در همین رابطه سید اویس ترابی هیدرولوژیست به بررسی دقیق وضعیت منابع آبی، چالش های حکمرانی آب و راهکارهای عبور از این شرایط پرداخته است. او در این گفتگو به ابعاد پنهان ورشکستگی آبخوانها (سفره های آب زیرزمینی) و ضرورت تغییر رفتارهای اجتماعی و اقتصادی پرداخته است.
مشروح گفتگو با سید اویس ترابی می خوانید.
*آقای ترابی! با توجه به اینکه ماههای دی و بهمن را پشت سر گذاشتهایم. ارزیابی تان از وضعیت آب در تهران و دیگر نقاط کشور چیست؟ همچنان بحرانی است یا…
البته سطوح این بحران و میزان درگیری در مناطق مختلف متفاوت است. برای مثال، اکنون سطح بحران در شهر تهران به مرحله مخاطره رسیده است؛ یعنی دیگر بحث حدس و گمان مطرح نیست و خطر بهطور کامل فعال شده است. در شهرهایی مانند زنجان یا مناطقی در آذربایجان که وسعت کمتری دارند، اگرچه در شرایط بحران هستند، اما شاید هنوز به سطح مخاطره تهران نرسیده باشند؛ با این حال، شهرهایی مثل ارومیه و اصفهان نیز به شرایط بحرانی رسیده اند و خطر در آنها فعال شده است.
*این شرایط بحرانی و سطح مخاطره که چندین سال است در شهرهایی مانند یزد و کرمان در فلات مرکزی وجود دارد، صرفاً به دلیل خشکسالی است یا …؟
حتی اگر فعالیتهای انسانی را کنار بگذاریم، خود بحث هواشناسی و هیدرولوژی به دلیل عدم قطعیت بالا هنوز جزو علومی با پیچیدگی فراوان است که با آمار و احتمالات با آن برخورد میشود. حال تصور کنید این مسئله با کالبد شهر، رفتارهای اجتماعی، فعالیتهای اقتصادی، مزارع بزرگ، صنایع و معادن برخورد کند؛ هر یک از اینها سیستمهای پیچیدهای هستند که ابعاد اجتماعی، اقتصادی و محیطزیستی دارند. بنابراین بحران آب یک بحث چندبعدی است و میزان بارش تنها یکی از این عاملیتهاست.
*پس مسئله اصلی ایران چیست؟ اگر بارش تنها بخشی از ماجراست، چه عوامل دیگری سالهاست ما را در وضعیت بحرانی نگه داشته است؟
مسئله اصلی ایران، عاملیتهای دیگری است که فعال شدهاند. یکی از این عوامل، بحث مصرف نادرست و بیش از ظرفیت منابع آب است. برای مثال، مجموعه کلانشهری مثل تهران در سرشماری سال ۱۳۹۵ حدود ۱۴ میلیون نفر بود، اما اکنون گمانهزنیها حاکی از جمعیتی بالغ بر ۱۸ تا ۲۰ میلیون نفر است که هنوز سرشماری دقیقی برای آن انجام نشده است.
علاوه بر این سدها، آبخوان دشت تهران-کرج نیز منبع آب زیرزمینی این مجموعه است که ظرفیت معینی دارد. اگر بخواهم مثال سادهای بزنم، این منابع مانند یک ظرف ۵۰ لیتری هستند؛ این ظرف شاید نیازهای بهداشتی یک خانواده ۳ نفره را تأمین کند، اما قطعاً برای ۱۰ نفر کافی نیست.
ایران بر اساس اقلیم خشک، آب مصرف نمی کند
*موضوع الگوی مصرف چقدر در این بحران نقش دارد؟ آیا ما براساس اقلیم خود مصرف میکنیم؟
خیر، ما الگوی استاندارد اقلیم خشک و نیمهخشک را رعایت نمیکنیم. در کشورهای اروپایی مانند آلمان و انگلستان که اقلیم مرطوبی دارند، سرانه مصرف روزانه ۱۲۰ لیتر است و اگر کسی رعایت نکند جریمه میشود. اما در شهرهای ایران، متوسط مصرف بالای ۲۵۰ لیتر در روز است. در محلههایی مانند مناطق ۱، ۲، ۳، ۵ و ۷ تهران، مصرف به بالای ۳۰۰ تا ۴۵۰ لیتر بر روز میرسد، در حالی که در مناطقی مثل خزانه و جوادیه ممکن است کمتر از ۱۵۰ لیتر باشد.
بنابراین، با توجه به استطاعت سرزمینی ما، سرانه مصرف باید کمتر از ۱۰۰ لیتر تعیین شود. ایرانیان از قدیم بر مبنای قناعتپیشگی زندگی میکردند و تمدن ایرانی بر همین اساس در اقلیم خشک بنا شده است، اما اکنون این رفتار اجتماعی تغییر کرده است.
