برچسب: انفجار معدن

  • استعفای چند صد نفری کارگران معدن طبس / یک کارگر ناجی: هیچکس از ما نه تقدیر کرد نه اسممان را آورد!

    استعفای چند صد نفری کارگران معدن طبس / یک کارگر ناجی: هیچکس از ما نه تقدیر کرد نه اسممان را آورد!

    به گزارش اقتصادران، روزنامه هم میهن در گزارشی از معدن طبس نوشت: مگر امدادگران معدن این کار را نکرده بودند؟ «نه خانم. ما آنها را بیرون می‌کشیدیم. سوار واگن‌ها می‌کردیم و امدادگران جنازه که می‌آمد بالاتر، آنها را تحویل می‌گرفتند. بقیه حاضران هم آنجا بودند، نهارشان را می‌خوردند و می‌رفتند. دست آخر هم از همه تقدیر کردند اما یک نفر اسم ما را نیاورد.»

    حالا هم همه آن کارگران ناجی از معدنجو استعفا داده‌اند. می‌گویند از آخرین بار که با بدن بی‌جان رفقای‌شان بیرون آمده‌اند، نتوانسته‌اند پایشان را معدن بگذارند. زندگی برای آنها از حالا به‌بعد معنی دیگری دارد. یک لحظه که از زمان غافل شوند،‌ ردیف بدن‌های پاره‌پاره و اجساد یخ‌زده است که جلوی چشم‌شان ردیف می‌شود.

    چه کارگرانی استعفا دادند؟

    از کارگران بیرجندی ۱۰ تا ۲۰ نفر، از مشهدی‌ها ۳۰ تا ۴۰ نفر و از کارگران قوچان حدود ۲۰۰ نفر استعفا داده‌اند. بقیه بازمانده‌ها با اماواگر و شاید ماندند و احتمال دارد همین روزها آنها هم بیایند بیرون. شورای شهر قوچان برای بعضی از آنها در یک شرکت لبنیاتی، یک کارگاه معدن و کارگاه دیگری در شهرک صنعتی کار پیدا کرده. مرد ۳۰ ساله اهل اطراف این شهر که هنوز بعد از استعفا کار پیدا نکرده، می‌گوید: «بعضی از همکاران‌مان که استعفا دادند در این مشاغل شروع به‌کار کرده‌اند که حقوق یکی از آنها ماهی هشت میلیون تومان است. می‌شنوید؟ ماهی هشت میلیون تومان. سیستم‌اش هم این است که یک ماه پشت سر هم کار می‌کنی و دو روز مرخصی می‌گیری.»

    در همین جلسه به گوش کارگران رسیده مسئولان معدن وسایل خارجی برای افزایش ایمنی خریده‌‌اند و فعلاً این تجهیزات در گمرک مانده است. آنها می‌گویند، مدیریت از حقوق و بیمه هر کسی که یک هفته مرخصی گرفته بود کم کرده‌اند. کارگران بلوک C که تا اول آبان‌ماه تعطیل بودند اما کارگران بلوک B  مجبور شدند از همان دوم مهرماه با بیل و کلنگ و چراغ قوه دوباره کار را شروع کنند. هر کسی هم نبوده، جریمه شده است.

    100 متر مانده به بدن‌های رفقای‌مان

    کارگرانی که برای آوردن اجساد داوطلب شده بودند حالا به‌تازگی لب از لب بازکرده‌اند که آن روز به آنها چه گذشته است. در آن سه روزی که به دنبال همکاران‌شان می‌گشتند، چه اتفاق‌هایی رخ داده است؟ بعضی از روایت‌ها با وجود گذشت 40 روز تا امروز به گوش کسی نرسیده بوده. چهار کارگر داوطلب در بلوک C می‌گویند، کسی مجبورشان نکرده بود که این کار را بکنند. «رفقای‌مان بودند. هم‌ولایتی بودیم. معلوم بود که با چنگ و دندان می‌رویم تا بیرون بیاوریم‌شان.»

    آنها باید نزدیک به 100 متر زیر کو‌ه زغال پایین می‌رفتند تا برسند به بچه‌ها. 15-10 متر اول معدن راه باز بود اما بقیه مسیر به دیواره سفت و سخت صخره‌ها برخورد می‌کردند. این چهار نفر یک کلنگ بردند که به‌زور سنگ‌ها را از دل کوه جدا می‌کرد. چند سانتی‌متر، چند سانتی‌متر جلو می‌رفتند. تونل می‌زدند و قطعه‌های سنگ را با دست بیرون می‌بردند. قطر تونل‌شان 40 سانت بیشتر نمی‌شد. فقط در همین اندازه که خودشان بتوانند جا شوند. روی زانو و کف دست راه می‌رفتند. وقتی زمین را هم‌اندازه با طول یک زمین چمن استادیوم آزادی تراشیدند، به اولین جسدها رسیدند. به 20 بدن بی‌جان. راه هر روزه آنها 20 برابر طولانی‌تر از چیزی بود که آن روز کندند.

    کارگران معدنجو در روزهای عادی ابتدا 700 متر مستقیم می‌رفتند تا برسند به کوچه پس‌کوچه‌هایی که زیر زمین حفر شده بود. صدها کیلومتر بعد از این تازه می‌رسیدند به کارگاه‌ها. هرکدام از کارگاه‌ها در یکی از این کوچه‌های زیرزمینی قرار داشت که در دل خاک، سیاهی را شکافته بود. ارتفاع دیواره‌ این تونل‌ها در اول ورودی معدن از یک‌متر شروع می‌شد و کم‌کم به 40 سانتی‌متر می‌رسید.

    قبلاً برای رسیدن به همین‌جا پنج دقیقه داخل نفربر می‌نشستند و بقیه راه را 25 دقیقه پیاده‌روی می‌کردند. اما حالا قضیه فرق می‌کرد. بعد از انفجار، دیواره‌ها و سقف‌ خراب شده بودند. داخل تونل‌ها پر از گاز بود و این سرعت رسیدن کارگران به اجساد را کم می‌کرد. ناجیان برای رسیدن به همکاران زیر آوار، سه روز در راه بودند. سه روز پتک می‌زدند، عرق می‌ریختند و سنگ جابه‌جا می‌کردند تا دست‌شان به دست بی‌جان آنها برسد. به دست امیرعلی، به احسان، به عباس و دیگران. دو روز هم بیرون آوردن‌شان زمان برد.

    یکی‌یکی رفقای‌شان را روی کول می‌انداختند و از دل شب بیرون می‌آوردند. بدون دستکش، بدون ماسک و بدون کیسه نجات؛ فقط با یک چراغ قوه و کلنگ. کارگر 26 ساله‌ای که همکارانش را بیرون آورده با شش سال سابقه کار می‌گوید: «همه را شناختم. بدن‌ها بریده‌بریده شده بودند. من اما به‌جز پنج یا شش نفر که سوخته بودند، بقیه را شناختم. بعد هم تا واگن‌ها آوردم‌شان و داخل واگن آنها را به بیرون از معدن فرستادم. بعد از پنج روز هم با لباس پاره و دست و بال زخمی بیرون آمدم.»

    آنهایی که اجساد را بیرون آوردند، می‌گویند در تونل C   دو نفر خاک روی بدن کارگران ریخته شده که استخوان‌ آنها را مثل ماهی نرم کرده بود. سه نفر را از روی دی‌ان‌ای شناختند. احسان را هم از خالکوبی روی دستش. احسان اولین نفری بود که ناجیان معدن توانستند زیر خاک پیدا کنند. جزئیات تصاویر، دلش را آشوب می‌کند و فقط می‌گوید که یک روز بعد از بیرون آوردن همکاران‌شان، همه این ناجیان تبخال زده‌اند و تا اول آبان‌ماه سر کار نرفتند.

    آنچه داخل کوه زغال‌سنگ گذشت تمام این 40 روز سلول‌سلول جان‌شان را مکیده است. این ماجرایی بود که در تونل c  اتفاق افتاده، اما پیدا کردن کارگران در تونلB  کمی راحت‌تر بوده. حداقل بدن‌ها قابل حمل بوده‌اند. دیدن بدن‌های یخ‌زده، چشم‌ها را از حدقه در می‌آورد. آنهایی که در تونل B بودند، با گاز جان دادند. چگونه؟ در همان حالتی که زیر زمین بودند خشکشان زده بود. یکی سنگی برداشته بود و یکی دستش را به سرش زده بود و دیگری با کمری خم شده، در همان حالت فریز شده بود.

     زنده ماندن سخت شده بود

    وقتی از زیر خاک بالا می‌‌آیند زیر ناخن‌ها، لابه‌لای خطوط کف دست‌ها و داخل گوش‌های‌شان هم خرده‌ریزه‌های سیاه سنگ چسبیده. مثل ر. ر که او هم یک بازمانده است. بازمانده‌ای که دیگر نتوانسته بیشتر از این، در طبس بماند. «آنها که مردند اما حالا زنده‌ماندن برای‌شان سخت‌تر شده. قبلاً هم سخت بود. قبلاً از خواب که بیدار می‌شدیم دست‌های‌مان لمس می‌شد. یخ می‌زد. انگشت‌ها کار نمی‌کردند. 10دقیقه ماساژ می‌دادیم که روان شود اما حالا دیگر عقل‌مان هم سر جایش نیست. وقتی آدم‌ها حرف می‌زنند نمی‌فهمم. یک دفعه می‌روم توی خودم و لیوان چای از دستم می‌افتد. آنها از برادر هم به من نزدیکتر بودند.»

