این گلوله آرام آرام به یک حجم انبوه بدل شده و بحرانی بزرگ را ایجاد کند. اما موضوع از جایی آغاز شد که حمله اسراییل به ایران باعث شد قیمت نفت در یک بازه زمانی کوتاه از ۶۳دلار به ۷۹دلار افزایش پیدا کند. متعاقب این نوسان بود که ایالات متحده تماسهای متعددی را با عربستان و امارات از یک طرف و روسیه از سوی دیگر برقرار کرد تا از طریق افزایش عرضه قیمت نفت را متعادل کند. بهرغم همه تلاشهای ایالات متحده و به کارگیری ابزارهای مختلف قیمت نفت در یک بازه زمانی چند ساعته به حول و حوش ۷۴ دلار سقوط و دوباره نشانههای افزایش قیمت را نمایان کرد. اینجا بود که پای ارزیابی تحلیلی نهادهای بینالمللی نیز به میان آمد، جیپی مورگان اعلام کرد در صورت حمله اسراییل به ایران و عدم مهار آن قیمت نفت به محدوده بالای ۱۲۰ دلاری صعود میکند. بانک دویچه وله نیز تحلیلی به همین شکل داشت و اعلام کرد قیمت نفت به محدوده بالای ۱۰۰دلاری میرسد. افزایش قیمت نفت اما برای ایالات متحده و ترامپ به منزله یک شوک جدی بود.
ترامپ در شرایطی رای امریکاییها را کسب کرد که به آنان وعده مهار تورم، بهبود اقتصاد خانوارها و کاهش قیمت بنزین را داده بود. بهرغم این وعدهها اما اجرای جنگ تعرفهای ترامپ علیه کشورهای مختلف از جمله اروپا، چین، مکزیک و کانادا باعث افزایش قیمت اقلام مصرفی و خدماتی در ایالات متحده شد. بر اساس نظام تعرفهای ترامپ هر کالایی که تولید خود را به امریکا منتقل نکند با افزایش تعرفه از ۴۰ تا ۱۰۰درصد مواجه میشود. این روند باعث شد تا مثلا گوشی آیفون در امریکا با رصد ۴۰درصدی مواجه شود! بنابراین ترامپ در حوزه مهار تورم نه تنها توفیقی کسب نکرد، بلکه تصمیماتش عامل مهمی برای رشد تورم بود. افزایش تورم بهطور مستقیم اقتصاد خانوارهای امریکایی را تحتالشعاع قرار داد. تنها عامل باقیمانده مهار گرانی بنزین بود.
در آستانه سفرهای تابستانی مردم امریکا اگر قیمت بنزین نیز به دلیل گرانی نفت ناشی از حمله اسراییل به ایران با افزایش قیمت همراه شود، اعتراضات در امریکا به بالاترین حد خود از زمان زمامداری ترامپ میرسد. با توجه به اینکه قیمت بنزین در امریکا یک نرخ مرجع است، بالا و پایین رفتن آن بهطور مستقیم در کاهش محبوبیت روسای جمهور ایالات متحده نقش دارد. «تعادل» برای ارزیابی موضوع سراغ تحلیلگران مختلف انرژی رفته تا نوری به ابعاد پنهان این بحث تابیده شود.
اقتصاد امریکا در برابر گرانی نفت آسیبپذیر است
یکی از چهرههایی که معتقد است امریکا نسبت به تحولات مرتبط با گرانی نفت آسیبپذیر است، سید حمید حسینی، رییس اتاق ایران و عراق و نایبرییس اتحادیه صادرات مواد نفتی، گازی و پتروشیمی است. او در گفتوگو با «تعادل» درباره این تاثیرگذاری میگوید: «به هر حال ترامپ در تحقق وعدههای اقتصادی خود موفق نبوده و در آستانه فصل سفرهای تابستانی مردم امریکا اگر قیمت بنزین به دلیل گرانی نفت بالا برود، باعث کاهش محبوبیت او میشود. این در حالی است که جمهوریخواهان باید به زودی مهیای انتخابات مجلس نمایندگان و سنا شوند و اگر ترامپ نتواند در زمینه مهار تورم و بهبود اقتصاد خانوار کاری کند، بازنده انتخابات خواهد بود.» حسینی در پاسخ به اینکه آیا ممکن است اسراییل در این شرایط به مراکز نفتی ایران حمله کند؟ میگوید: «بعید میدانم، اسراییل چنین اشتباهی را مرتکب شود.
