برچسب: ارز صادراتی

  • تالار ارز توافقی؛ خشت اولی که بانک مرکزی کج نهاد / چگونه خرج یک سال کشور در دست ۱۰۰۰ شرکت افتاد؟

    تالار ارز توافقی؛ خشت اولی که بانک مرکزی کج نهاد / چگونه خرج یک سال کشور در دست ۱۰۰۰ شرکت افتاد؟

    به گزارش اقتصادران، تامین ارز مورد نیاز کشور را شاید بتوان بزرگترین دغدغه سیاست‌گذاران مالی و پولی کشور در این روزها دانست. از این‌رو تصمیمات متعددی برای کنترل و تامین ارز مورد نیاز کشور اتخاذ می‌شود؛ از راه اندازی تالار‌های ارز صادراتی تا برگزاری حراج‌های سکه و حتی فرمول گذاری نرخ خوراک صنایع با مبنای دلار، همگی در راستای همین سیاست است.

    اما اگر قانون به گونه‌ای پی‌ریزی شود که دقیقا خلاف اهداف برنامه‌ریزی شده باشد، باید با سیاست‌گذار آن قانون چگونه برخورد کرد؟ برای پاسخ به این سوال، ابعاد بخش کوچکی از این قانون بد را تبیین خواهیم کرد.

    خشتِ کجِ اول

    بانک مرکزی با هدف شفاف‌سازی معاملات ارزی و کاهش رانت، تالار ارز صادراتی را راه اندازی کرد. در عمل، این تالار حلقه اتصال صادرکننده و واردکننده بوده تا هم تعهد ارزی انجام شود و هم نیاز ارزی تجارت تامین گردد.

    اما نحوه اجرا و حیات این تالار دقیقا نقطه مقابل اهداف سیاست‌گذار یعنی کاهش رانت شد. برای اثبات این گزاره کافی است به مبلغ ارز‌های صادراتی که رفع تعهد نشده‌اند توجه کرد. ۶۵ میلیارد و ۷۷۷ میلیون دلار مجموع ارز صادراتی است که از سال ۱۳۹۷ تا ۴ ماهه نخست سال جاری هیچ‌گاه به تالارهای ارزی بازنگشته است.

    علت وقوع این رخداد نیز واضح است؛ شرکت‌هایی که با دلار آزاد هزینه‌های خود را پرداخت می‌کنند، حال مجبور هستند ارز خود را به مرکز مبادله منتقل و دلار خود را با نرخ قریب به ۷۰ هزار تومان، ریال کنند.

    بیایید منصفانه به قضیه نگاه کنیم؛ کدام آدم عاقلی را می‌شناسید که محصولات خود را با دلار آزاد صادر کند، اما هنگام بازگشت، پول خود را تا ۸۰ درصد زیر قیمت بازپس گیرد؟ اگر شما جای آن صادرکننده بودید، آیا ارز خود را به کشور برمی‌گرداندید؟

    از آن سمت، واردکنندگان نیز همین نرخ ۷۰ هزار تومان را دریافت می‌کنند ولی از آن‌جایی که قیمت تمام محصولات جلوتر از رشد دلار حرکت می‌کند، می‌توان نتیجه گرفت که واردکنندگان منطبق بر منطق اقتصادی، کالای خود را با ارز آزاد به فروش می‌رسانند.

    از نگاه واردکننده نیز منطقی به نظر نمی‌رسد که در چارچوب تالار توافقی، قیمت‌گذاری محصولات را انجام دهد. باز اگر شما جای واردکنندگان بودید، آیا از سود بدون زحمت تفاوت دو نرخ چشم پوشی می‌کردید؟ وقتی به واسطه‌ی رانت تالار اول، ارز ۷۰ هزار تومانی به شما تعلق می‌گیرد، در بدترین حالت آن را در بازار آزاد بفروش می‌رسانید!

    در سرتاپای این سیاست به قدری «توزیع رانت» رخنه کرده، که حتی شرکت‌های تحت امر دولت نیز در چارچوب تالار ارز توافقی قرار نمی‌گیرند. بخشی از شرکت‌هایی که ارز خود را با نرخ دولتی عرضه نمی‌کنند، ماهیت دولتی یا خصولتی دارند. این بدان معنا است که زور قانون‌گذار که در اینجا همان نهاد ناظر نیز هست، به خودی‌ها هم نمی‌رسد و این نیز معنایی جز ناکارآمدی قانون را نمی‌دهد.

