برچسب: اجاره نشینی

  • اجاره نشینی دیگر خوش نشینی نیست، اتاق نشینی است!!

    اجاره نشینی دیگر خوش نشینی نیست، اتاق نشینی است!!

    به گزارش اقتصادران، بازار اجاره مسکن در تهران دیگر فقط با افزایش قیمت‌ها یا کاهش فایل‌های اجاره شناخته نمی‌شود؛ بلکه نشانه‌های یک تغییر عمیق در الگوی سکونت و سبک زندگی شهری در حال آشکار شدن است.بررسی آگهی‌های منتشرشده در پلتفرم‌های مسکن نشان می‌دهد که اتاق‌های ۴ تا ۱۵ متری، خانه‌های اشتراکی و آگهی‌های «همخانه» بیش از گذشته در حال گسترش هستند؛ فضاهایی که اغلب با امکانات حداقلی، سرویس و آشپزخانه مشترک و حتی بدون برخورداری از کیفیت اولیه سکونت، به بازار عرضه می‌شوند.

    در میان متقاضیان این نوع سکونت، بیش از همه جوانان، کارمندان تازه‌کار، دانشجویان، رانندگان پلتفرم‌های اینترنتی و بخشی از طبقه متوسط شهری دیده می‌شوند؛ نسلی که با وجود اشتغال، دیگر توانایی تأمین هزینه یک واحد مستقل را ندارد و برای ماندن در شهر، ناچار شده بخشی از حریم خصوصی، آرامش و کیفیت زندگی خود را کنار بگذارد.

    بسیاری از این افراد دیگر میان «خانه بهتر» و «خانه بدتر» انتخاب نمی‌کنند، بلکه تنها تلاش دارند امکان ادامه زندگی و حضور در شهری را حفظ کنند که فرصت شغلی، حمل‌ونقل، خدمات درمانی و شبکه‌های اجتماعی در آن متمرکز شده است.

    کارشناسان معتقدند آنچه امروز در بازار مسکن تهران دیده می‌شود، صرفاً پیامد گرانی اجاره‌بها نیست، بلکه نشانه‌ای از تغییر مفهوم «خانه» در زندگی شهری است؛ جایی که خانه به‌جای آنکه فضایی برای آرامش، تعلق و سکونت باشد، به سرپناهی موقت و فشرده تبدیل شده است.

    از نگاه برخی پژوهشگران حوزه معماری و شهرسازی، بحران فعلی تنها به کوچک شدن متراژ واحدها محدود نمی‌شود، بلکه مسئله اصلی، کاهش کیفیت سکونت، فرسایش حریم خصوصی، افت سلامت روانی و حذف تدریجی ارتباط انسان با فضای شهری و طبیعت است.

    در همین رابطه، «اقتصادنیوز» در گفت‌وگو با هوشنگ فروغمند اعرابی پژوهشگر حوزه معماری و شهرسازی ​به بررسی ابعاد اقتصادی، اجتماعی و معماری گسترش خانه‌های کوچک‌متراژ و زندگی اشتراکی در تهران پرداخته است؛ پدیده‌ای که به گفته او، بیش از آنکه یک انتخاب سبک زندگی باشد، به «سازگاری اجباری» بخشی از جامعه با بحران مسکن و شرایط اقتصادی تبدیل شده است.

    مشروح گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

    ****

    * آقای فروغمند اعرابی! با توجه به افزایش آگهی‌های اجاره اتاق‌ها و واحدهای زیر ۱۵ مترمربع در تهران و همچنین رشد بازار «همخانه» برای طبقه متوسط و افراد شاغل، به نظر شما چه عواملی اقتصادی، شهری و اجتماعی باعث شکل‌گیری این الگوی جدید سکونت شده است؟ این روند چه پیامدهایی بر کیفیت زندگی، حریم خصوصی و سلامت روانی ساکنان دارد و آیا می‌توان گفت این سبک سکونت، «سبک زندگی اجباری» شده است؟

    در واقع این وضعیت حاصل همزمان سه نوع فشار است؛ «فشار اقتصادی، فشار شهری و تغییرات اجتماعی.» از منظر اقتصادی، حتی اگر اجاره‌بها با نرخی کمتر از تورم عمومی رشد کند، زمانی که دستمزدها و درآمد واقعی خانوارها از تورم عقب می‌ماند، مستأجران دیگر میان «خانه بهتر» و «خانه بدتر» انتخابی ندارند.

    در چنین شرایطی، اولویت آن‌ها صرفاً حفظ امکان سکونت مستقل و ادامه زندگی در شهر است؛ انتخابی که در بسیاری از موارد، انتخابی تلخ و ناخواسته محسوب می‌شود.

    برای مثال، در حالی که تورم نقطه‌به‌نقطه اجاره مسکن در فروردین‌ماه ۱۴۰۵ حدود ۳۱.۱ درصد گزارش شده، تورم عمومی نقطه‌به‌نقطه به حدود ۷۳.۵ درصد رسیده است. این مسئله نشان می‌دهد که حتی کند شدن رشد اجاره‌بها نیز الزاماً به معنای بهبود وضعیت مستأجران نیست؛ چراکه مجموع هزینه‌های زندگی فشار بسیار سنگینی بر درآمد خانوارها وارد کرده و مسئله مسکن را به بحرانی جدی تبدیل کرده است.

    فرصت‌های شغلی و امکان ادامه فعالیت اقتصادی افراد شاغل و طبقه متوسط عمدتاً در کلانشهرها متمرکز شده است. در نتیجه، پدیده «همخانه شدن» یا سکونت در فضاهای کوچک را به‌عنوان نوعی سازگاری اجباری می‌پذیرند.

    از سوی دیگر، ساختار فضایی شهر نیز در شکل‌گیری این وضعیت نقش مهمی دارد. تمرکز فرصت‌های شغلی، دسترسی بهتر به حمل‌ونقل، دانشگاه‌ها، خدمات درمانی، بیمارستان‌ها و حتی شبکه‌های اجتماعی در بخش‌هایی خاص از کلان‌شهرها، باعث می‌شود افراد شاغل و طبقه متوسط تلاش کنند همچنان در این مناطق یا در محدوده شهرهای بزرگ باقی بمانند.

    به همین دلیل، بسیاری حاضر می‌شوند از متراژ مناسب، آرامش، نور کافی، کیفیت سکونت و حتی حریم خصوصی خود صرف‌نظر کنند اما شهر را ترک نکنند؛ چراکه فرصت‌های شغلی و امکان ادامه فعالیت اقتصادی برای آن‌ها عمدتاً در همین شهرها متمرکز شده است. در نتیجه، پدیده «همخانه شدن» یا سکونت در فضاهای کوچک را به‌عنوان نوعی سازگاری اجباری می‌پذیرند.

    زندگی اشتراکی و تقسیم هزینه‌ها بخشی از واقعیت زندگی طبقه متوسط شده است

    این روند از منظر اجتماعی نیز پیامدهای قابل توجهی خواهد داشت؛ از افزایش خانوارهای تک‌نفره و تأخیر در ازدواج گرفته تا مهاجرت کاری و تحصیلی به تهران و دیگر کلان‌شهرها. همچنین کاهش امکان تشکیل یک خانه مستقل و عادی شدن زندگی اشتراکی، به‌تدریج الگوی تازه‌ای از زیست شهری را شکل می‌دهد؛ الگویی که در آن تقسیم هزینه‌ها و اشتراک فضای زندگی، به بخشی از واقعیت روزمره طبقه متوسط و شاغلان تبدیل می‌شود.

