برچسب: ارز توافقی

  • تالار ارز توافقی؛ خشت اولی که بانک مرکزی کج نهاد / چگونه خرج یک سال کشور در دست ۱۰۰۰ شرکت افتاد؟

    تالار ارز توافقی؛ خشت اولی که بانک مرکزی کج نهاد / چگونه خرج یک سال کشور در دست ۱۰۰۰ شرکت افتاد؟

    به گزارش اقتصادران، تامین ارز مورد نیاز کشور را شاید بتوان بزرگترین دغدغه سیاست‌گذاران مالی و پولی کشور در این روزها دانست. از این‌رو تصمیمات متعددی برای کنترل و تامین ارز مورد نیاز کشور اتخاذ می‌شود؛ از راه اندازی تالار‌های ارز صادراتی تا برگزاری حراج‌های سکه و حتی فرمول گذاری نرخ خوراک صنایع با مبنای دلار، همگی در راستای همین سیاست است.

    اما اگر قانون به گونه‌ای پی‌ریزی شود که دقیقا خلاف اهداف برنامه‌ریزی شده باشد، باید با سیاست‌گذار آن قانون چگونه برخورد کرد؟ برای پاسخ به این سوال، ابعاد بخش کوچکی از این قانون بد را تبیین خواهیم کرد.

    خشتِ کجِ اول

    بانک مرکزی با هدف شفاف‌سازی معاملات ارزی و کاهش رانت، تالار ارز صادراتی را راه اندازی کرد. در عمل، این تالار حلقه اتصال صادرکننده و واردکننده بوده تا هم تعهد ارزی انجام شود و هم نیاز ارزی تجارت تامین گردد.

    اما نحوه اجرا و حیات این تالار دقیقا نقطه مقابل اهداف سیاست‌گذار یعنی کاهش رانت شد. برای اثبات این گزاره کافی است به مبلغ ارز‌های صادراتی که رفع تعهد نشده‌اند توجه کرد. ۶۵ میلیارد و ۷۷۷ میلیون دلار مجموع ارز صادراتی است که از سال ۱۳۹۷ تا ۴ ماهه نخست سال جاری هیچ‌گاه به تالارهای ارزی بازنگشته است.

    علت وقوع این رخداد نیز واضح است؛ شرکت‌هایی که با دلار آزاد هزینه‌های خود را پرداخت می‌کنند، حال مجبور هستند ارز خود را به مرکز مبادله منتقل و دلار خود را با نرخ قریب به ۷۰ هزار تومان، ریال کنند.

    بیایید منصفانه به قضیه نگاه کنیم؛ کدام آدم عاقلی را می‌شناسید که محصولات خود را با دلار آزاد صادر کند، اما هنگام بازگشت، پول خود را تا ۸۰ درصد زیر قیمت بازپس گیرد؟ اگر شما جای آن صادرکننده بودید، آیا ارز خود را به کشور برمی‌گرداندید؟

    از آن سمت، واردکنندگان نیز همین نرخ ۷۰ هزار تومان را دریافت می‌کنند ولی از آن‌جایی که قیمت تمام محصولات جلوتر از رشد دلار حرکت می‌کند، می‌توان نتیجه گرفت که واردکنندگان منطبق بر منطق اقتصادی، کالای خود را با ارز آزاد به فروش می‌رسانند.

    از نگاه واردکننده نیز منطقی به نظر نمی‌رسد که در چارچوب تالار توافقی، قیمت‌گذاری محصولات را انجام دهد. باز اگر شما جای واردکنندگان بودید، آیا از سود بدون زحمت تفاوت دو نرخ چشم پوشی می‌کردید؟ وقتی به واسطه‌ی رانت تالار اول، ارز ۷۰ هزار تومانی به شما تعلق می‌گیرد، در بدترین حالت آن را در بازار آزاد بفروش می‌رسانید!

    در سرتاپای این سیاست به قدری «توزیع رانت» رخنه کرده، که حتی شرکت‌های تحت امر دولت نیز در چارچوب تالار ارز توافقی قرار نمی‌گیرند. بخشی از شرکت‌هایی که ارز خود را با نرخ دولتی عرضه نمی‌کنند، ماهیت دولتی یا خصولتی دارند. این بدان معنا است که زور قانون‌گذار که در اینجا همان نهاد ناظر نیز هست، به خودی‌ها هم نمی‌رسد و این نیز معنایی جز ناکارآمدی قانون را نمی‌دهد.

    تالار توافقی همان خشت اولی بود که بانک مرکزی بد بنا نهاد و انگیزه صادرکنندگان را خاموش و رانت عظیمی بین واردکنندگان توزیع کرد که ماحصل آن، خلق دیوار کجی به ارتفاع ۶۵ میلیارد دلاری شد.

    ۶۵ میلیارد دلار؛ هزینه یک سیاست اشتباه

    یکی دیگر از دلایل راه اندازی تالار ارز توافقی، مدیریت قیمت‌ها بود. قانون‌گذار با ثابت نگه داشتن نرخ دلار و عدم اعتنا به بازار آزاد این ارز، سعی در ایجاد ثبات در قیمت کالا‌های اساسی را داشت. این اتفاق نیز رقم نخورد و طبق آمار‌های مرکز آمار، کالا‌های ضروری با سرعت چند برابری نسبت به دلار و تورم حرکت می‌کنند.

    علت این اتفاق نیز با سازوکار تالار ارز توافقی توجیه می‌شود، چرا که واردکنندگان به واسطه قدرت سفته بازی ایجاد شده، از حالت بهینه خود دور شده و عرضه داخلی با مشکل مواجه می‌شود.

    خرج یک سال کشور، فدای تصمیم سیاست‌گذار

    همان‌طور که اشاره شد، نتیجه‌ی این سیاست غلط، عدم تحویل ۶۵,۷۷۷,۹۲۵,۶۲۷ دلار ارز به دولت شد. این ارز هم می‌توانست به چرخه‌ی تولید بازگردد و با افزایش تولیدی که ایجاد می‌کند، قیمت کالا‌ها را به سمت پایین هدایت کند، و هم می‌توانست در اختیار بانک مرکزی قرار گیرد تا در مواجهه با شوک‌های اقتصادی و سیاسی، ارز کافی برای پاسخ به نیاز مردم و بنگاه‌ها را داشته باشد. اما ترجیح داده شده تا ۶۵ میلیارد دلار در دستان ۱۰۰۰ شرکت باشد!

