برچسب: آمار مهاجرت

  • اندک اندک جمع یاران می روند؛ موج گسترده مهاجرت پرستاران از کشور

    اندک اندک جمع یاران می روند؛ موج گسترده مهاجرت پرستاران از کشور

    به گزارش اقتصادران، سال‌های اخیر، مهاجرت پرستاران ایرانی به خارج از کشور به یک روند نگران‌کننده تبدیل شده است. این پدیده نه‌تنها به دلیل کمبود نیروی انسانی در نظام سلامت ایران، بلکه به‌خاطر تاثیرات منفی بر کیفیت خدمات درمانی و افزایش فشار کاری بر پرستاران باقی‌مانده، اهمیت ویژه‌ای دارد. تلاش کردیم تا در این گزارش به ابعاد مختلف روند مهاجرت پرستاران و اینکه چطور می‌توان این بازوی مهم درمانی در کشور را دلگرم به ماندن در وطن کرد، بپردازیم. برخی منابع از مهاجرت ماهانه حدود ۲۰۰ پرستار خبر داده‌اند و برخی گزارش‌ها این آمار را بین ۱۰۰ تا ۵۰۰ مورد مهاجرت به طور ماهیانه متغیر عنوان کرده‌اند.

    وقتی از احمد نجاتیان، رئیس سازمان نظام پرستاری درباره آمار سال گذشته می‌پرسیم، بدون ارائه آمار دقیق و با بیان اینکه آمار سال ۱۴۰۳ نسبت به سال ۱۴۰۲ تغییر چندانی نداشته است، اشاره می‌کند که سالانه حدود ۲ هزار گواهی صلاحیت حرفه‌ای (Good Standing) برای پرستارانی که قصد مهاجرت دارند، صادر می‌شود؛ ولی درباره اینکه چه میزان از این درخواست‌ها به مهاجرت منجر می‌شود، نمی‌توان آمار دقیق داد. با این حال او در گفت‌و‌گو با هفت‌صبح اذعان می‌کند که ایران به طور سنتی یکی از کشور‌های «پرستار فرست» شناخته می‌شود، اما این روند در سال‌های اخیر با شیب تند رو به افزایش بوده است.

    ‌از تناسب نداشتن حجم کار با دریافتی تا پزشک‌سالاری

    «سارا» بعد از ۱۰ سال فعالیت در بیمارستان‌های کشور، در سال ۱۴۰۰ به آلمان مهاجرت کرده و درباره مهاجرت شغلی‌اش در صفحه اینستاگرامش نوشته «حجم کار و درآمد یک پرستار در ایران هیچ تناسبی با هم ندارند، شأن اجتماعی پرستاران پایین است و در عین حال پزشک‌سالاری برای پرستاران آزار دهنده است، اما در آلمان همه این موارد برعکس است.» او همچنین از تفاوت قابل توجه دستمزد و رفاه اجتماعی‌اش در آلمان می‌گوید که با شرایط زندگی‌اش در ایران با حقوق ۱۵ میلیون تومانی قابل مقایسه نیست.

    حقوق و مزایای پایین، شرایط کاری نامطلوب و فرصت‌های شغلی و آموزشی بهتر در خارج از جغرافیای وطن؛ اینها دلایل اصلی مهاجرت پرستاران ایرانی عنوان شده است. آلمان و دانمارک، سوئد، هلند، نیوزیلند و فرانسه مقاصد اصلی پرستاران ایرانی هستند که در این میان آلمان و دانمارک به دلیل تسهیل شرایط پذیرش و نیاز به نیروی پرستاری، در رتبه‌های اول قرار دارند. از میان کشور‌های حوزه خلیج‌فارس، عمان، امارات و قطر هم در سال‌های اخیر به ویژه بعد از همه گیری کرونا به مقاصد خوشایند پرستاران ایرانی اضافه شده است.

