برچسب: انتقال آب

  • پروژه انتقال آب خلیج فارس به تهران؛ خیالی یا واقعی؟ / اجرای ۱۷۰۰ کیلومتر لوله کشی با هزینه ۲۰۰ میلیارد دلاری شدنی است؟ / چرا به جای یاد گرفتن از بقیه کشورها، مدام می‌خواهیم زمین و دریا را جا‌به‌جا کنیم؟

    پروژه انتقال آب خلیج فارس به تهران؛ خیالی یا واقعی؟ / اجرای ۱۷۰۰ کیلومتر لوله کشی با هزینه ۲۰۰ میلیارد دلاری شدنی است؟ / چرا به جای یاد گرفتن از بقیه کشورها، مدام می‌خواهیم زمین و دریا را جا‌به‌جا کنیم؟

    به گزارش اقتصادران، بحران آب در تهران به نقطه هشدار رسیده است. در شرایطی که شب‌ها آب برخی مناطق پایتخت قطع می‌شود و رئیس‌جمهور از «احتمال تخلیه تهران» سخن گفته، حالا مقام دیگری از دولت خبر داده که «پروژه انتقال آب خلیج فارس به تهران تکمیل شده و تنها منبع مطمئن تأمین آب پایتخت» است.
    در واقع دولت می‌گوید تنها منبع مطمئن آب پایتخت از خلیج فارس تأمین خواهد شد، اما اختلاف ارتفاع دوهزارمتری، هزار کیلومتر لوله، ده‌ها ایستگاه پمپاژ و میلیارد‌ها دلار هزینه، این طرح را به رؤیایی گران، خطرناک و غیرقابل‌دوام بدل کرده است.

    طرحی که اگر واقعاً قرار باشد آب شور دریا را تا ارتفاع بیش از هزار متر از سطح دریا و در مسیری هزار تا هزار و هفتصد کیلومتری بالا بکشد، باید از گران‌ترین پروژه‌های تاریخ ایران باشد؛ رؤیایی که بیش از آن‌که علمی و اقتصادی باشد، نشانه‌ای از درماندگی در حکمرانی آب است.

    آبی که باید از دریا تا قله بیاید

    علی عبدالعلی‌زاده، نماینده رئیس‌جمهور در توسعه دریامحور در روز‌های اخیر گفته که «پروژه انتقال آب خلیج فارس به تهران با طول هزار کیلومتر به‌دست متخصصان داخلی اجرا شده و در حال حاضر تنها منبع مطمئن تأمین آب پایتخت به شمار می‌آید.»

    در ظاهر، این جمله افتخارآمیز به نظر می‌رسد، اما کافی است به نقشه و عدد‌ها نگاه کنیم تا غیرقابل اجرا بودن آن را به خوبی درک کنیم و دریابیم.

    تهران در دامنه جنوبی البرز، در ارتفاعی بین ۱۰۷۰ تا حدود ۲۰۰۰ متر بالاتر از سطح دریا قرار دارد؛ یعنی برای رساندن آب از خلیج فارس (سطح صفر) به پایتخت، باید آن را دست‌کم یک کیلومتر و نیم بالا کشید.

    در چنین شرایطی اگر مبدأ طرح به جای خلیج فارس، چابهار در دریای عمان باشد، مسیر حدود ۱۷۰۰ کیلومتر خط لوله و ۱۷ ایستگاه پمپاژ عظیم را دربر می‌گیرد. چنین طرحی، حتی در استاندارد‌های جهانی، یک عملیات فراتر از مرز‌های اقتصادی و فنی ایران است.

    عدد‌ها از برآورد هزینه‌ها چه می‌گویند؟

    براساس گزارش‌های رسمی و مطالعات عمرانی موجود پیش از این، هزینه احداث خطوط لوله انتقال آب در ایران بین ۱۰۰ تا ۵۰۰ هزار دلار برای هر کیلومتر برآورد می‌شود.

    اگر مسیر را ۱۰۰۰ کیلومتر بگیریم، هزینه ساخت تنها لوله (بدون ایستگاه‌های پمپاژ و تصفیه) بین ۱۰۰ میلیون تا ۵۰۰ میلیون دلار خواهد بود. اما اگر مسیر واقعی پروژه -چنان‌که در طرح دریای عمان آمده – ۱۷۰۰ کیلومتر باشد و تجهیزات فشار بالا، حفاری در کوهستان و ایستگاه‌های پمپاژ افزوده شوند، رقم به‌سادگی از ۲۰۰ میلیارد دلار عبور می‌کند.

    با نرخ امروز دلار آزاد (۱۱۰ هزار تومان)، این رقم معادل ۲۲ هزار هزار میلیارد تومان است؛ این رقمی، عددی هفت برابر بودجه کل کشور در سال ۱۴۰۴ است، آن هم بودجه‌ای که همین اکنون نیز بار کسری سنگین کمر خم کرده است.

    بدتر این است که در چنین طرحی با ارقام هزینه نجومی، هنوز هیچ‌کس دربارهٔ هزینه‌های بهره‌برداری و برق مورد نیاز برای بالا کشیدن این حجم عظیم آب در اختلاف ارتفاعی بیش از هزار متر، سخنی نگفته است.

    کما این که هر ایستگاه پمپاژ در چنین پروژه‌ای نیازمند نیروگاه مستقل خواهد بود. به زبان ساده، انتقال آب از خلیج فارس به تهران نه پروژه‌ای اقتصادی، بلکه مصرفی‌ترین و پرهزینه‌ترین پروژه انرژی کشور خواهد بود.

    فیزیک در برابر سیاست آبی دولت

    این شرایط نیز در حالی است که از نظر فنی، پمپاژ آب شور از سطح دریا تا ارتفاع بیش از هزار متر، نیازمند توان انرژی بسیار بالاست.

    برآورد‌های کارشناسی نشان می‌دهد برای هر متر مکعب آب باید حدود ۱۰ مگاژول انرژی مصرف شود؛ یعنی اگر قرار باشد روزانه دو و نیم میلیون متر مکعب آب شیرین به تهران برسد، مصرف انرژی معادل چند نیروگاه بزرگ حرارتی لازم است.
    هم چنین علاوه بر هزینهٔ انرژی، این طرح از نظر مهندسی نیز با چالش فرسایش لوله‌ها، رسوب نمک، خوردگی تجهیزات و خطر شکست خط در نواحی زلزله‌خیز روبه‌روست.
    از سوی دیگر در بخش نمک‌زدایی هم، واحد‌های ترکیبی اسمز معکوس و تقطیر چنداثره باید در کنار دریا ساخته شوند.

    در نهایت نیز  نمک باقیمانده و شورابهٔ خروجی این واحد‌ها معمولاً چند برابر شورتر از آب دریاست و اگر به‌درستی دفع نشود، می‌تواند اکوسیستم ساحلی را نابود کند. در سواحل جنوبی ایران، تجمع شورابه‌ها، مرجان‌ها و زیستگاه‌های حساس را تهدید می‌کند.

    هزینه‌های زیست‌محیطی پنهان یک انتقال پرهزینه

    در این بین مشکلات جدی زیست محیطی در چنین طرح‌هایی نیز باید مورد توجه قرار بگیرد. انتقال آب‌های شور به مناطق مرکزی نه‌تنها انرژی و منابع را می‌بلعد، بلکه توازن اکولوژیکی کشور را به هم می‌زند. چنان که تجربه انتقال آب از دریای خزر به سمنان نشان داد که چنین طرح‌هایی با تخریب مسیر‌های طبیعی، افزایش فرونشست زمین و تغییر الگوی سفره‌های زیرزمینی همراه است.

