۱۴۰۵ شهریور ۱۹ پنجشنبه
اقتصادران

دو بال نجات برای اقتصاد ایران

28 خرداد بود كه مسعود پزشكيان و دونالد ترامپ تفاهمنامه 14‌بندي را امضا كردند.

تیر ۱۸, ۱۴۰۵
اقتصاد ایران

به گزارش اقتصادران، هنوز ۲۰ روز از توافق ایران و امریکا نمی‌گذرد که تنش در منطقه دوباره اوج گرفته است. تنشی که نگرانی‌ها برای توقف توافق بین ایران و امریکا و از سرگیری جنگی جدید را افزایش داده است. ۲۸ خرداد بود که مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ تفاهمنامه ۱۴‌بندی را امضا کردند.

توافقی که طبق اظهارات اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، ایالات متحده امریکا بر مبنای آن موظف به رفع همه تحریم‌هاست؛ تحریم‌های اولیه، ثانویه، تحریم‌های شورای امنیت و قطعنامه‌های مرتبط با شورای حکام آژانس . شالوده اصلی مباحث اقتصادی تفاهم، آزاد شدن اموال مسدود یا محدود شده ایران و بازسازی خسارات از حیث اقتصادی است. بقایی آن روزها اعلام کرد که به محض امضای یادداشت تفاهم، ایران می‌تواند بدون هیچ‌گونه مانع و مشکلی، فروش نفت و محصولات پتروشیمی و مشتقات نفتی را انجام دهد. اما این روزها خبر خوبی در مورد فروش نفت ایران و مشتقات آن به گوش نمی‌رسد. صبح روز گذشته خزانه‌داری امریکا، تحریم‌های نفتی ایران را مجددا برقرار کرد. بر همین اساس قیمت نفت روز سه‌شنبه به بالای ۷۵ دلار رسید.

روز گذشته رشد قیمت ادامه یافت و بازار نفت دوباره عدد ۷۸ دلار را دید. برقراری تحریم‌های نفتی ایران از سوی وزارت امور خارجه محکوم شد . وزارت امور خارجه ایران اعلام کرد که «اقدام خزانه‌داری امریکا در لغو تعلیق موقت تحریم فروش نفت ایران، مصداق نقض فاحش بند ۱۰ یادداشت تفاهم خاتمه جنگ مورخ ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ است.» ایران در نهایت مسوولیت پیامدهای این عهدشکنی را متوجه دولت امریکا دانست. همزمان با این اتفاقات تنش‌های نظامی در منطقه اوج گرفته است. تنش‌هایی که نگرانی از توقف کامل توافقنامه را افزایش داده است. توافقی که از نگاه اکثر کارشناسان اقتصادی و فعالان اقتصادی می‌تواند بخش زیادی از چالش‌های موجود در حوزه اقتصاد را رفع کند، البته یک صلح پایدار. از نگاه آنها در کنار یک روابط بین‌المللی سالم پایدار صلح، اصلاح امور داخلی است که می‌تواند کشور را نجات دهد.

آیا می‌توان به رفع تحریم‌ها خوشبین بود؟

حسین راغفر، اقتصاددان در مورد توافق ایران و امریکا بر این باور است که تحولات اخیر در روابط ایران و امریکا و انتشار اخباری درباره تفاهم‌های جدید، بار دیگر موجی از امیدواری نسبت به کاهش تنش‌ها و احتمال رفع تحریم‌ها ایجاد کرده است. با این حال، اگر این تحولات را بر پایه تجربه تاریخی، رفتار سیاست خارجی امریکا و واقعیت‌های ژئوپلیتیکی منطقه تحلیل کنیم، دلیلی برای خوشبینی نسبت به دستیابی به توافقی پایدار و موثر مشاهده نمی‌شود. مساله اصلی این نیست که توافقی روی کاغذ امضا شود، بلکه پرسش اساسی آن است که آیا طرف مقابل اراده و توان اجرای تعهدات خود را دارد یا خیر؟

