برچسب: افزایش دستمزد

  • همه چیز گران می‌شود به جز دستمزد!

    همه چیز گران می‌شود به جز دستمزد!

    به گزارش اقتصادران، آثار و تبعات اقتصادی اجرای سیاست آزادسازی نرخ ارز به‌سرعت در بازار کالا و معیشت خانوارها نمایان شده است؛ پیامدهایی که به گفته نمایندگان کارگری، در صورت نبودِ تصمیمات مکمل و هماهنگ به‌ویژه در حوزه دستمزد می‌تواند فشار تورمی مضاعفی را به جامعه تحمیل کند. در چنین شرایطی، چگونگی تعیین حداقل مزد و همچنین برنامه دولت برای مهار تورم در سال آینده، به یکی از محورهای اصلی و چالش‌برانگیز نشست‌های شورای عالی کار تبدیل شده است.

    در همین راستا، یکی از اعضای کارگری شورای عالی کار با تشریح پیامدهای آزادسازی نرخ ارز، بر لزوم پرهیز از تحمیل شوک‌های چندمرحله‌ای به معیشت خانوارها تأکید کرد.

    آیت اسدی، عضو کارگری شورای عالی کار، با اشاره به آثار اقتصادی آزادسازی نرخ ارز اظهار کرد: «آزادسازی نرخ ارز یکی از مهم‌ترین و در عین حال پرتبعات‌ترین تصمیمات اقتصادی سال‌های اخیر بود و طبیعی است که چنین تصمیمی، پیامدهای گسترده‌ای در اقتصاد و زندگی روزمره مردم به‌جا بگذارد. این سیاست به‌طور مستقیم به افزایش قیمت کالاها و اقلام مصرفی خانوارها منجر شد.»

    وی با انتقاد از نبود سیاست‌های جبرانی هم‌زمان افزود: «بهتر بود هم‌زمان با آزادسازی نرخ ارز، دستمزدها نیز آزاد می‌شد؛  دستمزد کارگران به‌صورت شناور تعیین می‌‌شد و دیگر منجمد باقی نمی‌ماند؛ به‌گونه‌ای که اگر مبنای محاسبه تورم، ماهانه یا حتی هفتگی بود، دستمزدها نیز متناسب با آن تعیین می‌شد. همچنین باید مکانیسمی برای تعدیل و ترمیم دستمزد در بازه‌های زمانی کوتاه، مانند آغاز هر فصل، تعریف شود.»

    این عضو کارگری شورای عالی کار با اشاره به نتایج برخی سیاست‌های حمایتی اخیر تصریح کرد: «حتی اجرای سیاست‌هایی مانند کالابرگ نیز، به‌دلیل افزایش تقاضا و نبودِ کنترل مؤثر بر بازار، در عمل به رشد قیمت برخی کالاها انجامید. اکنون هم تصمیم‌گیری درباره افزایش دستمزدها، بسیار دشوار است چرا که نقطه توقفی برای تورم متصور نیست.»

    اسدی با تأکید بر لزوم هماهنگی در تصمیمات اقتصادی گفت: «دولت باید همه این تصمیمات را به‌صورت هم‌زمان و در قالب یک بسته منسجم اتخاذ می‌کرد؛ آزادسازی نرخ ارز، اصلاح دستمزدها و اعمال سیاست‌های کنترلی بازار، اگر جدا از هم اجرا شوند، اثرگذاری لازم را نخواهد داشت.»

    وی با طرح مطالبه‌ای مشخص از دولت ادامه داد: «هنوز به‌طور شفاف اعلام نشده که مبنای دولت برای تعیین حداقل مزد چیست. مهم‌تر از آن، بارها از دولت خواسته‌ایم برنامه مشخص و اجرایی خود برای کنترل تورم در سال آینده را اعلام کند، اما تاکنون پاسخ روشنی نگرفته‌ایم.»

    این عضو شورای عالی کار تأکید کرد: «تا زمانی که برنامه‌ای جدی، قابل اجرا و ملموس برای مهار تورم ارائه نشود، هر میزان افزایش دستمزد هم که به تصویب برسد، بازهم در عمل اثر پایدار نخواهد داشت، چراکه تورم می‌تواند در مدت کوتاهی افزایش حقوق را بی‌اثر کند.»

    اسدی در پایان خاطرنشان کرد: «انتظار ما این است که دولت ابتدا برنامه شفاف خود برای کنترل تورم سال آینده را اعلام کند تا بر مبنای آن، امکان ارائه راهکارهای کارشناسی و مؤثر درباره میزان و شیوه افزایش دستمزد فراهم شود.»

  • معمای دستمزد و تورم / اقتصاد بیمار ایران ۲ بار افزایش مزد در سال را هم خنثی می‌کند!

