برچسب: آتش سوزی

  • سردرگمی کسبه بازار جنت‌آباد بین سرمایه دودشده و وعده‌های معلق

    سردرگمی کسبه بازار جنت‌آباد بین سرمایه دودشده و وعده‌های معلق

    به گزارش اقتصادران، با گذشت کمتر از یک ماه از آتش‌سوزی بازار بزرگ جنت‌آباد، نگرانی در خصوص کسبه و اموال از دست‌رفته آن‌ها همچنان ادامه دارد. همانند تجربه‌های مشابه قبلی، در این مورد نیز، شاهد وعده‌های عملی‌نشده و عدم رسیدگی مسئولان مربوطه بودیم. دود که فرو می‌نشیند، تازه روایت‌ها آغاز می‌شود؛ روایت مردان و زنانی که سرمایه و عمرشان را پشت ویترین‌ها چیده بودند و حالا میان خاکسترها به دنبال نشانی از فردای خود می‌گردند. در شرایطی که قیمت ارز افزایش یافته و بازار به خودیِ خود رکود و تعطیلی را تجربه کرده است، آتشی بر اموال برخی از شهروندان افتاد که اگر هرچه زودتر برای آن تصمیمی مناسب اتخاذ نشود و اقدام عملی صورت نگیرد، نتایج غیرقابل جبرانی خواهد داشت. به همین دلیل، سراغ برخی از کسبه که در این بازار مغازه داشتند و آسیب دیده‌اند رفتیم تا ببینیم چه اقدامات عملی برای آن‌ها انجام شده است یا چه خواسته‌هایی دارند.

    علیرضا، یکی از کسبه بازار بزرگ جنت‌آباد،  روز حادثه را اینگونه شرح می‌دهد:«در زمان وقوع حادثه، هنوز مغازه‌ها به‌طور کامل باز  نشده بودند و کسی در محل حضور نداشت. ناگهان زنی از سوی دیگر محل فریاد زد: «آتش، آتش». با شنیدن این هشدار، همه به سمت محل حادثه دویدند و ستونی که در فاصله میان دو واحد طلافروشی و یک واحد بدلیجات‌فروشی قرار داشت را دیدند که دچار آتش‌سوزی شده است. بلافاصله کپسول‌های آتش‌نشانی را به محل منتقل کردیم تا حریق را مهار کنیم اما کپسول‌ها عملکرد مؤثری نداشتند و خیلی زود از کار افتادند؛ به‌طوری‌که هر کپسول تنها حدود ۳۰ ثانیه کار می‌کرد و سپس از کار می‌افتاد. در همین فاصله و تا حضور نیروهای آتش‌نشانی  شدت آتش افزایش پیدا کرد. وعده‌هایی  از سوی شهرداری داده شده از جمله اعطای وام اما تاکنون اقدامی عملی صورت نگرفته است. به مبلغی حدود یک میلیارد تومان به‌عنوان وام مطرح شده بود، اما هنوز پرداختی انجام نشده و مراجعه‌های انجام‌شده نیز پاسخ مشخصی در پی نداشته است. تعدادی نماینده از میان کسبه انتخاب شده‌اند تا پیگیر امور باشند و این نمایندگان در حال پیگیری موضوع هستند.»

    وقتی گزینه پیشنهادی استاندارد نیست

    علیرضا در ادامه در خصوص اینکه آیا مکانی موقت به آن‌ها پیشنهاد شده یا خیر گفت:« مکانی در «سیمون بولوار» پیشنهاد شده، اما این محل از نظر موقعیت و کاربری مناسب نیست. محل مذکور زمینی خاکی است و بیشتر شبیه فضایی موقت با داربست است و شباهتی به پاساژ یا فضای تجاری استاندارد ندارد. همچنین مشخص نیست شهرداری چه برنامه‌ای برای آن محل در نظر دارد و اطلاعات شفافی در این زمینه ارائه نشده است».

    وعده وام و مکان موقت؛ وعده‌هایی هنوز خبری از اجرایی شدن آن نیست

    مبین، یکی دیگر از کسبه که تنها یک مغازه داشت و آن هم در آتش جنت‌آباد از بین رفت به خبرنگار جهان‌صنعت نیوز گفت:« به گفته مأموران آتش‌نشانی، منشأ آتش‌سوزی «اتصال برق» اعلام شده است. او همچنین تصریح کرد که در زمان شروع حریق در محل حضور نداشته و حدود ۳۰ تا ۴۰ دقیقه پس از آغاز آتش‌سوزی به محل رسیده است. وعده‌های متعددی داده شده، اما به گفته او تاکنون اقدام عملی مشخصی صورت نگرفته است. از جمله وعده‌ها می‌توان به پرداخت وام، تأمین مکان موقت برای کسب‌وکار و بازسازی محل قبلی اشاره کرد. با این حال، وی معتقد است این وعده‌ها بیشتر جنبه مقطعی داشته و به نتیجه عملی نرسیده است. مبین در پاسخ به این پرسش که آیا شخصاً برای پیگیری به شهرداری مراجعه کرده است یا خیر، گفت که دو تا سه مرتبه مراجعه داشته؛ اما مدرک یا اقدام مشخصی از او مطالبه نشده است. به گفته او، پیگیری‌ها عمدتاً از طریق نمایندگان منتخب کسبه انجام می‌شود و جزئیات مذاکرات نیز در اختیار همان نمایندگان است. بر اساس اطلاعات کلی که از طریق این نمایندگان منتقل شده، وعده پرداخت وام، تأمین محل موقت و بازسازی مجموعه مطرح شده، اما به گفته وی، تاکنون حتی آغاز عملیات اجرایی نیز مشاهده نشده است.

    خبری از غرامت نیست!

    در بخش دیگری از گفت‌وگو، موضوع جبران خسارت مطرح شد. مبین تأکید کرد که شهرداری به‌صورت صریح اعلام کرده هیچ‌گونه خسارتی بابت کالاهای از بین‌رفته پرداخت نخواهد شد. به گفته وی، تمامی اجناس او به‌طور کامل در آتش سوخته است.

    آتش جنت‌آباد و ارقام سرسام‌آور خسارت به بار آمده

    کسبه نیازمند حمایت فوری برای ازسرگیری کار دارند

    مبین در پایان و در پاسخ به پرسشی درباره داشتن شعبه دیگر اعلام کرد تنها همین یک واحد را در اختیار داشته و در حال حاضر فعالیت اقتصادی او متوقف شده است. او تأکید کرد که در درجه نخست، پرداخت وام برای بسیاری از کسبه اهمیت اساسی دارد. علاوه بر آن، فراهم شدن مکانی برای ازسرگیری فعالیت تجاری نیز ضروری است تا بتوانند هرچه سریع‌تر کسب‌وکار خود را دوباره راه‌اندازی کنند.

  • کاسبی سوخته «شب عید» / روایت غرفه داران بازار جنت از پاس‌کاری‌ها

    کاسبی سوخته «شب عید» / روایت غرفه داران بازار جنت از پاس‌کاری‌ها

    به گزارش اقتصادران، آهن‌ها نیمه ذوب، خمیده و سیاهند و آنچه از دور دیده می‌شود، یک هیولای فرو ریخته و سیاه است که در میان حصار آبی رنگ، در خود پیچیده و محوطه ۲، ۳ هزار متری را تسخیر کرده. درون این همه سیاهی، تا همین چند هفته پیش زندگی ۲۰۰ تا ۳۰۰ غرفه‌دار در جریان بود اما حالا دیگر از آن خبری نیست. از روزی که آتش به جان بازار جنت افتاد غرفه‌دارها به شهرداری، شورا، شرکت ساماندهی مشاغل شهرداری و ستاد بحران شهر تهران رفته‌اند تا بلکه گره‌ای از مشکلات‌شان باز شود. وعده شنیده‌اند و هنوز معلوم نیست کدام یک از آن وعده‌ها کارکرد رسانه‌ای دارد و خاص فضای مجازی است و کدام یک واقعی. دم عید است و آنها هم مانند تمام کسبه و بازاریان حتی در همین روزهای متاثر از اتفاقات دی‌ماه هم به خرید و جوش و خروش اسفند چشم دوخته بودند چرا که نان، اجاره خانه، هزینه‌های درمان و خرج زندگی شوخی بردار نیست.

    بازار بزرگ جنت در تقاطع خیابان جنت آباد شمالی و آبشناسان؛ بازارچه خوداشتغالی زنان و بازار سنتی برای زنان سرپرست خانوار و افراد دارای معلولیت داشت، کافه دانتیسم و غرفه‌هایی که حتی در روزهای گرانی، قیمت‌های منصفانه‌تری نسبت به بقیه بازارها داشتند.

    حدود دو هفته از روزی که ستون دود با رگه‌های سیاه و باریکه‌ای از رنگ زرد در غرب تهران، بر آسمان بلند شد، گذشته است، ساعت حدود ۹ و نیم صبح سه‌شنبه ۱۴ بهمن اغلب مردم شمال و غرب تهران این تصویر را از پنجره خانه می‌دیدند در حالی که گمانه‌های شروع یک جنگ را در ذهن می‌پروراندند. دست‌کم ۲۵۰ غرفه‌دار در این بازار مغازه داشتند، که گفته می‌شود حدود ۵۰ نفر از آنان سرپرست خانوار بودند. لباس، روکش مبل، لوازم‌التحریر، آجیل، کیف و کفش، لوازم بهداشتی، سلمانی، کافه و خلاصه به قول قدیمی‌ها از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در این بازار پیدا می‌شد. به نوعی عصای دست مردم محله در این روزها و سال‌های گرانی برای خریدهای روزمره بود و حتی افتتاح ساختمان غول‌پیکر نیایش در کنار آن هم نتوانسته بود، بازارش را کساد کند. کسادی هم اگر بود همان کسادی معمول بود که همه‌ با آن دست به گریبانند.

    محلی‌ها تصویر آن را خوب به خاطر دارند، زنانی که خانه‌شان در نزدیکی بازار جنت است در پارکی که در پشت آن قرار دارد نشسته‌اند و هر کدام روایتی از لحظه آتش سوزی را تعریف می‌کنند. هنوز بعد از حدود دو هفته شوک آتش‌سوزی و ترس از سرایت آن به خانه‌شان در کلام‌شان مانده. هوا تاریک است و ماشینی که آرم شهرداری دارد جلوی محوطه ورودی پارک شده و یک کانکس نگهبانی برای سازه هم در آنجا هست. بعد از آتش‌سوزی غرفه‌دار‌ها، زنان و مردان و دختران و پسران جوان تقریبا هر روز به اینجا سر می‌زدند تا از هم خبری بگیرند و  به قول یکی‌شان خاکستر سرمایه‌های‌شان را تماشا کنند. روزهای اول بعضی از آنها دوست داشتند تلاش کنند تا بلکه با اجازه نگهبانی به داخل بروند اما اگر ورودی بازار را از نزدیک دیده باشید، حتما می‌دانید این تلاش بی‌فایده است؛ نگهبانی اجازه نمی‌دهد و کمتر کسی هم جرات می‌کند از میان آهن‌پاره‌هایی که همچنان در جای نامطمئنی ایستاده‌ و خم شده‌اند، عبور کند.

    بازار جنت از سمت غرب به نیایش‌مال چسبیده است، دقیقا همان قسمتی که بازارچه خوداشتغالی وجود داشت. سه‌شنبه هفته قبل حدود ساعت سه و نیم ظهر تعدادی از همین زنان و غرفه‌داران زیر باران و اغلب بدون چتر باز هم به محل آمده بودند تا ببینند چه کاری از آنها بر می‌آید و در نهایت باید چه کنند. چند ساعت قبل از آن همگی به خیابان بهشت رفته بودند تا از مسوولان شهرداری پاسخی بگیرند اما ناامید می‌گفتند؛ هیچ کس پاسخی نمی‌دهد.

    خاکستر شدن آرزوی کودکان اوتیسم و سندروم داون

    آیلین آگاهی یکی از افرادی است که همانجا ایستاده و با حسرت نگاه می‌کند. او موسس و بنیانگذار کافه دانتیسم است که از ۲۶‌سال پیش به عنوان معلم موسیقی با این کودکان و نوجوانان کار کرده است. کافه دانتیسم سال ۹۷ در آینه ونک متولد شد و بعد از مدتی به محدوده چیتگر کوچ کرد اما با آمدن کووید- ۱۹ تعطیل شد و در نهایت دوسال قبل به پیشنهاد مدیر شهر زنان به این قسمت از بازار جنت نقل مکان کرده بود. حدود ۴۰ کودک و نوجوان سندروم داون و مبتلا به اوتیسم به صورت شیفتی و ساعتی در این کافه مشغول به کار بودند و بودن و ماندن در این فضا برایشان، انگیزه زندگی‌شان بود. حالا بسیاری از آنها حتی نمی‌دانند که کافه دانتیسم با تمام خاطرات و کاردستی‌هایشان و حتی پیانویی که به دست‌هایشان چشم‌ دوخته بود، سوخته و سیاه شده.«حال بچه‌هایی که در کافه مشغول به کار بودند، مناسب نیست. این چند روز به چند جا از جمله شورای شهر مراجعه کرده‌ام و نمی‌دانم دیگر باید به کدام نهاد مراجعه کنم و صدای خود را به کجا برسانم. آیا واقعا حتی امکان اختصاص یک غرفه کوچک وجود ندارد تا این بچه‌ها بتوانند با گذاشتن یک سماور ساده، فعالیت خود را ادامه بدهند؟ فقط وعده و وعید … و تاکنون هیچ اقدام عملی برای ما انجام نشده است. کافه ما دو سال پیش از دل شهر زنان کارآفرین در این بازار شکل گرفت و کودکان و نوجوانان دارای سندروم داون و اوتیسم در آن مشغول به کار بودند.