او در این خصوص به «اعتماد» می‌گوید: تجربه چند دهه گذشته نشان می‌دهد که ایالات متحده در بسیاری از توافق‌های بین‌المللی، به‌ویژه در قبال ایران، بیش از آنکه به تعهدات خود پایبند باشد، سیاست فشار، تهدید و استفاده از ابزار تحریم را دنبال کرده است. به همین دلیل، هرگونه ارزیابی درباره آینده روابط دو کشور باید بر اساس عملکرد عملی امریکا انجام شود نه بر مبنای وعده‌ها یا بیانیه‌های سیاسی. راغفر توضیح می‌دهد: در روابط بین‌الملل، اعتماد زمانی شکل می‌گیرد که رفتار دولت‌ها با تعهداتشان همخوانی داشته باشد. درباره امریکا، تجربه ایران نشان می‌دهد که این همخوانی بارها از بین رفته است. توافق‌ها امضا شده‌اند، اما در عمل یا اجرا نشده‌اند یا پس از مدت کوتاهی کنار گذاشته شده‌اند. بنابراین طبیعی است که نسبت به هر توافق جدید، تردیدهای جدی وجود داشته باشد. از سوی دیگر، در ماه‌های اخیر نیز برخی مقام‌های امریکایی همچنان از ادامه فشارهای اقتصادی، حفظ تحریم‌ها و حتی بررسی گزینه‌های سخت‌تر سخن گفته‌اند. این مواضع نشان می‌دهد که راهبرد اصلی واشنگتن تغییر بنیادینی نکرده است. در چنین شرایطی، انتظار اینکه صرف امضای یک تفاهمنامه بتواند به سرعت اقتصاد ایران را از فشار تحریم‌ها خارج کند، با واقعیت‌های موجود سازگار نیست.

او تاکید می‌کند: نباید فراموش کرد که تحریم‌ها صرفا یک ابزار اقتصادی نیستند، بلکه بخشی از راهبرد سیاسی امریکا برای اعمال فشار بر ایران محسوب می‌شوند. تا زمانی که این راهبرد تغییر نکند، نمی‌توان انتظار داشت که تحریم‌ها به‌طور پایدار برداشته شوند. راغفر ادامه می‌دهد: یکی از مهم‌ترین متغیرهایی که آینده هرگونه توافق میان ایران و امریکا را تحت تاثیر قرار می‌دهد، نقش اسراییل است. سیاست‌های منطقه‌ای اسراییل طی سال‌های گذشته همواره بر افزایش فشار بر ایران استوار بوده و این رژیم از هرگونه کاهش تنش میان تهران و واشنگتن استقبال نکرده است. واقعیت آن است که بخشی از ساختار تصمیم‌گیری در امریکا نیز تحت تاثیر لابی‌های قدرتمند حامی اسراییل قرار دارد. به همین دلیل، حتی اگر در مقاطعی دولت امریکا تمایل به کاهش تنش داشته باشد، فشارهای سیاسی داخلی و منطقه‌ای می‌تواند مسیر مذاکرات را تغییر دهد. او می‌گوید: در کنار این موضوع، گزارش‌ها و تحلیل‌های مختلف حاکی از آن است که اسراییل نیز با چالش‌های اقتصادی و امنیتی قابل توجهی روبه‌رو است. هزینه‌های جنگ، کاهش سرمایه‌گذاری، افزایش هزینه‌های نظامی و فشار بر اقتصاد داخلی، شرایط پیچیده‌ای را برای این رژیم ایجاد کرده است. در چنین وضعیتی، تداوم فضای تنش می‌تواند از نگاه برخی جریان‌های سیاسی اسراییل ابزاری برای مدیریت مشکلات داخلی باشد.به همین دلیل نباید نقش این بازیگر را در آینده مذاکرات ایران و امریکا نادیده گرفت.