    بر اساس گزارش‌های موجود، حقوق پرستار در ایران از ۱۳ میلیون تا حداکثر ۲۲ میلیون تومان در ماه است که در مقایسه با حقوق این شغل در کشور‌های دیگر مشخص می‌شود که اصلی‌ترین مسئله برای مهاجرت این گروه شغلی، تفاوت خیلی زیاد در دستمزد است. برای مثال در آلمان، نروژ و سوئد، حقوق ماهیانه پرستار ۲۵۰۰ تا حدود ۵۰۰۰ یورو گزارش شده و در امارات متحده عربی، ۱۲ تا ۱۸ هزار درهم در ماه. یک حساب سر انگشتی ساده نشان می‌دهد که حقوق پرستاری در ایران کمتر از یک دهم کشور‌های مقصد مهاجرت آنهاست.

    شغلی سخت و فرسایشی با درآمدی ناچیز

    یعقوب جعفری، رئیس اسبق شورای عالی نظام پرستاری به فرسودگی شغل پرستاری و ناکافی بودن حقوق و مزایای آنها در ایران و به علاوه عدم امنیت شغلی پرستاران به عنوان دلایل اصلی و انگیزه این گروه برای جلای وطن اشاره می‌کند و می‌گوید: «وقتی پرستاران به صورت شرکتی و با قرارداد‌های موقت در مراکز درمانی کار می‌کنند در حالی که دریافتی و مزایای چندانی ندارند، مسلم است که از فرصت‌های شغلی بهتر در خارج از کشور استقبال می‌کنند.»

    او معتقد است راهکار‌هایی که باید برای ایجاد دلگرمی‌در نیرو‌های پرستاری می‌توان ارائه داد، اولا رعایت تناسب استاندارد‌ها در تامین نیروی پرستاری بر اساس معیار‌های دنیاست و ثانیا اجرای کامل قانون ارتقای بهره‌وری، تصحیح شیفت‌های کاری و افزایش حقوق ثابت و ضریب کاری این گروه شغلی بسیار مهم. این فعال حوزه پرستاری ادامه می‌دهد: «پرستاری شغلی بسیار حساس، سخت و زیان‌آور است و باید با به‌کارگیری امتیازات ویژه جلوی این روند عجیب مهاجرت گرفته شود. به نظرم باب کردن شغل پرستاری در منزل به سبک کشور‌های توسعه یافته و ورود پرستاران به عرصه‌های دیگر غیر از مراکز درمانی هم می‌تواند به آنها انگیزه بیشتر برای ماندن در ایران بدهد.» حداقل ۳ هزار مهاجرت پرستاری در سال داریم

    آمار تصاعدی است؛ اعلام شده سالانه ۳ هزار پرستار مهاجرت می‌کنند، ولی واقعیت بیشتر از این ارقام است. به بیان دیگر حداقل ۳ هزار مهاجرت پرستاری در سال داریم. محمد شریفی‌مقدم، دبیرکل خانه پرستار است. او علت اصلی مهاجرت پر حجم پرستاران را دریافتی آنها عنوان می‌کند و می‌گوید: «وقتی پرستار در ایران ۱۷۰-۱۸۰ دلار یا نهایتا ۲۰۰ دلار می‌گیرد، اما در کشور‌های اروپایی ۳ تا ۵ هزار یورو و در کشوری مثل عمان ۲ هزار دلار و حتی عراق هم بالای هزار دلار حقوق پرستاری است، عقل سلیم اقتضا می‌کند که مهاجرت کند.»

    شریفی مقدم معتقد است این راهی است که دولتمردان ما پیش روی پرستاری گذاشته‌اند وگرنه پرستار دوست دارد در کشور خود و در کنار خانواده‌اش خدمت کند. اینها که می‌روند بالاجبار مهاجرت می‌کنند نه از روی علاقه. دبیرکل خانه پرستار توضیح می‌دهد: «آینده نه، همین الان هم بیمارستان‌های ما با بحران کمبود نیروی پرستاری مواجه است. زیرا فارغ از مهاجرت، خیلی از پرستاران ما دیگر پرستاری نمی‌کنند و ترک شغل کرده‌اند و مثلا وارد کار آزاد شده‌اند. حداقل ۵۰ هزار پرستار داریم که ترجیح می‌دهند خانه بنشینند و سر کار نروند.»

