برچسب: انقلاب

  • کاسه‌های داغ‌تر از آش پشت واژه انقلابی‌گری حاشیه درست می‌کنند

    کاسه‌های داغ‌تر از آش پشت واژه انقلابی‌گری حاشیه درست می‌کنند

    به گزارش اقتصادران، سالار ولایت‌مدار  درباره این‌که‌ مسئولان در سال ۱۴۰۴ باید در تصمیم‌گیری به چه سمت‌سویی بروند تا کشور دیگر با چالش‌های که در سال ۱۴۰۳ داشت دست و پنجه نرم نکند، گفت: ان‌شاءالله که این سال، سال بابرکت و سال با عزتی برای همه مردم، همه انسان‌ها و به خصوص مردم بزرگ ایران باشد. امیدواریم خدای متعال عنایت کند تا سال پر بارانی داشته باشیم.

    این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی با اشاره به این‌که امیدوارم خداوند سال ۱۴۰۴ باران‌های خوبی به ما بدهد، اظهار داشت: اولین دغدغه و نگرانی‌ ما مشکل آب  و بارندگی است، که این دیگر دست ما نیست. باید خداوند را دعا و التماس کنیم که به ما و به مردم ما عنایت کند. چون واقعاً اگر وضعیت ذخایر آب‌مان این‌گونه باشد، همگی با هم مانند سرنشینان یک کشتی آسیب خواهیم دید و  اینجا استثنا ندارد. ان‌شاءالله خدا عنایت خواهد کرد و مثل همیشه به ما رحم می‌کند.

    وی ادامه داد: چالش بعدی ما معیشت مردم است، همان‌طور که در دیدار با رهبری، ایشان محکم مسئله اصلی نظام را معیشت عنوان کردند. این خط بطلانی بود به یک سری نظریه‌هایی که حاشیه درست می‌کنند. کاسه‌هایی که از آش داغ‌ترند، افرادی که نگاه‌های متفاوت دارند و حالا در پشت واژه انقلابی‌گری خودشان می‌خواهند مسائل دیگری بیان کنند، در واقع آقا با صحبت‌هایشان همه این چیزها را کنار زدند.

    نماینده قزوین در مجلس شورای با بیان این‌که امروز مسئله اساسی کشور معیشت مردم است، عنوان کرد: من می‌خواهم این نوید را به مردم عزیزم به عنوان یک خادم، به عنوان یک نماینده و به عنوان عضو کمیسیون امنیت ملی که بحث امنیت ملی و داخلی و  روابط خارجی را بررسی می‌کنیم، بدهم که به اذن الله، شاید برای اولین بار است که یک هماهنگی و اهتمامی بین همه رده‌های نظام، یعنی بین ۳ قوا، بین نهادها و بین رده‌های اقتصادی دولتی، خصولتی و خصوصی در جهت حل مشکل معیشت مردم ایجاد شده است.

    وی یادآور شد: شاید یکی از دلایلی که تا الان وضع‌مان سامان نگرفته، نبود همین هماهنگی بین قوا و سایر نهادها و رده‌ها بوده است. من این هماهنگی را حس می‌کنم، البته هنوز راه داریم. جلسات ادامه دارد و داریم کارها را دنبال می‌کنیم.

    این نماینده مجلس خاطرنشان کرد: برای حل مشکلات ۵۰ درصد مسئله همین است و ۵۰ درصد دیگر اهتمام و استفاده از این فرصت‌ها و اختیاراتی است که در متعلق به این رده‌ها و این قوه‌ها است. به امید خدا ما بر این مسئله فائق می‌آییم و از این هم عبور می‌کنیم.

    ولایت‌مداری ادامه داد: چالش‌های دیگری هم داریم، همین که عده‌ای دغدغه وضعیت فرهنگ و عفاف را دارند. معتقدم این مسئله باید به دست همین قشر (زنان کشور) حل شود. یعنی من احساس می‌کنم خانم‌ها بهترین توانمندی را برای حل این مسئله دارند. من خودم به عنوان یک مسلمان ساکن این کشور خدا وکیلی از بانوان، دختران و زنان ایرانی تشکر می‌کنم. خداوکیلی از این رعایت اصول اخلاقی و انسانی و این تربیت عالی لذت می‌برم. حالا یک عده قلیل هم به هر دلیلی ساختار را رعایت نمی‌کنند و این رفتارهای ساختارشکنانه را به ۲دسته تقسیم می‌کنم؛ اکثریت آن‌ها غافلند و حواسشان نیست. یک عده قلیل و کوچکی هم ممکن است ماموریت‌هایی برای ایجاد تنش داشته باشند. ان‌شاءالله خدا کمک می‌کند و از این هم عبور می‌کنیم.

    وی افزود: چالش‌های دیگری ما در سطح کشور داریم؛ مثل بحث‌های امنیتی، مثل افغانستان و ساماندهی اتباع که این‌ها را در دستور کار داریم که ان‌شاءالله این هم به یک شکل مسالمت‌آمیز حل می‌شود، به طوری که آسیب دوطرفه نشود. یعنی جزو دستور کار است.

    این عضو کمیسیون امنیت ملی تاکید کرد: بحث توسعه ارتباط با همسایه‌ها به لطف خدا دارد شکل می‌گیرد. آن شیطنت‌هایی که داشت صورت می‌گرفت، در حال مدیریت است.

    وی بیان کرد: در بحث امنیتی ملی درست است که حال طرف ما در دنیا، موجوداتی مانند نتانیاهو و ترامپ هستند که قابل پیش‌بینی نیستند و این‌ها را نمی‌دانیم باید در جرگه کدام موجودات آورد ولی من فکر می‌کنم یک انسجام خوبی در منطقه صورت گرفته و با قدرتی که نظام مقدس جمهوری اسلامی دارد، ان‌شاءالله بیشتر هم خواهد شد. معتقدم این رفتارهای‌شان بیشتر یک نمایش روانی است تا عملی و ان‌شاءالله آن هم تحقق پیدا نخواهد کرد.

