برچسب: افسردگی

  • سهم بالای محیط در سرخوردگی روانی و افسردگی / چرا ایرانی‌ها افسرده‌ شدند؟

    سهم بالای محیط در سرخوردگی روانی و افسردگی / چرا ایرانی‌ها افسرده‌ شدند؟

    به گزارش اقتصادران، حتی اگر عدد ۱۲ میلیون جمعیتی که در ایران مبتلا به افسردگی هستند دقیق باشد، دو برابری بودن آن نسبت به میانگین جهانی قابل بررسی است. به علاوه، اینکه چه کسانی جزو مبتلایان به افسردگی هستند و با چه علائمی در سطح جامعه حاضر می‌شوند باید مورد توجه بیشتری قرار گیرد.

     ۱۳ درصد از جمعیت ایران مبتلا به افسردگی هستند؛ این آماری است که رئیس مرکز ملی مطالعات اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی تهران عنوان کرده. آمار افسردگی در سنین پایین و مواردی از خودکشی دانش‌آموزان در سال‌های گذشته آموزش و پرورش را واداشته تا با انجام غربالگری سلامت روان قدمی بردارد برای پیشگیری و یا کمک به دانش‌آموزان افسرده. البته با روش‌هایی که در نتیجه‌بخش بودن آن‌ها تردیدهایی وجود دارد.

    به راستی سهم مدرسه، خانواده، محیط کنونی جامعه و سایر موارد در افسردگی شهروندان چیست؟ به هنگام رویارویی با چه علائمی می‌توان متوجه شد که فرد دچار افسردگی است؟

    علیرضا شریفی یزدی، جامعه‌شناس، روان‌شناس اجتماعی و مشاور علمی در پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش تهران، به بررسی این مساله پرداخت:

    علیرضا شریفی یزدی گفت: «آمارها در کشور ما که بتوان به آن به شکل ۱۰۰ درصدی اکتفا شود، نداریم. اما مشاهدات میدانی و برخی گزارش‌ها نشان می‌دهد که مساله افسردگی در دنیا، بین آقایان بین ۱۰ تا ۱۲ درصد و بین خانم‌ها بین ۲۰ تا ۲۲ درصد است. در خوشبینانه‌ترین حالت، در ایران دو برابر این نرم جهانی، بر اساس مطالعات مختلف مثل مطالعاتی که وزارت بهداشت انجام داده یا انجمن روانشناسان ایران.»

    علائم افسردگی چیست؟

    او در مورد علائم و نشانه‌های افسردگی میان مبتلایان گفت: «ما ۱۵ علامت برای افسردگی داریم که هر کس اگر بیش از ۷ علامت را به مدت بیش از ۲ هفته با خود یدک بکشد، در کانال افسردگی قرار می‌گیرد. افسردگی‌ها انواع دارد؛ مزمن، ماژور و واکنشی که شکل‌های مختلف آن هستند. اما در کلیت، آن‌چه در کشور قابل مشاهده و پیگیری است این است که این افسردگی‌ها بسیار پایه اجتماعی دارند تا امری فردی باشند.»

    این روانشناس اجتماعی گفت: «برای افسردگی ۳ پایه را ذکر می‌کنند؛ ژنتیک، ۹ ماهه بارداری مادر و محیط که مساله محیط اکنون در کشور ما برای افسردگی بسیار پررنگ است. از آن ۱۵ علامت می‌توان به این نشانه‌ها اشاره کرد: اختلال خواب، اختلال خوراک، بی‌انگیزگی، کاهش لذت از چیزهایی که پیش‌تر ما را شاد می‌کرد و اکنون شادی ندارد، مرگ‌اندیشی که دو معنا دارد؛ یکی افکار خودکشی و دیگری ترس از مرگ عزیزان و از دست دادن آنان، گوشه‌نشینی، فرار از جمع، انزواطلبی، عدم اشتیاق به کارهای نو و جدید و علائم دیگر. همچنین یک سری علائم جسمانی دارد که شناخته‌شده است و یک سری علائم روحی ـ روانی دارد که به آن‌ها اشاره شد.»

    سرماخوردگی روانی نام دیگر افسردگی است

    او افزود: «باید به یاد داشت که افسردگی‌های سبک گاهی به شکل خودبه‌خودی از بین می‌روند. افسردگی در بین اصحاب روان‌شناسی نام دیگری نیز دارد و از آن با عنوان سرماخوردگی روانی یاد می‌شود؛ به این معنا که همان‌طور که افراد سرما می‌خورند و بهبود می‌یابند، این نوع افسردگی‌ها نیز ممکن است خودبه‌خود برطرف شوند. اما در مورد افسردگی‌های مزمن و ماژور، دولت باید برای درمان وارد عمل شود

    این جامعه شناس گفت: «دارودرمانی در مراکز دولتی و خصوصی توسط روان‌پزشک انجام می‌شود و سایکوتراپی نیز توسط روان‌شناسان صورت می‌گیرد. مراکزی مانند بهزیستی، کمیته امداد و آموزش‌وپرورش نیز مراکزی دارند که این خدمات را ارائه می‌دهند. با این حال، باید گفت این امکانات با آنچه در کشور در حال رخ دادن است همخوانی ندارد.»

    ما در زمینه تخت درمان فقیر هستیم

    او افزود: «تعداد تخت‌های درمانی برای افرادی که دچار اختلالات روان هستند بسیار کم است و ما در این زمینه فقیر هستیم. برای افراد افسرده، وزارت ورزش و جوانان نقش بسیار مهمی در پیشگیری و درمان دارد؛ از طریق فراهم کردن امکانات ورزشی. همچنین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌تواند با برنامه‌های شاد مانند تئاتر و کنسرت به متعادل‌سازی فضا برای افراد افسرده کمک کند و وزارت بهداشت نیز با آگاه‌سازی و بیان راه‌های مبارزه با افسردگی نقش مؤثری ایفا کند.»

    بخش بزرگی از این افسردگی‌ها ریشه در مشکلات معیشتی دارد/ آلودگی هوا سبب افسردگی می‌شود

    شریفی یزدی گفت: «اما افسردگی‌هایی که ریشه در ساختارهای کلان اجتماعی دارند و به نهادهای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و خانواده مربوط می‌شوند، نیازمند برنامه‌ریزی بلندمدت هستند؛ چرا که بخش بزرگی از این افسردگی‌ها ریشه در مشکلات معیشتی دارد. یکی دیگر از عوامل، محیط زیست است که هم‌اکنون با آن درگیر هستیم. به عنوان مثال، ثابت شده است که آلودگی هوا مستقیما بر افسردگی تاثیر می‌گذارد و حتی می‌تواند سبب بروز آن شود. در مجموع، دولت باید اقدامات سنگین و زیرساختی انجام دهد تا بتواند دست‌کم در حوزه پیشگیری تا حدی موفق باشد.»

    در مورد پرسش‌نامه‌هایی که در خصوص غربالگری روان توسط آموزش‌وپرورش انجام می‌شود و در برخی موارد سوالات آن موجب تعجب والدین می‌شود، مشاور علمی در پژوهشگاه مطالعات آموزش‌وپرورش تهران گفت: «آموزش‌وپرورش مرکز مشاوره بسیار قوی‌ای دارد. دستگاه تعلیم‌وتربیت یکی از کارآمدترین حوزه‌هایش، مرکز مطالعات روان‌شناسی آن است که افراد زبده‌ای در آن فعالیت می‌کنند. اگر برخی سوالات تعجب‌برانگیز است، بعید است که به کل دستگاه آموزش‌وپرورش مربوط باشد. ممکن است این طراحی در یک منطقه آموزشی یا در سطح یک مدرسه انجام شده باشد.»