    انگیزه کار ندارند، اعتراض هم کنند به حراست معرفی می‌شوند

    این کمبود نیروی پرستاری به‌رغم اعلام استخدام‌ها و با در نظر گرفتن ۱۵ هزار پرستار فارغ‌التحصیل به صورت سالانه است و سال به سال بدتر می‌شود. به گفته شریفی مقدم کار پرستاری سخت است، چون با فضای ناراحت کننده انواع بیماری‌ها سر و کار دارند و به علاوه مردم تمام کمبود‌های خدمات درمانی را از چشم پرستار می‌بینند و مورد حمله فیزیکی و توهین‌ها قرار می‌گیرند. به دلیل اینکه ماهیت شغل سخت است در دنیا فاکتور‌های انگیزشی می‌گذارند که رغبت به این شغل بیشتر شود. «در کشور ما نه تنها هیچ انگیزه‌ای ایجاد نمی‌کنند، با نیروی انسانی باقی مانده هم برخورد‌های خوبی صورت نمی‌گیرد. مثلا پرستاری که کار می‌کند و اعتراض هم می‌کند مورد برخورد از طرف حراست و مدیریت قرار می‌گیرد.»

    دبیرکل خانه پرستار ادامه می‌دهد: «در مجموع متاسفانه در ایران توجه به پرستاری که ستون نظام سلامت بوده و خدمات شبانه روزی ارائه می‌دهند، نمی‌شود. در حال حاضر پرستاران ما نصف حداقل استاندارد جهانی هستند. سال گذشته ۱۲۰۰ پرستار از ایران به دانمارک مهاجرت کرده‌اند که یک کشور کوچک است. دانمارک به ازای هر هزار نفر بالای ۱۰ پرستار دارد و این روند جذب پرستار هم ادامه دارد.»

    به گفته شریفی مقدم، در حالی که متوسط دریافت خدمات پرستاری در دنیا به ازای هر هزار نفر ۵ پرستار است و سازمان بهداشت جهانی می‌گوید حداقل خدمات پرستاری به ازای هر هزار نفر ۳ پرستار است، این رقم در حال حاضر در ایران ۱/۶-۱/۷ پرستار به ازای هزار نفر است؛ آن هم پرستار خسته در شیفت‌های طولانی که مجبور است سه برابر کار کند. نگرانی اصلی ما و موضوعی که نظام سلامت ما به آن بی‌توجه است، خسارتی است که به ازای این کمبود نیروی پرستاری به مردم وارد می‌شود.»

    حقوق ثابت باید با فوق‌العاده خاص حساب شود

    راهکار برون رفت در این موضوع از منظر این فعال حوزه پرستاری، شنیدن صدای پرستاران است. «حقوق ثابت آنها باید افزایش پیدا کند؛ بر اساس مشاغل خاص و فوق‌العاده خاص که با ضریب ۳ محاسبه می‌شود. خاص‌تر از پرستاری نداریم و این فوق‌العاده خاص می‌تواند با یک ضریب مناسب برای پرستار‌ها اجرا شود که حقوق ثابت آنها بالا برود.

    به علاوه قانون تعرفه‌گذاری را از سال ۸۶ داریم که درست اجرا نشده است و الان یک نسخه خنده‌دار از آن اجرا می‌شود؛ به طوری که خدمات پرستاری ۲۴ ساعته‌ای که بیمار می‌گیرد، ۳۵۰ هزار تومان محاسبه می‌شود که از این رقم ۱۴ درصد به مدیریت بیمارستان می‌رسد و ۱۰ درصد هم مالیات کم می‌شود. یعنی مبلغی کمتر از ۳۰۰ هزار تومان به عنوان تعرفه خدمات پرستاری به گروه پرستاری بخش‌ها تعلق می‌گیرد نه یک نفر. رقمی‌که در نهایت خنده‌دار می‌شود.»

