برچسب: اسحاق جهانگیری

  • شرایط مردم دشوار است / هیچ‌کس نمی‌داند برای آینده چه باید بکند؟

    شرایط مردم دشوار است / هیچ‌کس نمی‌داند برای آینده چه باید بکند؟

    به گزارش اقتصادران، روزنامه هم میهن نوشت: اسحاق جهانگیری در ۴ سال نخست ریاست‌جمهوری حسن روحانی در مقام معاون اول چهره‌ای تازه از این منصب ارائه کرد. او با اختیاراتی که از سوی رئیس دولت به او تفویض شده بود در اداره دولت یازدهم نقش قابل اعتنایی داشت.

    رودررویی او با طیف‌های تندرو اصولگرایان در چهار سال یادشده و نیز در دولت دوازدهم به دلیل افشای برخی از مسائل به‌ویژه رفتارهای دولت‌های احمدی‌نژاد در چگونگی هزینه‌کرد صدها میلیارد دلار درآمد صادراتی و نیز افشاگری درباره بابک زنجانی و دیگر فسادهای اقتصادی، جهانگیری را به یکی از هدف‌های اصلی تندروها تبدیل کرده است.

    این سیاستمدار باسابقه که در دولت مرحوم رئیسی منصبی نگرفت و گویا در برخی مسائل کلی به ندرت مورد مشورت بود، در دولت چهاردهم نیز همچنان در حاشیه قرار دارد. وی در این مدت اما توانست رخدادهایی که در ۸ سال معاونت اولی در سپهر سیاست جمهوری‌اسلامی رخ داده بود را در کتاب بازگو کند.

    هفته گذشته بود که در مراسمی نسبتاً مهم از این کتاب رونمایی شد و باید منتظر باشیم تا نقدهایی که خوانندگان دارند نیز منتشر شود. اسحاق جهانگیری که در سخنان خود همیشه با احتیاط برخی مسائل نهان را بر زبان می‌آورد در مراسم رونمایی از کتاب خود نکاتی را گفت که اهمیت دارد.

    یکی از مهمترین نکاتی که بسیار هم ترسناک است و در داوری جهانگیری بر زبان آمد این بود که: «شرایط مردم دشوار است. نمی‌توانیم در قفسی جدا از مردم زندگی کنیم. این شرایط دشوار با شرایط «نه جنگ و نه صلح» دشوارتر شد. هیچ‌کس نمی‌داند برای آینده چه باید بکند. اسنپ‌بک و برگشت تحریم‌ها شرایط را پیچیده‌تر کرده است. ناترازی‌های جدی در بخش‌های مختلف وجود دارد و کشور نیازمند اصلاحات اقتصادی است که نمی‌توان آن را عقب انداخت.» بخش ترسناک سخنان جهانگیری به مثابه یکی از مدیران تراز نخست جمهوری اسلامی که در مناصب گوناگون از استانداری تا وزارت و نیز معاونت اول رئیس‌جمهور در این نظام فعالیت کرده این است که «هیچکس نمی‌داند برای آینده چه باید بکند.»

    اگر چنین است که سیاستمداری در اندازه اسحاق جهانگیری که بیشتر وقت‌ها با احتیاط سخن می‌گوید در یک نشست که در کانون توجه بوده است می‌گوید «هیچکس نمی‌داند برای آینده چه باید بکند» باید بدانیم که روزگار ایران از آنچه تصور می‌کنیم مبهم‌تر است. واقعیت این است که این داوری ترسناک جهانگیری در سپهر اقتصاد سیاسی کشور مابه‌ازای عینی دارد.

    در شرایط حاضر و درحالی که نرخ تورم فزاینده‌تر از سال‌های پیش به سوی بالاتر از ۵۰ درصد می‌رود و در وضعیتی که رشد اقتصادی برای امسال دوباره منفی می‌شود و در روزهایی که تراز تجاری کشور بدون استفاده از درآمد نفت هر سال بیشتر می‌شود و اگر درآمد نفت با آسیب روبه‌رو شود تامین غذای ایرانیان سخت و سخت‌تر خواهد شد، باید عبارت برزبان آمده از سوی جهانگیری را در کانون توجه قرار دهیم.

    ایران و ایرانیان همانند همه شهروندان جهانی می‌خواهند زندگی عادی داشته باشند و بنا به قول باهنر – از چهره‌های استخوان خردکرده اصولگرایان – ۹۰ درصد ایرانیان می‌خواهند زندگی کنند و با سیاست کاری ندارند.

     

  • نمی‌توانستیم ۲ تا کشتی گازوئیل بیاوریم که این طور مضحکه دیگران نشویم؟!

    نمی‌توانستیم ۲ تا کشتی گازوئیل بیاوریم که این طور مضحکه دیگران نشویم؟!

    به گزارش اقتصادران، اسحاق جهانگیری معاون اول دولت‌های یازدهم و دوازدهم، در بخشی از سخنرانی خود در کنگره ناترازی انرژی و راهکار‌ها در پژوهشگاه نفت و نیرو، گفت: من برخی مسائل را نمی‌توانم پیش خودم نگه دارم و راجع به آن سکوت کنم. از جمله موضوعی که به نهاد‌های موثر گفتم، راجع به نحوه مدیریت سوخت در زمستان امسال بود.

    جهانگیری گفت: آیا بطور مثال نمی‌توانستیم ۲ تا کشتی گازوئیل بیاوریم که سوخت نیروگاه‌ها را تأمین کنیم و این طور مضحکه دیگران نشویم؟ من معتقد بودم هرکس سهل‌انگاری انجام داده، حتی اگر چشم بنده باشد، باید بابت این وضع برکنار می‌شد. بخشی از مدیریت همین‌هاست؛ مدیریت تشویق و تنبیه دارد.

    او خاطرنشان کرد: هر مدیری، چه از دولت قبل چه در همین دولت، اگر سهل‌انگاری کرده و نتوانسته برای این وضع تدبیر کند، باید بازخواست شود؛ وگرنه در سال بعد اتفاقات بدتری خواهیم داشت.

