برچسب: اصناف

  • خاکستر شدن «شب عید» کاسبان در شعله‌های جنگ

    خاکستر شدن «شب عید» کاسبان در شعله‌های جنگ

    به گزارش اقتصادران، یکشنبه شب گذشته، در حالی که تهران زیر سنگین‌ترین حملات هوایی در دومین روز جنگ بود، انفجار در جنوب پایتخت به قلب اقتصادی ایران شلیک کرد. حمله هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل به محدوده بازار تهران، در حساس‌ترین روز‌های سال، فراتر از خسارات ساختاری، ضربه‌ای معیشتی به لایه‌ای از جامعه بود که قرن‌هاست بار سنگین تبادلات مالی کشور را بر دوش می‌کشد.

    بازار؛ از رکود ممتد تا موج انفجار

    باید واقع‌بین بود؛ اقتصاد ایران و به تبع آن «بازار بزرگ تهران»، ماه‌هاست که در چنبره رکودی سهمگین و تورمی فرساینده دست و پا می‌زنند. پیش از این حمله، کرکره‌های نیمه‌افراشته و ویترین‌های پرزرق‌وبرق، اما بی‌مشتری، گویای وضعیت وخیم کسب‌وکار‌های خرد و کلان بود. با این حال، «شب عید» همیشه برای بازاریان حکم یک تنفس مصنوعی را داشته اشت؛ فرصتی طلایی که در آن کسادی ۱۱ ماه سال را با رونق اسفندماه جبران می‌کردند. امسال اما، به جای بوی بهار و هیاهوی دست‌فروشان، بوی دود و باروت در دالان‌های تاریخی بازار پیچیده است.

    خاکستر شدن رویای «رونق شب عید»

    بسیاری از انبار‌ها و سرا‌های بازار که در هفته‌های اخیر با خون‌جگر و استقراض‌های سنگین، مملو از کالا‌های نوروزی شده بودند، در آتش سهمگین یکشنبه شب سوختند. بازاریانی که به امید اندک سودی در آستانه سال نو، تمام دارایی خود را به کالا تبدیل کرده بودند، اکنون خود را در برابر ویرانه‌ای می‌بینند که نه بیمه پاسخگوی ابعاد آن است و نه دولت توان بازسازی سریع آن را دارد. این حمله، دقیقاً زمانی رخ داد که بازار تهران خود را برای یک خیز بلند اقتصادی آماده می‌کرد، خیزی که حالا در نطفه خفه شده است.

    امنیت، پیش‌نیاز معیشت است

    حمله به بازار تهران، صرفاً تخریب چند بنای تاریخی یا انبار کالا نیست؛ این ترور امنیت روانی کسب‌وکار‌ها است. در شرایطی که پیش‌بینی می‌شد با نزدیک شدن به نوروز، گردش نقدینگی در بازار افزایش یابد، حالا سایه سنگین جنگ، هرگونه تمایل به سرمایه‌گذاری یا حتی خرید خرد را از میان برده است. وقتی موشک‌ها قلب تجارت را نشانه می‌روند، واضح است که ثبات به کالایی نایاب‌تر از ارز و طلا تبدیل می‌شود. بدون امنیت، چرخ‌های لرزان اقتصاد ایران که پیش از این هم با تحریم و سوءمدیریت به سختی می‌چرخید، عملاً متوقف خواهد شد.

    هزینه گزاف شکست تاب‌آوری اصناف

    تحلیلگران اقتصادی هشدار می‌دهند که تبعات این حمله، تنها به مرز‌های جغرافیایی بازار تهران محدود نخواهد ماند. گسست در زنجیره توزیع کالا از مرکز به شهرستان‌ها، آن هم در آستانه سال نو، موج جدیدی از گرانی و کمبود کالا را به راه خواهد انداخت. اصنافی که تا دیروز زیر بار مالیات‌های سنگین و کاهش قدرت خرید مردم کمر خم کرده بودند، حالا با پدیده‌ای رو‌به‌رو هستند که در محاسبات‌شان نمی‌گنجید. این جنگ بیش از هر چیز، سفره‌های خالی شب عید مردمی را هدف گرفته است که تنها دلخوشی‌شان، پرسه در هیاهوی بازار بود.

