برچسب: آلبرت بغزيان

  • جنگ؛ قوزبالاقوز برای اقتصاد ایران! / بغزیان: آتش بس به تنهایی آرامش را بر نمی‌گرداند

    جنگ؛ قوزبالاقوز برای اقتصاد ایران! / بغزیان: آتش بس به تنهایی آرامش را بر نمی‌گرداند

    به گزارش اقتصادران، اقتصاد ایران پیش از جنگ شرایط خوبی نداشت و حتی به پاشنه آشیل سیاست‌گذاری در کشور هم تبدیل شده بود. با وجود این ضعف اما جنگ تحمیلی سوم که با حضور بیشتر ارتش ایالات متحده در حمله به ایران آغاز شد، موجب پیروزی واشنگتن و شکست تهران نشد.

    در شرایطی که به نظر می‌رسد ایالات متحده در رسیدن به اهداف خود توفیق چندانی نداشته، حملات اسراییل و آمریکا به زیرساخت‌های اقتصادی ایران شدت گرفته است. به نظر می‌رسد آن‌ها با هدف تضعیف بیش از پیش درآمدهای ارزی کشور به زیرساخت‌ها حمله کرده‌اند. درواقع به نظر می‌رسد جنگی که در میدان نظامی نتوانسته موفقیتی برای بانیانش داشته باشد، با حمله به اقتصاد ایران، می‌خواهد عدم موفقیت را پنهان کند.

    این جنگ هم به نظر می‌رسد به اتمام خواهد رسید و پرسش اصلی این است در فردای آن تصمیم‌گیران کشور چه مسیری را برای بازسازی و بازگشت دوباره به ریل توسعه و پیشرفت انتخاب می‌کنند.

    آلبرت بغزیان، کارشناس اقتصاد کلان، درباره ضرورت‌های اقتصاد ایران در روزهای بعد از جنگ گفت: این مهم تحت تاثیر چگونگی پایان این جنگ و این‌که ایران در چه موقعیتی با آمریکا و اسراییل باشد، تغییر می‌کند. جنگ اگر بدون هیچ الزام و شروطی که برای ایران تضمین‌کننده باشد، به پایان برسد، ما با وضعیتی مشابه آن‌چه پس از جنگ ۱۲ روزه تا این جنگ مواجه می‌شویم. وضعیت نه جنگ، نه صلح رکود و تورم را تشدید می‌کند.

    یک آتش بس به تنهایی آرامش را بر نمی‌گرداند

    وی افزود: صرف یک آتش بس، اقتصاد را ما در موقعیت دشوار قرار می‌دهد و مسلما کار مسئولان اقتصادی در مدیریت اقتصاد هم دشوارتر خواهد بود. از مهم‌ترین چالش‌های اقتصاد ما، پیش‌بینی ناپذیر شدن آن است و از بانک مرکزی و وزارت اقتصاد انتظار می‌رود که نوسانات اقتصاد کلان را به حداقل برسانند و زمینه کاهش ابهامات را فراهم کنند. این امر به‌ویژه در روزهای پس از جنگ و بازسازی اهمیتی دو چندان دارد.

    عضو هیات علمی دانشگاه تهران در مورد سیاست ارزی مطلوب در سناریوی آتش بس شکننده گفت: در حوزه سیاست ارزی پیش از جنگ بانک مرکزی خیلی ثبات بخش عمل نکرد ولی انتظار می‌رود پس از جنگ، با اقدامات ثبات آفرین، زمینه‌ای فراهم شود که سرمایه‌گذار حاضر به سرمایه‌گذاری در اقتصاد شود. طبیعی است که پس از جنگ جذب سرمایه‌گذاری خارجی با موانع و البته فرصت‌هایی روبه‌رو است و جذب سرمایه‌گذاری داخلی هم نیازمند زمینه‌سازی است.

    جذابیت سرمایه‌گذاری در کشورهای عربی کاهش یافت

    وی در پاسخ به اینکه چه فرصت‌هایی برای جذب سرمایه‌گذاری‌های خارجی برای ایران پساجنگ وجود دارد، توضیح داد: کشورهای امارات، کویت، قطر، عربستان و بحرین همگی در زمینه جذب سرمایه‌گذاری خارجی موفق بودند اما پای آن‌ها هم به این جنگ باز شد تا دیگر آن‌ها مقاصد امن سرمایه‌گذاری به حساب نیایند.  با توجه به اقتداری که نیروی مسلح ایران از خود نشان داد و بارها به نقاط مختلف این کشورها حملات موفق داشت، حتما برای این کشورها جذب سرمایه‌گذاری خارجی دشوارتر می‌شود.

    او افزود:‌ من فکر می‌کنم کاهش جذابیت کشورهای همسایه برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی، می‌تواند به یک فرصت برای ما تبدیل شود. صلح می‌تواند گامی بلند در جذب سرمایه‌گذاری‌های خارجی به کشور ما باشد. منتها این‌ مهم منوط به زمینه سازی‌هایی دارد که باید سیاست‌گذاری اقتصادی فراهم کند. همان‌طوری که گفتم اگر بانک مرکزی در حوزه ارزی ثبات را حاکم کند، چون به پیش‌بینی پذیری اقتصاد منجر می‌شود، در نهایت به سود جذب سرمایه‌گذاری خارجی هم خواهد بود.

    ایران در روزهای گذشته بارها از پذیرش پیشنهاداتی خودداری کرده که در آن آتش بس موقت هدف‌گذاری شده بود. منطق ایران این بوده که آتش بس موقت صرفا فرصت تجدید قوا را برای ایالات متحده فراهم خواهد کرد تا دوباره به ایران حمله کند و ایران نیز به جای آتش بس موقت، صلح پایدار منطقه‌ای را قرار داده است.

    توافق جامع صلح بهترین سناریو است

    بغزیان درباره رسیدن به یک توافق جامع برای آتش بس گفت: در این صورت شرایط اقتصادی ما می‌تواند متفاوت شود. یعنی اگر این اتفاق همراه شود با یکسری اتفاقات مثل تثبیت حاکمیت ایران بر تنگه هرمز یا کاهش تحریم‌ها، طبعا دست ایران از نظر اقتصادی بازتر خواهد بود و با توجه به این‌که شانس حمله دوباره به حداقل می‌رسد، زمینه برای پیشرفت اقتصادی کشور هم فراهم‌تر می‌شود. در این سناریو، عصر بازسازی با بازگشت امنیت نظامی همزمان می‌شود و همین فرصت را برای ثبات بخشی بیش از هر زمان دیگری آماده می‌کند. این سناریو به معنای این است که تهران و واشنگتن تا چند سال در پی رویارویی نخواهند بود.

    وی با تاکید بر نقش رژیم ارزی در آن شرایط گفت: جذب سرمایه‌گذاری بدون احساس امنیت بسیار دشوار است. اعتماد سازی محصول ثبات است و اگر ما نوسانات قیمتی ارز را به طور کلی حل کنیم و رویه‌ای که پیش از جنگ در پیش گرفته شد را کنار بگذاریم، شرایط برای توسعه فراهم می‌شود. هیچ شاخصی در اقتصاد نیست که به اندازه ثبات ارزی بتواند امید و احساس امنیت را به آحاد جامعه القا کند.

    وی هشدار داد: حتی در آن شرایط که احتمالا بهترین سناریوی پیش‌روی ایران است هم اگر دولت رفتارهای پیشین خود را از سر بگیرد ما دچار بحران خواهیم شد. چنانچه دولت هر وقت با کسری بودجه و منابع مواجه شد، یا به بهانه‌هایی چون تقویت رقابت‌پذیری تولید داخل و بهبود صادرات سراغ تضعیف ارزش پول ملی رفته، در نهایت تورم و بحران اقتصادی پدید آمده است. ضمن این‌که سوداگری هم در مقابل تولید صنعتی تقویت شد و در نهایت فرصت‌های کشور از بین رفت. در شرایط پساجنگ هم این اقدامات به تاخیر در بازسازی منجر می‌شود.

    عضو هیات علمی دانشگاه تهران درباره دلیل کاهش قیمت ارز با وجود جنگ گفت: این‌جا اقدام خاصی از سوی سیاست‌گذاری اقتصادی انجام نشده است. دلیل اصلی کاهش قیمت ارز، کاهش چشمگیر تقاضا است که به دلایلی چون مسدود شدن اینترنت جهانی هم مربوط است. این امر موجب شده تا قیمت‌ها کاهشی نه چندان بزرگ را تجربه کنند ولی نباید تصور کنیم نرخ فعلی، نرخ تعادلی است و این نرخ را باید نرخ عصر جنگ در نظر بگیریم.

