برچسب: انتخابات

  • واکنش مصطفی پورمحمدی به نتیجه انتخابات

    واکنش مصطفی پورمحمدی به نتیجه انتخابات

    به گزارش اقتصادران، حجت‌الاسلام مصطفی پورمحمدی پس از برگزاری چهاردهمین دوره انتخابات ریاست. جمهوری در بیانیه‌ای خطاب به ملت ایران نوشت:

    مردم عزیز ایران.

    سلام و درود بر همه شما که روز ۸ تیر آمدید و احترام به همه شما که باور نکردید و نیامدید. آمدن و نیامدن شما، سرشار از پیامی است که امیدوارم شنیده شود. پیامتان صریح است و بی‌ابهام.

    همچنان براین باورم که راهی جز معجزه اعتماد نیست. فرصت دیدارتان برای من کوتاه بود و ناگفته‌ها فراوان. دراین زمان اندک، گوشه‌ای از آرزوهایتان را با صراحت و از عمق جان باز گفتم. شما با مهرتان نشان دادید که سخن دل هم چنان شنیدنی است.

    نیک می‌دانستم که در این شرایط تبدیل مهر به رای امری است ناشدنی. با این حال و بی‌توجه به نتیجه آرا، از سر صدق و وفا برسر قرار خویش با شما ماندم. بر پیمان خود با شما بوده و هستم.

    «در عهد تو دربستم، عهد همه بشکستم».

     

    براین باور خود استوارم که گفتمان اصیل برآمد از انقلاب اسلامی، صلاح کار است و درمان درد‌های این روزگار. منتخب ملت با هر بینشی راهی جز پیمودن مسیر اعتماد شما را ندارد. از شما می‌خواهم با حضوری پرشکوه روز ۱۵ تیر بیایید و با تصمیم درست، راه را برکارآمدی و عقلانیت، هموار کنید و تحقق معجزه اعتماد را رقم بزنید.

    خداوندا به لطف خود ملت ایران را شاد و شکوفا، رهبری معظم را سربلند و سلامت، روح امام وشهیدان را در جوار رحمت بی‌منت‌های خود، خرسند و ایران و ایرانی را قدرتمندو عزیز در پرتو مهر خود قرار بده.

    بِمَنِّکَ وَ کَرَمِکَ

    مصطفی پورمحمدی

  • پیش بینی نتیجه انتخابات

    پیش بینی نتیجه انتخابات

    به گزارش اقتصادران،  روزنامه خراسان نوشت:

    برای عده‌ای از اصولگرایان و به‌ویژه ستاد‌های انتخاباتی، همچون سال ۹۲ یک ذهنیت کاملاً قابل‌تردیدی وجود دارد که می‌گوید آقایان جلیلی و قالیباف به دور دوم خواهند رفت و آن جا برای اصولگرایان احدی‌الحسنین خواهد شد!

    اگر انتخابات به دور دوم برود، روند‌ها و تحلیل‌ها و تجربه‌های انتخابات پیش نشان می‌دهد که ستاد و هواداران آقای پزشکیان امیدوارتر خواهند بود و احتمال رأی‌آوری او را جدی‌تر خواهند شمرد؛ البته این احتمال در نسبت به این که کدام یک از آقایان جلیلی یا قالیباف با آقای پزشکیان به دور دوم بروند، تفاوت می‌کند؛ اما یک نکته ثابت است و آن این که شانس آقای پزشکیان افزایش خواهد یافت، همچنان که آقای احمدی‌نژاد هم در رقابت با آقای هاشمی در دور اول انتخابات ۸۴، رتبه دوم را کسب کرد و به دور دوم رفت؛ اما در دور دوم، آقای هاشمی را پشت‌سر گذاشت و راهی پاستور شد.

    راهکار رسیدن به یک روند مقبول بین نامزد‌های اصولگرا پیچیده نیست؛ علم نظرسنجی در ایران قدرتمند است و مؤسساتی که نام برده شد، همگی مؤسسات معتبر و آزموده‌شده‌ای هستند. روش علمی هم در این زمینه پاسخگوست و می‌تواند اختلافات را حل کند، لذا نامزد‌های این جریان می‌توانند با توافق بر سر یک روش صحیح نیل به تصمیم نهایی، مسیر نزدیک‌تری را به حالت برنده‌شدن پیش بگیرند

    اما نکته تقریباً قطعی این است که دور دوم بیشتر به‌نفع پزشکیان خواهد بود و در دور اول احتمال پیروزی یک نامزد اجماعی اصولگرایان وجود دارد، لذا همه‌چیز بستگی به این دارد که به روند‌ها توجه کنند یا کار بیشتر به شانس و اقبال واگذار شود.

    به نظر می‌رسد اصولگرایان چاره‌ای جز اجماع و رسیدن به نامزد واحد آن هم هر چه سریعتر ندارند، اجماعی که البته بر مبنای مراکز افکار سنجی معتبر باشد، گزینه نهایی موجب شکل گیری دوقطبی با آقای پزشکیان نشود و البته آرای مردد که سرنوشت ساز نیز هستند ازبلاتکلیفی در بیایند.

  • مناظرات ناامیدکننده اقتصادی، وعده‌های پوپولیستی! / ۲۰ گرم طلا به هر خانوار؛ کی داده کی گرفته؟!

    مناظرات ناامیدکننده اقتصادی، وعده‌های پوپولیستی! / ۲۰ گرم طلا به هر خانوار؛ کی داده کی گرفته؟!

    به گزارش اقتصادران، سومین مناظره انتخاباتی ریاست جمهوری در حالی برگزار شد که طی این سه جلسه، هر یک از کاندیدا‌ها ضمن اشاره به مشکلات و چالش‌های مختلف فعلی کشور، قول رفع آن‌ها در صورت سکانداری دولت را دادند. در کنار آن برخی از وعده‌های عنوان شده، کمی قابل تامل بود و طی چند روز اخیر سر و صدای زیادی به پا کرد. به عنوان مثال وعده طلای زاکانی یکی از این اظهارات خبرساز در این مدت بود.