راغفر توضیح می‌دهد: یکی از اشتباهاتی که گاه در تحلیل فضای سیاسی رخ می‌دهد، اتکا به اظهارات رسانه‌ای مقام‌های سیاسی است. تجربه نشان داده است که میان آنچه در نشست‌های خبری اعلام می‌شود و آنچه در عمل اتفاق می‌افتد، فاصله قابل توجهی وجود دارد.اگر قرار باشد درباره آینده توافق‌ها قضاوت کنیم، باید عملکرد عملی طرف مقابل را ملاک قرار دهیم. زمانی می‌توان از موفقیت یک تفاهم سخن گفت که آثار آن در رفع واقعی تحریم‌ها، تسهیل مبادلات بانکی، افزایش صادرات نفت، آزادسازی منابع مالی و بهبود فضای کسب‌وکار مشاهده شود. پیش از آن، هرگونه خوشبینی بیشتر جنبه روانی خواهد داشت تا اقتصادی. او می‌گوید: اقتصاد ایران بارها هزینه امیدهای زودهنگام را پرداخت کرده است.

فعالان اقتصادی، تولیدکنندگان و سرمایه‌گذاران زمانی تصمیم‌های بلندمدت می‌گیرند که از ثبات سیاست‌ها اطمینان داشته باشند. اما وقتی احتمال بازگشت تحریم‌ها یا تشدید تنش‌ها همواره وجود دارد، سرمایه‌گذاری نیز با احتیاط انجام می‌شود.نکته مهم‌تر آن است که آینده اقتصاد ایران نباید صرفا به نتیجه مذاکرات گره بخورد. هر چند رفع تحریم‌ها می‌تواند بخشی از مشکلات اقتصادی را کاهش دهد، اما بسیاری از چالش‌های اقتصاد کشور ریشه داخلی دارند و بدون اصلاحات ساختاری برطرف نخواهند شد. او می‌گوید: اصلاح نظام بودجه، کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، مبارزه با فساد، بهبود محیط کسب‌وکار، اصلاح نظام بانکی، افزایش بهره‌وری، حمایت از تولید و جذب سرمایه‌گذاری داخلی از جمله اقداماتی است که مستقل از نتیجه مذاکرات باید دنبال شود.

اگر اقتصاد کشور تنها در انتظار توافق باقی بماند، هر تحول سیاسی خارجی می‌تواند دوباره آن را دچار شوک کند. بنابراین سیاستگذاری اقتصادی باید بر پایه افزایش تاب‌آوری اقتصاد در برابر تحریم‌ها و کاهش وابستگی به متغیرهای خارجی طراحی شود. راغفر می‌گوید: در کنار همه این مسائل، تحولات منطقه نیز قابل توجه است. نشانه‌هایی از بهبود روابط ایران با برخی کشورهای عربی از جمله عربستان مشاهده می‌شود. این روند می‌تواند فرصت‌هایی برای توسعه همکاری‌های اقتصادی و امنیتی در منطقه ایجاد کند.به نظر می‌رسد برخی کشورهای منطقه نیز در حال بازنگری در ارزیابی‌های خود نسبت به تحولات اخیر هستند و تلاش می‌کنند روابط متوازن‌تری با ایران برقرار کنند.

این تغییرات می‌تواند بخشی از فشارهای سیاسی و اقتصادی را کاهش دهد، اما جایگزین رفع تحریم‌های امریکا نخواهد شد.در مجموع، ارزیابی واقع‌بینانه از شرایط موجود نشان می‌دهد که هنوز دلایل محکمی برای خوشبینی نسبت به رفع کامل تحریم‌ها وجود ندارد. سابقه رفتار امریکا، استمرار سیاست فشار، نقش اسراییل در معادلات منطقه، نبود تضمین برای اجرای تعهدات و فضای بی‌اعتمادی میان دو کشور، همگی نشان می‌دهند که نباید صرف انتشار اخبار مربوط به تفاهم‌ها، انتظار تحول سریع در اقتصاد ایران را داشت. راغفر تاکید می‌کند: آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، اتکا به واقعیت‌های میدانی است، نه امید بستن به وعده‌های سیاسی. اگر قرار باشد تغییری پایدار در اقتصاد ایران رخ دهد، این تغییر علاوه بر رفع تحریم‌ها، نیازمند اصلاحات عمیق داخلی، افزایش کارآمدی حکمرانی اقتصادی و اتخاذ سیاست‌هایی است که اقتصاد کشور را در برابر تکانه‌های خارجی مقاوم‌تر کند. تنها در چنین شرایطی می‌توان از ثبات اقتصادی، رشد پایدار و بهبود معیشت مردم سخن گفت.

