برچسب: بارورسازی ابرها

  • بارورسازی ابرها چقدر برای ایران آب می‌خورد؟

    بارورسازی ابرها چقدر برای ایران آب می‌خورد؟

    به گزارش اقتصادران، ایران به ششمین سال خشک وکم‌بارش وارد شده و بارش‌های کمتر از نرمال و دمای هوای بیش از نرمالی را تجربه کرد که به گفته مسئولان و کارشناسان از گرمایش هوا و تغییرات اقلیمی سرچشمه می‌گیرد. در این میان به بارورسازی ابرها برای افزایش بارندگی کشور بیش از پیش توجه شده و سازمانی ذیل وزارت نیرو مسئولیت اجرای طرح بارورسازی ابرها را برعهده گرفته است.

    به گفته کارشناسان ممکن است بارورسازی ابرها سبب افزایش ۱۰ درصدی راندمات بارش شود بنابراین راهکار عملی و موفقی برای فرار از خشکسالی به‌ویژه برای مناطقی مثل ایران محسوب نمی‌شود.

    با این حال در پاییز سال جاری مرحله اول سه منطقه اصلی به عنوان حوزه‌های هدف تعیین شد که حوزه آبریز دریاچه ارومیه و حوزه آبریز زاینده‌رود جزو اهداف قرار گرفت و منافع آن مشمول چند استان می‌شود. علاوه بر آن استان تهران نیز در فهرست مناطق عملیاتی قرار دارد.

    با گذشت یک ماه یعنی ۱۷ آذر ماه، پرواز بارورسازی ابرها در مناطق عملیاتی شمال غرب (حوضه آبریز دریاچه ارومیه) با هدف افزایش بارش در استان‌های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و کردستان انجام شد.

    در این راستا، محمدمهدی جوادیان‌زاده – رئیس سازمان توسعه و بهره‌برداری فناوری‌های نوین آب‌های جوی- اخیرا با اشاره به اجرای عملیات بارورسازی ابرها در بیش از ۵۰ کشور جهان، گفته است: بر اساس تأیید سازمان‌های جهانی، این روش در صورت اجرا با شرایط و روش مناسب می‌تواند به‌طور متوسط بین ۵ تا ۲۰ درصد افزایش بارش ایجاد کند و حتی افزایش ۱۰ درصدی بارش نیز برای کشوری با شرایط اقلیمی ایران، بسیار حائز اهمیت و مفید خواهد بود.

    امسال تعداد پروازهای بارورسازی نسبت به سال گذشته افزایش چشمگیری داشته و برای نخستین‌بار رکورد تعداد پرواز در یک شبانه‌روز شکسته شد؛ به‌طوری که ۵ پرواز در یک روز انجام شد. وی با بیان اینکه اقلیم کوهستانی و شرایط جغرافیایی کشور، ایران را به گزینه‌ای مناسب برای اجرای این پروژه تبدیل کرده است، افزود: اگرچه هنوز به تجهیزات کاملاً به‌روز جهانی مجهز نیستیم، اما این موضوع به معنای ناتوانی در اجرای عملیات بارورسازی نیست و تجهیزات فعلی کشور از نظر علمی مورد تأیید مجامع بین‌المللی قرار دارد.

    رئیس سازمان توسعه و بهره‌برداری فناوری‌های نوین آب‌های جوی با اشاره به وضعیت تجهیزات موجود گفت: بخشی از تجهیزات مورد استفاده، تولید داخل و بخشی نیز مربوط به تجهیزاتی است که در سال‌های گذشته از کشورهای صاحب فناوری خریداری شده است. هرچند تجهیزات پیشرفته‌تری در دنیا وجود دارد، اما تجهیزات فعلی پاسخگوی نیاز کشور است و هم‌زمان با همکاری شرکت‌های دانش‌بنیان، در حال توسعه و ساخت تجهیزات به‌روزتر در داخل کشور هستیم تا بهره‌وری عملیات بارورسازی افزایش یابد.

    بارورسازی ابرها در ایران چه هزینه‌ای دارد؟

    قیمت تمام‌شده عملیات بارورسازی ابرها در ایران در محدوده قیمت‌های متعارف جهانی قرار دارد و از این منظر، اجرای این پروژه توجیه‌پذیر است.

    جوادیان‌زاده با اشاره به عملکرد سال آبی جاری اظهار کرد: امسال تعداد پروازهای بارورسازی نسبت به سال گذشته افزایش چشمگیری داشته و برای نخستین‌بار رکورد تعداد پرواز در یک شبانه‌روز شکسته شد؛ به‌طوری‌که ۵ پرواز در یک روز انجام شد. بر اساس آخرین آمار، در سال آبی جاری مجموعاً ۱۲ عملیات بارورسازی با پهپاد و ۱۴ عملیات هوایی با هواپیما به ثبت رسیده است.

    براساس آخرین اظهارات از مجموع عملیات‌های پهپادی، ۶ مورد در حوضه زاینده‌رود، ۵ مورد در خراسان جنوبی و یک مورد در استان‌های فارس و بوشهر انجام شده است. همچنین عملیات‌های هوایی شامل ۷ پرواز در شمال‌غرب، ۳ پرواز در تهران، ۳ پرواز در شمال‌شرق و ۲ پرواز در جنوب‌غرب کشور بوده است و قیمت تمام‌شده عملیات بارورسازی ابرها در ایران در محدوده قیمت‌های متعارف جهانی قرار دارد و از این منظر، اجرای این پروژه توجیه‌پذیر است.

    باید توجه کرد همه سامانه‌های جوی و همه ابرها قابل بارورسازی نیستند، حتی همه ابرهای یک موج بارشی هم قابل بارورسازی نیستند؛ بلکه سامانه‌های ابری دارای ویژگی‌های فیزیکی با ساختار دمایی، ساختاری رطوبتی دارد که باید مد نظر باشد.

    منتقدان بارورسازی ابرها بر این باورند که این پروژه‌ها بیشتر از آنکه راه‌حلی پایدار باشند، اقدامی کوتاه‌مدت و با اثربخشی محدود است. تجربه سایر کشورها نیز نشان داده است که افزایش بارندگی ناشی از بارورسازی معمولاً در بهترین حالت چند درصد بوده و نمی‌تواند جایگزین مدیریت مصرف، بازچرخانی آب و اصلاح الگوی کشت شود.

  • به بارورسازی ابرها دلخوش باشیم؟

    به بارورسازی ابرها دلخوش باشیم؟

    به گزارش اقتصادران، مرصاد جعفری در اطلاعات نوشت: پس از ماه‌ها انتظار، هفته گذشته با ورود یک سامانه قوی آب و هوایی از سمت غرب و جنوب غرب کشور شاهد بارش‌های چشمگیری به ویژه در دامنه‌های زاگرس بودیم. این هفته نیز یک سامانه پربارش دیگر بخش عمده‌ای از کشور را فرا گرفته است.

    این بارش‌ها اگرچه با تأخیر در فصل پاییز وارد سرزمین ایران شد اما از منظر مقدار بارش تجمعی، رخدادی مهم به حساب می‌آید که طبق بررسی‌ها و داده‌های سازمان هواشناسی سامانه نخست، در مناطق مختلفی از زاگرس و استان‌های غربی و شمال غربی کشور با مجموع بیش از ۱۰۰ میلیمتر بارش همراه بود، اثرات مثبت آن حتی در دامنه‌های جنوبی البرز و استان تهران مشاهده شد و ارتفاعات البرز را سفیدپوش کرد.

    همزمان با ورود سامانه بارشی مدیترانه‌ای و سودانی نخست که از رطوبت و پتانسیل بالا برای ریزش‌های جوی برخوردار بود، برخی رسانه‌ها از عملیات چند مرحله‌ای بارورسازی ابرها در حوضه دریاچه ارومیه، استان یزد و پهنه زنجان تا تهران خبر دادند که به اذعان مجریان طرح با موفقیت همراه بود.

    با این حال، با یک بررسی ساده می‌توان دریافت که بارورسازی ابرها که اقدامی پرهزینه به حساب می‌آید در زمانی که سامانه‌های بارشی کنترل کننده فصل سرد در سرزمین ایران فعال هستند و بارش‌های چشمگیری دارند، نه توجیه علمی دارد و نه اقتصادی.