    تالار توافقی همان خشت اولی بود که بانک مرکزی بد بنا نهاد و انگیزه صادرکنندگان را خاموش و رانت عظیمی بین واردکنندگان توزیع کرد که ماحصل آن، خلق دیوار کجی به ارتفاع ۶۵ میلیارد دلاری شد.

    ۶۵ میلیارد دلار؛ هزینه یک سیاست اشتباه

    یکی دیگر از دلایل راه اندازی تالار ارز توافقی، مدیریت قیمت‌ها بود. قانون‌گذار با ثابت نگه داشتن نرخ دلار و عدم اعتنا به بازار آزاد این ارز، سعی در ایجاد ثبات در قیمت کالا‌های اساسی را داشت. این اتفاق نیز رقم نخورد و طبق آمار‌های مرکز آمار، کالا‌های ضروری با سرعت چند برابری نسبت به دلار و تورم حرکت می‌کنند.

    علت این اتفاق نیز با سازوکار تالار ارز توافقی توجیه می‌شود، چرا که واردکنندگان به واسطه قدرت سفته بازی ایجاد شده، از حالت بهینه خود دور شده و عرضه داخلی با مشکل مواجه می‌شود.

    خرج یک سال کشور، فدای تصمیم سیاست‌گذار

    همان‌طور که اشاره شد، نتیجه‌ی این سیاست غلط، عدم تحویل ۶۵,۷۷۷,۹۲۵,۶۲۷ دلار ارز به دولت شد. این ارز هم می‌توانست به چرخه‌ی تولید بازگردد و با افزایش تولیدی که ایجاد می‌کند، قیمت کالا‌ها را به سمت پایین هدایت کند، و هم می‌توانست در اختیار بانک مرکزی قرار گیرد تا در مواجهه با شوک‌های اقتصادی و سیاسی، ارز کافی برای پاسخ به نیاز مردم و بنگاه‌ها را داشته باشد. اما ترجیح داده شده تا ۶۵ میلیارد دلار در دستان ۱۰۰۰ شرکت باشد!

    حال اگر بخواهیم معادل ریالی عدد فوق را حساب کنیم، دو روش را پیش روی خود داریم. اول آن‌که با میانگین نرخ دلار در این ۸ سال و ۴ ماه مبنا قرار دهیم. با اینکه تورم‌های بالا، کاهش مداوم ارزش پول ملی و فاصله‌ی دو نرخ با یکدیگر، این مبنا را از مدار منطق خارج می‌کند، اما کمینه این خروج پول با این نرخ دلار استخراج می‌شود.

    کمینه‌ی پولی که برای صادرات از کشور خارج شد، اما هیچگاه به مرز‌ها بازنگشت، ۲۶۰۰ همت است. برای فهم بزرگی این عدد باید گفت که کسری بودجه امسال ۸۵۰ همت برآورد می‌شود.

    روش دوم، معیار قرار دادن نرخ ارز روز است. با این حساب به رقم باورنکردنی ۸.۵ هزار همت میرسیم. این رقم از بودجه عمومی کشور که معادل ۶.۴ هزار همت است پیشی گرفته و بدان معنا است که اگر کشور یک سال هیچ درآمدی نداشته باشد، با اصلاح این قانون می‌تواند تمام خرج خود را بپردازد.

    بحران در بحران

    این سیاست غلط فقط مربوط به خروج پول نشده و اثرات دمینووار دیگری بر اقتصاد خواهد گذاشت. به عنوان مثال یکی از بزرگترین معضلات کشور، ناترازی صندوق‌های بازنشستگی است. درصورتی که شرکت‌های زیرمجموعه این صندوق‌ها، ارز حاصل از صادرات خود را ارزان عرضه کنند، نتیجه‌ای جز کاهش سود آنها به همراه نخواهد داشت.