رفع تحریم‌ها شرط لازم 

عباس آرگون، عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی تهران در این باره به «اعتماد» می‌گوید: رفع تحریم‌ها یکی از مهم‌ترین مطالبات فعالان اقتصادی است، زیرا تداوم محدودیت‌های بین‌المللی، هزینه تولید و تجارت را افزایش می‌دهد و مانع رشد پایدار اقتصاد ایران می‌شود. با این حال، نباید تصور کرد که تنها با برداشته شدن تحریم‌ها همه مشکلات اقتصادی کشور برطرف می‌شود. اقتصاد ایران علاوه بر فشارهای خارجی، با چالش‌های ساختاری در داخل نیز مواجه است و اصلاح این مشکلات باید همزمان با گسترش تعاملات بین‌المللی دنبال شود.

آرگون درباره چشم‌انداز رفع تحریم‌ها توضیح می‌دهد: بدون تردید هر اقدامی که به کاهش یا رفع تحریم‌ها منجر شود، به نفع اقتصاد کشور است. اگر اقتصاد ایران بخواهد به رشد پایدار دست پیدا کند، ناگزیر است از شرایط تحریمی فاصله بگیرد و بتواند در یک فضای عادی با اقتصاد جهانی تعامل داشته باشد. او ادامه می‌دهد: هیچ کشوری قادر نیست تمام نیازهای خود را به تنهایی تامین کند. توسعه اقتصادی زمانی شکل می‌گیرد که کشورها بتوانند با یکدیگر مبادله کالا، خدمات، سرمایه و فناوری داشته باشند. در چنین شرایطی، تولیدکنندگان نیز با هزینه کمتر مواد اولیه و تجهیزات مورد نیاز خود را تامین می‌کنند و امکان صادرات محصولاتشان به بازارهای جهانی افزایش پیدا می‌کند. بنابراین تداوم تحریم‌ها به‌طور مستقیم بر رشد اقتصادی، سرمایه‌گذاری و اشتغال اثر منفی می‌گذارد. آرگون درباره احتمال موفقیت مذاکرات و رفع کامل تحریم‌ها نیز تاکید می‌کند: طبیعی است که همه فعالان اقتصادی امیدوار باشند مذاکرات به نتیجه برسد، اما تجربه سال‌های گذشته نشان می‌دهد که باید با احتیاط به آینده نگاه کرد. در سال‌های اخیر بارها مذاکرات به مراحل امیدوارکننده رسیده، اما به دلایل مختلف با بدعهدی طرف‌های مقابل، نتایج مورد انتظار حاصل نشده است. به گفته او، اگرچه اخبار منتشر شده از روند مذاکرات می‌تواند امیدهایی ایجاد کند و بخشی از محدودیت‌های صادرات نفت نیز کاهش پیدا کرده است، اما تا زمانی که سایر تحریم‌ها برداشته نشود، نمی‌توان از بازگشت کامل اقتصاد ایران به شرایط عادی سخن گفت. به همین دلیل، لازم است ضمن ادامه مذاکرات، برنامه‌ریزی اقتصادی کشور تنها بر مبنای نتایج گفت‌وگوها انجام نشود.

این عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی تهران معتقد است؛ رفع تحریم‌ها تنها شرط لازم برای بهبود اقتصاد است و شرط کافی محسوب نمی‌شود.  او می‌گوید: بخش مهمی از مشکلات اقتصادی کشور به ساختارهای داخلی بازمی‌گردد. اصلاح قوانین، بهبود فضای کسب‌وکار، حمایت موثر از تولید، تسهیل تامین مالی بنگاه‌ها، کاهش بروکراسی و حذف مقررات مزاحم از جمله اقداماتی است که باید همزمان با کاهش تحریم‌ها انجام شود. آرگون تاکید می‌کند: اگر این اصلاحات صورت نگیرد، حتی در صورت رفع کامل تحریم‌ها نیز اقتصاد ایران نمی‌تواند از همه ظرفیت‌های خود استفاده کند.

