برچسب: آتش سوزی جنگل

  • پسته هم جنگ‌زده شد!!!

    پسته هم جنگ‌زده شد!!!

    به گزارش اقتصادران، بلومبرگ در گزارشی نوشت: ایران دومین تولیدکننده بزرگ پسته در جهان است که به تنهایی خورده می‌شود و همچنین یک ماده رایج در بستنی، شکلات و نوشیدنی‌ها است.

    تجاوز آمریکایی صهیونی به ایران، عرضه را در بازاری که از قبل هم محدود بود، آن هم در زمانی که تقاضای مصرف‌کننده رو به افزایش است، کاهش می‌دهد.

    نیک ماس، تحلیلگر بازار آجیل در شرکت «اکسپانا مارکتس» گفت: تجارت پسته این کشور پیش از جنگ نیز به دلیل تحریم‌ها و اختلافات ژئوپلیتیکی پیچیده بود. وقوع جنگ در اواخر فوریه اوضاع را بدتر کرد و به کاهش ذخایر پسته منجر شد که تحویل آن به بازار‌های جهانی به طور فزاینده‌ای دشوار است. پسته مطمئنا به اختلالات در خاورمیانه حساس است، زیرا این منطقه به عنوان یک تولیدکننده، مرکز حمل و نقل و مقصد اصلی این محصول شناخته می‌شود.»

    از زمانی که «شکلات‌های دبی» پر از پسته در اواخر سال ۲۰۲۳ در تیک‌تاک و اینستاگرام وایرال شدند و تقاضا را در سراسر اروپا، خاورمیانه و آسیا به شدت افزایش دادند، مصرف جهانی آن افزایش یافته است. برند‌های بزرگ غذایی مانند هاگن-داز و تاچه این مغز را به بستنی و شیر‌های گیاهی اضافه کردند و استارباکس قهوه با طعم پسته را محبوب کرد. طبق قیمت‌های معیار اکسپانا برای پسته‌های آمریکا، قیمت‌ها در دو سال از پایان سال ۲۰۲۳، حدود ۳۰ درصد افزایش یافته است. طبق گزارش وزارت کشاورزی آمریکا، ایران حدود یک پنجم تولید جهانی پسته و یک سوم صادرات آن را تشکیل می‌دهد و آمریکاحدود ۴۰ درصد از تولید و حدود نیمی از حمل و نقل را بر عهده دارد. با توجه به اینکه جنگ در ایران عرضه و تجارت را تحت تاثیر قرار داده است، قیمت پسته در مارس به ۴.۵۷ دلار در هر پوند رسید که بالاترین میزان از ماه مه ۲۰۱۸ است.

    گیانا رنجان داس، رئیس بخش آجیل و حبوبات خوراکی در شرکت آمریکایی «کراون پوینت لیمیتد» که متخصص در تامین پسته برای فرآوری‌کنندگان مواد غذایی است، گفت: «جنگ باعث شده است که خطوط کشتیرانی از دوم مارس تمام رزرو‌های تازه برای حمل و نقل به خاورمیانه را لغو کنند.» او گفت که این درگیری همچنین زنجیره‌های تامین، از جمله حمل و نقل پسته به هند را که سالانه حدود ۹ میلیارد دلار آجیل خوراکی وارد می‌کند، مختل کرده است.

  • آتش «جنگل الیت» مهارشد / یک فعال محیط زیست: تنها نقطه‌ای که از شرایط سخت عصر یخبندان جان به در برد، هیرکانی بود

    آتش «جنگل الیت» مهارشد / یک فعال محیط زیست: تنها نقطه‌ای که از شرایط سخت عصر یخبندان جان به در برد، هیرکانی بود

    به گزارش اقتصادران، برهان مجیدی‌نیا و دوستانش که از اهالی مریوان و کرمانشاه و کامیاران هستند، از اول آذر در دل جنگل الیت بودند و ظهر دیروز، بعد از ۴۵ ساعت بیداری بی‌وقفه، وقتی مطمئن شدند که شعله‌های کوچک و دود غلیظی که در جنگل هست، نه نشان آتش دوباره بلکه حاصل مرگ تدریجی درختان کهنسالی است که می‌سوزند تا خاکستر شوند، کوله‌بار مختصرشان را جمع کردند و در جاده چالوس به راه افتادند تا به خانه‌شان در مریوان برسند.  سالار اسفندیاری و گروه ۲۴ نفره‌اش که غروب یکشنبه، در جاده شیراز به سمت روستای الیت مازندران می‌راندند تا جان جنگل را از سوختن نجات بدهند، در میانه راه و پیش از نیمه شب دوشنبه، شنیدند که آتش، مهار شده و به شیراز بازگشتند و آماده‌باش بودند تا در صورت نیاز به منطقه بروند.  برهان و سالار و گروه‌شان، همیاران محیط‌زیست از استان‌های کردستان و کرمانشاه و فارس هستند که طی سال‌های اخیر و از زمانی که دست‌های آلوده به طمع، بیشتر از قبل آتش به جنگل‌ها می‌اندازند، بارها در اطفای حریق رویشگاه‌های طبیعی نوار زاگرس، کمک کرده‌اند و با بهره از تجربیات ارزشمندشان، جای خالی نیروهای دولتی برای نجات منابع ملی کشور را پر کرده‌اند.

    شیوه همیاری هم ساده است؛ برهان و سالار که در زندگی روزمره به شغل‌های معمولی مشغولند، با شنیدن خبر آتش‌سوزی در جنگل، فراخوانی برای گروه‌شان می‌فرستند و از آنهایی که توانایی جسمی بیشتری دارند، می‌خواهند که برای اطفای آتش، همراهی کنند و این فراخوان هم هیچ‌ وقت بی‌جواب نمی‌ماند. اسفندیاری به «اعتماد» می‌گوید که برای مهار آتش‌سوزی جنگل الیت هم، حداقل ۴ گروه همیاران محیط‌زیست استان فارس به فراخوان اعزام جواب مثبت داده‌اند. برهان مجیدی‌نیا، جوشکار تاسیسات گاز است و به «اعتماد» می‌گوید در این ۲۱ سال، بس که پای اطفای آتش‌سوزی جنگل‌های نوار زاگرس حاضر بوده، مهار حریق، جای شغل جوشکاری را گرفته است.

    برهان و گروه کوچکش، مثل همیشه با ماشین شخصی‌شان و بدون هیچ کمک دولتی از مریوان حرکت کردند تا مثل همیشه، جان یک جنگل دیگر را از آتش طمع و فساد نجات بدهند.

    برهان در توضیح ۴۵ ساعتی که بر این ۴ نفر گذشت می‌گوید: « ۱۲ ساعت طول کشید تا از مریوان به روستای الیت برسیم و بعد از تعویض لباس، رفتیم به دل جنگل و مشغول خاموش کردن و بریدن آتش شدیم و ساعت ۹ شب از جنگل بیرون آمدیم.»

    دیروز ظهر، برهان گفت که بالاخره با گذشت بعد از ۲۰ روز از اولین شعله‌هایی که در این جنگل، زبانه کشید، آتش‌سوزی کاملا کنترل شده و دودهایی که در جنگل هست، مربوط به سوختن تنه درختان خشک شده‌ای است که پیش از آتش‌سوزی روی زمین افتاده بودند و سوختن این درختان و فروکش کردن دود هم حدود یک هفته طول می‌کشد.