    با شنیده شدن این صحبت‌ها، نقد‌های بسیاری از سوی کارشناسان و حتی برخی دیگر افراد مطرح شد؛ نخستین نقد آن بود که برای اجرای این وعده به سالانه حدود ۵۳۲ تن طلا در کشور نیاز داریم، اما میزان تولید طلای ایران در سال، نهایت ۱۰ میلیون تن است. اما مدافعان طرح مذکور بر وعده ارائه اعتبار طلا تاکید داشته و آن را مغایر با تخصیص طلای فیزیکی می‌دانند.

    بهبود بورس همیشه شعار است

    اما این تنها نکته عجیب وعده‌های این نامزد انتخاباتی نیست؛ درباره بازار‌های مالی طی مناظرات انتخاباتی صحبت شد و زاکانی عملکرد ضعیف دولت روحانی و اشتباه در ترغیب مردم برای ورود به بورس را عامل زیان‌دهی افراد دانست. با این حال خود این نامزد انتخاباتی در حساب توئیترش و در گردهمایی‌های انتخاباتی خود، مشارکت مردم و بخش خصوصی را عامل بهبود بورس دانست.

    او فراموش کرد که خود تشویق مردم به حضور گسترده در بورس را عامل بدبختی زیان‌دیده‌ها معرفی کرده بود. زاکانی بدون تشریح برنامه‌های خود برای التیام نسبی وضعیت بازار‌های مالی، تنها به کلی‌گویی پرداخت و به نظر می‌رسد در تمامی بحران‌های اقتصادی، این نامزد انتخابات ریاست جمهوری چشم امید زیادی به مردم و نیم‌نگاهی به گذشته دارد.

     

    اعتبار وعده‌ها در هاله‌ای از ابهام

    این کارشناس اقتصادی ادامه داد: متاسفانه به نظر می‌رسد برخی از نامزد‌های انتخاباتی، به دنبال جمع کردن رای نیستند و وعده‌ها نشان‌دهنده برنامه عملیاتی آن‌ها نیست.

    وی تصریح کرد: از این رو صحبت‌های عنوان شده فاقد ارزش و اعتبار علمی است و پشتوانه اجرایی هم ندارد. حتی برای برخی از وعده‌های عنوان شده ساختار و درآمد دولت چنین توانایی را ندارد؛ بنابراین چندان نمی‌توان به برخی صحبت‌ها، توجه چندانی کرد.

    بورس به تحریم گره خورده

    عزتی در ادامه صحبت‌های خود، به راهکار بهبود وضعیت بورس اشاره کرد و گفت: بورس و بازا‌های مالی در ایران بسیار زیاد تحت تاثیر تحریم‌ها بوده و تنها کسی که به تاثیر تحریم‌ها بر این بازار اشاره کرد، پزشکیان بود. بدون رفع تحریم‌ها نه بورس و نه دیگر بخش‌های اقتصادی گشایش آنچنانی نخواهند داشت.

    به گفته این کارشناس اقتصادی، متاسفانه مجموع رویکرد‌های دیده شده در بدنه نامزد‌های انتخاباتی، نشان نمی‌داد که توجه چندانی به این تاثیر داشته باشند و این عدم توجه، از باور‌های آن‌ها سرچشمه می‌گیرد. تا زمانی که باور نداشته باشند تحریم‌ها بر تمامی بازار‌های اقتصادی تاثیر منفی و شدیدی دارد، هیچ بخشی التیام نخواهد یافت.

    کاندیداهای انتخابات برنامه ندارند

    ناامیدکننده‌ترین بخش مناظرات انتخاباتی در دوره چهاردهم ریاست جمهوری، ندیدن برنامه‌های مدون برای بهبود و رفع مشکلات اقتصادیست. زمانی که یک نامزد انتخاباتی برنامه خود را برای مدیریت کشور ارائه ندهد، توقع دارد مردم بر چه اساس به او رای دهند؟ این نامزد در صورت سکانداری دولت، چه عملکرد اجرایی خواهد داشت و آیا می‌توان به آینده‌ای روشن امیدوار بود؟

  • صبر انتخاباتی بازار مسکن

    صبر انتخاباتی بازار مسکن

    به گزارش اقتصادران، بازار مسکن در ماه انتخابات شاهد رفتار معنادار هر دو سمت معاملات است. تقاضای خرید انتظار تعدیل قیمت‌ها در دولت جدید را دارد و یک گروه در دسته فروشنده‌ها نیز با همین نگاه، «صبر» کرده است. اما در ماه «اعلام رئیس‌جمهور منتخب» متغیر کلیدی بازار ملک چه جهتی پیدا می‌کند؟ «دنیای‌اقتصاد» با بررسی تورم مسکن در ماه‌های تیر سال‌های انتخابات، به این پرسش پاسخ داده است. شروع کار یک رئیس‌جمهور با جهش ۱۲درصدی قیمت مسکن همراه شد و با انتخاب رئیس‌جمهور دیگر ۵درصد ریزش کرد.

    اتمسفر بازار معاملات مسکن در «ماه تبلیغات و برگزاری انتخابات» و همین‌طور «ماه اول رئیس‌‌‌جمهور جدید» طی همه دوره‌‌‌های گذشته، شرایط خاص انتخاباتی به خود گرفته است؛ در این دوره نیز «ماه انتخابات» اگرچه در مقایسه با دوره‌‌‌های قبلی، ‌‌‌ به لحاظ اسمی عوض شده -به جای خرداد، تیر ماه است- اما رفتار بازیگران معاملات ملک شبیه همان مقاطع گذشته است. در عین حال برای «ماه پساانتخابات» می‌توان سناریوهای احتمالی را پیش‌بینی کرد.

    صبر انتخاباتی بازیگران بازار

    گزارش میدانی «دنیای‌اقتصاد» از نبض مراجعه و معاملات آپارتمان در تهران طی هفته‌‌‌های گذشته -ماه انتخابات- حاکی است، دو طرف بازار یعنی متقاضیان خرید و متقاضیان فروش، «صبر انتخاباتی» پیشه کرده‌‌‌اند. بررسی‌‌‌های «دنیای‌اقتصاد» درباره علت و منشأ این صبر نشان می‌دهد، یک طرف معاملات توقع «تعدیل قیمت مسکن» با شکل‌‌‌گیری دولت چهاردهم را دارد و طرف دیگر یعنی سمت فروش، نه اینکه صرفا «انتظار تداوم وضعیت سال‌های اخیر» را داشته باشد اما به دنبال «مشخص شدن چشم‌‌‌انداز اقتصاد ایران در 4 سال آینده» با انتخاب رئیس‌‌‌جمهور جدید است تا پس‌‌‌از آن، دست به فروش آپارتمان بزند. این سمت از بازار معاملات مسکن یعنی همان تقاضای فروش، خود دو دسته است، دسته اول مالکانی هستند که آپارتمان‌‌‌ها را در سال‌های گذشته به قصد سرمایه‌گذاری -حفظ ارزش واقعی دارایی‌‌‌شان- خریداری کرده بودند و حالا یا ماه‌‌‌های بعد برای تبدیل دارایی به قصد کسب بازدهی بیشتر به دنبال فروش آن هستند.

