برچسب: بازار فولاد

  • پنجه نرخ گاز بر گلوی بازار فولاد!

    پنجه نرخ گاز بر گلوی بازار فولاد!

    به گزارش اقتصادران، بازار فولاد ایران در حالی به‌روزهای پایانی سال‌۱۴۰۴ نزدیک می‌شود که نشانه‌های رکود، احتیاط و انتظار بیش از هر زمان دیگری بر رفتار تولیدکنندگان و خریداران سایه افکنده است. صنعتی که یکی از مهم‌ ترین پیشران‌های صادرات غیرنفتی و موتور تامین ارز کشور محسوب می‌‌شود اکنون در تقاطع فشارهای متعددی قرار گرفته است. افزایش کم‌سابقه هزینه‌های انرژی، افت تقاضای داخلی و تشدید نااطمینانی‌های سیاسی از جمله مهم‌ترین این‌موانع بوده اما جهش ۶۶‌درصدی نرخ گاز صنایع فولادی در پایان بهمن‌ماه عملا معادلات اقتصادی این‌صنعت را دگرگون و مزیت تاریخی تولید فولاد در ایران یعنی دسترسی به‌انرژی ارزان را با چالشی جدی روبه‌رو کرده است.

    در شرایطی که بازار داخلی به‌طور سنتی در ایام ماه‌رمضان و تعطیلات نوروز با کاهش معاملات مواجه می‌شود خریداران بزرگ ترجیح دادند تصمیم‌های خرید خود را به‌تعویق بیندازند و فعالان زنجیره فولاد نیز به‌جای توسعه معاملات بر مدیریت نقدینگی و کنترل ریسک تمرکز کردند. نتیجه این‌وضعیت بازاری است که نه نشانه‌ای از رونق دارد و نه ظرفیت افزایش قیمت برای جبران رشد هزینه‌های تولید! اکنون اما پرسش اصلی این‌است که آیا صنعت فولاد می‌تواند از فشار همزمان هزینه، سیاست و کاهش تقاضا عبور کند یا سال۱۴۰۵ برای بخشی از تولیدکنندگان با بحران نقدینگی و کاهش ظرفیت تولید آغاز خواهد شد.

    انتظار و رکود

    بازار فولاد  تخت ایران در روزهای پایانی سال‌۱۴۰۴ در حالت انتظار قرار دارد. برخلاف ماه‌های ابتدایی زمستان که نوسان نرخ ارز در تالار دوم تعیین‌کننده اصلی قیمت‌ها بود اکنون معادلات پیچیده‌تری بر این‌بازار حاکم شده است. بازار داخلی ایران در شرایط کنونی بیش از آنکه متاثر از تحولات بین‌المللی باشد اسیر عوامل درونی و سیاسی است.

    در زنجیره تامین با اینکه هزینه تمام‌شده شمش افزایش یافته اما مهم‌ترین خبر برای تولیدکنندگان جهش ۶۶‌درصدی نرخ گاز صنایع فولادی در پایان بهمن‌ماه است. این‌افزایش که هزینه تولید را به‌بالاترین سطح در دو دهه اخیر رسانده حاشیه سود فولادسازان را به‌شدت تحت فشار قرار داده و مهم‌ترین مزیت رقابتی ایران یعنی انرژی ارزان را به‌چالش کشیده است. در شرایطی که قیمت‌های فروش به‌دلیل رکود توان افزایش ندارد این‌جهش هزینه‌ای می‌تواند برخی تولیدکنندگان را با زیان عملیاتی مواجه کند. فعالان این‌بخش که به‌طور سنتی در ماه پایانی سال خریدهای خود را کاهش می‌دهند امسال با احتیاط بیشتری عمل می‌کنند.

    آنچه بر تمامی محاسبات فنی و اقتصادی سایه افکنده اما فضای پرتنش سیاسی و امنیتی است. تهدیدات نظامی و تشدید تحریم‌ها از سوی آمریکا همراه با تنش‌های منطقه‌ای با اسرائیل فضایی از عدم قطعیت عمیق ایجاد کرده است. این‌جو روانی هرگونه برنامه‌ریزی میان‌مدت را غیرممکن کرده و فعالان اقتصادی را به‌محافظه‌کاری شدید واداشته است.

    به‌نظر می‌رسد اما بازار فولاد تخت ایران حداقل تا پایان سال جاری در همین وضعیت رکودی باقی بماند. ماه رمضان و تعطیلات نوروز نیز مزیدبرعلت شده و عملا تا اواسط فروردین‌۱۴۰۵ نباید انتظار تحرک قابل‌توجهی داشت. مهم‌ترین متغیرهای تعیین‌کننده عبارتند از نتیجه تنش‌های سیاسی و احتمال گشایش یا تشدید تحریم‌ها، نحوه اجرای الحاقیه جدید بورس و تاثیر آن بر قیمت‌های پایه و مهم‌تر از همه میزان موفقیت تولیدکنندگان در جبران افزایش هزینه‌های ناشی از جهش قیمت گاز. حالا گفته می‌شود اگر تقاضا در بهار سال آینده احیا نشود بسیاری از تولیدکنندگان ورق با چالش جدی تامین نقدینگی مواجه خواهند شد.