    برهان و دوستانش شاهد بودند که تعدادی از مردم، برای کمک به خاموش کردن شعله‌ها آمده بودند اما تعدادی دیگر هم سوار هلی‌کوپتر شدند و با فیلم و عکس یادگاری به خانه‌شان برگشتند. برهان می‌گوید اگر از همان روز اول که آتش به جان جنگل افتاد و اولین شعله‌ها تا آسمان رسید، ۴ نفر همیار دلسوز برای نجات جنگل می‌رفتند، با چنین فاجعه‌ای مواجه نمی‌شدیم.آنچه این گروه همیار شاهد بوده‌اند، این است که حدود ۱۵ هکتار از جنگل در آتش سوخته اما حدود ۵درصد از وسعتی که گرفتار آتش شده، آسیب عمیق دیده و به خاکستر نشسته و ۹۵ درصد آسیب، سطح جنگل را سوزانده است. برهان می‌گوید آتش، چه یک درصد بسوزاند و چه صددرصد، چه به جان جنگل‌های زاگرس بیفتد و چه به جان جنگل‌های البرز، یک فاجعه تلخ است و از یاد نخواهد رفت. این گروه، با ۴۵ ساعت بی‌خوابی و تلاش جانفرسایی که برای مهار آتش داشت، به اندازه ۱۰ روز توان از دست داده و حالا هم با دست‌های خالی‌تر از قبل به خانه‌اش برمی‌گردد. برهان می‌گوید: «تلخ‌ترین اتفاقی که این چند روز شاهد بودیم، واقعیت حرف همان مردی بود که رو به دوربین می‌گفت ما خیلی تنهاییم. ما در مهار آتش جنگل‌ها، واقعا تنهاییم؛ چه در زاگرس و چه در البرز، واقعا تنهاییم. ما هیچ تجهیزاتی نداریم. من ۲۱ سال است که با آتش جنگل‌ها دست و پنجه نرم می‌کنم ولی تنها وسیله‌ای که دارم، یک دستگاه دمنده است و حتی یک لباس ضدحریق و کفش مناسب ندارم و ۹۹ درصد هزینه حضور در جنگل‌های آتش گرفته و اطفای حریق را از جیب خودمان می‌پردازیم چون هیچ حمایتی از هیچ ارگانی و از هیچ محیط‌بانی و از هیچ جنگلبانی نداریم. همیاران طبیعت خیلی تنگدست   هستند.  بهمن ایزدی، فعال محیط‌زیست و مدیرعامل کانون سبز فارس و تنها نهاد نیکوکاری در حوزه محیط‌زیست که از وضع و تلاش همیاران محیط‌زیست باخبر است، ظهر دیروز، در گفت‌وگو با «اعتماد» از مهار آتش جنگل‌های الیت خبر داد و اینکه تلاش‌ها برای مقابله با جنگل‌سوزی‌ها چه در نوار زاگرس و چه در نوار البرز، نه اینکه بی‌فایده باشد ولی مقابله با معلول است چون علت‌هایی عامل این جنگل‌سوزی‌هاست .  ایزدی ضمن آنکه اهمیت جنگل‌های زاگرس و هیرکانی را برشمرد، تاکید کرد که خشک کردن جنگل‌ها از طریق آتش‌سوزی‌های سهوی و عمدی، باعث مرگ آبخوان‌ها در این سرزمین دچار بحران بی‌آبی می‌شود و نتیجه نهایی این وضع، برهم خوردن اعتدال  طبیعی کشور است که البته، هدف اتاق فکر خشکاندن ایران هم، حصول همین نتیجه است.

     ‌ طی روزهای اخیر علاوه بر گروه‌های مردمی، از کوهنوردان و همنوردها هم خواسته شد که در صورت توانایی جسمی، هر چه سریع‌تر برای خاموش کردن آتش جنگل‌های الیت به منطقه بروند. از آخرین وضعیت اطفای حریق در جنگل‌های الیت مازندران چه خبری دارید؟

    آخرین اطلاعم براساس صحبت با گروه‌هایی است که سال‌ها در مقابله با آتش‌های زاگرس تلاش کردند و در این زمینه، تبدیل به مربیان بسیار مجرب شده‌اند و در روزهای اخیر هم به جنگل‌های الیت رفتند. چند روز قبل به محض آنکه گستره آتش رو به پیشروی گذاشت، از بچه‌های مجرب در زاگرس کمک خواستیم و یک گروه از منطقه کردستان و از بچه‌های مریوان و کرمانشاه و کامیاران به منطقه رفتند و به ارتفاعات الیت رسیدند و با جان و با بهره از تجربیات بسیار ارزشمندشان برای جلوگیری از گستردگی آتش تلاش کردند و می‌دانم که در این تلاش، حدود ۵۰ ساعت نخوابیدند. گروه دیگری از استان فارس که کارنامه بسیار موفقی در مقابله با آتش زاگرس مرکزی و جنوبی کشور داشتند، غروب یکشنبه به سمت مازندران حرکت کردند اما در میانه راه به ایشان اعلام شد که آتش جنگل‌های الیت اطفا شده و این گروه به شیراز بازگشتند. طبق فیلم و عکس‌هایی که تا دیروز از جنگل برای من ارسال شد، در بعضی نقطه‌ها، شعله‌های بلند آتش مشاهده می‌شد.

    در آخرین صحبتی که صبح دیروز (دوشنبه سوم آذر) با گروه کردستان داشتم، گفتند که با وجود این شعله‌ها، جای نگرانی نیست چون این شعله‌ها، حاصل سوختن کنده درختان پوسیده یا بسیار کهنسال است و تا چند روز هم این شعله‌ها ادامه خواهد داشت تا زمانی که این درختان کهنسال بسوزند و خاکستر شوند ولی با وجود این شعله‌ها، به دلیل آنکه تمام برگ‌ها و گیاهان مرتعی و محیط اطراف این درختان کهنسال هم، سوخته، احتمال سرایت آتش به سایر نقاط، بسیار ضعیف است.