    وی با اعلام بی خبری از اقدامات وزارت اقتصادی و بانک مرکزی گفت: من این روزها ندیدم که اظهار نظری داشته باشند یا بگویند در حال انجام چه کاری هستند. شاید وزیر اقتصاد و رییس کل بانک مرکزی دور کاری می‌کنند و کمتر آفتابی می‌شوند. به هر روی ما امروز سیاست ارزی خاصی نداریم که بخواهیم کاهش قیمت‌ها را محصول عملکرد کسی بدانیم.

  • ارز ترجیحی در بدترین زمان و به شیوه غلط حذف شد

    ارز ترجیحی در بدترین زمان و به شیوه غلط حذف شد

    به گزارش اقتصادران، دولت مسعود پزشکیان دی ماه ۱۴۰۴ ارز ترجیحی را برای همیشه از اقتصاد ایران حذف کرد. اجرای این سیاست به طور اجتناب‌ناپذیر باعث افزایش سطح قیمت کالا‌های اساسی می‌شود، زیرا قیمت‌ها به نرخ واقعی ارز تعدیل می‌شوند. در نتیجه دولت برای جبران آن به پرداخت یارانه نقدی و اعتباری به مردم رو آورد. دولت تاکید دارد که این جراحی اقتصادی جلوی رانت را گرفته و باعث می‌شود که یارانه به دست افرادی برسد که واقعاً به آن نیاز دارند. اما آیا این سیاست به درستی اجرا شد و اساساً دولت با حذف ارز ترجیحی تصمیم درستی اتخاذ کرد؟ در ادامه مشروح گفت‌و‌گوی اقتصاد ۲۴ با آلبرت بغزیان، استاد دانشگاه و تحلیلگر اقتصادی را بخوانید.

    آلبرت بغزیان  در انتقاد از نحوه اجرای سیاست حذف ارز ترجیحی گفت: تصمیم دولت مبنی بر حذف ارز ترجیحی نامناسب‌ترین تصمیمی بود که در بدترین زمان گرفته شد.

    وی به وضعیت بحرانی اقتصاد ناشی از تحریم‌ها اشاره کرد و گفت: از طرفی نرخ ارز به دلیل مشکلات تحریمی و بازنگشتن ارز از سوی تراستی‌ها افزایش پیدا کرده بود و از طرف دیگر حتی این افزایش قیمت هنوز خود را به قیمت ارزاقی مانند حبوبات و برنج نرسانده بود.

    این استاد دانشگاه ادامه داد: دولت برای حمایت از اقشار آسیب‌پذیر نرخ ارز ترجیحی را برقرار کرد. قشری که دارایی و ثروت ندارند، لااقل دولت با این روش تلاش کرد سفره این بخش از جامعه را رنگین‌تر کند.

    بغزیان معتقد است که دولت باید لااقل با افزایش تدریجی نرخ ارز ترجیحی به سمت سیاست حذف آن قدم می‌گذاشت؛ چرا که حذف یکباره آن شوک شدیدی به طبقات پایین جامعه وارد آورد و جامعه به لحاظ درآمدی فرصتی برای هماهنگ شدن با آن نداشت.

    دولت به جای حذف ارز ترجیحی می‌توانست در درجه اول به سراغ یک نظارت قوی‌تری برود

    این تحلیلگر اقتصادی با اشاره به اینکه اگر قرار بود دولت تصمیم به حذف ارز ترجیحی بگیرد، بهتر بود این افزایش قیمت را پلکانی انجام دهد که جامعه بتواند خود را با آن وفق دهد، تصریح کرد: ضمن اجرای پلکانی دولت می‌توانست ببیند که آیا این تصمیم جلوی رانت را خواهد گرفت یا نه، چون یکی از اصلی‌ترین دلایل دولت برای این تصمیم این بوده که ارز ۲۸۵۰۰ هزار تومانی به دست مصرف کننده نمی‌رسد.

    وی افزود: دولت به جای حذف ارز ترجیحی می‌توانست در درجه اول به سراغ یک نظارت قوی‌تری برود و به تدریج قیمت ارز ترجیحی را بالا ببرد تا بتواند اثرات آن را بر بازار چک کند.

    این استاد دانشگاه معتقد است که دولت سیاست حذف ارز ترجیحی را در زمان نامناسب و به شیوه غلط اجرا کرد.

    بغزیان ادامه داد: وقتی کشور دچار مشکلاتی، چون ناترازی بانک‌ها و تحریم‌های مضاعف ناشی از اجرای مکانیسم ماشه است، اصلا زمان مناسبی نبود که به دهک‌های پایین جامعه یک فشار جدید بیافزاییم. در چنین شرایطی معلوم است که مردم معترض می‌شوند. دولت باید صبر می‌کرد تا دست کم در شرایط عادی این سیاست را اجرایی کند.

    بغزیان با بیان اینکه این روز‌ها سیاست تک نرخی شدن ارز نیز مطرح است، گفت: نه تنها تالار یک و دو با هم ادغام شده بلکه نرخ ارز ترجیحی را هم حذف کردند، بدون اینکه حتی نرخ جدید را به درستی مدیریت کنند که چرا باید ۱۳۰ هزار تومان باشد، چرا مثلاً ۱۰۰ هزار تومان نباشد؟

     

    تنها سودی که سیاست حذف ارز ترجیحی داشت خلاص شدن دولت از شر قیمت گذاری دستوری بود

    این تحلیلگر اقتصادی خاطرنشان کرد: درحال حاضر دولت عملاً همان سیاست یکسان شدن نرخ‌های ارز را دنبال می‌کند. وقتی تالار‌های یک و دو ادغام می‌شود، دیگر دلار هرات و دلار سلیمانیه‌ای در کار نیست. آنها را همان تراستی‌ها که با اعتماد دولت، ارز نگه داشتند، مدیریت می‌کنند. از طرفی مردم نیز که در حال از دست دادن قدرت خرید خود هستند، اندک پولی که دارند به دلار تبدیل می‌کنند و در خانه‌ها نگه می‌دارند. این دلاریزه شدن باعث می‌شود که بازار‌ها منصفانه قیمت‌گذاری نکنند.

    بغزیان در پاسخ به این پرسش که دولت چه سیاستی را باید در پیش می‌گرفت؟ گفت: در شرایط کنونی دولت باید نظارت را قوی‌تر می‌کرد. همچنین می‌توانستیم سیاست ریاضتی که مردم را از کالا‌های لوکس به سمت کالا‌های اساسی ببرد، در پیش بگیریم. به این ترتیب حداقل‌ها به دست دهک‌های پایین‌تر جامعه می‌رسید. در زمانی که تهدید‌های حمله به ایران وجود دارد، این سیاست اصلا اقدام درستی نبود و همین امر موجب می‌شود تا اعتماد عمومی را از دست بدهیم.

    این استاد دانشگاه در پاسخ به این پرسش که چرا بازاریان معترض شدند، بیان کرد: اعتصاب بازار در حالی صورت گرفت که کسبه خود بخشی از اقلام موجود در انبار با قیمت ۲۸۵۰۰ هزار تومانی در اختیار داشتند. آنها نگران بودند که یک وقت دولت بخواهد مابه‌التفاوت آن را بگیرد؛ در نتیجه دست به اعتصاب زدند.

  • هیچ کدام از دولت‌های ما خواهان مبارزه با تورم نیستند / دولت برنامه‌ای برای ثبات قیمت کالا‌ها هم ندارد چه برسد به کاهش!

    هیچ کدام از دولت‌های ما خواهان مبارزه با تورم نیستند / دولت برنامه‌ای برای ثبات قیمت کالا‌ها هم ندارد چه برسد به کاهش!

    به گزارش اقتصادران، اظهارات اخیر رئیس سازمان برنامه و بودجه با واکنش‌های مختلف مواجه شده است. وی با بیان اینکه دولت باید بداند پول را به چه کسی می‌دهد و چه نفعی برای مردم دارد، گفت: «سعی کردیم واسطه‌ها را حذف کنیم و پول را به ذی نفع نهایی برسانیم. به طور میانگین نرخ تورم سال ۱۴۰۵، بیش از ۴۰ درصد خواهد بود و سال آینده ۱.۵ درصد رشد اقتصادی خواهیم داشت.» این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که نرخ تورم برای شرایط کنونی حدود ۲۰ درصد پیش‌بینی می‌شد؛ اما حال که رئیس سازمان برنامه و بودجه آن را برای سال آینده ۴۰ درصد عنوان می‌کند، مشخص نیست که این نرخ از چه اعداد و ارقامی سر درخواهد آورد.