قطعا با سیاستهای ترامپ برای کاهش تورم و ثبات در قیمت بنزین منافات دارد. فراموش نکنید حمله اسراییل به ایران قیمت نفت را از ۶۲ دلار به ۷۹ دلار رساند. طی روزهای اخیر از اروپا و عربستان و چین گرفته تا عمان و روسیه و…خواستار میانجیگری برای پایان بحران شدهاند. خود ترامپ و پوتین هم تلاش میکنند یا بحران را متوقف یا اینکه از گسترش دامنههای آن جلوگیری کنند تا به حوزههای اقتصادی و نفتی سرایت نکند. بنابراین بعید میدانم اسراییل که بدون اجازه امریکا اجازه آب خوردن هم ندارد دست به اقدامی بزند که باعث گرانی نفت و تبعات بعدی آن در اقتصاد امریکا شود.» او ادامه میدهد: «ترامپ خوش شانس است که از زمان ورودش به کاخ سفید قیمت نفت نزولی بوده است. نفت ۷۵دلاری با حضور ترامپ ۱۰دلار عقبنشینی کرد.
البته دلیل این کاهش اقداماتی بود که بایدن با تزریق ۳۰۰میلیون بشکه نفت در بازار صورت داده بود. بایدن این کار را کرده بود تا انتخابات را ببرد که مسائل بعدی پیش آمد. اقتصاد امریکا اما نزولی است. در ۳ماهه اول سال، تراز رشد اقتصادی امریکا ۳دهم درصد منفی بوده است. بیکاری افزایش یافته و تورم هم بالا رفته است. ترامپ تلاش میکند نرخ بهره را کاهش دهد که فدرال رزرو با آن موافقت نمیکند. فدرال رزرو حاضر نیست نرخ بهره را کاهش دهد. دولت مقدار زیادی بدهی دارد و باید سود این اوراق قرضه را بپردازد. برای ترامپ بسیار مهم است که نرخ بهره یکدهم درصد بالاتر و پایینتر باشد. لذا هم مشکل تورم، هم مشکل اوراق قرضه و هم اقتصاد خانوار در امریکا شرایط خاصی را شکل داده است. در این وضعیت گرانی بنزین که بر اثر گرانی نفت ایجاد میشود، میتواند به پاشنه آشیل اقتصاد امریکا بدل شود.»
نفت پاشنه آشیل اقتصاد امریکا
مهدی خراطیان، دانشآموخته شریف اما از زاویه مشابهی با حسینی به بحث ورود کرده و میگوید: «ناظر به اهمیت نفت خاورمیانه در جنگ سرنوشتساز ایران و امریکا؛ متاسفانه عدهای ناآگاه که مدعی کارشناسی هم هستند، بدون دقت به ریزهکاریهای اقتصاد امریکا و بازار جهانی نفت ازجمله: اهمیت فوقالعاده نرخ بهره در ماهای اخیر و دعوای اخیر ترامپ و پاول برای کاهش نرخ بهره، حساسیتهای شدید اقتصاد امریکا به احتمال افزایش/ثبات نرخ بهره و انتظارات تورمی، نقش مهم نفت در جهش تورم و انتظارات تورمی، نحوه واکنش اقتصاد چین به جهشهای نفتی، افت شدید ذخایر استراتژیک امریکا پس از جنگ اوکراین، مدلسازیهای بانک جهانی (گزارش اکتبر ۲۰۲۳ پس از توفانالاقصی) که میتواند قیمت نفت را به ۱۶۰ دلار هم برساند و…صرفا با استناد به گزارههایی چون «چین به نفت خاورمیانه وابسته است» فتوا میدهند که ابزار نفت ناکارآمد است!» او ادامه میدهد: «بازدارندگی ابعاد مختلفی دارد که بازدارندگی هستهای بخشی از آن است. داشتن یک سلاح هستهای بازدارنده است، اما مطلق نیست.
بارها گفته شده بمبی که ابعاد اطلاعاتی آن و نحوه سابوتاژ آن برای طرف مقابل مشخص باشد، نمیتواند یک تنه کار را تمام کند. حتی اگر یک تسلیحات ویژه ساخته شود و بهکارگیری هم بشود، در بهترین حالت دهها میلیارد دلار به طرف مقابل ضرر میزند. این در حالی است که تقریبا با هر سقوط ۵ درصدی بازار سهام امریکا به تنهایی ۲ تریلیون دلار ضرر ایجاد میشود که اگر منجر به رکود شود این ضرر به راحتی جبران نمیشود.» خراطیان میگوید: «ترامپ بارها نشان داده که از جانب جهش قیمت نفت بسیار نگران است. مخالفت صریح ونس با دستور ترامپ ناظر به حمله امریکا به یمن آن هم در حضور میلر، ویتکاف و وایلز به دلیل نگرانی از جهش قیمت نفت، نشانگر شدت خطیر بودن این مساله است. نفت اهرمی است که ترامپ را میتواند به شدت بترساند به شرطی که به او در عمل نشان دهیم که جنگ با ما چه تبعاتی میتواند داشته باشد و البته مشتی کارشناسنما در ایران نباشند که این حربه را در این شرایط خطیر کم اهمیت جلوه دهند و نگرانیهای چین را بر سرنوشت جنگ وجودی ایران ترجیح دهند.»