    «بحث این دولت و آن دولت نیست؛ ساختار مشکل دارد. بی‌تعارف وزارت بهداشت ایران را باید وزارت درمان نامید.» شریفی‌مقدم با تاکید بر اینکه در حال حاضر سیستمی ایجاد شده که ما دچار تعارض منافع در نظام سلامت هستیم، می‌گوید: «پرستاری که در دو شیفت غیبت می‌کند بازخواست می‌شود، اما پزشک یا جراح شیفت به راحتی در محل کار حاضر نمی‌شود و رزیدنت بیمارستان کار او را انجام می‌دهد. به نظر من راهکار اصلی این است که ساختار وزارت بهداشت از درمان محوری خارج شود؛ دنیا به سمت بیمارستان‌زدایی پیش می‌رود و بر نظام ارجاع و پیشگیری تمرکز دارد. ما هم باید به ساختاری برسیم که تعارض منافع نداشته باشیم و عدالت محوری حاکم شود.»

  • اندک اندک جمع یاران می روند! / چمدان مهاجرت در دست نخبگان ایرانی

    اندک اندک جمع یاران می روند! / چمدان مهاجرت در دست نخبگان ایرانی

    به گزارش اقتصادران، عضی از آمار و ارقام در میان سروصدا‌ها گم می‌شوند و کمتر کسی برای تحلیل آنها دست به‌کار می‌شود؛ درست مانند آمار بازگشت متخصصان و نخبگان که در اواسط دهه ۹۰به اوج خود رسید و نیم‌نگاهی به آن نشان می‌دهد که هنوز برخی از مهاجران متخصص بعد از چند سال مهاجرت به خانه بازمی‌گردند.

    مهاجران بازگشتی چه کسانی هستند؟

    طبق تعریف سازمان ملل متحد از مهاجرت‌های بازگشتی، چنانچه اتباع یا شهروندان یک کشور پس از یک دوره مهاجرت بین‌المللی به کشوری دیگر (بلندمدت یا کوتاه‌مدت)، مجددا به کشور مبدأ خود بازگردند و قصد داشته باشند که حداقل یک سال در مبدأ خود اقامت گزینند، به‌عنوان مهاجران بازگشتی شناخته می‌شوند. بر همین اساس بازگشت، جزئی از فرایند مهاجرت تعریف شده است که در بعضی موارد می‌تواند به‌صورت دائمی و در بعضی موارد به‌صورت موقتی اتفاق بیفتد.

    اولین چالش اساسی در زمینه مهاجرت‌های بازگشتی، خلأ‌های آماری و پژوهشی آن است، به‌علت دشواری رصد و پایش مهاجران پس از یک دوره کار یا تحصیل در خارج از کشور، آمار دقیقی در مورد میزان مهاجرت بازگشتی در دسترس نیست.

    براساس یافته‌های گالوپ از مصاحبه با ۶۴هزار مهاجر در ۱۶۰کشور مختلف طی سال‌های ۲۰۱۰تا ۲۰۱۸، میانگین میل به بازگشت در میان مهاجران جهان حدود ۷درصد است.

    بازگشت ۱۱۹۱متخصص در سال ۱۴۰۲

    روح‌الله دهقانی فیروزآبادی، معاون علمی و فناوری دولت سیزدهم در روز‌های منتهی به دولت قبل، آمار و ارقام جالبی در مورد بازگشت مهاجران ارائه داده بود.

