برچسب: اقساط بانکی

  • زندگی با طعم قسط؛ وقتی «وام» برای بقا است نه توسعه!!

    زندگی با طعم قسط؛ وقتی «وام» برای بقا است نه توسعه!!

    به گزارش اقتصادران، در سال‌هایی که تورم، گرانی و کاهش قدرت خرید به بخش جدایی‌ناپذیر زندگی خانوارهای ایرانی تبدیل شده، «وام» دیگر یک ابزار رفاهی برای خرید خانه یا توسعه کسب‌وکار نیست؛ بلکه برای بسیاری از مردم به راهی برای زنده ماندن و گذر از هزینه‌های روزمره تبدیل شده است. خانواده‌هایی که تا چند سال پیش شاید تنها برای خرید مسکن یا خودرو سراغ تسهیلات بانکی می‌رفتند، امروز برای پرداخت اجاره، شهریه، درمان، خرید لوازم ضروری یا حتی تأمین هزینه‌های جاری زندگی به وام‌هایی با نرخ سود ۲۴ تا ۳۲درصد پناه می‌برند؛ وام‌هایی که بازپرداخت آنها با حقوق‌های ثابت و ناچیز، خود به بحرانی تازه بدل می‌شود.

    در این میان، وعده‌های مکرر پرداخت وام‌های حمایتی ازسوی دولت و نهادها نیز به بخش دیگری از این چرخه فرساینده تبدیل شده است. بازنشستگانی که ماه‌ها در انتظار وام‌های وعده داده‌شده می‌مانند، خبرنگارانی که هنوز چشم‌انتظار وام ۵۰ میلیون تومانی اعلام‌شده ازسوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هستند و گروه‌های مختلفی که وعده دریافت تسهیلات حمایتی را می‌شنوند اما در عمل خبری از پرداخت نیست؛ اینها تنها نمونه‌هایی از شکاف میان «اعلام» و «اجرا» هستند. این وضعیت تنها یک مساله اقتصادی نیست؛ بلکه به باور کارشناسان، نشانه‌ای از تغییر سبک زندگی در ایران است؛ سبکی که می‌توان آن را «زندگی قسطی» نامید؛ زیستی که در آن مردم نه برای آینده، بلکه برای گذر از امروز بدهکار می‌شوند.

    وام؛ از ابزار توسعه تا ابزار بقا

    افزایش هزینه‌های زندگی، رشد قیمت کالاهای اساسی، اجاره‌بها، درمان و آموزش باعث شده بسیاری از خانوارها دیگر امکان مدیریت دخل و خرج خود را بدون استقراض نداشته باشند. در چنین شرایطی، گرفتن وام- even با سودهای بالا- برای برخی نه یک انتخاب، بلکه یک اجبار است. مشکل اما زمانی عمیق‌تر می‌شود که همین وام‌ها نیز یا با شرایط دشوار در دسترس قرار می‌گیرند یا در حد وعده باقی می‌مانند. ماجرای وام‌های بازنشستگان یکی از نمونه‌های پرتکرار این وضعیت است. در حالی که بسیاری از بازنشستگان با حقوق‌هایی که فاصله زیادی با هزینه‌های واقعی زندگی دارد، چشم‌انتظار دریافت تسهیلات حمایتی هستند، روند طولانی، محدودیت منابع و تأخیر در پرداخت باعث شده این وعده‌ها بیشتر به عاملی برای بلاتکلیفی تبدیل شود. در مورد خبرنگاران نیز چندی پیش وعده پرداخت وام ۵۰ میلیون تومانی ازسوی وزارت ارشاد مطرح شد؛ وعده‌ای که برای بسیاری از فعالان رسانه‌ای، با توجه به وضعیت معیشتی این قشر، امیدی برای عبور از فشار اقتصادی بود، اما هنوز خبری از پرداخت آن نیست.

    بدعهدی اقتصادی و فرسایش سرمایه اجتماعی

    عطیه میرآقایی، جامعه شناس با اشاره به تبعات اجتماعی وعده‌های اقتصادی که اعلام می‌شوند اما به مرحله اجرا نمی‌رسند، به «تعادل» می‌گوید: مساله فقط پرداخت نشدن یک وام یا محقق نشدن یک تسهیلات نیست؛ موضوع عمیق‌تر از یک ناکامی اقتصادی مقطعی است. وقتی یک نهاد رسمی، دولتی یا عمومی وعده‌ای را به جامعه می‌دهد، در واقع نوعی تعهد روانی و اجتماعی ایجاد می‌کند.  او می‌افزاید: مردم براساس همان وعده برنامه‌ریزی می‌کنند، امید می‌سازند و بخشی از آینده خود را برمبنای آن تنظیم می‌کنند. حال اگر این وعده اجرایی نشود، آنچه از بین می‌رود صرفاً یک تسهیلات مالی نیست، بلکه بخشی از اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی نظام تصمیم‌گیری است. این جامعه شناس تاکید می‌کند: اعتماد عمومی یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های هر جامعه است؛ سرمایه‌ای که با پول و منابع مالی قابل جایگزینی نیست. وقتی مردم احساس کنند که میان آنچه اعلام می‌شود و آنچه در عمل رخ می‌دهد فاصله‌ای جدی وجود دارد، به تدریج دچار نوعی فرسایش اعتماد می‌شوند. میرآقایی اظهار می‌دارد: این فرسایش در کوتاه‌مدت شاید خود را به شکل گلایه و نارضایتی نشان دهد، اما در بلندمدت به بی‌اعتمادی ساختاری تبدیل می‌شود؛ یعنی شهروندان دیگر نه فقط به یک وعده خاص، بلکه به کلیت فرآیند تصمیم‌گیری بدبین می‌شوند.

    ایجاد شکاف میان دولت و جامعه

    او توضیح می‌دهد: جامعه‌ای که در آن مردم بارها وعده می‌شنوند اما نتیجه ملموسی نمی‌بینند، به مرور دچار شکاف میان دولت و جامعه می‌شود. شهروندان احساس می‌کنند که در معادلات تصمیم‌گیری فقط شنونده وعده‌ها هستند اما در مرحله اجرا سهمی از آن نمی‌برند. این احساس، بسیار خطرناک است، چون حس تعلق اجتماعی و مشارکت مدنی را کاهش می‌دهد.  عطیه میرآقایی با بیان این مطلب که تبعات چنین وضعیتی تنها اقتصادی نیست، بلکه ابعاد روانی و خانوادگی نیز دارد، می‌گوید: وقتی خانواده‌ای روی دریافت یک وام برنامه‌ریزی می‌کند، این برنامه‌ریزی معمولاً از سر تفنن یا رفاه نیست. بسیاری از خانواده‌ها برای پرداخت بدهی، اجاره خانه، درمان بیماری، تأمین هزینه تحصیل فرزندان یا حتی گذران هزینه‌های جاری زندگی روی این وام حساب می‌کنند. وقتی این پول پرداخت نمی‌شود، فقط یک عدد از حساب بانکی حذف نشده، بلکه نظم مالی خانواده، آرامش روانی و برنامه روزمره زندگی آنها به هم می‌ریزد. او می‌افزاید: در چنین شرایطی خانواده ناچار می‌شود به راه‌های جایگزین پناه ببرد؛ قرض گرفتن از اطرافیان، گرفتن وام با سودهای سنگین‌تر، فروش دارایی یا عقب انداختن برخی هزینه‌های ضروری. این یعنی یک وعده اجرانشده می‌تواند زنجیره‌ای از بحران‌های جدید را برای یک خانوار ایجاد کند.

