برچسب: آزادی اقتصادی

  • چرا بعضی کشورها ثروتمندند ولی ما نیستیم؟!

    چرا بعضی کشورها ثروتمندند ولی ما نیستیم؟!

    به گزارش اقتصادران، از زمانی که ایرانیان با اروپا‌یی‌ها برخورد نزدیک پیدا کردند، این سؤال مطرح بود که چرا و چگونه آن‌ها پیشرفت کردند و به توسعه رسیدند. در روزگار ما، این سوال نیز مطرح می‌شود که در میان کشورهای توسعه یافته غربی، چه وجه تمایزی موجب رشد و رفاه بیشتر برخی از آن‌ها شده است؟ آیا الگویی برای پیشرفت و توسعه اقتصادی وجود دارد؟

    پاسخ به این پرسش‌ها را نباید تنها در متغیرهای جغرافیایی یا شانس جست‌وجو کرد، بلکه ریشه اصلی این تفاوت فاحش در مفهومی به نام «آزادی اقتصادی» نهفته است؛ مفهومی که نشان می‌دهد هرچه دست و پای افراد در فعالیت‌های اقتصادی بازتر باشد و دولت کمتر در جزئیات معیشت مردم دخالت کند، موتور تولید ثروت با قدرت بیشتری به حرکت در می‌آید.

    آمارهای جهانی، به‌ویژه گزارش‌هایی که سالانه توسط دو نهاد معتبر بین‌المللی یعنی «مؤسسه فریزر» و «بنیاد هریتیج» منتشر می‌شوند، با دقت میزان باز بودن اقتصادها را اندازه‌گیری می‌کنند. این دو نهاد بر این باورند که آزادی اقتصادی صرفاً یک ایده‌‌ی نظری بر روی کاغذ نیست، بلکه مجموعه‌ای از قواعد است که شامل امنیت مالکیت خصوصی، حاکمیت قانون، آزادی تجارت بین‌المللی، ثبات پولی و محدود بودن اندازه دولت می‌شود.

    وقتی از آزادی اقتصادی حرف می‌زنیم، در واقع از حقی سخن می‌گوییم که به یک شهروند اجازه می‌دهد بدون ترس از مصادره اموالش توسط قدرتمندان، سرمایه‌گذاری کند، بدون عبور از هفت‌خوان مجوزهای دولتی کسب‌وکار راه بیندازد و بدون محدودیت‌های سنگین تعرفه‌ای، با دنیا داد و ستد کند.

    شاخص‌های کلیدی سنجش آزادی اقتصادی

    سنجش آزادی اقتصادی توسط این دو نهاد بر پایه‌ی معیارهایی دقیق استوار است که در واقع میزان استقلال فرد از دخالت‌های دولت را اندازه می‌‌گیرد.

    مؤسسه فریزر با نگاهی به پنج حوزه کلیدی شامل «اندازه دولت»، «ساختار قانونی و امنیت حقوق مالکیت»، «دسترسی به پول سالم و باثبات»، «آزادی تجارت بین‌المللی» و «مقررات نظارتی بر اعتبار، بازار کار و کسب‌وکار»، عیار آزادی را می‌سنجد، در حالی که بنیاد هریتیج این ارزیابی را در قالب چهار ستون اصلی طبقه‌بندی می‌کند که شامل «حاکمیت قانون» (حقوق مالکیت، اثربخشی قضایی و سلامت دولت)، «اندازه دولت» (بار مالیاتی، مخارج دولتی و سلامت مالی)، «کارایی مقرراتی» (آزادی کسب‌وکار، آزادی کار و آزادی پولی) و در نهایت «بازارهای باز» (آزادی تجارت، سرمایه‌گذاری و مالی) می‌شود. این معیارها در کنار هم نشان می‌دهند که آیا قوانین یک کشور مشوق خلاقیت و مالکیت فردی هستند یا با ایجاد بروکراسی‌های پیچیده، قیمت‌گذاری دستوری و دیوارهای بلند تجاری، راه را بر شکوفایی استعدادها و ثروت‌آفرینی شهروندان بسته‌اند.

