دشواری دسترسی به شیرخشک درمانی در کشور
با وجود اهمیت این موضوع، گزارشهای میدانی از شهرهای مختلف کشور نشان میدهد که دسترسی به شیر خشک درمانی در ماههای اخیر دشوارتر شده است. خانوادهها ناچارند ساعتها در صف داروخانهها بایستند، از یک شهر به شهر دیگر سفر کنند یا به بازار سیاه با قیمتهای چندبرابری روی بیاورند. این در حالی است که بسیاری از خانوادهها در شرایط اقتصادی دشوار، توان پرداخت چنین هزینههایی را ندارند. این وضعیت باعث شده که برخی خانوادهها به اجبار از جایگزینهای نامناسب یا شیر خشکهای معمولی استفاده کنند که میتواند عوارض جدی برای سلامت نوزاد به همراه داشته باشد.
در واقع، کمبود شیر خشک درمانی تنها یک نشانه از یک مشکل بزرگتر است: نبود یک نظام کارآمد برای تأمین نیازهای اساسی خانوادهها در راستای سیاستهای جوانی جمعیت. در شرایطی که مسوولان بر افزایش نرخ زاد و ولد تأکید دارند، انتظار میرود که زیرساختهای مرتبط با بهداشت، تغذیه و مراقبت از کودکان نیز متناسب با این هدف تقویت شود. اما واقعیت این است که نبود برنامهریزی دقیق، ضعف در زنجیره تأمین، نوسانات ارزی و وابستگی به واردات، باعث شده که تأمین این محصولات همواره با بحرانهایی دورهای مواجه شود. بهاره نادری، کارشناس سلامت و تغذیه، در گفتوگو با «تعادل» تأکید میکند که مساله کمبود شیرخشک درمانی صرفایک مشکل لحظهای یا محدود به چند استان نیست، بلکه نشانهای از یک ضعف ساختاری در سیستم تأمین و توزیع محصولات ضروری برای کودکان است. او میگوید: ما نمیتوانیم سیاستهای افزایش جمعیت را بدون در نظر گرفتن نیازهای اولیه نوزادان و کودکان پیش ببریم. هر خانوادهای که فرزنددار میشود، در واقع به حمایتهای پایدار دولت در حوزه سلامت، تغذیه و امنیت دارویی نیاز دارد. وقتی حتی یک محصول حیاتی مانند شیر خشک درمانی به سختی در دسترس است، خانوادهها احساس بیاعتمادی و ناامنی میکنند. این موضوع میتواند انگیزه فرزندآوری را بهشدت کاهش بدهد. او میافزاید: نوزادانی که نیازمند شیر خشک درمانی هستند، اغلب در گروههای پرخطر قرار دارند و حساسیت بدن آنها به تغییر رژیم غذایی بسیار بالاست. استفاده از جایگزین نامناسب میتواند منجر به مشکلاتی مانند سوءتغذیه، کموزنی، آسیبهای گوارشی یا حتی شوک آلرژیک شود. این کارشناس اظهار میدارد: کمبود این محصول در بازار نهتنها از منظر بهداشتی، بلکه از نظر حقوق کودک نیز قابل نقد است. دولت باید مسوولیت تأمین نیازهای حیاتی نوزادان را به عنوان بخشی از حقوق اساسی آنان بپذیرد.