    در واقع ما در فروشگاه مدیریت مجموعه «شهر زنان» مستقر بودیم و در گوشه‌ای از آن، فروشگاه فعالیت می‌کردیم. تنها هزینه‌ای که پرداخت می‌کردیم، ۱۰ میلیون تومان بابت شارژ به‌طور ماهانه بود.» حدود دو، سه سال پیش زمانی که کافه همچنان به واسطه کووید موقتا تعطیل مانده بود آیلین آگاهی در مراسم تقدیر از زنان کارآفرین با نسرین خادمی آشنا شد و همان جا پیشنهاد احیا و استقرار دوباره کافه در «شهر زنان» میان آنها رد و بدل شد.

    «او می‌توانست مانند خیلی‌ها که از ما حمایت نکردند، مسوولیتی نپذیرد اما از ما حمایت کرد، سختی‌های زیادی را هم تحمل کرد.» حضور و فعالیت در این کافه در رشد مهارت‌های اجتماعی و شغلی کودکان تاثیر زیادی داشت به‌طوری‌که حتی در حوزه‌هایی مانند طراحی، تزیین کیک و تولید صنایع دستی فعالیت می‌کردند و محصولات خود را با قیمت‌گذاری مستقل به فروش می‌رساندند اما به گفته بنیانگذار کافه در حال حاضر وضعیت روحی آنان به هیچ‌وجه مناسب نیست: « شدت تأثر کودکان به‌گونه‌ای است که توصیف آن دشوار است چون ذهن ما از جایی به بعد می‌تواند یک اتفاق را بپذیرد و به دنبال راه‌حل بگردد، اما برای این عزیزان، پذیرش و هضم چنین شرایطی، فرآیندی بسیار پیچیده‌تر و دشوارتر است. بچه‌ها از مناطق مختلفی مانند ورامین، کرج، لواسان و یافت‌آباد به این کافه می‌آمدند و حضورشان به صورت شیفتی و بر اساس شرایط‌شان بود. اهمیت این کافه برایشان به حدی بود که شب‌ها از شوق حضور در محل کارشان خوابشان نمی‌برد. صبح‌ها با وجود خستگی می‌آمدند و می‌گفتند تمام شب نخوابیده‌اند چون نگران بوده‌اند که مبادا خواب بمانند. فعالیت در کافه تأثیر زیادی بر روابط اجتماعی و اعتماد به نفس آنها داشت. خود را صاحب شغل می‌دانستند و در جامعه‌ای که با مشکلات و دشواری‌های فراوان روبه‌روست، تلاش می‌کردند جایگاه خود را حفظ کنند، بجنگند و حضوری موثر داشته باشند و این مهم‌ترین دستاورد این مسیر بود که متأسفانه به خاکستر تبدیل شد.» حالا با گذشت حدود دو هفته از آتش‌سوزی، برخی از بچه‌ها هنوز از ماجرا اطلاع دقیقی ندارند و خانواده‌ها، از ترس مواجه شدن فرزندان‌شان با این شوک سنگین، به آنها گفته‌اند که چنین اتفاقی برای کافه افتاده و به سفر رفته‌اند تا از مواجهه مستقیم بچه‌ها با صحنه تخریب جلوگیری کنند؛ زیرا دیدن چنین صحنه‌ای می‌تواند آسیب روانی جدی برای آنها به همراه داشته باشد. گروهی از بچه‌ها که از موضوع مطلع شده‌اند هم به‌شدت تحت تأثیر قرار گرفته‌اند، تا جایی که بیان میزان تأثیر آن برای آیلین آگاهی دشوار است.«اقلام و تجهیزاتی که برای کافه تهیه شده بود، مربوط به همان شب حادثه نبود؛ این وسایل طی سال‌های گذشته خریداری شده بودند و ارزش تقریبی آنها به سه میلیارد تومان می‌رسید. چند روز پیش پس از برگزاری جلسه‌ای در شهرداری، یکی از مسوولان اعلام کرد که بخشی از خسارت‌ها قرار است به صورت نقدی و بخش دیگر در قالب تسهیلات و وام پرداخت شود اما تاکنون زمان مشخصی برای اجرای آن اعلام نشده است.»

    در جلساتی که این مدت با مسوولان شهرداری داشته‌اند به آنها وعده ۶ تا ۸ ماهه برای ساخت و تکمیل دوباره بازار جنت داده شده است و این مدت برای چهل کودکی که در این کافه فعالیت داشتند دشوار است.« شاید من بتوانم طاقت بیاورم اما بچه‌ها  نمی‌توانند.»

    روایت زنان سرپرست خانوار از پاس‌کاری‌ها

    زن میانسالی که حدودا ۵۴ سال دارد، کنار کانکس نگهبانی ایستاده و هیچ نگرانی از خیس شدن در زیر باران تند ندارد. از حدود ۱۷‌سال قبل در این بازار مشغول به کار شده، ابتدا به صورت سرپرست خانوار و با حمایت‌های شهرداری کار خود را شروع کرده و بعد از توانمند شدن، توانسته به قول معروف روی پای خود بایستد و غرفه اجاره کند. خرجی ۵ نفر را می‌دهد و سال‌ها زحمت کشیده بود تا به اینجا برسد اما یک‌شبه همه‌چیزش دود شد. صبح روز سه‌شنبه با یک تماس فهمید که بازار آتش گرفته اما فکر نمی‌کرد چنین حجمی را در بر بگیرد. او درباره پیگیری‌هایشان در این مدت می‌گوید: «شهرداری ما را به سازمان ساماندهی مشاغل پاس می‌دهد و سازمان هم به پیمانکار.

    در نتیجه هیچ‌کس پاسخگوی وضعیت ما نیست. هرچند اعلام شده بازسازی انجام خواهد شد اما این فرآیند زمانبر است. ما نزدیک به ۱۰ ماه چشم انتظار شب عید بودیم، اما بخش عمده زندگی و سرمایه‌مان در این حادثه از بین رفته است. ماهانه ۱۵ میلیون تومان اجاره پرداخت می‌کردم و خسارتم بر اساس فاکتورها بیش از ۴ میلیارد است. آقای چمران هم اعلام کردند که موضوع را پیگیری می‌کنند اما این اقدامات تا زمان بازسازی و جبران واقعی سرمایه‌ها، برای ما کارساز نیست. گفته شده است که محل موقت برای ادامه فعالیت در اختیار ما قرار خواهد گرفت، اما بدون سرمایه اولیه و موجودی کالا، امکان راه‌اندازی مجدد کسب‌وکار وجود ندارد. بسیاری از غرفه‌داران، مانند من، پیش از حادثه شب عید مقادیر زیادی کالا خریداری کرده بودند که هنوز هزینه آن تسویه نشده و برای تأمین دوباره جنس، نیاز به منابع مالی داریم. در نهایت، وضعیت خسارت مشخص نیست و روشن نیست چه کسی مسوول جبران آن خواهد بود. آخرین اظهارات مسوولان این بوده که خسارت نقدی پرداخت نخواهد شد و تنها تسهیلات و وام ارائه خواهد شد؛ اما چنین وامی برای جبران سرمایه ازدست‌رفته و ادامه کسب‌وکار ما کافی نیست.»

    زن دیگری که از حدود ۱۴ سال پیش در این بازار غرفه پوشاک مردانه داشته است هم با ناراحتی تعریف می‌کند که کارش را با ۱۰ میلیون تومان شروع کرده اما همه سرمایه‌اش پودر شده است: «هیچ امکاناتی نداشتیم اما اجاره و شارژمان سر وقت بود.» سرپرست خانوار نیست اما کمک خرج همسری است که با حقوق بازنشستگی ۱۵ میلیونی باید ماهانه ۲۵ میلیون تومان کرایه پرداخت کند.« حدود ۸۰۰ میلیون در مغازه جنس داشتم و تازه یک ماه پیش ۳۰-۴۰ تومان هزینه ویترین مغازه کرده بودم که موعد پرداخت چک آن برای بعد از عید است. ما را بیمه نمی‌کردند، چند وقت پیش هم برای آن مراجعه کردیم اما گفتند چون همگی سقف واحد دارید و غرفه‌ها سیم‌کشی جدا ندارد امکان بیمه وجود ندارد و فقط پیمانکار سازه را بیمه کرده است.»

    الهه‌خانم هم وضعیت مشابهی دارد و خودش می‌گوید از ۲۵ سال پیش در اینجا کار می‌کرده و زن سرپرست خانوار است. هیچ‌کس را ندارد و طی این سال‌ها تمام مسوولیت زندگی و کسب‌وکار را بر دوش کشیده است. قبل از حادثه، حدود یک میلیارد و نیم تومان کالا خریداری کرده بود تا در هفته بعد از عید که می‌خواهد برای آنژیوی قلب به بیمارستان بروند، کسری کالا برای فروشنده‌اش به وجود نیاید اما او هم مثل بقیه، همان کلمات و جملات را می‌گوید: «همه‌چیز دود شد.» بعد آرام، طوری که بقیه نشنوند ادامه می‌دهد: «در ۶۵‌سالگی مانده‌ام که دستم را جلوی چه کسی دراز کنم؟» چند ماه پیش به همین کوچه روبه‌رویی بازار جنت، نقل مکان کرده تا برای رفت و آمد مجبور نباشد کرایه اسنپ بدهد و در روزهایی که بیمار است، فاصله میان غرفه و خانه آزارش ندهد. ماهانه ۲۰ میلیون کرایه خانه می‌دهد، ۸ میلیون کرایه مغازه پرداخت می‌کرد و ماهانه ۵۰۰ هزار تومان هم برای شارژ.«حتی اگر یک روز در پرداخت اجاره تأخیر داشتیم باید جریمه پرداخت می‌کردیم. دو، سه سال اول رایگان و به صورت سرپرست خانوار در این بازار فعالیت می‌کردم، اما بعدها مجبور شدم خودم غرفه‌ای تهیه کنم. سرمایه‌ای که در این سال‌ها جمع کرده بودم، حدود سه میلیارد و نیم تومان بود حالا شهرداری اعلام کرده که هیچ پولی نمی‌دهد و گفته‌اند از هر کسی که مقصر است، شکایت کنیم اما در این شرایط چطور می‌توانیم پول وکیل بدهیم. کاری کنید وضع ما دیده شود و مسوولان، از جمله آقای زاکانی خسارت از دست رفته ما را جبران کنند. »

    در روز حادثه، تقریبا از اولین نفراتی بود که لحظات آتش گرفتن بازار و حرکت سریع آن به سمت سقف و غرفه‌ها را از نزدیک دید. می‌خواست اجناسش را به درون مغازه هل بدهد تا به خیالش از آتش در امان باشد، چه می‌دانست این آتش به هیچ چیز رحم نمی‌کند. برق قطع بود و کرکره بالا نمی‌رفت. سرعت سرایت آتش‌سوزی را که دید به سمت خروجی حرکت کرد که بخشی از طاق جلوی پاهایش فرو ریخت. گرمای آتش را روی پوست خود حس می‌کرد و هنوز در شوک بود که چه اتفاقی در حال رخ دادن است. صدای مامور آتش‌نشانی را می‌شنید که با تشر فریاد می‌زد«خانم سریع برو بیرون، مگه نمی‌بینی خطرناکه!» بعد هم یک نفر او را با خود گرفت و به سمت بیرون جهیدند. وضع قلبی‌اش چندان خوب نیست و یکی از همین روزهایی هم  که برای اعتراض به شهرداری رفته بودند حالش خراب شد و اورژانس او را به بیمارستان برد. «هزینه بستری‌ام صد میلیون تومان بود و من هم تا این را فهمیدم از بیمارستان فرار کردم.»