    در واقع، پشت این تحولات نوعی کاهش توان خرید و افت امنیت سکونتی قرار دارد. برای بخشی از طبقه متوسط و حقوق‌بگیر، این سبک زندگی یک انتخاب داوطلبانه نیست، بلکه شکلی از زیست اجباری است که تحت فشار شرایط اقتصادی به آن تن داده‌اند.

    نکته مهم دیگر آن است که مسکن سالم، صرفاً یک سرپناه فیزیکی نیست و با رفاه جسمی، روانی و اجتماعی افراد ارتباط مستقیم دارد. کاهش حس امنیت، تعلق، آرامش و حریم خصوصی در این نوع سکونت‌ها می‌تواند کیفیت زندگی ساکنان را در بلندمدت تحت تأثیر قرار دهد.

    *زندگی در فضاهای بسیار کوچک، استفاده اشتراکی از امکانات اولیه، و کاهش حریم خصوصی به شکل واضحی در برخی فایل‌های اجاره قابل مشاهده است. از منظر معماری و برنامه‌ریزی شهری، این تغییرات چه تأثیری بر طراحی واحدهای مسکونی، ساختار محله‌ها و توانایی ایجاد محیط زندگی سالم و کارآمد دارد؟ چه راهکارهایی می‌توان برای بهبود کیفیت زندگی در فضاهای کوچک ارائه داد؟

    در رابطه با پیامدهای معماری و شهرسازی، مسئله فقط کوچک بودن متراژ نیست؛ بلکه موضوع اصلی این است که آیا فضایی که برای سکونت فراهم شده، حداقل کیفیت لازم برای زندگی را دارد یا نه. واحدهای ۱۵ یا ۲۰ متری زمانی به مسئله‌ای نگران‌کننده تبدیل می‌شوند که بسیاری از امکانات اولیه سکونت، مانند نور مناسب، تهویه، حریم خصوصی و کیفیت فضایی را نداشته باشند و محیط زندگی، که اساساً هدف معماری ایجاد آن است، صرفاً به یک سرپناه حداقلی تقلیل پیدا کند؛ آن هم به شکلی نامطلوب و آسیب‌زا.

    میان «کوچک‌متراژ بودن» و «فقر مسکن» تفاوت قائل شویم

    باید میان «کوچک‌متراژ بودن» و «فقر مسکن» تفاوت قائل شویم. در بسیاری از کشورها، پروژه‌هایی با عنوان «کولیوینگ» (Co-living) یا سکونت اشتراکی وجود دارد که در آن اتاق‌هایی با متراژ ۱۶ تا ۲۴ متر، به‌ویژه برای زندگی دانشجویی یا افراد مجرد، طراحی شده‌اند و برای آن‌ها استانداردهای مشخصی تعریف شده است. مشکل در ایران اما ریشه‌ای‌تر است؛ ما معمولاً پیش از وقوع بحران برای آن برنامه‌ریزی نمی‌کنیم و زمانی به فکر راه‌حل می‌افتیم که بحران شکل گرفته و پیامدهای آن آشکار شده است.

    کوچک‌متراژ شدن اجباری و گسترش سکونت اشتراکی را می‌توان یک نشانه هشدار برای آینده شهرها دانست؛ نشانه‌ای که فقط به مسئله مسکن محدود نمی‌شود و می‌تواند بر ساختار اقتصادی و بازار مصرف نیز اثر بگذارد.

    به نظر می‌رسد در ایران نیز می‌توان این نوع واحدها را به رسمیت شناخت تا آسیب‌های کمتری ایجاد شود، به‌جای آنکه صرفاً اصل وجود خانه‌های کوچک‌مقیاس را انکار کنیم. اگر این واحدها به‌صورت رسمی پذیرفته شوند اما همزمان تحت نظارت قرار بگیرند، می‌توان حداقل‌های غیرقابل‌چشم‌پوشی مانند نور، تهویه، پنجره، ایمنی، فضای نگهداری، آشپزخانه و عایق صوتی را برای آن‌ها الزامی کرد.

    همان‌طور که در مقررات ملی ساختمان برای بسیاری از استانداردهای سکونتی چارچوب تعریف شده، می‌توان برای خانه‌های کوچک‌مقیاس نیز ضوابط مشخصی تدوین کرد تا این واحدها هم به رسمیت شناخته شوند و هم امکان کنترل و نظارت بر آن‌ها وجود داشته باشد.

    اگر این پدیده را به رسمیت نشناسیم، عملاً امکان نظارت بر آن را نیز از دست می‌دهیم؛ در حالی که اکنون افراد زیادی در چنین فضاهایی زندگی می‌کنند و این نوع سکونت به بخشی از واقعیت شهری تبدیل شده است.

    در کنار این موضوع، راهکارهای مربوط به مسکن کوچک‌مقیاس نباید صرفاً به داخل واحد محدود شود، بلکه باید همزمان ابعاد کلان شهری و معماری نیز در نظر گرفته شود؛ مسائلی مانند دسترسی به فضای سبز، تراکم شهری، حمل‌ونقل، خدمات عمومی و کیفیت محیط شهری، همان مواردی که در مقررات و برنامه‌ریزی شهری بر آن‌ها تأکید می‌شود و باید برای آن‌ها برنامه‌ریزی دقیق‌تری وجود داشته باشد.

    تقسیم هزینه میان چند نفر در بلندمدت ممکن است به عاملی برای افزایش قیمت تبدیل شود

    *با توجه به فشارهای اقتصادی، کاهش قدرت خرید و افزایش هزینه مسکن که بخش قابل توجهی از طبقه متوسط و شاغلان را تحت تأثیر قرار داده، این تغییر سبک زندگی چه تبعات بلندمدتی بر بازار مصرف، سرمایه اجتماعی و پایداری شهری دارد؟ آیا این روند می‌تواند به گسترش سکونتگاه‌های اشتراکی و کوچک‌متراژ منجر شود و چه اثراتی بر فرهنگ شهری و روابط اجتماعی خواهد گذاشت؟

    وقتی شهرهای جدید بدون پیوند مؤثر با اقتصاد، اشتغال و زیرساخت‌های واقعی شکل گرفته‌اند و هزینه‌های سنگینی نیز برای توسعه آن‌ها صرف شده، طبیعی است که امروز با چنین بحرانی در الگوی سکونت روبه‌رو باشیم. در شرایطی که دیگر منابع و سرمایه کافی برای ارتقای کیفیت این شهرها وجود ندارد، بخش بزرگی از جمعیت همچنان ترجیح می‌دهند در کلان‌شهرها و مراکز اصلی اقتصادی باقی بمانند؛ چراکه فرصت‌های شغلی، دسترسی بهتر به حمل‌ونقل، خدمات درمانی، شبکه‌های اجتماعی و امکانات شهری عمدتاً در همین مناطق متمرکز شده است.