    معمای دستمزد و تورم / اقتصاد بیمار ایران ۲ بار افزایش مزد در سال را هم خنثی می‌کند!

    به گزارش اقتصادران، صبح امروز در نشست علنی مجلس برای بررسی لایحه بودجه ۱۴۰۵ احمد فاطمی، نماینده بابل در مجلس شورای اسلامی اعلام کرد «مجلس می‌تواند حقوق‌ها را دو بار در سال متناسب با تورم افزایش دهد و انتقاد کرد که میزان فوق‌العاده خاص کمتر از انتظار است و بودجه همچنان جاری‌محور و انعطاف‌ناپذیر طراحی شده است.»

    افزایش دو مرحله‌ای دستمزد در سال طی روز‌های گذشته در مجلس چند بار مطرح شده است. محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس نیز در یکی از جدیدترین اظهار نظرهایش تاکید کرده «کجا نوشته که ما فقط یک بار در سال حقوق‌ها را افزایش بدهیم؟»

    محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، گفت: «تورم در برخی کشور‌های همسایه به ۶۵ درصد رسید ولی در طول سال حقوق کارمندان و کارگران را براساس تورم دو بار اضافه کردند؛ کجا نوشته که ما یک بار که اضافه کردیم دیگر تا پایان سال بعد دست نزنیم و تغییر ندهیم؟ می‌توانیم این کار را بکنیم و منابع آن هم می‌تواند همین ارزش افزوده باشد و می‌توانیم منابع را از پرمصرف‌ها در اختیار کسانی بگذاریم که قدرت خرید کم دارند. ماده ۱۲۵ می‌گوید باید به اندازۀ تورم حقوق را بالا ببریم. دوستان در دولت با این موافق هستند.»

    دولت موظف است که همواره دستمزد کارگران و کارمندان را مطابق با تورم بالا ببرد. سال‌ها است که افزایش حقوق‌ها با تورم نیمه دوم سال عملاً پیشخور و خنثی می‌شود و در نهایت چند بار افزایش دستمزد‌ها از جیب حقوق بگیران برداشت می‌شود. موضوعی که اقتصاددانان آن را نوعی «مالیات پنهان» می‌دانند. اگرچه پیشنهاد افزایش دستمزد‌ها برای جیب کارگران اهمیتی ویژه دارد، اما اگر بخواهیم این سیاست را به درستی پیش ببریم باید فکری اساسی برای چالش‌های آن صورت بگیرد؛ بنابراین افزایش دستمزد دو بار در سال با چالش‌هایی روبه‌رو است که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد:

    -در نظام بودجه‌ریزی ایران، هرگونه افزایش حقوق کارکنان دولت باید از قبل در قانون بودجه پیش‌بینی شود. از آنجا که بخش بزرگی از هزینه‌های دولت صرف پرداخت حقوق و مزایا می‌شود، افزایش دوباره حقوق در میانه سال بدون تعریف منابع مشخص، با ساختار فعلی بودجه‌نویسی همخوانی ندارد و نیازمند بازنگری در منابع و مصارف است.

    -اجرای پیشنهاد افزایش دوباره حقوق مستلزم ایجاد منابع درآمدی جدید و قابل اتکاست. کارشناسان معتقدند در شرایط کنونی اقتصاد، یافتن چنین منابعی دشوار است و بدون درآمد پایدار، افزایش هزینه‌های جاری دولت می‌تواند تعادل مالی بودجه را بر هم بزند.

    -اگر منابع واقعی برای تأمین هزینه افزایش حقوق وجود نداشته باشد، دولت ناچار به استفاده از روش‌هایی مانند استقراض یا افزایش پایه پولی خواهد شد. این روند معمولاً به تشدید کسری بودجه و در نهایت رشد تورم منجر می‌شود.

    -در صورت افزایش دوباره حقوق کارکنان، دولت برای جبران هزینه‌های جدید ممکن است به افزایش مالیات‌ها، از جمله مالیات بر ارزش افزوده، روی بیاورد. این اقدام می‌تواند به رشد قیمت کالا‌ها و خدمات منجر شود و در نهایت بخشی از افزایش حقوق را با کاهش دوباره قدرت خرید کارکنان خنثی کند.

    -از آنجا که افزایش حقوق در اقتصاد بیمار ایران خود یکی از عوامل تورم‌زا شده؛ در صورتی که افزایش حقوق از مسیر‌های تورم‌زا تأمین شود، رشد قیمت‌ها می‌تواند بخش مهمی از افزایش دریافتی کارکنان را بی‌اثر کند. در این حالت، قدرت خرید واقعی نه‌تنها افزایش نمی‌یابد بلکه ممکن است دوباره کاهش پیدا کند.

