برچسب: ابردزدی

  • پشت پرده بحران آب در ایران؛ سوءمدیریت یا اَبردزدی؟!

    پشت پرده بحران آب در ایران؛ سوءمدیریت یا اَبردزدی؟!

    به گزارش اقتصادران، خشکسالی‌های پیاپی، فرونشست زمین، پدیده مرگبار گرد و غبار و کاهش چشمگیر حجم مخازن سد‌های کشور در سال‌های گذشته، جامعه ایران را با یک بحران زیستی بی‌سابقه رو‌به‌رو کرده است. در این میان، هرگاه فشار بحران آب بر مدیریت کلان کشور سنگینی می‌کند، سایه سنگین «تئوری‌های توطئه» و ادعا‌های جنجالی بر فضای رسانه‌ای چنبره می‌زند.

    در آخرین نمونه از این دست ادعاها، اصغر ابراهیمی اصل، معاون وزیر اسبق نفت در دولت محمود احمدی‌نژاد، مدعی شده است که کشور قطر با همکاری و نقشه آمریکا و اسرائیل و از طریق نصب سامانه‌هایی در کشور‌های بحرین، ترکیه و یونان، اقدام به ایجاد یون‌های مثبت در ابر‌ها کرده و مانع از بارندگی در ایران شده است.

    این ادعا که انگشت اتهام را به سوی همسایگان جنوبی و قدرت‌های غربی نشانه می‌رود، بار دیگر پرونده کهنه «جنگ اقلیمی» یا «ابر دزدی» را گشوده است. اما آیا واقعاً تکنولوژی بشر به مرحله‌ای رسیده است که بتواند سیستم‌های اقلیمی کلان در ابعاد یک قاره را جابجا کند؟ آیا همسایگان ایران توان مهندسی آب‌وهوای ما را دارند یا این ادعا‌ها آدرسی غلط برای فرار از مسئولیت سوءمدیریت منابع آب در داخل کشور است؟ در این گزارش به راستی‌آزمایی علمی و تحلیلی این ادعای پرسرصدا می‌پردازیم.

    دشمن فرضی و تئوری‌های توطئه

    ادعای دستکاری ابر‌ها توسط کشور‌های غربی برای ایران موضوع جدیدی نیست. ردپای این تفکر به اواخر دهه ۱۳۸۰ و اوایل دهه ۱۳۹۰ خورشیدی بازمی‌گردد؛ زمانی که محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور وقت، در سخنرانی‌های رسمی خود صراحتاً اعلام کرد که کشور‌های اروپایی با استفاده از تجهیزاتی خاص، ابر‌ها را تخلیه می‌کنند تا باران به ایران نرسد. او حتی ادعا کرد که خشکسالی ایران تعمدی و حاصل یک جنگ پنهان اقلیمی است.

    اکنون پس از سال‌ها، معاون اسبق او با ادبیاتی فنی‌تر، اما با همان منطق، ادعای جدیدی را مطرح کرده است. ابراهیمی اصل مدعی است قطر ۱۵ سال است با فشار آمریکا جلوی بارندگی در ایران را گرفته و سامانه‌های یونیزاسیون در کشور‌های منطقه، سد راه توده‌های باران‌زا به ایران می‌شوند. مطرح شدن دوباره این ادعا در فضای رسانه‌ای کنونی، بیش از آنکه یک کشف علمی یا اطلاعاتی به نظر برسد، بازخوانی سناریویی است که تلاش می‌کند ریشه‌های بحران عمیق آب در ایران را به عوامل ماورایی، بیرونی و امنیتی گره بزند.

    بررسی علمی یونیزاسیون ابرها؛ علم چه می‌گوید؟

    برای درک میزان صحت این ادعا، باید به سراغ اصول اولیه هواشناسی و فیزیک ابر‌ها رفت. پدیده تعمدی بارورسازی ابر‌ها یا بهینه‌سازی بارش از طریق تزریق موادی مانند یدور نقره، یخ خشک یا ایجاد یون‌های منفی و مثبت در اتمسفر، یک فناوری شناخته شده در جهان است. هدف از این کار، تحریک ابر‌های مستعد برای تسریع در روند بارش در یک منطقه محدود جغرافیایی است.

