برچسب: اختلال روان

  • سهم بالای محیط در سرخوردگی روانی و افسردگی / چرا ایرانی‌ها افسرده‌ شدند؟

    سهم بالای محیط در سرخوردگی روانی و افسردگی / چرا ایرانی‌ها افسرده‌ شدند؟

    به گزارش اقتصادران، حتی اگر عدد ۱۲ میلیون جمعیتی که در ایران مبتلا به افسردگی هستند دقیق باشد، دو برابری بودن آن نسبت به میانگین جهانی قابل بررسی است. به علاوه، اینکه چه کسانی جزو مبتلایان به افسردگی هستند و با چه علائمی در سطح جامعه حاضر می‌شوند باید مورد توجه بیشتری قرار گیرد.

     ۱۳ درصد از جمعیت ایران مبتلا به افسردگی هستند؛ این آماری است که رئیس مرکز ملی مطالعات اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی تهران عنوان کرده. آمار افسردگی در سنین پایین و مواردی از خودکشی دانش‌آموزان در سال‌های گذشته آموزش و پرورش را واداشته تا با انجام غربالگری سلامت روان قدمی بردارد برای پیشگیری و یا کمک به دانش‌آموزان افسرده. البته با روش‌هایی که در نتیجه‌بخش بودن آن‌ها تردیدهایی وجود دارد.

    به راستی سهم مدرسه، خانواده، محیط کنونی جامعه و سایر موارد در افسردگی شهروندان چیست؟ به هنگام رویارویی با چه علائمی می‌توان متوجه شد که فرد دچار افسردگی است؟

    علیرضا شریفی یزدی، جامعه‌شناس، روان‌شناس اجتماعی و مشاور علمی در پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش تهران، به بررسی این مساله پرداخت:

    علیرضا شریفی یزدی گفت: «آمارها در کشور ما که بتوان به آن به شکل ۱۰۰ درصدی اکتفا شود، نداریم. اما مشاهدات میدانی و برخی گزارش‌ها نشان می‌دهد که مساله افسردگی در دنیا، بین آقایان بین ۱۰ تا ۱۲ درصد و بین خانم‌ها بین ۲۰ تا ۲۲ درصد است. در خوشبینانه‌ترین حالت، در ایران دو برابر این نرم جهانی، بر اساس مطالعات مختلف مثل مطالعاتی که وزارت بهداشت انجام داده یا انجمن روانشناسان ایران.»

    علائم افسردگی چیست؟

    او در مورد علائم و نشانه‌های افسردگی میان مبتلایان گفت: «ما ۱۵ علامت برای افسردگی داریم که هر کس اگر بیش از ۷ علامت را به مدت بیش از ۲ هفته با خود یدک بکشد، در کانال افسردگی قرار می‌گیرد. افسردگی‌ها انواع دارد؛ مزمن، ماژور و واکنشی که شکل‌های مختلف آن هستند. اما در کلیت، آن‌چه در کشور قابل مشاهده و پیگیری است این است که این افسردگی‌ها بسیار پایه اجتماعی دارند تا امری فردی باشند.»

    این روانشناس اجتماعی گفت: «برای افسردگی ۳ پایه را ذکر می‌کنند؛ ژنتیک، ۹ ماهه بارداری مادر و محیط که مساله محیط اکنون در کشور ما برای افسردگی بسیار پررنگ است. از آن ۱۵ علامت می‌توان به این نشانه‌ها اشاره کرد: اختلال خواب، اختلال خوراک، بی‌انگیزگی، کاهش لذت از چیزهایی که پیش‌تر ما را شاد می‌کرد و اکنون شادی ندارد، مرگ‌اندیشی که دو معنا دارد؛ یکی افکار خودکشی و دیگری ترس از مرگ عزیزان و از دست دادن آنان، گوشه‌نشینی، فرار از جمع، انزواطلبی، عدم اشتیاق به کارهای نو و جدید و علائم دیگر. همچنین یک سری علائم جسمانی دارد که شناخته‌شده است و یک سری علائم روحی ـ روانی دارد که به آن‌ها اشاره شد.»