  • والله  که از ردصلاحیت نمی‌ترسم / من همه اطلاعات اداره کشور را دارم!

    والله که از ردصلاحیت نمی‌ترسم / من همه اطلاعات اداره کشور را دارم!

    به گزارش اقتصادران، اسحاق جهانگیری، چهره شاخص حزب کارگزاران سازندگی در گفتگویی که اخیر  داشت به سوالاتی درباره دولت پزشکیان پاسخ داد.

    از او درباره اینکه آیا پیشنهادی از سوی دولت چهاردهم داشته پرسیدیم، درباره نوع ارتباطش با این دولت و …

    معاون اول دولت روحانی، مسعود پزشکیان را فرد بسیار ساده، شجاع و به‌قول معروف بی غل و غش می‌داند و می گوید گاهی مشورت هایی به دولت می دهد.

    بخش کوتاهی از این گفتگو که پیشتر با مشروح آن با تیتر « جهانگیری: روزهای سختی در پیش است/ راهی جز مذاکره نداریم/ به پزشکیان گفتم خودت باش/ نمی توانند دلایل ردصلاحیتم را بگویند/ گفتم سهمیه فردی بنزین بدهید » منتشر شده بود را بخوانید.

    *******

     

    *آقای جهانگیری! شما از آقای پزشکیان برای حضور در دولت چهاردهم پیشنهادی داشتید؟

    خیر.

    *چه پیشنهادی می‌دادند، شما قبول می‌کردید؟ 

    هیچ‌ پیشنهادی را قبول نمی کردم.

    *یک دلیلش می‌تواند این باشد که شما خودتان را درجایگاه کاندیدای ریاست جمهوری می‌دیدید؟

    خیر، اگر همین حالا هم به من گفته شود که کار کوچکی در حد یک معاون وزیر انجام بده و برداشتم این باشد که کار زمین مانده‌ای است و حکومت از من می‌خواهد آن را انجام دهم و اگر پاسخ ندهم به مردمم خیانت کرده‌ام، انجامش خواهم داد.

    معتقدم اولاً اطراف آقای پزشکیان به اندازه کافی نیرو وجود دارد، که می‌توانند از آنها استفاده کند. دوماً به حق یا ناحق فضایی را فراهم کردند که ایشان قرار است دولت سوم روحانی را تشکیل دهد و این موضوع با رفتن من خیلی پررنگ می‌شد. نمی‌خواستم آقای پزشکیان پیشنهادی دهد که من مجبور شوم «نه» بگویم که این اشکال به ایشان جدی شود.

    قسم خوردم که والله از ردصلاحیت نمی‌ترسم

    با این‌که از نظر من اشکال نداشت و شعاری برای چند صباحی بود، ولی بالاخره دولت باید تا جایی که می‌تواند باید از حواشی موجود فاصله بگیرد. من خوشحال بودم و فکر می‌کردم که دوره سختی است. این که شما اشاره به کاندیداتوری ریاست جمهوریم کردید. دوستان، از جمله آقای خاتمی و دیگران مدام به من اصرار می‌کردند که کاندیدا شوم، اما من قبول نمی‌کردم. به همین دلیل فکر می‌کردند من از رد شورای نگهبان می‌ترسم. یکی از دوستان در جلسه‌ای عصبانی شد و یکی از اعضای شورای نگهبان را نام برد که فلانی کیست که بخواهد تو را رد کند؟ و چرا برایت مهم است.

    من کم قسم می‌خورم، اما آن‌جا مجبور شدم و قسم خوردم که والله نمی‌ترسم. اصلاً برایم مطلوب‌ترین حالت این است که بیایم و رد شود؛ چون هم به مردم جواب داده‌ام که من آمدم و چیزی که در توانم بود را عرضه کردم، اما شورای نگهبان ردم کرد. بیشتر به این فکر می‌کنم که بیایم، تایید شوم و رییس جمهور شوم. تمام سلول‌های بدنم با این فکر درد می‌گیرد. ممکن است یک نفر نداند که قرار است وارد چه صحنه‌ای شود و فقط می‌خواهد رییس جمهور شود، اما من‌ می‌دانم و فکر می‌کنم تعبیرش را در همان روز به کار بردم و گفتم: مشکلات به حدی است که من فکر می‌کنم اگر رییس جمهور شوم، شش ماه بعدش همین مردم به خیابان می‌آیند و شعار می‌دهند مرگ بر فلانی! استعفا! استعفا! چون به کس دیگری که نمی‌توانند بگویند به رییس جمهور می‌گویند. لذا از نظر خودم دوره سختی است. هرکسی رییس جمهور می‌شد، شرایط سختی بود. خداراشکر کسانی کاندیدا شدند که اطلاعات کمتری از اوضاع کشور داشتند. فکر می‌کردند، رییس جمهور می‌شوند.

    *یعنی فکر می‌کنید آقای پزشکیان هم نمی‌دانست دارد وارد چه شرایطی می‌شود؟

    خیر، او بهرحال این حد از اطلاعات من را نداشت. فکر می‌کنم شاید من منحصر به فرد بودم. به هرحال من همه اطلاعات اداره کشور را دارم. همین حالا هم فکر می‌کنم نسبت به همه مسئولین، حتی آن‌هایی که سرکار هستند، اطلاعاتم بیشتر است.

    دولت پزشکیان از من مشورت هم می گیرد

    * دولت آقای پزشکیان از شما مشورت هم می‌گیرد؟

    بله.

