برچسب: اینفلوئنسر

  • «بلاگری»؛ شغل جدید برای جوانان ایرانی!

    «بلاگری»؛ شغل جدید برای جوانان ایرانی!

    به گزارش اقتصادران، با توجه به شایع شدن بلاگری میان جوانان و ترجیح آنان به داشتن چنین درآمدی به جای کارمند شدن، این پرسش به وجود می‌آید که آیا جوانان در معرض آسیب اجتماعی قرار گرفته‌اند؟! نگرانی دیگر این است که آیا انتشار محتوای تخصصی از جانب فردی که متخصص نیست می‌تواند به داده‌ها اجتماعی آسیب وارد کند؟

    در این خصوص روزنامه فرهیختگان گفت‌وگویی با امیر مجرد، پژوهشگر رسانه، داشته است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:

    ایران پس از برزیل، در رتبه دوم جهان از نظر نسبت تعداد بلاگر‌ها به جمعیت شاغل قرار دارد. این آمار از یک سو نشان‌دهنده فعالیت گسترده ایرانیان در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی است، اما از سوی دیگر نگرانی‌هایی جدی درباره کیفیت و عمق محتوا‌های تولید شده و تأثیرات اجتماعی آن به همراه دارد.

    photo_5798509972395510901_y

    امیر مجرد، پژوهشگر رسانه، در این باره می‌گوید بلاگری مفهومی چندوجهی و تخصصی است که متأسفانه در ایران اغلب با اینفلوئنسری اشتباه گرفته می‌شود. او تأکید می‌کند که بلاگر‌ها معمولاً کار تخصصی و پژوهش‌محور انجام می‌دهند، در حالی که اینفلوئنسر‌ها صرفاً با تولید محتوای روزمره و جذب دنبال‌کننده، به دنبال تأثیرگذاری و درآمدزایی هستند.

    یکی از دلایل رشد بی‌سابقه اینفلوئنسر‌ها در ایران، شرایط نامناسب اقتصادی و درآمد پایین مشاغل سنتی است. مجرد توضیح می‌دهد که حقوق کم و شرایط سخت کاری باعث شده جوانان به دنبال راه‌های درآمدزایی آسان‌تر مثل تولید محتوا در فضای مجازی بروند. او همچنین اشاره می‌کند که بسیاری از جوانان به دلیل نداشتن رزومه یا تجربه کاری، ترجیح می‌دهند وارد این حوزه شوند که نیاز به مدرک یا تخصص خاصی ندارد.

    از سوی دیگر، نقش ضعف رسانه‌های رسمی در افزایش جذابیت شبکه‌های اجتماعی و بلاگری برجسته شده است.

    محمدرضا اصنافی، کارشناس رسانه، تأکید می‌کند که ضعف رسانه‌های سنتی در پاسخ به نیاز‌های مخاطبان و ارائه محتوای جذاب، باعث شده بازار سرگرمی و اطلاع‌رسانی به سمت شبکه‌های اجتماعی سوق پیدا کند.

    با این حال، این رشد سریع و بی‌قاعده بلاگری و اینفلوئنسری باعث شده کیفیت محتوا‌ها کاهش یابد و بسیاری از تولیدات به سمت سطحی‌نگری و ابتذال سوق پیدا کنند. امیر مجرد هشدار می‌دهد که الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی به جای ترویج محتوا‌های عمیق و تخصصی، محتوای کم‌ارزش و پرجلب توجه را تقویت می‌کنند که این روند به تهی شدن محتوای فضای مجازی منجر شده است.

    او همچنین بیان می‌کند که ظهور هوش مصنوعی و ابزار‌های نوین مانند چت‌جی‌پی‌تی باعث شده اعتماد مخاطبان به اینفلوئنسر‌ها کاهش پیدا کند و این افراد با بحران تأثیرگذاری مواجه شوند. نسل جوان امروزی بیشتر به دنبال پاسخ سریع و دقیق از هوش مصنوعی هستند تا دنبال کردن تولیدات اینفلوئنسر‌هایی که ممکن است صرفاً به دنبال کسب درآمد باشند.

    با وجود این چالش‌ها، بلاگری و اینفلوئنسر بودن برای بسیاری از ایرانیان به ویژه نسل جوان، تبدیل به یک فرصت اقتصادی و اجتماعی شده است. این فضا امکان کسب درآمد بیشتر و انعطاف زمانی را فراهم کرده که در مشاغل سنتی کمتر دیده می‌شود. همچنین، تولید محتوا برای برخی به عنوان راهی برای ابراز وجود و رسیدن به موفقیت اجتماعی به شمار می‌رود.