    بی‌اطلاعی از اخطارها

    تعداد زنانی که در قسمت شرقی بازار و مقابل در ورودی ایستاده‌اند زیاد است و چند پسر جوان هم آن طرف‌تر در حال گفت‌وگو هستند. تقریبا حرف همه یک چیز است: خسارت ما را بدهید. آنها نه در ایمن‌سازی سازه موثر و مقصر بودند و نه در وقوع آتش‌سوزی، فقط طعمه اتفاق شومی بودند که شاید قابل پیشگیری بود اما شهرداری به تذکرات و اخطارهای «سه باره» در این باره توجهی نکرد. در این شرایط اما مهدی بابایی، رییس کمیته ایمنی و بحران شورای شهر به «اعتماد» می‌گوید که در این باره صحبت نمی‌کند. او حدود یک هفته پیش از این حادثه در «اعتماد» نوشته بود: « بر اساس این بازدیدها ساختمان‌های ناایمن جدید به لیست اضافه می‌شود، اما در کنار این موضوع هم خود سازمان آتش‌نشانی و مناطق ۲۲گانه و نواحی موظف شده‌اند که مالکان را به حوزه ایمن‌سازی الزام کنند، ولی اغلب این فرآیند نسبت به افزایش لیست، خروجی کمتر و ورودی بیشتری دارد؛ در نتیجه اکثر این آمار در حال افزایش است.» طبق گزارش‌ها تعداد ساختمان‌هایی که در حال حاضر در وضع بحرانی قرار دارند ۵۴ مورد است اما مشخص نیست که آیا سازه این بازار محلی غرب تهران در لیست ساختمان‌های بحرانی شهرداری تهران قرار داشته یا خیر.

    به هر ترتیب چند روز پیش کامران عبدولی، معاون سازمان عملیات آتش‌نشانی اعلام کرد که اتصالی برق بازار را به آتش کشانده است. اما یکی از غرفه‌داران می‌گوید که تاکنون هیچ‌گونه اخطار مستقیمی درباره نا ایمنی بازار به آنها ابلاغ نشده است: « اگر مکاتبه‌ای صورت گرفته، میان شهرداری و بخش ساماندهی بوده و این موضوع هرگز به ما منتقل نشده است. در حالی که در این یک سال- اسفندماه سال گذشته و مجددا در مردادماه- دو بار با ما قرارداد منعقد شد، در هیچ‌یک از این قراردادها اشاره‌ای به مشکلات سیستم اطفای حریق یا نواقص ایمنی نشده بود. ما صرفا کاسب و مستأجر بودیم و از هیچ‌گونه مشکل ایمنی مطلع نبودیم. من برای یک غرفه ۶ متری ماهانه ۱۲ میلیون تومان اجاره پرداخت می‌کردم و یک سفته هم به عنوان ضمانت از ما دریافت شده بود.»

    شفاف‌سازی روند بازسازی بازار

    آقا امین که از سه سال پیش به کار فروش روکش و کاور مبل در آنجا مشغول بوده درباره پیگری‌های چند روزه‌ و نتیجه آن توضیح می‌دهد که تاکنون هیچ تعهد رسمی و مشخصی برای جبران خسارت‌ها به ما داده نشده و هر آنچه مطرح شده، صرفا در سطح رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بوده است. هفته گذشته زمانی که خبرنگار «اعتماد» با او تماس گرفت، با دیگر غرفه‌داران جلوی ساختمان شهرداری تجمع کرده بودند تا مشخص شود آیا به وضعیت آنها رسیدگی خواهد شد یا خیر و برنامه شهرداری برای جبران خسارت‌ها چیست. مطالبه اصلی آنها این بود که ابتدا خسارت وارده بر آنها جبران شود و سپس بازار جنت مجددا برای فعالیت آماده‌سازی شود.« باید زمان‌بندی و نحوه آماده‌سازی آن به صورت شفاف اعلام شود تا بتوانیم کسب‌وکار خود را از سر بگیریم. فعلا پیشنهاد شده که در محل دیگری برای ما چادر یا غرفه موقت برپا کنند، اما این راه‌حل عملی نیست. مشتریان ما متعلق به همین منطقه هستند و سال‌ها زمان برده تا مشتری پیدا کرده‌ایم و آغاز فعالیت در یک محل جدید مستلزم زمان طولانی برای جلب اعتماد و جذب مشتری است و در این مدت، معیشت ما به‌طور کامل از بین خواهد رفت.» روز حادثه، در مسیر رفتن به مغازه بود که به او اطلاع دادند که آتش‌سوزی رخ داده است. زمانی که رسید، کل بازار در حال سوختن بود.

    ایستاد و کنار بقیه همسایه‌ها دود شدن هستی‌اش را تماشا کرد. تمامی اموال او از بین رفته است؛ حتی پیشخوان بشکه‌ای که در مغازه داشت، به‌صورت نیمه‌ذوب و دفرمه در آمده است.« به نظر می‌رسید تمرکز نیروهای آتش‌نشانی هم بیشتر بر جلوگیری از سرایت حریق به مجتمع نیایش بوده تا مهار آتش در غرفه‌های ما. حتی در فیلم‌های موجود مشاهده می‌شود که برخی تجهیزات اطفای حریق با نقص فنی مواجه بوده‌اند. در داخل بازار نیز غرفه‌داران تلاش کردند با کپسول‌های آتش‌نشانی حریق را مهار کنند، اما کپسول‌ها کارایی لازم را نداشتند و ظاهرا محتویات آنها فاسد شده بود.» او هم به همان روایت‌هایی که در این هفته مطرح شد اشاره می‌کند؛ اینکه دو سال پیش می‌خواستند این محل را برای ایجاد پارکینگ در اختیار مجتمع نیایش قرار بدهند، اما پس از اعتراض غرفه‌داران، این تصمیم متوقف شد و حالا جای تعجب دارد که چطور پس از دو سال، چنین حادثه‌ای رخ داده است. در این شرایط اگر ۶ تا ۸ ماه بعد، تصمیم دیگری جز در اختیار قرار دادن بازار جنت به این غرفه‌داران گرفته شود، احتمالا شاهدی می‌شود بر همان شایعات.

    در هر صورت هنوز جزییات و برنامه شهرداری درباره این موضوع مشخص نیست، برخی از وام کم بهره یک میلیاردی سخن گفته‌اند و برخی دیگر از وام ۳۰۰ میلیاردی و کمک بلا‌عوض. آن هم در شرایطی اگر قرار بر بازپرداخت وام باشد، غرفه‌دارها در این شرایط که تمام سرمایه‌های‌شان را از دست داده‌اند، توان بازپرداخت ندارند. داود گودرزی، معاون شهردار تهران هم به تازگی گفته است که پیمانکار مقصر این حادثه است و باید خسارت غرفه‌داران را پرداخت کند. با وجود این مجتبی اقوامی‌پناه، مدیرعامل شرکت ساماندهی صنایع و مشاغل تهران به «اعتماد» می‌گوید که در حال برنامه‌ریزی برای کمک به کسبه آسیب دیده بازار جنت و جمع‌بندی هستند و هنوز تصمیمات نهایی اتخاذ نشده است.« جلساتی داشتیم که هم تا شب عید کمک بلاعوض به آنها داده شود و همزمان در بازار‌های دیگر مستقر شوند تا شب عیدشان را داشته باشند.» او از هماهنگی با بنیاد علوی برای ارائه تسهیلات به غرفه‌داران آسیب دیده خبر داد و گفت که هنوز در حال جمع‌بندی هستیم و سعی داریم که رقم تسهیلات را افزایش بدهیم.« اینها به جز ۳۰۰میلیون تومانی است که امور بانوان پیگیری کرده است. شهردار تهران هم به دنبال اعطای تسهیلات از طریق بانک شهر است و همچنین چندین مکان را هم در منطقه ۵ برای آنها پیش‌بینی کردیم. برخی از افراد در چند منطقه اعلام آمادگی برای کمک کرده‌اند اما هنوز هیچ کدام به نتیجه نرسیده است.»

    اقوامی‌پناه درباره زمان بازسازی دوباره بازار جنت هم توضیح داد که فعلا موضوع کارشناسی آوار و سپس آوار‌برداری و فروش آن مطرح است: « برای این کار باید تشریفات قانونی را طی کنیم و بعد از قیمت‌گذاری توسط کارشناس پرونده را به حراج عمومی ببریم.» او اظهار امیدواری کرد این کار انجام شود که زودتر آوار‌برداری انجام و کار جمع‌بندی شود تا درباره بقیه کار هم تصمیم گرفته شود آن هم در شرایطی که مدت زمان ساخت سازه مقاوم متفاوت با زمانی است که سازه به شکل گذشته ساخته شود.

  • زندگی‌هایی که سوخت / نه کپسول‌ها کار کردند، نه آتش‌نشانی آب داشت؟!

    زندگی‌هایی که سوخت / نه کپسول‌ها کار کردند، نه آتش‌نشانی آب داشت؟!

    به گزارش اقتصادران، دود و آتش که از غرب پایتخت زبانه کشید، زندگی و معیشت ۲۷۰ نان‌آور و اعضای خانواده آن‌ها در کسری از ثانیه سوخت و خاکستر شد. بازار جنت تهران روز سه‌شنبه ۱۴ بهمن ماه طعمه حریق شد. حادثه‌ای که اگر چه تلفات جانی نداشت، اما خسارات مالی گسترده‌ای را متوجه ۲۷۰ غرفه‌دار مجموعه کرد که عمدتا «زنان سرپرست خانوار» بودند، آنهم درست در شب‌های پایانی سال که برای کسبه ارزش مالی خاصی دارد.

    قدیمی‌ها می‌گویند «ارزش مال کمتر از جان نیست» جمله‌ای که در این وانفسای بی‌پولی و فشار معیشت و… که مردم هر لحظه زیربار آن استخوان خرد می‌کنند، معنای بیشتری یافته است. آنطور که غرفه‌داران می‌گویند این ملک تحت نظارت شرکت ساماندهی مشاغل شهر تهران است که یکی از شرکت‌های زیرمجموعه شهرداری است. مدیریت این مجموعه را هم پیمانکار شرکت برعهده داشته است.

    در حالی که سازمان آتش‌نشانی علت آتش‌سوزی را اتصالی در سیم‌کشی برق مجموعه و سرایت آن به اطراف عنوان کرده و تاکید می کند که با تجهیزات کامل در میدان آتش حاضر شده  اما غرفه‌داران می‌گویند وسعت ابتدایی آتش انقدر کم بوده که امکان جلوگیری از سرایت و گستردگی آن وجود داشت اگر کپسول‌های آتش‌نشانی حاضر در مجموعه کار می‌کردند، اگر مخزن آب خودروی آتش‌نشانی خالی نبود، اگر شلنگ آب ایستگاه بعدی پاره نبود و… شرایطی که از نظر آن‌ها نتیجه‌گیری درباره علت حادثه را پیچیده می‌کند.

    روز جمعه ۱۷ بهمن ماه عبدالمطهر محمدخانی سخنگوی شهرداری از پرداخت وام کم‌بهره به غرفه‌داران و تعیین محلی موقتی برای استقرار غرفه‌داران خبر داد اما از زمان عمل به وعده‌ها چیزی نگفت. غرفه‌داران اما با پرداخت وام موافق نیستند و بازپرداخت آن را غیرممکن می‌دانند. مگر می‌شود همه سرمایه‌ات را از دست داده باشی و به جای جبران خسارت، وام دریافت کنی؟ اصلا مگر بازپرداخت وام امکان‌پذیر است؟ آن‌ها می‌گویند همه این وعده‌ها چه قابل قبول چه غیرقابل قبول تنها حرف و سخن است و مکتوب نشده است.

    مالباختگان برای گرفتن پاسخ روز شنبه ۱۸ بهمن در مقابل شرکت ساماندهی مشاغل جمع می‌شوند اما پاسخی دریافت نمی‌کنند. روز بعد یعنی یکشنبه ۱۹ بهمن ماه زیر بارانی سیل‌آسا، غرفه‌داران در مقابل شهرداری تهران تجمع کردند و منتظر پاسخی مستقیم از شهردار تهران شدند. ساعتی طول کشید تا نماینده شهرداری با نماینده غرفه‌داران صحبت کند.

     

    خبرنگار ایلنا با حضور در محل تجمع حادثه‌دیدگان پای درددل‌های‌شان نشست. افرادی که «استیصال» و «نگرانی» کم‌ترین واژه‌هایی‌اند که می‌توان برای توصیف نگاه و رفتارشان استفاده کرد. آن‌ها وقایعی که با چشمان خود دیده بودند را شرح دادند، از توصیف‌های قابل تامل درباره لحظه حادثه تا وضعیت هولناکی که در سایه این آتش‌سوزی با آن مواجه شده‌اند «بی‌پولی محض حتی برای خرید نان شب خانواده»

    اطلاع شرکت ساماندهی مشاغل از مشکلات برق بازار جنت

    سارا یکی از همین حادثه‌دیدگان است. زنی سرپرست خانوار که یک هفته پیش دو غرفه خود را در آتش‌سوزی از دست داد و شاهد نابودی ۵.۶ میلیارد تومان اجناس موجود در محل کارش شد. او به ایلنا توضیح می‌دهد: اجاره‌ای که پرداخت می‌کردم ماهانه ۶۰ میلیون تومان بود. برای من که نان‌آور خانه هستم تامین این اعداد ساده نبود اما خیال‌مان راحت بود که امنیت محل کار و اجناس‌مان تامین است.