    حال اگر بخواهیم معادل ریالی عدد فوق را حساب کنیم، دو روش را پیش روی خود داریم. اول آن‌که با میانگین نرخ دلار در این ۸ سال و ۴ ماه مبنا قرار دهیم. با اینکه تورم‌های بالا، کاهش مداوم ارزش پول ملی و فاصله‌ی دو نرخ با یکدیگر، این مبنا را از مدار منطق خارج می‌کند، اما کمینه این خروج پول با این نرخ دلار استخراج می‌شود.

    کمینه‌ی پولی که برای صادرات از کشور خارج شد، اما هیچگاه به مرز‌ها بازنگشت، ۲۶۰۰ همت است. برای فهم بزرگی این عدد باید گفت که کسری بودجه امسال ۸۵۰ همت برآورد می‌شود.

    روش دوم، معیار قرار دادن نرخ ارز روز است. با این حساب به رقم باورنکردنی ۸.۵ هزار همت میرسیم. این رقم از بودجه عمومی کشور که معادل ۶.۴ هزار همت است پیشی گرفته و بدان معنا است که اگر کشور یک سال هیچ درآمدی نداشته باشد، با اصلاح این قانون می‌تواند تمام خرج خود را بپردازد.

    بحران در بحران

    این سیاست غلط فقط مربوط به خروج پول نشده و اثرات دمینووار دیگری بر اقتصاد خواهد گذاشت. به عنوان مثال یکی از بزرگترین معضلات کشور، ناترازی صندوق‌های بازنشستگی است. درصورتی که شرکت‌های زیرمجموعه این صندوق‌ها، ارز حاصل از صادرات خود را ارزان عرضه کنند، نتیجه‌ای جز کاهش سود آنها به همراه نخواهد داشت.

    در این صورت صندوق‌های بازنشستگی برای تامین و پرداخت حقوق بازنشستگان با چالش رو به رو شده و در آخر به بانک مرکزی پناه می‌آورند. اقدامی که واضحا تورم‌زا خواهد بود و مشکلات کسری بودجه را عمیق‌تر می‌کند.

    حال به سوال اول بازمی‌گردیم! حکم چنین جنایتی چه می‌تواند باشد؟ مادامی که امثال وحید مظلومین‌ها که به جرم سلطان سکه بودن اعدام شدند، حکم سیاست‌گذار این قانون چه باید باشد؟

    چرا تالار دوم ارز توافقی؟

    ۳۳ درصد از ۶۵ میلیارد دلار ارزی که توسط ۱۰۰۰ شرکت به کشور بازنگشت، متعلق به ۵۰ شرکت اول لیست بوده است. نکته جالب توجه این‌که ۳۳ شرکت از آنها را پتروشیمی‌ها و فولادی‌ها تشکیل می‌دهند.

    اگر این گزاره را در کنار «راه اندازی تالار دوم ارز توافقی برای پتروشیمی‌ها و فولادی‌ها»بگذاریم ما را به این نتیجه می‌رساند که خود سیاست‌گذار به این موضوع آگاه است که بیشترین ارز، دست چه اشخاصی است. با راه اندازی تالار دوم در تلاش است تا انگیزه‌ی بازگشت ارز را افزایش دهد.

    اما تاریخ نشان داده است که تا حذف کامل نظام چند نرخی، امکان ایجاد تالار دهم ارز توافقی نیز دور از ذهن نخواهد بود. سیاست‌گذار فقط با مرور آمار ۸ سال اخیر متوجه می‌شود که چه جنایتی در حق کشور کرده است، البته اگر شبکه‌ای که از منبع توزیع رانت در حال ارتزاق هستند، اجازه‌ی اصلاح این سیاست را صادر کنند.

  • رئیس کل بانک مرکزی که تا دیروز مُروج افزایش نرخ ارز توافقی بود، امروز منتقد آثار تورمی آن است! / آقای فرزین نکند ما مقصریم؟!

    رئیس کل بانک مرکزی که تا دیروز مُروج افزایش نرخ ارز توافقی بود، امروز منتقد آثار تورمی آن است! / آقای فرزین نکند ما مقصریم؟!

    به گزارش اقتصادران، روند رو به رشد قیمت‌ها و جهش لجام‌گسیخته نرخ تورم، به معضلی بنیادین در ساختار مدیریت اقتصادی تبدیل شده است. در چنین وضعیتی، هنوز مشخص نیست سکان هدایت سیاست‌های کلان اقتصاد کشور در دستان چه کسی قرار دارد: معاون اول ریاست جمهوری؟ وزیر اقتصاد؟ یا شخص رئیس‌جمهور؟ این ابهام در فرماندهی اقتصادی، سایه‌ای از بی‌ثباتی و بی‌برنامگی بر عرصه سیاست‌گذاری کلان افکنده است.

     بانک مرکزی، که قاعدتاً باید مرجع اصلی اعلام و کنترل تورم باشد، بیش از دو سال است از انتشار رسمی آمار تورم خودداری می‌کند. از اسفند ۱۴۰۱، نه تنها آمار شفاف و به‌روز ارائه نشده، بلکه فضای اطلاعاتی کشور با قفل آمار و سکوت مسئولان بانک مرکزی مواجه است؛ و این در حالی است که مطالبه عمومی و رسانه‌ها برای شفاف‌سازی داده‌ها همچنان بی‌پاسخ مانده است.

    در تناقضی آشکار، فرزین رئیس کل بانک مرکزی، حالا در حضور نمایندگان مجلس، اذعان کرده است که صعود نرخ ارز مرکز مبادله از ۴۵ هزار تومان تا ۷۰ هزار تومان از آذر سال گذشته، موجب جهش تورم شد. این اعتراف، آن هم از زبان بالاترین مقام پولی کشور، دقیقا در حالی صورت می‌گیرد که خود ایشان از ابتدای سال گذشته (دولت سیزدهم)، به دنبال اصلاح سیاست ارزی و ایجاد بازار توافقی ارز بود.

    به عنوان مثال، اردیبهشت ماه سال گذشته، فرزین در نشست با نمایندگان مجلس تاکید داشت که بازار ارز توافقی راه اندازی می شود. بازاری که در نهایت به حذف دلار نیمایی و جهش تورمی منجر شد.

    بنابراین در روندی که برای بسیاری از تحلیلگران روشن بود، بانک مرکزی به تدریج نرخ ارز نیمایی را با شتابی کم‌سابقه به سمت نرخ توافقی سوق داد و در نهایت این جهش در پاییز گذشته، نرخ ارز نیمایی را از کانال ۴۰ به کانال ۷۰ هزار تومان کشاند. اکنون، همان تیم مدیریت ارزی که این سیاست را با اختیار و ابتکار خود به اجرا گذاشته بود، در مواجهه با فشارهای معیشتی، به مقام منتقد و معترض تغییر موقعیت داده است. رئیس کل بانک مرکزی، که دیروز مُروج افزایش نرخ ارز توافقی بود، امروز خود منتقد آثار تورمی همین سیاست است.