    به همین دلیل، کوچک‌متراژ شدن اجباری و گسترش سکونت اشتراکی را می‌توان یک نشانه هشدار برای آینده شهرها دانست؛ نشانه‌ای که فقط به مسئله مسکن محدود نمی‌شود و می‌تواند بر ساختار اقتصادی و بازار مصرف نیز اثر بگذارد. وقتی یک واحد کوچک میان دو یا سه نفر تقسیم می‌شود، در عمل توان پرداخت اجاره آن واحد افزایش پیدا می‌کند و همین مسئله می‌تواند کف قیمت اجاره را در بازار بالاتر ببرد.

    به بیان دیگر، تقسیم هزینه میان چند نفر اگرچه در کوتاه‌مدت راهی برای بقا و حفظ امکان سکونت در شهر است، اما در بلندمدت ممکن است خود به عاملی برای افزایش قیمت‌ها و تغییر رفتار بازار اجاره تبدیل شود.

    در نتیجه، این پدیده فقط یک تغییر در سبک زندگی نیست، بلکه بازتابی از بحران عمیق‌تر در سیاست‌گذاری شهری، توزیع امکانات و ساختار اقتصادی شهرهاست؛ بحرانی که اگر برای آن برنامه‌ریزی نشود، می‌تواند به تشدید نابرابری شهری و کاهش بیشتر کیفیت زندگی در کلان‌شهرها منجر شود.

    از فرسایش حریم خصوصی و افزایش ناامنی روانی تا تنش‌های ناشی از زندگی اشتراکی

    * پیامدهای اجتماعی و شهریِ این مدل از سکونت و هم‌خانگی‌های اجباری چیست و چه سیاست‌هایی باید برای مدیریت آن اتخاذ شود؟

    در رابطه با پیامدهای اجتماعی، قطعاً این روند تأثیرات قابل‌توجهی خواهد داشت؛ به‌ویژه زمانی که «همخانه شدن» نه یک انتخاب داوطلبانه، بلکه راهکاری اجباری برای ادامه زندگی در شهر باشد. در چنین شرایطی، اگر این نوع سکونت‌ها به رسمیت شناخته نشوند و چارچوب‌های مشخصی برای آن‌ها وجود نداشته باشد، مسائل حقوقی و اجتماعی متعددی ایجاد خواهد شد.

    از جمله مهم‌ترین پیامدها می‌توان به فرسایش حریم خصوصی، افزایش ناامنی روانی، تنش‌های ناشی از زندگی اشتراکی و کاهش احساس ثبات و امنیت در زندگی روزمره اشاره کرد. همچنین این وضعیت می‌تواند فرآیند تشکیل خانواده و آغاز زندگی مستقل را به تعویق بیندازد؛ چراکه بخش قابل توجهی از جوانان و شاغلان، به دلیل ناتوانی در تأمین هزینه یک واحد مستقل، ناچار به پذیرش سبک‌های جدید و موقت سکونت می‌شوند.

    از منظر شهری نیز این مسئله فقط به داخل واحدهای مسکونی محدود نمی‌شود. موضوعاتی مانند حمل‌ونقل، بهداشت عمومی، کیفیت فضاهای عمومی، دسترسی به خدمات شهری و سلامت روان شهروندان، همگی تحت تأثیر این نوع الگوی سکونت قرار می‌گیرند. به همین دلیل، لازم است برای این پدیده سیاست‌های عمومی و ضوابط روشنی تعریف شود تا بتوان از حقوق ساکنان این نوع واحدها حمایت کرد و در عین حال، کیفیت حداقلی زندگی شهری را نیز حفظ کرد.

    *ریشه اصلی تبدیل شدن «خانه» از یک مکان آرامش‌بخش به یک «سرپناه موقت» را در چه می‌بینید؟

    مسئله‌ای که امروز با آن روبه‌رو هستیم، صرفاً یک مسئله اقتصادی نیست؛ هرچند اقتصاد و فشارهای معیشتی نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری آن دارند. بحران فعلی مسکن فقط به کمبود واحد یا افزایش اجاره‌بها محدود نمی‌شود، بلکه با نوعی تغییر در مفهوم «خانه» مواجه هستیم. خانه دیگر صرفاً مکانی برای سکونت، آرامش، امنیت و شکل‌گیری زندگی نیست و به‌تدریج به یک سرپناه موقت و فشرده تقلیل پیدا کرده است؛ فضایی که افراد تنها برای بقا و ادامه حضور در شهر به آن پناه می‌برند.

    این مسئله را می‌توان در بسیاری از پروژه‌هایی که پس از رشد سریع جمعیت در کشورهای مختلف، به‌ویژه در دنیای مدرن شکل گرفت، مشاهده کرد؛ جایی که به‌تدریج کیفیت سکونت قربانی افزایش تراکم شد. در چنین شرایطی، ارتباط انسان با طبیعت، فضای باز، آرامش و حتی مفهوم تعلق به خانه نیز کمرنگ می‌شود.

    وقتی شهرها بیش از ظرفیت خود متراکم می‌شوند و هزینه‌های زندگی به شکل مداوم افزایش پیدا می‌کند، سیاست‌گذاری‌ها نیز به سمت فشرده‌تر کردن فضاهای سکونتی و گسترش خانه‌های اشتراکی حرکت می‌کند.

  • اجاره‌‌‌نشینی، کجا خوش نشینی است؛ ایران یا استانبول؟

    اجاره‌‌‌نشینی، کجا خوش نشینی است؛ ایران یا استانبول؟

    به گزارش اقتصادران، روزنامه دنیای اقتصاد نوشت:
    اگر چه دو کشور طی سال‌های اخیر «تورم بالا» را تجربه کرده‌اند و حتی سرعت رشد اجاره‌‌‌‌بها در ترکیه ۱.۴ برابر ایران بوده، اما شهروندان آن کشور توانسته‌اند با دو بال اقتصادی، «نیروی پرداخت» هزینه مسکن را به دست بیاورند.

    طبق آخرین آمار رسمی، حدود ۱٫۵ میلیون خانوار مستاجر در شهرهای کشور دچار «فقر مطلق» هستند به این معنا که «تحت‌تاثیر هزینه سنگین اجاره‌‌‌بها» نمی‌توانند «حداقل هزینه‌‌‌های زندگی از جمله کالری» خود را تامین کنند. همچنین بالای نیمی از کل خانوارهای ایرانی در «فقر مسکن» قرار دارند به این معنا که هزینه‌‌‌ تامین مسکن آنها خیلی بیش‌‌‌از «۳۰‌درصد کل مخارج ماهانه و سالانه» است. سیاستگذار بخش مسکن در کشورمان طی این سال‌ها در مواجهه با صورت مساله «فقر و بحران مسکن» و «سخت‌‌‌ و سخت‌‌‌تر شدن شرایط اقتصادی اجاره‌‌‌نشین‌‌‌ها»، به جای پرداختن به «ریشه»، هدف را اشتباهی تعریف کرد.

    «ریشه» فقر مسکن و فقر اجاره‌‌‌نشین‌‌‌ها، «اوضاع اقتصادی» بیرون از بازار مسکن است که ترکیبی از «تورم عمومی بالا، رشد اقتصادی پایین و امکان‌‌‌پذیر نبودن تعدیل تورمی دستمزدها» را شامل می‌شود. «دنیای‌‌‌اقتصاد» برای اثبات «آدرس صحیح» سرچشمه بحران مسکن که بیرون از بخش است – همان ریسک‌‌‌های اقتصادی و غیراقتصادی که باعث شکل‌‌‌گیری اوضاع نامناسب متغیرهای اقتصادی شد- به مقایسه «اجاره‌‌‌نشینی در تهران و استانبول» پرداخته است.