    جهش نرخ گاز، سود فولاد را می‌بلعد

    برخی فعالان معدنی اما افزایش ۶۶‌درصدی نرخ گاز برای صنایع فولادی را ضربه‌ای مستقیم به‌تولید و مزیت رقابتی این‌صنعت می‌دانند. درواقع گاز طبیعی ستون اصلی احیا مستقیم (DRI) و عامل کاهش بهای تمام‌شده آهن اسفنجی است و افزایش ناگهانی نرخ آن می‌تواند تا ۳۰‌درصد قیمت تمام‌شده محصول را بالا ببرد. پیامد این‌تصمیم شامل فشار بر فولادسازان، کاهش سود، افت صادرات و تعمیق رکود داخلی خواهد بود. حذف مزیت انرژی سرمایه‌گذاری‌های‌میلیارد‌دلاری را غیرقابل توجیه می‌کند.

    مساله این‌است که این‌تصمیم  نه یک‌اقدام صرفا اقتصادی بلکه ضربه‌ای مستقیم به‌ستون‌فقرات تولید کشور است. صنعت فولاد ایران بر پایه مزیت نسبی گاز طبیعی شکل گرفته و توسعه یافته و تضعیف این‌مزیت تبعات گسترده‌ای برای کل اقتصاد به‌همراه خواهد داشت.

    باتوجه به‌جایگاه ایران در میان ۱۰تولیدکننده بزرگ فولاد جهان باید بدانیم که بخش مهمی از این‌موفقیت مرهون بهره‌گیری از روش احیای مستقیم (DRI) و دسترسی به‌انرژی رقابتی بوده است. اکنون این‌پرسش جدی مطرح است که با چه منطقی مزیت اصلی این‌صنعت با افزایش ناگهانی ۶۶‌درصدی نرخ گاز تضعیف می‌شود. در فرایند احیا مستقیم گاز طبیعی ماده اولیه تولید آهن اسفنجی است. سهم انرژی در بهای تمام‌شده آهن اسفنجی قابل‌توجه است و افزایش اخیر نرخ گاز می‌تواند تا حدود ۳۰‌درصد قیمت تمام‌شده این‌محصول را افزایش دهد اما پیامدهای مستقیم این‌تصمیم شامل افزایش قیمت داخلی آهن اسفنجی، فشار مضاعف بر واحدهای فولادسازی، کاهش حاشیه سود تولیدکنندگان و افزایش ریسک تعطیلی واحدهای کوچک و متوسط خواهد بود.

    با افزایش قیمت DRI هزینه تولید شمش فولادی نیز افزایش می‌یابد و این ‌درحالی است که بازار داخلی در سال جاری با رکود مواجه بوده و قیمت جهانی فولاد نیز تحت فشار رقابت شدید کشورهایی همچون چین و روسیه قرار دارد. درچنین‌شرایطی تولیدکننده ایرانی نه امکان تحمیل افزایش قیمت به‌بازار را دارد و نه توان تحمل کاهش شدید سود را. درنتیجه افت صادرات ازدست‌رفتن بازارهای منطقه‌ای، کاهش ارزآوری و افزایش فشار مالی بر شرکت‌ها از پیامدهای محتمل این‌سیاست خواهد بود.

    درعمل تولیدکننده با افزایش ناگهانی هزینه انرژی، محدودیت‌های گاز در زمستان، قطعی برق در تابستان، رکود بازار داخلی و فشارهای مالیاتی و هزینه‌های مالی مواجه است. معاون بهره‌برداری فولادمبارکه هشدار داد که تبعات این‌تصمیم فراتر از صنعت فولاد خواهد بود و کل اقتصاد را تحت تاثیر قرار می‌دهد. افزایش قیمت تمام‌شده مسکن و پروژه‌های عمرانی، رشد هزینه در صنایع پایین‌دستی، کاهش اشتغال در زنجیره فولاد، افت سرمایه‌گذاری جدید و حرکت سرمایه به‌سمت فعالیت‌های غیرمولد ازجمله پیامدهای قابل پیش‌بینی این‌سیاست است.

    فراموش نکنیم که اگر مزیت انرژی ایران در صنعت فولاد حذف شود تولید به‌روش احیای مستقیم دیگر توجیه اقتصادی نخواهد داشت و سرمایه‌گذاری‌های چندده‌میلیارد‌دلاری انجام‌شده در این‌زنجیره درمعرض کاهش بازدهی قرار می‌گیرد. حمایت از تولید در گرو ثبات سیاستگذاری و حفظ مزیت‌های رقابتی است. درغیراین‌صورت نتیجه‌ای جز کاهش تولید، افت صادرات و تعمیق رکود حاصل نخواهد شد.