    به پزشکیان گفتم خودت باش و به حرف های دیگران گوش نده

    *برای همان نسخه‌های مربوط به اقتصاد، دیپلماسی و سیاست؟

    بله، در هرجا که نیاز باشد. اولاً با آقای پزشکیان راحت و رفقیم. رفیق قدیمی هستیم. من آقای پزشکیان را بسیار فرد ساده، شجاع و به‌قول معروف بی غل و غش می‌دانم. او واقعاً همین است که نشان می‌دهد.
    در دوران انتخابات هم می‌گفتم: خودت باش و به حرف هایی که دیگران می گویند گوش نده. خودت باش تا مردم بیشتر دوستت داشته ‌باشند. آقای پزشکیان در حال حاضر رییس جمهور ایران است و بالاخره مجبور است برای برق، نفت و بنزین و … راهکار داشته باشد. دیگر آقای پزشکیان با ویژگی‌هایی که ما می‌گوییم، کفایت نمی‌کند. مردم می‌خواهند آقای پزشکیان کشور را از این دوره عبور دهد.

  • جلیلی تا به حال یک کارخانه ساخته است که از رشد ۸ درصدی حرف می زند؟

    جلیلی تا به حال یک کارخانه ساخته است که از رشد ۸ درصدی حرف می زند؟

    به گزارش اقتصادران، اسحاق جهانگیری، معاون اول حسن روحانی در دولت های یازدهم و دوازدهم در روزی مهمان «کافه خبر» خبرگزاری خبرآنلاین بود که در بیم و نگرانی «قطع برق» بودیم، برق نرفت و او در گپ و گفتی سه ساعته مقابل دوربین خبرآنلاین، هم از تحریم ها حرف زد هم از برجام، هم به نقد برنامه های توسعه پرداخت هم از آرزویش برای توسعه ایران گفت.

    او صریح و بدون تعارف به نقد اقلیت تندرو پرداخت، همان ها که می گوید تعدادشان کم اما صدایشان بلند است، ورودی به ادعاهای علی شمخانی درباره برجام و دولت روحانی نمی کند و با خنده می گوید ما را وارد دعوا نکنید.

    از روزی که وزیر صنایع بود و پیکان را به موزه سپرد حرف زد، از ردصلاحیتش در دو انتخابات ریاست جمهوری گفت، از مشورت با رهبری برای کاندیداتوری و البته رابط بودنش بین اصلاح طلبان و بیت رهبری.

    پای ترامپ، بشار اسد، نتانیاهو و حتی اردوغان هم به این گفتگو باز شد. بغض کرد وقتی از آیت الله هاشمی حرف زدیم و البته سردار شهید سلیمانی.

    در ادامه برش هایی کوتاه از این گفتگوی تصویری در «کافه خبر» خبرگزاری خبرآنلاین را می خوانید و مشروح این گفتگو منتشر خواهد شد.

    ********

    اسحاق جهانگیری، چهره شاخص اصلاح طلب که در دولت های حسن روحانی در جایگاه معاون اولی ایفای مسئولیت کرد با تاکید براینکه «با دعوا در اداره کشور موافق نیستم»، گفت:  معتقدم که فصل دعوا، فصل انتخابات است. شاید دعوا تعبیر خوبی نباشد. فصل نقد و تندی به یک‌دیگر فصل انتخابات است. هرکسی حرفی در نقدِ نقطه مقابلش یا در اثبات خودش داشته باشد، وقتش زمان انتخابات است. چه انتخابات مجلس باشد یا ریاست جمهوری. بعد از انتخابات فصل کار است. هر گروهی که روی کار می‌آید باید آن‌قدر بلوغ داشته ‌باشد که بداند فردی که روی کار آمده، حالا رئیس جمهور است و رئیس جمهور همه ما است، حتی اگر ما مخالفش بودیم ولی رای آورده ‌است و باید کمکش کنیم که بتواند کشور را اداره کند.

    نمی توانیم بگوییم چون مقاومت می کنیم پس شرایط تحریمی ادامه پیدا کند

    «تحریم» از دیگر مباحثی بود که جهانگیری پیرامون آن مفصل اظهارنظر کرد. او گفت: «۱۴-۱۵ سال است که گرفتار تحریم‌های مختلف هستیم که همه زندگی مردم ایران را تحت‌تاثیر قرار داده ‌است. ما نمی‌توانیم بگوییم که چون مقاومت می‌کنیم، این شرایط می‌تواند ادامه پیدا کند، نتیجه‌ این شرایط همین قطعی‌ برق می‌شود. شرایط فعلی در برق و گاز و ناترازی‌های انرژی یکی از تبعات و دستاوردهای این تحریم است. به مردم ایران ظلم کردند. ما به‌عنوان مسئولین کشور نباید خواب راحت داشته ‌باشیم وقتی می‌بینیم که تحریم جلوی مردم است. باید از تمام ابزارهای قدرت استفاده می شد و با نهایت عزت می‌رفتند، مذاکره می‌کردند و معضل تحریم ها را حل می‌کردند.

    وی گفت: اگر ما مشکلات را حل نکنیم و فکر کنیم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد، درست نیست. بله، ممکن است در زندگی‌های ما هیچ اتفاقی نیفتد، ولی تحریم کشوری را ضعیف می‌کند و از صحنه سیاست بین‌الملل کم‌رنگ می‌کند و قدرتش را از بین می‌برد. اگر براساس تعبیری که رهبری فرمودند:«ایران قوی»، قرار باشد ایران کشوری قدرت‌مند باشد، فقط از طریق عرصه نظامی این مهم اتفاق نمی افتد. مولفه‌ اقتصادی یکی از مولفه‌های قدرت ایران است، که اتفاقاً مولفه بسیار مهمی است. مولفه مردم ایران، یکی دیگر از مولفه‌های قدرت است، که بزرگ‌ترین سرمایه برای افزایش قدرت کشور است.

    در تحریم بودن افتخار نیست

    عضو شاخص حزب کارگزاران سازندگی گفت: برخی می‌گویند:«اتفاق خاصی نیفتاده و ما از اول انقلاب در تحریم هستیم.» بله، ما از اول انقلاب در تحریم هستیم، ولی افتخاری نیست، تحریم‌ها هم با هم فرق می‌کنند.