    مدیریت زندگی بر پایه پیش‌بینی دریافت کمک

    این جامعه‌شناس با اشاره به تغییر سبک زندگی در جامعه امروز ایران می‌گوید: واقعیت این است که بخش قابل‌توجهی از مردم دیگر زندگی را صرفاً با درآمد ماهانه مدیریت نمی‌کنند، بلکه زندگی‌شان بر پایه پیش‌بینی دریافت کمک‌ها، وام‌ها و تسهیلات تنظیم شده است. وقتی درآمدها با هزینه‌ها همخوانی ندارد، مردم ناچارند به امید یک وام یا یک کمک حمایتی برنامه‌ریزی کنند. اگر همین امید هم محقق نشود، فرد احساس می‌کند که هیچ نقطه اتکایی برای ادامه زندگی ندارد. آقامیری ادامه می‌دهد: این وضعیت فقط ناامیدی فردی ایجاد نمی‌کند، بلکه می‌تواند به خشم اجتماعی پنهان منجر شود؛ خشمی که شاید در ظاهر دیده نشود اما در رفتارهای اجتماعی بروز پیدا می‌کند. کاهش مشارکت اجتماعی، بی‌تفاوتی نسبت به مسائل عمومی، افزایش بدبینی، کاهش حس تعلق اجتماعی و حتی نوعی انزوا از نتایج همین فرسایش اعتماد است.

    وعده بدون اجرا نوعی خشونت نرم اقتصادی است

    او با بیان اینکه تکرار چنین وعده‌هایی بدون پشتوانه اجرایی، جامعه را در وضعیت تعلیق دایمی قرار می‌دهد، می‌گوید: مردم نه می‌توانند روی منابع موجود حساب کنند، نه از تحقق وعده‌های جدید مطمئن باشند. این تعلیق، فرسایش روانی شدیدی ایجاد می‌کند. فرد مدام در حالت انتظار است؛ انتظاری که معلوم نیست به نتیجه برسد یا نه. این بلاتکلیفی، خودش نوعی فشار اجتماعی است. میرآقایی با تأکید بر اینکه «وعده بدون اجرا نوعی خشونت نرم اقتصادی است» می‌افزاید: خشونت همیشه به معنای فشار فیزیکی نیست. گاهی وقتی مردم را در انتظار نگه می‌دارید، امید ایجاد می‌کنید اما آن را محقق نمی‌کنید، در واقع به امنیت روانی آنها آسیب می‌زنید. این نوعی خشونت نرم است، چون فرد را در بلاتکلیفی نگه می‌دارد، برنامه‌ریزی زندگی‌اش را مختل می‌کند و او را در معرض فشارهای اقتصادی و روحی بیشتری قرار می‌دهد. این جامعه‌شناس در پایان تأکید می‌کند: در شرایط اقتصادی سخت، شاید مردم بیش از هر چیز به صداقت و شفافیت نیاز دارند. حتی اگر منابع محدود است، اعلام واقعیت بهتر از ایجاد امیدی است که قرار نیست به نتیجه برسد. جامعه‌ای که اعتمادش فرسوده شود، بازسازی آن بسیار دشوارتر از تأمین یک وام یا یک حمایت اقتصادی خواهد بود.

    وام‌های گران؛ راه‌حل یا تله مالی؟

    ازسوی دیگر، اردلان محمدی، کارشناس اقتصاد خانواده نیز در گفت‌وگو با «تعادل» با اشاره به افزایش وابستگی خانوارها به تسهیلات بانکی می‌گوید: واقعیت این است که در شرایط فعلی، بسیاری از مردم برای خرید کالاهای ضروری یا جبران کسری بودجه خانوار ناچار به گرفتن وام هستند. اما وقتی نرخ سود این تسهیلات ۲۴ تا ۳۲درصد است، عملاً بخشی از درآمد آینده خانواده پیش‌خور می‌شود. او توضیح می‌دهد: وام زمانی مفید است که برای سرمایه‌گذاری، تولید یا خرید دارایی بلندمدت استفاده شود؛ اما وقتی وام صرف هزینه‌های جاری مثل اجاره، درمان یا خرید مواد غذایی می‌شود، در واقع خانواده از آینده خود قرض می‌گیرد تا امروز را بگذراند. این خطرناک است. این کارشناس اقتصاد خانواده تاکید می‌کند: بسیاری از خانوارها پس از دریافت وام وارد چرخه‌ای می‌شوند که بخش بزرگی از درآمد ماهانه‌شان صرف اقساط می‌شود. شما وقتی حقوق ۱۵ یا ۲۰ میلیون تومانی دارید و باید ماهانه چند میلیون قسط بدهید، عملاً دوباره دچار کسری می‌شوید و گاهی به وام دیگری پناه می‌برید. این همان چرخه بدهی است که می‌تواند خانوار را در بلندمدت فرسوده کند. او تأکید می‌کند: وام‌های خرد ممکن است در کوتاه‌مدت بخشی از فشار را کم کنند، اما درمان ریشه‌ای نیستند. وقتی درآمد واقعی خانوار با تورم هماهنگ نیست، هر قدر هم وام بدهید، مشکل حل نمی‌شود.

    نیاز به راهکاری فراتر از سیاست وام‌محور داریم

    محمدی در ادامه تاکید می‌کند: دولت باید به جای تمرکز صرف بر پرداخت وام، سراغ راهکارهای پایدارتر برود. افزایش واقعی قدرت خرید، کنترل تورم، اصلاح نظام دستمزد، کاهش هزینه‌های درمان و آموزش، توسعه بیمه‌های حمایتی و حمایت هدفمند از اقشار آسیب‌پذیر، بسیار موثرتر از وام‌های کوتاه‌مدت است. او می‌گوید: اگر خانوار مجبور نباشد برای هزینه‌های روزمره وام بگیرد، آن وقت وام می‌تواند به ابزار توسعه تبدیل شود نه ابزار بقا. یکی دیگر از مشکلات، اعلام شتاب‌زده وعده‌های حمایتی بدون پشتوانه اجرایی است. اعلام وام بدون تأمین منابع، بیش از آنکه کمک باشد، انتظارات اجتماعی ایجاد می‌کند و وقتی محقق نمی‌شود، فشار روانی بیشتری به مردم وارد می‌کند.

