برچسب: اقتصاد اسرائیل

  • جنگ با ایران چگونه اقتصاد اسرائیل را به زانو درآورد؟

    جنگ با ایران چگونه اقتصاد اسرائیل را به زانو درآورد؟

    به گزارش اقتصادران، بر اساس ارزیابی‌های اولیه وزارت دارایی و سازمان مالیاتی اسرائیل، خسارت مستقیم به زیرساخت‌ها، املاک و کسب‌وکارها، حدود ۱۰ میلیارد شِکِل، معادل ۳ میلیارد دلار برآورد شده است. این رقم شامل جبران خسارات ناشی از اصابت موشک‌ها، و همچنین پرداخت غرامت به کسب‌وکار‌های تعطیل‌شده در طول درگیری‌هاست.

    با این حال، وزیر دارایی اسرائیل، بتسلئیل اسموتریچ، در نشست خبری اعلام کرد که هزینه کلی جنگ می‌تواند تا ۱۲ میلیارد دلار افزایش یابد؛ رقمی سنگین که در صورت تأیید، آن را به پرهزینه‌ترین جنگ تاریخ اسرائیل تبدیل می‌کند. رئیس بانک مرکزی اسرائیل نیز این رقم را نزدیک به ۶ میلیارد دلار دانسته است.

    موشک‌هایی که از سپر‌ها عبور کردند

    اگرچه رژیم صهیونیستی به سامانه‌های دفاعی پیشرفته‌ای مانند گنبد آهنین، فلاخن داوود و پیکان مجهز است، اما مسئولان امنیتی این رژیم اذعان کرده‌اند که بین ۱۰ تا ۱۵ درصد موشک‌های شلیک‌شده از سوی ایران توانسته‌اند از این سپر‌ها عبور کنند. بسیاری از این موشک‌ها به مناطق مرکزی اسرائیل برخورد کردند؛ مناطقی که بیش از نیمی از جمعیت رژیم صهیونیستی را در خود جای داده‌اند.

    شِی آهرونوویچ، رئیس اداره مالیات اسرائیل که مسئول پرداخت غرامت‌هاست، در توصیف این وضعیت گفته است:

    «این بزرگ‌ترین چالش اقتصادی در تاریخ اسرائیل است؛ چنین حجمی از خسارت بی‌سابقه بوده است.»

    چرا جنگ با ایران گران‌تر از نبرد‌های قبلی بود؟

    تحلیل‌گران اقتصادی اسرائیلی می‌گویند دلیل گرانی بی‌سابقه این جنگ در مقایسه با درگیری‌های قبلی با حماس و حزب‌الله، در دو عامل اصلی نهفته است:

    ۱. موقعیت جغرافیایی اهداف: برخلاف موشک‌باران‌های پراکنده حزب‌الله یا حماس که عمدتاً مناطق مرزی یا روستایی را هدف قرار می‌دادند، موشک‌های ایران مستقیماً به شهر‌های پرجمعیت مانند تل‌آویو، حیفا و ریشون لتسیون اصابت کردند.

    ۲. قدرت تخریبی موشک‌ها: موشک‌های بالستیک ایرانی، حامل کلاهک‌هایی تا ۵۰۰ کیلوگرم مواد منفجره بودند که با قابلیت پراکندگی ترکش در شعاع وسیع، ساختمان‌های بلندمرتبه، بیمارستان‌ها و حتی مراکز تحقیقاتی را به‌شدت تخریب کردند.

    نمونه بارز آن، آسیب جدی به مؤسسه علمی وایزمن و بزرگ‌ترین پالایشگاه نفتی اسرائیل در حیفا بود؛ همچنین یک بیمارستان دولتی در جنوب اسرائیل هدف مستقیم حمله قرار گرفت.

    اقتصاد در وضعیت نیمه‌فلج

    در طول این ۱۲ روز، تقریباً تمام فعالیت‌های اقتصادی اسرائیل متوقف شده بود. مدارس، ادارات و بسیاری از مشاغل، تعطیل اعلام شدند و تنها برخی واحد‌های خدمات ضروری مجاز به فعالیت بودند. طبق اعلام وزارت دارایی اسرائیل، میزان غرامت قابل پرداخت به کسب‌وکار‌ها می‌تواند تا ۵ میلیارد شِکِل افزایش یابد.