  • کارگران در محاق تورم / وقتی معیشت کارگران قربانی «توان پرداخت کارفرما» و «ملاحظات تورمی دولت» می شود

    کارگران در محاق تورم / وقتی معیشت کارگران قربانی «توان پرداخت کارفرما» و «ملاحظات تورمی دولت» می شود

    به گزارش اقتصادران، در اقتصاد ایران دو خط سیر موازی اما ناهمگون در جریان است؛ یکی خط صعودی و سرکش تورم که همچون موجی خروشان و به صورت مداوم سبد معیشت خانوارها را نشانه گرفته است و دیگری، خط کم‌شیب افزایش دستمزدها که با افزایش سالانه ناچیز، قادر به تعقیب این موج همیشگی نیست.

    هرچند در نشست شورای‌عالی کار در روزهای پایانی سال شاهد افزایش ۴۵‌درصدی دستمزدها بودیم اما دستمزدی که سال‌ها از تورم جا مانده بود، با این افزایش قابل‌توجه نیز پرشدنی نبود، حال باید این موضوع را نیز در نظر گرفت که از ابتدای سال تورم به چه میزان رشد کرده است و آیا این میزان از دستمزد، کفاف زندگی حقوق‌بگیرها را دارد؟ سطح دستمزدی که برای کارگران به سطح «بقا» تقلیل یافته است. در چنین شرایطی آیا امکان افزایش دستمزدها برای نیمه دوم سال وجود ندارد؟

    مشکلات ساختاری افزایش دستمزدها

    مشکل شکاف دستمزد با تورم، چندین سال است که محل مناقشه شده. دستمزد از چند مشکل ساختاری در رنج است؛ تعیین دستمزدها تنها در پایان سال از سوی شورای‌عالی کار با حضور سه‌جانبه نمایندگان دولت، کارگران و کارفرمایان انجام می‌گیرد. منتقدان استدلال می‌کنند که این شورا در عمل به نهادی برای «تصویب دستمزدهای دولتی» تبدیل شده است، جایی‌که نمایندگان واقعی و مستقل کارگری اغلب به حاشیه رانده می‌شوند و ملاک اصلی، نه تامین معیشت کارگر که «توان پرداخت کارفرما» و «ملاحظات تورمی دولت» است.

    مشکل ساختاری دیگر نیز مربوط‌به سیاست‌زده شدن اقتصاد در ایران است که تصمیم‌گیری برای تعیین دستمزد اغلب تحت‌تاثیر فضای سیاسی و امنیتی کشور قرار می‌گیرد. دولت‌ها نگرانند که افزایش واقعی دستمزدها، به افزایش هزینه‌های تولید و درنتیجه تشدید تورم دامن بزند و این امر را به زیان ثبات کلان اقتصادی می‌دانند. در این معادله، «قدرت خرید کارگر» قربانی می‌شود.

    البته لازم به یادآوری است که بخش تولیدی ایران خود درگیر رکود، مشکلات نقدینگی، تحریم‌ها و نبود سرمایه‌گذاری است. در چنین فضایی کارفرمایان نیز اغلب توانایی افزایش متناسب دستمزدها را ندارند و این به بن‌بستی برای هر دو طرف(کارگر و کارفرما) تبدیل شده است.

    دولت زیر بار افزایش دستمزد برای نیمه دوم سال نمی‌رود

    در زمینه افزایش فاصله دستمزد با تورم، حمید حاج‌اسماعیلی، کارشناس بازار کار در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» عنوان کرد: افزایش دستمزد برای نیمه دوم سال‌جاری از سوی دولت وجود ندارد و دولت زیر بار افزایش دستمزد برای نیمه دوم سال نخواهد رفت. تجربه سال‌های گذشته نیز ثابت می‌کند که چنین اقدامی را انجام نخواهد داد بنابراین اصرار به این موضوع و افزایش دستمزد تا پایان سال با برگزاری جلسه‌هایی از سوی شورای‌عالی کار منتفی است.

    وی در ادامه با تاکید بر این موضوع که دولت و کارفرمایان با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو هستند، عنوان کرد: البته این حق کارگران است که افزایش حقوق داشته باشند چراکه افزایش دستمزدی که ابتدای سال روی داد تا دوماه ابتدای سال جوابگو بود اما به‌دلیل افزایش قیمت‌ها و تورم افسارگسیخته این افزایش دستمزدها خنثی شد.

