برچسب: استادان اخراجی

  • بازگشت اساتید به دانشگاه‌ها کامل انجام نشده است / دانشگاه‌های ما عملاً معطل مانده‌اند / حجاب‌بانان هنوز در برخی از دانشگاهها حضور دارند

    بازگشت اساتید به دانشگاه‌ها کامل انجام نشده است / دانشگاه‌های ما عملاً معطل مانده‌اند / حجاب‌بانان هنوز در برخی از دانشگاهها حضور دارند

    به گزارش اقتصادران مسائل دانشگاه‌های ایران تنها به بودجه و کیفیت آموزش و پژوهش مربوط نمی‌شود، یک دانشگاه در ایران باید در کنار کارهای علمی خودش با حواشی زیادی مقابله کند؛ بعد از سال ۱۴۰۱ و حوادث مربوط به مرگ تلخ مهسا امینی تعداد زیادی از استادان دانشگاه اخراج شدند، حتی این وضعیت هم برای برخی دانشجویان تکرار شد. علاوه بر این طی دو سه سال گذشته تذکر حجاب در دانشگاه‌ها بیشتر شد، طوری‌که افرادی موسوم به حجاب‌بان در محیط دانشگاه و دانشکده‌ها حضور داشتند.

    بعد از برگزاری انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری در سال ۱۴۰۳ و تغییر رویکرد دولت انتظار می‌رفت شرایط دانشگاه‌ها تغییر کند، البته چنین اتفاقی هم افتاده است، برخی از استادان اخراج شده به دانشگاه برگشتند و دانشجوهایی که در سال ۱۴۰۱ پرونده انضباطی داشتند مجدد در کلاس درس حاضر شدند، اما به‌نظر می‌رسد این روند به‌طور کامل سپری نشده است، طوری‌که کارن ابری‌نیا، استاد دانشگاه تهران و دبیر کانون صنفی استادان دانشگاه می‌گوید: «بازگشت اساتید به دانشگاه‌ها به‌طور کامل انجام نشده است.»

    ابری‌نیا در این گفت‌وگو درباره عدم تغییر برخی روسای دانشگاه که مانع از بازگشت استادان اخراجی به کلاس درس می‌شوند نکاتی ارائه می‌دهد، او با اشاره به لزوم حفظ استقلال دانشگاه معتقد است موانع زیادی در مسیر استقلال دانشگاه در ایران وجود دارد طوری‌که حتی نهادهای غیرمرتبط در به کار گیری استادان دانشگاه دخالت می‌کنند.

    متن کامل این گفت‌وگو در ادامه آمده است.

    در برخی دانشگاه‌ها رؤسا بعد از تغییر دولت تغییر نکرده‌اند

    *یکی از چالش‌های دانشگاه بعد از حوادث سال ۱۴۰۱ اخراج برخی اساتید بود اما سال ۱۴۰۳ با برگزاری انتخابات زودهنگام وقتی دولت تغییر کرد گفته شد استادان اخراجی به دانشگاه برمی‌گردند، روند بازگشت آن‌ها را چه‌طور بررسی می‌کنید؟

    بازگشت اساتید به دانشگاه‌ها به‌طور کامل انجام نشده است. برخی از اساتید بازگشته‌اند، که این خود اتفاق مثبتی است، اما هنوز تعدادی با مشکلاتی مواجه هستند و بازنگشته‌اند.

    *چرا؟

    در برخی دانشگاه‌ها، رؤسا بعد از تغییر دولت تغییر نکرده‌اند، بنابراین در برابر این اصلاحات مقاومت می‌کنند.

    *وزیر علوم درباره تغییر روسای دانشگاه عملکرد خوبی داشت؟

    از دولت جدید و آقای صراف، وزیر علوم، انتظار می‌رفت تغییرات لازم را سریع‌تر انجام دهد، اما در برخی موارد نیز موانع قانونی مانع از بازگشت کامل اساتید و انتخاب روسای دانشگاه شد، ابزارهایی مانند استعلام بهانه‌ای شده است برای تأخیر در انتصابات جدید. این موضوع حتی در سطح دانشکده‌ها هم دیده می‌شود، مانند دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران که انتصاب رئیس جدید آن ماه‌ها به تأخیر افتاده است.

    ابزاری برای کنترل شده و استقلال دانشگاه‌ها را خدشه‌دار کرده است

    *این ابزار استعلام تا چه حد استقلال دانشگاه‌ها را تحت تأثیر قرار داده است؟

    متأسفانه استعلام ابزاری برای کنترل شده و استقلال دانشگاه‌ها را خدشه‌دار کرده است. اگر روند دولت قبلی ادامه می‌یافت، می‌توان گفت که استقلال دانشگاه‌ها تقریباً از بین می‌رفت. دانشگاه‌ها نهادهای علمی هستند، نه سازمان‌های اداری، و نیاز به استقلال در تصمیم‌گیری دارند. رؤسای جمهور مختلف همواره گفته‌اند که دانشگاه باید اتاق فکر دولت باشد، اما در عمل زمانی این امر محقق می‌شود که دانشگاه استقلال و آزادی عمل داشته باشد. در کشورهای دیگر، دانشگاه‌ها با آزادی فعالیت کرده و نتایج علمی آن‌ها در توسعه کشور مؤثر است، اما در ایران، هنگامی که رؤسای دانشگاه‌ها بدون مقبولیت علمی و مدیریتی منصوب شوند، دانشگاه‌ها نمی‌توانند نقش خود را ایفا کنند.