     

    بنابراین، جهت‌‌‌گیری آتی روند سایر بازارهای دارایی برحسب اینکه کدام نامزد انتخاب شود، برای آنها «فاکتور مهم» برای «تصمیم نهایی به فروش آپارتمان یا انصراف از فروش این دارایی» تلقی می‌شود. دسته دوم فروشنده‌‌‌های آپارتمان که در این «ماه منتهی به انتخابات ریاست جمهوری»، دست از عرضه کشیده‌‌‌اند و متوقف شده‌‌‌اند، افرادی هستند که «قصد تبدیل واحد مسکونی محل سکونت» را دارند. این گروه، آپارتمان مصرفی خود را می‌‌‌فروشد که واحد دیگری برای استفاده -نه سرمایه‌گذاری- بخرد. بنابراین برای این گروه از فروشنده‌‌‌ها، «دولت کاربلد برای مهار قیمت‌ها» به مراتب بهتر از «تکرار دوره التهاب قیمت‌ها» است.

     

    به این ترتیب با «رفتارشناسی» خریداران و فروشنده‌‌‌های مسکن در این هفته‌‌‌ها و روزهای پیش‌‌‌رو، می‌توان به «علت خلوتی بازار معاملات مسکن» پی برد. واسطه‌‌‌های ملکی کهنه‌‌‌کار در این باره به «دنیای‌اقتصاد» اعلام کردند، در ماه‌‌‌های انتخابات ریاست جمهوری دست‌‌‌کم از دهه 80 به بعد، همیشه «نبض معاملات در یک ماه فرود می‌‌‌آید» و پس‌‌‌از آن به اشکال متفاوت، بازار کار خود را شروع می‌کند. مطابق گفته برخی از مشاوران املاک در مناطقی از تهران، قیمت مسکن در حدود یک ماه گذشته، تغییر افزایشی نداشته و در برخی از محله‌‌‌ها، با مقایسه آپارتمان‌‌‌های مشابه فروخته‌شده طی دو ماه خرداد و تیر، قیمت به میزانی کاهش نیز پیدا کرده است.

     

    مشاوران املاک توقف روند «خرید سرمایه‌‌‌ای ملک» را در روزهای گذشته به مراتب بیشتر از ابتدای تیر ماه توصیف می‌کنند و تا حدودی هم این «صبر» را بیش‌‌‌از «توقف روند فروش» می‌‌‌دانند که همین اثر ثبات یا کاهشی روی قیمت گذاشته است. با این حال، هنوز «داده فراگیر از نبض قیمت فروش آپارتمان در کل شهر تهران» در دسترس نیست و با این تحقیق میدانی از برخی محله‌‌‌ها و برخی مناطق، نمی‌توان «تصویر مشخص از اینکه قیمت مسکن در تیرماه نسبت به خرداد کاهش پیدا کرد یا افزایش یافت»، ارائه کرد.

     

    مرداد بازار مسکن چگونه خواهد بود؟

    چشم‌‌‌انداز مرداد ماه 1403 بازار مسکن به لحاظ «ماه اول پس‌‌‌از انتخابات» را باید از روی «کارنامه قیمت مسکن» در اولین تیر دوره‌‌‌های 4 ساله چهار رئیس‌‌‌جمهور قبلی، پیش‌بینی کرد. این تفاوت اسمی در «ماه شروع به کار دولت چهاردهم» نسبت به دولت‌‌‌های قبلی، ناشی از حادثه‌‌‌ای بود که پایان اردیبهشت‌‌‌ماه امسال برای هلی‌‌‌کوپتر حامل شهید رئیسی رخ داد که باعث شد، ‌‌‌ «انتخابات ریاست جمهوری برای دولت چهاردهم، هم به لحاظ سال برگزاری و هم به لحاظ ماه برگزاری» تغییر کند.  به بیان دیگر، از گذشته تاکنون، «انتخابات‌‌‌های ریاست جمهوری همواره در خرداد» انجام شده و ماه‌‌‌های تیر، «اولین ماهی بوده که فعالان بازارها با علم به رئیس‌‌‌جمهور منتخب، می‌توانستند تشخیص دهند 4 سال بعد اوضاع اقتصاد چگونه پیش خواهد رفت».

     

    به این ترتیب بر اساس «واکنشی که بازار مسکن در تیر سال‌های 76، 80، 84، 88، 92، 96 و 1400» به اعلام «رئیس‌‌‌جمهور منتخب» و به استناد دیدگاه و برنامه‌‌‌های وعده‌‌‌داده شده او نشان داده است، می‌توان دو سناریوی کوتاه‌‌‌مدت برای بازار مسکن 1403 در نظر گرفت. بررسی‌‌‌های «دنیای‌اقتصاد» از تیرهای انتخاباتی بازار مسکن در دوره‌‌‌های قبلی انتخابات ریاست جمهوری مشخص می‌کند، ‌‌‌ هر زمان جامعه و فعالان اقتصادی با «اعلام اسم رئیس‌‌‌جمهور منتخب بعد از برگزاری انتخابات»، احساس کردند رئیس دولت جدید می‌تواند اقتصاد ایران را در مسیر «بهبود به صورت افت تورم، رشد اقتصادی و حذف‌‌‌ ریسک‌‌‌های اقتصادی و غیراقتصادی» قرار دهد، اثر این «برداشت عمومی» در بازار مسکن به شکل «کاهش قیمت مسکن» و «آرامش نسبی رفتار معامله‌‌‌گران» منعکس شده و «مصرف‌کننده‌‌‌ها در این بازار» از این حس نفع برده‌‌‌اند. همچنین هر انتخاباتی که «برداشت عمومی از آینده اقتصادی» غیر از این بوده، «قیمت مسکن با شیب قابل ملاحظه» صعود کرده است.