عوامل متعددی باعث بروز این مشکل شده اند
نادری در بخش دیگری از سخنان خود عوامل متعددی را در بروز این مشکل دخیل میداند و میگوید: بررسیها نشان میدهد که مشکلات واردات، کاهش ارز تخصیصی برای کالاهای اساسی، و نبود حمایت از تولید داخلی، از عوامل اصلی ایجاد این بحران است. بسیاری از کارخانههای داخلی توانایی تولید شیر خشک درمانی با کیفیت جهانی را ندارند یا برای تأمین مواد اولیه با مشکلات جدی مواجه هستند. از سوی دیگر، روند توزیع این محصولات نیز با مشکلاتی چون احتکار، فروش خارج از شبکه و نبود نظارت کافی همراه است. او میافزاید: در چنین شرایطی، خانوادهها بهخصوص آنهایی که در مناطق دورافتاده یا کمبرخوردار زندگی میکنند، بیشترین آسیب را میبینند. برای آنها دسترسی به شیرخشک درمانی، نهتنها از نظر مالی، بلکه از نظر جغرافیایی نیز دشوار است. این موضوع عملانابرابری در دسترسی به خدمات و محصولات سلامتمحور را تشدید میکند. نادری با تاکید بر ضرورت ایجاد یک نظام پایدار و شفاف برای تأمین شیر خشک درمانی میگوید: این نظام باید شامل حمایت از تولید داخلی با کیفیت استاندارد، ایجاد ذخایر استراتژیک، تخصیص ارز پایدار برای واردات، و توزیع عادلانه از طریق شبکههای نظارتی دقیق باشد. بدون چنین اقدامات زیرساختی، هرگونه سیاست تشویقی برای فرزندآوری، در عمل با بیاعتمادی و مقاومت خانوادهها مواجه خواهد شد.
تقویت زیرساختهای بهداشتی و رفاهی برای افزایش جمعیت ضروری است
این کارشناس سلامت در پایان خاطرنشان میکند: در نهایت، باید پذیرفت که جوانی جمعیت صرفا یک شعار یا یک هدف آماری نیست، بلکه فرآیندی پیچیده و چندبعدی است که به حمایتهای گسترده در حوزههای مختلف نیاز دارد. کمبود شیر خشک درمانی، هشداری جدی است که نشان میدهد اگر زیرساختهای بهداشتی و رفاهی تقویت نشوند، سیاستهای جمعیتی نهتنها به موفقیت نمیرسند، بلکه میتوانند پیامدهای معکوس نیز به همراه داشته باشند. به بیان ساده، آینده جمعیت کشور در گروی سلامت امروز کودکان است و این سلامت، بدون تأمین نیازهای ابتدایی آنان، هرگز تضمین نخواهد شد.
قفسه داروخانهها خالی از شیرخشکهای درمانی است
طبق گزارش خانوادهها، چند ماهی است که برخی برندهای اصلی شیر خشک درمانی بهطور کامل از قفسههای داروخانهها ناپدید شدهاند. تلاش برای یافتن حتی یک قوطی شیر خشک در شهرهای بزرگ نیز اغلب بینتیجه میماند و در شهرستانها اوضاع بهمراتب وخیمتر است. داروخانهها معمولاً تنها پاسخ میدهند: «موجود نیست» یا «سهمیه به ما نداده اند».
بازار سیاه شیرخشکهای درمانی
کمبود این محصولات، بازار سیاه پررونقی ایجاد کرده است. برخی افراد با خرید عمده از داروخانهها یا واردات غیررسمی، شیر خشک درمانی را با قیمتهای سرسامآور – گاهی تا پنج برابر قیمت اصلی – به خانوادههای مستأصل میفروشند. این وضعیت، علاوه بر فشار مالی شدید، باعث افزایش احتمال خرید محصولات تقلبی یا تاریخگذشته میشود که سلامت کودکان را بیش از پیش به خطر میاندازد.
روایت یک مادر
مریم، مادر یک کودک ۸ ماهه مبتلا به آلرژی شدید پروتئین گاوی، با صدایی بغضآلود میگوید: «پسرم فقط یک نوع شیر خشک خاص را میتواند بخورد. وقتی موجودی خانه تمام شد، چهار روز تمام در تهران و کرج دنبالش گشتم. آخرش مجبور شدم از یک واسطه بخرم، آنهم با سه برابر قیمت. اگر نمیخریدم، بچهام یا باید بستری میشد یا از گرسنگی بیحال میافتاد. این درد بزرگی است که یک مادر بداند غذای بچهاش در کشورش پیدا نمیشود.»