    کمتر از یک هفته از استعفایش می‌گذرد و هر روز با خودش تکرار می‌کند: «اگر این‌ها نمی‌مردند، ما مرده بودیم. در طبس هم اتاق سر جایش بود،‌ هم کلنگ‌ها و بیل‌ها. جاده، تونل و زمین هم همان است اما هم اتاقی‌های‌مان نبودند. چطور این را تحمل کنیم؟ تصویر آنها مدام می‌آید توی ذهن‌مان.»

    او با شش نفر از کشته‌شده‌های بلوکC  هم‌اتاق بوده. استعفا هم داده اما هنوز کار پیدا نکرده و دیگر نمی‌خواهد به آنجا برگردد: «همیشه هر بار دم ورودی، اشهدمان را می‌خواندیم که شاید دیگر برنگردیم. قبل از این در هر شش ساعت، دو نفره 5 متر زمین را می‌کندیم. اما حالا بعد از این اتفاق، وقتی که دیگر جان‌مان بریده، شیفت‌های جمعاً 12 ساعت کارمان را کمتر کرده‌اند.»

    «ر.ر» اهل قوچان است. قوچانی‌ها چندین جوان در این انفجار از دست داده‌اند. سه خانواده در دو روستای این شهر، شش برادر را از دست داده‌اند. هر خانواده دو برادر. فرهاد پیرزاده، همان رتبه دو رقمی کنکور، پسر از یکی از همین خانواده‌ها بوده است. حالا هم فقط از یک روستای سراب از توابع قوچان، 20 کارگر استعفا داده‌اند. به گفته این مرد جوان، از نظر ایمنی و تجهیزات چیزی تغییر نکرده اما مثلاً دیگر هر شیفت، ‌یک ماسک می‌دهند. قبلاً همین را هم نمی‌دادند.

    «حتی دستگاه  مکانیزه هم اگر بوق می‌زد، می‌گفتند این همیشه بوق می‌زند ولش کن. استادکار همان روز گفته بود، این شیفت خطرناک است. نباید رفت. نباید وارد معدن شد. به او جواب دادند که خب نرو. استادکار هم جواب داده: خب اگر من که سرکارگرم نروم، بقیه چطور بروند؟ اینطور می‌شود که همگی با هم می‌روند و همه با هم می‌میرند.»
  • گزارش دردناک مجلس از ابعاد و علت حادثه معدن طبس / نماینده مجلس: چرا تا زمانی که کارگر زنده است به فکر ایمنی او نیستیم

    گزارش دردناک مجلس از ابعاد و علت حادثه معدن طبس / نماینده مجلس: چرا تا زمانی که کارگر زنده است به فکر ایمنی او نیستیم

    به گزارش اقتصادران، بعد از حادثه معدن طبس و مرگ دردناک ۵۱ نفر کارگران آن، دستور‌های پیگیری بسیاری صادر شد. کمیسیون‌های صنایع و معادن و اجتماعی و اصل ۹۰ قانون اساسی در مجلس در همین راستا مامور پیگیری شده بود.

    این کمیسیون‌های مجلس در جلسه علنی امروز گزارش خود را خوانده و جزئیات بیشتری را درباره این حادثه برای مردم مشخص کردند.
    بر اساس این گزارش، ارائه راهکار‌های پیشنهادی وقوع حوادث متعدد با تعداد کشته‌های بالا در معادن زغال سنگ کشور نشان می‌دهد که سلسله بازرسی‌ها و نظارت‌های فعلی دارای اشکالات متعدد است و موجب عدم تأثیر ویژه آیین‌نامه ایمنی معادن (مصوب ۱۳۹۱) در روند حوادث این معادن شده است. همچنین وجود الزامات متعدد در بحث ایمنی معادن (بدون هر نوع نظام اولویت بندی) منجر به نوعی عادی سازی در زمینه نقایص ایمنی معادن شده است.

    دلایل حادثه
    طبق این گزارش دلایل مرتبط با این حادثه مجموعه‌ای از عوامل از جمله شرایط کاری نامناسب شامل عدم رعایت قوانین، استاندارد‌های ایمنی و قواعد حرفه‌ای، کمبود تجهیزات حفاظتی، ایمنی و آموزش ناکافی، استفاده از ماشین‌آلات قدیمی یا نامناسب، ضعف در عملکرد دستگاه‌های مسئول دارای وظیفه قانونی در امر نظارت بر فعالیت و محیط کار معدن و خطا‌های انسانی ناشی از بی احتیاطی‌ها ارزیابی شده است.
    عامل بروز حادثه در بلوک سی این معدن ناشی از تجمع تدریجی گاز و عدم تهویه مناسب جهت جلوگیری از آن و عدم زهکشی مناسب، عدم وجود حسگر‌های دقیق و ثابت، سیستم مانیتورینگ گاز و سیستم‌های هشدار خودکار، حفاری غیر اصولی و ریزش بخشی از توده ناشی از گام اول استخراج کارگاه ۸۲ که منجر به مدفون شدن تعدادی از کارگران و افزایش غلظت گاز متان و بروز انفجار در آن محل شده است.
    همچنین بروز حادثه در بلوک B به دلیل انتشار گاز CO حاصل از انفجار و انتقال از بلوک C به بلوک B بوده است که متاسفانه اطلاع‌رسانی فوری به کارگران مشغول در بلوک B و تخلیه سریع به منظور نجات جان آنها، صورت نپذیرفته است.
    از سوی دیگر از نظر نقشه تهویه، اتصال بلوک C و B به یکدیگر اقدامی اصولی نبوده وسبب انتقال گاز CO از بلوک C به بلوک B شده است. عدم توقف سریع فن‌ها یا تغییر جهت تهویه که سبب ادامه یافتن جریان گاز CO از بلوک C به بلوک B شده است.

    فاصله با استاندارد‌های جهانی
    محمدباقر قالیباف بعد از قرائت گزارش مشترک کمیسیون‌های مجلس با بیان این‌که مجلس با پیگیری علل حادثه تا نتیجه نهایی پیش خواهد رفت، تاکید کرد: در دنیا حدود ۳۰ درصد برق از زغال سنگ تامین می‌شود که سهم ما صفر است به این دلیل که ما دارای منابع گاز هستیم و همین موضوع یکی از علل ناترازی به شمار می‌آید. نمونه آن چین است که بیش از ۱.۲ میلیارد تن مخازن کشف شده زغال سنگ دارد. همین وضعیت را در حوزه فولاد داریم در جهان ۷۱.۵ درصد از زغال سنگ و کک برای تهیه فولاد استفاده می‌شود. ما ظرفیت تولید داریم، اما به دلیل استفاده از انرژی‌های فسیلی مثل گاز از روش‌های دیگر استفاده می‌کنیم و عملا به این موضوع توجه نمی‌شود. فولاد را به روش احیای سیستم‌ها در دکل‌های توسعه الکترونیک و گاز تولید می‌کنیم که تبعاتی در حوزه ناترازی دارد.
    وی با بیان این‌که طبق گزارش وزرا، معادن کوچک و با ظرفیت خیلی کم هستند، اظهار کرد: در کشوری مثل هند ۱.۳ میلیون تن از هر معدن برداشت می‌شود در چین ۷۰۰ هزار تن از هر معدن برداشت می‌شود، اما میزان برداشت ما از هر معدن ۳۵ هزار تن است که این از اشکالات موجود به شمار می‌آید. لزوم رعایت ایمنی و توجه به آن به عنوان یک رویکرد اصلی است، باید ما در مجلس شورای اسلامی به عنوان یک سیاست‌گذار این موضوع را مورد توجه قرار داده و برنامه‌های بلندمدت داشته باشیم.
    قالیباف افزود: بر اساس شاخص دنیا به ازای هر ۱۰ میلیون تن برداشت از معدن زغال سنگ یک نفر تلفات است، اما در کشور ما در هر میلیون تن برداشت ۳.۵ درصد تلفات داریم این بدان معناست که ما فاصله زیادی با استاندارد‌های جهانی از بعد مصرف، سیاست‌گذاری و بهره‌برداری داشته که این اشکالات در حوزه سیاست‌گذاری و اجرا هم است ما باید در مجلس به این موضوع توجه کنیم.
    وی با اشاره به آیین‌نامه ایمنی افزود: اگر این آیین‌نامه رعایت می‌شد عملا این اتفاق رخ نمی‌داد به طوری که در ماده ۳۸۴ آیین‌نامه موضوع مانیتورینگ به صورت واضح آمده است که اگر اجرا می‌شد شاهد این حادثه نبودیم. این آیین‌نامه عملا به دلایل مختلف اجرایی نمی‌شود اگر هر کسی به درستی وظایف خود را انجام می‌داد این اتفاق رخ نمی‌داد البته به نظر می‌رسد آیین‌نامه به سطربندی نیاز دارد که مثلا اگر مانیتورینگ نباشد باید کار‌های معدن تعطیل شود. این گزارش براساس ماده ۴۵ و تبصره‌های یک و دو آن به دولت ارجاع می‌شود تا دولت پاسخ خود به گزارش را به مجلس شورای اسلامی بدهد سپس موضوع به کمیسیون اصل ۹۰ ارجاع داده شده تا کمیسیون اصل ۹۰ نظرات را از همه کمیسیون‌ها بگیرد.
    وی ادامه داد: با توجه به این‌که قانون معادن برای ۲۴ سال قبل است باید تغییرات و اصلاحاتی صورت گیرد که گزارش اصل ۹۰ در این روند مهم است. بخشی از موضوع هم جنبه قضایی دارد که به دستگاه قضایی ارجاع می‌شود تا خارج از نوبت این موارد مورد رسیدگی قرار گیرد. حقوق این کارگران پایین است حتما باید بررسی شود تا مشکلی برای آن‌ها به وجود نیاید.