    هیچ پیشنهادی از پزشکیان برای حضور در دولت نداشتم

    « آقای جهانگیری! از آقای پزشکیان برای حضور در دولت چهاردهم پیشنهادی داشتید؟» این سوال دیگری بود که از جهانگیری در «کافه خبر» پرسیدیم و او گفت:  خیر. هیچ‌ پیشنهادی را هم قبول نمی کردم، زیرا…

    او در همین بخش گریزی نیز به کاندیداتوری خود در سه دوره انتخابات نیز زد، سه دوره ای که تنها یکبار آن با تایید صلاحیت روبرو بود و جهانگیری دوبار نیز از سوی شورای نگهبان ردصلاحیت شد.

    قسم خوردم که والله از ردصلاحیت نمی ترسم اما…

    او درباره آخرین دور کاندیداتوری اش در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۳، گفت: دوستان، از جمله آقای خاتمی و دیگران مدام به من اصرار می‌کردند که کاندیدا شوم، اما من قبول نمی‌کردم. به همین دلیل فکر می‌کردند من از رد شورای نگهبان می‌ترسم. یکی از دوستان در جلسه‌ای عصبانی شد و یکی از اعضای شورای نگهبان را نام برد و گفت فلانی کیست که بخواهد تو را رد کند؟ چرا برایت مهم است؟

    جهانگیری ادامه داد: من کم قسم می‌خورم، اما آن‌جا مجبور شدم و قسم خوردم که والله نمی‌ترسم، اصلاً برایم مطلوب‌ترین حالت این است که بیایم و ردصلاحیت شوم، چون به مردم هم جواب داده‌ام که من آمدم و چیزی که در توانم بود را عرضه کردم، اما شورای نگهبان رد صلاحیتم کرد. در آن جلسه گفتم بیشتر به این فکر می‌کنم که بیایم، تایید شده و رئیس جمهور شوم. تمام سلول‌های بدنم با این فکر درد می‌گیرد.

    معاون اول دولت یازدهم و دوازدهم گفت: ممکن است یک نفر نداند که قرار است وارد چه صحنه‌ای شود و فقط می‌خواهد رییس جمهور شود، اما من‌ می‌دانم و فکر می‌کنم تعبیرش را در همان روز به کار بردم و گفتم مشکلات به حدی است که من فکر می‌کنم اگر رییس جمهور شوم، شش ماه بعد همین مردم به خیابان می‌آیند و شعار می‌دهند مرگ بر فلانی! استعفا! استعفا! چون به کس دیگری که نمی‌توانند بگویند به رییس جمهور می‌گویند. لذا از نظر خودم دوره سختی است. هرکسی رییس جمهور می‌شد، شرایط سختی بود. خدا را شکر کسانی کاندیدا شدند که اطلاعات کمتری از اوضاع کشور داشتند.

    همه از سقوط بشار اسد غافلگیر شدند، حتی خود او، حتی روسیه

    از اسحاق جهانگیری درباره سقوط دولت بشار اسد هم پرسیدیم که مشروح تحلیل او از وقایع سوریه را فردا خواهید خواند اما او معتقد است؛« هیچ کس پیش‌بینی نمی‌کرد بشار اسد سقوط کند. همه غافل‌گیر شدند. خودِ بشار اسد غافل‌گیر شد. گروه‌هایی که حالا آن‌جا را تحویل گرفته‌اند هم غافلگیر شدند و اصلاً قضاوتی نداشتند. هیچ حرف روشنی تا به این لحظه شما از آنها نشنیده‌اید که بگویند ما این‌جا را گرفته‌ایم و برنامه‌هایی داریم و کارهایی را قرار است انجام دهیم. فقط از یک لاک بسیار مذهبی و سنتی بیرون آمده‌اند و حرف‌های کمی جدید هم می‌زنند. روسیه هم چنین تصوری نداشت و سوریه را کشور بسیار بزرگی می‌دانست که سال‌ها مستقر بود و پایگاه‌های بسیار بزرگی داشت و هیچ تصوری نداشت.»

    اسرائیل می داند باید از درگیری مستقیم با ایران دور باشد

    او در پاسخ به این سوال که احتمال کشیده شدن دامنه جنگ به ایران وجود دارد یا نه، گفت:« من فکر می‌کنم اسرائیلی‌ها قاعدتاً می‌دانند که در این منظقه باید خودشان را از درگیری مستقیم با ایران دور نگه‌دارند. آن‌ها همیشه دنبال این هستند که کاری کنند، تا آمریکایی‌ها مستقیم با ایران درگیر شوند، یا حداقل اگر قرار است درگیر شوند با کمک آمریکا باشد.

    این برنامه های توسعه شوخی است

    اسحاق جهانگیری، که سال ها در عرصه اقتصادی فعال بوده، در این گپ و گفت از آرزوش برای «توسعه ایران» روایت کرد و با نقد برنامه های توسعه نوشته شده تا به امروز گفت: ما باید توسعه ایران را به یک موضوع محوری و مورد تفاهم عموم نخبگان، مردم ایران و مسئولین تبدیل کنیم. این برنامه‌های توسعه شوخی است، وقتی داشتند برنامه ششم را می‌نوشتند من معاون اول بودم. به مجمع تشخیص رفتم و دیدم بحث رشد ۸ درصد مطرح است، گفتم آقایان شما برچه مبنایی از رشد ۸ درصدی حرف می‌زنید؟ گذشته‌تان رشد ۸ درصدی بوده؟ در این سال‌ها که مدام یک درصد و نیم درصد بود. چه اتفاقاتی افتاده است که می‌خواهید بگویید در آینده رشد ۸ درصدی خواهیم‌ داشت. بالاخره وقتی کسی حرفی می‌زند باید مبنایی داشته‌ باشد.

    جلیلی تا به حال یک کارخانه ساخته است که از رشد ۸ درصدی حرف می زند؟

    وی گفت: آقای جلیلی که از رشد ۸ درصدی حرف می‌زند، اصلا می‌داند این رشد چطور به‌دست می‌آید؟ تا به‌حال در زندگیش یک کارخانه ساخته‌ است؟ این حرف ها که تکرار می شود شوخی است. اولین سازوکار رشد ۸ درصد این است که ۲۰۰ میلیارد دلار پول برای سرمایه‌گذاری داشته ‌باشید.