    با این حال، تفاوت بزرگی میان بارورسازی ابر‌ها در یک منطقه کوچک و نابود کردن توده‌های ابری در سطح یک کشور وجود دارد. دانشمندان اقلیم‌شناس تأکید می‌کنند که سامانه‌های باران‌زایی که وارد ایران می‌شوند (مانند سامانه‌های سودانی یا مدیترانه‌ای) ابعادی در حد صد‌ها هزار کیلومتر مربع دارند و انرژی نهفته در آنها معادل چندین بمب اتمی است. تغییر رفتار چنین توده‌های عظیمی نیازمند صرف انرژی فوق‌العاده غول‌آسایی است که از توان فناوری کنونی بشر کاملاً خارج است.

    از سوی دیگر، ادعای تاثیرگذاری یک دستگاه در قطر یا بحرین بر روی ابری که فرسنگ‌ها بالاتر در سطوح فوقانی جو (تروپوسفر) در حال حرکت است، با قوانین فیزیک دینامیک جو همخوانی ندارد. جریان‌های باد باد‌های غربی و سیستم‌های کم‌فشار جهانی بسیار قدرتمندتر از آن هستند که تحت تاثیر سامانه‌های محلی یونیزاسیون روی زمین تغییر مسیر دهند یا نابود شوند.

    فرضیه دزدیدن باران؛ افسانه یا واقعیت علمی؟

    بسیاری از کارشناسان ارشد هواشناسی و سازمان‌های بین‌المللی بار‌ها فرضیه «ابر دزدی» یا خشکسالی مصنوعی در ابعاد ملی را رد کرده‌اند. سازمان هواشناسی ایران نیز در برهه‌های مختلف تأکید کرده است که پدیده خشکسالی در ایران یک رفتار سیستماتیک اقلیمی است که کل منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را در برگرفته است.

    اگر دستکاری اقلیمی از سوی قطر یا آمریکا عامل خشکسالی ایران بود، کشور‌های همسایه مانند عراق، سوریه، اردن و حتی خود بخش‌هایی از ترکیه و عربستان نباید دچار بحران شدید آب و خشکسالی می‌شدند. واقعیت این است که کل منطقه خاورمیانه به دلیل تغییرات اقلیمی جهانی و گرمایش زمین، با کاهش بارش و افزایش تبخیر روبروست. ابر‌ها به این دلیل در آسمان ایران کم‌باران می‌شوند که رطوبت کافی را در مسیر خود به دلیل افزایش دمای زمین و تغییر در رفتار‌های نوسان اطلس شمالی یا مونسون هند از دست می‌دهند، نه به این خاطر که دستگاهی در قطر آنها را متلاشی کرده است.

    چرا این ادعا‌ها اکنون مطرح می‌شوند؟

    یکی از پرسش‌های کلیدی بعد از ادعا‌های جنجالی اینچنینی این است که اگر این موضوع واقعیت دارد، چرا به شکل رسمی و از طریق مجاری دیپلماتیک و حقوقی بین‌المللی پیگیری نمی‌شود؟ طبق معاهدات بین‌المللی مانند کنوانسیون ممنوعیت استفاده نظامی یا هرگونه استفاده خصمانه از تکنیک‌های تغییر محیط زیست (انماد – ENMOD) که در سال ۱۹۷۷ تصویب شد، هرگونه دستکاری اقلیمی با اهداف خصمانه ممنوع است. اگر ایران سند یا مدرکی دال بر این ادعا داشت، می‌توانست در مجامع بین‌المللی علیه قطر، بحرین یا آمریکا اقامه دعوی کند. سکوت حقوقی و دیپلماتیک در این زمینه، خود بزرگترین گواه بر غیرعلمی بودن و عدم وجود شواهد متقن برای این ادعاست.

    مطرح کردن این سناریو‌ها در مقاطعی که بحران تنش آبی به نقطه بحرانی می‌رسد، کارکرد رسانه‌ای و سیاسی خاصی دارد. تئوری توطئه همواره ساده‌ترین راه برای توضیح پدیده‌های پیچیده است. توده مردم وقتی با خشکی زاینده‌رود، ارومیه و کارون مواجه می‌شوند، اگر بشنوند که «آمریکا و قطر باران ما را دزدیده‌اند»، ذهنشان از پرسشگری درباره عملکرد مدیران داخلی، سدسازی‌های افراطی و بی‌ضابطه، حفر چاه‌های عمیق غیرمجاز و توسعه صنایع آب‌بر در مناطق کویری منحرف می‌شود. این ادعا‌ها در واقع یک لایه محافظتی برای فرار از پاسخگویی ساختاری ایجاد می‌کنند.

