برچسب: اقتصاد زیرزمینی

  • ماجرای مالیات ۸ درصدی کارتخوان‌ها چیست؟ / زنگ خطر افزایش معاملات و فعالیت‌های اقتصادی زیرزمینی به صدا درآمد

    ماجرای مالیات ۸ درصدی کارتخوان‌ها چیست؟ / زنگ خطر افزایش معاملات و فعالیت‌های اقتصادی زیرزمینی به صدا درآمد

    به گزارش اقتصادران، در اجرای توافق جدید میان بانک مرکزی و سازمان امور مالیاتی و به‌دنبال حکم مندرج در قانون مالیات بر ارزش افزوده، اجرای مرحله نخست طرح «کسر علی‌الحساب از تراکنش‌های کارت‌خوان» آغاز شده است.

    بر اساس این طرح، فعلاً ۸ درصد از خرید‌های انجام‌شده از طریق دستگاه‌های پوزِ برخی اصناف به‌صورت علی‌الحساب کسر می‌شود و مابقی مبلغ تراکنش به حساب صاحبان دستگاه واریز خواهد شد. این اقدام پس از تفاهم مشترک بانک مرکزی و سازمان امور مالیاتی کلید خورده و به اعتقاد متولیان این طرح، هدف آن، شفاف‌سازی مبادلات، جلوگیری از فرار مالیاتی و اجرای دقیق قانون مالیات بر ارزش افزوده عنوان شده است.

    در همین رابطه، سیاوش غیبی‌پور، کارشناس امور مالیاتی، درباره روند هوشمندسازی مالیات‌ستانی در سازمان امور مالیاتی و موضوع اخذ مالیات از تراکنش‌های بانکی، به ماده ۱۷ قانون دائمی مالیات بر ارزش افزوده اشاره کرد و گفت: همیشه اعتراض مردم در دو محور مطرح می‌شود؛ نخست اینکه کارمندان و کارگران پیش از دریافت حقوق، مالیاتشان کسر می‌شود، در حالی که بسیاری از اصناف عملاً مالیات نمی‌پردازند. محور دوم نیز مربوط به نگاه منفی بخشی از مصرف‌کنندگان نسبت به فروشگاه‌هایی است که هنگام خرید، ۱۰ درصد ــ که در سال‌های قبل ۹ درصد بود ــ اضافه بر مبلغ خرید دریافت می‌کردند. نگرانی مردم این بود که آیا این مالیات واقعاً به خزانه دولت واریز می‌شود یا خیر؟»

    وی افزود: در صنوفی مانند طلافروشی، رستوران‌ها و سایر مشمولان این قانون نیز همین دغدغه وجود داشت و بسیاری نگران بودند که مالیاتی که فروشگاه‌ها از آنها دریافت می‌کنند، واقعاً به حساب خزانه واریز شده باشد یا نه.

    تقدم زمانی به جای تغییر ساختاری در ارزش افزوده

    غیبی‌پور تأکید کرد: در روش جدید تنها یک تغییر در زمان‌بندی رخ داده است؛ به بیان دیگر، صرفاً یک تقدم زمانی ایجاد شده و ماهیت فرایند تغییر نکرده است. پیش از این، اصناف مالیاتی را که از مردم دریافت می‌کردند، معمولاً در پایان هر فصل ــ یعنی با فاصله‌ حدود چهار ماه ــ واریز می‌کردند؛ اما اکنون قرار است این فاصله زمانی حذف شود؛ یعنی همان روزی که مالیات خرید پرداخت می‌شود، سهم فروشگاه نیز تسویه شود. در نتیجه، آن ۱۰ درصد مالیات بر ارزش افزوده همان لحظه به حساب ویژه خزانه واریز خواهد شد.