    کشورهای صدر جدول

    نگاهی به صدر جدول رتبه‌بندی‌های این دو مؤسسه، واقعیت‌های تکان‌دهنده‌ای را آشکار می‌کند؛ کشورهایی نظیر سنگاپور، سوئیس، ایرلند، تایوان و نیوزیلند همواره در رده‌های نخست قرار دارند و جالب اینجاست که همین کشورها، بالاترین سطح درآمد سرانه و کیفیت زندگی را برای شهروندان خود فراهم کرده‌اند.

    در مقابل، کشورهایی که در انتهای این فهرست قرار می‌گیرند، با پدیده‌هایی چون تورم افسارگسیخته، نرخ بیکاری بالا و فقر عمومی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. در این میان، بر اساس آخرین گزارش‌های بنیاد هریتیج و مؤسسه فریزر، ایران در جایگاه‌های بسیار پایینی -در میان ۲۰ کشور انتهای جدول از نظر آزادی اقتصادی- قرار دارد.

    این رتبه ضعیف که محصول مداخلات گسترده دولتی، اقتصاد دستوری، قیمت‌گذاری دولتی و مقررات و موانع بزرگ بر سر راه تجارت آزاد است، خود را در رقم درآمد سرانه ایرانیان نشان می‌دهد که با پتانسیل‌های واقعی کشور فرسنگ‌ها فاصله دارد. درآمد سرانه ایران در سال‌های اخیر، چه با نرخ دلار رسمی و چه بر اساس قدرت خرید، نشان‌دهنده یک کاهش قدرت خرید جدی برای طبقه متوسط و فرودست است که به طور مستقیم با بسته بودن فضای اقتصادی پیوند دارد.

    همیشه پای دولت در میان است

    استدلال اصلی در اینجا ساده اما متکی به علم اقتصاد است: وقتی دولت به جای داور، نقش بازیکن را ایفا می‌کند و با ایجاد شرکت‌های دولتی بزرگ و انحصارهای گوناگون، فضا را برای بخش خصوصی تنگ می‌کند، خلاقیت کشته می‌شود. در کشورهای آزاد، قیمت‌ها بر اساس عرضه و تقاضا در بازار تعیین می‌شوند و این قیمت‌ها مانند علائمی هستند که به تولیدکننده می‌گویند چه چیزی تولید کند و مردم به چه چیزی نیاز دارند، اما در اقتصادی مثل ایران که با پدیده قیمت‌گذاری دستوری روبروست، این علائم کور می‌شوند و در نتیجه منابع کشور به جای تولید ثروت، هدر می‌روند.

    بنیاد هریتیج در شاخص‌های خود تأکید می‌کند که «حاکمیت قانون» ستون فقرات رفاه است؛ یعنی اگر یک کارآفرین بداند که دادگاه‌ها مستقل هستند و هیچ‌کس نمی‌تواند به زور دارایی او را تصاحب کند، او با تمام توان فعالیت می‌کند، اما در کشورهای با رتبه پایین آزادی، بی‌ثباتی قوانین و نفوذ گروه‌های خاص، امنیت سرمایه‌گذاری را از بین می‌برد.

    از سوی دیگر، مؤسسه فریزر بر موضوع «آزادی تجارت بین‌المللی» پافشاری می‌کند؛ داده‌های این مؤسسه ثابت می‌کند کشورهایی که با دنیا تعامل دارند و دیوارهای بلندی به دور خود نکشیده‌اند، از تکنولوژی‌های روز بهره‌مند شده و کالاهای ارزان‌تر و باکیفیت‌تری در اختیار مردمشان قرار می‌دهند.

    تفاوت زندگی یک شهروند در سنگاپور با درآمد سرانه بالای ۸۰ هزار دلار و یک شهروند در کشورهای تحت کنترل شدید دولتی، در حقیقت تفاوت میان انتخاب و اجبار است. در جوامع آزاد، ثروت از طریق رقابت و جلب رضایت مشتری به دست می‌آید، اما در جوامع غیرآزاد، ثروت از طریق نزدیکی به کانون‌های قدرت و رانت‌خواری توزیع می‌شود.