    در این صورت صندوق‌های بازنشستگی برای تامین و پرداخت حقوق بازنشستگان با چالش رو به رو شده و در آخر به بانک مرکزی پناه می‌آورند. اقدامی که واضحا تورم‌زا خواهد بود و مشکلات کسری بودجه را عمیق‌تر می‌کند.

    حال به سوال اول بازمی‌گردیم! حکم چنین جنایتی چه می‌تواند باشد؟ مادامی که امثال وحید مظلومین‌ها که به جرم سلطان سکه بودن اعدام شدند، حکم سیاست‌گذار این قانون چه باید باشد؟

    چرا تالار دوم ارز توافقی؟

    ۳۳ درصد از ۶۵ میلیارد دلار ارزی که توسط ۱۰۰۰ شرکت به کشور بازنگشت، متعلق به ۵۰ شرکت اول لیست بوده است. نکته جالب توجه این‌که ۳۳ شرکت از آنها را پتروشیمی‌ها و فولادی‌ها تشکیل می‌دهند.

    اگر این گزاره را در کنار «راه اندازی تالار دوم ارز توافقی برای پتروشیمی‌ها و فولادی‌ها»بگذاریم ما را به این نتیجه می‌رساند که خود سیاست‌گذار به این موضوع آگاه است که بیشترین ارز، دست چه اشخاصی است. با راه اندازی تالار دوم در تلاش است تا انگیزه‌ی بازگشت ارز را افزایش دهد.

    اما تاریخ نشان داده است که تا حذف کامل نظام چند نرخی، امکان ایجاد تالار دهم ارز توافقی نیز دور از ذهن نخواهد بود. سیاست‌گذار فقط با مرور آمار ۸ سال اخیر متوجه می‌شود که چه جنایتی در حق کشور کرده است، البته اگر شبکه‌ای که از منبع توزیع رانت در حال ارتزاق هستند، اجازه‌ی اصلاح این سیاست را صادر کنند.

  • ارز حاصل از صادرات در دست تاجران بی‌نام و نشان / دست‌های پشت پرده چگونه به اقتصاد و صادرات ایران ضربه می‌زنند؟

    ارز حاصل از صادرات در دست تاجران بی‌نام و نشان / دست‌های پشت پرده چگونه به اقتصاد و صادرات ایران ضربه می‌زنند؟

    به گزارش اقتصادران، در سال‌های اخیر بخشی از فرآیند صادرات کشور از مسیر اصلی خود منحرف شده است. ورود افراد فاقد هویت اقتصادی روشن و صادرکنندگان صوری که با کارت‌های بازرگانی یک‌بار مصرف فعالیت می‌کنند، موجب شده تا بخش مهمی از ارز حاصل از صادرات به چرخه رسمی اقتصاد بازنگردد. این پدیده نه‌تنها نظم بازار را برهم زده، بلکه زمینه‌ساز رقابت ناسالم و خروج تولیدکنندگان واقعی از بازارهای جهانی شده است.

    در حوزه فولاد نیز، واگذاری صادرات به دلالان و تاجران بی‌نام و نشان خطری جدی برای آینده این صنعت به‌شمار می‌رود. این افراد بدون آشنایی با قواعد تجارت بین‌الملل و بدون تعهد به بازگشت ارز، کالا را با قیمت‌های غیرواقعی صادر می‌کنند و به اعتبار تولیدکنندگان داخلی لطمه می‌زنند. ادامه این روند می‌تواند سهم ایران را در بازار جهانی فولاد کاهش دهد.

    چرا سهم صادرات میلگرد کاهش یافته است؟ / دست‌های پشت پرده چگونه به اقتصاد و صادرات ایران ضربه می‌زنند؟

    وحید یعقوبی، معاون اجرایی انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، به ایرنا اعلام کرد که اختلاف میان نرخ ارز مبادله‌ای و آزاد باعث شده تا افرادی خارج از حوزه تخصصی فولاد، با استفاده از کارت‌های بازرگانی یک‌بار مصرف وارد عرصه صادرات شوند؛ اقدامی که بازگشت ارز حاصل از صادرات را با مشکل روبه‌رو کرده است. در نتیجه این روند، سهم واحدهای تولیدی از صادرات میلگرد که در سال ۱۴۰۲ حدود ۶۵ درصد بود در سال ۱۴۰۳ به نزدیک ۳۵ درصد کاهش یافته است.