    این کارشناس امور مالیاتی افزود: این تغییر تنها جابه‌جایی زمانی است، اما از منظر کنترل و رسیدگی بسیار اهمیت دارد؛ زیرا بخش زیادی از راه‌های فرار مالیاتی، اختلاف‌نظرها، رسیدگی‌های طولانی و جرایم مرتبط را مسدود می‌کند.

    وی افزود: هر فردی که خرید می‌کند یا در رستوران غذا می‌خورد، سهم مالیات مربوط به رستوران و سهم مربوط به خریدار از یکدیگر جداست. این موضوع چیز تازه‌ای نیست، اما اجرای آن فعلاً به‌صورت کلی انجام نشده و در مرحله آزمایشی از رستوران‌های لوکس تهران آغاز شده است و سپس به‌تدریج در سراسر کشور اجرا خواهد شد. با این حال، این تغییر هیچ تفاوتی در وضعیت کسبه و شرکت‌ها ایجاد نمی‌کند.

    غیبی‌پور با اشاره به نمونه‌ای از کشور فرانسه مطرح کرد: در آنجا برخی افراد برای فرار از مالیات به سمت فروش نقدی می‌روند، اما در ایران با توجه به وجود سیستم‌های پرداخت و سامانه‌های هوشمند مانند تاکسی‌های اینترنتی، امکان فرار بسیار کمتر است؛ زیرا در هر حلقه، مصرف‌کننده نقش نظارتی دارد و عملاً فضای تخلف برای واسطه‌ها محدود می‌شود.

    تأثیر قانون جدید مالیات بر تراکنش‌ها بر بازار و اعتماد عمومی

    این کارشناس امور مالیاتی در واکنش به پرسشی درباره تأثیر احتمالی این تغییرات بر بازار، به‌ویژه تورم انتظاری، گفت: باید به جنبه مثبت این اقدام در جهت افزایش شفافیت توجه کرد. از سوی دیگر، دولت چاره‌ای ندارد جز اینکه منابع خود را یا از محل مالیات تأمین کند یا از طریق چاپ پول. چاپ پول قطعاً تورم ایجاد می‌کند؛ بنابراین مردم باید بپذیرند که پرداخت مالیات بخشی از سازوکار اقتصادی است. تفاوت امروز این است که اطمینان بیشتری برای خریدار ایجاد می‌شود.

    وی افزود: مشتری اکنون با خیال راحت کارت می‌کشد و قبض دریافت می‌کند، زیرا مطمئن است سهم فروشگاه تسویه شده و همان لحظه مالیات پرداخت می‌شود. این شفافیت موجب می‌شود هر کالایی که مشمول مالیات است، مبلغ آن بلافاصله به خزانه واریز شود، کسری بودجه کاهش یابد، تورم کمتر شود و امکان سوءاستفاده نیز به حداقل برسد.

    غیبی‌پور در ادامه به یکی از نگرانی‌های جدی اشاره کرد و گفت: وقتی این قانون به‌صورت فراگیر اجرا شود، ممکن است بخشی از معاملات به سمت فعالیت‌های زیرزمینی سوق پیدا کند و این روند در سطح کلان می‌تواند آثار مخرب و زیان‌باری برای اقتصاد داشته باشد.

    این کارشناس امور مالیاتی سپس تحلیلی درباره منابع تأمین بودجه دولت ارائه داد و بیان کرد: در نهایت، همه مشکلات امروز اقتصاد به یک نقطه می‌رسد؛ دولت یا باید منابع لازم را از طریق مالیات تأمین کند یا ناچار به چاپ پول می‌شود. چاپ پول نیز بی‌تردید تورم ایجاد می‌کند، بنابراین چاره‌ای جز اصلاح و تقویت نظام مالیاتی وجود ندارد.

