاد کلان دامن می‌زند و وضعیت را برای همگان بدتر می‌کند.

    طبق آخرین گزارش بازار کار مرکز آمار، در پاییز ۱۴۰۴ جمعیت حاضر در سن کار، یعنی افراد ۱۵ساله و بیشتر، بیش از ۶۶ میلیون نفر بوده‌اند. اما تنها ۴۰ درصد از این افراد جزو جمعیت فعال بودند. شاخص جمعیت فعال نشان‌دهنده پویایی و تحرک بازار است که این شاخص نسبت به پاییز ۱۴۰۳ کاهش یافته است. از طرفی، جمعیت فعال زنان در پاییز و تابستان امسال با کاهش‌های قابل‌توجهی روبه‌رو بوده. به‌طوری‌که، در هر دو فصل حداقل ۲۰۰ هزار نفر از جمعیت فعال زنان خارج شده‌اند. همچنین، جمعیت فعال به دو گروه شاغل و بیکار تقسیم می‌شود. نسبت اشتغال در پاییز ۱۴۰۴ به ۵/۳۷ درصد رسید که نسبت به پاییز گذشته کاهش یافته است. در کنار آن تعداد شاغلان کشور نیز حدود ۱۲۷ هزار نفر کم شده، روندی که از تابستان جاری و پس از جنگ ۱۲روزه ادامه‌دار بود. وضعیت کاهش شاغلان چه‌بسا برای زنان بدتر بوده، به‌طوری‌که با حدود ۲۸۸ هزار نفر کاهش روبه‌رو بوده است.

    یکی از اصلی‌ترین شاخص‌های بازار کار «نرخ بیکاری» است. این نرخ نشان می‌دهد چند درصد از جمعیت فعال به دنبال کار هستند، ولی شغلی پیدا نمی‌کنند. نرخ بیکاری در پاییز امسال به ۸/۷ درصد رسیده که سیری صعودی داشته است. این یعنی از هر ۱۰۰نفری که در جمعیت فعال حضور دارند، حدود هشت نفر در جست‌وجوی کار هستند. در مجموع، کاهش نرخ مشارکت اقتصادی و نسبت اشتغال و افزایش نرخ بیکاری نشان‌دهنده وخامت تصویر کلی بازار کار کشور است.

    هجوم نیروی کار به بخش خدمات

    اقتصاد کشور به سه بخش کشاورزی، صنعت و خدمات تقسیم می‌شود که ۲۴ میلیون و ۸۵۶ هزار شاغل حاضر در کشور را در خود جای می‌دهد. سهم از اشتغال هر یک از این بخش‌ها می‌تواند نشان‌دهنده وضعیت اقتصادی آنها باشد. سهم از اشتغال بخش کشاورزی در تابستان و پاییز امسال نسبت به دوره مشابه گذشته با کاهش روبه‌رو بوده و به ۶/۱۳ درصد رسیده است. علاوه بر این، در چند سال اخیر تولید ارزش افزوده و رشد اقتصاد بخش کشاورزی نیز رو‌به افول بوده است. علت اصلی آن نیز به خشکسالی، کمبود آب و تغییرات اقلیمی در کشور برمی‌گردد.

    از طرفی، مشاغل بخش کشاورزی عمدتاً در زمره مشاغل سنتی قرار می‌گیرند و نسل جوان مایل به ورود به این بخش نیست. به همین دلیل مهم است تا سیاست‌گذاران درصدد آن باشند که کشت و تولید در بخش کشاورزی را با استفاده از فناوری‌های جدید و متناسب با اقلیم کشور انجام دهند. همین مسئله نیازمند نیروهای تخصصی است که می‌تواند برای ایجاد اشتغال در این بخش مفید باشد.

    بخش صنعت نیز از ابتدای سال ۱۴۰۴ با کاهش سهم از اشتغال روبه‌رو بوده است. این بخش به تجارت و واردات مواد اولیه وابسته است و از طرفی تولیدات این بخش در فصول سرما و گرما به دلیل ناترازی انرژی با مشکل مواجه شد. همه این مسائل می‌تواند به خروج نیروی کار از این بخش‌ها منجر شده و وارد بخش خدمات شود. بزرگ‌ترین بخش اقتصاد کشور بخش خدمات است که بیش از نیمی از شاغلان کشور معادل ۱۳ میلیون و ۲۱۸ هزار نفر، در این بخش مشغول هستند.