  • اگر یک بار تنگه هرمز را ببندیم تا شریعتمداری دلش خوش بشود و حکومتی هم به جلیلی بدهیم دیگر همه مشکلات حل می‌شود!

    اگر یک بار تنگه هرمز را ببندیم تا شریعتمداری دلش خوش بشود و حکومتی هم به جلیلی بدهیم دیگر همه مشکلات حل می‌شود!

    به گزارش اقتصادران، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم درباره اقدامات دولت سایه اظهار کرد: متاسفانه ضررهایی که تا به حال جلیلی از طرح مسئله برجام و بعد در زمان شورای امنیت ملی به کشور وارد کرد جبران ناپذیر است و بالاخره یک روزی باید جواب بدهد.

    او تصریح کرد: در دولت یازدهم و دوازدهم مسئله برجام در حال حل شدن بود و مسئله تحریم‌ها تقریبا داشت برداشته می‌شد و مذاکره‌ای هم قرار بود با آمریکا صورت بگیرد، ظریف و روحانی بسیار خردمندانه تلاش کردند تا موارد فوق را به نتیجه برسانند ولی همین امثال جلیلی بودند که بدون اینکه توجه عقلانی برای مخالفت خود داشته باشند نگذاشتند مسائل حل شود.

    فاضل میبدی خاطرنشان کرد: سایه شوم تحریم‌هایی که آن روزها در حال برداشته شدن بود را الان در مواردی چون قطعی برق مشاهده می‌کنیم؛ این قطعی برق که در پنج ماه اخیر هم وجود داشته و مرتفع نشده است مربوط به زمانی است که کشور تحریم شد و برای رفع آن سرمایه گذاری نشد.

    عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم تاکید کرد: تحریم‌ها باعث شد زیرساخت‌های ایجاد شده برای توسعه از بین برود و کسی نفت ما را به قیمت مناسب نخرد و مواردی مثل قطعی برق‌ اثرات همان کارشکنی‌های کاسبان تحریم‌ها است.

    فاضل میبدی در ادامه یادآور شد: چرا مملکتی که اولین یا دومین کشور تولید کننده گاز است باید اینگونه با کمبود مواجه شود و بگوییم ناترازی تولید گاز داریم این مسئله خجالت آور است و اینکه چه کسانی مسبب آن هستند باید تکلیفش روشن شود.

    او تصریح کرد: می‌خواهم مسئله‌ای را مطرح کنم که شاید ظاهری طنز داشته باشد. حکومت اسلامی ۲ چیز به ۲ نفر بدهکار است یکی بستن تنگه هرمز به حسین شریعتمداری کیهان و یکی هم یک حکومت به جلیلی و اگر یک بار تنگه هرمز را ببندیم تا شریعتمداری دلش خوش بشود و حکومتی هم به جلیلی بدهیم دیگر همه چیز تمام و مشکلات حل می‌شود این حرف من طنز است ولی واقعیت همین است. شریعتمداری فکر می‌کند اگر تنگه هرمز بسته شود دنیا تسلیم ایران شده و ایران سوار بر دنیا می‌شود.

    عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم افزود: جلیلی خیال می‌کند هر دولت دیگری غیر از خودش بیاید و با آن دولت مبارزه کند کشور گل و بلبل و دنیا تسلیم ایران می‌شود.

    فاضل میبدی تاکید کرد: دولت در سایه و پایدارچی‌ها تاکنون ضرر و زیان زیادی را برای کشور بر بار آوردند و باید کسانی که دلشان برای این کشور می‌سوزد بیایند و قاطعانه جلوی اقدامات دولت در سایه را بگیرند.

    او اضافه کرد: دولت سایه ارزیابی خاصی ندارد و روشن است که وجود آن تاکنون برای کشور خطرناک بوده است. در همه جای دنیا دولت یکی است و فرد و دستگاه پاسخگو هم باید مشخص و یکی باشد و اینکه کسی در سایه بنشیند و خودش دولت تشکیل داده و دنیا را تهدید کند و برای دولت مردم نسخه بپیچد، موضوع خطرناکی بوده و از هر زهری برای این مملکت کشنده‌تر است.

    عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: چرا باید کشوری با موقعیت ایران صاحب ثروت و استعداد و با وجود موقعیت ژئوپلتیکی امروز در مسیر تأمین نیازهای خودش مانده باشد چه کسی باید پاسخگوی این چراها باشد.

    فاضل میبدی افزود: ما بیش از ۴۰ سال است که انقلاب کرده و به مردم وعده عدالت و رفاه داده‌ایم و گفتیم که شرایط زندگی از زمان شاه بهتر می‌شود و وعده‌های آزادی سیاسی و مدنی دادیم چرا نباید تاکنون به این وعده‌ها عمل کرده باشیم.

    عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم گفت: علت انتقادات و دخالت جلیلی در امور دولت همان است که گفتم یک ریاست جمهوری و حکومت از کشور طلبکار است و ظاهرا این بدهی باید به او داده شود.

  • انقلاب هندوانه نیست که صادر شود!

    انقلاب هندوانه نیست که صادر شود!

    به گزارش اقتصادران، روزنامه هم میهن نوشت:

    رویکردهای سیاست خارجی و نیز به‌کارگیری نیروها و مواضع او در برابر پوشش زنان، همه روشن است و پیشتر هم در جریان انتخابات بارها گفته است.

    یکی از تندروها در نقد این جمله پزشکیان که دنبال صادر کردن انقلاب نیستیم، با تبختر مثال‌زدنی می‌گوید: «دیر آمدی صادر شده است!» درحالی‌که نمی‌داند انقلاب هندوانه نیست که صادر شود. چون پزشکیان این گزاره را در کنار مذمت از کشورگشایی آورده که همه بدبختی‌های منطقه از روحیه توسعه‌طلبی و کشورگشایی برخی کشورهاست که اگر نبود، امروز مشکلات منطقه کم بود.