    ادامه حصر نه تنها به مصحلت نیست که تماما ضرر است

    «از پرونده حصر اطلاع دارید؟ ممکن است اتفاقاتی بیفتد، امیدوار هستید؟» این سوال دیگری بود که اسحاق جهانگیری در پاسخ به آن گفت: امیدوار که هستیم. در دوره آقای روحانی مقاطعی پیش آمد که می‌توانست حل شود. هر مقطعی یک اتفاق این قضیه را عقب می‌انداخت. در حال حاضر هم چیزی که شنیده‌ام این موضوع است که رییس قوه قضاییه و آقای پزشکیان، نظرشان درباره آقای کروبی این است که باید حصر تمام شود. آقای کروبی هم شرایطی گذاشته‌ است که در صورتی که آقای موسوی از حصر دربیاید، من هم خارج خواهم ‌شد.

    وی گفت: ادامه این موضوع دیگر به مصلحت کشور نیست و نه تنها هیچ نفعی ندارد، بلکه تمامش ضرر است. این وضعیت چه نفعی دارد؟ اگر این افراد در چنین شرایطی نباشند، چه ضرری برای کشور دارد؟ من در جریانم که آقای اژه‌ای پای کار است و دوست دارد این موضوع را حل کند. من هم امیدوارم که خدا کمک کند و حل شود.

  • صدای شکسته شدن استخوان مردم شنیده می شود!

    صدای شکسته شدن استخوان مردم شنیده می شود!

    به گزارش اقتصادران، بخش‌هایی از گفتگوی اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهوری در دولت‌های یازدهم و دوازدهم با «سالنامه اعتماد» را در ادامه می خوانید؛

    کسانی که دلسوز اسلام و تشیع هستند، بگذارند ایران توسعه پیدا کند

    *اگر امروز مردم و رهبری کلید مدیریت کشور را در اختیار شما قرار می‌دادند چه دستور کاری را برنامه‌ریزی می‌کردید؟ چه اقداماتی را انجام می‌دادید؟ اهمیت پاسخ دادن به این سوال در این است که مشکلات و اولویت‌های کشور را هم می‌توان از پاسختان استخراج کرد.

    ما الان هیچ مسئولیتی نداریم و هیچ کلیدی هم دستمان نیست (با لبخند) و هیچ کلیدی هم نمی‌خواهیم دستمان باشد نه دیگران علاقه‌ای دارند که کلیدی به دست ما بسپارند. ولی ما بالاخره تجربه‌ای که اندوخته‌ایم، مربوط به مردم ایران است. این تجربه مربوط به شخص اسحاق جهانگیری نیست که بگویم می‌خواهم برای خودم ذخیره کنم. وظیفه‌ام این است که هرکس که مدیر کشور باشد این تجربه را از من بخواهد، برایش بنویسم و مشورت بدهم که این کارها باید انجام بگیرد. الان فکر می‌کنم مسائل ایران در دید کلانش را اگر نگاه کنیم، حق ایران این بود که ایران کشوری توسعه‌یافته باشد. ایران همه ظرفیت‌ها برای اینکه یک کشور توسعه‌یافته باشد را دارد.

    ایران رتبه اول یا دوم نفت و گاز است. «یا» که می‌گویم به خاطر این است که در برخی از آمارها بر اساس آمار اکتشافاتی که از نفت و گاز داریم، در مجموع این دو اول هستیم و در برخی از آمارها با اختلاف کمی می‌گویند دوم. ولی به هر حال ایران یا اول یا دوم است. در ذخایر معدنی غیر از نفت و گاز، ایران در اکثرشان صاحب رتبه‌های خوبی است. به خصوص در ۱۰ مورد جزو رتبه‌های اول تا دهم دنیا هست. در خیلی از موارد مثل سنگ آهن و مس و مواردی از این قبیل. موقعیت جغرافیای‌اش استثنایی است. ۸۵ -۹۰ میلیون نفر جمعیت دارد. یک بازار بزرگی دارد. کشورهایی که حلقه اول و دوم ایران هستند، کشورهای با جمعیت‌های بزرگی هستند که در حال طی کردن مسیر توسعه هستند. یعنی یک بازار بسیار بزرگی در نزدیکی ایران قرار دارد.

    یک تجربه چند ده ساله‌ای دارد که می‌خواهد به سمت توسعه پیش برود و زیربناهایش را تا حد زیادی ساخته؛ بنادر، فرودگاه‌ها، اتوبان‌ها. بخش‌هایی هم ناقص مانده که باید ساخته شود. جوان تحصیلکرده هم بحمدالله به اندازه کافی دارد. هم در دانشگاه‌های خوب داخل کشور و هم در دانشگاه‌های خوب خارج از کشور تحصیلات کرده‌اند. این عوامل ایران را توسعه می‌دهد. هرکس بخواهد برای ایران دلسوزی کند باید بگوید از توسعه ایران غفلت نکنیم. بگذاریم ایران توسعه پیدا کند. کسانی که دلسوز اسلام و تشیع هستند، به نام اسلام و تشیع حکومت می‌کنند، بگذارند در دوره این حکومت ایران توسعه پیدا بکند. شدنی است. موانع را می‌شود برطرف کرد، راهکار دارد.

    هر جنگ اقتصادی باید دوره‌ای داشته باشد؛ بی‌نهایت ادامه بدهیم، قربانی‌اش مردم هستند

    حتماً اگر قرار باشد یک نکته بگویم توسعه ایران است. موضوع دوم مسائل جاری ایران است. معیشت مردم ایران سخت شده. روزی که آقای روحانی در سال ۹۲ دولت را شروع کرد، تورم حدود ۴۰ درصد بود و رشد اقتصادی سال ۹۱ منفی ۷ درصد بود. خب ماها می‌دانستیم که این اعداد وقتی در اختیار ما قرار می‌گیرد، تورم ۴۰ درصد، رشد اقتصادی سال قبل منفی ۷ درصد، یعنی سفره مردم کوچک شده. یعنی کیک زندگی مردم ایران کوچک شده. به هر کسی سهم کمتری نسبت به سال قبل می‌رسد.