    هجوم شاغلان کشور به تنها یک بخش اقتصادی اخطاری است که سیاست‌گذاران باید به آن توجه کرده و زیرساخت ایجاد اشتغال در سایر بخش‌ها را نیز مهیا کنند.

  • پشت پرده آمار فریبنده از بازار کار ایران

    پشت پرده آمار فریبنده از بازار کار ایران

    به گزارش اقتصادران، آمارهای رسمی بازار کار ایران در سال‌۱۴۰۴ تصویری دوگانه و تا حد زیادی فریبنده را به‌نمایش می‌گذارند. در نگاه اول ارقامی نظیر نرخ بیکاری ۴/۷‌درصدی در تابستان با کاهش ۱/۰‌درصدی ممکن است نویدبخش و نشان از بهبود شرایط به‌نظر برسد. با این حال کاوش در لایه‌های زیرین این آمار روایتی کاملا متفاوت و نگران‌کننده را آشکار می‌کند. کارشناسان اقتصادی این ارقام را نه حاصل «اشتغالزایی واقعی» بلکه نتیجه پدیده‌ای به‌نام «کاهش نرخ مشارکت اقتصادی» می‌دانند. به‌عبارت ساده‌تر بخش قابل‌توجهی از جمعیت فعال کشور که عمدتا شامل جوانان می‌شود به‌دلیل سرخوردگی و ناامیدی از یافتن شغل مناسب به‌کلی جستجو را رها کرده و از دایره جمعیت شاغل و بیکار(بازار کار) خارج شدند. این روند در پاییز۱۴۰۴ به‌اوج خود رسید؛ جایی که نرخ مشارکت اقتصادی با سقوط به‌۷/۴۰‌درصد پایین‌ترین سطح خود در هفت‌سال گذشته را ثبت کرد. همزمان نرخ بیکاری جوانان ۱۵تا۲۴ساله به‌مرز ۱۹‌درصد رسید و سهم فارغ‌التحصیلان دانشگاهی از کل بیکاران از مرز ۴۰‌درصد گذشت. این آمارها نشان‌دهنده شکاف عمیق میان نظام آموزشی و نیازهای بازار کار رشد اشتغال ناقص و غیررسمی و آینده‌ای مبهم برای نیروی کار جوان کشور در سال‌های پیش‌رو است.

    نرخ بیکاری در نوسان؛ از کاهش فصلی تا رکود پاییزی

    آمارهای بازار کار ایران در سال۱۴۰۴ نوسانات قابل‌توجهی را تجربه کرده است. در تابستان‌۱۴۰۴ نرخ بیکاری جمعیت ۱۵‌ساله و بیشتر به‌۴/۷‌درصد رسید که کاهشی جزئی نسبت‌به مدت مشابه سال قبل نشان می‌داد. با این حال تحلیلگران این کاهش را نه به‌دلیل ایجاد اشتغال جدید بلکه به‌خاطر کاهش نرخ مشارکت اقتصادی و خروج بخشی از جمعیت جویای کار از بازار می‌دانند. در این فصل جمعیت شاغل کشور با کاهش ۱۷۱‌هزارنفری نسبت‌به سال قبل به‌۹/۲۴‌میلیون‌نفر رسید.

    این روند در پاییز‌۱۴۰۴ کاملا معکوس شد و نرخ بیکاری با افزایش به‌۸/۷‌درصد رسید که بالاترین سطح در دوسال اخیر محسوب می‌شود. همزمان تعداد بیکاران با افزایش حدود ۱۵۰‌هزارنفری به‌نزدیک ۲‌میلیون‌و۱۰۰‌هزارنفر رسید. نرخ مشارکت اقتصادی نیز در این فصل با کاهش به‌۷/۴۰‌درصد پایین‌ترین سطح خود در هفت‌سال گذشته را تجربه کرد. این ارقام نشان می‌دهد که نه تنها اشتغال پایدار ایجاد نشده بلکه بخش قابل‌توجهی از مردم به‌دلیل ناامیدی از یافتن کار به‌کلی از جست‌وجوی آن دست کشیدند.