    اکنون اگر چنین مسیری از خلیج فارس تا تهران کشیده شود، باید هزاران کیلومتر خاک، کوه، مرتع و زیستگاه طبیعی زیر تیغ برود و هر صد کیلومتر لوله‌گذاری یعنی تخریب مستقیم ده‌ها هکتار اراضی طبیعی و صد‌ها گونه گیاهی و جانوری.

    انتقال آب از خلیج فارس تا تهران، در عمل یعنی عبور یک خط لوله‌ هزار تا هزار و هفتصد کیلومتری از دل حساس‌ترین زیست‌بوم‌های کشور؛ از مناطق ساحلی مکران و ارتفاعات کرمان و یزد گرفته تا کوه‌های البرز و حریم تهران.
    هر صد کیلومتر لوله‌گذاری به معنای تخریب مستقیم ده‌ها هکتار مرتع، جنگل، زیستگاه و مسیر مهاجرت گونه‌های جانوری است. عبور لوله‌ها از کوه و بیابان نیازمند جاده‌سازی، خاک‌برداری، انفجار‌های کنترل‌نشده و حفاری عمیق است؛ اقداماتی که خاک‌های شکننده فلات مرکزی را نابود می‌کند و فرسایش بادی و ریزگرد‌ها را تشدید می‌سازد.

    تجربه پروژه‌های مشابه در یزد و اصفهان نشان داده که حتی خطوط لوله‌ کوتاه‌تر هم باعث خشک شدن سفره‌های زیرزمینی، نابودی چشمه‌ها و گسترش فرونشست زمین شده‌اند.

    اما بخش نادیده‌ این تخریب، در مبدأ طرح اتفاق می‌افتد: در سواحل جنوبی کشور، جایی که واحد‌های نمک‌زدایی ساخته می‌شوند.

    بندرعباس، کارشناسان محیط‌زیست هشدار داده‌اند که تجمع شورابه‌ها می‌تواند اکوسیستم خلیج را در کمتر از یک دهه دگرگون کند.

    به این موارد باید مصرف انرژی سنگین، افزایش انتشار گاز‌های گلخانه‌ای و خطر نشت لوله‌ها در مناطق زلزله‌خیز را هم افزود. نتیجه روشن است: پروژه‌ای که برای نجات پایتخت از بی‌آبی طراحی شده، ممکن است جنوب کشور را به بی‌زیستی بکشاند.

    چرا دولت‌ها همیشه «انتقال آب» را ترجیح می‌دهند؟

    اما مساله مهم دیگر این است که چرا در ایران همواره حکمرانی آبی بر مبنای انتقال آب و زدن چسب زخم فوری بر روی یک زخم عمیق است. پاسخ تلخ، اما شاید روشن است: انتقال آب، ساده‌ترین نسخه سیاسی برای بحران پیچیده آب است.
    پروژه‌های انتقال آب بزرگ، ظاهرِ قهرمانانه دارند، پیمانکار و قرارداد و روبان افتتاح دارند، اما اصلاح الگوی کشت، تعرفه‌گذاری واقعی، بازچرخانی فاضلاب و نوسازی شبکه، تصمیم‌های بی‌سروصدایی هستند که نیازمند مدیریت پایدار و هزینه‌ اجتماعی‌اند.

    دولت‌های ایران نیز در چهار دهه گذشته تقریباً هر بار که بحران آب اوج گرفته، به جای مدیریت تقاضا، سراغ «عرضهٔ جدید» رفته‌اند: از زاینده‌رود تا کارون، از سد گتوند تا چابهار.
    اما تجربه همه این سال‌ها نشان داده که آب منتقل‌شده، هیچ‌وقت کافی نیست؛ چون مصرف همچنان بی‌محاباست.

    منطق اقتصادی گمشده

    حال، اما در شرایطی که کشور با کسری بودجه مزمن و بحران انرژی روبه‌روست، آغاز پروژه‌ای با هزینه صد‌ها میلیارد دلاری، حتی در سطح مطالعه، غیرواقع‌بینانه است.
    این رقم برابر است با ۵۰ برابر بودجه وزارت نیرو یا بیش از کل درآمد نفتی ایران در سال ۱۴۰۳.

    اما اگر واقعاً پروژه انتقال آب خلیج فارس به تهران به ۲۰۰ میلیارد دلار برسد (حدود ۲۲ هزار هزار میلیارد تومان با دلار ۱۱۰ هزار تومانی)، این رقم معادل چه چیزهایی است؟

    ۷ برابر بودجه سالانه ایران:
    کل بودجه عمومی کشور در سال ۱۴۰۴ حدود ۳ هزار هزار میلیارد تومان است؛ یعنی این پروژه معادل هفت سال هزینه اداره کشور.

    ۴ میلیون واحد مسکونی:
    با هزینه متوسط ساخت هر واحد ۵۰ هزار دلار، می‌توان با همین پول چهار میلیون خانه جدید در سراسر کشور ساخت — یعنی حل کامل بحران مسکن دهک‌های پایین.

    ۱۰ خط مترو کامل:
    هزینه احداث هر کیلومتر مترو عمیق حدود ۱۵۰ میلیون دلار است؛ با ۲۰۰ میلیارد دلار می‌شود بیش از ۱۳۰۰ کیلومتر مترو ساخت، معادل ده خط سراسری در پایتخت.

     بازچرخانی ملی آب:
    هزینه تصفیه و بازچرخانی آب برای هر نفر حدود ۳۰۰ دلار است؛ با این مبلغ می‌توان سامانه تصفیه و بازچرخانی را برای کل جمعیت ایران چند برابر فراهم کرد، بدون نیاز به انتقال یک قطره آب از جنوب.

     نیروگاه خورشیدی سراسری:
    با هر یک میلیون دلار می‌توان یک مگاوات نیروگاه خورشیدی ساخت؛ این رقم معادل ۲۰۰ گیگاوات برق تجدیدپذیر است؛ بیش از دو برابر کل ظرفیت فعلی نیروگاهی ایران.

     بیمارستان‌های فراموش‌شده:
    هر بیمارستان ۳۰۰ تختخوابی حدود ۲۵۰ میلیون دلار هزینه دارد؛ با این رقم می‌شود ۸۰۰ بیمارستان جدید در سراسر کشور ساخت.

    در حقیقت رقم ۲۰۰ میلیارد دلار نه هزینه نجات آب تهران، بلکه قیمت رؤیای غیرواقع‌بینانه‌ای است که می‌تواند ایران را از زیرساخت، آموزش، بهداشت و آینده محروم کند.

    با صرف همین پول و بدون طرح‌های تخیلی که در نهایت به شدت به محیط زیست ایران نیز آسیب می‌زند، می‌توان طی یک دهه تمام شبکه‌های آب شهری را نوسازی کرد، بازچرخانی فاضلاب را در همه کلان‌شهر‌ها اجرا و الگوی کشاورزی اصلاح کرد، آن هم بدون آنکه یک قطره آب جدید از دریا بالا کشیده شود.

    مساله این است که ایران نیز حتما باید از آب خلیج فارس و دریای عمان استفاده کند و سود ببرد، ایران نیز حق دارد، چون همسایگانش آب شیرین کن داشته باشد وهیچ کس منکر این حق ایران نیست، اما معنای این استفاده نباید بدل به طرح‌های ناکام و با هزینه‌های گزاف و ضد محیط زیستی شود.
    باید توجه کرد که «انتقال آب خلیج فارس به تهران» شاید روی کاغذ پروژه‌ای ملی و غرورآفرین به نظر برسد، اما در واقعیت، نه از نظر فنی توجیه دارد، نه از نظر اقتصادی و نه از نظر زیست‌محیطی.