    در این مورد، طبیعت با ساختاری قدرتمند کار خود را انجام می‌دهد و در نتیجه، عملیات بارورسازی ابرها همزمان با فعالیت سیستم سینوپتیکی (همدید) قدرتمند با منشا مدیترانه‌ای و سودانی (دریای سرخ) با حجم رطوبت بالا علاوه بر اینکه هزینه‌ای گزاف را به کشور تحمیل می‌کند، می‌تواند خطر سیل و خسارات ناشی از آن را به همراه آورد.

    باید دانست بخش عمده بارش‌های ایران در فصل سرد حاصل فعالیت سه الگوی آب و هوایی «سامانه‌های مدیترانه‌ای» «سامانه‌های سودانی» و «سامانه‌های ترکیبی» است. سامانه‌های مدیترانه‌ای با شکل‌گیری و تعمیق ناوه در تراز میانی جو و تغذیه رطوبتی از مدیترانه و گاه دریای سرخ، بارش‌های گسترده‌ای را به‌ویژه در غرب، شمال‌غرب و دامنه‌های زاگرس ایجاد می‌کنند که اتفاقاً در این الگوی اقلیمی، صعود دینامیکی قوی و فراگیر هوا و رطوبت وجود دارد، ابرها عمق کافی دارند و دما در لایه‌های میانی جو برای تشکیل طبیعی هسته‌های تراکم و یخی (یکی از عوامل ایجاد بارش) مناسب است.

    سامانه‌های سودانی حاوی فرایندهای ایجاد بارش به ویژه در ابرهای سرد هستند و کمبودی از نظر هسته‌ها و بلورهای یخ ندارند. این سامانه عمدتاً در جنوب و جنوب‌غرب ایران اثر بارشی چشمگیر دارد و با انتقال رطوبت قابل‌توجه از عرض‌های پایین و صعود قوی، بارش‌های سنگین و گاه سیل‌آسا ایجاد می‌کنند.

    سومین سامانه بارش‌زا در ایران، سامانه‌های ترکیبی مدیترانه‌ای – سودانی هستند که در بسیاری از رخدادهای بارشی شاخص ایران، شاهد همزمانی ناوه عمیق تراز میانی با تغذیه رطوبتی قوی از جنوب هستیم. در این میان، نقش ناوه تراز میانی و جریان جت (بادهای سریع جو بالا) بسیار مهم است زیرا در اغلب سامانه‌های بارشی قوی ایران، این ناوه صعود گسترده را تضمین می‌کند و قرارگیری مناسب جت جنب‌حاره‌ای (مناطق جنب گرمسیری) یا جت قطبی، موتور دینامیکی سامانه بارشی را فعال ساخته و بارش را به حداکثر طبیعی خود می‌رساند تا کارآمدترین شرایط بارش را فراهم آورد.

    در چنین وضعیتی، بارورسازی نمی‌تواند جایگزین یا تقویت‌کننده این سازوکارهای بزرگ‌مقیاس باشد و طبیعتاً نه تنها نیازی به تحریک مصنوعی ابرها وجود ندارد بلکه عملاً نمی‌تواند بر میزان کل بارش اثر معناداری بگذارد.

    در صورتی که محدودیت‌های بارش در فصل سرد مدنظر باشد، عامل‌های کنترل‌کننده اصلی را باید در مقیاس سینوپتیکی (همدید) و میان مقیاس جستجو کرد؛ از جمله مسیر و ماندگاری سامانه‌های بارشی، الگوی توزیع و انتقال رطوبت و نقش ناهمواری‌ها و فرآیندهای اوروگرافی در تقویت یا تضعیف صعود هوا.

    این در حالی است که بارورسازی ابرها عمدتاً بر دستکاری فرآیندهای میکروفیزیکی (ریزفیزیکی)، به‌ویژه افزایش هسته‌های یخ، تمرکز دارد. از آنجا که کمبود بارش در فصل سرد غالباً ناشی از محدودیت‌های دینامیکی و ترمودینامیکی سامانه‌های جوی است، مداخله در مقیاس میکروفیزیکی نمی‌تواند به‌طور معنادار پاسخگوی مسأله‌ای باشد که ریشه در مقیاس‌های بزرگتر گردش جو و حتی اقلیمی دارد.

    از آنجا که بارش‌های وابسته به سامانه‌های مدیترانه‌ای و سودانی، ذاتاً نوسانات مکانی و زمانی شدیدی دارند، در این شرایط، تفکیک اثر بارورسازی نسبت به اثرات طبیعی سامانه‌های بارشی، تقریباً ناممکن است. به همین دلیل، افزایش احتمالی بارش‌های ثبت‌شده می‌تواند صرفاً نتیجه تغییرات دینامیکی سامانه باشد و در نتیجه، ادعای اثربخشی بارورسازی در این شرایط، پشتوانه آماری و علمی قابل اتکایی ندارد.

    در حقیقت، بارورسازی ابرهای سرد در ایران فقط در شرایطی می‌تواند قابل بحث باشد که سامانه‌های بارشی ورودی به کشور ضعیف یا متوسط باشند، ابرهای سرد کم‌عمق با کمبود هسته‌های یخ و بلوری وجود داشته باشد، بارش‌های اوروگرافیک پایدار (اثرات ناهمواری‌ها بر سامانه‌های جوی) در مقیاس محلی مدنظر باشد و مهمتر از همه سامانه‌های عمیق و فعال فصل را نداشته باشیم.

    از طرفی، بارورسازی ابرهای سرد، ابزاری برای بهینه‌سازی محدود بارش است، نه راهکاری برای افزایش بارش در مقیاس بزرگ. در فصلی که سامانه‌های مدیترانه‌ای، سودانی و تلفیقی با ناوه‌های عمیق و پشتیبانی جت (جریان سریع هوا در جو بالا) وارد کشور می‌شوند، اجرای بارورسازی بیش از آنکه یک اقدام علمی باشد، به برداشتی نادرست از سازوکار بارش در ایران شباهت دارد.

    در مجموع، پیشنهاد می‌شود تمرکز سیاستگذاری‌ها در حوزه بارندگی‌ها بر پیش‌بینی دقیق، مدیریت سیلاب و رواناب و افزایش تاب‌آوری در برابر نوسانات اقلیمی باشد، نه مداخله‌ای که طبیعت پیشاپیش قرار است کار خود را آن هم به نحوی مناسب و درخور انجام دهد و نیازی به سایر اقدامات تقویتی نیست.

  • اصلاً ابری وجود ندارد که بخواهیم آن را بارور کنیم! / ابر‌ها در ترکیه می‌بارند خالی به ایران می‌رسند

    اصلاً ابری وجود ندارد که بخواهیم آن را بارور کنیم! / ابر‌ها در ترکیه می‌بارند خالی به ایران می‌رسند

    به گزارش اقتصادران، در حالی‌که ذخایر آب کشور به شکل کم‌سابقه‌ای کاهش یافته، این پرسش مطرح است که آیا تمرکز بر بارورسازی ابرها، بیش از آنکه راه‌حل باشد، نوعی امید واهی محسوب می‌شود؟ یا وقت آن رسیده که مدیریت منابع آب، اصلاح الگوی مصرف و احیای اکوسیستم‌های طبیعی کشور در اولویت قرار گیرد؟

    مهدی زارع، استاد زمین‌شناسی و پژوهشگر مخاطرات طبیعی، کارایی محدود این روش در ایران را مورد تأکید قرار داد و گفت:ایران به دلیل اقلیم فوق‌خشک و رطوبت کم ابرها، ظرفیت بهره‌گیری گسترده از این فناوری را ندارد. اجرای نادرست آن می‌تواند اثر منفی داشته باشد.

    اما علی رغم اینکه در هفته گذشته حجم خوبی از ابر در آسمان ایران دیده شد، اما هیچ بارشی در پی نداشت، مهدی زارع در پاسخ به این موضوع گفت: ابر‌های باران‌زا معمولاً در ارتفاعات ترکیه بخش زیادی از رطوبت خود را از دست می‌دهند و وقتی به فلات مرکزی ایران می‌رسند، «پتانسیل چندانی برای بارش ندارند».