    دانشگاه‌های ما عملاً معطل مانده‌اند و جامعه از آن‌ها بهره کافی نمی‌برد

    *وضعیت آزادی بیان در دانشگاه‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    آزادی بیان دانشجویان و اساتید همچنان با چالش‌هایی مواجه است. برای مثال، در اتفاقات اخیر که متأسفانه منجر به درگذشت یکی از دانشجویان(امیرمحمد خالقی) شد، دانشجویان می‌خواستند اعتراض کنند، اما ورود نیروهای غیرمرتبط به کوی دانشگاه می‌توانست مجدد بحران ایجاد کند، اگر مسئولان به‌جای دخالت‌های غیرضروری، به حرف دانشجویان گوش دهند، بسیاری از این مسائل قابل مدیریت خواهد بود. دانشگاه باید فضای گفتگو و نقد را فراهم کند. اگر دانشجویان اعتراضی دارند، این اعتراض باید در چارچوب دانشگاه باقی بماند و مسئولان دانشگاه پاسخگو باشند. دخالت نهادهای خارج از دانشگاه این اعتراضات را به بحران تبدیل می‌کند.

    دانشگاه برای داشتن عملکرد مطلوب نیاز به آزادی دارد. هر نهاد علمی برای اینکه بتواند خروجی و راندمان مطلوبی داشته باشد، باید از حداقل‌های ضروری برخوردار باشد. اگر این نیازها تأمین نشود، دانشگاه از ظرفیت واقعی خود خارج می‌شود و نمی‌تواند انتظارات جامعه را برآورده کند. متأسفانه، دانشگاه‌های ما عملاً معطل مانده‌اند و جامعه از آن‌ها بهره کافی نمی‌برد، زیرا محدودیت‌های زیادی بر آن‌ها تحمیل شده است. هرگاه دانشگاه‌ها حرکتی در جهت پویایی و پیشرفت می‌کنند، بلافاصله کنترل و محدودیت‌هایی بر آن‌ها اعمال می‌شود. این وضعیت باعث شده که کارکرد اصلی دانشگاه‌ها تضعیف شود.

    در برخی دانشکده‌ها نیروهای موسوم به حجاب‌بان حضور دارند

    *در سال‌های اخیر مسئله حجاب در دانشگاه‌ها چالش‌برانگیز بوده است، وضعیت کنونی این موضوع را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    نسبت به گذشته شرایط کمی بهتر شده است، اما هنوز برخی محدودیت‌ها وجود دارد. برای مثال، در دانشگاه تهران همچنان در برخی دانشکده‌ها نیروهای موسوم به حجاب‌بان حضور دارند و به دانشجویان تذکر می‌دهند. البته در بعضی دانشکده‌ها این نیروها حذف شده‌اند، اما در برخی دیگر همچنان فعال‌اند، انتظار می‌رفت که این مسئله به‌طور کامل حل شود.

    *در مورد کیفیت آموزش در دانشگاه‌ها، اخیراً گزارشی منتشر شده که نشان می‌دهد تعداد زیادی از دانشجویان دانشگاه شریف در درس ریاضی نمرات پایینی کسب کرده‌اند. آیا این نشان‌دهنده افت کیفیت آموزش است؟

    خوشبختانه دانشگاه‌های برتر ایران همچنان از استانداردهای بالای آموزشی برخوردارند. دانشگاه‌هایی مانند شریف، تهران و شیراز همواره کیفیت آموزشی خوبی داشته‌اند و این موضوع را می‌توان از موفقیت فارغ‌التحصیلان آن‌ها در خارج از کشور مشاهده کرد. بسیاری از دانشجویان این دانشگاه‌ها پس از فارغ‌التحصیلی به‌راحتی در دانشگاه‌های معتبر خارجی پذیرش و بورس تحصیلی دریافت می‌کنند.

    اساتید نیز مرتباً ایمیل‌هایی از این دانشگاه‌ها دریافت می‌کنند که درخواست معرفی دانشجویان مستعد جدید را دارند. این مسئله نشان‌دهنده کیفیت آموزشی مناسب دانشگاه‌های ما است. البته ممکن است در برخی دروس، سخت‌گیری‌های بیشتری صورت بگیرد یا سطح دانشجویان نسبت به سال‌های قبل تغییر کرده باشد، اما این موضوع لزوماً به معنای کاهش کیفیت آموزش نیست.

    نهادهای انتصابی در روند جذب استاد در دانشگاه دخالت دارند

    *این‌که دانشجوهای با استعداد مهاجرت می‌کنند شما را برای جذب هیات علمی در سال‌های آینده نگران نمی‌کند؟

    جذب هیات علمی جدا از مهاجرت دانشجویان مشکلات دیگری هم دارد؛ جذب اساتید جدید به فرایندی پیچیده و زمان‌بر تبدیل شده است. حتی اگر دانشگاه بخواهد یک عضو هیئت علمی شایسته را استخدام کند، این فرآیند ممکن است یک تا دو سال طول بکشد. دلیل آن روند طولانی تأیید صلاحیت‌ها و گزینش‌های اداری است. در این مدت، بسیاری از نخبگان از کشور خارج می‌شوند یا به سراغ گزینه‌های دیگر می‌روند.