    افزایش اعتماد مصرف‌کننده با اجرای آنی مالیات

    غیبی‌پور در پایان به نکته مثبت اجرای فوری این قانون اشاره کرد و گفت: پیش از هر چیز، مردم باید بپذیرند که پرداخت مالیات بخشی از فرایند خرید است. اجرای سریع این طرح موجب می‌شود خریدار اطمینان بیشتری پیدا کند؛ به این معنا که هنگام خرید با خیال راحت اعلام می‌کند مالیات پرداخت شده و دغدغه‌ای از بابت عدم واریز آن به خزانه وجود ندارد.

    ابزار اصلی سیاست‌های مالی دولت‌ها، تامین از سرمایه مردم است

    کارشناسان معتقدند بهترین مسیر برای تأمین درآمد‌های دولت، مالیات‌ستانی صحیح و کارآمد است؛ اما در عین حال تأکید می‌کنند که زیرساخت‌های لازم به‌طور کامل فراهم نیست و خطر گسترش اقتصاد زیرزمینی بیش از گذشته وجود دارد.

    افزایش مالیات یکی از ابزار‌های اصلی سیاست مالی دولت‌ها برای کنترل کسری بودجه یا تأمین مالی پروژه‌های جدید است؛ با این حال، اثر آن بر تورم ــ به‌ویژه تورم انتظاری ــ موضوعی پیچیده است که به نحوه واکنش فعالان اقتصادی بستگی دارد.

    افزایش مالیات می‌تواند از دو مسیر اصلی موجب فشار تورمی شود: نخست فشار از سمت عرضه؛ جایی که افزایش مالیات بر تولید یا واردات، هزینه تمام‌شده کالا‌ها را بالا می‌برد و این افزایش هزینه معمولاً به مصرف‌کننده منتقل می‌شود. در نتیجه، قیمت نهایی کالا افزایش یافته و این تصور در جامعه شکل می‌گیرد که روند گرانی در آینده نیز ادامه خواهد داشت. دوم فشار از سمت تقاضا؛ با اینکه افزایش مالیات بر درآمد می‌تواند تقاضا را در کوتاه‌مدت کاهش دهد، اما اگر دولت درآمد حاصل را صرف افزایش هزینه‌های خود کند، تقاضای کل مجدداً بالا می‌رود و تورم‌زا خواهد بود.

    در این میان، تورم انتظاری به اندازه تورم واقعی اهمیت دارد، زیرا انتظارات عمومی مستقیماً رفتار اقتصادی مردم و کسب‌وکار‌ها را شکل می‌دهد. اگر جامعه مشاهده کند که قیمت‌ها پس از اجرای سیاست‌های مالیاتی افزایش یافته‌اند، انتظار تداوم رشد قیمت‌ها تقویت می‌شود. این امر می‌تواند به شکل افزایش دستمزدها، قیمت‌گذاری‌های احتیاطی و حتی انبار کردن کالاها، به یک دور باطل تورمی تبدیل شود؛ مگر اینکه فعالان اقتصادی به استراتژی بلندمدت دولت برای ایجاد ثبات مالی و کنترل تورم اعتماد کنند.

    در نهایت، اثر افزایش مالیات بر تورم انتظاری به شدت به جزئیات سیاست مالی وابسته است؛ از جمله نوع مالیات (مستقیم یا غیرمستقیم)، هدف اصلی دولت از افزایش آن (کاهش کسری بودجه یا تأمین مخارج جدید) و همچنین میزان اعتبار سیاست‌گذار در مهار تورم. در اغلب موارد، افزایش مالیات‌هایی که هزینه تولید را افزایش می‌دهند، در کوتاه‌مدت به بالا رفتن سطح عمومی قیمت‌ها و تقویت انتظارات تورمی منجر می‌شوند؛ مگر اینکه این ابزار به‌طور دقیق و مبتنی بر برنامه‌ای معتبر برای ثبات اقتصادی بلندمدت طراحی و اجرا شود.