    اختلاف ارتفاع دوهزار متری، مسیر هزار تا هزار و هفتصد کیلومتری میان تهران به عنوان پایتخت و نزدیک‌ترین بخش ایران به دریای عمان و هزینه‌ای که از مرز ۲۰۰ میلیارد دلار می‌گذرد، این طرح را به رؤیایی دوردست بدل کرده است.

    در حالی‌که شهر‌های موفق جهان از کیپ‌تاون تا سنگاپور، با بازچرخانی آب، کاهش مصرف و فناوری‌های هوشمند بحران را کنترل کرده‌اند، ایران هنوز در چرخه انتقال آب از دریا و کوه سرگردان است.

    در نهایت، شاید پرسش اصلی در حکمرانی آبی ایران باشد که چرا به جای یاد گرفتن از جهان، مدام می‌خواهیم زمین و دریا را جا‌به‌جا کنیم؟

  • پنجه خشکسالی بر گلوی ایران / جهانگیر پرهمت: پروژه های انتقال آب هزینه سرسام آوری دارد

    پنجه خشکسالی بر گلوی ایران / جهانگیر پرهمت: پروژه های انتقال آب هزینه سرسام آوری دارد

    به گزارش اقتصادران، آمارهای آبفا می گوید سال جاری به لحاظ وضعیت بارش، بین ۵۷ سال گذشته، رتبه ۵۴ را دارد، درواقع طی این بازه زمانی، تنها ۳ سال از نظر بارش، از سال ۱۴۰۴  وضعیت بدتری داشته است.  این وضعیت نگرانی ها در خصوص قطعی آب یا جیره بندی آن در فصل تابستان را افزایش داده است.

     هاشم امینی، مدیرعامل شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور، اخیرا ضمن تاکید بر این که در پنجمین سال خشکسالی پیاپی به‌سر می‌بریم، گفته است: «با وجود خشکسالی‌های پیاپی و ضرورت مدیریت مصرف آب، در زمینه مصرف آب در ساختمان‌ها و منازل مردم، تاکنون کار جدی انجام نشده، که امید می‌رود با این تفاهم‌نامه، اقدام موثری در این زمینه آغاز شود.»

    عباس علی‌آبادی، وزیر نیرو نیز گفته است: «در تابستان در کل کشور قطعی آب در بخش خانگی نداریم، ممکن است در برخی استان‌ها مشکلاتی در حوزه قطعی آب داشته باشیم اما در حال برنامه‌ریزی هستیم و امیدواریم این برنامه‌ریزی‌ها به نتیجه برسد.» با این وجود پرسش‌هایی درباره وضعیت آب کشور و امکان تحقق برنامه ها برای پیشگیری از قطعی آب مطرح است. دکتر جهانگیر پرهمت، عضو هیات علمی پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری و معاون پیشین وزیر جهاد کشاورزی به این پرسش‌ها پاسخ داده است:

     

    پروژه های انتقال آب هزینه سرسام آوری دارد

    جهانگیر پرهمت گفت: «این که مسئولان در خصوص وضعیت آب، به مردم هشدار دهند، طبیعیست و باید هشدار دهند. وقتی آمارها می گوید از ابتدای سال تا کنون ۴۰ درصد بارندگی کمتر از حد استاندارد داریم و تا پایان سال نیز بارندگی قابل توجهی، به جز در نوار شمالی کشور، نخواهیم داشت،پس قطعا جای نگرانی است. کشور ما بارندگی تابستانی ندارد و فصل بارش ایران، پاییز، زمستان و اوایل بهار است. پس هیچ شک و شبهه ای وجود ندارد که امسال در یک خشکسالی شدید قرار داریم. با این وضعیت در بخش منابع آبی و به ویژه منابع آب سطحی با کمبود قابل توجهی رو به رو شده ایم. این واقعیت را نمی توان نادیده گرفت. بنابراین چاره ای به جز برنامه ریزی برای مدیریت بحران نداریم. من فکر نمی کنم وزارت نیرو یا به طور مشخص وزیر نیرو، اطلاعاتی به جز این داشته باشد یا عقیده دیگری داشته باشد. به هر حال تاکید من این است که می توان از برنامه های مدیریت بحران برای عبور از این وضعیت استفاده کرد. مدیریت بحران یعنی باید برخی موارد غیرضروری را به حداقل رسانده یا متوقف کنیم و منابع آبی را به سمتی که ضروری تر است، سوق دهیم. به عنوان مثال آب شرب از اهمیت بیش از حدی برخوردار است. ما باید به مردم اطلاع دهیم که با توجه به شرایط بحرانی کشور، چگونه موارد ضروری و غیرضروری را تشخیص داده و مدیریت مصرف انجام دهند. حقیقت این است که آب یک ماده قابل ذخیره توسط وزارت نیرو نیست که آب را امسال برای سال دیگر ذخیره کند.»

    وی در خصوص پروژه های انتقال آب از مناطق شمالی به نقاط دیگر کشور گفت: «به طور ویژه منابع آب سطحی را نمی توانیم ذخیره کنیم یا بهتر است بگویم تکنولوژی آن را نداریم. حتی منابع آب غیرسطحی و زیرزمینی را نیز به درستی مدیریت و ذخیره نکرده ایم. اگر منابع آب زیرزمینی به درستی مدیریت شده بود، می توانستیم کمبودهای آبی کشور را از طریق منابع آب زیرزمینی جبران کنیم. بنابراین باید مدیریت بحران انجام دهیم. پروژه هایی که  قصد انتقال آب از مناطق شمالی را دارند را نمی توان کاملا بیفایده نامید اما مسئله این است که انتقال آب با یک هزینه سرسام اور انجام می شود. انتقال آب از دریای خزر به کلان شهر تهران نیاز به پمپاژ آب به حداقل بیش از هزار متر ارتفاع است. این روش هزینه ای بسیار بالا دارد، ضمن این که کنار دریا، باید آب نمک زدایی شود. یعنی دستگاه‌های آب شیرین کن، باید آب شور را به آب شیرین تبدیل کنند و این یعنی یک هزینه هنگفت. بله همه این روش‌ها هم امکان پذیر است. حتی می توانیم آب خلیج فارس را به قله دماوند ببریم اما پرسش اصلی این است که ما قرار است چه میزان هزینه را صرف کنیم تا این تصمیم ها عملی شوند و این نوع تصمیم ها چه عوارضی خواهد داشت؟ در حال حاضر باید به جای این نوع ایده ها روی حفظ ظرفیت های موجود و مدیریت منابع آبی متمرکز شویم.»

    باید سیلاب های سالانه را ذخیره و مدیریت کنیم

    معاون پیشین وزیر جهاد کشاورزی در ادامه گفت: «ما هر سال سیلاب‌های زیادی داریم که بی فایده از درسترس خارج می شود. می توان این سیلاب ها را به منابع آب زیرزمینی تزریق و ذخیره کرد و چون منابع آب زیرزمینی با مشکل تبخیر رو به رو نمی شود، می توان برای وضعیت بحرانی مورد استفاده قرار داد. البته این راهکار بلندمدت است و برای امسال جوابگو نیست. در حال حاضر باید روی اولویت بندی ها متمرکز شویم و از مصرف خانگی تا صنعت و کشاورزی برنامه ریزی سریع انجام دهیم. درست است که تولید کشور نباید مختل شود اما باید بدانیم که اکنون کشت برنج، کشت گندم و دانه های روغنی برای ما بر بسیاری از محصولات کشاورزی آب بر دیگر اولویت دارد. نگهداری باغات با گونه های درختی که بازدهی بلندمدت دارند،  بر کشت سبزیجاتی که امسال اگر کاشته نشود، خسارتی برای ما ندارد، اولویت دارد. این اولویت بندی ها می شود مدیریت درست. وزارتخانه های مختلف از جمله وزارت نیرو که متولی و بانی اصلی اب کشور است، در کنار وزارتخانه های دیگری از جمله صمت باید اولویت بندی درست و دقیق انجام دهند. بیش از ۱۵ درصد از آب مصارف خانگی را باغچه ها مصرف می کنند، چرا سیستمی نداریم که آب بدون مواد شوینده به سمت آبیاری باغچه ها هدایت شود و در مسیر فاضلاب هدر نشود؟ باید مردم را نیز مشارکت و آموزش دهیم تا از بحران عبور کنیم.»

