برچسب: انتقال پایتخت

  • پایتخت نشینان هر لحظه منتظر فرونشست زمین باشند! / تهران، دیگر توان این جمعیت را ندارد

    پایتخت نشینان هر لحظه منتظر فرونشست زمین باشند! / تهران، دیگر توان این جمعیت را ندارد

    به گزارش اقتصادران، ایران چند سالی است که با بحران شدید آب مواجه است که با تغییرات اقلیمی، سوء مدیریت منابع آبی و برداشت بی رویه از آب‌های زیرزمینی تشدید شده است. کاهش بارندگی و افزایش دما منجر به شرایط خشکسالی در بسیاری از مناطق شده و طبق گزارش‌های منتشر شده حدود ۹۷ درصد از منابع آبی ایران به صورت ناپایدار استفاده می‌شوند. این وضعیت به چالش‌های مهمی منجر شده است، رودخانه‌ها و دریاچه‌های اصلی خشک یا کوچک شده‌اند که بر کشاورزی و منابع آب آشامیدنی اثر گذاشته است.

    کشور ایران با توجه به موقعیت جغرافیایی که در آن قرار دارد، یکی از مناطق پرتنش و مخاطره‌خیز به لحاظ تغییرات اقلیمی و فشار‌های محیـط زیستی به شمار می‌رود. به طور کلی، ۸۲ درصد از مساحت کشور را مناطق خشک و نیمه‌خشک تشکیل می‌دهد. میانگین بارش کشور در حدود ۲۵۰ میلی‌متر است که این میزان کمتر از یک سوم میانگین بارش جهانی است. اما با این حال وقوع سیل همـواره مناطق زیادی از کشور را درگیر می‌کند.

    ایران یکی از کشور‌های مخاطره‌خیز جهان است که در طول سالیان گذشته همواره شـاهد بلایای طبیعی متعددی از جمله رانش زمین، سیل و خشکسـالی بوده است. از سوی دیگر، در طـول یک قرن گذشـته، ایران شاهد افزایش دمای هوا بوده است؛ به طوری که در مقایسه با ۱۰۰ سال گذشته دمای آن، یک درجـه سانتی‌گراد افزایش یافته است و بر اساس سناریو‌های تغییر اقلیم تا سال ۲۰۵۰، تعـداد روز‌های گرم به ۳۰ تـا ۹۰ روز افزایـش می‌یابد. درجه هوا، طوفان‌های شن به لحاظ فراوانی و شدت وقوع در آینده افزایش خواهد یافت.

    در کنار اینها، شهر تهران با تمرکز جمعیتی بالا به جشنواره‌ای از مخاطرات تبدیل شده است و برای بار دیگر موضوع انتقال پایتخت در دستور کار دولتمردان قرار گرفته است. به گفته دکتر زارع استاد تمام پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله در یک پایتخت جدید ایجاد زیرساخت‌های تاب‌آور که شامل شبکه‌های توزیع کارآمد آب و نفت و گاز و برق برای به حداقل رساندن نشت و تلفات در مناطق شهری باشد، برای اطمینان از دسترسی مطمئن حیاتی خواهد بود.

    وی تاکید می‌کند که هنگام طراحی یک پایتخت جدید، گنجاندن تاب‌آوری لرزه‌ای در برنامه‌ریزی شهری ضروری است و ادامه می‌دهد: اجرای قوانین پهنه‌بندی، ساخت‌وساز با تراکم بالا را در مناطق پرخطر، محدود می‌کند و ساختمان‌های کم‌مرتبه را که برای تاب آوری در برابر زلزله طراحی شده‌اند، سامان می‌دهند. اجرای قوانین سختگیرانه ساختمانی که تمام ساخت و ساز‌های جدید را ملزم به رعایت استاندارد‌های لرزه‌ای مدرن می‌کند، بسیار مهم است.

    همچنین در پایتخت جدید توسعه طرح‌های جامع واکنش اضطراری که به طور خاص برای سناریو‌های زلزله طراحی شده است، ساکنان را برای سوانحی احتمالی آماده می‌کند. این شامل مانور‌های منظم، آموزش عمومی در مورد مسیر‌های تخلیه و ایجاد تیم‌های واکنش جامعه است. پیاده‌سازی سامانه‌های پیشرفته پایش لرزه‌ای می‌تواند هشدار‌های پیش هنگام زلزله را قبل از وقوع زلزله ارائه کند و به ساکنان این امکان را می‌دهد تا در صورت لزوم؛ پناه‌گیری یا تخلیه کنند.

    وارد شدن فشار خارج از توان به اکولوژی تهران

    دکتر مهدی زارع استاد تمام زلزله‌شناسی مهندسی پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله، با اشاره به عوامل مؤثر برای تصمیم گیری در انتقال پایتخت، گفت: تهران مرکز اداری، اقتصادی و فرهنگی کشور و همچنین قطب بزرگ صنعتی و حمل و نقل منطقه است. این شهر در دامنه‌های رشته‌کوه البرز و در ارتفاع ۱۱۷۳ متری تا ۱۸۰۰ متری از سطح دریا واقع شده است.