     

    سال 76 مقطعی بود که بازار مسکن، دو سال جهش قیمت را پشت‌‌‌سر گذاشته بود؛ رشد میانگین 60 درصدی قیمت مسکن در سال‌های 74 و 75. بنابراین بر اساس چرخه‌‌‌های رکود-رونق مسکن، انتظار می‌‌‌رفت در سال 76 قیمت مسکن به ثبات برسد یا کاهش پیدا کند. در تیر ماه سال 76 با مشخص شدن رئیس‌‌‌جمهور منتخب و شکل‌‌‌گیری دولت اصلاحات، قیمت مسکن در ابتدای تابستان 2‌درصد نسبت به اواخر بهار افت کرد.  افت 2 درصدی قیمت مسکن در تابستان 76 را وقتی با «افت 2.5 درصدی میانگین قیمت مسکن در یک‌سال 76» مقایسه کنیم، مشخص می‌شود «اثر کاهشی نتیجه انتخابات در آن سال در کوتاه‌‌‌مدت» بیشتر از «میان‌‌‌مدت و بلندمدت» بوده است و در عین حال، در ماه‌‌‌های بعد نیز همواره «بازار مسکن از اثر تورمی تنش‌‌‌های اقتصادی و سیاسی» در امان بوده است. بازار مسکن در شروع به کار دولت دوم سیدمحمد خاتمی نیز با «شرایط معنادار» مواجه شد.

     

    سال 80 برای بازار مسکن، سال دوم (اصلی) رونق بود و مطابق چرخه‌‌‌های رکود-رونق قبلی، قیمت مسکن در این سال تحت‌تاثیر «رشد و رونق معاملات خرید آپارتمان» افزایش یافت. میانگین قیمت مسکن در سال 80 به میزان 42‌درصد افزایش یافت به‌طوری که قیمت واقعی مسکن 30‌درصد رشد کرد. اما میزان تغییر صعودی قیمت مسکن در تیر 80 یعنی «ماه اعلام نتیجه انتخابات»، به مراتب محدود و کمتر از رشد سالانه بود. بازار مسکن در ابتدای دولت دوم اصلاحات نیز نه به اندازه دولت اول اما به شکل قابل‌‌‌توجهی، «واکنش مناسب» نشان داد (تعریف این گزارش از مناسب، آن تعریفی نیست که بعضا دلالان مسکن دارند. مناسب از نگاه آنها، یعنی رونق قیمتی یا همان افزایش قیمت مسکن اما مناسب از دید این گزارش به معنای ثبات یا عدم‌التهاب قیمت مسکن است). بازار مسکن در تیر ماه سال 84 واکنشی متفاوت از «روند چرخه‌‌‌های رکود-رونق مسکن» به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری نشان داد.

     

    سال 84 دومین سال رکود مسکن بعداز جهش قیمت‌ها در سال‌های 81 و 82 بود. میانگین قیمت مسکن در سال 81 به میزان 50‌درصد و سال 92 به میزان 25‌درصد افزایش یافت. شروع رکود معاملات مسکن و خارج‌‌‌شدن خریداران از بازار در سال 83 باعث شد میانگین قیمت مسکن 2.5‌درصد افت کند. اما «ادامه رکود مسکن در سال 84» عملا متوقف شد به‌طوری که در ابتدای تابستان «سال اول دولت احمدی‌‌‌نژاد»، قیمت مسکن در تهران 12‌درصد جهش کرد. در سال 84 قیمت آپارتمان -میانگین یکساله- 11‌درصد افزایش یافت در حالی که صرف‌‌‌نظر از «فاکتور انتظارات نسبت به اقتصاد در دولت احمدی‌‌‌نژاد»، با فاکتور «روند گذشته بازار مسکن»، انتظار می‌‌‌رفت قیمت مسکن در سال 84 افزایش پیدا نکند. تیر ماه سال 88 را به دلیل شرایط آن زمان نمی‌توان در این بررسی، لحاظ کرد.

     

    در آن مقطع به دلیل اعتراضات، فعالیت در بازار معاملات مسکن عملا متوقف شد و قیمت مسکن در ابتدای تابستان، حدود نیم‌درصد افت کرد. سال 92 یعنی شروع به کار دولت اول حسن روحانی، مقطعی برای بازار مسکن بود که «قیمت‌ها پس‌‌‌از جهش در سال اول رونق یعنی سال 91» همچنان در فصل بهار ملتهب بود. در پایان بهار 92 یعنی ماه برگزاری انتخابات، قیمت مسکن در تهران 4‌درصد نسبت به میانه بهار جهش کرد که قابل‌توجه بود. با این حال برخلاف «انتظاری که از چرخه‌‌‌های رکود-رونق برای سال 92» وجود داشت، نتیجه انتخابات باعث شد در تیر ماه 92 قیمت مسکن 5‌درصد ریزش کند و در طول همه ماه‌‌‌های بعد از آن، «قیمت مسکن با ثبات همراه شد» به‌طوری که رشد سالانه قیمت مسکن در 92 حدود 10 واحد‌درصد کمتر از 91 شد.

     

    در تیرماه 96نیز قیمت مسکن  عملا  ثابت ماند. تیر ماه 1400 نیز تورم ماهانه مسکن در تهران یک‌درصد شد. سال 1400 برای بازار مسکن مقطعی بود که «بازار سه سال جهش تند قیمت مسکن را پشت‌‌‌سر گذاشته بود» و فعالان بازار مسکن منتظر بودند موتور انتظارات تورمی با مهار تنش‌‌‌های سیاسی و ریسک‌‌‌های اقتصادی خاموش شود. وعده‌‌‌هایی که شهید رئیسی برای رفع موانع تولید و همچنین موضوع برجام در شروع به کار دولت خود داد، امیدواری نسبی نسبت به کاهش تورم مسکن ایجاد کرد به‌طوری که در سال 1400 میانگین یکساله قیمت مسکن کمتر از 99 شد اما در دو سال بعد از آن، بار دیگر تورم مسکن صعودی شد.