    جای خالی نظارت
    پس از ارائه این گزارش مشترک، نمایندگان مجلس نظرات و دیدگاه‌های خود را در این باره بیان کردند.
    علیرضا نثاری نماینده نهاوند در این باره گفت: رعایت مسائل ایمنی در معادن باید در دستورکار ویژه مسئولان قرار بگیرد تا التیامی بر آلام خانواده‌های داغدار باشد، همه مسئولان این کار بزرگ را به رعایت قانون ایمنی معادن ارجاع می‌دهند که در آن تمامی موارد ذکر شده و حتی برای متخلفان نیز جرائمی پیش بینی شده است.
    وی با بیان اینکه نبود نظارت بر اجرای قوانین ایمنی معادن باعث بروز حوادث معدنی اخیر شده است، تصریح کرد: انفجار و حادثه در معادن در حال تبدیل شدن به یک روند عادی است که نباید سهل انگاری‌ها عادی انگاری شود، ۱۷ هزار کارگر مشغول در معادن در خطر بوده و در صورت تداوم بی توجهی به قوانین ایمنی شاهد تکرار اینگونه حوادث خواهیم بود.
    نماینده مردم نهاوند با تاکید بر اینکه الزامات ایمنی رعایت نشده و باید از فناوری‌های نوین و تجهیزات شرکت‌های دانش بنیان استفاده شود، تصریح کرد: نباید تنها با جریمه پیمانکاران به دنبال پاک کردن صورت مسئله باشیم، این روند تا چه زمانی قرار است ادامه پیدا کند و خانواده کارگران همواره نگران جان نان آوران خود باشند.
    نثاری خاطرنشان کرد: زمزمه‌هایی شنیده شده که معدن طبس با همان شرایط در حال احیا است، این موضوع بسیار مهمی است و نباید به موضوع نظارت بر رعایت قوانین و مسائل ایمنی بی توجهی شود. وزارت صمت و وزارت بهداشت و سایر دستگاه‌های مرتبط نسبت به این موضوع توجه لازم را داشته باشند.

    توجه دیگرهنگام به کارگران
    سلمان اسحاقی نماینده قائنات هم در تذکری گفت: استنکاف از قانون در گزارش‌ها درباره حادثه معدن طبس مشخص شده است، اما متاسفانه تا زمانی که کارگر در قید حیات است به حقوق او توجهی نداریم، اما پس از وفات به فکر مستمری دادن به خانواده‌اش هستیم.
    وی ادامه داد: چرا تا زمانی که کارگر زنده است به فکر ایمنی او نیستیم، چرا حتما باید اتقاقی رخ دهد تا به فکر کارگران بیفتیم. آقای قالیباف ورود جدی به حادثه معدن طبس کردید، اما کارگران توقع دارند تا زمانی که زنده هستند به موضوعاتی همچون حقوق و ایمنی آنان توجه شود.

    اهمیت ایمن‌سازی معادن
    رحمت الله نوروزی نماینده مردم علی آباد کتول هم در تذکری گفت: کارگران به سختی در معادن کار می‌کنند و ماهی ۱۰ یا ۱۲ میلیون تومان هزینه رفت و آمد آنان می‌شود. متأسفانه برخی کارفرمایان، کارگران را بیمه خیاطی یا آرایشگری می‌کنند.
    نوروزی گفت: اگر معدن طبس دارای کاستی‌های متعدد بود، چرا کارفرما اجازه داد تا کارگران در معدن کار کنند؟ چرا آژیر‌های هشدار معدن فعال نبود؟ نوروزی در پایان گفت: ۶ هزار معدن در کشور باید ایمنی‌سازی شود. وضعیت سامان دهی کارگران و سختی کار باید در دستور کار مجلس قرار بگیرد.

  • اعتراف تلخ یک نماینده مجلس؛ اگر معدن طبس مکانیزه بود تلفاتی نداشتیم! / کارگران معدن طبس قربانی بی تدبیری مسئولان شدند؟

    اعتراف تلخ یک نماینده مجلس؛ اگر معدن طبس مکانیزه بود تلفاتی نداشتیم! / کارگران معدن طبس قربانی بی تدبیری مسئولان شدند؟

    محمد نصیری اقتصادران درباره آخرین گزارش در خصوص حادثه معدنجوی طبس گفت: حادثه معدن معدنجوی طبس یک حادثه سخت بود. از همان ساعات اول که حادثه را شنیدیم حضور میدانی داشتیم. در همان جا تماس‌های مکرر با آقای قالیباف و وزرای مربوطه داشتیم که حضور میدانی‌شان را در منطقه داشته باشند که عزیزان آمدند و تشکر می‌کنیم. پیام مقام معظم رهبری و پیام آقای پزشکیان تسلی‌بخش خانواده بازماندگان بود.

    نماینده طبس با بیان اینکه در حوزه نظارتی کم‌کاری‌ها و کاستی‌هایی وجود داشته است، ادامه داد: موضوعاتی مانند هواکشی که باید می‌بود و دستگاه‌هایی که کار گازسنجی می‌کنند همه باید وجود داشته باشد تا مسائل این‌چنین اتفاق نیفتد.

    وی ادامه داد: متاسفانه این اتفاقات ابعاد گسترده دارد، مثلا ما دو بلوک A و B داریم، در بلوک A اتفاقی افتاده و به بلوک B رسیده است، بسیاری از این کارگران که اصلا شیفت کارشان نبوده، رفته بودند تا به کسانی که در حال کار بودند، اطلاع‌رسانی کنند که از معدن بیرون بیایند و این حادثه برای‌شان رخ داده است. این‌ها کاستی است دیگر؛ باید یک سیستم اطلاع‌رسانی در این زمینه وجود داشته باشد و ما به طور جدی در حال پیگیری این موضوعات هستیم. یک موضوع دیگری که به طور ریشه‌ای پیگیری کردیم این است که این تهدید باید تبدیل به یک فرصت‌ شود تا شاهد اینگونه حوادث نباشیم.

    نماینده طبس با اشاره به واردات ذغال سنگ به کشور گفت: حرف و صحبت ما این است که چرا با این منابع ذغالی که داریم، ذغال وارد کنیم؟ آن هم با چه قیمتی؟ قیمت ذغال وارداتی ۳ برابر ذغال داخلی است. یکی از منابع ذوب‌آهن ذغال است، ذوب آهن پایه کاری‌اش بر اساس ذغال داخلی طراحی شده است، الان یکسری موضوعات و بهانه‌هایی مطرح می‌شود که اصلا اینگونه نیست.

    نصیری در خصوص گلایه کارفرمای معدن طبس مبنی بر اینکه بدهی به معدن زیاد بوده است و همین امر باعث شده از تجهیزات کاسته شود، گفت: این موضوع را در مرکز پژوهش‌های مجلس در حال بررسی هستیم، از نمایندگان هم در این بررسی‌ها هستند و به طور جد بر اساس آمار و مستندات گزارش ارائه می‌کنیم.

    وی در خصوص این‌که ادعا می‌شود ذغال سنگ خریداری شده از معدن طبس کیفیت لازم را نداشته و برای همین خریدار پول آن را پرداخت نکرده است، گفت: اساس کار ذوب آهن بر اساس ذغال داخلی است و این‌ها بهانه است. قبل از این حادثه در حال پیگیری بودیم الان هم در حال پیگیری هستیم. اصلا برای چه ذغال خریداری کرده‌اند؟ چرا ذغال وادارتی وقتی با لنج می‌رسد همان جا پولش را پرداخت می‌کنند اما با ذغال داخلی این کار را نمی‌کنند؟ من ۴ روز قبل از این حادثه از مدیرعامل شستا و مجموعه ذوب و رئیس هیات مدیره ذوب آهن موضوع را پیگیری کردم که پول پرداخت شود زیرا دچار چالش هستند. هنگامی که یکسری موضوعات در حوزه نقدینگی به مشکل می‌خورد، صاحبان معادن دچار مشکل می‌شوند، گرچه این مورد توجیه‌پذیر نیست اما گاهی اوقات از ایمنی کاسته می‌شود و به همین خاطر هم موضوع را به صورت ریشه‌ای بررسی می‌کنیم.

    وی تاکید کرد: این مساله به هیچ عنوان قابل پذیرش نیست کارشناسان ما و کسانی که در حوزه معادن کار کرده‌اند و آنالیز معادن را بررسی می‌کنند این موضوع را بگویند ذغال وارداتی چنان است و ذغال داخلی به گونه دیگری، کاملا به طور جد پیگیر هستیم این موضوعات پیگیری شود.

    این نماینده مجلس شورای اسلامی ادامه داد: مشکل ما این است که باید معادن را به سمت مکانیزه شدن ببریم، اگر معدن طبس مکانیزه بود تلفاتی در حادثه نداشتیم. ما باید به سمت مکانیزه شدن معادن پیش برویم. ما از صنایع و معادن درخواست داریم و پیگیر هستیم که باید مثل همه کشورهای جهان نسبت به ذغال سنگ نگاه حمایتی دارند، نگاه حمایتی داشته باشند. ما ارز نیمایی را برای تجهیزات و تشکیلات معادن باید پرداخت کنیم نه که این واردات ذغال انجام شود. این همه ارز برای واردات ذغال خارج می‌شود باید برای تجهیزات خارج کنیم. بر اساس آمار و مستندات معادن ما تا هزار سال دیگر ذغال سنگ دارد.