    وی افزود: جمعیت تهران در سال ۱۴۰۳ حدود ۹.۸ میلیون نفر برآورد شده است و با احتساب کلان شهر تهران بزرگ، مجموع جمعیت استان تهران حدود ۱۴.۵ میلیون نفر و با در نظر گرفتن جمعیت استان البرز با یک مجموعه جمعیتی حدود ۱۷.۵ میلیون نفری در پیرامون تهران مواجهیم که آن را به بزرگترین شهر ایران و غرب آسیا و دومین کلان شهر بزرگ خاورمیانه پس از قاهره تبدیل می‌کند.

    زارع با بیان اینکه تهران سال‌هاست که از ریسک‌های روزافزون زلزله و کمبود آب، فرونشست خاک و آلودگی هوا رنج می‌برد، اظهار کرد: همچنین مسائل دیگری مانند دفع زباله و محل دفن زباله در جنوب پایتخت نیز وجود دارد.

    وی تاکید کرد: ظرفیت اکولوژیک زیستی در محدوده تهران بیش از ۴ تا ۵ میلیون نفر نیست و بنابراین اکنون بارگذاری بیش از سه برابری در مورد جمعیت پیرامون تهران رخ داده است.

    زارع ادامه داد: جمعیت تهران در دهه‌های گذشته به دلیل خشکسالی و از بین رفتن فرصت‌های شغلی در شهرستان‌ها و هجوم مردم استان‌ها به دنبال کار و زندگی بهتر سه برابر شده است. برآورد شده که سالانه بیش از ۴۰۰۰ نفر در تهران بر اثر بیماری‌های ناشی از آلودگی هوا جان خود را از دست می‌دهند.

    این محقق حوزه مخاطرات با تاکید بر اینکه تا زمانی که تهران پایتخت ایران است، مهاجرت به تهران و تمرکز فعالیت‌ها در این شهر و پیرامون آن ادامه خواهد یافت، یادآور شد: اینها همه عواملی است که مشکلات بی پایان اکولوژیک تهران را نشان می‌دهد و انتقال پایتخت فرصتی برای ایجاد یک پایتخت جدید برای کشور و همزمان و به تدریج رسیدگی به مشکلات شهر تهران برای ایران فراهم می‌کند.

    استاد تمام پژوهشگاه بین‌المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله با بیان اینکه فرونشست زمین در تهران در بخش‌های مختلف شهر در حال گسترش است، ادامه داد: به دلیل مهاجرت‌های کنترل نشده تحت تأثیر عوامل مختلف اقتصادی و سیاسی و بحران آب و برداشت وسیع آب موجب شده تا فرونشست قابل توجهی به‌ویژه در جنوب و جنوب غرب تهران مشاهده شود.

    وی اضافه کرد: این گسترش تقاضا برای آب منجر به برداشت نامنظم آب از منابع زیرزمینی و در نتیجه فرونشست زمین شده است. نظارت بر این فرونشست، به ویژه اثرات آن بر زیرساخت‌های شهری، به یک چالش حیاتی تبدیل شده است.

    زارع خاطر نشان کرد: ادامه بارگذاری جمعیتی در تهران به تداوم گسترش فرونشست می‌انجامد و انتقال پایتخت به توقف مهاجرت به تهران کمک می‌کند.

    به گفته وی جابجایی‌های عمودی ثابت (نشست) به‌ویژه در مناطقی که به شدت به آب‌های زیرزمینی و چاه‌ها وابسته هستند، در برخی از مناطق با سرعت بیش از ۲۰ سانتیمتر در سال در محدوده حاشیه تهران تجربه می‌شود.

    زارع افزود: با توقف رشد جمعیت در تهران و مدیریت مناسب بهره‌برداری از منابع آب زیرزمینی برای کاهش آسیب‌های احتمالی به زیرساخت‌ها و محیط زیست می‌توان برنامه‌ریزی کرد.

    وی گفت: بررسی مخروط افکنه‌ها و زهکشی سطحی و ارزیابی آب‌های زیرزمینی و ژئوتکنیکی نشان می‌دهد که لایه‌های سطحی خاک با درصد بالای دانه‌های ریز و افت سطح آب زیرزمینی عامل اصلی فرونشست در جنوب و جنوب غرب تهران است.

    این استاد حوزه زلزله‌شناسی تاکید کرد: بیشترین میزان فرونشست زمین حدود ۲۲ سانتیمتر در سال در جنوب غرب شهر تهران رخ داده است. مناطق ۹ و ۱۰، ۱۱، ۱۶، ۱۷، ۱۸، ۱۹ و ۲۰ و ۲۱ که حدود ۳ میلیون نفر جمعیت تهران در سال ۱۴۰۳ در آن زندگی می‌کنند، تحت اثر درجات مختلفی از فرونشست هستند.

    زارع خاطر نشان کرد: در مناطق شهرداری ۱۷ و ۱۸ و ۹ و ۱۰ و ۲۰ و ۲۱ تهران، آسیب‌پذیرترین مناطق شهری تحت اثر فرونشست در داخل مناطق شهرداری تهران هستند. برخی از زیرساخت‌های اصلی در معرض خطرات فرونشست از داخل یا پیرامون این نواحی عبور می‌کند.