    در این میان، در آذر ماه ۱۴۰۴ تورم نقطه به نقطه خانوار‌های کشور، ۵۲.۶ درصد اعلام شد؛ یعنی خانوار‌های کشور به طور میانگین، ۵۲.۶ درصد بیشتر از آذر ماه ۱۴۰۳ برای خرید یک «مجموعه کالا‌ها و خدمات یکسان» هزینه کرده‌اند.

    بدون تردید در شرایطی که تورم عمومی اقتصاد ایران به بالای ۴۰ درصد رسیده است، تصمیم دولت برای افزایش ۲۰ درصدی حقوق کارمندان در بودجه سال آینده، شکاف میان درآمد و هزینه خانوارها را بیشتر می‌کند. عقب‌ماندگی دستمزدها از تورم، معیشت حقوق‌بگیران را تضعیف می‌کند، کیفیت ارائه خدمات در بخش‌های حیاتی چون بهداشت، آموزش و امنیت را کاهش می‌دهد، امکان انجام اصلاحات ساختاری در اقتصاد ایران را غیرممکن می‌کند و با تخریب موازنه بودجه خانواده‌ها، رکود را عمیق‌تر و درآمدهای دولت را نیز در بلندمدت بیش از پیش کاهش می‌دهد.

    در همین زمینه، آلبرت بغزیان، کارشناس اقتصادی و عضو هیات علمی دانشگاه تهران  در پاسخ به این سوال که «آیا دولت توان مهار تورم را ندارد که اینگونه در حال افزایش است؟» گفت: داروی تورم در دنیا پیدا شده و وجود دارد؛ یعنی تورم راه حل دارد. هیچ تورمی بی‌دلیل نیست و هیچ تورمی هم ماندگار نیست. اصل آغازین برای کاهش تورم این است که دولت خود قصد کاهش تورم را داشته باشد.

    سیاست‌های بودجه ۱۴۰۵ تورم‌زاست

    عضو هیات علمی دانشگاه تهران در مورد توان دولت برای مهار تورم، گفت: هیچ کدام از دولت‌های ما و ازجمله دولت آقای پزشکان با تورم مبارزه نکرده‌اند و اصلا خواهان این قضیه هم نیستند، زیرا اگر خواهان مهار تورم بودند، سیاست‌های اقتصادی آنها باید ضد تورمی می‌بود، اما این در حالی است که سیاست‌هایی که در بودجه اعمال شده، همه تورم‌زاست.

    بغزیان با برشمردن این سیاست‌ها، گفت: سیاست انقباضی، سیاست‌های مالیاتی، سیاست‌های ارزی و پولی، مالی، تجاری و عوارض در لایحه بودجه ۱۴۰۵ همه به طور کامل تورم‌زاست. پس چگونه می‌توان انتظار داشت که این تورم و بار تورمی به سطح قیمت کالا‌ها منتقل نشود؟

    دولت برنامه‌ای برای ثبات قیمت کالا‌ها هم ندارد چه برسد به کاهش!

    این کارشناس اقتصادی با هشدار نسبت به نرخ تورم در کشور، گفت: زمانی که رئیس سازمان برنامه و بودجه اعلام می‌کند که پیش‌بینی ما تورم ۴۰ درصدی است، به چه معناست؟ آقای رئیس سازمان برنامه و بودجه! سال گذشته شما تورم را ۲۰ درصد پیش‌بینی می‌کردید در حالی که در واقعیت به ۴۰ درصد رسید. وای به شرایط کنونی که پیش‌بینی شما ۴۰ درصد است! پس حتی صحبت‌ها هم صحبت‌های امیدوارکننده‌ای نیست.

    بغزیان تاکید کرد: سیاست‌های دولت ضد تورمی نیست و دولت، برنامه‌ای هم نه تنها برای کاهش قیمت‌ها، که برای ثبات قیمت کالا‌ها هم ندارد. تنها چیزی که در این میان ثابت می‌ماند، حقوق کارگران است وگرنه قیمت بقیه کالا‌ها دائم با تورم تعدیل می‌شود؛ از دستمزد یک نظافتچی گرفته تا قیمت انواع کالاها. آیا دولت انتظار دارد بعد از یک سال که مردم هزینه ۴۰ درصد تورم را پرداخت کردند، حقوق کارگران و کارمندان را تنها ۲۰ درصد افزایش بدهد؟

    عقب‌ماندگی حقوق کارگران هر سال بیشتر می‌شود

    بغزیان با اشاره به عدم نظارت دولت بر قیمت کالاها، گفت: دولت خود خواهان افزایش قیمت کالاهاست و اجازه افزایش قیمت به هر کارخانه‌ای می‌دهد، از خودروساز گرفته تا تولیدکننده لبنیات قیمت کالا‌های خود را گران می‌کنند و دولت هیچگونه نظارت که هیچ، هیچ مبارزه و اقدامی هم در برابر گران‌فروشی نمی‌کند.

    دولت برنامه اقتصادی منسجم ندارد

    بغزیان افزود: این همه نوسان و بلاتکلیفی نشان می‌دهد برنامه اقتصادی منسجم و یک ایدئولوژی اقتصادی بر سیاست‌ها حاکم نیست. به راحتی نرخ ارز، اونس جهانی و طلای داخلی تغییر می‌کند و به تبع آن، قیمت کالا‌ها اعم از لبنیات و… گران می‌شود. این نشانه ضعف نظارتی و نگران‌کننده است.

  • آمریکا به فلج کردن اقتصاد ایران کمر بسته است / آسیب تحریم‌ها به مردم کف خیابان می رسد، نه مالکان خانه‌های نیاوران و بوکان!

    آمریکا به فلج کردن اقتصاد ایران کمر بسته است / آسیب تحریم‌ها به مردم کف خیابان می رسد، نه مالکان خانه‌های نیاوران و بوکان!

    به گزارش اقتصادران، خانوار ایرانی طی سال های اخیر گرفتار بحران تورم از یک سو و بحران تحریم ها از سوی دیگر بوده است. بازگشت تحریم های شورای امنیت می تواند به هر دو چالش دامن بزند.

    آلبرت بغزیان، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران می‌گوید: «دولت تاکنون برنامه‌‌ای که منجر به کاهش قیمت‌ مواد غذایی یا هزینه‌‌های مردم شود، نداشته است. نظارت بر قیمت‌‌ها هم مشاهده نمی‌‌شود یا دست‌‌کم، ملموس نیست.»

    این استاد دانشگاه و تحلیلگر اقتصادی معتقد است: «وقتی اقتصاد در معرض فشار قرار بگیرد، اولین کسانی که آسیب می‌بینند، مردم کف خیابان و طبقه متوسط هستند، نه مالکان خانه‌های نیاوران و بوکان.»

    گفتگو را با آلبرت بغزیان در ادامه می‌خوانید.

    *****

    *آقای بغزیان، اثر تحریم‌های بین‌المللی بر طبقه متوسط را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا این تحریم‌ها می‌تواند زمینه‌ساز شکنندگی بیشتر قشر متوسط شود؟

    اقدام بین‌‌المللی در قالب مکانیسم ماشه و تحریم، کل اقتصاد کشور را نشانه می‌‌گیرد. بنابراین وقتی آن چتری که مانع از آسیب به اقتصاد کشور است از بین برود، طبیعی است که فشارها بیشتر شود. البته ما در بعضی موارد توانسته‌‌ایم تحریم‌‌ها را دور بزنیم، اما این به این معنا نیست که تحریم تأثیر نخواهد داشت. این تحریم‌‌ها، کل اقتصاد را در بر می‌گیرد و وقتی اقتصاد در معرض فشار قرار بگیرد، اولین کسانی که آسیب می‌بینند، مردم کف خیابان و طبقه متوسط هستند.