    این افراد ظاهراً نمی‌دانند که کشورهای دیگر هم دنبال صادرات ارزش‌های خود از طریق کشورگشایی بودند؛ ولی نه‌تنها شکست خوردند که مشکلات خود را پیدا کردند. دو نمونه شرقی و غربی آن یعنی دخالت نظامی شوروی و آمریکایی آن را در افغانستان دیده‌ایم. صادرات انقلاب یا هر ارزش دیگر فقط از طریق ساختن الگوی ارزشمند در جامعه مبدأ است که متاسفانه تندروهای اصواگرا این الگو را ملکوک کرده‌اند.

    تندرو جوان دیگری به اصل ۱۵۲ قانون اساسی اشاره می‌کند که آن را مصداق ضرورت صدور انقلاب دانسته است. درحالی‌که احتمالاً یک بار هم این اصل را نخوانده؛ چراکه این اصل مصداق روشن همان مواضعی است که آقای رئیس‌جمهور گرفته است.

    حملات دیگر علیه دولت به انتصابات آن باز می‌گردد.متاسفانه در دولت گذشته هزاران نیروی فاقد کیفیت و بدون صلاحیت را جذب و استخدام کردند و بار مالی سنگینی را بر دوش مردم بار کردند و اکنون به‌جای عذرخواهی از مردم مدعی‌اند که چرا با همین نیروهای بی‌کیفیت و ناتوان کار نمی‌شود؟ این ایده خودخواهانه و ناشی از نشناختن ماهیت دولت جدید است. این‌گونه انتصاب‌ها در هنگام تعیین دولت هم مطرح بود و همه آنها مورد قبول واقع شدند؛ پس تندروها به چه چیزی ایراد می‌گیرند؟

    به‌علاوه، پیش‌تر به اعضای اتاق فکر یا ستاد پزشکیان یا شورای راهبری او نیز معترض بودند. ولی توجه ندارند بخش مهمی از مردم به‌خاطر همین افراد به پزشکیان رای داده‌اند. تازه خود او را هم به دلیل «عدم التزام به اسلام!» رد کرده بودید. پس رویکرد شما هم از طرف ساختار رسمی مردود شده که او را با همین شرایط تایید کردند و هم از طرف مردم رد شده که او را به نامزد طرفدار گزینش و محدودیت ترجیح دادند.

    پس اعتراض شما به چیست؟ نکند از نتایج نظرسنجی تاسف‌بار صداوسیما چنین برداشت غیرمعقولی را استنتاج کرده‌اید؟ ظاهراً تندروها هنوز متوجه نشده‌اند که انتصاب‌ها در این دولت بر مبنای شایسته‌سالاری است. کافی است نمونه مدیر منصوب این دولت در سازمان بورس را با مدیر منصوب دولت پیش مقایسه کنید؛ مدیری که از کف بازار سرمایه و در حدود چهار دهه بالا آمده و تمام مراحل را طی کرده و بر سلامت و کارشناسی او اتفاق نظر است.

    در مقابل، مدیر دیگری که از دانشگاه امام‌صادق آمده و عملکردش برای بورس در مجموع منفی بوده و از همه بدتر با آن وام چندمیلیاردی به خودش از بورس استعفا داد و رفت که از هر نظر فاجعه‌بار بود و در نهایت هم آن وام را پس داد تا بیش از این آبروریزی نشود. یکی دیگر در حمله به رئیس‌جمهور مواضع او در مورد حجاب و برخوردهای غیرقانونی با زنان را تخطئه کرده و می‌گوید:«امروز بحث از بی‌حجابی فراتر رفته و به سمت برهنگی رفته است. ما نباید حجاب را قربانی بازی‌های سیاسی کنیم».

    پرسش این است که چرا ماجرا از بی‌حجابی گذشته؟ عملکرد شماست که کلاً حجاب را بی‌اعتبار کرده و دنبال حفظ آن از طریق انتظامی و مواجهه قهرآمیز هستید، و الا آقای رئیس‌جمهور در عین تاکید بر رفتار قانونی نسبت به نقض هنجارها هم تذکراتی متوازن داد. شما هنوز نتوانسته‌اید همین دستاوردهای موجود را حفظ کنید؛ ولی مدعی صادرات آن شده‌اید. همین رفتارها و انتظارات یکسویه تندروهاست که موجب شکل‌گیری بحران حجاب شده و هرچه تندتر برخورد کنید، عوارض آن نیز تندتر خواهد بود.

  • مردم به استیصال رسیده‌اند / حاکمیت در حال آتش زدن خانه است!

    مردم به استیصال رسیده‌اند / حاکمیت در حال آتش زدن خانه است!

    به گزارش اقتصادران، تقی آزاد ارمکی در نشست «دولت چهاردهم» با محوریت موضوعات سیاست، تحزب، مشارکت و سرمایه اجتماعی در محل خانه اندیشه‌ورزان برگزار شد، اظهار کرد:  اینکه گفته شود جامعه ما توده‌ای و فله‌ای است را قبول ندارم و آن را اهانت به مردم می‌دانم، آیا این به معنای آن است که هر چه حاکمیت بگوید مردم انجام می‌دهند؟

    وی افزود: حاکمیت التماس می‌کند که مردم در انتخابات شرکت کنند اما مردم شرکت نمی‌کنند. یا به مردم التماس می‌کند که پول خود را در آنجا که می‌گویم سرمایه گذاری کنید اما مردم انجام نمی‌دهند. چرا که جامعه منطق دارد.