    پرسشی اساسی اینجاست: چرا دولت و بانک مرکزی، عواقب انتخاب‌های خود را گردن نمی‌گیرند؟ چرا مسئولیت تبعات مستقیم سیاست‌های آزمون و خطا، به دوش مردم و قدرت خرید آنها گذاشته می‌شود؟ تجربه سال گذشته به‌وضوح نشان داده است که این تغییر سیاست ارزی بانک مرکزی، سرمنشأ موج جدید تورم و تضعیف جدی معیشت ده‌ها میلیون ایرانی بوده است.

    تازه‌ترین ابتکار بانک مرکزی یعنی راه‌اندازی تالار دوم، عملاً به گام بعدی در تعمیق فاصله ارزی و افزایش نرخ ارز رسمی بدل شده است. تدبیری که قرار است بخشی از واردات کشور را با ارزی نزدیک‌تر به نرخ بازار آزاد تأمین کند و طبیعتاً تبعات تورمی جدیدی را رقم بزند. نگران‌کننده‌تر آنکه، سیر این تصمیمات ناکارآمد و مبتنی بر آزمون و خطا، ظاهراً پایانی ندارد و در آینده نزدیک، همین تیم مدیریت ارزی به احتمال زیاد باز هم افزایش نرخ‌ تورم را به نرخ دلار تالار دوم نسبت خواهد داد و از مسئولیت اصلی خود یعنی کنترل و مهار تورم شانه خالی خواهد کرد!

    این در شرایطی است که بانک مرکزی به‌عنوان سیاست‌گذار پولی و ارزی و نقطه کانونی مدیریت بازار ارز، مسئولیت مستقیم بر عهده دارد و نمی‌تواند با سکوت خبری یا ارجاع مسئولیت به بیرون، از بار سنگین وظایف خود فرار کند و باید پاسخگوی مردم و کارشناسان اقتصادی باشد.

  • دولت نمی گذارد دلار ارزان‌ بشود

    دولت نمی گذارد دلار ارزان‌ بشود

    به گزارش اقتصادران، در نیمه دوم سال گذشته بازار ارز به شکل روزمره روندی افزایشی داشت؛ طوری که نرخ هر دلار آمریکا که در آغاز پاییز کمتر از ۶۰ هزار تومان بود در اوایل فروردین امسال به بیش از ۱۰۵ هزار تومان نیز رسید. به بهانه این تضعیف کم سابقه ارزش پول ملی، مجلس اقدام به استیضاح عبدالناصر همتی، وزیر اقتصاد و امور داری کرد و حتی شایعه تغییر رییس کل بانک مرکزی هم به گوش می‌رسید که با حمایت مسعود پزشکیان این مهم محقق نشد و فرزین همچنان در میرداماد سکان‌دار سیاستگذار پولی باقی مانده است.

    حالا شنیده می‌شود بانک مرکزی دوباره به سیاست تثبیت نرخ ارز دست زده است و روندی خلاف روند نیمه دوم سال گذشته را در پیش گرفته است. هر چند که با آغاز مذاکرات نرخ ارز تا ۲۰ درصد کاهش یافت و اکنون کمتر کسی می‌تواند ادعا کند که اقدامات سیاستگذار به تقویت پول ملی منجر شده است. چیزی که از سوی مسئولان بانک مرکزی نیز کم و بیش بیان می‌شود و آنها هم ترجیح می‌دهند این ادعای بزرگ را طرح نکنند.

    حجت الله فرزانی، کارشناس حوزه پولی و بانکی، با اشاره به نقش هیجانات در نرخ ارز و طلا به گفت:‌ «بدون تردید آغاز مذاکرات و مسیر حرکتی آن که خبر از کاهش تنش‌ها می‌دهد، نقشی پررنگ و بی بدیل در کاهش قیمتها داشته است. این امر به معنای بی عملی سیاستگذار نیست اما بیانگر نقش پررنگ هیجانات و اثر آن بر بازارها است. در این مدت سیاستگذار پولی در پی این بوده که با یکسری اصلاحات مانند ایجاد مرکز مبادله، زمینه را برای شفافیت هر چه بیشتر فراهم آورد؛ مساله مهمی که البته پیشران اصلی تقویت ارزش پول ملی در مقطع فعلی نبوده است.»

    او افزود: « از قضا مهمترین عامل تضعیف ارزش ریال در سال گذشته نیز همین بحرانهای منطقه‌ای و بین‌المللی بوده است. در سال ۱۴۰۳ بیش از ۱۳ نقطه بحرانی داشتیم که بخش مهمی از آنها در گذشته حتی تجربه هم نشده بودند اما بانک مرکزی موفق شد تا اندازه زیادی، هیجانات موجود را طوری مدیریت کند که جهش‌های قیمتی هر بار رخ ندهند.»

    وی با اشاره به اینکه در سال گذشته دولت به شکل نابهنگام تغییر کرد توضیح داد: «با تغییر دولت، رویکرد حاکم بر تیم اقتصادی دستگاه اجرایی هم تغییر کرد. پیش از روی کار آمدن دولت چهاردهم، دو سال بود که دولت سراغ سیاست ارزی تثبیتی رفته بود و بانک مرکزی هم بر این اساس اقدامات لازم را در دستور گذاشت. با تغییر دولت، رویکرد حاکم تغییر کرد، به ویژه با فشار وزارت اقتصاد.»

    به گفته فرزانی با تغییر رویکرد حاکم بر دولت، در عمل بانک مرکزی زیر فشار قرار گرفت که به تغییر مدیریت بازار ارز انجامید.

    این تحلیل‌گر پولی و بانکی ادامه داد:‌ «در کنار تغییر دولت در ایران، در واشنگتن هم دولت عوض شد و دوباره ترامپ با شعارهای دست راستی و افراطی خویش سکان کاخ سفید را به‌دست گرفت. قابل پیش‌بینی بود که تغییر دولت آمریکا هیجانات بازار ایران را بالا خواهد برد و این اتفاق هم افتاد. به خصوص در بازار ارز و طلا بیشترین جهش‌ها تجربه شد.»