    کارشناسان گزارش به ضرورت مدیریت حکمرانی رسانه‌ای تأکید دارند. اصنافی می‌گوید سیاست‌های محدودکننده‌ای مانند فیلترینگ به جای مدیریت هوشمندانه باعث ضعیف شدن رقابت سالم محتوا و افزایش محتوای بی‌کیفیت شده است. برای بهبود وضعیت، باید به تولید محتوای فاخر و ارتقای کیفیت شبکه‌های اجتماعی توجه ویژه شود و ظرفیت‌های بالقوه بلاگری در حوزه‌های علمی، صنعتی و فرهنگی استفاده گردد.

  • تب بالای بلاگری بین خانواده های ایرانی / ۶هزار میلیارد تومان، درآمد بلاگر‌ها از راه تبلیغات

    تب بالای بلاگری بین خانواده های ایرانی / ۶هزار میلیارد تومان، درآمد بلاگر‌ها از راه تبلیغات

    به گزارش اقتصادران، بر اساس آنچه یکتانت از بازاریابی دیجیتال ایران در سال ۱۴۰۲ روایت کرده است، شبکه‌های اجتماعی به بخش جدایی‌ناپذیر زندگی ایرانیان تبدیل شده‌اند.

    گویا تلگرام با ۵۰ میلیون کاربر ایرانی، همچنان یکی از محبوب‌ترین پیام‌رسان‌ها برای ایرانیان است؛ علاوه بر این گفته‌شده است که بیش از نیمی از ایرانیان، در اینستاگرام فعال هستند و باوجود محدودیت‌ها، یوتیوب نیز همچنان پرکاربردترین پلتفرم برای مشاهده ویدئو است.

    به نظر می‌رسد نقطه مشترک همه این پلتفرم‌ها در محبوبیت، فرصت‌های ارزشمندی است که در اختیار کسب‌وکار‌ها و کاربران قرار داده‌اند. این پلتفرم‌ها فضایی برای کاربران فراهم کرده‌اند که با راه‌اندازی فروشگاه‌های آنلاین و بهره‌گیری از روش‌های خلاقانه بتوانند کالا و خدمات خود را برای سایر کاربران به نمایش بگذارند. این روند باعث شده است که اکنون تعداد فروشگاه‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی، فعال هستند به بیش از ۱٫۲ میلیون فروشگاه برسد و دراین‌بین، اینستاگرام با بیش از ۹۶۰ هزار فروشگاه، بالاترین رتبه را از آن خودکرده است.

    اینستاگرام، ۴۵ میلیون کاربر ایرانی دارد

    با توجه به این گزارش، تعداد کاربران ایرانی فعال در اینستاگرام در سال ۱۴۰۱، ۴۱میلیون کاربر بوده و در سال ۱۴۰۲ به ۴۵میلیون کاربر رسیده است. متوسط تعداد صفحات عمومی که کاربران اینستاگرام دنبال می‌کنند نیز، ۳۲۷ صفحه است که در سال ۱۴۰۲ نسبت به سال ۱۴۰۱، رشد ۱۹درصدی داشته است.

    علی‌رغم محدودیت‌هایی که برای ایرانیان در استفاده از پلتفرم‌های خارجی و به‌طور مشخص، اینستاگرام وجود دارد، در سال ۱۴۰۲بیش از ۵۷۰ میلیون پست با رشد ۲۹٫۵ درصدی، بیش از ۷٫۲ میلیون صفحه عمومی با رشد ۱۴٫۰درصدی، بیش از ۵۴۱ میلیارد لایک با رشد ۸۶ درصدی و درنهایت بیش از ۴۵ میلیون صفحه خصوصی با رشد ۹٫۸ درصدی نسبت به سال ۱۴۰۱ در کارنامه اینستاگرام فارسی ایرانیان به چشم می‌خورد.

    در گزارش یکتانت از سال گذشته، به‌وضوح مشخص است که میزان تعامل کاربران در سال ۱۴۰۲ رو به افزایش بوده و روند متفاوتی نسبت به سال ۱۴۰۱ که پاییز و زمستانی پر اختلال داشت، در پیش‌گرفته است. اکنون هر ایرانی به‌طور متوسط در سال ۱۲ هزار پست لایک می‌کند که این آمار۷۱درصد بیشتر از سال ۱۴۰۱ است.