    زندگی‌ای که قسط به قسط می‌گذرد

    این کارشناس اقتصاد خانواده در پایان تاکید می‌کند: برای بسیاری از خانوارهای ایرانی، حقوق ماهانه دیگر پاسخگوی هزینه‌های ماهانه نیست. در چنین شرایطی، زندگی به مجموعه‌ای از قسط، بدهی، انتظار برای وام و امید به تسهیلات بعدی تبدیل شده است. اما وقتی حتی همین امید هم در حد وعده باقی می‌ماند، مساله فقط پرداخت نشدن یک وام نیست؛ بلکه نوعی بی‌ثباتی اقتصادی و روانی به جامعه تزریق می‌شود.

     

  • برداشت بی اجازه جریمه دیرکرد وام از حساب مردم؛ ماهیگیری بانک‌ها از آب گل آلود جنگ!

    برداشت بی اجازه جریمه دیرکرد وام از حساب مردم؛ ماهیگیری بانک‌ها از آب گل آلود جنگ!

    به گزارش اقتصادران، در پی شرایط جنگی و فشارهای اقتصادی ناشی از تحولات هفته‌های پایانی سال گذشته، بانک مرکزی مصوبه‌ای صادر کرد که بر اساس آن، دریافت جریمه دیرکرد از وام‌های خرد تا سقف ۷۰۰ میلیون تومان از نهم اسفند تا نهم اردیبهشت ممنوع اعلام شد. هدف این تصمیم، حمایت از مردمی بود که در روزهای سخت، بیش از همیشه زیر بار مشکلات معیشتی قرار داشتند.

    اما آنچه در عمل رخ داد، چیزی جز بی‌اعتنایی آشکار بانک‌ها به مصوبه بانک مرکزی نبود. بسیاری از بانک‌ها نه‌تنها این بخشنامه را اجرا نکردند، بلکه همچنان از مردم جریمه دیرکرد دریافت کردند؛ آن هم در شرایطی که خانوارها زیر فشار تورم، ناامنی اقتصادی و هزینه‌های روزافزون زندگی، توان پرداخت اقساط خود را به‌سختی حفظ کرده بودند.

    مصوبه ای که اجرا نشد…

    گزارش‌های متعدد تابناک از همان ابتدا نشان می‌داد که مصوبه بانک مرکزی عملاً روی کاغذ مانده و در سامانه‌های بانکی، مبالغی ـ هرچند اندک ـ همچنان تحت عنوان جریمه دیرکرد از مردم کسر می‌شود. مبالغی که شاید در ظاهر ناچیز به نظر برسند، اما وقتی در مقیاس صدها هزار فقره تسهیلات محاسبه شوند، به رقمی قابل توجه و سودی ناموجه برای بانک‌ها تبدیل خواهند شد.

    سؤال اصلی اینجا بود که چطور ممکن است بانک‌ها ابلاغیه رسمی بانک مرکزی را نادیده بگیرند و هیچ برخورد فوری و بازدارنده‌ای هم با آن‌ها صورت نگیرد؟ اگر قرار است مصوبات بانک مرکزی توسط بانک‌ها اجرا نشود، اساساً شأن نظارتی این نهاد در کجای نظام بانکی تعریف می‌شود؟

    نکته تأسف‌بارتر این است که با وجود تذکرها و گزارش‌های تابناک، نه بانک‌ها پاسخ روشنی دادند و نه بانک مرکزی در زمان مناسب واکنش مؤثری نشان داد. سکوت و انفعال نهاد ناظر در برابر این تخلف، این شائبه را برای مردم تقویت کرد که گویا منافع بانک‌ها بر حقوق مردم ترجیح داده شده است.

    در نهایت، تنها چند روز مانده به پایان مهلت اجرای مصوبه، بانک مرکزی در ۵ اردیبهشت ناچار شد بار دیگر بر اجرای همان بخشنامه تأکید کند و از بانک‌ها بخواهد که با توجه به شرایط پیش‌آمده، از اقشار مختلف جامعه حمایت کنند. این تأکید دیرهنگام، بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، اعترافی تلخ به تعلل نظارتی در ماه‌های گذشته است. اگر قرار بود بانک‌ها از ابتدا مطابق قانون عمل کنند، اساساً چه نیازی به تکرار و یادآوری دوباره بود؟

    بانک مرکزی در ۱۹ اردیبهشت نیز اعلام کرد که ۹ بانک و مؤسسه اعتباری، این بخشنامه را به‌صورت کامل و سیستمی اجرا کرده‌اند و سایر بانک‌ها هم مبالغ کسرشده را به‌تدریج بازمی‌گردانند. اما این ادعا در حالی مطرح می‌شود که شواهد و مستندات موجود نشان می‌دهد برخی از همین بانک‌ها، عملاً جریمه دیرکرد را از حساب مشتریان برداشت کرده‌اند و تاکنون هم بازپرداختی در کار نبوده است.

    پولی که به زور از مردم گرفته شد

    حتی اگر بپذیریم که قرار است این مبالغ بعداً به حساب مردم بازگردد، اصل مسئله پابرجاست: چه کسی به بانک‌ها اجازه داده است ابتدا برخلاف مصوبه رسمی، از حساب مردم برداشت کنند و بعد، هر زمان که خواستند، آن را برگردانند؟ آیا اگر یک مشتری، به همین شیوه، مبلغی را بدون مجوز از منابع بانک بردارد و چند هفته بعد بازگرداند، بانک‌ها چنین رفتاری را تحمل می‌کنند؟ روشن است که پاسخ منفی است. پس چرا این بی‌انضباطی مالی وقتی از سوی بانک‌ها رخ می‌دهد، با چنین تساهلی مواجه می‌شود؟

    این ماجرا تنها یک خطای اجرایی ساده نیست؛ بلکه نمونه‌ای آشکار از ضعف نظارت، بی‌مسئولیتی بانکی و تضییع حقوق مردم است. کمترین انتظار آن است که بانک مرکزی به‌جای انتشار اطلاعیه‌های کلی، به‌صورت شفاف اعلام کند:

    • کدام بانک‌ها دقیقاً مرتکب تخلف شده‌اند؛
    • چه میزان جریمه دیرکرد به‌صورت غیرقانونی از مردم دریافت شده است؛
    • این مبالغ در چه تاریخی و به چه شکلی بازگردانده خواهد شد؛
    • و مهم‌تر از همه، چه برخوردی با بانک‌های متخلف انجام شده است.

    مردم حق دارند بدانند در نظام بانکی کشور، قانون برای همه یکسان اجرا می‌شود یا تنها برای مردم ضمانت اجرا دارد و بانک‌ها از آن مستثنا هستند؟ اکنون افکار عمومی منتظر پاسخ روشن و اقدام عملی است؛ نه وعده‌های مبهم، نه اطلاعیه‌های تکراری و نه گزارش‌هایی که در میدان عمل اثری از آن‌ها دیده نمی‌شود.