    بنابراین، فقر در ایران یا کشورهای مشابه، نه یک تقدیر جغرافیایی، بلکه یک معلول اقتصادی است که ریشه در ساختارهای بسته دارد. زمانی که نرخ تورم به دلیل بی‌انضباطی مالی دولت و چاپ پول بالا می‌رود، در واقع دستبرد به جیب مردمی است که اجازه ندارند دارایی‌های خود را در یک بستر پایدار حفظ کنند.

    در کشورهای صدر جدول هریتیج، بانک مرکزی مستقل و انضباط مالی باعث شده تا تورم مفهومی غریب باشد و مردم بتوانند برای چند سال آینده زندگی خود برنامه‌ریزی کنند، اما در ایران، نبود آزادی اقتصادی باعث شده تا تمام توان ذهنی مردم به جای نوآوری، صرف تلاش برای حفظ ارزش پولشان در برابر سقوط ریال شود. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که آزادی اقتصادی به رفاه گره می‌خورد؛ رفاه فقط داشتن پول زیاد نیست، بلکه داشتن امنیت روانی و امکان پیش‌بینی آینده و بهره بردن از پس انداز و سرمایه‌گذاری است که تنها در سایه بازارهای آزاد محقق می‌شود.

    رفاه میوه‌ای است که تنها بر درخت آزادی می‌روید

    اگر به تجربه‌های موفق جهانی نگاه کنیم، می‌بینیم که حتی کشورهایی که زمانی فقیر بودند، به محض اینکه زنجیرهای دولتی را از پای اقتصاد گشودند، با جهش خیره‌کننده درآمد سرانه روبرو شدند.

    این درس بزرگی است که نشان می‌دهد راه نجات سفره‌های مردم، نه در یارانه‌های مستقیم و صدقه دولتی، بلکه در بازگرداندن حق انتخاب اقتصادی به خود مردم و محدود کردن دخالت‌های سلیقه‌ای دولت است.

    تا زمانی که رتبه ایران در شاخص‌های بین‌المللی آزادی اقتصادی بهبود نیابد و ما از انتهای جدول فریزر و هریتیج فاصله نگیریم، انتظار معجزه برای افزایش سطح رفاه و درآمد سرانه، انتظاری غیرواقع‌بینانه خواهد بود؛ چرا که رفاه میوه‌ای است که تنها بر درخت آزادی می‌روید. به تعبیری، رفاه و رشد اقتصادی، سرریزهای آزادی هستند.

  • ایران، جز 5 کشور آخر جهان در آزادي اقتصادي / پیمان مولوی: دولت در ايران بزرگ نيست، ناكارآمد است

    ایران، جز 5 کشور آخر جهان در آزادي اقتصادي / پیمان مولوی: دولت در ايران بزرگ نيست، ناكارآمد است

    به گزارش اقتصادران، آنگونه كه پيمان مولوي، كارشناس اقتصادي مي‌گويد: متوسط درآمد سرانه 40 كشور اولي كه داراي آزادي اقتصادي هستند به 48هزار دلار رسيده است. همچنين ميزان درآمد سرانه 40 كشور دوم 25هزار دلار، 40 كشور سوم 12هزار دلار و 45 كشور آخر جدول هم 6هزار دلار است و در اين ميان ايران از ميان 165 كشور در رتبه 160 قرار گرفته است.