  • سایه سنگین «فقیرنمایان سرمایه‌دار» بر اقتصاد ایران

    سایه سنگین «فقیرنمایان سرمایه‌دار» بر اقتصاد ایران

    به گزارش اقتصادران، اقتصاد غیررسمی یکی از مهم‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین پدیده‌های اقتصاد ایران است؛ پدیده‌ای که از فروشگاه‌های کوچک و واحدهای تولیدی ثبت‌نشده گرفته تا قاچاق کالا، قاچاق سوخت و معاملات ارزی زیرزمینی را در بر می‌گیرد. اگرچه حضور این بخش در بسیاری از اقتصادهای جهان اجتناب‌ناپذیر است اما گستردگی و عمق آن در ایران باعث شده به موضوعی استراتژیک برای سیاستگذاران بدل شود. اقتصاد غیررسمی نه‌تنها بر آمارهای رسمی اثر می‌گذارد و تصویر شفافی از وضعیت اقتصادی کشور ارائه نمی‌دهد بلکه به واسطه فرار مالیاتی، محدود کردن دسترسی دولت به منابع پایدار درآمدی و ایجاد رانت‌های پنهان، پیامدهای گسترده‌ای برای ساختار اقتصادی دارد. یکی از ابعاد مهم این پدیده، پیوند آن با تورم و نوسانات ارزی است. در شرایطی که نرخ ارز در ایران چندنرخی است و فاصله قابل‌توجهی میان نرخ رسمی و بازار آزاد وجود دارد، انگیزه برای فعالیت‌های غیررسمی افزایش می‌یابد. از سوی دیگر تحریم‌های بین‌المللی با محدودکردن مبادلات رسمی تجاری و مالی، بستر مناسبی برای رشد شبکه‌های غیررسمی فراهم می‌کنند. در چنین بستری اقتصاد زیرزمینی نه‌تنها به‌عنوان یک تهدید بلکه به‌عنوان یک واقعیت روزمره در زندگی اقتصادی ایران حضور دارد. ابعاد دیگر این مساله به نظام مالیاتی و ناترازی‌های ساختاری بازمی‌گردد. زمانی که مالیات‌ها و هزینه‌های قانونی برای برخی بنگاه‌ها بسیار بالا و در مقابل گروه‌های دیگری از معافیت‌های گسترده برخوردارند، تمایل برای فرار مالیاتی و فعالیت در حوزه غیررسمی افزایش می‌یابد. همچنین ناتوانی دولت در تامین زیرساخت‌های کافی و خدمات عمومی، انگیزه رسمی‌بودن را کاهش داده و بر شدت حضور غیررسمی‌ها می‌افزاید. در نتیجه اقتصاد غیررسمی تنها محصول نوسانات اقتصادی نیست بلکه در تعامل مستقیم با سیاست‌های ناکارآمد مالی، ساختارهای معیوب و مداخلات دولتی شکل می‌گیرد.

    در همین خصوص عباس خندان، اقتصاددان و عضو هیات‌علمی دانشگاه خوارزمی، در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» به بررسی چرایی‌ها و دلایل این مساله پرداخت.

    گرانی رسمی، ارزانی غیررسمی

    یکی از نخستین پرسش‌ها درباره گسترش اقتصاد غیررسمی در ایران به رابطه آن با تورم و نوسانات ارزی بازمی‌گردد. برخی معتقدند که وجود تورم بالا و تلاطم در بازار ارز بستری برای رشد فعالیت‌های غیررسمی فراهم می‌کند. در مقابل گروهی دیگر بر این باورند که خودِ فعالیت‌های غیررسمی با فرار مالیاتی و کاهش درآمدهای دولت، به افزایش تورم دامن می‌زنند. چنین اختلاف دیدگاهی ما را به طرح این پرسش سوق داد که: رابطه واقعی میان تورم، نوسانات ارزی و گسترش اقتصاد غیررسمی چیست؟ این محور نخستین پرسش از عباس خندان بود.