    پنج حوزه اول فعالیت صفحات عمومی در اینستاگرام فارسی به مد و پوشاک، سبک زندگی، اشخاص و افراد تأثیرگذار، اخبار، زیبایی و مراقبت از پوست تعلق دارد و برند‌ها و کسب‌وکار‌ها نیز در رتبه دهم قرارگرفته‌اند. این داده‌ها که با بررسی بیش از ۱۱هزار کسب‌وکار فعال در اصناف و اتحادیه‌های مختلف به‌دست‌آمده، نشان می‌دهد که متوسط دنبال کنندگان هر صفحه از کسب‌وکار‌ها حدود ۱۴۶۰۰ کاربر است.

    این آمار همچنین نشان می‌دهد که کمتر از یک‌سوم کسب‌وکار‌های فعال در اینستاگرام، فروشگاه فیزیکی هم دارند و ۷۱٫۱ صفحات کسب‌وکارها، تنها از طریق اینستاگرام کسب درآمد دارند.

    ۶هزار میلیارد تومان، درآمد بلاگر‌ها از راه تبلیغات

    در سال ۱۴۰۲درآمد تقریبی صفحات پرمخاطب و اینفلوئنسر‌های ایرانی در شبکه‌های اجتماعی از طریق تبلیغات بیش از ۶هزار میلیارد تومان بود، این در حالی است که در سال ۱۴۰۱ این درآمد کمتر از ۲ هزار میلیارد تومان بود. پردرآمدترین اینفلوئنسرها، آن‌هایی بودند که در مورد موضوعات خانواده و سبک زندگی، اخبار و سرگرمی و اوقات فراقت تولید محتوا می‌کردند. جالب است بدانید، تعرفه تبلیغات هم نسبت به سال ۱۴۰۱ افزایش داشته است و این افزایش قیمت در اینستاگرام، بیشتر از تلگرام بوده است.

    همان‌طور که در ابتدای گزارش گفته شد، اینستاگرام با ۹۶۰هزار فروشگاه، با اختلاف بیشترین سهم فروشگاه‌های آنلاین ایرانی را از آن خودکرده است، این در حالی است که این پلتفرم همچون بسیاری از پلتفرم‌های بین‌المللی با اختلالات شدید و فیلترینگ روبه‌رو بوده است. تلگرام نیز با بیش از ۱۱۰هزار فروشگاه در رتبه دوم قرار دارد و پس‌ازآن روبیکا با حدود ۱۰۰ هزار فروشگاه، روبینو با ۸۰ هزار فروشگاه، سروش پلاس با ۲۰ هزار فروشگاه و بله با ۱۵ هزار فروشگاه، به ترتیب در جایگاه های‎ بعدی قرار گرفتند.

    با توجه به این گزارش، آنچه به‌وضوح مشخص است، این است که اختلالات اینترنت و فیلترینگ، بااینکه آسیب بسیار زیادی به کسب‌وکار‌ها وارد کردند، نتوانستند مانع رشد آن‌ها شوند. بسیاری از کاربران با استفاده از محیطی که در فضای مجازی فراهم شد، برای خود ایجاد درآمد کردند. درآمدی که اگر درگرو محدودیت‎‌ها نبود، روند رشد چشمگیرتری طی می‌کرد. حتی شاید این امکان به وجود می‌آمد که آمار و ارقام دقیق این درآمد‌های مجازی به‌عنوان بخشی از اقتصاد دیجیتال به شمار رود.

  • مردم می‌گویند ما به دولتی مالیات می‌دهیم که بهره وری ندارد و پولهایمان حیف و میل می‌شود

    مردم می‌گویند ما به دولتی مالیات می‌دهیم که بهره وری ندارد و پولهایمان حیف و میل می‌شود

    به گزارش اقتصادران، احسان خاندوزی، وزیر اقتصاد و دارایی، درباره اخذ مالیات از بلاگر‌ها و اینفلوئنسرها، گفت: «اخذ مالیات از این افراد که بیش از ۵۰۰ هزار نفر دنبال کننده دارند، در بودجه آمده بود. ۵۵۱ کاربر شناسایی شده و مشمول حکم قانون بودجه ۱۴۰۱ بودند که ۱۲۳ فعال بیش از ۲۳۰۰ میلیارد تومان درآمد داشته‌اند و وزارت اقتصاد دنبال اجرای قانون است.»

