برچسب: اسکناس درشت

  • بازار زیرزمینی معاملات اسکناس؛ رد پای رانت، قاچاق یا یک بازی بزرگ‌تر؟

    بازار زیرزمینی معاملات اسکناس؛ رد پای رانت، قاچاق یا یک بازی بزرگ‌تر؟

    به گزارش اقتصادران، بازار ارز معمولاً با نوسان قیمت دلار تعریف می‌شود، اما این روز‌ها یک پدیده متفاوت در حال شکل‌گیری است. آنچه امروز در بازار ارز ایران جریان دارد، صرفاً یک نوسان قیمتی نیست، بلکه نشانه‌ای از تغییر در کارکرد پول است. در شرایط عادی، پول ملی نقش واسطه مبادله را ایفا می‌کند و خود آن موضوع معامله قرار نمی‌گیرد. اما در وضعیت فعلی، اسکناس به‌ویژه درشت‌ترین واحد‌های آن، به کالایی تبدیل شده که می‌توان از خرید و فروش آن سود مستقیم کسب کرد.

    گزارش‌ها نشان می‌دهد دارندگان ایران‌چک‌های یک‌میلیونی و ۵۰۰ هزار تومانی، در موقعیت ویژه‌ای قرار گرفته‌اند. آنها می‌توانند در ازای ارائه این اسکناس‌ها، ارز خارجی را با قیمتی به‌مراتب پایین‌تر از نرخ بازار تهیه کنند، اختلافی که در برخی موارد به ۲۰ تا ۲۵ درصد می‌رسد. به‌عبارت دیگر، نوع اسکناس در اختیار خریدار، مستقیماً بر قیمت دلار اثر می‌گذارد.

    این وضعیت عملاً به ایجاد یک «بازار دوگانه» منجر شده است؛ بازاری که در آن، قیمت دلار نه فقط بر اساس عرضه و تقاضای ارز، بلکه بر اساس نوع ابزار پرداخت تعیین می‌شود. به‌عنوان نمونه، اگر نرخ عمومی دلار در محدوده ۱۵۰ هزار تومان باشد، خریدارانی که ایران‌چک یک‌میلیونی دارند، می‌توانند همان دلار را در بازه‌ای حدود ۱۱۵ تا ۱۲۵ هزار تومان خریداری کنند. این شکاف قیمتی، در واقع معادل سودی است که به دارندگان اسکناس درشت تعلق می‌گیرد.

    در سوی دیگر، تقاضا برای خود اسکناس نیز افزایش یافته است. برخی خریداران حاضرند برای به‌دست آوردن حجم مشخصی از پول نقد، تا ۲۰ درصد بیش از ارزش اسمی آن پرداخت کنند. به‌طور مثال، برای دریافت ۲۵۰ میلیون تومان اسکناس، مبلغی در حدود ۳۰۰ میلیون تومان پرداخت می‌شود. این یعنی اسکناس، به‌عنوان یک دارایی، ارزش افزوده پیدا کرده است.

    چنین پدیده‌ای در اقتصاد‌های متعارف بسیار نادر است و معمولاً در شرایطی رخ می‌دهد که دسترسی به ابزار‌های رسمی مبادله محدود شده یا نیاز به انجام مبادلات غیرقابل ردیابی افزایش یافته است. در واقع، افزایش ارزش اسکناس را می‌توان نشانه‌ای از کاهش کارایی یا اعتماد به کانال‌های رسمی مالی دانست.

    از سوی دیگر، گسترش استفاده از ایران‌چک‌های درشت، خود به این روند دامن زده است. چاپ اسکناس‌های با ارزش اسمی بالا، اگرچه در ظاهر به تسهیل مبادلات کمک می‌کند، اما در عمل می‌تواند امکان جابه‌جایی حجم بالای پول را بدون نیاز به سیستم بانکی فراهم کند؛ امکانی که در اقتصاد زیرزمینی اهمیت زیادی دارد.

    در مجموع، آنچه در بازار اسکناس رخ می‌دهد، نشان‌دهنده تغییری مهم در رفتار اقتصادی است؛ تغییری که در آن، «پول» دیگر فقط وسیله مبادله نیست، بلکه به یک ابزار سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت تبدیل شده است.