    این اقتصاددان در پاسخ به این پرسش اظهار کرد: من ارتباط مستقیمی میان اقتصاد غیررسمی و ایجاد تورم نمی‌بینم. برخی تصور می‌کنند که چون بخش غیررسمی مالیات نمی‌پردازد و ثبت رسمی ندارد، درنهایت موجب کاهش درآمدهای دولت، کسری بودجه و سپس تورم می‌شود. البته چنین مسیری ممکن است وجود داشته باشد اما من آن را ضعیف می‌دانم و به‌عنوان یک رابطه علی مستقیم قابل اتکا نمی‌بینم. وی در ادامه افزود: حتی می‌توان گفت بخش غیررسمی به‌دلیل صرفه‌جویی در بسیاری از هزینه‌ها، از جمله مقررات دست‌وپاگیر دولتی و معافیت از مالیات، توانایی عرضه کالا با قیمت‌های پایین‌تر را دارد. همین موضوع می‌تواند سطح عمومی قیمت‌ها را کاهش دهد و اثر ضدتورمی داشته باشد. بنابراین از این جهت رابطه علی میان فعالیت غیررسمی و تورم چندان قوی نیست.

    این اقتصاددان در ادامه تصریح کرد: از سوی دیگر این فرضیه که تورم و نوسانات ارزی باعث گسترش بخش غیررسمی می‌شوند، قابل دفاع‌تر است. برای مثال در شرایطی که نرخ ارز در بازار آزاد متفاوت از نرخ‌های ترجیحی تعیین‌شده توسط دولت است، شرکت‌ها به دو گروه تقسیم می‌شوند؛ گروهی که دسترسی به رانت‌های ارزی دارند و اصطلاحا به دنبال رانت‌جویی می‌روند و گروهی دیگر که از این رانت‌ها محروم هستند، ناچار می‌شوند از هزینه‌های ناشی از این شکاف قیمتی اجتناب کنند. همین اجتناب آنان را به‌سمت فعالیت در بخش غیررسمی سوق می‌دهد. خندان گفت: در این میان نقش دولت بسیار پررنگ است زیرا این دولت است که با چندنرخی‌کردن ارز و ایجاد رانت، زمینه انحراف را فراهم می‌کند. فعالانی که قادر به بهره‌برداری از این رانت‌ها نیستند، برای بقا به اقتصاد غیررسمی پناه می‌برند. بنابراین اگر حلقه ارتباطی بین نوسانات ارزی و گسترش اقتصاد غیررسمی را بررسی کنیم، دولت همان حلقه میانی است اما رابطه‌ای مستقیم میان خودِ تورم و رشد فعالیت‌های غیررسمی مشاهده نمی‌شود.

    در سال‌های اخیر واژه «ناترازی» به یکی از کلیدواژه‌های اقتصاد ایران تبدیل شده است. از ناترازی در بودجه و بانک‌ها گرفته تا ناترازی در انرژی و زیرساخت‌ها، همگی نشانه‌ای از بحران‌های عمیق ساختاری هستند. در چنین شرایطی این پرسش مطرح می‌شود که جایگاه اقتصاد غیررسمی در مقایسه با ناترازی‌ها کجاست و آیا باید آن را هم‌سطح با بحران‌های اصلی اقتصاد ایران دانست یا خیر؟ این مساله محور دومین پرسش در این گفت‌وگو بود: اهمیت اقتصاد غیررسمی در کنار مساله ناترازی‌ها تا چه اندازه است و آیا با رفع ناترازی‌ها این بخش نیز کاهش خواهد یافت؟

    این اقتصاددان در پاسخ به این پرسش اظهار کرد: از نگاه من اهمیت ناترازی‌ها در مقایسه با اقتصاد غیررسمی در اولویت نخست قرار نمی‌گیرد. نخست از این جهت که اقتصاد غیررسمی در عمل می‌تواند جایگزینی برای اقتصاد رسمی باشد. در شرایطی که بخش رسمی اقتصاد با محدودیت‌های فراوان ناشی از تحریم‌ها و تنگناهای تجاری دست‌وپنجه نرم می‌کند، بسیاری از اقشار جامعه از طریق فعالیت در بخش غیررسمی معیشت خود را تامین می‌کنند. حتی در دوران رکود، این بخش به‌عنوان روزنه‌ای برای گذران زندگی عمل می‌کند. بنابراین نمی‌توان اقتصاد غیررسمی را صرفا پدیده‌ای منفی یا بی‌اهمیت دانست.