    در همین زمینه احمد دنیانور، عضو انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران گفت: افراد بی‌نام و نشان وارد عرصه صادرات می‌شوند و به همین دلیل بخشی از ارز حاصل از صادرات را نیز بازنمی‌گردانند. این ارز بازنگشته مربوط به همین افراد است، چراکه تولیدکنندگان واقعی تمامی ارز حاصل از صادرات خود را بازمی‌گردانند.

    چرا باید کسانی که هیچ تعهدی نسبت به قوانین ندارند، مجاز به دریافت کارت بازرگانی باشند؟ / اعلام قیمت‌های غیرواقعی و فروش ارز به‌صورت غیررسمی از سوی صادرکنندگان و تاجران صوری، بازار صادرات را دچار بی‌ثباتی کرده

    وی با انتقاد از صدور کارت بازرگانی برای این افراد تصریح کرد: سؤال تولیدکنندگان این است که چرا باید کسانی که هیچ تعهدی نسبت به قوانین ندارند، مجاز به دریافت کارت بازرگانی باشند؟ اعلام قیمت‌های غیرواقعی و فروش ارز به‌صورت غیررسمی از سوی صادرکنندگان و تاجران صوری، بازار صادرات را دچار بی‌ثباتی کرده و تولیدکنندگان واقعی را از رقابت سالم بازداشته است. ادامه این روند سهم فعالان اصلی تولید را کاهش داده و موجب خروج تدریجی آنان از عرصه صادرات رسمی کشور شده است.

    افرادی با هویت‌های صوری از خشکبار تا پتروشیمی را بدون بازگشت کامل ارز صادر می‌کنند

    تجارت سالم زمانی شکل می‌گیرد که در بستری شفاف، قانون‌مند و مبتنی بر تخصص انجام شود. در هر اقتصاد پویا، صادرات و واردات باید در اختیار فعالان واقعی و آگاه به اصول بازرگانی و تولید باشد تا بتوانند ضمن حفظ منافع ملی، به توسعه پایدار و افزایش ارزش افزوده کمک کنند. وجود سازوکارهای نظارتی و پایبندی به تعهدات ارزی از مهم‌ترین الزامات این مسیر است.

    این تخلفات تنها محدود به صنعت فولاد نیست و دامنه آن بسیاری از بخش‌های صادراتی کشور را دربر گرفته است. از محصولات کشاورزی و خشکبار گرفته تا صنایع معدنی و پتروشیمی در همه این حوزه‌ها افرادی با هویت‌های صوری و کارت‌های بازرگانی اجاره‌ای وارد عرصه صادرات شده‌اند؛ افرادی که بدون داشتن زیرساخت تولید یا تخصص تجاری، صرفا برای کسب سود کوتاه‌مدت فعالیت می‌کنند. نتیجه چنین روندی، هدررفت منابع ارزی، تضعیف جایگاه تولیدکنندگان واقعی و کاهش اعتماد به نظام صادراتی کشور بوده است.

  • ۲۰میلیارد ارز صادراتی کجا غیب شد؟!

    ۲۰میلیارد ارز صادراتی کجا غیب شد؟!

    به گزارش اقتصادران، حسین صمصمامی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، روز گذشته با انتشار مکاتبه‌ای میان مشاور وزیر صمت و رئیس سازمان توسعه تجارت، از تلاش‌ها برای معافیت برخی اقلام عمده صادراتی از بازگشت ارز به سامانه رسمی بانک مرکزی پرده برداشت. به گفته وی، این اقدام می‌تواند تأثیر منفی بر سیاست بازگشت ارز حاصل از صادرات و شفافیت ارزی کشور داشته باشد.

