برچسب: آبخوان

  • مرگ خاموش آبخوان‌های ایرانی

    مرگ خاموش آبخوان‌های ایرانی

    به گزارش اقتصادران، عباس علی‌آبادی، وزیر نیرو، روز یک‌شنبه سوم خرداد در دیدار با اعضای کمیسیون کشاورزی، آب، منابع طبیعی و محیط زیست مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه مهم‌ترین چالش بخش آب کشور اضافه‌برداشت از منابع زیرزمینی است، تصریح کرد: «فشار بیش از حد بر آبخوان‌ها موجب بروز مشکلات متعددی شده است. در حال حاضر از مجموع ۶۰۹ دشت کشور، بیش از ۴۰۰ دشت در وضعیت ممنوعه یا ممنوعه بحرانی قرار دارند و حدود ۳۰۰ دشت نیز با پدیده فرونشست زمین مواجه هستند. این مساله به‌ویژه در مناطقی که آبخوان‌های اصلی کشور در آنها قرار دارد از جمله استان‌های اصفهان، کرمان، فارس، خراسان رضوی، تهران و برخی دیگر از مناطق کشور، نمود بیشتری دارد و نیازمند اقدامات فوری و موثر است.»

    وی تاکید کرد: «اجرای برنامه کاهش ۱۵ میلیارد مترمکعبی ناترازی آب، یکی از مهم‌ترین ابزار‌های کشور برای کنترل روند افت منابع زیرزمینی، حفاظت از آبخوان‌ها و مهار فرونشست زمین محسوب می‌شود و وزارت نیرو با جدیت این برنامه را دنبال می‌کند.»

    او ادامه داد: «باید به گونه‌ای از منابع آب در بخش‌های کشاورزی، شرب، خدمات و صنعت استفاده کرد که پایداری زیست‌بوم کشور حفظ شود. بر همین اساس در ماده ۳۷ و جدول شماره ۷ برنامه هفتم پیشرفت، تکلیف شده است تا پایان برنامه، ۱۵ میلیارد مترمکعب از ناترازی آب کشور کاهش یابد و تمامی برنامه‌های وزارت نیرو نیز در همین چارچوب طراحی و اجرا می‌شود.»

    در همین زمینه جدول شماره ۷ برنامه هفتم توسعه آورده شده است.

    Screenshot 23 ak38595

    اما باید دید چه عواملی تاکنون منجر به تشدید فرونشست زمین شده است و میزان برداشت از آب‌های زیرزمینی در کشور چقدر است؟

    بیش از ۶۰ درصد از آب تهران از آب‌های زیرزمینی و چاه‌های حفرشده داخل شهر تهران استفاده می‌شود / اضافه برداشت سالانه حدود ۵-۶ میلیارد متر مکعب

    وجود آب در سفره‌های زیرزمینی مانع از فشرده شدن رسوبات می‌شود. خروج آب از منافذ میان ذرات خاک در آبخوان، تراکم برگشت‌ناپذیر در لایه‌های خاک و در پی آن فرونشست را به دنبال دارد.

    آن‌طور که خبرآنلاین گزارش داده، مهدی زارع، استاد دانشگاه و زمین‌شناس، عنوان کرد: «ذخیره آب زیرزمینی ایران از نظر تاریخی حدود ۵۰۰ میلیارد متر مکعب برآورد شده، با این حال، چندین دهه استخراج بیش از حد این میزان را به شدت کاهش داده است. سرعت تخلیه آب زیر زمینی ایران حدود ۵۵ میلیارد متر مکعب در سال از سفره‌های زیرزمینی به صورت استخراج از چاه‌ها است که بسیار بیشتر از نرخ تغذیه طبیعی حدود ۴۹ میلیارد متر مکعب در سال است که منجر به اضافه برداشت سالانه حدود ۵-۶ میلیارد متر مکعب می‌شود.»

    به بیان دیگر، امروزه در حالی که نرخ تغذیه طبیعی سفره‌ها سالانه تنها حدود ۴۹ میلیارد مترمکعب است، میزان استخراج از چاه‌ها به ۵۵ میلیارد مترمکعب در سال می‌رسد که این ناترازی و اضافه برداشت سالانه ۵ میلیارد تا ۶ میلیارد مترمکعبی، به فرونشست گسترده زمین می‌انجامد.

    در این میان، وزارت نیرو به عنوان متولی اصلی مدیریت منابع آب کشور، نقشی کلیدی در بروز و تشدید این وضعیت ایفا کرده است. چراکه به جای اعمال روش‌های مبتنی بر پایداری منابع آبی، کنترل هوشمند برداشت‌ها و نظارت بر انواع کشت در نقاط مختلف و به‌ویژه در فلات مرکزی، عملا برای جبران کمبودها به تامین کوتاه‌مدت آب از منابع استراتژیک روی آورده است.

    پیش‌تر محمدابراهیم رئیسی، کارشناس انرژی، عنوان کرد: «در ساختار طراحی‌شده در تامین آب بدین‌گونه بود که حدود ۷۰ درصد از آب از منابع سطحی و ۳۰ درصد از آب از منابع زیرزمینی باید تامین شود، چراکه آب زیرزمینی نوعی پس‌انداز است که باید در وقت خود از آن استفاده کرد. اما اکنون اوضاع تغییر کرده است. در حال حاضر بیش از ۶۰ درصد از آب تهران از آب‌های زیرزمینی و چاه‌های حفرشده داخل شهر تهران استفاده می‌شود.»

    این تغییر رویکرد و انحراف از اصول پایداری آب توسط وزارت نیرو، پایتخت و سایر دشت‌های کشور را با تهدید جدی فرونشست مواجه کرده است.

    آن‌طور که پیداست، موضوعی که موردانتقاد وزیر نیروست، از مواردی است که خود وزارتخانه نیرو در تشدید آن بی‌تقصیر نیست. لازم به ذکر است که بخشی از اضافه‌برداشت مربوط به سیاست‌های کلان کشور ازجمله خودکفایی در کشاورزی و کشت محصولات آب‌بر مانند گندم در مناطق خشک کشور مانند فلات مرکزی است. همین موضوع فشار بر آبخوان‌های زیرزمینی را تشدید کرده است. به بیان دیگر، ترکیبی از سیاست‌های کلان و البته مدیریت نادرست باعث شده است که فشار بر منابع آبی زیرزمینی وارد شود و بحران آب وارد مرحله‌ای دیگر شود.

    همچنین در حوزه مدیریت آب، تفکیک نهادی میان وزارت نیرو، وزارت جهاد کشاورزی و نهادهای محلی سبب شده است تا مسئولیت‌ها بدون هماهنگی موثر دنبال شود.

    در نهایت، فرونشست زمین در ایران صرفا یک پدیده طبیعی نیست، بلکه محصول دهه‌ها نادیده گرفتن محدودیت‌های اکولوژیک سرزمین در سایه مدیریت کوتاه‌مدت است. ادامه روند فعلی که در آن منابع استراتژیک زیرزمینی فدای مسکن‌های موقتی برای تامین آب شرب و کشاورزی می‌شوند، نه تنها به نابودی دائمی ظرفیت ذخیره‌سازی آبخوان‌ها می‌انجامد، بلکه با تخریب زیرساخت‌های حیاتی، امنیت زیستی در دشت‌های بحرانی را با خطری بازگشت‌ناپذیر مواجه می‌کند. عبور از این بحران نیازمند فراتر رفتن از شعارهای مدیریتی و ایجاد تغییرات ساختاری در سیاست‌های کلان کشاورزی و بازگشت وزارت نیرو به اصول مهندسی و پایداری منابع آب است، پیش از آن‌که بحران فرونشست روز به روز عمیق‌تر شود.

  • ورشکستگی آبخوان‌ها / معضل «آبِ به حساب نیامده»!!!

    ورشکستگی آبخوان‌ها / معضل «آبِ به حساب نیامده»!!!

    به گزارش اقتصادران، با پشت سر گذاشتن ماه‌های دی و بهمن و با توجه به وضعیت بارش‌ ها در اسفندماه و چشم‌انداز فروردین‌ ماه، بحران آب در کشور و به‌ویژه در تهران ابعاد جدی‌ تری به خود گرفته است. اما آیا خشکسالی که گریبان کشور و به خصوص تهران را گرفته است، فقط در کاهش بارندگی ها خلاصه می شود؟

    در همین رابطه سید اویس ترابی هیدرولوژیست به بررسی دقیق وضعیت منابع آبی، چالش‌ های حکمرانی آب و راهکارهای عبور از این شرایط پرداخته است. او در این گفتگو به ابعاد پنهان ورشکستگی آبخوان‌ها (سفره های آب زیرزمینی) و ضرورت تغییر رفتارهای اجتماعی و اقتصادی پرداخته است.

    مشروح گفتگو با سید اویس ترابی می خوانید.