     یکی از درخواست‌های ما این است که فرآیند جذب به خود دانشگاه‌ها واگذار شود. الان سیستم به گونه‌ای است که نهادهای انتصابی در این روند دخالت دارند و همین امر باعث می‌شود که افراد با گرایش‌های خاص انتخاب شوند. این روند نه‌تنها کیفیت علمی را پایین می‌آورد، بلکه موجب کاهش استقلال دانشگاه‌ها هم می‌شود. یکی از مشکلات اصلی این است که علاوه بر وزارت علوم، نهادهای دیگری مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی، ستاد نقشه راه علمی کشور و برخی دیگر از ارگان‌ها در امور دانشگاه‌ها دخالت دارند. این نهادها معمولاً افراد خاصی را با دیدگاه‌های مشخص در رأس دانشگاه‌ها منصوب می‌کنند و در نتیجه، سیاست‌های دانشگاه به سمت و سویی می‌رود که استقلال آن را محدود می‌کند.

    این مداخلات باعث شده که دانشگاه‌ها نتوانند در مسیر علمی خود به‌طور مستقل حرکت کنند. این در حالی است که در کشورهای پیشرفته، دانشگاه‌ها از آزادی علمی کامل برخوردارند و همین استقلال باعث پیشرفت آن‌ها شده است. در تمام دنیا، دانشگاه‌ها نقش اساسی در توسعه کشورها دارند. اگر ما هم اجازه دهیم که دانشگاه‌ها آزادانه فعالیت کنند می‌توانند به حل مشکلات کشور کمک کنند. ولی در حال حاضر، بخش زیادی از ظرفیت‌های دانشگاهی ما هدر می‌رود و این به ضرر کل کشور است.

  • آقای رئیس جمهور! عده زیادی از استادان اخراجی هنوز اجازه بازگشت به دانشگاه را ندارند!

    آقای رئیس جمهور! عده زیادی از استادان اخراجی هنوز اجازه بازگشت به دانشگاه را ندارند!

    به گزارش اقتصادران، با گذشت بیش از ۵ ماه از دستور رییس‌جمهور به وزیر علوم درباره بازگشت استادانی که در دولت سیزدهم به دلیل انتقاد و اعتراض یا تفکرات مستقل، مشمول بازنشستگی اجباری، تعدیل، اخراج، قطع حقوق، کسر رتبه و تنبیهات صنفی شدند، هنوز تغییر قابل توجهی در این زمینه اتفاق نیفتاده و طبق شنیده‌های «اعتماد» بسیاری از استادانی که با حکم دولت سیزدهم از تدریس در دانشگاه منع شدند، همچنان  خانه‌نشین  هستند.

    برخی از این استادان به «اعتماد» گفتند که با اطلاعی که از همکاران خود در دانشگاه‌های وابسته به وزارت علوم کسب کرده‌اند، از مجموع ۱۲۰ استاد اخراجی یا تعدیلی و تعلیقی در دولت سیزدهم، شمار کمی  به کلاس درس بازگشته‌اند و وضعیت ادامه تدریس بقیه استادان همچنان نامعلوم است.

    احکام گسترده اخراج، تعدیل، تعلیق، کسر رتبه و حذف کد استادی، قطع یا کسر حقوق، بازنشستگی اجباری و حتی ممنوعیت ورود به محوطه دانشگاه، در فاصله پاییز ۱۴۰۱ تا دهه اول تیر ۱۴۰۳ و پیش از دومین مرحله انتخابات ریاست‌جمهوری چهاردهم، گریبان صدها استاد دانشگاه را گرفت. صدها استاد مشغول به تدریس در دانشگاه‌های دولتی یا غیردولتی وابسته به وزارت علوم و وزارت بهداشت که بعد از جان‌باختن مهسا امینی (دختر ۲۱ ساله سقزی که مهمان تهران بود و روز ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ بعد از دستگیری توسط گشت ارشاد و انتقال به بازداشتگاه وزرا دچار مرگ مغزی شد) در دفاع از دانشجویان معترض، کلاس‌های درس را تعطیل کرده یا با امضای بیانیه خواستار مدارا با معترضان شدند یا از همراهی با رویکرد سلبی دولت سیزدهم خودداری کردند، در هفته‌های بعد با احکام انضباطی و توبیخ سیاسی مواجه شدند.

    مسوولان وزارت علوم و وزارت بهداشت در واکنش به اعتراضات جامعه دانشگاهیان کشور نسبت به این رویکرد سیاسی، مدعی رکود علمی و سررسید سابقه تدریس استاد اخراجی و تعلیقی بودند و تلاش می‌کردند مسوولیت رویه خالص‌سازی دانشگاه‌ها که در برهه‌ای، مورد تشویق وزارت کشور هم قرار گرفت را از شانه خود بردارند و حتی اخراج و تعلیق با رنگ سیاسی را کتمان کردند ولی اردیبهشت امسال، کارن ابری‌نیا، دبیر کانون صنفی استادان دانشگاه، در گفت‌وگو با پایگاه خبری «خبرآنلاین» افشا کرد که دلیل اصلی حذف صدها استاد دانشگاه طی هفته‌های بعد از اعتراضات پاییز ۱۴۰۱، همراهی با   دانشجویان معترض بوده و دولت سیزدهم در مقابله با این استادان منتقد و مستقل که حاضر به همراهی با دولت نشدند، رویه پاکسازی را به کار بسته است.