    وی تاکید کرد همان انتظارات تورمی و هیجانات حاکم بر اقتصاد که سال گذشته نرخ دلار آمریکا را از ۷۰ هزار تومان به ۱۰۰ هزار تومان رساند، با معکوس شدن موجب کاهش نرخ هر دلار آمریکا شد. این در حالی است که در این مدت تغییر کیفی یا بنیادین در اقتصاد ما رخ نداده و شاخص‌های مهمی چون نقدینگی یا رشد اقتصادی تغییری نکرده‌اند که بیانگر اهمیت مساله انتظارات در اقتصاد ایران است.

    فرزانی چشم‌انداز نرخ ارز در میان مدت را در مدار فعلی دانست و افزود: «حجم نقدینگی در کشور با همان نسبت گذشته رو به افزایش است و نرخ تسعیر ارز هم تقریبا نزدیک نرخ فعلی دلار در بازار است. به باور من دولت و نیز مایل به کاهش بیشتر نرخ ارز نیست و نرخ فعلی اگر توافقی در آینده نزدیک رخ دهد، همچنان ادامه خواهد یافت. دولت اگر سیاست سرکوب را در پیش نگیرد، ترجیح داده که اقتصاد را با نرخ دلار حوالی ۸۰ هزار تومان اداره کند.»

    وی درباره اهمیت بازگشت منابع بلوکه شده ارز به داخل گفت: «قاعدتا اگر این امر محقق شود، منابع ارزی ایران در دسترس بانک مرکزی خواهد بود. بانک مرکزی برای خرج کردن منابع ارزی، دلار را به ریال تبدیل می‌کند و معادل ریالی ارز مربوطه را به دولت می‌دهد. وقتی تامین ارز کشور به نحو مطلوب انجام می‌شود، تخصیص منابع هم بهینه‌تر می‌شود و به روان شدن روند تجاری کشور می‌انجامد.»

    او گفت: «بانک مرکزی وقتی منابع کافی را در دست دارد، می‌تواند سیاستهای تثبیتی را در کانالهای برنامه‌ریزی شده انجام دهد. تنها کافی است محدودیتهای فعلی رفع شوند تا بخش مهمی از مشکلات مربوط به تخصیص ارز هم مرتفع شوند. اگر تحریم‌های ظالمانه فعلی حل و فصل شوند، دیگر نیازی به جیره بندی ارز به شکل فعلی وجود نخواهد داشت و اداره ارزی کشور به مراتب ساده‌تر می‌شود.»

    او درباره میزان دارایی‌های بلوکه شده ایران گفت: «به صورت رسمی چیزی اعلام نشده و نمی‌توانیم اظهار نظری داشته باشیم. اما شنیده‌ها از حدود ۷۰ میلیارد دلار منابع بلوکه شده در خارج از کشور خبر می‌دهند.»

  • سراب ارز تک‌نرخی

    سراب ارز تک‌نرخی

    به گزارش اقتصادران، مجید شاکری نوشت:

    بازار ارز تجاری حاصل یک زحمت دو ساله یک دو امدادی مابین دولت سیزدهم و دولت چهاردهم است و نکاتی که من عرض می‌کنم نکاتی است که بر اساس آن این بازار ساخته شده است.قطعا اگر همراهی رئیس جمهور محترم و سایر ارکان دولت چهاردهم نبود این دو امدادی به جایی نمی‌رسید، اما در نهایت روی نکاتی که این بازار بر اساس آن ساخته شده تاکید می‌کنم، نکته اول این که ما این درک را داریم که ارز تک نرخی نه مطلوب است و نه ممکن به این معنا که ما ناچاریم سرمایه بسته‌ای داشته باشیم حتی اگر تحریم هم نبودیم ناچار بودیم این طور باشد و خود به خود ما دو نرخ داریم یکی نرخ بازار آزاد و یکی نرخ بازار رسمی، نکته دوم این که رانت اساسا نمی‌تواند هدف سیاست گذاری قرار گیرد یعنی حذف رانت هدف مناسبی برای سیاست گذاری نیست، چون اولا اگر این طور باشد باید به ترتیب رانت‌ها را از بزرگ به کوچک مرتب کنید، اول از بزرگ‌ترها شروع کنید و در ثانی آن جایی در درجه اول رانت مهم است که اثر مستقیم روی کارآیی سیاست‌های اقتصادی شما داشته باشد در این معنا تنها رانتی که در بازار ارز وجود دارد رانت ریالی تفاوت ما بین مثلا نرخ رسمی و نرخ آزاد نیست بلکه خیلی مهمتر از آن رانت ارزی موجود در ساختار ارزی غیررسمی ما است، مابین ارز ترجیحی به معنی ارز ترجیحی که برای کالاهای اساسی داده می‌شود به معنی ۴۲۰۰ و ۲۸۵۰۰ و ارز نیمایی تفاوت مهمی وجود دارد و نکته سوم این است که ساختار به اندازه نرخ مهم است معمولا افراد در مورد نرخ با هم حرف می‌زنند در حالی که ساختار بازار، این که شما صاحب یک ساختار رسمی پرداخت باشید و آن به شما ابزارهای سیاست گذاری بدهد به مراتب از نرخ مهم‌تر است؛ و نکته چهارم چیزی به اسم بازارارز بدون حضور بانک مرکزی متولد نمی‌شود. اساسا این جمله که بدون حضور بانک مرکزی نرخ ارز را به بازار بسپاریم یا به بازار نسپاریم بی معنا است به دلیل این که یک طرف ترازنامه این بازار همیشه خالی می‌ماند به خصوص برای ارزهایی که در پایین رده پولی جهانی هستند.

    جابجایی از سامانه نیما به بازار توافقی اثری بر نرخ بازار آزاد ندارد

    وقتی درباره بازار آزاد صحبت می‌کنیم اگر بانک مرکزی در این بازار آزاد مداخله نداشته باشد به صور مختلفی که می‌شود درباره اش صحبت کرد، اساسا بازار با قیمت پیوسته ایجاد نمی‌شود یعنی دائم قیمت بالا و پایین می‌رود ضمن اینکه جابجایی از سامانه نیما به بازار توافقی اثری بر نرخ بازار آزاد ندارد.