    *****

    *آقای ترابی! با توجه به اینکه ماه‌های دی و بهمن را پشت سر گذاشته‌ایم. ارزیابی تان از وضعیت آب در تهران و دیگر نقاط کشور چیست؟ همچنان بحرانی است یا…

    واقعیت این است که ما در تمامی مراکز سکونتگاهی ایران و در کل پهنای سرزمینی، در هر کجایی که فعالیت‌های اقتصادی اعم از صنعتی و کشاورزی صورت می‌گیرد، درگیر بحران آب هستیم.

    سطح بحران آب در تهران به مرحله مخاطره رسیده است

    البته سطوح این بحران و میزان درگیری در مناطق مختلف متفاوت است. برای مثال، اکنون سطح بحران در شهر تهران به مرحله مخاطره رسیده است؛ یعنی دیگر بحث حدس و گمان مطرح نیست و خطر به‌طور کامل فعال شده است. در شهرهایی مانند زنجان یا مناطقی در آذربایجان که وسعت کمتری دارند، اگرچه در شرایط بحران هستند، اما شاید هنوز به سطح مخاطره تهران نرسیده باشند؛ با این حال، شهرهایی مثل ارومیه و اصفهان نیز به شرایط بحرانی رسیده اند و خطر در آن‌ها فعال شده است.

    *این شرایط بحرانی و سطح مخاطره که چندین سال است در شهرهایی مانند یزد و کرمان در فلات مرکزی وجود دارد، صرفاً به دلیل خشکسالی است یا …؟

    نکته دقیق همین‌جاست. یک فرض نامناسب در مکالمات وجود دارد و آن این است که تصور می‌شود شرایط فعلی و مراحل مختلف بحران آب در ایران صرفاً به دلیل خشکسالی هیدرولوژیک و هواشناسی است؛ اما این فرض اشتباه است. در رقم زدن مسئله بحران آب، عاملیت‌های مختلفی نقش‌آفرین هستند. پدیده‌های محیط‌زیستی مانند آب و هوا، مسائل بسیار پیچیده‌ای هستند و وقتی با مسائل اجتماعی و فعالیت‌های اقتصادی گره می‌خورند، ابعاد و پیچیدگی آن‌ها به‌مراتب بیشتر می‌شود.

    حتی اگر فعالیت‌های انسانی را کنار بگذاریم، خود بحث هواشناسی و هیدرولوژی به دلیل عدم قطعیت بالا هنوز جزو علومی با پیچیدگی فراوان است که با آمار و احتمالات با آن برخورد می‌شود. حال تصور کنید این مسئله با کالبد شهر، رفتارهای اجتماعی، فعالیت‌های اقتصادی، مزارع بزرگ، صنایع و معادن برخورد کند؛ هر یک از این‌ها سیستم‌های پیچیده‌ای هستند که ابعاد اجتماعی، اقتصادی و محیط‌زیستی دارند. بنابراین بحران آب یک بحث چندبعدی است و میزان بارش تنها یکی از این عاملیت‌هاست.

    واقعیتی ناگفته درباره مصرف آب در تهران 

    *پس مسئله اصلی ایران چیست؟ اگر بارش تنها بخشی از ماجراست، چه عوامل دیگری سال‌هاست ما را در وضعیت بحرانی نگه داشته است؟

    مسئله اصلی ایران، عاملیت‌های دیگری است که فعال شده‌اند. یکی از این عوامل، بحث مصرف نادرست و بیش از ظرفیت منابع آب است. برای مثال، مجموعه کلان‌شهری مثل تهران در سرشماری سال ۱۳۹۵ حدود ۱۴ میلیون نفر بود، اما اکنون گمانه‌زنی‌ها حاکی از جمعیتی بالغ بر ۱۸ تا ۲۰ میلیون نفر است که هنوز سرشماری دقیقی برای آن انجام نشده است.

    در مقابل، منابع آب این کلان‌شهر بسیار محدود و مشخص است؛ شامل پنج سد لار، لتیان، امیرکبیر، طالقان و ماملو که تمام منابع آن‌ها به این محدوده تخصیص داده شده است (البته بخشی از سد طالقان به قزوین می‌رود). نکته مهم این است که در تهران برخلاف کل کشور، ۵۰ درصد مصارف مربوط به بخش شهری و ۵۰ درصد مربوط به کشاورزی و صنعت است.

    علاوه بر این سدها، آبخوان دشت تهران-کرج نیز منبع آب زیرزمینی این مجموعه است که ظرفیت معینی دارد. اگر بخواهم مثال ساده‌ای بزنم، این منابع مانند یک ظرف ۵۰ لیتری هستند؛ این ظرف شاید نیازهای بهداشتی یک خانواده ۳ نفره را تأمین کند، اما قطعاً برای ۱۰ نفر کافی نیست.

    مشکلی که در اکثر مراکز سکونتگاهی ایران پیش آمده، بارگذاری بیش از ظرفیت بُرد منابع آب است. ظرفیت برد منابع آب کلان‌شهر تهران در بهترین حالت و با فرض حذف کامل مصارف کشاورزی و صنعتی، تنها برای ۱۲ میلیون نفر ساکن پاسخگوست، در حالی که اکنون با جمعیتی حدود ۲۰ میلیون نفر مواجهیم. به همین دلیل است که حتی اگر با چند شبانه‌روز بارندگی سدها پر شوند، بلافاصله به دلیل حجم بالای برداشت، خالی می‌شوند؛ درست مثل همان دبه ۵۰ لیتری. میزان برداشت ما به‌صورت تصاعدی افزایش یافته، در حالی که منابع آب ثابت مانده است.

    ایران بر اساس اقلیم خشک، آب مصرف نمی کند

    *موضوع الگوی مصرف چقدر در این بحران نقش دارد؟ آیا ما براساس اقلیم خود مصرف می‌کنیم؟

    خیر، ما الگوی استاندارد اقلیم خشک و نیمه‌خشک را رعایت نمی‌کنیم. در کشورهای اروپایی مانند آلمان و انگلستان که اقلیم مرطوبی دارند، سرانه مصرف روزانه ۱۲۰ لیتر است و اگر کسی رعایت نکند جریمه می‌شود. اما در شهرهای ایران، متوسط مصرف بالای ۲۵۰ لیتر در روز است. در محله‌هایی مانند مناطق ۱، ۲، ۳، ۵ و ۷ تهران، مصرف به بالای ۳۰۰ تا ۴۵۰ لیتر بر روز می‌رسد، در حالی که در مناطقی مثل خزانه و جوادیه ممکن است کمتر از ۱۵۰ لیتر باشد.

    بنابراین، با توجه به استطاعت سرزمینی ما، سرانه مصرف باید کمتر از ۱۰۰ لیتر تعیین شود. ایرانیان از قدیم بر مبنای قناعت‌پیشگی زندگی می‌کردند و تمدن ایرانی بر همین اساس در اقلیم خشک بنا شده است، اما اکنون این رفتار اجتماعی تغییر کرده است.

    یکی از معضلات اصلی آب، تصفیه خانه هاست

    *یکی دیگر از چالش‌هایی که به آن اشاره کردید، بحث تصفیه فاضلاب و بازچرخانی آب است. وضعیت تهران در این زمینه چگونه است؟

    رویکردی که اکنون برای تصفیه فاضلاب در تهران و سایر شهرهای ایران استفاده می‌شود، مربوط به دوره مدرنیزاسیون دهه ۷۰ میلادی است که رویکردی متمرکز است. در این روش، فاضلاب از تمام شهر با لوله‌های بزرگ جمع‌آوری و به جنوب شهر که تراز ارتفاعی پایین‌تری دارد منتقل می‌شود. به دلیل این اختلاف ارتفاع، بازگرداندن آب تصفیه شده به شهر بسیار دشوار و پرهزینه است.

    علاوه بر این، پس از گذشت ۴۰ سال، از ۱۲ تصفیه‌خانه مورد نیاز تهران تنها ۲ مورد ساخته شده است. نکته فاجعه‌بار این است که سیستم جمع‌آوری فاضلاب ساخته شده، اما تصفیه‌خانه‌ها تکمیل نشده‌اند؛ در نتیجه چاه‌های جذبی که قبلاً آب را به سفره‌های زیرزمینی بازمی‌گرداندند حذف شده‌اند و فاضلاب جمع‌آوری شده به صنایع پایین‌دست فروخته می‌شود.

    در حالی که خودِ شهر به آن نیاز مبرم دارد. تصفیه باید در محل (آپارتمان یا محله) انجام شود تا آب بلافاصله به چرخه مصرف و تغذیه آبخوان بازگردد، اما این کار انجام نمی‌شود و تغذیه آب زیرزمینی مختل شده است.