    آزادارمکی عنوان کرد: مردم اشتباه نکردند که انقلاب کردند اما انقلاب آن‌ها تصاحب شد. منطق انقلاب به قبل از انقلاب باز میگردد. روایت پس از انقلاب روایت خود انقلاب نیست بلکه روایت جمهوری اسلامی است.

    این جامعه‌شناس تصریح کرد: مدعیان انقلاب مسایل مهمی داشتند، جبهه ملی، چپی‌ها، مجاهدین، نهضت ملی، مسلمان‌ها، ولایی‌ها و… مسأله داشتند که به انقلاب رسیدند. مساله آن ها استقلال کشور بود که حراج رفته بود.

    وی ادامه‌ داد: برخی می‌خواستند کشور را به شوروی بدهند و برخی به آمریکا. اما مردم انتخاب کردند، ما می‌توانستیم کمونیست شویم و بخشی از بلوک شرق شویم اما اینچنین نشد. کمونیست نشدیم و از سوی دیگر آمریکایی هم نشدیم.

    آزادارمکی اظهار کرد: اما پس از آن اراده نکردیم که کشور برپا شود و نساختیم. سپس توهین به مردم شروع شد. مردم گزینش شدند، تمام بچه‌های انقلاب گزینش شدند. بنابراین باید نگاه تغییر کند و مسیر عوض شود.

    این جامعه‌شناس با اشاره به چالش موجود در کشور گفت: اکنون به آشتی ملی نیاز داریم. مردم قهر کرده‌اند. کسی که همسر او قهر کرده است خانه خود را آتش نمی‌زند بلکه سعی در آشتی همسر خود دارد اما حاکمیت در حال آتش زدن خانه است، کسانی که اعتراض کردند زندانی هستند، این یعنی آتش زدن.

    وی ادامه داد: اراده لازم است تا وفاق ملی و آشتی شکل گیرد چرا که اکنون مردم به استیصال رسیده‌اند. همین مردم در روز بعد از انقلاب خیابان‌ها را تمیز کردند تا دولت جدید کار خود را شروع کند.

    آزاد ارمکی با بیان اینکه باید مردم حس کنند جامعه متعلق به آن‌ها است، عنوان کرد: شهروندی که در سوئیس که قانون را رعایت می‌کند، حس می‌کند که جامعه متعلق به او است اما در جامعه ما مردم جامعه را مال خود نمی‌دانند.

    استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران تصریح کرد: لازم است از سوی حاکمیت به زنان احترام گذاشته شود. اطراف دانشگاه تهران تا شعاع یک کیلومتری تمام عرصه عمومی را تخریب کردند که مبادا یک دانشجوی دختر و دانشجوی پسری پیاده‌روی کنند!

    وی افزود: استاد دانشگاه نمی‌تواند یک قرار دیدار با دانشجوی خارج از دانشگاه داشته باشد، چرا که باید از روز قبل به حراست اطلاع داده شود و حراست بررسی‌ کند که این آدم درست است یا نه! این‌ها برای مردم آزار دهنده است و اذیت شده‌اند.

    آزادارمکی گفت: باید مردم را به رسمیت شناخت و در این صورت حزب هم ظهور می‌کند. از سوی دیگر نباید برای مردم تصمیم گرفت. مردم ما از قدیم کربلا می‌رفتند چرا الان باید حکومت نوع رفتن به کربلا و مدت زمان آن را تعیین کند.

    این جامعه‌شناس با اشاره به مشکلات در کشور عنوان کرد: اکنون راه نجات کشور توسعه است. آن‌هایی که شعار عدالت دادند به بیراهه‌ رفتند و آن‌هایی که شعار دمکراسی دادند هم نتوانستند آن را محقق کنند، به همین جهت لازم است به سمت توسعه برویم.

    به گزارش خبرنگار جماران، نشست اول از سلسله نشست های «دولت چهاردهم» با محوریت موضوعات سیاست، تحزب، مشارکت و سرمایه اجتماعی با حضور تقی آزاد ارمکی، احمد زیدآبادی، بیژن عبدالکریمی، سید جواد میری، کیومرث اشتریان در محل خانه اندیشه‌ورزان برگزار شد.

  • در ايران، استاد بي‌سواد باشد، اما سياسي نباشد، اخراج نمي‌شود!

    در ايران، استاد بي‌سواد باشد، اما سياسي نباشد، اخراج نمي‌شود!

    به گزارش اقتصادران، نشست «موقعيت توسعه در ايران» و در «آكادمي دانايان» و با حضور و مديريت حسين عبده تبريزي و علي سرزعيم اقتصاددان برگزار شد. وبسايت جماران اين نشست را به‌طور كامل پوشش داده و در اينجا بخش‌هايي از اظهارات علي سرزعيم پژوهشگر توسعه را مي‌خوانيد.

    چرا ايران توسعه نيافته است؟

    تخصيص غيربهينه، معماي توسعه‌نيافتگي ايران است. منابع را بايد به گونه‌اي متفاوت تخصيص دهيم، اما متاسفانه هر اقدام درستي مي‌خواهد انجام شود، انبوهي از فضاسازي‌هاي رسمي و غيررسمي در كشور شكل مي‌گيرد. در اين شرايط، جو اجتماعي به سمتي مي‌رود كه حاكميت از انجام هر تغييري عليل شود. فضاي رسانه‌اي و همه، عليه تغيير بسيج مي‌شوند و بعد نيرو‌هاي امنيتي مي‌گويند دست به چيزي نزنيد، نارضايتي و اعتراض ايجاد مي‌شود! و آنها هم مانع اصلاح و بازتخصيص مي‌شوند.

    توسعه چيزي بيشتر از درآمد بالا است، اما يك جامعه فقير، قطعا نمي‌تواند توسعه‌يافته باشد و حداقل بايد درآمد بالايي داشته باشد. در كشور‌هاي توسعه‌يافته، افراد بيشتر، مولدتر و اثربخش‌تر كار مي‌كنند و مجموعه فعاليت‌هاي افراد در جامعه، يكديگر را خنثي نمي‌كنند، بلكه گويا ‌برداري هستند كه يكديگر را تقويت مي‌كنند و هم‌جهت مي‌شوند.