    درآمد سرانه چيست؟

    درآمد سرانه شاخصي براي اندازه‌گيري درآمد متوسط آحاد ساكنان يك كشور يا يك منطقه جغرافيايي در بازه يك ساله است. به بيان ديگر، به ميانگين درآمد هر فرد نيز درآمد سرانه مي‌گويند. اين شاخص، سنگ محكي براي ارزيابي كيفيت زندگي افراد در هر كشور يا محدوده جغرافيايي در اختيارمان مي‌گذارد، متداول‌ترين كاركرد درآمد سرانه، نشان دادن درجه توانگري يا فقر يك گروه از افراد است. در هر كشور سالانه مقداري كالا و خدمات توليد مي‌شود كه منجر به خلق درآمد براي كشور مي‌شود. بنابراين مجموع ارزش توليدات صورت گرفته در كشور در يك دوره زماني كه توليد ناخالص داخلي يا GDP ناميده مي‌شود برابر است با درآمد ملي كشور. اگر اين درآمد كل به تعداد جمعيت تقسيم شود نشان مي‌دهد كه در يك دوره زماني چه مقدار درآمد نصيب هر فرد در جامعه شده يا به عبارتي درآمد سرانه مردم كشور چه مقدار بوده است.

    بررسي‌ها نشان مي‌دهد درآمد سرانه ايرانيان در نيمه نخست سال‌هاي 1392 تا 1402 در سال 1396 با 2 هزار و 760 دلار بيشترين مقدار خود را در اين 11 سال داشته است. در نيمه نخست سال 1397 درآمد متوسط هر ايراني با 36.3 درصد كاهش نسبت به مدت مشابه سال قبل به يك هزار و 758 دلار رسيد. اين افت در نيمه نخست دو سال بعد نيز ادامه داشت به‌طوري كه درآمد سرانه در نيمه نخست سال 1398 با 7.7 درصد كاهش به يك هزار و 622 دلار رسيد و در نيمه نخست سال 1399 با 19 درصد كاهش برابر با يك هزار و 313 دلار شد. اين يعني رفاه ايرانيان در اين سال‌ها تحت تاثير افت توليد حقيقي در اقتصاد در كنار كاهش ارزش توليدات دچار افت محسوسي شده است.

    پنج عامل آزادي اقتصادي كدامند؟

    پيمان مولوي، كارشناس اقتصادي در مورد بررسي درآمد سرانه كشورهاي جهان اول، در حال توسعه و توسعه نيافته به «اعتماد» گفت: رابطه مستقيمي بين رشد اقتصادي كشورها از يكسو و رفتن به سمت آزادي اقتصادي از سوي ديگر وجود دارد ضمن آنكه هر چقدر كشورها بتوانند آزادي اقتصادي‌شان را بيشتر كنند رشد اقتصادي بالاتر و بهتري هم مي‌توانند داشته باشند. مولوي تصريح كرد: زماني كه متوسط درآمد سرانه 40 كشور اول به حدود 48 هزار دلار رسيده است به اين معني است كه يكي از دلايلي كه اين كشورها توانسته‌اند به اين رتبه از آزادي اقتصادي دست پيدا كنند اين است كه 5 عامل آزادي اقتصادي را رعايت كرده‌اند.عوامل بنياديني كه منجر به آزادي اقتصادي يك كشور مي‌شود شامل؛ اندازه دولت، قوانين و مقررات، تجارت خارجي، دسترسي به نقدينگي سالم بدون تورم و رتبه دارايي‌ها است.

    دولت در ايران بزرگ نيست، ناكارآمد است

    او ادامه داد: برخلاف تمامي حواشي كه در مورد اندازه دولت در ايران وجود دارد اندازه دولت در ايران بزرگ نيست بلكه دولت در ايران ناكارآمد است چرا كه اندازه دولت در كشوري مانند كانادا بزرگ‌تر از اندازه دولت در ايران است. اما در كانادا نظام بهداشتي رايگان، آموزش و ورزش رايگان و يكسري ديگر از امكانات رايگان براي شهروندان وجود دارد اين در حالي است كه در ايران نه تنها اين امكانات رايگان وجود ندارد بلكه دولت در تمامي اموري كه بايد دخالت داشته باشد حضور ندارد و در تمامي اموري كه نبايد باشد حضور دارد مانند قيمت‌گذاري دستوري كه اصلا نبايد در آن دخالتي داشته باشد يا در بخش تدوين قوانين و مقررات.