    بارورسازی ابرها، تولید ابر نیست

    به گفته مهدی زارع «بارورسازی ابر‌ها تولید ابر نمی‌کند، بلکه تلاش می‌کند از ابر‌های موجود آب بیشتری بگیرد. وقتی ابری وجود ندارد یا ابر مناسب نیست، بارورسازی بی‌فایده است.»

    او با اشاره به اینکه این روش نمی‌تواند در آسمان صاف باران ایجاد کند، توضیح می‌دهد: «بارورسازی نمی‌تواند یک روز کاملاً آفتابی را بارانی کند یا یک بارش معمولی را به سیل تبدیل کند. این روش در بهترین شرایط تنها می‌تواند بین ۱۰ تا ۱۵ درصد بارش را در یک منطقه محدود افزایش دهد؛ مقداری که برای جبران خشکسالی‌های شدید ایران کافی نیست.»

    زارع تأکید می‌کند که برای بارورسازی، وجود یک ابر با رطوبت، دمای مناسب و ساختار فیزیکی خاص ضروری است؛ در حالی‌که در بسیاری از روز‌های خشک ایران «اصلاً ابری وجود ندارد که بخواهیم آن را بارور کنیم».

    موقعیت ایران در نوار خشک جهانی

    خطر «عقیم‌سازی ابرها» در صورت محاسبات نادرست

    یکی از هشدار‌های جدی این زمین‌شناس درباره اثرات منفی بارورسازی در صورت نبود تجهیزات و محاسبات دقیق است. زارع توضیح می‌دهد: «اگر محاسبات دقیق نباشد — که اغلب به دلیل کمبود تجهیزات این اتفاق می‌افتد — پاشیدن مواد بارورساز مثل یدور نقره می‌تواند نتیجه معکوس بدهد. یعنی به‌جای بارش، قطرات آب کوچک‌تر شده و ابر عملاً عقیم شود؛ در نتیجه بارش طبیعی خود را نیز از دست می‌دهد.»

    این هشدار در حالی مطرح می‌شود که برخی طرح‌های بارورسازی در سال‌های گذشته بدون انتشار عمومی داده‌ها و گزارش‌های علمی دقیق اجرا شده و همچنان اثربخشی آنها در هاله‌ای از ابهام است.

  • روسیه و ترکیه از بارورسازی ابرها باران می‌گیرند ولی ما دست روی دست می‌گذاریم و فقط نگاه می‌کنیم!

    روسیه و ترکیه از بارورسازی ابرها باران می‌گیرند ولی ما دست روی دست می‌گذاریم و فقط نگاه می‌کنیم!

    به گزارش اقتصادران، پیمان فلسفی درباره  این‌که  علیرغم هشدارها در گذشته امروز شاهد خشکسالی در کشور هستیم آیا این امکان وجود نداشت تصمیماتی گرفته  شود تا به وضعیت امروز در کشور نرسیم، گفت: ایران اساساً  در منطقه‌ای خشک و نیمه‌خشک واقع شده است.

    نایب رئیس کمیسیون کشاورزی با بیان اینکه کشاورزی و  تولید محصولات کشاورزی نیاز به آب دارد، عنوان کرد:  سوال اینجاست آیا ما در شرایط خشک و نیمه خشک باید کشاورزی انجام دهیم یا انجام ندهیم؟ من به  ضرس  قاطع می‌گویم  کشور ما علیرغم اینکه در منطقه خشک و نیمه خشک واقع شده است اما  از ۱۴ اقلیم شناخته‌شده جهان، ۱۱ اقلیم در کشور ما وجود دارد.

    وی خاطرنشان کرد:  کشاورزی با محصولات  باغی، زراعی و دامپروری  دارای مزیت نسبی در ایران است و این موضوع طی سال‌های گذشته تجربه شده است و تحقق خودکفایی  در محصولات اساسی مثل گندم نشان داده و ثابت کرده است  که ایران توانمندی تولید دارد.

    فلسفی با اشاره به این‌که در حال حاضر بارندگی کم شده است، بیان کرد: علت کم شدن بارندگی هم دو مورد است؛ هم نوع بارش‌ها عوض شده است چرا که یک زمانی بارش برف داشتیم و امروز تبدیل به باران شده است  و این باران هم حدود ۴ الی ۵ درصد  طی ۳۰ سال گذشته مقدارش کاهش پیدا کرده  است. یعنی متوسط بارندگی  طی ۳۰ سال گذشته حدود ۴ درصد کاهش پیدا کرده است.

    وی ادامه داد: سال گذشته ما یک خشکسالی سختی را تجربه کردیم اما اگر روش‌های آبیاری تغییر کند و روش‌های نوین آبیاری به کار گرفته شود  با استفاده از فناوری‌های جدید و  کشاورزی دقیق و با استفاده از سامانه‌های سنجش از راه دور که امروز در تمام دنیا در حال استفاده است ما  هم نیاز آبی گیاهان را به موقع تشخیص دهیم و دچار بیش آبیاری و کم آبیاری نشویم؛ حتما می‌توانیم محصولات کشاورزی‌مان را با یک ثبات و پایداری مناسبی تولید کنیم، در عین حال از روش‌های آبخیزداری و آبخوان داری برای تغذیه سفره‌های زیر زمینی استفاده کنیم  و مشکل فرونشست   و میزان برداشت بیشتر از حد مجاز را هم  حل کنیم.

    نائیب رئیس کمیسیون کشاورزی با تاکید بر این که مشکلات قابل حل است، گفت: قانون برنامه هفتم پیشرفت این را مورد تاکید قرار داده است. بند ۳۷ این قانون   بر این موضوع تاکید دارد. همچنین ماده ۲۷   قانون ارتقای بهره‌وری بخش کشاورزی صراحتاً بر آبخیزداری، آبخوان‌داری و کاهش برداشت بی‌رویه از سفره‌های زیرزمینی تأکید کرده‌اند اما متأسفانه طی این سال‌ها دچار ترک فعل‌هایی شده‌ایم که متولیان این موضوع  چه در   وزارت جهاد کشاورزی و وزارت نیرو به این تکالیف توجه نکرده‌اند و نتیجه آن امروز معضلاتی شده که دچارش شده‌ایم که البته به نظر من قابل حل است.

    وی تاکید کرد: کشت محصولات کشاورزی با رعایت الگوی کشت  و با یک اصول منطقی  و علمی  قابل اجرا است. همانطور که بسیاری از کشورها در شرایط خشک در حال انجام کشاورزی هستند. همین اطراف خودمان کشورهای حاشیه خلیج فارس در بیابان مشغول کشاورزی هستند. الان  مگاپروژه‌های کشاورزی در بعضی از این کشورها در حال اجرا است. بنابراین  اینکه می‌گویند کشاورزی نکنیم و  صورت مسئله را پاک می‌کنند یک  اشتباه راهبردی و استراتژیک است و همان چیزی است که دشمنان ما می‌خواهند، پس باید از بخش کشاورزی مراقبت کنیم و در محور اولویت‌ها و توجهات قرار دهیم.

    فلسفی در پاسخ به این‌که آیا نمی‌شود با توجه به شرایط جوی کشور ابرها را بارورسازی کنیم  تا بارندگی  رخ دهد، گفت: بله  می‌توانیم، چراکه این فناوری وجود دارد. در حال حاضر  هواپیمایی‌هایی هم در اختیار نیروهای نظامی  ما است و هواپیماهایی هم بخش  خصوصی دارند و آمادگی خودشان را اعلام کرده‌اند و گفته‌اند برای بارورسازی  ابرها آمادگی داریم.

    وی خاطرنشان کرد: متاسفانه طی یکسال گذشته بر اساس گزارشی که از نیروهای مسلح و متولیان این امر دریافت کرده‌ام، وزارت جهاد کشاورزی پیگیری مؤثری نداشته و وزارت نیرو هم بودجه و اعتباری برای آن تخصیص نداده است، بنابراین  نتیجه این شده است تا سال‌های قبل سه تا چهار بار بارش در مناطق دیم‌خیز خودمان در غرب کشور  از طریق بارورسازی ابرها به دست می‌آوردیم اما باز هم متاسفانه  سال قبل و امسال  تا این لحظه نتوانسته‌ایم از این ظرفیت به دلیل بی‌توجهی‌ها استفاده کنیم.