    به‌گفته او «در سال ۱۴۰۲نزدیک به هزار و ۱۹۱متخصص به کشور بازگشتند. یکی از سیاست‌های جدی که در مسیر دیپلماسی علمی و فناوری پیگیری شد، بحث آماده‌سازی برای همکاری با متخصصان ایرانی خارج از کشور و دانشجویان ایرانی در خارج از کشور بود.» علاوه بر آیین‌نامه جامعی که در دولت قبل برای حمایت از نخبگان از طریق حمایت‌های استخدامی، تحصیلی و… صادر شده بود، سامانه کانکت (سامانه همکاری با متخصصان) نیز در این معاونت شرایط جایگزینی پروژه‌های فناورانه ایرانی‌های خارج از کشور با خدمت سربازی را مهیا کرد.

    پرترافیک‌ترین سال‌های بازگشت به خانه

    رصدخانه مهاجرت ایران در سال ۱۴۰۱آماری را در رابطه با بازگشت متخصصان ایرانی در بازه زمانی ۱۳۹۳تا ۱۴۰۱منتشر کرد. براساس این تحقیق مشخص شد که در سال‌های ۱۳۹۵و ۱۳۹۶با توجه به اجرای طرح‌های بازگشت متخصصان و همچنین چشم‌انداز سیاسی، تعداد ایرانیان بازگشتی رشد یافته و به تراز بالای ۴۰۰نفر رسیده بود.

    بازگشت ۹ هزار نخبه به ایران؟/مهاجران بازگشتی چه کسانی هستند؟

    مدرک متخصصانی که مهاجرت کردند و به ایران بازگشتند به این شرح است:

    بازگشت ۹ هزار نخبه به ایران؟/مهاجران بازگشتی چه کسانی هستند؟

    بازگشت با مدرک ارشد

    براساس آخرین آمار موجود در سال ۱۴۰۱، اغلب متخصصان ایرانی که به کشور بازگشته‌اند تا مقطع کارشناسی‌ارشد خود را در ایران گذرانده بودند و پس از یک دوره مهاجرت دوباره به ایران بازگشتند.

    مدرک متخصصانی که مهاجرت کردند و به ایران بازگشتند به این شرح است:

    بازگشت ۹ هزار نخبه به ایران؟/مهاجران بازگشتی چه کسانی هستند؟

    ۱۰کشور مبدأ برای ایرانیان بازگشته از مهاجرت

    بازگشت ۹ هزار نخبه به ایران؟/مهاجران بازگشتی چه کسانی هستند؟

    علل بازگشت به کشور

    همانقدر که مهاجران با انگیزه‌های مختلفی، چمدان‌های خود را می‌بندند و راهی کشور دیگر می‌شوند، دلایل بازگشت هم برای هر فرد متفاوت است. هر چند این دلایل در گذر زمان با تغییراتی همراه می‌شود، اما تحلیل نتایج پیمایش بررسی میل و تصمیم به بازگشت در میان ایرانیان خارج از کشور که توسط رصدخانه مهاجرت ایران در سال ۱۴۰۱انجام شده است، نشان می‌دهد که حدود ۱۴درصد از مهاجران ایرانی تصمیم به بازگشت دارند.

    میل مهاجرت ایرانیان چقدر است؟

    این‌روز‌ها مسئولان ارشد دولتی در سخنرانی‌هایشان آمار و ارقام بالایی از میل به مهاجرت ایرانی‌ها عنوان می‌کنند، درحالی‌که براساس آماری که سال گذشته – ۱۴۰۲ – محمد اصغری، مدیر اجرایی مرکز رصد فرهنگی کشور ارائه داد، میل به مهاجرت ایرانیان در آن بازه زمانی، ۲۸درصد بود. به‌گفته اصغری «بر مبنای داده‌های مراکز مختلف افکارسنجی که با شیوه‌های علمی و به‌صورت میدانی و تلفنی و حجم نمونه ملی، یعنی همه کشور، گردآوری و در مرکز رصد فرهنگی کشور از لحاظ روشی اعتبارسنجی‌شده است، میل به مهاجرت ایرانیان عددی بین ۲۴‌تا۲۸‌درصد است. متغیر جنسیت تفاوت معناداری ندارد، اما در متغیر سن تفاوتی معنادار وجود دارد، به‌طوری‌که افراد گروه سنی ۱۸ تا ۲۹سال تمایل بیشتری به مهاجرت دارند. از میان افرادی که میل به مهاجرت دارند نیز بیش از نیمی از آنها در پی مهاجرت موقت و میزان کمتری به فکر مهاجرت دائمی هستند.» پیمایش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان در سال۱۴۰۲ هم نشان می‌دهد که «۶/۳۸درصد ایرانیان درصورت فراهم‌بودن شرایط، تمایل به مهاجرت از کشور دارند.»