    او افزود: «اما در مورد ترس والدین از انگ اجتماعی نسبت به اختلالات روانی، باید گفت این نگرانی درست است. جامعه ما به‌شدت از انگ اجتماعی می‌ترسد و از آن فراری است. بسیاری از افرادی که مراجعه نمی‌کنند، حالات روحی و روانی خود را نه‌تنها از جامعه و محیط کار، بلکه حتی از نزدیکان و گاه میان زن و شوهر پنهان می‌کنند. به همین دلیل این مساله نیاز به برنامه‌ریزی دارد تا بتواند خود را نشان دهد.»

    آموزش‌وپرورش نهادی بسیار مهم برای غربالگری روانی افراد است

    شریفی یزدی گفت: «با این حال، آموزش‌وپرورش نهادی بسیار مهم برای غربالگری روانی افراد است، چرا که با دو بازو سروکار دارد؛ یکی بازوی نهاد آموزش که به‌طور مستقیم با دانش‌آموزان ارتباط دارد و دیگری اولیا و مربیان که با والدین در ارتباط هستند. اگر این غربالگری به‌موقع انجام شود و افرادی که در معرض خطر بالای اختلالات روانی هستند شناسایی شوند و بر روی آن‌ها کار روانی انجام گیرد، بسیاری از خودکشی‌ها و اختلالات سنگین در دوران نوجوانی و جوانی به‌موقع شناخته می‌شود و می‌توان مداخله حرفه‌ای برای آن انجام داد.»

    او افزود: «نتیجه این اقدام، کاهش میزان اختلالات روانی در کشور خواهد بود. آموزش‌وپرورش امکانات زیادی برای این موضوع دارد، هرچند نه به اندازه پوشش کامل ۱۰۸ هزار مدرسه فعال، اما شبکه‌ای بسیار وسیع در اختیار دارد و می‌تواند به‌عنوان بازوی کمکی موثر برای وزارت بهداشت عمل کند.»

    این روانشناس اجتماعی گفت: «معمولا در تحقیقاتی با این وسعت، امکان نشتی بسیار زیاد است؛ امکان بی‌دقتی در پر کردن پرسش‌نامه‌ها وجود دارد و حتی احتمال دست‌کاری داده‌ها در برخی مراکز منتفی نیست. بنابراین اگر بخواهیم به چنین گزارش‌هایی استناد کنیم، لازم است نتایج آن حتما توسط افراد و مراکز دیگر تایید شود؛ یعنی نهادهای مستقل این تحقیقات را بازبینی کرده و صحت آن را مورد بررسی قرار دهند. در صورت تایید، تحقیق می‌تواند علمی تلقی شود و امکان استناد به آن فراهم خواهد بود.»

    آموزش‌وپرورش با دانش‌آموز حدود ۱۶ هزار ساعت در ارتباط است

    او افزود: «با این حال، این‌که مشکلات را صرفا مربوط به آموزش‌وپرورش یا فقط مربوط به خانواده بدانیم، نگاه دقیقی نیست. دستگاه تعلیم و تربیت ما طی ۱۲ سال، حدود ۱۶ هزار ساعت در عمر با دانش‌آموزان در ارتباط است و بسیاری از محاسن، معایب و ایرادهایی که ممکن است در یک کودک یا جوان ایجاد شود، قطعاً به ساختار آموزش‌وپرورش، شیوه رفتار معلم، محتوای کتاب‌ها و نظام سنجش مربوط می‌شود.»

    کارکرد خانواده دچار اختلال شده

    شریفی یزدی در نهایت گفت: «در کنار آن، در میان نهادهای اجتماعی، مهم‌ترین نهادی که امنیت نسل نو را تامین می‌کند و پناهگاه نهایی کودکان و نوجوانان ماست، خانواده است. با وجود این‌که کارکرد خانواده دچار اختلالاتی شده، اما همچنان به دلیل روابط عاطفی، نهادی امن محسوب می‌شود. با این حال، کل ماجرا به خانواده ختم نمی‌شود؛ نهاد خانواده به‌شدت تحت فشار مسائل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، آموزشی، سیاسی و بهداشتی قرار دارد و این فشارها بر کارکردهای آن تاثیر می‌گذارد و در نهایت به عدم عملکرد مناسب برخی نهادهای دولتی بازمی‌گردد.»

  • هشدار جدی درباره مصرف خودسرانه داروهای ضدافسردگی

    هشدار جدی درباره مصرف خودسرانه داروهای ضدافسردگی

    به گزارش اقتصادران، افسردگی یکی از شایع‌ترین اختلالات روانی در جهان است که تأثیر عمیقی بر کیفیت زندگی افراد می‌گذارد. داروهای ضدافسردگی به عنوان یکی از مؤثرترین ابزارهای درمانی، نقش مهمی در کاهش علائم این اختلال دارد. در سال‌های اخیر، پیشرفت‌های چشمگیری در شناخت سازوکار این داروها و توسعه نسل‌های جدید آن‌ها حاصل شده است.

    به گزارش وبدا، دکتر «نگار فیروزآبادی» عضو هیأت علمی گروه فارماکولوژی توکسیکولوژی دانشگاه علوم پزشکی شیراز، به مهم ترین پرسش ها در خصوص مصرف داروهای ضدافسردگی پاسخ می دهد.

    این استاد دانشگاه علوم پزشکی شیراز با بیان اینکه داروهای ضدافسردگی به چند گروه از جمله گروه‌های SSRI، SNRI و TCA تقسیم می‌شود، گفت: SSRIها (مثل «فلوکستین» و «سرترالین») عوارض جانبی کمتری دارد و اغلب، نخستین گزینه پزشکان محسوب می شود؛ اما انتخاب نوع دارو بر اساس سابقه پزشکی، شرایط سلامت قلب و سایر داروهای مصرفی بیمار انجام می‌شود.

    تغییر خودسرانه دارو خطرناک است! دکتر فیروزآبادی ادامه داد: داروهای ضدافسردگی با اصلاح سطح مواد شیمیایی مغز مانند «سروتونین» و «نوراپی‌نفرین»، به بهبود خلق و کاهش اضطراب کمک می‌کند، اما اثربخشی کامل دارو اغلب بعد از چند هفته ظاهر می‌شود و داروساز تأکید می‌کند که قطع ناگهانی دارو می‌تواند علائم افسردگی را تشدید کرده و عوارض جسمی ایجاد کند، بنابراین مصرف منظم و پایدار، کلید موفقیت درمان است.

    چه نکاتی باید هنگام مصرف رعایت شود؟ او با اشاره به این نکته که برخی داروهای ضدافسردگی باعث خواب آلودگی و برخی باعث بیداری می شود، بر اهمیت توجه به ویژگی زمان مصرف دارو در روز یا شب تاکید کرد و افزود: برخی داروها بهتر است همراه غذا مصرف شود تا تهوع و ناراحتی گوارشی کاهش یابد؛ همچنین داروساز یادآوری می‌کند که تداخل دارویی با سایر داروها، مکمل‌ها یا گیاهان دارویی ممکن است اثر دارو را کاهش دهد یا عوارض ایجاد کند، بنابراین مشورت با داروساز الزامی است.

    دیگر نکته مورد تاکید این استاد دانشگاه علوم پزشکی شیراز در مورد مصرف داروهای ضدافسردگی، مصرف دارو سر ساعت و به صورت منظم بود.