  • انتقال پایتخت یا ساماندهی تهران؟ مساله این است …

    انتقال پایتخت یا ساماندهی تهران؟ مساله این است …

    به گزارش اقتصادران، مطالعات شورای مذکور تا سال۹۹ به تهیه یک کتابچه ۵۳صفحه‌ای منجر شد که جواب، «نه» به انتقال پایتخت بود؛ اما صدور رای نهایی شورا به‌دلیل تعلیق جلسات ناشی از شیوع کرونا، تا امروز معطل مانده است. دو پرسش مهم‌تر اما، «تصویر تهران پس‌از انتقال پایتخت» و «وضعیت پایتخت جدید» است. فاکتور‌های هزینه و زمان انتقال و همچنین شهر در قد و قواره پذیرش پایتخت، پرسش دیگر است. در این بررسی، ضمن معرفی «راه تصفیه تهران از ابرمشکلات» در مقابل «بیراهه انتقال پایتخت»، پیام معنادار تجربه ۲۴کشور در انتقال پایتخت و نقاط عطف در تاریخ ۲۳۵ساله پایتختی تهران تشریح شده است

    سوال اول اینکه، تکلیف قانون مصوب سال ۹۴ چه خواهد شد؟ براساس قانون «امکان‌سنجی انتقال مرکز سیاسی و اداری کشور و ساماندهی و تمرکززدایی از تهران»، که در سال ۹۴ تصویب شد، مقرر شد تا شورایی به ریاست رئیس‌جمهور و مجموعه‌ای از وزرا، مطالعاتی را به مدت حداکثر ۲ سال انجام دهند تا به این پرسش پاسخ دهند که «آیا مشکلات تهران با انتقال پایتخت حل می‌شود یا با ساماندهی و تمرکززدایی؟»، اما جلسات شورا تا شروع کرونا برگزار شد و بدون «جمع‌بندی نهایی» به‌خاطر قرنطینه‌ها و شرایط حاد آن زمان کشور، موضوع از اولویت خارج شد و پرونده مطالعه در نهایت بسته نشد و هنوز باز است.

    اما نتایج جلسات تا آن زمان و جمع‌بندی «وزارتخانه اصلی مسوول پیشبرد مطالعه و مرجع متخصص در اظهارنظر در شورا» بر این بود که «تمرکززدایی خدمات و امکانات از تهران و ساماندهی مجموعه شهری تهران» راه ممکن و مناسب برای حل مسائل پایتخت است و برآیند نظر‌ها تا آن زمان، «نه» به انتقال پایتخت بود.

    دومین سوال مطرح‌شده این است که آیا مشکلات تهران با انتقال پایتخت حل می‌شود؟ تهران با ابرچالش‌هایی همچون «تراکم بالای جمعیت»، «آلودگی هوا»، «ترافیک» و «هزینه مسکن» مواجه است که انتقال پایتخت تنها بخشی از مشکلات را تعدیل خواهد کرد؛ اما دیگر مشکلات در جای خود باقی می‌مانند؛ زیرا در این شرایط تنها حجم کمی از جمعیت تهران منتقل می‌شوند و باقی مشکلات همچون ترافیک و آلودگی تدوام خواهند داشت.

    سوال سوم اینکه، پایتخت جدید از مشکلات پایتخت فعلی در امان خواهد بود؟ پاسخ سوال منفی است، زیرا سیاستگذاری‌های حاکمیت متکی بر تمرکزگرایی و تصمیم‌گیری در پایتخت است. از این رو «نه تنها مشکلات تهران» باقی می‌ماند که «شبیه همین مشکلات» در پایتخت جدید شکل خواهد گرفت.

    در چهارمین پرسش باید گفت آیا انتقال پایتخت شدنی است؟ باتوجه به مطالعات صورت‌گرفته در سال ۹۴، انتقال پایتخت در شرایطی امکان‌پذیر است که همراه با مشارکت مردمی و گریز مطلوب و مناسب باشد و در واقع تنها راهکاری است که می‌تواند مشکلات تهران را تا حدودی حل کند. همچنین با توجه به هزینه انتقال، نبود شهری در نزدیک به شرایط تهران و زمان‌بر بودن انتقال تقریبا در کوتاه‌مدت با توجه به وضعیت موجود امکان‌پذیر نیست.

    اما سوال مهم دیگری که مطرح می‌شود این است که در شرایط فعلی، راهکار چیست؟ انتقال پایتخت یا ساماندهی تهران؟ باتوجه به عدم انتقال آنی پایتخت بهترین اقدام ساماندهی تهران و مجموعه شهری آن است. از این رو، کاربردی‌ترین راهکار «تمرکززدایی امکانات و خدمات اقتصادی از تهران»، «توسعه حمل‌ونقل عمومی بین تهران و حومه» و «یکپارچه‌سازی تهران و شهر‌های اطراف آن همچون کرج در سیاست‌های شهری» است؛ و آخرین سوال مهم در این طرح اینکه تجربه کشور‌های دیگر چه می‌گوید؟ باتوجه به مطالعه‌ای که در دهه ۹۰ از تجربه ۲۴ کشور در انتقال پایتخت انجام شد، عمده کشور‌ها به اهداف اولیه خود دست نیافتند و مشکلات به قوت خود باقی ماندند. این مطالعات نشان داد، کشور‌هایی که پایتخت آن‌ها مشکلاتی شبیه تهران دارند، از سیاست تمرکززدایی جمعیتی و مراکز شغلی و اقتصادی برای کاهش جاذبه نسبی سکونت در پایتخت و تشویق به سکونت در دیگر مناطق شهری استفاده کرده‌اند.