    به گفته او روز حادثه، آتش از پست برقی تعبیه شده  شعله می‌کشد: این پست برق به دلیلی که ما مطلع نیستیم جرقه می‌زند، گویا سیم‌کشی بازار از قبل هم با مشکل مواجه بوده و این موضوع توسط ناظرانی که از طرف شرکت ساماندهی مشاغل در بازار حضور داشتند، به اطلاع مسئولان مربوطه رسیده بوده است. حتی تابستان گذشته و شب عید پارسال، چند بار با قطعی برق ۲۴ساعته مواجه شدیم. یک‌بار از اداره برق آمدند و به ما گفتند سیم‌کشی این مجموعه مشکل دارد و باید تعمیر شود.

    سارا تعریف می‌کند که غرفه‌داران به تازگی از وجود ۶ نامه مطلع شده‌اند نامه‌هایی که به مسئولان شرکت ساماندهی درباره مشکلات برق بازارچه ارسال شده بوده و ارسال کننده آن‌ها هم ناظران خود شرکت بوده‌اند که در بازار مستقر بوده‌اند. نامه‌هایی که صرفا بایگانی می‌شوند.

    ماجرای اطفا حریق اما برای او و سایر غرفه‌دارن تبدیل به معمایی عجیب شده اینکه به چه علت تنها ۶ کپسول آتش‌نشانی برای بازارچه‌ای با وسعت قابل توجه در نظر گرفته شده و چرا این کپسول‌ها در بزنگاه آتش‌سوزی عمل نکرده‌اند.

    نه کپسول‌ها کار کردند، نه آتش‌نشانی آب داشت

    سارا اضافه می‌کند: در زمان وقوع حادثه علاوه بر تعداد کم کپسول‌های آتش‌نشانی تنها ۲ یا ۳ نیروی نگهبان به علاوه یکی از غرفه‌دارن در بازار حاضر بودند که هیچ یک از آن‌ها طرز کار با کپسول آتش‌نشانی را نمی‌دانستند و آموزش مربوطه را ندیده بودند. اما این موضوع به ما خسارت‌دیدگان مربوط نیست.

    مدتی بعد از حادثه اما مسئول ایمنی شرکت ساماندهی مشاغل به حادثه‌دیدگان درباره نحوه کار کپسول‌ها توضیح می‌دهد، نوشدارو بعد از مرگ سهراب. سارا تاکید می‌کند که هیچکس نمی‌داند که آیا این کپسول‌ها خالی بوده‌اند یا اینکه افراد حاضر در صحنه با عملکرد آن آشنا نبوده‌اند و به همین دلیل هم موفق به استفاده از آن نشده‌اند. به هر حال شرایط هر چه که بوده، تنها حقیقت حائز اهمیت آن است که کپسول‌ها دقیقا زمانی که به آن‌ها نیاز بوده کار نکرده‌اند.

    معمای بعدی اما بعد از آمدن اولین گروه آتش‌نشان‌ها رقم می‌خورد، زمانی که ۲ دستگاه خودروی آتش‌نشانی با تانکر خالی از آب به محل حادثه می‌رسند. گروه بعدی اما بسیار دیر از راه می‌رسند غرفه داران می‌گویند شاید ۴۰ دقیقه دیرتر  زمانی که بازارچه تبدیل به سازه‌ای آتشین شده است. شلنگ آب این خودروها هم پاره است. در نهایت آتش با شرایطی سخت آرام می‌گیرد. زمانی که بازار و زندگی غرفه‌داران نابود شده است.

    چند نفر دیگر از زنان حاضر در تجمع به این گفتگو می‌پیوندند. آن‌ها هم تاکید می‌کنند که خودشان شاهد وضعیت خودروهای آتش‌نشانی بوده‌اند از خالی بودن مخزن آب و استیصال    آتش نشان‌ها  زمانی که به موضوع پی می برند تا تاخیر در رسیدن گروه بعدی و پاره بودن شلنگ آب‌رسانی. آن‌ها می‌گویند آتش‌سوزی مانند آن بوده که شمعی در خانه روشن شود و بعد خانه به دلیل نبود آب و لوازم اطفاء خرید در آتش بسوزد. یکی دیگر از غرفه‌داران می‌گوید سرعت سرایت آتش ناگهان  زیاد شد،  آتش‌ گر گرفت و سرمایه مردم را بلعید. این سخن او با تایید سایرین مواجه می‌شود.

    امکان برخورداری از بیمه را نداشتیم

    زهره یکی دیگر از غرفه‌داران تاکید می‌کند که در طراحی و ساخت بازارچه در سال ۱۳۹۱ سیستم‌های اعلام و اطفاء حریق و همچنین سرمایش و گرمایش از سقف تعریف شده بود، اما به دلیل مشکلات مالی، عدم تأمین بودجه و این موضوع که مسئولان مربوطه نخواستند برای بازارچه هزینه کنند، هیچ‌کدام از این سیستم‌ها وصل نشد: از ۵ سال پیش هم قرار بود در کنار در شرقی بازار یک لوله آب آتش‌نشانی را تعبیه و به منبع آب شهری وصل کنند که این اقدام هم صورت نگرفت، کوتاهی‌هایی که توسط شرکت ساماندهی مشاغل به عنوان متولی ملک انجام شد. این شرکت غرفه‌ها را از طریق پیمانکار به ما اجاره داده بود.

    او اضافه می‌کند: ما هرگز طرف حساب شهرداری نبوده‌ایم بلکه نماینده‌های شرکت ساماندهی مشاغل در دفتر بازارچه مستقر بودند و این افراد مسائل را به شهرداری اطلاع می‌دادند. این افراد هم به ما می‌گفتند همه چیز مرتب است، کپسول‌های آتش‌نشانی مشکلی ندارد.

    زهره می‌گوید: هیچ یک از ۲۷۰ غرفه موجود در بازارچه بیمه نبوده‌اند. غرفه‌داران نمی‌توانستند غرفه خود را بیمه کنند. ما چند سال برای رسیدن به این هدف تلاش کردیم حتی ۳ سال پیش نماینده بیمه به ما اعلام کرد که به دلیل فقدان کنتور برق مجزا وعدم برخورداری غرفه‌ها از سقف امکان بیمه شدن نداریم.

    شب عیدی نابود شدیم

    زن سالمندی نزدیک می‌شود و سر درددلش باز می‌شود. سرپرست خانواده است و بعد از ۱۳.۱۴ سال تلاش برای تامین معاش خانواده حالا در ۶۹ سالگی، درست مقابل چشمش ماحصل زندگی‌اش دود شد در حالی که هیچ کاری از او ساخته نبود: از اولین سال افتتاح بازار در آنجا غرفه داشتم و فعالیت کردم، اغراق نیست اگر بگویم اولین فردی بودم که با پیمانکار قرارداد بستم اوائل غرفه‌ها را رهن می‌کردیم اما بعدا ماجرای رهن منتفی شد و اجاره پرداخت کردیم. اجاره غرفه من به ۲۲ میلیون تومان رسیده بود. این مبلغ جدا از هزینه شارژ و سایر خدمات بود.

    فرزانه از روز حادثه می‌گوید: وقتی از راه رسیدم آتش‌نشانی مشغول کار بود و بازار می‌سوخت. آتش‌نشانی و رئیس کلانتری منطقه در محل حضور داشتند و مهار آتش می‌توانست بسیار سریع انجام شود. برای من سوال است که چرا  به سرعت آتش به همه غرفه‌ها سرایت کرد. اگر اقدامات لازم سریع انجام می‌شد در نهایت یکی دو غرفه می‌سوختند.

    زن سالمند هم از روایت‌های متفاوتی می‌گوید که درباره تاخیر آتش‌نشانی در مهار آتش شنیده است: بازارچه تحت نظارت شرکت ساماندهی مشاغل است و ما سال‌هاست که مستاجر این شرکت هستیم. رابطه شرکت با پیمانکار و آشنا بودن یا آشنا نبودن آن‌ها با سیستم اطفا حریق به ما مربوط نیست.

    «شب عیدی نابود شدیم، اجناس‌مان سوخت،» این عباراتی است که زن خسارت‌دیده برای توصیف وضعیت خود و سایر غرفه‌داران در روزهای پایانی سال می‌گوید: همه نگران ما شدند، به جز  شهرداری که مسئول اصلی است. شاهد هستید که ما چگونه زیرباران ایستاده‌ایم و هیچکس پاسخگوی ما نیست. روز گذشته هم در مقابل شرکت ساماندهی تجمع کردیم. ساعت‌ها آنجا ایستاده بودیم اما انگار نه انگار که ما شهروندیم و در این شرایط اقتصادی وحشتناک اموال‌مان از بین رفته است.

    فرزانه ادامه می‌دهد: به معاون شرکت ساماندهی گفتم قبول دارید که اموال ما سوخت؟ چرا برای ما اقدامی نمی‌کنید شب عید باید چه کنیم؟ اما پاسخی نگرفتیم و  وقتی به این نتیجه رسیدیم که شرکت ساماندهی مشاغل پاسخگو نیست به شهرداری مراجعه‌ کردیم تا ببینم شهردار قرار است برای ما چه اقدامی کند؟ ما مالباخته هستیم، زندگی‌مان نابوده شده است اما به جای کمک و جبران خسارت نادیده‌مان می‌گیرند و آواره از این سازمان به سازمان دیگر می‌رویم. گویا آقایان درک نمی کنند که شرایط ما به گونه‌ای است که باید کار کنیم تا خرج روزانه‌مان تامین شود.

    چک‌هایی که پاس نمی‌شوند

    زنی جوان با چهره‌ای نگران در حال صحبت با سایر غرفه‌داران است، پیشنهاد گفتگو را با تردید می‌پذیرد، نگران است مبادا چهره‌اش در عکس مشخص باشد. مطمئن که می‌شود خبری از فیلم و تصویر نیست، شروع به صحبت می‌کند.

    برای نیلوفر که سرپرستی دختر نوجوانش را برعهده دارد و کسی هم در زندگی کمک‌حالش نیستف غرفه‌ای که در آتش سوخت تکیه‌گاهش و محل تامین معاش خانواده دونفره‌اش بوده است. زن جوان تعریف می‌کند که ۱۴ سال پیش به امید کسب روزی و چرخاندن چرخ زندگی، تنها سرمایه‌ای که داشت یعنی خانه کوچکش را می‌فروشد تا پول پیش رهن یک غرفه در بازار را تامین کند. مبلغی حدود ۵۰ میلیون تومان.

    او از اجاره ۲۰ میلیون تومانی غرفه می گوید و بدهی که خریدهای شب عید روی دستش گذاشت و نابود شد: برای تکمیل اجناس شب عید، قرض و قوله کردم، چک دادم و زیربار بدهی رفتم. ۲ روز قبل از حادثه۵۰۰ میلیون تومان جنس جدید خریدم و این به جز کالاهایی بود که از قبل در غرفه داشتم. شب قبل از آتش‌سوزی به همراه دخترم اجناس جدید را در غرفه چیدیم اما صبح روز بعد همه آن‌ها دود و خاکستر شد. سرمایه‌ام سوخت، حالا من مانده‌ام و بار سنگین بدهی که نمی‌دانم چگونه باید پرداخت کنم. به کسبه بازار چک داده‌ام و نمی‌دانم باید چه جوابی به آن‌ها بدهم.

    چند روز دیگر زمان پرداخت اجاره خانه از راه می‌رسد اما نیلوفر می‌گوید به لحاظ مالی در وضعیتی بحرانی قرار گرفته و نمی‌داند جواب صاحبخانه را باید چگونه بدهد: من مسئول زندگی دخترم هم هستم اما حالا به معنای واقعی در تامین نان شب هم مانده‌ام. همه سرمایه‌ام ۲ میلیارد تومان بود که دود شد و هوا رفت. راستش را بخواهید خانواده پولدار هم ندارم که بتوانند کمک حالم باشند، من مانده‌ام و جیبی خالی و بدهی و سرمایه‌ای که از دست رفت.

    او به زنان سالمندی با سنین بالای ۷۰ سال اشاره می‌کند که در بازار غرفه داشته‌اند: آن‌ها در این سن و سال برای تامین مخارج زندگی مجبور به کار هستند و حتی شرایط بازنشسته شدن را ندارند. شرایط همه ما واقعا حاد است.