    پشت‌پرده تقاضای غیرعادی؛ از نیاز واقعی تا فرضیه‌های امنیتی

    افزایش تقاضا برای اسکناس، به‌ویژه در این ابعاد، بدون محرک‌های جدی امکان‌پذیر نیست. بررسی داده‌ها و اظهارنظر کارشناسان نشان می‌دهد که این پدیده می‌تواند حاصل هم‌زمان چند عامل مختلف باشد.

    نخستین نشانه‌ها از افزایش تقاضای پول نقد، به ماه‌های گذشته و به‌ویژه مناطق مرزی بازمی‌گردد. در آن مقطع، گزارش‌هایی از افزایش نیاز به اسکناس برای انجام مبادلات روزمره منتشر شد. این موضوع می‌توانست ناشی از اختلال در دسترسی به خدمات بانکی یا افزایش فعالیت‌های تجاری غیررسمی در این مناطق باشد.

    اما آنچه اکنون مشاهده می‌شود، فراتر از یک نیاز مصرفی است. برخی تحلیل‌ها، این روند را به افزایش نقش ریال در برخی مبادلات منطقه‌ای مرتبط می‌دانند. به‌عنوان مثال، اگر بخشی از پرداخت‌ها مانند عوارض یا هزینه‌های خاص به‌صورت ریالی انجام شود، بازیگران خارجی که دسترسی مستقیم به سیستم بانکی ایران ندارند، ناچار به تأمین اسکناس از بازار آزاد خواهند شد.

    در کنار این، فرضیه‌ای نیز وجود دارد که افزایش تقاضا برای ریال را به رفتار انتظاری فعالان بازار نسبت می‌دهد. بر اساس این دیدگاه، برخی معامله‌گران در داخل و خارج از کشور، با پیش‌بینی تقویت احتمالی ریال، اقدام به خرید آن کرده‌اند. چنین رفتاری در مقاطع مشابه تاریخی، از جمله در برخی کشور‌های منطقه، مشاهده شده است.

    با این حال، نگاه بدبینانه‌تری نیز مطرح است. در این چارچوب، افزایش تقاضا برای اسکناس، بیش از آن‌که ریشه اقتصادی داشته باشد، به نیاز برای انجام مبادلات غیرقابل ردیابی مرتبط است. پول نقد، به‌ویژه در قالب اسکناس‌های درشت، این امکان را فراهم می‌کند که حجم بالایی از منابع مالی بدون ثبت در سیستم رسمی جابه‌جا شود. این ویژگی، آن را به ابزاری جذاب برای فعالیت‌هایی مانند قاچاق، پول‌شویی و فرار مالیاتی تبدیل می‌کند.

    برخی تحلیلگران حتی به سناریو‌های امنیتی اشاره می‌کنند. در این سناریوها، جمع‌آوری گسترده پول نقد می‌تواند در شرایط خاص مانند اختلال در شبکه‌های بانکی به افزایش آسیب‌پذیری اقتصادی منجر شود. هرچند این فرضیه‌ها نیازمند بررسی دقیق‌تر است، اما طرح آنها نشان‌دهنده حساسیت موضوع است.

    در نهایت، آنچه اهمیت دارد، این است که افزایش تقاضا برای اسکناس، صرف‌نظر از علت آن، نشانه‌ای از تغییر در الگوی مبادلات اقتصادی است، تغییری که می‌تواند پیامد‌های بلندمدتی برای ساختار مالی کشور به همراه داشته باشد.

    اقتصاد زیرزمینی در سایه اسکناس؛ از رانت بانکی تا ریسک برای مردم

    گسترش معاملات اسکناس، علاوه بر ابهام در ریشه‌ها، پیامد‌های قابل‌توجهی نیز به همراه دارد که نمی‌توان از آنها چشم‌پوشی کرد.

    یکی از مهم‌ترین این پیامدها، ایجاد زمینه برای رانت در دسترسی به اسکناس‌های درشت است. در شرایطی که این اسکناس‌ها با قیمتی بالاتر از ارزش اسمی معامله می‌شوند، دسترسی به آنها می‌تواند به یک فرصت سودآور تبدیل شود. این موضوع به‌ویژه در مورد افرادی که به منابع رسمی توزیع اسکناس دسترسی دارند – مانند برخی کارکنان شبکه بانکی – اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

    در چنین شرایطی، حتی دسترسی به تعداد محدودی ایران‌چک می‌تواند سود قابل‌توجهی ایجاد کند. این مسئله، خطر بروز فساد و سوءاستفاده را افزایش می‌دهد و می‌تواند اعتماد به نظام بانکی را تحت تأثیر قرار دهد.