    مولوي خاطرنشان كرد: در حال حاضر رتبه آزادي اقتصادي ايران به 134 از 165 رسيده است يا در حوزه قوانين و مقررات در رتبه 135 از 165 است و در رتبه تجارت خارجي ايران از 165 در انتهاي جدول و 165 است يا رتبه ميزان تورم 154 از 165 است و در نهايت در رتبه مالكيت دارايي‌ها كه 150 از 165 قرار گرفته است. اين در حالي است كه رتبه آزادي اقتصادي كشوري مانند پاكستان 120 است و با ايران فاصله 40 پله‌اي دارد.

    اقتصاد ذي‌نفعانه كشورها  را به انتهاي جدول پرت مي‌كند

    اين كارشناس اقتصادي تصريح كرد: تمامي اين 5 عامل در رشد و توسعه اقتصادي شركت‌ها اثر گذارند اين در حالي است كه ايران در اين 5 عامل با مشكل روبه‌روست و نكته ناراحت‌كننده اين است كه در كشورهايي كه در انتهاي جدول هستند از مصر گرفته تا ايران و ونزوئلا و لبنان و زيمبابوه و… هيچ زماني از انتهاي جدول نمي‌توانند به سمت بالا حركت كنند، علت آن هم به دليل اقتصاد ذي‌نفعانه است كه در اين كشورها رونق گرفته است.او ادامه داد: در ايران از انحصار واردات آيفون و واردات خودرو گرفته تا لوازم خانگي و… وجود دارد و ما در ايران شاهد اين محدوديت‌ها هستيم اما سوال اينجاست كه چرا بايد واردات خودرو شش سال ممنوع باشد يا در بخش لوازم خانگي چرا بايد اين ممنوعيت‌ها وجود داشته باشد؟ يا در بسياري از حوزه‌هاي ديگر يك برند استاندارد در ايران وجود نداشته باشد كه تمامي اين موارد به رشد اقتصادي در ايران و درآمد سرانه در كشور برمي‌گردد.

    رتبه آزادي اقتصادي قبل از تحريم‌ها چقدر بود؟

    مولوي ادامه داد: متاسفانه ايران با اين رتبه اقتصادي روند توسعه بسيار كندي را طي مي‌كند و اگر بخواهيم با ادامه تحريم‌ها اين روند را ادامه دهيم نمي‌تواند به رشد اقتصادي كه پيش‌بيني كرده دست پيدا كند چرا كه توان آن وجود ندارد و ســوال اين است كه رتــبه آزادي اقتصادي ايران قبل از تحريـم‌ها چقدر بود؟ در (موسسه فريزر Fraser Institute انديشكده و موسسه خيريه در حوزه سياست‌هاي عمومي و اجتماعي در كانادا) اين رتبه قبل از تحريم‌ها در سال‌هاي 86 و 87 حدود 105 بود و از زمان افزايش تحريم‌ها رتبه ايران در سال 2010 به 134 رسيده است و پس از آن به 160 رسيد و تحريم‌ها باعث غيرشفاف شدن اقتصاد ايران و اوج گرفتن قدرت ذي‌نفعان و به محاق رفتن شفافيت و از بين رفتن كارايي دولت و نهادهاي دولتي شده است.اين اقتصاددان تصريح كرد: تحريم‌ها باعث سقوط آزادي اقتصادي ايران و رفتن ايران به قعر جدول آزادي اقتصادي شده است، اين در حالي است كه رتبه آزادي اقتصادي كشورهايي نظير روسيه و تركيه و چين بين 100 تا 120 است و حتي رتبه روسيه تحريمي هم بهتر از ايران است و رتبه ما را ندارد اما ايران و ونزوئلا به ته جدول سقوط كرده‌اند.