*یکی دیگر از چالشهایی که به آن اشاره کردید، بحث تصفیه فاضلاب و بازچرخانی آب است. وضعیت تهران در این زمینه چگونه است؟
رویکردی که اکنون برای تصفیه فاضلاب در تهران و سایر شهرهای ایران استفاده میشود، مربوط به دوره مدرنیزاسیون دهه ۷۰ میلادی است که رویکردی متمرکز است. در این روش، فاضلاب از تمام شهر با لولههای بزرگ جمعآوری و به جنوب شهر که تراز ارتفاعی پایینتری دارد منتقل میشود. به دلیل این اختلاف ارتفاع، بازگرداندن آب تصفیه شده به شهر بسیار دشوار و پرهزینه است.
علاوه بر این، پس از گذشت ۴۰ سال، از ۱۲ تصفیهخانه مورد نیاز تهران تنها ۲ مورد ساخته شده است. نکته فاجعهبار این است که سیستم جمعآوری فاضلاب ساخته شده، اما تصفیهخانهها تکمیل نشدهاند؛ در نتیجه چاههای جذبی که قبلاً آب را به سفرههای زیرزمینی بازمیگرداندند حذف شدهاند و فاضلاب جمعآوری شده به صنایع پاییندست فروخته میشود.
در حالی که خودِ شهر به آن نیاز مبرم دارد. تصفیه باید در محل (آپارتمان یا محله) انجام شود تا آب بلافاصله به چرخه مصرف و تغذیه آبخوان بازگردد، اما این کار انجام نمیشود و تغذیه آب زیرزمینی مختل شده است.
حساب بانکی آبخوانهای ما ورشکسته است
*در مورد وضعیت آبخوانها و منابع زیرزمینی کمتر در رسانهها صحبت میشود؛ اما در مقابل بیشتر درباره میزان خالی بودن سدها صحبت به میان می آید. درباره خطرات روبروی آبخوان ها با چه بحران هایی مواجهیم؟
وضعیت آب زیرزمینی مانند یک حساب بانکی است. حقوق ورودی شما و مصارف ماهانهتان تراز حساب را تعیین میکند و انباشتهای هم از سالهای قبل دارید. اگر دخل و خرج شما همخوانی نداشته باشد، ورشکسته میشوید و سراغ آن ذخیره ۳۰ ساله میروید.
در دشت تهران-کرج، ما مجاز به برداشت ۱۸۶ میلیون مترمکعب در سال بودیم تا با بارندگیها جایگزین شود اما از سال ۱۳۸۵ به بعد سالانه بیش از ۴۰۰ میلیون مترمکعب برداشت کردهایم. از سال ۱۴۰۰ به بعد وضعیت بسیار بدتر شده و اکنون به نظر میرسد ۶۰ درصد آب تهران از منابع زیرزمینی تأمین میشود و تنها ۴۰ درصد از سدهاست.
حساب بانکی آبخوانهای ما ورشکسته است. ما با بتنریزی در رود-درهها، مسیر تغذیه طبیعی آبخوانها را هم بستهایم. طبق محاسبات ما، حجم استاتیک آبخوان تهران که طی هزاران سال شکل گرفته، حدود ۶ میلیارد مترمکعب بوده که اکنون به نظر میرسد کمتر از ۴ میلیارد آن باقی مانده باشد؛ یعنی ۲ میلیارد مترمکعب آن را طی این سالها بلعیدهایم و این مقدار طی دورههای کوتاه جایگزین نمیشود و جایگزینی آن به دورههای زمینشناسی نیاز دارد.
معضل «آبِ به حساب نیامده»
*علاوه بر برداشتهای بیرویه، چه عوامل دیگری به این ورشکستگی دامن میزنند؟
در سال ۱۳۹۹، آمارها حاکی از ۴۰ درصد هدررفت در شبکه بود. شرکت آبفا برای کاهش این نشتی، فشار آب را در شبکه کاهش داده است تا آب کمتری از سوراخهای لولههای فرسوده خارج شود. به همین دلیل است که اکنون برخلاف استاندارد قدیم که فشار آب تا طبقه چهارم میرسید، همه خانهها ناچار به نصب پمپ و مخزن شدهاند.
نصب غیرتخصصی این پمپها توسط افراد غیرماهر باعث میشود که فشار معکوس به تأسیسات داخلی ساختمان وارد شده و نشتی که قبلاً در سطح شهر بود، اکنون به داخل آپارتمانها منتقل شود.
این کوته فکری است که هم تقصیرها گردن طبیعت باشد
*با این اوصاف، سهم عوامل طبیعی در این بحران چقدر است؟
ما هنوز سند مسجلی نداریم که نشان دهد میزان بارشهای ایران در درازمدت تغییر قابلتوجهی داشته است. آمارهای ۶۰ سال گذشته نشان میدهد اگرچه توزیع زمانی و مکانی بارشها تغییر کرده اما حجم کل بارش در سرزمین ایران تقریباً ثابت مانده است.