    اساسا سامانه نیما و بازار ارز تجاری دو موضوع کاملا متفاوت و بی ارتباط با هم هستند ،سامانه نیما محلی بودکه صادرکننده و واردکننده درآن سامانه معامله خود را ثبت می‌کردند ، یک قیمتی را هم با همدیگر اظهار می‌کردند و اصلا شما نمی‌دانستید که معامله‌ای انجام شده است یا خیر، معادله جابه جا شده و نشده، یک سامانه ثبت بوده، اگر یادتان باشد همیشه گفته می‌شد ۹۶ درصد بازار رسمی و ۴ درصد بازار غیررسمی است این حرف کاملا غلط بود ۱۰۰ درصد بازار غیررسمی بود، چون معامله اساسا در یک ساختار غیرشفاف و کاملا دور از دسترس در یک جای دیگر انجام می‌شد این فقط صرفا ثبت انجام می‌شد که ما این معامله را کردیم شما از ما بپذیر، حالا خالی فروشی بوده یک سامانه کامپیوتری برای ثبت است، آیا سال ۹۷ اتفاقی که افتاد اصلا قابل قیاس است با اتفاقات سال ۱۴۰۳؟ به هیچ وجه، چون دو موضوع متفاوت است .

    افزایش نرخ ارز از زمستان ۱۴۰۲ کلید خورد

    درباره اینکه آیا افزایش نرخ رسمی باعث افزایش نرخ بازار آزاد می‌شود دو گفتار متفاوت رقیب در ایران وجود دارد که به نظر من هر دو اشتباه است گفته اول می‌گوید معلوم است وقتی صادر کننده می‌داند که نرخ ارز رسمی رو به افزایش است میزان عرضه ارزش را کم می‌کند تا با نرخ رسمی ارز بالاتر آن را عرضه کند گروه دوم می‌گویند نه اصلاً معکوس این است شما وقتی نرخ ارز رسمی را بیشتر می‌کنید صادر کننده ارزش را بیشتر می‌کند پس نرخ ارز بازار آزاد کاهش پیدا می‌کند، حقیقت این است که ما اتفاق افزایش نرخ ارز رسمی را که از اول بهمن نداریم از زمستان سال گذشته این روند با افزایش سقف نیما شروع شده آیا در طی مدت میزان عرضه ارز غیر بانک مرکزی در داخل بازار نیما کم شده یا زیاد، هیچ کدام، با یک شیب آرامی افزایش پیدا کرده است در واقع این ایده که با افزایش نرخ ارز رسمی میزان عرضه ارز غیر بانک مرکزی در بازار نیما کم شده این ایده با واقعیت همخوان نیست و نکته دوم کسانی که می‌گویند با افزایش، میزان عرضه زیاد می‌شود آنها هم اشتباه می‌کنند به خاطر اینکه سقف در ابتدا مانع از عرضه می‌شود.

    علت عدم عرضه ارز توسط پتروشیمی ها

    علت اینکه پتروشیمی‌ها در بازار توافقی و نیما اقدام به عرضه ارزشان نکردند  مدت زمانی است که بازار توافقی و نیما با هم همزمان کار می‌کردند. یک فرآیندی دو سال برای بازار توافقی انجام شده است، دوره آزمایشی اش از چهار ماه پیش انجام شده است، فقط برای یک ماه در این دوره نیما و بازار توافقی با هم بودند؛ که از اول بهمن تمام شده است.

    بد نیست یک بار نیما و توافقی را با هم مقایسه کنیم تا ببینیم چرا پتروشیمی با همه وجودش باید بکوشد که دربازار ارز توافقی وجود نداشته باشد، پتروشیمی برای حضور در بازار توافقی ارزش را نزد ساختار رسمی بانک تجاری واسپاری می‌کند. اصلا آن طرف را نمی‌بیند، وارد کننده هم از آن طرف از سمت بانک تجاری خودش در حراج دارک خرید را انجام می‌دهد. اولا کل جابه جایی‌ها به اندازه تفاوتش ثبت می‌شود، در ثانی پتروشیمی که قبلا انتخاب می‌کرد که به کی می‌فروشم و چرا می‌فروشم و بانک و صرافی چگونه مچینگ را انجام دهد همه را از دست داده است و در مقابل این موضوع مقاومت وجود دارد.

    در مجموع تمام مبادلات ما در بازار قاچاق انجام می‌شده ،هیچ بازار رسمی وجود نداشته و سامانه نیما صرفا یک محل ثبت بوده است همچنین اصلا بازار ارز توافقی منجر به نرخ تمام شده برای واردکننده نشده است.

  • حذف ارز نیمایی به نفع مردم تمام می‌شود یا کاسبان وضع موجود؟ / ارز توافقی، دست های پشت پرده بازار ارز را رو می کند

    حذف ارز نیمایی به نفع مردم تمام می‌شود یا کاسبان وضع موجود؟ / ارز توافقی، دست های پشت پرده بازار ارز را رو می کند

    به گزارش اقتصادران، برخی کارشناسان حذف ارز نیمایی را در شرایط تورمی امروز کشور، اقدامی غیرمنطقی می‌دانند و بر این باورند که این تصمیم بدون برنامه‌ریزی مناسب می‌تواند به افزایش هزینه‌های واردات و نوسانات ارزی منجر شود.

    زمانی که ارز چند نرخی بود صادرکنندگان باید ارز را با نرخ پایین به فروش می‌رساندند و این موضوع هزینه بالایی برای صادرات ایجاد می‌کرد، اما با حذف نیمایی این مسیر تغییر کرده و بازار ارز صادراتی به چارچوب درست بازگشته است. این اقدام جدید کمک می‌کند ناترازی صادرات و واردات از بین برود. به علاوه وضعیت پتروشیمی‌ها و فولادی‌ها در بازار سرمایه بهبود پیدا می‌کند و با حضور گروه‌ها و صنایع بزرگ در بازار توافقی، صادرات رونق می‌گیرد.

    در همین خصوص فردین آقا بزرگی تحلیلگر بازارهای پولی و مالی در رابطه با بازار ارز گفت: از ۱۰ سال گذشته دولت در بازار ارز به دنبال اجرای نرخ گذاری شفاف و منطبق بر عرضه و تقاضا بوده است، اما این اصل هنوز در اقتصاد کشور اجرایی نشده است و صرفا به دلیل اعمال قیمت‌های دستوری به بازار ارز، شاهد نوعی کنترل نرخ تورم ناشی از افزایش نرخ ارز در بازار آزاد بوده‌ایم.

    عدم تطابق ارز نیمایی با ارز آزاد

    آقا بزرگی تصریح کرد: نرخ ارز نیمایی تطابق ملموس با نرخ ارز در بازار آزاد ندارد، چرا که ارز نیمایی به منظور تسهیل معاملات ارزی و تأمین نیاز‌های وارداتی کالا‌های اساسی و ضروری ایجاد شده است و با هدف تعیین نرخ نیمایی، باعث کنترل تورم می‌شود، اما بر خلاف این موضوع نرخ ارز آزاد ملاک اصلی قیمت ارز قرار گرفته بود.