    نصیرپور درباره ارائه گزارش حادثه معدن طبس در صحن مجلس گفت: دستگاه‌ها گزارشات را ارائه می‌دهند، اما کاملا کاستی‌هایی وجود داشته است اینکه من بخواهم بگویم مقصر چه کسی هست و چند درصد قصور دارد را دستگاه‌های نظارتی به طور جدی پیگیری می‌کنند و در صحن ارائه گزارش می‌دهند. گزارش آماده شده است و طبق چیزی که آقای قالیباف گفتند در روز سه شنبه در صحن مطرح خواهد شد.

  • معدن طبس دوباره شروع به کار کرد، باز هم با همان وضع قبلی!

    معدن طبس دوباره شروع به کار کرد، باز هم با همان وضع قبلی!

    به گزارش اقتصادران، در  حادثه روز ۳۱ شهریور در معدن زغال‌سنگ معدن‌جو در طبس رخ داد، بیش از 50 کارگر کشته شدند. بازپرس پرونده گفته است: «این قصور متوجه مسئولان معدن است » اما یک کارگر آسیب دیده معدن می گوید که پیمانکار و مسئولین همه مشغول کار هستند و کسی تغییر نکرده است.

    محمد بهمدی، کارگر آسیب دیده معدن طبس، درباره خبر به کار افتادن دوباره معدن طبس گفت:  همان معدن دوباره راه افتاده و کارگران در همان جا مشغول کار هستند. با این حال که هنوز بخشی از کارگران در بستر بیماری هستند، معدن با همان وضعیت مشغول کار است.

    وی درباره ادعا دولت مبنی بر ارائه خانه به خانواده کشته شدگان معدن طبس بیان کرد: با خانواده‌های از دست رفتگان صحبت شده است. با دیگر کارگران هم صحبتی درباره خانه نشده است. گفته‌اند فوت شدگانی که زمین یا خانه نداشتند، خانه دار شوند.

    بهمدی درباره سرنوشت مسئولین معدن و شرایط کارگران آسیب دیده گفت: پیمانکار و مسئولین همه مشغول کار هستند و کسی تغییر نکرده است. هنوز هیچ رسیدگی به این وضعیت نشده است. من استراحت دارم، از کار هم افتاده‌ام. مشکل اعصاب و نفس تنگی پیدا کرده‌ام، تأمین اجتماعی چقدر به من پول می‌دهد؟ رئیس معدن هم اصلاً شماره‌اش را نداریم که به او بگوییم چه وضعیتی داریم. تأمین اجتماعی 7 میلیون می‌دهد، من با 7 میلیون به عنوان سرپرست خانواده چگونه هزینه‌ها را تأمین کنم؟ تاکنون از خود معدن کسی سراغ ما نیامده است.

  • 10 شرکت معدنی خصوصی و دولتی، نفری 10 میلیارد تومان پول نداشته اند که خرج ایمنی کارگران کنند؟

    10 شرکت معدنی خصوصی و دولتی، نفری 10 میلیارد تومان پول نداشته اند که خرج ایمنی کارگران کنند؟

    به گزارش اقتصادران، «براساس اطلاعاتی که بنده دارم، در تاریخ ۲۸ مرداد گروه‌های بازرسی ایمنی بیرونی از طرف وزارت کار این معدن را بررسی کردند و مشکلی از نظر استانداردهای ایمنی در معادن سنتی وجود نداشته است. این معدن جزء معادن سنتی ماست و جزء معادن مکانیزه نیست. هرچند در معادن مکانیزه در دنیا نیز حادثه رخ می‌دهد، اما در دنیا در معادن سنتی، طبق بررسی ما این اولین حادثه گازگرفتی از سال ۷۶ در این معدن بوده است. ضمن اینکه در اردیبهشت‌ماه یک دوره آموزشی برگزار شده بوده و براساس شواهد تمامی ضوابط مربوطه در معدن اجرا شده است». این‌ها اظهارات وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی است که شواهد و اظهارات و نظرات کارشناسی یک به یک آن‌ها را ابطال می‌کنند.

    دردناک‌ترین نتیجه‌ای که پس از اعلام نظر ترکی (معاون دادستان کل کشور) فردای اظهارنظر وزیر کار پیرامون مشهود بودن قصور در عدم رعایت ایمنی از طرف شرکت مطرح شد، واکنش چندین کارگر و از جمله دیدگاه یکی از فعالان کارگری منطقه بود: با این وضع بسیاری دیگر کسی به معدن برنمی‌گردند! بازنگشتن صدها نفر اصلی‌ترین ضربه در روابط کار است که طی آن با تخریب چهره تولید و کار از طریق کسب روزی حلال، نیروی کار از این بخش فراری می‌شود!

    اما در مجموع چه چیزی از لحاظ فنی رخ داده است که برخلاف اظهارات وزیر، می‌توان آن را به وضوح اظهارنظر کسانی مثل نصیری(نماینده شهر طبس)، ترکی و محجوب (که در قم بحث منع مسئولان ایمنی از روشن کردن سنسور گاز را مطرح کرده است) پذیرفت؟ این چیزی است که در ادامه با خواندن روایت‌های فنی ماجرا در جریان قرار خواهید گرفت:

    ورود سخت به شهر…

    ورود نفرات اهل رسانه به شهر طبس اندکی دشوار است. نگاه‌ها به کسانی که از چهره، وسایل و تجهیزات و البته لهجه غیرخراسانی مشخص است اهل اینجا نبوده و احتمالا خبرنگار هستند، مقداری سنگین است. از همان لحظه ورود به شهر، ناایمن بودن جاده و غیراستاندارد بودن آن گواه این است که احتمالاً این استانداردها رعایت نمی‌شود.

    قبل از ورود باید هماهنگی‌هایی صورت بگیرد. مسئولان هماهنگی با خبرنگاران مدام می‌پرسند: «اصلاً برای چه می‌آیید؟ اتفاق افتاده و کار تمام شده است! حساسیت‌ها را می‌دانید؟ چرا در همین بین راه بر نمی‌گردید؟»

    در ادامه وقتی متوجه قصد قطعی برای ورود خبرنگاران شدند، تاکید کردند: «حتما باید مجوز بگیرید! به هیچ وجه به معدن نزدیک نشوید! با خانواده‌های معدنچیان صحبت نکنید! اصلاً سعی کنید مصاحبه نگیرید! مسئولان ادارات کار شهر و استان و همچنین فرمانداری به هیچ وجه مصاحبه نمی‌کنند!»

    یکی از افراد مرتبط با کلینیک تامین اجتماعی شهر که اندکی از اوضاع با خبر است، می‌گوید: این‌جا این حوادث عادی شده و هیچ ماهی نیست که سپری شود و از معادن به ویژه همین معدن‌جو، یک نفر قطع عضو، قطع انگشت، آسیب دیده در اثر مشکل تنفسی و فروریختن آوار یا ماشین نفربر درون معدن را به آنجا نیاورند. بسیاری از موارد را شرکت برای آنکه زیر بار جریمه سنگین نرود، با توافق به‌عنوان چیزی به جز حادثه کار شناسایی می‌کند.

    یکی از افراد مطلع دیگر از وضعیت شهر می‌گوید: بخش زیادی از کارگران کشته شده غیربومی و متعلق به خارج طبس هستند. علت این است که طبسی‌ها می‌گویند چرا فرزند خود را به عمق یک کیلومتری زمین بفرستیم؟! شاید وضعیت اقتصادی خوب اقتصادی ساکنان این شهر، یکی از دلایل غیربومی کارگران معدن باشد.

    افراد محلی درباره مدیران پیمانکار مجموعه معدنجو می‌گویند: مدیران هیچ کدام بومی نیستند و مدیرعامل شرکت نیز اصلا هیچ وقت ایران نیست. او مدت‌هاست که کاناداست و برای رسیدگی به موضوع حادثه به تازگی از کانادا به ایران آمده است.

    جاده منتهی به معدن بسیار بد و خطرناک است. در مسیر رفت و برگشت از طبس به معدن، طی یک روز دو حادثه برخورد دو خودروی سنگین با یکدیگر و یک صحنه چپ کردن کامل کامیون را می‌بینیم که حاکی از نا امنی حاشیه کناری جاده، فرسودگی آسفالت‌ها و مواردی مثل آن است. این درحالی است که روزانه صدها کارگر از آن جاده عبور می‌کنند. جاده را چند دهه پیش شرکت دولتی زغالسنگ ایجاد کرده اما اکنون چند دهه است که معادن خصوصی نیز از آن استفاده می‌کنند، اما یک ریال در چهارچوب «مسئولیت‌های اجتماعی» بابت بهسازی جاده خرج نمی‌کنند!

    البته از نظر نظارتی و بیمه‌ای وضع کارگران معادن آنجا بهتر است. گویا تامین اجتماعی بازرسی به موقعی دارد درعوض کارگران در انبوه مزارع خرما با دیدن بازرسان تامین اجتماعی فرار می‌کنند زیرا با شناسایی توسط بازرسین، اخراج می‌شوند!