    علاوه بر این، مطرح کردن دوباره این ادعا‌ها در شرایط حساس کنونی منطقه معنای سیاسی و دیپلماتیک ویژه‌ای پیدا می‌کند. در روز‌هایی که منطقه خاورمیانه هنوز از التهابات جنگ اخیر ملتهب است و ایران و آمریکا در وضعیت شکننده آتش‌بس به سر می‌برند، متهم کردن مستقیم کشور‌هایی مثل قطر (که خود اغلب نقش واسطه دیپلماتیک را بازی می‌کند) و همسایگان دیگر، سیگنال‌های خطرناکی به همراه دارد. تندرو‌های سیاسی با دامن زدن به این دست ادعا‌های بی‌اساس، تلاش می‌کنند فضای روانی جامعه را در حالت «تهدید دائم» و «محاصره همه‌جانبه» نگه دارند. این رویکرد به دنبال آن است که به افکار عمومی القا کند دشمنی غرب و متحدانش صرفاً به حوزه‌های نظامی، سیاسی و اقتصادی محدود نمی‌شود، بلکه آنها زیست‌بوم و مایه حیات مردم ایران را هم هدف گرفته‌اند. در واقع، در این شطرنج سیاسی، ابر‌ها و باران‌ها نیز به ابزاری برای بازتولید گفتمان ستیز و توجیه ضرورت تداوم آرایش تدافعی کشور در برابر همسایگان و قدرت‌های بزرگ تبدیل می‌شوند، آن هم درست در زمانی که کشور بیش از هر چیز به تنش‌زدایی و دیپلماسی فعال نیاز دارد.

    واقعیت تلخ؛ بحران آب حاصل سوءمدیریت است، نه توطئه قطر

    نگاهی به نقشه مدیریت منابع آب در کشور نشان می‌دهد که وضعیت اسفبار امروز ایران، بیش از آنکه حاصل توطئه‌های خارجی باشد، نتیجه مستقیم دهه‌ها تصمیم‌گیری نادرست در داخل است. اصرار بر سدسازی‌های بی‌رویه و ساخت سازه‌های متعدد بدون مطالعه زیست‌محیطی دقیق، عملاً رگ‌های حیاتی کشور را خشک کرده و تالاب‌های ارزشمندی مانند هامون و ارومیه را به کانون‌های فعال ریزگرد تبدیل کرده است. از سوی دیگر، اصرار بر کشاورزی سنتی و غرقابی باعث شده تا بیش از ۸۵ درصد از منابع آب شیرین کشور در این بخش و با بهره‌وری بسیار پایین مصرف شود؛ به طوری که کشت محصولات شدیداً آب‌بری مانند هندوانه، برنج و یونجه در استان‌های کم‌آب، چیزی جز یک خودکشی اقلیمی تمام‌عیار نیست.

    این وضعیت با بارگذاری بیش از حد جمعیت و صنعت و استقرار صنایع سنگین و فولاد در دل فلات مرکزی ایران نظیر اصفهان و یزد تشدید شده و توازن طبیعی منابع و مصارف آب را به طور کامل نابود کرده است.

    در نهایت، وقتی ساختار مدیریتی توان یا اراده اصلاح این الگو‌های غلط را ندارد، ساختن یک دشمن ماورایی که با امواج یون مثبت ابر‌ها را نابود می‌کند، به بهترین و ساده‌ترین ابزار برای توجیه این ناکارآمدی‌های عمیق ساختاری تبدیل می‌شود.

    علم‌گرایی تنها راه نجات از بحران

    این طور که به نظر می‌رسد مواجهه بخشی از ساختار سیاسی با بحران‌های طبیعی ایران، همواره میان دو شانه افراط و تفریط در نوسان است؛ روزی که باران نمی‌بارد، آدرس غلط می‌دهند و گناه خشکسالی را به گردن سبک زندگی مردم و «بی‌حجابی» می‌اندازند و روز دیگر که در توجیه این منطق سنتی کم می‌آورند، به سراغ پیچیده‌ترین تئوری‌های توطئه می‌روند و مدعی سامانه‌های مروارید شکل یونیزاسیون قطر و بحرین می‌شوند. این تناقض مضحک که یک‌روز خشکسالی را عقوبت آسمانی برای رفتار‌های شهروندان می‌داند و روز دیگر آن را تکنولوژی فوق‌پیشرفته جبهه استکبار، بیش از هر چیز سردرگمی در پذیرش واقعیت‌های علمی را نشان می‌دهد. ادعای معاون وزیر اسبق نفت درباره نقش ۱۵ ساله قطر و آمریکا در ایجاد خشکسالی در ایران، از منظر جامعه علمی و هواشناسی مدرن، فرضیه‌ای فاقد اعتبار، اثبات‌نشده و متمایل به تئوری توطئه ارزیابی می‌شود. تقلیل دادن بحران پیچیده و چندبعدی تغییر اقلیم و خشکسالی فلات ایران به سامانه‌های یونیزاسیون چند کشور همسایه، نه‌تنها کمکی به حل مسئله نمی‌کند، بلکه کشور را از یافتن راه‌حل‌های واقعی بازمی‌دارد.