     

    به این ترتیب، کارنامه‌‌‌های به ثبت رسیده از اثر نتیجه انتخابات در ماه‌‌‌های تیر سال‌های انتخابات ریاست جمهوری می‌‌‌گوید، «انتظار بهبود اوضاع» در این مقطع باعث خواهد شد «استعداد کاهشی قیمت مسکن» بروز کند. قیمت مسکن در سال‌های اخیر به شکل نامتعارف افزایش یافته است و اگر شرایط بیرونی بازار مسکن تغییر کند، سطح فعلی قیمت تا رسیدن به سطح متعارف، می‌تواند تعدیل شود.

     

  • پزشکیان، یک اصولگرای اصلاح‌طلب است! / اگر همین امروز انتخابات برگزار شود، به دور دوم می‌رود

    پزشکیان، یک اصولگرای اصلاح‌طلب است! / اگر همین امروز انتخابات برگزار شود، به دور دوم می‌رود

    به گزارش اقتصادران، حدود دو هفته دیگر انتخابات ریاست جمهوری برگزار می‌شود. همچنان هر 6 کاندیدا در صحنه حضور دارند و احتمالا چند نفر از آنها بعد از مناظرات از ادامه رقابت انصراف دهند. اصل این انتخابات هنوز مورد انتقاد بسیاری از مردم و کارشناسان است چرا که معقتدند مهندسی صورت گرفته است.

    مسعود پزشکیان، قالیباف و جلیلی سه کاندیدایی هستند که شرایط رقابت را تغییر خواهند داد، هرچند که باید تا پایان مناظره ها صبر کرد و دید اقبال مردم به چه کاندیدایی بیشتر است و آیا مسعود پزشکیان توانایی این را دارد قشر خاکستری و مردد را با خود همراه کند یا خیر. محمدجواد حق شناس عضو سابق شورای شهر تهران عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی می‌گوید که برخی حاضر هستند به هر قیمتی از رسیدن پزشکیان به پاستور جلوگیری کنند.

    *اگر منصفانه به آرایش انتخابات نگاهی بیندازیم، همچنان باید بگویم که فضای انتخابات در چارچوب یک نگاه کلان و ذیل یک انتخابات مهندسی شده تعریف می‌شود. به آن معنا که از بهره‌گیری نظارت استصوابی، ساختار سیاسی همچنان بر پیگیری و تداوم نگاه خودش مبنی بر جهت دهی به فضای انتخاباتی حرکت می‌کند و از آن عدول هم نکرده است.

    *به نظر می‌رسد اگر نگاهی به تمامی انتخابات از آغاز تا به امروز داشته باشیم، این انتخابات‌ها به دو دسته شاخص تقسیم می‌شوند. دسته‌ای که ما شاید در انتخابات اول، دوم تا ششم داشتیم. آن انتخابات‌ها قابل پیش‌بینی بود و کسانی که خیلی هم با فضای سیاسی بیگانه نبودند، می‌توانستند به راحتی نتیجه را پیش از برگزاری انتخابات پیش‌بینی کنند.

    *اما از دوره هفتم، شاهد یک اتفاق در روند انتخابات بودیم و آنهم مسیر انتخابات رقابتی بود و ما برای اولین بار، اوج رقابت را در دوم خرداد سال ۷۶ شاهد بودیم. ما عملا شاهد یک دو قطبی بودیم که یک قطب را جریان حاکم نمایندگی می‌کرد و یک قطب دیگر، قطبی بود که عامه مردم و احزاب و نهاد‌ها در واقع تلاش کردند که با آمدن به پای صندوق رای، هم نامزد خودشان را انتخاب کنند و هم به نامزد حاکمیت با رای سلبی نه بگویند.

    *این روند را در سال ۸۴ هم شاهد بودیم؛ با آمدن یک پدیده جدید در سیاست کشور به نام احمدی نژاد. بعد از اتفاقاتی که در سال ۸۸ داشتیم، در سال ۹۲ دیدیم که با محوریت شخصیتی مانند آیت الله هاشمی رفسنجانی و همسو کردن جریان اصلاح طلب، اعتدالی و راست میانه، نهایتا با کناره‌گیری عارف، حسن روحانی انتخاب شد.

    *این روند با تحمل حاکمیت نسبت به تیم اعتدالی، به ۱۴۰۰ رسید. در ۱۴۰۰ شاهد بازگشت دوباره رویکرد حاکم به دهه ۶۰ بودیم یعنی غیررقابتی و قابل پیش بینی بودن انتخابات. عملا با مهندسی شدن انتخابات، این روند به سمتی رفت که آرایش انتخاباتی به گونه‌ای رقم بخورد که از پیش، ابراهیم رئیسی به عنوان چهره حاکمیت به عنوان رئیس جمهور معرفی شود.

    *سقوط هلیکوپتر رئیس جمهور و همراهانش، کشور را به سمت انتخابات زودهنگام برد. عملا شاهد این هستیم که به خاطر این حادثه و انجام انتخابات ظرف ۵۰ روز، همزمانی انتخابات ریاست جمهوری با انتخابات شورای شهر از بین رفت و عملا این انتخابات ضمانت آرا و حضور پررنگ مردم را در کنار خودش ندارد.

    *از طرفی در دو انتخابات گذشته یعنی مجلس و ریاست جمهوری، شاهد کم رونق‌ترین انتخابات بودیم و جدا از اینکه میزان مشارکت کمتر از ۵۰ درصد بود، دیدیم که بعد از آراء فرد منتخب، آرا باطله جایگاه دوم را به دست آورد، که نمایانگر یک رای اعتراضی بود.

    *در این فضا، کشور با مشکلاتی که دولت رئیسی در سه سال گذشته داشت، روبه رو بود. شاید مهمترین آن‌ها عدم تحقق وعده‌های انتخاباتی از جمله ساخت مسکن، کاهش تورم، رشد اقتصادی ۸ درصدی، بود.

    *سوالی که پیش می‌آید این است وقتی طالب یک مشارکت مناسب هستیم که بخواهیم در فضای بین المللی آن را به عنوان یک پشتوانه مشروعیت دار برای نظام حاکم عرضه کنیم، باید چیکار کنیم؟ از یک سو برای به صحنه کشیدن مردم نیازمند برگزاری انتخابات استاندارد هستیم که باید چهار فاکتور رقابت، سلامت، تنوع و اثر گذاری را داشته باشد که با نظارت استصوابی شورای نگهبان هیچ یک از این شروط و فاکتور‌ها محقق نمی‌شود.