    کیفیت بازرسی بازرسان وزارت کار از معادن متفاوت است. بازرسان وزارت کار در استان مدعی هستند که بازرسی‌های ایمنی کار به موقع انجام می‌شود اما کارگرانی که کمتر از 4 سال از شروع به کارشان گذشته، می‌گویند رنگ بازرسی و بازرس را ندیده‌اند. کاشف به عمل می‌آید که مامور بازرسی بدون صرف وقت، صرفاً چک لیست‌ها را بررسی می‌کند. شاید همین امر باعث شده تا آنطور که علیرضا محجوب (دبیرکل خانه کارگر) در تازه‌ترین سخنانش در قم اعلام کرده؛ سنسورهای حسگر گاز تنها در شرایطی که بازرس ورود می‌کرده، روشن می‌شدند!

    در ادامه با خودرو وارد محیط معادن می‌شویم. معدن پروده (که به اشتباه برخی تهرانی‌ها آن را پرورده می‌نامند) در نزدیکی معدن طبس واقع شده. یال شمالی که خود معدنی مستقل است، بالاتر از معدنجو قرار دارد. این محوطه معدنی البته قبلاً بخشی از محوطه کلی پروده بوده که در نیمه نخست دهه هفتاد بهره‌برداری‌اش به پیمانکار سپرده و خصوصی اعلام شد. اما ما با رشته‌کوهی تیره و سیاه طرفیم که رنگ مشکی خاک آن و حتی سیاهی خرده آب‌های جمع شده اطراف آن گویای حجم عظیم زغالسنگ در محدوده‌ی آن است.

    دو لایه ایست بازرسی داخل مجموعه معادن را بدون افشای هویت رسانه‌ای طی می‌کنیم تا به ورودی بلوک C (محل اولیه نشت گاز و انفجار گاز متان) برسیم. در آنجا آمبولانس بزرگی حضور دارد. همه درحال جمع کردن وسایل هستند. معاون سیاسی استاندار در کنار یک سرگرد نیروی انتظامی و مهندس ناظر معدن و افرادی که بعضاً کارگر خدماتی هستند، می‌گویند آخرین جنازه شب سه‌شنبه خارج شده و درحال خروج از منطقه هستیم. سه روز پس از حادثه همچنان گاز متان نشت می‌کرده تا در بامداد روز چهارشنبه، نشت به کلی قطع می‌شود.

    مسئولان اجازه بازدید درون معدن را نمی‌دهند، گویا فقط خبرنگار صداوسیما این مجوز را کسب کرده که به عمق معدن برود. با این وجود تلاش می‌کنیم معادن دیگری مثل پروده و یال شمالی را ببینیم، راننده می‌گوید این معادن نیز اجازه بازدید را به هیچ خبرنگار یا فرد مستقلی نمی‌دهند. گفتگوهای بومیان در محوطه گویای این است که بیشترین حادثه در منطقه متعلق به معدن زغالسنگ معدنجو است که همچنان سنتی کار می‌کند.

    کارشناسان اقتصادی منطقه مانند یکی از مسئولان سابق کمیسیون معادن اتاق بازرگانی بر این باور هستند که این معدن آنچنان بازده اقتصادی ندارد که بتوان طی چندسال با سود آن معدنی مکانیزه احداث کرد یا ایمنی آن را در مقابل حادثه افزایش داد(!) درمقابل فعالان کارگری از سود نجومی شرکت می‌گویند! یکی از اعضای شورای اسلامی کار معدن پروده که قبلا در معدنجو کار کرده و بنابر اصرار مسئولان محلی از مصاحبه رسمی منع شده، از سود بالای 50 درصدی همان شرکت زیانده و بدهکار و در عین حال طلبکار از دولت می‌گوید. وی افشا می‌کند که در چهارچوب «مسئولیت اجتماعی» این شرکت و پیمانکار خارج نشین آن ورزشگاهی مجهز ایجاد کرده است.

    روند شروع حادثه…

    منطقه معدنی حومه طبس بسیار ثروتمند است. منبع معدنی سیلیس برای تولید شیشه در نزدیکی مجموعه قرار دارد که بهره‌برداری نمی‌شود. منابع دیگری هم هستند که برداشت نمی‌شوند. گاز و از جمله گاز متان که در رسانه‌ها انفجارش را مقصر اصلی جلوه می‌دهند، اتفاقا از مواهب منطقه است که کاربرد زیادی در صنایع دارد اما همین گاز سال‌هاست بلای جای معادن شده و عدم مهار آن مانند عدم مهار سیل که می‌تواند توسعه آفرین باشد، به مصیبتی برای صنایع معدنی کشور بدل شده است.

    ابراهیم رحیمیان (دبیر اجرایی خانه کارگر طبس) در این رابطه توضیح می‌دهد: بسیاری از منابع و مواهب طبس به جای نعمت به تهدید بدل شده است. یکی از آن‌ها گاز است. این میزان گاز متان، گاز کل خراسان را تامین می‌کند و سود بسیاری از شرکت‌های زغالسنگ در آلمان برداشت گاز از معادن زغالسنگ‌شان است. یعنی زغالسنگ استخراج می‌کنند تا در واقع همین گاز کشنده متان را خارج کرده و به فروش برسانند. این درحالی است که این گاز باوجود حجم زیادتر در ایران به دلیل نبود فناوری استخراج، به فروش نمی‌رسد.

    در میان فعالان کارگری و کارگران بومی طبس البته مجادله‌ای در گرفته است. برخی بر مبنای گرایشات فکری و داده‌های اطلاعاتی خود علت عدم ورود فناوری و ابزارهای مدرن ایمنی و.. را «تحریم» و «عدم همکاری دولت برای اختصاص ارز نیمایی و دورزدن تحریم‌ها مانند دیگر صنایع» معرفی می‌کنند و برخی دیگر می‌گویند «کارفرما منابع مالی لازم را دارد و در حادثه اخیر اتفاقا بسیار بیشتر از هزینه وارد کردن ابزار و فناوری مدرن، به دلیل حادثه رخ داده ضرر کرده است». اما درمورد موضوع خاص شهر طبس و معادن آن، گویا هر دو موضع هریک به نوعی قابل توجیه است.

    انبوه ادله کارشناسان و کارگران در اثبات قصور پیمانکار/ کارگران و مردم خلع ید و محکومیت کارفرما را می‌خواهند

    آنچه اما بطور مستقیم عامل بروز حادثه بوده، شروع نشت گاز از بلوک C معدنجو بوده است. در دهه هفتاد معدنجو فقط یک بلوک داشته اما به مرور دو بلوک دیگر هم اضافه شده و امروز سه بلوک A، B و C، در این معدن وجود دارد. آنچه بیش از همه باعث بروز حادثه و از آن مهم‌تر، گسترش حادثه بوده است، از زبان نفرات ایمنی و مهندسان HSE معادن اطراف که در مراسم ختم یکی از کارگران متوفی حضور داشتند، سهل انگاری سرپرستان کار بوده است.

    در واقع این مهندسین بر این باور بودند که اگر به جای سنسور فردی که در دستان هر نفر ایمنی و مهندس HSE است، یک سنسور مرکزی هشدار دهنده مانند معدن زغالسنگ طبس و طرح تولید وجود داشت که بطور اتوماتیک با افزایش میزان گاز هشدار می‌داد، قطعاً تلفات حادثه به حداقل می‌رسید.

    هر بلوک معدنی نیز خود یک سیستم تهویه دارد که هوای سالم را به داخل هدایت و هوای کثیف را خارج می‌کند. یکی از دلایلی که باعث شده علاوه بر ۲۰ نفر اول، ۲۹ نفر دیگر در بلوک B و در جایی دیگر بدون اینکه انفجار اولیه به آن‌ها بخورد، فوت کرده و برخی همکارانشان نیز به کما بروند، این بوده که تهویه برعکس سنسورها سیستم خطرناک مرکزی داشته و هیچ تهویه‌ای مستقل از بلوک دیگر نبوده است. به این ترتیب اگر نشت گاز به‌طور گسترده در یک بلوک انجام شود، پس از نیم ساعت تا ۴۵ دقیقه گاز به بلوک دیگر سرایت می‌کرد که این اتفاق در معدنجو پس از نشت گاز رخ داده است.

    در عمل اگر از بلوک C گازی در اثرعدم پیوستگی سیستم تهویه و مجزا بودن تهویه هر بلوک به بلوک دیگر منتقل نمی‌شد، امروز سی کارگر سالم دیگر داشتیم و شاهد پرتلفات‌ترین حادثه معدنی تاریخ ایران نبودیم!

    یکی از کارگران شرکت که با یکی از جانباختگان قوم و خویش است، می‌گوید: مگر چقدر دور زدن تحریم و رسیدن به یک دستگاه سنسور و حسگر گاز دشوار و پرهزینه بود؟ مگر این تحریم برای هزینه‌های زندگی روزمره و مخارج ما وجود ندارد؟ چرا تحریم فقط برای کارگر و مردم عادی وجود داشته باشد و کارفرما به خاطر تحریم از هر تعهدی شانه خالی کند؟

    رحیمیان (دبیر اجرایی خانه کارگر منطقه) فقدان تشکل‌یابی را یکی از دلایل مشکلات فنی و مهندسی و حوزه معدنی در طبس می‌داند و می‌گوید: در طبس بالای ۲۰ معدن مختلف و حدود ۱۰ معدن زغالسنگ وجود دارد و جمعاً دارای ۱۶۰۰ کارگاه هستیم که شهرک صنعتی و کارخانه تصفیه زغال و کارخانه کک بزرگ ما فقط بخشی از آن است. اما تنها ۱۱ کارگاه که چندتای آن دولتی یا متعلق به شستا هستند، دارای شورای اسلامی کار و تشکل هستند. شرکت‌های دارای پیمانکار هم زیر بار تشکیل شورای کار نمی‌روند!

