برچسب: آمار مستاجران

  • مستأجران؛ قربانیان خاموش رکود در بازار مسکن

    مستأجران؛ قربانیان خاموش رکود در بازار مسکن

    به گزارش اقتصادران، بازار مسکن در حالی وارد سال جدید می‌شود که آمارها از تثبیت نسبی تورم، اما تداوم فشار هزینه‌ای بر خانوارها حکایت دارد؛ بازاری که نه توان جهش قیمتی گذشته را دارد و نه ظرفیت پاسخ‌گویی به تقاضای مصرفی را.  نوسانات شدید ارز و طلا، کاهش قدرت خرید، رشد هزینه‌های ساخت و عقب‌نشینی سازندگان، مجموعه‌ای از عوامل را شکل داده که نتیجه آن، حذف خانه‌اولی‌ها و دورتر شدن رویای خانه‌دار شدن برای مستأجران است. براساس جدیدترین گزارش مرکز آمار ایران، تورم سالانه بخش «مسکن، آب، برق، گاز و سایر سوخت‌ها» به ۳۶.۵ درصد رسیده است. تورم ماهانه این بخش ۲.۶ درصد و تورم نقطه‌به‌نقطه ۳۵.۴ درصد اعلام شده که فاصله اندک میان این دو شاخص، از تثبیت نسبی تورم مسکن حکایت دارد. اما در دل این ثبات نسبی، یک شاخص نگران‌کننده خودنمایی می‌کند؛ تورم خدمات نگهداری و تعمیر واحد مسکونی که به ۴۷.۹ درصد رسیده است. این رقم نشان می‌دهد فشار هزینه‌ای بازار مسکن، بیش از آنکه از مسیر خرید ملک باشد، از کانال اجاره، تعمیرات و خدمات جانبی، مستقیماً به خانوارها منتقل می‌شود. این داده‌ها تصویری دوگانه از بازار مسکن ترسیم می‌کند: از یک سو، خبری از جهش‌های قیمتی افسارگسیخته سال‌های قبل نیست و از سوی دیگر، هزینه زندگی در بخش مسکن همچنان با سرعتی بالا در حال افزایش است؛ وضعیتی که بیشترین آسیب را به مستأجران و دهک‌های متوسط و پایین وارد کرده است.

    چرا مسکن دیگر هم‌پای دلار  حرکت نمی‌کند؟

    در دهه‌های گذشته، بازار مسکن همواره رابطه‌ای معنادار با نرخ ارز و قیمت طلا داشت. هر زمان دلار و طلا افزایش می‌یافت، بازار مسکن نیز با وقفه‌ای کوتاه، وارد مسیر صعودی می‌شد و به‌نوعی از تورم انتظاری تبعیت می‌کرد. اما به گفته کارشناسان اقتصادی، این الگوی سنتی در سال‌های اخیر دچار گسست شده است. با وجود رشد شدید نرخ ارز و طلا، بازار مسکن واکنش متناسب و فوری از خود نشان نداده و بیشتر در یک رکود فرسایشی گرفتار مانده است. تحلیلگران دلیل اصلی این تغییر رفتار را در افت شدید قدرت خرید خانوارها می‌دانند. رشد پیوسته قیمت‌ها در کنار رکود درآمدی، باعث شده تقاضای مصرفی، به‌ویژه از سوی خانه‌اولی‌ها عملاً از بازار حذف شود. در چنین شرایطی، حتی اگر انتظارات تورمی بالا باشد، بازار توان جذب افزایش قیمت‌های سنگین را ندارد و در حالت انتظار و سکون باقی می‌ماند.