    *از سوی دیگر، ساختاری که به این جمع بندی رسیده، بنا بر هر دلیلی نمی‌تواند یک انتخابات استاندارد داشته باشد، چراکه خالص سازی برایشان اهمیت بیشتری دارد. معتقدم حاکمیت در سال‌های اخیر به این نتیجه رسیده یک دست سازی نمی‌تواند نتیجه مد نظر در خصوص حل مشکلات را به همراه داشته باشد.

    *در اینجا به نظر می‌رسد ساختار سیاسی، سعی کرد یک تجدید نظری در فضای انتخاباتی داشته باشد که با کمترین دست کاری در راهبردها، بتواند یک تنوعی را در میان نامزد‌های انتخاباتی فراهم کند که حداقل به عنصر رقابت بتوانیم دسترسی داشته باشیم.

    *۶ کاندیدای تایید صلاحیت شده این دوره، عملا ۵ نفر از آن‌ها به جریان اصولگرا تعلق دارند. جلیلی جریان پایداری را نمایندگی می‌کند، قالیباف نماینده جریان تکنوکرات و عملگرای انقلابی است که یک دوره ریاست مجلس را در کارنامه دارد و در انتخابات تهران نفر چهارم بود که جایگاهش تنزل پیدا می‌کند اما سعی می‌کند گام بعدی را برای رسیدن به پاستور را محکم تر بردارد. حتی می‌بینیم مهمترین رقیب او یعنی علی لاریجانی در این مهندسی، از حضور باز می‌ماند تا با خیال راحت‌تری بتواند فعالیت کند.

    *در این میان حضور پورمحمدی به عنوان نماینده راست سنتی از یک سو و رئیس جامعه روحانیت مبارز از سوی دیگر، نسبت به گزینه‌های دیگری مانند زاکانی و قاضی زاده هاشمی که حضورشان صرفا برای جلب توجه و پوششی است، در نوع خودش دارای اهمیت است.

    *نکته‌ قابل توجه این است که در سال ۱۴۰۰ هم شاهد تایید صلاحیت همتی و مهرعلیزاده بودیم که به جریان اصلاح‌طلب و اعتدال مرتبط می‌شدند. در انتخابات امسال دو فرد از جبهه اصلاحات یعنی آقایان آخوندی و جهانگیری رد صلاحیت می‌شوند و اقای پزشکیان به عنوان وزیری که در دولت خاتمی حضور داشته و ۲۰ سال نماینده مردم تبریز در مجلس حضور داشته، به عنوان فردی که جریان اصلاح طلب و اعتدال گرا را نمایندگی می‌کند، تایید صلاحیت می‌شود! پزشکیان را تایید صلاحیت می‌کنند تا بهانه را برای عدم مشارکت از اصلاح طلبان بگیرند.

    *ضمن اینکه آقای پزشکیان، یک اصولگرای اصلاح‌طلب است، او باور‌هایی دارد که نگرانی‌های حاکمیت را به حداقل می‌رساند. حضور او می‌تواند نگرانی‌هایی را برای نظام سیاسی که قاعدتا به صورت مهندسی شده به انتخابات نگاه می‌کند را داشته باشد؛ آنهم توانایی بالقوه‌ای است که پزشکیان دارد. او می‌تواند به پدیده انتخابات بدل شود. البته اینجا به توانمندی و قدرت شخص پزشکیان بستگی دارد که بتواند افکار عمومی را با خود همراه کند و قشر خاکستری که در انتخابات قبل حضور نداشتند را قانع کنند تا به پای صندوق رای بیایند. اگر پزشکیان و مشاورانش بتوانند ۳۰ درصد از این قشر را پای صندوق رای بیاورند، می‌توانند برای نظام سیاسی نگرانی ایجاد کنند و بازی از پیش تعیین شده آنها را به چالش بکشد.

  • سیاستمداران هنوز در دوران شیرین زبانی زندگی می کنند! / مردم! شما در هر حال، دوران دشواری را در پیش خواهید داشت!

    سیاستمداران هنوز در دوران شیرین زبانی زندگی می کنند! / مردم! شما در هر حال، دوران دشواری را در پیش خواهید داشت!

     به گزارش اقتصادران، دکتر مسعود نیلی، پس از مناظره اقتصاد دوشنبه شب کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری، در یادداشتی نوشت: واقعیت این است که اقتصاد ایران از سال ۱۳۹۶ به این طرف، وارد مرحله‌ای جدید از زندگی خود شده است که دیگر نمی‌توان به شیوۀ گذشته با آن رفتار کرد. این تغییر بزرگ توسط سیاست‌مداران ما در جناح‌های مختلف، متأسفانه هنوز فهمیده نشده است و لذا آن‌ها «همگی» هنوز در دورانِ «شیرین زبانی» زندگی می‌کنند.یکی از شما ۶ نفر، به‌جای دادن امیدهای واهی که اساساً باورپذیر نیست، بیاید و صادقانه به مردم بگوید که خوب می‌داند نخواهد توانست معجزه کند. اما بگوید که در اقتصاد همان‌طور که معجزه نداریم، بن‌بست هم نداریم.

    متن این یادداشت بدین شرح است: «اقتصاد ایران در وضعیت کنونی، از نظر مسائل و چالش‌هایی که با آن مواجه است در مقطعی ویژه به سر می‌برد. مشکلات اقتصادی انباشته‌شده در طول سالیان گذشته، مانند زخم‌هایی کهنه، یکی پس از دیگری سر باز کرده‌اند و به‌دنبال آن، مرهم‌گذاری بر این زخم‌ها، جای علاج بیماری را گرفته است. انباشت مشکلاتی که در دهه‌های گذشته برای حل آن‌ها چاره‌اندیشی نشده، سبب شده است اقتصاد ایران امروز از نظر تعداد و عمق مسائل، در وضعیت تجربه‌نشده‌ای قرار گیرد. همین امر باعث شده است که نه‌تنها آیندۀ میان‌مدت، بلکه آیندۀ بلندمدت اقتصاد ایران نیز به نحوۀ مدیریت و تصمیماتی که در چند سال نزدیک پیش رو اتخاذ می‌شود وابستگی زیاد پیدا کند…» (بخشی از پیش‌گفتار کتاب دو جلدیِ اقتصاد ایران: چگونگی گذر از ابرچالش‌ها، مسعود نیلی و همکاران، انتشار پاییز ۱۳۹۶)