  • افزایش ۱۴۰ درصدی موج مهاجرت جوانان متخصص / فنر جامعه ایرانی در حال فشرده شدن است

    افزایش ۱۴۰ درصدی موج مهاجرت جوانان متخصص / فنر جامعه ایرانی در حال فشرده شدن است

    به گزارش اقتصادران، زیست اجتماعی افراد با یکدیگر زیر سایه‌ شاخص‌های جامعه‌شناسی مسئولیت خاصی می‌گیرد. جامعه ایران در سالی که گذشت و پس از اعتراضات ۱۴۰۱ که پشت سرگذاشتیم با تغییرات کلی همراه بود. نگاه مردم به کل جامعه دگرگون و یک سری از تابوها شکسته شد. برخی از مسائلی که پشت پرده و در خانه‌ها پنهان بود آشکار شد. ارتباطات اجتماعی و رابطه میان مردم و حکومت و بالعکس عوض شد. کلاف فرصت و چالش‌های اجتماعی یک سر مشخص ندارد و سرنخ‌های زیادی برای کاوش وجود دارد. از افزایش آمار مهاجرت برای یک قشر خاص مانند پرستاران و فارغ التحصیلان دانشگاهی تا مطالبات زنان برای دریافت حق و حقوشان، معضلات محیط‌زیستی، آمار خشونت و وضعیت معیشت کارگران را در برمی‌گیرد. فاطمه موسوی ویایه، جامعه‌شناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی ایران از عینک جامعه‌شناسی به موضوعات نگاه می‌کند و در پاسخ به سوال افزایش آمار مهاجرت  می‌گوید: «علوم اجتماعی ورای تصمیم‌های فردی به روابط و ساختارهای اجتماعی می‌نگرد و با این زاویه دید؛ آن‌ها که مهاجرت می‌کنند از تغییر شرایط جامعه ناامید شده‌اند و به همین دلیل کشور را ترک می‌کنند.»

    متن کامل این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید.

    از نگاه جامعه‌شناسی سال ۱۴۰۲ را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    سال ۱۴۰۲ سال صبر و انتظار مردم بود. انتظار اینکه حاکمیت پس از روبرو شدن با اعتراضات پاییز سال قبل، و پس از آرام شدن شرایط، اندک اندک اصلاحاتی را انجام دهد. اما از ابتدای تابستان که بحث تصویب قانون عفاف و حجاب مطرح شد تا آخر سال که انتخابات مجلس با ادامه روند قبلی خالص‌سازی و رد صلاحیت گسترده حتی برای اشخاص مستقل به انجام رسید نشان داد که حاکمیت نه تنها قصد اصلاح رویه اقتدارگرایانه خود را ندارد که در اعمال آن سرعت گرفته است. نتیجه را هم در مشارکت مردم در انتخابات مجلس دیدیم.