    با این حال، نیمه دوم سال جاری نقطه عطفی برای بازار مسکن بود. نوسانات شدید نرخ ارز و طلا، فضای نااطمینانی گسترده‌ای در بازارهای دارایی ایجاد کرد. سرمایه‌گذارانی که تا پیش از این، دلار، سکه یا طلا را پناهگاه امن سرمایه می‌دانستند، با تردید نسبت به آینده این بازارها مواجه شدند. در این فضا، مسکن بار دیگر هرچند محدود به عنوان یک پناهگاه نسبی سرمایه مطرح شد. به گفته فعالان بازار، بخشی از سرمایه‌های سرگردان به سمت مسکن حرکت کرد، اما این ورود سرمایه ماهیت مصرفی نداشت. نتیجه این روند، افزایش معاملات سرمایه‌ای در برخی مناطق، کاهش فایل‌های عرضه و شکل‌گیری التهاب قیمتی موضعی بود؛ بدون آنکه به رونق واقعی بازار منجر شود.

    اثر روانی دلار؛ التهاب بدون رونق

    کارشناسان بازار مسکن تأکید دارند که نوسانات نرخ ارز، بیش از آنکه اثر واقعی و بنیادی بر قیمت مسکن داشته باشد، اثر روانی ایجاد کرده است.  افزایش نرخ ارز، انتظارات تورمی را در ذهن فعالان بازار تقویت کرده و باعث شده برخی مالکان، با تصور رشد قیمت‌ها در آینده، از عرضه واحدهای خود خودداری کنند. در همین رابطه، نایب‌رییس دوم اتحادیه مشاوران املاک معتقد است، خانه‌اولی‌ها عملاً از بازار مسکن حذف شده‌اند. این رفتار مالکان، درکنار ورود تقاضای سرمایه‌ای، موجب کاهش فایل‌های فروش و تشدید التهاب قیمتی در برخی مناطق شده است؛ التهابی که نه از جنس رونق، بلکه ناشی از کاهش عرضه موثر است.

    سازندگان چرا عقب نشستند؟

    در حالی که اثر روانی دلار بیشتر در بخش معاملات خود را نشان داده، اثر واقعی نوسانات ارزی در بخش ساخت‌وساز بسیار عمیق‌تر بوده است. فرشید پورحاجت، دبیر کانون سراسری انبوه‌سازان در گفت‌وگو با مهر، با اشاره به شرایط بازار مسکن می‌گوید: آنچه واضح است، بازار مسکن طی شش تا هفت سال گذشته شرایط مناسبی نداشته و بخش زیادی از سرمایه‌های سرگردان مردم به بازارهایی مانند طلا، بورس و دلار هدایت شده بود. مردم برای حفظ سرمایه‌های خود، سرمایه‌هایشان را به دلار، سکه و طلا تبدیل می‌کردند. او درباره وضعیت مصالح ساختمانی و تأثیر نوسانات ارزی تصریح می‌کند: قیمت مصالح ساختمانی طی سال‌های گذشته افزایش یافته و نوسانات دلار، بازار تولید سیمان، فولاد و سایر کالاهای مرتبط را تحت تأثیر قرار داده است. این روند روی تمام بخش‌های تولیدی و ساختمان‌سازی کشور تأثیرگذار بوده است. پورحاجت با اشاره به هزینه ساخت مسکن اظهار می‌کند: میانگین هزینه ساخت هر مترمربع مسکن در حال حاضر حدود ۳۵ میلیون تومان است.

    به گفته کارشناسان، افزایش مستمر هزینه‌های ساخت، مستقیماً به قیمت تمام‌شده مسکن منتقل می‌شود و حتی اگر قیمت زمین در برخی مناطق کنترل شود، رشد هزینه مصالح اجازه کاهش قیمت نهایی را نمی‌دهد. همین موضوع باعث شده سازندگان با احتیاط بیشتری وارد پروژه‌های جدید شوند و عرضه مسکن با سرعتی کمتر از نیاز بازار افزایش یابد.

    در این میان، مستأجران بیشترین فشار را متحمل شده‌اند. رشد اجاره‌بها، هزینه‌های جانبی مسکن و خدمات نگهداری، در کنار کاهش توان خرید، بسیاری از خانوارها را به مرز فرسودگی اقتصادی رسانده است.