    ابری‌نیا با توضیح صریح درباره رویکردی که دولت سیزدهم در قبال استادان منتقد یا مستقل در پیش گرفت  گفت: «در مقابل استادانی که در واکنش به حوادث سال ۱۴۰۱ بیانیه امضا کردند یا اعلام موضع کردند، مثلا با تبدیل وضعیت آنها از حالت پیمانی به رسمی‌آزمایشی و بعد وضعیت رسمی موافقت نکردند یا مراحل تغییر وضعیت آنها را متوقف کردند یا برای ترفیع سالانه استادان مشکل ایجاد کردند یا ارتقای برخی استادان از دانشیاری به استادی را متوقف کردند. برخی استادان اخراج شدند و برخی دیگر هم اخراج نشدند اما حقوق آنها قطع شد. برخی دانشگاه‌ها به استادان گفتند کسانی‌ که درباره حوادث سال ۱۴۰۱ بیانیه‌ای امضا کرده‌اند اگر می‌خواهند به‌کارشان ادامه بدهند باید توبه‌نامه امضا کنند و اظهار پشیمانی کنند. انواع محدودیت‌ها شامل حدود ۲۰۰ استاد دانشگاه شده و نزدیک به ۲۵ استاد از دانشگاه  اخراج  شدند.»

    از اواخر خرداد امسال و با آغاز تبلیغات انتخابات ریاست‌جمهوری چهاردهم، مسعود پزشکیان که نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری بود، یک قول ثابت داشت؛ بازگشت استادان اخراجی به کلاس‌های درس. این قول تا انتخاب کابینه چهاردهم هم به قوت خود باقی بود. خیال رییس‌جمهور از دانشگاه‌های زیرمجموعه وزارت بهداشت راحت بود چون محمدرضا ظفرقندی که منتخب رییس‌جمهور برای کرسی وزارت بهداشت بود، در کنار تخصص اصلی خود، یک چهره سیاسی و عضو شورای مرکزی جبهه اصلاحات بود و بدون آنکه نیازی به امر و فرمان مافوق داشته باشد، زمینه بازگشت استادانی که با عینک سیاسی از تدریس در دانشگاه‌های علوم پزشکی حذف شده بودند را هموار کرد اما از آنجا که بیشترین استادان اخراجی و حذف شده، مدرسان دانشگاه‌های دولتی و غیردولتی وابسته به وزارت علوم بودند، لازم بود که رییس‌جمهور قول خود به مردم را در قالب یک دستور صریح به کابینه یاداوری کند و از همین رو هفته اول شهریور در مراسم معارفه وزیر علوم، به حسین سیمایی‌صراف دستور داد که استادان اخراجی و تعلیقی را به دانشگاه بازگرداند.

    سیمایی‌صراف هم در اولین گفت‌وگوهای رسانه‌ای خود به خبرنگاران قول داد که برای اجرای دستور رییس‌جمهور اقدام خواهد کرد ولی حالا نزدیک به ۶ ماه از این قول می‌گذرد و کارنامه وزارت علوم در اجرای دستور رییس قوه مجریه، همچنان تار و نامعلوم است. تداوم خانه‌نشینی بسیاری از استادان حذف شده در دولت سیزدهم، در حالی است که طی ۵ ماه اخیر، جامعه دانشگاهیان طی ۵ نامه مکتوب خطاب به رییس‌جمهور و وزیر علوم، شرح داده‌اند که هیچ تغییری در وضعیت ایشان ایجاد نشده و همچنان محروم از تدریس و حضور در کلاس درس هستند.

    اول مهر امسال و حدود سه هفته بعد از دستور رییس‌جمهور، ۱۲ استاد اخراجی و حذف شده در دولت سیزدهم، در نامه‌ای خطاب به مسعود پزشکیان نوشتند: «نظر به دستور اخیر شما به وزیر علوم مبنی بر بازگشت و ادامه کار استادان و دانشجویانی که به دلایل ناموجه، غیرقانونی و سیاسی از حقوق و فرصت‌های شهروندی خود محروم شده‌ و در وضعیت اخراج، تعلیق، بازنشستگی و استعفای اجباری قرار گرفته‌اند، با وجود دستور صریح شما، هنوز ساز و کار روشنی درباره بازگشت استادان اخراجی به دانشگاه اعلام نشده و اقدام موثری در این مورد صورت نگرفته است. قرائن و شواهد موجود حکایت از موانعی دارد که سد راه بازگشت این افراد به دانشگاه شده‌اند. ما جمعی از استادان اخراجی، خواهان اظهارنظر روشن و اقدام قاطع در این مورد هستیم تا روشن شود آیا اراده‌ای واقعی در کار است یا صرفا با بازگشت تعدادی انگشت‌شمار قرار است این موضوع مورد بهره‌برداری تبلیغاتی قرار بگیرد! آنچه به ناروا بر ما گذشته است، محصول ساز و کار غیر‌علمی و غیرشفاف تعیین صلاحیت عمومی و تبدیل وضعیت و تفتیش عقاید است. ما همچنان از حق انسانی و شهروندی خود برای اظهار‌نظر، نقد حکمرانی و تعهد به مبانی علمی و دانشگاهی که راستگویی، تفکر انتقادی و زیستن در دایره حقیقت است، دفاع کرده و حق اعتراض و انتقاد مردم از حاکمان را یک اصل بنیادین و خدشه‌ناپذیر می‌دانیم. در این زمینه خواستار آنیم تا ضمن جبران حق و حقوق تضییع ‌شده استادان اخراجی، بدون تشریفات اداری و بروکراتیک فرسایشی امکان «حضور مجدد همه آنها» در دانشگاه فراهم شود.