    از میراث تا ویرانه؛ آزمون بزرگ دولت

    بازار تهران تنها یک مرکز تجاری نیست، بخشی از هویت تاریخی و سیاسی ایران است. حمله به این نماد، آزمونی بزرگ برای ساختار اجرایی کشور در جهت تامین امنیت فیزیکی و اقتصادی شهروندان است. پرسش اساسی اینجاست که در میانه این تقابل نظامی، چه کسی مسئول خسارات جبران‌ناپذیر به بخش خصوصی و معیشت خرد است؟ اگر قرار باشد بار نهایی این تنش‌های استراتژیک بر دوش کسبه خرده‌پا و مردمی باشد که نان‌شان در گروی آرامش بازار است، باید منتظر شکاف‌های عمیق اجتماعی در دوران پسا‌جنگ بود.

    امسال سفره‌های هفت‌سین در ایران، زیر سایه سنگین دود‌هایی پهن می‌شود که از دهانه بازار تهران برخواسته است. حمله یکشنبه شب گذشته، تیر خلاصی بر پیکره نحیف اقتصادی بود که به امید معجزه شب عید، نفس می‌کشید. اکنون نه تنها شاهرگ انرژی در هرمز بسته شده، بلکه نبض داخلی تجارت در تهران نیز به شماره افتاده است. واقعیت تلخ این است که در این میان، بزرگترین بازنده، کاسبانی هستند که آرزوهایشان برای یک نوروز آرام، در آتش جنگ سوخته و خاکستر می‌شود.

  • نشست اصناف با رئیس جمهور فرمایشی بود! / اسمم در لیست سیاه رفت

    نشست اصناف با رئیس جمهور فرمایشی بود! / اسمم در لیست سیاه رفت

    به گزارش اقتصادران، یک روز بارانی و مه‌‌آلود در میانه زمستان است؛ مه همه جا را گرفته؛ زمستان است و سرها آن‌چنان در گریبان است که دست یاری که هیچ، یک لبخند ساده هم از کسی نصیبت نمی‌شود.

    هوا مه‌آلود و تاریک است، بارانی که این روزها بی‌وقفه می‌بارد، درد و غم فردا را تشدید می‌کند؛ وقتی در میانه‌ی روز، پای صحبت‌های «علیرضا» می‌نشینم، او آینده‌اش را تاریک، غم‌آلود و از دست رفته توصیف می‌کند. انگار چتری از مه غلیظ در مسیر پیش پای او خیمه زده و علامت سوال‌ها آن چنان بزرگ‌اند که هر تلاشی برای یافتن پاسخ، تلاشی بی‌ثمر است.

    نام اصلی‌اش علیرضا نیست، اما وقتی از روزهای هفتم و هشتم دی‌ماه و ابلاغیه‌های هشداری که بابت پلمب مغازه‌اش گرفته می‌گوید، بلافاصله اضافه می‌کند: در این اوضاع نمی‌خواهم اسم واقعی‌ام رسانه‌‌ای شود.

    مالک یک تولیدی مانتو و یک باب مغازه‌ی مانتوفروشی در خیابان جمهوری تهران و کارفرمای ۱۲ کارگر، حالا بیش از یک ماه و ده روز است که کار و کاسبی را تعطیل کرده و با رانندگی اسنپ خرج خانواده را درمی‌‌آورد. اما مصائب او از خیلی قبل‌تر از اینها آغاز شده:

    «دو ماه حقوق کارگرها را دادم (برای دی و بهمن) و فرستادم‌شان خانه؛ فعلاً به امید اسفند هستم که کار و کاسبی رونق بگیرد والا باید در کارگاه را بعد از بیست سال کار خودم و پدرم تخته کنم؛ ملک ما ۷۰ میلیارد قیمت دارد اگر چند سال پیش می‌فروختم و چند تا آپارتمان می‌خریدم، امروز نباید راننده اسنپ می‌شدم اما من همیشه مخالف دلّالی بودم، عقیده داشتم باید کار ایجاد کنم و نان سر سفره ی کارگرهایم ببرم ولی چه کنم که نگذاشتند….».