    این میزان، دو برابر غرامتی است که دولت اسرائیل از زمان حملات حماس در اکتبر ۲۰۲۳ تا کنون به قربانیان پرداخت کرده است؛ رقمی که نشان‌دهنده عمق ضربه وارده به ساختار اقتصادی تل‌آویو است.

    هدف نابود نشد؛ زخم‌ها باقی ماند

    بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در جریان جنگ اعلام کرده بود که هدف اصلی، از بین بردن برنامه موشکی و هسته‌ای ایران است. با این حال، تخمین‌های اطلاعاتی خود رژیم نشان می‌دهد که ایران در آغاز جنگ بین ۲۰۰۰ تا ۲۵۰۰ موشک بالستیک در اختیار داشت و اکنون همچنان نیمی از آن را حفظ کرده است.

    این در حالی است که ایران نه‌تنها توانست در برابر حملات اسرائیل مقاومت کند، بلکه با حملاتی گسترده، نشان داد که توان عبور از سپر‌های دفاعی پیشرفته اسرائیل را دارد.

    خستگی، خسارت و تردید

    دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا که پس از ۱۲ روز جنگ، آتش‌بس را اعلام کرد، در واکنشی توأم با واقع‌بینی گفت: «موشک‌های بالستیک ایران، واقعاً خیلی از ساختمان‌ها را نابود کردند.»

    این جمله، توصیف دقیق حال‌و‌هوای امروز اسرائیل است؛ رژیمی که در مسیر برتری‌جویی نظامی، هزینه‌ای گزاف پرداخت کرده، اما چیزی به‌دست نیاورده است.

    نتیجه‌گیری: سایه جنگ، سنگین‌تر از سود آن

    اسرائیل بار دیگر تلاش کرد با تکیه بر نیروی نظامی، دشمنی منطقه‌ای را سرکوب کند. اما نتیجه چیزی نبود جز افزایش هزینه‌ها، تشدید نارضایتی عمومی و نمایان‌شدن شکاف‌های ساختاری در سیستم دفاعی و اقتصادی این رژیم. این جنگ نشان داد که حتی قدرت‌های مجهز نیز، زمانی که از واقعیت‌های راهبردی غفلت کنند، در باتلاق شکست گرفتار می‌شوند.

    جنگ تمام شده، اما زخم‌ها تازه‌اند؛ و سؤال اصلی همچنان پابرجاست: آیا اسرائیل می‌تواند این‌بار درس بگیرد؟

  • سقوط آزاد اقتصاد اسرائیل / رژیمی که اقتصادش به یک فوت بند بود!

    سقوط آزاد اقتصاد اسرائیل / رژیمی که اقتصادش به یک فوت بند بود!

    به گزارش اقتصادران، بر خلاف تصویر تثبیت‌شده‌ای که از اقتصاد اسرائیل به‌عنوان کشوری با رشد فناورانه، صادرات‌محور و دارای ذخایر استراتژیک گازی در ذهن‌ها شکل گرفته، واقعیت میدانی جنگ با ایران نشان داده که پایه‌های اقتصادی این کشور در برابر یک جنگ تمام‌عیار شکننده‌تر از آن است که تصور می‌شد.

    بررسی تجربیات پیشین مانند جنگ غزه یا بحران کرونا نیز نشان می‌دهد که حتی در مقیاسی به‌مراتب محدودتر از جنگ با ایران، اقتصاد اسرائیل به‌سختی توانسته به وضعیت عادی بازگردد. اکنون که با یک جنگ منطقه‌ایِ پرهزینه و فرسایشی مواجه است، بعید به نظر می‌رسد این کشور بدون ورود به یک بحران مالی و اقتصادی گسترده و پایدار، بتواند فشارها را تاب بیاورد.

    اقتصاد اسرائیل، در صورت تداوم جنگ با ایران، وارد مرحله‌ای از بی‌ثباتی چندبُعدی خواهد شد؛ وضعیتی که می‌تواند نه‌تنها روند توسعه اقتصادی، بلکه ساختار قدرت سیاسی و موقعیت منطقه‌ای آن را نیز با تزلزل جدی مواجه کند.