    سرماخوردگی روانی نام دیگر افسردگی است

    او افزود: «باید به یاد داشت که افسردگی‌های سبک گاهی به شکل خودبه‌خودی از بین می‌روند. افسردگی در بین اصحاب روان‌شناسی نام دیگری نیز دارد و از آن با عنوان سرماخوردگی روانی یاد می‌شود؛ به این معنا که همان‌طور که افراد سرما می‌خورند و بهبود می‌یابند، این نوع افسردگی‌ها نیز ممکن است خودبه‌خود برطرف شوند. اما در مورد افسردگی‌های مزمن و ماژور، دولت باید برای درمان وارد عمل شود

    این جامعه شناس گفت: «دارودرمانی در مراکز دولتی و خصوصی توسط روان‌پزشک انجام می‌شود و سایکوتراپی نیز توسط روان‌شناسان صورت می‌گیرد. مراکزی مانند بهزیستی، کمیته امداد و آموزش‌وپرورش نیز مراکزی دارند که این خدمات را ارائه می‌دهند. با این حال، باید گفت این امکانات با آنچه در کشور در حال رخ دادن است همخوانی ندارد.»

    ما در زمینه تخت درمان فقیر هستیم

    او افزود: «تعداد تخت‌های درمانی برای افرادی که دچار اختلالات روان هستند بسیار کم است و ما در این زمینه فقیر هستیم. برای افراد افسرده، وزارت ورزش و جوانان نقش بسیار مهمی در پیشگیری و درمان دارد؛ از طریق فراهم کردن امکانات ورزشی. همچنین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌تواند با برنامه‌های شاد مانند تئاتر و کنسرت به متعادل‌سازی فضا برای افراد افسرده کمک کند و وزارت بهداشت نیز با آگاه‌سازی و بیان راه‌های مبارزه با افسردگی نقش مؤثری ایفا کند.»

    بخش بزرگی از این افسردگی‌ها ریشه در مشکلات معیشتی دارد/ آلودگی هوا سبب افسردگی می‌شود

    شریفی یزدی گفت: «اما افسردگی‌هایی که ریشه در ساختارهای کلان اجتماعی دارند و به نهادهای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و خانواده مربوط می‌شوند، نیازمند برنامه‌ریزی بلندمدت هستند؛ چرا که بخش بزرگی از این افسردگی‌ها ریشه در مشکلات معیشتی دارد. یکی دیگر از عوامل، محیط زیست است که هم‌اکنون با آن درگیر هستیم. به عنوان مثال، ثابت شده است که آلودگی هوا مستقیما بر افسردگی تاثیر می‌گذارد و حتی می‌تواند سبب بروز آن شود. در مجموع، دولت باید اقدامات سنگین و زیرساختی انجام دهد تا بتواند دست‌کم در حوزه پیشگیری تا حدی موفق باشد.»

    در مورد پرسش‌نامه‌هایی که در خصوص غربالگری روان توسط آموزش‌وپرورش انجام می‌شود و در برخی موارد سوالات آن موجب تعجب والدین می‌شود، مشاور علمی در پژوهشگاه مطالعات آموزش‌وپرورش تهران گفت: «آموزش‌وپرورش مرکز مشاوره بسیار قوی‌ای دارد. دستگاه تعلیم‌وتربیت یکی از کارآمدترین حوزه‌هایش، مرکز مطالعات روان‌شناسی آن است که افراد زبده‌ای در آن فعالیت می‌کنند. اگر برخی سوالات تعجب‌برانگیز است، بعید است که به کل دستگاه آموزش‌وپرورش مربوط باشد. ممکن است این طراحی در یک منطقه آموزشی یا در سطح یک مدرسه انجام شده باشد.»