    جرات اعتراض نداشتیم

    مرد سالخورده‌ای از میان جمعیت اشاره می‌کند، می‌خواهد صحبت کند او هم مالش را از دست داده است. صدایش آنقدر ضعیف است که به زحمت شنیده می‌شود با این حال می‌خواهد به هر نحو ممکن اعتراضش را بگوید: من از همان ابتدای تاسیس در این بازارچه غرفه داشتم و رزق و روزی خانواده‌ام را از همین غرفه تامین می‌کردم و هر ماه هم مبلغی بابت اجاره پرداخت می‌کردم. میزان شارژ پرداختی‌مان هم متری ۱۰۰ هزار تومان بود.

    او به جز گلایه‌هایی که بابت از دست دادن دار و ندارش در میان دود و آتش شد دارد، از نحوه اداره بازارچه توسط شرکت ساماندهی مشاغل هم انتقاد می‌کند: مسئولان مربوطه ما را در جریان نحوه هزینه‌کرد شارژهای گرفته شده قرار نمی‌دادند، در مجموع حدود ۲۵۰ میلیون تومان شارژ به صورت ماهانه پرداخت می‌کردیم اما تنها آب، برق و گاز داشتیم و از خدمات دیگری برخوردار نبودیم هیچکس هم جرات اعتراض نداشت زیرا می‌ترسیدند که به مشکل بربخورند و غرفه و کارشان را از دست بدهند.

    تامین هزینه‌های درمان همسری بیمار و فرزندی کوچک برعهده‌ام بود

    زنی بسیار جوان از شدت سرما گوشه‌ای کز کرده و در سکوت به باران سیل‌آسا نگاه می‌کند، خلوتی غمگین که برای گفتگو شکسته می‌شود. همسرش بیمار است و توان کار کردن ندارد، بار زندگی به تنهایی روی دوش او افتاده، از تامین مخارج درمان همسر و تامین زندگی فرزند تا پرداخت اجاره خانه و هزینه‌های زندگی. از ۵ سال پیش تا لحظه سوختن زندگی‌اش، غرفه محل رزقش بوده و بابت آن ماهانه ۱۷ میلیون تومان اجاره پرداخت می‌کرده به علاوه شارژی یک میلیون تومانی.

    شیما از نابودی ۴ میلیارد تومان سرمایه‌اش می‌گوید: مقدار بسیار زیادی جنس در غرفه داشتم به نحوی که سایر غرفه‌داران معتقد بودند که من عمده‌فروش هستم تا خرده‌فروش. برای شب عید هم حدود ۸۰۰ میلیون تومان خرید کرده بودم. انبار دیگری نداشتم که امیدوار باشم اجناس دیگری هنوز دارم. تمام زندگی‌ام سوخته، دود شده و به هوا رفته.

    او ادامه می‌دهد: در حال حاضر نه جایی برای کار کردن داریم و نه کسی پاسخگوی ما است.

    اصرار نیایش مال برای خرید بازار و ساخت پارکینگ

    شیما هم از بی‌تفاوتی شهرداری عصبانی است آنهم در شرایطی که به قول این زن مالباخته آنچه سوخته نان سر سفره غرفه‌داران بوده است: مخارج خانه و اجاره‌خانه من را چه کسی باید بپردازد؟ مخارج بیمارستان همسرم را چگونه باید تامین کنم. پدر و مادری ندارم که کمکم کنند. در حال حاضر حتی توان تامین خوراک روزانه خانواده یا پوشاک مورد نیاز را هم ندارم. پسر من تنها ۱۰ سال دارد، چگونه باید این وضعیت را به او توضیح دهم. من مانده‌ام و خروار خروار بدهی و خسارتی که نمی‌دانم آیا جبران می‌شود یا نه.

    به گفته شیما پیمانکار شرکت ساماندهی که مدیریت بازارچه را برعهده داشته پاسخگوی حادثه‌دیدگان نیست وانگهی هیچ حرف و سخنی هم از پرداخت خسارت پیش نمی‌کشند. اما بازار شایعه‌ها داغ است مثلا می‌گویند شهرداری می‌خواهد این زمین را به نیایش مال بفروشد: البته دو سال پیش هم شایعه بود که قرار است بازارچه تخلیه و به پارکینگ نیایش مال تبدیل شود. حتی مدتی گفتند باید بازار را تخلیه کنیم اما ما سماجت کردیم و به کار خود ادامه دادیم این موضوع هم ظاهرا باعث شد که آن زمان منصرف شوند.

    غرفه‌دار دیگری حرف‌های شیما را تایید می‌کند: از دو سال پیش نیایش مال که درست کنار بازارچه قرار دارد فشارهایی را برای خرید بازار به پیمانکار اعمال کرده است.

    او ادامه می‌دهد: علت حادثه هر چه باشد، خواسته ما این است که بازارچه را بازسازی کرده و در اختیار ما قرار دهند و خسارات ما را هم کامل پرداخت کنند. پرداخت وام فایده ندارد و نمی‌تواند پاسخگوی خسارت بزرگی باشد که به ما وارد شده. از طرف دیگر بازپرداخت وام برای ما که کلی قسط و بدهی داریم غیرممکن است.

    حتی دو سه ماه انتظار هم برایمان ممکن نیست

    زنی دیگر به جمع گلایه‌مندان ملحق می‌شود. خودش را معرفی می‌کند. مریم و پسر جوانش هر دو از اهالی سینما و هنر هستند و از یک سال و نیم پیش غرفه‌ای را برای فروش فست‌فود در بازار اجاره کرده بودند: فرزندم در بازارچه کسب و کار کوچکی راه‌اندازی کرده بود به این امید که هزینه‌های تحصیلش را تامین کرده و مدیریت زندگیش را برعهده بگیرد. در این شرایط نابسمان اقتصادی تازه کارش پا گرفته بود.

    مریم از خسارتی می گوید که او و فرزندش در آتش‌سوزی متحمل شده‌اند: تهیه فست فود نیاز به کالاهای خاصی دارد مانند اجاق، فر، مایکروفر و ظروف. همه این لوازم سوختند. نمی‌دانم در حال حاضر قیمت آن‌ها در بازار چند است و برای خرید آن‌ها چقدر باید هزینه کرد به همین دلیل نمی‌دانم دقیقا چقدر خسارت دیده‌ام. اما مهم آن است که سرمایه‌های ما یک شبه به دستمان نرسیده. غرفه‌داران اکثرا سال‌ها زحمت کشیده و خون‌دل خورده بودند تا بتوانند به تدریج اجناس‌شان را بیشتر کنند. اما همه این سرمایه در کسری از ثانیه دود شد و هوا رفت و امروز هم دست ما به هیچ جا بند نیست.

    او تاکید می‌کند که غالبا در چنین شرایطی باید ابتدا کسبه را در محلی اسکان دهند تا نگران معیشت نباشند و ارزیابی خسارت در مرحله بعدی انجام می‌شود. اما در این حادثه ماجرا برعکس شده یعنی اول قصد دارند کارشناسی کرده و میزان خسارت را ارزیابی کنند. به همین دلیل هم غرفه‌داران دو خواسته اساسی دارند یکی جبران خسارتی که دیده‌اند و دیگری تامین محلی برای کسب و کار.

    مریم  از توان فرسا بودن تامین پول پیش اجاره مغازه و راه‌اندازی کسب و کار جدید می‌گوید، موضوعی که باعث شده غرفه‌داران بر تسریع امور برای احیای کسب‌و کارهای‌شان مصر باشند: حتی دو سه ماه انتظار برای رسیدگی این ماجرا و خانه‌نشین شدن غرفه‌داران، با شرایط اقتصادی امروز امکان‌پذیر نیست. یکی از خواسته‌های ما این است که برنامه‌های شهرداری برای رسیدگی به وضعیت ما به صورت مکتوب در اختیارمان قرار گیرد، به هر حال روی وعده و سخن چندان نمی‌توان حساب کرد. یک هفته از ماجرا گذشته اما هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده، این رفتار باعث مشوش شدن فکر غرفه‌دارن شده است.

    تاکید شهرداری بر انتخاب ۵ نماینده

    یکی از غرفه‌داران درباره نتیجه جلسه‌ای می‌گوید که روز یک‌شنبه میان نماینده غرفه‌داران و شخصی به عنوان «عزیزی» به نمایندگی از طرف شهرداری در محل شهرداری تهران برگزار شد. حرف‌ها همان است که بود.

    به گفته این مالباخته در جلسه مذکور نماینده شهرداری عنوان می‌کند که این نهاد قصد کمک دارد و بازار را خواهد ساخت اما زمان بازسازی و مدتی که برای آن لازم است مشخص نیست: نماینده شهرداری وعده پرداخت وام کم‌بهره را هم داده، البته در این جلسه درباره مبلغ وام سخنی به میان نیامده است.

    او تاکید می‌کند که مهم‌ترین نکته این جلسه تاکید شهرداری برای انتخاب ۵ نفر به عنوان نماینده غرفه‌داران از میان آن‌ها و به انتخاب خودشان بوده است. نمایندگانی برای پیگیری‌های بعدی و ارتباط با مراجع مربوطه.

    آتش‌نشانی: تجهیزات ما کامل بود، مدرک دارید ارائه دهید

    با توجه به تاکید و اعتراض غرفه‌داران خسارت‌دیده نسبت به وضعیت خدمات‌رسانی آتش‌نشانی موضوع را از جلال ملکی سخنگوی آتش‌نشانی تهران پیگیری کردیم. او به ایلنا می‌گوید: ما قویا نداشتن آب را تکذیب می‌کنیم. اطلاع‌رسانی با تاخیر انجام شد اما به محض اعلام حادثه نیروها اعزام شدند ودر کمترین زمانی که امکان حضور داشتند یعنی طی ۶ دقیقه و نیم به محل آتش‌سوزی رسیدند.

    او تاکید می‌کند که خودروهای آتش‌نشانی از تجهیزات کامل برخوردار بوده‌اند. ۱۰ ایستگاه آتش‌نشانی و در مجموع حدود ۵۰ خودروی سبک و سنگین آتش‌نشانی به همراه ۱۵۰تا ۱۶۰ اتش‌نشان مشغول اطفا حریق بودند. حتی تانکرهای اضافه آب برای اطفاء به محل حادثه آوردیم. بالابر، خودروی تنفسی و… دیگر تجهیزاتی بودند که به محل آتش‌سوزی آوردند.

    ملکی با تاکید براینکه آنچه می‌گوید کاملا مستند است، ادامه می‌دهد: آن‌ها که می‌گویند خودروی آتش‌نشانی آب نداشته است مستنداتی ارائه دهند که این موضوع را تایید کند. نمی‌توان تنها اتهام زد باید اثبات کنند. خودروهای آتش‌نشانی صبح به صبح ۲ بار چک می‌شوند مگر می‌شود این خودروها آب نداشته باشند.

    او یادآوری می‌کند که بعد از حادثه پلاسکو هم آتش‌نشانی را متهم به کمبود تجهیزات می‌کردند، در سایر حوادث هم این موضوع تکرار می‌شود. این درحالی است که امروز شرایط ما به لحاظ تجهیزات قابل قبول است.

  • آتش مدیریت ناکارآمد بر جان جنگل‌های ایران

    آتش مدیریت ناکارآمد بر جان جنگل‌های ایران

    به گزارش اقتصادران، آبان ماه امسال آتش مانند هیولایی به جان «هیرکانی» افتاد و آنقدر پیش رفت که صدها و بلکه هزاران هکتار از جنگل‌های باستانی هیرکانی ایران را که تامین‌کننده آب و اکسیژن حدود نیمی از کشور هستند، خاکستر کرد. «الیت» یکی از مناطقی بود که بیشتر از دیگر نقاط سروصدا به پا کرد و آتش‌سوزی در آن چند هفته به طول انجامید و بعد در بسیاری از نقاط دیگر هیرکانی در استان‌های شمالی تکرار شد؛ فاجعه‌ای که همه ساله در زاگرس نیز در فصول گرم سال در حال بلعیدن جنگل‌های بلوط ایران هستند.

    اگرچه درباره علت این آتش‌سوزی‌ها نظرات و تحلیل‌های زیادی منتشر شده، اما تا امروز کمتر به «برنامه جامع مدیریت حریق جنگل» پرداخته شده است. همه از عامل انسانی که گاه عمدی و گاهی غیرعمد، جنگل‌های ایران را به خاکستر تبدیل می‌کند، صحبت می‌کنند اما پرسش این است که چرا عامل اصلی این آتش‌سوزی‌ها کنترل نمی‌شود و هر سال در فصول مشخصی در حال تکرار شدن است؟ آیا اساسا برنامه‌ای جامع برای مدیریت این بحران تهیه شده است و سازمان متولی قدمی برای آن برداشته است؟

    «حسین بدری‌پور» فارغ‌التحصیل دکترای منابع طبیعی با گرایش مسائل اقتصادی- اجتماعی بهره‌برداران منابع طبیعی و عضو شورای جنگل، مرتع وآبخیزداری سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری در این باره تجربه‌های مهم و تکان‌دهنده‌ای دارد؛ حرف‌هایی که از یک واقعیت تلخ، پرده برمی‌دارد؛ «برنامه‌ای جامع برای مدیریت حریق تهیه شده اما اجرایی نمی‌شود.»