    وی در ادامه تصریح کرد: دلیل دوم به ماهیت ناترازی‌ها بازمی‌گردد. دولت مجموعه‌ای از قوانین مالیاتی و مقررات صدور مجوز وضع می‌کند که برای بنگاه‌ها هزینه‌زاست. در مقابل دولت باید خدمات و زیرساخت‌هایی فراهم آورد که منافع رسمی‌بودن را توجیه کند. در شرایطی که این منافع بر هزینه‌ها غلبه داشته باشد، بنگاه‌ها تمایل به فعالیت رسمی پیدا می‌کنند اما هنگامی که دولت حتی در تامین زیرساخت‌های پایه مانند انرژی ناتوان است، هزینه رسمی‌بودن بر منافع آن می‌چربد و همین امر انگیزه فعالیت غیررسمی را افزایش می‌دهد.

    خندان در ادامه افزود: اگر دولت بتواند ناترازی‌ها را کاهش دهد و کالاهای عمومی و زیرساخت‌های اساسی اقتصاد را تامین کند، طبیعتا بخش غیررسمی نیز کوچک‌تر خواهد شد. به همین دلیل من اهمیت و اولویت اقتصاد غیررسمی را نسبت‌به مساله ناترازی‌ها کمتر ارزیابی می‌کنم زیرا حل ناترازی‌ها خود به کاهش بخش غیررسمی منجر خواهد شد.

    فقیرنمایان سرمایه‌دار

    یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها درباره ریشه‌های اقتصاد غیررسمی در ایران، نقش تحریم‌های بین‌المللی و ساختار نظام مالیاتی است. تحریم‌ها با محدودکردن مبادلات تجاری و نقل‌وانتقالات ارزی، زمینه قاچاق و معاملات خارج از نظارت رسمی را فراهم می‌کنند. از سوی دیگر نظام مالیاتی ناکارآمد می‌تواند به گسترش فعالیت‌های زیرزمینی دامن بزند. تحریم‌های خارجی و نظام مالیاتی داخلی تا چه اندازه در تعمیق و گسترش اقتصاد غیررسمی ایران نقش داشته‌اند؟

    این اقتصاددان در پاسخ به این پرسش اظهار کرد: اقتصاد غیررسمی خود شامل بخش‌های متعددی است. بخشی از آن مربوط به تولیدات ثبت‌نشده است، بخشی دیگر قاچاق کالا را دربر می‌گیرد، بخشی قاچاق ارز است و بخشی نیز به فعالیت‌های اقتصادی‌ای مربوط می‌شود که به دلایل گوناگون از دید دولت پنهان می‌مانند. به این موارد گاهی اقتصاد زیرزمینی و گاهی اقتصاد ثبت‌نشده گفته می‌شود. هریک از این بخش‌ها منطق و دلایل خاص خود را دارند. وی در ادامه تصریح کرد: طبیعی است که تحریم‌ها در این زمینه اثرگذار باشند. هنگامی که ارتباطات خارجی در مبادلات تجاری یا نقل‌وانتقال ارزی با محدودیت مواجه می‌شود، قاچاق کالا و ارز افزایش می‌یابد. در این شرایط زنجیره ارزش یک کالای قاچاق از زمان ورود تا لحظه‌ای که به دست مصرف‌کننده می‌رسد، همگی در فضای غیررسمی طی می‌شود. به همین دلیل می‌توان گفت که نتیجه مستقیم تحریم‌ها، گسترش فعالیت‌های غیررسمی است.