    وی در ادامه خاطرنشان کرد: طی دو دهه اخیر شرایط حقوق‌بگیرها در حال بدتر شدن است. برآوردهایی که نهادهای پژوهشی ارائه می‌دهند، گویای این مطلب است که خط فقر در حال توسعه است و جمعیت بالایی از کشور به زیر خط فقر سوق داده شده‌اند. آخرین برآوردها که اجماع نسبی درباره آن وجود دارد، این است که از هر دو نفر ایرانی، یک‌نفر حتی برای تامین حداقل معیشتی خود مستحق حمایت است، این موضوع نشان می‌دهد که آن جامعه متوسطی که در بخش کارمندی در کشور بود از بین رفته و اکثریت جامعه کشور هم‌اکنون مشکلات عدیده اقتصادی دارند و بسیاری از آنها برای رفع حداقلی معیشت خود با مشکل مواجه هستند.

    این کارشناس بازار کار ادامه داد: تحولاتی که طی ماه‌های اخیر اتفاق افتاده است و نگرانی‌های پس از جنگ و تهدیدهایی که همچنان برای جنگ وجود دارد، به این مساله دامن زده است. موضوع «مکانیسم‌ماشه» و بازگشت تحریم‌های سازمان ملل این مشکلات را مضاعف کرده است و بسیاری از کشورها به‌دلیل شرایط بین‌المللی مراودات خود را با ما به حداقل خواهند رساند و این نشان می‌دهد که چشم‌انداز ماه‌های آینده، چندان خوب نیست و همراه با افزایش قیمت‌ها و رشد تورم خواهد بود. آمارهای رسمی که مرکز آمار و بانک مرکزی منتشر می‌کنند، موید همین مساله است و از نشانه‌های بارز این مساله، افزایش قیمت ارز و طلا در روزهای اخیر بوده که روی سایر قیمت کالاها نیز اثرگذار خواهد بود.

    حاج‌اسماعیلی در ادامه با اشاره به راهکاری که دولت در این راستا در پیش‌رو خواهد گرفت گفت: اصلی‌ترین راهکاری که دولت برای گروه‌های حقوق‌بگیر انجام داده شامل هفت‌دهک می‌شود، همان ارائه کالابرگی است که طی چند نوبت در سال‌جاری به‌صورت غیرمنظم به مردم داده شد. دولت برای تامین همین کالابرگ‌ها با مشکلات بسیاری مواجه بود. بنابراین در چنین شرایطی به‌نظر می‌رسد تنها راهکاری که دولت می‌تواند انجام بدهد، توزیع کالابرگ است و بعید می‌دانم که بتواند اقدام دیگری انجام دهد. در کنار

    این مسائل دولت باید تلاش کند که روند دیپلماسی را از طریق مذاکره با کشورهای اروپای غربی و حتی سازمان‌های بین‌المللی فعال نگه دارد تا این التهاب‌ها را کاهش دهد. این امر می‌تواند در رشد تورم تاثیرگذار باشد. غیر از این دولت کار دیگری نمی‌تواند انجام بدهد.

    حقوق‌ها براساس نرخ دلار تعیین شود

    او افزود: با توجه به اینکه فاصله غیرقابل انکار دستمزد و تورم به عمیق‌تر شدن فاصله طبقاتی در جامعه منجر شده است و عمیق‌تر شدن این فاصله می‌تواند نتایج ویرانگری به همراه داشته باشد، از دولت انتظار می‌رود ضمن بازنگری دستمزد کارگران در نیمه دوم سال، فاصله دستمزد و تورم را ترمیم کند.

    به گفته کاشفی، دستمزدی که در ابتدای سال توسط شورای‌عالی کار تعیین شد، با توجه به افزایش بی‌سابقه قیمت کالاهای اساسی، اجاره مسکن، خدمات درمانی و حمل‌ونقل، عملا کارایی خود را از دست داده و قدرت خرید کارگران به‌شدت کاهش یافته است. او تاکید کرد: ادامه این روند چیزی جز کلاه گذاشتن سر کارگر نیست.

    وی افزود: ما معتقدیم که دستمزد کارگران باید براساس شاخص‌های واقعی اقتصادی از جمله نرخ ارزهای معتبر بین‌المللی مانند یورو یا دلار تعیین شود. این ارزها نمایانگر ارزش واقعی پول و قدرت خرید در بازار هستند و اتصال دستمزد به نرخ ارز، موجب شفافیت، عدالت و حفظ کرامت نیروی کار خواهد شد.

    نایب‌رییس کانون شوراهای اسلامی کار استان گیلان تاکید کرد: ادامه تعیین دستمزد براساس شاخص‌های غیرواقعی، بدون توجه به نرخ ارز و هزینه‌های واقعی زندگی، به معنای نادیده گرفتن معیشت کارگران و تضعیف اعتماد به سازوکارهای حمایتی است.