به عبارتی، کوچکترین سهم در این بحران متعلق به خشکسالی هواشناسی و هیدرولوژیک است و بیشترین سهم مربوط به عاملیتهای اجتماعی و اقتصادی است. طبیعت و خداوند کماکان به وعده خود عمل میکنند و این کوتاهفکری است که مسئولان تمام مشکلات را به گردن عوامل جوی بیندازند.
*چرا آمارهای دقیق و شفافی از وضعیت آبخوانها به مردم ارائه نمیشود؟
مطالعات اکثر دشتهای ایران در حد نیمهتفصیلی باقی مانده و حتی حکمرانان آبی هم اطلاعات دقیقی از حجم منابع ندارند. در تاریخ ما، مردم به دلیل وجود قنات، درک مستقیمی از آب زیرزمینی داشتند، اما نسل جدید و حتی تحصیلکردههای ما هیچ معرفتی نسبت به آبخوان ندارند.
۸۵ درصد منابع آب ایران زیرزمینی و تنها ۱۵ درصد سطحی است، اما تمام تمرکز ما در این سالها بر سدسازی برای آن ۱۵ درصد بوده است.
جابهجایی شجاعانه صنایع از تهران باید عملیاتی شود
*سال آینده با ناترازی همزمان در بخش آب و برق مواجه خواهیم بود. این موضوع چه تبعاتی برای صنایع کشور، بهویژه در نیمه دوم سال آینده و حتی تابستان، به همراه خواهد داشت؟
هماکنون بسیاری از صنایع اطراف تهران در تابستان با قطع آب و برق مواجه هستند. صنایعی مانند پالایشگاهها، نیروگاهها و صنایع فلزی بسیار آببر هستند. ما باید به فکر جابهجایی شجاعانه صنایع و کشاورزی از تهران و سایر شهرهای فلات مرکزی مثل اصفهان، یزد و کرمان به نوار ساحلی جنوب ایران باشیم.
به جای انتقال آب دریا به مرکز، باید صنایع را به لب دریا برد. کشاورزی تهران هم باید به کشاورزی صنعتی با مصرف کنترلشده و محدود به تأمین نیازهای ضروری شهر تبدیل شود.
*کشورهای همسایه ما مانند کشورهای عربی، وضعیت بارش کمتری نسبت به ما دارند. آنها چگونه الگوی مدیریت آب را پیش گرفتهاند و چرا ما از تجربیات آنها استفاده نمیکنیم؟
کشورهای خاورمیانه همگی شرایطی مشابه یا بدتر از ایران دارند. اما در برخی ایالتهای آمریکا مانند کالیفرنیا یا در استرالیا زمانی که دچار تنش آبی شدند، با اعمال سیاستهای بسیار سختگیرانه توانستند بحران را کنترل کنند. متأسفانه کشورهای در حال توسعه در کمربند بیابانی دنیا از عراق و سوریه تا هند و افغانستان، همگی درگیر این تنش هستند.
مردم مصرف آب را به زیر ۱۰۰ لیتر برسانند
*به عنوان یک هیدرولوژیست، توصیه نهایی شما به مردم و مسئولان برای مدیریت مصرف چیست؟
توصیه که نه، خواهش و التماس می کنم همگی تلاش کنیم سرانه مصرف روزانه را به ۱۰۰ لیتر برسانیم. البته برای این کار مردم نیاز به ابزار دارند؛ کنتورهای فعلی که ماهانه قرائت میشوند، ابزار مناسبی برای مدیریت لحظهای نیستند.
ما به سیستمهای شمارش آب هوشمند در واحدهای مسکونی نیاز داریم تا هر شهروند بتواند داشبورد مصرف روزانه خود را ببیند و بداند چقدر از سهم خود را مصرف کرده است. تا زمانی که این ابزارها فراهم شود، مردم باید با هر روشی که میتوانند، مانند گذشتگان که با یک ظرف آب تمام ظروف را میشستند، در مصرف صرفهجویی کنند.
ما نیاز داریم تصویرمان را نسبت به بهداشت اصلاح کنیم و از وسواسهای بیجا در مصرف آب پرهیز کنیم. در این زمینه به کمک روانشناسان اجتماعی برای تغییر رفتارهای جمعی نیاز مبرم داریم.
همچنین شهروندان باید به سمت استفاده از فناوریهای پکیج تصفیه فاضلاب در ساختمانهای خود بروند و به فاضلاب به چشم آب نگاه کنند، نه یک ماده دورریختنی. ما وارد دوران بحران شدهایم و بقای ما در این سرزمین به تغییر نگاه ما به مقوله آب بستگی دارد.
نظرات کاربران (۰)