    او که در طول ۲۵ سال کار در ستاد سازمان منابع طبیعی وآبخیزداری کشور، به موضوعاتی از جمله مشارکت مردمی، تسهیل‌گری اجتماعی، معیشت پایدار روستایی، توسعه روستایی، شناسایی تعارضات و میانجی‌گری برای رفع آنها، ارتباطات و اطلاع‌رسانی، مدیریت جامع، مدیریت بلایای طبیعی، مدیریت خشکسالی، مدیریت جامع حریق عرصه‌های طبیعی توجه کرده، می‌گوید اگر به این موضوعات مهم به‌طور جامع پرداخته می‌شد، می‌توانستند بخشی از مشکلات مدیریت و بهره‌برداری پایدار منابع طبیعی را حل وفصل کنند و بحران‌های امروزی اساسا پدید نیایند.

    بدری‌پور به «اعتماد» می‌گوید: «موضوع حریق جنگل، یک لحظه نیست؛ بلکه موضوعی است که باید ۳۶۵ روز سال به آن بپردازیم. متاسفانه من آنقدر داد زده‌ام که دیگر گلویم پاره شده است. هر‌گاه حریق اتفاق می‌افتد، امیدوار می‌شوم که شاید نگاه کنند ببینند چه باید کرد؛ اما هیچ کاری انجام نمی‌دهند و فقط، تکرار مکررات است. تمام اشتباهات، مجددا تکرار می‌شود که ناشی از بی‌برنامگی است.»

    او با اشاره به برنامه‌ای که برای مدیریت آتش جنگل‌های ایران تهیه کرده، می‌گوید: «یک برنامه» مدیریت حریق، نوشته‌ام؛ به تمام مقدسات قسم می‌خورم که این برنامه، مو لای درزش نمی‌رود. اخیرا هم یک پروژه برای «آپتیل» (مرکز مدیریت اطلاعات بلایای طبیعی در آسیا و اقیانوسیه) نوشته‌ام و مرحله ششم هم به آن اضافه کرده‌ام. این برنامه مبتنی بر اصول اطلاع‌رسانی و ارتباطات، جلب مشارکت مردمی، تقویت مدیریت دانش، تقویت انسجام سازمانی و اجتماعی و تقویت ظرفیت مدیریت حریق و مرحله ششم بحث احیا و بازسازی مناطق آسیب‌خورده از حریق است. اما اینجا ظاهرا کسی گوشش شنوا نیست و تنها هنگامی که حریق اتفاق می‌افتد؛ با یک تاخیر و فشار اجتماعی و رسانه‌ها، به موضوع پرداخته می‌شود.

    اگر همین یک ذره فشار هم نباشد اصلا کسی برای آن، وقعی قائل نیست و هنگامی که فشار زیاد می‌شود تازه یادشان می‌افتد که موضوع، حریق است. در همین موضوع حریق «الیت» در منطقه «مرزن‌آباد» مازندران، که نه منابع طبیعی و نه محیط‌زیست به آن نپرداختند؛ منابع طبیعی می‌گفت منطقه حفاظت ‌شده است و مربوط به محیط‌زیست است و محیط‌زیست هم که اساسا به موضوع حریق، توجه خاصی ندارد. در سال ۱۴۰۲ من ۳ کارگاه به اتفاق سرکار خانم دکتر جهدی در استان‌های کهکیلویه و بویراحمد، آذربایجان شرقی  و گیلان  برگزار کردم. مساله این بود که در این کارگاه‌های ۳ روزه، نیروهای سازمان حفاظت محیط‌زیست که شرکت‌کننده در دوره بودند، می‌گفتند «اساسا اطفای حریق، جزو وظایف سازمان حفاظت محیط‌زیست نیست و جنگلبان‌ها باید به اطفای حریق بپردازند.»

    مدیریت عامل اصلی حریق جنگل

    تمام آمارهای رسمی و غیررسمی، عامل ۹۰ درصد آتش‌سوزی‌های جنگل‌های ایران را «انسانی» می‌دانند، اما چرا کاری برای مدیریت این عامل مهم انجام نمی‌شود؟ بدری‌پور در این باره می‌گوید: «اصلی که اخیرا دارم به آن می‌پردازم این است که ۹۰ درصد حریق‌ها منشأ انسانی دارد. یعنی اگر ما دست روی دست بگذاریم و مردم از عرصه فاصله بگیرند و به جنگل وارد نشوند، فقط ۱۰ درصد حریق‌ها با منشأ طبیعی خواهد بود. رعد و برقی اتفاق بیفتد؛ حرارت و دمای هوا بالا باشد و… آتش‌سوزی طبیعی بشود؛ اما حریق جنگل در ۹۰ درصد موارد منشأ انسانی دارد. منطق می‌گوید بیایید به این ۹۰ درصد بپردازید. یعنی با اطلاع‌رسانی و هشدارها و حتی جرایم، مردم آگاه شوند که سهل‌انگاری و حرکات سهوی‌شان می‌تواند باعث حریق شود و چه بسا ممکن است باعث مرگ یک انسان شود. ممکن است همین سهل‌انگاری من منجر به حریق و باعث مرگ یک نفر بشود یا خسارت‌های سنگینی به منازل و حتی عرصه وارد کند. هزینه اینها را چه کسی می‌دهد؟ اینها جزو ضررهایی است که من به جامعه زده‌ام و یک روزی باید هزینه‌های آن را به صورت معنوی پس بدهم. به هر حال اگر درست اطلاع‌رسانی بشود و مردم آگاه بشوند و زنهار داده بشوند، می‌تواند باعث کاهش وقوع حریق‌ها بشود.»

    نمادی برای اطلاع‌رسانی حریق

    به گفته بدری‌پور، همچنان که روزگاری در کشور «بابابرقی» نماد برق و الگوی مصرف و مدیریت آن بود؛ برای مدیریت حریق جنگل نیز باید یک نماد داشته باشیم. او می‌گوید: «از شهریور ۱۳۹۳ به چهار سازمان منابع طبیعی، محیط‌زیست، صداوسیما و مدیریت بحران از طریق یکی از انجمن‌های مردم‌نهاد، نامه نوشته‌ام که درباره حریق لازم است یک نماد داشته باشیم و این نماد، اطلاع‌رسانی شود. اشاره کردم به «اسموکی بیر» که نمادی در امریکاست و از دهه ۱۹۳۰ از طریق آن به افکار عمومی اطلاع‌رسانی‌ می‌شود. فیلم و کارتون و تمبر و بنر و پوسترهایی که در طول جاده‌های مختلف ایالات متحده امریکا نصب هست و به مردم هشدار می‌دهد که در رابطه با حریق، آگاهانه اقدام کنید. اما هیچ اقدامی تا این لحظه نشده و من هر بار که پیگیری کردم یکسری جلساتی برگزار شده و دوباره موضوع رها شده است.»

    به گفته این فارغ‌التحصیل منابع طبیعی، نکته‌ای که ما در اطلاع‌رسانی باید به آن بپردازیم این است که هر درخت، چقدر می‌ارزد؟ یک جنگل چه تعداد درخت دارد و چقدر هزینه نگهداری آن است؟ یک سهل‌انگاری بسیار ساده می‌تواند باعث آتش‌افروزی و از بین رفتن تعداد بسیار زیادی درخت، هزینه‌های هماهنگ کردن هلی‌کوپتر، هماهنگ کردن ایلیوشین و… باشد. تمام اینها هزینه است و باید مردم را آگاه کرد که یک سهل‌انگاری می‌تواند چه هزینه‌های سنگینی به سیستم دولت وارد کند.

    فقدان احساس تعلق ملی 

    نکته بعدی که بدری‌پور بر آن تاکید می‌کند این است که مردم احساس نمی‌کنند این مملکت مال خودشان است.

    او می‌گوید: «من همیشه این مثال را می‌زنم که ما تا داخل منزل هستیم زباله نمی‌ریزیم؛ اما از منزل که خارج شدیم در همان آپارتمانی که هستیم در قسمت مشاعات مثل راهرو و پارکینگ زباله می‌ریزیم؛ وارد کوچه می‌شویم زباله می‌ریزیم. بعد هم می‌گوییم «شهرما، خانه ما» این نشان می‌دهد همه می‌دانند؛ اما یک مقاومتی هست از فشاری که دولت‌ها به مردم وارد می‌کنند؛ مردم هم فشار وارده را به یک شکلی تخلیه می‌کنند. باید در این بحث اطلاع‌رسانی و ارتباطات و جلب مشارکت مردمی، به گونه‌ای اطلاع‌رسانی شود که مردم احساس کنند این مملکت و این جنگل‌ها مال خودشان است و اگر در وضعیت خوبی باشد خودشان منتفع می‌شوند. در جامعه‌شناسی یک نظریه داریم که من امسال در دانشگاه شیراز در همایش پارک‌های ملی، ارایه دادم؛ به دو موضوع پرداخته‌ام که در روانشناسی و جرم‌شناسی بدان توجه شده است. یکی «تئوری پنجره شکسته» است که می‌گوید اگر ساختمان قدیمی متروکه‌ای را ببینید که شیشه‌های آن شکسته است احتمال زیادی دارد که شما هم یک سنگ‌بردارید و به پنجره‌های سالم آن، نشانه بروید و شیشه‌های سالم آنها را بشکنید. تئوری بعدی «تئوری اثر دومینو» است که اگر شما جایی بروید که تمیز باشد به خودتان اجازه نمی‌دهید زباله‌های کوچک و حتی یک دستمال کاغذی کوچک را زمین بیندازید.

    خلاصه کلام اینکه اگر جنگل‌ها مدیریت درست و طبیعت زیبایی داشته باشد، احتمال اینکه مردم در آتش خاموش کردن و کبریت انداختن و دیگر مواردی که عامل ایجاد حریق هستند سهل‌انگاری نکنند، بیشتر می‌شود و جایی که زباله ریخته و کثیف و به هم ریخته و به حال خود رها شده است، احتمال اینکه شهروندان سهل‌انگاری کنند، آتش خاموش را رها کنند و زباله‌ها را بریزند، بسیار زیادتر است. اینها همه موضوعاتی است که باید در بحث «کاهش احتمال وقوع حریق» به آنها پرداخته شود.»

    مشکل ساختاری برنامه

    از نگاه این کارشناس بین‌المللی منابع طبیعی، ساختار سازمان برنامه و بودجه یکی از علت‌های سر وسامان نیافتن «برنامه جامع مدیریت حریق جنگلی» است. او می‌گوید: «متاسفانه در ساختار اداری دولت‌های ما که «سازمان برنامه وبودجه» در راس آن قرار دارد، «برنامه»، یعنی چند صفحه مشخصات کلی و تعریف و اینها و در انتها یک جدول هزینه‌کرد است. یعنی چیزی که از برنامه می‌دانند ۱۵-۱۰ صفحه کاغذپرکن و فیلر، یک روکش انتهایی و جدول که مشخص شود چقدر می‌خواهی هزینه کنی. اینکه این هزینه‌کرد به چه دردی می‌خورد و به کجا می‌انجامد، کاری ندارند و فقط می‌گویند این جدول را به ما بده، ما بگوییم استان فلان چند تا دمنده می‌خواهد و چند پایگاه باید احداث شود و چند تا فلکس‌بک می‌خواهد و از این داستان‌ها؛ این می‌شود «برنامه جامع مدیریت حریق» که ما داریم.

    الان من می‌توانم در ایمیل‌های خودم بگردم و آخرین برنامه‌هایی که اینها ادعا می‌کنند «برنامه جامع» است و فکر می‌کنم حدود ۲۵-۲۰ صفحه بود را بفرستم. گام اول برنامه، «مدیریت حریق» که بر اساس مدل «چرخه مدیریت بلایای طبیعی» که از سال ۱۹۹۰ طراحی کردم، تدوین شده و اصالتا برای خشکسالی بوده؛ ولی دیده‌اند که برای سایر بلایا نیز کار می‌کند؛ لذا این برنامه را برای حریق نیز نوشتند که در یک «کنفرانس بین‌المللی حریق» هم ارایه شد.» بدری‌پور می‌افزاید: «بحث اول در مدیریت ریسک، از ۳ گام یا سه مرحله تشکیل شده که شامل تقلیل اثرات، آمادگی و پیش‌بینی و هشدار اولیه است. در بخش تقلیل اثرات می‌گوید چه کاری باید کرد تا وقوع حریق، کمتر بشود؟

    یعنی شما احداث آتش‌بُرداری؛ کاهش میزان ماده سوخت (کف جنگل را تمیز می‌کنی از خار وخاشاک) یا می‌دانی که جنگل سوزنی‌برگ احتمال وقوع حریق دارد، گونه‌های سوزنی‌برگ را جمع می‌کنی و گونه‌های پهن‌برگ می‌کاری. به اینها می‌گویند «مجموعه اقدامات برای کاهش احتمال وقوع حریق». مرحله بعدی آمادگی است؛ و اینکه چه اقداماتی باید انجام شود که در صورت وقوع حریق، شما راحت‌تر به منطقه برسید؛ نیروها آماده‌تر باشند؛ تجهیزات مناسب در اختیارشان قرار داده شود؛ دستگاه‌هایی که باید مشارکت کنند آموزش داده شوند؛ هماهنگی‌ها و انسجام سازمانی در آن گام باید انجام بگیرد و ساختار فرماندهی حریق هم تشکیل شده باشد و بدانی با کی طرف هستی و سخنگوی حریق مشخص باشد تا خیالتان راحت شود که به همه وجوه مساله توجه شده است. این مراحل، مراحل تدوین برنامه است.»