    عبور از بحران‌های ملی نظیر بحران آب، تنها از مسیر علم‌گرایی، شفافیت، بازنگری در سیاست‌های کلان آمایش سرزمین و پذیرش اشتباهات مدیریتی گذشته می‌گذرد. تا زمانی که به جای سرمایه‌گذاری بر روی بازچرخانی آب، مدرن‌سازی کشاورزی و دیپلماسی فعال محیط‌زیستی، به دنبال مقصران خیالی در آسمان همسایگان بگردیم، زمین ایران تشنه‌تر و آینده زیستی آن مخاطره‌آمیزتر خواهد شد.

  • ابردزدی امارات و آذربایجان از ایران؟

    ابردزدی امارات و آذربایجان از ایران؟

    به گزارش اقتصادران، ایران در پنجمین سال متوالی خشکسالی قرار دارد و منابع آبی کشور به پایان رسیده است. با این حال اما در دو، سه سال اخیر یک پرسش تکراری هر از گاهی در فضای مجازی مطرح می‌شود و جنجال به پا می‌کند: «آیا همسایه‌ها بارش ایران را می‌دزدند؟» کارشناسان هواشناسی در گفت‌وگو با ما به این پرسش پاسخ داده‌اند.

    در سال‌هایی که سایه گرمایش جهانی و تغییر اقلیم سنگین‌تر از همیشه بر سر ایران و منطقه افتاده، کاهش بارندگی و کمبود آب در کشور به یکی از جدی‌ترین نگرانی‌های محیط‌زیستی و اجتماعی تبدیل شده است. بارش‌های پراکنده، خشکسالی شدید و آسمانی که کمتر بارانی می‌شود، ذهن بسیاری از ایرانیان را درگیر پرسش‌هایی تازه کرده است. یکی از پرسش‌ها این است که آیا کشورهای همسایه با بارورسازی ابرها، سهم بارش ایران را می‌دزدند؟

    امارات در مسیر سامانه‌های ما نیست

    کارشناسان و متخصصان هواشناسی با قاطعیت این ادعاها را رد می‌کنند. کارشناس مستقل هواشناسی با تاکید بر غیرعلمی بودن این گمانه‌ها می‌گوید: «ماجرای ابردزدی بیشتر یک فضاسازی رسانه‌ای است تا یک واقعیت علمی. ایران کشوری خشک است که در چند دهه اخیر با سوء مدیریت منابع آبی و بحران تغییر اقلیم، وارد دوره‌های مکرر خشکسالی شده است.»

    محمدرضا جاویدی تاکید می‌کند: «حتی اگر امارات بارورسازی ابرها را انجام دهد (که انجام می‌دهد) این کار در مقیاسی محدود و برای رفع نیازهای داخلی خود و در وسعت بسیار محدود انجام می‌شود.»

    به گفته جاویدی، امارات کشور کوچکی است با وسعتی محدود و میزان بارش سالانه بسیار کم که از تمام ظرفیت‌های مالی و فناوری خود برای مدیریت بحران آب بهره می‌برد. بارورسازی ابرها نیز یکی از همین راهکارهاست.

    اما آیا این فرآیند می‌تواند تاثیری بر میزان بارش در ایران داشته باشد؟ جاویدی با صراحت پاسخ می‌دهد: «خیر. سیستم‌های بارشی که بر ایران اثر می‌گذارند از مسیر امارات عبور نمی‌کنند. بیشتر ابرها و سامانه‌هایی که وارد ایران می‌شوند از مسیر عراق، ترکیه، عربستان و دریای عرب هستند، یا در شرق کشور، از اقیانوس هند و جریان مانسون تاثیر می‌پذیرند. امارات در موقعیتی نیست که بتواند مانعی برای این سامانه‌ها باشد یا ابرها را از مسیر ایران منحرف کند.»