    كشورهاي عربي استثنا هستند

    در تجربه جوامع دو تعادل مي‌شود در نظر گرفت، جوامعي كه سخت كار مي‌كنند و رفاه خوبي هم دارند، مانند امريكا و آلمان و جوامعي مانند آلباني كه چندان به خود زحمت نمي‌دهند و در عين حال رفاهي هم ندارند. كشور‌هاي عربي، در اين ميان استثنا هستند كه پول نفت زيادي دارند، كار نمي‌كنند، اما در عين حال رفاه زيادي دارند، اين استثنا را نمي‌شود قاعده دانست؛ بنابراين كشور‌ها يا با كار زيادِ مولدِ اثربخش به رفاه مي‌رسند يا در فقر و بدبختي غوطه‌ور هستند. سيستم اقتصادي كه در دهه ۴۰ ايجاد شده بود، ما را به سمت اجراي سيستم اول مي‌برد، همانطور كه در تجربه نسل قبل، زندگي همراه با نظم و تلاش را شاهد هستيم. جامعه در حال حركت به سمت ايجاد تعادل نوع اول، يعني سختكوشي و رفاه بود. دهه ۵۰، پول نفت اين تعادل را برهم زد. يك باره پول شديد وارد شد و اقتصاد ما را دگرگون كرد و بلافاصله با وقوع انقلاب، كل آن جريان به هم خورد.

    بعد از انقلاب به سمت الگوي كشور‌هاي توسعه نيافته حركت كرديم

    بعد از انقلاب ما به سمت الگوي كشور‌هاي توسعه‌نيافته حركت كرديم. حكومت به تدريج شروع به امتياز‌هاي اقتصادي دادن، كار كمتر طلبيدن، ايجاد اثربخشي پايين‌تر و غيرمولد بودن كرد. اما در كوتاه‌مدت، به دليل پول نفت، رفاه تا حدي پايين نمي‌آمد. پول نفت تا جايي، سعي مي‌كرد كاهش رفاه ناشي از كار كم را جبران كند، اما از جايي به بعد، شرايط تغيير كرد. اكنون ما به سمت تعادل منفي سوق پيدا مي‌كنيم، جامعه‌اي كه كم كار مي‌كند، مولد نيست و كار‌ها اثربخشي ندارند و بسياري از آنها، يكديگر را خنثي مي‌كنند.

    الگوي ما بايد ژاپن باشد و نه قطر و امارات

    نيرو‌هاي سياسي، خصوصا اپوزيسيون‌هاي برانداز، اين الگو را بسيار ترويج مي‌كنند كه الگوي ما بايد كشور‌هاي عربي باشند، پول نفت و گاز داريم و رفاه ما بايد مانند قطر و امارات باشد. در صورتي كه اين شعاري غلط است. ما نبايد چنين وعده‌اي به جامعه بدهيم، بلكه بايد بگوييم ما بايد به سمت ژاپن شدن حركت كنيم، كشوري كه تلاش كرده و هنوز هم تلاش مي‌كند. سن بازنشستگي‌شان را به ۷۵ سال برده‌اند. آنها با سختكوشي توانستند به ميوه توسعه برسند، نه اينكه جامعه را تحريك كنيم، وعده دهيم كه مي‌خواهيم قطر شويم! هيچ كاري نكنيم، نفت بفروشيم و به توسعه برسيم! حتي برخي در يادداشت‌هاي‌شان مي‌نويسند كه اگر رابطه ما با امريكا اصلاح شود، همه مشكلات حل خواهند شد و به رفاه مي‌رسيم! اين تصور از اساس غلط است.

    پيام‌هاي غلطي به جامعه مي‌دهيم

    توسعه يعني سختكوشي. در كشور‌هاي اروپايي، دانشجويان به مراتب از دانشجويان در ايران بيشتر درس مي‌خوانند. در همه سطوح، كارمندان و كارگران، به مراتب سختكوش‌تر هستند. سيستم به‌شدت رقابتي است. بيكاري پنهان در ادارات ما را ببينيد! در حالي كه در كشور‌هايي مانند هلند و آلمان شدت و جديت كار بسيار بيشتر است. اما ما پيام‌هاي غلطي به جامعه مي‌دهيم.

    در ايران، استاد بي‌سواد باشد، اما سياسي نباشد، اخراج نمي‌شود!

    در ايران، استاد بي‌سواد باشد، اما با سياست كاري نداشته باشد، غيرممكن است اخراج شود! دانشجويي كه به سياست كاري نداشته باشد، درس نخواند هيچ مساله‌اي برايش پيش نمي‌آيد. در حالي كه در كشور‌هاي توسعه‌يافته، كسي كه تلاش نمي‌كند، حتما تنبيه مي‌شود.

    اكثريتي در ميانه طيف هستند كه تعيين مي‌كنند جامعه به كدام سمت و سو حركت مي‌كند. كل جامعه باهم به اين جمع‌بندي مي‌رسند كه سختكوش باشند يا اينكه بگويند مملكت روي هوا است، كار را رها كنيم، در اين شرايط جامعه مي‌تواند با هر دو سو هماهنگ شود، نقش حاكميت در سوق دادن جوامع به سوي اين تعادل‌ها مهم است. حاكميت، با رفتار، انتخاب و تصميمات خود سيگنال‌هايي مي‌دهد كه كمك مي‌كند جامعه به سمت يكي از اين دو تعادل سوق يابد و حول آن هماهنگ و متشكل شود.به رغم درآمد ارزي خيلي بالا كه حدود هزار و ۵۰۰ ميليارد دلار بوده، چنين رشد پاييني ايجاد شده است، براي تحليل علت اين رشد پايين، انواع توجيه‌ها مطرح مي‌شود؛ برخي فساد، خروج سرمايه، هزينه منطقه‌اي، تبليغ دين و … براي اين مساله مطرح مي‌شود. اما اين مسائل كوچك‌تر از آن هستند كه بتوانند حجم مشكل را نشان دهند. نمي‌شود كل مشكل را به اين هزينه‌ها فروكاست. اين تحليل‌ها، توجيهات ساده، روايت‌پذير، قابل گفت‌وگو با توده مردم و ممكن‌كننده بسيج سياسي هستند، اما اين توجيهات نمي‌توانند مساله اصلي را توضيح دهند.