    عوارض جانبی شایع داروها چیست و چگونه مدیریت می‌شود؟ دکتر فیروزآبادی در خصوص عوارض شایع این دسته از داروها نیز به مواردی نظیر تهوع، خشکی دهان، تغییر خواب و افزایش یا کاهش وزن اشاره کرد و گفت: بیشتر این عوارض اغلب در هفته‌های نخست کاهش می‌یابد، اما اگر پایدار یا شدید شود، لازم است به داروساز یا پزشک گزارش شود تا دارو یا دوز آن تنظیم شود.

    دارو به تنهایی کافی است یا نیاز به همراهی سبک زندگی دارد؟ به گفته این عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شیراز درمان موفق افسردگی نیازمند رژیم غذایی سالم، ورزش منظم، خواب کافی و حمایت اجتماعی است و داروساز توصیه می‌کند که حتی تغییرات کوچک در برنامه روزانه می‌تواند اثر داروها را بهینه کند و روند بهبود خلق، تمرکز و انگیزه را سرعت ببخشد.

    داروهای ضدافسردگی چگونه بر کیفیت زندگی روزمره تأثیر می‌گذارد؟ او در رابطه با اثربخشی داروهای ضدافسردگی بر زندگی افراد نیز توضیح داد: داروساز توضیح می‌دهد که مصرف صحیح دارو نه تنها خلق و خوی بیمار را بهبود می‌بخشد، بلکه توانایی فرد در تمرکز، مدیریت استرس، روابط اجتماعی و انجام فعالیت‌های روزمره را نیز افزایش می‌دهد. آگاهی از عوارض جانبی و پایش منظم باعث اعتماد بیشتر به روند درمان و همکاری بهتر بیمار با تیم درمان می‌شود.

    چه اقدامات پیشگیرانه‌ای برای ایمنی مصرف دارو لازم است؟ دکتر فیروزآبادی یادآور شد: نگهداری دارو در دمای مناسب، دور از نور و دسترس کودکان، و ثبت دقیق زمان مصرف ضروری است. همچنین، تغییر خلق یا علائم غیرمعمول لازم است بی درنگ گزارش شود تا از عوارض شدید جلوگیری شود.

    او پایش دارویی منظم از سوی داروساز را موجب پیشگیری از بروز تداخلات دارویی و اثرات جانبی دانست.

    عضو هیأت علمی گروه فارماکولوژی توکسیکولوژی دانشگاه علوم پزشکی شیراز با تاکید بر این موضوع که داروهای ضدافسردگی ابزار مؤثری برای کنترل افسردگی است، موفقیت درمان را وابسته به رعایت نکات مصرف صحیح، پایش عوارض، توجه به سبک زندگی و همکاری با داروساز و پزشک دانست و اضافه کرد: داروساز با ارائه مشاوره علمی، آموزش بیمار و خانواده، بررسی تداخلات دارویی و پایش اثر دارو، نقش کلیدی در بهبود کیفیت زندگی بیماران دارد و روند درمان را ایمن‌تر و مؤثرتر می‌کند.

  • کولاک افسردگی در ایران؛ چرا بیماران برای درمان مراجعه نمی‌کنند؟

    کولاک افسردگی در ایران؛ چرا بیماران برای درمان مراجعه نمی‌کنند؟

    به گزارش اقتصادران، بیماری‌های روان‌پزشکی جزو سه دسته بیماری‌هایی هستند که بیشترین بار را به جامعه تحمیل می‌کنند و پیمایش‌های انجام شده در کشور طی سال‌های گذشته، از شیوع ۲۱ تا ۲۶ درصدی این بیماری‌ها حکایت دارد؛ این در شرایطی است که متخصصان همواره از انگ اجتماعی این اختلالات و کمبود تخت‌های روان و… گلایه دارند.

    انگ اجتماعی یا استیگما، از جمله مشکلات بیماران روانپزشکی است؛ مشکلی که البته جهانی است و فقط به جامعه ایران محدود نمی‌شود. بر همین اساس هم جنبه‌های فرهنگی مرتبط با بیماری‌های روان‌پزشکی سبب مراجعه دیرهنگام بیماران برای دریافت خدمات درمانی و نهایتا پیچیده و مزمن شدن بیماری می‌شود؛ در چنین شرایطی است که درمان سخت‌تر شده و بار بیشتری نیز بر بیمار و نظام سلامت تحمیل می‌شود.

    «بیمارستان روزبه» که بیش از ۸۰ سال قدمت دارد، یکی از مراکز درمانی مهم ایران در ارایه خدمات درمانی روانپزشکی است؛ بیمارستانی که سرگذشت و داستان زندگی افراد بسیاری را شاهد بوده و یکی از برجسته‌ترین مراکز درمانی در حوزه اعصاب و روان‌پزشکی در ایران و خاورمیانه است که در شهر تهران واقع شده و تمرکزی ویژه بر ارائه خدمات تخصصی و پیشرفته در تشخیص، درمان و مراقبت از اختلالات روانی و عصبی دارد.

    امیرحسین جعفری – رییس بیمارستان روزبه، ضمن اشاره به وضعیت فعلی بار بیماری‌های روانپزشکی و همچنین درمان‌های تخصصی این بیماری‌ها در کشور، در عین حال بر ضرورت اجرای برخی سیاست‌های درمانی مدیکال در حوزه روانپزشکی نیز تاکید دارد و معتقد است که حوزه سلامت روان با عقب‌افتادگی بسیاری مواجه است و برای حل این عقب‌افتادگی به عزم ملی نیاز داریم و بر همین اساس هم از مسئولان و سازمان‌های مردم نهاد می‌خواهد که به این موضوع توجه کنند و مشکلات حوزه سلامت روان را به رسمیت بشناسند.

    گفت‌وگوی تفصیلی با دکتر امیرحسین جعفری – رییس بیمارستان روزبه، درباره خدمات تخصصی و پیشرفته در حوزه اعصاب و روانپزشکی و همچنین چالش‌ها و مشکلات این حوزه را در پی می‌خوانید:

    بیمارستانی با بیش از ۸۰ سال خدمت در حوزه سلامت روان

    دکتر امیرحسین جعفری_رئیس بیمارستان روزبه، با بیان اینکه «بیمارستان روزبه» بیشتر از ۸۰ سال قدمت دارد، اظهار کرد: قدمت بیمارستان روزبه تا حدودی با آغاز ارائه خدمات نوین روان‌پزشکی در کشور مصادف است. پیش از ارائه خدمات نوین روان‌پزشکی، صرفا خدماتی از نوع نگهداری از بیماران مبتلا به اختلالات روان ارائه می‌شد. به عبارت دیگر، مراکزی برای نگهداری از بیماران مبتلا به اختلالات روان در کشور به ویژه در اواخر دوره قاجار ایجاد شد. جامعه در آن بازه زمانی بر این باور بود، بهتر است بیماران مبتلا به اختلالات روان از جامعه جدا شوند.

    تغییر رویکرد مواجهه با بیماران روان‌پزشکی در گذر زمان

    طردشدگی بیماران روان‌پزشکی در جامعه

    این روان‌پزشک با بیان اینکه بیماران راون‌پزشکی از جامعه طردشده بودند، گفت: دیدگاه‌ها به بیماران روان‌پزشکی سبب طردشدگی این بیماران از جامعه شده بود. نه تنها دیدگاه‌ها نسبت به بیماران روان‌پزشکی سبب جدا افتادن این گروه بیماران از جامعه می‌شد، بلکه این افراد به صورت فیزیکی نیز از جامعه جدا شده بودند.