    صمصمامی تأیید کرد که این نامه واقعیت دارد و در آن از رئیس سازمان توسعه تجارت، درخواست شده تا کالاهای صادراتی مهمی مانند قیر، هیدروکربن، میلگرد، پروفیل و .. از شمول یک بند قانونی(آیین بازگشت ارز صادراتی) مستثنی شوند. بر اساس این قانون، صادرکنندگان محصولات پتروشیمی، پالایشی و فلزات اساسی موظف هستند ۱۰۰٪ تعهدات ارزی خود را از طریق فروش حواله در سامانه نیما (که اکنون بخش سامانه طلا وارز بانک مرکزی  است) ایفا کنند تا مشخص باشد کدام صادرکننده، چه میزان صادرات داشته است.

    هدف این نامه، مستثنی کردن این صادرکنندگان است تا بتوانند ارز خود را به جای سامانه نیما، در “تالار جدید ارزی ” (تالار دوم) با نرخ گران‌تر به فروش برسانند.

    سیاست‌های شکست‌خورده و تحمیل هزینه به مردم

    صمصامی این اقدام را تکرار سیاست‌های شکست‌خورده‌ای دانست که هزینه آن را مردم با افزایش قیمت کالاهای اساسی پرداخت کرده‌اند. او تشریح کرد:

    سال گذشته نیز با همین استدلال که صادرکننده ارز خود را با نرخ پایین (حدود ۴۰ هزار تومان) به سامانه نیما نمی‌آورد، نرخ نیما و نرخ توافقی را یکی کرده و به نزدیک نرخ بازار آزاد (حدود ۶۷ هزار تومان) رساندند.

    با وجود افزایش نرخ، از ۵۷ میلیارد دلار صادرات غیرنفتی، ۲۰ میلیارد دلار ارز به صورت رسمی وارد کشور نشد. این موضوع نشان می‌دهد که حتی با نرخ بالاتر نیز صادرکنندگان به تعهدات خود عمل نکرده‌اند.

    • ایجاد موج تورمی: این سیاست غلط باعث شد نرخ ارز برای واردات مواد واسطه ای  مواد اولیه تولید و کالاهای ضروری از ۴۰ هزار تومان به نزدیک ۷۰ هزار تومان افزایش یابد که نتیجه آن، موج تورمی فعلی است.

    خلق تالارهای جدید؛ مسابقه‌ای بی‌پایان برای افزایش نرخ ارز

    به گفته این عضو کمیسیون اقتصادی، ایجاد دوباره “تالار توافقی” با نرخ بالاتر (مثلاً ۸۵ هزار تومان) یک دور باطل است. صادرکننده‌ای که توانسته با فشار، دولت را وادار به خلق یک بازار جدید با نرخ بالاتر کند، فردا برای ایجاد تالار سوم و چهارم با نرخ‌های بالاتر نیز فشار خواهد آورد. این سیاست عملاً به معنای دنبال کردن نرخ بازار قاچاق است؛ در حالی که نرخ رسمی بالا می‌رود، نرخ بازار آزاد نیز متوقف نشده و جهش می‌کند و این چرخه به طور مداوم هزینه‌های تولید را افزایش می‌دهد.

    تأثیر مستقیم بر سفره مردم از سه مسیر

    صمصمامی تأکید کرد که این سیاست‌ها به طور مستقیم بر سفره مردم اثر می‌گذارد: ۱٫ کاهش ارز کالاهای اساسی: دولت با این توجیه که کاهش درآمدهای نفتی داشته، سهم ارز ترجیحی برای کالاهای اساسی را کاهش داده (از ۱۵ میلیارد دلار در سال گذشته به ۱۲ میلیارد دلار در بودجه امسال). ۲٫ گرانی کالاهای ضروری و اساسی: کالاهایی که از شمول ارز ترجیحی خارج می‌شوند، باید ارز خود را از سامانه نیما تأمین کنند. وقتی نرخ نیما به بهانه جلب رضایت صادرکننده افزایش می‌یابد، قیمت کالاهایی مانند مرغ و لبنیات نیز گران می‌شود. ۳٫ افزایش قیمت در بورس کالا: قیمت‌گذاری مواد اولیه در بورس کالا بر اساس فرمول “قیمت جهانی ضربدر نرخ ارز نیما(مرکز مبادله)” انجام می‌شود. با افزایش نرخ ارز رسمی، قیمت مواد اولیه برای تمام صنایع تولیدی کشور گران‌تر می‌شود.