    دوشنبه شب پس از دیدن بخش سوم و پایانی مناظرۀ اقتصادی نامزدهای انتخاباتی ریاست جمهوری، خواب از سرم پریده بود و کابوس‌های مختلف، رهایم نمی‌کرد. در ذهنم، مشکلات عظیم اقتصادی را به‌صورتِ «دَرهم» در یک کفّۀ ترازو می‌گذاشتم و هر ۶ نامزد را نیز به‌صورت «دَرهم» در کفّۀ دیگر و نگاه می‌کردم که آیا این دوّمی تکانی می‌خورد یا نه. یک‌باره یادِ پیش‌گفتار کتاب چگونگی گذر از ابرچالش‌های اقتصاد ایران افتادم که در اوایل پاییز ۱۳۹۶ نوشته بودم. جملاتی که در ابتدای این نوشته ملاحظه می‌کنید، در فضای آخرین اطلاعاتی که آن زمان در اختیار داشتیم، یعنی شرایطِ مساعدِ رشد اقتصادی ۸/۷ درصدی سال ۱۳۹۵ و تورم ۹ درصدی همان سال با ارقام مشابهِ ماه‌های در دسترس برای سال ۱۳۹۶ نوشته شده بود. طبیعی است با این ارقام، آن متن خیلی تلخ و نامتناسب با واقعیت‌های آن زمانِ اقتصاد می‌نمود. اما امروز جملات آن، آشنا به ‌نظر می‌رسد. کتاب را صبح سه‌شنبه تورق کردم و به فهرست آن نگاهی پس از چند سال انداختم. دیدم در آن، بیش از ۱۰۰ سرفصل شامل پیشنهادهای دقیق و قابل ‌اجرا برای بهبود اوضاع اقتصادی کشور به ‌تفصیل ذکر شده بود. غم سنگین آن ایام دوباره قلبم را فشرد که چرا سیاست در کشور ما این مقدار در برابر تصمیمات سخت اما صحیح، مقاوم است.

     شرایط امروز کشور ما به ‌لحاظ تاریخی وضعیتی کاملا خاص قلمداد می‌شود

    شاید در مورد این مطلب که شرایط امروز کشور ما به ‌لحاظ تاریخی و از نظر نقشی که در تعیین سرنوشت آن در آینده ایفا می‌کند وضعیتی کاملا خاص قلمداد می‌شود، تردیدی وجود نداشته باشد. آنچه بر ما گذشته و ما را به اینجا رسانده، حاصل آن بوده است که اقتصاد با همۀ امکاناتش، شامل منابع انسانی، منابع طبیعی، ظرفیت‌های تولیدی و امکانات زیربنایی، برای دهه‌ها، قربانی مظلومِ سیاست بوده است. منابع سرشار نفت و گاز به‌ جای آنکه در خدمت تأمین رفاه پایدار و بلندمدت اقتصاد قرار گیرد، آن‌گاه که جوان و پرنشاط بوده، به‌عنوان پوشاننده و ضربه ‌گیر ناکارآمدی‌های حکمرانی به‌کار گرفته شده و اینک که ناتوان و فرتوت شده، دیگر نمی‌تواند نقش سابق را ایفا کند، لذا در حال عیان‌کردن ناکارآمدی‌هاست.

    بهره‌گیری آسان از نعمت‌های طبیعی باعث شد تصور شود حکمرانی کاری ساده است

    به گزارش جماران، نیلی در بخش دیگری از این یادداشت آورده است: منابعِ محدودِ آب کشور، آن زمان که نیازمند تیمار خاص بود تا بتواند برای سالیان طولانی عطش خاک را برطرف کند، از سر ناآگاهی به‌عنوان ابزار عدالت اجتماعی و از سر تعصب به‌عنوان ابزار خودکفایی مورد سوءاستفاده قرار گرفت. زمین تشنه، امروز دردمندانه، زبان خود را تنها به سوی آسمان گرفته که شاید قطره‌ای بر آن ببارد و چشمان کم‌سوی خود را از سرِ التماس، به سوی حاکمان دوخته که شاید پس از گذشت دوران و تجربه‌های دردناک، جهل و تعصب را به کناری گذارند و بفهمند که این نعمت الهی از اساس ابزار چنین اهدافی نبوده است. بهره‌گیری ارزان و آسان از نعمت‌های طبیعی باعث شد تصور شود که حکمرانی کاری ساده و بدون دردسر است. فرآیندی انگاشته شد که در ابتدای آن، منابع و ظرفیت‌های خدادادی را می‌کاری و در انتها، محبوبیت درو می‌کنی. می‌توانی به درون مردم بروی و منابع طبیعی برگشت‌ناپذیر و منابع مالی تورم‌آفرین را میان آنان تقسیم کنی و از فریادهای شوق‌آمیز و قدرمندانۀ آن‌ها با غرور لذت ببری.

    سیاستمداران هنوز در دوران شیرین زبانی زندگی می کنند!

    واقعیت اینست که اقتصاد ایران از سال ۱۳۹۶ به این طرف، وارد مرحله‌ای جدید از زندگی خود شده است که دیگر نمی‌توان به شیوۀ گذشته با آن رفتار کرد. این تغییر بزرگ توسط سیاست‌مداران ما در جناح‌های مختلف، متأسفانه هنوز فهمیده نشده است و لذا آن‌ها «همگی» هنوز در دورانِ «شیرین زبانی» زندگی می‌کنند.

    بودجه ظرفیت کشف‌نشده‌ای برای افزایش حقوق معلمان و پرستاران و غیره را ندارد / در نظام بانکی منابع اضافه‌ای برای کمک به تولید وجود ندارد

    یکی از شما ۶ نفر، به‌جای دادن امیدهای واهی که اساساً باورپذیر نیست، بیاید و صادقانه به مردم بگوید که خوب می‌داند نخواهد توانست معجزه کند. اما بگوید که در اقتصاد همان‌طور که معجزه نداریم، بن‌بست هم نداریم. بگوید که می‌داند در چارچوب «راهبردهای موجود»، بودجۀ دولت به‌خاطر کسری‌های زیادی که دارد، ظرفیت کشف‌نشده‌ای برای افزایش حقوق معلمان و پرستاران و غیره را ندارد. در نظام بانکی منابع اضافه‌ای برای کمک به تولید وجود ندارد مگر به قیمت اضافه‌کردن بار بیشتر تورم به زندگی مردم. نترسد که بگوید، در چارچوب شرایط تحریم و محدودیت‌های مالی بین‌المللی، منابع ارزی کشور به‌سختی می‌تواند از وضع موجود بیشتر شود.