    کاشفی با تاکید بر اینکه نمی‌توان از کارگرانی که درگیر نیازهای بدیهی و اولیه زندگی‌شان هستند انتظار «تلاش برای جهش تولید ملی را داشت» گفت: دولت برای خاتمه دادن به این وضعیت و ادامه یافتن امیدی که در جامعه به وجود آمده است، با در نظر گرفتن تمامی جوانب اقتصادی و علمی، برای افزایش دستمزد کارگران در نیمه دوم سال اقدام کند.

    کلام آخر: یک انتخاب سرنوشت‌ساز

    راه‌حل‌های مقطعی مانند پرداخت یارانه نقدی یا بسته‌های معیشتی و کالابرگ، همچون مسکنی موقت بر زخمی عمیق است. تا زمانی‌که مکانیسم تعیین دستمزد شفاف، مستقل و مبتنی‌بر سبد معیشت واقعی تعریف نشود و تا زمانی‌که اقتصاد ایران از دایره رکود- تورم خارج نشود، این فضای تنگ بر زندگی میلیون‌ها کارگر ایرانی ادامه‌دار خواهد بود.

     

  • افزایش حقوق کارگران خطرناک است؟

    افزایش حقوق کارگران خطرناک است؟

    به گزارش اقتصادران، محمدرضا تاجیک، نماینده کارگران در شورای عالی کار با اشاره به اینکه امسال سال «جهش تولید با مشارکت مردم» گفت: جهش تولید زمانی اتفاق می افتد که از مردم استفاده شود, یعنی مردم در رونق تولید نقش داشته باشد. در شرایطی که دستمزد پایین است و کارگر تمایلی به کار کردن در محیط کار تولیدی ندارد, چگونه می تواند در رونق تولید دخیل باشد؟!

    وی با بیان اینکه منافع کشور در بلند مدت در این است که قدرت خرید کارگر تقویت شود بیان کرد: در صورتی که قدرت خرید کارگران تقویت شود، می تواند خرید کند و تولید رونق می یابد.

    تاجیک در پاسخ به عده ای که می گویند افزایش حقوق می تواند فاجعه آمیز در رشد بیکاری قلمداد شود گفت: کارگر و خانواده های آنها بیش از نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند که عمده ترین مصرف کننده کالاها و خدماتی هستند که در کشور تولید می‌شود.
    وی افزود: کاهش محسوس قدرت خرید کارگران، کاهش تقاضای بیش از نیمی از جامعه را با خود به دنبال داشته و دارد. با افزایش حقوق و دستمزد، قدرت خرید کارگران افزایش خواهد یافت که عامل اصلی و تحریک تقاضا در بازار خواهد بود. این موضوع افزایش تولید و استفاده از ظرفیت های غیرفعال کارخانجات و تولیدی ها و واحدهای خدماتی و بازرگانی را بدنبال خواهد داشت که در ادامه افزایش اشتغال را با خود به ارمغان می آورد.

    رییس مجمع کارگران استان تهران بیان کرد: خلاصه اینکه افزایش قدرت خرید دهک های پایین جامعه عامل اصلی تقاضاست و افزایش تقاضا زنجیره ای از پارامترهای مثبت اقتصادی همچون افزایش تولید و کاهش هزینه های ثابت کارفرما و اشتغال را در جامعه نمایان خواهد نمود.

    وی گفت: ضرورت دارد هر چه سریع تر جلسات شورای عالی کار به منظور بررسی دقیق و کارشناسی مزد تشکیل شود تا با فضای بهتری وارد عدد و رقم برای تعیین مزد سال آینده شویم. اینکه در طول چند ماه گذشته حتی یک جلسه برای دستمزد کارگران در شورای عالی کار جلسه ای برگزار نشده است، اتفاق خوبی نیست.

     

     

  • مردم بیچاره اگر مردند هم مهم نیست تا الان هم بیخودی به دنیا آمده بودند!

    مردم بیچاره اگر مردند هم مهم نیست تا الان هم بیخودی به دنیا آمده بودند!

    به گزارش اقتصادران، زالی، رئیس دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سخنانی اعلام کرد که «ایران بزرگ‌ترین مصرف‌کننده نان در جهان است» او گفته «در ایران مردم بین ۳۷ تا ۴۰ درصد از نرم جهانی بیشتر نان مصرف می‌کند.» حدس و گمان‌ها حاکی از این است که طرح این سخنان در شرایط فعلی نشانه‌ای از تلاش برای حذف یارانه نان و سپس افزایش قیمت نان است.

    این سخنان در حالی مطرح می‌شود که جلسات بررسی تعیین دستمزد کارگران کماکان در حال انجام است و تاکنون نتیجه‌ای به همراه نداشته است.