    مردم هر سال می‌خواهند کمی این کیک بزرگتر شود و سهم بیشتری به زندگی‌شان بیاید. وقتی این کیک کوچکتر می‌شود و جمعیت هم زیادتر می‌شود، سهم مردم خیلی کم می‌شود و مردم این را در زندگیشان حس می‌کنند. بلافاصله یک امیدی آمد، تورم شروع به کاهش پیدا کردن شد. تورم ۴۰ درصد به ۲۵ رسید و بعد ۱۱ درصد، ۶ درصد، ۸ درصد. معلوم است که می‌شود تورم را کاهش داد. نمونه روشن وجود داشته. ۹۲، ۹۳، ۹۴، ۹۵، ۹۶ هر سال تورم کاهنده از ۴۰ درصد به شش درصد رسیده. مسائل بین‌المللی که حل می‌شود، برجام که حل می‌شود، در یک سال که فقط برجام داشتیم بیش از ۸۰ میلیارد دلار شرکت‌ها و کشورهای خارجی با ایران تفاهمنامه و قرارداد امضا کردند که به ایران خط اعتباری بدهند که برنامه‌های توسعه‌ای در ایران اجرا شود. پس این کشور جاذبه دارد. وقتی این شرایط باشد می‌توان کشور را به توسعه رساند. ترامپ که از برجام کنار رفت، معلوم بود وارد دوره جدیدی شده‌ایم.

    معلوم بود یک آدم ابله رئیس‌جمهور آمریکا شده، قدرت هم دارد و می‌تواند ایران را اذیت کند. ما گفتیم اقتصاد را یک جوری اداره کنیم که زندگی مردم آسیب نبیند. این سفره از این کوچکتر نشود. مگر کسی دیگر هست که بگوید مسائل اقتصادی را می‌دانم ولی دوباره ارز ترجیحی می‌گذارم. نه آقا یک مواقعی هست مثل جنگ اقتصادی شما مجبور می‌شوید کوپن بدهید، سهمیه‌بندی کنید، مجبور هستید یک کاری کنید که از زندگی مردم حفاظت کنید. آقای مهندس موسوی چه کار می‌کرد؟ کالاها را کوپنی کرده بود و سهمیه هر چیزی مشخص بود و می‌گفت حداقل‌ها را باید به خانواده ایرانی برسانم. این هم جنگ اقتصادی بود. ولی هر جنگی یک دوره‌ای باید داشته باشد. نمی‌شود بی‌نهایت ادامه داد. بی‌نهایت ادامه بدهیم، قربانی‌اش مردم هستند. نباید در این تردید کرد. یک دوره‌ای بود که می‌شد از موضع عزت مسائل را با دنیا حل کرد. من فکر می‌کنم معیشت مردم مسئله دوم است.

    از ۹۷ تا الان مردم با تورم حدود ۴۰ درصد روبه‌رو هستند. همین امسال که دولت گفت کنترل می‌کنیم، رهبری سال «کنترل تورم» نامگذاری کرد، الان تورم دی ماه نسبت به دی ماه سال قبل، ۴۳ و خرده‌ای درصد است و حتماً تا پایان سال هم بالاتر می‌رود. فرهنگی و کارمند ناراضی می‌شوند. حقوق کم می‌شود، کارگر ناراضی می‌شود، سفره مردم کوچک می‌شود. دومین موضوعی که خواهم گفت این است که مسئله معیشت مردم را جدی بگیرید. صدای شکسته شدن استخوان مردم به گوش می‌رسد.

    باید مسئله اقتصاد مردم را حل کنیم. دولت می‌تواند راهکار پیدا کند و حل کند. ناترازی‌ها مسئله جدی است. ما ناترازی‌هایی داریم که به دلیل عدم تصمیم‌گیری بموقع پیچیده‌تر و سخت‌تر شده و هر روز بخواهیم تصمیم بگیریم، سخت‌تر از روز قبلش خواهد شد. آب امروز یک مسئله جدی برای ایران است. ایرانی که می‌خواهد توسعه پیدا کند، الان وقتی برای مجوز مراجعه می‌کنید می‌گویند این واحد صنعتی، واحد تولیدی شما اگر آب بخواهد ما نداریم که بدهیم. هوا یک مسئله جدی مردم شده. کلانشهرها یک جور درگیر هستند. تالاب‌ها یکی بعد از دیگری در حال خشک شدن است.

    ناترازی انرژی وحشتناک است

    دریاچه ارومیه مسئله جدی است. ناترازی انرژی وحشتناک است. کشوری که رتبه اول انرژی نفت و گاز دنیا را دارد، امروز به عنوان یک تولیدکننده اگر مراجعه کنید و بگویید می‌خواهم یک واحدی بزنم و به گاز نیاز دارم، می‌گویند گاز نداریم. می‌گویید به برق نیاز دارم، می‌گویند برق نداریم خودت باید برق تامین کنی. اگر واحد تولیدی هستید از اردیبهشت که می‌رسد اولین اخطار داده می‌شود که از الان خودت را برای محدودیت مصرف برق آماده کن. در طول تابستان محدودیت مصرف برق به واحدها داده می‌شود.

    در زمستان به محض اینکه از برق خلاص می‌شوید اخطار بعدی می‌دهند که خودتان را برای محدودیت مصرف گاز آماده کنید. به واحدهای تولیدی محدودیت در مصرف گاز داده می‌شود. معلوم است که اینطور کار کشور پیش نمی‌رود. این ناترازی‌ها نیاز به پول دارد. تحریم‌ها باید حل شود که بتوانیم به پشتوانه حل شدن تحریم پول وارد ایران کنیم. ناترازی انرژی حداقل در بخش نفت و گاز همین الان بر اساس اطلاعات خودم می‌گویم بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار طرح آماده قابل عرضه هست که به سمت خودش پول جذب کنید و می‌تواند پول جذب کند بدون اینکه بخواهیم یک دلار خرج کنیم.