    تنها راهكار، بزرگ شدن  كيك اقتصاد ايران است

    اين اقتصاددان گفت: تنها زماني كه كيك اقتصاد كشور بزرگ‌تر شود و جنگ ذي‌نفعان وارد بازي ديگري شود رتبه آزادي اقتصادي هم بهتر خواهد شد. البته نكته ديگر در مورد حضور مجدد ترامپ به عنوان رياست‌جمهوري در امريكاست، آنچه مسلم است ترامپ اهل معامله نيست و ليدر جريان ترامپيست و محافظه‌كاري جديد در اقتصاد جهان است و به‌شدت ايران را شبيه سال‌هاي 96 و 97 مي‌كند و باز هم اقتصاد ايران دچار مشكل خواهد شد.او تصريح كرد: اينكه همه موارد را به پس از انتخابات امريكا موكول مي‌كنيم درست نيست و بايد هر كاري لازم است انجام شود و بايد در همين ماه‌ها صورت گيرد و اگر قرار است اجماعي صورت گيرد بايد هر چه زودتر انجام شود چرا كه اقتصاد ايران با يك تكانه جديد از اين جنس، اخبار ناگوارتري خواهد داشت. مولوي افزود: ترامپ و محافظه‌كاران جديد هر چند به دنبال كسب و كار هستند اما رويكرد ايدئولوژيك متفاوتي دارند و امروز شرايط ايران و جهان همانند زمان خروج امريكا از برجام هم نيست و فضا متفاوت‌تر شده است و اقتصاد ايران با يك تكانه جديد تغيير خواهد كرد و از لحاظ داخلي هم تا زماني كه تورم كنترل نشود شرايط تغييري نمي‌كند و با شدت تنشي كه بر اقتصاد ايران از سوي دولت جديد امريكا ايجاد خواهد شد شرايط به مراتب بدتر هم مي‌شود.

  • تورم ۳۰ درصد می‌شود؛ به شرط این‌که… / در اقتصاد تحریمی تک‌نرخی شدن ارز امکان‌پذیر نیست

    تورم ۳۰ درصد می‌شود؛ به شرط این‌که… / در اقتصاد تحریمی تک‌نرخی شدن ارز امکان‌پذیر نیست

    به گزارش اقتصادران، بالاخره کاندیداهای اصلی انتخابات ریاست‌جمهوری چهاردهم مشخص شدند و حالا چشم اقتصاد به سمت رویکردها و برنامه‌های ۶ کاندیدایی است که برای دولت بعد روی میز خواهند گذاشت.

    در این فضا البته هر یک از اقتصاددانان، از زاویه‌ای متفاوت به تشریح شرایط اقتصاد ایران می‌پردازند و راهکاری برای بهبود حال اقتصاد می‌دهند.

    پیمان مولوی، اقتصاددان معتقد است که هر کسی که در دولت بعد روی کار می‌آید، باید در جهت بهبود رتبه آزادی اقتصادی حرکت کند. به گفته او، رتبه آزادی اقتصادی ۱۶۰ به این معناست که در حوزه‌هایی مثل قدرت پول، تجارت آزاد بین‌المللی، قوانین و مقررات و مالکیت دارایی‌ها و اندازه دولت دچار مشکل عدیده‌ای هستیم.

    باید از گرداب رتبه آزادی اقتصادی ۱۶۰ خارج شویم

    پیمان مولوی، اقتصاددان درباره اولویت‌های اقتصادی دولت چهاردهم می‌گوید: من فکر می‌کنم ما تا زمانی که از این گرداب رتبه آزادی اقتصادی ۱۶۰ که در درون آن هستیم، خارج نشویم، تفاوتی در شرایط کنونی اقتصاد ایجاد نخواهد شد.

    وی می‌افزاید: رتبه آزادی اقتصادی ۱۶۰ به این معناست که در حوزه‌هایی مثل قدرت پول، تجارت آزاد بین‌المللی، قوانین و مقررات و مالکیت دارایی‌ها و اندازه دولت دچار مشکل عدیده‌ای هستیم.