    به اندازه دور كره زمين در ايران لوله‌كشي گاز انجام داديم

    اگر حاكميت براي جهت‌دهي به سرمايه‌ها، سيگنال‌هاي غلط بدهد، مردم نيز رفتارشان را براساس سيگنال‌هاي غلط شكل مي‌دهند و به سمت رفتار‌هاي نابهينه مي‌روند. براي نمونه، ما انرژي گاز را با هزينه و زحمت استخراج كرديم و به اندازه دور كره زمين ما در ايران لوله‌كشي گاز انجام داديم. به روستا‌هاي دورافتاده و كوچك گازكشي كرديم. اوايل انقلاب، چون هنوز سيستم گذشته روي كار بود، فرهنگ اينكه در زمستان لباس گرم بپوشيم و شوفاژ روشن نكنيم، چون گران است، وجود داشت، اما ما اين فرهنگ را به‌طور كلي نابود كرديم و چنان مصرف گاز بالا رفته كه كمبود گاز پيدا كرديم. هر سياست خارجي خوبي هم اگر داشته باشيم، امكان صادرات گاز نيست، چون تماما صرف نياز داخل شده است. رشد مصرف گاز فزاينده است. سيگنال غلط مي‌دهيم كه گاز ارزان و فراگير است، در حالي كه اگر براساس ارزيابي‌ها، در آن مناطق پنل خورشيدي نصب مي‌شد، به صرفه‌تر بود. تك‌سرنشين بودن در دهه ۶۰ نماد رفاه و برخورداري بود، چرا كه بنزين مانند امروز ارزان نبود. با بنزين ارزان، تك‌سرنشيني در خودرو‌ها را افزايش داديم و در پي آن، گرفتاري‌هاي بعدي ايجاد شد. سال‌هاي سال، ارز مسافرتي و سوبسيد براي سوخت هواپيما داديم و به جاي گردشگري داخلي، بيشتر به گردشگري خارجي رونق داديم. حتي در سال تحريم، سال ۹۷، بيش از ۸ ميليارد دلار سفر خارجي داشتيم كه به معناي خروج ارز از كشور است. اين سياست‌ها، با وضعيت اقتصاد ما سازگار نيست. شهريه دانشگاه آزاد را سركوب كردند يا دانشگاه‌هاي ديگر رايگان هستند و افراد به جاي مهارت‌آموزي، به دانشگاه مي‌روند، در اين شرايط، ما با پديده انبوه تحصيلكردگان بيش از نياز اقتصاد در اين سطح توسعه مواجه هستيم. كارگاه‌هاي ما اين ميزان تخصص لازم ندارند. ما به جوشكار، نياز بيشتري داريم تا مهندس مكانيك. ما افراد را در سرمايه‌گذاري عمرشان به اين سمت سوق داديم.

    همه دنبال وام هستند

    نرخ بهره در كشور ما آنچنان سركوب شده كه همه به دنبال پارتي هستند كه وام بگيرند، در حالي كه وام‌دهي در كشور‌هاي ديگر به سادگي نيست، پولي كه بايد در جاي درست تبديل به سرمايه در گردش شود، جاي ديگري به سوداگري هزينه مي‌شود. همه اينها نشان مي‌دهد رفتار‌هاي خرد جامعه به دليل سيگنال‌هاي پيوسته غلط كلان، نابهينه شده است. چرا چنين سيگنال‌هاي غلطي در سطوح كلان كشور داده مي‌شود؟ گاز ارزان، بنزين ارزان، برق ارزان، نرخ وام ارزان، توجيه‌هاي پوپوليستي دارند؛ در كوتاه‌مدت جامعه را خوشحال مي‌كند، اما در بلندمدت كشور را زمينگير مي‌كند. اكنون، جامعه، فرهنگ‌ها، مكان‌يابي شركت‌ها حول اين مفاهيم شكل گرفته‌اند. اما اگر بخواهيم اقتصادمان را درست كنيم، بايد بازتخصيص دهيم. منابع را بايد به گونه‌اي متفاوت تخصيص دهيم. براي نمونه، ما بنزين ارزان مي‌دهيم، افراد به جاي قطار با ماشين شخصي سفر مي‌روند. كنارش تصادفات و كشته‌ها هم داريم. در حالي كه تعادل خوب اين است كه به جاي سوبسيد روي بنزين، خطوط راه آهن را گسترش دهيم و قطار سريع السير مي‌گذاشتيم. در اين صورت، خدمات و فروشگاه‌هاي بين راهي، حول ايستگاه راه آهن شكل مي‌گرفتند.