    گرانی قیمت دلار و به دنبال آن نوسان شدید قیمت پارچه، کمر این تولیدکننده را خم کرده: «از آذر بازار خیلی خراب شد؛ قبل از آن هم چنگی به دل نمی‌زند اما در روزهای وسط آذر وقتی یک بارِ پارچه به کارخانه‌ای بزرگ که سال‌ها طرف قراردادم بود سفارش دادم، دو روز بعد، هنوز کالا را نفرستاده، گفتند باید بیست درصد بیشتر پول بدهی چون پارچه گران شده؛ من این پول غیرقانونی را دادم، در واقع پول زور دادم! اما این قضیه دو بار دیگر هم تکرار شد، دیگر کم آوردم، در واقع من و هم‌صنفانم مثل همه‌ی کاسب‌ها واقعاً کم آوردیم….».

    هفتم و هشتم دی‌ماه، کاسب‌ها به نشانه اعتراض، کارگاه‌ها و مغازه‌های محدوده‌ی جمهوری تهران را بستند و به خیابان آمدند؛ علیرضا می‌گوید: در عرض ۲۴ ساعت پیامک هشدار آمد که اگر ۴۸ ساعت آینده باز نکنید، مغازه‌تان پلمپ می‌شود، بدون اینکه حرف‌ها و دغدغه‌های ما را بشنوند، تهدیدمان کردند، نمی‌خواستیم بازکنیم اما اعتصاب‌شکن‌ها کار را خراب کردند؛ در کارگاه را باز کردم اما کار ممکن نبود؛ علیرغم اینهمه اعتراض، بازهم دلار روز به روز و بی‌وقفه گران شد، پارچه هم گران شد و من برای اینکه کارگرانم بیکار نشوند، حقوق دو ماه‌شان را پیش پیش از جیب دادم و فرستادم‌شان خانه….».

    او که حالا بُغضی تلخ صدایش را خش انداخته می‌گوید: من عقیده دارم نان کارگرهایم را می‌خورم؛ آن‌ها هستند که کارگاه را با عرق جبین سر پا نگه داشته‌اند، اما وقتی نتوانم پول پارچه بدهم، چطور مانتو بدوزیم؛ چرخ‌ها از کار می‌ایستد.

    علیرضا اضافه می‌کند: اعتراض کردیم، فایده نداشت، فقط تهدید شدیم؛ رئیس جمهور گفت صدای معترضان را می‌شنویم! یک جلسه فرمایشی گذاشتند، اعتراض‌ها را سرکوب کردند و قیمت دلار همچنان بالا و بالاتر رفت…

    او در ادامه صحبت‌ها از کارگرهایش می‌گوید، یکی مادرش بیمار است، آن یکی اگر اضافه‌کار نباشد نمی‌تواند کرایه خانه بدهد و دیگری روزی سه ساعت در رفت و آمد است تا نان سر سفره ببرد؛ او بعد از این روایت‌های تلخ اضافه می‌کند:

    «الان من و دو تا از کارگرهایم راننده اسنپ شدیم، دو تا پیک موتوری و آن‌هایی که موتور هم ندارند، خانه نشسته‌اند، به امید فردایی که معلوم نیست اصلاً از راه برسد.»

    تولیدکننده‌های خُردی مثل علیرضا، در این سال‌های سخت کار را با چنگ و دندان حفظ کرده‌اند؛ او در زمان جنگ ۱۲ روزه و تعطیلی موقت کارگاه، ماشین زیر پایش را ۳ میلیارد فروخته تا چک‌هایش را پاس کند و حقوق کارگرها را بدهد؛ حالا می‌گوید همان ماشین ۶ میلیارد شده، یعنی ضرر اندر ضرر.

    این تولیدکننده‌ی بیکار می‌گوید: برای سر پا ماندن تولید کلی هزینه دادیم؛ برای اعتراض هم هزینه دادیم، کمترین هزینه را من دادم که فقط اسمم در لیست سیاه رفت و مجبور شدم به زور در کارگاه را باز کنم؛ برخی از شاگرد مغازه‌ها و آشنایانم را می‌شناسم که در اعتراضات جان خود را از دست دادند…..