    معمای اجاره‌‌‌بهای کمتر؛ سختی بیشتر

    «دنیای‌‌‌اقتصاد» برای بررسی مقایسه‌‌‌ای «اوضاع مسکن تهران و استانبول»، از «متر دلاری» استفاده کرده است به این معنا که قیمت خرید و اجاره خانه بر اساس «ارزش دلاری» در این دو کلان‌‌‌شهر سنجش شده است. نتایج این بررسی مشخص می‌کند، به‌رغم آنکه «بهای تامین مسکن» به دلار در استانبول حدود دو‌برابر تهران است اما این هزینه در آنجا معادل فقط ۷۰‌درصد از «حداقل دستمزد ترکیه‌ای‌‌‌ها» است در حالی که در تهران ۱٫۷ برابر «حداقل حقوق ماهانه» باید برای «هزینه اجاره مسکن» صرف شود. تضاد « اجاره‌‌‌بهای کمتر (تهران نسبت به استانبول)؛ سختی بیشتر» همان معمایی است که اگر جواب آن مشخص شود، می‌توان به «چرخش سیاستگذار مسکن در ایران از بیراهه به راه اصلی» امیدوار بود.

    متوسط رشد اقتصادی سالانه در کشورمان طی ۱۰ سال گذشته ۱٫۹‌درصد بوده که البته این میانگین مثبت ناشی از «رشد ناپیوسته سال‌های اخیر» است نه رشد مثبت مثل دهه ۹۰٫ طی دهه ۹۰، میانگین رشد سالانه اقتصادی در ایران نزدیک به صفر بود که عامل اصلی «سقوط رفاه مسکن» خانوارها به حساب می‌‌‌آید. معادله «رشد اقتصادی» مناسب در ترکیه موجب شده در حال حاضر درآمد سرانه در این کشور ۱۴‌هزار و ۸۰۰ دلار باشد؛ رقمی که در ایران زیر ۱۵۰۰ دلار برآورد می‌شود.
    «رشد» مناسب اقتصاد ترکیه همچنین باعث شد امکان «افزایش مناسب حداقل دستمزد» در این کشور، برابر تورم عمومی بالا، ‌‌‌ در سال‌های اخیر فراهم شود. مستاجرهای ترکیه‌ای و ساکن در استانبول با رشد‌‌‌های ۳۰ تا ۵۰ درصدی حداقل دستمزد در سال‌های اخیر، امروز می‌توانند «از پس اجاره‌‌‌بهای سنگین آپارتمان» بربیایند.

    البته بازار مسکن ترکیه از «سابقه سیاست‌‌‌های مسکن حمایتی کارآمد» موسوم به «توکی» نیز بهره می‌‌‌برد. این سیاست از سال ۱۹۸۴ از طریق چند برنامه، «از خانوارهایی که توان مالی تامین مسکن» را ندارند، حمایت و پشتیبانی می‌کند.

    مجموعه‌‌‌ای از «سیاست‌‌‌های مناسب اقتصادی» در بیرون بازار مسکن و «سیاست‌‌‌های مختص بخش مسکن» در اقتصاد ترکیه، به «کارت برنده» مستاجرها در این کشور تبدیل شده است. واقعیت «مستاجری در استانبول» در این بررسی می‌تواند «درس عبرت» باشد برای «متولی بازار مسکن تهران و البته سایر شهرهای ایران». تمرکز سیاستگذار بر «هموار کردن مسیرهای دستیابی به رشد اقتصادی پایدار» باعث خواهد شد «توان کاملا از دست رفته ایرانی‌‌‌ها برای پرداخت هزینه مسکن» به تدریج احیا شود.

    همچنین «رشد اقتصادی» پایدار باعث «بهبود نبض سرمایه‌‌‌گذاری ساختمانی و ساخت مسکن» می‌شود که این نیز به «بهبود سریع شرایط» و «عبور از فقر مسکن» کمک خواهد کرد.

  • هشدار به مستاجران؛ تا پول رهن را نگرفتید تخلیه نکنید! / وقتی حق با مستاجر است اما قانون طرف مالک را می گیرد!

    هشدار به مستاجران؛ تا پول رهن را نگرفتید تخلیه نکنید! / وقتی حق با مستاجر است اما قانون طرف مالک را می گیرد!

    به گزارش اقتصادران، در فصل جابه‌جایی‌ها در بازار اجاره مسکن، روزهای شلوغ شورای‌های حل اختلاف است، روزهایی که مستاجران با قوانین بی‌رحمانه‌ای که مدافع موجران هستند، مواجه می‌شوند و هم سرپناه و هم پناه قانونی را از دست می‌دهند، هر چند که در ظاهر قانون حامی آنهاست.

     عدم رعایت سقف قانونی افزایش اجاره‌بها، درخواست موجر برای تخلیه زودتر از موعد قرارداد، اختلاف درباره بین موجر و مستاجر درباره جبران خسارت برای آسیب زدن به تجهیزات و از همه مهمتر عدم بازپرداختن وجه رهن از سوی موجر به مستاجر از جمله شکایات پرتکرار این روزهای مستاجران هستند و در مورد آخر خلاء قانونی مشهود است.

    یکی از موضوعات اختلاف بین موجر و مستاجر این است که موعد قرارداد اجاره به پایان رسیده و مستاجر قصد تخلیه واحد را دارد اما از آنجایی که واحد به رهن دیگری نرفته است، مالک پول رهن را نمی‌پردازد و همین موضوع منجر می‌شود، مستاجر به دلیل عدم پرداخت وجه قرارداد بعدی، واحد مد نظر برای اجاره یک سال آینده را از دست دهد. جالب این است که این مورد که کاملا حق با مستاجر است اما قانون به نفع موجر است.

    در این باره داود بیگی‌نژاد، نایب رییس اتحادیه مشاوران املاک تهران، اظهار داشت: مستاجر و موجر برای حل این موضوعات باید به شورای حل اختلاف منطقه مراجعه کنند اما موضوع این است که اگر مستاجر واحد مسکونی را تخلیه کند، مالک به مستاجر بدهکار نخواهد بود و در پروسه بعدی موضوع به دادگاه منتقل می‌شود و قابل رفع در شورای حل اختلاف نیست.

    وی تاکید کرد: اگر در قرارداد موضوع جریمه برای تاخیر در پرداخت پول رهن نیامده باشد، مالک مشمول جریمه هم نمی‌شود.

    رییس اتحادیه مشاوران املاک با تاکید براینکه می‌توان در این باره با نقص قانون مواجه هستیم، گفت: در شرایطی که موجر پول رهن را نداد و مستاجر هم واحد را تخلیه نکرده، موجر دیگر بدهکار محسوب نمی‌شود. اما توصیه جدی ما به مستاجران این است که اگر با این مشکل مواجه شدند، واحد را تخلیه نکنند چراکه پیگیری این موضوع در دادگاه زمانبر است و در زمان کوتاه نمی‌تواند به وجه رهن دسترسی داشته باشد در این شرایط در قرارداد رهن واحد بعدی دچار مشکل خواهد شد و ممکن است آن واحد را هم از دست بدهد.