    این کارشناس اقتصادی با بیان این‌که از سال ۱۳۹۰ به این سمت، این اعداد و ارقام خیلی تغییر کرده است، عنوان می‌کند: رتبه آزادی اقتصادی ما قبل از تحریم‌ها نزدیک به ۱۲۰ بوده و حتی یک دهه قبل ۹۰ بوده و در حال حاضر ۱۶۰ است. این یک اقتصاد دقیقا ذینفعانه با هزاران ذینفع مختلف در بخش‌های مختلف است و سیاست‌گذاری برای توسعه را ناممکن می‌کند.

    مولوی با ذکر این نکته که به‌خاطر همین، اولین بحث که باید به سرعت مورد توجه قرار گیرد، آزادی اقتصادی است، تصریح می‌کند: تا این اصلاح نشود و ما به سمت رتبه‌های بالاتر نرویم که نیازمند تغییر در این ۵ حوزه اساسی است، تقریبا می‌توانم بگویم فقط امید می‌توانید داشته باشیم تا این‌که به واقعیت تبدیل شود.

    وی تاکید می‌کند: هر کسی که در دولت بعد روی کار می‌آید، باید در جهت بهبود رتبه آزادی اقتصادی حرکت کند.

    امکان کاهش تورم وجود دارد؟

    این اقتصاددان در پاسخ به این سوال که آیا فکر می‌کنید در شرایط کنونی امکان کاهش نرخ تورم وجود دارد، می‌گوید: کاهش تورم ممکن است. تورم در ایران توان کنترل دارد. اتفاقا حالا جالب است که بگویم در همین اقتصاد ذینفعانه، ما یک‌سری ذینفع تورم هم داریم.

    مولوی توضیح می‌دهد: حواستان باشد که الان سیاست بانک مرکزی مبتنی بر کنترل تورم، داشت تقریبا به نقطه‌ای می‌رسید در انتهای امسال که تورم و نرخ بهره به نقطه تقریبا برابر برسند و نرخ بهره حقیقی چرخش پیدا کند به سمت نرخ بهره مثبت.

    وی می‌افزاید: این در حالی است که شما می‌بینید صداهای مختلفی در می‌آید که وضعیت خیلی خراب است و بیشتر هم این گروه، ذینفعانی هستند که می‌خواهند در نرخ بهره حقیقی منفی، بدهی ایجاد کنند و از آن طرف، افزایش ارزش دارایی داشته باشند.

    این اقتصاددان متذکر می‌شود: سیاست تغییر نرخ بهره حقیقی می‌تواند خیلی تاثیرگذار باشد، اما متاسفانه نداریم.

    نرخ بهره واقعی چه عددی است؟

    مولوی در ادامه در پاسخ به این سوال که نرخ بهره واقعی چه عددی است؟ می‌گوید: نرخ بهره حقیقی را الان اگر براساس سیستم بازار سرمایه بخواهیم حساب کنیم، به نقطه صفر رسیده، اما الان در سیستم بانکی هنوز ما نزدیک به ۵ تا ۶ درصد با نقطه صفر فاصله داریم.

    وی می‌افزاید: برآورد من این است که در انتهای سال ۱۴۰۳ نرخ بهره حقیقی به صفر خواهد رسید.

    این اقتصاددان در پاسخ به این سوال که در نهایت مجبور می‌شوند که نرخ بهره حقیقی را صفر کنند، متذکر می‌شود: دارند این کار را انجام می‌دهند، ولی شما صداهای خیلی زیادی می‌شنوید و می‌خواهند از این سیاست عدول شود.

    مولوی ادامه می‌دهد: این در حالی است که در هیچ کجای دنیا با نرخ بهره حقیقی منفی، اقتصادی را نمی‌بینید که رو به جلو رفته باشد. همه اقتصادهای توانمند در جهت نرخ بهره حقیقی مثبت حرکت می‌کنند که به نفع جامعه و به نفع بهره‌وری و حوزه‌های دیگر است. در اقتصاد ما، سیستم برعکس است.