    راهکار چیست؟ اجرای قوانین موجود

    صمصمامی در پاسخ به سوالی درباره راهکار، به طرحی ۱۶ بندی اشاره کرد که سال گذشته به رئیس‌جمهور ارائه شده و امسال نیز مجدداً پیگیری می‌شود. نکات اصلی این راهکارها عبارتند از:

    • اصلاح قیمت‌گذاری در بورس کالا: قیمت‌گذاری نباید بر اساس نرخ ارز بازار قاچاق باشد، بلکه دولت باید یک نرخ منطقی و معقول را مبنا قرار دهد.

    • اجرای دقیق قوانین: به جای خلق بازارهای جدید، باید قوانین موجود مانند قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز و طرح حکمرانی ریال به درستی اجرا شوند.

    • شفاف‌سازی مازاد ارزی: بانک مرکزی از مازاد ۲۵ میلیارد دلاری درآمدهای ارزی خبر داده است. سوال اینجاست که اگر مازاد وجود دارد، چرا نرخ ارز در بازار همچنان رو به افزایش است؟ دلیل این امر، مدیریت غلط ارزی است.

    وی در پایان افزود که طرحی برای “تقویت پول ملی و سرمایه‌گذاری برای تولید” نیز در مجلس تنظیم شده و منتظر اعلام وصول از سوی هیئت رئیسه است.

  • ۴.۶ میلیارد دلار ارز صادراتی گم شده است؟ / بانک مرکزی امروز اطلاعیه‌ای صادر کرد

    ۴.۶ میلیارد دلار ارز صادراتی گم شده است؟ / بانک مرکزی امروز اطلاعیه‌ای صادر کرد

    به گزارش اقتصادران، بازگشت ارز حاصل از صادرات همچنان یکی از چالش‌های اساسی اقتصاد ایران است. این مسئله که در دوران ریاست همتی بر بانک مرکزی نیز محل بحث بود، حالا بار دیگر خبرساز شده است. دیوان محاسبات در گزارش اخیر خود پرده از عدم بازگشت ۴.۶ میلیارد دلار ارز صادراتی برداشته، رقمی که می‌تواند بر بازار ارز و اقتصاد کشور تأثیرات جدی بگذارد.

    دیوان محاسبات در اطلاعیه‌ای با اشاره به ترک فعل‌های مؤثر در افزایش نرخ ارز اعلام کرد: رشد چشمگیر عدم رفع تعهدات ارزی صادرکنندگان محصولات پتروشیمی، پالایشی و فلزی، یکی از عوامل اصلی جهش قیمت دلار در بازار است. به گونه ای که از مجموع تعهدات ارزی سررسید شده، ۵۱ درصد (یعنی حدود ۴.۶ میلیارد دلار) هنوز تسویه نشده است.

    بخش کلیدی این گزارش به تأخیر‌های ناشی از تصمیمات کمیته فروش نفت اشاره داشت که به سران قوا منعکس شده است. همچنین دیوان محاسبات خبر داده که گزارش مربوط به عدم اقدام قانونی بانک مرکزی، جهت بررسی به دادسرای دیوان محاسبات ارسال شده است.

    در واکنش به این گزارش، بانک مرکزی امروز اطلاعیه‌ای صادر کرد. این بانک ضمن دفاع از عملکرد خود اعلام کرد که بسیاری از صادرکنندگان محصولات پتروشیمی، پالایشی و فلزی، بیش از میزان تعیین‌شده در قوانین، تعهدات خود را ایفا کرده‌اند. همزمان تأکید شد که پرونده متخلفان به مراجع قضایی ارسال شده است.

    بانک مرکزی همچنین توضیح داد که رسیدگی به تعهدات ارزی صادرکنندگان بر اساس آیین‌نامه مصوب هیئت وزیران صورت می‌گیرد و کارگروه ویژه‌ای متشکل از ۱۱ عضو، مسئول تعیین مهلت ایفای تعهدات و معرفی متخلفان به قوه قضاییه است. این بانک تنها یکی از اعضای کارگروه محسوب می‌شود و تصمیمات نهایی با رأی حداقل شش عضو اتخاذ می‌شود.