    بیگی‌نژاد ادامه داد: توصیه ما این است که اگر مستاجری با این مشکل مواجه شد از همان روز اول پایان قرارداد، موضوع را در دفاتر الکترونیک قضایی اظهار و ثبت کند و حتما مشکل را به مشاور املاکی که قرارداد در آن واحد صنفی منعقد شده اطلاع دهد چراکه مشاوران می‌توانند به این پروسه و فرایند سرعت بخشند.

  • قدرت خرید مستاجران ته کشید / سرنوشت مستاجران در بازار سیاه مسکن

    قدرت خرید مستاجران ته کشید / سرنوشت مستاجران در بازار سیاه مسکن

    به گزارش اقتصادران، سهم مسکن در هزینه‌های ماهیانه خانوار بر اساس آمار‌های رسمی، بین ۴۰ تا ۶۰ درصد برآورده می‌شود. آن‌هایی که مسکن شخصی ندارند و در اصطلاح مستاجر هستند، فشار بیشتری احساس می‌کنند.

    تورم مسکن خصوصا از سال ۹۸ به این‌سو از نرخ میانگین تورم در کشور جلوتر بوده است و هر سال بیش از نرخ تورم به نرخ اجاره‌ها افزوده شده است. اما پیگیری اخبار اقتصادی نشان می‌دهد سرعت تورم در سال گذشته گرفته شده و احتمالا در سال جدید هم این روند ادامه پیدا می‌کند. سرنوشت مستاجران، اما علاوه بر تورم به چند عامل دیگر مثل قیمت مسکن، نرخ دلار، وام ودیعه مسکن، برنامه‌ها و سیاست‌های کلان دولت و طبق معمول خوش‌شانسی و بداقبالی‌های مرسوم گره‌خورده است.

    اجاره‌ها گران می‌شود؛ قطعا بله اما…

    همین‌ اول بگوییم منظور از بررسی داده‌های آماری، شعبده‌بازی نیست. خودتان می‌دانید اجاره‌ها چه بخواهیم چه بخواهیم بالا می‌رود اما چقدر؟ به نظر می‌رسد کششی در بازار برای افزایش‌های ۶۰ درصدی و ۷۰ درصدی که در سال‌های ۹۹ و ۱۴۰۰ شاهد بودیم وجود نداشته باشد و حتی بر اساس برخی پیش بنیی‌های خوشبینانه‌تر بازار حتی کشش افزایش ۵۰ درصدی سال قبل را هم ندارد.

    پیش‌بینی وضعیت اجاره مسکن ۱۴۰۳، قطعا تابعی از تورم‌های واقعی و تورم‌های انتظاری در مورد نرخ تورم از یک سو و میزان عرضه فایل‌های اجاره در بازار از سوی دیگر است. این دو عامل اثرگذارترین یا مهم‌ترین شاخص‌های مورد اتکا برای پیش بینی بازار هستند.

     

    قدرت خرید مستاجران ته کشیده است

    بر اساس انتظارات تورمی در سال جاری، نرخ تورم اجاره مسکن چیزی در حد ۴۵ درصد است. این نرخ سال گذشته در محدوده ۴۰ درصد باقی ماند. سئوالی که احتمالاً به ذهن تان رسید این است که اگر نرخ تورم اجاره سال گذشته ۴۰ درصد بوده چرا اجاره‌ها و میزان رهن در این سال بیشتر از ۵۰ درصد هم رشد کرده است.

    پاسخ ساده است، رشد اجاره مسکن در سال‌های گذشته در بازار ایران به دلیل نوسان در مؤلفه دومی که در چند سطر قبل‌تر به آن اشاره شد، یعنی «میزان عرضه» همواره بیشتر از نرخ تورم آن بوده است. اما عموم کارشناسان بازار مسکن با درنظرگرفتن مؤلفه‌هایی مانند پیش‌بینی از عرضه، وضعیت سایر بازار‌ها و قدرت خرید مستاجران بر این باورند در سال جاری بازار کشش ادامه آن روند را ندارد و احتمالاً رشد اجاره‌بها کمتر از تورم انتظاری هم باشد.

     

     

    تورم اجاره نزولی می‌شود

    یک حساب و کتاب ساده فرضی انجام می‌دهیم و بعد ادامه مطلب را علمی‌تر دنبال خواهیم کرد. فرض کنید شخصی ۱۰۰ میلیون تومان رهن بابت اجاره آپارتمانی پرداخته است و سال بعد ۴۰ درصد به آن مبلغ اضافه می‌شود. یعنی آن شخص باید ۴۰ میلیون دیگر به میزان رهن خود اضافه کند. اما تصور کنید همان فرد یک میلیارد تومان رهن پرداخته باشد، افزایش ۴۰ درصدی برابر با ۴۰۰ میلیون تومان می‌شود و ناگفته پیداست فرد توان کمتری برای تحمل این وضعیت داشته باشد.

    بحث جابه‌جاشدن از محلات بالاتر شهر‌ها به محلات اصطلاحاً پایین‌تر با افزایش اجاره‌ها و جایگزین‌شدن مستأجر‌ها در این شرایط به میان می‌آید و بعد هم کوچ به حاشیه شهرها. تورم بازار اجاره مسکن در سال‌های اخیر فشار‌های خود را وارد کرده و تقریبا همه این مراحل در بازار طی شده و در نتیجه دیگر قدرت خریدی در مستأجران برای تحمل این فشار‌های بالا باقی نمانده است. از این روست که کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند، تورم اجاره مسکن امسال کمی آرام بگیرد.

     

    انتظار تورم بالاتر از سال‌های قبل نداشته باشید

    با این تفاسیر می‌توانیم بگوییم اگر اتفاق غیرمنتظره‌ای در سطح کلان اقتصادی روی ندهد باتوجه‌به روند نزولی تورم در کشور، انتظار تورم شدید برای بازار اجاره ۱۴۰۳، فراتر از تورم سال‌های اخیر، نباید وجود داشته باشد. ساده‌تر بگوییم اینکه امسال تورم اجاره مسکن در تهران و سایر کلانشهر‌ها در مقیاس تورم عمومی و حتی بر اساس دیدگاه خوشبینانه و همچنین ظرفیت این بازار و توان مستاجرها، از تورم ۱۴۰۲ اجاره مسکن کمتر است.

    با این حال شرایط بازار اجاره در سال جاری به طور مستقیم با شرایط کلی بازار معاملات مسکن از یک سو، وضعیت تورم عمومی و همچنین روند‌ها و تغییرات احتمالی پیش‌روی سایر بازار‌ها در ارتباط است و نباید از یاد ببریم هر تغییری می‌تواند به طور مستقیم و غیرمستقیم بازار اجاره و رشد هزینه‌های اجاره‌نشینی را تحت‌تاثیر قرار دهد.

     

    وضعیت همچنان دشوار است

    آنچه تا حالا خواندید به این معنی نیست که مستأجران در سال جاری وضعیت دشواری ندارند، اتفاقاً بر اساس روندی که مشاهده می‌شود امسال هم جزو سال‌های سخت اجاره‌نشینی است. گذشت آن زمان که اجاره‌نشینی «خوش‌نشینی» بود. این ضرب‌المثل را در گوشه ذهنتان هم دیگر نگه دارید.

