برچسب: باج نیوز

  • کسب درآمد مافیای رسانه‌ای از صنعت نفت و پتروشیمی / روایتی از بازار چند ده میلیاردی باج‌گیری و آلودگی خبری

    کسب درآمد مافیای رسانه‌ای از صنعت نفت و پتروشیمی / روایتی از بازار چند ده میلیاردی باج‌گیری و آلودگی خبری

    به گزارش اقتصادران، در حالی که صنعت نفت و پتروشیمی ایران زیر فشار تحریم‌ها، ناترازی انرژی و بحران سرمایه‌گذاری دست‌وپا می‌زند، شبکه‌ای کوچک، اما بسیار قدرتمند و ثروتمند از رسانه‌های مخرب، در سایه نبود نظارت نهاد‌های نظارتی و امنیتی رشد کرده و به یکی از سودآورترین بستر‌های فساد تبدیل شده است. این گزارش، پرده از مدل درآمدزایی این رسانه‌ها برمی‌دارد؛ شبکه‌ای که با تیتر، بحران می‌سازد و با حذف همان تیتر، ثروت.

    ظهور یک صنعت زیرزمینی در دل صنعت نفت

    رسانه‌های تخصصی انرژی قرار بود ناظر باشند؛ قرار بود تحلیل ارائه دهند و فساد و ناکارامدی را افشا کنند. اما در سال‌های اخیر، گروهی از این رسانه‌ها به صنعتی کاملاً جدید تبدیل شده‌اند: صنعتی که محصولش «فشار رسانه‌ای» است و روش کسب درآمدش «باج‌گیری رسانه‌ای». این شبکه، در سایه غفلت نهاد‌های نظارتی و امنیتی، نه‌تنها رشد کرده بلکه به یکی از سودآورترین فعالیت‌ها در ساختار تصمیم‌گیری نفت و پتروشیمی بدل شده است.

    نام رسانه‌های بسیار خاص درباره حوزه نفت حالا دیگر بار‌ها در محافل نفتی مطرح شده‌اند؛ رسانه‌هایی که گفته می‌شود برادران مسئول در آن با چند تماس و چند گزارش، می‌توانند پروژه‌ای را از مسیر خارج کنند، مدیری را تخریب کنند، یا امتیازی را برای پیمانکاران فراهم سازند. اما سؤال اساسی این است: این رسانه‌ها چگونه پول در می‌آورند و مدل اقتصادی آنها چیست؟

    چرخه طلایی درآمد؛ از تخریب تا معامله

    روش درآمدزایی این رسانه‌ها، برخلاف ظاهر ساده‌شان، کاملاً حساب‌شده و سه‌مرحله‌ای است. مرحله نخست با انتشار یک خبر جنجالی آغاز می‌شود؛ خبری که معمولاً فاقد سند کامل است، اما کافی است تا افکار عمومی و مدیران را تحت‌فشار بگذارد. در مرحله دوم، تماس‌ها آغاز می‌شود؛ پیشنهاد «اصلاح خبر» یا «حذف آن» مطرح می‌شود. مرحله سوم جایی است که درآمد اصلی شکل می‌گیرد: دریافت پول، قرارداد، پروژه یا امتیاز مدیریتی.

    این چرخه، در سال‌های اخیر چنان فراگیر شده که بسیاری از مدیران معتقدند «انتشار خبر، آغاز مذاکره است.» یعنی خبر، نه برای اطلاع‌رسانی، که برای شروع یک معامله طراحی می‌شود.

    بازار چند ده میلیاردی باج‌گیری رسانه‌ای

    یکی از عجیب‌ترین پدیده‌ها در صنعت نفت، اختلاف فاحش میان درآمد رسانه‌های رسمی و رسانه‌های مخرب است. در حالی که روزنامه‌های بزرگ کشور برای پرداخت دستمزد خبرنگاران مشکل دارند، رسانه‌های مخرب حوزه نفت و پتروشیمی، گردش مالی چند ده میلیاردی دارند. این رقم‌ها تنها از مسیر تبلیغات به‌دست نمی‌آید؛ بلکه حاصل معاملات پنهان، حذف خبر‌های سفارشی و قرارداد‌های غیرشفاف است.