    پس از ماجرای ابردزدی امارات از ایران، حالا برخی رسانه‌های عمدتا فعال در فضای مجازی، از انحراف ابرهای مدیترانه‌ای که قبلا از ترکیه به ایران می‌آمدند به سمت کشور آذربایجان می‌گویند و معتقدند آمریکایی‌ها و رژیم صهیونیستی با استقرار در آذربایجان برای تغییر اقلیم ایران نقشه دارند. یک کارشناس هواشناسی دیگر هم این فرضیه را به چند دلیل رد می‌کند و معتقد است این صحبت‌های غیرکارشناسی صرفا در فضای مجازی مطرح می‌شود؛ مباحثی که در محافل علمی جایگاهی ندارند.

    چرا کشورها مشکلات خود را حل نمی‌کنند؟

    نیما فرید مجتهد، دکترای هواشناسی  با اشاره به پروژه هارپ می‌گوید: «چنین پروژه‌ای در جهان وجود دارد و پنهانی هم نیست و تحقیقات گسترده‌ای برای تغییرات اقلیمی انجام می‌شود، اما با دو نکته می‌توان به این فرضیه‌ها پاسخ داد. نخست اینکه، آمریکا خود به‌طور جدی در معرض خشکسالی‌های گسترده قرار دارد. با جست‌وجوی ساده در سامانه‌های پایش خشکسالی این کشور، به راحتی می‌توان دید که نواحی نیمه مرکزی و شرقی آن به شدت با کمبود بارش و کاهش منابع آب زیرزمینی مواجه است. مشکلاتی که حتی باعث تشدید فرونشست زمین شده است. همچنین کشورهایی مانند چین و عربستان، با وجود سرمایه و فناوری بالا، همچنان با بحران‌های اقلیمی روبه رو هستند.

    ترکیه اجازه ورود ابرهای بارشی به ایران را نمی‌دهد؟؛ اعلام دلیل کم بارشی ایران در مقایسه با ترکیه

    مجتهد می‌افزاید: «اگر واقعا چنین سامانه‌هایی خروجی قابل توجهی داشتند، این کشورها پیش از آنکه بخواهند به دشمن خود ضربه بزنند، ابتدا مشکلات خود را حل می‌کردند. سال‌هاست که آمریکا، چین و حتی اروپا با شرایط وخیم تغییر اقلیم دست‌وپنجه نرم می‌کنند و اگر چنین فناوری‌ای داشتند، پیش از هر چیز آن را در خاک خود به‌کار می‌گرفتند.»

    بارورسازی ابرها، محدود و کم‌اثر

    او تاکید می‌کند: «بارورسازی ابرها که فناوری آن موجود و قابل انجام است، طی دو دهه گذشته بارها در کشورهای مختلف به کار رفته، اما هیچ گاه به نتایج گسترده منجر نشده است. مطالعات نشان می‌دهد بارورسازی ابرها نهایتا در گستره‌ای جغرافیایی کوچک و با حداکثر ۱۰ درصد افزایش بارش انجام می‌شود. بنابراین جا به جایی یا منحرف کردن توده‌های جوی در عمل و از نظر علمی امکان‌پذیر نیست.»

    مجتهد یادآوری کرد: «شواهد تاریخی مانند بادگیرها، آب انبارها، آب بندها و قنات‌ها نشان می‌دهد ایران همواره کشوری خشک بوده است سال‌ها هشدار داده شده بود که تغییر اقلیم و گرمایش جهانی روزی گریبان دنیا را خواهد گرفت و امروز این اتفاق برای بسیاری از کشورها، از جمله ایران رخ داده است.»

    این کشورها غیر قابل سکونت می‌شوند

    به گفته او، پیش‌بینی مدل‌های جهانی در زمینه تغییر اقلیم برای خاورمیانه و شمال آفریقا نشان می‌دهد که حتی کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس ممکن است در آینده با افزایش دمایی روبه رو شوند که ادامه زندگی در آن‌ها را غیرممکن کند.

    در حالی که امارات در مقاطعی بارورسازی ابرها را برای کشاورزی و مصارف آشامیدنی خود انجام می‌دهد، کارشناسان تاکید می‌کنند که این اقدام نه‌تنها خطری برای بارش در ایران ندارد، بلکه ظرفیت انجام آن نیز به شکل گسترده، بسیار محدود و پرهزینه است. اگرچه نمی‌توان از نیاز و عطش مردم برای یافتن دلایل کم‌آبی چشم پوشید، اما باید با واقعیت‌های علمی روبه‌رو شد. تغییر اقلیم، کاهش منابع آب زیرزمینی، و ناکارآمدی در مدیریت منابع داخلی، نقش اصلی را در وضعیت فعلی دارند.