    ده‌ها میلیارد دلار طرح در بخش حمل و نقل آماده هست تا ماشین‌هایی که اینطور سوخت بالا مصرف می‌کند و منابع کشور را هدر می‌دهد، هوا را آلوده می‌کند، بتوان نوسازی کرد و سیستم حمل و نقل خوبی متناسب با شأن و جایگاه مردم ایران ایجاد کرد.

    انقدر حضور زنان در ورزشگاه‌ها را معطل کردند تا یک دختر مجبور به خودسوزی شد

    محدودیت‌های مختلف اجتماعی که در کشور وجود دارد. چقدر یک وقتی اصرار می‌کردیم که اجازه دهید زن‌ها به ورزشگاه‌ها بروند. یک عده می‌گفتند این عین ضدیت با اسلام است. دیدید که نیست و خودتان اجازه دادید برود فقط انقدر معطل کردید که یک دختر مجبور شود خودسوزی کند. فیفا اعلام کند که شما را از گردونه حذف می‌کنیم و بعد اجازه دادید. می‌خواستیم وزیر زن بگذاریم گفتند زن‌ها که نمی‌شود چنین پستی داشته باشند. رهبری اخیراً اعلام کردند زن‌ها در هیچ مسئولیتی حتی در سطوح بالا و وزارت مانعی نباید پیش رویشان وجود داشته باشد.

    ایران یکی از مهم‌ترین کشورهایی است که شایستگی دارد حمل و نقل بین‌المللی از آن عبور کند

    این‌ها مسائلی است که هر کدامشان باید حل شود. از این دست موارد زیادی دارم که فکر می‌کنم هر کسی که مسئول کشور است این‌ها را باید در دستور کار قرار دهد. یا در مورد کوریدورها، ایران یکی از مهم‌ترین کشورهایی است که این شایستگی را دارد که حمل و نقل از ایران عبور کند. حمل و نقل بین‌المللی. لوله‌های نفت و گاز بین‌المللی از داخل ایران عبور کند. فقط به خاطر لجاجت سیاسی برخی از کشورها این حق از مردم ایران دور نگه داشتند و مردم ایران را دور زده‌اند.

    ما باید این مسیرها را باز کنیم. اینکه هند با آمریکا و دیگران تفاهم کند و کریدوری را ببرند به امارات و از آنجا به عربستان و حیفا که بتوانند به مدیترانه وصل شود، این مسیر، مسیر ایران بوده. مسیر اقتصادی است. ما باید از این جایگاه ایران دفاع کنیم. نباید اجازه دهیم جایگاه ایران اینطور تضعیف شود. نه اینکه دولت‌ها نمی‌خواهند موانعی هست که همه نظام تصمیم‌گیری کشور باید با هم اراده کنند که برطرفش کنند.

  • مشکل مردم تظاهر به فقر و خالي بودن يخچال، بعد ولخرجي‌هاي فراتصور در انتخابات است!

    مشکل مردم تظاهر به فقر و خالي بودن يخچال، بعد ولخرجي‌هاي فراتصور در انتخابات است!

    به گزارش اقتصادران، عباس عبدی طی یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت:

    پيش از ۱۱ اسفند نمي‌خواستم كه در نقد آقاي قاليباف حرفي بزنم يا بنويسم چون مي‌دانستم تحت فشار تندروها است، ولي از آنجا كه مسووليت‌ناپذيري ويژگي ثابت همه جناح‌هاي حاكم است و نمونه آن را در گفتار اخير ايشان نيز مي‌توان ديد، پرداختن به آن ضروري بود. آقاي قاليباف معتقد است كه «اگر وضع اقتصادي كشور رونق داشت و بداخلاقي‌هاي سياسي نبود، نرخ مشاركت در انتخابات متفاوت مي‌شد.

    مردم با صندوق راي قهر نيستند ولي، انتظار كارآمدي بيشتري دارند.» به قول يك فعال توييتري: «فكر كنم [آقاي قاليباف] به من تيكه انداخته، چون من سال‌ها رييس پليس كشور، رييس ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز، شهردار پايتخت، عضو مجمع تشخيص مصلحت و رييس مجلس بودم…» اضافه كنيد عضويت در شوراي سران، شوراي عالي انقلاب فرهنگي، مجمع تشخيص مصلحت و… فارغ از اينكه پايين بودن سطح مشاركت مردم كه رقم واقعي آن و پس از كسر آراي باطله و آراي اضافي بايد محاسبه شود، ربطي به وضع بد اقتصادي ندارد.

    اين نحوه رفتار مردم ناشي از نگاهي است كه به آينده و تاثير انتخابات در آينده كشور دارد. به عبارت ديگر نااميدي آنان از آينده و نديدن اراده‌هاي روشن براي بهبود آينده در ميان خيل بزرگ نامزدهاي نمايندگي است. همچنين يكدست بودن مجريان و ناظران انتخاباتي، موجب شد كه به‌ طور موقت و تا اطلاع قانوني از اين صندوق روي برگردانند، چراكه اميدي به كارايي آن نبود. فرض كنيم كه اين تحليل بنده درست نباشد و مردم به همان دو علتي كه آقاي قاليباف گفته‌اند از انتخابات روي‌ گردان شده‌اند، پس ايشان به صراحت معتقدند كه رونق اقتصادي نداريم و به ‌طور ضمني خواسته‌اند خود را از چنين وضعي تبرئه كنند. درحالي كه وي رييس مجلس و اكثريت نمايندگان هم با او همراه بودند.