    فلسفی یادآور شد: کشورهایی مانند روسیه و ترکیه در حال حاضر از بارورسازی ابرها باران می‌گیرند ولی ما دست روی دست می‌گذاریم و فقط نگاه می‌کنیم.

  • بحران آب؛ مشکل از زمین است یا آسمان؟!

    بحران آب؛ مشکل از زمین است یا آسمان؟!

    به گزارش اقتصادران، روزنامه همشهری نوشت: در شرایطی که کشور درگیر خشکسالی‌های پی‌درپی و تنش آبی مزمن است هر روشی که حتی احتمال تقویت منابع آب تجدیدپذیر را داشته باشد، مورد توجه و مطالبه جامعه قرار می‌گیرد. با این حال، واقعیت‌های علمی و اجرایی حکایت دیگری دارند؛ واقعیتی که برخی نمایندگان و متخصصان بر آن تأکید می‌کنند.

    در همین رابطه هوشنگ هادیان پور، یکی از اعضای کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی باور دارد که بارورسازی ابرها در جهان موضوع ناشناخته یا ناکارآمدی نیست، اما در ایران هنوز به مرحله‌ای نرسیده که خروجی مطمئن، پایدار و قابل اتکا داشته باشد. او تأکید می‌کند این فرآیند در کشور ما همچنان آزمایشی است و مهم‌تر از آن، بارورسازی ابرها اگر هم موفق باشد، فقط محدوده مشخصی را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد و نمی‌تواند کل ایران را زیر پوشش قرار دهد. این نکته، بحث تازه‌ای را درباره نسبت میان انتظارات عمومی و ظرفیت‌های واقعی این فناوری به‌وجود می‌آورد؛ انتظاری که گاهی از جغرافیا و اقلیم فراتر می‌رود.

    بحران آب از آسمان نیست، از زمین است

    در کنار همه مباحث مربوط به بارورسازی، یک واقعیت بزرگ‌تر وجود دارد: بخش قابل توجهی از بحران آب کشور، نه از کمبود بارش، بلکه از هدررفت گسترده آب در شبکه‌های فرسوده و مدیریت ناپایدار ناشی می‌شود. به گفته این عضو کمیسیون کشاورزی، میزان هدررفت آب شرب در ایران به شکل نگران‌کننده‌ای بالاست. شبکه آب‌رسانی کشور سال‌هاست فرسوده شده و بخش زیادی از آب قبل از رسیدن به دست مصرف‌کننده از بین می‌رود. این وضعیت، اصلاح فوری و گسترده می‌طلبد؛ اقدامی که در برنامه‌ها دیده شده، اما به‌دلایل متعدد اجرایی نشده است.
    با وجود اهمیت این موضوع، وزارتخانه‌های مرتبط نیز با محدودیت‌های مالی جدی مواجهند. وزارت جهاد کشاورزی که باید اصلاح کانال‌های آبیاری و زهکشی را در دستور کار داشته باشد، به دلیل نبود اعتبار کافی نتوانسته شبکه‌های قدیمی را بازسازی کند و بهره‌وری آب در بخش کشاورزی را افزایش دهد. این بخش دقیقا همان جایی است که بیشترین مصرف آب کشور انجام می‌شود، اما کمترین بازده و بیشترین تلفات را دارد. از نگاه کارشناسان، بی‌توجهی به زیرساخت‌های کشاورزی نوعی رهاشدگی منابع آبی محسوب می‌شود؛ رهاشدگی‌ای که تبعات آن در سال‌های آینده شدیدتر خواهد شد.

    مدیریت آب، نه جادوگری آسمان!

    واقعیت این است که بارورسازی ابرها هرچند جذاب و رسانه‌پسند است، اما نمی‌تواند جایگزین اصلاحات ساختاری در زمین شود. اگر شبکه‌های اصلی انتقال آب در شهرها فرسوده باشد، اگر بخش کشاورزی همچنان با روش‌های سنتی آبیاری اداره شود و اگر نشت آب در شبکه‌های شهری و روستایی ادامه پیدا کند، هیچ «تکنولوژی آسمانی» قادر نیست بحران آب را درمان کند.
    از همین رو، کارشناسان حوزه آب معتقدند باید میان «راه‌حل‌های هیجانی» و «اقدامات بنیادین» تفکیک قائل شد. بارورسازی ابرها می‌تواند یک ابزار کمکی باشد، اما قرار نیست نقش اصلی را ایفا کند. نقش اصلی را مدیریت منابع آب، بازسازی شبکه‌های فرسوده، اصلاح الگوهای مصرف، توسعه فناوری‌های نوین آبیاری و تأمین اعتبارات لازم برای بازسازی کانال‌ها صورت می‌دهد.
    این نگاه واقع‌گرایانه، مستلزم تصمیم‌گیری‌های سخت و سرمایه‌گذاری‌های بزرگ است؛ اما تا زمانی که این واقعیت‌ها پذیرفته نشود، بحران آب در کشور همچنان با ما خواهد ماند. مسئله اصلی این است: آینده آب ایران نه در آسمان، که در زمین تعیین می‌شود.

  • بحران آب تهران به اوج رسیده است / موضوعاتی مانند بارورسازی ابرها یا انتقال آب از دریای جنوب، بیشتر شبیه به قصه هستند! / مردم از وضعیت بغرنج منابع آبی خبر ندارند

    بحران آب تهران به اوج رسیده است / موضوعاتی مانند بارورسازی ابرها یا انتقال آب از دریای جنوب، بیشتر شبیه به قصه هستند! / مردم از وضعیت بغرنج منابع آبی خبر ندارند

    به گزارش اقتصادران، اوضاع آب در تهران وارد مرحله‌ای بسیار بحرانی شده است. سدهای تهران به حجم مرده خود رسیده‌اند و خبری از بارش باران نیست.

    آن‌طور که ایرنا گزارش داده، بهزاد پارسا، مدیرعامل شرکت آب‌منطقه‌ای تهران اعلام کرد: «ذخیره فعلی سد امیرکبیر تنها برای تامین آب شرب تهران به مدت کمتر از دو هفته کفایت می‌کند. ورودی آب به سدهای تهران نسبت به سال آبی گذشته ۴۳‌ درصد کاهش یافته و در حال حاضر تنها ۱۴‌ میلیون مترمکعب آب پشت سد امیرکبیر ذخیره شده که معادل هشت درصد ظرفیت این سد است.»

    همچنین عباس علی آبادی، وزیر نیرو با اشاره به تکمیل طرح انتقال آب طالقان به تهران گفت: «قرار است آب سد لار نیز برای جبران کمبود بارش به تهران منتقل شود و عملیات زیرساختی در حال انجام است. پاییز خشک در حال گذران است و ما برای شرایط سخت خودمان را آماده می‌کنیم.»

    از سوی دیگر، عیسی بزرگ‌‌زاده، سخنگوی صنعت آب کشور، اعلام کرد: «طبق ارزیابی‌‌ها، سدهای کرج، لار و ماملو در مهر ماه به احجام مرده‌ رسیدند و سد لتیان هم در آبان‌ به این نقطه خواهد رسید. این وضعیت به معنی قطع کامل انتقال آب به تهران نیست. زیرا سدها همچنان جریان به هنگام و دبی پایه دارند. با این حال دیگر انتقال آب بیشتر از حجم ذخیره وجود نخواهد داشت و تهرانی ها باید به‌ شدت مراقب مصرف باشند.»

    اما باید دید چه عواملی در این وضعیت آخرالزمانی آب در استان تهران نقش داشته‌اند و چه اقداماتی باید انجام داد؟

    در این زمینه،  با رضا حاجی کریم، رئیس فدراسیون صنعت آب ایران، گفت‌وگویی انجام داده ایم که در ادامه می‌خوانید.