    پیش‌بینی و هشدارهای اولیه

    به گفته این عضو «شورای جنگل، مرتع وآبخیزداری سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری» گام بعدی پیش‌بینی و هشدارهای اولیه است که یکسری مطالعات باید انجام شود؛ نقشه‌های قدیمی مناطقی که دچار حریق بوده‌اند را باید تهیه کنید تا بدانید کجاها طبق سنوات گذشته احتمال وقوع حریق دارد.

    یکسری مطالعات انجام شود بر اساس اینکه بارندگی در حال کاهش است و حرارت در حال افزایش؛ کجاها احتمال وقوع حریق در آینده نزدیک هست که این «مرحله پیش‌بینی و هشدار اولیه» است که هشدار می‌دهد. سازمان هواشناسی یکسری مطالعه انجام داده و فصل وقوع حریق، دقیقا نخستین‌بار هم در استان گلستان انجام شد که نقشه‌هایی ارایه می‌داد که احتمال وقوع حریق، در چند روز آینده مثلا در کدام نقاط استان زیاد است؟ مرحله بعد، «مرحله وقوع حادثه» است. نخستین گام این است که به مجموعه اطلاع‌رسانی بشود که آتش در فلان نقطه اتفاق افتاده است. حالا مردم باید احساس مسوولیت کنند و به مجموعه سازمان جنگل‌ها و سازمان محیط‌زیست اطلاع بدهند که آتش در چه مختصات مکانی رخ داده است. اما قبل از این، طبیعتا آنجاست که اگر حریقی دیدید با این شماره به مجموعه دستگاه‌های دولتی اطلاع بدهید.

    در گام ارزیابی اثرات، حالا ممکن است ما دوربین‌های حرارتی داشته باشیم یا این دوربین‌هایی که الان دارند رصد می‌کنند تا بشود نقطه آتش را پیدا کرد و مشخصات گونه‌ها، وضعیت هوا و… را بگیری و در نهایت بگویی که آیا احتمال گسترش حریق وجود دارد یا نه؟ یا اینکه نیروها را به صورت میدانی به منطقه گسیل کنی و نیروهای زبده‌ای باشند؛ عرصه را بررسی کنند و گزارشی تهیه کنند به ستاد فرماندهی که به آن مرکز فرماندهی ICS گفته می‌شود و به آنجا اعلام کنند که حریق، احتمال گسترش دارد و باید علاوه بر نیروهای شهرستان، نیروهای استان و چه بسا نیروهای پشتیبان دو- سه استان دیگر هم خود را برای گسیل به منطقه آتش آماده کنند و اگر لازم است همان زمان اعلام کنند که بالگرد و چه بسا هواپیما باید برای انجام عملیات هوایی اعزام شود. بر اساس گزارشی که از مرحله ارزیابی اثرات می‌آید، ستاد فرماندهی تصمیم می‌گیرد که چه نیروهایی اعزام بشوند و چه نیروهایی باید برای پشتیبانی آمادگی داشته باشند. مرحله بعد، تخلیه ضایعات و احیا و بازسازی است که من این دو مرحله را در حریق ادغام کردم.

    انسجام سازمانی

    بدری‌پور یکی از گرفتاری‌های عمده دستگاه‌های دولتی را این مساله عنوان می‌کند که همه کار می‌کنند؛ اما کسی گوش نمی‌کند و نمی‌خواهد از تجارب قبلی استفاده کند. او می‌گوید: «در زندگی شخصی، افراد عاقل معمولا دو بار یک خطا را انجام نمی‌دهند. اما هنگامی که در پشت میز اداری می‌نشینیم، دیگر کسی توجه نمی‌کند که تجربه حریق قبلی چه بوده که امروز دوباره تکرار نشود. این تصویری که من گذاشتم راه‌اندازی مدل نتیجه محور، در علم مدیریت پروژه به آن توجه می‌شود. می‌گوید طراحی کن؛ اجرا کن. ارزیابی کن ببین چه اتفاقاتی افتاده بعد اصلاح کن و دوباره تکرار کن. یعنی شما در یک چرخه، برنامه‌ای را که برای حریق است تدوین می‌کنی؛ این برنامه الان باید اجرا شود. آن برنامه بارها اجرا می‌شود و گره‌های آن درمی‌آید و ظرف مدت کوتاهی برنامه شما اصلاح می‌شود. آقای سازمان منابع طبیعی! آقای سازمان محیط‌زیست! آیا تاکنون چنین کاری را انجام داده‌ای یا نه ؟! این سازمان‌ها حتی یک گزارش مستند ندارند که چه کرده‌اند؟ کافی است شما گزارش چند مانور را از اینها بخواهید. اگر چیزی دست‌تان آمد آن وقت من می‌گویم گزارش عملیات اطفای حریق داریم.

    من برای اینکه به این موضوع بپردازم فقط چند مدت صفحات آتش‌نشان‌ها را دنبال می‌کردم که ببینم آتش‌نشان‌ها چه کار می‌کنند و چگونه گزارش تهیه می‌کنند؟ بسیار منظم؛ حالا بیا از مجموعه ما گزارش‌ها را بخواه و بپرس. اصلا جدولی و پروتکلی دارند برای اینکه چه باید بکنند یا چه کاری نباید بکنند؟ تمام این موارد را به صورت خیلی سطحی می‌پردازند و بعد دوباره حریق بعدی و باز تکرار همان اشتباهات!»

    تقویت انسجام اجتماعی و سازمانی

    او درباره تجهیزات مقابله با حریق جنگلی معتقد است: «خیلی دنبال تجهیزات پیچیده نباید بود. تجهیزاتی که ما داریم با آن عملیات اطفای حریق انجام می‌دهیم، وسایل بسیار ساده‌ای است که ممکن است در خانه‌های من و شما نیز پیدا شود. مساله‌ای که سازمان باید بدان بپردازد «تقویت انسجام اجتماعی و انسجام سازمانی» است. دستگاه‌های بسیار زیادی مکلفند اقدام کنند و کار نرم‌افزاری است؛ اما هیچکس به این موارد نمی‌پردازد و فقط وقتی که حریق اتفاق می‌افتد یا می‌خواهند یک مانوری انجام بدهند، یک نامه می‌زنند به دستگاه‌هایی که بیا؛ یا اگر آموزشی بخواهند انجام دهند که فقط آن تیک آموزش بخورد، مجبور می‌شوند یک نامه‌ای به پادگان و… بنویسند که ما کارگاه حریق داریم و… بحث انسجام سازمانی یک فن است که همکاران ما بلد نیستند و اگر به این مساله بپردازند، تجهیزات ما در دستگاه‌های مختلف موجود است؛ در زمانی که دارند «برنامه مدیریت حریق» می‌نویسند، در بخش آمادگی یکی از کارهایی که باید انجام شود این است که چه منابعی در چه دستگاهی وجود دارد که می‌تواند در زمان اطفای حریق، عملیاتی شود؟ اما متاسفانه چون پراکندگی و فاصله دستگاه‌ها بسیار زیاد است، هر دستگاهی می‌خواهد همه‌چیز را خودش داشته باشد. یک جدولی می‌نویسد و با اعداد نجومی، روی میز سازمان برنامه می‌رود. هر چقدر هم عدد بزرگ‌تر باشد، هیچ‌وقت محقق نمی‌شود. بعد هم می‌گویند که ما یک برنامه داریم که ۱۵ سال است پاسخی از سازمان برنامه و ستاد مدیریت بحران نگرفته و تامین اعتبار نشده است و مشکل از ما نیست؛ بلکه از آن دستگاهی است که تامین اعتبار نکرده است.»

    تعارض منافع

    تعارض منافع؛ یکی دیگر از محورهای مدیریت حریق جنگلی در ایران است. بدری‌پور در انتها با تاکید بر این موضوع می‌گوید: «من بارها گفته‌ام و نوشته‌ام و الان هم می‌گویم سازمان‌های مرتبط به حریق جنگل به نوعی  از حریق منتفع می‌شوند؛ یک تعارض منافع وجود دارد. وقتی که حریق اتفاق می‌افتد، اینها دیده می‌شوند؛ هلی‌کوپتر و هواپیما هماهنگ می‌کنند؛ در رسانه می‌آیند؛ می‌توانند اعتبار جذب کنند یا ماموریت خارج از کشور بروند و بازدید انجام بدهند. بعد از آتش‌سوزی الیت، دوستان بعد از آن همایش‌های زاگرس، با یک مرکزی به نام «آپتین» هماهنگ کردند و ۵-۴ نفر از سازمان برنامه و آقای افلاطونی و پیش‌قدم را با خودش به مرکز سیما در ایتالیا برای یک بازدید ۴-۳ روزه درحوزه مدیریت حریق بردند.

    بنابراین، تا زمانی که رویکرد به جای حل مساله، انتفاع باشد انتظار نداشته باشید که کسی بیاید و برنامه مدیریت حریق انجام دهد. برنامه عملیاتی که حریق کمتر اتفاق بیفتد یا در زمان کمتری حریق خاموش شود. یک برنامه حریق برای آژانسی به نام «آپتین» می‌نوشتم که بنا بود یکسری اطلاعات هم در گزارش ما باشد؛ دیدم اطلاعاتی را که از نظر سطح حریق و تعداد آن، به گونه‌ای گزارش داده بودند که باید کل دنیا بیایند و از سیستم سازمان منابع طبیعی ایران یاد بگیرند چطور می‌شود حریق‌ها را کنترل کرد. ما با خودمان هم رو راست نیستیم!

  • ماجرای آتش‌سوزی گسترده در بازارچه جنت‌آباد چه بود؟ + جزئیات خسارات و تلفات

    ماجرای آتش‌سوزی گسترده در بازارچه جنت‌آباد چه بود؟ + جزئیات خسارات و تلفات

    به گزارش اقتصادران، آتش‌سوزی بازارچه جنت‌آباد صبح سه‌شنبه، حوالی ساعت ۱۰، ناگهان به یکی از خبرسازترین حوادث شهری تهران تبدیل شد؛ حادثه‌ای که دود غلیظ آن از کیلومتر‌ها دورتر دیده می‌شد و روایت‌های ضدونقیض، همزمان با عملیات مهار آتش، در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شد.

    آتش‌نشانی اعلام کرد پنج ایستگاه به‌همراه خودرو‌های پشتیبان و تجهیزات تنفسی به محل اعزام شدند. شدت آتش به حدی بوده که عملیات اطفا بیش از یک ساعت زمان برده و در این مدت، نیرو‌های امدادی تلاش کرده‌اند از سرایت حریق به ساختمان‌ها و واحد‌های اطراف جلوگیری کنند. برخی رسانه‌ها از درگیری آتش با ده‌ها غرفه خبر دادند و عدد «حدود ۲۰۰ واحد آسیب‌دیده» در گزارش‌های غیررسمی تکرار شد.

    اورژانس تهران نیز با استقرار چند آمبولانس و یک اتوبوس‌آمبولانس در محل حادثه حاضر شد. مقام‌های اورژانس گفتند تا لحظه انتشار این گزارش، موردی از فوت یا مصدومیت جدی گزارش نشده، اما تیم‌های امدادی برای سناریو‌های احتمالی در محل باقی مانده‌اند. همزمان، برخی کاربران شبکه‌های اجتماعی از «حالت خفگی و سوزش چشم» در اطراف بازارچه نوشته‌اند؛ ادعا‌هایی که تاکنون به‌طور رسمی تأیید نشده است.

    در مورد علت آتش‌سوزی، اظهارنظر‌ها پراکنده و محتاطانه است. مقام‌های آتش‌نشانی و مدیریت شهری تأکید کرده‌اند که بررسی علت حادثه به بعد از پایان کامل عملیات موکول شده است. در مقابل، در شبکه‌های اجتماعی گمانه‌هایی درباره اتصال برق، انبار مواد قابل‌اشتعال و حتی «عمدی‌بودن حادثه» مطرح شده، اما هیچ‌کدام از این ادعا‌ها از سوی مراجع رسمی تأیید نشده و مسئولان خواستار پرهیز از شایعه‌سازی شده‌اند.