    با این گفته‌ها، نگرانی من تا حد زیادی مرتفع شد ولی پایش بعد از آتش‌سوزی جنگل‌ها بسیار مهم است و نیروهای اطفای آتش، باید تا حدود ۴۸ ساعت در منطقه حضور داشته باشند تا اگر زیر برگ لاشه‌های انباشته در ادوار مختلف، آتشی پنهان باشد و با وزش باد، شعله‌ور شود، به سرعت خاموش شود. مثال این مورد را هم بارها در زاگرس شاهد بودیم که آتشی که بعد از ۹ شبانه‌روز، خاموش شد ولی به دلیل پایش نشدن منطقه، وزش باد شدید، به فاصله ۲۴ ساعت بعد از خاموش کردن آتش، گستره آتش را افزایش داد. البته با توجه به تجربه ۶ سال اخیر درخصوص آتش زدن‌های زاگرس، موضوع بسیار مهم‌تر از مقابله با آتش این است که حتی اگر دولت به طرح ملی مقابله با آتش زدن جنگل‌ها اعتقادی ندارد، بخش قضایی و امنیتی باید به صورت جدی وارد عرصه شوند و آمران و اتاق فکر و عاملان و نیروهای عملیاتی و جریانی که جنگل‌های ما را آتش می‌زند، شناسایی و با این افراد برخورد کنند.  خاموش کردن آتش جنگل‌ها، مبارزه با معلول است و ما باید علت را پیدا کرده و با علت مقابله کنیم. علت،  ممکن است  دست‌هایی باشد که قصد دارد در این شرایط بحرانی وضع آب و خاک کشور، با آتش زدن و از دست رفتن رویشگاه‌های حیاتی ما در زاگرس و هیرکانی، ایران را بخشکاند. امسال و تا امروز، یک قطره باران در زاگرس نداشتیم و به دلیل آتش زدن جنگل‌ها و برهم ریختن اعتدال اقلیمی، طبق گزارش سازمان هواشناسی، طول فصل تابستان زاگرس از سه ماه به ۵ ماه افزایش یافته که یک زنگ خطر جدی است ولی متاسفانه موردتوجه مسوولان نیست و برای مقابله جدی با عوامل و اتاق فکر آتش زدن رویشگاه‌هایمان، اقدامی انجام نمی‌شود. از اواسط فروردین امسال، در سیطره ۱۶۰۰ کیلومتری جنگل‌های زاگرس، از کردستان و آذربایجان غربی تا خوزستان و هرمزگان، آتش‌های مهیبی داشتیم ولی هیچ برخوردی با علت و عاملان و اتاق فکر این آتش‌سوزی‌ها و خشکاندن ایران صورت نگرفت. این اتاق فکر و عاملانش، در تابستان موفق به آتش زدن هیرکانی نشدند چون در تابستان، گیاهان مرتعی در سطح جنگل و سرخس‌ها و سایر گونه‌های گیاهی، سبز هستند و به آسانی آتش را انتقال نمی‌دهند. پس این اتاق فکر و عاملانش تا پاییز صبر کردند چون حالا فصل برگ‌ریزان است و برگ‌های خشک، روی علوفه‌های سبز را می‌پوشاند و این علوفه‌ها هم رمق تابستان و بهار را ندارند و برگ‌های انباشته شده زیر درختان هم، آماده اشتعالند و در این ایام و با چنین وضعی، ایران‌ستیزان و کسانی که به فکر هر چه خراب‌تر کردن اعتدال زیستی و به ویژه، منابع آبی ما هستند، آسیب‌رسانی به هیرکانی را شروع کردند چنانکه روز یکشنبه هم در چند نقطه در هیرکانی و ارسباران، آتش داشتیم و از نیمه شب یکشنبه هم، جنگل‌های بسیار ارزشمند و متراکم ارتفاعات سوادکوه را به آتش کشیده‌اند. چرا مسوولان فقط نگاه می‌کنند؟ چرا بخش قضایی وارد نمی‌شود؟ چرا دولت بی‌خیال است؟ چرا با ریشه برخورد نمی‌شود؟ این ریشه تعادلات طبیعی را در ایران ازبین می برد . وقتی تعادلات طبیعی ایران از بین برود، مهاجرت‌های اجباری شکل می‌گیرد چنانکه از چند سال قبل تا امروز، این مهاجرت را در نوار زاگرس شاهدیم و بخشی از خوزستان به هیرکانی و تهران و کرج آمده و روستاها و آبادی‌ها، یکی پس از دیگری خالی از سکنه می‌شود چون منابع آب در نوار زاگرس از دست رفته. اگر اسم یک روستا، حسن‌آباد و اسماعیل‌آباد بوده، به دلیل آب است و به معنای آبادانی ناشی از وجود آب.

    وقتی در این روستا، آب نباشد، حسن‌آباد و اسماعیل‌آباد هم بی‌معنا می‌شود و مهاجرتی شکل می‌گیرد که هر روز، شاهد شدیدتر شدن ضرباهنگش هستیم. متاسفانه مسوولان به این موضوع توجه نمی‌کنند که با خشک شدن زاگرس، نیمی از کشور دربه‌در خواهند شد، چون ۱۲ استان ما از مواهب طبیعی زاگرس بهره‌مند است. پوشش جنگلی زاگرس، آبخوان‌داری می‌کند و سفره‌های آبی را نگه می‌دارد و هنگامی که این پوشش جنگلی ازدست برود، آب از دست می‌رود و دربه‌دری و مهاجرت اجباری شکل می‌گیرد.

     ‌ ‌در این چند روز اخیر که جنگل‌های الیت در آتش می‌سوخت، علاوه بر آنکه به واسطه قدمت و ثبت هیرکانی در فهرست میراث جهانی یونسکو موردتوجه فعالان محیط‌زیست و همه مردم بود، سوختن جنگل‌های الیت به یک دغدغه ملی تبدیل شد. اهمیت جنگل‌های هیرکانی چیست؟ 

    اکولوژیست‌ها، هیرکانی را یک فسیل زنده می‌دانند چون در عصر یخبندان، تمام بیوسفر دچار یخ‌زدگی شد و بسیاری از رویشگاه‌ها از دست رفت و تنها نقطه‌ای که از شرایط سخت عصر یخبندان جان به در برد، هیرکانی بود. هیرکانی، بیش از ۴۰ میلیون سال قدمت دارد و به همین دلیل، به نام فسیل زنده نامیده می‌شود و به همین دلیل دومین اثر طبیعی ایران است که بعد از بیابان لوت در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. ثبت جهانی یک اثر در فهرست یونسکو به این معناست که افتخار مالکیت این اثر، متعلق به کشور مربوطه است. ما مفتخر به این هستیم که یک زیرگونگی طبیعی و یک فسیل زنده در کشورمان داریم که در هیچ کشور دیگری، مشابهش یافت نمی‌شود. علاوه بر این، منحصر به فرد بودن این اثر جهانی باعث می‌شود که تمام کشورها، در پایش و حفاظت از این اثر، دخیل باشند و یونسکو، عامل واسط این حمایت جهانی است. بنابراین، عجیب نیست که سوختن جنگل‌های الیت، به نگرانی ملی تبدیل شده چون با این آتش زدن‌ها، در حال از دست دادن موزه بسیار ارزنده‌ای در بیوسفر هستیم. علاوه بر آتش زدن‌ها، قاچاق چوب در هیرکانی بیداد می‌کند و شبی نیست که در جنگل‌های این منطقه، صدای اره برقی شنیده نشود. آتش زدن جنگل، اتفاق هولناکی است که با آن مواجهیم ولی سال‌هاست که قاچاقچیان چوب در حال از بین بردن جنگل هستند.

    جنگل‌های هیرکانی و زاگرس، منابع حیاتی ما هستند چون آبخوان‌های ما را تقویت می‌کنند و آبخوان‌داری می‌کنند. اگر اقتصاد معیشتی ما در شمال، شمال شرقی، جنوب و جنوب غرب هیرکانی هنوز استمرار دارد، به خاطر برکت وجود همین رویشگاه‌های مرتفع در هیرکانی است. هیرکانی، هویت طبیعی ما و موجب مباهات هویت ملی ماست و باید مانند چشم‌مان از آن نگهداری کنیم. جهان اکنون به ما نگاه می‌کند که چگونه از این اثر طبیعی بسیار ارزشمند و منحصر به فرد حفاظت می‌کنیم.

    ‌ای کاش همان روزهای اول که ارتفاعات الیت آتش گرفته بود، برای مهار آتش به سرعت اقدام می‌کردند تا وسعت کمتری از این جنگل از دست برود، چراکه بازسازی این رویشگاه، نیازمند سال‌ها مراقبت و محافظت است.