    سود صاحبان سرمایه و کاسبان تحریم از گرانی‌های ناشی از تحریم

    در واقع ثروتمندان، موجرها و صاحبان سرمایه درآمد دارند و معمولاً با تغییر شرایط اقتصادی، می‌‌توانند درآمد خود را افزایش دهند. تا امروز اجاره‌‌بها، قیمت مسکن و خودرو کاهش نیافته است. بنابراین، کسانی که مالک دارایی هستند، کمتر متضرر می‌‌شوند. اما کارمندان، کارگران، مستاجران و روزمزدها بیشترین فشار را تحمل می‌کنند. به عبارت دیگر، کسانی که دارایی ندارند یا درآمد ثابت دارند، بیشترین آسیب را می‌‌بینند.

    در مقابل، کسانی که دارایی‌‌هایی مانند ملک یا زمین دارند، حتی ممکن است در این شرایط سود ببرند. تحریم که نگفته است به مردم پنیر نفروشید یا پنیر را گران کنید، اما وقتی قیمت تمام شده محصولات، با تحریم بالا می‌رود، قیمت محصول هم در ویترین‌ها و فروشگاه‌ها گران می‌شود.

    بنابراین نیازی نیست زیاد تحلیل کنیم و تحریم را به سفره وصل کنیم، چون خود به خود، درآمد ارزی کشور کم می‌شود، انتقال پول و ارز به کشور سخت‌تر می‌شود، کاسبان تحریم هم کمبود بیشتری ایجاد کرده و مواردی مانند دارو و لوازم یدکی را نایاب می‌کنند.

    دولت‌ها از کنترل قیمت‌ها عاجز است

    * با توجه به این شرایط، چشم‌انداز معیشت مردم در ۲ سال آینده را چگونه می‌بینید؟ دولت چه برنامه کوتاه‌مدت یا بلندمدتی را باید دنبال کند؟

    من تاکنون برنامه‌‌ای از دولت که منجر به کاهش قیمت‌ مواد غذایی یا هزینه‌‌های مردم شود، ندیده‌‌ام. نظارت بر قیمت‌‌ها هم مشاهده نمی‌‌شود یا دست‌‌کم ملموس نیست. احساس نمی‌‌شود دولت به‌ دنبال کاهش یا نظارت و مدیریت قیمت‌‌ها باشد. حتی در موضوع ارز، از یک‌ سو وزیر اقتصاد بر تک‌ نرخی‌شدن ارز تاکید دارد و از سوی دیگر، رئیس بانک مرکزی تأکید می‌‌کند چنین اقدامی تورم‌‌زا خواهد بود. این اختلاف‌‌نظرها خود نشان‌‌دهنده نبود برنامه مشخص است و به نظر می‌رسد این موارد حکایت از افزایش قیمت دارد.

    از طرفی، کاهش ارزش پول ملی باعث افزایش قیمت کالاهای وارداتی شده و این مسئله مستقیماً بر معیشت مردم تأثیر می‌‌گذارد. تنها اقدامی که از سوی دولت مطرح شده، بحث کالابرگ است؛ یعنی به‌ جای پرداخت نقدی، کالا در اختیار مردم قرار گیرد.

    باید سبد معیشت تعریف شود زیرا…

    البته این سیاست باید سال‌‌ها پیش اجرا می‌‌شد. این اقدام نشان می‌‌دهد، همه دولت‌‌ها و نه فقط دولت فعلی، در سال‌‌های گذشته از کاهش یا مدیریت قیمت‌ها عاجز بوده‌اند و حالا آمده‌اند یارانه یک عده را که مستحق نیستند حذف کنند. در کنار مالکان بزرگ در نیاوران، بوکان و لواسان، منِ بغزیان هم در دهک دهم قرار گرفته‌ام. پس من هم نباید یارانه دریافت کنم. حالا چه می‌شود؟ باید سبد معیشت تعریف شود چون دولت دیگر روی قیمت کنترلی ندارد.

    در واقع به‌ جای آنکه دولت قیمت‌‌ها را کنترل کند، تصمیم گرفته سبدی از کالا را تعریف کند تا ارزش آن برای مردم حفظ شود. این تنها برنامه‌‌ای است که می‌‌تواند در کوتاه‌ مدت فشار را تا حدی کاهش دهد.

    با مذاکره گره مسائل را باز کنیم

    * از نظر شما چقدر نیاز به تغییر راهبردهای اساسی اقتصادی سیاسی و دیپلماسی برای مدیریت کردن این شرایط وجود دارد؟

    به نظر من کشورهای اروپایی تمایلی به فعال شدن مکانیسم ماشه و تحریم نداشتند، زیرا از کنار تجارت با ایران منتفع می‌‌شوند؛ همین‌‌طور چین و روسیه. اما چون این موضوع، جنبه بین‌‌المللی و الزام‌‌آور دارد، ناچار به تبعیت هستند. آمریکا هم به فلج کردن اقتصاد کشور کمر بسته است. با این حال، تحریم‌‌ها به معنای پایان مسیر نیست. راه‌‌حل اصلی، استفاده از دیپلماسی سیاسی و اقتصادی است.

    تاکنون دیپلماسی اقتصادی ما پاسخ کافی نداده یا اثرگذاری محدودی داشته، اما مانع اصلی، سیاسی است. باید از طریق مذاکره و توافقی که منافع هر ۲ طرف را تأمین کند، گره این مسئله را باز کرد. کشور نمی‌‌تواند برای همیشه در شرایط تحریم باقی بماند.

    تحریم ها بنیان های اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهد

    *برخی کارشناسان معتقدند تحریم‌ها فقط پیامدهای اقتصادی ندارند و می‌توانند تبعات اجتماعی نیز به همراه داشته باشند. ارزیابی شما از این مسئله چیست؟

    اصل موضوع همین است. وقتی فردی را با فقر و گرسنگی می‌بینید باید بترسید که نیاید گوشی‌تان را بدزدد. بنابراین فقر وارد می‌شود و ایمان خارج. مثل روز روشن است، پیامدهای اجتماعی نیز به‌ وجود می‌آید. وقتی مردم نتوانند نیازهای اولیه خود را تأمین کنند، احساس بی‌‌عدالتی و فشار روانی افزایش می‌‌یابد. در چنین شرایطی، ممکن است انگیزه برای رفتارهای ناهنجار مانند سرقت، بزهکاری، یا حتی گرایش به مصرف مواد مخدر بالا برود.

    برخی افراد برای فراموشی مشکلات خود به سمت مصرف مواد می‌‌روند، عده‌‌ای دیگر برای جبران کمبود درآمد، به رفتارهای خلاف قانون روی می‌‌آورند. این وضعیت، در کنار کاهش تغذیه مناسب و ضعف بهداشتی، سلامت عمومی جامعه را نیز تهدید می‌‌کند. بنابراین، تحریم‌‌ها تنها معیشت را هدف می‌‌گیرد، بلکه بنیان‌‌های اجتماعی را نیز تحت تأثیر قرار می‌‌دهند.

  • بازار ارز در حال پیش‌خور کردن نااطمینانی‌های آینده است / نرخ دلار بی‌جا پایین آمده

    بازار ارز در حال پیش‌خور کردن نااطمینانی‌های آینده است / نرخ دلار بی‌جا پایین آمده

    به گزارش اقتصادران، بازار ارز ایران در روز‌های اخیر یکی از حساس‌ترین و پرنوسان‌ترین دوره‌های خود را تجربه کرد، دوره‌ای که در آن نرخ دلار آزاد پس از آنکه ۱۰۵ هزار تومان را لمس کرد، به کانال ۹۰ هزار تومانی بازگشت. اما با گذشت چند روز، قیمت دلار به آرامی، اما پیوسته به مرز روانی ۱۰۰ هزار تومان نزدیک شده است. این مرز نه‌تنها یک عدد اقتصادی، بلکه نمادی از شکست یا موفقیت سیاست‌های ارزی دولت تلقی می‌شود؛ رقمی که عبور از آن می‌تواند پیامد‌های روانی، اجتماعی و اقتصادی گسترده‌ای به همراه داشته باشد.

    نرخ دلار در هفته‌های گذشته با نوسانات محدود، اما جهت‌دار، از کانال ۹۷ هزار تومان به سمت ۹۹ هزار و ۹۵۰ تومان حرکت کرده و در معاملات روز سه‌شنبه در سطح ۹۹ هزار و ۶۵۰ تومان بسته شده است. در معاملات روز چهارشنبه نیز نرخ ارز با افزایش ۳۰۰ تومانی نسبت به روز سه‌شنبه روی رقم ۹۹ هزار و ۷۵۰ تومان قرار گرفت. این حرکت آهسته، اما معنادار، نشان‌دهنده نوعی دودلی در بازار است. تردیدی که از یک‌سو ناشی از تقاضای احتیاطی و انتظارات تورمی است و از سوی دیگر، حاصل تلاش بانک مرکزی برای کنترل بازار از طریق ارزپاشی محدود و مدیریت انتظارات.