    بنابراین، بانک مرکزی مسئولیت اصلی را متوجه سایر نهاد‌های دخیل دانسته و خواستار پاسخگویی سایر اعضای کارگروه شده است.

    در ادامه این اطلاعیه، بانک مرکزی تأیید کرد که اسامی برخی از صادرکنندگان بدحساب را به کمیته پایش سوءرفتار تجاری در وزارت صمت ارسال کرده است. همچنین تأکید شده که این بانک ابزار‌های تنبیهی و تشویقی برای الزام صادرکنندگان به بازگرداندن ارز در اختیار ندارد، چراکه چنین اختیاراتی در قوانین پیش‌بینی نشده است.

    با این حال، در پاسخ بانک مرکزی به یک پرسش کلیدی اشاره نشده: آیا رقم ۴.۶ میلیارد دلار که دیوان محاسبات اعلام کرده، صحیح است یا خیر؟

    در شرایطی که مدیریت بازار ارز به طور مستقیم بر عهده بانک مرکزی است، انتظار می‌رود این بانک اقدامات قاطع‌تری برای بازگشت ارز صادراتی انجام دهد. اگرچه سایر وزارتخانه‌ها از جمله صمت نیز در این فرآیند نقش دارند، اما تنظیم سیاست‌های ارزی، نظارت بر تجارت خارجی و کنترل جریان ارز، وظایفی هستند که در نهایت بانک مرکزی باید پاسخگوی آنها باشد.

    در این میان، دولت نیز به نظر می‌رسد از پذیرش مسئولیت قصور در بازگشت درآمد‌های ارزی شانه خالی کرده است. این در حالی است که بازار ارز با رشد نرخ دلار و کاهش ارزش ریال روبه‌روست و مشخص نیست که سیاست‌گذاران چه برنامه‌ای برای جلوگیری از تداوم این روند دارند.

  • ارز صادراتی کیلویی چند؟!

    ارز صادراتی کیلویی چند؟!

    به گزارش اقتصادران، مجیدرضا حریری در روزنامه تعادل نوشت:

    طي روزهاي اخير خبري در فضاي اقتصادي كشور منتشر شد كه به نظرم لازم است از منظر تحليلي به آن پرداخت. ابتدا اعلام شد ۱۰تشكل خاص اقتصادي در نامه‌اي خطاب به رهبر انقلاب درخواست كرده‌اند تا ارز برآمده از صادرات محصولات خود را با قيمت‌هاي بالاتر از ارز نيمايي و با نرخ بازار آزاد به فروش برسانند! در واكنش به اين درخواست، مسوولان وزارت صمت در روز چهارشنبه اعلام كردند، گروه‌هايي كه كارگر و انرژي را با نرخ دلار ۱۵هزار توماني دريافت مي‌كنند، هنگام فروش ارز صادراتي خود، درخواست فروش ارز به نرخ ۶۰هزار تومان را دارند و اين ممكن نيست!

    قبل از هر چيز بايد گفت كه بسياري از اين تشكل‌ها، اساسا ارتباط گسترده‌اي با صادرات ندارند، بنابراين مشخص نيست چرا وارد يك چنين بازي شده‌اند. يكي از اين تشكل‌ها (انجمن كارفرمايي پتروشيمي) كه اتفاقا از جمله مهم‌ترين درخواست كنندگان هم محسوب مي‌شود، توسط دبيركل خود امضاي اين نامه را تكذيب كرد! ساير تشكل‌ها هم هركدام پس از انتقادات مطرح شده يا موضوع را تكذيب كردند يا از آن برائت جستند. يكي از افرادي كه نام او پاي اين ليست قرار داشت هم اعلام كرد، پشت پرده امضاي اين نامه مديرعامل بورس كالاست. اين مقدمات را ذكر كردم تا بگويم حتي امضاكنندگان اين نامه هم حاضر نشدند موضوع را گردن بگيرند. موضوع مهم براي من آن است كه بر اساس آمارهاي گمرك در ايران ۵۰الي ۵۵درصد صادرات در ايران محصولات بر پايه نفت است و ۲۵الي ۳۰درصد از صادرات غير نفتي ايران هم محصولات بر پايه معدن است. يعني بيش از ۸۰درصد صادرات غير نفتي ايران يا محصولات معدني يا بر پايه نفت هستند.