    آيا ايشان نقشي در اين وضعيت كه مورد انتقاد است، ندارد؟ اگر رييس مجلس با اكثريت نمايندگان همسو، نقشي در اقتصاد نداشته باشد، پس چه كساني نقش دارند؟ مگر شما نبوديد كه براي راي‌گيري مكرر تاكيد مي‌كرديد كه ما يك خيزش هستيم براي فلان و بهمان، پس اثرات اين خيزش در رياست مجلس شما كجاست؟ شما بودجه كشور را تصويب مي‌كنيد؛ قوانين را مي‌نويسيد؛ وزرا را تاييد و رد مي‌كنيد؛ نظارت بر امور كشور و فساد داريد.

    آيا اين مسووليت‌ها را انكار مي‌كنيد؟ آيا اين اختيارات را نداشتيد؟ اگر هيچ كاره بوديد، پس چرا دوباره براي انتخابات چنين نهاد بي‌خاصيتي نامزد شديد؟ اگر صاحب برنامه و داراي قدرت بوديد، پس نقش خود را در اين وضعيت اسف‌بار چه مي‌دانيد؟ چرا همين حرف را حالا كه باختيد، مي‌زنيد؟ چرا در اين سه سال سخني بر زبان نياورديد كه نشان دهد اقتصاد در رونق نيست؟ و اگر در رونق نيست، علل آن چيست؟ آيا حاضريد يك گفت‌وگوي مطبوعاتي ترتيب دهيد و به چند پرسش ساده درباره تحليل چرايي اين وضع پاسخ دهيد؟ يا مثل رييس دولت و ساير مقامات از گفت‌وگوي مستقل رسانه‌اي پرهيز مي‌كنيد؟ به علاوه بداخلاقي سياسي موردنظر شما چيست؟ ما كاري نداريم كه افشاكنندگان عليه شما با چه انگيزه‌هايي دست به اين كارها زدند، يا اين اسناد و اطلاعات را كدام باند درون ساختار به آنان داده است. ولي اين را خوب مي‌دانيم كه پژواك شعارهاي شما در مورد خيز‌ش‌ها! و ۹۶درصدي و ۴درصدي يا نشان دادن برگه‌اي درباره ثروت و پول‌هاي موجود در حساب خود و فرزندان‌تان هنوز هم در گوش مردم هست.

    مگر آقاي مهندس زنگنه در برابر ادعاهاي شما درخواست نكرد كه اموالش را با شما مبادله كند، چرا نپذيرفتيد؟ مگر آقاي جهانگيري چه چيزي گفت كه خلاف آن ثابت شده باشد؟ چرا عليه بداخلاقان سياسي امروز شكايت نمي‌كنيد؟ بگذريم؛ چرا يك كلمه پاسخ در خور نمي‌دهيد؟ مشكل مردم اين نيست كه منسوبان شما براي گردش يا خريد به تركيه بروند يا درخواست اقامت كانادا كنند يا ليست صورت‌حساب صدها هزار دلاري حساب‌شان را به مقامات كانادايي بدهند و از مردم ايران پنهان كنند. مشكل اين است كه با اعتماد به نفس فراوان ادعاهايي مي‌كنيد كه به كلي مغاير با اين حقايق است.

    اين رفتار دوگانه است كه مورد انزجار جامعه است. تظاهر به فقر و خالي بودن يخچال، بعد ولخرجي‌هاي فراتصور در انتخابات و نيز اسناد غيرقابل انكار عليه فرزندان مبني بر داشتن خانه در خارج و حساب‌هاي پرپول و سفرهاي پياپي به خارج و درخواست اقامت در كانادا و اين توجيه بدتر از گناه كه مي‌خواسته‌اند شهريه تحصيلي را ندهند، درحالي كه اصولا به گواه كارنامه‌ها، سواد چنداني نيز در ميان نيست. البته اين را مي‌دانيم كه دسترسي به اسناد منتشره، ساده نيست و از عهده افراد عادي خارج است و اگر روزي اسناد همه جناح‌هايي كه مصون مانده‌اند، افشا شود مصداقِ «نه از تاك نشان و نه از تاك ‌نشان» خواهد شد. پس لطفا فكر نكنيد كه اين نقدي عليه شماست.

    ترديدي ندارم كه وضع رقباي شما بهتر از شما نيست كه قطعا بدتر است و اگر روزي هيچ راهي نداشته باشم و مجبور به انتخاب ميان شما و رقباي تندروي شما شوم، ترجيح مي‌دهم كه شما باشيد، ولي چه بايد گفت كه خود كرده را تدبير نيست. متاسفانه نه با سياست آشنايي كافي داريد و نه مشاوراني آگاه و خيرخواه. اين نقد عليه محيطي است كه اجازه مي‌دهد شما با چنين رفتاري بركشيده شويد و اين نقد از محيط سياسي است كه براي همه بركشيدگان ديگر نيز وجود دارد و هر كدام به نوعي در همين مسير هستند.

    پس مساله شخص آقاي قاليباف نيست، ساختاري كه پاسخگو نباشد، هر كس به دلايلي و عللي مي‌تواند در جايي قرار گيرد كه با ادعاهايش سازگار نيست. بدشانسي شما اين است كه عناصري در داخل ساختار حضور دارند كه رقيب شما هستند و مي‌توانند عليه شما افشاگري كنند والا اگر كسي امكان ورود به جزييات پرونده چاي دبش و انواع و اقسام مسائل ديگر را داشت، شايد موضوعات پيرامون شما به حاشيه مي‌رفت. مسووليت‌ناپذيري يعني اينكه مشكلات را شما تقصير دولت مي‌اندازيد، دولت هم تقصير قبلي‌ها و در اين ميان مردم هستند كه هزينه اين بي‌مسووليتي‌ها را مي‌پردازند. مجبورم تكرار كنم، هيچ برنامه‌اي نداريد، هيچ. نه شما و نه رقباي‌تان. ممكن است براي كاري اجرايي و البته با هزينه بسيار زياد مفيد باشيد ولي اداره كشور فراتر از امور اجرايي است. لطفا وقت مردم را تلف نكنيد.