  • بانک‌ها در جنگ؛ کنار مردم یا مقابل آنها؟!! / بانک مرکزی صدای مردم را می‌شنود؟

    بانک‌ها در جنگ؛ کنار مردم یا مقابل آنها؟!! / بانک مرکزی صدای مردم را می‌شنود؟

    به گزارش اقتصادران، در هفته‌های اخیر و هم‌زمان با تشدید حملات خصمانه آمریکا و رژیم صهیونیستی، بخشی از فعالیت‌های اقتصادی کشور با اختلال جدی مواجه شده است؛ شرایطی که آثار آن را می‌توان در تعطیلی یا کاهش فعالیت بسیاری از کسب‌وکارها، از واحدهای تولیدی گرفته تا مغازه‌های کوچک بازار و محله‌ها مشاهده کرد. در چنین فضایی، بسیاری از فعالان اقتصادی با مشکل کمبود نقدینگی روبه‌رو شده‌اند و همین مسئله ضرورت همراهی واقعی شبکه بانکی با مردم و صاحبان کسب‌وکار را بیش از هر زمان دیگری برجسته کرده است.

     در میان دغدغه‌های اقتصادی این روزها، دو موضوع بیش از همه به مطالبه بسیاری از مردم تبدیل شده است: نخست، محدودیت‌ها و محرومیت‌هایی که برای صاحبان چک‌های برگشتی در نظر گرفته می‌شود و دوم، مسئله بازپرداخت اقساط بانکی در شرایطی که بسیاری از فعالیت‌های اقتصادی عملاً متوقف یا محدود شده‌اند.

    بانک مرکزی در واکنش به این شرایط برخی تصمیمات حمایتی را اعلام کرده است. از جمله اینکه بخشی از محدودیت‌های مربوط به چک‌های برگشتی، مانند محرومیت از افتتاح حساب بانکی، به‌طور موقت به تعویق بیفتد. همچنین در حوزه تسهیلات بانکی نیز اعلام شد که در صورت تأخیر در پرداخت اقساط، جریمه دیرکرد از برخی تسهیلات دریافت نخواهد شد.

    با این حال، بسیاری از مردم و فعالان اقتصادی معتقدند این تصمیمات با واقعیت‌های اقتصادی این روزها فاصله دارد و نمی‌تواند پاسخگوی فشارهایی باشد که بر معیشت و کسب‌وکارها وارد شده است. به بیان دیگر، انتظار عمومی این است که شبکه بانکی در شرایطی که اقتصاد و زندگی مردم تحت تأثیر مستقیم یک وضعیت جنگی قرار گرفته، نقش حمایتی پررنگ‌تر و ملموس‌تری ایفا کند.

    یکی از مهم‌ترین انتقادها به موضوع چک‌های برگشتی بازمی‌گردد. در شرایطی که برخی کسب‌وکارها به دلیل ناامنی و اختلال در فعالیت اقتصادی عملاً تعطیل شده‌اند، طبیعی است که وصول بسیاری از چک‌ها با مشکل مواجه شود.

    در چنین شرایطی، مسدود شدن حساب بانکی صاحب چک برگشتی نه‌تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه فشار مضاعفی بر فرد وارد می‌کند؛ زیرا شخصی که حسابش مسدود شده، حتی برای تأمین نیازهای روزمره و ابتدایی خود نیز با مشکل روبه‌رو می‌شود. بسیاری از فعالان اقتصادی معتقدند سیاست‌گذار پولی باید در چنین شرایطی دست‌کم در مورد مسدودسازی حساب‌ها تجدیدنظر جدی داشته باشد.

    اما شاید مهم‌ترین دغدغه این روزهای مردم، مسئله بازپرداخت اقساط بانکی باشد. چند هفته پیش و در پی آغاز تنش‌ها، بانک مرکزی اعلام کرد که «وجه التزام تأخیر تأدیه دین برای تمام تسهیلات ازدواج، فرزندآوری، ودیعه مسکن و سایر تسهیلات تا سقف ۷ میلیارد ریال، از نهم اسفند سال جاری تا نهم اردیبهشت ۱۴۰۵ با تشخیص مدیر مؤسسه اعتباری مشمول بخشودگی خواهد شد». به بیان ساده‌تر، اگر وام‌گیرندگان در این بازه زمانی اقساط عقب‌افتاده خود را پرداخت کنند، جریمه دیرکرد از آنها دریافت نمی‌شود و تنها اصل بدهی و سود تسهیلات باید پرداخت شود.

    با وجود این، بسیاری از مردم معتقدند این تصمیم به‌تنهایی نمی‌تواند گره‌ای از مشکلات موجود باز کند. واقعیت این است که وقتی اقساط وام در موعد مقرر پرداخت نمی‌شود، در بسیاری از بانک‌ها سیستم بانکی به‌سرعت به سراغ ضامن می‌رود و مبلغ قسط از حساب او برداشت می‌شود؛ در حالی که ضامن نیز در همین شرایط اقتصادی دشوار قرار دارد و ممکن است خود با مشکلات معیشتی دست‌وپنجه نرم کند.

    از سوی دیگر، تأخیر در پرداخت اقساط تبعات دیگری نیز دارد. در نظام بانکی، مشتریانی که اقساط خود را به موقع پرداخت نکنند با کاهش رتبه اعتباری مواجه می‌شوند و در آینده هنگام درخواست تسهیلات جدید، به‌عنوان مشتری بدحساب شناخته خواهند شد. به این ترتیب حتی اگر جریمه دیرکرد نیز بخشوده شود، باز هم آثار منفی این تأخیر در سوابق بانکی افراد باقی می‌ماند و عملاً فرصت دریافت تسهیلات بعدی را از آنها می‌گیرد.

    به همین دلیل بسیاری از کارشناسان و مردم بر این باورند که راهکار مؤثرتر، اعطای «تنفس واقعی» به بازپرداخت اقساط است. به بیان دیگر، انتظار می‌رود بانک مرکزی دست‌کم برای یک دوره دوماهه، بازپرداخت اقساط بانکی را به‌طور کامل تعلیق کند تا در این مدت بانک‌ها هیچ مطالبه‌ای از مشتریان نداشته باشند. چنین تصمیمی می‌تواند فشار روانی و اقتصادی قابل توجهی را از دوش خانوارها و صاحبان کسب‌وکار بردارد.

    نکته قابل تأمل دیگر آن است که حتی تصمیم اعلام‌شده درباره بخشودگی جریمه دیرکرد نیز در برخی بانک‌ها به‌طور کامل اجرا نمی‌شود و گزارش‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد هنگام پرداخت اقساط، همچنان مبالغی تحت عنوان جریمه در محاسبات بانکی لحاظ می‌شود. این موضوع خود به نگرانی و نارضایتی مردم دامن زده است.

    در مجموع، آنچه این روزها از سوی مردم و فعالان اقتصادی مطالبه می‌شود، چیزی فراتر از یک بخشنامه محدود است. انتظار عمومی این است که بانک مرکزی به‌عنوان سیاست‌گذار پولی کشور، در شرایطی که بخشی از اقتصاد با اختلال جدی روبه‌رو شده، با تصمیماتی قاطع‌تر و حمایتی‌تر در کنار مردم بایستد.