    ***

    در سال آبی ۱۴۰۳-۱۴۰۴، متوسط آب تجدیدپذیر کشور ۳۵ درصد کاهش داشته است

    *وضعیت سدهای کشور بحرانی اعلام شده و وزارت نیرو از «آمادگی برای شرایط سخت» سخن به میان آورده است. علت اصلی این موضوع چیست و وزن و نقش کدام عامل را باید سنگین‌تر دانست؟

    ابتدا باید گفت ورودی سدها به‌مراتب کمتر از حد معمول است و بسیاری از آنها بسیار پایین‌تر از ۵۰ درصد ظرفیت خود قرار دارند. سد کرج کمتر از دو هفته و لتیان بسیار کمتر از آن ذخیره دارد.

    ماجرا به این برمی‌گردد که وقتی از شهر تهران صحبت می‌کنیم، باید بدانیم که در سال‌های نرمال، کل کشور حدود ۱۰۰ میلیارد متر مکعب آب تجدیدپذیر داشته، تهران کمتر از ۶۰ میلیارد متر مکعب آب تجدیدپذیر قابل برداشت در اختیار داشته است. در سال آبی ۱۴۰۳-۱۴۰۴، این عدد برای کل کشور به ۶۵ میلیارد متر مکعب رسیده است. یعنی متوسط آب تجدیدپذیر کشور، ۳۵ درصد کاهش داشته است.

    اکنون در حدود چهلمین روز سال آبی جدید هستیم، بارندگی در ۱۶ استان کشور «صفر مطلق» بوده است. دورنمای خوش‌بینانه هم حداقل تا پایان پاییز به چشم نمی‌خورد و به نظر نمی‌رسد تا پایان آذر اتفاق خاصی در بارش‌ها رخ دهد. این شرایط سبب تحمیل وضعیتی بسیار غیرمترقبه به منابع آبی کشور و به‌طور خاص به آب تهران شده است.

    حدود ۶۵ درصد جمعیت کشور در مناطقی زندگی می‌کنند که میزان دسترسی آنها به آب کمتر از ۵۰۰ متر مکعب در سال است / در دنیا وضعیت بحرانی به شرایطی گفته می‌شود که سرانه دسترسی آب برای هر نفر کمتر از ۱۷۰۰ مترمکعب باشد

    باید توجه داشت که در کشور، سرانه‌ دسترسی به آب برای هر نفر حدود ۱۳۰۰ متر مکعب است. اگر شمال و جنوب را کنار بگذاریم و فلات مرکزی ایران را در نظر بگیریم، حدود ۶۵ درصد جمعیت کشور در مناطقی زندگی می‌کنند که میزان دسترسی آنها به آب کمتر از ۵۰۰ متر مکعب در سال است. این سطح از دسترسی، در معیارهای جهانی، وضعیت بسیار ناپایداری محسوب می‌شود. در دنیا وضعیت بحرانی به شرایطی گفته می‌شود که سرانه دسترسی آب برای هر نفر کمتر از ۱۷۰۰ مترمکعب باشد.

    سرانه دسترسی به آب تجدیدپذیر در تهران ۳۳۵ میلیون مترمکعب است / تهران از نظر سرانه‌ دسترسی به آب تجدیدپذیر، یکی از ناپایدارترین نقاط ایران است

    به‌طور خاص، تهران از نظر سرانه‌ دسترسی به آب تجدیدپذیر، یکی از ناپایدارترین نقاط ایران و شاید ناپایدارترین نقطه باشد. سرانه دسترسی به آب تجدیدپذیر در تهران ۳۳۵ میلیون مترمکعب است. اما موضوع آب، مسئله‌ای چندوجهی است و نمی‌توان با تمرکز بر یک یا دو عامل، درباره‌ آن حکم کلی صادر کرد. مجموعه‌ای از عوامل و اتفاقات در طول سال‌ها تهران را به این نقطه رسانده است.

    اولین عامل وضعیت بحرانی آب تهران بارگذاری بیش‌ از حد جمعیت است / بدون توجه به ظرفیت آبی، در غرب و شرق شهر مجوز ساخت‌وساز صادر می‌شود

    اولین عامل، بارگذاری بیش‌ازحد جمعیت در تهران است. تراکم جمعیتی تهران از شهرهایی مانند شانگهای، نیویورک و پکن بیشتر است و این واقعیتی انکارناپذیر است که ما اساسا مجاز به چنین بارگذاری سنگینی نبودیم. با این حال، این روند همچنان ادامه دارد؛ یعنی هنوز هم بدون توجه به ظرفیت آبی، در غرب و شرق شهر مجوز ساخت‌وساز صادر می‌شود.

    در تدوین الگوی توسعه برای تهران و تبیین سیاست‌های آبی آن، شکست کامل رخ داده است / آب سدهای ماملو، طالقان، کرج و … اصلا برای تهران نبوده است و با خط لوله به تهران کشیده شده‌اند

    دوم این که کل مصرف آب شهر تهران در سال‌های نرمال، ۱٫۱ میلیارد مترمکعب است. در همین سال‌های نرمال، استان تهران حدود ۱.۸ میلیارد متر مکعب آب برای کشاورزی مصرف می‌کند که بخش قابل‌توجهی از آن به‌صورت آبیاری سنتی انجام می‌شود. این اعداد با ما سخن می‌گویند و نشان می‌دهند که در تدوین الگوی توسعه برای تهران و تبیین سیاست‌های آبی آن، شکست کامل رخ داده است.

    منطقه‌ای که از آن صحبت می‌کنیم، اصلا آبی ندارد. آب سدهای ماملو، طالقان، کرج و … اصلا برای تهران نبوده است و با خط لوله به تهران کشیده شده‌اند. مگر این آب برای تهران است؟

    اگر قرار است در مورد آب تهران صحبت شود باید گفت شاهد زنجیره‌ای از تصمیمات غلط و روش‌های اشتباهی هستیم که ما را به این نقطه رسانده است.

    البته تمرکز صرف بر گذشته هم به‌نظر من صحیح نیست؛ مهم‌تر این است که حالا با این شرایط بحرانی چه باید کرد، چون وضعیت بسیار حساس و پیچیده‌ای است.

    کل آبی که از طالقان به تهران می‌رسد تنها هشت درصد به منابع آب تهران می‌افزاید / میزان آب «به حساب نیامده»، تلفات شبکه و برداشت غیرمجاز در تهران حدود ۲۵ درصد است

    * اکنون یکی از اقدامات جدی که وزارت نیرو انجام داده، موضوع انتقال آب سد طالقان و سد لار است. اما این طرح‌های انتقال آب در شرایطی اجرا می‌شوند که ما هم‌زمان درباره‌ بارگذاری جمعیتی تهران صحبت می‌کنیم. آیا این اقدامات باعث ایجاد بحران جمعیتی تازه‌ای در تهران نخواهد شد؟ آیا چنین راه‌حلی، یعنی طرح انتقال آب در شرایط فعلی، اساسا راه‌حل درستی است؟

    من با شما موافق هستم. اما اجازه دهید کمی به عقب برگردیم. کل آبی که از طالقان به تهران می‌رسد حدود ۸۰ میلیون مترمکعب در سال است. یعنی تنها هشت درصد به منابع آب تهران افزوده می‌شود، اما در همین حال، میزان آب «به حساب نیامده»، تلفات شبکه و برداشت غیرمجاز در تهران حدود ۲۵ درصد است.

    یعنی از یک‌سو در جایی دیگر منابع را تخلیه می‌کنیم و فرونشست در دشت قزوین ایجاد می‌کنیم، خب چرا موارد بیان‌شده را درست نمی‌کنیم؟

    ما در دنیا مفهومی داریم به نام شهر اسفنجی یعنی شهری که می‌تواند آب را در خودش جذب و نگهداری کند. این کار به دو روش بهره‌گیری از نزولات جوی و بازچرخانی فاضلاب انجام می‌شود. در تهران نزولات جوی وضعیت خاصی وجود ندارد، اما بازچرخانی فاضلاب چیزی است که می‌توانیم داشته باشیم.