    ظاهر توسعه، باطنی آسیب‌پذیر: روایت اقتصاد اسرائیل

    اقتصاد اسرائیل همواره به عنوان نمونه‌ای از توسعه پیشرفته در خاورمیانه معرفی شده است؛ اقتصادی با رشد بالا، مبتنی بر فناوری‌های نوین، صادرات‌محور و جذب‌کننده سرمایه‌ خارجی. سهم بالای بخش‌های پیشرفته مانند فناوری اطلاعات، امنیت سایبری و صنایع دارویی در تولید ناخالص داخلی و صادرات، چهره‌ای قدرتمند از این اقتصاد در ذهن بسیاری از تحلیلگران جهانی ساخته است. همچنین، صادرات گاز طبیعی از میادین بزرگ دریایی به کشورهای منطقه مانند مصر و اردن، به عنوان پشتوانه‌ای برای تراز پرداخت‌ها و تقویت موقعیت ژئوپلیتیکی اسرائیل عمل کرده است.

    با این حال، این تصویر موفق، تنها بخشی از واقعیت اقتصاد اسرائیل را نشان می‌دهد. در لایه‌های زیرین، وابستگی به منابع محدود درآمدی، شکنندگی مالی در برابر شوک‌های خارجی، و اتکای شدید به ثبات ژئوپلیتیکی، نقاط ضعف مهمی را شکل داده‌اند؛ نقاط ضعفی که در مواجهه با یک جنگ تمام‌عیار مانند درگیری با ایران، می‌توانند به سرعت از کنترل خارج شوند و اقتصاد اسرائیل را در مسیر بحرانی قرار دهند.

    نقاط ضعف پنهان ساختار اقتصادی اسرائیل

    در پشت ظاهر مدرن و فناوری‌محور اقتصاد اسرائیل، مجموعه‌ای از ضعف‌های ساختاری وجود دارد که آن را در برابر شوک‌های ژئوپلیتیکی، به‌ویژه جنگ با ایران، به‌شدت آسیب‌پذیر کرده‌اند. نخستین ضعف، تمرکز درآمدهای دولت بر بخش‌هایی محدود مانند فناوری پیشرفته و صادرات گاز طبیعی است؛ به‌طوری‌که هرگونه اختلال در این دو محور، می‌تواند منجر به کاهش سریع درآمدهای ارزی و مالیاتی شود.

    افزون بر این، اسرائیل با سطح بالایی از کسری بودجه و وابستگی به هزینه‌های نظامی فزاینده مواجه است که فضای مالی دولت را در شرایط بحرانی به شدت محدود می‌کند. بخش خصوصی نیز به شدت متأثر از فضای ناامن جنگی است؛ به‌طوری‌که طی ماه‌های اخیر، هزاران کسب‌وکار کوچک و متوسط تعطیل شده‌اند و نرخ بیکاری در حال افزایش است.

    هزینه‌های مالی سنگین جنگ با ایران

    جنگ با ایران برای اقتصاد اسرائیل صرفاً یک چالش امنیتی نیست، بلکه به یک بار مالی بی‌سابقه نیز تبدیل شده است. طبق گزارش وال‌استریت ژورنال، هزینه‌های روزانه جنگ برای اسرائیل بالغ بر ۷۰۰ میلیون دلار در روز برآورد شده که شامل عملیات نظامی، سامانه‌های پدافندی مانند گنبد آهنین، تخریب زیرساخت‌ها و هزینه‌های بازسازی است. برآوردها نشان می‌دهد تنها در یک ماه ابتدایی جنگ، هزینه‌ها به بیش از ۱۲ میلیارد دلار رسیده است.

    این فشار هنگفت مالی در حالی رخ می‌دهد که دولت اسرائیل با کسری بودجه شدید و رشد کند اقتصادی روبه‌رو است و برای تأمین این هزینه‌ها، به سمت افزایش مالیات‌ها و کاهش هزینه‌های عمومی حرکت کرده است. گزارش‌ها حاکی از افزایش مالیات بر ارزش افزوده و مالیات‌های سلامت به منظور جبران بخشی از هزینه‌های جنگی است؛ اقدامی که نارضایتی عمومی و فشار بر معیشت خانوارها را به‌همراه دارد.