     ‌ ‌اطلاع دارید که چه وسعتی از جنگل‌های الیت در این آتش‌سوزی از دست رفته؟ 

    برخی فعالان محیط‌زیست که در عمق منطقه حضور داشتند، گفتند بیش از ۱۰ هکتار در آتش سوخته ولی به نظر می‌رسد آتش ۲۰ روزه، ده‌ها هکتار از رویشگاه را نابود کرده باشد و البته متاسفانه آنچه هیچ‌گاه به ‌طور دقیق، چه در آتش‌سوزی هیرکانی و چه در آتش‌سوزی زاگرس توسط مسوولان رصد نمی‌شود، همین عرصه‌های خاکستر شده جنگل‌ها در آتش‌سوزی‌هاست‌.

  • گنجینه ملی در آتش / جنگل‌های هیرکانی قربانی مدیریت ناکارآمد و تاخیر سنگین

    گنجینه ملی در آتش / جنگل‌های هیرکانی قربانی مدیریت ناکارآمد و تاخیر سنگین

    به گزارش اقتصادران، حدود دوهفته قبل بوی دود اول از لابه‌لای درختان روستای الیت در بخش مرزن‌آباد بالا آمد و بعد چشم‌های اهالی سایه‌‌های نارنجی رنگ شعله‌های آتش را دیدند که روی شیب‌های تند جنگل می‌دوید. کمی بعد کوه‌های پوشیده از درخت در میان شعله‌های آتش و حلقه‌های بی پایان دود احاطه شدند. ریختن اندک آبی از بالگردها هم تاکنون چاره کار نبوده است. مردمان محلی در این شرایط خود آستین‌ها را بالا زده و و به مهار آتش همت گماشتند اما زبانه‌های این اژدهای سرخ گویی سر فروخفتن ندارد.

    حالا مدتی طولانی است که آتش در محدوده‌ای حدودا ۸‌هکتاری از جنگل‌های منطقه دراکینگ الیت زبانه می‌کشد؛ منطقه‌ای صخره‌ای و سخت‌گذر که نیروهای مردمی و امدادی برای رسیدن به کانون حریق با دشواری مواجهند. فریاد محلی‌ها به آسمان رفته و از دولت و هموطنان‌شان می‌خواهند که برای مهار این بلا به دادشان برسند. برخی از اهالی می‌گویند: «در این وضعیت فقط باران می‌تواند آتش را خاموش کند.» گویی امید بریدند از اینکه کسی نجات‌بخش‌شان باشد. از سوی دیگر پوشش گیاهی ارزشمند و حضور گونه‌های حساس حیات‌وحش هم نگرانی‌ها را دوچندان کرده است. جنگل‌هایی که گرفتار حریق شدند زیر‌مجموعه حوزه اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری مازندران هستند؛ حوزه‌ای که بیش از ۶۶۰‌هزار هکتار جنگل، مرتع و ساحل را پوشش می‌دهد و ۲۸‌درصد مساحت استان را در بر می‌گیرد. شهرستان‌های نور، نوشهر، چالوس، عباس‌آباد، تنکابن، رامسر و کلاردشت نیز زیر همین پوشش قرار دارند.

    اقدامات انجام‌شده برای مهار آتش

    با شدت‌گرفتن شعله‌ها شرایط به جایی رسید که پای هواپیما و بالگرد به ماجرا باز شد. صبح جمعه یک فروند ایلوشن‌۷۶ با ظرفیت آبگیری ۴۰‌تن از تهران به منطقه اعزام شد. نخستین محموله آب حوالی ساعت ۷:۳۰صبح روی کانون آتش تخلیه شد و طبق برنامه‌ریزی نوبت دوم عملیات نیز برای ساعت ۱۰:۳۰تعیین شد. همزمان استاندار مازندران پس از تماس با وزیر کشور درخواست اعزام گسترده‌تر بالگردها را مطرح کرد و به گفته مسوولان پنج‌تاشش‌فروند بالگرد در نوبت پرواز به ارتفاعات الیت قرار گرفتند. محدودیت امکانات و ظرفیت پایین بالگردها برای حمل آب اما شرایط چندان امیدوارکننده‌ای را ایجاد نکرده است.

    روی زمین هم ۴۰‌گروه تخصصی شامل یگان حفاظت منابع طبیعی، محیط‌زیست، هلال‌احمر، گروه‌های مردمی، سپاه و بسیج در منطقه مستقر شدند. درمجموع ۴۰۰‌نیرو که برخی‌شان با هلی‌برن مستقیم به نقاط صعب‌العبور منتقل شدند. این عملیات سنگین اما بدون آسیب نماند. در روزهای گذشته ۲۰همیار طبیعت در جریان مهار آتش مصدوم شدند؛ موضوعی که استاندار مازندران آن را یادآوری کرد و گفت: «اولویت ما حفظ جان نیروهای امدادی و مردمی است.» با این همه تا لحظه تنظیم این گزارش هنوز آتش به‌طور کامل مهار نشده و زبانه‌های آتش میان شیب‌های تند و درختان نیم‌سوخته جگر دوستداران میراث طبیعی ایران را می‌خراشد.

    تداوم بحران جنگل‌های هیرکانی

    جنگل‌های هیرکانی در خطر

    این کارشناس با اشاره به مخاطرات جنگل‌های هیرکانی افزود: «مسلم است جایگاه جنگل‌های هیرکانی، تنوع، قدمت و وجود گونه‌های گیاهی و جانوری متنوع در این زیست‌بوم منحصر‌به‌فرد آن‌قدر مهم و ارزشمند بوده که در کمیته میراث جهانی یونسکو به عنوان یک میراث بشری به ثبت رسیده است. توجه داشته باشید که حدود ۵۰‌درصد محدوده ایرانی جنگل‌های هیرکانی در استان مازندران واقع شده است؛ مناطقی که در سالیان اخیر به دلیل آتش‌سوزی‌های افسارگسیخته بخش زیادی از آنها از بین رفته و در مقابل شاهد رشد قارچ‌گونه شهرک‌ها، ویلاها و ساختمان‌های بدقواره هستیم که عملا میراث طبیعی ایران را پاکسازی می‌کنند.»

    وی ادامه داد: «به عبارت دیگر حتی نسبت به تعهدات بین‌المللی خود در یونسکو برای حفاظت از آثار جهانی و صیانت از آنها نیز اهمال واضح داشتیم. این موضوع‌ در کنار ابعاد حقوق بین‌المللی‌ به نام ایران خدشه وارد می‌کند و بی‌تردید نسبت میان فرهنگ و طبیعت را در کشور از بین برده و تعادل را به سمت نیستی می‌کشاند.»

    مدیریت ناکارآمد و تاخیر سنگین

    مرادخانی خاطرنشان کرد: «در این میان پرسش بنیادینی که مطرح می‌شود این است که چرا این پدیده و میراث ملی و جهانی باید پس از مدت طولانی از آغاز آن باوجود داشتن هواپیمای اختصاصی ایلوشن برای اطفای حریق همچنان درگیر آتش باشد؟ پاسخ این پرسش دو وجه دارد: نخست اینکه در ساختار مدیریت کشور ما حفاظت از منابع طبیعی و محیط‌زیست هیچ اولویتی نداشته و این خسران بزرگ جدی گرفته نمی‌شود. دوم اینکه متولیانی که در سطوح ملی و استانی مسوولیت حفاظت و نگهداری از این منابع ارزشمند را برعهده گرفتند عمق فاجعه‌ای را که امروز برای هیرکانی رخ داده درک نمی‌کنند.»