علتها؛ از تحریم تا مدیریت داخلی
کارشناسان حوزه دارو و تغذیه عوامل متعددی را برای این کمبود برمیشمرند. تحریمهای اقتصادی، محدودیتهای واردات مواد اولیه یا محصولات آماده، مشکلات تخصیص ارز ترجیحی و نوسانات بازار ارز، از جمله موانع جدی تأمین این کالاها هستند. همچنین، برخی معتقدند که ضعف در سیستم توزیع و نبود نظارت کافی بر بازار، باعث شده تا محصولات کمیاب به جای رسیدن به خانوادههای نیازمند، سر از انبار دلالان درآورد.
پیامدهای بهداشتی و روانی
نبود شیرخشک درمانی نهتنها تهدیدی جدی برای سلامت جسمانی کودکان است، بلکه فشار روانی سنگینی بر خانوادهها تحمیل میکند. والدین این کودکان غالبابا اضطراب دائمی زندگی میکنند که نکند موجودی شیرخشک تمام شود و جان فرزندشان به خطر بیفتد. این اضطراب مزمن میتواند به افسردگی، فرسودگی روانی و حتی مشکلات خانوادگی منجر شود.از منظر بهداشتی، جایگزین کردن شیر خشک درمانی با محصولات غیرتخصصی یا خانگی، خطر سوءتغذیه شدید، کمخونی، اختلال رشد و حتی مرگ نوزاد را به همراه دارد.
نوزادان با مشکلات متابولیک نیازمند استفاده مداوم از شیرخشک درمانیاند
فرح ایزدی، متخصص کودکان در این باره به «تعادل» میگوید: برای کودکانی که مشکلات متابولیک یا آلرژیهای خاص دارند، حتی چند روز وقفه در مصرف شیر خشک درمانی میتواند به بحران جدی یا آسیب دائمی منجر شود. این موضوع باید به عنوان یک اولویت اورژانسی در سیاستهای دارویی کشور دیده شود. او میافزاید: افرادی که تخصصی در این زمینه ندارند نمیتوانند برای جایگزینی شیرخشکهای درمانی نسخه بپیچند اینکه میگویند کاهش سهمیه شیرخشک به دلیل استفاده از شیرمادر و تغذیه سالم نوزادان است بهانهای بیاساس بدون در نظر گرفتن مسائل سلامتی و پزشکی نوزادان است. این متخصص کودکان تأکید میکند: برای کودکانی با آلرژیهای شدید یا مشکلات متابولیک، نبود شیرخشک درمانی یعنی بحران فوری. حتی ۲۴ ساعت تأخیر میتواند باعث کاهش وزن خطرناک یا بستری شدن شود. ایزدی در پایان اضافه میکند: نبود شیرخشک درمانی، فقط یک کمبود کالا نیست؛ این یک بحران انسانی است. دولت باید مکانیزمهای شفاف و سریع برای واردات اضطراری، کنترل بازار و حمایت مالی از خانوادهها ایجاد کند. جان کودک نباید قربانی بروکراسی یا سودجویی شود.
زنجیره تامین کاملا مختل شده است
مسوول یکی از داروخانهها در این باره به« تعادل» میگوید: روزانه بیش از ۱۰ تا ۱۵ خانواده با نسخه شیرخشک درمانی به ما مراجعه میکنند و ما با شرمندگی از نرسیدن سهمیه به آنها میگوییم. اکثر کسانی که اینجا میآیند نوزادانشان بدحال و بیرمق هستند. اما کاری از دست ما بر نمیآید. او میافزاید: زنجیره تامین کاملا مختل شده است. وقتی محمولهای میرسد بر اساس نسخه و کد ملی به بیماران تحویل میشود اما مقدار سهمیه آنقدر کم است که جوابگوی نیاز تمام خانوادهها نیست. ترکیب تحریمها، مشکلات تخصیص ارز، و ضعف توزیع از جمله دلایل بروز این وضعیت است. حتی وقتی محموله وارد میشود، بهدلیل ضعف نظارت، بخشی از آن سر از بازار آزاد درمیآورد.