    افزون بر آن، احتمال کاهش رتبه اعتباری اسرائیل توسط مؤسسات بین‌المللی مانند S&P و Fitch به دلیل افزایش ریسک‌های مالی و نظامی، می‌تواند هزینه تأمین مالی خارجی را افزایش داده و فشار مضاعفی بر اوراق بدهی و ذخایر ارزی وارد کند. در چنین شرایطی، تداوم جنگ به معنای ورود اسرائیل به دوره‌ای از فرسایش مالی گسترده، تورم، و رکود اقتصادی هم‌زمان خواهد بود.

    شوک در بخش انرژی و تجارت خارجی

    یکی از مهم‌ترین ضربات اقتصادی ناشی از جنگ برای اسرائیل، اختلال در صادرات انرژی و تجارت خارجی است. اسرائیل در سال‌های اخیر با بهره‌برداری از میدان‌های گازی بزرگ دریایی مانند لویاتان و کاریش، به یک صادرکننده منطقه‌ای گاز طبیعی تبدیل شده بود. اما با آغاز تنش‌ها، این میادین به دلیل ملاحظات امنیتی و خطر حملات، موقتاً تعطیل شدند. به گزارش رویترز، صادرات گاز به مصر و اردن کاهش چشمگیری داشته و اولویت تأمین گاز به مصرف داخلی تغییر یافته است؛ تغییری که به کاهش درآمدهای ارزی و تضعیف روابط اقتصادی منطقه‌ای انجامیده است.

    هم‌زمان، حملات به سواحل و بنادر و افزایش ریسک در مسیرهای دریایی، هزینه‌های تجارت خارجی را به شدت بالا برده است. طبق گزارش رویترز، نرخ بیمه‌های جنگی برای کشتی‌ها در بنادر اسرائیل به ۰.۷ تا ۱ درصد ارزش کشتی رسیده (در حالی که پیش از جنگ حدود ۰.۲ درصد بود). این افزایش، منجر به رشد هزینه واردات کالاهای اساسی و کاهش رقابت‌پذیری در تجارت خارجی شده است.

    با توجه به اینکه بیش از ۹۰ درصد تجارت کالایی اسرائیل از مسیر دریایی انجام می‌شود، اختلال در امنیت دریایی و افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل، تأثیر مستقیم بر قیمت کالاها، فشار تورمی و رکود تولید داخلی دارد. بنابراین، شوک انرژی و تجارت، نه‌تنها اقتصاد اسرائیل را در کوتاه‌مدت تحت‌فشار گذاشته، بلکه پایداری زنجیره تأمین و صادرات را نیز در بلندمدت تهدید می‌کند.

    درگیری نظامی با ایران نه‌تنها دولت اسرائیل، بلکه بخش خصوصی این کشور را نیز به‌شدت دچار بحران کرده است. گزارش‌های میدانی از منابع معتبر حاکی از آن است که در پی حملات موشکی، بی‌ثباتی امنیتی، و اختلال در زنجیره تأمین، ده‌ها هزار بنگاه اقتصادی کوچک و متوسط (SMEs) تعطیل یا دچار رکود شده‌اند. این بنگاه‌ها ستون فقرات اشتغال و فعالیت اقتصادی در اسرائیل هستند و آسیب به آن‌ها، اثر ضربه‌ای شدیدی بر بازار کار گذاشته است.

    از سوی دیگر، صنایع وابسته به واردات و صادرات مانند تولید، گردشگری، حمل‌ونقل، فناوری و انرژی‌های پاک بیشترین آسیب را دیده‌اند. بسته شدن بخشی از بنادر، افزایش نرخ بیمه و بهای واردات، و افت تقاضای بین‌المللی برای خدمات و محصولات اسرائیلی، بسیاری از شرکت‌ها را مجبور به تعدیل نیرو یا توقف فعالیت کرده است.

    صنعت گردشگری که یکی از منابع مهم ارزآوری و اشتغال فصلی بود، تقریباً فلج شده است. لغو پروازها، کاهش ورود گردشگران، و جو ناامن داخلی باعث شده درآمد این بخش به پایین‌ترین سطح در سال‌های اخیر برسد.

    این بحران در حالی رخ می‌دهد که هم‌زمان با فشارهای مالیاتی برای تأمین هزینه‌های جنگ، توان خرید خانوارها کاهش یافته و تقاضای داخلی نیز رو به افول است. مجموع این عوامل، چشم‌انداز اشتغال را تیره کرده و زمینه‌ساز افزایش نارضایتی عمومی و بروز ناآرامی‌های اجتماعی در آینده‌ای نه‌چندان دور خواهد بود.