    پایه‌گذاری روان‌پزشکی نوین در ایران طی دهه‌های ۲۰ و ۳۰

    وی درباره پایه‌گذاری روان‌پزشکی نوین در ایران توضیح داد: اساتید گرانقدری مانند مرحوم دکتر غلامرضا میرسپاسی و مرحوم دکتر حسین رضاعی، روان‌پزشکی نوین را در دهه‌های ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ در ایران پایه‌گذاری کردند. پس از شکل‌گیری خدمات نوین روان‌پزشکی در کشور، رویکرد مواجهه با بیماران روان‌پزشکی تغییر کرده و درمان این گروه بیماران در کانون توجه قرار گرفت. با تلاش‌های مستمر جامعه روانپزشکی، پیشرفت‌های خوبی طی حیات ۸۰ساله خدمات نوین روان‌پزشکی در کشور به دست آمده است.

    تاسیس نخستین بخش مراقبت از بیماران روان‌پزشکی در بیمارستان سینا

    این روان‌پزشک درباره ایجاد نخستین مرکز درمانی روان‌پزشکی در ایران گفت: پیش از تاسیس بیمارستان روزبه، بخش مراقبت از بیماران روان‌پزشکی در بیمارستان سینا ایجاد شد و همچنین یک بخش نگهداری از این گروه از بیماران برای مدت کوتاهی در بیمارستان امام خمینی (ره) ایجاد شد. بخش نگهداری از بیماران روان‌پزشکی روزبه در دهه ۱۳۳۰ تاسیس شد و در گذر زمان به تدریج توسعه یافته است.

    ۱۵۰ تا ۲۰۰ مراجعه روزانه به بیمارستان روزبه

    جعفری ادامه داد: در حال حاضر، بیمارستان روزبه حدود ۲۲۰ تخت ظرفیت دارد و خدمات تخصصی، فوق‌تخصصی و سرپایی متنوعی را ارائه می‌دهد. بیمارستان روزبه به واسطه قدمت بیش از ۸۰ساله خود در بسیاری از حیطه‌های درمان روانپزشکی پیشتاز است.

    وی با بیان اینکه عمده مراجعه‌کنندگان به این مرکز درمانی خدمات سرپایی دریافت می‌کنند، توضیح داد: حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ به صورت روزانه از خدمات بیمارستان روان‌پزشکی روزبه بهره می‌گیرند. همچنین شدت علائم روان‌پزشکی برخی مراجعه‌کنندگان به بیمارستان روان‌پزشکی روزبه به نحوی است که در این مرکز درمانی بستری می‌شود.

    شایع‌ترین بیماری‌های روان‌پزشکی در میان ایرانیان

    مشاوره؛ بخش کوچکی از خدمات روان‌درمانی

    جعفری با بیان اینکه خدمات «دارو درمانی» و «روان‌درمانی» به بیماران ارائه می‌شود، تصریح کرد: منظور از روان‌درمانی، درمان‌هایی است که مبتنی بر دارو نیستند و درمان بیماران با انواع مختلف روش‌های روان‌درمانی انجام می‌شود. روان‌درمانی در جامعه به اصطلاح «مشاوره» شناخته می‌شود ولی این در حالی است که مشاوره بخش کوچکی از خدمات روان‌درمانی را تشکیل می‌دهد و بخش متراکم‌تر برای خدمات متنوع روان‌درمانی است.

    بار سنگین برخی بیماری‌های روان‌پزشکی بر جامعه و خانواده‌ها

    وی با بیان اینکه برخی بیماری‌های روان‌پزشکی شیوع کمتری دارند، اظهار کرد: اگرچه شیوع برخی بیماری‌های روان‌پزشکی در جامعه نسبت به بیماری‌های شایع روان‌پزشکی مانند «افسردگی» کمتر است، اما بار بیشتری بر خانواده‌ها و جامعه تحمیل می‌کنند؛ به طور مثال، «دمانس» و «آلزایمر» در سنین بالاتر اتفاق می‌افتند. متخصصان مغز و اعصاب، خدمات مربوط به این گروه از بیماران را ارائه می‌دهند.

    جعفری گفت: همچنین ارائه خدمات به بیماران مبتلا به «اختلالات جنسی» و «اعتیاد» از دیگر خدمات بیمارستان روزبه است. همچنین بخش‌های بستری متنوعی در بخش بستری وجود دارد و بیمارستان روزبه، یکی از مراکز درمانی است که خدمات روان‌پزشکی به کودکان و نوجوانان ارائه می‌دهد. ارائه خدمات به بیماران «ننوروسایکیاتری» (روان‌پزشکی عصبی) از دیگر خدمات این مرکز درمانی است. همچنین اولین اورژانس روان‌پزشکی در بیمارستان روزبه راه اندازی شده است. ارائه خدمات به سالمندان به صورت سرپایی و بستری از دیگر خدمات این بیمارستان است. خدمات پس از ترخیص بیماران نیز از دیگر خدماتی است که در این مرکز درمانی ارائه می‌شود.

    افسردگی؛ شایع‌ترین بیماری روان‌پزشکی در میان ایرانیان

    رئیس بیمارستان روزبه درباره پیمایش‌های انجام شده در حوزه اختلالات روان در کشور گفت: چند پیمایش ملی در ارتباط با سلامت روان جامعه طی سال‌های گذشته در کشور انجام شده و نتایج این پیمایش‌ها تقریبا یافته‌های مشابهی را نشان داده است. نتایج این پیمایش‌ها بیانگر این است که شیوع بیماری‌های روان‌پزشکی در سطح کشور حدود ۲۱ تا ۲۶ درصد است و بیماری افسردگی شایع‌ترین بیماری روان‌پزشکی در میان ایرانیان به حساب می‌آید.

    وی با بیان اینکه افسردگی شایع‌ترین بیماری روان‌پزشکی در سطح جهان است، اظهار کرد: پس از افسردگی، بیماری‌های «اضطراب»، «وسواس»، «اختلالات جنسی» و «سایکوز» (روان‌پریشی) در درجات بعدی شایع‌ترین بیماری‌های روان‌پزشکی قرار دارند.

    ابتلای بیشتر زنان به افسردگی نسبت به مردان

    انگ‌زدن؛ چالشی جهانی برای بیماری‌های روان‌پزشکی

    رئیس بیمارستان روزبه با بیان اینکه انگ‌زدن (استیگما) به بیماران روان‌پزشکی یک مشکل جهانی است، گفت: مشکل انگ‌زدن به بیماران روان‌پزشکی فقط به جامعه ایران محدود نمی‌شود و در تمام دنیا وجود دارد. انگ‌زنی و برچسب منفی چسباندن به بیماری‌های روان‌پزشکی سبب می‌شود که بیماران برای مراقبت و درمان بیماری خود اقدام نکنند.

    ما در بیمارستان روزبه با موارد متعددی به صورت روزانه مواجه می‌شویم که فرد با یک بیماری روان‌پزشکی سال‌ها دست‌وپنجه نرم کرده ولی برای درمان بیماری خود اقدام نکرده است. مراجعه نکردن برای درمان بیماری را نه در گذشته دور و نه در یک شهر دورافتاده بلکه در شهر تهران و برای سال‌های جاری است و به سال‌های دور مربوط نمی‌شود. بازهم تاکید می‌کنم، اقدام نکردن برای درمان بیماری در انگ‌زدن به بیماری‌های روان‌پزشکی ریشه دارد.