    او افزود: «اما در مورد ترس والدین از انگ اجتماعی نسبت به اختلالات روانی، باید گفت این نگرانی درست است. جامعه ما به‌شدت از انگ اجتماعی می‌ترسد و از آن فراری است. بسیاری از افرادی که مراجعه نمی‌کنند، حالات روحی و روانی خود را نه‌تنها از جامعه و محیط کار، بلکه حتی از نزدیکان و گاه میان زن و شوهر پنهان می‌کنند. به همین دلیل این مساله نیاز به برنامه‌ریزی دارد تا بتواند خود را نشان دهد.»

    آموزش‌وپرورش نهادی بسیار مهم برای غربالگری روانی افراد است

    شریفی یزدی گفت: «با این حال، آموزش‌وپرورش نهادی بسیار مهم برای غربالگری روانی افراد است، چرا که با دو بازو سروکار دارد؛ یکی بازوی نهاد آموزش که به‌طور مستقیم با دانش‌آموزان ارتباط دارد و دیگری اولیا و مربیان که با والدین در ارتباط هستند. اگر این غربالگری به‌موقع انجام شود و افرادی که در معرض خطر بالای اختلالات روانی هستند شناسایی شوند و بر روی آن‌ها کار روانی انجام گیرد، بسیاری از خودکشی‌ها و اختلالات سنگین در دوران نوجوانی و جوانی به‌موقع شناخته می‌شود و می‌توان مداخله حرفه‌ای برای آن انجام داد.»

    او افزود: «نتیجه این اقدام، کاهش میزان اختلالات روانی در کشور خواهد بود. آموزش‌وپرورش امکانات زیادی برای این موضوع دارد، هرچند نه به اندازه پوشش کامل ۱۰۸ هزار مدرسه فعال، اما شبکه‌ای بسیار وسیع در اختیار دارد و می‌تواند به‌عنوان بازوی کمکی موثر برای وزارت بهداشت عمل کند.»

    این روانشناس اجتماعی گفت: «معمولا در تحقیقاتی با این وسعت، امکان نشتی بسیار زیاد است؛ امکان بی‌دقتی در پر کردن پرسش‌نامه‌ها وجود دارد و حتی احتمال دست‌کاری داده‌ها در برخی مراکز منتفی نیست. بنابراین اگر بخواهیم به چنین گزارش‌هایی استناد کنیم، لازم است نتایج آن حتما توسط افراد و مراکز دیگر تایید شود؛ یعنی نهادهای مستقل این تحقیقات را بازبینی کرده و صحت آن را مورد بررسی قرار دهند. در صورت تایید، تحقیق می‌تواند علمی تلقی شود و امکان استناد به آن فراهم خواهد بود.»

    آموزش‌وپرورش با دانش‌آموز حدود ۱۶ هزار ساعت در ارتباط است

    او افزود: «با این حال، این‌که مشکلات را صرفا مربوط به آموزش‌وپرورش یا فقط مربوط به خانواده بدانیم، نگاه دقیقی نیست. دستگاه تعلیم و تربیت ما طی ۱۲ سال، حدود ۱۶ هزار ساعت در عمر با دانش‌آموزان در ارتباط است و بسیاری از محاسن، معایب و ایرادهایی که ممکن است در یک کودک یا جوان ایجاد شود، قطعاً به ساختار آموزش‌وپرورش، شیوه رفتار معلم، محتوای کتاب‌ها و نظام سنجش مربوط می‌شود.»