    اخیرا هم روزنامه اعتماد در گزارشی سبدغذایی را که از سوی وزارت بهداشت منتشر شده بود، تحلیل کرد که در آن نشان می‌داد میزان کالری مصرفی روزانه کارگران کاهش پیدا کرده است، از گوشت و مرغ گرفته تا میوه و سبزیجات. بعد از انتقاد‌ها به این موضوع، وزارت بهداشت با تکذیب این موضوع، اعلام کرد که جدول منتشر شده سبد غذایی قدیمی است و مبنای تعیین دستمزد این جداول سبد غذایی نخواهد بود.

    حسین راغفر اقتصاددان و کارشناس حوزه فقر و آسیب‌های اجتماعی  به موضوع حذف یارانه نان که قوت غالب مردم جامعه است، اشاره می‌کند و معتقد است بخشی از مردم اکنون حتی توان خرید نان را هم ندارند و ادامه این رویه مردم را فقیرتر می‌کند.  بخش‌های مهم این گفت‌وگو را می‌خوانید؛

    فقر گسترده‌تر شده است، تقاضا برای نان سنتی بیشتر شده است

    *سالیانه ۲۰۰ هزار میلیاردتومان یارانه غلط به نان می‌دهند. مطالعه‌ای بالغ بر دو دهه قبل درباره نان و اینکه چگونه می‌شود آن را سامان درستی داد، انجام شد اما متاسفانه هیچ کس به این مطالعه توجه‌ای نکرد، در حالی که هزینه‌های زیادی برای این بررسی صورت گرفته شده بود و نتایج خوبی هم از آن حاصل شده بود.

    *بحث این است که نان در یک فرایندی از یک کاشت، داشت و برداشتی حاصل می‌شود و تبدیل آن به آرد و ارسال آن به نانوایی‌ها. بخش قابل توجهی تحت تاثیر فشار تولید‌کنندگان نان مدرن و صنعتی در مقابل نان سنتی است. نانی که به صورت صنعتی تولید می‌کنند احتمالا با کیفیت بهتری هم است اما نکته این است که بسیار گران است.

    *نان در کشور ما به عنوان قوت غالب تعریف می‌شود و بخشی از مردم کالری روزانه را از این طریق دریافت می‌کنند. اتفاقا از آنجایی که نان برای طبقات گسترده‌ای از جامعه یک «کالای گیفن» محسوب می‌شود، یعنی هرچقدر که قیمت آن افزایش پیدا می‌کند، تقاضا برای آن هم زیاد می‌شود. چرا که مردم طبقات متوسط و ضعیف جامعه، کالای جایگزینی برای نان ندارند و وقتی قیمت کالا‌ها از جمله نان بالا می‌رود، آن‌ها کالا‌های دیگر که ریز مغزی‌ها را تعیین می‌کند مانند گوشت، تخم مرغ، شیرو لبنیات را کم می‌کنند، اما نان، چون کالری ارزان‌تری را در اختیار آن‌ها می‌گذارد را بیشتر مصرف می‌کنند.

    *این سیاست‌ها با توجه به اینکه فقر گسترده‌تر شده است، تقاضا برای نان سنتی بیشتر شده است؛ بنابراین دلایل فقر مردم ریشه‌یابی نشود راه‌حل مناسبی هم نمی‌توان پیدا کرد.

    *در شرایط کنونی «این‌ها» می‌خواهند تا جایی که می‌توانند یارانه نان را حذف و یا کم کنند. از این جهت [این اظهارنظرها] به نظرم مقداری از آن بازی‌هایی است که برای کاهش یارانه نان در کشور صورت می‌گیرد و نمود‌های آن را هم در تحویل آرد به نانوایی‌ها می‌توانیم ببینیم که به هر صورت سهمیه نانوایی‌ها کمتر شده است.

    سیاست ۳۵ سال گذشته، سرکوب دستمزد نیروی کار است

    *این روز‌ها بحث تعیین دستمزد هم مطرح است، قطعا که دستمزد کارگران در سال جدید متناسب با تورم و گرانی‌ها نخواهد بود و سال‌هاست که این اتفاق رخ نداده است. سیاست‌های بخش عمومی موجب شده مردم فقیرتر شوند و به همین دلیل هم مردم را متهم می‌کنند به این که آن‌ها زیاد نان می‌خورند؛ یکی از سیاست‌هایی که در ۳۵ سال گذشته دنبال شده است، همین سرکوب دستمزد‌های نیروی کار است.

    *دستمزد در تولید ناخالص داخلی کمتر و کمتر شده است و مردم از یک سو تورم بالا را تحمل می‌کنند و از سوی دیگر، افزایش دستمزد فقط  ۲۰ درصدی است. پیامد‌های این مسئله فقیرترشدن مردم و نیروی کار است. همچنین قدرت خرید مردم روز‌به‌روز کمتر و هزینه‌هایشان بیشتر شده و کالای نان برایشان تبدیل به کالای گیفن شده است.