    عدم پیگیری درمان و بروز آثار فراوان

    او با بیان اینکه اقدام نکردن برای درمان بیماری‌های روان‌پزشکی با آثار فراوانی همراه است، تصریح کرد: اقدام نکردن برای درمان بیماری روان‌پزشکی در وهله نخست فرد را متاثر می‌کند و عملکرد تحصیلی، شغلی و ارتباطی وی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. همچنین در وهله دوم خانواده و جامعه پیرامونی فرد را تحت تاثیر می‌گذارد و در مرحله آخر نیز نظام سلامت کشور را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. به طور قطع، هنگامی که یک بیماری پیچیده و مزمن می‌شود، درمان سخت‌تری دارد و بار بیشتری بر نظام سلامت تحمیل می‌کند.

    نقش مسائل فرهنگی در درمان بیماری‌های روان‌پزشکی

    وی با بیان اینکه مسائل فرهنگی در درمان بیماری‌های روان‌پزشکی بسیار نقش دارند، گفت: جنبه‌های فرهنگی مرتبط با بیماری‌های روان‌پزشکی سبب مراجعه دیگرهنگام بیماران برای دریافت خدمات درمانی می‌شود. به طور مثال، برچسب‌زنی‌ها یکی از مسائلی است که بیماران روان‌پزشکی با آن مواجه هستند و آن را احساس می‌کنند.

    سندرمی به نام افسردگی

    وی با بیان اینکه افسردگی یک سندرم است، توضیح داد: افسردگی با «غم و اندوه» و «سوگ» متفاوت است. تمام انسان‌ها، غم و اندوه را طی حیات خود تجربه می‌کنند و اگر این چنین شرایطی را تجربه نکنند، غیرطبیعی است. سوگ، انتظار نرمالی است که افراد به هنگام از دست دادن یکی از عزیزان خود تجربه می‌کنند و با «اشکال در سازگاری» تفاوت دارد. افسردگی، یک سندرم و مجموعه‌ای از علائم است و بر روحیه، خواب، اشتها، انگیزه و حیطه‌های مختلف روان افراد اثر می‌گذارد. سندرم افسردگی، یک بیماری است و مانند سایر بیماری‌ها قابلیت تشخیص دارد. خوشبختانه، درمان افسردگی در اغلب موارد سخت نیست.

    مواجهه متفاوت مردم با بیماری‌های روان‌پزشکی

    وی ادامه داد: به طور مثال، خانواده فرد مبتلا به افسردگی به او می‌گویند که او باید خودش به خودش کمک کند و کاری از دست دیگران ساخته نیست. همچنین برخی بر این باور هستند که روان‌پزشک نمی‌تواند به بیمار کمک کند و دارو‌ها نیز با عوارض بسیاری همراه است. تمام این موارد، گزاره‌های غلطی هستند که در جامعه مطرح می‌شوند. متاسفانه، چنین گزاره‌های نادرستی همواره در جامعه به صورت سینه به سینه منتشر و مطرح می‌شود. همچنین این احتمال وجود دارد که بیماران مبتلا به بیماری‌های روان‌پزشکی با اعلام بیماری خود به دیگران، طردشدگی از سوی اطرافیان خود را تجربه کنند. گزاره‌های غلط در ارتباط با بیماری‌های روان‌پزشکی جزو واقعیت‌های جامعه است و مسائل فرهنگی در آن بسیار نقش دارد.

    جعفری در ارتباط با مسائل فرهنگی در درمان بیماری‌های روان‌پزشکی گفت: بازهم تاکید می‌کنم جنبه فرهنگی در مراجعه بیماران برای درمان بیماری‌ها، پیش‌آگهی و روند بهبودی بیماران تاثیر دارد. مسائل فرهنگی در ارتباط با بیماری‌های روان‌پزشکی ریشه فرهنگی دارد و ردپای مسائل فرهنگی را می‌توان در چگونگی خطاب‌شدن بیماران روان‌پزشکی در سطح جامعه مشاهده کرد.

    جای خالی آموزش بیماری‌های روان‌پزشکی در جامعه

    رئیس بیمارستان روان‌پزشکی روزبه با بیان اینکه آموزش لازم در ارتباط با بیماری‌های روان‌پزشکی به جامعه داده نشده، گفت: رسانه‌ها می‌توانند نقش اساسی در آموزش مسائل مرتبط با بیماری‌های روان‌پزشکی داشته باشند. متاسفانه، جامعه بر این باور است افرادی که به بیماری‌های روان‌پزشکی مبتلا می‌شوند تا پایان عمر گرفتار بیماری‌هایی از این دست می‌شوند و این بیماری‌ها همراه همیشگی مبتلایان است. جامعه بر این باور است که مبتلایان به بیماری‌های روان‌پزشکی می‌بایست طرد شوند؛ یعنی اینکه فرد امکان اشتغال یا تشکیل خانواده ندارند که البته تصور بسیار اشتباهی است.

    باور‌های غلط درباره دارو‌های روان‌پزشکی

    وی با بیان اینکه دیدگاه‌های اشتباه فقط به مبتلایان بیماری‌های روان‌پزشکی محدود نمی‌شود، گفت: جامعه همچنین بر این باور است که دارو‌های روان‌پزشکی اعتیادآور هستند و سبب وابستگی می‌شوند. درحالیکه اغلب دارو‌های راون‌پزشکی سبب وابستگی نمی‌شوند و درصد بسیار کمی از دارو‌های روان‌پزشکی یعنی آن دسته از دارو‌هایی که با عنوان «آرام‌بخش» شناخته می‌شوند، ممکن است سبب ایجاد وابستگی شوند. دارو‌های «ضد اضطراب»، «ضد افسردگی»، «تنظیم‌کننده خلق» و بسیاری از دارو‌های روان‌پزشکی سبب عارضه وابستگی نمی‌شوند. بازهم تاکید می‌کنم، اعتیادآور بودن دارو‌های روان‌پزشکی، تصوری اشتباه است.

    بیماری‌های روان‌پزشکی مسری نیستند

    این روان‌پزشک درباره باور‌ها و دیدگاه‌های غلط درباره افسردگی خاطرنشان کرد: برخی بر این باور هستند که افسردگی یک بیماری مسری و واگیردار است و هرگونه تعامل با فرد مبتلا به افسردگی سبب ابتلا به این بیماری می‌شود. متاسفانه، تصور و دیدگاه‌های غلط در ارتباط با بیماری‌های روان‌پزشکی سبب می‌شود که افراد مبتلا به بیماری‌های روان‌پزشکی برای درمان خود اقدام نکنند و تبعات اجتماعی ناشی از این موضوع برای خانواده‌ها و جامعه ایجاد شود.

    نقش عوامل اجتماعی در پدیده خودکشی

    جعفری در بخش دیگری از صحبت‌هایش به موضوع خودکشی اشاره کرد و با بیان اینکه «بیماری‌های روان‌پزشکی» و «وضعیت سلامت روان جامعه» مولفه‌هایی موثر در شیوع خودکشی هستند، گفت: علاوه بر سلامت روان جامعه، عوامل اجتماعی نیز در شیوع خودکشی نقش دارند. رابطه‌ای دوطرفه میان خودکشی و رسانه وجود دارد؛ اگر رسانه‌ها مواجهه درست و اصولی با موضوع خودکشی داشته باشند، می‌توانند سبب آگاهی‌بخشی و آموزش در ارتباط با خودکشی شوند و به کاهش میزان بیماری‌های روان و پیامد‌های ناشی از آن مانند خودکشی کمک کنند.

    چالش‌های سلامت روان در ایران؛ از شیوع ۲۶ درصدی تا انگ اجتماعی این بیماری‌ها

    رئیس بیمارستان روزبه ادامه داد: اگر مواجهه رسانه‌ها با بیماری‌های روان‌پزشکی، درست و اصولی نباشد، می‌تواند سبب افزایش خشونت و خودکشی شود. متاسفانه، با چالش مواجهه رسانه‌های غیررسمی، شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها با موضوع خودکشی رو‌به‌رو هستیم؛ به نحوی که انتشار یک پیام نادرست در این شبکه‌های اجتماعی می‌تواند سبب افزایش میزان خودکشی در جامعه شود.