    بررسی‌های غیررسمی نشان می‌دهد که برخی از این رسانه‌ها سالانه رقمی معادل سود یک پیمانکار متوسط نفتی درآمد دارند. این حجم پول بدون نظارت امنیتی و مالی، عملاً شبکه‌ای تاریک ایجاد کرده که تبدیل به یک «مافیای رسانه‌ای» شده است.

    نقشه نفوذ پیمانکاران در رسانه؛ تیتر به‌عنوان سلاح پروژه‌گیری

    یکی از مهم‌ترین مسیر‌های درآمدی رسانه‌های مخرب، همکاری پنهان با پیمانکاران است. این رابطه در ظاهر دیده نمی‌شود، اما اثرش در پروژه‌های نفتی کاملاً قابل ردیابی است. پیمانکاری که در رقابت با رقیب خود قرار دارد، کافی است چند گزارش علیه پروژه رقیب منتشر شود تا فضای تصمیم‌گیری مخدوش شود. فشار رسانه‌ای باعث توقف یا تأخیر پروژه می‌شود و پیمانکار وابسته وارد میدان شده و پیشنهاد جایگزین می‌دهد. رسانه نیز سهم خود را دریافت می‌کند.

    به‌این‌ترتیب، تیتر رسانه به ابزار اقتصادی تبدیل می‌شود؛ سلاحی که قیمت دارد و قابل معامله است. در این روند، رسانه نه‌تنها به افکار عمومی خیانت می‌کند بلکه به ساختار توسعه کشور نیز آسیب می‌زند.

    دخالت در انتصابات؛ درآمدزایی از تغییر مدیر

    دریافت امتیاز برای سکوت، تبلیغ یک مدیر، یا تخریب رقیب، به بخش مهمی از درآمد این رسانه‌ها تبدیل شده است. بسیاری از مدیران نفتی می‌گویند: «برخی رسانه‌ها به‌جای انتشار خبر، انتصاب می‌فروشند.»

    نهاد‌های نظارتی و امنیتی کجای ماجرا هستند؟

    شاید عجیب‌ترین بخش این گزارش همین باشد: اینکه با وجود گستردگی این شبکه، نهاد‌های نظارتی و امنیتی هنوز ورود جدی نکرده‌اند. صنعت نفت و پتروشیمی، بخش استراتژیک کشور است؛ اخلال در آن، اخلال در امنیت اقتصادی محسوب می‌شود.

    پس چرا نظارتی بر گردش مالی رسانه‌هایی که در این حوزه فعالیت می‌کنند وجود ندارد؟ چرا منابع مالی آنها روشن نیست؟ چرا ارتباط آنها با پیمانکاران رصد نمی‌شود؟

    عدم ورود نهاد‌های امنیتی، این پیام را به رسانه‌های مخرب داده که «فضا باز است». نتیجه آن شده که این رسانه‌ها نه‌تنها جسورتر شده‌اند، بلکه وارد حوزه‌هایی می‌شوند که پیشتر حتی تصور آن نیز دور از ذهن بود.

    قدرت گرفتن رسانه‌هایی که هیچ نظارتی بر آنها نیست

    این رسانه‌ها امروز آن‌قدر قدرتمند شده‌اند که می‌توانند بر سر مدیران منتصب‌شده سایه بیندازند. مدیران مجبورند برای دور ماندن از تیتر‌های تخریبی، با این رسانه‌ها وارد معامله شوند. این روند نه‌تنها فسادزا است، بلکه ساختار مدیریت کشور را نیز بی‌ثبات می‌کند.