    حساب بانکی آبخوان‌های ما ورشکسته است

    *در مورد وضعیت آبخوان‌ها و منابع زیرزمینی کمتر در رسانه‌ها صحبت می‌شود؛ اما در مقابل بیشتر درباره میزان خالی بودن سدها صحبت به میان می آید. درباره خطرات روبروی آبخوان ها با چه بحران هایی مواجهیم؟

    وضعیت آب زیرزمینی مانند یک حساب بانکی است. حقوق ورودی شما و مصارف ماهانه‌تان تراز حساب را تعیین می‌کند و انباشته‌ای هم از سال‌های قبل دارید. اگر دخل و خرج شما همخوانی نداشته باشد، ورشکسته می‌شوید و سراغ آن ذخیره ۳۰ ساله می‌روید.

    در دشت تهران-کرج، ما مجاز به برداشت ۱۸۶ میلیون مترمکعب در سال بودیم تا با بارندگی‌ها جایگزین شود اما از سال ۱۳۸۵ به بعد سالانه بیش از ۴۰۰ میلیون مترمکعب برداشت کرده‌ایم. از سال ۱۴۰۰ به بعد وضعیت بسیار بدتر شده و اکنون به نظر می‌رسد ۶۰ درصد آب تهران از منابع زیرزمینی تأمین می‌شود و تنها ۴۰ درصد از سدهاست.

    حساب بانکی آبخوان‌های ما ورشکسته است. ما با بتن‌ریزی در رود-دره‌ها، مسیر تغذیه طبیعی آبخوان‌ها را هم بسته‌ایم. طبق محاسبات ما، حجم استاتیک آبخوان تهران که طی هزاران سال شکل گرفته، حدود ۶ میلیارد مترمکعب بوده که اکنون به نظر می‌رسد کمتر از ۴ میلیارد آن باقی مانده باشد؛ یعنی ۲ میلیارد مترمکعب آن را طی این سال‌ها بلعیده‌ایم و این مقدار طی دوره‌های کوتاه جایگزین نمی‌شود و جایگزینی آن به دوره‌های زمین‌شناسی نیاز دارد.

    معضل «آبِ به حساب نیامده»

    *علاوه بر برداشت‌های بی‌رویه، چه عوامل دیگری به این ورشکستگی دامن می‌زنند؟

    عاملیت دیگر، بحث آب به حساب نیامده یا همان آب‌دزدی و نشتی شبکه است. در ساخت‌وسازهای شهری، بسیاری از افراد از آب غیرقانونی و بدون کنتور استفاده می‌کنند که اصلاً در محاسبات نمی‌آید. همچنین، شبکه توزیع آب که بخش‌های زیادی از آن متعلق به سال ۱۳۴۲ است، فرسوده شده و نشتی بالایی دارد.

    در سال ۱۳۹۹، آمارها حاکی از ۴۰ درصد هدررفت در شبکه بود. شرکت آبفا برای کاهش این نشتی، فشار آب را در شبکه کاهش داده است تا آب کمتری از سوراخ‌های لوله‌های فرسوده خارج شود. به همین دلیل است که اکنون برخلاف استاندارد قدیم که فشار آب تا طبقه چهارم می‌رسید، همه خانه‌ها ناچار به نصب پمپ و مخزن شده‌اند.

    نصب غیرتخصصی این پمپ‌ها توسط افراد غیرماهر باعث می‌شود که فشار معکوس به تأسیسات داخلی ساختمان وارد شده و نشتی که قبلاً در سطح شهر بود، اکنون به داخل آپارتمان‌ها منتقل شود.

    این کوته فکری است که هم تقصیرها گردن طبیعت باشد

    *با این اوصاف، سهم عوامل طبیعی در این بحران چقدر است؟

    ما هنوز سند مسجلی نداریم که نشان دهد میزان بارش‌های ایران در درازمدت تغییر قابل‌توجهی داشته است. آمارهای ۶۰ سال گذشته نشان می‌دهد اگرچه توزیع زمانی و مکانی بارش‌ها تغییر کرده اما حجم کل بارش در سرزمین ایران تقریباً ثابت مانده است.

    به عبارتی، کوچک‌ترین سهم در این بحران متعلق به خشکسالی هواشناسی و هیدرولوژیک است و بیشترین سهم مربوط به عاملیت‌های اجتماعی و اقتصادی است. طبیعت و خداوند کماکان به وعده خود عمل می‌کنند و این کوتاه‌فکری است که مسئولان تمام مشکلات را به گردن عوامل جوی بیندازند.

    *چرا آمارهای دقیق و شفافی از وضعیت آبخوان‌ها به مردم ارائه نمی‌شود؟

    چون منابع زیرزمینی برخلاف سدها جلوی چشم نیستند. طی ۵۰ سال گذشته، اعتبارات خوبی برای سنجش آب رودخانه‌ها و ایستگاه‌های باران‌سنجی گذاشته شده، اما در مورد آبخوان‌ها که نیاز به چاه‌های مشاهداتی (پیزومتریک) دارند، غفلت صورت گرفته است.

    مطالعات اکثر دشت‌های ایران در حد نیمه‌تفصیلی باقی مانده و حتی حکمرانان آبی هم اطلاعات دقیقی از حجم منابع ندارند. در تاریخ ما، مردم به دلیل وجود قنات، درک مستقیمی از آب زیرزمینی داشتند، اما نسل جدید و حتی تحصیل‌کرده‌های ما هیچ معرفتی نسبت به آبخوان ندارند.

    ۸۵ درصد منابع آب ایران زیرزمینی و تنها ۱۵ درصد سطحی است، اما تمام تمرکز ما در این سال‌ها بر سدسازی برای آن ۱۵ درصد بوده است.

    جابه‌جایی شجاعانه صنایع از تهران باید عملیاتی شود

    *سال آینده با ناترازی هم‌زمان در بخش آب و برق مواجه خواهیم بود. این موضوع چه تبعاتی برای صنایع کشور، به‌ویژه در نیمه دوم سال آینده و حتی تابستان، به همراه خواهد داشت؟

    هم‌اکنون بسیاری از صنایع اطراف تهران در تابستان با قطع آب و برق مواجه هستند. صنایعی مانند پالایشگاه‌ها، نیروگاه‌ها و صنایع فلزی بسیار آب‌بر هستند. ما باید به فکر جابه‌جایی شجاعانه صنایع و کشاورزی از تهران و سایر شهرهای فلات مرکزی مثل اصفهان، یزد و کرمان به نوار ساحلی جنوب ایران باشیم.

    به جای انتقال آب دریا به مرکز، باید صنایع را به لب دریا برد. کشاورزی تهران هم باید به کشاورزی صنعتی با مصرف کنترل‌شده و محدود به تأمین نیازهای ضروری شهر تبدیل شود.

    *کشورهای همسایه ما مانند کشورهای عربی، وضعیت بارش کمتری نسبت به ما دارند. آن‌ها چگونه الگوی مدیریت آب را پیش گرفته‌اند و چرا ما از تجربیات آن‌ها استفاده نمی‌کنیم؟

    کشورهای خاورمیانه همگی شرایطی مشابه یا بدتر از ایران دارند. اما در برخی ایالت‌های آمریکا مانند کالیفرنیا یا در استرالیا زمانی که دچار تنش آبی شدند، با اعمال سیاست‌های بسیار سخت‌گیرانه توانستند بحران را کنترل کنند. متأسفانه کشورهای در حال توسعه در کمربند بیابانی دنیا از عراق و سوریه تا هند و افغانستان، همگی درگیر این تنش هستند.

    مردم مصرف آب را به زیر ۱۰۰ لیتر برسانند

    *به عنوان یک هیدرولوژیست، توصیه نهایی شما به مردم و مسئولان برای مدیریت مصرف چیست؟

    توصیه که نه، خواهش و التماس می کنم همگی تلاش کنیم سرانه مصرف روزانه را به ۱۰۰ لیتر برسانیم. البته برای این کار مردم نیاز به ابزار دارند؛ کنتورهای فعلی که ماهانه قرائت می‌شوند، ابزار مناسبی برای مدیریت لحظه‌ای نیستند.

    ما به سیستم‌های شمارش آب هوشمند در واحدهای مسکونی نیاز داریم تا هر شهروند بتواند داشبورد مصرف روزانه خود را ببیند و بداند چقدر از سهم خود را مصرف کرده است. تا زمانی که این ابزارها فراهم شود، مردم باید با هر روشی که می‌توانند، مانند گذشتگان که با یک ظرف آب تمام ظروف را می‌شستند، در مصرف صرفه‌جویی کنند.

    ما نیاز داریم تصویرمان را نسبت به بهداشت اصلاح کنیم و از وسواس‌های بیجا در مصرف آب پرهیز کنیم. در این زمینه به کمک روانشناسان اجتماعی برای تغییر رفتارهای جمعی نیاز مبرم داریم.

    همچنین شهروندان باید به سمت استفاده از فناوری‌های پکیج تصفیه فاضلاب در ساختمان‌های خود بروند و به فاضلاب به چشم آب نگاه کنند، نه یک ماده دورریختنی. ما وارد دوران بحران شده‌ایم و بقای ما در این سرزمین به تغییر نگاه ما به مقوله آب بستگی دارد.