    نظر حناچی با اشاره به الگوی تمرکززدایی از پایتخت انگلیس بر «سهم بالای تهران در استقرار فعالیت‌های اقتصادی (صنعتی و خدماتی) و ضرورت افزایش هزینه در پایتخت و ارائه تسهیلات و مشوق‌های مالی و مالیاتی به فعالیت‌ها در سایر مناطق کشور» تاکید داشت.

    همچنین فرزانه صادق، وزیر فعلی وزارت راه و شهرسازی در سال ۹۸ بر این نظر بود که: تعادل‌بخشی به توزیع جمعیت جزو وظایف شورای عالی شهرسازی و معماری است و مصوبه مجلس در این خصوص از شورای عالی خواسته است تا انتقال مراکز اداری و سیاسی پایتخت امکان‌سنجی شود. تاکنون به هیچ گزینه‌ای برای انتقال پایتخت نرسیده‌ایم و هیچ شهری انتخاب نشده است. سیاست پیشنهادی ما تمرکززدایی از تهران است و انتقال پایتخت به‌طور کامل منتفی است.

    بررسی‌ها نشان می‌دهد همه دولت‌ها در راستای حل مشکلات تهران، یک طرح جدیدی را ارائه داده‌اند. در دولت روحانی قانون مصوبه سال ۹۴ مطرح شد و در دولت رئیسی تجزیه استان تهران به سه استان تهران مرکزی، تهران غربی و تهران شرقی مورد توجه قرار گرفت و در دولت پزشکیان نیز موضوع انتقال پایتخت بار دیگر مطرح شد.

    اما شاید نگاهی به تجربه اندونزی، رئیس‌جمهور را به ساماندهی تهران سوق دهد؛ زیرا پروژه انتقال پایتخت در اندونزی از ۲۰۲۱ استارت خورد؛ اما امروز درحالی‌که فقط ۸۰ درصد از فاز اول پروژه ۵ فازی احداث نوسانتارا جلو رفته است، دولت این کشور به پایتخت جدید اسباب‌کشی کرده است.

    علاوه براینکه پروسه زمانی انتقال پایتخت طولانی است و تا ۲۰۴۵ به طول می‌انجامد، هزینه انتقال نیز سنگین و معادل حداقل ۳ درصد تولید ناخالص داخلی این کشور برآورد شده است. بار اصلی احداث پایتخت جدید را قرار است سرمایه‌گذاران خارجی به دوش بکشند که البته جذب سرمایه‌گذار نیز پاشنه آشیل این پروژه در اندونزی شده است. در کنار این موانع، موضوع «حمله پیشوازانه سوداگران زمین به پایتخت جدید و خرید زمین با قیمت ارزان»، دولت را برای تامین زمین مورد نیاز برای احداث مراکز اداری و سیاسی با مشکل روبه‌رو کرده است. همچنین اختلافات اجتماعی بومیان پایتخت جدید با میهمان تازه‌وارد از پایتخت قدیم نیز مخمصه دیگری است که دولت اندونزی با آن مواجه است.

    «مشکل» پایتخت حل نمی‌شود، منتقل می‌شود

    باتوجه به اهمیت موضوع مشکلات شهر تهران و انتقال پایتخت به منطقه‌ای جدید پس از سخنان رئیس‌جمهور، «دنیای‌اقتصاد» در گفت‌وگویی با عبدالرضا گلپایگانی، معاون سابق شهرسازی و معماری شهرداری تهران، براساس ۶ سوال مطرح‌شده به اینکه در نهایت مشکل پایتخت با انتقال پایتخت حل می‌شود یا خیر، پاسخ می‌دهد.

    گلپایگانی در ابتدا به پیشینه طرح انتقال پایتخت پرداخته که براین اساس، باید گفت، موضوع انتقال پایتخت یک بحث قدیمی است که بار‌ها مطرح شده و اقدامات کارشناسی روی آن صورت گرفته است. نخستین‌بار، این موضوع پس از پایان جنگ تحمیلی در مجلس سوم مطرح شد و حتی ۳ نقطه برای این طرح در وضعیت مقدماتی نیز درنظر گرفته شد؛ اما با توجه به مطالعات صورت‌گرفته و ظرفیت‌های معطل‌مانده در شهر تهران، و مخالفت کرباسچی شهردار وقت، گزینه جابه‌جایی در آن مقطع رها شد و بحث ساماندهی تهران و سروسامان دادن به فضای شهر تهران در دستور کار قرار گرفت و قضیه انتقال پایتخت به فراموشی سپرده شد.

    اما پس از مدتی در مجلس قانون امکان‌سنجی انتقال مرکز سیاسی و اداری کشور و ساماندهی و تمرکززدایی از تهران در سال ۹۴ تصویب شد که وزارت راه و شهرسازی متولی بررسی این موضوع شد. پس از مطالعات گسترده، در نهایت کارشناسان و متولی طرح انتقال پایتخت، بهترین راه‌حل را در سرمایه‌گذاری روی ساماندهی تهران عنوان کردند.