بنابراین اصلاحات داخلی و تعامل سازنده با جهان دو بال توسعه اقتصادی هستند و هر دو باید به صورت همزمان مورد توجه قرار گیرند. او در ادامه به مشکلات روزمره بنگاه‌های اقتصادی اشاره می‌کند و می‌گوید: امروز فعالان اقتصادی در شرایطی فعالیت می‌کنند که نه حمل‌ونقل بین‌المللی در وضعیت عادی قرار دارد، نه نقل‌وانتقال پول به سهولت انجام می‌شود و نه تجارت خارجی بدون محدودیت امکان‌پذیر است. با وجود این، از تولیدکنندگان انتظار می‌رود همه تعهدات مالیاتی، بیمه‌ای و قانونی خود را دقیقا مطابق شرایط عادی انجام دهند. به اعتقاد آرگون، این وضعیت فشار مضاعفی بر واحدهای تولیدی وارد می‌کند. اگر شرایط کشور به وضعیت عادی بازگردد، اجرای قوانین موجود نیز منطقی خواهد بود، اما تا زمانی که اقتصاد با محدودیت‌های ناشی از تحریم و شرایط ویژه روبه‌رو است، لازم است قوانین و مقررات نیز متناسب با این وضعیت اصلاح شود.  او تاکید می‌کند: نمی‌توان از بنگاه‌های اقتصادی انتظار داشت در شرایطی شبیه اقتصاد جنگی فعالیت کنند، اما با قواعد یک اقتصاد کاملا عادی مورد ارزیابی قرار گیرند. اگر همزمان با رفع تحریم‌ها، اصلاحات ساختاری در داخل نیز انجام شود، اقتصاد ایران می‌تواند به مسیر رشد، افزایش تولید، توسعه صادرات و بهبود فضای کسب‌وکار بازگردد و از فرصت‌های پیش‌رو بیشترین بهره را ببرد.

موفقیت توافق ایران و امریکا 

جعفر قادری، کارشناس اقتصادی و نماینده مجلس در این خصوص به «اعتماد» می‌گوید: هرگونه ارزیابی درباره آینده توافق میان ایران و امریکا و احتمال رفع تحریم‌ها، بیش از هر عامل دیگری به نحوه رفتار ایالات متحده و میزان پایبندی آن به تعهداتش بستگی دارد. تجربه‌های گذشته نشان داده است که امریکا در بسیاری از توافق‌ها به وعده‌های خود عمل نکرده و همین مساله موجب شده است که نگاه ایران به هر توافق جدید با احتیاط و بدبینی همراه باشد. در سال‌های گذشته، مذاکرات و توافق‌های مختلفی میان ایران و امریکا با حضور دیگر قدرت‌های جهانی شکل گرفت، اما نتیجه نهایی بسیاری از آنها نشان داد که اعتماد به رفتار طرف امریکایی کار آسانی نیست. به همین دلیل نمی‌توان صرفا با اعلام یک توافق، نسبت به آینده اقتصادی کشور یا رفع کامل تحریم‌ها خوشبین بود.