    تقاضای احتیاطی، که در شرایط نااطمینانی اقتصادی و سیاسی به‌طور طبیعی افزایش می‌یابد، در حال حاضر نقش موتور محرک رشد پلکانی دلار را ایفا می‌کند. بسیاری از خریداران خرد و حتی برخی فعالان بزرگ بازار، نرخ‌های فعلی را کف قیمتی تلقی کرده و با این تصور که احتمال جهش بیشتر وجود دارد، اقدام به خرید می‌کنند. این رفتار، حتی اگر پایه اقتصادی محکمی نداشته باشد، عملا به افزایش تدریجی نرخ ارز کمک کرده و فشار مضاعفی بر سیاست‌گذار وارد می‌کند.

    از سوی دیگر، بازار ارز در وضعیت انتظار به سر می‌برد؛ انتظاری که به دو متغیر کلیدی وابسته است؛ نخست، تصمیمات سیاسی و دیپلماتیک در سطح بین‌المللی که می‌تواند بر انتظارات ارزی اثرگذار باشد و دوم، سیاست‌های پولی داخلی از جمله نحوه مداخله بانک مرکزی در بازار. در چنین فضایی، هر خبر یا رویداد غیرمنتظره‌ای قادر است مسیر بازار را به‌طور ناگهانی تغییر دهد.

    عبور یا عدم عبور از مرز ۱۰۰ هزار تومان، می‌تواند به‌عنوان نقطه عطفی در تحلیل‌های اقتصادی و روانی بازار تلقی شود. اگر این مرز شکسته شود، احتمالا شاهد موج جدیدی از انتظارات تورمی، افزایش قیمت‌ها در سایر بازار‌ها و فشار بیشتر بر سیاست‌گذار خواهیم بود. در مقابل، اگر این سطح حفظ شود و بازارساز بتواند با ابزار‌های خود مانع از جهش نرخ شود، ممکن است فضای بازار به سمت ثبات نسبی حرکت کند؛ هرچند این ثبات در شرایط فعلی بسیار شکننده و وابسته به تحولات بیرونی خواهد بود.

    بازار ارز در حال پیش‌خور کردن نااطمینانی‌های آینده است

    آلبرت بغزیان، اقتصاددان در پاسخ به اینکه با توجه به نزدیک شدن نرخ دلار به مرز روانی ۱۰۰ هزار تومان، آیا بازار در حال پیش‌خور کردن سناریویی خاص است یا صرفا ناشی از انتظارات روانی است؟  گفت: «انتظارات روانی زمانی شکل می‌گیرد که قیمت دلار افزایش پیدا می‌کند. روند بازار بستگی به میزان عرضه و تقاضا دارد. تقاضا به اخبار آینده واکنش نشان می‌دهد و وقتی این اخبار منتشر می‌شود، تاثیر خود را بر قیمت‌ها می‌گذارد. اخباری مانند مذاکرات، وضعیت کشور پس از جنگ ۱۲ روزه، تحولات منطقه، مناقشات غزه و اسرائیل که ایران نیز به نوعی در آن دخیل است، همه باعث می‌شود که این انتظار شکل بگیرد که یا درگیری جدیدی آغاز خواهد شد، یا مکانیسم ماشه فعال خواهد شد.»

    وی ادامه داد: «چند روز اخیر که ما افزایش نرخ را داشتیم و دلار به ۱۰۵ هزار تومان هم رسید به این دلیل بود که در آستانه فعال شدن مکانیسم ماشه قرار گرفتیم ولی توافق ایران با آژانس باعث شد قیمت دلار کاهشی شود و تا ۹۷ هزار تومان هم برسد. اینکه الان مجدد افزایش پیدا کرده، دلیل خاصی ندارد و شاید روی این حساب بود که توافق با آژانس محکم‌تر خواهد بود و ایران ممکن است مذاکراتی را شروع کند. اگر به حساب هیجانات یا جو روانی بگذاریم، هرچه به آینده ربط دارد همراه با نااطمینانی و ریسک است و جو روانی ایجاد می‌کند. انتظاراتی که شکل می‌گیرد مبنی بر اینکه دولت کسری بودجه دارد، تصمیماتی برای تک نرخی کردن ارز و افزایش نرخ آب و برق دارد و از طرفی باید یارانه را زیاد کند که خودش کسری بودجه ایجاد می‌کند و این کسری را ممکن است با افزایش نرخ ارز جبران کند، همه تاثیرگذار هستند.»

    این اقتصاددان خاطرنشان کرد: «افزون بر موارد یاد شده، سکوتی که در بانک مرکزی نسبت به اینکه سیاست ارزی چه خواهد بود، حاکم است اثرش را روی نرخ ارز می‌گذارد. به باور من، چون پیک‌های ۱۰۵ هزار تومان هم برای دلار داشتیم، نرخ دلار بی‌جا پایین آمده و باید تلنگری به اخبار و انتظارات بخورد تا این شکاف پر شود. البته افزایش قیمت جهانی اونس طلا که از آن طرف ارزش دلار را پایین می‌آورد و بحث کاهش نرخ بهره آمریکا بی تاثیر نیست ولی کماکان هرچه بر سر ارزش دلار بیاید، در ایران آن را بصورت افزایش قیمت می‌بینیم.»

    بغزیان در پاسخ به اینکه با وجود محدودیت‌های منابع ارزی، آیا بانک مرکزی می‌تواند نرخ را کنترل کند، یا ناچار به پذیرش سطوح جدید قیمتی خواهد بود؟ بیان کرد: «به باور من خواستگاهش وجود دارد ولی بستگی دارد به اینکه با وزارت اقتصاد و سازمان برنامه و بودجه به چه توافقی خواهند رسید. اینکه بگوییم کسری منابع ارزی نداریم، یک باور خوشبینانه است و نمی‌توان روی آن حساب کرد. به هر حال هر زمان که آمریکا راه‌های دور زدن تحریم را می‌بندد، از آن طرف کسری منایع ارزی خود را بیشتر نشان می‌دهد و ما باید از منابعی که داریم، بهینه‌تر استفاده کنیم. من فکر می‌کنم بانک مرکزی الان یک عقلانیتی دارد که به این سادگی حاضر نمی‌شود نرخ‌های توافقی و ترجیحی را با بازار آزاد هماهنگ کند.»

  • هشدار نسبت به گرانی سبد مصرفی خانوار / بغزیان: گرانی نان، لبنیات و دیگر اقلام مصرفی مردم در شرایط فعلی هیچ توجیهی ندارد

    هشدار نسبت به گرانی سبد مصرفی خانوار / بغزیان: گرانی نان، لبنیات و دیگر اقلام مصرفی مردم در شرایط فعلی هیچ توجیهی ندارد

    به گزارش اقتصادران، با اینکه حمله اسراییل به ایران به یک جنگ کوتاه مدت و ۱۲ روزه منجر شد اما درسهای آن می‌تواند به مراتب بزرگتر و چشمگیرتر باشد. اقتصاد ایران که در ۱۵ سال گذشته همواره زیر فشار تحریم‌های ایالات متحده و حتی غرب قرار داشته، پیش از آغاز تهاجم نظامی نیز شرایط ایده‌آلی نداشت و طبیعی است که با حمله نظامی در بخش‌هایی تزلزل‌های نسبتا بزرگ مشاهده شود. با این وجود و برخلاف تجارب پیشین، وضعیت قیمت ارز و طلا آن طور که در گذشته دیده شده دچار نوسان نشد.

    هر چند بانک مرکزی به سرعت و با آغاز جنگ اقدام به تعطیلی بازار ارز کرد اما حتی پس از بازگشایی آن هم نرخ ارز به هیچ وجه مشابه نیمه اول فروردین ماه جهشی نشد. به طور خاص در تمام نیمه اول فروردین ماه نرخ هر دلار آمریکا بیش از ‍۱۰۰ هزار تومان بود ولی در طول دوران پس از جنگ، نرخ دلار آمریکا از ۹۵ هزار تومان بالاتر نرفت.