    اوایل تابستان سال جاری، سازمان سازمان امور مالیاتی اعلام کرد درحال صدور برگه متمم برای ۱۲۳ اینفلوئنسر با درآمد دو هزار میلیارد تومانی هستند؛ متممی که موجب می‌شود مالیات دریافتی از آن‌ها بیش از ۵۰۰ میلیارد تومان شود. البته پیشتر و در زمستان سال ۱۳۹۹ نیز، اعلام شده بود؛ افرادی که در فضای مجازی فعالیت دارند و بالای ۵۰۰هزار نفر آن‌ها را دنبال می‌کنند باید مالیات بپردازند. همچنین نمایندگان مجلس شورای اسلامی، بندی را در قانون بودجه سال ۹۹ تصویب کردند که بر اساس آن، درآمد‌های کاربران دارای بیش از ۵۰۰ هزار دنبال‌کننده در رسانه‌های کاربرمحور (اینستاگرام و تلگرام) از محل تبلیغات مشمول مالیات بر درآمد خواهد بود. همچنین طبق بند ذ قانون بودجه سال ۱۴۰۰ در خصوص مالیات فعالیت‌های اینستاگرامی آمده است که درآمد‌های کاربران دارای ۵۰۰ هزار دنبال‌کننده در رسانه‌های کاربرمحور از محل تبلیغات مشمول مالیات بر درآمد خواهد بود.

    نرخ تبلیغات برای پست و استوری‌های اینستاگرامی در بلاگر‌هایی که دنبال کننده‌های فعال و پرشماری دارند، گاهی از ۱۵۰ میلیون تومان نیز فراتر می‌رود. با این وجود برخی فعالان این حوزه معتقدند با توجه به فیلترینگ اینستاگرام، دریافت مالیات از این شبکه اجتماعی، توجیهی ندارد. شهربانو منصوریان، ووشوکار ایرانی، نیز از جمله افرادی است که به پـرداخت مـالیات برای فعالیت اینستاگرامی خود موظف شده است. وی، ویدیویی اعتراضی را در این باره منتشر کرده و معتقد است به عنوان ورزشکار، نباید مالیات بلاگری پرداخت کند.

    مالیات یک جاده دو طرفه است

    وحید شقاقی گفت: «قبل از هرچیز باید به این نکته دقت کنیم که تعیین مالیات برای اینفلوئنسر‌ها و فعالان مجازی ربطی به تعداد دنبال کنندگان آنان ندارد. ممکن است یک فرد در فضای مجازی یک میلیون نفر دنبال کننده داشته باشد. این که اصلا ایرادی ندارد. مسئله، «گردش مالی» است. درواقع این نکته مهمی است که باید بررسی شود، فردی که اکانت‌های پربازدید و دنبال کنندگان فعال و پرتعداد دارد، آیا از پلتفرم‌هایی از جمله اینستاگرام، کسب درآمد می‌کند؟ اگر کسب درآمد می‌کند، مثل همه افرادی که کسب درآمد کرده و مالیات پرداخت می‌کنند، این افراد نیز باید مالیات بپردازند. مالیات در تمام دنیا یا بر درآمد بسته می‌شود یا بر ثروت. قانون باید مشخص کند افرادی که کسب و کار خاصی روی پلتفرم‌ها دارند یا بابت تبلیغات در فضای مجازی درآمد کسب می‌کنند، مشمول مالیات می‌شوند. اگر فرد از فضای مجازی درآمد بالایی دارد، طبیعتا باید بخشی از این درآمد را به عنوان مالیات بپردازد.»

    وی افزود: «در حال حاضر، دولت، به شکل دست و پا شکسته، مدام پایه‌های مختلف نظام مالیاتی را بدون انسجام و ارتباط نظام‌مند اضافه می‌کند و به عنواین مختلف، این فعالیت را انجام می‌دهد. از این منظر، توصیه من به دولت این است که این نظام مالیاتی را یک بار سر و سامان دهد. تقریبا همه اقتصاددان‌ها می‌پذیرند که دولت باید با مالیات اداره شود و اصل اقتصاد نیز، برای کارآمدی به درآمد‌های مالیاتی دولت وابستگی دارد. اما مسئله این است که در بحث مالیات باید اتفاقاتی رخ دهد که مردم نیز احساس رضایت داشته باشند. برای مثال در سوئد یا سایر کشور‌های اسکاندیناوی، مردم مالیات‌های سنگینی پرداخت می‌کنند و حتی بیش از ۴۰ درصد درآمد خود را به مالیات دهی اختصاص می‌دهند، اما در مقابل این پرداخت مالیات، دولت‌های رفاه اسکاندیناوی، از یک سو خدمات ویژه و برجسته‌ای ارائه می‌دهند و از سوی دیگر پاسخگو هستند و نسبت به مصرف درآمد‌های مالیاتی شفاف عمل می‌کنند. مالیات یک جاده دو طرفه است، یک جاده یک طرفه نیست که از سوی دولت به سمت مردم باشد. دولت باید مالیات بگیرد، اما در سوی دیگر جاده هم باید خدمات داده و نسبت به مصرف درآمد‌های مالیاتی پاسخگو باشد. دولت باید نسبت به مصرف درآمد‌های مالیاتی شفاف باشد و باید بهره وری دولت بالاتر برود. مردم می‌گویند ما به دولتی مالیات می‌دهیم که بهره وری ندارد و پولهایمان حیف و میل می‌شود.»