    از سال ۱۳۹۶ به بعد، تا اطلاع ثانوی، دوران رؤسای جمهور محبوب به سر آمده / مردم! شما در هر حال، دوران دشواری را در پیش خواهید داشت

    صادقانه بگوید که می‌داند شرایط سختی را باید مدیریت کند. از سال ۱۳۹۶ به بعد، تا اطلاع ثانوی، دوران رؤسای جمهور محبوب به سر آمده است. بگوید که می‌داند مسیر توسعۀ موفقِ مسالمت‌آمیز کشور، بس طولانی است. یکی از شما، زبان صادق دردهای مردم شود و بگوید که مردم! شما در هر حال، دوران دشواری را در پیش خواهید داشت و هرکس غیر از این بگوید یا از سر جهل است یا فریب.

    بر سر دوراهی سرنوشت ساز قرار گرفته ایم / یک راه با سختی های بیشتر غیرقابل تحمل، راهی دیگر با گشایش های محتمل

    بگوید که ما بر سر یک دوراهی سرنوشت‌ساز قرار گرفته‌ایم. در یک راه، سختی‌های زیادِ «قطعی» که به سختی‌های بیشتر غیرقابل‌تحمل خواهد رسید و در انتخابی دیگر، سختی‌های زیادی قرار گرفته که به گشایش‌های «محتمل» و فرداهای بهتر پس از آن، ختم خواهد شد. بگوید که او نمی‌خواهد کورتُن‌درمانی کند.

    به‌جای آنکه به مردم تصویر زیبای نقاشی‌شده اما رؤیایی از آینده را نشان دهد، عکس واقعی خودمان را ارائه کند

    مسیر فریب، عواقبی دردناک و جبران‌ناپذیر دارد. به مردم بگوید که آنچه به‌طور قطع می‌تواند تعهد دهد آن است که زبانِ جمهور در نظام تصمیم‌گیری باشد. اطمینان دهد که ابرچالش‌های اقتصادی راه حل دارند اما باید از معبرِ سختِ سیاست عبور کنند و او می‌داند عبور از این گذرگاه با دشواری‌های بسیار و ریسک‌های عدم موفقیت مواجه است. به‌جای آنکه به مردم تصویر زیبای نقاشی‌شده اما رؤیایی از آینده را نشان دهد، عکس واقعی خودمان را ارائه کند. مردم واقعی در درون همان قابی قرار دارند که بر چهره‌هایشان لبخند خشکیده است. پس تو هم در درون همان قاب بیا تا آن‌ها باور کنند در کنار آن‌ها هستی و خواهی بود.

    مردم به یک رئیس‌جمهور «معمولی» برای شرایط «غیرمعمولی» خود قانع هستند

    باور من اینست که مردم به یک رئیس‌جمهور «معمولی» برای شرایط «غیرمعمولی» خود قانع هستند. پس تلاش نکن از خود قهرمان ترسیم کنی چون واقعاً چنین نیستی. ما در مسیر گذار به سر می‌بریم. گذارِ اقتصادی، گذار فرهنگی و گذارِ سیاسی. این گذار طولانی خواهد بود و تو باید بتوانی نشان دهی که می‌توانی، تنها حلقه‌ای از این زنجیرۀ طولانی باشی. مردم در تاریکی با چراغ‌های ضعیف و کم‌نور، به‌دنبال سیاست‌مدارِ آگاهِ از جنس خودشان می‌گردند. در سیاست برخلاف اقتصاد، هم بن‌بست داریم هم معجزه. نمی‌گویم که تو با انتخاب این رویکرد می‌توانی معجزه کنی اما از این روزهای باقیمانده استفاده کن تا کمی از تنگنای بن‌بست بکاهی.

  • همان برنامه ۷۰۰۰ صفحه‌ای قبلی برای هفت پشت مردم کافیه!

    همان برنامه ۷۰۰۰ صفحه‌ای قبلی برای هفت پشت مردم کافیه!

    به گزارش اقتصادران، عبدی، فعال سیاسی و روزنامه نگار نوشت: همان برنامه ۷۰۰۰ صفحه‌ای قبلی برای هفت پشت ملت ایران کافیه.

    لازم به ذکر است که پسر حدادعادل گفته بود: «اگر پزشکیان و پورمحمدی رأی بیاورند اتوبوس به اتوبوس آدم هستند که در وزارتخانه‌ها جا به جا می‌شوند و باید با اسنپ به خانه‌هایشان برگردند.» او تاکید کرد تنها دو نفر و نصفی یعنی قالیباف و جلیلی و قاضی زاده (نصفی) برنامه دارند.

  • مصطفی پورمحمدی از دست صداوسیما ناراحت شد!

    مصطفی پورمحمدی از دست صداوسیما ناراحت شد!

    به گزارش اقتصادران، ستاد انتخاباتی مصطفی پورمحمدی در نامه‌ای به صداوسیما خواست اصل بی‌طرفی را در مواجهه با نامزد‌های انتخاباتی رعایت کند.

    متن کامل نامه به شرح زیر است:

    احتراماً باستحضار می‌رساند برنامه گفت‌وگوی ویژه جناب حجت الاسلام والمسلمین مصطفی پورمحمدی کاندیدای دوره چهاردهم ریاست جمهوری اسلامی ایران روز شنبه ١٤٠٣/٠٣/٢٦ ساعت ٢٢ در شبکه خبر همزمان با پخش سریال پربیننده شبکه یک است.

    نظر به رعایت اصل بی طرفی در مواجهه با نامزد‌های مختلف خواهشمند است ترتیبی اتحاذ فرمایید تا با تعویق پخش سریال شبکه یک امکان استفاده مردم ایران از گفتگو‌ها و اظهارنظر‌های کاندیدای محترم فراهم آید.

    لازم به ذکر است این مهم در خصوص کاندیدای دیگر از جمله آقایان سعید جلیلی با تعویق پخش سریال به مدت ٢٤ دقیقه و محمدباقر قالیباف به مدت ۲۱ دقیقه صورت گرفته است.