    از سوی دیگر، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد بخشی از اسکناس‌های در حال معامله، به‌صورت بسته‌های نو و با سریال‌های مرتب عرضه می‌شوند. این موضوع، پرسش‌هایی درباره نحوه توزیع این اسکناس‌ها و احتمال وجود مسیر‌های غیررسمی در شبکه توزیع ایجاد کرده است.

    اما پیامد‌ها به اینجا ختم نمی‌شود. ورود مردم عادی به این بازار نیز با ریسک‌های جدی همراه است. در بسیاری از این معاملات، تبادل پول از طریق حساب‌های بانکی انجام می‌شود. در صورتی که یکی از طرفین معامله درگیر فعالیت‌های غیرقانونی باشد، این موضوع می‌تواند برای طرف مقابل نیز تبعات حقوقی ایجاد کند.

    علاوه بر این، گردش پول در کانال‌های غیرشفاف، به‌طور کلی به گسترش اقتصاد زیرزمینی منجر می‌شود. وقتی مبادلات خارج از سیستم رسمی انجام می‌شود، امکان رصد و کنترل آن کاهش می‌یابد. این مسئله، زمینه را برای رشد فعالیت‌های غیرقانونی فراهم می‌کند و می‌تواند به تضعیف ساختار اقتصادی منجر شود.

    در سطح کلان، ادامه این روند می‌تواند سیاست‌های پولی را نیز با چالش مواجه کند. بانک مرکزی برای مدیریت نقدینگی، نیاز به داده‌های دقیق از گردش پول دارد. اما وقتی بخش قابل‌توجهی از مبادلات به‌صورت نقدی انجام شود، این داده‌ها ناقص خواهد بود و کارایی سیاست‌گذاری کاهش می‌یابد.

    در نهایت، بازار داغ اسکناس را نمی‌توان صرفاً یک پدیده مقطعی دانست. این روند، نشانه‌ای از تغییر در رفتار اقتصادی و افزایش نقش مبادلات غیررسمی است؛ تغییری که اگر کنترل نشود، می‌تواند به چالشی جدی برای اقتصاد کشور تبدیل شود.

  • چرا یکباره طرفداران اسکناس درشت زیاد شدند؟!

    چرا یکباره طرفداران اسکناس درشت زیاد شدند؟!

    به گزارش اقتصادران، جنگ ایالات متحده آمریکا و اسرائیل علیه ایران اگرچه در سطح کلان با پیامدهای آشکار ژئوپلیتیک، امنیتی و اقتصادی همراه بوده، اما لایه‌های عمیق‌تری از اثرگذاری آن در بازار پول و ارز ایران در حال شکل‌گیری است. یکی از این لایه‌ها، تغییر در الگوهای تقاضا برای پول فیزیکی، به‌ویژه اسکناس‌های درشت (تراول‌های ۵۰۰هزار و یک‌میلیون تومانی) است.

    تغییری که از سه منشأ تغذیه می‌شود: افزایش نااطمینانی ناشی از جنگ، گسترش فعالیت‌های غیررسمی مانند قاچاق سوخت و تشدید انگیزه‌های فرار مالیاتی.

    قاچاق سوخت و جهش تقاضا برای تراول

    افزایش قیمت جهانی نفت و فرآورده‌ها، در کنار جهش قیمت سوخت در کشورهای همسایه مانند پاکستان، سودآوری قاچاق را به شدت بالا برده است. در سمت دیگر، تشدید کنترل‌های امنیتی، استقرار ایست‌های بازرسی و سخت‌گیری در مرزها، هزینه و ریسک عملیاتی قاچاق را نیز افزایش داده است.

    در چنین محیطی، نیاز به ابزار پرداختی که قابل حمل، سریع، خارج از نظارت و غیرقابل ردیابی باشد، به شدت افزایش می‌یابد.  اینجاست که تراول‌های درشت وارد معادله می‌شوند.