    *بالارفتن هزینه زندگی نیروی کار وی سلامت زندگی مردم تاثیر مستقیم و منفی گذاشته است و با پدیده‌های مختلفی مانند کوتاهی قد، خمیدگی استخوان‌ها مواجه شدیم که همه این‌ها ناشی از سیاست‌های اقتصادی است که باعث فقیر شدن و مریض شدن مردم شده است.

    *اکنون حتی در بسیاری از کلان‌شهر‌ها و همین تهران، مردم توانایی خرید نان را هم ندارند و بدون حمایت مردم دیگر و خیرین نمی‌توانند به نان دسترسی پیدا کنند. در همین امسال قیمت نان دوبرابر شده است. به نظرم این آقایان هم مجددا می‌خواهند قیمت‌ها را بالا ببرند، هم یارانه کالا‌های قوت غالب بخش قابل توجهی از مردم را کم کنند و حتما هم موفق خواهند شد، چراکه زور و قدرت در دست آن‌ها است. مردم بیچاره که کاری نمی‌توانند انجام دهند و اگر مردند هم مهم نیست تا الان هم بیخودی به دنیا آمده بودند.

  • مردم بايد چك و سفته و ضامن بدهند تا گوشت بخرند!

    مردم بايد چك و سفته و ضامن بدهند تا گوشت بخرند!

    به گزارش اقتصادران، وحید شقاقی شهری طی یادداشتی در روزنامه تعادل نوشت:

    موضوع افزايش حقوق و دستمزد كارگران اين روزها به يك دغدغه جدي بسياري از خانواده‌هاي ايراني بدل شده است. دولت استدلال مي‌كند كه به دليل تاثير افزايش حقوق‌ها در تورم، حاضر نيست،

    حقوق‌ها را مطابق قانون بر اساس تورم، سيماي خط فقر و نرخ سبد معيشتي افزايش بدهد! اين در حالي است كه تجربه سال ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ به بعد نشان مي‌دهد كه موضوع افزايش دستمزدها تاثيري در نرخ تورم ندارد. در سال ۱۴۰۰ دولت روحاني افزايش ۵۷ درصدي براي دستمزدها در نظر گرفت، در آن برهه نرخ تورم حدود ۴۰ درصد بود. دولت رييسي اما در سال بعد نيمي از عدد روحاني را به عنوان نرخ دستمزدها در نظر گرفت و حقوق‌ها را حدود ۲۶ درصد بالا برد. اما در سال ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ هيچ كاهشي در نرخ تورم مشاهده نشد.

    اين روند نشان‌دهنده اشتباه بودن استدلال دولتي‌هاست. شخصا زماني كه حقوق كارگران در سال ۱۴۰۰، حدود ۵۷ درصد بالا رفت، استدلال كردم ممكن است هزينه‌هاي توليد بالا برود و تورمي را از اين بخش شاهد باشيم. گذشت ايام نشان داد كه رشد ۵۷ درصدي حقوق‌ها تبعات تورمي قابل توجهي نداشت! در واقع نشان داد كه افزايش ۵۷ درصدي حقوق و دستمزدها، تورم سهمگين و شديدي ايجاد نكرده است. آمارهاي اخير هم حاكي از آن است كه حقوق و دستمزدها سهم اندكي حدود ۱۵درصد هزينه‌هاي توليد را شامل مي‌شود. بنابراين براي بنگاه‌هاي بزرگ سهم قابل توجهي به حقوق و دستمزدها تخصيص داده نشده است.

    ايران ۶ سال است كه زير بار شديد تورم‌هاي بالا قرار دارد. ميانگين تورم در اين ۶ سال۴۰درصد بوده است.به خصوص اقلام سرمايه‌اي و با دوام هم تحت تاثير تورم‌هاي بالا بوده وهم چون مبلغ پايه آنها عدد زيادي بوده تبعات زيادي از تورم ديده است. خانه‌اي كه ۲ ميليارد تومان است و تورم ۵۰ درصدي به آن مي‌خورد، یک ميليارد تومان گران مي‌شود. طبقه كارگر و ۷ دهك پاييني جامعه در حال از دست دادن توان زندگي حداقلي خود هستند. اين دهك‌ها تبعات سهمگيني را متحمل شده‌اند. شخصا كاملا لمس مي‌كنم كه خانوارهاي ايراني هزينه‌هاي ضروري خود را نيز از دست داده‌اند.