    کارشناس بازار سهام اظهار کرد: بازار توافقی نیز حرکتی روبه جلو و در جهت تطبیق نرخ ارز در بازار آزاد و دولتی تلقی می‌شود؛ بنابراین اثراتش بر بازار سرمایه به منظور کنترل نرخ تورم و جلوگیری از افزایش سطح عمومی قیمت‌های کالا‌های اساسی است، موضوعی که تا به امروز نتوانست نقش اساسی در بازار ارز داشته باشد.

    آقا بزرگی ادامه داد: با توجه به شرایط پیش آمده نمی‌توان با فشار وارد کردن به شرکت‌ها، از آنها خواست ارز حاصل از صادرات را با نرخ کمتر در سامانه نیما ثبت و از سوی دیگر با نرخ بالاتر ارز خریداری کنند که این چارچوب نشان دهنده این است که حاشیه سود شرکت‌ها به مرور زمان افزایش خواهد کرد و همچنین به نظر می‌رسد با عدم دست اندازی دولت و حاشیه سود شرکت‌ها، در آینده سود و درآمد حاصل از فروش شرکت‌ها افزایش یابد.

    شفافیت بازار ارز ، نرخ را تعیین می‌کند

    وی ادامه داد: بازار سرمایه را می‌توان با سایر بازار‌ها که در رکود به سر می‌برند مقایسه کرد که آربیتراژ (Arbitrage) هستند و نتیجه گرفت که کدامیک از بازار‌های مالی در مسیر رشد و جذب نقدینگی ۸۵۰۰ همتی است، که طبیعتا بازار سرمایه در مسیر رشد است.

    نوع سرمایه گذاری در بورس متفاوت است

    آقا بزرگی تصریح کرد: بر اساس مقیاس‌های دیگر از جمله کاهش P/E (نسبت قیمت به سود خالص هر سهم) از ۳۸ مرتبه در سال ۹۹ به کمتر از ۵.۵؛ کاهش ارزش دلاری از ۳۳۰ میلیارد دلار به کمتر از ۳۳۰ میلیارد دلار در حال حاضر و همچنین کمتر شدن فاصله ارز نیما با ارز ازاد که به نوعی پتانسیل رشد سود شرکت‌ها در بازار سرمایه را رقم می‌زند.

    وی افزود: یک نکته بسیار مهم که بورس را نسبت به سایر بازار‌ها متمایزی می‌سازد، نوع سرمایه گذاری و تفکیک پذیر این بازار است که می‌توان در بخش‌های متفاوت حضور یافت.

    بورس ایران به شاخص ۳.۵ واحدی می‌رسد؟

    آقا بزرگی با اشاره به پارامتر‌های تاثیرگذار در بوس گفت: در سال‌های گذشته دلیل عدم رشد بازار سهام شرایط جغرافیایی، ژئوپلوتیکی و اوضاع سیاسی بود که پارامتر‌های غیر اقتصادی محسوب می‌شوند؛ همچنین تاثیر این پارامتر‌ها در ماه‌های گذشته در روند بورس قابل مشاهده بود و در نتیجه تمامی این موارد در بازار سرمایه تاثیر گذاشت.

    تحلیلگر بازار سرمایه بیان کرد: در گذشته نگاه سیاست و دولت به بازار سرمایه در قالب حمایت و یا عدم حمایت بسیار محدود بوده و در حال حاضر براساس گفته‌ها و صحبت‌های دولت چهاردهم حمایت کامل اتفاق خواهد افتاد و باعث افزایش اعتماد عمومی به بازار سرمایه می‌شود.

    آقا بزرگی در پایان گفت: ارزش بازار سرمایه ایران بر اساس شاخص بورس که در حال حاضر ۲.۵ میلیون واحد است، قابلیت رسیدن به شاخص ۳ تا ۳.۵ میلیون واحد را دارد و احتمالا با عدم وقوع تنش‌های نظامی، سیاسی و اقتصادی از جمله تغییر نرخ بهره بانکی و یا انتشار اوراق از سوی دولت به نظر تا انتهای سال همین وضعیت را باید حفظ کند.

  • تصمیم تک‌ نرخی شدن ارز باید در شرایط غیرتحریمی اعمال شود

    تصمیم تک‌ نرخی شدن ارز باید در شرایط غیرتحریمی اعمال شود

    به گزارش اقتصادران، نرخ ارز، متغیری کلیدی در اقتصاد هر کشوری محسوب می‌شود و نوسان‌های آن بر روی متغیر‌های کلان اقتصادی تاثیرگذار است. حال که نرخ ارز در یکی دو هفته اخیر رکورد‌های جدید به ثبت رسانده است این پرسش مطرح است که این کاهش ارزش پول ملی متاثر از چه عواملی است و بر روی سایر مولفه‌های اقتصادی چه تاثیراتی به دنبال خواهد داشت؟

    آلبرت بغزیان، کارشناس مسائل اقتصادی اظهار کرد: نرخ دلار و سایر ارز‌های خارجی هر روز رکورد‌های جدیدی را ثبت می‌کند و این انتظار وجود دارد که وزارت اقتصاد و بانک مرکزی در خصوص دلایل این افزایش واکنشی داشته باشند و لااقل بدنه کارشناسی کشور را قانع کنند.

    وی افزود: بی تفاوتی و حتی حمایتی که از کاهش ارزش پول ملی در حال جریان است نیازمند ارایه دلایلی است تا هم جامعه و هم بدنه کارشناسی کشور در خصوص این دلایل مطلع یا قانع شود.

    کارشناس مسائل اقتصادی گفت: چندی پیش نمایندگان مجلس ضمن تقدیر و تشکر از رئیس کل بانک مرکزی از تثبیت نرخ ارز و مدیریت بازار ارزی کشور ابراز خشنودی کردند و به نظر می‌رسید که همه موافق این تثبیت در محدوده ۶۰ هزار تومان هستند، اما حالا مدافع ارز توافقی شده‌اند و از رسیدن ارز توافقی به بازار آزاد ابراز رضایت می‌کنند و معین نیست از تثبیت نرخ ارز رضایت دارند یا از شناور شدن آن؟!

    وی ادامه داد: وزیر اقتصاد موافق تک‌ نرخی‌ شدن ارز است. قرار است ارز نیمایی حذف و با هدف تقویت و تشویق صادرکنندگان ارز توافقی جایگزین شود. قدم‌هایی نیز که برداشته شده نشانه حرکت در این مسیر است. ارز نیمایی برداشته شده و روی نرخ ۶۲ هزار تومان، توافقی حاصل شده و همه به نظر راضی هستند.