    واقعیت این است که وقتی بسیاری از کسب‌وکارها در هفته‌های اخیر تعطیل یا نیمه‌تعطیل بوده‌اند، طبیعی است که جریان درآمدی بسیاری از خانوارها نیز دچار اختلال شود. در چنین وضعیتی، انتظار پرداخت به‌موقع اقساط بانکی—even بدون جریمه دیرکرد—برای بخش قابل توجهی از مردم عملاً ممکن نیست. اکنون پرسش اصلی این است که آیا سیاست‌گذار پولی صدای این مطالبه عمومی را خواهد شنید و در تصمیمات خود تجدیدنظر خواهد کرد یا خیر.

  • سرنوشت چک‌های برگشتی و اقساط بانکی در روزهای جنگ

    سرنوشت چک‌های برگشتی و اقساط بانکی در روزهای جنگ

    به گزارش اقتصادران، بخشش جریمه شش درصدی دیرکرد اقساط بانکی و حذف بخشی از محدودیت‌های مربوط به برگشت خوردن چک، مهمترین بخش ماجراست. با این حال اصل سود وام و مسدود شدن حساب‌های بانکی پابرجا می‌ماند. استفاده از تسهیلگری‌های بانک مرکزی شرایط و ضوابط خاصی دارد و فعلا فقط برای بازه زمانی ۹ اسفند تا ۹ اردیبهشت اعتبار خواهد داشت.

    مصوبه بانک مرکزی

    بانک مرکزی با شروع جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بخشنامه جدیدی ابلاغ کرد. طبق این بخشنامه که بخشودگی وجه التزام یا به زبان ساده بخشودگی جریمه دیرکرد است، بخشی از محرومیت‌های بانکی در صورت پرداخت نشدن اقساط یا پاس نشدن چک‌ به شکل موقت برداشته می‌شود.

    نکته مهم جایی است که بخشنامه وجه التزام فقط برای تسهیلات خرد (وام‌ زیر ۷۰۰ میلیون) تعریف می‌شود. مثلا وام ازدواج، وام ودیعه مسکن و هر تسهیلاتی که کمتر از ۷۰۰ میلیون تومان باشد.

    محدودیت‌های بانکی چیست؟

    محدودیت‌های ناشی از برگشت خوردن چک یا تسویه نشدن اقساط بانکی معمولا در چهار دسته مختلف قرار می‌گیرد. مهمترین محدودیت مسدود شدن تمام حساب‌های بانکی است. مورد دوم ممنوعیت افتتاح حساب بانکی جدید و صدور کارت بانکی جدید است.

    کسی که چک برگشتی یا اقساط پرداخت‌نشده دارد، نمی‌تواند از وام بانکی استفاده کند و مورد چهارم به ممنوعیت باز کردن اعتبار اسنادی و ارزی یا ریالی ارتباط پیدا می‌کند. دقیقا همینجا تصور می‌شود که بانک مرکزی تمام محدودیت‌های ناشی از چک برگشتی یا اقساط تسویه‌نشده را می‌بخشد.

    کدام محدودیت‌ها بخشیده می‌شود؟

    ابلاغیه بانک مرکزی شامل تمام محدودیت‌ها نخواهد شد. مهمترین محدودیت، مسدود شدن حساب‌های بانکی است که کماکان پابرجاست. وقتی چک برگشت می‌خورد، حسابی بین دو شخص وجود دارد و بانک مرکزی نمی‌تواند برای این موضوع تصمیم بگیرد.

    با این حال سایر محدودیت‌ها فعلا اعمال نمی‌شود و امکان  افتتاح حساب بانکی جدید و صدور کارت بانکی جدید و امکان استفاده از تسهیلات جدید وجود دارد.

    مهمترین نکات ابلاغیه جدید بانک مرکزی

    ابلاغیه بخشودگی وجه التزام برای تمام وام‌های بانکی نیست و فقط شامل تسهیلات زیر ۷۰۰ میلیون تومان می‌شود. اصل سود وام پابرجاست و فقط جریمه شش درصدی پرداخت‌نشدن وام‌های بانکی مورد بخشش بانک مرکزی قرار می‌گیرد.

    برای استفاده از این ابلاغیه، حتما باید به شکل حضوری به شعبه‌ای که وام را دریافت کرده‌اید، مراجعه کنید. شاید کار به درخواست کتبی برسد تا رئیس شعبه از ماجرا باخبر شود. موضوع مهم بعدی، زمان است که بخشودگی وجه التزام فعلا فقط برای بازه زمانی ۹ اسفند تا ۹ اردیبهشت طراحی شده است.

  • جنگ، اقساط بانکی و سررسید چک‌ها

    جنگ، اقساط بانکی و سررسید چک‌ها

    به گزارش اقتصادران، در پی شرایط خاص اقتصادی و اجتماعی ناشی از شرایط جنگ، بانک مرکزی در حال بررسی مجموعه‌ای از تصمیمات حمایتی برای کاهش فشار مالی بر مردم و اصناف است؛ تصمیماتی که می‌تواند شامل تعویق در سررسید چک‌ها و اقساط تسهیلات بانکی باشد.

    با توجه به اینکه بسیاری از کسب‌وکارها در روزهای اخیر به دلیل شرایط پیش آمده با کاهش یا توقف فعالیت مواجه شده‌اند، نگرانی‌هایی درباره توان بازپرداخت بدهی‌ها و ایفای تعهدات مالی ایجاد شد. در همین راستا، بانک مرکزی تلاش دارد با اتخاذ تدابیری موقت، از متضرر شدن فعالان اقتصادی و مردم جلوگیری کند.

    از گزینه‌های در حال بررسی، تعویق تاریخ سررسید چک‌ها و اقساط تسهیلات بانکی برای یک بازه زمانی مشخص است تا فرصت بیشتری برای بازگشت شرایط عادی اقتصادی فراهم شود.

    قرار بود جزئیات این تصمیم بانک مرکزی در هفته جاری و پس از پایان تعطیلات رسمی، مشخص شود. طبق اطلاعات به دست آمده بخشنامه مربوطه هنوز به تأیید نهایی نرسیده است تا به صورت رسمی اعلام شود.

    روز گذشته بانک مرکزی با ارسال ابلاغیه‌ای به بانک‌های عامل، تمدید سه ماهه کارت‌های پرداخت با تاریخ انقضای اسفند ۱۴۰۴ و فروردین ۱۴۰۵ را اجرایی کرد و سقف موجودی ثابت کارت‌های مددجویان را از ۱۵۰ میلیون به ۲۰۰ میلیون ریال و سقف تراکنش خرید را از ۱۸ میلیون ریال به ۵۰ میلیون ریال افزایش داد.