    وی درباره حق آبه ایران و مطالبات پرداخت نشده آب کشور از کشورهای همسایه و به ویژه افغانستان گفت: «حق آبه، حق طبیعی و عرفی کشور ما است. از سالهای دور تا کنون همه افرادی که در حوضه آبخیز زندگی کرده اند از حق آبه بهره برداری کرده اند. اشتغال و تمدن آن مناطق نیز در اطراف همین حوضه ها شکل گرفته است. کارون و کرخه از هزاران سال پیش بستر توسعه تمدن بوده اند. بنابراین زندگی و اشتغال به حق آبه وابسته است. حق آبه ما از هیرمند، حق ملی ما است و باید دریافت شود. ما باید حق آبه را می گرفتیم اما این وظیفه وزارت امور خارجه و دولت است که حقمان را طلب و برآورده کند. اما داخل کشور نیز بحث حق آبه را داریم. ما حق آبه بالادست و پایین دست داریم. اگر فعالیت هایی در حوضه آبی بالادستی انجام می شود باید حق پایین دستی ها رعایت شود و نیازهای آنان تامین شود. اگر پایین دستی ها هم مطالباتی دارند که بیش از حد است، طبیعی نخواهد بود. این ها مسائلی است که طی سال‌های سال شکل گرفته و باید رعایت شود. مبنای حقوقی تقسیم آب باید در مرحله اول بر اساس حق آبه باشد.»

  • آب دریای عمان به تهران می آید

    آب دریای عمان به تهران می آید

    به گزارش اقتصادران، استان تهران با جمعیتی بالغ بر ۲۰ میلیون نفر، از ساکنان دائمی گرفته تا جمعیت شناور روزانه، با یکی از جدی‌ترین بحران‌های منابع آبی خود مواجه شده است، کاهش منابع زیرزمینی، تداوم خشکسالی، فرونشست زمین و چالش‌های مدیریت منابع آب، تهران را در موقعیت حساسی قرار داده است.

    کارشناسان نیز از وضعیت نگران‌کننده تأمین آب پایتخت خبر داد و نسبت به کاهش منابع زیرزمینی به دلیل برداشت بیش از حد و تداوم خشکسالی هشدار داده و خواستار همکاری دقیق‌تر کارشناسان و دستگاه‌های اجرایی در این زمینه شدند.

    مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان تهران نیز با اشاره به برداشت بی‌رویه از منابع زیرزمینی طی سال‌های اخیر، وضعیت این منابع را بحرانی توصیف کرد و گفت: در سال ۱۳۹۹، متوسط برداشت از منابع زیرزمینی تهران ۱۰ متر مکعب بر ثانیه بود، اما این رقم در سال ۱۴۰۰ به ۱۳.۳، سال ۱۴۰۱ به ۱۶.۴، در سال ۱۴۰۲ به ۱۷.۵ متر مکعب بر ثانیه رسیده، اما در سال ۱۴۰۳ علیرغم تمام تلاش‌ها و افزودن منابع جدید آب زیرزمینی این میزان به ۱۴.۵ مترمکعب بر ثانیه رسیده است و این نشان می‌دهد، که تداوم خشکسالی و برداشت بیش از حد، قابلیت اطمینان این منابع برای جبران کمبود آب را به شدت کاهش داده است.

    مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان تهران تأکید کرد که منابع زیرزمینی دیگر قابل اتکا نیستند. با وجود تمام تلاش‌ها برای بهره‌برداری از منابع جدید، خشکسالی‌های پیاپی امکان جبران کمبود آب را از بین برده است.
    مدیرعامل آبفای استان تهران با اشاره به وابستگی شدید این استان به منابع آب سطحی، از نبود کمبود مخازن ذخیره آب خبر داد و گفت: در مناطقی که امکان تأمین آب سطحی وجود دارد، فیلترهای مورد نیاز را به کار می‌بریم، اما در تهران به دلیل فقر مخزنی و وابستگی به چاه‌ها، با مشکلات جدی مواجه هستیم.

    خط انتقال آب از طالقان بخش قابل توجهی از کمبود آب تهران را جبران می‌کند

    اردکانیان همچنین به قطع برق طولانی‌مدت به عنوان عاملی برای قطعی آب اشاره کرد و گفت که این موضوع در کنار کمبود منابع، مشکلات را تشدید می‌کند.

    وی افزود: در حال تعویض پمپ‌ها و تجهیزات هستیم تا بتوانیم بهره‌وری را افزایش دهیم.

    اردکانیان از پروژه‌های در حال انجام برای مدیریت بحران آب خبر داد و گفت: یکی از این طرح‌ها، استفاده از اختلاف ارتفاع ۸۰۰ متری بین شمال و جنوب تهران برای انتقال آب است که مطالعات آن در مراحل نهایی قرار دارد.‌

    وی اظهار داشت: این طرح می‌تواند به مدیریت بهتر منابع آب کمک کند و امیدواریم با تکمیل مطالعات، نتایج مثبتی به دست آید.

    مدیرعامل آبفای استان تهران همچنین به خط انتقال طالقان اشاره کرد که با ظرفیت ۴ متر مکعب بر ثانیه، معادل ۱۵۰ میلیون متر مکعب در سال، می‌تواند بخش قابل‌توجهی از کمبود آب تهران را جبران کند.

    فشار آب در شب از ۲.۳ به ۰.۸۵ کاهش یافته است

    اردکانیان تأکید کرد: تمام تلاش‌ها باید معطوف به بهره‌برداری به‌موقع از این خط باشد.

    یکی دیگر از پروژه‌های مهم، خط انتقال قمر بنی‌هاشم است که تاکنون ۲۲ کیلومتر از آن اجرا شده است، این پروژه با چالش‌های فنی مانند حفاری در اتوبان‌های همت و خیابان دماوند برای نصب لوله‌هایی با قطر ۱۸۰۰ میلی‌متر مواجه است.

    اردکانیان گفت: این خط نه‌تنها به مدیریت منابع محدود کمک می‌کند، بلکه امکان بهره‌برداری بهینه‌تر را فراهم می‌آورد.

    مدیرعامل آبفای استان تهران به فعالیت‌های شرکت در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر نیز اشاره کرد و گفت: نیروگاه خورشیدی ما با ظرفیت ۹۲۳ کیلووات، برق تولیدشده را به شبکه سراسری تزریق می‌کند. این اقدام در راستای تعامل سازنده با شبکه برق کشور است.

    برای مدیریت مصرف، شرکت آب و فاضلاب تهران اقداماتی مانند کاهش فشار آب در شبکه را در دستور کار قرار داده است، اردکانیان در این خصوص توضیح داد: فشار آب در شب از ۲.۳ به ۰.۸۵ کاهش یافته، اما کاهش بیشتر فشار ممکن نیست.

    استفاده از تجهیزات کاهنده، مصرف را ۳۵ درصد کاهش می‌دهد

    وی همچنین از نصب تجهیزات کاهنده مصرف در دستگاه‌های اجرایی خبر داد که منجر به کاهش ۳۵ درصدی مصرف آب در این بخش شده است.

    اردکانیان گفت: پیامک‌های حاوی راهکارهای صرفه‌جویی به‌صورت مستمر برای مشترکین ارسال می‌شود و قطع انشعابات غیرمجاز و مدیریت مصرف آب در فضای سبز نیز در حال انجام است.