    وی افزود: مطالعات متعددی در سطح دنیا درباره مواجهه نادرست رسانه‌ها با خودکشی و تاثیر این مولفه بر افزایش خودکشی در سطح دنیا انجام شده و نتایج این پژوهش‌ها بیانگر این است که نگرش غلط رسانه‌ها چه رسمی و شبکه‌های اجتماعی بر بروز خودکشی در سطح جامعه اثر می‌گذارد.

    آگاهی از بروز خودکشی به معنی شیوع سونامی‌وار آن نیست

    رئیس بیمارستان روان‌پزشکی روزبه توضیح داد: بهبود و افزایش سطح دسترسی به رسانه‌ها سبب شده که مواجهه جامعه با موضوع خوددکشی نسبت به گذشته افزایش یابد. متاسفانه، همیشه میزانی از سطح خودکشی در جامعه داشته‌ایم اماکمتر از آن مطلع می‌شدیم، اما امروزه به واسطه حضور رسانه‌ها از این موضوع مطلع می‌شویم. آگاهی از بروز خودکشی در جامعه به این معنا نیست که با شیوع سونامی‌وار خودکشی مواجه هستیم. متاسفانه خودکشی در سطح کشور یک شیب ملایم دارد، اما بازهم تاکید می‌کنم که با سونامی و شیب شدید این مولفه اجتماعی مواجه نیستیم، اما باید در کانون توجه قرار گیرد.

    او با بیان اینکه آمار و ارقام خودکشی در کشور از میانگین جهانی کمتر است، تصریح کرد: سازمان پزشکی قانونی، مرجع رسمی اعلام آمار و ارقام خودکشی در کشور است و براساس اطلاعات منتشر شده این سازمان، میزان خودکشی منجر به فوت در ایران حدود ۷ در صدهزار است و این در حالی است که میانگین جهانی حدود ۱۳ تا ۱۵ در ۱۰۰هزار است. عوامل فرهنگی، اجتماعی و مذهبی سبب شده که میزان خودکشی در ایران از میانگین جهانی کمتر باشد.

    نقش مهم آموزش در کاهش میزان خودکشی

    مشکلات سلامت روان در ۹۰ درصد افرادی که به خودکشی فکر می‌کنند

    وی درباره مراجعه‌کنندگان به اورژانس‌های روان‌پزشکی توضیح داد: افراد به دلایل متعددی به اورژانس‌های روان‌پزشکی مانند اورژانس روان‌پزشکی بیمارستان روزبه مراجعه می‌کنند و افرادی با افکار خودکشی یا سابقه آسیب به خود در میان مراجعه‌کنندگان حضور دارند. بررسی‌ها بیانگر این است ۹۰ درصد افرادی که اقدام به خودکشی می‌کنند، مشکلاتی در زمینه سلامت روان دارند ولی خوشبختانه، اغلب این مشکلات قابل درمان است. با توجه به اینکه اغلب مشکلات این افراد قابل درمان است، به اهتمام جدی فرد و خانواده‌ها نیاز دارد تا برای درمان اقدام کنند.

    خودکشی با انگ و برچسب منفی همراه است

    او با بیان اینکه خودکشی با انگ و برچسب منفی همراه است، گفت: افراد جامعه از به زبان آوردن کلمه «خودکشی» پرهیز می‌کنند. همچنین برخی از بیان اینکه یکی از افراد خانواده آنها خودکشی کرده خودداری می‌کنند و برخی از اینکه افکار خوددکشی دارند، خودداری می‌کنند. واقعیت‌های جامعه این چنین است و جنبه‌های فرهنگی مرتبط با آن باید حل شود.

    رئیس بیمارستان روزبه با بیان اینکه افکار مردم جامعه باید اصلاح شود، گفت: مردم تصور می‌کنند هنگامی که یک فرد از خودکشی سخن می‌گوید، فقط به دنبال جلب توجه است که یک دیدگاه غلط به حساب می‌آید. افرادی که از خودکشی سخن می‌گویند، احساس درد روانی دارند و به این افراد می‌بایست توجه کرد. این افراد می‌بایست در کانون توجه قرار گیرند تا تالم و درد آنها کاهش یابد.

    وی ادامه داد: همچنین این تصور وجود دارد افرادی که به خودکشی فکر می‌کنند، به طور قطع به زودی دست به چنین کاری می‌زنند و پیشگیری از وقوع آن امکانپذیر نیست که تصوری غلط است. افرادی که اقدام به خودکشی می‌کنند، یک عامل زمینه‌ای منجر به عمل آنها شده است که در اکثر مواقع این اقدام در یک بیماری روان‌پزشکی ریشه دارد. اگر علت اقدام به خودکشی یک فرد تشخیص داده و درمان شود، از اقدام‌های احتمالی آینده همان فرد به شدت جلوگیری می‌کند. اگر خانواده‌ها و جامعه از چگونگی مواجهه با افرادی که اقدام به خودکشی کرده‌اند آگاهی داشته باشند، در اقدام به خودکشی افراد بسیار اثرگذار خواهند بود.

    وضعیت دسترسی به دارو‌های روان‌پزشکی

    بیماری‌های روان‌پزشکی، بیماری‌های مزمن هستند

    این روان‌پزشک گفت: بیماری‌های روان‌پزشکی، بیماری‌های مزمن هستند و در طولانی‌مدت بر افراد اثر می‌گذارند و متوقف‌شدن روند عرضه دارو می‌تواند با مشکلات فراوانی همراه باشد. با توجه به اهمیت مصرف دارو برای بیماران روان‌پزشکی می‌بایست به این موضوع اشاره کرد که تامین دارو‌های روان‌پزشکی به صورت منظم و دقیق می‌بایست به یک اولویت برای حوزه بهداشت و درمان تبدیل شود. بازهم تاکید می‌کنم که تامین داروی با کیفیت و رصد نیاز‌های این حوزه می‌بایست یک اولویت باشد.

    هزینه‌های بالای خدمات روان‌پزشکی؛ موضوعی مهم و قدیمی

    رئیس بیمارستان روان‌پزشکی روزبه درباره هزینه‌های بالای خدمات روان‌پزشکی در کشور توضیح داد: هزینه‌های بالای خدمات روان‌پزشکی یک موضوع مهم و قدیمی است. بر این باورم که سلامت روان و کیفیت زندگی افراد جزو اولویت‌های نظام سلامت نیست و به همین دلیل، هزینه‌های خدمات روان‌پزشکی در کشور گران است. مساله سلامت روان جزو اولویت‌های وزارت بهداشت و سازمان‌های بیمه‌گر نیست. هنگامی که از سلامت روان سخن می‌گوییم، کیفیت و رضایت زندگی نیز باید در کانون توجه قرار گیرد، اما این مولفه‌ها در اولویت قرار ندارند.

    وی ادامه داد: امید به زندگی، افزایش عمر، بیماری‌های قلبی و عروقی، بیماری‌هایی که سبب تحمیل بار به سیستم بهداشتی و درمانی می‌شوند جزو اولویت‌ها هستند. توجه به بیماری‌هایی که بار سنگینی به نظام سلامت وارد می‌کنند، قابل تقدیر است و خوشبختانه دستاورد‌های خوبی در این زمینه حاصل شده است.