    بغزیان گفت: اگرچه بانک مرکزی چندان موافق نبود، اما با وزارت اقتصاد در این مسیر همگام شده تا از رانت توزیع ارز نیمایی در کشور جلوگیری شود.

    اثرات تورمی سنگین افزایش نرخ ارز

    این اقتصاددان با بیان اینکه در وضعیت کنونی اقتصاد ایران هرگونه اقدامی در جهت حذف رانت حاصل از توزیع ارز نیمایی زمینه‌ساز افزایش نرخ ارز در بازار آزاد خواهد بود، عنوان کرد: نتیجه این وضعیت و افزایش نرخ ارز‌ها در بازار افزایش بیشتر نرخ تورم خواهد بود و شرایط اکنون به گونه‌ای نیست که این کودک را رها کنیم تا خودش راه برود؛ طبیعی است که زمین خواهد خورد.

    تصمیم تک‌ نرخی شدن ارز باید در شرایط غیرتحریمی اعمال شود

    ضعف نظارت زمینه‌ساز رانت ارز نیمایی شد

    وی گفت: یکی از معضلات مهم بازار ارز کشور و ارز‌هایی ارزانی که در جهت حمایت از مصرف کنندگان ارایه شد ضعف نظارت بوده است. وقتی نظارت وجود نداشته باشد طبیعی است کالایی که با ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی تولید شده با نرخ‌هایی بسیار بالاتر در بازار به فروش می‌رسد و این ضعف نظارت موجب شده تا روند تخصیص با معضلاتی همراه باشد. اکنون نیز به جای تقویت بخش نظارت تنها راهکار ممکن حذف ارز نیمایی تشخیص داده شده است.

    این کارشناس مسائل اقتصادی عنوان کرد: دولت می‌خواهد این ارز را تخصیص ندهد، چون در نظارت بعد از تخصیص ناکارآمد عمل کرده است. حال اگر دولت بخواهد بر بازار نظارت کند می‌گویند قیمت گذاری تحمیلی و اقتصاد دستوری کرده است و اگر بخواهد نظارتی نداشته باشد که صادرکننده نرخ بالاتری برای ارز توافقی در نظر می‌گیرد و بازار آزاد هم به تبع آن بالاتر خواهد رفت.

    بغزیان ادامه داد: وزارت اقتصاد می‌خواهد کسری بودجه را جبران کند و بانک مرکزی می‌گوید تعهدات ارزی را انجام دهد و وزارت صمت در نظر دارد موضوعات تجاری را حل و فصل کند و اینجا این پرسش مطرح است که چه کسانی بازار را ناتراز کرده‌اند.

    بازار ارز توافقی اقدامی مناسب است، اما به اهداف خود نمی‌رسد

    این اقتصاددان خاطرنشان کرد: اگرچه راه‌اندازی بازار ارز توافقی اقدامی مناسب است، اما به اهداف خود نمی‌رسد و هر چه بگذرد بیشتر به ناکارآمدی منجر می‌شود. توافق بین دو واردکننده و صادرکننده است که صادرکننده راضی، اما وارکننده ناراضی است.

    وی افزود: همچنین معین نیست که درآمد حاصل از فروش نفت و … هم به این سامانه می‌رسد یا خیر و چگونه محاسبه می‌شود.

    بغزیان درباره مهمترین دلایل افزایش نرخ ارز در چند هفته اخیر گفت: تنش‌های سیاسی متعددی را در کشور شاهد بوده‌ایم؛ از ترور شهید قاسم سلیمانی تا هنیه و حمله به غزه. بازار ارز هیچگاه این میزان رشد را تجربه نکرده بود. حتی اگر بخشی از این رشد مربوط به این تحولات باشد شیب ایجاد شده کنونی ناشی از خواست وزارت اقتصاد و تحمیل آن به مردم است تا با ترفندی توجیه شود که نرخ ۶۲ هزار تومانی بازار ارز توافقی با بازار آزاد وجود دارد.

    کارشناس مسائل اقتصادی ادامه داد: این شرایط در حالی است که بازار طلا متناسب با دلار حرکت نکرده است و نمودار‌ها نشان می‌دهد که نرخ ارز رکورد شکسته، اما نرخ طلا هنوز رکورد قبلی را به دست نیاورده است.

    نمی‌توان آینده خوبی از سیاست بانک مرکزی به تصویر کشید

    هرچند تصمیم بانک مرکزی برای حذف ارز نیمایی ممکن است در بلندمدت به شفافیت بیشتر بازار ارز کمک کند، اما پیامدهای کوتاه‌مدت آن، به ویژه در شرایط تورمی و فشار بر معیشت عمومی، قطعا بیشتر و خطرناک تر از رانت های ایجاد توسط ارز نیمایی است. از این رو بانک مرکزی باید با اتخاذ تصمیمات هوشمندانه و مبتنی بر اصول اقتصادی، بستر را برای ایجاد یک نظام ارزی پایدار و کارآمد فراهم کند تا مردم بتوانند این تغییرات و بهینه سازی بازار ارز در تولید و سایر بخش های توسعه ای در اقتصاد را بیش از گذشته لمس کنند.

    البته بر اساس تجربیات و آزمون و خطاهایی که سال هاست مدیران ارشد پولی و ارزی کشور در کارنامه خود درج کرده اند، نمی‌توان آینده خوب و قابل اعتمادی از چنین سیاست بانک مرکزی به تصویر کشید.

  • دلار از کجا خط می گیرد؟ / حذف ارز نیمایی تنها ۳۰ درصد در افزایش قیمت دلار نقش داشته است

    دلار از کجا خط می گیرد؟ / حذف ارز نیمایی تنها ۳۰ درصد در افزایش قیمت دلار نقش داشته است

    به گزارش اقتصادران، حذف ارز نیمایی به روند صعود دلار شتاب داد و تا لحظه نگارش این گزارش، آن را به ۷۸ هزار تومان رساند. ضمن اینکه نرخ دلار حواله طی چهار روز از ۵۴ هزار تومان به مرز ۶۲ هزار تومان رسید.