    وی با اشاره به ظرفیت پساب در تهران، آن را فرصتی برای جبران کمبود آب دانست و گفت: استفاده از پساب می‌تواند به ما کمک کند تا بخشی از کمبود را جبران کنیم.

    مدیرعامل آبفای استان تهران وضعیت آب در شش‌ماهه اول سال ۱۴۰۴ را «بسیار نگران‌کننده» توصیف کرد و گفت: در حال حاضر با کسری قابل‌توجهی مواجه هستیم، این وضعیت قابل‌اتکا نیست و نیاز به اقدامات فوری دارد.

    اردکانیان خطاب به مدیران دستگاه‌های اجرایی گفت: تکالیف خوبی برای کاهش مصرف تعیین شده و امیدواریم با اجرای دقیق آن‌ها، شاهد بهبود وضعیت باشیم.

    کمبود آب مهمترین چالش استان تهران

    در حالی که استان تهران با کمبود شدید منابع آبی دست‌وپنجه نرم می‌کند، استاندار تهران نیز بر این مسئله تاکید داشته و کمبود آب در این استان را مهمترین چالش می‌داند و در این خصوص می‌گوید: تغییرات اقلیمی در جهان و به تبع آن در کشور ما، باعث شده است که با چالش کم‌آبی مواجه باشیم.

    محمدصادق معتمدیان افزود: افزایش جمعیت در سطح استان تهران و شهرستان‌های آن باعث افزایش مصرف آب شرب بهداشتی شده است.

    انتقال آب از دریای عمان برای استان‌های کم‌آب و استان تهران

    استاندار تهران اضافه کرد: یکی از مهمترین موضوعاتی که در دولت چهاردهم در دستور کار قرار گرفته، تأمین منابع آب در سه مقطع کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت است، در مقطع کوتاه مدت، انتقال آب از سد لار و اجرای خط دوم از سد طالقان و تکمیل رینگ قمر بنی هاشم در دستور کار است که عملاً نقش تعادل بخشی در توزیع آب در استان تهران و شهرستان‌های آن دارد. در مقطع بلند مدت، انتقال آب از دریای عمان برای استان‌های کم‌آب و استان تهران در نظر گرفته شده که مطالعات آن آغاز شده و با ورود بخش خصوصی و حمایت دولت این کار صورت خواهد گرفت.

    وی با هشدار درباره مصرف بی‌رویه آب، خواستار فرهنگ‌سازی گسترده و اجرای قوانین مغفول‌مانده برای مدیریت بحران شد.

    این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که فرونشست زمین، کاهش منابع زیرزمینی و فشار بر زیرساخت‌های شهری، تهران را در موقعیت حساسی قرار داده است.

    معتمدیان، با اشاره به آمار نگران‌کننده مصرف آب در پایتخت، گفت: در حال حاضر ۶۳ درصد از شهروندان تهرانی بیش از دو برابر الگوی استاندارد، یعنی روزانه حدود ۲۵۰ لیتر آب مصرف می‌کنند.

    وی افزود که این میزان از میانگین کشوری بالاتر است و فرهنگ‌سازی و مدیریت مصرف آب را مهم‌ترین اقدام در شرایط کنونی دانست.

    تاکید استاندار تهران بر بر جداسازی آب شرب و آب باران

    استاندار تهران همچنین اعلام کرد که ۸۷ درصد از مصرف آب استان به مصارف خانگی اختصاص دارد.

    او خواستار اجرای ماده ۱۶ مقررات ملی مسکن شد که بر جداسازی آب شرب و آب باران تأکید دارد و از سال‌ها پیش به دلیل نبود زیرساخت‌های لازم اجرا نشده است.

    معتمدیان از لزوم اعمال ابزارهای کنترلی برای مدیریت مصرف آب سخن گفت.

    وی افزایش تعرفه برای مشترکان پرمصرف و اعمال محدودیت‌های لازم را از جمله راهکارهای مؤثر دانست و تأکید کرد: با تولید تجهیزات کاهنده مصرف و نظارت مستمر، می‌توان مصرف آب را تا ۳۰ درصد کاهش داد.

    او همچنین به ضرورت نظارت دقیق بر مصرف آب در بخش‌های مختلف اشاره کرد و گفت که این اقدامات می‌تواند فشار بر منابع آبی محدود تهران را کاهش دهد.

    بحران آب در تهران نیازمند رویکردی جامع و هماهنگ

    بحران آب در تهران، با ابعاد زیست‌محیطی، اجتماعی و امنیتی، نیازمند رویکردی جامع و هماهنگ است، اظهارات مقامات نشان‌دهنده عمق چالش‌ها، از فرونشست زمین و خشک شدن فضای سبز تا کاهش منابع زیرزمینی و محدودیت‌های زیرساختی است.

    طرح‌هایی مانند خطوط انتقال طالقان و قمر بنی‌هاشم، استفاده از پساب و انرژی‌های تجدیدپذیر، نویدبخش گام‌هایی در جهت مدیریت بحران هستند، اما موفقیت آن‌ها به همکاری بین دستگاه‌های مختلف و پرهیز از تصمیم‌گیری‌های یک‌جانبه بستگی دارد.

    تهران در آستانه شرایطی حساس قرار دارد و جلسات کارشناسی، پایبندی به قانون و مدیریت بهینه منابع می‌تواند از تشدید بحران جلوگیری کند.

    با این حال، زمان برای اقدام کوتاه است و هرگونه تأخیر می‌تواند تبعات جبران‌ناپذیری به دنبال داشته باشد.

    شهروندان نیز با مشارکت در صرفه‌جویی و حمایت از سیاست‌های مدیریت مصرف، نقش مهمی در عبور از این چالش ایفا خواهند کرد.

  • چطور برای انتقال آب عمان به تهران پول هست اما فقط برای چابهار نیست؟! / ۷۰ درصد چابهار آب ندارد، مردم هر روز به من زنگ می زنند و نفرین می کنند

    چطور برای انتقال آب عمان به تهران پول هست اما فقط برای چابهار نیست؟! / ۷۰ درصد چابهار آب ندارد، مردم هر روز به من زنگ می زنند و نفرین می کنند

    به گزارش اقتصادران، چندی پیش استاندار تهران از پیگیری برای انتقال آب دریای عمان به پایتخت خبر داد و مدتی بعد، رئیس کمیسیون برنامه و بودجه شورای شهر نیز، اختصاص اعتبار ۴ همتی به طرح‌های انتقال آب به تهران در بودجه ۱۴۰۴ شهرداری را با ایلنا در میان گذاشت.

    علی‌رغم ناترازی شدید آب در پایتخت و خالی بودن سدها، انتقال آب به این کلانشهر به‌عنوان یک راه حل، چندان مورد تأیید کارشناسان آب و محیط زیست نیست؛ برای مثال، احد وظیفه، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی کشور، هزینه انتقال آب از سطح دریا به تهرانی را که ارتفاعی بیش از هزار متر در جنوب و نزدیک به دوهزار متر در شمال دارد، سنگین دانسته و رخ دادن توسعه‌های جدید در شهر را پیامدی برای این انتقال برشمرده بود.

    وی در بخشی از گفت‌وگو بیان کرده بود: وقتی که آب منتقل شود، خواهند گفت پس دیگر مانعی نیست و می‌توانیم یک شهرک چند میلیونی نیز به گوشه‌ای از شهر اضافه کنیم؛ یعنی اساساً مسائل برای آینده بزرگتر می‌شود و چالش بیشتری ایجاد می‌گردد. اگر فرضاً با انتقال یک خط لوله، مشکل امروز تهران را حل کنیم ۲۰ یا ۳۰ سال بعد چه خواهد شد؟ آیا می‌توان توسعه‌های بعدی را همین‌جا متوقف کرد؟ مسلماً خیر. به خاطر همین است که کارشناسان معتقدند اساساً انتقال آب بین حوضه‌ای مشکلی را حل نمی‌کند.