    کارکرد خانواده دچار اختلال شده

    شریفی یزدی در نهایت گفت: «در کنار آن، در میان نهادهای اجتماعی، مهم‌ترین نهادی که امنیت نسل نو را تامین می‌کند و پناهگاه نهایی کودکان و نوجوانان ماست، خانواده است. با وجود این‌که کارکرد خانواده دچار اختلالاتی شده، اما همچنان به دلیل روابط عاطفی، نهادی امن محسوب می‌شود. با این حال، کل ماجرا به خانواده ختم نمی‌شود؛ نهاد خانواده به‌شدت تحت فشار مسائل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، آموزشی، سیاسی و بهداشتی قرار دارد و این فشارها بر کارکردهای آن تاثیر می‌گذارد و در نهایت به عدم عملکرد مناسب برخی نهادهای دولتی بازمی‌گردد.»

  • اوضاع سلامت روان ایرانی ها خوب نیست! / صفاری‌نیا: 35 درصد جامعه دچار اختلال روان هستند

    اوضاع سلامت روان ایرانی ها خوب نیست! / صفاری‌نیا: 35 درصد جامعه دچار اختلال روان هستند

    به گزارش اقتصادران، روزهایی را سپری می‌کنیم که انتظارمان از آینده وقوع هر اتفاقی است، آن‌هم اتفاق‌هایی که خودمان نقشی در برنامه‌ریزی آن نداریم؛ دلاری گران و ریالی ارزان می‌شود، سودی می‌آید و می‌رود، سایه جنگ بالای سر پهن می‌شود، نمی‌توانیم برای آینده‌ای که نیامده پیش‌بینی‌های حداقلی داشته باشیم، در عوض روزمره می‌شویم، هر روز را برای همان روز زندگی می‌کنیم؛ این می‌تواند سناریوی یک جامعه‌ای باشد که رفاه و آرامش ندارد، جامعه‌ای که آینده را گم کرده است شاید به‌سختی طعم به‌زیستی را تجربه کند، انگار دائماً با رنج دست و پنجه نرم می‌کند، «آدم‌ها هرچقدر بتوانند آینده را پیش‌بینی کنند و آینده تحت کنترل آنها باشد از منظر روانی وضعیت مساعدتری را تجربه می‌کنند.»  این جمله را رئیس انجمن روانشناسی اجتماعی ایران  می‌گوید.

    مجید صفاری‌نیا معتقد است حدود یک‌سوم جامعه ایران اختلال در سلامت‌ روان یا ناسازگاری با زندگی دارند. متن کامل گفت‌وگو با او در ادامه آمده است.

    برای درک بهتر سلامت روان آن را چه‌طور تعریف می‌کنید؟

    سلامت روان به معنای نبود بیماری و به‌زیستی روانی، عاطفی و هیجانی است.

    منظورتان از به‌زیستی چیست؟

    یعنی رفاه و حال خوب داشتن. البته با تاکید سازمان بهداشت جهانی سلامت  سه مولفه متفاوت دارد. د ر مورد سلامت روان هم به همین منوال می‌توان این تقسیم بندی را در نظر گرفت.

    این سه مولفه کدامند؟

    بخشی از آن سلامت زیستی است و به ژن‌ها، کروموزوم‌ها و ابعاد زیست شناختی و شیمیایی انسان برمی‌گردد، بخش دیگر آن روانی است که به حال خوب و حس خوب مربوط می‌شود، و بخش سوم مربوط به ابعاد اجتماعی سلامت است.

    میان این سه مولفه کدام‌شان اولویت دارد؟

    آن‌چه که امروز در مطالعات حوزه سلامت روان مطرح می‌شود اهمیت زیادی به مولفه اجتماعی آن می‌دهند.

    این مولفه اجتماعی چه ویژگی‌هایی دارد؟

    در مولفه اجتماعی برای تامین سلامت روان دو جز مهم وجود دارد، یکی ادراک فرد از شرایط اجتماعی است، مثل ادراک فرد از نابرابری، یعنی فرد احساس می‌کند به‌تناسب مدرک تحصیلی‌ای که دارد حق‌اش از موقعیت شغلی و جایگاه اجتماعی برآورده نشده است. یا مثلاً ادراک فساد که فرد احساس می‌کند تا اصطلاحاً زد و بندی نداشته باشد پیشرفت شغلی و مالی نمی‌کند.