    کارشناسان معتقدند سیاست‌هایی مانند اعطای تسهیلات بانکی یا واگذاری زمین رایگان، در شرایط تورم مصالح و بی‌ثباتی اقتصادی، نتوانسته به‌طور موثر مشکل مسکن اقشار متوسط و پایین را حل کند. وام‌هایی که قدرت پوشش هزینه ساخت یا خرید را ندارند، زمین‌هایی که بدون زیرساخت یا در مناطق کم‌تقاضا واگذار می‌شوند و نبود ثبات اقتصادی، باعث شده این سیاست‌ها بیش از آنکه راهگشا باشند، اثرات محدودی داشته باشند.

    سه ضلع خروج از بحران  نسخه کارشناسان چیست؟

    تحلیلگران بازار مسکن معتقدند بدون ایجاد ثبات در متغیرهای کلان اقتصادی، به‌ویژه نرخ ارز، نمی‌توان انتظار بازگشت تعادل پایدار به بازار مسکن را داشت.

    از نگاه آنان، سه عامل کلیدی برای خروج بازار از وضعیت فعلی ضروری است: کنترل انتظارات تورمی از طریق ثبات ارزی و سیاست‌های اقتصادی قابل پیش‌بینی، افزایش عرضه هدفمند مسکن متناسب با قدرت خرید واقعی خانوارها و حمایت موثر از تقاضای مصرفی به‌ویژه خانه‌اولی‌ها، نه تقاضای سرمایه‌ای.  در غیراین صورت، بازار مسکن در چرخه‌ای معیوب از رکود معاملاتی، فشار هزینه‌ای و حذف تقاضای واقعی باقی خواهد ماند. آنچه امروز در بازار مسکن ایران دیده می‌شود، ترکیبی از رکود معاملاتی، حذف تقاضای مصرفی و ورود محدود سرمایه‌های غیرمولد است. شرایطی که شاید در کوتاه‌مدت به افزایش نسبی قیمت‌ها در برخی مناطق منجر شود، اما در بلندمدت، خطر تعمیق شکاف میان عرضه و تقاضای واقعی و تشدید بحران دسترسی به مسکن را به همراه دارد. اگر سیاست‌گذار نتواند هم‌زمان ثبات اقتصادی، کاهش هزینه‌های ساخت و تقویت قدرت خرید خانوارها را دنبال کند، رویای خانه‌دار شدن نه‌تنها برای خانه‌اولی‌ها، بلکه برای بخش بزرگی از جامعه، هر روز دورتر از گذشته خواهد شد.

  • در ایران از هر 11 خانوار فقط 1 خانوار مسکن دارد! / بیش از نیمی از جمعیت کشور مستاجر هستند

    در ایران از هر 11 خانوار فقط 1 خانوار مسکن دارد! / بیش از نیمی از جمعیت کشور مستاجر هستند

    به گزارش اقتصادران، آنگونه كه روح‌الله اكبري دستيار ويژه وزير راه و شهرسازي و دبير قرارگاه نهضت ملي مسكن گفته، در حال حاضر نسبت مسكن به خانوار در سطح كشور ۱ به ۱۱ است. او همچنين تصريح كرده است كه تنها ۵ درصد اختلاف در اين نسبت طبيعي است.

    در اين حال، او در اظهارنظر جالبي آغاز هر گونه پروژه ساخت مسكن دولتي را منع كرده است. به گزارش «تعادل»، اين سخنان در شرايطي عنوان شده‌اند كه طي سال‌هاي اخير، به دليل وجود حدود ۲ ميليون واحد مسكوني خالي در كشور، برخي از كارشناسان دولتي و نمايندگان مجلس، اين خانه‌هاي خالي را عامل افزايش قيمت مسكن قلمداد كردند و از همين رو، مصوبه جديد ماليات از خانه‌هاي خالي را در مجلس تدوين و تصويب كردند. آمارهاي رسمي نيز اين مساله را تاييد مي‌كنند. بر اساس نتايج به دست آمده از آخرين سرشماري نفوس و مسكن در سال ۱۳۹۵ (يعني ۷ سال پيش)، تعداد خانوار در كشور ۲۴ ميليون و ۱۹۵ هزار خانوار بوده است.