    اول به ما آب بدهید؛ بعد آبِ عمان را هرکجا که خواستید ببرید

    عقیده ساحل‌نشینان جنوب را نیز در این باره جویا شد و در گفت‌وگو با نماینده مردم چابهار در مجلس شورای اسلامی، نظر او را درباره اظهارات فرمانده تهران پرسید؛ بیجارزهی پاسخ داد: موافقم؛ اما اول به مردم چابهار و روستاهای آن، آب بدهند و برای آن بودجه بگذارند. به آقای استاندار بگویید که اول کمک کند به روستاهای ما آب برسد. هفتاد درصد از شهر چابهار آب ندارد. حوزه من ۶ شهرستان را شامل می‌شود و هزار تا هزار و پانصد روستا در این حوزه هستند که آب یا شبکه آب ندارند.

    او ادامه داد: اول اینجا شبکه آبرسانی درست کنید. دو هزار میلیارد بودجه احتیاج دارد که مبلغ کمی است؛ اول این بودجه را اختصاص دهید بعد ما اجازه می‌دهیم آب برود. دو تا سه تا سد داریم؛ در کهیر سد زده‌اند اما شبکه آبرسانی نداریم. مردم هرروز به من زنگ می‌زنند، ناسزا می‌گویند و نفرین می‌کنند.

    وی بیان کرد: اول شبکه آب‌رسانی روستاهای ما را درست کنید، شبکه آب شهر چابهار را پایدار کنید و بعد آب را هرکجای ایران که می‌خواهید ببرید. ایران وطن ما است. ما هم کمک می‌کنیم و راضی هم هستیم.

    برای آب‌رسانی به روستاهای شهرستان کهیر صد میلیارد تومان بودجه نیاز است؛ من این را به وزیر گفتم و ایشان گفتند پول نیست. پس چطور برای تهران پول هست؟

    بیجارزهی تذکر داد: تصور می‌کنید اگر در شرایطی که ما خودمان آب نداریم بخواهید آب را به تهران ببرید مردم چه واکنشی نشان دهند؟ هم نفرین خواهند کرد، هم جلوی آن را خواهند گرفت.

    وی تعریف کرد: برای آب‌رسانی به روستاهای شهرستان کهیر صد میلیارد تومان بودجه نیاز است؛ من این را به وزیر گفتم و ایشان گفتند پول نیست. پس چطور برای تهران پول هست؟

    هرقدر به امکانات تهران اضافه کنید، بر جمعیت افزوده خواهد شد

    «نادرقلی ابراهیمی» عضو کمیسیون کشاورزی و کمیسیون تلفیق بودجه ۱۴۰۴ در خصوص انتقال آب از دریای عمان به خبرنگار ایلنا گفت: انتقال آب از دریا یکی از ضرورت‌های ما است که عمدتاً با هدف تأمین آب مورد نیاز شرب و صنعت صورت می‌گیرد. من خود عضو شورای عالی آب هستم و شما را از لحاظ قانونی نیز در جریان قرار می‌دهم.  برای همین موضوع، پهنه‌بندی نیاز آبی ما تا عمق صد کیلومتری از سواحل انجام شده است؛ یعنی اینکه ما چقدر آب و برای چه مناطقی می‌خواهیم.

    وی افزود: در حال حاضر، کار بر روی چهار مسیر خط انتقال آب از دریا در حال انجام است که عمده سرمایه‌گذاران آن از بخش صنعت هستند. در سواحل و جزایر حاشیه خلیج فارس و دریای عمان هم از طرف وزارت نیرو و بخش خصوصی تعداد زیادی آب‌شیرین‌کن نصب شده و به‌ویژه بخش خصوصی برای تأمین آب شرب سرمایه‌گذاری کرده است. انتقال آب از دریا و به‌ویژه تأمین آب شرب و آب مورد نیاز بخش صنعت، امروز با توجه به شرایط کمبود آب در کشور برای ما یک الزام است.

    ابراهیمی در خصوص انتقادات مطرح شده پیرامون انتقال آب به پایتخت گفت: ما بحثی تحت عنوان توازن و عدالت منطقه‌ای در سطح کشور داریم؛ به‌هیچ‌وجه نباید همه فرصت‌هایمان را در تهران متمرکز کنیم. باید شرایطی مناسب برای توزیع منابع و امکانات در سطح کشور فراهم کنیم به صورتی که پراکنش جمعیتی، پراکنش بارگذاری‌های اقتصادی و مسائل مرتبط متوازن شوند. این یک ضرورت است. اگر ما آب به تهران بیاوریم، اگر همه فرصت‌ها را به تهران بیاوریم، به همان نسبت جمعیت تهران هم اضافه خواهد شد.

    وی تصریح کرد: دولت چهاردهم برنامه‌ای پیشنهادی دارد که در حال پیگیری آن است و هنوز آن را به مجلس یا جای دیگر ارائه نداده و آن جدا کردن پایتخت اقتصادی از پایتخت سیاسی است.

    من خود به‌عنوان یک کارشناس آب، اصلاً اعتقادی به انتقال آب از دریا به تهران ندارم. بحث اصلی ما این است که علی‌رغم اینکه پنج سد و چاه‌های متعدد و آب‌های زیرزمینی در تهران برای تأمین آب مردم وجود دارد باز هم کمبود آب داریم‌. ما هرقدر فرصت ایجاد کنیم باز بر جمعیت تهران افزوده خواهد شد و این یک اشتباه راهبردی است.

    او ادامه داد: نکته مهمی که باید به آن توجه کرد این است که تهران به‌هیچ‌وجه بیش از این امکان بارگذاری جمعیتی را ندارد‌. اولاً تهران آب ندارد؛ هم‌اکنون پنج سد آب تهران را تأمین می‌کند و همچنان این شهر با کمبود آب مواجه است. از سوی دیگر، امکانات و زیرساخت‌های مربوطه در تهران، علی‌رغم گسترش و به‌روز شدن جوابگو نیستند.‌پس بارگذاری بیش از این در تهران یک خطای بزرگ راهبردی برای مدیران کشور است.

    عضو کمیسیون کشاورزی مجلس دوازدهم تأکید کرد: من خود به‌عنوان یک کارشناس آب، اصلاً اعتقادی به انتقال آب از دریا به تهران ندارم. بحث اصلی ما این است که علی‌رغم اینکه پنج سد و چاه‌های متعدد و آب‌های زیرزمینی در تهران برای تأمین آب مردم وجود دارد باز هم کمبود آب داریم‌. ما هرقدر فرصت ایجاد کنیم باز بر جمعیت تهران افزوده خواهد شد. این یک اشتباه راهبردی است.

    کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و دریای عمان، حدود ۹۴ درصد از آب‌شیرین‌کن‌ها را دارند

    ابراهیمی گفت: بحث مردم سواحل و مشکلاتی که در سواحل دریای جنوب داریم نیز مطرح است و کمبود آب در آنجا جدی است. یعنی اولویت ما باید تأمین آب شرب و صنعت از آب‌شیرین‌کن‌های سواحل برای مردم مناطق ساحلی (چه چابهار باشد و چه گناوه، کنارک یا بندرعباس) باشد.