    جز دوم مولفه اجتماعی در سلامت روان به‌برخی از استاندداردها برمی‌گردد، مثلاً شاخص رفاه مهم است، این‌که آدم‌ها در چند متر آپارتمان زندگی می‌کنند یا این‌که چقدر درآمد دارند تاثیرگذار است، اینکه چقدر برابری، بیکاری، حمایت اجتماعی و رفاه در جامعه‌ای که آدم‌ها زندگی می‌کنند وجود دارد اهمیت زیادی در سلامت روان دارد.

    با چیزی‌که شما از سلامت روان صورت‌بندی کردید، جامعه ایرانی چه وضعیتی دارد؟

    با توجه به این شاخص‌ها، سلامت روان در کشور ما از میانگین جهانی پایین‌تر است. آخرین آمارهایی که داریم به سال ۱۳۹۸ و مطالعات گسترده در آن سال‌ها برمی‌گردد، در آن سال به‌زیستیِ روانشناختیِ ۳۰ درصد از جامعه دچار اختلال بوده، اما باید توجه کرد از سال ۱۳۹۸ تا به امروز اتفاقاتی در کشور ما افتاده است، مانند شیوع ویروس کرونا، اعتراضات اجتماعی، فقر ناشی از تحریم‌ها، همین امروز با مسئله‌ای به‌نام ابهام ناشی از جنگ مواجه هستیم، این وضعیت ابهام‌آمیز می‌تواند ایجاد ناامنی کند، بنابراین احتمال می‌دهیم این روزها اختلال در سلامت روان شامل حال حدود ۳۵ درصد جامعه ما شده باشد و این یعنی این‌که امروز یک‌سوم از جمعیت ما اختلال در سلامت‌ روان یا ناسازگاری با زندگی دارند.

    البته این وضعیت می‌تواند برای شهرهای مختلف فرق داشته باشد، شهرهایی که محیط زیست بهتری و آب مطلوب‌تری دارند، وضعیت اشتغال شهروندان و رفاه آن‌ها مناسب‌تر است یا ازدحام کمتری دارند ممکن است شاخص‌ سلامت روان در آن وضعیت بهتری داشته باشد.

    شما درباره ابهام از جنگ گفتید، می‌شود این‌طور بیان کرد که هر نوع ابهامی درباره آینده سلامت روان را به خطر می‌اندازد؟

    اجازه بدهید این‌طور بگویم، ما برای پرسشی که شما مطرح کردید واژه‌ای داریم به‌نام پیش‌بینی پذیری یا کنترل پذیری، یعنی آدم‌ها هرچقدر بتوانند آینده را پیش‌بینی کنند و آینده تحت کنترل آنها باشد از منظر روانی وضعیت مساعدتری را تجربه می‌کنند، حتی درباره موارد کوچکی مانند این‌که فرد بداند چه موقعی می‌تواند سفر برود، بداند کی می‌تواند خانه خریداری کند یا شغل پیدا کند؛ بنابراین کنترل پذیری و پیش‌بینی پذیری  رویدادها و برنامه های زندگی از عوالی است که در سلامت روان نقش اساسی دارد؛ و این یکی از مشکلاتی است که جامعه ما با آن مواجه است، مثل این‌که یک فرد نمی‌تواند پیش‌بینی کند چه موقع وام می‌گیرد، کی ارتقا شغلی پیدا می‌کند یا این‌که نمی‌تواند پیش‌بینی کند کی می‌تواند ازدواج کند؟

    اگر ما می‌گوییم حدود ۳۰ الی ۳۵ درصد جمعیت یک کشور ناسازگاری با زندگی یا همان اختلال روان دارند، نشانه‌های بیرونی آن چیست؟