    وی ضمن بیان اینکه افزایش کنونی قیمت دلار تنها مربوط به حذف ارز نیمایی و راه افتادن بازار توافقی نیست، افزود: «چند عامل دیگر هم در این میان نقش دارند از جمله سکان‌داری ترامپ، تحریم ۳۶ کشتی نفت‌کش مربوط به ایران، بحث سوریه و عواقب آن و در کنار این مسائل بحث قطعی‌های مداوم برق و گاز هم بر صعود نرخ دلار تاثیرگذار هستند؛ چراکه تعطیلی‌ها ارتباطات را کاهش داده و باعث شده است که چرخه اقتصادی و صادرات نیز دچار مشکل شوند. شکل‌گیری بازار توافقی شاید ۲۰ یا ۳۰ درصد اثر داشته باشد که آن هم موقت خواهد بود. در میان مدت تاثیر آن فرق خواهد کرد چراکه انگیزه‌های صادراتی افزایش پیدا می‌کند و به دنبال آن دلار بیشتری به کشور وارد می‌شود. البته باید در نظر گرفت که این اتفاقات در شرایطی رخ داده که اقتصاد ما در رکود کامل است و پیش بینی می‌شود بخش مسکن این رکود را تا دو سال آینده هم داشته باشد چراکه از قدرت خرید بسیار فاصله گرفته است.»

    محمودی اصل ادامه داد: «مطمئن باشید که حذف رانت هم می‌تواند کسری بودجه کشور را کاهش دهد و هم تورم را کنترل کند. به این دلیل که با حذف رانت، تولید و فروش افزایش پیدا می‌کند، و میزان مالیات پرداختی هم بیشتر می‌شود. از سوی دیگر بیشتر این شرکت‌ها متعلق به صندوق‌های بازنشستگی است. زمانی که سود این شرکت‌ها بالاتر رود، طبیعتا میزان کمک دولت به صندوق‌های بازنشستگی افزایش پیدا می‌کند. به گفته وزیر اقتصاد، هزار و ۷۰۰ همت توزیع رانت در کشور وجود دارد که حدود ۵۰ درصدش به مردم نمی‌رسد یعنی به اندازه کسری بودجه سال بعد توزیع رانت داریم که بخشی از آن به خارج از کشور می‌رود و بخشی هم در داخل کشور روی دارایی‌های حجیم مانند مسکن سرمایه گذاری و باعث ایجاد تورم و افزایش تقاضایی می‌شود که صرفا به واسطه پول بادآورده وارد بازار شده است؛ بنابراین اگر این رانت را حذف کنیم به مرور می‌تواند بسیار به نفع مردم باشد.»

    وی همچنین درباره تمهیداتی که بانک مرکزی می‌توانست پیش از اجرایی شدن بازار توافقی بیاندیشد تا مانع اثر افزایشی آن بر قیمت دلار شود، عنوان کرد: «بانک مرکزی می‌توانست به صادرکننده اجازه دهد و تشویقش کند که به فرض همانگونه که شما در بازار توافقی دلار فروختید، می‌توانید در بازار آزاد هم تحت نظارت بانک مرکزی ۱۰ درصدش را عرضه کنید. در این صورت هم صادرکننده سود می‌کرد و هم بازار ارز آرام می‌گرفت.»

    این تحلیلگر بازار سرمایه در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه آیا چشم‌اندازی برای مهار روند صعودی دلار وجود دارد؟ به اقتصاد ۲۴ گفت: «وضعیت اقتصادی ما نتیجه سیاست‌های گذشته و ناترازی مدیریت و ناترازی‌های زاییده از نظام مدیریتی است. اینها واقعیت‌های منطقه‌ای، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است که فعالان اقتصادی را نگران کرده است؛ بنابراین مسائل ما صرفا اقتصادی نیست. از پیش هم تاکید کرده بودیم که سیاست باید همراه اقتصاد باشد، براساس ظرفیت‌های اقتصادی گام بردارد و نقشه راه را اقتصاد باید برای سیاست تعیین کند. در این حالت ما دچار خسارات خاصی که بعد‌ها نتیجه‌اش را خود سیاست می‌بیند، نمی‌شویم.»

    محمودی اصل ادامه داد: «به نظر من مشکل عمده کشور، ناترازی در نظام مدیریتی است و مهم‌ترین مشکل نظام مدیریتی‌مان هم عدم واقع بینی است. دوستانی که می‌گفتند قیمت نفت به ۱۸۰ دلار می‌رسد و زمستان سخت اروپا در راه است، باید بیایند و پاسخ دهند. به این شیوه نباشد که یک عده‌ای از روی ناآگاهی یا پدیده نفوذ به سیاستمداران ما مشاوره غلط دهند و بعد از وارد کردن این همه خسارت به راحتی بچرخند. اگر هر کسی مسئول اقدامات و اظهاراتش باشد، آن وقت با یک دیدگاه سطحی برای اینکه صرفا خودشان را نشان دهند در ورطه سیاسی و اقتصادی به سیاستمداران ما سیگنال غلط نمی‌دهند.»

  • معیشت مردم بر لبه تیغ! / حذف ارز نیمایی نگران کننده است؟

    معیشت مردم بر لبه تیغ! / حذف ارز نیمایی نگران کننده است؟

    به گزارش اقتصادران، روزنامه ایران در مطلبی از حذف ارز نیمایی ابراز نگرانی کرد و به بانک مرکزی هشدار داد.

    این روزنامه نوشت: کارشناسان اقتصادی معتقدند حذف ارز نیمایی می‌تواند در مدیریت بازار ارز تأثیرگذار باشد.

    به باور آن‌ها، انتقال معاملات نیما به بازار توافقی ارز در شرایط کنونی که به آغاز سال نو میلادی نزدیک می‌شویم علاوه بر افزایش تقاضا برای تسویه ارزی، باعث افزایش عرضه ارز و مدیریت بازار و اقدامی در راستای کاهش توزیع رانت خواهد شد.

    در هر صورت اگر چه تصمیم بانک مرکزی برای حذف ارز نیمایی ممکن است در بلندمدت به شفافیت بیشتر بازار ارز کمک کند، اما پیامدهای کوتاه‌مدت آن، بویژه در شرایط تورمی و فشار بر معیشت عمومی، نیازمند بررسی دقیق و شفافیت بیشتر در اجرای آن است.

    راه‌اندازی بازار ارز تجاری و پایان دادن به ارز چند نرخی می‌تواند نقطه عطفی در سیاست‌های ارزی ایران باشد.

    اگرچه این تغییرات نویدبخش کاهش مشکلات اقتصادی هستند، اما بانک مرکزی باید با اتخاذ تصمیمات هوشمندانه و مبتنی بر اصول اقتصادی، زمینه‌های لازم برای ایجاد یک نظام ارزی پایدار و کارآمد را فراهم آورد تا مردم بتوانند از ثمرات این تغییرات بهره‌مند و مسیر برای توسعه رونق و شکوفایی اقتصاد کشورمان هموار شود.