    در طرح جامع شهر تهران، برای رسیدن به شهر و زندگی آسوده شهروندان به کنترل سقف جمعیتی تهران و جلوگیری از رشد آن توجه جدی شد، علاوه برآن در مجموعه شهری تهران و فضا‌های پیرامونی هم در زمانی که پروژه مجموعه شهری تهران انجام شد محدودیت گسترش تهران و شهر‌های پیرامون در اولویت برنامه بود؛ ولی این پروژه به‌دلیل کاستی‌هایی در قوانین به سرانجام نرسید، از دهه پنجاه به این‌سو بحث کنترل افزایش فضای کار و فعالیت در تهران و به تبع جمعیت مجموعه شهری تهران موضوعی جدی بوده است.

    مساله دوم را باید از منظر فرهنگی و اجتماعی مورد توجه قرار داد، اکنون بسیاری از کانون‌های فعال و زنده فرهنگی کشور همچون دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی و کتابخانه‌های بزرگ در شهر تهران قرار دارند. از نظر درمانی، بهترین بیمارستان‌های ایران با بالاترین میزان تعداد تخت در تهران مستقر شده‌اند. در واقع تمرکز شدیدی بر تهران از این منظر هم حاکم است؛ اما اگر مبنای مدیریت کلان کشور بر توسعه پایدار باشد آیا این روند تمرکز می‌تواند در تهران ادامه داشته باشد یا نه؟

    موضوع سوم مربوط به مساله محیط زیست است. اینکه آیا تهران و فضای پیرامونی تهران امکان تداوم رشد جمعیت و کار و فعالیت را دارد یا نه؟ این نکته را باید مد نظر داشت که نباید محدوده قانونی تهران یعنی حدود ۶۸۰ کیلومتر مربع را معیار سنجش قرار داد، بلکه منظور کل مجموعه شهری تهران است. از دماوند تا کرج، در پیرامون شهر تهران، تقریبا هر هفته نزدیک به ۵ هزار نفر به جمعیت افزوده می‌شود. در واقع اگر رشد کل کشور، کمتر از یک‌درصد باشد در بخش‌هایی ازشهر‌های پیرامون تهران این رشد به ۴ تا ۵ درصد می‌رسد.

    مجموعه این اتفاقات به واسطه نزدیکی به تهران بوده و موضوع مربوط به مجموعه منطقه شهری تهران است. اگر از منظر محیط زیستی بررسی شود، تهران از ۳۶۵ روز شاید ۲۰ یا ۳۰ روز از هوای پاک برخوردار باشد. همچنین علاوه بر موضوع کمبود آب و آلودگی هوا، بحث فرونشست در تهران یک موضوع خیلی جدی است که به‌دلیل کاهش بارندگی و کشیدن آب‌های زیرزمینی و تامین آب شرب تهران و شهر‌های پیرامون اتفاق می‌افتد؛ بنابراین باید دید با توجه به بحث آلودگی هوا، تامین آب و محیط زیست، آیا وضعیت دامنه البرز جنوبی به این شکل می‌تواند ادامه یابد یا خیر؟

    گلپایگانی با توجه به سه مساله مطرح‌شده معتقد است که با انتقال مرکز سیاسی کشور، در واقع مشکل تهران به جای دیگری منتقل می‌شود نه اینکه مشکل حل شود. به نظر او، راه‌حل را باید به کارشناسان ارجاع داد تا مجددا مورد بررسی قرار بگیرد که برای این موضوع می‌توان به اصل ۱۰۰ قانون اساسی و واگذاری امور به استان‌ها بازگشت تا ضمن تقسیمات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی در کشور از تمرکز سیاسی کاست. مجموعه کارمندان دولت در تهران با تمام وابسته‌های آن شاید به یک میلیون نفر برسد و از جمعیت ۳ میلیون نفری که روزانه وارد تهران می‌شوند که اختلاف جمعیت روز و شب تهران را می‌سازند، حداکثر حدود ۱.۵ میلیون نفر صرفا به‌دلیل پایتخت سیاسی بودن وارد تهران می‌شوند. بنابراین، آیا با کاهش این ۲ تا ۳ میلیون نفر از جریان جمعیتی تهران می‌توان مشکل آلودگی هوا، کمبود آب یا فرونشست تهران را حل کرد؟ پاسخ منفی است؛ زیرا آنچه اصل و ریشه این مشکلات است در تمرکز نظام سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و تاریخی است، پس درمان هم به آن مساله برمی‌گردد. آنچه قانون اساسی جلوی پای ما گذاشته واگذاری مسائل مناطق و استان‌ها به خودشان است که اکنون برای هر مساله کوچکی باید در تهران تصمیم‌گیری شود.