  • کسری ۵.۵ میلیارد متر مکعبی در آب‌های استراتژیک و آبخوان‌های کشور

    کسری ۵.۵ میلیارد متر مکعبی در آب‌های استراتژیک و آبخوان‌های کشور

    به گزارش اقتصادران، بر اساس داده‌های منتشر شده؛ تا ۵ بهمن ماه سال آبی ۱۴۰۵-۱۴۰۴؛ ۶ میلیارد و ۶۲۰ میلیون متر مکعب آب وارد سدها شده که نسبت به رقم ۷ میلیارد و ۲۲۰ میلیون متر مکعب مدت مشابه سال گذشته همچنان ۸ درصد منفی است.

    در همین تاریخ حجم آب موجود در مخازن ۱۸ میلیارد و ۳۷۰ میلیون متر مکعب بوده که نسبت به میزان موجودی ۲۲ میلیارد و ۴۳۰ میلیون متر مکعب سال قبل ۱۸ درصد کاهش داشته است.

    طبق آخرین آمار؛ در حال حاضر میزان پرشدگی سدها ۳۵ درصد است.

    رصد سدهای تامین‌کننده آب شرب و کشاورزی تهران و البرز حاکی از آن است که تا ۵ بهمن ماه امیرکبیر ۶ میلیون متر مکعب موجودی داشته و با ۳ درصد پرشدگی در شرایط منفی ۸۳ درصد نسبت به پارسال بسر می‌برد.

    سد لار ۱۰ میلیون متر مکعب آب در خود جای داده و تنها یک درصد پرشدگی دارد و ۲۷ درصد نسبت به سال گذشته آب کمتری دارد.

    لتیان-ماملو ۲۳ میلیون متر مکعب آب دارد و با ۷ درصد پرشدگی ۵۰ درصد موجودی کمتری را نسبت به سال گذشته تجربه می‌کند.

    حجم آب سد طالقان ۹۲ میلیون متر مکعب است که با ۲۲ درصد پرشدگی؛  نسبت به پارسال منفی ۵۸ درصد اختلاف را ثبت کرده است.

    کسری ۵.۵ میلیارد متر مکعبی در ذخایر راهبردی/ چالش آبی تمام نشد

    طبق آمار ارائه شده؛ ارتفاع کل ریزش‌های جوی کشور معادل ۹۵.۵ میلیمتر است، این مقدا بارندگی در دوره‌های مشابه درازمدت ۱۰۳.۴ میلیمتر و در دوره مشابه سال آبی گذشته ۵۲.۸ میلیمتر را نشان می‌دهد.

    طبق مطالعات صورت گرفته متوسط ریزش‌های جوی کشور در دوره شاخص ۲۰ ساله به حدود ۲۳۲ میلی‌متر رسیده که در مقایسه با مطالعات بیلان قبلی (دوره ۴۵ ساله منتهی به سال آبی ۱۳۹۰ ـ ۱۳۸۹)، کاهش حدود ۵ درصدی را نشان می‌دهد.

    این گزارش حاکی است؛ حجم منابع آب تجدیدپذیر داخلی کشور نیز به‌همراه ورودی‌ها، شامل ورودی‌های طبیعی از مرز، انتقالی و آب‌شیرین‌کن‌ها، در این دوره حدود ۹۵ میلیارد مترمکعب برآورد شده که بیانگر کاهش قابل توجه ۱۷ درصدی است.

    اگرچه مخازن آب سطحی کشور با کسری سالانه حدود ۱.۲ میلیارد مترمکعب مواجه است که این وضعیت استمرار فشار بر منابع آب کشور را نشان می‌دهد؛ سطح آب‌های استراتژیک کشور و آبخوان‌ها نیز با کسری سالانه ۵.۵ میلیارد متر مکعبی مواجه هستند که این خود پدیده فرونشست زمین را تشدید کرده است.

    استمرار برداشت‌های بالا، ناترازی جدی در منابع و مصارف آب کشور ایجاد کرده است. بدیهی است تداوم شرایط موجود موجب تشدید ناترازی منابع و مصارف و بروز پیامدهای مخرب زیست‌محیطی خواهد شد؛ ازاین‌رو توجه به ارزش ذاتی آب و افزایش بهره‌وری یک ضرورت ملی است و با توجه به اینکه بخش کشاورزی با سهم حدود ۸۷ درصد؛ بیشترین مصرف آب کشور را به خود اختصاص داده لازم است ارکان حکمرانی کشور به‌صورت جدی به سمت مدیریت مصرف و تقاضا؛ بخصوص در حوزه کشاورزی حرکت کنند.

  • فاجعه آبی؛ آبخوان‌های کشور نحیف شده‌اند

    فاجعه آبی؛ آبخوان‌های کشور نحیف شده‌اند

    به گزارش اقتصادران، عیسی بزرگ‌زاده، درباره  اجرای برنامه سازگاری باکم‌آبی اظهار داشت: نشست‌های سازگاری با کم‌آبی با قدرت در استان‌ها جلو می‌رود دو جلسه اخیز برای اصفهان و حوزه دریاچه ارومیه و بویژه سد بوکان برگزار  و تصمیمات خوبی اتخاذ شد و باز هم برگزار خواهد شد. برنامه‌های‌ریزی به تفکیک هر استان داریم که در مورد آب زیرزمینی و مصارف آن در کشاورزی و شرب و بهداشت و صنعت چگونه برنامه کاهش و مدیریت مصرف داشته باشیم تا به تسکین فرونشست کمک کنیم.

    وی افزود: اکنون آنچه مهم است کارگروه‌های استانی سازگاری با کم‌آبی است، زیرا برنامه‌ها تدوین شده و کارگروه‌ها باید با حضور استانداران فعال شوند، نواقصی در این بخش وجود دارد که باید ابزار لازم را بکار بگیرند که تا صرفه‌جویی رخ دهد در هر حال  باید در بخش گارگروه‌های استانی فعال شویم و برداشت آب را کنترل کنیم.

    سخنگوی صنعت آب گفت: برداشت از آب زیرزمینی سرجمع برای همه مصارف ۴۴ میلیارد متر مکعب در سال است که این میزان کمی کاهش داشته اما این کاهش به دلیل مدیریت ما نبوده است به دلیل این بوده آبخوان‌ها نحیف شده و عمق آبخوان‌ها و چاه‌ها بیشتر شده است.

    وی تاکید کرد: رقم ۴۴ میلیارد متر مکعب برداشت از آب‌های زیرزمینی بر اساس برنامه هفتم توسعه باید به حدود ۳۶.۷ میلیارد متر مکعب برسد.

    بزرگ‌زاده در ادامه خاطرنشان کرد: همه برداشت غیرمجاز از چاه‌های غیرمجاز نیست بسیاری از چاه‌های مجاز نیز اضافه بر پروانه‌ها برداشت می‌کنند که ما باید ۱۵ میلیارد متر مکعب آن را کنترل کنیم.

    به گفته وی؛ بیش از ۱۵۰ میلیارد متر مکعب در چند دهه گذشته از منابع آب زیرزمینی استاتیک مصرف شده که این رقم نگران‌کننده است زیرا باعث شده در بیش از ۳۵۰ دشت فرونشست داشته باشیم.

    سخنگوی صنعت آب متذکر شد: اکنون ناچار از کنترل برداشت‌های غیرمجاز در دشت‌ها هستیم و شورای عالی آب و برنامه هفتم در این خصوص برنامه‌های دقیقی دارند.

  • مرگ آبخوان‌ها دلیل زلزله‌های غرب تهران است؟

    مرگ آبخوان‌ها دلیل زلزله‌های غرب تهران است؟

    به گزارش اقتصادران، مهدی زارع زمین شناس و استاد تمام زلزله شناسی که سالهاست درباره منشاء زمین لرزه‌های رخ داده پژوهش می‌کند در گفت‌و‌گو با رویداد ۲۴ با اعلام این هشدار که تخلیه آبخوان‌ها با وقوع زلزله‌های اخیر ارتباط تنگاتگی دارد گفت: در منطقه ماهدشت کرج، سفره‌های آب زیرزمینی عمدتاً در رسوبات آبرفتی تشکیل شده توسط رودخانه کرج و شاخه‌های آن قرار دارند. این رسوبات شامل لایه‌های نفوذپذیر دانه‌ای – شن و ماسه – محل ذخیره آب‌های زیرزمینی هستند. حفر بی‌رویه چاه‌های عمیق برای مصارف کشاورزی، صنعتی و خانگی منجر به افت شدید سطح آب‌های زیرزمینی شده است.

    زارع در ادامه افزود: در بررسی روند افت سطح آب‌های زیرزمینی در ماهدشت کرج در ده ساله اول دهه شصت با رشد کشاورزی و حفر چاه‌های عمیق که در سال‌های پس از انقلاب و جنگ ایران و عراق، تداوم یافت زمین‌های کشاورزی گسترده شد و سطح آب زیرزمینی در برخی مناطق ماهدشت سالانه حدود ۰.۵–۱ متر کاهش یافت. در دوره ۱۳۷۰–۱۳۸۰ بهره برداری از آب زیرزمینی با توسعه شهری و صنعتی شدت گرفت. علاوه بر اینکه، رشد جمعیت کرج و ماهدشت فشار بر منابع آب را افزایش داد.