    آنچه فعلاً قطعی به نظر می‌رسد، حجم بالای خسارت مالی است. بسیاری از کسبه بازارچه از سوختن کامل یا آسیب‌دیدن جدی مغازه‌های خود خبر داده‌اند و گفته‌اند هنوز ارزیابی دقیقی از میزان خسارت انجام نشده است. همزمان، بحث ایمنی بازارچه‌های موقت و سازه‌های سبک در تهران بار دیگر به صدر توجه رسانه‌ها برگشته؛ بحثی که هر بار پس از یک حادثه بزرگ مطرح می‌شود و معمولاً تا حادثه بعدی فروکش می‌کند.

    آتش‌سوزی جنت‌آباد، دست‌کم تا این لحظه، بدون تلفات جانی گزارش شده است؛ اما انبوه روایت‌ها، تصاویر و پرسش‌های بی‌پاسخ، نشان می‌دهد این حادثه هنوز برای افکار عمومی «تمام‌شده» نیست و گزارش‌های تکمیلی آن در روز‌های آینده ادامه خواهد داشت.

    به گفته این مغازه‌دار، به دلیل مجاورت فروشگاه او با دیوار بازارچه جنت و برای جلوگیری از سرایت آتش به نیایش مال، نیرو‌های آتش‌نشانی اقدام به خنک‌سازی محل با استفاده از آب کرده‌اند. او اعلام کرده است که در جریان این عملیات، تمامی اجناس فروشگاه بر اثر آب و گل‌ولای از بین رفته است.

  • آخرین خبر از آتش‌سوزی‌ در جنگل‌های چالوس؛ بخشی از آتش با حضور ۵۲۰ نیروی امدادی فعلا مهار شده است

    آخرین خبر از آتش‌سوزی‌ در جنگل‌های چالوس؛ بخشی از آتش با حضور ۵۲۰ نیروی امدادی فعلا مهار شده است

    به گزارش اقتصادران، جنگل‌های الیت چالوس سه هفته است درگیر آتش‌سوزی‌اند؛ با وجود مهار بخشی از کانون‌ها، شدت شعله‌ها در غرب و جنوب همچنان ادامه دارد و عملیات گسترده برای پایان بحران جریان دارد.

    مهدی یونسی رستمی روز یکشنبه در نشست مدیریت بحران استان مازندران در چالوس اظهار کرد: اکنون ۵۲۰ نفر که نیروی تخصصی هستند در منطقه برای اطفای حریق حضور دارند و همچنین نیرو‌های متخصص مهار آتش از سازمان آتش نشانی تهران و البرز نیز به منطقه اعزام شدند.

    وی خاطر نشان کرد: به مهار آتش در کانون‌های غرب و جنوب منطقه الیت برای امروز در صورت نوزدیدن باد بسیار امیدوار هستیم و با همبستگی ایجاد شده و ورود همه جانبه مردم و متولیان امر امیدواریم این چالش هرچه سریع‌تر به پایان برسد.

    استاندار مازندران خاطر نشان کرد: حمایت‌های ملی دولت برای مهار آتش سوزی جنگل الیت قابل ستایش است و هر تجهیزاتی که درخواست داده شد با تلاش‌های صورت گرفته با قید فوریت در اختیار یگان حفاظت منابع طبیعی و محیط زیست قرار گرفته است.

    او ادامه داد: علاوه بر بکارگیری هشت فروند بالگرد دو فروند هواپیمای ایلوشین نیز هشت بار آب مخازن ۴۰ تنی خود را بر روی کانون‌های آتش تخلیه کرد که موفقیت آمیز بود.

    عرصه‌های جنگلی محدوده روستای «الیت» از توابع بخش مرزن‌آباد شهرستان چالوس حدود سه هفته است که درگیر آتش‌سوزی شده و در یک هفته اخیر بر شدت آتش این عرصه‌های جنگلی و مرتعی نیز افزوده شده است.

    این آتش‌سوزی که برای مهار آن ظرفیت‌های استانی، ملی و حتی خارجی به کار گرفته شد، هنوز مهار نشده و دود ناشی از سوختن برگ‌ها و درختان منطقه را فرا گرفته است.

    با وجود به کارگیری هواپیمای آتش‌نشان ایلوشین، چند فروند بالگرد، حدود ۴۰۰ نفر نیروی امدادی متشکل از نیرو‌های مردمی، کوهنوردان، محیط‌بانان، جنگل‌بان‌ها و آتش‌نشانان از گیلان و مازندران، به دلیل خشکی بسیار زیاد منطقه، وجود تنه‌های درختان و لاش‌برگ‌ها، دشواری دسترسی به منطقه آتش‌سوزی و وضعیت هوا، آتش‌سوزی کماکان ادامه دارد. در حال حاضر گستره آتش‌سوزی حدود هشت هکتار اعلام شده است.

  • افزایش 2 برابری آتش‌نشانان شیفت شب برای مراسم چهارشنبه سوری

    افزایش 2 برابری آتش‌نشانان شیفت شب برای مراسم چهارشنبه سوری

    به گزارش اقتصادران، «قدرت‌الله محمدی» مدیرعامل سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهر تهران درباره اقدامات سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهر تهران در خصوص پیشگیری گفت: حرکت و پویایی زیادی برای اولین بار در یکسال و نیم گذشته در خصوص پیشگیری از بحران‌ها و حوادث شروع کرده‌ایم. در همه بخش‌های مختلف در زمینه پیشگیری فعالیت می‌کنیم و متمرکز هستیم.

    وی ادامه داد: یکی از اقدامات ما در خصوص موضوع پیشگیری این است که با آموزش شهروندی، اخطار و تذکرات به مالکان و صاحبان صنایع و مراکزی که در تهران هستند از بروز حوادث احتمالی در تهران جلوگیری کنیم. همچنین بخش عملیات سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران را با خرید تجهیزات سبک و سنگین و خودروها تجهیز کرده‌ایم.

    مدیرعامل سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهر تهران با اشاره به جذب نیروی انسانی در سازمان آتش‌نشانی و خدماتی ایمنی شهر تهران گفت: این اقدامات صورت گرفته است تا در صورت بروز حوادث احتمالی سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهر تهران در آمادگی کامل باشد. در حال حاضر وضعیت آتش‌نشانی شهر تهران نسبت به سایر شهرها در کشور بهتر است البته که نیاز است این آمادگی‌ها با به روزرسانی تجهیزات حفظ و ارتقا پیدا کند.

    محمدی در بخش دیگری از صحبت‌هایش درباره تمهیدات سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهر تهران برای مراسم شب چهاشنبه سوری گفت: ما در این خصوص برنامه‌ریزی‌های مفصلی انجام داده‌ایم و ظرفیت دو برابری در شهر تهران ایجاد کرده‌ایم.

    وی ادامه داد: تعداد آتش‌نشانان و استقرارها در خارج از ایستگاه برای این شب افزایش پیدا می‌کند یعنی به غیر از ۱۳۸ نقطه شهر تهران که ایستگاه‌های ما مستقر هستند در مناطق مهم و پرجمعیت نیروهایمان را نیز مستقر خواهیم کرد و آماده خدمت‌رسانی هستیم.

    مدیرعامل سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهر تهران خاطرنشان کرد: علاوه بر نیروهایی که به صورت شیفت شبانه‌روز در ایستگاه‌ها فعالیت می‌کنند، برای شب چهارشنبه سوری ۱۸۰۰ نفر دیگر از نیروهای ما در حالت آماده باش کامل هستند و در واقع ظرفیت دو برابری برای این شب در نظر گرفته شده است.

    محمدی همچنین درباره مرکز آموزش بین‌المللی سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهر تهران گفت: تاکنون چندین بار از کشورهای حوزه خلیج فارس آتش‌نشانانی برای آموزش به این مرکز آمده‌اند. همچنین بخشی از آموزش نیروهای آتش‌نشانی سایر شهرها در این مرکز انجام می‌شود و آموزش‌های تخصصی را فرا می‌گیرند.

    وی همچنین درباره مهمترین برنامه‌های سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهر تهران برای سال آینده گفت: برای سال آینده ما تمرکز ما بر برنامه‌های پیشگیری، آموزش شهروندی و به روز آوری تجهیزات خواهد بود.

    مدیرعامل سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران درباره نصب شیرهای هیدرانت در شهر تهران گفت: تقریبا ۱۱ هزار و ۲۰۰ شیر هیدارنت توانسته‌ایم در شهر تهران نصب کنیم برای سال آینده نیز نصب هزار شیر هیدرانت دیگر در دستور کار ما قرار دارد و انشالله در جاهایی که جانمایی شده است و برای آب‌رسانی مشکل داریم نصب خواهد شد. الان شرایط ما نرمال است اما به ۷ هزار شیر هیدرانت دیگر برای رسیدن به شرایط خوب نیاز داریم که انشاءالله در طی چند سال آینده این کار نیز انجام خواهد شد و به حد نرمال خواهیم رسید.

    محمدی همچنین درباره برنامه ایمن‌سازی بازار گفت: وضعیت بازار با توجه به اینکه جمعیت زیادی در بازار رفت و آمد می‌کنند و تقریبا روزانه یک و نیم میلیون نفر در این محدوده تردد می‌کنند و از اماکن بافت فرسوده و قدیمی محسوب می‌شود قاعدتا مورد نظر و مطلوب ما نیست و همیشه به آنجا به عنوان یک موضوع بحرانی نگاه می‌کنیم و به ناچار به این سمت رفته‌ایم که تمهیدات‌مان را در این منطقه بیشتر کرده‌ایم. افزایش ایستگاه‌ها و تهیه خودروهای آتش‌نشانی ویژه معابر باریک و افزایش شیرهای هیدرانت در این محدوده از اقداماتی است که در این محدوده انجام داده‌ایم.

  • حریق گسترده بیمارستان گاندی تهران را بلعید + فیلم

    حریق گسترده بیمارستان گاندی تهران را بلعید + فیلم

    به گزارش اقتصادران، سید جلال ملکی گفـت: دقایقی پیش وقوع یک مورد حادثه آتش‌سوزی در بیمارستان گاندی، واقع در خیابان گاندی به سامانه ۱۲۵ اطلاع داده شد که درپی آن ستاد فرماندهی آتش‌نشانان چندین ایستگاه را به همراه نردبام، تانکر آب و … به محل حادثه اعزام کرد.

    وی با بیان اینکه عملیات آتش‌نشانان در این محل آغاز شده است، گفت: جزئیات تکمیلی در خصوص این حادثه اعلام خواهد شد.

    سخنگوی سازمان آتش‌نشانی تصریح کرد: دقایقی پیش آتش‌سوزی در خیابان گاندی، به سامانه ۱۲۵ اطلاع داده شد. در این حادثه چند ایستگاه به همراه تجهیزات مورد نیاز به محل حادثه اعزام شدند.

    وی افزود: درحال حاضر باید منتظر ماند تا اطلاعات جدیدی کسب و در اختیار رسانه‌ها قرار داده شود.

    ملکی بیان داشت: بنا بر گزارشات اولیه این آتش‌سوزی ییشتر بر روی نمای ساختمان بیمارستان بوده، اما در هر صورت برای اطلاعات تکمیلی به زودی اعلام خواهد شد.

    هنوز گزارشی از مصدومان و فوتی‌های احتمالی داده نشده است.

    رئیس بیمارستان گاندی گفت: ضلع شرقی بیمارستان دچار حریق شده و در حال تخلیه بیمارستان هستیم.

    صداوسیما اعلام کرد: در ۲ طبقۀ آخر بیمارستان گاندی هنوز آتش‌ شعله‌ور است اما در طبقات دیگر آتش مهار شده

    سخنگوی وزارت بهداشت گفت: در حال حاضر بیماران با اولویت بدحال و دارای وضعیت وخیم بیمارستان گاندی که دچار آتش سوزی شده است، در حال انتقال به سایر بیمارستان‌های شهر تهران هستند.

    وی افزود: هیچ کدام از افراد و بیماران این مرکز درمانی آسیب ندیدند.

    سخنگوی وزارت بهداشت ادامه داد: بیمارانی که دچار پایدار هستند در هتل مجاور بیمارستان گاندی اسکان داده می‌شوند تا انتقال آن‌ها به بیمارستان‌های دیگر انجام شود.

    وی گفت: علت حریق در بیمارستان گاندی مشخص نیست و در دست بررسی است.

    به‌گفتۀ برخی منابع آتش‌سوزی بیمارستان گاندی از آشپزخانه آغاز شده و به مناطق دیگر سرایت کرده است.

    بر اساس گزارش اورژانس تاکنون آتش سوزی بیمارستان گاندی خسارت جانی نداشته است.