    سالانه حدود ۳۰ میلیون متر مکعب آب شرب در تهران صرف فعالیت‌های عمرانی، ساختمانی و بنایی می‌شود / پروژه‌های انبوه‌سازی همچنان بدون سیستم‌های بازچرخانی آب اجرا می‌شوند

    اگر می‌گوییم حدود ۸۵ تا ۸۷ میلیون متر مکعب آب از طالقان به تهران می‌آوریم، باید دقت کنیم که در همان شرایط، سالانه حدود ۳۰ میلیون متر مکعب آب شرب در تهران صرف فعالیت‌های عمرانی، ساختمانی و بنایی می‌شود. آیا واقعا نمی‌توان این حجم مصرف را با پساب جایگزین کرد؟

    در شرایطی که به دنبال افزودن هفت تا هشت درصد از آب طالقان به منابع تهران هستیم، هم‌زمان پروژه‌های انبوه‌سازی ما همچنان بدون سیستم‌های بازچرخانی آب حتی برای مصارف ساده‌ای مثل فلاش‌تانک‌ها، برج‌های خنک‌کننده و سایر تجهیزات مصرفی طراحی می‌شوند.

    نمی‌شود که برای نظام شهری هیچ الزامی در این زمینه در نظر گرفته نشود و در بحث تامین آب، دستی به نظام شهری زده نشود و همچنان نگاه ما فقط متوجه برداشت بیشتر از منابع آبی دیگر مناطق باشد.

    آیا به صورت شفاف و صریح به مردم گفته‌ایم که تهران آب ندارد؟ / انتقال آب طالقان به تهران هم مشکل بحران آب تهران را حل نکرد

    مهم‌تر از همه این است که آیا ما به‌صورت شفاف و صریح با مردم صحبت کرده‌ایم و به مردم گفته‌ایم که تهران آب ندارد؟ هشدار دادن و خواهش کردن برای کاهش مصرف کافی نیست و صرفا با گفتاردرمانی کار شروع نمی‌شود.

    هم‌اکنون بسیاری از مراکز تجاری، مال‌ها و پروژه‌های بزرگ‌مقیاس در تهران هنوز سیستم بازچرخانی آب یا استفاده‌ مجدد از آب یا پساب را در طراحی خود ندارند. همین مسئله‌هاست که ما را گرفتار کرده و باعث می‌شود چشمان ما فقط به انتقال آب از منابع جدید دوخته شود.

    از طرف دیگر، همین حالا که در اوج بحران آب تهران هستیم، آب طالقان وارد تهران شده است. در واقع منابع آبی منطقه‌ای دیگر نابود شده و به علاوه برای انتقال آب هزینه شده است، اما همچنان در تهران بحران آب وجود دارد. با توجه به موضوع بیان‌شده، دیگر نمی‌توان به این شیوه ادامه داد.

    در حوزه آب به یک تغییر پارادایم و نوع دیگری از اندیشیدن نیاز داریم

    *آیا می‌توان گفت وزن اصلی بحران آب را مربوط به فرسودگی شبکه، عدم استفاده از پساب و همچنین مالکیت شهرداری بر برخی از چاه‌های آب شرب دانست؟ آیا انجام اقدامات موثر برای کاهش فرسودگی شبکه و الزام مراکز تجاری و صنایع بر استفاده از پساب و مدیریت چاه‌ها، می‌تواند نقش  مهم‌تری در بهبود وضعیت نسبت به تمرکز بر تشویق یا تنبیه مشترکان خانگی برای کاهش مصرف آب داشته باشد؟

    همه راه‌ها طی شده است. تعرفه‌ها بازبینی شده‌ و الگو مصرف مجاز پایین آورده شده است. اما باز هم بحران آب وجود دارد. ما به یک تغییر پارادایم و نوع دیگری از اندیشیدن نیاز داریم. در این پارادایم جدید، باید ابزارهای تازه‌ای فراهم کنیم.

    در رابطه با مشترکان پرمصرف چه کاری می‌توان انجام داد؟ آنها را اعدام کنیم؟ آیا فکر می‌کنید برای کسی که آپارتمان متری ۸۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومانی می‌خرد، قبض آب عددی برای آنها به حساب می‌آید؟ یا باید نوع نگاه را تغییر داد و مشارکت این گروه‌ها را در قالب سهیم شدن در سود یا منفعت اجتماعی کاهش مصرف تعریف کرد. مثلا اگر کسی در مصرف آب صرفه‌جویی کند، منافع اقتصادی برای آنها حاصل شود.

    بیش از ۱۰۰ همت پول نیاز است تا شبکه آب تهران نوسازی شود / کل بودجه آب کشور امسال ۶۰ همت است / ۲۵۰۰ همت پروژه‌ نیمه‌تمام در بخش آب وجود دارد

    در مورد فرسوگی شبکه باید گفت عددی بالای ۱۰۰ همت پول نیاز است تا شبکه آب تهران نوسازی شود. البته همین ۱۰۰ همت برای یک سال و نیم پیش است و اکنون این رقم بیشتر است. از سوی دیگر، کل بودجه آب کشور امسال ۶۰ همت است. در کل کشور نیز ۲۵۰۰ همت پروژه‌ نیمه‌تمام در بخش آب وجود دارد.

    با بودجه‌های فعلی، حدود ۴۰ سال طول می‌کشد تا همه‌ این پروژه‌ها به پایان برسند. تا ۴۰ سال آینده با این وضعیت آبی، چه چیزی از ما باقی می‌ماند؟

    در این وضعیت، به یک سری ابزارها و روش‌های نوین برای تامین مالی پروژه‌های آبی نیاز داریم. وقتی بتوانیم پروژه‌ها را تامین مالی کنیم، همه اقدامات ما چه در حوزه‌ کاهش مصرف، پساب، فرسودگی شبکه و کاهش هدررفت قابل انجام است. اما وقت کل بودجه مملکت برای حوزه آب ۶۰۰ میلیون دلار است، کاری نمی‌توان انجام داد.

    هر کاری برای بحران آب قرار باشد انجام شود، ازجمله اقدامات فرهنگی، آموزشی، سازه‌ای یا بهینه‌سازی، به منابع مالی نیاز دارد. با ۶۰ همت و وضعیت کنونی آب در کشور که کاری نمی‌توان انجام داد.

    دولت تعهدات مالی سنگینی بابت خرید تضمینی دارد و عملا چیزی برای توسعه باقی نمی‌ماند

    باید در نظر گرفت که دولت در حال حاضر تعهدات مالی سنگینی بابت خرید تضمینی دارد و از آن ۶۰ همت باید پول خرید تضمینی را هم پرداخت کند. عملا چیزی برای توسعه باقی نمی‌ماند.

    تجربه کیپ‌تاون و سایر شهرهایی که ناگهان با بحران شدید آبی مواجه شدند نشان می‌دهد که اولین عاملی که به حل بحران کمک کرده، مشارکت مردمی و اجتماعی بوده است

    *با توجه به شرایط موجود، چه آینده‌ای را باید متصور بود و مهم‌ترین اقدامی که باید در این زمینه انجام شود چیست؟

    اولین و واجب‌ترین اقدام، چه در سطح وزارت نیرو و چه در سطحی بالاتر از آن از سوی رئیس‌جمهوری یا هر مقام وجیه‌الملی دیگری، این است که صریح و اثرگذار با مردم صحبت کنند. در این زمینه می‌توان به تجربه کیپ‌تاون اشاره کرد. تجربه سایر شهرهایی که ناگهان با بحران شدید آبی مواجه شدند نشان می‌دهد که اولین عاملی که به حل بحران کمک کرده، مشارکت مردمی و اجتماعی بوده است. ما باید با مردم گفت‌وگو کنیم و صادقانه آمار و اطلاعات را در اختیارشان بگذاریم.

    وزارت نیرو آمارهای فراوانی در اختیار دارند، اما به دلایل مختلف و با ملاحظاتی این آمارها هنوز در دسترس عموم مردم قرار نگرفته است

    من می‌دانم که همکاران من در وزارت نیرو آمارهای فراوانی در اختیار دارند، اما به دلایل مختلف و با ملاحظاتی این آمارها هنوز در دسترس عموم مردم قرار نگرفته است. در حالی‌که مردم هنوز از وضعیت بغرنج منابع آبی تهران اطلاع دقیقی ندارند، ضروری است که این اطلاعات هرچه سریع‌تر و شفاف در اختیار جامعه قرار گیرد.