    در این رابطه آلبرت بغزیان، اقتصاددان،  گفت: یک درس مهمی که از این جنگ باید بیاموزیم این است که سیاستگذار پولی وقتی اراده داشت، نرخ ارز را هم کنترل کرد. اگر یادتان باشد، پیش از جنگ و در میانه فروردین نرخ هر دلار به بیش از صد هزار تومان هم رسید ولی در این دوره، با وجود اینکه سطح تنش‌ها به جنگ رسید، چنین قیمت‌هایی تجربه نشد. از جهت مدیریت منابع و قیمت ارز در این دوره من نمره قبولی به بانک مرکزی می‌دهم.

    او با تعبیر ایجاد ایست و بازرسی‌های قیمتی، کنترل قیمتها را یک وظیفه مهم دولت دانست و در این راستا تنبیه متخلفان را هم جایز می‌داند.

    عضو هیات علمی دانشگاه تهران با بیان اینکه باید شهرهای گردشگرپذیر در وضعیت غیرجنگی خود را آماده پذیرش مسافران کنند، افزود:‌ به طور خاص می دانیم که سفرهای هوایی ناممکن می‌شوند و وزارت راه باید در این زمینه و بهبود راههای خروجی شهرهای بزرگ را در دستور بگذارد. جاده‌ها باید ظرفیت بیشتری داشته باشند تا در طول مسیر مسافران با کمترین دغدغه و حتی‌المقدور با سرعت بیشتری به مقاصدشان برسند.

    وی ادامه داد: در شهرهای گردشگر پذیر گزارشهایی بود که در طول جنگ سودجویی عده‌ای و کمبودها قیمت بعضی از کالاها را به شدت بالا برد. باید انبارهای کافی کالاهای اساسی را فراهم کرد تا در صورت جنگ دوباره، چنین اتفاقاتی نیافتد. خوشبختانه این جنگ ۱۲ روز بیشتر طول نکشید اما ممکن است باز هم این اتفاق به شکل طولانی‌تر تکرار شود. اینجا وزارت جهاد کشاورزی و وزارت صنعت، معدن و تجارت می‌توانند نقش مهمی ایفا کنند.

    او گفت: وزارت میراث فرهنگی باید از مراکز اقامتی حمایت کند تا از یک طرف مانع تعدیل نیرو یا احیانا تعطیلی این مراکز شود و از سوی دیگر باید تعداد این مراکز را در مناطقی چون شمال کشور افزایش داد. همچنین زمینه باید برای اسکان همگانی باید فراهم شود و اقشار میانی و فرودست هم بتوانند در آرامش سرپناه مناسبی برای خودشان در وضعیت اضطراری پیدا کنند.

    بغزیان در پاسخ به اینکه چه چیزی موجب شد تا نرخ ارز و طلا با وجود جنگ، به رکورد ۱۰۵ هزار تومانی فروردین ماه نرسد، گفت: من فکر می‌کنم امروز این اراده در سیاستگذار بود ولی در فروردین ماه نبود. سیاستگذار اگر اراده داشته باشد، ابزارهای کافی برای کنترل قیمتها و ارزش پول ملی را دارد. در وضعیت غیرجنگی سیاستگذار ایرانی بیشتر تمایل دارد تا با تضعیف ارزش ریال، برای دولت درآمدی ایجاد کند حال آن‌که اگر سیاستگذار واقعا می‌خواست نرخ ارز را کنترل کند، به راحتی می‌توانست اقدامات دیگری را انجام دهد.

    او با بیان اینکه یکی از درسهای جنگ ۱۲ روزه این است که سیاستگذار اگر بخواهد، بازار ارز کنترل شدنی است، ادامه داد: زمانی که ارز به درستی و به موقع تخصیص پیدا می‌کند و کشور با وجود جنگ تعطیل نمی‌شود، در بازار آزاد هم تقاضای مضاعف شکل نمی‌گیرد و همین کمک شایانی به کنترل قیمت ارزهای مختلف کرده است.

    بغزیان در مورد هک شدن شبکه بانکی گفت: برخی بانکها نشان دادند در این زمینه ضعفهایی دارند که باید برطرف کنند. در زمینه امنیت داده‌ها باید به ‌روز رسانی‌های کافی صورت بگیرد. در عین حال ممکن است دوباره حملات سایبری گسترده به شبکه بانکی آغاز شود که باید سیاستگذار برای آن چاره جویی کند. باید نظام‌های پرداخت به نحوی منعطف باشند که در شرایط حملات سایبری هم دارایی‌های پولی مردم قفل نشوند.

    عضو هیات علمی دانشگاه تهران تاکید کرد: هنوز هم در مقایسه با پیش از حمله اسراییل، مردم از پول نقد بیشتری استفاده می‌کنند. بانک مرکزی باید این تغییر شیوه نگهداری پول مردم را درک کند و زمینه را برای تسهیل آن فراهم کند. همانطوری که گفتم در حوزه ارزی بانک مرکزی موفق عمل کرد و توانست مدیریت مناسبی از خودش نشان دهد.

    بغزیان با تاکید بر اینکه در شرایط فعلی باید اقداماتی در دستور قرار گیرد که همبستگی و انسجام عمومی را افزایش دهد، هشدار داد: گرانی نان، لبنیات و دیگر اقلام مصرفی مردم در شرایط فعلی هیچ توجیهی ندارد و یکسره به زیان همبستگی اجتماعی است. اکنون زمان مناسبی برای دستکاری‌های قیمتی و گران‌سازی کالاها و خدمات نیست. نمی‌شود از مردم بابت صبوری آنها در جنگ تشکر کرد و بعد با یکسری اقدامات از این دست آنها را تنبیه کرد. هیچ ایرادی ندارد اگر یکی دو ماه مسئولان دندان روی جگر بگذارند و بعد به مردم فشار تازه وارد کنند.

  • شما هیچ دولتی را پیدا نمی‌کنید که یارانه پرداخت نکند / دولت اگر تورم را کنترل نکند، سه نرخی کردن گازوئیل جواب نمی‌دهد

    شما هیچ دولتی را پیدا نمی‌کنید که یارانه پرداخت نکند / دولت اگر تورم را کنترل نکند، سه نرخی کردن گازوئیل جواب نمی‌دهد

    به گزارش اقتصادران، بغزیان درباره تأثیر سه نرخی کردن گازوییل در اقتصاد گفت: در بحث یارانه بنزین یا گازوییل و یا تغییر نرخ سوخت هر سال صحبت شده است. سال گذشته چرا سه نرخی شدن مطرح نشد؟ آیا سال گذشته نرخ گازوییل خوب بود؟ چرا الان این موضوع مطرح می‌شود؟ آنچه نرخ گازوییل را تغییر می‌دهد و ایجاد دغدغه می‌کند، نرخ ارز است. تا چند سال قبل که دلار ۱۰ هزار تومان بود، قیمت گازوییل برای پالایشگاه کمتر تمام می‌شد. قیمت لاستیک و لوازم یدکی و هزینه زندگی هم پایین بود؛ بنابراین دولت و راننده کامیون نیازی نمی‌دید که نرخ و قیمت سوخت را تغییر دهد. با افزایش کسری بودجه، کاهش درآمد نفت، رشد تحریم‌ها و شدت گرفتن بحران اقتصادی، نیاز به تغییر نرخ سوخت جدی‌تر شده است. دولت اگر تورم را کنترل نکند، نرخ ارز را به همین شکل پیش ببرد و تحریم‌ها شدت بگیرد، باز هم این سه نرخی کردن جواب نمی‌دهد و مجدداً باید قیمت‌ها را اصلاح کند. سیاست‌های دولت در قبال اقتصاد غلط بوده که مجبور به تغییر نرخ شده است.

    او افزود: شما هیچ دولتی را پیدا نمی‌کنید که یارانه پرداخت نکند، اما یارانه بر روی چه؟ یارانه برای بهداشت، آموزش، غذا و… در ایران یارانه بر روی موضوعات بی ربطی پرداخت می‌شود. ارزش یارانه در ایران هم پایین آمده است. وقتی یارانه ۴۴ هزار تومان بود، ۱۰ دلار می‌ارزید. الان ۱۰ دلار یعنی ۸۰۰ هزار تومان، اما یارانه ۳۰۰ تومان است.