    نشانه‌های بیرونی که مردم با آن مواجه می‌شوند مواردی مانند، رفتارهای مغایر شهروند، انواع آسیب های اجتماعی مانند طلاق، تنهایی، غمگینی اجتماعی، خشونت اجتماعی، خودکشی، افسردگی و اختلالات روانی است. امروز میزان استفاده از داروهای آرام بخش و ضد افسردگی در جامعه بیشتر هم شده، همچنین بی‌تفاوتی اجتماعی، اهمال کاری اجتماعی، رفتارهای مغایر با شهروندی، تقلب، فریب، عدم وفای به عهد، روابط غیرزناشویی، نشانه‌هایی هستند که اعلام می‌کنند حال یک جامعه‌ای خوب نیست.

    این ناسازگاری با زندگی یا همان به خطر افتادن سلامت روان، فقط کیفیت زندگی انسان را کاهش می‌دهد یا سبب‌ساز کوتاه شدن عمر افراد هم می‌شود؟

    ما معتقدیم، همان‌طور که جسم روی روان تاثیر می‌گذارد، برعکس روان هم روی جسم اثرگذار خواهد بود. خیلی از بیماری‌هایی که در جامعه ما شایع هستند مانند دیابت، میگرن، آسم، فشارخون و انواع سرطان‌ها بیماری‌هایی هستند که وضعیت روانشناختی افراد خیلی روی شدت بیماری نقش دارد. از طرفی وقتی فرد دچار یک بیماری مزمن می‌شود اولین چیزی که تاثیرپذیر خواهد شد وضعیت سلامت روان آن فرد است.

    کدام گروه‌ها بیشتر از سایرین در این وضعیت آسیب می‌بینند؟

    درباره گروه‌های مختلف متفاوت است، در این شرایط یک سالمند، زن، زنان سرپرست خانواده یا کودک می‌تواند بیشتر از سایرن آسیب ببیند، وقتی مادر یا پدر در یک خانواده از شرایط به‌زیستی برای زندگی برخوردار نباشد آن خانواده روزهای سختی را سپری می‌کند. اما می‌شود گفت تاثیر بد چنین وضعیتی روی سالمندان، زنان بد سرپرست و کودکان می‌تواند خیلی بیشتر باشد.

    برای بهبود به‌زیستی و سلامت روان در جامعه چه باید کرد، چراکه به‌نظر می‌رسد بخشی از اقداماتی که باید انجام شود مربوط به دولت است؟

    دولت در ساختار خودش دو مهره اجتماعی دارد، یکی دستیار رئیس جمهور در امور اجتماعی و دیگری معاون امور اجتماعی نهاد ریاست جمهوری است، به‌نظرم یکی از کارهای خوبی که می‌شود انجام داد این است که این دو جایگاه یک شورای اجتماعی قدرتمند تشکیل دهند، در این شورا همه معاونت‌های اجتماعی سازمان‌های مختلف را گرد هم جمع کنند و برای ارتقا استانداردهای سلامت اجتماعی جامعه برنامه ریزی کنند، به‌طور طبیعی وزارت بهداشت، سازمان بهزیستی، وزارت کار رفاه و تأمین اجتماعی و وزارت کشور می‌توانند برای رفاه ذهنی مردم توسط این شورا سازوکاری تهیه کنند، خیلی از پروژه‌هایی که دولت و حاکمیت به‌دنبال اجرای آن است می‌تواند علاوه بر پیوست‌های اقتصادی و اجتماعی یک پیوست روانشناختی هم داشته باشد، مثلا بررسی کنند اگر فلان جاده یا بزرگراه، یا فلان شهرک مسکونی ساخته شود یا ساخته نشود پیامد روانشناختی آن بر جامعه چیست؟ این پیوست روانشناختی را درباره وضعیت محیط‌ زیست، عملکرد صدا و سیما و بسیاری از موارد دیگر نیز می‌توان اعمال کرد و نتیجه گرفت.