    به مشارکت مردم در انتخابات اشاره کردید، شما حضور و عدم حضور مردم در انتخاباتی که گذشت را چطور ارزیابی می‌کنید؟

    اگر آمار و ارقام رسمی را مبنا قرار دهیم کمتر از ۲۵ درصد واجدین شرایط در تهران پای صندوق رای رفته‌اند و نزدیک به نیمی از آنها هم رای باطله داده‌اند یعنی هیچ‌کدام از کاندیدهای منتخب شورای نگهبان را دارای صلاحیت ندانسته‌اند. پایین‌ترین نرخ مشارکت در انتخابات از ابتدای انقلاب رقم زده شد که واکنشی به وضعیت سیاسی و اقتصادی ایران بود.

    مهاجرت به هر شکلی زیادتر شده است، به نظر شما این حجم از مهاجرت ایرانیان عادی است؟

    همه ناظران توافق دارند موج فعلی مهاجرت ایرانیان عادی نیست. هیرشمن در مقاله «خروج، اعتراض، دولت» اشاره می‌کند گاهی شهروندان در تقابل با دولت به این نتیجه می‌رسند که اعتراض به جایی نمی‌رسد یا هزینه‌اش بسیار زیاد است و خروج را در دستور کار خویش قرار می‌دهند و از کشورشان مهاجرت می‌کنند. افزایش ۱۴۰ درصدی موج مهاجرت جوانان متخصص در یک‌سال اخیر که بیش از نیمی از آنان زن بودندُ، را می‌توان توسل به استراتژی خروج به دلیل ناامیدی از تغییر و اصلاح دولت دانست.

    به ناامیدی از بهبود شرایط اشاره کردید، آیا این موضوع در افزایش آمار مهاجرت تاثیرگذار است؟

    علوم اجتماعی ورای تصمیم‌های فردی به روابط و ساختارهای اجتماعی می‌نگرد و با این زاویه دید؛ آن‌ها که مهاجرت می‌کنند از تغییر شرایط جامعه ناامید شده‌اند و به همین دلیل کشور را ترک می‌کنند.

    این نگاه که زیر سایه فقر آمار خشونت و آسیب‌های اجتماعی بیشتر می‌شود، درست است؟

    شما از فقر می‌گویید بله با افزایش فقر و مشکلات معیشت، سرقت‌های خرد، کیف‌قاپی و زورگیری افزایش پیدا می‌کند اما مساله بسیار بزرگ‌تر از افزایش جرایم خرد به دلیل فقر و مشکلات اقتصادی است. به استراتژی خروج اشاره کردم اما نکته مهم‌تر این است که استراتژی خروج تنها به مهاجرت اشاره ندارد، خودکشی نیز نوعی خروج است، البته فردی که خودکشی می‌کند دلیل کار خود را اعتراض سیاسی نمی‌داند. او به شدت ناامید است و دیگر تحمل ادامه زندگی را ندارد.

    یعنی مرگ خودخواسته‌ی فرد هم از مشکلات اجتماعی جامعه تاثیر می‌پذیرد؟

    از ابتدای قرن بیستم و انتشار کتاب «خودکشی» اثر دورکیم می‌دانیم حتی این فردی‌ترین تصمیم نیز تحت‌تاثیر روندهای اجتماعی رخ می‌دهد و افزایش آمار خودکشی نوجوانان، جوانان و حتی کادر پزشکی در این برهه خاص به دلیل ناامیدی از بهبود شرایطی است که دولت مانع آن است.

    نتیجه‌ی این ناامیدی ها کجا آشکار می‌شود؟

    ناامیدی از بهبود شرایط، تنها به خودکشی منجر نمی‌شود، گاهی این ناامیدی به انزوای اجتماعی و تلاش برای فراموش کردن واقعیت نامطلوب می‌انجامد و اعتیاد نیز نوعی استراتژی خروج است. مواد مخدر و الکل انتخاب کسی است که امیدی ندارد، راه گریزی نمی‌شناسد و در برابر معضلات غیرقابل‌حل، امکانی ندارد جز آنکه به فراموشی و نئشگی پناه برد. اعتیاد را نوعی گریز از واقعیت به قیمت تخریب تن می‌بینیم و در عین حال محصولی اجتماعی و نتیجه مناسبات غیرعادلانه اقتصادی_سیاسی است.