    هزينه‌هاي آموزش، بهداشت، سلامت، مسافرت، تفريح، تعمير لوازم خانگي مستهلك شده و… بسيار بالاست و مردم نمي‌توانند آن را تامين كنند. حتي هزينه‌هايي چون خريد گوشت، هزينه‌هاي دندانپزشكي و هزينه‌هاي درماني به صورت قسطي درآمده است. مردم بايد چك و سفته و ضامن بدهند تا گوشت بخرند و هزينه‌هاي درماني را تامين كنند. اين زندگي قسطي وقتي روي هم تلنبار شود، زندگي‌ها را آسيب‌پذير مي‌كند. وقتي هزينه‌هاي دندانپزشكي و درمان برخي بيماري‌ها، خريد گوشت و ساير مايحتاج مردم قسطي مي‌شود، يعني قدرت خريد مردم نازل‌تر شده است. طي دو الي سه دهه اخير براي نخستين ‌بار است كه يك چنين پديده‌هاي عجيبي را در كشور مي‌بينیم. آگهي‌هاي رسانه‌ها تحت‌الشعاع خريدهاي قسطي اقلام گوناگون قرار گرفته است.

    اگر اين فقر غذايي ادامه پيدا كند. شك نكنيد ضريب هوشي فرزندان ايران در دورنماي آينده كاهش مي‌يابد. اين روند مصيبتي براي نسل هاي آينده مي‌شود. بين ضريب هوشي و تغذيه، ارتباط مستقيمي وجود دارد. حتي شنيدم كه اگر آلودگي‌ها و شرايط محيط زيستي بهبود پيدا نكند، قد كودكان ايراني هم كاهش مي‌يابد. تغذيه و سلامت و بهداشت و محيط زيست، بر ضريب هوشي و قد و فيزيك فرزندان ايران اثرگذار است. اخلال در اين حوزه جبران‌ناپذير است.

    نسلي كه به دليل مشكلات تغذيه‌اي ضريب هوشي پاييني داشته باشد نمي‌تواند كمكي به توسعه كشور كند. امروز ديگر در مرحله‌اي قرار نداريم كه فكر كنيم، افزايش حقوق و دستمزدها باعث رشد تورم مي‌شود يا نه؟ مساله امروز بقا و سلاميتي ايرانيان است. معتقدم قدرت خريد مردم به اندازه‌ای پايين آمده كه در ادامه طرف عرضه اقتصاد ايران از كار مي‌افتد. يعني كالاهاي توليدي روي دست بنگاه‌هاي اقتصادي مي‌ماند. وقتي من و شما نتوانيم كمد، تشك، لوازم خانگي، كتاب، ميز، كامپيوتر و لپ‌تاپ و… خريداري كنيم، باعث ركود در بنگاه‌هاي اقتصادي كشور مي‌شود. امروز براي بسياري از اقلام توليدي ايراني مشتري وجود ندارد، چرا كه مردم درآمدهاي خود را تنها مي‌توانند صرف، اجاره خانه و خوراكي‌هاي حداقلي كنند. ديگر پولي براي آموزش، تفريح، توانمند‌سازي فرزندان، خرید لوازم خانگي و… باقي نمي‌ماند. بسياري از شهروندان حتي پول تعمير يخچال خود را ندارند. فردي را مي‌شناسم كه خودروي او خراب شده اما چون پول ندارد، هزينه تعمير مكانيك را بدهد، خودروي او جلوي در خانه‌اش پارك شده است.

    الان ديگر زمان چانه‌زني درباره مبالغ افزايش دستمزدها نيست، در اسفندماه ۲۰ درصد بر نرخ دلار افزوده شده است. اين روند ۲۰ درصد دهك‌هاي محروم را فقير‌تر مي‌كند. قيمت دلار از ۵۰ هزار تومان به حدود ۶۰ هزار تومان رسيد. افزايش ۲۰ درصدي دلار در اسفند ۱۴۰۲ نشان مي‌دهد در فصل بهار ۱۴۰۳ اين موضوع باعث رشد ۸ درصدي تورم در اسفند مي‌شود. بنابراين افق تورمي سال آينده روشن نيست. به‌رغم همه زحمات كشيده شده نرخ تورم از ۵۵ درصد فروردين ۱۴۰۲ به ۳۶ درصد بهمن ماه ۱۴۰۲ رسيد، اما دوباره افزايش نرخ دلار و ساير اخبار نا اميد‌كننده احتمالا سال آينده را سال سختي نشان مي‌دهد. در سناريوي متوسط، تورمي بالاي ۴۰ درصدي خواهيم داشت.

    با اين شرايط افزايش ۱۸ تا ۲۰ درصدي حقوق كارگران كمكي به بهبود شاخص‌هاي معيشتي مردم نمي‌كند. دولت و كارآفرينان بايد بنشينند و به مصائبي كه دهك‌هاي محروم را درگير ساخته، فكر كنند. اما آيا كسي در ساختار تصميم‌ساز كشور است كه به اين واقعيت‌ها توجه كند؟