  • پیش بینی بازار فولاد در 1403

    پیش بینی بازار فولاد در 1403

    به گزارش اقتصادران، بازار فولاد ايران در سال 1402 با فراز و نشيب‌هاي بسياري روبه‌رو بود. از يك‌سو، شاهد افزايش قيمت‌ها در ابتداي سال بوديم كه به دليل عوامل مختلفي ازجمله افزايش قيمت جهاني فولاد، افزايش نرخ ارز و تورم داخلي رخ داد. از سوي ديگر، در ابتداي نيمه دوم سال، با كاهش تقاضا و ركود در بازار مسكن، قيمت فولاد نيز روندي كاهشي داشت و اما در اواخر سال باتوجه به افزايش نرخ ارز و انتظارات تورمي شاهد افزايش مجدد قيمت فولاد بوديم.

    پر واضح است پيش‌بيني قيمت فولاد در سال 1403 به عوامل مختلفي بستگي دارد. قيمت جهاني و نرخ ارز به عنوان دو مولفه در قيمت‌گذاري تمامي فلزات نقش‌آفريني مي‌كنند و از آنجايي كه قيمت جهاني فولاد در سال 1403 تا حد زيادي به وضعيت اقتصادي جهان و تقاضاي فولاد در بازارهاي جهاني بستگي دارد، افزايش قيمت جهاني فولاد بسيار محتمل است. ازسوي ديگر با درنظر گرفتن افزايش نقدينگي، افزايش خروج سرمايه از كشور، نپيوستن بهFATF و احتمال پيروزي ترامپ در انتخابات رياست‌جمهوري امريكا؛ در سال ۱۴۰۳ افزايش حداقل ۳۰درصدي نرخ ارز قابل پيش‌بيني است.

    عوامل تاثيرگذار بر نرخ فولاد در اين دو مورد خلاصه نمي‌شود، به ‌طوري ‌كه وضعيت اقتصادي كشور و ميزان تقاضا براي فولاد در بخش‌هاي مختلف ازجمله مسكن، خودرو و صنعت، بر قيمت فولاد تاثير خواهد گذاشت كه به نظر مي‌رسد تنها مولفه‌اي كه احتمال تقاضا را بالا مي‌برد، طرح مسكن ملي است كه در صورت تداوم عملكرد ضعيف دولت در اين بخش، تقاضا براي فولاد كاهشي خواهد بود. از سوي ديگر سياست‌هاي دولت در مورد قيمت‌گذاري، صادرات و واردات فولاد مي‌تواند بر قيمت اين محصول در داخل كشور تاثير بگذارد و بررسي رفتار دولت در سال‌هاي گذشته نشان مي‌دهد كه سياست‌هاي اعمالي در اين بخش بر شعارهاي اعلامي غلبه مي‌كند، زيرا دولت در افزايش نرخ فولاد ذي‌نفع است.
    سود دولت از صنعت فولاد به قيمت اين محصول و ميزان صادرات آن بستگي دارد. در صورت افزايش قيمت فولاد، سود دولت نيز افزايش خواهد يافت، اما اگر قيمت فولاد كاهش يابد، سود دولت نيز كاهش خواهد يافت.

    لذا مي‌توان سناريوي محتمل بازار فولاد در سال آينده را تورمي همراه با ركود نسبي پيش‌بيني كرد، اما در سناريوي ديگر كه بازار فولاد پررونق و تورمي است اين موضوع در گرو اصلاح سياست‌هاي دولت در بخش صادرات است. باتوجه به دولتي بودن تامين‌كنندگان اصلي اين بازار، رفتارهاي متوليان امر مبتني بر كسب درآمد ارزي از مسير صادرات خام فولاد بوده و در صورت تداوم اين سياست در سال ۱۴۰۳ سايه شوم ركود تورمي بر بسياري از صنايع كشور حاكم خواهد شد و لاجرم بايد سياست‌هاي صادراتي را نه برمبناي درآمد واريزي به خزانه دولت، بلكه برمبناي منافع توليدكنندگان خصوصي تنظيم كند.

    با وجود دانش و توان بسيار بالاي توليدكنندگان سازه‌هاي فولادي در ايران و حجم بالاي بازار ساخت مسكن و سازه‌هاي صنعتي كشورهاي حوزه خليج‌فارس بايد از ظرفيت‌هاي ديپلماتيك براي انعقاد ابرپروژه‌هاي ساختماني در حوزه خليج‌فارس بهره جست و همچنين موانع صادرات توليدكنندگان سازه‌هاي فولادي از سوي سازمان توسعه تجارت مرتفع شود. با اين اوصاف و مشروط به عزم حاكميت مي‌توان از صادرات فولاد خام به سمت صادرات سازه‌هاي فولادي و حضور موثر در بازار صنعت احداث كشورهاي حوزه خليج‌فارس حركت كرد، زيرا به دليل محدوديت‌هاي تحريم و مبادلات مالي، ورود به بازارهاي فوق‌الذكر در گرو قراردادهاي فيمابين جمهوري اسلامي ايران با دولت‌هاي كشورهاي حوزه خليج‌فارس و حضور بخش خصوصي ذيل اين قراردادهاست.