     

    پس یادمان باشد، باتوجه‌به شرایط بازار اجاره؛ امسال هم مانند سال‌های قبل به‌طورقطع برای مستأجر‌ها وضعیت دشواری در پیش است؛ اما ازآنجاکه عدد حاصل از تورم اجاره‌ای که مستأجر‌ها باید به‌عنوان اضافه اجاره‌بهای سال جدید در قرارداد‌های ۱۴۰۳ متقبل شوند اعداد بالایی است، ظرفیت بازار برای پذیرش تورم‌های بالا و قابل‌توجه بسیار محدود است. این اصل برمی‌گردد به همان مثالی که در بالا زدیم و اصل حرف این است که باتوجه‌به وضعیت مالی خانوار‌های مستأجر عملاً بازار ظرفیتی برای تحمل رشد‌های بالا در حوزه اجاره‌بها ندارد.

     

    احتمال عرضه‌های جدید زیاد است

    مولفه‌ها از وضعیت دشوار مستاجر‌ها و تداوم شرایط سخت در این بازار در سال جاری حکایت دارد؛ اما شرایط تورمی بازار اجاره می‌تواند احتمالاً محرک عرضه آپارتمان به این بازار را در ۱۴۰۳ فعال کند.

    برخی فعالان بازار اجاره معتقدند باتوجه‌به رسیدن سطح تورم اجاره به تورم عمومی و درآمد قابل‌توجهی که موجر‌ها می‌توانند به‌واسطه اجاره‌داری به دست آورند، احتمالاً بخشی از مالکانی که آپارتمان‌های خود را به‌صورت خالی نگهداری می‌کردند برای جبران بخشی از هزینه‌های زندگی خود، این واحد‌ها را به بازار اجاره عرضه کنند.

     

    کاهش نگرانی‌ها از دخالت‌های دولت

    بعد از بلوای کرونا، ناگهان تصمیم‌هایی در دولت در مورد وضعیت اجاره مسکن گرفته شد که علاوه بر اینکه اثر ملموسی در بازار نداشت، نگرانی‌هایی هم در آن ایجاد کرد و برخی از مالکان را بر آن داشت در عرضه مسکن برای اجاره دست‌به‌عصاتر حرکت کنند.

    قوانینی مانند اینکه هیچ مالکی حق ندارد بیشتر از نرخ مصوب افزایش اعمال کند یا مستاجر می‌تواند با افزایش نرخ مصوب در خانه تحت اجاره بماند مگر با شرایط خاص از سوی موجران حرف‌هایی ازاین‌دست که برخی از آن‌ها با اصل مالکیت خصوصی هم در تضاد بود مالکان را ترساند و از آن طرف به‌هیچ‌وجه قابلیت اجرایی پیدا نکرد. دولت ظاهراً این را فهمیده و دست از چنین دخالت‌هایی برداشته است و همین هم خود یک چراغ‌سبز برای عرضه مسکن محسوب می‌شود.

    این موضوع به‌خصوص در مورد آن گروه از موجرانی که در سال‌های گذشته آپارتمانشان را به بازار اجاره عرضه می‌کردند؛ اما در دو سه سال اخیر به دلیل برخی نگرانی‌ها ناشی از بعضی مصوبه‌های دستوری عرضه واحد خود به مستاجر‌ها را متوقف کرده بودند، بیش از سایر مالکان محتمل است.

    برخی مصوبه‌های دستوری در سال‌های اخیر از جمله تعیین سقف رشد اجاره‌بها و همچنین منع موجر‌ها از تخلیه آپارتمان اجاره‌ای، منجر به بروز نگرانی در برخی از موجر‌ها شد و باعث شد گروهی از آن‌ها از ادامه اجاره‌داری منصرف شده و واحدشان را به بازار عرضه نکنند. حالا، اما پیش‌بینی می‌شود بخشی از این موجر‌ها به بازار برگردند. انگیزه آن‌ها هم کسب درآمد از بازار اجاره است که به دلیل تورم‌های بالای دو سه سال اخیر، ارقام قابل‌توجهی را شامل می‌شود.

  • بازار بی ثبات اجاره مسکن در سایه نوسان دلار

    بازار بی ثبات اجاره مسکن در سایه نوسان دلار

    به گزارش اقتصادران، آن‌گونه که گزارش مرکز آمار ایران از نرخ تورم مصرف‌کننده در اسفند ماه 1402 نشان می‌دهد نرخ تورم اجاره مسکن در سال 1402 از تورم عمومی سبقت گرفته است؛ به گونه‌ای که تورم سالانه اجاره مسکن کشور در سال گذشته از 39.6درصد هم گذشت و میزان تورم ماهانه اجاره مسکن 2.4درصد و میزان تورم نقطه به نقطه نیز 42درصد شده است. همچنین براساس آمارها رشد هزینه اجاره‌نشینی در سال گذشته نسبت به سال قبل از آن در تهران به 52درصد رسیده است. در تهران نسبت تورم مسکن به تورم اجاره که پیش‌تر بالای 1.4درصد بود به 1.2درصد رسیده که این کم شدن فاصله به دلیل شتاب گرفتن رشد اجاره‌بها در سال‌های اخیر بوده است.

    افزایش اجاره‌بهای استانی براساس نرخ تورم عمومی؟

    اقبال شاکری، عضو کمیسیون عمران مجلس در مصاحبه با یکی از سایت های خبری اعلام کرده که یکی از طرح‌های خوب تنظیم‌گری در حوزه مسکن، طرح ساماندهی مسکن و اجاره‌بهاست که مجلس آن را تصویب کرده است. طبق اعلام این نماینده مجلس براساس این طرح سقف افزایش قیمت اجاره‌بها‌ برای هر استان جداگانه و متناسب با نرخ تورم عمومی خواهد بود و به شورای عالی مسکن اجازه داده شده که این موضوع را بررسی و افزایش را اعلام کند. این نماینده مجلس گفته است که در این طرح پیش‌‎بینی شده که شورای عالی مسکن در هر سال نرخ تورم مسکن را بررسی ‌کند، اگر این نرخ تورم از نرخ تورم عمومی که بانک مرکزی اعلام می‌کند، بیشتر باشد، اجازه دارد براساس نرخ تورم سقف افزایش قیمت اجاره‌بها را اعلام کند.

    چرا اجاره‌بهای مسکن بیش از 50درصد بالا رفت؟

    بیت‌اله ستاریان، کارشناس حوزه مسکن درخصوص صعود چشمگیر اجاره‌بهای مسکن در سال گذشته به «اعتماد» گفت: این مساله طبیعی است، چراکه قیمت مسکن به صورت تصاعدی در حال افزایش است و این رشد قیمت هم در پارامترهای مختلف مسکن ازجمله اجاره‌بهای آن اثرگذار است، البته این رشد قیمت با تاخیر بین اجاره و خرید مسکن اتفاق می‌افتد و گاهی می‌بینیم که ابتدا اجاره مسکن بالا می‌رود و پس از آن قیمت مسکن رشد می‌کند. ستاریان در ادامه افزود: معمولا در ابتدای سال افرادی که برای خرید مسکن خیز برداشته‌اند پس از گذشت چند ماه به دلیل رشد تورم دیگر قادر به خرید ملک موردنظرشان نیستند و به ناچار مجبور به بررسی فایل‌های اجاره می‌شوند و همین مساله باعث افزایش نرخ اجاره‌بهای مسکن می‌شود.