    خندان در ادامه افزود: ساختار نظام مالیاتی کشور نیز در تعمیق این وضعیت بی‌تاثیر نبوده است. بخش بزرگی از درآمدهای مالیاتی ایران از محل تعرفه‌های گمرکی تامین می‌شود. همین تعرفه‌ها در بسیاری از موارد انگیزه قاچاق را ایجاد می‌کنند و به توسعه اقتصاد غیررسمی می‌انجامند. افزون‌بر آن، نرخ مالیات بر شرکت‌ها نیز از سوی بسیاری از فعالان اقتصادی بالا تلقی می‌شود. وقتی این نرخ را در کنار تعهدات دیگر بنگاه‌ها از جمله پرداخت ۳۰‌درصد حق بیمه تامین اجتماعی قرار دهیم، بار مالی سنگینی ایجاد می‌شود. این فشار مالیاتی می‌تواند بنگاه‌ها را به‌سمت فعالیت‌های غیررسمی سوق دهد و از همین رو، ناکارآمدی‌های نظام مالیاتی نیز به گسترش اقتصاد غیررسمی دامن زده است.

    اقتصاد غیررسمی در کشورهای مختلف ابعاد متفاوتی دارد. در کشورهای توسعه‌یافته، به‌ویژه اعضای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)، این بخش بسیار محدود و کمتر از ۱۰‌درصد کل اقتصاد است اما در کشورهای در حال توسعه، به‌ویژه آفریقا، آمریکای جنوبی و خاورمیانه، سهم اقتصاد غیررسمی بسیار بالاتر و گاه تا ۵۰‌درصد برآورد می‌شود. در ایران نیز برآوردها نشان می‌دهد سهم اقتصاد غیررسمی حدود ۳۰‌درصد است. چنین مقایسه‌ای ما را به این پرسش سوق داد که: ایران در مدیریت و مهار اقتصاد غیررسمی چه تفاوت‌ها و عقب‌ماندگی‌هایی نسبت‌به سایر کشورها دارد و جایگاه قاچاق در این بخش چگونه است؟

    خندان در پاسخ به این پرسش اظهار کرد: در مقایسه با کشورهای اروپایی و اعضای OECD، سهم اقتصاد غیررسمی در ایران بسیار بیشتر است. در آن کشورها بخش غیررسمی معمولا زیر ۱۰‌درصد قرار دارد و بیشتر به فعالیت‌های محدود ثبت‌نشده مربوط می‌شود، بدون آنکه انگیزه پنهان‌کاری اقتصادی جدی در میان باشد اما در کشورهای آفریقایی، آمریکای جنوبی و منطقه خاورمیانه، سهم اقتصاد غیررسمی به مراتب بزرگ‌تر است و در برخی کشورها حتی به ۵۰‌درصد نیز می‌رسد. در ایران این سهم حدود ۳۰‌درصد برآورد می‌شود بنابراین نمی‌توان گفت ایران موفق به کنترل کامل این بخش شده اما در عین حال از گسترش آن به سطوح بالاتر نیز جلوگیری کرده است. یکی از دلایل این وضعیت، وجود زیرساخت‌های نسبی و فرهنگی است که بخش غیررسمی ایران را نسبت‌به برخی کشورهای آفریقایی کوچک‌تر نگه داشته است.

    وی در ادامه تصریح کرد: با این حال مقایسه ایران با کشورهای اروپایی نشان می‌دهد که تحریم‌های شدید، اقتصاد دستوری، سیاست‌های قیمت‌گذاری و دخالت‌های دولتی به گسترش فعالیت‌های غیررسمی دامن زده است. این شرایط موجب شده اقتصاد غیررسمی ایران در سطحی بسیار بالاتر از کشورهای توسعه‌یافته قرار گیرد.