    از سوی دیگر، برخلاف تراکنش‌های بانکی، هیچ ردپای دیجیتال از خود برجای نمی‌گذارند. این ویژگی‌ها آنها را به ابزار ایده‌آل برای پول‌شویی و تسویه معاملات قاچاق، به‌ویژه در مسیرهای مرزی شرق کشور، تبدیل کرده است.

     تراول؛ ابزار فرار مالیاتی

    اسکناس‌های درشت، به‌ویژه تراول‌ها، بستر مناسبی برای تسهیل فرار مالیاتی فراهم می‌کنند؛ زیرا ذاتا خارج از شبکه‌های ثبت و رصد رسمی عمل می‌کنند.

    این ویژگی به فعالان اقتصادی به‌ویژه در بخش‌های غیررسمی یا خاکستری امکان می‌دهد بخشی از درآمد واقعی خود را پنهان کرده و از شمول مالیات خارج کنند. در شرایطی که فشارهای مالیاتی یا نظارتی افزایش می‌یابد، تمایل به استفاده از پول نقد درشت نیز بیشتر می‌شود. به این ترتیب، تراول‌ها نه‌تنها ابزار مبادله، بلکه ابزار مدیریت ریسک مالیاتی نیز شده‌اند.

     نااطمینانی و بازگشت پول فیزیکی به مرکز مبادله

    عامل سوم در افزایش تقاضا و خروج تراول‌ها از بازار، افزایش نااطمینانی سیستماتیک ناشی از جنگ است. در شرایط عادی، پول بانکی (سپرده‌ها و کارت‌ها) به‌دلیل سهولت استفاده و امنیت، بر پول نقد برتری دارد. اما در شرایط بحران، این رابطه معکوس می‌شود.

    نگرانی از اختلال در شبکه بانکی، حملات سایبری، محدودیت‌های برداشت یا حتی قطع موقت سیستم پرداخت، باعث می‌شود افراد و فعالان اقتصادی ترجیح دهند بخشی از دارایی خود را به شکل پول نقد نگهداری کنند.

    این تغییر نگرش، تقاضا برای اسکناس‌های درشت را به‌طور مضاعف افزایش داده است؛ زیرا در شرایط بحران، افراد ترجیح می‌دهند با حداقل حجم فیزیکی، حداکثر قدرت خرید را در اختیار داشته باشد.

    برآیند این دو نیرو یعنی رشد قاچاق سوخت و افزایش نااطمینانی، در بازار ارز به شکل یک پدیده کم‌سابقه بروز کرده است: فروش دلار با قیمتی پایین‌تر از نرخ بازار، به شرط دریافت تراول.

    درحالی‌که نرخ دلار در بازار آزاد در محدوده ۱۵۰هزار تومان قرار دارد، گزارش‌ها از معاملات ۱۱۶ تا ۱۲۶هزار تومانی خبر می‌دهند؛ اما فقط در صورتی که پرداخت با تراول‌های درشت انجام شود. این اختلاف ۳۰ تا ۳۵هزار تومانی را نمی‌توان با منطق معمول بازار ارز توضیح داد. اینجا با مفهومی مواجهیم که می‌توان آن را «پریمیوم نقدشوندگی معکوس» نامید.

    در واقع، فروشنده حاضر است تخفیف قابل‌توجهی روی دلار بدهد؛ چون آنچه دریافت می‌کند (تراول)، برای او ارزشی فراتر از ارزش اسمی‌اش دارد. این ارزش اضافی ناشی از همان ویژگی‌هایی است که پیش‌تر ذکر شد: قابلیت حمل، عدم ردیابی و امکان استفاده در شبکه‌های غیررسمی.

    این یک سیگنال بسیار مهم است؛ زیرا نشان می‌دهد بخشی از کارکرد پول ملی از سیستم رسمی به یک اکوسیستم غیررسمی منتقل شده است.

    این پدیده همچنین نشان‌دهنده شکل‌گیری تدریجی یک «بازار موازی پول» است؛ بازاری که در آن تسویه‌ها خارج از شبکه بانکی انجام می‌شود و اسکناس فیزیکی نقش ستون فقرات مبادلات را ایفا می‌کند. چنین بازاری معمولا در اقتصادهای تحت تحریم، جنگ یا بحران‌های عمیق نهادی شکل می‌گیرد.

