برچسب: بازار پول

  • زنگ خطر در بازار پول به صدا در آمد / نرخ سود وام‌های بانکی برای مردم بیشتر می شود؟

    زنگ خطر در بازار پول به صدا در آمد / نرخ سود وام‌های بانکی برای مردم بیشتر می شود؟

    به گزارش اقتصادران، نرخ بهره بین‌بانکی، که نشان‌دهنده هزینه وام‌دهی بین بانک‌ها برای جبران کسری‌های کوتاه‌مدت است، در هفته‌های اخیر در کشور روند صعودی ملایمی داشته است. بر اساس داده‌های بانک مرکزی، این نرخ از ۲۳.۹۵ درصد در پایان اردیبهشت امسال به ۲۳.۹۸ درصد در ۲۱ خرداد ماه سال جاری رسیده است. این افزایش هرچند کوچک ، اما در کنار نوسانات چند ماه اخیر، نشان‌دهنده فشار فزاینده در شبکه بانکی است.

     

    نرخ سود وام‌های بانکی برای مردم افزایش می‌یابد؟

    اما چرا این نرخ مهم است؟ وقتی بانک‌ها با کسری نقدینگی مواجه می‌شوند، به جای استقراض مستقیم از بانک مرکزی، در بازار بین‌بانکی از یکدیگر وام می‌گیرند. افزایش نرخ بهره بین‌بانکی نشان می‌دهد که تقاضا برای نقدینگی در حال افزایش است یا عرضه آن کاهش یافته است. این وضعیت می‌تواند به چند دلیل باشد: اول ناترازی بانک‌ها، زیرا بسیاری از بانک‌های کشور با مشکل ناترازی ترازنامه مواجه‌اند، به‌ویژه به دلیل وام‌های غیرجاری و سرمایه‌گذاری‌های غیرمولد. دومین موضوع تورم بالا است که با توجه به تورم بالای ۴۰ درصد در کشور، بانک‌ها برای جذب منابع مالی مجبور به ارائه نرخ‌های سود بالاتر به سپرده‌گذاران هستند، که این فشار به بازار بین‌بانکی منتقل می‌شود.

    اما مهمترین نکته در این بین بحث سیاست‌های بانک مرکزی است که به نظر می‌رسد با هدف کنترل نقدینگی و مهار تورم، به‌طور غیرمستقیم نرخ‌های بین‌بانکی را بالا نگه داشته تا از خلق پول بی‌رویه جلوگیری کند.

    این روند از آن جهت نگران کننده است که افزایش نرخ بهره بین‌بانکی می‌تواند هزینه تأمین مالی را برای بانک‌ها بالا ببرد و در نتیجه، نرخ سود وام‌های بانکی برای مردم و کسب‌وکار‌ها افزایش یابد. این موضوع سرمایه‌گذاری‌های مولد را کاهش می‌دهد و رشد اقتصادی را کند می‌کند. از طرفی، بالا بودن این نرخ می‌تواند سرمایه‌ها را به سمت سپرده‌های بانکی سوق دهد و بازار‌هایی مثل بورس را تحت فشار قرار دهد.

     

    نگاه مقایسه‌ای نرخ بهره حقیقی در ایران و چند کشور

    در شرایطی که اقتصاد ایران با چالش‌های ساختاری نظیر تورم بالا، کاهش ارزش پول ملی و محدودیت‌های سرمایه‌گذاری دست‌وپنجه نرم می‌کند، آزادسازی بازار بین‌بانکی و تعیین نرخ بهره به‌صورت رقابتی می‌تواند به‌عنوان راهکاری کلیدی برای بهبود کارایی سیاست پولی و تقویت رشد اقتصادی مطرح شود. نرخ بهره حقیقی، که از کسر نرخ تورم از نرخ بهره اسمی به دست می‌آید، معیاری حیاتی برای سنجش هزینه واقعی استقراض و بازده پس‌انداز است.