    وی تذکر داد: موضوع بعدی این است که این‌دو با هم مغایرتی ندارند؛ نمی‌توان گفت با برداشت جدید از دریا، آب آن تمام می‌شود. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و دریای عمان، حدود ۹۳ تا ۹۴ درصد از آب‌شیرین‌کن‌ها را دارند و ما تنها ۶ تا ۷ درصد از آن‌ها را داریم‌. ما هنوز از خیلی از فرصت‌هایمان از دریا، استفاده نکرده‌ایم. اما باید اولویت به مردم ساحل‌نشین جنوب داده شود.

    عضو کمیسیون تلفیق بودجه ۱۴۰۴ به این سؤال که آیا در تدوین بودجه سال بعد، این اولویت به آن‌ها داده شده است یا خیر پاسخ داد: تعداد جداول بودجه بسیار زیاد است و حدوداً به ۴۷۰ صفحه می‌رسد. به همین دلیل، درست به خاطر ندارم که در پیوست‌ها، اسم چابهار برده شده است و چابهار را در نظر گرفته‌اند یا خیر. ولی حتی اگر از چابهار نام نبرده باشند، یکی از تکالیف حاکمیت تامین آب شرب مناسب برای اهالی کشور جمهوری اسلامی در هر نقطه‌ای است؛ چه ساحل جنوبی باشد، چه ساحل شمالی و چه مرکز کشور.

    وی افزود: اگر به این تکلیف عمل نشود باید آن را پیگیری کرد که این وظیفه من به عنوان یک ناظر در مجلس است و به همراه نماینده مردم آن منطقه و سایر عزیزان این مطالبه‌گری را انجام خواهم داد.

  • طرح‌ جنجالی انتقال آب از دریای عمان / استاندار تهران: آب منتقل شده اگر برای شرب باشد، بهای آن خیلی گران می‌شود

    طرح‌ جنجالی انتقال آب از دریای عمان / استاندار تهران: آب منتقل شده اگر برای شرب باشد، بهای آن خیلی گران می‌شود

    به گزارش اقتصادران، یک‌بار دیگر ایده انتقال آب مطرح شده است، مبدا این انتقال همان قبلی‌ها است، دریای عمان یا احتمالاً خلیج فارس، اما مقصد جدید است، دیگر خبری از استان‌های فلات مرکزی نیست، این‌بار مقصد انتقال آب تهران است، تهرانی که در یکی دو ماه گذشته با موضوع انتقال پایتخت مواجه بود حالا سوژه جدید پروژه‌های انتقال آب شده است.

    محمد صادق معتمدیان استاندار تهران، کمبود آب را از مهمترین چالس‌های استان می‌داند، به گفته او بارگذاری جمعیتی باعث شده مصرف آب شرب در تهران افزایش پیدا کند، حالا علاوه بر پروژه انتقال آب از سد لار و طالقان قرار است از یک پروژه دیگر رونمایی شود، پروژه‌ای که به‌نظر می‌رسد درحال مطالعه است، انتقال آب از دریای عمان به استان تهران همان پروژه‌ای است که معتمدیان از آن رونمایی کرد.

    پروژه‌های انتقال آب در ایران همواره با چالش مواجه بوده است، به‌گفته علی ارواحی، کارشناس محیط زیست: «مواردی مانند انتقال آب از حوضه کارون به زاینده‌رود، یا انتقال آب از حوضه آبریز زاینده‌رود به مناطق دیگر مانند یزد و کاشان یک تنش اجتماعی به وجود آورده است.»

    او  به این نکته اشاره می‌کند که اگرچه پروژه‌های انتقال آب به اسم اقدامات محیط زیستی یا مصرف شرب تمام می‌شود اما به‌نظر می‌رسد اهداف اصلی آن برای مصارف کشاورزی و صنعت است. عوارض محیط زیستی این قبیل پروژه‌ها، هزینه زیاد شیرین کردن آب، افزایش تقاضا برای مصرف آب و مهاجرت نامتوازن از جمله مواردی هستند که در این گفت‌وگو به آن‌ها اشاره می‌شود.

    متن کامل گفت‌وگو در ادامه آمده است.

    *بعد از فلات مرکزی ایران حالا قرار است آب‌ از جنوب کشور به تهران هم منتقل شود.

    بله اما طرح‌های انتقال آب در شمار گرانترین طرح‌ها محسوب می‌شوند و در مسیر احداث و انتقال آسیب زیادی به سرزمین می‌زنند.

    *اما انگار مدیران به این قبیل پروژه‌ها علاقه دارند.

    در مواردی قبلی هم شکست خورد، ما شکست طرح‌های انتقال آب را در استان‌های اصفهان، یزد، خوزستان و کاشان دیدیم.

    *چرا شکست خوردند؟

    برای این‌که پیامدهای آن خشک شدن تالاب‌ها رودخانه‌ها و آلودگی‌های صنعتی بوده، پیامده آن مهاجرت نامتوازن و تنش‌های اجتماعی در استان‌های مختلف بوده، تنش برای این‌که منابع آبی را از کسانی‌ می‌گیریم که آن منابع می‌توانسته در مبدا انتقال سبب توسعه پایدار شود.  متاسفانه تجربه ما از هر طرح انتقال آب این بوده که مصرف آب بهینه نشده بلکه برعکس منجر به افزایش تقاضای آب شده است.

    *هیچ وقت نباید از ایده انتقال آب استفاده کرد؟

    انتقال آب بین حوضه‌ای زمانی توصیه می‌شود که در حوزه مقصد هیچ آبی در دسترس نباشد، چرا که باعث به‌وجود آمدن آثار مخربی مثل فرسایش خاک، تغییر خورده اقلیم، کاهش تغذیه آب زیرزمینی، شوری خاک و تنش‌های اجتماعی در حوزه مبدا می‌شود. ضمن اینکه ما باید اطمینان پیدا کنیم که منابع آب در حوزه مقصد بهینه مصرف می‌شود. همزمان این پروژه‌ها باید توجیه اقتصادی داشته باشد، اکوسیستم‌های مبدا و مقصد حتی الامکان همجوار و همخوان با همدیگر باشند، حالا شما در نظر بگیرید انتقال آب از دریای عمان به نقاط مختلف کشور مثلاً به فلات مرکزی چقدر حائز این شرایط است؟

    *استاندار تهران گفته به‌دلیل بارگذاری جمعیتی مصرف آب شرب در این استان زیاد است، به‌نظر می‌رسد هدف‌ از این انتقال آب تامین آب شرب است، در این مواقع چنین طرح‌هایی توجیه دارند؟

    اگر آب منتقل شده قرار باشد برای شرب استفاده شود بهای آب خیلی گران می‌شود و توجیه ندارد. سرانه مصرف روزانه آب هر نفر معادل ۲۰۰ لیتراست، هزینه اولیه هر متر مکعب آب شیرین شده حدود ۳ الی ۵ دلار برآورد می‌شود، با محاسبه تفاوت قیمت دلار به ریال هزینه هر متر مکعب آب شیرین شده خیلی گران تمام می‌شود.

    *اگر برای مصرف کشاورزی یا صنعتی باشد چه‌طور؟

    اگر برای مصارف کشاورزی یا صنعتی این آب انتقال انجام شود باز سوال اینجاست که ما چه محصول کشاورزی و صنعتی را می‌خواهیم تولید کنیم که ارزش آن می‌تواند توجیه یک چنین انتقال آبی را داشته باشد؟

    در کشور ما طرح‌های انتقال آب باعث ایجاد تقاضای بیشتر می‌شود، خصوصاً در بخش کشاورزی و بعد از آن در بخش صنعت. یعنی مثلا ما می‌شنویم که برای حل مشکل زاینده رود قرار است آب انتقال پیدا کند، شما اطمینان داشته باشید که این موضوع به بهانه‌های زیست محیطی اتفاق می‌افتد اما در عمل می‌بینیم که برای صنعت و کشاورزی سرمایه‌گذاری می‌شود. پروژه انتقال زاب در حوضه آبریز دریاچه ارومیه را در نظر بگیرید،  قرار بود این منابع آب برای دریاچه ارومیه منتقل شود، اما چندی پیش از آقای کلانتری شنیدیم که متاسفانه آن آب جای دیگری هزینه می‌شود.