    روحاني مي‌خواست اصلاحات انجام دهد

    آقاي روحاني مي‌خواست اصلاحاتي انجام دهد، اما قواي ديگر مخالفت مي‌كردند و با حاكميت آشفته‌اي مواجه بوديم كه عليه هم مي‌زدند، روشن است كه در اين شرايط، بازتخصيص نمي‌تواند اتفاق بيفتد و شرايط همان ادامه وضع موجود و حركت به سمت انحطاط است. قبل از تزريق پول نفت، ايران در حال رشد بود و به سمت توسعه رفته بود، بعد از انقلاب هم در دوره سازندگي و بخشي از دوره آقاي خاتمي، ويرانه جنگ شروع به ساخته شدن كرد. همين مردم با همين فرهنگ اين كار را كردند. اينكه برخي مي‌گويند ما مقهور فرهنگ هستيم، درست نيست. بسياري از كشورها، با تصميمات درست، تغييرات جدي ايجاد كردند؛ بنابراين بازتوزيع، مساله مهم است، اما اساسا انقلاب ايران در واكنش به استبداد و اعتراض به جنبه‌هاي غيرمذهبي بود. مساله اصلي ما در هيچ دوره‌اي بازتوزيع و نابرابري نبوده و اكنون نيز گره اصلي ما رشد است. در دهه ۷۰ كه اقتصاد ما كم و بيش رشد كرد، نابرابري كم و رفاه دهك‌هاي پايين بهتر شد. با اينكه نقد‌هايي مطرح است و مي‌گويند مي‌شد بهتر باشد.

    پنج سناريوي محتمل پيش روي ايران

    در تشريح سناريو‌هاي پيش روي ايران با وجود اين حجم از مشكلات مي‌توان به اين موارد اشاره كرد: يك سناريو كه حدود ۵۰ درصد محتمل به نظر مي‌رسد، ادامه وضع موجود است؛ حكومت نمي‌تواند بازتخصيص يا اصلاح وضع اقتصادي انجام دهد و وضع موجود ادامه پيدا مي‌كند، در اين سناريو، جاماندگي ما نسبت به كشور‌هاي همسايه و ديگر كشور‌ها ادامه پيدا مي‌كند و رتبه و رشد اقتصادي پايين‌تر مي‌آيد، فقيرتر مي‌شويم و جامعه هم انحطاط تدريجي دارد. مهاجرت‌ها، نارضايتي‌ها و سركوب‌ها بيشتر مي‌شود و نقطه اتكاي حكومت مرتبا تحليل مي‌رود. سناريوي انقلاب ديگر سناريوي محتمل با ضريب ۵ درصد است. اين انقلاب، استعداد تبديل شدن به جنگ داخلي و جدايي طلبي و ايجاد يك دهه مسائل سياسي حاد، در قالب خونريزي‌ها و زد و خورد‌هاي شديد را دارد، در اين شرايط ناامن، دست‌كم براي يك دهه اقتصاد كنار زده و رشد اقتصادي منفي خواهد شد.

    ايجاد دموكراسي خوب همراه با پذيرش شايسته‌سالاري از سوي حكومت از ديگر سناريو‌ها با ضريب ۵ درصد است. در اين شرايط دوست‌داشتني، چون نهاد‌هاي اجتماعي ما بسيار ضعيف هستند، مطالبات بازتوزيعي بالا مي‌گيرد و فشار‌ها آنچنان شديد مي‌شود كه گروه‌ها و اصناف مختلف، خواهان دريافت حقوق‌شان خواهند بود. در اين شرايط بي‌ثباتي سياسي رقم خواهد خورد و دولت‌هاي كوتاه‌مدت را مانند سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ خواهيم داشت؛ مقطعي كه ايران، آزادي را تجربه كرد. ناراضيان روزنامه داشتند و آنچنان مجلس قوي بود كه دولت‌ها در مقابل آن، ضعيف شده بودند و زودهنگام كنار مي‌رفتند. باطن اين حالت، مانع از ايجاد اصلاحات اقتصادي مي‌شود؛ بنابراين دموكراسي حداكثري هم ما را به اصلاحات اقتصادي نمي‌رساند؛ هر چند كه بهبود فضاي روابط سياست خارجي، ممكن است به بهبود اقتصادي كمك كند؛ مانند تجربه چك‌اسلواكي كه براي پيوستن به اتحاديه اروپا، انگيزه ايجاد اصلاحات را به دست آوردند. هر چند كه ما چنين انگيزه جذابي نداريم.

    ايجاد دموكراسي حداقلي و تدريجي ديگر سناريوي ممكن با ضريب ۳۰ درصد است. ما اكنون دموكراسي حداقلي نداريم، اما قبل از آن، بايد حاكميت قانون تثبيت شود. اين مقدم بر دموكراسي است. حاكميت بايد شروع كند، گام به گام، امتياز‌هاي سياسي و اجتماعي كه از جامعه گرفته است را پس بدهد و گام به گام امتياز‌هاي اقتصادي كه داده است را پس بگيرد. اينگونه دست‌كم، حمايت طبقه متوسط، پشت اصلاحات اقتصادي قرار مي‌گيرد؛ چرا كه طبقه متوسط ما بسيار دلبسته آزادي‌هاي فرهنگي و اجتماعي است. اين امر، براي حكومت پشتيباني اجتماعي ايجاد مي‌كند.

    حكومت نظامي ديگر سناريوي ممكن با ضريب ۱۰ درصد است. بعضي حكومت‌ها به اين نتيجه رسيده‌اند كه براي ايجاد اصلاحات اقتصادي، حريف جامعه نمي‌شوند، يك نظامي ‌كودتا مي‌كند و به زور يكسري اصلاحات را پيش مي‌برد. تجربه شيلي را مي‌توان در اين چارچوب ارزيابي كرد. ابتدا همه ناراضي هستند، اما بعد از گذشت چند سال، ميوه اصلاحات مي‌رسد و كم‌كم، نامشروعيت حكومت كم مي‌شود. اگر آشفتگي‌هايي ايجاد شود كه ما نتوانيم از درون آن اصلاحات اقتصادي را بيرون بكشيم، اين گزينه چندان دور از ذهني نيست. مانند دوره‌اي كه آنچنان هرج و مرج در ايران بالا گرفت كه ابتداي آن مدرس هم از آمدن رضا شاه حمايت كرد.