    بررسی بازار بین‌بانکی در ایالات متحده، نشان می‌دهد که این بازار کاملاً رقابتی عمل می‌کند و نرخ بهره پایه فدرال رزرو در سالجاری (۲۰۲۵) بین ۴.۵ تا ۵ درصد قرار دارد. با تورم حدود ۳ درصد (بر اساس پیش‌بینی IMF)، نرخ بهره حقیقی در محدوده ۱.۵ تا ۲ درصد است. این نرخ مثبت، نتیجه سیاست پولی منسجم و مبتنی بر عرضه و تقاضای بازار است که به جذب سرمایه‌گذاری، تقویت مصرف و حفظ ثبات اقتصادی منجر شده است. بازار بین‌بانکی آزاد در آمریکا، با کاهش مداخلات دستوری و نظارت دقیق، امکان تنظیم خودکار نرخ‌ها را فراهم کرده و از انقباض یا بیش‌تحریکی اقتصاد جلوگیری می‌کند. این تجربه نشان می‌دهد که آزادسازی بازار بین‌بانکی می‌تواند به تخصیص بهینه منابع مالی و افزایش کارایی اقتصادی منجر شود.

    در ترکیه، نرخ بهره اسمی بانک مرکزی امسال حدود ۱۵ درصد است، اما تورم پیش‌بینی‌شده ۲۰ درصد (بر اساس گزارش بانک جهانی) نرخ بهره حقیقی را به منفی ۵ درصد می‌رساند. مداخلات بانک مرکزی ترکیه برای حمایت از لیر و کنترل تورم، آزادی بازار بین‌بانکی را محدود کرده و انگیزه پس‌انداز و سرمایه‌گذاری بلندمدت را کاهش داده است. اگر ترکیه بازار بین‌بانکی را کاملاً آزاد می‌کرد، نرخ‌ها می‌توانستند به تعادل بازار نزدیک‌تر شوند و از فشار‌های تورمی کاسته شود. این تجربه نشان‌دهنده اهمیت کاهش مداخلات دستوری و حرکت به سمت بازار رقابتی است.

    بازار بین‌بانکی نسبتاً رقابتی برزیل، با هماهنگی سیاست‌های پولی، به جذب سرمایه‌گذاری خارجی و تقویت بخش‌های تولیدی کمک کرده است. برزیل با نرخ بهره اسمی ۱۰.۵ درصد و تورم حدود ۵ درصد (بر اساس داده‌های IMF) در سالجاری، نرخ بهره حقیقی مثبت ۵.۵ درصد را تجربه می‌کند. آزادسازی نسبی بازار بین‌بانکی، حتی در اقتصاد‌های در حال توسعه با تورم بالا، می‌تواند به بهبود کارایی تخصیص منابع و کاهش هزینه‌های تأمین مالی منجر شود.

    در ایران، نرخ بهره اسمی بین‌بانکی حدود ۲۳ درصد و تورم ۳۲.۵ درصد است که نرخ بهره حقیقی منفی ۹.۵ درصد را به دنبال دارد. این نرخ منفی، ارزش پس‌انداز را کاهش داده و هزینه تأمین مالی را برای کسب‌وکار‌ها افزایش داده است. در صورتی که بازار بین‌بانکی را آزاد کند و نرخ بهره به‌صورت رقابتی تعیین شود، نرخ بهره اسمی احتمالاً به ۳۰ تا ۳۵ درصد افزایش می‌یابد تا پاسخگوی تقاضای بالای نقدینگی و ریسک‌های اقتصادی باشد. با فرض تورم ۳۲.۵ درصد، نرخ بهره حقیقی به محدوده منفی ۲.۵ تا مثبت ۲.۵ درصد نزدیک می‌شود. این تغییر می‌تواند مزایایی همچون افزایش انگیزه پس‌انداز، کاهش هزینه تأمین مالی، تقویت رقابت‌پذیری بانک‌ها، جذب سرمایه‌گذاری خارجی و کاهش مداخلات دستوری داشته باشد. آزادسازی بازار بین‌بانکی، وابستگی سیاست پولی به تصمیمات دستوری را کاهش داده و به بانک مرکزی امکان می‌دهد تا بر ابزار‌های مدرن نظارتی تمرکز کند.