    بیماری‌های روان‌پزشکی جزو ۳ دسته بیماری‌هایی پرهزینه

    این روان‌پزشک با بیان اینکه بیماری‌های روان‌پزشکی جزو ۳ دسته بیماری‌هایی هستند که بیشترین بار را به جامعه تحمیل می‌کنند، افزود: در گذشته، بار ناشی از بیماری‌های روان‌پزشکی زیاد نبود، اما بار ناشی از بیماری‌های روان‌پزشکی طی سال‌های اخیر نه تنها در ایران بلکه در سطح جهانی افزایش یافته است.

    این روان‌پزشک گفت: بازهم تاکید می‌کنم که بیماری‌های روان‌پزشکی جزو ۳ دسته بیماری‌های با بار بسیار زیاد هستند و در ارتباط با این موضوع، پرسش «آیا میزان توجه نظام سلامت به بیماری‌های روان‌پزشکی به میزان بار تحمیلی این بیماری‌ها است؟» را مطرح می‌کنم. آیا میزان دسترسی به خدمات روان مناسب است؟ به طور قطع، میزان دسترسی به خدامت سلامت روان مناسب نیست و می‌بایست افزایش یابد. توجه و سرمایه‌گذاری به حوزه سلامت روان ضروری است.

    اشغال ۹۰ درصدی تخت‌های بیمارستان روزبه

    کمبود تخت‌های روان‌پزشکی در کشور

    وی ادامه داد: با کمبود شدید تخت‌های روان‌پزشکی به خصوص در شهر تهران دست‌وپنجه نرم می‌کنیم. البته کمبود تخت روان‌پزشکی فقط به شهر تهران محدود نمی‌شود و در تمام کشور وجود دارد. همچنین خدمات سرپایی روان‌پزشکی نیز شرایط مطلوبی ندارد.

    این روان‌پزشک با بیان اینکه خدمات «مراکز سراج» قابل تقدیر است، گفت: مراکز خدمات سلامت روانی_اجتماعی (سراج) در وزارت بهداشت ارائه می‌شود و دسترسی به خدمات سلامت روان را در شبکه بهداشتی و درمانی ارتقا داده، اما با نقطه مطلوب بسیار فاصله دارد. شرایط کنونی دسترسی به خدمات سلامت روان به اهتمام ویژه سیاستگذاران حوزه سلامت نیاز دارد تا به این حوزه به طور ویژه توجه کنند.

    ضرورت اجرای برخی سیاست‌های درمانی مدیکال در حوزه روان‌پزشکی

    رئیس بیمارستان روزبه گفت: وزارت بهداشت در حوزه کنترل و کاهش بیماری‌های جسمی مانند بیماری‌های قلبی_عروقی به دستاورد‌های خوبی نائل آمده و این الگو می‌بایست برای بیماری‌های روان‌پزشکی اجرا شود. بسیاری از بیماری‌ها، قابل پیشگیری هستند و با استفاده از این مولفه می‌توان عمر مفید افراد را افزایش داد.

    وی ادامه داد: بازهم تاکید می‌کنم و درخواست خود را برای بار دیگر مطرح می‌کنم که سیاستگذاران، سازمان‌های مردم نهاد و مردم به مولفه‌های رضایت و ارتقاء کیفیت زندگی توجه کنند تا وضعیت مطلوبی برای جامعه رقم زنند.

    تمایل کم‌تر خیرین برای کمک به حوزه روان

    رئیس بیمارستان روزبه با بیان اینکه مسائل فرهنگی مهم‌تری چالش برای درمان بیماری‌های روان‌پزشکی است، گفت: بیمارستان‌های روان‌پزشکی با مسائل و مشکلات فراوانی مانند مشکلات مالی مواجه هستند و خیرین تمایل کمتری برای کمک در حوزه مسائل روان‌پزشکی دارند. پرسنل ارائه‌دهنده روان‌پزشکی با افرادی مواجه می‌شوند که حدود ۱۰ سال با یک بیماری روان‌پزشکی دست و پنجه نرم کرده‌اند، اما اقدامی برای درمان بیماری خود نکرده‌اند. اگر این افراد طی روز‌های نخست بیماری خود برای درمان اقدام می‌کرد درمان با سهولت بیشتری امکانپذیر بود، اما فرایند درمان با گذر زمان سخت می‌شود و مراجعه نکردن در مسائل فرهنگی ریشه دارد.

    تمام افراد به سلامت روان خود توجه کنند

    وی با بیان اینکه سلامت روان یک مقوله مهم است و در اغلب مواقع به دست فراموشی سپرده می‌شود، تصریح کرد: تمام افراد جامعه برای اینکه حال خود و اطرافیان آنها خوب باشد، می‌بایست به سلامت روان خود توجه کنند. همانطور که سلامت جسم خود توجه می‌کنیم به سلامت روان نیز توجه کنیم. درد‌های فیزیکی و جسمی به راحتی احساس می‌شود، اما درد‌های روانی این چنین نیستند. اگر احساس می‌کنیم بنا به هر دلیلی حال خوبی نداریم به این موضوع بیاندیشیم برای اینکه حال، انگیزه، افکار و هیجان بهتری داشته باشیم از یک روان‌شناس و روان‌پزشک کمک بگیریم تا روابط فردی و اجتماعی خوبی داشته باشیم.

    جعفری در پایان گفت: حوزه سلامت روان با عقب‌افتادگی بسیاری مواجه است و برای حل این عقب‌افتادگی به عزم ملی نیاز داریم. من از تمام مسئولان و سازمان‌های مردم نهاد درخواست می‌کنم به این موضوع توجه کنند و مشکلات حوزه سلامت روان را به رسمیت بشناسند.

  • 90 درصد تهراني‌ها افسرده هستند

    90 درصد تهراني‌ها افسرده هستند

    به گزارش اقتصادران، بر اساس آخرين گزارش منتشر شده از سوي مركز رصد مهاجرت از ميان 5 گروه مورد بررسي شامل اساتيد و نخبگان، دانشجويان، پزشكان و پرستاران و استارت‌آپ‌ها جملگي اصلي‌ترين دليل براي عدم مهاجرت را ميل و علاقه به پيشرفت كشور و ساختن آن دانسته‌اند.  اين امر كليدواژه‌اي است كه بايد سياستگذاران و تصميم‌سازان را به وجد آورد. اما به دليل بي‌توجهي به اين عامل كه مهم‌ترين عنصر براي بهبود شرايط كشور است شاهد افزايش مهاجرت‌ها هستيم. و كشور در معرض خطر جدي ناشي از مهاجرت كارشناسان و متخصصان است. نيروهايي كه كشور براي بالندگي و رشد آنها هزينه بسيار كرده به دليل بي‌توجهي به نيازها و انتظارات آنها در پي آينده دست به مهاجرت مي‌زنند.  آنها نه از براي درآمد بالا كه شايد باشد.

    نه از براي موقعيت كاري بهتر كه شايد باشد آنها از درد بي‌آيندگي و نامشخص بودن وضعيت خود و عزيزان‌شان دست به مهاجرت مي‌زنند و رنج دوري از وطن و علايق خود را به تن مي‌خرند. آن‌گونه كه رييس مركز بررسي‌هاي استراتژيك با اشاره به اينكه ريشه مهاجرت بي‌آيندگي است تصويري متفاوت را از مهاجرت نخبگان و افراد عادي ارايه كرد. تصويري كه اگر در كنار نتايج بررسي‌هاي مركز مطالعات شهري تهران قرار بگيرد، نشان از مساله‌اي ريشه‌اي در نياز و انتظار شهروندان كشور براي آينده است. بر اساس نظرسنجي مركز مطالعات شهر تهران بيش از 90 درصد تهراني‌ها افسرده هستند.