    همچنین به عنوان بخشی از بدنه انسانی دانشگاه «خواهان بازگشت بی‌قید‌ و‌ شرط همه دانشجویان اخراجی و تعلیقی و دلجویی از آنها» هستیم. امید است که با تغییر نگرش‌ و اصلاح ساختارها و موانع موجود شاهد اعتلای جایگاه دانشگاه و نیروی انسانی آن باشیم. راستی آور که شوی رستگار/ راستی از تو ظفر از کردگار…»

    این نامه توسط مرتضی نعمتی، هیات علمی دانشگاه چمران اهواز، حسن باقری‌نیا، هیات علمی دانشگاه حکیم سبزواری، ابوالفضل شایان، هیات علمی دانشگاه جهرم، بهروز چمن‌آرا، هیات علمی دانشگاه کردستان، آمنه عالی، هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، سید‌جواد امامی، هیات علمی دانشگاه علم و صنعت، حمیده‌سادات خادمی، هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، احمد رحیمی، استاد دانشگاه فردوسی و دانشکده فنی شهید منتظری مشهد، ابوالقاسم رحیمی، هیات علمی دانشگاه حکیم سبزواری، زهرا خشک‌جان، هیات علمی دانشگاه باهنر کرمان، محمد سلطانی‌رنانی، هیات علمی دانشگاه اصفهان و مهشید گوهری، استاد دانشگاه فردوسی مشهد امضا شده بود.

    هفته اول مهر و چند روز بعد از انتشار نامه ۱۲ استاد اخراجی به رییس‌جمهور، کانون صنفی استادان دانشگاه در نامه‌ای خطاب به وزیر علوم خواستار برگزاری یک جلسه مشترک با استادان اخراجی دانشگاه‌ها شد و ۵ آذر ماه، در نامه‌ای خطاب به رییس‌جمهور نوشت: «با وجود گذشت حدود ۱۰۰ روز از آغاز به کار دولت چهاردهم و وعده روشن و امیدبخش جنابعالی مبنی بر بازگشت به کار استادان اخراجی و به‌رغم تلاش‌های مجدانه جناب آقای دکتر سیمایی، وزیر محترم علوم که با حسن‌نیت و پیگیری‌های مستمر سعی در رفع موانع داشته‌اند، هنوز به جز مواردی اندک بازگشت استادان اخراجی با چالش‌های فراوانی مواجه شده است. از قرار معلوم روندهای فرسایشی و زمان بر مانند ارجاع برخی پرونده‌ها به «هیات عالی جذب شورای عالی انقلاب فرهنگی» موجب انسداد در روند بازگشت این عزیزان به دانشگاه شده است. با توجه به اینکه این احکام ظالمانه و برخلاف مصالح و منافع ملی توسط «هیات‌های رسیدگی به تخلفات دانشگاه‌ها» و «هیات مرکزی جذب وزارت علوم» در دوره قبل صادر گردیده درخواست می‌شود جنابعالی به عنوان رییس شورای عالی انقلاب فرهنگی دستور فرمایید اقدام لازم در مورد لغو تمامی احکام صادر شده در این مراجع (به جز مصادیقی نظیر رکود علمی یا فساد اخلاقی که تشخیص آن به عهده کمیته جذب فعلی وزارت علوم است) صورت پذیرد. همچنین از آنجا که ادامه کار مدیران قبلی در هیات جذب مرکزی و بسیاری از دانشگاه‌ها یکی از موانع اصلی پیشرفت در این مسیر است، شایسته است تاکید لازم در مورد تسریع در تغییر این مدیران، مورد توجه مسوولان مربوطه قرار بگیرد.»

    روز ۱۶ آذر و همزمان با روز دانشجو، ۲۰ استاد اخراجی، تعلیقی و بازنشسته اجباری در دولت سیزدهم، خطاب به رییس‌جمهور نوشتند: «در گفت‌وگوی تلویزیونی که با شما در تاریخ دوازدهم آذر انجام گرفت، درخصوص استادان اخراجی فرمودید که وضعیت بسیاری از این اساتید بررسی شده، و جز کسانی که مشکل قضایی داشته‌اند، اکثر آنان اکنون به کار خود بازگشته‌اند. احتراما به استحضار می‌رساند ما امضاکنندگان این متن، جمعی از استادان اخراجی، قطع همکاری‌شده، تعلیقی و بازنشسته اجباری هستیم که به‌رغم پیگیری‌های فردی و جمعی، تا زمان نگارش این نامه هنوز به محیط کار دانشگاهی خود بازنگشته‌ایم. تا آنجا که اطلاعات ما از وضعیت همکارانی که در شرایط مشابه هستند نشان می‌دهد، اگرچه در مواردی اقداماتی برای بررسی پرونده‌های آنان آغاز شده است، اما «اکثر» آنان هنوز موفق به بازگشت به دانشگاه نشده‌اند. علاوه بر این، وضعیت آن دسته از استادانی که به دلیل فعالیت‌های دانشگاهی خود دارای پرونده قضایی هستند نیز نیازمند توجه ویژه شما و وزارت عتف است. این پرونده‌ها در بسیاری موارد معلول تعلیق و اخراج از دانشگاه بوده است و نه علت آن. به همین دلیل، شایسته نیست استادانی که اتهام‌شان دفاع از آزادی آکادمیک در همه ابعاد و شؤون آن است، از بازگشت به دانشگاه منع شوند. از شما به عنوان رییس‌جمهور انتظار داریم در کنشی عدالت‌خواهانه و انسانی، پیگیر بازگشت تمامی استادانی باشید که برای سعادت‌ هموطنان و میهن خود نیکخواهانه رنج بیان نظر، انتقاد و اعتراض را به جان پذیرا شده‌اند. »