    همچنين تعداد واحدهاي مسكوني در كل كشور نيز ۲۵ ميليون و ۴۱۲ هزار واحد بوده و در نهايت تعداد واحدهاي مسكوني خالي از سكنه نيز ۲ ميليون واحد بوده است. اين آمار به خوبي نشان مي‌دهند كه تعداد واحدهاي مسكوني بيش از تعداد خانوار در كشور بوده است. بر اين اساس، اگر چه آمار رسمي و متقني همچون نتايج سرشماري نفوس و مسكن در دسترس نيست، اما طبيعي است كه طي ۷ سال گذشته نيز تعداد خانوار در كشور نيز ۱۱ برابر نشده كه حالا نسبت مسكن به خانوار يك به ۱۱ شود. اين همه در حالي است كه صورت مساله موجود مسكن در كشور حاكي از افزايش عميق نابرابري در ثروت در كشور است. بي‌گمان مسكن يكي از مهم‌ترين دارايي‌هايي است كه محل انباشت ثروت خانوار و حتي شركت‌ها و سازمان‌ها به شمار مي‌رود.

    در چنين شرايطي مشخص است كه بخش قابل توجهي از خانوارها به مسكن مطلوب دسترسي ندارند و بخش اندكي از جمعيت نيز داراي دو، سه واحد مسكوني و حتي بيشتر هستند كه از طريق اجاره آنها بخشي از هزينه‌هاي زندگي شخصي خود را تامين مي‌كنند. با وجود اين روح‌الله اكبري دستيار ويژه وزير راه و شهرسازي، گفته، متأسفانه در حال حاضر نسبت مسكن به خانوار در سطح كشور ۱ به ۱۱ است، اين در شرايطي است كه تنها ۵ درصد اختلاف در اين نسبت طبيعي بوده و اين مساله نبايد سهمي بيشتر از ۲۵ درصد در سبد كالاي خانواده را در بربگيرد.

    دبير قرارگاه نهضت ملي مسكن در ادامه با تأكيد بر اينكه مسكن با امنيت رواني خانواده ارتباط دارد و كالاي جايگزيني ندارد گفت: درحال حاضر جابه‌جايي بالاي جمعيت يكي از دلايل مشكلات ما در تأمين مسكن به شمار مي‌رود چراكه درجايي كه ظرفيت‌سازي شده تمايل يا قدرت خريد كافي براي اسكان وجود ندارد و در مقابل جايي كه ظرفيت‌سازي نشده تمايل زيادي از سوي مردم براي سكونت ديده مي‌شود. دستيار ويژه وزير راه و شهرسازي در اين راستا بر به‌كارگيري راه‌هاي مهار تورم در پروژه‌هاي اجرايي گفت: پيشنهاد مي‌شود مديران در صورت امكان از ساخت ساختمان با طبقات بالا پرهيز كرده و با تقويت نظام فني و اجرايي و همچنين مديريت تأمين و تدارك مصالح از تورم ايجاد شده در كشور جا كنند.

    اين مقام مسوول با تأكيد بر اينكه مديران مسوول بايد با استفاده از ساز و كارهاي نوين و ابتكارات جديد پروژه‌هاي باقيمانده را تا پايان دولت تمام و از آغاز پروژه‌هاي جديدي كه تبعات سختي را براي دولت به همراه دارد پرهيز كنند گفت: از تمامي مديران شركت‌هاي تابعه و مجموعه ستاد شهرهاي جديد مي‌خواهيم كه با برنامه‌ريزي صحيح در حوزه ساخت خدمات زيربنايي و روبنايي، همفكري و همكاري در تغيير رويكرد و نظارت حداكثري در حين و بعد از اجراي پروژه‌ها در تحقق هرچه بيشتر اهداف گام بردارند.