    اما این همه هزینه نتیجه‌ای هم نداشته. «شب عید است اما بازار نیست، این وضعیت در بیست سال اخیر که من کف بازار بوده‌ام بی‌سابقه است»؛ علیرضا اینها را می‌گوید چون همچنان نگران آینده است، نمی‌تواند نباشد، زندگی خودش، خانواده‌اش و دوازده خانواده دیگر به بازاری پرآشوب گره خورده، بازاری که حتی شب عید هم فروش ندارد.

    روایت این مرد زخم خورده دریک روز مه‌آلود زمستانی، یک روایت دسته‌جمعی‌ست؛ این دردها مثل سلول‌های مرده‌ی یک زخم کهنه، هزاران بار تکثیر شده‌اند، همه جا هستند.

     او آخر حرف‌هایش در فضایی نیمه تاریک می‌گوید: «خیلی غمگینم، برای خودم، برای دیگران…. من و امثال من اگر اهل دلّالی و پارتی بازی بودم، الان مالتی میلیاردر بودیم، پول روی پول می‌گذاشتیم». سپس چند ثانیه‌ای نگاه سردش را به افق مه گرفته می‌دوزد و ادامه می‌دهد: «حالا چی میشه، آخر و عاقبت‌مون چی میشه؟ من، کارگرهام، بازاری‌ها، همه‌ی مردم…..».

  • عواقب جنگ ۱۲ روزه برای اصناف و واحدهای تولیدی

    عواقب جنگ ۱۲ روزه برای اصناف و واحدهای تولیدی

    به گزارش اقتصادران، جنگ ۱۲ روزه مشکلاتی برای کسب‌وکارها، واحدهای تولیدی و اصناف مختلف ایجاد کرد. برای مثال در روزهای گذشته گزارش‌هایی از تعدیل نیرو در شرکت‌های مختلف منتشر شده است. بررسی‌های میدانی نشان می‌دهد در حوزه اصناف هم به ویژه در تهران واحدهای صنفی با مشکلاتی در حوزه پرداخت اجاره بها یا تعهدات مالی خود مواجه هستند.

    در این رابطه حمیدرضا رستگار با اشاره به تجربیات اصناف در دوره کرونا و جنگ ۱۲روزه، اظهار کرد: این تجربیات نشان داد حضور اصناف به عنوان یک سرمایه بزرگ اجتماعی و اقتصادی، قابل توجه است. برای مثال برخی افراد در دوره جنگ می‌گفتند تا زمانی که سوپرمارکت محله‌شان فعال بود احساس آرامش داشتند.

    وی با بیان اینکه باید به حضور اصناف به عنوان یک منشا اثر مهم توجه شود که فعالیت آن‌ها علاوه بر اینکه امنیت آفرین است، به لحاظ شهری نشان می‌دهد جریان زندگی برقرار است، گفت: در دوران جنگ اصناف وظیفه خود را به درستی انجام دادند و تمام صنوفی که کالای ضروری و استراتژیک عرضه می‌کردند، پای کار بودند.

    به گفته رئیس اتاق اصناف تهران حالا دولت باید به وظیفه خود در حمایت از صنوف آسیب دیده عمل کند. چراکه صنوف تعهدات مالی مختلفی دارند، اما در دوره جنگ، شرایط عادی کار آن‌ها متوقف شد. البته این دوره برای اصناف دو هفته نبود بلکه با درنظر گرفتن تبعات می‌توان گفت تقریبا یک ماه بود. حتی هنوز هم برخی صنوف متاثر از این اتفاقات هستند.

    رستگار با بیان اینکه در این شرایط وقتی اتاق اصناف یا اتحادیه‌ها می‌گویند صنفی نیاز به توجه دارد، باید به آن رسیدگی شود، تصریح کرد: برای مثال لازم است در حوزه بیمه، مالیات و تعهدات مالی و ارزی توجه ویژه‌ای به اصناف شود تا اگر خدایی ناکرده این مشکل تکرار شد، اصناف با خیال راحت کار را پیش ببرند.

    وی در پایان در پاسخ به اینکه آیا در جریان جنگ خسارت فیزیکی به اصناف وارد شده؟ گفت: بیشتر خسارت مربوط به مکان‌های مسکونی بوده و خسارت وارد شده به اصناف خیلی ناچیز بوده است.