    امضا‌کنندگان این نامه، علیرضا آزاد، استاد دانشگاه فردوسی مشهد، محمد آریاپور، استاد دانشگاه صنعتی همدان، مصطفی آذرخشی، استاد دانشگاه شهید بهشتی، موسی اکرمی، استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، سیدجواد امامی، استاد دانشگاه علم و صنعت ایران، حسن باقری‌نیا، استاد دانشگاه حکیم سبزواری، ابوالقاسم رحیمی، استاد دانشگاه حکیم سبزواری، احمد رحیمی، استاد دانشگاه فنی منتظری و فردوسی مشهد، محمد سعادتی، استاد دانشگاه بیرجند، محمد سلطانی رنانی، استاد دانشگاه اصفهان، ابوالفضل شایان، استاد دانشگاه جهرم، عزیز شفیعی زرقانی، استاد دانشگاه شیراز، طاهره شمسی، استاد دانشگاه گیلان، حسین شیخ‌رضایی، استاد موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، شهرام عباسی، استاد دانشگاه فردوسی مشهد، مهدی کلاهی، استاد دانشگاه فردوسی مشهد، وحید مرشدی، استاد دانشگاه خلیج‌فارس، حامد مالکی، استاد دانشگاه شهید باهنر کرمان، مرتضی نعمتی، استاد دانشگاه چمران اهواز و محمدرضا نظری نژاد، استاد دانشگاه گیلان بودند.

    بعد از انتشار این نامه، علیرضا آزاد؛ از استادان اخراجی در دولت سیزدهم، در گفت‌وگو با پایگاه خبری «جماران» تایید کرد که تعداد زیادی از همکارانش، همچنان محروم از تدریسند و روند لغو محرومیت‌ها و ممنوعیت‌ها به کندی پیش می‌رود. این عضو سابق هیات علمی گروه قرآن و حدیث دانشگاه فردوسی مشهد به پایگاه خبری جماران گفت: «اساتیدی داریم که به خاطر امضای بیانیه‌ای در راستای دفاع از حقوق دانشجویان و کیان دانشگاه، بیش از یک سال حقوق‌شان قطع شده است. اساتیدی داریم که به خاطر محتوای یک فایل صوتی چند دقیقه‌ای ضبط ‌شده از کلاس‌شان، احکام حبس گرفته یا تعلیق شده‌اند و زندگی برخی از این افراد از هم پاشیده است. برخی از اساتید اخراجی، به مشاغلی دیگر روی آورده‌اند. یکی از اساتید اخراج ‌شده، در روزی که کتاب تفسیر قرآن او چاپ و مراسم رونمایی از آن برگزاری شد، حکم اخراجش را دریافت کرد. برخی از اساتید ناگزیر پس از اخراج به خارج از کشور مهاجرت کرده‌اند. حتی برخی از دانشگاه‌ها ایمیل اساتید اخراجی خود را مسدود کرده‌اند و این باعث شده که برخی از این اساتید نتوانند مقالات و اختراعات خود را به نام ایران ثبت کنند. علاوه بر اساتید دانشگاه، از تدریس تعدادی از اساتید حوزه‌های علمیه نیز در سال‌های اخیر جلوگیری شده است.»

    این استاد اخراجی در ادامه صحبت خود یک نکته را به دولت چهاردهم یادآور شده بود: «بازگرداندن اساتید لطف دولت نیست، بلکه وظیفه‌ای است که هر چه سریع‌تر باید انجام شود. دولت باید علاوه بر بازگرداندن اساتید، از آنان اعاده حیثیت کند و عاملان و آمران تنگ‌نظری‌های سه سال اخیر دانشگاه‌ها را معرفی و به شکل مقتضی با آنها برخورد کند.»در حالی که تردید جامعه دانشگاهی طی ۶ ماه اخیر بر این بوده که دست‌هایی غیر از تصمیمات رییس‌جمهور و وزیر علوم در کار است تا در مسیر بازگشت به تدریس استادان اخراجی و خانه‌نشین سنگ‌اندازی کند، برخی خبرها از سوی استادانی که با تاخیر چند ماهه، حکم بازگشت به تدریس گرفته‌اند این تردیدها را تقویت کرده است. ازجمله اینکه هفته اول بهمن، نگار ذیلابی؛ استاد اخراجی دانشگاه شهید بهشتی در یادداشتی خبر داد که بعد از دو سال محرومیت از تدریس، با دستور مستقیم رییس‌جمهور به دانشگاه بازگشته است.