    نبود نظارت امنیتی، رسانه‌های مخرب را از حد یک رسانه خارج کرده و به بازیگران واقعی صنعت نفت تبدیل کرده است. آنها امروز برای برخی پیمانکاران کار می‌کنند، در برخی انتصابات دخالت می‌کنند و حتی بر برخی قرارداد‌های کلیدی اثر می‌گذارند.

    ادامه بی‌تفاوتی یعنی تبدیل‌شدن رسانه‌های مخرب به یک قدرت مستقل

    اگر نهاد‌های امنیتی همچنان نسبت به رشد این شبکه بی‌تفاوت بمانند، آینده تاریکی در انتظار صنعت نفت است. این شبکه‌ها کم‌کم به قدرتی تبدیل می‌شوند که می‌تواند وزارتخانه را نیز تحت مدیریت غیررسمی خود قرار دهد. وقتی درآمد یک رسانه کوچک از درآمد یک واحد صنعتی هم بیشتر شود، یعنی ساختاری بیمار در حال شکل‌گیری است.

    راهکار‌هایی که نهاد‌های امنیتی سال‌ها نادیده گرفتند

    نظارت بر گردش مالی رسانه‌ها، شفاف‌سازی مالکیت آنها، بررسی ارتباط آنها با پیمانکاران و ایجاد سامانه ثبت قرارداد‌های رسانه‌ای، مواردی بوده که بار‌ها پیشنهاد شده، اما هیچ‌گاه اجرایی نشده است. اگر نهاد‌های نظارتی و امنیتی این مسیر‌ها را فعال نکنند، این شبکه هر روز پیچیده‌تر و گسترده‌تر خواهد شد.

    رسانه‌های مخرب حوزه نفت و پتروشیمی، فقط مشکل رسانه‌ای نیستند؛ یک مسئله امنیتی‌اند. آنها با ایجاد بحران، پول درمی‌آورند؛ با تخریب مدیر، امتیاز می‌گیرند و با نفوذ در پروژه‌ها، میلیارد‌ها تومان جابه‌جا می‌کنند. همه اینها در سایه غفلت نهاد‌های امنیتی رخ می‌دهد. اگر این غفلت ادامه یابد، صنعت نفت دیگر نه توسط متخصصان، بلکه توسط چند رسانه با منافع پنهان هدایت خواهد شد.

  • بازار داغ باج‌نیوزها! / از باج ۵ میلیارد تومانی برای حذف یک مدیر اقتصادی تا توئیت ۱۲۰ میلیونی که نباید زده شود!

    بازار داغ باج‌نیوزها! / از باج ۵ میلیارد تومانی برای حذف یک مدیر اقتصادی تا توئیت ۱۲۰ میلیونی که نباید زده شود!

    به گزارش اقتصادران، باشگاه روزنامه نگاران در یادداشتی سه قسمتی به قلم مهدی جلیلی به موضوع باج‌نیوزها پرداخته که متن کامل آن در پی می آید:

    ضرورت مقابله با باج نیوزها / ۵ میلیارد تومان گرفت تا یک مدیر اقتصادی را بیندازد و انداخت

    ۵ میلیارد تومان برای برانداختن رئیس یک نهاد اقتصادی هزینه شد. مجری این پروژه یک چهره رسانه‌ای بود که شاید نمی‌دانست پشت این تقلا برای برکنار کردن آن فردی که مورد ضرب قرار داده بود، چند هزار میلیارد تومان گردش مالی وجود داشت. شاید این فرد هرگز نمی دانست برای به مقصود رساندن چه کسی تلاش کرد. نتیجه کار او ولی فقط برکناری یک نفر نبود.

    اولین قربانی این چنین پروژه‌هایی رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران شریفی بودند که به دنبال شفافیت و مقابله با فساد مشغول روزنامه‌نگاری تحقیقی یا افشاگرانه بودند. بعد از آنکه این ماجرا عیان شد، همه روزنامه‌نگارانی که در زمینه سوت زنی و تحقیقی مشغول بودند با این اتهام روبرو شدند؛ که چقدر پول گرفته‌ای.