    فعالان کارگری معتقدند اگر کارگرانی در قالب تشکل پیگیر موضوع ایمنی بودند، مشکل به چنین نقطه‌ای از اوج خود در حادثه طبس نمی‌رسید و امکان بیشتری برای حفظ ایمنی وجود داشت.

    کارفرما چه می‌گوید؟

    در این میان بسیار تلاش می‌کنیم تا مسئولان شرکت نیز سخن بگویند و از خود دفاع کنند. با زحمت به غفاری (مدیر مالی اداری شرکت معدنجو) دسترسی پیدا می‌کنیم. از وی می‌خواهیم از مشکلات شرکت گفته و از خود و مجموعه دفاع کند. اما او می‌گوید فعلاً قصدی برای این کار ندارد چون سطح هجمه‌ها بالاست و صدای شرکت شنیده نمی‌شود. سرانجام در یکی از مراسم‌های یادبود که شرکت خود در یک حسینیه برگزار کرده، محمد مجتهدزاده (مدیرعامل شرکت پیمانکار زغالسنگ معدنجوی طبس) را پیدا می‌کنیم. او به تازگی از کانادا برگشته است.

    شرکت مدعی است که ۲۵ درصد هزینه‌های شرکت صرف امور پرسنلی از حقوق و مزد تا رفاهیات و ایمنی می‌شود اما فعالان کارگری منطقه با نشان دادن محاسبات، بر سهم ۷ تا نهایت ۱۲ درصدی مزد و هزینه‌های فردی و ایمنی از کل هزینه و درآمد شرکت تاکید می‌کنند و بر تحقق سود ۵۰ درصدی مالکان کار باوجود همه مشکلات این شرکت با ذوب آهن و شرکت‌های طرف قرارداد معدنجو تاکید می‌کنند. مجتهدزاده (مدیرعامل) اما به ایلنا می‌گوید: ما قرارداد مستقیم با شرکت ذوب آهن اصفهان که از محصولات ما استفاده می‌کند، نداریم. ما تولیدکننده زغالسنگ خام هستیم. کارخانجات زغالشویی طرف حساب ذوب آهن هستند و معمولاً آن‌ها هستند که به دلیل‌ عدم پرداخت بدهی ذوب آهن به خود، با میانجی نسبت به ما بدهکار می‌شوند.

    وی افزود: تا الان درباره شرکت معدنجو کارخانجات زغالشویی البته تا حد خوبی به وظایف خود عمل کردند. در این خصوص نیز بنده گله‌مندی خاصی ندارم! باتوجه به شناختی که از وضعیت نقدینگی ذوب آهن دارم و می‌دانم آن‌ها با چه شرایطی کارخانجات زغالشویی را پشتیبانی می‌کنند، لذا گله‌ای ندارم. هرکدام از شرکت‌های مشتری ما به محض کسب نقدینگی و پول از ذوب آهن فوراً به ما دادند. ما ۱۷۰۰ نفر را بدون یک روز عقب‌افتادگی حقوق مزد می‌دهیم در این شرایط نیازمند به تصفیه به موقع هستیم و تا امروز به هر ترتیب شرایط ما طوری بوده که توانستیم از پس حقوق بربیاییم.

    مدیرعامل شرکت درباره موضوع حادثه و ایمنی شرکت با پافشاری بر موضع اولیه وزیر کار گفت: ما با یک انفجار لحظه‌ای غیرقابل پیش‌بینی مواجه بودیم. هر نفر ایمنی ما دارای دستگاه انفرادی سنسور بوده است. تجهیزات ایمنی وجود داشته است. فاجعه از انفجار ناگهانی گاز فوران شده شروع شده است. البته جزئیات حادثه را هیات کارشناسی مربوطه منتشر خواهد کرد، اما تحقیقات اولیه ما گویای آن است که حادثه غیرقابل اجتناب بوده است.

    مجتهدزاده در پاسخ به سوالی پیرامون تدبیر مجموعه برای جلوگیری از حوادث این چنینی گفت: انفجار گاز اساساً موضوع غیرقابل پیش‌بینی است و بنابر این امکان حرکت خاصی در آن لحظه توسط مسئولان وجود نداشته است. باید منتظر نظرات هیات تحقیق باشیم. ما به ازای هر کارگر یک دستگاه خودنجات داشتیم.

    وی با تکذیب ادعای مطرح شده توسط برخی خانواده‌های کارگران متوفی درباره اینکه افراد اجبار شدند تا در معدن بمانند و در غیراین صورت می‌باید تسویه حساب می‌کردند، پاسخ داد: من در آن لحظه در معدن نبودم و نمی‌توانم چنین چیزی را بپذیرم. اصلاً گاز متان بویی ندارد که کارگری بدون ابزار وارد شود و پس از گازسنجی با احساس خطر به کار ادامه دهد.

    علی مقدسی زاده (رئیس هیات مدیره کانون شوراهای اسلامی کار خراسان جنوبی) نیز در واکنش به این اظهارات، می‌گوید: هیچ سنسوری روشن نبوده و ما نیازمند دستگاه سنسور مرکزی در آنجا بودیم.

    وی تاکید می‌کند که خطای انسانی سنسور و امکان خاموش کردن سنسور به دستور مسئولان شرکت در آن حالت وجود نداشت.

    با این وجود فعالان کارگری دیگری در منطقه که نمی‌خواهند نامشان افشا شود، اظهار می‌کنند: در زمان بروز انفجار اولیه در بلوک C، شرکت متوجه حادثه شده اما هم چیزی به نام بیسیم برای انتقال اطلاعات به دیگر بلوک‌ها وجود نداشته و از طرفی چهل دقیقه قبل از سرایت و نشت گاز به بلوک B، مسئولان با علم به اینکه در یک بلوک فاجعه رخ داده، باقی بلوک‌ها را تخلیه نکردند! در آن چهل دقیقه بسیاری از افراد فرصت طلایی برای نجات خود را داشتند اما موفق به این کار نشدند.

    شاید به همین دلیل است که به اذعان دبیر اجرایی خانه کارگر این منطقه، طی سه سال اخیر تنها ۵ حادثه منجر به فوت در معادن مرتبط و همین شرکت معدنجو رخ داده، اما به دلیل‌ عدم اهمیت جان کارگران اتفاقی نیفتاده است.

    کارگران خلع ید می‌خواهند…

    بسیاری بر این باور هستند که اساساً واگذاری این معدن در دهه هفتاد به شرکت پیمانکار اشتباه بوده است. در همان دهه وقتی معدن و امتیاز بهره‌برداری از آن با اجازه دولت به شرکت پیمانکار خصوصی واگذار می‌شد، مخالفت‌هایی در مجموعه پروده با آن وجود داشته است. برخی پرسنل قدیمی بر این باور بودند که بهتر است این معادن به تعاونی‌های کارگری سپرده شود؛ مطالبه‌ای که امروز نیز برخی کارگران که از خانواده‌های متوفیان حادثه هستند، همچنان آن را بیان می‌کنند.

    علی کاویانی فر (رئیس کانون بازنشستگان تامین اجتماعی طبس) یکی از پیشکسوتان بازنشسته معدن که عضو کانون بازنشستگان تامین اجتماعی طبس نیز هست، در این رابطه می‌گوید: اصلا فرض کنید کل تجهیزات ایمنی با هزینه دور زدن تحریم و دلالی و. . این منطقه معدنی کشور ۱۰۰ میلیارد تومان شود! شما ۱۰ شرکت معدنی خصوصی و خصولتی و دولتی هستید! آیا نفری ۱۰ میلیارد تومان که هزینه خرید یک طبقه آپارتمان در تهران هم نیست پول ندارید که هزینه ایمنی این معادن عظیم کنید و شبکه یکپارچه اطلاع‌رسانی و هشدار و سنجش داشته باشید تا با مدرن‌ترین ابزار دنیا کار کنید؟

    وی می‌گوید: این مسئله درحالی است که شاید همین شرکت معدنجو مجبور شود برای هرخانوار متوفی حادثه دیده بیش از یک میلیارد تومان هزینه کند! و این اتفاق در حالی رخ داده که عملاً هزینه شرکت بابت تعطیلی طولانی مدت کار بیش از این موارد است.

    کاویانی فر تصریح می‌کند: معدن معدنجو برخلاف زمستان یورت و طزره معدنی طبقاتی نیست بلکه جبهه پیشروی دارد و به صورت پلکانی افراد در بلوک‌ها به‌عنوان شغلی سینه کار جلو می‌روند و هرچه جلو بروند، چهارچوب و اصطلاحاً آرک می‌زنند که شامل چند تیرک فلزی یا چوبی (بنابر نیاز آن نقطه از پیشروی) است. امکان رعایت ایمنی در معدنجو آسان‌تر از دیگر معادن حادثه دیده زغالسنگ کشور است.