    بانک مرکزی همچنین اعلام کرده است که تمهیدات لازم برای تأمین نقدینگی در شبکه بانکی و دستگاه‌های خودپرداز اندیشیده شده و مشکلی در تأمین پول نقد مورد نیاز مردم وجود ندارد؛ در همین راستا توزیع ایران‌چک‌های یک میلیون تومانی در کنار استمرار پول‌گذاری در دستگاه‌های خودپرداز در دستور کار قرار گرفته تا دسترسی مردم به اسکناس به شکل پایدار حفظ شود.

  • شلیک «پیامک قسط» به مردم جنگ زده!!!

    شلیک «پیامک قسط» به مردم جنگ زده!!!

    به گزارش اقتصادران، همزمان که صدای مداوم انفجار، آرامش را از زندگی مردم ربوده و هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده بسیاری، تنگنا‌های معیشتی را مضاعف کرده است، بانک‌ها نیز بی‌رحمانه پیامک‌های اخطار و یادآوری واریز قسط می‌فرستند! این رفتار که موجب تکدر خاطر مردم است، اما به همین‌جا ختم نشده و شاهدیم محمدرضا جمشیدی، دبیر کانون بانک‌های خصوصی چطور به خشم عمومی دامن می‌زند؛ او در موضع‌گیری عجیبی نسبت به وضعیت فعلی می‌گوید: «بانک‌های خصوصی متعلق به مردم هستند و نمی‌توان با پول و هزینه مردم بذل و بخشش داشته باشیم؛ لذا مردم طبق روال سابق نسبت به پرداخت اقساط اقدام کنند».

    این ادبیات که انعطاف در برابر بحران معیشت را با واژه «بذل و بخشش» توصیف می‌کند، نشان‌دهنده گسست عمیق مدیریتی از واقعیت‌های کف خیابان است. در شرایطی که خانواده‌های ایرانی با هزینه‌های کمرشکن و ناگهانی تعمیر خودرو‌های آسیب‌دیده، تعویض شیشه‌های فروریخته و یا بیکاری ناشی از توقف مشاغل روزمزد دست‌وپنج نرم می‌کنند، بانک‌ها به جای ایفای نقش «ضربه گیر»، در نقش طلبکاری بی‌باک ظاهر شده‌اند. گویی در ترازنامه‌های شیشه‌ای میرداماد، تنها چیزی که ارزش ندارد، تاب‌آوری اجتماعی مردمی است که سقف خانه‌شان لرزیده، اما قسط‌شان نباید یک روز هم دیر شود.

    شلیک «پیامک قسط» به خانه‌های آسیب‌دیده

    واقعیت این است که در وضعیت بحرانی و جنگی، سبد هزینه خانوار دستخوش تغییری قهرآمیز و ناگهانی می‌شود. پدری که همین هفته پیش ناچار شده مبالغ سنگینی را صرف تعمیر شیشه‌های شکسته خانه‌اش در اثر موج انفجار کند یا خودرویی که در میان آشفتگی‌ها آسیب دیده را با هزینه‌های گزاف به تعمیرگاه بسپارد، با کدام منطق اقتصادی باید میان امنیت و بقای خانواده و سود بانک، اولی را فدای دومی کند؟

    هزینه‌های سفر اجباری برای خروج از مناطق پرخطر، مخارج اسکان موقت در شهر‌های امن‌تر و یا تلخی بی‌کاری مشاغل روزمزدی که در روز‌های التهاب، عملاً منبع درآمدشان از دست رفته، بار‌هایی نیست که بتوان با یک دستور اداری ساده نادیده گرفت. بانک‌ها گویا فراموش کرده‌اند که این مشتریان، همان مردمی هستند که در روز‌های ثبات، چرخ‌دنده‌های سودآوری آنها را با سپرده‌های خرد و کلان خود چرب می‌کنند. اصرار بر پرداخت سر موعد اقساط در حالی که بخش بزرگی از جامعه درگیر هزینه‌های تحمیلی جنگ است، چیزی جز ریختن نمک بر زخم مردمی نیست که اولویت‌شان را نه از سر بدحسابی، بلکه از سر ناچاری تغییر داده‌اند.

    تجربه جهانی؛ بانک‌ها در بحران سنگر هستند یا سنگ‌انداز؟

    نگاهی به تجارب جهانی نشان می‌دهد که در زمان وقوع بحران‌های عظیم (اعم از جنگ، پاندمی یا بلایای طبیعی)، نظام‌های بانکی پیشرفته به عنوان ضربه گیر عمل می‌کنند، نه عامل فشار مضاعف. به عنوان مثال در زمان جنگ اوکراین، بسیاری از بانک‌های اروپایی و حتی بانک‌های داخلی اوکراین، بلافاصله طرح «تعطیلات وام» را اجرا کردند. طبق این طرح، بازپرداخت اصل و سود وام‌ها برای شش ماه تا یک سال متوقف شد تا شهروندان بتوانند نقدینگی خود را صرف نیاز‌های اساسی و بازسازی زندگی‌شان کنند.

    در بحران پاندمی کرونا نیز در اکثر کشور‌های توسعه‌یافته، بانک‌ها موظف شدند تا پایان قرنطینه‌ها، هیچ پیامک اخطار یا جریمه دیرکردی برای مشتریان ارسال نکنند. آنها درک کردند که وقتی مغازه‌ای بسته است و کارگری سر کار نمی‌رود، تقاضای قسط، چیزی جز تیر خلاص به اقتصاد خرد نیست.

    تجربه لبنان و سوریه نیز نشان می‌دهد که حتی در نظام‌های بانکی آسیب‌دیده این کشور‌ها در اوج بحران، تمهیداتی برای استمهال بدهی‌های خرد در نظر گرفته شد تا از فروپاشی کامل اجتماعی جلوگیری شود.

    اما در ایران، گویی بانک‌ها خود را جزیره‌ای مستقل از بدنه رنجور جامعه می‌بینند. گویا مدیران ما تصور می‌کنند نظام بانکی یک مسیر یک‌طرفه است که فقط در زمان سود باید با مردم شریک باشد و در زمان ضرر و خطر، مردم باید به تنهایی بار صیانت از سرمایه بانک را به دوش بکشند.

    بانکداری یا گروگان‌گیری معیشت در سنگر قانون؟

    اینکه مدیران بانکی، تعویق اقساط را «بذل و بخشش» می‌نامند، فرار از مسئولیت اجتماعی (CSR) است. کسی از بانک‌ها نخواسته که از طلب خود بگذرند یا مال مردم را به باد دهند؛ سخن بر سر «درک زمانه» و «تنفس معیشتی» است. آبرومندانه و انسانی این بود که بانک‌ها پیش از آنکه تیغ تیز بخشنامه‌های حکومتی بالای سرشان بیاید، خودشان با درک وضعیت روانی و امنیتی جامعه، دست یاری دراز می‌کردند.