    آن چهره رسانه‌ای اولین نفری نبود که با مکانیزم باج نیوزها اقدام به پمپاژ خبر و تولید محتوا می کرد؛ آخرین هم نبود. از این مثال در چند سال اخیر نمونه های بسیاری وجود دارد.

    آقای الف یک میلیارد هزینه برای افشای یک خبر در توییتر و توزیع آن توسط ۵۰ اکانت وابسته به خود می‌گیرد.

    آقای ع برای هر توئیت در حمایت از یک وزیر ۱۵ میلیون تومان می گیرد و برای توزیع این توئیت به ازای هر اکانت ۱۰ میلیون هزینه به وزارتخانه تحمیل می کند.

    خانم ص برای اینکه توئیت نزند پول می گیرد. ۱۲۰ میلیون. در یک رقم به گفته یکی از مقامات وزارت اقتصاد، فقط در سال ۱۴۰۲ بانک ها در مجموع بیش از ۱۰۰ میلیارد تومان برای همکاری با باج نیوزها هزینه کرده اند.

    در دنیای امروز، اطلاعات و محتوایی که به دست مردم می رسد، به مثابه سلاحی قدرتمند در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی عمل می‌کند.امروز و بعد از ورود جهان به دوران وب ۳ رسانه‌های کوچک و کاربران شخصی در کنار رسانه های بزرگ به بازیگرانی تبدیل شده اند که نقشی کلیدی در شکل‌دهی به افکار عمومی دارند.

    در این میان و در کنار (یا بهتر بگوییم در مقابل) همه تلاش های ستودنی و شجاعت و شرافت روزنامه نگارانی که عمری به دنبال افزایش آگاهی و توسعه کشور بوده اند، نوعی رسانه‌نگاری مخرب تحت عنوان «باج نیوز» متولد شده و به معضلی جدی برای دنیای ارتباطات و اطلاع رسانی تبدیل شده است.

    تعداد باج نیوزها که با انگیزه‌های مالی، سیاسی یا شخصی اقدام به تخریب، تطمیع و تحریف اخبار می‌کنند، در سایه بی سوادی مدیران ترسو و بی عملی جامعه رسانه ای در سوت زنی علیه باج نیوزها، روزبروز در حال افزایش است. همه می دانند که آن‌ها نه به دنبال حقیقت، که به دنبال منافع خاصی هستند و از طریق فشار رسانه‌ای بر افراد و نهادها ارتزاق می کنند، اما همچنان برای پیش بردن کارهای خود یا مقابله با جریان های رقبا، به این باج نیوزها پروژه می دهند و این ساختار انگل وار را تقویت می کنند.

     

    مدیران روابط عمومی چگونه بلعیده می‌شوند؟ / نگاهی به چهار پیامد گسترش باج‌نیوزها

    یکی از مهم‌ترین ابزارهای باج نیوزها، ایجاد و بهره‌برداری از اتاق پژواک است. این پدیده زمانی رخ می‌دهد که افراد در معرض اطلاعاتی قرار می‌گیرند که باورهای پیشین آن‌ها را تقویت می‌کند، یا ارتباط عمیقی با خودشان دارد. بدون آنکه امکان مواجهه با دیدگاه‌های متفاوت داشته باشند. در چنین فضایی، اخبار جعلی و تحریف‌شده بارها و بارها توسط منابع مختلف بازنشر می‌شود تا جایی که تصویری پساحقیقی از جهان برای فرد می سازد.