  • ارتزاق از اضطراب مردم!  / سواستفاده از شرایط جنگی کشور برای گران فروشی

    ارتزاق از اضطراب مردم! / سواستفاده از شرایط جنگی کشور برای گران فروشی

    به گزارش اقتصادران، در حالی‌ که کشور با شرایطی خطیر و ناشی از تجاوز آشکار رژیم صهیونیستی مواجه است و تمامی دستگاه‌های اجرایی، نظامی و خدماتی در حالت آماده‌باش کامل قرار دارند، همراهی و همبستگی اجتماعی، اصلی‌ترین مولفه حفظ آرامش عمومی و ثبات در سطح جامعه تلقی می‌شود.

    با این حال، برخی گزارش‌های میدانی از برخی شهرها و مناطق مختلف پایتخت به‌ویژه بازار تهران و مناطق جنوبی شهر، نشان می‌دهد که برخی فروشندگان و بنکداران اقلام خوراکی و کالاهای اساسی، از جمله برنج، روغن، حبوبات، مرغ و گوشت، با افزایش قیمت‌های غیرقانونی و خارج از چارچوب‌های مصوب، موجب بروز نگرانی‌هایی در میان مردم شده‌اند.

    مراجعه خبرنگار ما به مراکز خرده‌فروشی و عمده‌فروشی این مناطق حاکی از آن است که در برخی واحدهای صنفی، افزایش خودسرانه قیمت‌ها انجام شده و حتی برخی بنکداران با ایجاد فضای روانی منفی نسبت به کمبود کالا، به دنبال دامن زدن به جو گرانی و تحریک بازار بوده‌اند. این در حالی است که براساس اعلام صریح مراجع مسئول، از جمله وزارت صمت و وزارت جهاد کشاورزی، هیچ‌گونه کمبودی در حوزه کالاهای اساسی وجود ندارد و وضعیت انبارهای کشور، در شرایط کاملاً پایدار و قابل اطمینان قرار دارد.

    به گفته منابع آگاه، تأمین و ذخیره‌سازی اقلام پرمصرف نظیر برنج، روغن نباتی، حبوبات، گوشت قرمز، گوشت مرغ و سایر اقلام ضروری، نه‌تنها در سطح انبارهای استراتژیک دولت، بلکه در انبارهای بخش خصوصی و شبکه توزیع نیز در سطح مناسبی قرار دارد. بسیاری از کالاهای اساسی در ماه‌های اخیر توسط دولت خریداری، ذخیره‌سازی و در گمرکات نگهداری شده‌اند تا در شرایط خاص فعلی، بلافاصله وارد شبکه توزیع شوند.

    گشت های نظارتی در بازار افزایش یابد

    از سوی دیگر، اقدامات بانک مرکزی نیز در راستای کنترل بازار ارز و تأمین منابع مالی برای واردات کالاهای اساسی، گامی موثر در تثبیت بازار بوده است. این نهاد طی روزهای اخیر، با افزایش سقف تخصیص ارز ترجیحی موافقت کرده و در اقدامی کم‌سابقه، رئیس‌کل بانک مرکزی دستور تخصیص معادل یک میلیارد دلار ارز برای واردات سریع کالاهای اساسی و دارو را صادر کرده است. این منابع ارزی با هدف تأمین فوری نیازهای داخلی کشور در نظر گرفته شده‌اند و اولویت با واردات اقلامی است که در سبد مصرفی روزانه خانوارها قرار دارند.

    گمرکات کشور نیز با همکاری سایر نهادهای مسئول، به‌صورت ۲۴ ساعته و شبانه‌روزی در حال انجام عملیات ترخیص سریع کالاهای اساسی هستند تا این اقلام با کمترین توقف ممکن وارد بازار شوند. براساس آمار رسمی، بخش زیادی از این کالاها در حال حاضر از بنادر جنوبی و مرزهای زمینی به سمت مراکز مصرف در حال انتقال است.