    هرچند آزادسازی بازار بین‌بانکی مزایای قابل‌توجهی دارد، اما ناگفته پیداست که اجرای آن در ایران نیازمند اصلاحات مکمل است. کنترل تورم از طریق مدیریت کسری بودجه و کاهش وابستگی به درآمد‌های نفتی، تقویت استقلال بانک مرکزی و بهبود شفافیت در نظام بانکی از پیش‌نیاز‌های کلیدی هستند. بدون این اصلاحات، آزادسازی ممکن است به نوسانات شدید نرخ بهره و بی‌ثباتی مالی منجر شود.

    آزادسازی بازار بین‌بانکی و تعیین نرخ بهره به‌صورت رقابتی می‌تواند به بهبود کارایی سیاست پولی، تقویت پس‌انداز و سرمایه‌گذاری و کاهش هزینه‌های تأمین مالی در ایران منجر شود. تجربه کشور‌هایی نظیر ایالات متحده و برزیل نشان می‌دهد که بازار‌های بین‌بانکی رقابتی، با پشتیبانی سیاست‌های منسجم، به ثبات و رشد اقتصادی کمک می‌کنند. برای ایران، این سیاست نیازمند اصلاحات ساختاری و مدیریت دقیق است، اما می‌تواند گامی مهم در مسیر توسعه اقتصادی پایدار باشد.

     

    ناکارآمدی نظام بانکی و سیاست‌های پولی

    دخالت‌های دستوری بانک مرکزی ایران، از جمله تعیین سقف‌های نرخ سود و اعمال محدودیت‌های غیربازاری، مانع از شکل‌گیری یک بازار بین‌بانکی رقابتی و پویا شده است. این سیاست‌ها، که اغلب با هدف کنترل نقدینگی یا حمایت از بخش‌های خاص اقتصادی اعمال می‌شوند، نه‌تنها کارایی تخصیص منابع مالی را کاهش داده، بلکه با ایجاد انحراف در مکانیزم عرضه و تقاضا، نرخ‌های بهره را از تعادل بازار دور کرده و انگیزه پس‌انداز و سرمایه‌گذاری مولد را تضعیف کرده‌اند. در نتیجه، این مداخلات به افزایش هزینه‌های تأمین مالی برای کسب‌وکار‌ها و کاهش شفافیت در نظام بانکی منجر شده و اقتصاد را از مزایای یک بازار بین‌بانکی آزاد محروم کرده است.

    آمار‌ها به ما می‌گوید نرخ تورم و ریشه‌های تشدید کننده آن در ایران همچنان پابرجاست؛ بنابراین لازم است بانک مرکزی ضمن بازنگری در سیاست‌های پولی با هدف کاهش نرخ تورم و کسری بودجه موضوع ناترازی بانک‌ها هم ساماندهی شود. از سوی دیگر به‌جای تعیین دستوری نرخ‌ها، به بازار بین‌بانکی اجازه دهد آزادانه عمل کند.

    نرخ بهره بین‌بانکی ۲۳.۹۸ درصدی، در کنار تورم بالا و ناترازی بانک‌ها، اقتصاد کشور را در تنگنای مالی قرار داده است. این وضعیت نه‌تنها هزینه‌های تأمین مالی را برای کسب‌وکار‌های ما افزایش می‌دهد، بلکه با هدایت منابع به سمت سپرده‌های بانکی، بازار‌های مولد را از نفس می‌اندازد. برای برون‌رفت از این چالش، بانک مرکزی باید با شجاعت بیشتری به اصلاحات ساختاری روی آورد. تقویت شفافیت در بازار بین‌بانکی، کاهش دخالت‌های دستوری و تسریع در ساماندهی نظام بانکی، می‌تواند اقتصاد ایران را از این گردنه سخت عبور دهد. در غیر این صورت، فشار‌های مالی به مردم و کسب‌وکار‌ها منتقل خواهد شد و موتور رشد اقتصادی بیش از پیش تضعیف می‌شود.

    play/pausesound

  • برق واحدهای تجاری پر زرق و برق در مراکز شهری را تعطیل کنید اما برق صنایع بورسی را نه!