  • پدیده ابردزدی را کتمان نمی کنیم / این ماجرا می‌تواند تبدیل به جنگ شود

    پدیده ابردزدی را کتمان نمی کنیم / این ماجرا می‌تواند تبدیل به جنگ شود

    به گزارش اقتصادران، محمدرضا کاویانپور  در ارزیابی صحت و سقم موضوع پدیده ابردزدی که در ماه‌های اخیر مطرح شده؛ اظهار داشت: اگر ما بخواهیم پدیده ابردزدی را کتمان کنیم حرف درستی نیست، اینکه همه کشورها با توجه به کمبود منابع آبی در این حوزه ورود کرده و تلاش می‌کنند از این ظرفیت برای حل مشکل آبی استفاده کنند نیز قابل کتمان نیست. همچنین اینکه این ماجرا می‌تواند تبدیل به جنگ شود را نیز کسی نمی‌تواند کتمان کند، زیرا ما تحت تحریم هستیم و دیگران هر آنچه از دستشان برآید بر علیه کشور ما انجام می‌دهند، بنابراین ما باید آگاه و هوشمند باشیم و در این رابطه تامل کنیم.

    وی افزود: ممکن است این اقدام (پدیده ابردزدی) در مقیاس آزمایشگاهی جواب داده باشد اما در مقیاس واقعی نیاز به تحقیق دارد. ولی نه کسی می‌تواند این موضوع را تکذیب و نه کسی می‌تواند تائید کند، این مسئله باید همواره در ذهنمان باشد. اما در عین حال حتما فعالیت‌های خودمان را بر اساس توسعه بارورسازی ابرها و استفاده از هر ظرفیتی برای تامین نیاز آبی کشور انجام خواهیم داد.

    رئیس موسسه تحقیقات آب وزارت نیرو در ادامه گفت: ساده‌ترین شکل هدایت ابرها به سمت منطقه خاصی بارورسازی است. ما یک بحثی به نام  geoengineering داریم و بحث دیگر ساده‌ترین شکل بارورسازی ابرها است، یعنی سعی کنیم سامانه‌ای را که از کشور عبور می‌کند؛ بارور کنیم، از کلیه تکنیک‌های موجود استفاده کنیم که منجر به بارش ابر شود. اما اینکه یک سامانه از یک منطقه به منطقه دیگر منتقل شود بحثی است که باید روی آن تامل کرد، به اعتقاد بنده کشورها روی این فناوری کار می‌کنند و جاپای گفتار و نوشتارهای کشورها نشان می‌دهد که در این حوزه فعالند.

    وی تاکید کرد: بحث باروری ابرها و استفاده حداکثری از ابرها و سامانه‌ای که از کشورها عبور می‌کند، بحثی است که نیاز به تجربه دارد و تاثیر آن در کشورها و جغرافیای مختلف متفاوت است، حتی نوع سامانه هم می‌تواند روی نتایج آن تاثیر بگذارد، هنر ما در شیوه بارورسازی، نوع مواد، زمان بارورسازی و ترازی است که استفاده می‌کنیم.

    کاویانپور درباره تاثیر بارندگی به روش بارورسازی ابرها گفت: اعداد مختلفی در این زمینه ارائه شده اما اگر همه چیز مرتب باشد طبق تجربه موسسه تحقیقات آب به طور متوسط حدود ۵ تا ۱۵ درصد منجر به بارش می‌شود اما به این معنا نیست که بیشتر از ۱۵ درصد نتوان از این طریق بارش داشت. بستگی به شرایط زیادی دارد مثلا ممکن است سرعت باد خیلی بالا باشد که در این شرایط معمولا پرنده نمی‌تواند پرواز کند. بنابراین اثربخشی بارورسازی ابرها تابع شرایط مختلف است اما در هر حال وزارت نیرو با حساسیت روی این موضوع کار می‌کند.

    وی یادآور شد: پرنده، نوع مواد، دانش، زمان، ارتفاع و موقعیت در نتیجه‌بخش بودن بارورسازی حائز اهمیت است، به طور کلی کشور ما شرایط خوبی در این حوزه دارد.

    رئیس موسسه تحقیقات آب وزارت نیرو درباره احتمال بارورسازی کشورهای همسایه و تاثیر منفی آن بر روند بارندگی در ایران گفت: ما روند بارش کشورهای منطقه را بررسی می‌کنیم نتیجه اینکه تغییرات بارش در همه کشورها منفی است.