    وی در ادامه تاکید می‌کند که با انتقال سیاسی نه تنها این مساله حل نمی‌شود، ممکن است مساله‌ای پیچیده‌تر هم شود. سوال مهم دیگری که مطرح می‌شود این است که هزینه ساخت شهر جدید چگونه تامین می‌شود؟ زمانی که موضوع امکان‌سنجی مطرح بود، یک بحث ساده‌انگارانه این بود که از محل فروش ساختما‌های وزارتخانه‌ها می‌توان این هزینه را تامین کرد. اما چه کسی این وزارتخانه‌ها را بخرد؟ اگر قرار است تا این حد جاذبه برای سایرین وجود داشته باشد که کسی بخواهد ساختمان وزارتخانه را بخرد، از آن چه بهره‌ای خواهد برد؟ یک مرکز اداری بزرگ یا هتل؟ در واقع باید یک جذابیتی وجود داشته باشد که ساختمان وزارتخانه‌ها تقاضا داشته باشند که بتوان از محل فروش آن‌ها پول ساخت یک شهر جدید را به‌دست آورد. این خودش نوعی تناقض است.

    مساله تامین مالی شهر جدید به این سادگی نیست که به راحتی انتقال پایتخت اتفاق بیفتد و از جمعیت تهران کاسته شود. در واقع مساله بسیار پیچیده‌تر از چیزی است که به‌نظر می‌رسد، باید با دقت بیشتر و بررسی کارشناسانه بیشتری به آن نگاه و توجه کرد. اما نمی‌توان این موضوع را فقط به نگاه کارشناسان موکول کرد و هیچ اقدام عملی صورت نگیرد. مساله تهران یک مساله جدی است و باید این مساله را با جدیت و قاطعیت ضمن رعایت سه رکن اساسی که اساس توسعه پایدار هستند، پیش برد. حتی اگر تصمیم بر انتقال پایتخت گرفته شد باید همه نهاد‌ها بر این تصمیم پافشاری کنند و قرص و محکم پای آن بایستند.

    اگر قرار است جمعیت تهران مطابق با سقفی که در طرح جامع تعیین شده و همه وزرا زیر آن را امضا کرده‌اند و براساس آن تاکید شد تراکم ساختمانی در شهر تهران تا چه میزانی می‌تواند توزیع شود، دیگر نباید به شهرداران و مسوولان شهری اجازه داد براساس میل خود یا مدیرانشان تصمیمی بگیرند که خلاف طرح جامع یا خلاف مصلحت همگانی است. اگر قرار است که تمرکززدایی از تهران انجام شود که ضرورت کار هم همین است، دیگر نباید تمام تصمیمات را در تهران گرفت، بلکه باید تفویض اختیارات صورت بگیرد. در شرایط فعلی، انجام کار‌های بزرگ در کشور بسیار دشوار است. اگر قرار است توسعه بنادر جنوبی کشور و ساختن چند شهر بندری در حاشیه خلیج‌فارس و محدوده مکران اتفاق بیفتد نیاز به تصمیمات بزرگ دارد و دیگر نیازی نیست همه فرآیند‌های پیچیده‌ای که جلوی پای نهاد‌هایی که دنبال توسعه هستند محدود به تصمیمات مرکز باشند و شورا‌های عریض و طویلی شکل بگیرد. در واقع باید در واگذاری مسوولیت‌ها یک تجدیدنظر اساسی شود که مبنای آن می‌تواند اصل ۱۰۰ قانون اساسی باشد و آن شکل‌گیری شورا‌ها در استان‌ها و واگذاری تصمیمات به نهاد‌های محلی است.

    حتی اگر انتقال روی کاغذ کاملا منطقی هم به نظر برسد باید بررسی شود که دولت توان کافی برای آن را دارد؛ زیرا موضوعی پیچیده است که باید به پهنه‌بندی توسعه مملکت به گونه دیگر نگریست و باید به سند آمایش سرزمین جدی‌تر توجه کرد. به اسنادی که در فرآیند‌های تصمیم‌سازی تولید می‌شود، به‌عنوان یک میثاق ملی توجه و عمل کرد؛ نه اینکه جامعه حرفه‌ای چیزی ارائه دهند و مدیران ارشد آن را تصویب کنند و در عمل هیچ‌کدام از آن وزارتخانه‌ها بر وظایفی که در آن سند آمایش یا طرح راهبردی و سند چشم‌انداز برایشان تعیین شده است، عمل نکنند.

  • یک پیش بینی جدید برای بازار مسکن / تاثیر انتقال پایتخت بر قیمت مسکن

    یک پیش بینی جدید برای بازار مسکن / تاثیر انتقال پایتخت بر قیمت مسکن

    به گزارش اقتصادران، محمد رسولی، دبیر اولین نشست بررسی بازار مسکن و اثرات اقتصادی اظهار داشت: این نشست در حول سه محور اصلی شامل نقش مسکن در اقتصاد ایران، رکود یا رونق بازار مسکن در اکنون ایران و پیش بینی قیمت و رونق مسکن در شش ماهه دوم سال ۱۴۰۳ مورد بررسی علمی قرار خواهد گرفت، که با هماهنگی های انجام شده خلاصه مباحث و نتیجه گیری آن، از طریق دبیرخانه رویداد به دفتر وزیر محترم مسکن و شهرسازی ارسال خواهد شد.

    در ادامه هوشنگ طالع، اقتصاددان برجسته بیان داشت: موضوع مسکن و مسایل مرتبط با آن دارای جهات گوناگونی است که همه آنها را باید با هم دید. بسیاری از این گونه مسایل، لزوما اقتصادبنیان نیست و ریشه در  جوانب دیگری دارد، از ساختار اداری، سازمانی گرفته تا مسایل گوناگون دیگر.