    وی در رابطه با افزایش تورم با تغییر نرخ گازوییل اظهار داشت: تغییر نرخ گازوییل نباید بهانه‌ای برای صاحبان کالا به جهت افزایش قیمت‌ها شود. مگر در قیمت تمام شده خمیردندان، چند درصد گازوییل نقش دارد؟ از سوی دیگر مشخص نیست که کالا‌ها با کدام نرخ گازوییل جا به جا می‌شوند. نظارت به قیمت‌ها مهم‌تر از هر چیز دیگری است. دولت که می‌خواهد نرخ گازوییل را تغییر دهد، چگونه می‌خواهد جلو نتایج منفی آن را بگیرد؟ نتایج این تصمیم دولت، تورم بیشتر است. دولت هدف دقیقی هم برای تغییر نرخ ندارد.

    بغزیان درباره راهکار جلوگیری از نتایج منفی تغییر نرخ سوخت گفت: نظارت بر قیمت‌ها، تنها را جلوگیری از آسیب‌های افزایش قیمت است. الان چقدر از هزینه تمام شده یک کالا، حمل و نقل است؟ نباید بهانه‌ای برای افزایش قیمت دست فروشنده‌ها بدهیم. اگر برای افزایش کارایی و بهره وری ناوگان حمل و نقلی خودرو با کیفیت تولید کنند و اجازه واردات دهند، باز هم نیاز به نظارت دارد. اگر نظارت کافی بر روی این روند نباشد، فاجعه‌ای مثل چای دبش شکل می‌گیرد.

  • فروپاشی اقتصادی در کمین ایران / ۳ اقتصاددان برجسته کشور هشدار دادند

    فروپاشی اقتصادی در کمین ایران / ۳ اقتصاددان برجسته کشور هشدار دادند

    به گزارش اقتصادران، این روزها بحث توافق ایران و امریکا به شکل جدی پیش می‌رود. اما کماکان نگرانی‌ها برای توقف آن وجود دارد. این توقف به معنی تشدید تحریم‌ها به ویژه تحریم‌های نفتی است. آن هم در شرایطی که اعمال مکانیزم ماشه و اعمال تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران مرتفع نشده است.

    در این میان، این پرسش مطرح می‌شود که آیا ادامه وضعیت موجود یا حتی بدتر شدن آن می‌تواند زنگ خطری برای اقتصاد ایران باشد ؟ بررسی شاخص‌های مختلف اقتصادی مانند تورم و بیکاری نشان از شرایط بسیار نامساعد اقتصادی دارد. جدیدترین گزارش مرکز آمار نشان می‌دهد که تورم ماهانه کل کشور از ۳٫۳ درصد در اسفند سال قبل به ۳٫۹ درصد در فروردین ۱۴۰۴ رسیده است. به تعبیر دیگر در فروردین‌ماه خانوارها برای خرید همان سبد اسفند ماه ۳٫۹ درصد بیشتر هزینه کرده‌اند.
    تورم نقطه به نقطه نیز با وضعیت مشابهی از ۳۷٫۱ درصد به ۳۸٫۹ درصد رسیده که افزایش قابل‌توجهی به شما می‌رود. نرخ سالانه این شاخص نیز با خروج از کانال ۳۲‌درصدی، به ۳۳٫۴ درصد افزایش یافته است. پیش‌بینی‌ها نیز چندان امیدوارکننده نیستند. صندوق بین‌المللی پول در جدیدترین ارزیابی خود اعلام کرده رشد اقتصادی ایران کاهش خواهد یافت. بانک جهانی نیز چشم‌انداز مثبتی برای اقتصاد ایران ترسیم نکرده و حتی هشدار داده است که ممکن است، نرخ رشد اقتصادی به محدوده منفی برسد.
    تحلیل‌گران اقتصادی داخل کشور نیز شرایط را بسیار نگران‌کننده توصیف می‌کنند. از نگاه جمعی از این اقتصاددانان و فعالان اقتصادی با ادامه وضع موجود زنگ خطر اقتصاد ایران به صدا در می‌آید. موسی غنی‌نژاد اقتصاددان برجسته و مسعود خوانساری رییس سابق اتاق بازرگانی تهران از جمله کسانی هستند که نسبت به آینده ایران با ادامه وضع موجود یا تشدید وضع موجود نگران هستند و معتقدند فروپاشی اقتصادی در کمین ایران است.
    البته برخی اقتصاددان از جمله آلبرت بغزیان این موضوع را رد می‌کند و معتقد است اگرچه امروز شرایط اقتصاد نامناسب است. اما ادامه وضع موجود یا تشدید آن نمی‌تواند حرکت اقتصاد ایران را متوقف کند.  اظهارات موسی غنی‌نژاد، مسعود خوانساری و آلبرت بغزیان را در گفت‌وگو با اعتماد بخوانید:

    خوشبینم؛ اما نگران

    موسی غنی‌نژاد، اقتصاددان برجسته ایران از جمله اقتصاددانانی است که نگران ادامه وضع موجود است. غنی‌نژاد در گفت‌وگو با «اعتماد» درباره چشم‌انداز اقتصاد ایران هشدار می‌دهد و می‌گوید: با کسانی که معتقدند اقتصاد ایران روزبه‌روز بدتر می‌شود و به سمت فروپاشی می‌رود، موافق هستم. به گفته او، اگر وضعیت امروز را با چند سال قبل مقایسه کنیم، می‌بینیم که شرایط به‌مراتب بدتر شده است. از جمله در قدرت خرید عمومی مردم که به دلیل تورم بالا به‌شدت کاهش یافته، در حالی که دستمزدها هم‌پای تورم افزایش نیافته‌اند. در نتیجه، قدرت خرید کاهش یافته و فقر گسترش پیدا کرده است.
    او می‌افزاید: اکنون بر اساس برآورد اقتصاددانان، حدود ۵۰ درصد جمعیت کشور دچار فقر هستند؛ حتی ممکن است این میزان بیشتر باشد. این در حالی است که حدود ۲۰ سال قبل، این عدد بین ۱۵ تا ۲۰‌درصد بود. این جهش نگران‌کننده نشان می‌دهد، وضعیت معیشتی مردم به‌شدت آسیب دیده و بد شده است.
    این اقتصاددان برجسته ایران با اشاره به وضعیت زیرساخت‌های کشور، نشانه‌های بحران را جدی می‌داند و تصریح می‌کند که اگر گفته می‌شود اقتصاد در آستانه از هم پاشیدگی است؛ این ادعا بی‌مبنا نیست. ایران کشوری نفت‌خیز با ذخایر عظیم نفت و گاز است، اما با این حال، در زمستان با کمبود گاز و در تابستان با کمبود برق روبرو است. در حالی که هنوز تابستان نرسیده، هم‌اکنون با بحران برق مواجهیم. خاموشی‌ها هم به صنایع لطمه زده‌اند و هم سطح رفاه عمومی را پایین آورده‌اند. اینها همه نشانه‌هایی از بحرانی‌بودن شرایط اقتصادی کشور هستند.
    غنی‌نژاد درباره اینکه مذاکرات جاری ایران و امریکا چقدر می‌تواند درکنترل وضع موجود یا بهبود آن موثر باشد ؟ می‌گوید: برای پاسخ روشن به این سوال کافی است به واکنش بازار ارز نگاه کنیم. به‌محض انتشار کوچک‌ترین خبر مثبت از انجام مذاکرات ایران و امریکا، نرخ ارز به‌شدت کاهش پیدا می‌کند. اوایل امسال، با شروع مذاکرات، نرخ دلار حدود ۲۵‌درصد پایین آمد. به اعتقاد این اقتصاددان، تأثیر فضای مذاکرات را فقط در بازار ارز نمی‌توان دید؛ بازار سرمایه هم واکنش مثبت نشان می‌دهد و انتظارات در کل اقتصاد بهبود می‌یابد در نتیجه اثر مذاکرات روی اقتصاد، بسیار جدی و فوری است.
    غنی‌نژاد در بخشی از اظهاراتش تاکید می‌کند: کاهش نرخ ارز به ثبات اقتصادی کمک می‌کند، قدرت خرید مردم را افزایش می‌دهد و انتظارات تورمی را کاهش می‌دهد. وقتی انتظارات تورمی مهار شود، اقتصاد نیز بهتر عمل می‌کند. بنابراین، اگر این مذاکرات به توافق منجر شود، می‌تواند اقتصاد ایران را وارد مسیر ترمیم تدریجی کند. در این صورت، فضا خوشبینانه می‌شود، تولید افزایش می‌یابد، بازار سرمایه رونق می‌گیرد، نرخ ارز تثبیت می‌شود و تورم کنترل می‌شود. البته اینها در صورتی محقق می‌شود که توافقی پایدار و قابل‌اطمینان حاصل شود؛ نه توافقی موقتی و بی‌ثبات که آینده آن نامشخص باشد.
    او تاکید می‌کند: اگر این مسیر به توافق پایدار منجر شود، شرایط مثبت‌تری رقم خواهد خورد. اما اگر مذاکرات به نتیجه نرسد یا متوقف شود، تبعات آن برای وضعیت اقتصادی فعلی و آینده کشور بسیار منفی خواهد بود.
    غنی‌نژاد درباره بازه زمانی اثرگذاری توافق نیز می‌گوید که در کوتاه‌مدت، بلافاصله پس از توافق، انتظارات مثبت شکل می‌گیرد و نرخ تورم تثبت پیدا می‌کند به تعبیر بهتر از تلاطمش کم می‌شود و انتظارات تورمی پایین می‌آید. اما برای اینکه سرمایه‌گذاری خارجی وارد کشور شود و رشد اقتصادی بالا برود مثلا رشد ۷ یا ۸ درصدی شود؛ به زمان بیشتری نیاز داریم. حداقل یکی دو سال لازم است تا زیرساخت‌های بانکی و مالی اصلاح شوند، اعتماد سرمایه‌گذاران جلب شود و تجارت بین‌المللی در مسیر طبیعی خود قرار گیرد.
    این اقتصاددان می‌گوید با توجه به فشارهای موجود باید هرچه سریع‌تر وضعیت ایران در جامعه بین‌المللی در مورد مذاکرات با امریکا و مکانیسم ماشه مشخص شود. اگر در مذاکرات به توافق نرسیم، ممکن است فشار حداکثری دوباره بازگردد و ما وارد وضعیت اقتصادی بسیار بدتری شویم. اما احساس من این است که در نهایت به نوعی توافق خواهیم رسید؛ هرچند نمی‌توان با قطعیت آن را پیش‌بینی کرد. امیدوارم این توافق، پایدار و قابل‌اعتماد باشد، چراکه اگر متزلزل باشد، اثر مثبت چندانی بر اقتصاد نخواهد گذاشت.