    اختلاف در آمار مستاجران

    به نظر مي‌رسد، دولتمردان در تعداد آمار مستاجران نيز روايت متفاوتي را ارايه مي‌كنند. پيش از وزير راه و شهرسازي اعلام كرده بود كه يك چهارم جمعيت كشور مستاجر هستند. هادي عباسي‌اصل، معاون مسكن و ساختمان وزير راه و شهرسازي نيز گفته است كه ۶ ميليون خانوار كشور (همان يك چهارم مورد نظر وزيرراه) مستاجر هستند. اين در حالي است كه به گفته برخي از نمايندگان مجلس بيش از ۵۱ درصد جمعيت كشور مستاجر هستند.

    به عنوان نمونه، مجتبي يوسفي، عضو كميسيون عمران مجلس يكشنبه ۲۰ فروردين ماه ۱۴۰۲ درخصوص وضعيت مستاجران گفت: به‌طور متوسط در كشورمان ۵۱ درصد جمعيت مستاجر هستند. وي با اشاره به جمعيت مستاجران در كشورمان اظهار كرد: براساس آخرين گزارش‌ها و سرشماري سال ۱۳۹۵ تعداد مستاجران در كشور ۶,۵ ميليون خانوار است كه البته قاعدتا به اين شكل است كه در شهرهاي بزرگ اين آمار بالاتر مي‌رود و گفته مي‌شود بيش از ۵۳ درصد از جمعيت تهران مستاجر هستند و در شهرهاي كوچك‌تر جمعيت مستاجران نرخ كمتري دارند اما به‌طور متوسط در كشورمان ۵۱ درصد جمعيت مستاجر هستند. پديده اختلاف آمار بين نهادها و سازمان‌هاي مختلف يكي از معضلات هميشگي كشور به شمار مي‌رود. هر سازمان و نهادي آمار متفاوتي را اعلام مي‌كند كه نه تنها با ديگر سازمان‌ها متفاوت است بلكه با واقعيت و زندگي مردم نيز فاصله بسيار دارد. مساله‌اي كه حتي در سطح برنامه‌ريزي‌هاي كلان نيز تاثير منفي به همراه دارد.

    در اين حال، به نظر مي‌رسد، اختلاف بر سر تعداد جمعيت مستاجر كشور ناشي از به‌كار بردن واحدهاي اندازه‌گيري متفاوت – «خانوار» در برابر «نفر»- است. عباسي‌اصل به اشاره به جمعيت مستاجر در كشور گفت: شهرك‌سازي و احداث واحدهاي نهضت ملي مسكن از اولويت‌هاي وزارت راه و شهرسازي است. معاون مسكن و ساختمان ادامه‌داد: هم اينك ۶ ميليون خانواده مستأجر، بيش از ۶ ميليون واحد فرسوده و پيش‌بيني ۶ ميليون ازدواج در برنامه هفتم توسعه در كشور وجود دارد و بنابراين نياز به احداث واحدهاي مسكوني در كشور وجود دارد. در همين رابطه نيز سياست‌گذاري‌ها براي شهرك‌سازي و احداث مسكن در حال پيگيري است.

    عباسي‌اصل تصريح‌كرد: موضوع مكان‌يابي شهرك‌هاي مسكوني با جديت در تمامي استان‌ها به‌ويژه مناطقي كه ميزان تقاضا بالاست پيگيري مي‌شود. هم‌اكنون ميزان تقاضا و انباشت واحدهايي كه از سنوات گذشته بايد احداث مي‌شد به قوت خود باقي است و بنابراين همچنان نياز به احداث مسكن در كشور وجود دارد.