    وی افزود: «اگر درک درستی وجود داشت نباید بعد از گذشت این مدت از آغاز آتش‌سوزی‌(زمانی که قلب هیرکانی در حال تبدیل شدن به خاکستر است‌) تازه تصمیم گرفته شود که هواپیما برای اطفای حریق به پرواز درآید. درحالی‌که در هر کجای دنیا چنین رخدادی از روز نخست در سطح ملی مدیریت می‌شود و اگر امکانات کافی نباشد سریعا از کشورهای دیگر و سازمان‌های بین‌المللی کمک خواسته می‌شود. مشخص نیست چرا ما نباید از توافقنامه‌های بین‌المللی به‌نفع منافع ملی خود استفاده کنیم. این پرسشی است که کاش یک‌بار پاسخ شفافی از سوی متولیان می‌شنیدیم.»

    وی تاکید کرد: «نکته مهم‌تر درخصوص آتش‌سوزی هیرکانی یا دیگر نقاط زیست‌بوم ایران مانند زاگرس یا مناطق مرکزی و جنوبی این است که طبیعت برای ایران فقط محیط‌زیست و تنوع اکولوژیک نبوده بلکه بطن و خاستگاه فرهنگ و زایش گوناگونی فرهنگی این سرزمین است. اگر طبیعت را از دست بدهیم مولفه‌های حیاتی تمدن ایرانی را از دست می‌دهیم. طبیعت و محیط‌زیست ما مادر سرزمین ما بوده و اهمیت آن هرگز به‌درستی درک نشده است.» این کارشناس خاطر‌نشان کرد: «اگر امروز با تنوع آیین‌ها، موسیقی، گویش‌ها، زبان‌ها، پوشش‌ها، غذاها، صنایع‌دستی و ابزارهای مختلف در پهنه ایران روبه‌رو هستیم این تنوع تحسین‌برانگیز در پیوند با تنوع طبیعی شکل گرفته است. انسان ایرانی در سده‌ها و هزاره‌های مختلف در همزیستی مسالمت‌آمیز با طبیعت بوده و آن را تکریم ‌کرده و آیین‌های متنوع مرتبط با آب، خاک و کوهستان شاهدی بر این احترام دیرین است اما در دهه‌های اخیر چنان خصومتی با طبیعت شکل گرفته که غافل از آن هستیم که این جهالت تیشه بر ریشه فرهنگ و استمرار حیات تمدن ایرانی می‌زند.»

    فقدان طرح‌های حفاظتی موثر

    این مدرس دانشگاه ادامه داد:«سال‌هاست که زنگ خطر نابودی طبیعت ایران به اشکال مختلف به‌صدا درآمده؛ از انقراض گونه‌های گیاهی و جانوری تا تخریب زیستگاه‌ها و مداخلات غیرمسوولانه و منفعت‌طلبانه در محیط‌های طبیعی. بسیاری از این تصمیمات جاهلانه با نام توسعه، کارآفرینی یا حمایت از مردم گرفته شده درحالی‌که اساسا اشتباه بودند. ازسوی دیگر باوجود اهمیت زیستگاه‌های متنوع، پارک‌های ملی و مناطق حفاظت‌شده برای بسیاری از آنها حتی طرح جامع حفاظت وجود ندارد.»

    وی افزود: «به‌عنوان نمونه منطقه حفاظت‌شده دینارکوه و کویرکوه در زاگرس در استان ایلام(یکی از منحصر‌به‌فردترین ذخیره‌گاه‌های بلوط‌های کهنسال و گونه‌های بومی) هیچ طرح حفاظتی ندارد و عملا به حال خود رها شده است. این مثال نشان می‌دهد ما برای ثبت آثار طبیعی و تاریخی خود بسیار هیاهو می‌کنیم اما پس از ثبت جهانی کار رها می‌شود درحالی‌که اصل ماجرا پس از ثبت آغاز خواهد شد.»

    این کارشناس افزود: «حفاظت از هیرکانی باید بر اساس استانداردهای جهانی و فناوری‌های نوین مانند سیستم‌های پایش ماهواره‌ای با جدیت انجام شود اما در کشور ما حفاظت به چند مراسم، چند تیتر و چند عکس محدود می‌شود. این وضعیت نیازمند بازنگری بسیار جدی است. تا زمانی که این مسائل به اولویت جدی مدیریتی تبدیل نشوند تلاش

    NGOها، گروه‌های مردمی، دوستداران محیط‌زیست و رسانه‌ها هرگز کافی نخواهد بود. امیدوارم روزی برسد که حداقل در یک ماه خبر دلخراشی از آسیب به منابع طبیعی و محیط‌زیست نشنویم.»

    لزوم بهره‌گیری از جوامع محلی

    مرادخانی تاکید کرد:«نکته مهم این است که ما نسبت به رفع تعارضات انسانی و طبیعی در مواجهه با محیط‌زیست و منابع طبیعی اقدام مشخص و برنامه‌ریزی موثری نداشتیم. بسیاری از آتش‌سوزی‌ها منشأ انسانی دارد و با رفع این تعارضات‌(چه به صورت عرفی و چه قانونی‌) می‌توان از بسیاری از این فجایع پیشگیری کرد.» وی افزود: «در کنار آن از ظرفیت بسیار بالای جوامع محلی برای حفاظت از جنگل‌ها و زیستگاه‌ها هیچ بهره‌ای نبردیم. جامعه محلی در بطن این سرمایه‌های طبیعی زندگی می‌کند و آموزش، توانمندسازی و مشارکت فعال و عقلانی آنها می‌تواند نقش بسیار موثری در پیشگیری از خسران‌ها داشته باشد. تجربه کشورهای مختلف مانند ترکیه و نپال در پروژه‌های بین‌المللی نیز این موضوع را اثبات کرده است.» این مدرس دانشگاه یادآور شد:

    تداوم بحران محیط‌زیست در کشور

    آتش‌سوزی اخیر در جنگل‌های شمال بار دیگر ضعف ساختاری مدیریت منابع طبیعی در ایران را آشکار کرده است. در یک زیست‌بوم که ارزش جهانی داشته و بارها در اسناد رسمی کشور به‌عنوان گنجینه ملی از آن یاد شده تداوم بحران نشان می‌دهد که برخورد ما با طبیعت همچنان واکنشی، مقطعی و بدون برنامه‌ بلندمدت است. نشانه‌ها نشان می‌دهد که این بحران فقط یک حادثه محلی نبوده بلکه حاصل سال‌ها انباشت تصمیم‌های اشتباه، کم‌توجهی نهادی و نبود راهبرد پیشگیرانه است.

    مساله اصلی این است که مدیریت بحران در ایران هنوز «بعد از وقوع حادثه» آغاز می‌شود. مقابله با آتش زمانی آغاز شده که بخش قابل‌توجهی از پوشش گیاهی از دست رفته و خسارت جبران‌ناپذیر شده است. نبود تجهیزات کافی، اتکای شدید به نیروی انسانی در مناطق صعب‌العبور و تاخیر در بهره‌گیری از امکانات هوایی نشان می‌دهد که سازوکار مواجهه با آتش‌سوزی در جنگل‌های مرطوب و ارزشمند شمال به استانداردهای جهانی نزدیک نیست. در بسیاری کشورها پایش ماهواره‌ای، هشدارهای پیشگیرانه و آماده‌باش دائمی قبل از شعله‌ورشدن بحران فعال می‌شود اما در ایران این چرخه همچنان غایب است.