    اتاق پژواک حفره بزرگی است که مدیران و روابط عمومی‌ها را درخود می‌بلعد و با انعکاس پساحقیقت، آنها را مرعوب می‌کند. شگرد باج نیوزها گیر انداختن سوژه‌های خود در اتاق پژواک است. مدیران یا افراد سرشناس به یکباره با حجم انبوهی از اخبار علیه خود در کانال ها و اکانت‌های وابسته به باج نیوزها روبرو می‌شوند و گمان می‌کنند، همه جهان نیز مانند آنها با همین خبر بمباران شده است. در صورتی که این همان حفره اتاق پژواک است که دارد آنها را می بلعد

     

    پیامد گسترش باج نیوزها چیست؟

    چنان که گفتم نتیجه عملکرد باج نیوزها تنها لکه دار کردن چهره یک مدیر یا نهاد نیست، آنها در قدم اول روزنامه نگاری حرفه ای و اقتصاد رسانه را نابود می کنند. چون بخش قابل توجهی از هزینه های اطلاع رسانی و تبلغات نهادها و شرکتها را می بلعند و اقتصاد رسانه های حرفه ای را تهدید می کنند.

    دومین پیامد گسترش باج نیوزها تضعیف اعتماد عمومی است. انتشار مداوم اخبار نادرست و تخریبی، باعث فرسایش اعتماد عمومی به رسانه‌ها و حتی حقیقت می‌شود. افراد در مواجهه با حجم عظیمی از اطلاعات ضدونقیض، در نهایت دچار بی‌اعتمادی گسترده‌ای می‌شوند.

    چهارمین پیامد باج نیوزها نیز ترویج باورهای افراطی و قطبی‌سازی جامعه است. در اتاق پژواک، نظرات مخالف به ندرت شنیده می‌شوند، این امر باعث تقویت گفتمان‌های افراطی و تقلیل ظرفیت جامعه برای گفت‌وگوی سازنده می‌شود.

     

    چگونه می‌توان با باج نیوزها مقابله کرد؟

    برای توسعه کشور باید با باج نیوزها مقابله کرد. آنها حقیقت را به مسلخ می‌برند و هیچ چیزی خطرناک‌تر از قربانی شدن حقیقت و بی‌اهمیت شدن راستگویی در جامعه نیست. این فضای متشتت و مملو از پروژه بگیرهای رسانه ای، بزرگترین مانع توسعه در کشور با اتکا به حقیقت است. چنین فضایی مانع از رسوایی چهره های فاسد و تداوم اداره کشور با اتکا به باج دهی و باج خواهی می شود.

    برای مقابله با باج نیوزها باید در قدم اول اجماع گسترده در میان اهل رسانه برای حفاظت از روزنامه نگاری حرفه ای شکل بگیرد و خود روزنامه نگاران در کسوت افشاگری و سوت زنی، اقدام به افشا و رسوایی باج نیوزها کنند.

    دومین قدم تقویت سواد رسانه‌ای مدیران است. باید به مدیران و چهره های سرشناس آموخت که در تله اتاق پژواک و باج خواهی نیفتند و با اتکا به شفافیت مقابل باج نیوزها بایستند.

    سومین قدم استفاده از چهره های مسلط و توانا در اداره روابط عمومی سازمان ها و نهادهای موثر و ثروتمند است. مدیران روابط عمومی مهمترین عضو از زنجیره مقابله با باج نیوزها هستند.

    چهارمین قدم نیز اصلاح قوانین و مقابله حقوقی با باج‌گیری رسانه‌ای است.وضع قوانین سخت‌گیرانه‌تر و برخورد جدی با رسانه‌هایی که از طریق دروغ‌پردازی اقدام به باج‌گیری می‌کنند، می‌تواند از آسیب‌های بیشتر جلوگیری کند.

     

    سخن آخر اینکه؛ باج نیوزها تهدیدی جدی برای سلامت رسانه‌ای و اجتماعی یک جامعه هستند. آن‌ها با ایجاد اتاق پژواک، حقیقت را تحریف کرده و با بازی روانی بر روی مخاطبان، قدرت نفوذ خود را گسترش می‌دهند. مقابله با این پدیده نه‌تنها به نفع افراد و نهادهایی است که در معرض حملات این رسانه‌ها قرار می‌گیرند، بلکه یک ضرورت اجتماعی برای حفظ گفت‌وگوی سالم، اعتماد عمومی و انسجام اجتماعی است.