    ریسک‌های بازارهای مالی و رتبه اعتباری

    یکی از تبعات جدی جنگ برای اقتصاد اسرائیل، افزایش ریسک در بازارهای مالی داخلی و بین‌المللی و تهدید جدی برای رتبه اعتباری کشور است. تحلیلگران مؤسسات رتبه‌بندی بین‌المللی مانند S&P هشدار داده‌اند که در صورت تداوم درگیری و افزایش کسری بودجه، احتمال کاهش رتبه اعتباری اسرائیل از A به A- یا پایین‌تر وجود دارد. چنین اتفاقی به معنای افزایش هزینه تأمین مالی، بالا رفتن نرخ بهره اوراق قرضه دولتی و در نهایت، فشار بیشتر بر بودجه عمومی است.

    هم‌زمان، بازار سرمایه داخلی دچار نوسان و افت شده است. سرمایه‌گذاران خارجی به دلیل نااطمینانی‌های ژئوپلیتیکی و اقتصادی، بخشی از سرمایه‌های خود را خارج کرده‌اند یا در حالت تعلیق نگه داشته‌اند. همچنین، کاهش ارزش سهام شرکت‌های صادرات‌محور، به‌ویژه در حوزه فناوری، نشانه‌ای از ریزش اعتماد بازار نسبت به چشم‌انداز اقتصاد کشور است.

    بازار ارز و پول نیز تحت تأثیر قرار گرفته‌اند. افزایش کسری تراز پرداخت‌ها، کاهش ورود سرمایه، و بالا رفتن نیاز ارزی برای واردات نظامی و کالاهای اساسی، فشار زیادی بر ذخایر ارزی بانک مرکزی وارد کرده است. در نتیجه، ریسک بی‌ثباتی پولی و افزایش تورم وارداتی در حال شکل‌گیری است.

    به‌طور کلی، جنگ موجب شده تصویر مالی اسرائیل در نگاه نهادهای جهانی، به اقتصادی پرریسک و شکننده تغییر یابد؛ تغییری که اثرات آن در میان‌مدت و بلندمدت بر رشد اقتصادی و جذب سرمایه خارجی کاملاً محسوس خواهد بود.

    سناریوهای احتمالی در صورت تداوم جنگ

    سناریوی اول: ورود به رکود اقتصادی چندساله : با استمرار هزینه‌های هنگفت نظامی، اختلال در صادرات گاز، کاهش سرمایه‌گذاری خارجی و افت تقاضای داخلی، اقتصاد اسرائیل می‌تواند به‌طور رسمی وارد رکود شود؛ رکودی که در آن رشد منفی، تورم ساختاری و بیکاری توأمان دیده می‌شود.

    سناریوی دوم: بحران مالی و بودجه‌ای : با افزایش کسری بودجه به دلیل هزینه‌های جنگ، کاهش درآمدهای مالیاتی و احتمال کاهش رتبه اعتباری، دولت اسرائیل با فشار شدید در تأمین منابع مالی مواجه خواهد شد. ممکن است این کشور مجبور به چاپ پول، افزایش مالیات‌ها یا فروش دارایی‌های استراتژیک شود، که هرکدام آثار تورمی و اجتماعی خطرناکی به دنبال دارند.

    سناریوی سوم: ناآرامی‌های اجتماعی و سیاسی: افزایش فشار اقتصادی بر طبقات متوسط و پایین، تعطیلی بنگاه‌ها، تورم مواد غذایی و انرژی، و افزایش نرخ بیکاری می‌تواند زمینه‌ساز اعتراض‌های خیابانی، تضعیف دولت و گسترش بی‌ثباتی سیاسی در داخل اسرائیل شود.

    سناریوی چهارم: انزوای اقتصادی و دیپلماتیک منطقه‌ای: با کاهش صادرات انرژی به کشورهای همسایه، حملات تلافی‌جویانه احتمالی، و فشار افکار عمومی کشورهای منطقه، اسرائیل ممکن است وارد فاز جدیدی از انزوای اقتصادی و کاهش همکاری‌های منطقه‌ای شود که هزینه‌های راهبردی بیشتری در پی دارد.