    برق واحدهای تجاری پر زرق و برق در مراکز شهری را تعطیل کنید اما برق صنایع بورسی را نه!

    به گزارش اقتصادران، هابیل خاوری نوشت:

    بازار سرمایه، بازاری است که از کشورهای پیشرفته با تجربه چندین ساله وارد کشور ما شده است و باید نحوه اداره آن دقیقا برمبنای سازوکار علمی و تجربه‌ای که در دیگر کشورها بوده، باشد. به عبارت واضح‌تر باید از دستکاری، روش‌های دستوری و روش‌های غیرعلمی و عملی پرهیز شود. متاسفانه سال‌هاست که اقتصاد دستوری، ارز دستوری و مواردی که در دنیا وجود ندارد در ایران شروع شده و نهایتا اقتصاد را به اینجا رسانده است و بازار سرمایه ما و وضعیت فعلی آن هم آینه تمام نمای اقتصاد ماست!

    با این نحوه اداره سیستم پولی کشور بانک‌ها دچار ناترازی و برخی دچار ورشکستگی شده‌اند. در حقیقت بازار پول نمی‌تواند کمکی به سرمايه‌گذاری و تولید کند مخصوصا با دستورالعمل‌های وسیعی که بانک مرکزی و وزارت اقتصاد داده‌اند و تماما غیرکارشناسی بوده، موجب شد بانک‌ها گرفتاری جدی پیدا کرده‌اند که حتی تسهیلات حداقلی را نمی‌توانند به سرمایه‌گذاران پرداخت کنند و این نقطه تقابل جدی بازار پول با بازار سرمایه است! درحالی که این دو بازار اصلا نباید رقیب هم باشند!