    برخورد قاطع با سودجویان

    با توجه به این اقدامات، هرگونه ادعا درباره کمبود کالا در بازار بی‌پایه است و تلاشی آشکار برای بهره‌برداری فرصت‌طلبانه از شرایط کشور به شمار می‌رود. کارشناسان اقتصادی بر این باورند که در چنین مقاطعی، همکاری همه‌جانبه مردم، اصناف و دستگاه‌های اجرایی ضروری است و بازرسی‌ها باید به‌صورت مستمر و غیرقابل اغماض انجام شود.

    سازمان تعزیرات حکومتی، سازمان حمایت مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان، بازرسان وزارت صنعت، معدن و تجارت، و وزارت جهاد کشاورزی باید با هماهنگی کامل، بازار را رصد کرده و با خرده‌فروشی‌ها، بنکداران و توزیع‌کنندگانی که به‌دنبال افزایش سود از مسیر فشار بر مردم هستند، به‌طور قاطع برخورد کنند. این برخوردها باید شفاف، علنی و بازدارنده باشد تا سایر متخلفان نیز از تکرار چنین رفتارهایی پرهیز کنند.

  • تغییر ساعت کاری اصناف و پاساژها در ماه رمضان + جزییات

    تغییر ساعت کاری اصناف و پاساژها در ماه رمضان + جزییات

    به گزارش اقتصادران،  حمیدرضا رستگار درباره ناترازی انرژی و اینکه شب عید اصناف و پاساژها تا چه ساعتی می توانند باز باشند، افزود: در مقطعی به دلیل ناترازی انرژی (برق و گاز) با تصمیم استانداری تهران و پیگیری وزارت کشور ساعت کاری واحدهای صنفی و مراکز خرید و پاساژهای بزرگ در تهران تا ساعت ۸ شب تعیین شده بود.

    رئیس اتاق اصناف تهران اظهار داشت: بخشنامه ای برای تعطیلی اصناف و پاساژها تحت عنوان تعطیلی برای ۸ شب نداریم این بخشنامه برای قبل بوده است.

    وی اضافه کرد: به تازگی نیز مسئله ناترازی انرژی با اوج گیری سرما بار دیگر بروز یافت که انتظار می رود واحد صنفی و بنگاه اقتصادی بزرگ مصرف انرژی برق و گاز را رعایت و مدیریت کنند.
    وی تصریح کرد: در بحث مدیریت انرژی در واحدهای صنفی مقرر شد که لامپ اضافی که مغازه ها خاموش شود.

    رستگار گفت: انتظار می رود واحدهای صنفی برای پایداری انرژی کمک کنند در غیر این صورت اگر مصرف خارج از الگو باشد، واحدهای متخلف اعمال قانون خواهند شد.

    وی از منازل مسکونی خواست تا مصرف انرژی را رعایت کنند زیرا بنگاهای اقتصادی و واحدهای صنفی چون محل درآمد هستند، نیاز به انرژی برق و گاز دارند.

    رئیس اتاق اصناف تهران با بیان اینکه مدیریت انرژی به نفع همه مردم است اظهارداشت: تمامی اتحادیه های صنفی در تهران و اتاق اصناف دارای بازرسان ویژه هستند که در کنار گزارش های مردمی به تشخصیص کارشناسان پرمصرفان انرژی اعمال قانون می شوند.

     

  • مالیات سوپرمارکت‌ها و خرده‌فروشی‌ها بیشتر شد؟

    مالیات سوپرمارکت‌ها و خرده‌فروشی‌ها بیشتر شد؟

    به گزارش اقتصادران، شاهرخ شریفی رئیس اتحادیه صنف سوپرمارکت‌ها و مواد پروتئینی تهران اظهار داشت: با افزایش نرخ مالیات صنف سوپر مارکت‌ها و مواد پروتئینی و همچنین برخی صنوف دیگر، این موضوع در کمیسیون بیمه و مالیات اتاق اصناف تهران مطرح و مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

    وی ادامه داد: با توجه به شرایط فعالیت، نرخ سود و هزینه‌هایی که واحدهای صنفی متحمل می‌شوند، کمیسیون پیگیری موضوع از سازمان امور مالیاتی جهت کاهش ضریب مالیاتی را مصوب کرد.