    به باور من، نخستین اقدام این است که از گفتن واقعیت‌ها نهراسیم؛ مردم، مردمانی آگاه و قابل اعتماد هستند و می‌توان با صراحت با آنان سخن گفت. شرایط جوی را همه می‌دانند، بنابراین باید با مردم صحبت کرد و وضعیت را بیان کرد.

    موضوعاتی مانند بارورسازی ابرها، آب‌های ژرف، یا انتقال آب از دریای جنوب، بیشتر شبیه به قصه هستند

    دومین مساله این است که باید ابزارهای جدید را سریع‌تر عملیاتی کنیم. موضوعاتی مانند بارورسازی ابرها، آب‌های ژرف یا انتقال آب از دریای جنوب، بیشتر به قصه می‌مانند؛ این قصه‌ها مانند لالایی عمل می‌کنند، ما را می‌خوابانند و از موضوعات اصلی غافل می‌مانیم.

    ما به ابزارهایی واقعی و کارآمد نیاز داریم که بتوانند سرمایه‌های مادی و اجتماعی کشور را پای کار بیاورند. تنها در آن صورت است که می‌توانیم اقدامات موثر و متنوعی برای مدیریت بحران آب انجام دهیم.

  • باران سفارشی در راه است؟ / بارورسازی ابرها؛ رویایی پرهزینه با نتایج نامعلوم!

    باران سفارشی در راه است؟ / بارورسازی ابرها؛ رویایی پرهزینه با نتایج نامعلوم!

    به گزارش اقتصادران، موضوع بارورسازی ابر‌ها در ایران، هرچند از دهه ۱۳۷۰ به شکل جدی‌تری در دستور کار دولت‌ها قرار گرفت، هنوز هم میان متخصصان هواشناسی و منابع آب محل مناقشه است. موافقان آن را ابزاری علمی برای افزایش بارش در مناطق خشک می‌دانند و مخالفان تاکید دارند که این سیاست نه‌تنها اثر معناداری در افزایش بارش ندارد، بلکه به‌دلیل هزینه‌های بالا، نبود زیرساخت‌های فنی و خطا‌های اقلیمی، به اتلاف منابع مالی منجر می‌شود.

    عباس علی‌آبادی، وزیر نیرو، در مهر ماه سال جاری در مورد پیشنهاد بارورسازی ابرها، گفت: چنان‌چه ابر باران‌زا به سمت کشور بیاید، بارورسازی ابر‌ها انجام می‌شود و برنامه گسترده‌ای در این زمینه وجود دارد. بارورسازی ابر‌ها در دنیا سابقه دارد، اما در کشور ایران چیز جدیدی است و امید است در آبان و آذر مردم آثار آن را ببینند.

    باید گفت در سال‌های اخیر که ایران با یکی از خشک‌ترین دهه‌های تاریخ معاصر خود روبه‌رو است، بار دیگر بارورسازی به‌عنوان راه‌حل اضطراری از سوی برخی نهاد‌ها تبلیغ شده است؛ رویکردی که می‌توان آن را نشانه تداوم مدیریت واکنشی در بخش آب دانست.

    بارورسازی ابر‌ها نتایج قابل‌اثبات علمی ندارد

    گزارش‌های رسمی بهار سال جاری از سوی وزارت نیرو و مرکز ملی تحقیقات باروری ابرها، میزان افزایش بارش‌ها در پی انجام عملیات بارورسازی ابر‌ها را ۱۰ تا ۲۰ درصد اعلام کرده است.

    آن‌طور که ایلنا گزارش داده، صادق ضیائیان، رئیس مرکز ملی پیش‌بینی و مدیریت بحران مخاطرات هوا، در خردادماه در واکنش به اعلام افزایش ۱۰ تا ۲۰ درصدی بارندگی، گفت: «هیچ جایی در دنیا نیست که توانسته باشد مشکل خشکسالی خود را توسط بارورسازی ابر‌ها حل کند. راهکار رفع خشکسالی، باروری ابر‌ها نیست. این کار به‌عنوان یک راهکار عمومی مطرح نیست و برای یک جای محدود مانند گشت یک سد قابل‌قبول است.»

    به گفته او، متوسط بارش کشور حدود ۲۳۰ میلی‌متر است، فرض کنید امسال که خشکسالی است، بارش نزدیک به ۳۰ تا ۴۰ درصد از این عدد پایین‌تر بوده است. حال فرض کنید تمام سامانه‌های جوی که روی کشور فعال می‌شوند، امکان بارورسازی داشته باشند. بارش باید به عدد ۲۳۰ میلی‌متر برسد که این کار امکان‌پذیر نیست؛ مگر آنکه با اهدافی خاص در روی سد‌هایی خاص در مناطقی محدود کار‌هایی انجام بگیرد که بتواند مقداری قضیه را بهبود دهد.

    به نظر می‌رسد تاکید بیش از حد بر بارورسازی، نوعی فرار از پاسخ‌گویی درباره بحران ساختاری مدیریت آب است.

    همچنین آن‌طور که پیام ما گزارش داده، احد وظیفه، مسئول مرکز ملی پایش و هشدار خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی کشور ضمن بیان اینکه یکی از مشکلات اساسی بارورسازی دشواری در اثبات تاثیر واقعی آن است، تاکید کرد: «بارورسازی ابر‌ها را باید به‌عنوان ابزاری محدود و کمکی در مدیریت منابع آب دید، نه یک راه‌حل قطعی برای خشکسالی. انتظار رفع بحران‌های بزرگ آبی از این روش، انتظاری غیرواقعی و خارج از توان علمی و عملی آن است.»

    بارورسازی نهایتا باعث افزایش ۱۰ درصدی بارش‌ها می‌شود

    آن‌طور که همشهری آنلاین گزارش داده، نیما فرید مجتهدی، متخصص آب و هواشناسی، توضیح داد: «بارورسازی ابر‌ها نیازمند وجود ابر‌های ناپایدار و هوای مرطوب است. در بیشتر مناطق مرکزی و فلات ایران چنین شرایطی وجود ندارد و فقط در حاشیه‌های شمالی یا غربی کشور می‌توان احتمال موفقیت اندکی برای آن قائل شد. عملیات بارورسازی ابر‌ها فرآیندی کوتاه‌مدت است و نمی‌توان مثلا امروز برای آن بذرپاشی کرد و چند وقت بعد منتظر نتایج آن بود. این کار زمانی انجام می‌شود که ابر‌های باران زا در منطقه حضور دارد و تاثیر آن ظرف چند ساعت مشخص می‌شود.»

    به گفته او، مطالعات نشان می‌دهد بارورسازی ابر‌ها نهایتا در گستره جغرافیایی کوچک و با حداکثر ۱۰ درصد افزایش بارش انجام می‌شود.

     

    واقعیت این است که حتی اگر بارورسازی بتواند ۱۰ درصد بارش‌ها را افزایش دهد، باز هم تاثیر آن در مقیاس ملی ناچیز است. دلیل این امر آن است که به دلیل خشکسالی، متوسط میزان بارش حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد کاهش پیدا می‌‎کند و در نسبت با این رقم، بارورسازی نمی‌تواند راه‌حلی برای جبران خشکسالی باشد.

    ایران سالانه حدود ۲۵۰ میلیارد مترمکعب بارندگی دارد که درصد بالایی از آن تبخیر می‌شود. بخش عمده باقی‌مانده نیز به‌دلیل سدسازی‌های بی‌برنامه یا حتی برداشت بی‌رویه از بین می‌رود. در چنین شرایطی، تمرکز بر افزایش موقتی بارش، بدون اصلاح الگوی مصرف آب و تغییرات ساختاری در حوزه مدیریت منابع آب، تغییری پایدار ایجاد نمی‌کند.