    از سوی دیگر نقش جوامع محلی در مدیریت و حفاظت از جنگل‌ها باوجود اثبات کارآمدی آن در تجربه‌های بین‌المللی در ساختار رسمی کشور جدی گرفته نشده است. در لایه‌ای عمیق‌تر رفتارهای سودجویانه مانند تغییر کاربری، ساخت‌وساز و دست‌اندازی به اراضی جنگلی همچنان بدون بازدارندگی موثر ادامه دارد. نتیجه آن است که هم جنگل در معرض نابودی قرار گرفته و هم اعتماد عمومی نسبت به توانایی نهادهای مسوول کاهش می‌یابد. آتش اخیر یک هشدار دوباره است که نشان می‌دهد اگر سیاست‌های حفاظتی اصلاح، فناوری‌های نوین وارد و مشارکت مردمی نهادینه نشود از جنگل‌های هیرکانی تنها نامی در اسناد باقی خواهد ماند.

     

  • صنعت بیمه با خسارت‌های آتش سوزی بندرشهید رجایی چه می کند؟ / طفره شرکت‌های بیمه از پرداخت خسارت صحت دارد؟

    صنعت بیمه با خسارت‌های آتش سوزی بندرشهید رجایی چه می کند؟ / طفره شرکت‌های بیمه از پرداخت خسارت صحت دارد؟

    به گزارش اقتصادران، ظهر شنبه گذشته، یکی از بدترین حوادث در تاریخ بندر شهید رجایی استان هرمزگان رخ داد. انفجاری مهیب در یکی از اسکله‌ها، موجی از تخریب به راه انداخت که شامل آسیب به کانتینرها، خودروها، ساختمان‌ها، و اماکن اداری و دولتی بود. این حادثه مرگبار علاوه بر خسارت‌های مالی فراوان، به تلفات انسانی نیز منجر شد و تعدادی از کارکنان این بندر و افراد غیرشاغل را کشته یا زخمی کرد.

    در حالی که بررسی‌ها و تحقیقات ابتدایی هنوز به نتیجه نهایی نرسیده است، برخی رسانه‌های غیرتخصصی به نقل از منابع غیررسمی اعلام کرده‌اند که شرکت‌های بیمه از پرداخت خسارت مربوط به این حادثه خودداری کرده‌اند و تلاش می‌کنند مسئولیت خود را نپذیرند. این ادعا‌ها در بسیاری از موارد بدون پشتوانه مستندات رسمی و کارشناسی مطرح شده‌اند.

    یک مقام آگاه در صنعت بیمه  چنین ادعا‌هایی فاقد مبنای قانونی و کارشناسی دانست و در توضیح روند پرداخت خسارت‌ها گفت: «پرداخت خسارت در صنعت بیمه، به ویژه در حوادثی به این مقیاس، تنها پس از بررسی کامل ابعاد حادثه و ارزیابی دقیق شدت خسارات امکان‌پذیر است. هیچ شرکت بیمه‌ای نمی‌تواند قبل از تکمیل این ارزیابی‌ها، اقدامی برای پرداخت خسارت انجام دهد.»

    او گفت: «تمامی شرکت‌های بیمه در این حادثه، از همان لحظات اولیه پس از وقوع انفجار، جلسات اضطراری را تشکیل داده و در حال بررسی دقیق ابعاد حادثه و تأثیر آن بر دارایی‌ها و افراد هستند. به محض تکمیل ارزیابی‌ها، روند پرداخت خسارات آغاز خواهد شد.»

    نقش بیمه اتکایی در جبران خسارت‌ها

    یکی از نکات مهم در این حادثه، نقش شرکت‌های بیمه اتکایی در تأمین منابع مالی برای جبران خسارات است. بیمه‌های اتکایی، که ریسک‌های کلان را از بیمه‌گران اولیه دریافت می‌کنند، به شرکت‌های بیمه‌ای کمک می‌کنند تا بتوانند خسارت‌های بسیار سنگین را پوشش دهند. این مقام آگاه در ادامه افزود: «با وجود تحریم‌های اقتصادی و محدودیت‌های بین‌المللی، بیمه‌گران داخلی توانسته‌اند پوشش‌های لازم برای بندر شهید رجایی را تأمین کنند. بخشی از این پوشش‌ها نیز از طریق بیمه‌های اتکایی صورت گرفته که به‌صورت تخصصی در حال ارزیابی میزان و شدت خسارت‌ها هستند.»

    مسئولیت بیمه‌گران در چارچوب قرارداد‌ها

    در پاسخ به شایعاتی که در خصوص عدم پذیرش مسئولیت از سوی بیمه‌گران منتشر شده، این کارشناس صنعت بیمه توضیح داد که هر بیمه‌نامه بر اساس شرایط خاص خود و پوشش‌های توافق‌شده، مسئولیت‌های مشخصی را برای بیمه‌گر ایجاد می‌کند. این مسئولیت‌ها تنها در صورتی قابل اجرا است که بیمه‌گذار حق بیمه خود را به‌طور کامل پرداخت کرده و حادثه در چارچوب پوشش‌های مشخص‌شده در قرارداد قرار گیرد.

    وی ادامه داد: «اینکه بیمه‌گران از پرداخت خسارت خودداری کنند، در صورتی صحیح است که بیمه‌گذار به تعهدات خود عمل نکرده باشد یا حادثه در چارچوب استثنائات قرارداد قرار گیرد. اما در حادثه اخیر، هیچ‌کدام از این شرایط مطرح نیست.»

    به‌طور کلی، در قرارداد‌های بیمه‌ای، برخی شرایط تحت عنوان “استثنائات” از شمول پوشش بیمه‌ای خارج می‌شود. این استثنائات معمولاً شامل مواردی مانند حوادث جنگی، عملیات تروریستی، خسارات ناشی از سهل‌انگاری عمدی بیمه‌گذار، و یا وقوع حادثه در شرایط غیرمنتظره‌ای است که بیمه‌گر از آن آگاه نبوده باشد. در همین راستا، این مقام آگاه در صنعت بیمه تأکید کرد: «پیش از قضاوت درباره اینکه آیا خسارت این حادثه تحت پوشش بیمه قرار می‌گیرد یا خیر، باید بررسی‌های دقیق صورت گیرد. گزارش‌های رسمی از سوی مراجع ذی‌ربط و بررسی‌های کارشناسی برای تعیین شرایط دقیق حادثه ضروری است.»

    پرهیز از شایعه‌سازی و قضاوت‌های غیرکارشناسی

    در حالی که اخبار و شایعاتی از برخی رسانه‌های غیرتخصصی در خصوص روند پرداخت خسارت‌ها منتشر شده، کارشناسان بیمه بر لزوم پرهیز از قضاوت‌های زودهنگام و انتشار مطالب بدون مستندات تأکید دارند. انتشار چنین اخبار و شایعاتی نه تنها موجب سردرگمی در میان مردم و خسارت‌دیدگان می‌شود، بلکه می‌تواند روند قانونی و حقوقی پرداخت خسارت‌ها را تحت تأثیر قرار دهد و حتی مانع از شفافیت در فرآیند‌های بررسی و ارزیابی گردد.

    با وجود انتشار ادعا‌هایی مبنی بر عدم پذیرش مسئولیت از سوی شرکت‌های بیمه، شواهد و اظهارات کارشناسان صنعت بیمه نشان می‌دهد که این شرکت‌ها در حال بررسی دقیق خسارات هستند و پس از تکمیل ارزیابی‌ها، پرداخت خسارت‌ها طبق روند قانونی آغاز خواهد شد.
    در چنین حوادثی، که خسارات مالی و انسانی فراوانی به بار می‌آید، دقت در ارزیابی‌ها و هم‌افزایی بین نهاد‌های مختلف از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و به زمان نسبتا طولانی نیاز دارد.