    این فعال کارگری ادامه می‌دهد: بسیاری از دستگاه‌های برقی «پیکور» که با سوییچ برقی روشن و با فشار هوا کار می‌کند و باعث جابه‌جایی نفربرها و واگن‌های زغالسنگ استخراجی می‌شود، دچار اتصالی می‌شوند. ما تاکنون چندین کشته به خاطر برق گرفتگی داشته‌ایم. فناوری این پنل‌های برقی پیکور و مدل آن متعلق به دوران اتحاد شوروی و روسی است و دستگاه‌های جدید آلمانی و ژاپنی که ایمن‌تر هستند نیز وجود ندارند. بسیاری از این دستگاه‌ها جرقه‌ای می‌زنند که موجب انفجار می‌شود. در حادثه معدن زغالسنگ معدنجو نیز حدس اولیه این است که انفجار گاز متان در اثر ضربه یا روشن کردن پیکور و اتصال جریان برق و انفجار تابلو برق قدیمی آن بوده باشد. چرا کارفرما نباید این ابزارها را عوض کند؟

    در این میان اظهارنظرهای مختلف ارایه شده، اظهارات یکی از خانواده‌های متوفی که اکثر اعضای آن کارگر هستند، از همه عجیب‌تر است. یکی از برادران این کارگر کشته شده که به همراه دیگر برادران خود کارگر معدنجو هستند، می‌گوید: روز حادثه و پس از آن تلفن همراه و اینترنت کل منطقه قطع شده است. به خاطر اختلالات در روز حادثه نیز تلفن داخلی خود معدن و موبایل‌ها قطع بوده است. یعنی ما حتی راه ارتباطی نداشتیم تا نصف بیشتر کسانی که فوت شدند را نسبت به خطر آگاه کنیم.

    یکی دیگر از اقوام همین کارگر متوفی که مسئول سوپر وایزر و کارشناس فنی است، می‌گوید: هیچ کارگری در این مجموعه کارگر تخصصی نیست. شما ممکن است در هفته چند وظیفه عوض کنید. از حوزه سینه کار تا استخراج تا حوزه موتوری و. . همه و همه را به شما محول می‌کنند. بدون اینکه حتی یکساعت آموزش داده باشند.

    وی در حوزه ایمنی گفت: جمع کثیری از کارگران با حدود ۱۰ سال سابقه و پایین‌تر در اینجا حضور دارند. آن‌ها حتی یکبار هم آموزش وسایل ایمنی را به عمر خود ندیده‌اند، حتی نمی‌توانند به درستی از وسیله کمری خودنجات استفاده کنند. ابزار نجات ما آنقدر قدیمی و ناایمن است که بسیاری از کارگران حین کار از آن استفاده نمی‌کنند.

    برادر کارگر متوفایی که خود در بخش پیشروی و استخراج کار می‌کند، درباره وسایل انفرادی ایمنی می‌گوید: وضعیت چکمه‌های ما که به‌صورت پاره گاهی در آب زیر زمینی قرار دارد را در تصاویر دیدید. وضعیت کلاه و چراغ روی کلاه ما نیز همین است. به خاطر نبود نور و همچنین نداشتن شبرنگ روی لباس و قطع بودن چراغ روی کلاه چندسال پیش در اثر برخورد با نفربر معدن، یکی از کارگران به دردناک‌ترین شکل ممکن کشته شد. ما حتی برای تعویض فیلتر ماسک نیز مشکل داریم. فیلتر ماسک باید دو روز یکبار عوض شود ولی همکار ما آن را دو هفته یک بار عوض می‌کند. گاهی برای مقابله با خطر مسمومیت ناشی از زغالسنگ ماسک پارچه‌ای می‌دهند که خودمان هر روز آن را می‌شوییم اما سیاهی آن نمی‌رود. در بیمارستان‌های اطراف طبس که امکانات دارند، می‌توانید انبوه افراد بازنشسته سرطانی را ببینید که روزی کارگر زغالسنگ بودند.

    یکی دیگر از اقوام این کارگر متوفی تاکید می‌کند: حادثه ده شب رخ می‌دهد اما همه کارگران از ساعت ۷ شب متوجه نشت گاز شدند. برخی برای اینکه حرف کارگران را ضایع کنند و به سخره بگیرند، می‌گویند گاز متان بی‌بوست. درست است که بسیاری از کارگران هیچ آموزشی درباره گازها و خطرات نمی‌بینند و این باید اتفاقا بیشتر کارفرما را زیر سوال ببرد، اما ما آنقدر می‌دانستیم که این گاز بی‌بوی متان باعث سردرد و تهوع می‌شود و آثار گاز را بر جسم افرادی که بیشتر در محیط بودند، دیده‌ایم. لذا وقتی می‌گفتیم که احساس وجود گاز می‌کنیم، به آن معنا نبوده که متوجه متصاعد شدن بوی خاصی بودیم بلکه گاز را حس کردیم.

    وی تصریح می‌کند: متوسط استاندارد گاز پراکنده شده متان در محیط کارگاه باید با شاخص ۰.۵ یا نهایت ۱ باشد اما در کارگاه ما ۵ بوده است. ضمن اینکه مونواکسید کربن که در اثر انفجار یا نشت متان گسترش می‌یابد، باید نهایتاً ۳۵ PPM باشد اما در محیط طبق اندازه‌گیری مسئولان فنی ۱۵۰۰ PPM بوده است. پس چطور انتظار دارید کارگران و نفر ایمنی که خودش هم کشته شده این موضوع را نداند؟ در این زمینه و در زمینه قصور مسئولان شرکت پنهانکاری رخ می‌دهد، اما ما از خون عزیزان خود نمی‌گذریم و این موضوع را تا پایان در کنار تشکل‌هایی که به ما کمک می‌کنند، پیگیری حقوقی و قانونی می‌کنیم.

    برادر یکی از کارگر کشته شده در معدن که شناختی روی نفرات ایمنی دارد، می‌گوید: ما می‌دانیم که مهندس HSE باید خود دوره دیده باشد. اما ما نفراتی که می‌دانستیم نه تحصیلات دارند و نه دوره دیدند برمبنای تصادف به‌عنوان کارشناس HSE معرفی شدند و هیچ آموزشی از این بابت ندیده‌اند و تنها یک جعبه ابزار و یک سنسور دستی انفرادی داشتند که گاهی آن را فقط با دستور از مدیران روشن می‌کردند. ما در معدنجو حتی سرپرست پروژه نداشتیم تا این امور را هماهنگ کند!

    وی که خود سه سال است کارگر معدن است، می‌گوید: در معدنجو به سختی برای امور فردی مرخصی می‌دهند. هر کارگری در هر شیفتی که کار را تا جایی که آنها خواسته‌اند، پیش نبرد، شیفت او را خط زده و از حقوقش کسر می‌کنند. به خاطر همین برخی به شکل کنتراتی و با فشار بالاتر کار می‌کنند که این باعث خستگی و فشار جسمی و روانی زیاد می‌شود. بسیاری از کارگران در خوابگاه‌های غیربهداشتی و غیر استاندارد شرکت به خاطر همین وضعیت دچار مشکل اعتیاد می‌شوند. در این صورت از کارگر دچار اعتیاد چه انتظاری دارید؟ کارفرما مثل انبوه دیگر پیمانکاران این کشور، برای خود برج‌سازی می‌کند و اینجا ما از یک ماسک و چکمه و سنسور استاندارد برای حفظ جان خود محروم هستیم!

  • مافیای خصوصی پشت تضییع بی رحمانه حقوق معدنچیان / چند کارگر دیگر باید قربانی منافع عده خاص شود؟

    مافیای خصوصی پشت تضییع بی رحمانه حقوق معدنچیان / چند کارگر دیگر باید قربانی منافع عده خاص شود؟

    به گزارش اقتصادران، نماینده رامیان و آزادشهر در مجلس شورای اسلامی گفت که افزایش قیمت زغال سنگ صرف معدنچیان و سرمایه‌گذاری در تکنولوژی معادن و ارتقا سطح ایمنی معادن شده است. چه مافیای خصوصی است که نمی‌گذارد حق و حقوق این عزیزان پرداخت شود؟

    جمشید قائم مقام در جلسه علنی امروز مجلس شورای اسلامی در تذکری گفت: حادثه دلخراش معدن طبس را به جامعه محترم کارگری ایران تسلیت می‌گویم که، ولی نعمتان ما هستند؛ امروز طبس و دیروز گلستان لذا با این روند کارشناسی و عدم نظارت‌های کافی ما باید منتظر اتفاقات تلخ بعدی باشیم.

    وی یادآور شد: ۴۳ نفر از عزیزان و جوانان حوزه انتخابیه بنده در سال ۹۶ در معدن زمستانی یورت آزادشهر جان باختند. از آن زمان تاکنون قیمت زغال سنگ ۱۵ برابر شده است. وزرای کار و صمت چه میزان از این درآمد‌ها صرف خود معدنچیان شده است؟ چه میزان از این درآمد‌ها صرف سرمایه‌گذاری در تکنولوژی معادن و ارتقاء سطح ایمنی معادن شده است؟ چه مافیای خصوصی است که نمی‌گذارد حق و حقوق این عزیزان پرداخت شود؟

  • قصور دولت رئیسی در انفجار معدن طبس / آوار چراهای بی پاسخ بر سر مسئولان دولت قبل

    قصور دولت رئیسی در انفجار معدن طبس / آوار چراهای بی پاسخ بر سر مسئولان دولت قبل

    به گزارش اقتصادران، روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:

    حادثه تلخ و دلخراش معدن ذغال‌سنگ «معدنجوی» طبس که ده‌ها کشته و مجروح برجای گذاشت، همچون بسیاری از حوادث مشابه، در روزهای اول موجی از اعلام تسلیت و ابراز نگرانی و سفر وزیران و استانداران و سایر مسئولین را به همراه دارد باضافه خروارها وعده شیرین ولی هرگز به اصل و ریشه حادثه پرداخته نمی‌شود.