    بانک‌ها می‌توانستند با انتقال اقساط این ماه‌های بحرانی به انتهای دوره قرارداد (بدون محاسبه سود مضاعف) یا تعلیق موقت جرایم دیرکرد، ثابت کنند که قلب‌شان برای این مرز و بوم می‌تپد. ادبیات «بذل و بخشش»، توهین به مشتریانی است که سال‌ها با نرخ‌های سود بالا، هزینه‌های جاری و حقوق‌های نجومی مدیران همین بانک‌ها را تامین کرده‌اند.

    منفعت چطور جای مصلحت را می‌گیرد؟

    نکته گزنده‌تر اینجاست که بانک‌های خصوصی در ایران همواره در زمان نوسانات ارزی و تورم‌های جهشی، اولین بهره‌برداران از تجدید ارزیابی دارایی‌ها، املاک تملیکی و سود‌های عملیاتی بوده‌اند. اما وقتی نوبت به «هزینه دادن» برای آرامش جامعه می‌رسد، ناگهان به یاد حق‌الناس و پول مردم می‌افتند.

    آیا بانک مرکزی نمی‌بیند که روان جامعه در اثر فشار‌های امنیتی و اقتصادی به شدت فرسوده شده است؟ نظامی که نتواند در روز‌های اضطرار، از خود انعطاف نشان دهد، در واقع تیشه به ریشه اعتبار خود می‌زند.

    در شرایط کنونی انتظار می‌رفت بانک‌ها با ارائه تسهیلات اضطراری بدون ضامن برای بازسازی خسارات ناشی از انفجارها، یا حداقل با سکوت همدلانه در ارسال اخطار‌های قضایی، بخشی از دیوار بلند بی‌اعتمادی را ترمیم کنند. اما ترجیح آنها، ایستادن در صف اول طلبکاران بود؛ آن هم درست زمانی که مردم با هزینه‌های سنگین ناامنی اقتصادی دست‌وجنجه نرم می‌کنند.

    شاهد هم اینکه با وجود پیگیری‌ها از بانک مرکزی برای تعویق تاریخ سررسید چک‌ها و اقساط تسهیلات بانکی برای یک بازه زمانی مشخص، هنوز تصمیمی در این خصوص گرفته نشده است. بانک‌ها علی رغم اینکه طی چند روز اخیر سامانه چکاوک به دلیل اعلام عزای عمومی تعطیل بوده و هیچ چکی در شبکه بانکی کشور برگشت نخورده و فرآیند تسویه چک‌ها موقتا متوقف شده؛ هیچ تصمیم مشخصی برای اینکه باری از دوش مردم در این شرایط بردارند، نگرفته‌اند.

    شکاف طبقاتی در پیامک‌های بانکی

    نکته قابل تامل دیگر، تفاوت برخورد بانک‌ها با ابربدهکاران و مشتریان خرد است. در حالی که هزاران میلیارد تومان از معوقات بانکی در اختیار افرادی خاص است که با رایزنی و نفوذ، سال‌ها بازپرداخت را به تعویق می‌اندازند، پیامک‌های اخطار بانک‌ها برای وام‌های ۱۰ و ۲۰ میلیونی مردم عادی، حتی در روز‌های موشک‌باران هم متوقف نمی‌شود. این برخورد دوگانه، بیش از پیش به خشم عمومی دامن می‌زند. برای بانکی که ادعا می‌کند نمی‌تواند از پول مردم «بذل و بخشش» کند، چطور است که در برابر دانه درشت‌ها تا این حد صبور و منعطف است، اما برای کارگری که شیشه خانه‌اش فروریخته و قسطش ۱۰ روز عقب افتاده، خط و نشان می‌کشد؟

    فرصتی که در آتش بی‌تدبیری سوخت

    شاید برای مدیری که در اتاق آرام خود نشسته، این اقساط فقط بخشی از ترازنامه پایان سال مالی باشد، اما برای کارگری که روزهاست به دلیل شرایط جنگی کاری پیدا نکرده یا کسب‌وکاری که در بن‌بست رکود فرو رفته، هر ریال این اقساط به قیمت حذف اقلام اساسی از سفره خانواده است.

    اعتبار یک نظام بانکی در بحران‌ها سنجیده می‌شود، نه در روز‌های آفتابی و ثبات.‌ ای کاش متولیان کانون بانک‌ها می‌فهمیدند که در روز‌های سخت، برند یک بانک با انسانیت و همراهی ساخته می‌شود، نه با وصول اجباری سود از مردمی که سقف خانه‌شان لرزیده است. امروز که مردم اولویت پرداخت قسط را به انتهای لیست خود برده‌اند، نه از سر لجاجت، که از سر ناچاری است. نظام بانکی با این عملکرد، نشان داد که در روز‌های سختی، نه تنها پناهگاه نیست، بلکه خود بخشی از زنجیره فشار بر گرده مردم است.

    پرداخت اقساط بانکی

    ای کاش مدیران سیستم بانکی کمی از آن سیب زمینی فروش ساده محله یاد بگیرند که متاع خود را به رایگان به طبقه فرودستی که به خاطر جنگ دچار استیصال شده، عرضه کرد.

  • تعویق سررسید چک‌ها و اقساط بانکی

    تعویق سررسید چک‌ها و اقساط بانکی

    به گزارش اقتصادران، در پی حمله آمریکا و اسرائیل به کشورمان و تعطیلی یا کاهش فعالیت اغلب کسب‌وکارها، بانک مرکزی در حال بررسی تصمیماتی برای تعویق سررسید چک‌ها و اقساط تسهیلات بانکی است تا از وارد شدن فشار بیشتر به مردم و اصناف جلوگیری شود.

    با توجه به اینکه بسیاری از کسب‌وکارها در روزهای اخیر به دلیل شرایط پیش آمده با کاهش یا توقف فعالیت مواجه شده‌اند، نگرانی‌هایی درباره توان بازپرداخت بدهی‌ها و ایفای تعهدات مالی ایجاد شد.

    طبق پیگیری‌ها از بانک مرکزی، یکی از گزینه‌های در حال بررسی، تعویق تاریخ سررسید چک‌ها و اقساط تسهیلات بانکی برای یک بازه زمانی مشخص است تا فرصت بیشتری برای بازگشت شرایط عادی اقتصادی فراهم شود.

    با این حال، هنوز جزئیات دقیق این تصمیمات نهایی نشده و قرار است اطلاعات تکمیلی و مصوبات احتمالی بانک مرکزی احتمالا با آغاز هفته آینده به صورت رسمی اعلام و به شبکه بانکی کشور ابلاغ شود.

    همچنین طی چند روز اخیر  سامانه چکاوک نیز به دلیل اعلام عزای عمومی تعطیل بود و در این مدت هیچ چکی در شبکه بانکی کشور برگشت نخورده است؛ موضوعی که به طور موقت فرآیند تسویه چک‌ها را متوقف کرده است.

  • اضطراب اجاره‌خانه و اقساط بانک در روزهای موشکباران

    اضطراب اجاره‌خانه و اقساط بانک در روزهای موشکباران

    به گزارش اقتصادران، در حالی که آسمان و زمین کشور تحت تاثیر جنگ ایران یا آمریکا و اسرائیل در وضعیت ناامن قرار دارد؛ تحولات اقتصادی و فشارهای ناشی از تورم و گرانی نیز همچنان ادامه دارد.