    در سال ۱۴۰۲ وضعیت زنان را از لحاظ مطالباتی که داشتند، چطور ارزیابی می‌کنید؟

    در سالی که گذشت نه تنها هیچ یک از مطالبات زنان برآورده نشد بلکه منازعه سیاسی بر سر حجاب اجباری افزایش یافت و حاکمیت به دنبال تصویب قانون عفاف و حجاب بود که در برخی موارد حتی با قانون اساسی و سایر قوانین مدنی در تعارض بود و به دلیل همین اشکالات هنوز به تصویب نرسیده اما حاکمیت سیاسی فراتر از رویه‌ّهای قانونی به جریمه زنان بدون روسری با توقیف خودروها و پلمپ کسب‌وکارها ادامه می‌دهد. نبردی فرساینده که امکانات محدود حاکمیت در نیروی انتظامی را مصرف می‌کند و به نارضایتی اجتماعی دامن می‌زند و باعث شده حتی بخشی از قشر مذهبی و چادری نیز به مخالفان حجاب اجباری بپیوندند.

    تغییرات اجتماعی بیشتر در چه قشری از جامعه اتفاق می‌افتد؟

    در تحلیل تاریخی در کشورهای مختلف شاهدیم که طبقه متوسط جدید شهری پیش‌ران تغییرات اجتماعی مدرن است. یعنی از تامین نیازهای اقتصادی چون شغل، مسکن و خودرو فراتر رفته و به سبک زندگی انتخابی، رشد و توسعه فردی علاقه دارد و از این رو ارزش‌های سکولار و دموکراتیک که بستر رشد فردی هستند را مطالبه می‌کند.

    به نظر شما بیشتر تغییرات اجتماعی و مدنی از قشر متوسط جامعه ایران شروع می‌شود؟

    در ده سال اخیر با افزایش معضلات اقتصادی چون تورم و رکود اقتصادی، از درصد طبقه متوسط کاسته شده و بخشی از آنها به طبقه پایین سقوط کردند و اکنون به سختی درگیر تامین معاش هستند اما همچنان در کنار اعتراض به توزیع ناعادلانه ثروت در جامعه به توزیع نادرست قدرت نیز آگاه و به آن معترض هستند. طبقه متوسط شهری به‌خصوص در کلان‌شهرها سکوت کرده اما این سکوت به معنای پذیرش شرایط موجود نیست.

    منظور شما از سکوت کلان‌شهرها چیست؟

    یک گفت‌وگوی درونی و زیرپوستی در کلان‌شهرها وجود دارد که از اصلاح شرایط موجود ناامید است و در عین حال از دخالت ارتش خارجی یا خشونت مسلحانه نیز بیمناک است. به‌دنبال چاره این شرایط انسداد سیاسی است و حتی مهم‌تر از آن درباره نظام سیاسی مطلوب آینده می‌اندیشد.

    سال ۱۴۰۳ را از لحاظ جامعه‌شناسی، آسیب‌ها و تغییراتی اجتماعی چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟

    سال آینده شرایطی مشابه سال ۱۴۰۲ خواهد داشت، یعنی صبر و انتظار ضمنی جامعه در شرایط انسداد سیاسی، مشکلات اقتصادی مانند گرانی، تورم، بیکاری و فقر افزایش پیدا می‌کنند، به تبع آن موج مهاجرت و آسیب‌های اجتماعی چون سرقت، اعتیاد، خودکشی و خشونت‌های اجتماعی از جمله قتل و نزاع بیشتر خواهد شد. مشکلات زیست محیطی مثل آلودگی هوا، کمبود آب و فرونشست زمین بدتر خواهد شد. جامعه ایران مثل فنری است که در حال جمع شدن است و این فنر در سال ۱۴۰۳ فشرده‌تر می‌شود.