    این اقتصاددان در ادامه افزود: بخش مهمی از اقتصاد غیررسمی ایران به قاچاق مربوط است. قاچاق کالا به‌دلیل تعرفه‌های گمرکی بالا و تحریم‌های تجاری گسترش یافته و قاچاق سوخت نیز ناشی از قیمت‌گذاری دستوری دولت است. همچنین قاچاق ارز بخشی قابل‌توجه از این بخش را تشکیل می‌دهد. برای مثال برخی افراد ارز ترجیحی دریافت می‌کنند اما یا کالای مشمول وارد نمی‌کنند، یا میزان واردات را کمتر گزارش می‌دهند یا کالاهای دیگری جایگزین می‌کنند. همه این موارد به افزایش حجم اقتصاد غیررسمی منجر می‌شود.

    وی در پایان خاطرنشان کرد: چندنرخی‌بودن ارز نیز عاملی مهم در این زمینه است. هنگامی که یک نرخ رسمی پایین‌تر و یک نرخ آزاد پرنوسان وجود دارد، فاصله میان این دو به رانت تبدیل می‌شود. کسانی‌که به ارز رسمی دسترسی دارند، از این رانت بهره‌مند می‌شوند اما آن دسته از فعالانی که چنین امکانی ندارند، ناچارند نیازهای خود را از بازار آزاد تامین کنند. همین مساله باعث می‌شود که منافع فعالیت رسمی کاهش یافته و تمایل به حضور در بخش غیررسمی بیشتر شود. به این ترتیب، قاچاق و رانت ارزی یکی از پیشران‌های اصلی گسترش اقتصاد غیررسمی در ایران است.

    پایان سوءتفاهم دولتی

    این اقتصاددان در پاسخ به این پرسش اظهار کرد: در درجه نخست، دولت باید نقش خود را به‌درستی ایفا کند. بخش عمده‌ای از اقتصاد غیررسمی واکنشی است به سیاست‌ها و عملکرد دولت. هنگامی که شرکت‌ها و فعالان اقتصادی احساس کنند فعالیت در چارچوب رسمی به‌صرفه نیست، به‌سمت فعالیت‌های غیررسمی حرکت می‌کنند. اگر دولت نقش خود را درست ایفا کند، به‌تدریج سهم اقتصاد غیررسمی کوچک‌تر و سهم اقتصاد رسمی بزرگ‌تر خواهد شد.

    وی در ادامه تصریح کرد: ایفای صحیح نقش دولت به معنای تامین زیرساخت‌های کافی و حل مشکل ناترازی‌هاست. همچنین دولت نباید به شکل دستوری در قیمت کالاها و نرخ ارز دخالت کند. چه در عرضه ارز و چه در عرضه کالاها، هرگونه دخالت قیمتی رانت ایجاد می‌کند. در برابر این رانت، گروهی که به منابع دسترسی ندارند، ناچار می‌شوند فعالیت خود را به حوزه غیررسمی منتقل کنند.

    خندان در ادامه افزود: نظام مالیاتی نیز باید شفاف و کارآمد باشد. این نظام نباید به‌گونه‌ای باشد که یک گروه بزرگ از پرداخت مالیات معاف شوند و در مقابل، گروهی دیگر با نرخ‌های بالا و همراه با هزینه‌های جانبی همچون حق بیمه تامین اجتماعی بار مالی سنگینی را متحمل شوند. چنین فشار نامتوازنی انگیزه گسترش فعالیت‌های غیررسمی را افزایش می‌دهد.

    وی در پایان خاطرنشان کرد: سیاست‌هایی همچون ارائه زیرساخت‌های کافی، پرهیز از دخالت دستوری در قیمت‌ها و اصلاح نظام مالیاتی، از مهم‌ترین عواملی هستند که می‌توانند در کوچک‌سازی اقتصاد غیررسمی ایران نقش‌آفرینی کنند.