    وی گفت: مجالس قانونگذاری باید از تصویب شتاب زده قوانین خودداری و برای وضع هر مقرره‌ای دقت، مطالعه و تامل کافی کنند.

    سعید باقری نیز در این نشست با ارائه نمودارهای اقتصادی به بررسی وضعیت مسکن در ایران پرداخت و با مقایسه آن با چندین کشور مطرح، کشور ایران را مناسب برای این نوع سرمایه گذاری و فعالیت دانست.
    این تحلیلگر اقتصادی پیش‌بینی کرد: بازار مسکن از آبان ماه جاری وارد رونق و شاید افزایش قیمت هم بشود.

    در ادامه نیز بهنام ملکی، اقتصاددان به موارد مهمی در حوزه مسکن اشاره کرد و بیان داشت: انتقال پایتخت اداری و قضایی از تهران، توجه جدی‌تر به آمایش سرزمینی، استفاده درست از نظریات کارشناسان و نخبگان دلسوز، از جمله موارد مهم در موضوع مسکن است .

    در این نشست، مجید گودرزی فعال اجتماعی و تحلیلگر اقتصادی با ابراز تاسف از وضعیت مسکن در ایران و فشار زیادی که روی دوش مستاجران است، از رها بودن این بازار و عدم کنترل آن انتقاد کرد.

    همچنین عادل بابایی حقوقدان و تحلیلگر اقتصاد از منظر حقوق، اظهار داشت: نمی توان در نسخه نویسی اقتصادی یک بعدی نگریست. بلکه باید دید هر قانون چه تاثیر اقتصادی در پی خواهد داشت. برای بحث مسکن و ارایه پیشنهادات نیز باید به همه تبعات و تاثیرات هر قانون پیشنهادی، در صورت تصویب توجه کرد.

  • انتقال پایتخت نه در این دولت، بلکه حتی سه دولت دیگر هم بیایند امکان‌پذیر نیست / ادارات دولتی را منتقل کنید

    انتقال پایتخت نه در این دولت، بلکه حتی سه دولت دیگر هم بیایند امکان‌پذیر نیست / ادارات دولتی را منتقل کنید

    به گزارش اقتصادران، غلامحسین کرباسچی، شهردار اسبق تهران  می‌گوید: بر اساس مطالعاتی که در زمان دولت هاشمی انجام شد ۱۶۰ سازمان و موسسه دولتی بزرگ را می‌توان از تهران خارج کرد که منجر به کاهش یک‌سوم جمعیت تهران می‌شود. شهردار اسبق تهران همچنین معتقد است که انتقال پایتخت نه در این دولت بلکه حتی سه دولت دیگر هم بیایند امکان‌پذیر نیست.

    سابقه بحث انتقال پایتخت

    غلامحسین کرباسچی گفت: تغییر پایتخت از زمان جنگ و مهندس موسوی مطرح بود تا زمان آقای هاشمی و قبل از انقلاب هم بحث‌هایی در این خصوص مطرح شده بود. اما اصولا تجربه انتقال پایتخت مخصوصا برای کشورهای جهان سوم برای از سر بازکردن مشکلات است.

    مشکل اصلی کجاست؟

    او تاکید کرد: در حال حاضر به دلیل ویژگی‌هایی که حکومت ما دارد همه مردم می‌خواهند به پایتخت بیایند؛ چون می‌بینند که همه اختیارات در اینجا و در دولت و حکومت متمرکز است. تمرکز قدرت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حتی قدرت آموزشی و دینی باعث می‌شود که همه مردم فکر کنند که همه‌چیز در پایتخت است. اگر کسی بخواهد مشکلات پایتخت را حل کند باید در مرحله اول اختیارات را برای همه مردم یکسان بداند. شهردار اسبق تهران با اشاره به لزوم دادن اختیارات اداره استان‌ها به خودشان تصریح کرد: یکی از اساسی‌ترین کارهایی که برای حل مشکل تهران می‌توانیم انجام دهیم یک نوع فدرالی اداره کردن کشور است. البته فدرالی نه به معنای سیاسی که بخواهیم خودمختاری بدهیم، بلکه به معنای اینکه همه استان‌ها اختیارات اداره استانشان به لحاظ مسائل داخلی با خودشان باشد.

    او با انتقاد از تمرکز اختیارات در تهران افزود: فرض کنید در اقصی نقاط کشور فردی بخواهد روزنامه راه بیندازد، چرا باید از میدان بهارستان تهران اجازه بگیرد؟ مگر ما افرادی را که مصالح کشور را بدانند در این حدی که یک روزنامه محلی در یک جایی دربیاید، نداریم؟ یا در رابطه با مسائل اقتصادی اگر یک نفر بخواهد یک کارخانه نان ماشینی راه بیندازد؛ چرا باید به تهران بیاید و چرا اختیارات همه‌چیز از جمله مسائل سیاسی، فرهنگی، صنعتی، اقتصادی و… در تهران است؟ مدیران ما در استانداری، بخشداری و فرمانداری در سراسر کشور هیچ اختیاری از خودشان ندارند و اگر یک نفر را بخواهند استخدام کنند باید تهران اجازه بدهد.