  • بلایی که اسکناس‌های درشت سر اقتصاد ایران می آورند

    بلایی که اسکناس‌های درشت سر اقتصاد ایران می آورند

    به گزارش اقتصادران، با توجه به کاهش ارزش اسکناس‌های کنونی در مبادلات، وجود اسکناس‌های درشت که قابلیت پوشش معاملات را داشته باشد، یک ضرورت محسوب می‌شود؛ موضوعی که در تمام اقتصادهای دنیا نیز وجود دارد و تنها در اقتصادهای با تورم چندرقمی که برای مبادلات روزانه نیاز به حجم بالایی از اسکناس است، پول کاغذی از معاملات حذف شده است.

    برخی منتقدان عنوان می‌کنند که چاپ اسکناس درشت باعث افزایش حجم پول می‌شود؛ درحالی‌که این امر یک موضوع فنی است و هیچ اثری بر متغیرهای پولی و تورم ندارد. درحالی‌که بی‌ارزش شدن اسکناس و ایران‌چک‌های موجود هزینه چاپ آنها را افزایش داده، مقتضی است سیاستگذار با چاپ اسکناس و ایران‌چک‌های درشت‌تر، نسبت اسکناس در معاملات روزانه کشور را به سطح استاندارد جهانی افزایش دهد.

    به دنبال برخی گمانه‌زنی‌ها در رابطه با انتشار ایران‌چک‌های ۵۰۰هزارتومانی از سوی بانک‌مرکزی، «دنیای‌اقتصاد» این موضوع را از این نهاد پیگیری کرد که مطابق این پیگیری‌ها به‌نظر می‌رسد بانک‌مرکزی هنوز تصمیمی برای رونمایی از اسکناس‌های جدید ندارد. فارغ از درست یا نادرست‌بودن این خبر، به نظر می‌رسد اقتصاد ایران در شرایطی قرار دارد که انتشار اسکناس‌های درشت در آن یک ضرورت به‌شمار می‌رود.

    روز گذشته خبری در یک پایگاه خبری منتشر شد که از برنامه بانک‌مرکزی برای ورود ایران‌چک‌های ۵۰۰هزارتومانی به بازار خبر می‌داد. پیگیری‌های «دنیای‌اقتصاد» از بانک‌مرکزی نشان می‌دهد سیاستگذار پولی کشور هنوز تصمیمی برای افزایش ارزش اسمی اسکناس‌‎های موجود در بازار ندارد.  با‌این‌حال بسیاری از کارشناسان بر جای خالی اسکناس‌های درشت در اقتصاد ایران تاکید می‌کنند. یکی از دلایل این موضوع این است که طی سال‌های گذشته، با افزایش تورم، هزینه چاپ برخی از  اسکناس‌های موجود از ارزش‌ریالی آنها پیشی‌گرفته و عملا چاپ اسکناس جدید را غیراقتصادی می‌کند.

    افت ارزش اسکناس‌های موجود

    به عبارت دیگر، طی دهه‌۹۰ با افزایش مداوم تورم و جهش‌های ارزی که رخ‌داد، قدرت خرید‌ریال در مقابل سایر ارزها، افت شدیدی را تجربه کرد. برای مثال در مهرماه سال‌۹۷ که بزرگ‌ترین شوک ارزی تاریخ اقتصاد ایران رخ‌داد، رشد نقطه‌به‌نقطه دلار در داخل کشور ۲۷۱درصد بوده‌است، یعنی ارزش این اسکناس خارجی در مقابل ریال حدود ۳‌برابر شد و هر دلار از ۴هزار‌تومان به ۱۴هزار و ۷۰۰تومان رسید. امروز نیز با درشت‌ترین اسکناس موجود که همان اسکناس ۱۰۰هزارتومانی است، تنها می‌توان کمی بیش از یک دلار و نیم خریداری کرد.