    عدم تناسب مالیات و خدمات در کشور 

    این استاد دانشگاه در ادامه گفت: «دولت باید در ازای مالیاتی که از مردم می‌گیرد، خدماتی ارائه دهد. برای مثال در کشور‌های اسکاندیناوی، شاهد «آموزش رایگان با کیفیت» هستیم یا «خدمات سلامت و بهداشت رایگان و با کیفیت» ارائه می‌شود. همچنین «خدمات با کیفیت نگهداری از سالمندان» وجود دارد. در کنار این ها، بسیاری از خدمات با کیفیت دیگر نیز وجود دارد که دولت از محل مالیات‌ها می‌پردازد؛ به همین دلایل است که می‌گویم مالیات یک جاده دو طرفه است، یعنی درست است که مردم مالیات می‌پردازند، اما به دولتی مالیات می‌دهند که با بهترین کیفیت و شفاف‌ترین و پاسخگو‌ترین حالت ممکن نسبت به مالیات عمل می‌کند. در کشور ما اتفاقی که رخ می‌دهد این است که مدام پایه‌های مالیاتی اضافه می‌شود، بدون این که ارتباط و نظم بین پایه‌های مالیاتی دیده شود. همچنین دولت‌های ما نسبت به محل مصرف مالیات هیچگونه پاسخگویی ندارند و خدمات متناسب با مالیات عرضه نمی‌کنند. این نوع رفتار‌ها باعث می‌شود مالیات از دید مردم نوعی «پول زور» در نظر گرفته شود.»

    وی افزود: «من مخالف پرداخت مالیات توسط کسب و کار‌های اینترنتی و فعالان پلتفرم‌ها نیستم، یعنی اگر فردی از اینستاگرام و امثالهم درآمد کسب می‌کند، بهتر است مالیات هم پرداخت کند، اما به شرط آن که پایه‌های مالیاتی ما نیز از نظم و انسجام کافی برخوردار باشد. درحال حاضر دولت تحت فشار است و درآمد دولت نیز به خاطر فشار تحریم ها، کاهش یافته است، در نتیجه به سمت مالیات روی آورده و از هر جایی که پیدا می‌کند، به دنبال کسب درآمد مالیاتی است. ایرادی ندارد، اما بهتر است اول دولت پایه‌های مالیاتی را به شکل نظامدار و مرتبط تعریف کند، یعنی در شرایطی که مالیات بر درآمد تعریف می‌شود دیگر مالیات بر ثروت تعریف نشود. متاسفانه در کشور ما همه نوع مالیات تعریف می‌شود و هیچ نظم و انسجام یا حتی قانون مترقی مالیاتی نیز وجود ندارد. دولت‌های ما نسبت به مصرف درآمد‌های مالیاتی نه بهره وری نشان می‌دهند نه شفافیت و پاسخگویی و در نتیجه آن جاده یک طرفه که اشاره کردم، در اقتصاد ایران به وجود آمده است. همه این‌ها باعث می‌شود مردم و کسبه همواره با نارضایتی اقدام به پرداخت مالیات می‌کنند.»

    این اقتصاددان تاکید کرد: «چه فایده‌ای دارد که ما مالیات بدهیم و بخشی از آن با فساد و رانت، حیف و میل شود؟ این نوع سیستم مالیات گیری و بی ثمر بودن آن در انظار عمومی، روح و روان یک ملت را به بازی می‌گیرد. مشکل بزرگ تعیین مالیات در کشور ما این است که به شکل گسسته و جدا جدا پایه مالیاتی تعریف می‌شود. مالیات یک قانون واحد لازم دارد که پایه‌های مالیاتی به شیوه‌ای منظم، شکل بگیرد. متاسفانه در کشور ما هر جایی که دولت، مایل باشد، فورا مالیات تعیین می‌کند و سعی دارد کسب درآمد کند. این نوع رفتار‌های دولت در شرایط کنونی اقتصاد که فشار شدیدی از کانال تورم به ملت تحمیل می‌شود، به معنای واقعی کلمه مردم را آزار می‌دهد.»