    محمد سلطانی رنانی؛ عضو هیات علمی دانشگاه اصفهان هم که ازجمله استادان تعلیقی با حکم دولت سیزدهم بوده به «اعتماد» می‌گوید که دو هفته قبل و بعد از ۱۸ ماه خانه‌نشینی به اتهام توهین به مقدسات، به دنبال تغییراتی که در دانشگاه اصفهان صورت گرفته، دعوت به تدریس شده اما در همین مدت، پیام‌های نامبارک و توهین‌آمیزی از سوی افراد ناشناس دریافت کرده که نمودی از مخالفت آشکار با حضور این چهره مستقل دانشگاهی در محیط تدریس است. این استاد دانشگاه که اخیرا هم نامه‌ای خطاب به وزیر علوم نوشت و خواستار بازنگری در آیین نامه‌های رسیدگی به تخلفات هیات علمی شده، ازجمله اخراجی‌هایی بود که در زمان اعتراضات دانشجویان، مسوولان دانشگاه را به تدبر در مفاهیم مندرج در قرآن و مراعات احوال نسل جوان توصیه کرده بود ولی بنا به همین توصیه‌ها، به توهین به مقدسات متهم شد و پرونده وی به دادگاه ویژه روحانیت ارسال شد و با وجود دریافت حکم برائت از دادگاه ویژه روحانیت، با حکم رییس دانشگاه علاوه بر تعلیق از تدریس، حقوق استادی او هم قطع شد.

  • همه اساتید و دانشجویان اخراجی را برگردانید / بچه های پاک و بیگناه را وادار می کنیم سالها درس بخوانند بعد که فارغ التحصیل می شوند می گوییم کار ندارید!

    همه اساتید و دانشجویان اخراجی را برگردانید / بچه های پاک و بیگناه را وادار می کنیم سالها درس بخوانند بعد که فارغ التحصیل می شوند می گوییم کار ندارید!

    به گزارش اقتصادران، مسعود پزشکیان رئیس جمهور ظهر امروز پنجشنبه در آئین تکریم و معارفه وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، بیان کرد: انسان  به خاطر علمش معنا دارد. علم نیز با عمل معنا  دارد وگرنه عالم بی عمل مانند درخت بی ثمر است. حیات عمل نیز این بوده که خالص برای خدا و به عبارت دیگر برای مردم باشد. علمی که با عمل و برای حل مشکل مردم‌شکل بگیرد. تصور کنید یک جامعه ای چنین اعتقادی دارد؛ مستقل از اینکه این حرف ها درست یا غلط است، آیا این جامعه عقب مانده یا فقیر می شود؟ آیا در این جامعه‌ای و فساد و رانت و رشوه و تبعیض می تواند شکل بگیرد؟  مشکل نگاه ما است. آنچه که می بینیم را به دست می آوریم. اگر بدانیم که ما به خاطر علم به دنیا آمده ایم و این علم باید با مهارت توام باشد و خالص برای خدا باشد یک جور دیگه کار می کردیم و جور دیگر به بزرگان، عالمان و نخبگان احترام می گذاشتیم. قدر آنهایی که عالم هستند را قبلا می فهمیدیم.

    وی در ادامه اظهار کرد:  این همه دانشگاه را برای چه می خواهیم؟ با چه کیفیتی؟ برای حل چه مشکلی؟ جوانان کشور و بچه های پاک و بیگناه را می آوریم و ۴ سال و ۱۰ سال وادار می کنیم درس بخوانند بعد بیرون می آید می گوییم کار ندارید. اصلا به شما نیاز نداریم. فرد نیز می پرسد تو که به من نیاز نداشتی چرا عمر من را تلف کردی؟ این مشکل اصلی ما است. هم باید مجلس و هم باید وزارت علوم کمک کند. آدم هایی باید تربیت کنیم که به درد جامعه بخورند. عالمی که عمل نداشته باشد به چه درد می خورد؟ جوان تربیت می کنیم و افتخار می کنیم نخبه تربیت کردیم. اما چند درصد از نخبگان ما در این کشور می مانند؟ چرا نمی‌مانند؟

    رئیس جمهور در ادامه خاطر نشان کرد: چگونه آنان را تربیت کردیم که نخبگان ما می روند و می خواهند برای جای دیگر کار کنند. چرا؟ برای اینکه از ابتدا آموزشی که می دهیم ایراد دارد.

    وی ادامه داد: انتخاب ما در مدیران باید بر اساس عدالت و حق باشد؛ نه اینکه به جناح، دسته و نگرش افراد بنگریم؛ نه اینکه بگوییم آقا است یا خانم است. سه اصل در مدیریت است  که باید پذیرفت. کی مسئول است. چگونه باید عمل کند و چگونه باید پاسخگو باشد. برای استانداران، بخشداران و فرمانداران باید یک دستورالعمل باشد که به آنها بگوییم چه کنند؛ مانند نامه امام علی (ع) به مالک اشتر  که در آن آمده است که با مردم چگونه برخورد کند.

    پزشکیان در ادامه اظهار کرد: این رویکرد مبنای علمی دارد. در ابتدا باید فرد را درست انتخاب کنیم. بعد بگوییم این کارها را انجام را باید انجام دهید. سپس اگر درست انجام نداد باید بگوییم چرا خطا کردی؟ هیچ ظلمی بالاتر از این نیست من آدمی را به کار بگیرم که برای مردم مشکل ایجاد کند. حق را باید به مردم داد. خداوند کمک کند با علم، عالم و عالمی که عمل بلد است و دانشگاه‌ها که مشکل جامعه را می‌دانند و راه حل دارند جامعه را بسازیم.