    همین موضوع ضرورت چاپ اسکناس‌های درشت را پررنگ‌تر می‌کند. در همین رابطه یکی دیگر از مشکلاتی که ریز‌بودن اسکناس‌ها در ایران به‌وجود می‌آورد، تا حدودی جنبه اجتماعی دارد. بارها دیده‌شده افرادی از خارج کشور به ایران سفر می‌کنند و قصد تبدیل پول خود به‌ریال را دارند، برای مثال به ازای یک اسکناس ۱۰۰دلاری یا ۱۰۰یورویی، حجم بالایی اسکناس‌ریالی دریافت می‌کنند که همین موضوع می‌تواند به وجهه بین‌المللی اقتصاد ایران ضربه وارد کند. به‌دنبال این موضوع در صورتی‌که اسکناس‌های درشت چاپ شوند این مساله تا حدودی کمرنگ خواهد شد.

     

    غیراقتصادی‌بودن چاپ اسکناس‌های ریز

    از سوی دیگر، یکی از مواردی که این مشکل در آن مشهود است، معضل تامین اسکناس خودپردازهاست. در مواقعی که تقاضاها افزایش می‌یابد، مانند روزهای پایانی سال، بارها پیش‌آمده که متقاضیان به خودپردازهای متعددی مراجعه کرده‌اند و با نبود اسکناس مواجه شده‌اند. در بسیاری از مواقع هم اسکناس‌های ریز در خودپردازها وجود نداشته و تنها اسکناس‌های ۵۰ و ۱۰۰هزار‌تومانی موجود است. بانک‌مرکزی در همین رابطه تاکید کرده‌است که در بسیاری از موارد، هزینه چاپ برخی  اسکناس‌ها از ارزش آنها بیشتر شده و به همین دلیل چاپ اسکناس جدید دیگر صرفه اقتصادی ندارد.

    در چنین شرایطی چاپ اسکناس درشت می‌تواند این مساله را برطرف کند. یکی از ابهاماتی که در این رابطه می‌توان به آن اشاره کرد، امکان ردیابی معاملات افرادی که به قصد اخلال در بازارها فعالیت می‌کنند با اسکناس‌های ریز است. در پاسخ به این ادعا باید گفت کسانی که در بازار فعالیت‌های سفته‌بازانه انجام می‌دهند، حجم بالایی معاملات دارند که در عمل نمی‌توانند از اسکناس استفاده کرده و معاملات خود را به‌صورت نقدی انجام دهند، بنابراین این ایراد به چاپ اسکناس درشت نیز بلاموضوع است.

    چاپ اسکناس درشت تورم‌زاست؟

    اما شاید بتوان مهم‌ترین مخالفتی را که با انتشار اسکناس‌های جدید مطرح می‌شود تورم‌زا‌بودن آن عنوان کرد. در همین رابطه برخی این نگرانی را مطرح می‌کنند که چاپ اسکناس‎های جدید می‌تواند اثرات تورم‌زا برای اقتصاد داشته‌باشد. دلیل این ادعا اثر نقدینگی در افزایش تورم به‌عنوان یک موتور اصلی رشد سطح عمومی قیمت‌ها مطرح می‌شود. در رابطه با این موضوع باید تاکید کرد که از سال‌۱۳۹۹که اسکناس جدیدی در اقتصاد ایران رونمایی نشده‌است، همچنان شاهد رکوردشکنی‌های تورمی بوده‌ایم.

    از سوی دیگر بسیاری از اقتصادهای پیشرفته که اسکناس‌های درشتی در آنها مبادله می‌شود، تورم‌های پایینی دارند، بنابراین نمی‌توان گفت این اقدام می‌تواند به رشد تورم دامن بزند. به‌عبارت دیگر، آنچه می‌تواند روند تورمی فعلی را مهار کند، توجه به بی‌انضباطی مالی و بودجه‌ای دولت، کاهش هزینه‌ها و به‌طور کلی مقابله با کسری‌بودجه است. همچنین لازم است در همین راستا اصلاحات گسترده در نظام بانکی صورت پذیرد تا خلق نقدینگی و تشدید تورم از این مسیر کنترل شود. به‌عبارت دیگر آنچه موافقان انتشار اسکناس‌های جدید و درشت بر آن تاکید می‌کنند این است که عوامل اثرگذار بر تورم را باید در جای دیگری ردیابی کرد و این اقدام نمی‌تواند بر افزایش تورم اثرگذار باشد.  د ر حال حاضر  به نظر نمی‌رسد اقتصاددانان ارتباطی میان تورم  با ارزش اسکناس‌ها پیدا کرده باشند.