    او با اشاره به رشدحفر چاه‌های غیر مجاز کشاورزی اظهار داشت: تعداد چاه‌های مجاز و غیرمجاز به شکل قابل توجهی در این دوره افزایش یافت. افت سالانه ۱–۱.۵ متری سطح آب در این دهه بر اساس گزارش‌های شرکت مدیریت منابع آب ایران با برداشت بی رویه برای آبیاری سنتی و مصارف شهری تشدید شد. در دوره دوره ۱۳۸۰–۱۳۹۰ با وقوع خشکسالی بحران جدی‌تر شد. بر اثر خشکسالی‌های ممتد و کاهش بارش‌ها در حوضه آبریز کرج تغذیه آبخوان‌ها مختل شد. برآورد می‌شود در این دهه افت سالانه ۲–۳ متری آب زیرزمینی رخ داد. در ماهدشت، سطح آب زیرزمینی به طور متوسط سالانه بیش از ۲ متر کاهش یافت.

    فرونشست زمین در ماهدشت به میزان سالانه ۱۰–۱۵ سانتیمتر

    این استاد زمین شناسی می‌گوید:از همین بازه زمانی گزارش‌های فرونشست زمین به میزان سالانه ۱۰–۱۵ سانتیمتر در دشت‌های کرج (از جمله ماهدشت) ثبت و در عرصه عمومی مطرح شد. در دوره ۱۳۹۰–۱۴۰۰ بحران آب زیرزمینی با تشدید برداشت‌های مجاز و غیرمجاز شدت گرفت. بر اساس آمار وزارت نیرو، بیش از ۳۰٪ چاه‌های ماهدشت غیرمجاز بودند و برداشت آب به ۲۰۰٪ ظرفیت تجدیدپذیر آبخوان رسید.

    در این دوره کاهش سالانه ۳–۴ متری سطح آب رخ داد و برخی چاه‌های عمیق در ماهدشت به عمق بیش از ۳۰۰ متر رسیدند، در حالی که در دهه ۱۳۶۰ عمق متوسط چاه‌ها کمتر از ۱۰۰ متر بود.
    زارع علاوه بر این با تاکید بر تخلیه کامل بخش‌هایی از این آبخوان بر اساس مطالعات دانشگاه خوارزمی در برخی مناطق افزود: این برداشت‌های بی رویه موجب شد تا آبخوان‌ها به حالت «مرده» (فاقد قابلیت بازیابی) در آیند. در سال‌های اخیر و دوره ۱۴۰۰–۱۴۰۴ روند نزولی سطح سفره آب زیرزمینی ادامه یافت. در این مدت افت سالانه آبخوان در ماهدشت همچنان ۲–۳ متر برآورد می‌شود.
    او همچنین گفت: انتظار میرود تراز آب زیرزمینی در ماهدشت نسبت به سال ۱۳۶۰، بیش از ۵۰ متر کاهش یافته باشد. اگر روند برداشت کنونی ادامه یابد، بخش‌های وسیعی از آبخوان ماهدشت در بازه زمانی کوتاهی غیرقابل استفاده خواهد شد.

    فرونشست، شوری آب و مهاجرت

    این پژوهشگر ادامه داد: برآورد می‌شود که ۹۰٪ آب استخراج شده در ماهدشت به بخش کشاورزی (به ویژه محصولات آب‌بر مانند هندوانه و صیفی‌جات) اختصاص یافته باشد. بیش از ۵۰۰ چاه غیرمجاز در دهه ۱۳۹۰ در ماهدشت شناسایی شد که تنها بخش کوچکی از آنها مسدود شدند.
    زارع کم بارشی را یکی از دلایل خشک شدن آبخوان‌ها دانست و افزود: کاهش ۲۰٪ بارش در حوضه آبریز کرج نسبت به میانگین بلندمدت و نبود هماهنگی بین وزارت نیرو، جهاد کشاورزی و سازمان محیط زیست موجب تداوم روند استخراج آب زیرزمینی و تشدید پیامد‌های فرونشست زمین شده است. افزایش شوری آب چاه‌ها به بیش از ۴۰۰۰ میکروموس در برخی مناطق و خشکیدن قنات‌ها و چاه‌ها موجب مهاجرت کشاورزان به حاشیه کرج از پیامد‌های دیگر از بین رفتن آبخوان ماهدشت است.

    خطر لرزه‌زایی ناشی از تخلیه آبخوان

    زارع تاکید کرد:حذف توده آب (تخلیه آبخوان) می‌تواند باعث بازگشت پوسته شود و توزیع تنش را تغییر دهد. این مشابه بازگشت پس از یخبندان است، جایی که تغییرات تنش باعث لرزه‌خیزی می‌شود. فرونشست زمین ناشی از تراکم سفره‌های آب زیرزمینی، تنش‌های کششی افقی ایجاد می‌کند و به طور بالقوه گسل‌هایی را که به سمت این تنش‌ها متمایل هستند، دوباره فعال می‌کند.

    زارع با اشاره به دلایل استخراج آب گفت: میزان استخراج آب مورد نیاز برای ایجاد زلزله به عوامل متعددی از جمله زمین‌شناسی محلی، وضعیت تنش زمین ساختی، خواص سفره آب زیرزمینی و نزدیکی به گسل‌های فعال بستگی دارد. هیچ آستانه جهانی وجود ندارد، اما مطالعات نشان می‌دهد که حتی حجم‌های متوسط (میلیون‌ها تا میلیارد‌ها متر مکعب) می‌توانند گسل‌های با تنش بحرانی را در شرایط خاص بی‌ثبات کنند.

    نتایج مطالعات در کشور‌های دیگر

    او به مطالعاتی در دهلی نو و پکن نیز اشاره می‌کند که در آنها بین پمپاژ آب‌های زیرزمینی و افزایش فعالیت لرزه‌ای همبستگی دیده شده است و می‌گوید: پمپاژ آب‌های زیرزمینی در دهلی نو و پکن نیز با افزایش فعالیت‌های لرزه‌ای و احتمال وقوع زلزله مرتبط دانسته شده است. دلیل این امر آن است که برداشت آب، فشار روی سنگ‌های زیرین را کاهش می‌دهد که می‌تواند منجر به بی‌ثباتی و ایجاد زلزله، به ویژه در مناطقی با گسل‌های از پیش موجود، شود.

    زارع افزود: در دهلی نو مطالعات نشان می‌دهد که بین پمپاژ آب‌های زیرزمینی برای آبیاری و فعالیت‌های شهری و نوسانات فعالیت لرزه‌ای در منطقه دهلی همبستگی وجود دارد. به طور خاص، یک مطالعه در سال ۲۰۲۱ نشان داد که میزان لرزه‌خیزی کم شدت، اما متوسط دهلی، هم در کوتاه‌مدت در مقیاس فصلی سالانه و هم در بلندمدت در مقیاس دهه‌ای، تغییرات قابل توجهی را نشان می‌دهد که با پمپاژ آب‌های زیرزمینی انسانی مرتبط دانسته شده است.

    همچنین در پکن پروژه انحراف آب از جنوب به شمال، که هدف آن احیای آب‌های زیرزمینی در پکن است، می‌تواند منجر به بالا آمدن سطح آب‌های زیرزمینی شود. وقتی آب‌های زیرزمینی پمپاژ می‌شوند، فشار در سازند‌های سنگی اطراف، از جمله گسل‌ها، کاهش می‌یابد. این کاهش فشار می‌تواند باعث انقباض سنگ‌ها شود که به طور بالقوه باعث لغزش در امتداد گسل‌های موجود و منجر به زلزله می‌شود.

    او در ادامه با این توضیح می‌افزاید: زلزله ۴.۳ در دهلی در ۱۷ فوریه ۲۰۲۵ دهلی نو را لرزاند که در ژرفای کم ۵ کیلومتری قرار داشت. پمپاژ سریع (طی دهه‌ها) باعث تغییرات تنش سریع‌تری نسبت به تخلیه طبیعی و آهسته آب‌های زیرزمینی می‌شود. سفره‌های آب زیرزمینی عمیق نسبت به سفره‌های آب زیرزمینی کم‌ژرفای، مستقیماً با لایه‌های زیرزمینی و گسل‌ها ارتباط مستقیم تری دارند. در مناطق با تنش پس‌زمینه بالا در نزدیک مرز‌های ورقه‌های زمینساختی نسبت به آشفتگی‌های کوچک حساس‌تر هستند.