    اثر مستقیم رشد نرخ دلار روی قیمت مسکن

    این کارشناس حوزه مسکن در پاسخ به این پرسش که چرا روند اجاره ملک از روند نرخ رشد قیمت مسکن بالاتر رفته است، گفت: این موضوع نشان‌دهنده آن است که قیمت مسکن هم رو به افزایش است هر چند در ابتدا ممکن است نرخ اجاره افزایشی شود اما به دلیل رشد تقاضا و کاهش عرضه آن قیمت مسکن نیز با رشد همراه می‌شود. ستاریان با اشاره به اثر رشد نرخ دلار روی قیمت مسکن تصریح کرد: تاثیر نرخ دلار روی تورم کل کالاهاست و بین 10 تا 20درصد نیز تورم بخش مسکن را افزایش می‌دهد، ضمن آنکه تمامی تولیدات و مصالح ساختمانی نیز به نرخ دلار وابسته هستند و در مجموع نرخ دلار روی ملک هم اثرگذار است که این مساله تنها روی ملک اثر ندارد و روی کل کالاها اثرگذار است.

    چالش اصلی عدم تولید مسکن به میزان کافی است

    این کارشناس حوزه مسکن خاطرنشان کرد: یکی از معضلات کنونی مسکن عدم تولید ملک به میزان کافی است و اینکه این کالا وارداتی نیست و باید در داخل کشور تولید شود که باعث به‌هم خوردن عرضه و تقاضا در کشور شده است. ستاریان با بیان اینکه ما قدرت تولید يك میلیون واحد مسکونی در سال را نداریم، افزود: هر ساله با یک کسری بالایی در این زمینه روبه‌رو هستیم و زمانی که این کسری اضافه می‌شود این افزایش قیمت ناشی از کسری کالا باعث شدت گرفتن تورم در این بخش می‌شود.

    او در پاسخ به این پرسش که چشم‌انداز بازار ملک تا تابستان به چه صورت است، گفت: ترجیح می‌دهم در این خصوص اظهارنظری نکنم به این دلیل که هرگونه اظهارنظری از سوی بنده به سیاه‌نمایی تعبیر می‌شود.

    تولیدکنندگان مسکن در ایران تولیدکنندگانی خرد هستند

    ستاریان در ادامه تصریح کرد: بارها به دولت‌ها اعلام کرده‌ایم هیچ دولتی در هیچ جای دنیا ملکی نساخته است و اگر هم قرار است تولید مسکن رشدی داشته باشد باید آن را به دست بخش خصوصی بسپارند چنانچه در مسکن مهر هم شاهد شعارهای زیادی از سوی دولت بودیم اما نهایتا نتیجه این شد که تولیدکنندگان بخش خصوصی تولیدات خود را کاهش دادند. این کارشناس حوزه مسکن افزود: تولیدکنندگان مسکن در ایران تولیدکنندگان خرد به شمار می‌روند و این مجموعه‌ها معمولا بین 10 تا 200 واحد مسکونی تولید می‌کنند و ما فاقد شرکت‌های انبوه‌ساز بزرگ مانند سایر کشورها هستیم تا یک تحلیل درازمدت عقلانی نسبت به ساخت و ساز مسکن داشته باشیم.

    چرا آهنگ تولید مسکن کند شد؟

    او تصریح کرد: واقعیت این است که بلافاصله پس از شعارهای دولت و تبلیغات‌شان درخصوص ساخت و ساز مسکن ملی تولیدات تولیدکنندگان خرد کاسته می‌شود آن‌هم از ترس اینکه این حجم بالا از ساخت و ساز دولتی باعث شکسته شدن قیمت‌ها شود. او ادامه داد: این اتفاق در زمان تبلیغات مسکن مهر در زمان احمدی‌نژاد هم رخ داد و در آن سال‌ها زمانی که ساخت این مدل از مسکن اعلام شد تولیدات بخش مسکن به‌ شدت کاهش پیدا کرد. ستاریان خاطرنشان کرد: 95درصد تولیدات بخش مسکن در دست بخش خصوصی است و متاسفانه شاهد آنیم در دو، سه سال گذشته و از زمانی که طبل ساخت مسکن ملی از سوی دولت زده شد میزان تولیدات افت کرده است و حتی این میزان کمتر از سال‌های قبل هم شده است.

    بخش خصوصی نیازمند سرمایه‌گذاری امن است

    او تصریح کرد: تنها زمانی که یک تحلیل درست در بخش مسکن اتفاق بیفتد سرمایه‌ها هم به این سمت گرایش پیدا می‌کنند، امروز تولیدکنندگان می‌دانند که وعده ساخت 3 میلیون مسکن ملی در طول این سه سال به جايی نرسیده است پس می‌توان امیدوار بود که از سال‌های آینده بخش خصوصی مجددا وارد بازار تولید مسکن شود. ستاریان با تاکید بر اینکه دولت باید به منظور حمایت از بخش خصوصی ابزارهای مالی مناسب را دراختیار این بخش قرار دهد، تصریح کرد: تولید در بخش مسکن نیازمند سرمایه‌گذاری امن است نه اینکه هرازگاهی شعارهایی درخصوص ساخت و ساز بدهد و سرانجامی هم نداشته باشد.

    شهرک‌های اقماری آویزان شهر مادر شدند

    این کارشناس بازار مسکن در مورد تجربه سکونت مستاجران در شهرک‌های اقماری ادامه داد: تاریخچه این شهرک‌های Satellite town در دنیا به سال 1895 برمی‌گردد که تجربیات منفی از سکونت در این شهرک‌ها وجود دارد، چراکه این شهرک‌ها نتوانستند سرریز جمعیت شهرهای مادر را جذب کنند بلکه شبیه پایلوتی برای روستايیان و افرادی شدند که در شهرهای کوچک ساکن بودند که به این شهرک‌های اقماری وارد شدند و به نوعی آویزان شهر مادر شدند.

    هیچ راه کوتاه‌مدتی برای کاهش اجاره‌بها وجود ندارد

    ستاریان با اشاره به مکان‌یابی اشتباه این شهرک‌ها گفت: عدم انتخاب منطقه درست برای ساخت این شهرک‌ها و عدم هویت دادن به این شهرک‌ها که نه هویت اقتصادی دارند و نه هویت تولیدی و تجاری و گاه تنها از این شهرک‌ها به عنوان شهرکی خوابگاهی یاد می‌شود که تجربه‌ای ناموفق است. او با بیان اینکه هیچ راه کوتاه‌مدتی برای کاهش اجاره‌بها وجود ندارد، گفت: متاسفانه برنامه‌های مسکن برنامه‌های درازمدت و میان‌مدتی است و اصلا این‌گونه نیست که ظرف یک سال همه مسائل تغییر کند و شاهد آن بودیم که قوانین پلیسی و بگیر و ببند هم راه‌حل مناسبی نبوده است، چراکه مشکل اصلی کمبود مسکن است و امروزه مردم در حاشیه شهرها در وضعیت اسفناکی زندگی می‌کنند که موضوع اصلی به کسری چند میلیونی در حوزه مسکن برمی‌گردد.