    نگرانی‌های اقتصادی در روزهای جنگ زده

    این روزها بسیاری از خانوارها علاوه بر نگرانی‌ها برای حفظ جان، نگران پرداخت به موقع وام‌ها، اقساط و بدهی‌های مالی خود هستند. افزایش هزینه‌های زندگی و نوسان درآمدها، برنامه‌ریزی مالی برای ماه‌های آینده را دشوار کرده و خانوارها را در شرایطی شکننده قرار داده است.

    آنها درخواست دارند در شرایط بحرانی فعلی، با توجه به نامشخص بودن پرداخت به‌موقع حقوق و مزایای پایان سال که طبق روال هر سال در اسفندماه واریز می‌شد، بازپرداخت وام‌ها تا زمان پایدار شدن وضعیت اقتصادی کشور امهال شود و جرایم دیرکرد نیز بخشیده شود. همچنین از موجران می‌خواهند با درک شرایط موجود، در دریافت اجاره‌بها انعطاف نشان دهند و مهلت بیشتری برای پرداخت در نظر بگیرند تا فشار معیشتی بر خانوارها کاهش یابد.

    فشار مالی بیشتر و برنامه‌ریزی برای آینده سخت‌تر شده است

    مریم، مجرد و کارمند بخش خصوصی که به‌تنهایی زندگی می‌کند، می‌گوید: بزرگ‌ترین دغدغه‌ام پرداخت به موقع اجاره و اقساط است؛ اگر درآمدم دچار نوسان یا کاهش شود، نمی‌توانم هزینه‌های ثابت مانند اجاره و قسط‌ها را به‌موقع پرداخت کنم. افزایش هزینه‌های زندگی و بالا رفتن قیمت‌ها باعث شده فشار مالی بیشتر شود و برنامه‌ریزی برای آینده سخت‌تر شود.

    او توضیح می‌دهد که در شرایط اختلال درآمد، اولویت پرداخت با اجاره خانه است، سپس سعی می‌کند اقساط وام را پرداخت کند و در نهایت سایر هزینه‌ها را مدیریت یا به تعویق بیندازد.

    مریم همچنین می‌گوید: «در بعضی موارد ممکن است صاحبخانه یا بانک در صورت توضیح شرایط اقتصادی همکاری نشان دهند، اما این موضوع همیشه قطعی نیست. معمولاً درخواست من مهلت بیشتر برای پرداخت، امکان تقسیط بدهی‌ها یا کاهش جریمه‌های تأخیر است تا بتوانم وضعیت مالی‌ام را بهتر مدیریت کنم.»

    از بانک‌ها و مراکز دولتی انتظار می‌رود نهایت همکاری را داشته باشند

    یوسف، متاهل و کارمند دیگری در بخش خصوصی، نگرانی‌های مشابهی دارد و می گوید؛ «با ثابت ماندن درآمدها و تورم غیرقابل پیش‌بینی، برای تهیه ضروریات زندگی گاهی مجبوریم بین پرداخت اجاره و اقساط و خرج ضروریات زندگی یکی را انتخاب کنیم. اولویت همیشه با اجاره و وام‌هاست.»

    او درباره همکاری بانک‌ها و صاحبخانه‌ها می‌گوید؛ «از سوی بانک هیچ تسهیلی برای امهال وام یا حذف دیرکرد دریافت نکرده‌ام، اما صاحبخانه در برخی مواقع همراهی می‌کند. از افراد حقیقی انتظاری ندارم، اما از بانک‌ها و مراکز دولتی انتظار می‌رود نهایت همکاری را داشته باشند.»

    ملیکا، متاهل و فعال حوزه خدمات زیبایی، می‌گوید؛ «نگرانی‌ام در این روزها بیش از هر چیز به بدهی وام‌هایی برمی‌گردد که برای تأمین رهن خانه گرفته‌ام. بدهی وام‌ها و حقوق‌هایی که با تأخیر پرداخت می‌شود، زندگی را سخت کرده است. وقتی درآمد سر وقت نباشد، پاسخگوی هیچ‌کدام از تعهداتمان نیستیم.»

    ملیکا تاکید می کند؛ «اگرچه تا امروز حتی یک قسط هم عقب نیفتاده، اما در شرایط فعلی اولویت فوری‌اش پرداخت اقساط نیست، چراکه هزینه‌های جاری زندگی دیگر با درآمد موجود همخوانی ندارد.»

    برخی پلتفرم‌های مالی برای بازپرداخت اقساط پیام‌های مداوم ارسال می‌کنند

    او معتقد است؛«در چنین شرایطی انتظار می‌رود صاحبخانه‌ها با مستأجران همراهی بیشتری نشان دهند و در دریافت اجاره انعطاف داشته باشند. در مقابل، برخی پلتفرم‌های مالی برای بازپرداخت اقساط پیام‌های مداوم ارسال می‌کنند و فشار روانی مضاعفی ایجاد می‌شود.»

    ملیکا با اشاره به اینکه شرایط کاری‌اش عملاً متوقف شده است می‌گوید: «در سالن زیبایی کار می‌کردم و تقریباً همه مشتری‌ها نوبت‌های اسفندشان را لغو کردند؛ عملاً درآمدم قطع شده است. ناچار شده‌ام تهران را ترک کنم و به شهرستان بروم تا محصولات مراقبت پوستی که برای ایام عید تهیه کرده بودم را به جای فروش آنلاین، به صورت حضوری به فروش برسانم و بخشی از هزینه‌ها را جبران کنم. با این حال، همسرم به دلیل شغلش که کارمند بیمارستان است، مجبور شده در تهران بماند؛ موضوعی که فشار اقتصادی و خانوادگی را برایمان دوچندان کرده است.»

    اضطراب جدید اقتصادی در زندگی کارگران و کارمندان

    مجموع این روایت‌ها نشان می‌دهد دغدغه امروز بسیاری از خانوارها فقط گرانی و جنگ حاکم بر کشور نیست، بلکه ترس از نرسیدن به موعد تعهدات مالی نیز گوشه‌ای ذهن آنها را به خود مشغول کرده است؛ موعدی که اجاره و اقساطش سر جایش مانده اما چگونگی پرداختش مبهم است.

    آنطور که مصاحبه‌شونده‌ها یا بهتر است بگوئیم کارمندان و کارگران مضطرب می‌گویند، در شرایطی که پرداخت حقوق با تأخیر همراه است و بازار کار هم بی‌ثبات شده، کوچک‌ترین اختلال می‌تواند نظم مالی زندگی را به هم بزند. به همین دلیل، درخواست امهال وام‌ها، بخشش جرایم دیرکرد و انعطاف موجران، بیش از آنکه مطالبه‌ای رفاهی باشد، تلاشی برای حفظ تعادل حداقلی معیشت در این روزهای نااطمینانی است.