    وی تصریح می‌کند: هر گاه بانک مرکزی و در هر دولتی خواستند نرخ بهره حقیقی را مثبت کنند، کلی ذینفع جلوی آن را گرفته است.

    فشار نرخ ارز بر تورم چگونه است؟

    این کارشناس اقتصادی در واکنش به این‌که عوامل دیگری همچون نرخ ارز، به تورم فشار می‌آورد، می‌گوید: هیچ‌گاه نرخ ارز به تورم فشار نمی‌آورد. آنچه که به تورم دامن می‌زند، سیاست‌های پولی است.

    مولوی عنوان می‌کند: سیاست‌های پولی هم در کنترل و ید دولت است و استفاده از اهرم‌های نرخ بهره و از طرف دیگر، عدم چاپ پول روی تورم اثر می‌گذارد.

    وی تاکید می‌کند: دولت‌ها می‌توانند تورم را کنترل کنند؛ به شرط این‌که بتوانند توازن را در اقتصاد ذینفعانه به‌گونه‌ای رعایت کنند که دچار خدشه نشود.

    تورم ۳۰ درصد می‌شود؛ به شرط این‌که…

    این اقتصاددان با اشاره به چاپ پول و حجم نقدینگی بالا، متذکر می‌شود: وقتی درباره چاپ پول صحبت می‌کنیم، افزایش پایه پولی را مدنظر داریم. رکورد چاپ پول در سال ۱۴۰۰ شکسته شد و این بهمن همین‌طور بزرگ و بزرگ‌تر می‌تواند شود. ولی الان نرخ رشد نقدینگی ۲۵ درصد است، یعنی تقریبا ۱۵ درصد پایین‌تر از تورم است.

    مولوی یادآور می‌شود: این رقم اگر ادامه پیدا کند و رشد اقتصادی در حدود ۲ تا ۳ درصد باشد، تورم امسال ۳۰ درصد بیشتر نخواهد شد.

    وی در پاسخ به این سوال که پیش‌بینی شما این است که تورم سال ۱۴۰۳ در حدود ۳۰ درصد باشد، تصریح می‌کند: ما به سمت تورم ۳۰ درصد خواهیم رفت؛ البته اگر این سیاست ادامه پیدا کند که تورم ۱۰ واحد پایین‌تر از ۴۰ درصد خواهد بود.

    نرخ دلار به چه نرخی می‌رسد؟

    این کارشناس اقتصادی در پاسخ این سوال که پیش‌بینی‌ها در رابطه با نرخ ارز چیست؟ می‌گوید: به نظر من نقطه‌ای که الان هستیم، براساس همان نقطه تورم ۳۰ تا ۳۵ درصد است و در همین کانال حرکت می‌کند.

    مولوی می‌افزاید: قیمت ارز تابعی از متوسط نرخ تورم سالانه است. پس اگر ما بتوانیم تورم را کنترل کنیم، جهش ارزی‌مان هم همان‌قدر کنترل شده خواهد بود و جهش ارزی نخواهیم داشت.

    وی در پاسخ به این پرسش که آیا نرخ دلار زیر کانال ۶۰ هزار تومان می‌ماند؟ عنوان می‌کند: من سعی می‌کنم عدد نگویم، ولی ما براساس نقطه تعادلی ارز، در نقطه ۶۵ هزار تومان هستیم. پس الان رقمی که در آن هستیم، نقطه تعادلی مناسب است.

    امکان تک‌نرخی ارز وجود دارد؟

    این اقتصاددان همچنین در پاسخ به این سوال که امکان تک‌نرخی کردن ارز وجود دارد؟ می‌گوید: در اقتصاد تحریمی به نظر من تک‌نرخی شدن ارز امکان‌پذیر نیست و هر کسی هم که درباره تک‌نرخی شدن ارز صحبت می‌کند، دور از واقعیت است.

    مولوی تاکید می‌کند: تا وقتی تحریم وجود دارد، در اقتصاد ما سخت است که به آن سمت حرکت کنیم. نه این‌که بگویم خوب نیست، سخت است.