  • ما متاسفانه اجاره‌داری حرفه‌ای در کشور نداریم

    ما متاسفانه اجاره‌داری حرفه‌ای در کشور نداریم

    به گزارش اقتصادران، داود بیگی‌نژاد  درباره وضعیت بازار اجاره در سال جدید اظهار داشت: بازار اجاره همیشه یک بازار متاثر از قیمت مسکن بوده است. من بارها اعلام کرده‌ام که ای‌کاش این واحد آپارتمان‌هایی که در حوزه مسکن‌ملی یا مسکن‌مهر ساخته شده، تعدادی از آنها را دولت در اختیار خود به جهت عرضه در مسکن اجاره‌ای نگه دارد، چون ما متاسفانه اجاره‌داری حرفه‌ای در کشور نداریم.

    وی با بیان این‌که اجاره‌داران در کشور یک سندیکا ندارند تا بتوانیم از سال بعد مشخص کنیم که مردم چه مقدار افزایش اجاره داشته باشند، افزود: اما آنچه که وجود دارد و ما طی سال‌های گذشته تجربه کرده‌ایم، واقعیت این است که قیمت اجاره متاثر از قیمت ساختمان خواهد بود.

    نایب رییس اتحادیه مشاوران املاک درباره وضعیت قیمت اجاره در سال ۱۴۰۳، عنوان کرد: انشااله که سال خوبی خواهد بود. هر سالی که سال خوبی برای مستاجران بوده، سالی بوده که تعداد آپارتمان‌های ساخته و تولید و عرضه شده یک مقدار زیاد بوده است.

    بیگی‌نژاد تصریح کرد: ما سال‌هایی را هم در میانه دهه ۹۰ داشته‌ایم که قیمت اجاره کاهشی شد و قیمت مسکن کاهش پیدا کرد. یعنی برخلاف هر سال که درصدی به قیمت اجاره اضافه می‌شد، حتی قیمت اجاره نیز کاهش پیدا کرد.

    وی متذکر شد: دلیل این اتفاق را اگر بررسی کنید، می‌بینید که تولید مسکن در آن سال‌ها بسیار بود. عرضه مسکن باعث شد که قیمت‌ها به تعادل برسد و حتی کاهش هم پیدا کند.

    نایب رییس اتحادیه مشاوران املاک تاکید کرد: سمت و سوی سیاست‌گذاری مسکن باید به سمت تولید باشد. هر مقدار که تولید افزایش پیدا کند، به همان نسبت عرضه مسکن افزایش پیدا کند و به این ترتیب، قیمت‌ها نیز روند کاهشی پیدا می‌کند.

  • ای کاش، موجران هوای مستاجران را داشته باشند!

    ای کاش، موجران هوای مستاجران را داشته باشند!

    به گزارش اقتصادران، کیان قره داغی، کارشناس حقوقی املاک طی یادداشتی در روزنامه تجارت نوشت:
    یکی از چالش های این روزهای جامعه ی امروزی ما، مقوله ی ” مسکن” است که در طی سالیان اخیر باعث پیدایش نگرانی های زیادی‌بین‌ مردم‌ گردیده است! افزایش بدون دلیل و بی منطق مسکن و اجاره بها روز به روز بر پیکره ی مستاجران آن چنان آسیبی را وارد می کند که گویی داشتن یک مسکن کوچک حتی در پایین ترین نقطه از شهر برای برخی از مستاجران تبدیل به یک رویا شده است.
    اجاره نشین ها،هر سال با این چالش رو به رو هستند که آیا می توانند در همان مکان‌فعلی شان بمانند یا با اولتیماتوم صاحب خانه‌ مبنی بر افزایش اجاره بایستی به سمت و سوی دیگری کوچ کنند؟! این دغدغه هر ساله بوده‌ و هست و از پیامد های تلخ و منفی می توان به اضطراب و تنش و استرس مستاجران اشاره کرد.
    نبود یک ساختار منظم و سیستماتیک و نظارت کننده ی درست بر این روند صعودی اجاره بها ی خانه ها از جانب برخی از موجران،باعث شده که در پایان مهلت قرارداد بین طرفین چالش پیش بیاید و حتی گاهی اوقات شاهد این هستیم که دو طرف برای حل مشکلات خود در این حوزه به ” شوراهای حل اختلاف ” مراجعه می کنند.به زعم من، متولیان امور اقتصادی جامعه بایستی شرایطی را در مقوله‌ی تورم و کنترل آن به وجود آورند که به قشر اجاره نشین بیش از این فشار وارد نشود.عدم هماهنگی بین درآمد و هزینه‌های جاری زندگی دغدغه های اساسی قشر اجاره نشین است.
    به عنوان یک کارشناس املاک که سال هاست در این حوزه به فعالیت مشغول هستم‌ به جرات می توانم بگویم‌ در این چند سال اخیر، بعد از اتمام‌قرارداد های بین موجر و مستاجر، مستاجران‌از منطقه ی سکونت شان ناخواسته مجبور به کوچ به مناطق پایین تر هستند تا شاید در آنجا از پس پرداخت اجاره بهای مسکن بر آیند. نکته ی قابل توجه این است که مستاجران در آستانه ی سال جدید که قیمت اجاره ها تعیین می شود، دچار اضطراب شدیدی می شوند و از همان‌زمان‌تا موعد فرا رسیدن پایان قراردادشان با نگرانی روزگار را سپری می کنند.در سال ۱۴۰۲ شاهد آن بودیم‌که رقمی بین ۴۰ تا ۵۰ درصد به مبالغ قرض الحسنه ( ودیعه) و اجاره بها اضافه شده که خود دغدغه و چالش قابل تامل و البته نگران کننده و تاسف بار است! امید آن که در نظام بازار نابه سامانی مسکن این روزهای‌کشور ما شاهد پیدایش اتفاقاتی خوب باشیم و متولیان امور اقتصادی جامعه فکری اساسی‌برای این چالش بیاندیشند.
    ای کاش موجران نیز در این شرایط سخت که مستاجران با آن دست به گریبانند، کمی با آنان مهربانی کنند و با هم مدارا کنند که بی‌شک اگر خود ما هوای همدیگر را در این وضعیت بد اقتصادی داشته باشیم جای دوری نخواهد رفت”.ای کاش ، موجران هوای مستاجران را داشته باشند!” در پایان بر خود واجب و لازم می دانم که به شعار مقام معظم رهبری اشاره ای داشته باشم که سال ۱۴۰۲‌را ، “سال مهار تورم و رشد تولید ” نام نهادند و امیدوارم که در راستای این کلام‌ رهبر معظم انقلاب اسلامی همه و همه دست به دست دهیم تا بتوانیم با مشکلات و چالش های پیش رو در جامعه به خصوص موارد اقتصادی و از آن جمله بحث مسکن گام های بلندی را برداریم و شاهد پیدایش رویکرد ها و اتفاق هایی خوب در حوزه ی مسکن برای مردم عزیز ایران زمین باشیم.به امید آن روز. پاینده باشید.