  • خسارت ۱۶۹ هزارمیلیارد تومانی آتش بر جان جنگل‌های ایران / قیمت هر درخت بلوطی که سوخت یک میلیارد تومان بود

    خسارت ۱۶۹ هزارمیلیارد تومانی آتش بر جان جنگل‌های ایران / قیمت هر درخت بلوطی که سوخت یک میلیارد تومان بود

    به گزارش اقتصادران، روزی نیست که خبر از آتش سوزی جنگلی در کشور مخابره نشود. حجم این اخبار به قدری بالا رفته که شاید حس بی تفاوتی به خیلی از ما داده است و به سادگی از کنار آن می‌گذریم، مسئله‌ای که اگر به عمق فاجعه که ناشی از هدررفت منابع طبیعی و زیستی کشور است بیندازیم متوجه خسران آن می‌شویم.

    اخیرا نیز جنگل و مراتع منطقه حفاظت شده خائیز در استان کهگیلویه و بویراحمد در آتش سوخت و پس از چهار شبانه روز نیرو‌های امدادی و مردمی توانستند آتش را مهار کنند.

    مدیرکل مدیریت بحران استانداری کهگیلویه و بویراحمد عامل اصلی در وقوع و گسترش این آتش سوزی مهیب را وزش باد شدید و سخت گذر بودن منطقه حفاظت شده خائیزاعلام کرد و گفت که این آتش سوزی هشت مصدوم هم داشته است.

    منطقه حفاظت شده خائیز با مساحت بیش از ۳۳ هزار هکتار یکی از هفت منطقه حفاظت شده در استان کهگیلویه و بویراحمد است.

    در همین حال فرماندار شهرستان گیلانغرب نیز گفته است بر اثر این آتش‌سوزی بیش از ۱۰ هکتار از جنگل‌ها و مراتع این شهرستان طعمه حریق شده است.

    جواد هادی اصل، فعال محیط زیست نیز به تازگی اعلام کرده است که ۴۰ تا ۵۰ درصد خائیز در آتش سوخته است.

    ۱۶۹هزارمیلیارد تومان خسارت یک دهه سوختن جنگل‌ها در ایران

    بر اساس آخرین گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس درباره وضعیت جنگل‌های ایران که پیش از سال  ۱۴۰۰ منتشر شده است، ۱۴۰ هزار هکتار از جنگل‌ها و مراتع ایران طی ۱۰ سال در آتش سوخته است و در طول همین یک‌دهه اخیر، ۱۶۹ هزار میلیارد تومان خسارت بر اثر آتش‌سوزی در ۱۴۰ هزار هکتار به عرصه‌های منابع طبیعی کشور تحمیل شده است.

    فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری در سال ۱۳۹۷ خبر داده بود: «خسارت به اراضی مرتعی در صورت آتش‌سوزی در هر هکتار حدود ۱۷ میلیون تومان و در هر هکتار از مناطق جنگلی ۵۶ میلیون تومان است.»

    «سرهنگ قاسم سبزعلی» در همان زمان تصریح کرده بود: «سالانه به‌طور میانگین حدود ۱۰هزار هکتار از عرصه‌های منابع طبیعی طعمه حریق می‌شوند که از این مقدار ۱۵ تا ۲۰ درصد در جنگل‌ها و مابقی در اراضی مرتعی اتفاق می‌افتد.»
    فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری در همان سال تاکید کرده بود که تنها در ۵ ماه نخست سال ۱۳۹۷ بیش از ۵۰۰ فقره آتش‌سوزی در عرصه‌های منابع طبیعی کشور رخ داده است، و وسعت این آتش‌سوزی‌ها ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ هکتار است.

    در حقیقت بنا به همان ارقام اعلام شده در همان سال تنها در طول ۵ ماه از بین ۲۵ هزار میلیارد تا ۳۵ هزار میلیارد تومان بر اثر آتش سوزی‌ها تنها در سال ۱۳۹۷ به کشور خسارت جدی وارد شده است.

    مرگ جنگل‌های باستانی در گرما

    اصلا انگار تابستان که می‌رسد، زاگرس دوباره کابوس سوختنش را نزدیک‌تر از هر وقت دیگر به چشم خود می‌بیند و انگار زاگرس قرار است همیشه سرد و سفیدپوشِ برف باشد تا سر به سلامت ببرد. انگار حسرت سبز بودنش را هر سال باید بر دل همگان بگذارد. اما حقیقت این است که این طبیعت زیبا که نقشی در سوختن خود ندارد و این دست‌های پنهان است که باعث سوختنش می‌شوند.

    در سال‌های اخیر و به خصوص در یک دهه اخیر، اما وضعیت بدتر نیز شده است. رشد تکنولوژی در ترکیب با فراگیری حضور شهروندان در دل جنگل‌ها و فضا‌های طبیعی، امکان فاجعه را از همیشه گسترده‌تر کرده است.

    درسال‌های اخیر تقریبا از اواسط اردیبهشت، هر روز آتش قسمتی از جنگل‌ها و مراتع را سوزانده است. برخی از این آتش سوزی‌ها نیز روز‌ها به طول انجامیده و به نظر می‌رسد اصلی‌ترین دلیل یک چیز بوده است: «عامل انسانی».

    از سوی دیگر تا چندی قبل اکثر کارشناسان خشکسالی را دلیل رخداد آتش‌سوزی در جنگل‌ها می‌دانستند و حالا تنها دلیل قرص و محکم آتش‌سوزی‌ها ترسالی اعلام می‌شود.

    اما مشخص است که نمی‌توان نقش عوامل طبیعی را در کنار عامل انسانی نادیده گرفت؛ حال چه این نقش از طریق آتش افروزان سهل‌انگار ایفا شده باشد و چه از طرف مدیران سهل‌انگار حفاظت از جنگل‌ها. چرا می‌گوییم سهل‌انگاری مدیران؟ چون از خیلی پیش بسیاری از کارشناسان نسبت به بروز آتش‌سوزی در زاگرس هشدار‌های مکرری داده بودند.

    رخنه آتش در دل زاگرس

    آتش‌سوزی جنگل‌های زاگرس همواره مراتع و مناطق حفاظت شده در جنوب و غرب زاگرس را شامل شده است. سه استان به صورت معمول کانون اصلی این آتش‌سوزی بوده اند و اصلی‌ترین کانون آتش سوزی زاگرس معمولا استان‌های کهگیلویه و بویراحمد و خوزستان و ایلام بوده است، اما در دو سال گذشته استان‌های بوشهر، کردستان، ایلام و کردستان نیز درگیر آتش سوزی‌های پراکنده و گاه وسیع شده اند.

    مدیرکل منابع طبیعی لرستان در سال ۹۸ در همین باره گفته بود: «بخش اعظمی از جنگل‌های زاگرس در جریان ممنوعیت برداشت چوب از جنگل‌های شمال قربانی شده است و این مهم به بحرانی در کشور تبدیل خواهد شد. روزانه دوهزار کامیون چوب به انحای مختلف از درختان بلوط به شمال کشور حمل می‌شود.»