    از سوی دیگر باید به برخی از ایرادات ساختاری اشاره کرد. در استان‌هایی مانند سیستان‌وبلوچستان که همواره از مناطق هدف بارورسازی بوده‌اند، حتی در صورت افزایش بارش، به دلیل نبود سامانه‌های جمع‌آوری و ذخیره آب، اثر بارورسازی به سرعت از بین برود. در سیستان و بلوچستان این موضوع در راستای باران‌های موسمی نیز مطرح می‌شود.

    در سیستان و بلوچستان، باران‌های موسمی که هر ساله در مرداد و شهریور وارد استان می‌شوند، به‌دلیل نبود زیرساخت‌های مناسب جمع‌آوری و ذخیره آب، عملا به هدر می‌روند. در بسیاری از مناطق، نبود سد‌های کوچک محلی، آب‌گیر‌های خاکی و شبکه‌های انتقال باعث می‌شود حجم زیادی از بارش‌ها در مدت کوتاهی به سیلاب تبدیل شده و به بیابان یا دریا سرازیر شود.

    از سوی دیگر، فرسودگی شبکه‌های آبرسانی شهری و روستایی و نبود برنامه منسجم برای نفوذ آب در سفره‌های زیرزمینی، موجب می‌شود تاثیر این بارش‌ها بر بهبود وضعیت منابع آبی استان بسیار محدود باشد.

    این تنها مثالی از وضعیتی است که به دلیل نبود مدیریت بهینه در منابع آبی کشور، باران هدر می‌رود. از این رو باید گفت شاید بهتر باشد مسئولان به جای مدیریت جو به مدیریت منابع آبی، کاهش مصرف کشاورزی، اصلاح الگوی مصرف و زیرساخت‌های آبی بپردازند.

    باید گفت پروژه بارورسازی ابر‌ها در ایران، بیش از آنکه یک سیاست اقلیمی باشد، به نماد نوعی «مدیریت نمادین» در بخش آب تبدیل شده است. درواقع بارورسازی ابر‌ها تلاشی برای نشان دادن اقدامات به اصطلاح عملی در برابر بحران است، اما این در حالی است که بارورسازی ابر‌ها به ریشه‌های واقعی بحران نمی‌پردازد و تنها در حکم مسکنی موقت عمل می‌کند.

    تداوم این مسیر، به‌ویژه با اتکا به داده‌های غیرشفاف و برآورد‌های غیرعلمی، می‌تواند منابع مالی اندک کشور را به مسیر‌های غیرمولد هدایت کند. باید گفت حتی اگر بارورسازی ابر‌ها بتواند نهایتا ۱۰ درصد بر افزایش بارش‌ها اثر داشته باشد، مقدار آن در برابر خشکسالی موجود ناچیز است.

  • هیچ جای دنیا خشکسالی را با بارورسازی ابرها حل نمی کنند / نمی‌شود هر چه دلمان خواست آب مصرف کنیم و برای جبران، ابرها را بارور کنیم!

    هیچ جای دنیا خشکسالی را با بارورسازی ابرها حل نمی کنند / نمی‌شود هر چه دلمان خواست آب مصرف کنیم و برای جبران، ابرها را بارور کنیم!

    به گزارش اقتصادران، « صادق ضیائیان»   رئیس مرکز ملی پیش‌بینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوا در واکنش به اظهارات اخیر  رئیس سازمان توسعه و بهره‌برداری فناوری‌های نوین آب‌های جوی مبنی بر اینکه «در مناطقی که بارورسازی ابرها انجام شده، به طور متوسط ۱۵ تا ۲۰ درصد بارش باران افزایش داشته است.»  و  در پاسخ  به سوالی درباره  میزان کارآمدی این روش و تأثیر آن را در رفع خشکسالی   گفت:  باورسازی ابرها روشی برای رفع خشکسالی نیست. به طور مثال فرض کنید یک عملیات بارشی خوب در بهترین شرایط ۱۰ میلی‌متر بارش داشته باشد، اگر این مقدار را ۱۵ درصد افزایش دهیم، یک و نیم میلی‌متر به این بارش افزوده می‌شود. اگر این افزایش بارش در خیابان رخ دهد نیز فایده‌ای ندارد و مهم است که کجا این عملیات صورت بگیرد، هر جایی و با هر ابر و هر سامانه‌ای نیز نمی‌توان این کار را کرد. مثلا اگر عملیات پشت یک سد باشد، ارزشمند است.

    وی با بیان اینکه متوسط بارش کشور حدود ۲۳۰ میلی‌متر است، گفت: فرض کنید امسال که خشکسالی است، بارش نزدیک به ۳۰ الی ۴۰ درصد از این عدد پایین‌تر بوده است. حال فرض بگیرید که تمام سامانه‌های جوی که روی کشور فعال می‌شوند، امکان باورسازی داشته باشند -که این فرض محال است اما ما فرض محال را هم امکان‌پذیر در نظر می‌گیریم- فرض کنید هواپیماها یا ابزار باروری تمام سطح آسمان کشور را دربر بگیرند -که این نیز فرض محالی است- اگر این دومین فرض محال هم درست باشد، باز این عدد کمکی به رفع خشکسالی کشور نمی‌کند.

    ضیائیان خاطرنشان کرد: بارش باید به عدد ۲۳۰ میلی‌متر برسد که این کار امکان‌پذیر نیست، مگر آنکه با اهدافی خاص در روی سدهایی خاص در مناطقی محدود کارهایی انجام بگیرد که بتواند مقداری قضیه را بهبود دهد.

    «بارورسازی ابرها» راهکار رفع خشکسالی نیست

    رئیس مرکز ملی پیش‌بینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوا تأکید کرد: هیچ جایی در دنیا نیست که توانسته باشد، مشکل خشکسالی خود را توسط باروری ابرها حل کند. راهکار رفع خشکسالی، باروری ابرها نیست. این کار به‌عنوان یک راهکار عمومی مطرح نیست؛ برای یک جای محدود قابل قبول است؛ مثلاً برای پشت یک سد.

    او در پاسخ به این پرسش که بهترین راهکار رفع خشکسالی چیست؟ تصریح کرد: بهترین روش‌ها برای رفع خشکسالی آن‌هایی هستند که منجر به صرفه‌جویی می‌شوند؛ روش‌های مدیریت منابع آب، روش‌های جلوگیری از هدررفت آب در لوله کشی‌ها، روش‌های تغییر الگوی کشت، روش‌های بهبود نژادی برای کشاورزی و…. روش‌های بسیار زیادی هستند که تأثیر و کارایی به مراتب بیشتری دارند.

    وی تصریح کرد: حرف من این نیست که این راهکار را باید به‌ کلی کنار گذاشت. بلکه معتقدم این راهکار هم وجود دارد، اما این‌طور که در بین عامه مردم جا افتاده که این روش، همه‌چیز است؛ خیر، اینطور نیست.

    هر کدم از ما باید الگوی مصرف خود را تغییر دهیم

    ضیائیان تاکید کرد: اینگونه نیست که منِ نوعی هرقدر خواستم آب مصرف کنم، کسی هم هست که ابرها را برایم بارور کند تا این مصرف جبران شود! چنین چیزی امکان‌پذیر نیست. در واقع در هیچ جای دنیا امکان‌پذیر نیست. هر کدم از ما باید الگوی مصرف خود را تغییر دهیم. ما نمی‌توانیم هرطور که می‌پسندیم در این کشور خشک و نیمه‌خشک رفتار کشاورزی و رفتار مصرفی آب داشته باشم و بگوییم دولت هست و برایمان ابر را بارور می‌کند. این بارورسازی اصلاً جوابگوی این رفتار نیست.

    رئیس مرکز ملی پیش‌بینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوا ادامه داد: بهروه‌وری این روش در بهترین شرایط ۱۵ تا ۲۰ درصد است؛ اما مثلا شاید از هر ۱۰۰ بارش، روی ۱۰ مورد بتوان این کار را انجام داد. هر سامانه و هر ابری را نمی‌توان بارور کرد. شاید از بین ۱۰ ابر باران‌زایی که به کشور می‌آید، روی دو یا سه مورد از آن بتوان کاری کرد که بارش حدوداً ۱۵ تا ۲۰ درصد افزایش داشته باشد.