    بررسي اين اعداد و ارقام نشان مي‌دهد اغلب اين شركت‌هاي صادراتي كه چند ده كمپاني مشخص هستند، مديراني دارند كه توسط بخشي از حاكميت منصوب شده‌اند. فلان نهاد، فلان صندوق بازنشستگي، فلان آستانه مباركه و فلان ستاد اين مديران را منصوب كرده‌اند. اينكه مديران منصوب حاكميت در برابر سياست‌هاي حاكميتی مي‌ايستند و عناد و دشمني و لجبازي مي‌ورزند، مرا ياد شعر معروف احمد شاملو مي‌اندازد كه مي‌گفت هرگز كسي چنين به كشتن خود برنخاست….حقيقتا جاي تعجب و تامل دارد كه چطور مي‌شود كه عوامل يك حاكميت با عوامل خود  حق رورد مناسب براي اجراي سياست‌هايش را ندارد. اين افراد هيچ كدام صاحب چيزي نيستند. آنها مديران منصوب حاكميت هستند و بايد سياست‌هاي بنيادين ساختار را عملياتي كنند.

    اينكه يكسري انجمن‌ها و تشكل‌ها ساخته شوند و در داخل بازي حضور ندارند و تنها در نقش بوق بنگاه‌هاي خصولتي (من آنها را حاكميتي مي‌دانم) عمل مي‌كنند اينگونه برخلاف مصالح اقتصادي عموم مردم گام بردارند باور كردني نيست. نمي‌شود، بنگاهي سوخت خود را نرخ يك دهم قيمت جهاني بگيرد و حقوق پرداختي به كارگرش ۲۰۰دلار باشد، بعد توقع داشته باشد، ارز صادراتي‌اش را با نرخ بازار سياه به فروش برساند. هيچ خانواده‌اي در جهان با ۲۰۰دلار كه زنده نمي‌ماند، مشخص است كه دولت يارانه‌هاي بسياري مي‌دهد تا خانواده‌هاي ايراني امكان زندگي داشته باشند.

    نهاده‌هاي در اختيار اين بنگاه‌ها هم با ارز ارزان به دستشان مي‌رسد از ۲۸۵۰۰ تومان تا حداكثر ۴۰هزار تومان. همه اين يارانه‌هاي رانتي تبديل به محصول توليدي مي‌شود. بعد براي قيمت‌گذاري اين محصول در بازار داخلي، ناگهان همه فعالان اقتصادي طرفداران بازار آزاد و مخالفت اقتصاد دستوري مي‌شوند. من هم مخالف قيمت‌گذاري دستوري هستم، اما معتقدم از ابتداي چرخه بايد روابط رانتي و يارانه‌اي حذف شود نه در انتهای چرخه. براي مقابله با اين روش راه‌حلي كه به ذهن من مي‌رسد، شفافيت است.

    ما در اقتصاد ايران چند مدل مختلف نرخ ارز داريم، هدف نهايي توزيع سوبسيد سوختي و… افزايش قدرت خريد دهك‌هاي محروم و متوسط است. مي‌توان به جاي چند نرخي كردن ارز، كالايي كه بهره‌مند از سوبسيد است را با قيمت مناسب و ارزان به دست مصرف كننده رساند. اما وقتي توليد كننده قصد مي‌كند اين محصول را صادر كند، از طريق وضع عوارض صادراتي، يارانه‌هاي پرداخت شده از توليد كننده پس گرفته شود. مثلا محصولي كه با ۵۰درصد يارانه توزيع شده محصولي را توليد كرده، ۵۰درصد عوارض مي‌پردازد. توليد كننده كه ۲۰درصد و ۱۰درصد دريافت كرده همينگونه عوارض بپردازد. كليه محصولات صادراتي را مي‌توان در ۸رده كالايي دسته‌بندي كرد و عوارض صادراتي از آنها دريافت كرد. در اين صورت شك نكنيد ديگر شاهد يك چنين اظهارات و درخواست‌هاي غير متعارفي از تشكل‌ها و انجمن‌هاي بدون شناسنامه نخواهيم بود.