    پهنه رویشی زاگرس شامل رشته کوه‌های زاگرس، وسیع‌ترین و اصلی‌ترین رویشگاه گونه‌های مختلف بلوط در ایران بوده و به همین دلیل این منطقه از اهمیت بسیار ویژه‌ای برخوردار است. جنگل‌های بلوط منطقه زاگرس از منتهی‌الیه شمال غربی کشور (استان آذربایجان غربی) آغاز و سپس غرب (استان‌های کرمانشاه، ایلام، چهارمحال و بختیاری، خوزستان و لرستان) و جنوب غرب ایران (استان‌های کهگیلویه و بویراحمد و فارس) را در بر می‌گیرد.

    اصلی‌ترین استان‌های جنگل سوخته

    در بین ۱۱ استان واقع در ناحیه رویشی زاگرس، استان‌های فارس، لرستان و خوزستان مقام‌های اول تا سوم را از نظر وسعت رویشگاه‌های جنگلی و درختی دارا هستند.

    برای مثال استان کهگیلویه و بویراحمد به عنوان یکی از استان‌های شاخص حوزه زاگرس در پوشش جنگلی و مرتعی به شمار می‌رود و بیش از ۲۸ درصد از پوشش جنگلی و مرتعی زاگرس مربوط کهگیلویه و بویراحمد است. با توجه به مساحت کهگیلویه و بویراحمد و وقوع چندین آتش‌سوزی بزرگ و ورود خسارت به هزاران هکتار از اراضی جنگلی و مرتع، با شروع فصل بهار و خشک شدن علف‌زار‌ها و گیاهان در مناطق گرمسیری و شروع تفریح و گردش در مناطق سردسیری خطر وقوع آتش‌سوزی با توجه به سابقه، دور از انتظار نیست.

    آتش سوزی‌های پی در پی در نقاط مختلف استان‌های غربی کشور را سال هاست رنگ سرسبزی را از یاد ساکنین شهر برده است. طبق گفته کارشناسان بیش از ۹۰ درصد آتش سوزی‌ها دراین استان‌ها به صورت عمدی رخ داده است و نبود یک قانون و مجازات مشخص برای خاطیان این کار، جسارت بیشتری به آن‌ها داده است تا به راحتی زیستن را از محیط زیست بگیرند.

    ارزش هر درخت بلوط، یک میلیارد تومان

    پیشتر بنا به گزارش روزنامه همشهری، کارشناسان و معاونت امور جنگل سازمان جنگل‌ها، ارزش اکولوژیک یک درخت بلوط را حدود یک میلیارد تومان برآورد کرده اند. پیش از این، قیمت هر بلوط زاگرسی در سال ۹۲، حدود ۲۰۰ هزار دلار برآورد شده بود و برآورد جدید نشان از رقم بالای این درختان زاگرسی دارد.

    از سوی دیگر آخرین گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس درباره مساله آتش سوزی‌ها در جنگل‌های ایران مربوط به پاییز سال ۱۳۹۹ است. این گزارش که زمستان سال ۱۳۹۹ با عنوان «علل، آثار، چالش‌ها و راهکار‌های مقابله با آتش‌سوزی‌های جنگل‌ها و مراتع کشور» منتشر شد، نشان می‌دهد، روند آتش‌سوزی در عرصه‌های طبیعی ایران طی ۲۰ سال گذشته افزایش یافته است.

    براساس این گزارش، بیش از ۱۰۰۰ فقره از آتش‌سوزی‌هایی که هر سال به‌ویژه با فرارسیدن ماه‌های گرم در عرصه‌های طبیعی جهان رخ داده تنها در جنگل‌های ایران روشن شده است که در نتیجه آن ۳۵۰۰ هکتار از عرصه‌های جنگلی را تخریب یا به‌طور کامل به خاکستر تبدیل و نابود کرده است.

    طبق بررسی‌های به عمل آمده، ۱۰ درصد آتش‌سوزی‌ها در جنگل‌ها و مراتع کشور توسط عوامل طبیعی مانند برخورد صاعقه و آذرخش و خودسوزی جنگل‌ها بر اثر وزش باد‌های گرم به وقوع پیوسته است، اما بیش از ۹۰ درصد آتش‌سوزی‌ها توسط عامل انسانی در رویشگاه‌های طبیعی افروخته شده است. اختلافات یا تبدیل جنگل به مرتع به‌منظور تأمین علوفه بیشتر برای چرای دام و تهیه و فروش زغال به‌ویژه در جنگل‌های مناطق مرزی و همچنین برافروختن آتش با انگیزه گسترش اراضی کشاورزی عامل ۹۰ درصد آتش‌سوزی‌های جنگلی اعلام شده است.

    همچنین براساس آمار سازمان جهانی فائو، سالانه بین ۴۰۰ میلیون هکتار از جنگل‌ها و مراتع دنیا بر اثر آتش‌سوزی از بین می‌روند و ایران نیز تا سال ۲۰۰۷، سالانه ۶۵۰۰ هکتار از جنگل‌های خود را در آتش از دست داده است.

    اما نگران‌کننده‌تر آن است که این آمار در طول سال‌های اخیر حداقل افزایش دو برابری یافته است؛ به‌طوری که طبق آمار ۲۰ سال اخیر سازمان جنگل‌ها، ۳۰ هزار فقره حریق در جنگل‌ها و مراتع کشور رخ داده که منجر به سوختن بیش از ۲۸۰ هزار هکتار از سطح جنگل‌ها و مراتع در آتش شده است. بدین‌ترتیب، ایران سالانه ۱۴ هزار هکتار از جنگل‌ها و مراتع خود را تنها در آتش‌سوزی‌ها از دست داده است.

    بحران جنگل‌های ایران از قاچاق چوب تا بی توجهی مسئولان

    از سوی دیگر در حالی که جنگل‌های زاگرس میراث گذشتگان و بازمانده‌ای برای آیندگان کشور است و حفظ حوزه‌های جنگلی از وظایف مهم دولت به شمار می‌رود، اما چارت سازمانی نیرو‌های منابع طبیعی و محیط‌زیست به اندازه‌ای تاسفبار است که در همین مناطق، سه چهارم پست‌های سازمانی خالی هستند و دولت اقدام به به‌کارگیری نیرو نمی‌کند و دلایل آن را بحران بودجه می‌داند.

    آن چه اکنون واضح به نظر می‌رسد این است که در سایه بی کفایتی‌ها در کنترل حریق گسترده حالا این آتش بر جان جنگل‌های بلوط و زاگرس افتاده است و آن صدایی که شنیده می‌شود، ناله‌ای است به وسعت همه این سرزمین. ‏زاگرس دوباره در حال سوختن است و یکی از بزرگترین بحران‌های محیط زیستی پیش روی ‎ایران!

    کاش بالاخره صدای این ناله‌ها و فریاد‌ها به گوش‌ها برسد و مسولان متوجه شوند که به خطر افتادن جنگل‌های ایران از جمله جنگل‌های بلوط و هیرکانی و زاگرس می‌تواند منابع ‎آب ایران را نیز با خطر جدی مواجه کند.

    جنگل‌های ایران از ارس تا جنگل‌های هیرکانی و بلوط‌های زاگرس حالا درآتش می‌سوزد و فریادرسی نیست. این جنگل‌ها یعنی ایران، یعنی نفس و آب و خاک ایران و اکنون آتش درجان زاگرس است و این یعنی خطر جدی در کمین محیط زیست کشور است که باید برای آن تدبیری جدی اندیشید.