موفقیت هر توافق زمانی معنا پیدا می‌کند که طرف مقابل در عمل به تعهدات خود پایبند باشد و از رفتارهای یکجانبه و مبتنی بر فشار فاصله بگیرد. او ادامه می‌دهد: اگر امریکا این‌بار با رویکردی متفاوت وارد عمل شود و تعهدات خود را به‌طور کامل اجرا کند، این توافق می‌تواند زمینه مناسبی برای حل بخشی از اختلافات و کاهش تنش‌های سیاسی و اقتصادی فراهم کند. در چنین شرایطی، امکان بهبود روابط اقتصادی، افزایش تعاملات تجاری و کاهش فشارهای ناشی از تحریم‌ها نیز به وجود خواهد آمد. اما اگر تجربه‌های گذشته تکرار شود، نمی‌توان انتظار داشت که توافق به نتایج مطلوب برسد. قادری توضیح می‌دهد: واقعیت این است که رفتار امریکا در طول دهه‌های گذشته عمدتا بر پایه اعمال فشار و استفاده از ابزارهای سیاسی و اقتصادی برای پیشبرد اهداف خود بوده است. این رویکرد باعث شده بسیاری از کشورها نسبت به تعهدات واشنگتن با تردید نگاه کنند. از همین رو، طبیعی است که ایران نیز با دیده احتیاط به روند مذاکرات و اجرای توافق احتمالی بنگرد.ورود ایران به مسیر گفت‌وگو و توافق، به معنای استقبال از راه‌حل‌های دیپلماتیک و تلاش برای کاهش تنش‌هاست.

جمهوری اسلامی ایران همواره اعلام کرده است که به دنبال جنگ و بی‌ثباتی نیست و ترجیح می‌دهد اختلافات از مسیر گفت‌وگو حل‌وفصل شود. در عین حال، انتظار می‌رود طرف مقابل نیز حسن نیت خود را در عمل نشان دهد و از تکرار سیاست‌های گذشته پرهیز کند. قادری تاکید می‌کند: در صورت اجرای کامل توافق و کاهش تحریم‌ها، اقتصاد ایران می‌تواند از فرصت‌های جدیدی بهره‌مند شود. کاهش محدودیت‌های مالی و بانکی، تسهیل تجارت خارجی، افزایش صادرات، جذب سرمایه‌گذاری و بهبود فضای کسب‌وکار از جمله دستاوردهایی خواهد بود که می‌تواند به رشد اقتصادی کشور کمک کند. همچنین بازار سرمایه نیز از چنین فضایی تاثیر مثبت خواهد پذیرفت و اعتماد فعالان اقتصادی افزایش خواهد یافت.بازار ارز نیز از نخستین بازارهایی است که به تحولات سیاسی واکنش نشان می‌دهد. اگر توافق با موفقیت اجرا و چشم‌انداز رفع تحریم‌ها تقویت شود، انتظار می‌رود انتظارات تورمی کاهش پیدا کند و نرخ ارز نیز با ثبات بیشتری همراه شود.

این مساله می‌تواند آثار مثبتی بر سایر بازارها، از جمله بازار کالا، تولید و سرمایه‌گذاری داشته باشد. او می‌گوید: در مقابل، اگر توافق به نتیجه نرسد یا طرف امریکایی بار دیگر از اجرای تعهدات خود سر باز زند، شرایط متفاوتی رقم خواهد خورد. افزایش نااطمینانی، تشدید فشارهای اقتصادی و احتمال بازگشت تنش‌ها می‌تواند بر عملکرد بازارهای مالی اثر منفی بگذارد. در چنین فضایی، بورس با افت اعتماد سرمایه‌گذاران روبه‌رو می‌شود و بازار ارز نیز ممکن است با افزایش قیمت‌ها و نوسان بیشتری مواجه شود. قادری در خاتمه تاکید می‌کند: آینده توافق ایران و امریکا و تاثیر آن بر اقتصاد کشور، بیش از هر چیز به رفتار عملی امریکا وابسته است. اگر واشنگتن این‌بار به تعهدات خود پایبند بماند و از سیاست فشار فاصله بگیرد، می‌توان به کاهش تحریم‌ها، بهبود شرایط اقتصادی و افزایش ثبات در بازارها امیدوار بود. اما اگر تجربه‌های گذشته تکرار شود، نه تنها رفع تحریم‌ها محقق نخواهد شد، بلکه اقتصاد کشور نیز همچنان با چالش‌ها و نااطمینانی‌های جدی روبه‌رو خواهد بود. از این رو، قضاوت درباره آینده این توافق باید بر اساس عملکرد طرف مقابل و نه صرفا بر مبنای وعده‌ها و اظهارات سیاسی انجام شود.

منبع: روزنامه اعتماد
لینک کوتاه

نظرات کاربران (۰)

دیدگاه خود را بنویسید