    در پهنه کانونی زلزله لورکا، اسپانیا در ۱۱ مه ۲۰۱۱ با بزرگای ۵.۱، نیز حدود ۲۵۰ میلیون متر مکعب در طول ۵۰ سال از یک سفره آب زیرزمینی برداشت شده بود. حدود ۱.۵ متر فرونشست ناشی از آب‌های زیرزمینی، تنش‌های روی گسل را تغییر داد. فرونشست، تنش برشی روی گسل را حدود ۰.۲ مگاپاسکال (۲ بار) افزایش داد، که برای جلو انداختن زمان وقوع زلزله‌ای ناشی از نیرو‌های زمین ساختی کافی بود.
    در دره مرکزی، کالیفرنیا حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ کیلومتر مکعب آب زیرزمینی از دهه ۱۹۲۰ استخراج شده و باعث فرونشست تا ۸ متر شده است. تغییرات تنش موضعی بر لرزه‌خیزی کوچک اثر گذاشته است.
    در حوضه سیچوان، چین تزریق فاضلاب گاز شیل (مشابه استخراج آب‌های زیرزمینی در اثرات تنش) در حدود ۳۲۰ میلیون متر مکعب در سال به چاه‌های عمیق، فشار منفذی را افزایش داده و باعث زلزله‌های با بزرگای بیش از ۵ شده است. این موضوع حساسیت گسل‌ها به تغییرات تنش مرتبط با سیال را برجسته می‌کند.

    تغییرات تنش ناشی از فرونشست در منطقه غربی تهران بسیار مهم است. حذف ۱ کیلومتر مکعب آب (جرم حدود ۱ میلیارد تن) می‌تواند پوسته را تخلیه کند و تنش‌ها را در حدود ۰.۰۱ تا ۰.۱ مگاپاسکال در یک منطقه وسیع تغییر دهد. برآورد می‌شود که در دشت غربی تهران و ماهدشت حدود ۳۰ میلیارد متر مکعب در حدود ۴۴ سال برداشت شده است و این موضوع به تغییرات تنش تدریجی حدود ۰.۱ تا ۱ مگاپاسکال (۱ تا ۱۰ بار) به صورت تدریجی در پهنه پیرامونی گسل ماهدشت جنوب کرج شده است. تنش زمین ساختی در مناطق فعال حدود ۰.۱ تا ۱ مگاپاسکال تقریبا در هر سده رخ می‌دهد و در هنگام زمین لرزه‌ها این تغییر تنش به صورت ناگهانی رخ می‌دهد. تخمین زده شد که تغییر تنش بعد از زمین لرزه ۲۹ آذر ۱۳۹۶ ماهدشت حدود ۵ تا ۶ بار بوده است.

  • ایران به زودی غیرقابل سکونت می شود؟

    ایران به زودی غیرقابل سکونت می شود؟

    به گزارش اقتصادران، عباسعلی نوبخت، رئیس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور در مراسم بزرگداشت روز مقابله با بیابان‌زایی و خشکسالی اظهار داشت: در حال حاضر چالش‌های مهم منابع طبیعی در جهان، نوسانات اقلیمی و تغییرات جوی، کمبود آب شیرین و پدیده بیابان‌زایی است.

    وی افزود: پدیده بیابان‌زایی در قالب خشک شدن پوشش گیاهی و سفره‌های آب زیرزمینی، منجر به فقر و مهاجرت اکولوژیکی شده و پدیده‌های از قبیل سیل و فرسایش خاک را به دنبال خواهد داشت.

    معاون وزیر جهاد کشاورزی ادامه داد: ایران بیابان زدایی را از سال 1338 آغاز کرده است و پس از انقلاب روی بیابان زدایی حدود 1.4 میلیون هکتار کار شده و 280 هزار هکتار از اراضی نیز مالچ پاشی شده است.

    وی با تاکید بر اینکه بر خلاف گفته‌ها، ایران محکوم به خشکی و غیر قابل سکونت شدن نیست، گفت: با دانش امروز و بهره‌گیری از هوش مصنوعی مشخص شده است که فقط در 4 استان حاشیه خلیج فارس و دریای عمان در کشور، در صورت توسعه جنگل کاری امکان افزایش 20 درصدی رطوبت و کاهش میانگین دمای 3 درجه سانتیگراد وجود دارد.

    رئیس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور با بیان اینکه در حال حاضر 160 میلیارد متر مکعب به آبخوان‌های کشور بدهکاریم، افزود: اقدامات خوبی در زمینه آبخیزداری و آبخوان داری در کشور انجام شده است.

    معاون وزیر جهاد کشاورزی تصریح کرد: امروز با انجام اقدامات آبخوان داری در بالادست 10 هزار رشته قنات، افزایش آب قنوات، مهاجرت معکوس و توسعه کشاورزی در حوزه این قنوات محقق شده است که در صورت ادامه این فعالیت‌ها می‌توان این دستاورد را به 30 هزار رشته قنات دیگر نیز توسعه داد.

    نوبخت در پایان عنوان کرد: از 165 میلیون هکتار اراضی وسعت کشور، 125 میلیون هکتار در قلمرو فرسایش خاک قرار دارد که 120 میلیون هکتار آن در حوزه آبخیزداری و 14 میلیون هکتار آن در حوزه آبخوان داری قرار می‌گیرد.

  • نامزدهای ریاست‌جمهوری تعارف را کنار بگذارند! / ورشکستگی آبی ایران بسیار نزدیک است

    نامزدهای ریاست‌جمهوری تعارف را کنار بگذارند! / ورشکستگی آبی ایران بسیار نزدیک است

    به گزارش اقتصادران، مصطفی فدائی‌فرد با اشاره به چالش‌های مبتلابه کشور به دلیل کم‌آبی اظهار داشت: اکنون فرونشست زمین به مکان‌های مسکونی، تجاری، باستانی، گردشگری و همچنین به محدوده زیرساخت‌های راه، راه‌آهن، مخابرات و شبکه‌های آب و فاضلاب رسیده است. وخامت کاهش کیفیت آب و خاک و هوا بسیار جدی شده، بخش قابل توجهی از آبخوان‌های کشور نابود شده و بیش از ۳۰ درصد از آب تجدیدپذیر کشور در طی سی سال گذشته از بین رفته است. آب تجدیدپذیر در کل کشور به حدود ۱۰۰۰ متر مکعب برای هر نفر در سال رسیده است که تنش آبی شدید را گوشزد می‌کند. در حال حاضر سرانه منابع آب تجدیدپذیر حوضه آبریز فلات مرکزی ایران که بیش از نیمی از مساحت کشور را به خود اختصاص داده، به حدود ۶۰۰ متر مکعب در سال است که حاکی از کم‌آبی مطلق است. بسیاری از کارشناسان تاکید دارند که همین ابربحران‌ها در آینده نزدیک قادر به نابودی سرزمین خواهند شد. بنابراین یکی از مهم‌ترین اولویت‌های رییس‌جمهور آینده باید همین موارد باشد.

    خطر در کمین امنیت غذایی

    وی با بیان اینکه تلفیق بحران آب و محیط زیست با توسعه فقر، بیکاری و تورم منجر به کاهش شدید شاخص فلاکت و به خطر افتادن امنیت غذایی مردم شده و تداوم این چرخه باعث نابودی سرزمین خواهد شد، افزود: متاسفانه وقتی که اصلاً دغدغه‌های مسئولین و کارشناسان کشور مشترک نیست، یعنی پایه‌های راهبردی کشور می‌لَنگد.

    ورشکستگی آبی در آینده بسیار نزدیک

    این پژوهشگر حوزه آب و محیط زیست در ادامه به موضوع برنامه‌های آبی و محیط زیستی در دولت‌های پیشین پرداخت و گفت: مهم‌ترین فعالیت‌های انجام یافته توسط دولت‌های پیشین برای مقابله با بحران کمبود آب، فقط توسعه طرح‌های بسیار پرهزینه مانند سدسازی، انتقال بین حوضه‌ای آب، شیرین‌سازی و انتقال آب دریا و بهره‌برداری از آب‌های ژرف بوده است، در حالی که به‌دلیل پیچیدگی و چندبخشی بودن مساله آب در ایران، هیچکدام از راهکارهای یاد شده کارساز نبوده است. منابع آب باید با رعایت برخی شروط و ایجاد نفع مشترک میان مجموعه ذی‌نفعان مدیریت شود. بر این اساس بدون مشارکت نخبگان و تغییر رویکرد موجود، امکان غلبه بر مساله ابر بحران آب وجود ندارد و ورشکستگی آبی در آینده بسیار نزدیک توسعه پایدار در ایران را ناممکن خواهد کرد.

    نامزدهای ریاست‌جمهوری تعارف را کنار بگذارند

    وی تاکید کرد: نامزدهای ریاست‌جمهوری باید تعارفات را کنار بگذارند و قبل از ارائه هرگونه برنامه جدید، ابتدا شرایط نابسامان محیط زیستی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی امنیتی کشور را آسیب‌شناسی کنند و دلایل این که چرا در بهترین حالت فقط حدود ۳۰ درصد از برنامه‌های شش‌گانه توسعه اقتصادی کشور اجرایی شده است را معرفی کنند، سپس راهکارهای مرتبط با موضوع را ارائه کنند.

