به گزارش
اقتصادران، روزنامه دنیای اقتصاد نوشت:
اگر چه دو کشور طی سالهای اخیر «تورم بالا» را تجربه کردهاند و حتی سرعت رشد اجارهبها در ترکیه ۱.۴ برابر ایران بوده، اما شهروندان آن کشور توانستهاند با دو بال اقتصادی، «نیروی پرداخت» هزینه مسکن را به دست بیاورند.
طبق آخرین آمار رسمی، حدود ۱٫۵ میلیون خانوار مستاجر در شهرهای کشور دچار «فقر مطلق» هستند به این معنا که «تحتتاثیر هزینه سنگین اجارهبها» نمیتوانند «حداقل هزینههای زندگی از جمله کالری» خود را تامین کنند. همچنین بالای نیمی از کل خانوارهای ایرانی در «فقر مسکن» قرار دارند به این معنا که هزینه تامین مسکن آنها خیلی بیشاز «۳۰درصد کل مخارج ماهانه و سالانه» است. سیاستگذار بخش مسکن در کشورمان طی این سالها در مواجهه با صورت مساله «فقر و بحران مسکن» و «سخت و سختتر شدن شرایط اقتصادی اجارهنشینها»، به جای پرداختن به «ریشه»، هدف را اشتباهی تعریف کرد.
«ریشه» فقر مسکن و فقر اجارهنشینها، «اوضاع اقتصادی» بیرون از بازار مسکن است که ترکیبی از «تورم عمومی بالا، رشد اقتصادی پایین و امکانپذیر نبودن تعدیل تورمی دستمزدها» را شامل میشود. «دنیایاقتصاد» برای اثبات «آدرس صحیح» سرچشمه بحران مسکن که بیرون از بخش است – همان ریسکهای اقتصادی و غیراقتصادی که باعث شکلگیری اوضاع نامناسب متغیرهای اقتصادی شد- به مقایسه «اجارهنشینی در تهران و استانبول» پرداخته است.
معمای اجارهبهای کمتر؛ سختی بیشتر
«دنیایاقتصاد» برای بررسی مقایسهای «اوضاع مسکن تهران و استانبول»، از «متر دلاری» استفاده کرده است به این معنا که قیمت خرید و اجاره خانه بر اساس «ارزش دلاری» در این دو کلانشهر سنجش شده است. نتایج این بررسی مشخص میکند، بهرغم آنکه «بهای تامین مسکن» به دلار در استانبول حدود دوبرابر تهران است اما این هزینه در آنجا معادل فقط ۷۰درصد از «حداقل دستمزد ترکیهایها» است در حالی که در تهران ۱٫۷ برابر «حداقل حقوق ماهانه» باید برای «هزینه اجاره مسکن» صرف شود. تضاد « اجارهبهای کمتر (تهران نسبت به استانبول)؛ سختی بیشتر» همان معمایی است که اگر جواب آن مشخص شود، میتوان به «چرخش سیاستگذار مسکن در ایران از بیراهه به راه اصلی» امیدوار بود.
متوسط رشد اقتصادی سالانه در کشورمان طی ۱۰ سال گذشته ۱٫۹درصد بوده که البته این میانگین مثبت ناشی از «رشد ناپیوسته سالهای اخیر» است نه رشد مثبت مثل دهه ۹۰٫ طی دهه ۹۰، میانگین رشد سالانه اقتصادی در ایران نزدیک به صفر بود که عامل اصلی «سقوط رفاه مسکن» خانوارها به حساب میآید. معادله «رشد اقتصادی» مناسب در ترکیه موجب شده در حال حاضر درآمد سرانه در این کشور ۱۴هزار و ۸۰۰ دلار باشد؛ رقمی که در ایران زیر ۱۵۰۰ دلار برآورد میشود.
«رشد» مناسب اقتصاد ترکیه همچنین باعث شد امکان «افزایش مناسب حداقل دستمزد» در این کشور، برابر تورم عمومی بالا، در سالهای اخیر فراهم شود. مستاجرهای ترکیهای و ساکن در استانبول با رشدهای ۳۰ تا ۵۰ درصدی حداقل دستمزد در سالهای اخیر، امروز میتوانند «از پس اجارهبهای سنگین آپارتمان» بربیایند.
البته بازار مسکن ترکیه از «سابقه سیاستهای مسکن حمایتی کارآمد» موسوم به «توکی» نیز بهره میبرد. این سیاست از سال ۱۹۸۴ از طریق چند برنامه، «از خانوارهایی که توان مالی تامین مسکن» را ندارند، حمایت و پشتیبانی میکند.
مجموعهای از «سیاستهای مناسب اقتصادی» در بیرون بازار مسکن و «سیاستهای مختص بخش مسکن» در اقتصاد ترکیه، به «کارت برنده» مستاجرها در این کشور تبدیل شده است. واقعیت «مستاجری در استانبول» در این بررسی میتواند «درس عبرت» باشد برای «متولی بازار مسکن تهران و البته سایر شهرهای ایران». تمرکز سیاستگذار بر «هموار کردن مسیرهای دستیابی به رشد اقتصادی پایدار» باعث خواهد شد «توان کاملا از دست رفته ایرانیها برای پرداخت هزینه مسکن» به تدریج احیا شود.
همچنین «رشد اقتصادی» پایدار باعث «بهبود نبض سرمایهگذاری ساختمانی و ساخت مسکن» میشود که این نیز به «بهبود سریع شرایط» و «عبور از فقر مسکن» کمک خواهد کرد.