    کرباسچی‌ به بحث انتقال پایتخت در دولت هاشمی اشاره و خاطرنشان کرد: در دولت آقای هاشمی بحث انتقال پایتخت مطرح شد که آن زمان ما در شهرداری بودیم و هماهنگی میان دولت، وزارت کشور، وزارت امور استخدامی، سازمان برنامه، چند تن از استانداران با سابقه و شهرداری تهران انجام شد. آن موقع بحث شهرداری تهران این بود که امکان ندارد پایتخت را با توجه به وضعیت اقتصادی که داریم، تغییر بدهیم.

    او با اشاره به تغییر پایتخت در برزیل‌ ادامه داد: فرض کنید کشوری مانند برزیل ابتدا سائوپائولو مرکز بوده، بعد دیدند که پایتخت شلوغ است و وضعیت برهم ریخته است؛ شهری را با ۱۸ میلیون جمعیت و مشکلات حاشیه‌نشینی و کمبودها و آلودگی هوا رها کردند و به ریودوژانیرو رفتند.

    بعد از مدتی جمعیت این شهر به ۱۲ میلیون نفر رسید و دیدند باز مشکلاتی دارند و آمدند پایتخت جدیدی ساختند منتهی پایتخت جدیدشان با ۹۵ میلیارد دلار وامی ساخته شد که از بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول گرفتند و بعد برزیلیا تشکیل شد که این هم یک مشکل جدید شد و قرار بود ۵۰۰ هزار نفر جمعیت داشته باشد، اما آخرین آماری که آن موقع ما در شهرداری مطالعه کردیم ۴ میلیون جمعیت بود و الان فکر می‌کنم خیلی بیشتر شده باشد. در این شهر وزارتخانه جدید و مجلس جدید و دادگاه جدید و… ساختند اما مجددا مردم در پایتخت جمع شدند به دلیل اینکه تمرکز در حکومت بود.

    چه کسانی باید از تهران بروند؟

    شهردار اسبق تهران اظهار کرد: کمیسیونی در وزارت کشور دولت آقای هاشمی، چگونگی حل مشکل پایتخت را بررسی کرد و به این نتیجه رسیدیم که ۱۶۰ موسسه غیر از وزارتخانه‌ها وجود دارد که هیچ ضرورتی برای حضورشان در پایتخت نیست. شرکت‌های مهم دولتی از جمله شرکت ملی فولاد، سازمان چای و شرکت دخانیات ضرورتی برای حضورشان در تهران نیست. برای مثال شرکت دخانیات چند هکتار زمین در تهران دارد؛ این در حالی است که ممکن است در تهران سیگار بکشند، اما دلیلی ندارد شرکت دخانیات در تهران باشد. همچنین شرکت کشتی‌رانی لزومی ندارد که در تهران باشد؛ چون تهران که دریا ندارد، این شرکت یا باید در بندرعباس یا در شمال باشد.  او افزود: بنابراین این شرکت‌ها و موسسات احصا شدند و تا جایی که یادم است، حدود ۱۶۰ موسسه بزرگ دولتی وجود دارد که هر کدام صدها کارمند دارند و تعداد زیادی نیروی خدماتی به دنبالشان است یعنی بقالی، نانوایی، معلم و راننده و‌… که برای خدمت‌رسانی در تهران حضور دارند که با انتقال این افراد از تهران می‌روند.

    راه‌حل نهایی چیست؟

    کرباسچی تاکید کرد: اینکه ما همه وزارتخانه‌ها، مجلس، ریاست‌جمهوری و… را به جای دیگری منتقل کنیم، کاری نشدنی است. اگر دولت واقعا قصد داشته باشد که توسعه و فرصت اشتغال همسانی را در کشور ایجاد کند و همه مناطق کشور از اشتغال مناسبی برخوردار شوند و تهران هم از این وضعیت نجات پیدا کند، راهش این است که موسسات دولتی را از تهران منتقل کنیم. او یادآور شد: حتی برخی نیروهای مسلح نیز می‌توانند منتقل شوند؛ برای مثال در نیروی دریایی غیر از چند نفر از روسا و فرماندهان چه لزومی دارد که سایرین در تهران باشند؟ می‌دانید چقدر نیروی دریایی در تهران است، این در حالی است که تهران ناو ندارد.همچنین خیلی از نیروهای نظامی دیگر نیز می‌توانند به مناطقی که مراکز ضروری این کار است، بروند. البته این، کار دشواری است.

    شهردار اسبق تهران تصریح کرد: دولت برای انتقال موسسات و برخی نیروهای نظامی باید همتش را بگذارد. همچنین اراده کل حاکمیت برای این کار لازم است و همه باید در این زمینه کمک کنند. علاوه بر این مدیریت تهران باید یک شخصیت ملی قابل احترام برای همه باشد؛ اما این‌طور که یک شورایی بنشیند و بررسی کند و شهردار هم آدمی با ویژگی‌هایی به‌خصوص باشد، به جایی نمی‌رسد.

    کرباسچی در پایان گفت: انتقال پایتخت نه در این دولت، بلکه حتی سه دولت دیگر هم بیایند امکان‌پذیر نیست و شعاری است که داده می‌شود، اما هیچ عملی صورت نمی‌گیرد.