    جایگاه آب و محیط زیست در اول تا ششم توسعه

    فدائی‌فرد ضمن بررسی جایگاه آب و محیط زیست در برنامه‌های توسعه پنج‌ساله اول تا ششم تصریح کرد: برنامه‌های اجرایی توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران به لحاظ میزان توجه به بحث محیط زیست دارای تفاوت‌های جدی بوده‌اند. از برنامه سوم، به تدریج توجه به مقوله محیط زیست بیشتر شده و جایگاه محیط زیست در قوانین برنامه‌ای و سیاست‌های کلان با سیر صعودی همراه بوده است. اختصاص یک فصل به مقوله محیط زیست در برنامه‌های سوم و چهارم توسعه، نشاندهنده توجه بیشتر سیاستگذار به مسئله محیط زیست بوده است. هم چنین در برنامه پنجم، توجه به مسائل زیست محیطی به خصوص در زمینه تالاب‌ها، تنوع زیستی، سواحل افزایش یافته است.

    احیای ۱۱ میلیارد متر مکعب آب به کجا رسید؟

    وی ادامه داد: در برنامه ششم، یک بخش مجزا و کامل تحت عنوان “آب” لحاظ شده است که طی ماده ۳۵ آن دولت مکلف شده است که به‌منظور مقابله با بحران کم‌آبی، رهاسازی حقآبه‌های زیست‌محیطی برای پایداری سرزمین، پایداری و افزایش تولید در بخش کشاورزی، تعادل‌بخشی به سفره‌های زیرزمینی و ارتقای بهره‌وری و جبران تراز آب، به‌میزانی که در سال پایانی اجرای قانون برنامه یازده میلیارد مترمکعب شود، اقدامات معینی را به‌عمل آورد. همچنین در یک بخش کامل دیگر تحت عنوان “محیط زیست و منابع طبیعی” به حفاظت از محیط زیست تاکید شده است.

    سرنوشت ۱۰ میلیون هکتار آبخوان چه شد؟

    این کارشناس حوزه آب احیاء، توسعه و غنی‌سازی جنگل‌ها در سطح هشتصد و پانزده هزار هکتار، اجرای عملیات آبخیزداری و حفاظت از خاک و آبخوان حداقل در سطح ده‌‌میلیون هکتار، بیابان‌زدایی و کنترل کانون‌های بحرانی آن حداقل درسطح یک‌میلیون و یکصد و چهل هزار هکتار، تهیه نقشه‌های حدنگاری منابع‌طبیعی حداقل یکصد و چهارده میلیون هکتار و اراضی کشاورزی حداقل بیست میلیون هکتار با رعایت قانون حدنگار را برخی از مهم‌ترین بندهای مربوط به محیط زیست در برنامه ششم توسعه عنوان کرد.

    حقآبه‌ها افزایش یافت؟

    وی ادامه داد: ارتقای پوشش صددرصد حفاظت از جنگلها، مراتع و اراضی ملی و دولتی و مناطق چهارگانه زیست‌محیطی با مشارکت جوامع محلی و ارتقای ضریب حفاظت از جنگلها و مراتع کشور به‌منظور پایداری جنگل‌ها و همچنین تعادل‌بخشی دام و مراتع سالانه حداقل ۱۰ درصد، ارائه برنامه جامع مقابله با ریزگردها حداکثر تا پایان سال اول اجرای قانون برنامه ششم و اجرای عملی و مؤثر آن از سال دوم اجرای این قانون و اقدامات سیاسی، اقتصادی و عمرانی لازم برای تثبیت، استمرار و افزایش حقآبه به رودخانه‌های مشترک و مرزی مانند هیرمند و تأمین حقآبه زیست‌محیطی آنها از دیگر برنامه‌ها در این راستا است.

    فدائی‌فرد بیان داشت: طبق برنامه ششم توسعه هرگونه بهره‌برداری چوبی از درختان جنگل‌های کشور از ابتدای سال چهارم اجرای قانون برنامه، ممنوع است. دولت در ارتباط با قراردادهای طرح‌های جنگلداری مذکور که مدت اجرای آن به اتمام می‌رسد، مجاز به تمدید قرارداد نیست. همچنین به‌منظور تحقق بند(۱) دولت مکلف است با اختصاص ردیف اعتباری مستقلی نسبت به پیش‌بینی اعتبارات و امکانات در بودجه‌های سنواتی جهت ارتقاء پوشش کامل و مؤثر حفاظت از جنگل‌های کشور، مهار عوامل ناپایداری، جلوگیری از تغییر کاربری، تجاوز و تصرف، مبارزه با قاچاق چوب، استقرار مدیریت پایدار جنگل و اجرای تعهدات اقدام کند.

    میانگین اجرای برنامه‌های توسعه طی ۶ دوره گذشته حدود ۳۰ الی ۳۵ درصد است

    وی خاطرنشان کرد: بررسی سیر پیشرفت محیط زیست در اسناد برنامه‌های توسعه پنج‌ساله در کشور بیانگر رشد توجه به این مقوله در برنامه‌های توسعه بوده است. بر همین اساس، موضوع محیط زیست به‌ویژه از برنامه چهارم توسعه بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته و وزن و اثرگذاری محیط زیست در برنامه‌های توسعه افزایش یافته و به‌تدریج دامنه آن به بخش‌های مختلف اثرگذار بر محیط زیست گسترش یافته ‌است، به‌نحوی که بازتاب آنها را می‌توان به‌صورت افزایش احکام در برنامه‌های توسعه مشاهده کرد. افزایش احکام مرتبط با حفاظت از محیط زیست و تسری آنها به بخش‌های مختلف در خلال برنامه‌های گذشته از تغییر نگرش‌ها در این خصوص حکایت دارد، به‌نحوی که رویکردهای حفاظت از محیط زیست از رویکردهای واکنشی و انفعالی به‌سوی رویکردهای پیگیرانه و فعال معطوف شده و هر یک از برنامه‌های ششگانه نسبت به برنامه گذشته، روند تکاملی را تجربه کرده است. ولی بر اساس اعلام رییس مرکز پژوهش‌های مجلس، متاسفانه میانگین اجرای برنامه‌های توسعه طی ۶ دوره گذشته حدود ۳۰ الی ۳۵ درصد است که عدد قابل قبولی نیست.

    عقبگرد نظام مدیریت یکپارچه منابع آب

    این پژوهشگر حوزه آب و محیط زیست در ارزیابی توجه برنامه هفتم توسعه به آب و محیط زیست گفت: لایحه برنامه هفتم توسعه در ۲۴ فصل تدوین شده است که براساس بررسی صورت‌ گرفته، این برنامه فاقد سرفصل مجزایی پیرامون محیط زیست است. البته در فصل‌های مختلفی نظیر اصلاح ساختار بودجه، امنیت غذایی و ارتقای تولید محصولات کشاورزی، نظام مدیریت یکپارچه منابع آب، رفع ناترازی انرژی، ترانزیت و اقتصاد دریا‌محور و سیاست خارجی به‌صورت مستقیم و غیر‌مستقیم به موضوع محیط زیست پرداخته شده است. در مجموع مطابق بررسی صورت گرفته ۱۵ ماده مرتبط با موضوع محیط زیست در این لایحه وجود دارد که متأسفانه در برخی از احکام این برنامه عقب‌گرد نسبت به برنامه‌های توسعه گذشته اتفاق افتاده است.

    وی ادامه داد: بررسی کلی محورها و مواد لایحه برنامه هفتم توسعه نشان ‌می‌دهد که این برنامه از منظر محتوایی و ساختاری با چالش‌های نظیر فقدان رویکرد مسئله‌محوری، کلی‌گویی و ابهام در بندهای پیشنهادی، عدم لحاظ کلان روند تغییر اقلیم در بخش‌های مختلف توسعه‌ای کشور، کم‌توجهی به قوانین دائمی کشور در حوزه محیط زیست، بی‌توجهی به توازن و پایداری زیست‌بوم و فقدان ضمانت اجرایی مواجه است. هرچند بررسی سیر پیشرفت محیط زیست در اسناد برنامه‌های توسعه پنج ساله در کشور بیانگر رشد توجه به این مقوله به ویژه در برنامه‌های چهارم، پنجم و ششم توسعه بوده است، اما ارزیابی شاخص‌های عملکرد محیط زیستی در ایران بیانگر وضعیت نامناسب در شاخص‌ها است.