    حرکت به سمت گسست

    تقریبا همه فعالان اقتصادی بخش خصوصی نسبت به آینده ایران با ادامه وضع کنونی نگران هستند. یکی از این فعالان اقتصادی مسعود خوانساری رییس سابق اتاق بازرگانی تهران است.
    رییس سابق اتاق بازرگانی تهران، در گفت‌وگو با «اعتماد» می‌گوید تا زمانی که توافقات بین‌المللی بین ایران و امریکا حل نشود و تحریم‌ها برطرف نشود، هرگونه پیش‌بینی درباره آینده اقتصاد ایران ناممکن است. او معتقد است: مساله اصلی اقتصاد ایران، حل تعاملات بین‌المللی به ویژه حل مشکلات ایران با امریکا است. اگر ایران بتواند مشکلات خود را با امریکا حل کند و تحریم‌ها برداشته شود؛ امکان ارایه پیش‌بینی‌هایی درباره آینده اقتصادی کشور وجود دارد. اما در شرایط کنونی که دور نمای تاریکی وجود دارد، نمی‌توانم ارزیابی مشخصی از آینده اقتصاد ایران ارایه دهم.
    رییس سابق اتاق بازرگانی تهران با اشاره به تحریم‌ها یک دهه اخیر گفت: حکمرانی غلط وناکارآمد باعث تورم فزاینده شده است که روز به‌روز سفره مردم راکوچک‌تر و انبوهی از جمعیت را به زیر خط فقر برده است، صنعت کشور دچار مشکل شده و از تکنولوژی روز دنیا سال‌ها عقب افتاده‌ایم. اگر تحریم‌ها تشدید شود، با مشکلات بیشتری روبرو خواهیم شد.
    او در ادامه به تأثیرات این وضعیت بر معیشت مردم می‌پردازد و می‌گوید که مشکلات اقتصادی ایران کاملا آشکار است. کاهش روزافزون ارزش پول ملی، کوچک‌تر شدن سفره مردم و افزایش قیمت‌ها در بازار، همه نشانه‌های این بحران هستند. تمامی شاخص‌های اقتصادی نشان ازفروپاشی اقتصادی است.
    خوانساری درباره مشکلات ساختاری اقتصاد ایران نیز می‌گوید که کشور با ناترازی‌های گسترده‌ای مواجه است.ناترازی در برق، آب، سوخت، صندوق‌های بازنشستگی دچار مشکل هستند و کسری بودجه کشور حداقل ۵۰ درصد برآورد می‌شود.
    او در واکنش به موضوع پیوستن ایران به گروه ویژه اقدام مالی (FATF) می‌گوید ۱۰‌سال پیش باید این تصمیم گرفته می‌شد. امروز ارتباط ما با نظام مالی بین‌المللی به واسطه تحریم‌ها قطع است . با هیچ بانک خارجی مرتبط نیستیم. تمامی صادرات و واردات از طریق واسطه و با هزینه‌های گزاف انجام می‌شود به همین دلیل قدم اول برداشتن تحریم‌هاست وهمزمان پیوستن به FATF .
    درباره سیاست‌های اخیر دولت و بانک مرکزی برای توسعه روابط تجاری ایران و روسیه نیز رییس سابق اتاق بازرگانی تهران می‌گوید ارتباط با همه کشور‌ها خوب است.تقویت روابط با روسیه هم خوب است ولی باید باور کنند که این کشور نمی‌تواند مشکلات اقتصادی ایران را حل کند. روسیه خود تحت تحریم‌های شدید قرار دارد. باید از مقامات بپرسیم که حجم مبادلات ایران با روسیه چقدر است؟ چقدر از روسیه واردات داریم و چقدر به روسیه صادرات داریم که بتواند مشکل ما را برطرف کند.
    او در ادامه هشدار می‌دهد که در صورت ادامه این روند، اقتصاد ایران به سمت یک فروپاشی اقتصادی حرکت خواهد کرد.

    حیات اقتصاد ایران ادامه دارد

    در میان تحلیلگران اقتصادی که معتقدند با ادامه وضع موجود زنگ خطر فروپاشی اقتصادی ایران به صدا در می‌آید، آلبرت بغزیان، اقتصاددان، با رد کاربرد واژه فروپاشی اقتصادی در توصیف وضعیت اقتصاد ایران، تأکید می‌کند که این تعبیر نادرست و نابجا است و حتی غلط است.
    او می‌گوید کشورهایی که دچار گسست اقتصادی شده‌اند، معمولا هیچ درآمدی ندارند، با کسری بودجه مزمن مواجهند، تورمی چندرقمی دارند، نرخ بیکاری در آنها بسیار بالا است و بدهی خارجی گسترده‌ای دارند. باید مثالی از چنین کشورهایی ارایه شود تا بتوان ایران را با آنها مقایسه کرد.
    بغزیان می‌افزاید فروپاشی اقتصادی یعنی ساختار اقتصادی یک کشور به‌طور کامل فروبریزد و عملا چیزی از آن باقی نماند. وضعیتی که حتی در مورد اقتصادهایی مانند موزامبیک، آنگولا یا آرژانتین نیز نمی‌توان با اطمینان به کار برد.
    او بر این باور است که تورم ۴۵ درصدی، بیکاری بین ۱۲ تا ۱۵ درصدی یا رشد اقتصادی حدود ۲ درصد، در کشور نشانه گسست نظام اقتصادی نیست. زیرا درآمد نفتی همچنان وجود دارد و کشور از منابعی برای تولید داخلی برخوردار است.
    بغزیان تاکید می‌کند می‌توان گفت که وضعیت اقتصادی ایران مطلوب نیست. تحریم‌ها نیز ممکن است اقتصاد را تضعیف کنند، اما به‌تنهایی نمی‌توانند آن را از هم بپاشانند. اگر تحریم‌ها تشدید شود، توافقات به نتیجه نرسد و مکانیزم ماشه فعال شود، باز هم راه‌هایی برای دور زدن تحریم‌ها وجود دارد و همواره کشورهایی هستند که نفت ایران را ارزان‌تر خریداری می‌کنند.  او می‌افزاید: در شرایط نامناسب بین‌المللی ممکن است. کنترل اقتصاد از دست خارج شود و ناترازی‌هایی مانند تعطیلی صنایع یا محدودیت در مصرف انرژی بیشتر شود. اما همان زمان نیز تصمیماتی گرفته خواهد شد. بنابراین، ادامه حیات اقتصادی ممکن خواهد بود.