    به عبارت ديگر بر اساس اين مطالعه ۹۹.۷‌درصد تهراني‌ها «سرزنده» نيستند. پيش‌تر نيز مركز پژوهش‌هاي مجلس با انجام مطالعه‌اي با موضوع مشابه درباره وضعيت «كيفيت زندگي» در تهران اعلام كرد وضعيت شاخص «فشار محيط زيستي» در تهران عدد ميانگين ۳۲۳ است كه به معناي «اوج بحران عدم ‌دسترسي به محيط زيست و خدمات شهري مناسب» است. در آن گزارش اعلام شده بود كه اگر اين شاخص در سطح ۱۰۰ باشد «مطلوب» است؛ اما عدد بالاي ۳۰۰ به معناي «فشار زياد» و رضايت‌بخش نبودن وضعيت سكونت است.  گزارش جديد مركز مطالعات و برنامه‌ريزي شهر تهران نشان‌دهنده آن است كه در سال ۱۴۰۱ براي دومين سال متوالي، كيفيت زندگي در شهر تهران، نمره مردودي دريافت كرده است.

    اين همه نشان از مساله‌اي جدي براي كشور دارد كه بي‌توجهي به آن آينده را با دشواري روبه‌رو خواهد كرد. بررسي ميزان مهاجرت‌ها و تخصص آنها مويد آن است كه به‌رغم تلاش براي افزايش ظرفيت دانشگاه‌ها در جهت تامين نيروي متخصص، مساله نيروي كارشناس همچنان براي آينده كشور در معرض كمبود است.

    اين مهم به اين معناست كه مسوولان و برنامه‌ريزان مساله را درك نكردند. به عبارت ديگر، افزايش ظرفيت دانشگاه‌ها يعني مساله را جدي نگرفتن، يعني بي‌توجهي، يعني باور نكردن نياز شهروندان، يعني پنهان ساختن مساله كشور و…
    از اين رو به نظر مي‌رسد با دو رويكرد به اين مساله بايد توجه كرد؛ تصوير آينده نامعلوم براي شهروندان(4) به همراه سرزنده نبودن شهروندان؛ اتفاقي نگران‌كننده است كه نشانه‌هاي آن در اين آمارها و پژوهش‌ها قابل پيگيري است.

    بي‌توجهي به كيفيت زندگي و نامشخص بودن آينده دو عنصر اصلي در رونق و سرزندگي شهروندان است. و عوامل اجتماعي و اقتصادي در كنار عوامل محيطي و فيزيكي فرآيند مهاجرت را تسريع و دغدغه براي آينده را افزايش مي‌دهد.

    در واقع، شهروند حس تعلق خود را در بستر آينده قابل پيش‌بيني در كنار وضعيت رو به جلو تعريف مي‌كند و يقينا حس سرزندگي و ميل به تداوم اقامت در محل زندگي برايش جدي‌تر و با اهميت‌تر است. كم توجهي به هويت فردي و جمعي در كنار مسائل متعدد فيزيكي و اجتماعي و تعاملي در شهر در بستر اقتصاد غيرقابل پيش‌بيني تصويري نامتعين از آينده را براي همه اقشار اعم از نخبه و عادي ايجاد كرده است.

    بي‌توجهي به اين مهم امري قابل تامل است. سال گذشته بعد از مصاحبه مسوول رصد مهاجرت با رسانه‌ها موجي از نگراني برپا شد، اما اتفاق خاصي صورت نگرفت.مگر آنكه سعي در تعطيلي مركز رصد مهاجرت پيش آمد و پس از آن صورت مساله پاك شد.

    اتصال سرزندگي شهري و شهروندان و ميل به مهاجرت امري غيرعادي نيست. شهروندي كه احساس نااميدي و افسردگي مي‌كند دليلي براي تقويت حس تعلق خود ندارد و حس تعلقش امري غيرضرور است. او در پي هويت خودش است، هويتي كه شناخته شود و به رسميت در آيد. وقتي برخي تريبون‌هاي رسمي و غيررسمي توصيه به رفتن و مهاجرت مي‌كنند حس تعلق شهروندان در بستري از ناامني قرار مي‌گيرد و آنگاه آن ميل براي ساختن كه اصلي‌ترين عامل براي عدم مهاجرت است در هاله‌اي از ابهام قرار مي‌گيرد.

    در شهري كه صداهاي بلند تخلفات ساختماني و بي‌توجهي به نيازهاي مردم جدي و جدي‌تر مي‌شود، طبيعي است كه حس تعلق فرد در آن كمرنگ باشد. در شهري كه بيشتر روزها آلودگي هوا استشمام مي‌شود و هيچ كس مسووليت آن را بر عهده نمي‌گيرد حس تعلق و پويايي و ميل به آينده معناي خاصي ندارد. بي‌آيندگي و نبود سرزندگي براي شهروندان كه قابل تعميم به برخي شهرهاي ديگر نيز هست، اميد را با چالش روبه‌رو مي‌كند.

    سياستگذاران و تصميم‌گيران بدون توجه به عنصر سرزندگي شهروندان رويكردهايي را اتخاذ مي‌كنند كه نه تنها در تقويت حس اميد و رونق فرصتي را ايجاد نمي‌كند،بلكه بستر اميدبخشي و اميدافزايي را با چالش همراه مي‌كند. در واقع روزمرگي و روزمداري عاملي جدي براي جدايي شهروند از محيط پيرامونش است كه در نهايت فرآيندي براي تغيير را طلب مي‌كند كه بخش بزرگي از آن در مهاجرت تعريف مي‌شود. از اين رو لازم است با نگاهي دقيق‌تر و جدي‌تر مساله آينده شهروندان و ايجاد شرايط مساعد براي زيستن آنها تبيين شود.

    محيط‌هاي شهري سرزنده، زمينه‌ساز تعاملات اجتماعي بين افراد متفاوت و خلق فرصت‌هاي تازه و افزايش سرمايه اجتماعي است .اگر شهر را مانند يك موجود زنده فرض كنيم كه براي ادامه زندگي به سرزندگي و نشاط نيازمند است، نقش فضاي شهري يا به عبارتي فضايي كه در آن تعاملات اجتماعي شهروندان شكل مي‌گيرد و فرهنگ جامعه در بستر آن ارتقا مي‌يابد، بسيار با اهميت است.پس بايد مساله نياز شهروندان و موضوع مهاجرت را در يك پيوستگي ارگانيكي تعريف كرد كه هر دو در آينده شهر، شهروندان و كشور آثار جدي دارد. شهرها مكان زندگي و فضاي ارتباطات انساني هستند، آنها بستري براي تعامل اجتماعي و سياسي و اقتصادي‌اند، شهرها فقط مكان نيستند، بلكه اتمسفري براي رشد و پويايي هستند. پديده مهاجرت و سرزنده نبودن شهروندان به معناي عنصري كانوني در از دست دادن متخصصان است و آن نداشتن برنامه براي آينده فردي و اجتماعي است كه جامعه بتواند براي آن خود را تعريف كند.

    نگاهي به حجم و كيفيت مهاجرت كه در پژوهش‌هاي مختلف به دست آمده نگراني از آينده را بيشتر مي‌كند، گروه كثيري از كادر درمان اعم از پزشك و پرستار، گروه بزرگي از فعالان حوزه فناوري، گروه بزرگي از متخصصان صنعت و جمع بزرگي از اهالي علوم انساني و… اين مهم فرصت‌هاي رشد و رونق را از كشور دور مي‌كند. به آنها توجه كنيم.