    فرونشست ادامه دارد

    فدائی‌فرد تاکید کرد: وقوع رخدادهای متعدد گردوغبار، آلودگی هوای کلانشهرها، خشکی تالاب‌ها، فرونشست و فرسایش زمین، از میان رفتن گونه‌های ارزشمند گیاهی و جانوری و اختلال در چرخه طبیعت، تنها گوشه‌ای از آثار مخرب اقدامات توسعه‌ای بدون در نظر گرفتن مؤلفه‌های زیست‌محیطی است. با وجود این که برنامه‌های توسعه قبلی که به میزان قابل قبولی به محیط زیست و آب توجه کرده بود، متاسفانه وضعیت بحران آب و محیط زیست کشور در حال حاضر بسیار وخیم است. با توجه به این که در برنامه هفتم توسعه، توجه به محیط زیست و بحران آب کاهش یافته است، پیش بینی می‌شود که بر وخامت اوضاع افزوده خواهد شد.

    وی همچنین به ارزیابی جایگاه فعلی کشور با جایگاه پیش‌بینی شده در سند چشم‌انداز ۲۰ ساله منتهی به سال ۱۴۰۴ پرداخت و گفت: فقط یک سال تا افق پیش‌بینی شده برای سند چشم‌انداز بیست ساله کشور فاصله داریم. آیا در یکسال باقی‌مانده قادر خواهیم بود ترک فعل‌های بیست سال گذشته را جبران کنیم!؟

    سند چشم‌انداز بیست ساله‌

    این کارشناس حوزه آب با اشاره به متن کامل سند چشم‌انداز بیست ساله‌ی جمهوری اسلامی ایران در افق ۱۴۰۴ هجری شمسی، که در تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۸۲ توسط مقام معظم رهبری به سران قوای سه‌گانه ابلاغ شد، گفت: در این سند آمده است که با اتکال به قدرت لایزال الهی و در پرتو ایمان و عزم ملی و کوشش برنامه‌ریزی شده و مدبرانه‌ی جمعی و در مسیر تحقق آرمان‌ها و اصول قانون اساسی‌، در چشم‌انداز بیست‌ساله، ایران کشوری است توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه با هویت اسلامی و انقلابی، الهام‌بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و موثر در روابط بین‌الملل. جامعه‌ی ایرانی در افق این چشم‌انداز توسعه یافته، متناسب با مقتضیات فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی خود، متکی بر اصول اخلاقی و ارزش‌های اسلامی، ملی و انقلابی، با تأکید بر مردم‌سالاری دینی، عدالت اجتماعی، آزادی‌های مشروع، حفظ کرامت و حقوق انسان‌ها و بهره‌مندی از امنیت اجتماعی و قضایی، برخوردار از دانش پیشرفته، توانا در تولید علم و فناوری، متکی بر سهم برتر منابع انسانی و سرمایه‌ی اجتماعی در تولید ملی، امن، مستقل و مقتدر با سامانه دفاعی مبتنی بر بازدارندگی همه‌جانبه و پیوستگی مردم و حکومت خواهد بود.

    وی ادامه داد: برخورداری از سلامت، رفاه، امنیت غذایی، تأمین اجتماعی، فرصت‌های برابر، توزیع مناسب درآمد، نهاد مستحکم خانواده، به دور از فقر، تبعیض و بهره‌مند از محیط زیست مطلوب فعال، مسئولیت‌پذیر، ایثارگر، مؤمن، رضایت‌مند، برخوردار از وجدان کاری، انضباط، روحیه‌ی تعاون و سازگاری اجتماعی، متعهد به انقلاب و نظام اسلامی و شکوفایی ایران و مفتخر به ایرانی بودن، دست یافته به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه‌ی آسیای جنوب غربی (شامل آسیای میانه، قفقاز، خاورمیانه و کشورهای همسایه) با تأکید بر جنبش نرم‌افزاری و تولید علم، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادی، ارتقاء نسبی سطح درآمد سرانه و رسیدن به اشتغال کامل. الهام‌بخش، فعال و مؤثر در جهان اسلام با تحکیم الگوی مردم‌سالاری دینی، توسعه‌ی کارآمد، جامعه‌ی اخلاقی، نواندیشی و پویایی فکری و اجتماعی، تأثیرگذار بر همگرایی اسلامی و منطقه‌ای بر اساس تعالیم اسلامی و اندیشه‌های امام خمینی و دارای تعامل سازنده و مؤثر با جهان بر اساس اصول عزت، حکمت و مصلحت از دیگر نتایج این سند بیست ساله است.

    رشد اقتصادی ۸ درصدی با تحریم‌ها دست یافتنی است؟

    فدائی‌فرد با طرح این پرسش از نامزدهای ریاست‌جمهوری مبنی بر اینکه آیا با توجه به مجموعه سیاست‌های کلان حاکمیتی جاری، آیا برنامه‌های توسعه پنج ساله و یا چشم‌انداز ۲۰ ساله نظام و یا حتی سیاست‌های مقام معظم رهبری قابل اجرا است؟ گفت: بطور مثال، با توجه به برنامه توسعه هفتم ابلاغی رشد اقتصادی ۸ درصد مورد مطالبه و هدف‌گذاری شده است، آیا با وجود تحریم‌ها دست یافتنی است؟ آیا در این شرایط امکان سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی وجود دارد؟ آیا در این شرایط، امکان توسعه گردشگری ایران که به لحاظ پتانسیل‌های متنوع و مختلف گردشگری در دنیا بی‌نظیر است، به منظور ایجاد اشتغال غیر آب‌محور با هدف کاهش فشار بر منابع آب وجود دارد؟

    وی تاکید کرد: در طی چهار دهه گذشته که دولت‌هایی از هر دو جناح بر سر کار بوده‌اند، آش و کاسه آب و محیط زیست همین بوده است. بدون رفع تحریم‌ها و تجارت آزاد و سرمایه‌گذاری خارجی نمی‌توان به اقتصاد مملکت سر و سامان داد.

  • آسیب غیرقابل جبران به 40 درصد از آبخوان های کشور

    آسیب غیرقابل جبران به 40 درصد از آبخوان های کشور

    به گزارش اقتصادران، به طور خوش‌بینانه ۴۰ درصد آسیبی که به منابع آب وارد شده، بازگشت‌پذیر نیست؛ این موضوعی است که داریوش مختاری، کارشناس حوزه آب، توضیح داده است: تا سال ۱۲۹۹ فناوری‌های ما بیشتر در حد برداشت آب از قنات بوده است و آب شهرها، روستاها و کشاورزی؛ از قنات، چشمه و رودخانه‌ها تأمین می‌شد؛ یعنی انتقال آب ثقلی بود و در حد محلی بندهایی می‌ساختند و آب را انتقال می‌دادند.

    مثلا روی رود کر ۱۲ بند سنتی داریم؛ به‌این‌ترتیب که سطح آب را بالا می‌آوردند و به داخل شبکه آبیاری سنتی منحرف می‌کردند؛ یعنی در تأمین آب کشاورزی، شهرها و روستاها فناوری پمپ نداشتیم و همه چیز بر‌اساس نیروی ثقلی و وزنی بود؛ تا اینکه فناوری پمپ در دهه ۱۳۱۰ وارد کشور شد و دهه ۳۰ و ۴۰ تا دهه ۵۰ نیز گسترش یافت و در این سه دهه تعداد چاه‌های حفاری‌شده به ۲۰۰ هزار حلقه رسید.

    او ادامه داد: در دهه ۶۰ و ۷۰ سالانه به طور میانگین تقریبا هر سال صد هزار حلقه و اکنون به یک میلیون حلقه چاه رسیده‌ایم که از این تعداد حدود ۴۰۰ هزار حلقه کم‌بازده و غیرمجاز و ۶۰۰ هزار حلقه چاه هم فعال اعم از عمیق، نیمه‌عمیق و سطحی هستند. مختاری تأکید کرد: اکنون به اینجا رسیده‌ایم که تعداد چاه‌ها را مرتب افزایش دادیم و ۳۰ درصد جامعه کشاورزی را به چاه وابسته کردیم و امروز اگر از دید واقع‌گرایانه به ماجرا نگاه کنیم، اینکه در برخی مناطق مثل اصفهان و فلات مرکزی بارگذاری سنگینی داشته‌ایم که مستعد بیابان‌شدن هستند و درواقع حوضه آبریز فلات مرکزی بحرانی‌ترین وضعیت را در کل کشور دارد. به گفته این کارشناس «اکنون دشت‌ها مانند بیماری هستند که سرطان در تار‌و‌پود آن حرکت کرده و باید شیمی‌درمانی شوند تا رودخانه‌ها برقرار و دشت‌ها احیا شوند.

    امکان درمان بسیار کم است؛ ولی تا حدی جا دارد که بخشی از آبخوان و جریان رودخانه‌ها به زمان ۳۰ و ۴۰ یا صد سال پیش برگردند؛ اما در کل ۴۰ درصد آبخوان‌های ایران هرگز بازنخواهند گشت؛ به طوری که شاهدیم مثلا در دشت قره‌باغ فسا که افت سطح آبخوان بسیار شدید است یا کبودرآهنگ همدان بازگشتی وجود ندارد و درمانی برای آنها پیش‌بینی  نشده است».