    *راه حل جایگزین برای پروژه‌های انتقال آب چیست؟

    راه حل جبران کمبود آب مصرف بهینه است. به‌طور حدودی سالانه نزدیک به ۱۰۵ میلیارد مترمکعب آب در کشور ما غیر بهینه مصرف می‌شود، حدود ۹۰ میلیارد متر مکعب در کشاورزی، ۱۰ میلیارد متر مکعب در مصرف شرب و حدود ۵ میلیارد متر مکعب در مصرف صنعتی این وضعیت را دارد، در مصارف کشاورزی بین ۴۰ تا ۶۰ درصد اتلاف آب وجود دارد، فقط اگر ۲۰ درصد از مصرف آب کشاورزی را بهینه کنیم سالانه ۲۲.۵ میلیارد متر مکعب آب به دست خواهیم آورد. شبکه‌های توزیع آب شرب در کشور ما به دلیل فرسوده بودن به‌طور متوسط ۳۰ درصد تلفات دارند، اگر این شبکه‌ها را به‌روز کنیم چیزی حدود ۳ میلیارد متر مکعب آب شرب ذخیره خواهیم داشت، حالا در شرایطی که ما این اندازه داریم هدر رفت آب را تحمل می‌کنیم، آیا منطقی‌تر هست که ما به سمت بهینه‌سازی مصرف بریم یا به‌سمت پروژه‌های انتقال آب از دریای عمان یا خلیج فارس؟

  • دریای عمان منبع تأمین آب پایتخت نشینان می‌شود؟

    دریای عمان منبع تأمین آب پایتخت نشینان می‌شود؟

    به گزارش اقتصادران، چندین پروژه بزرگ انتقال آب در استان‌های مختلف اجرا شده است. هدف این پروژه‌ها انتقال آب از رودخانه‌ها، سدها و سفره‌های زیرزمینی در مناطقی با منابع آبی فراوان به مناطقی است که از خشکسالی رنج می‌برند یا منابع کافی ندارند.

    دولت‌ها در دهه‌های اخیر پروژه‌های انتقال آب قابل‌توجهی را با هدف رسیدگی به مسائل کم‌آبی در استان‌های مختلف از جمله تهران اجرا کرده‌اند.

    یکی از این پروژه‌ها شیرین‌سازی آب دریا از دریای عمان و انتقال آن به استان‌های مرکزی ایران با تمرکز بر تامین آب شرب مناطقی است که در حال حاضر با کمبود شدید آب مواجه هستند.

    هدف اولیه این پروژه تامین آب شیرین چند استان ازجمله تهران با استفاده از آب شیرین شده دریای عمان است. این پروژه برای انتقال آب از طریق یک شبکه خط لوله گسترده به طول تقریبا ۳۷۰۰ کیلومتر طراحی شده است. این ابتکار بخشی از یک استراتژی گسترده‌تر برای کاهش کمبود آب در مناطق خشک ایران است.

     شبکه گسترده‌ای از خطوط لوله برای انتقال آب از مناطق دارای منابع مازاد به مناطقی که با کمبود مواجه هستند طراحی شده و مقدار آب انتقالی از طریق این خطوط لوله بسته به پروژه‌های خاص و نیازهای منطقه‌ای متفاوت است.

    چندین پروژه بزرگ انتقال آب در استان‌های مختلف اجرا شده است. هدف این پروژه‌ها انتقال آب از رودخانه‌ها، سدها و سفره‌های زیرزمینی در مناطقی با منابع آبی فراوان به مناطقی است که از خشکسالی رنج می‌برند یا منابع کافی ندارند.

    برخی از سیستم‌های خط لوله قابل توجه عبارتند از: پروژه انتقال آب رودخانه کرخه با هدف تامین آب از رودخانه کرخه در استان خوزستان به فلات مرکزی و پروژه انتقال آب زاینده‌رود که آب را از زاینده‌رود در استان اصفهان به استان یزد انتقال می‌دهد.  پیش‌بینی می‌شود پروژه رودخانه کرخه پس از بهره‌برداری کامل، سالانه حدود یک میلیارد متر مکعب آب انتقال دهد.

    این پروژه‌ها با چالش‌هایی همراهند که برخی از آنها چنین هستند: نگرانی در مورد اختلالات زیست‌محیطی به دلیل تغییر آبراهه‌های طبیعی، هزینه‌های بالا مرتبط با ساخت و نگهداری شبکه‌های خط لوله گسترده، امکان پایداری طولانی‌مدت انتقال حجم زیاد آب در فواصل طولانی. برای انتقال آب از دریای عمان یکی از گزینه‌ها فرآیند نمک‌زدایی با فناوری‌های پیشرفته، به‌ویژه یک سامانه هیبریدی است که اسمز معکوس (RO) و تقطیر چند اثره (MED) را ترکیب می‌کند. انتظار می‌رود این روش روزانه حدود ۲.۵ میلیون متر مکعب آب شیرین شده تولید کند.  تاسیسات آبگیری و نمک‌زدایی در شهرستان چابهار که موقعیت استراتژیکی در امتداد سواحل دریای عمان دارد، قرار خواهد گرفت. پس از نمک‌زدایی، آب باید از طریق یک سامانه خط لوله پیچیده که شامل حدود ۱۷۰۰ کیلومتر خط لوله و حدود ۱۷ ایستگاه پمپاژ است، منتقل شود.

    این زیرساخت برای حصول اطمینان از اینکه آب تصفیه شده به‌ طور موثر و قابل اطمینان به مقصد موردنظر خود می‌رسد بسیار مهم است. تامین انرژی برای نمک‌زدایی و پمپاژ این حجم از آب نیز از چالش‌های مهم بعدی خواهد بود.

    درحالی که این پروژه بلندپروازانه مزایای قابل‌توجهی را از نظر تامین آب نوید می‌دهد، اما در مورد اثرهای بالقوه اکولوژیکی نیز با انتقاداتی مواجه است. نگرانی‌هایی در مورد چگونگی اثرهای نمک‌زدایی و انتقال آب در مقیاس بزرگ بر اکوسیستم‌های محلی و تنوع زیستی مطرح است. هزینه‌های مربوط به انتقال آب توسط خطوط لوله در ایران براساس عوامل مختلفی از جمله: نوع خط لوله، زمینی که از آن عبور می‌کند، فناوری مورد استفاده و الزامات خاص پروژه می‌تواند به ‌طور قابل‌توجهی متفاوت باشد.

    مطالعات و گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد که هزینه احداث خطوط لوله آب در ایران معمولا بین ۱۰۰ تا ۵۰۰ هزار دلار در هر کیلومتر متغیر است. این دامنه وسیع نشان‌دهنده تفاوت در موارد زیر است: مثلا نوع مواد و جنس خط لوله، خطوط لوله‌ای که در زمین‌های سخت (در کوه‌ها) کشیده می‌شوند ممکن است به دلیل چالش‌های مهندسی اضافی هزینه‌های ساخت و ساز بیشتری را متحمل شوند، لوله‌های با قطر بزرگ‌تر که برای دبی بالاتر طراحی شده‌اند، معمولا هزینه بیشتری نسبت به لوله‌های کوچک‌تر دارند، بسته به استفاده از روش‌های سنتی ترانشه‌برداری یا استفاده از تکنیک‌های پیشرفته‌تر مانند حفاری جهت‌دار افقی نیز هزینه‌های متفاوت خواهند بود.