    آخرین روزکاری دولت سيزدهم را هم دیدیم و از فردا دیگر نوع نگرش‌ها آیا تغییر خواهد کرد؟ بر کسی پوشیده نیست که از سال ۹۹ بازار سرمایه یکی از سخت‌ترین سیکل‌های نزولی خود را پشت سرگذاشته است!
    این روزها بازار سرمایه حرفی برای گفتن ندارد، نه گزارش‌ها و نه مجامع شرکت‌ها دلیل منطقی و بنیادینی را به سرمایه‌گذاران برای حضور حداکثری در بازار را ندادند! از طرفی کسی سود به واسطه فعالیت‌های تحلیلی و معامله‌گری با کسب سود به واسطه تورم زمین تا آسمان فرق دارد که عده‌ای تحلیل‌های بی‌پایه و اساس ارائه می‌دهند!
    اما فردا و فرداها بازار سرمایه به امید دولت جدید زنده می‌ماند؟ تا شاید سوپرمن ظاهر شود و سبد زیان‌دیده آنها را نجات دهد، اما با قاطعیت می‌گویم که از این خبرها آن‌هم در اقتصاد و زمانی که حرف از سود و زیان و ریسک و بازده است، وجود ندارد!
    در مرداد ماه بازار را در حالی آغاز کردیم که هفته نسبتا خاص و پرخبری را داریم و البته هفته گذشته نیز از منظر رویدادهای سیاسی و کدالی و اقتصادی هفته مهمی بود، هر چند که واکنش بازار به این رویدادها چندان جذاب نبود و اصلا اهمیتی، گویی بیماری بود که از اون قطع امید شده است و نسبت به همه چیز بی‌تفاوت است، اما این هفته مهم‌ترین اتفاق بحث‌های تنفیذ و تحلیف و کابینه است که بازار مدت‌ها به دنبال آن بوده و به نظرم پول‌های پارک شده برای هجوم به یکي از بازارهای بورس، طلا، دلار و… منتظر همین رویداد هستند!
    و حالا شرایط را برای این موضوع خاص‌تر و نزدیک‌تر می‌بیند به خصوص اینکه زمزمه‌ها و شایعات یکی پس از دیگری دارند پودر می‌شوند که اولینش را امروز دیدیم که عارف معاون اول شد و تمام گزینه‌هایی که عده‌ای صبحت می‌کردند، نبودند!
    از دیگر تحولات مثبت به نرخ نیما باید اشاره کرد که رشد نسبتا معقول و خوبی را داشته و بازار را امیدوار کرده است.
    دولت جدید اگر می‌خواهد خوب عمل کند، نباید کشور را به سمت ناترازی‌های ریز و درشت ببرد و این ناترازی‌ها را از جیب مردم و صنایع مختلف پرداخت کند و به جیب رانت‌خواران و دلالان و کارتل‌های خاص دلالی هر صنعت واریز کند، بنده بین دو گروه اصلاح‌طلب و اصولگرا هیچ فرقی نمی‌بینم، آنچه مهم است اصول اقتصادی است، فرقی نمی‌کند حرف غیرمنطقی غیراصولی و طرفدار رانت و دلال از زبان هر کسی بیان شود مورد انتقاد است.
    در مورد بازار و اثرات اتفاقات مختلف به خصوص گزارش‌ها روی آن چند نکته را بیان می‌کنم، با توجه به قیمت شرایط فعلی می‌توان تقریبا با قطعیت گفت که ۲ طیف گزارش ماهانه و میان دوره‌ای جذاب و جالب نبودند اما این‌طور نیست که همه بی‌ثمر باشند. بین این گزارش‌ها حدود ۱۲۰ تا ۱۳۰ شرکت وضعیت نسبتا خوب و مناسبی دارند که می‌توانند مورد توجه بیشتر بازار باشند و اکثر آنها پی به ای‌های ۵ و ۶ را داشته و اگر اتفاق عجیبی رخ ندهد قیمت آنها می‌تواند در طول دوره با توجه به فضاهای مختلف بهتر شود.

    ضمنا خنده‌دار است که تولید در کشور را فدای مصرف بی‌رویه خانگی و تجاری کنیم! به نظرم واحدهای تجاری پر زرق و برق در مراکز شهری را تعطیل کنید اما برق صنایع را قطع نکنید! آنچه در دنیای امروز به عنوان قدرت شناخته می‌شود چیزی جز قدرت اقتصادی نیست! امروز حال و روز اقتصاد ما دقیقا شبیه وضعیت برق ماست منتها بقیه را خیلی عیان نمی‌بینند اما برق را همه حالا این روزها روشن و آشکار می‌بینند. اتفاقی که در صنعت برق رخ داده و ما امروز شاهد آن هستیم در بقیه هم عیان است اما اثرات آن هنوز نمایان نشده!

    باید بپذیریم که صنعت برق به واسطه یک سلسله اتفاقات و رویدادها به این وضعیت کشیده شد و یک شبه به این سمت نرفت، هیچ دولت و جناحی را نیز نمی‌شود گفت مقصر است. همه چیز از یک مفهوم آغاز شد به نام قیمت‌گذاری دستوری برق و رفتار و شعارهای پوپولیستی که خود را در این فضای امروز نشان داده که فرض کنیم برق مردم به هر قیمتی قطع نشود و ضرر هنگفت ۲۰۰ هزار میلیارد تومانی را به کشور به بار بیاوریم!!
    باز هم می‌گویم از تحلیل بی‌پایه و اساس شدیدا دوری بجویید که افت سرمایه شماست!