  • روز ۹ دی حقیقتا یک حماسه بزرگ است

    روز ۹ دی حقیقتا یک حماسه بزرگ است

    به گزارش اقتصادران، آیت الله رئیسی رئیس جمهور در کنگره بین‌المللی اندیشه‌های علامه مصباح یزدی گفت: روز ۹ دی روز بصیرت و میثاق با ولایت است که توفیق داشتم در این جمع باشکوه حضور داشته باشم.  آیت الله مصباح یک چهره اندیشه ورز و دارای اندیشه‌های نو و چهره آزاد اندیشی بود. هم در آزاداندیشی و هم در نوآوری‌های در این حوزه متخصص بود.

    رئیس جمهور با اشاره به این‌که آیت الله مصباح  فقط شاگرد پرور نبودند بلکه جریان ساز بودند، تاکید کرد: نواندیشی و آزاد اندیشی ایشان مبتنی بر مبانی بود، ایشان فقط شاگرد پرور نبودند بلکه جریان ساز بودند و این جریان‌سازی فقط مربوط به زمان حیات ایشان نبوده است یکی از این کارها طرح ولایت بود و برای جوانان ما پر جاذبه بود.

    وی با تاکید بر اینکه طرح ولایت توانست گره‌های ذهنی جوانان را باز کند، افزود: طرح ولایت توانست گره‌های ذهنی جوانان را باز کند، به این گره‌های ذهنی توجه نشود تبدیل به مسئله خواهد شد.

    رئیسی در ادامه با اشاره به کلان پروژه فکری آیت الله مصباح تاکید کرد: امروز روش طرح ولایت الگویی برای صاحبان اندیشه است که نگاهشان به شبهات و گره‌های ذهنی باشد. دفاع عقلانی و منطقی از عقاید و باورها کلان پروژه فکری آیت الله مصباح بود.

    رئیس جمهور عنوان کرد: دفاع عقلانی از عقاید و باورها و مقابله با انحرافات فکری و عقیدتی دیگر ویژگی آیت الله مصباح بود که باید برای صاحبان خرد و اندیشه مورد توجه قرار گیرد.

    وی ادامه داد: شبهات و انحرافات همیشه وجود دارد مهم ایستادگی در مقابل این موارد است که به فکر و اندیشه اصالت می‌دهد. با شجاعت و دفاع از این عرصه بسیار اهمیت دارد.

    رئیس جمهور یگانگی در حرف و عمل را از دیگر ویژگی های آیت الله مصباح برشمرد و گفت: این ویژگی برای یک انسان سالک حائز اهمیت است.

    آیت الله رئیسی مطرح کرد: در روز بصیرت حقیقتا مردم نشان دادند فتنه را خوب شناختند و غبار را کنار زدند و به تبعیت از رهبری فرزانه به صحنه آمدند و به صورت خودجوش اعلام موضع کردند و جریان فتنه را در روز نهم دی خاتمه دادند.

    وی افزود: این روز حقیقتا یک‌حماسه بزرگ است و باید در تاریخ ملت باقی بماند. حضور اثر بخش مردم در عرصه، به فتنه خاتمه داد و این روز باید به عنوان روز بصیرت در راستای بصیرت آفرینی در جامعه بماند و ابعاد این روز و حرکت بزرگ‌ملت تبیین شود.

    رییس جمهور گفت: باور داریم که با این بصیرت و روشن‌بینی مردم، جریان معاند و بدخواه به حاشیه رانده شده و بیشتر به حاشیه رانده خواهد شد.

    آیت الله رئیسی خاطرنشان کرد: یک زمانی رهبر انقلاب فرمودند طلبه سیاسی و دانشجوی سیاسی؛ منظور کیست؟ برخی فکر کردند دانشگاه سیاسی دانشگاهی است که در آن احزاب و گروه‌ها و دسته جات دفتر داشته باشند و جذب نیرو کنند؛ اما بعدا در بیان خود فرمودند منظور من این نبود؛ دانشجوی سیاسی کسی است که اولا جامعه خود را بشناسد؛ ثانیا نیاز جامعه را خوب درک کند؛ ثالثا آماده ایفای نقش برای رفع نیازهای جامعه باشد.

    وی افزود: دانشجوی سیاسی باید آماده خطر کردن باشد و وارد میدان شود؛ بالاخره یک چیزی می شود؛ همین وارد میدان شدن بسیار مهم است که انسان با یک عقیده راسخ و با عزم استوار و با توکل به حضرت حق و با داشته های علمی و برخوردار از یک فکر و اندیشه بلند در صحنه باشد و بتواند ایفای نقش کند.

    آیت الله رئیسی ادامه داد: همین الان بعد از ۸۰ روز اگر بخواهیم در صحنه سیاسی – تحلیلی عرصه را درست ببینیم، از نظر همه صاحبان خرد و اندیشه دنیا و سیاسیون، پیروز میدان، فلسطین است،آنکه باخت و شکست جبران ناپذیر را تحمل کرده، رژیم صهیونیستی است؛ گروهی که نه نیروی دریای و هوایی دارد و نه نیروی زمینی آنچنانی دارد و فقط ایمان قوی دارد، ایمان و شرافت در برابر شرارت پیروز شده است.

    رئیس جمهور اظهار داشت: این در مقابل چشم همه دنیاست و موضع حقی که جمهوری اسلامی ایران داشته، بر همه جهانیان روشن شد که اگر امروز بعد از ۴۳ سال داریم بر فلسطین آزاد و آزادی قدس تأکید می‌کنیم، موضع حقی است؛ اسرائیل رفتنی و زائل شدنی است.اینها نشانه‌های اقتدار برای یک امت است که درست حرف می‌زند و پیش بینی می‌کند؛ امام امت و رهبر فرزانه انقلاب تا امروز درست سمت‌گیری کردند و بر مواضع به حق تأکید کردند؛ حقانیت این موضع امروز بر همه عالم روشن شده است.