    شریفی با اشاره به اینکه اصناف هیچ زمان نسبت به پرداخت مالیات و حقوق و عوارض که قانون تعیین کرده مقاومت نداشته‌اند، تصریح کرد: پایبندی و التزام اصناف به قانون قابل توجه است و بی‌شک می‌توان مدعی شد اصناف در گروه اقشار اقتصادی هستند که کمترین فرار مالیاتی را دارند.
    رئیس اتحادیه صنف سوپرمارکت‌ها و مواد پروتئینی تهران با اشاره به اینکه با بررسی نرخ سود اقلام سوپرمارکتی و هزینه‌های این صنف، تعیین مالیات 10 درصد بار سنگینی بر اعضای این صنف تحمیل می‌کرد، توضیح داد: با جمع بندی موضوع در اتحادیه، درخواست خود را در کمیسیون بیمه و مالیات اتاق اصناف تهران مطرح و پس از تصویب در کمیسیون موضوع از سازمان امور مالیاتی تهران پیگیری شد.

    وی اظهارداشت: خوشبختانه مذاکرات انجام شده و مستندات ارائه شده از سوی کارشناسان سازمان امور مالیاتی پذیرفته و مالیات بر درآمد صنف سوپرمارکت‌ها و مواد پروتئینی، خرده فروشی‌ها و برخی صنوف دیگر به 8 و نیم درصد کاهش یافت.

    شریفی با بیان اینکه موافقیت با کاهش مالیات برخی صنوف از 10 به 8 و نیم درصد مشمول تمامی فعالان صنفی کشور در این رسته‌ها می‌شود، گفت: باعث خوشحالی است که توانستیم با پیگیری و مساعدت اتاق اصناف تهران بالاخص کمیسیون بیمه و مالیات و همچنین همکاری و همراهی سازمان امور مالیاتی قرمی برای همکاران خود در سراسر کشور برداریم.

    وی در پایان تأکیدکرد: حمایت اتاق اصناف تهران و کمیسیون بیمه و مالیات آن و مساعدت سازمان امور مالیاتی در پذیرش مستندات و ادله ارائه شده برای کاهش مالیات تعدادی از صنوف، قابل تقدیر و قدردانی است.

  • بلایی که مالیات بر ارزش افزوده ۱۰درصدی بر سر قدرت خرید مردم آورد

    بلایی که مالیات بر ارزش افزوده ۱۰درصدی بر سر قدرت خرید مردم آورد

    به گزارش اقتصادران، مجتبی صفایی، رئیس اتاق اصناف ایران درباره افزایش شمار اصنافی که ملزم به دریافت مالیات بر ارزش افزوده ۱۰درصدی از مصرف‌کنندگان هستند، گفت: هر سال به تعداد اصنافی که ملزم به دریافت مالیات ۱۰درصدی بر ارزش افزوده از مصرف‌کنندگان هستند افزوده می‌شود و البته قرار بر این بود این مالیات گره‌های خیلی سختی را از کشور باز کند با این حال من فکر نمی‌کنم این اتفاق افتاده باشد هر چند بخشی از این مالیات در بخش سلامت توزیع می‌شود.

    وی افزود: با این حال زمانی که این لایحه تقدیم مجلس شد اتاق اصناف اعتراضات خود را اعلام کرد.

    رئیس اتاق اصناف ایران اظهار کرد: اینکه اصناف می‌گویند افکار عمومی آمادگی این را ندارد که علاوه بر قیمت کالا ۱۰درصد مالیات بر ارزش افزوده هم به واحد صنفی پرداخت کند حرف درستی است و هر زمان که تغییر در قوانین صورت می‌گیرد موضع‌گیری‌های در برابر آن وجود داشته است.

    وی خاطرنشان کرد: محل هزینه‌کرد مالیات بر ارزش افزوده مشخص است اما وقتی ۱۰درصد مالیات تعیین و رقم آن به هزینه خرید کالا اضافه می‌شود به یقین قدرت خرید مردم پایین می‌آید و این اتفاق به کاهش فروش واحدهای صنفی و افت سود آنها می‌انجامد و این امر به راحتی پذیرفتنی نیست.

    صفایی در نهایت تصریح کرد: با این حال همه ملزم به اجرای قانون هستیم اما خوب است در زمان تصمیم‌سازی مسائل یادشده در نظر گرفته شود.