    رئیس جمهور در ادامه تصریح کرد: بنده معتقد هستم که به دانشگاه باید بگوییم شما اساتید اقتصادی بیاورید. اقتصاد جامعه با شما و مشکل را حل کنید. در حوزه فنی شما دانش دارید. به عرصه بیایید و مشکل را حل کنید. در حوزه فرهنگی از ظرفیت دانشگاه ها باید استفاده کرد. اگر مشکل را حل کردند پول هم به آنان می دهیم. مسائل مشخص است. دانشگاه نیز ظرفیت علمی و خلاقانه دارد. باید برای حل مسائل باهم رقابت کنند و سپس در صورت حل مشکل پول هم از دولت دریافت کنند.

    وی در ادامه خاطر نشان کرد: دانشگاه‌های کشورهای پیشرفته مشکل را بر می دارند و سپس مشکل را حل می کنند و پول هم می‌گیرند. دانشگاه خودش پول در می‌آورد. دانشگاه محل درآمد و نوآوری است اما دانشگاه های ما همه پول می خواهند.

    پزشکیان افزود: در خصوص نحوه انتخاب افراد خیلی گفتم و باز هم می گویم. ما از قرآن می خوانیم اما به آن درست عمل نمی کنیم. قرآن را می خوانیم و سپس روی طاقچه می گذاریم. یا در مراسم ترحیم آن را می خوانیم. چند سال پیش طبق روال در مجلس ترحیم بودم و سوره الرحمن را می خواندند. ما دانشجو بودیم با هرکسی بحث می کردیم اول می گفت جهان بینی خود را بگویید. دقت کردم که در سوره الرحمن اول جهان بینی را به ما می گوید بعد می گوید ای انسان وقتی وزن می کنی بر اساس عدالت وزن کن و کم نگذار. این سوره برای ما است که می خواهیم مدیر و کارشناس تعیین کنیم. می گوید کم نگذار. بر اساس عدالت انتخاب کن. چرا مشکل پیدا کردیم؟ چون کار را به کاردان نسپردیم. دانشگاه می تواند مملکت ما را نجات دهد به شرطی که علما و دانشمندان و نخبگان در کنار هم قرار بگیرند و به گرایش ها و نظرات هم  احترام بگذاریم.

    وی در ادامه خاطر نشان کرد: کسی که یک کلمه به ما یاد دهد ما را بنده خود می کند. آنوقت ما اساتیدی که ما را به اینجا رساندند کنارمی زنیم و فردی جوان را بالای سر این افراد قرار می‌دهیم که به این اساتید هم بی احترامی می‌کند. بنده اعلام کردم در خصوص همه اساتیدی که به هر طریقی دانشگاه‌ها با آنان لغو قرارداد یا اخراج کردند بازنگری کنید. دانشجوها را بازگردانید. حق است دانشجو حرف بزند. دانشجو نمی‌تواند آدم بدی باشد او فردا و آینده کشور است. دانشجو باید بتواند سوال کند.

    رئیس جمهوری در ادامه بیان کرد: برپایی کرسی آزاداندیشی که مقام معظم رهبری بر روی آن نیز تاکید داشتند یعنی اینکه دانشجو بتواند حرف خود را مطرح کند. ما باید با منطق جواب دانشجو را بدهیم. دانشجو را می توان هدایت و توجیه کرد و اگر  هم حق با دانشجو است من باید خودم را اصلاح کنم نه اینکه او را محروم کنم. اگر دانشجو عیب من را می گوید به جایی که او را بشکنم باید خودم را بشکنم. اگر توانستیم این را بپذیریم آن وقت مملکت آباد می شود.

    وی در ادامه بیان کرد: چه کسی ظالم‌تر از آن است که به خدا بخواهد دروغ بگوید؟ منظور از خدا همان مردم است. ظالم‌تر از کسی که به مردم دروغ بگوید یا تکذیب فردی که حرف حق را گفت، نیست. کسی که حرف درست را بزند و در مقابل حرف درست سر خم کند متقی است. از آقای زلفی گل دانشمند و محقق تشکر می کنم. بنده در حوزه علمی بحث‌هایی با ایشان دارم اما بحث علمی دعوا ندارد. حرف درست را همیشه می‌پذیریم. ما تصور می‌کنیم من چون در رشته خودم نخبه‌ام در همه چیز می توانم نظر دهم. در حالی که اینگونه نیست. در هر حوزه‌ای باید از نظرات کارشناسان استفاده شود.

    پزشکیان در ادامه بیان کرد: از تمام زحمات آقای دکتر زلفی گل تشکر می کنیم برای تمام این مدتی که زحمت کشیدند. همچنان از وجود گرانقدر ایشان استفاده می کنیم. از تلاش همه وزرای قبلی تشکر می کنیم. امیدواریم حضور برادر عزیز آقای سیمایی بتواند با نگاه حق پذیری موثر واقع شود. بر اساس حق پذیری هم نیروها را به کار بگیرند و  هم تصمیم درست گرفته و آن را اجرا کنند. ما به دانشگاه و دانشگاهیان دل بستیم. اگر وحدت و انسجام را نداشته باشیم کاری پیش نمی رود. من هر حرف حقی که بیاید می پذیرم.

    وی در پایان بیان کرد: مردم به ما نیاز دارند که راه درست را در مقابل آنان قرار دهیم. اِن شاءالله با همدلی و به دور از تفرقه و نفسانیات بتوانیم کنار هم قرار بگیریم. خدا کمک کند دست به دست هم دهیم که قانون برنامه و سند چشم انداز را اجرایی کنیم. البته روی قانون برنامه هم حرف داریم و با مجلس می رویم صحبت می کنیم.