    بازار کار ایران در سال‌۱۴۰۴ چهره‌ای سخت و ناامیدکننده برای نسل جوان دارد. نرخ بیکاری جوانان ۱۵تا۲۴‌ساله به‌۱۹‌درصد رسیده است. به‌این معنا که از هر پنج جوان فعال در این گروه سنی یک‌نفر بیکار است. نرخ بیکاری در گروه سنی ۱۸تا۳۵‌سال ۴/۱۴‌درصد گزارش شده که همچنان بیش از دوبرابر میانگین کشوری است.

    یکی از نگران‌کننده‌ترین جنبه‌های بازار کار وضعیت فارغ‌التحصیلان دانشگاهی است. نرخ بیکاری این گروه ۶/۱۰‌درصد است اما نکته مهمتر اینکه ۳/۴۰‌درصد از کل بیکاران کشور را فارغ‌التحصیلان تشکیل می‌دهند. این آمار گواهی بر شکاف عمیق بین نظام آموزشی و نیازهای بازار کار است؛ جایی که بسیاری از دانش آموختگان فاقد مهارت‌های عملی و تخصصی مورد نیاز صنایع هستند.

    تغییر ساختار اشتغال؛ کوچ از تولید به‌خدمات و مشاغل غیررسمی

    ساختار اشتغال کشور در سال‌۱۴۰۴ به‌طور فزاینده‌ای تحت سلطه بخش خدمات قرار دارد. سهم این بخش از کل اشتغال به‌۱/۵۳‌درصد رسیده که عمدتا شامل مشاغل با درآمد پایین و ناپایدار است. درمقابل سهم بخش‌های تولیدی مانند صنعت با ۶/۳۲‌درصد و کشاورزی با ۲/۱۴‌درصد با کاهش مواجه بوده است‌. همزمان نرخ اشتغال ناقص(کسانی که کمتر از ۴۴ساعت در هفته کار می‌کنند اما خواهان کار بیشتر هستند) به‌۶/۷‌درصد رسیده که نشان‌دهنده کیفیت پایین اشتغال است.

    این کاهش جذابیت مشاغل رسمی و تولیدی نیروی کار را به‌سمت مشاغل کاذب و غیررسمی سوق داده است. کارشناسان معتقدند دستمزدهای رسمی(برای مثال۱۵تا۲۰‌میلیون‌تومان) پاسخگوی هزینه‌های زندگی نیست و افراد را به‌فعالیت در حوزه‌هایی مانند تاکسیرانی اینترنتی یا مشاغل زیرزمینی با درآمد بیشتر اما بدون امنیت شغلی و بیمه سوق می‌دهد. در سال‌های اخیر سهم کارکنان مستقل(خوداشتغال) که از حمایت‌های نهادی کمتری برخوردارند به‌حدود ۳۷‌درصد رسیده است .

    سیاست‌های دولت؛ از طرح‌های حمایتی تا چالش تحقق اهداف

    دولت در سال‌۱۴۰۴ برای مقابله با این چالش‌ها طیفی از طرح‌ها و سیاست‌ها را در دست اجرا دارد. این اقدامات شامل اعطای تسهیلات و وام‌های اشتغالزایی و برگزاری دوره‌های کارآموزی و مهارت‌آموزی، حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان و تلاش برای ایجاد ارتباط بیشتر بین صنعت و دانشگاه است.

    با وجود این تلاش‌ها هدف‌گذاری برنامه هفتم برای ایجاد یک‌میلیون شغل در سال با چالش جدی مواجه است. معاون اشتغال وزارت کار با اشاره به‌تجربه سال‌های۱۴۰۰تا۱۴۰۲ که به‌طور متوسط سالانه کمتر از ۴۰‌درصد این هدف محقق شده تحقق آن را بسیار دشوار توصیف کرده است. کارشناسان نیز بر این باورند که تسهیلات