    دستور رسیدگی فوری صادر می‌شود، قوه قضائیه مقرر می‌کند پرونده تشکیل شود، قوه مقننه فلان کمیسیون را مأمور بررسی ماجرا می‌کند، وزرا و تمام نمایندگان و مسئولین رده‌های میانی به منطقه سفر می‌کنند و هرکدام به نوعی اظهارنظر می‌نمایند و البته قاطعانه برای حل مشکل وعده می‌دهند و با گذشت چند روز همه چیز به روال عادی برمی‌گردد تا روزی دیگر و حادثه‌ای دیگر!…

    در شهریور ۱۴۰۰رئیس‌ جمهور وقت از معادن طبس بازدید کرد و گفت ۲۰ روز به پیمانکار فرصت می‌دهم وضعیت کارگران را متحول کند و حالا در مهرماه ۱۴۰۳، ۵۰ کارگر معدنجوی طبس جان باختند.

    در ماجرای معدن ذغال‌سنگ طبس، تضادهائی در اظهارنظرها هم وجود داشت که کار را مشکل‌تر کرد. وزیر کار که به منطقه رفته بود گفت هیچگونه کوتاهی در معدن صورت نگرفته و آنچه رخ داد یک حادثه بود. افراد دیگری از نمایندگان مجلس و بعضی مسئولین اجرائی گفتند موارد ایمنی در معدن رعایت نشده بود و این واقعه ناشی از وجود نواقص موجود در کارگاه بوده است. هنوز هم گزارش روشنی از این ماجرا منتشر نشده و سؤال‌های زیادی بی‌جواب مانده‌اند.

    – اینکه چرا سیستم تهویه خراب بود؟

    – چرا داخل معدن فاقد تجهیزات ضدانفجار بود؟

    – چرا معدنی با این عمق، دارای سیستم زه‌کشی نبود؟

    – چرا گازسنجی انجام نشده بود؟

    – چرا امکانات هشداردهنده هوشمند که حداقل ۱۰ دقیقه قبل از حادثه، آژیرها را به صدا در می‌آورند در این معدن وجود نداشت؟

    – و چرا تجهیزات کافی برای نجات دادن حادثه‌دیده‌ها در معدن وجود نداشت؟

    اینها سؤال‌های جدیدی نیستند. هر وقت در یک معدن حادثه‌ای پیش می‌آید، همین سؤال‌ها هم مطرح می‌شوند و مسئولین وعده برطرف ساختن اشکالات و نواقص را می‌دهند ولی بعد از مدتی همه چیز مشمول فراموشی می‌شود. در مورد سیل به شکلی دیگر همین مشکل وجود دارد. در مورد زلزله هم همینطور و در مورد انفجارها و ناامنی‌ها هم بشرح ایضاً!

    راستی چه وقت قرار است برای جان انسان‌هائی که در سخت‌ترین شرایط در عمق چند صد متری زمین مشغول کار هستند و به کشورشان خدمت می‌کنند ارزش قائل شویم و امکانات حفاظتی را برای آنها فراهم کنیم؟ چه وقت قرار است اقداماتی کنیم که مانع سیل و خسارات سیل شویم؟ چه وقت قرار است خانه‌های مردم در شهرها و روستاها را از عوارض زلزله ایمن نمائیم؟

    سؤال اساسی‌تر اینست که نتیجه تشکیل آنهمه پرونده برای پیدا کردن مجرم یا مجرمان و نتیجه اعزام آنهمه هیأت برای بررسی فلان و بهمان واقعه و حادثه و نتیجه دستور و فرمان و توصیه برای انجام اقدامات پیشگیرانه‌ای که مانع به وجود آمدن چنین حوادث تلخی شوند، چه شد؟ آیا صدور دستور و تشکیل پرونده و دادن وعده برای مقابله با حوادث کافی است؟ برای تجدید نظر در ساز و کارهای مدیریتی که موجب کوتاهی در برطرف شدن مشکلات می‌شوند آیا نباید اقدامی کرد؟ اصولاً مشکل کشور ما مربوط به تجهیزات و امکانات است یا مدیریت‌های ناکارآمد و فاقد دانش و تعهد و انگیزه لازم برای ایجاد تغییر و برطرف ساختن موانع؟

    به نظر می‌رسد روشن شدن پاسخ سؤال اخیر، کلید حل این مشکل مزمن باشد البته به این شرط که اراده‌ای برای ایجاد تحول بنیادین در مدیریت‌ها وجود داشته باشد.

  • کارگران معدن طبس جانشان فدای چقدر حقوق شد؟

    کارگران معدن طبس جانشان فدای چقدر حقوق شد؟

    به گزارش اقتصادران، روز گذشته اخبار انفجار معدن طبس و جان باختن چندین تن از کارگران زحمتکش این معدن، فضای رسانه ای کشور را به شدت تحت تاثیر قرار داد. در پی انفجار در معدن زغال‌سنگ طبس تاکنون پیکر ۳۸ نفر از کارگران از معدن خارج شده و هنوز ۱۴ نفر در بلوک c معدن قرار دارند که در حال حاضر دسترسی به آن امکانپذیر نیست و به دلیل غلظت بالای گاز که وجود دارد فعلا امکان ورود به این بلوک وجود ندارد.

    بلافاصله پس از این ماجرا، شاهد اظهارنظرهای نامتعارفی از سوی برخی کارشناسان و تحلیلگران اقتصادی در خصوص ابعاد اقتصادی این ماجرای تلخ بودیم. در این گزارش قصد داریم، تا اضلاع دیگری از این فاجعه دردناک را بررسی کنیم تا حداقل شاهد چنین اتفاقاتی در سایر معادن نباشیم.

    هزینه ایمن سازی و توسعه معادن از کجا باید تامین شود؟

    از طرفی انفجار معدنجوی طبس اتفاقی نبوده که بخواهیم اسم آن را حادثه بگذاریم چرا که چنین اتفاقاتی مسبوق به سابقه نیز بوده است. به عنوان مثال فقط در ۶ ماه ابتدایی امسال، شاهد اتفاقاتی نظیر ریزش معدن شن و ماسه دهاقان اصفهان، ریزش معدن شن و ماسه شازند اراک، ریزش معدن ذغال سنگ آبنیل، حادثه در معدن قلعه شاهین کرمانشاه، حادثه در معدن گل کهر سیرجان و … بوده ایم. گفتنی است هر اشکال فنی که به عدم ایمن سازی یا عدم توسعه معادن برگردد، مستقیما ریشه آن عدم مدیریت درست سود ساخته شده توسط شرکت ها و هیئت مدیره آنها است.

    اگرچه دبیر انجمن زغال سنگ ایران اعلام کرد که این معدن طبس به صورت تعاونی اداره می‌شده و سهامداران آن عمدتاً کارگران معدن بودند و این معدن به صورت مستقل اداره می‌شد و هیچ یک از شرکت‌های بزرگ و بورسی سهام‌دار آن نبودند.

    اما لازم به ذکر است این معدن ذغال سنگ با وسعت بیش از ۳۰ هزار کیلومتر مربع و ذخیره اکتشافی ۷۵.۲ میلیارد تن زغال سنگ کک شو و حرارتی از بزرگترین منابع زغالی ایران محسوب می‌شود که این حادثه، گذشته از تلفات جانی، خسارات زیادی به صنایع کشور از جمله فولاد وارد کرد.

    فاجعه معدنجوی طبس عبرتی برای سایر معادن

    نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که دقیقا مشابه چنین اتفاقی می تواند برای سایر معادن کشور نیز اگر به فکر ایمن سازی و نوسازی تجهیزات و ماشین آلات خود نباشند، رخ دهد.

    به عنوان مثال در مجمع عمومی شرکت زغال سنگ پروده طبس در سال ۱۴۰۲ مقرر شد ۹۰ درصد سود انباشته این سال مالی، بین سهامداران تقسیم شود تا سهامداران به ازای هر سهم مبلغ ۲۲۸۰ ریال سود دریافت کنند.

    اولین سوالی که در اینجا مطرح است که اتفاقا صرفا مربوط به این معدن نمی شود و مبتلا به همه معادن و اکثر شرکت های بورسی است، این است که چرا در شرایطی که توسعه و ایمن سازی معادن در بلند مدت سودسازی بیشتری برای سهامداران دارد، تقریبا تمامی سود چنین شرکتهایی در بین سهامداران تقسیم می شود؟

    آیا وضعیت کوتاه مدت شاخص بورس و رشد و افت های آن، ارزش چنین فجایعی را دارد که هیئت مدیره شرکتها اقدام به توزیع سود ۹۰ درصدی کنند و بخشی از سود ساخته شده را صرف طرح های توسعه ای و برنامه های پیشرفت صنعت از جمله ایمن سازی و خرید ماشین آلات مدرن نکنند؟

    اما دیگر نکته ای که باید به آن اشاره کرد، عدم تناسب بین سودسازی شرکت با حقوق کارگران آن است. در واقع اگر نگاهی عدالت محور و البته اسلامی به چنین پروژه هایی داشته باشیم، کارگران معادن باید در محصول شریک باشند نه اینکه صرفا به عنوان ابزار تولید در اختیار مالکان (سهامداران) معدن قرار بگیرند.

    لازم به ذکر است بررسی ها نشان می دهد خالص دریافتی یک کارگر در عمق ۷۰۰ متری، در سال گذشته فقط ۸ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان بوده و حق سختی کار معدن نیز حدود ۶۰۰ هزار تومان است.

    شاید ریشه این حقوق های کم، به همان تفکری برگردد که یکی از راه های مقابله با تورم را سرکوب دستمزد عنوان می کنند و هر سال های و هویشان در زمان تعیین دستمزدها بلند می شود که افزایش حقوق ها منجر به تورم می شود.